لینک‌های روز: فرق بین فلسطین و دارفور

  • از ما کسی پیر نمی‌شود » ایمــــایان
    چند سال پیش به معاونت سینمایی که روی سانسور یکی از فیلهایم پافشاری می‌کرد گفتم که چندسالی بیشتر برایم باقی نمانده است؛ این سالهای باقیمانده هم آنقدر ارزش ندارند که بخواهم پا روی باورهایم بگذارم. امیر نادری می‌گفت:« جوری فیلم بساز که اگر سر صحنه سکته کردی و مردی، آخرین پلانت بهترین نمای همه‌ی عمرت باشد» می‌بینی چه راه حل خوبی برای کوتاهی عمرم پیدا کرده‌ام؟ این گونه فکر کردن به من جرأت می‌دهد،  جرأت می‌دهد که فیلم بد نسازم، به کسی باج ندهم و زیر بار سانسور نروم. این گونه فکرکردن مرا جوان و پرانرژی می‌کند چون نیازی به محافظه‌کاری و مصلحت‌اندیشی نمی‌بینم؛ توانم را دوچندان می‌کند چون فرصت ندارم و باید بهترین فیلمی را که دوست دارم بسازم. این گونه فکرکردن نه تنها به ضرر من نیست بلکه به نفع من هم هست که بیشتر زنده بمانم و برای هر روزش خدا را شاکر خواهم بود  امّا اگر به موقع و در پنجاه‌وچندسالگی جهان فانی را وداع گفتم، در لحظه‌ی مرگ شرمنده‌ی سینما نخواهم بود. همانطور که در حال حاضر و خلوت خودم هرگز شرمنده‌ی فیلمهایی که ساخته‌ام نیستم؛ شاید اینگونه فکرکردن همان بی‌نیازی است.
  • به باد می‌ماند دل‌تنگی » تلخ،مثل عسل
    یک مجسمه کادو گرفته‌ام. مرد و زنی هستند که دارند می‌رقصند. جوری می‌رقصند که انگار تنیده شده‌اند در هم.  مرد کمر زن را گرفته و خمش کرده به عقب، جوری که کافی‌است دستش را بردارد تا زن بیافتد. زن دست راستش روی شانه مرد است. توی مجسمه معلوم نیست اما حتمن وقتی خم شده شانه مرد را فشرده، جوری که رد انگشتش بر پوست مرد باقی مانده. شاید زن هرگز نفهمد وقتی رقص تمام شد مرد در خلوتش جلوی آیینه ایستاده قرمزی شانه اش را تماشا کرده، رد انگشتان زن را با دست لمس که نه، نوازش کرده و لبخند زده؛ از آن لبخندها که باید عمری با کسی زندگی کنی تا بفهمی معنایش چیست.
  • دمکراسی از جنس » راز سر به مُهر
    مردم خوب می دانند “چه نمی خواهند” ولی دقیقا نمی دانند “چه می خواهند”؛ یا شاید هم می دانند و تعارف و عافیت و الباقی محذورات مجال ابرازش را نمی دهد … خلاصه جنس دمکراسی ما از جنس “نه” است نه “بله”
  • قدرت جنبش سبز در کتک خوردن است نه کتک زدن » عباس عبدی
    اگر جنبش سبز بيش از هميشه از رفتارهايي كه در اين جنبش، موجب تقويت خشونت در طرف مقابل مي‌شود پرهيز كند (پرهيز از دروغ به اسم جنبش، پرهيز از هر شعار راديكال و بي‌مبنا و خشونت زا، پرهيز از هر اقدام عملي خشونت‌آميز) قطعاً آينده اميدبخشي را بايد براي كشور انتظار كشيد، چون ترديدي ندارم كه اين شيوه از يك سو موجب انفعال جريان خشونت‌طلب حاكم مي‌شود، و از سوي ديگر زمينه را براي پذيرش مطالبات به حق جنبش از جمله رعايت قانون، بسط و رعايت آزادي‌ها و انتخابات نسبتاً آزاد فراهم خواهد كرد. براي اين كار كليه كساني كه خود را طرفدار اين جنبش مي‌دانند بايد صادقانه رفتار كنند. آنان اگر آقاي موسوي يا كروبي را قبول دارند، حتماً سعي كنند در چارچوب‌هاي اعلاني آنان اقدام كنند، نه اينكه كارهاي خودشان را به نام جنبش سبز انجام دهند
  • به چه راضی می شوند این کنار گود نشین ها؟ » مجمع دیوانگان
    اگر نخوانده اید بخوانید تا متوجه شوید که شیخ ما در پاسخ به بازجویان وزرت اطلاعات اینگونه به مرور وقایع و مصایب نپرداخته است. بلکه در برابر خبرنگار سبز لندن نشینی ناگزیر به دفاع از خود شده که در یک صبح دل انگیز بهاری هوس کرده تا به شیخ زنگ بزند و بپرسد «خب تا کجا به بیانیه صادر کردن و عمل نکردن به الزامات مبارزه  می خواهید ادامه دهید؟»
  • بدحجاب خواهر و مادر کسی نیست، بدحجاب یک نوع حیوان ِ دوپای جذاب است » کمانگیر
    جایی درمورد کلماتی که سربازان آمریکایی برای نام بردن ژاپنی ها در زمان جنگ جهانی دوم به کار می بردند می خواندم. به جای استفاده از چیزی مثل «ژاپنی»، آمریکایی ها از اصطلاح Jap استفاده می کردند. این نامگذاری ِ تحقیر‌آمیز به سرباز کمک می کرد که تلقی انسانی از سرباز ژاپنی را کنار بگذارد و راحت تر شلیک کند. نظیر همین فرایند در زمان جنگ ایران و عراق و به کمک عناوینی چون «مزدور بعثی» در جامعه ی ایرانی پیاده شد. به نظر من عنوان «بی حجاب» کارکرد مشابهی در جامعه ای دارد که نه دچار جنگ با مهاجم خارجی، که درگیر جنگ داخلی است.
  • اعتراف های صمیمانه ضرغامی » راز سر به مُهر
    نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد درصد بسيار بالايي از بييندگان «فارسي وان» اذعان دارند كه فيلم‌هاي اين شبكه فسادآميزاست. حال، اینكه چرا مردم اين شبكه را تماشا مي‌كنند، مساله ديگري است ( … جگر سوزترین اعتراف همین یکی است)
  • هرکجا قانون نباشد، پای یزید در میان است » محمد نوری‌زاد
    لیستی را که جلویش بود ورق زد و گفت: چرا باید روی زیرپیراهنی‌ات بنویسی “ما زنده‌ایم، پس زندگی می‌کنیم.” گفتم: این جمله‌ی ساده قرار است کجای دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور ما را به لرزه اندازد؟ گفت: آدم را یاد سخن دکارت می‌اندازد که “من اعتراض می کنم، پس هستم!”
  • کتاب‌های محبوبِ ۸۲ وبلاگ‌نویس » خوابگرد
    فراخوان انتخاب «محبوب‌ترین و خوش‌اقبال‌ترین» کتاب داستانی سال، پس از مهلتی یک‌ماهه در ساعت ۱۲ شب دهم خردادماه ۸۹ با شرکت ۸۲ وبلاگ‌نویس به پایان رسید. پیش‌تر در آیین این برنامه  اعلام کرده بودم که اگر شمار شرکت‌کننده‌ها به عدد پنجاه برسد، نتیجه‌ی فراخوان را رسماً اعلام خواهم کرد و در جایی دیگر گفته بودم که با توجه به شناخت و تجربه‌ای که از این فضا دارم، شرکت‌کردن دستِ‌کم پنجاه نفر در این برنامه، پشتوانه‌ی خوبی برای آن خواهد بود. و اکنون خرسندم که در پایان این ضیافت وبلاگی به صرف کتاب، می‌توانم از برآیند امتیازاتی که ۸۲ شرکت‌کننده به کتاب‌های محبوب خود داده‌اند، سه کتابی را که بیش‌ترین امتیاز را به دست آورده‌اند به همگان معرفی کنم.
  • کشتی دیگری برای شکستن محاصره غزه راهی شده است » ٤دیواری
    تیتر انتخابی بی‌بی‌سی برای خبر حمله وحشیانه کماندوهای اسرائیلی به کاروان کمک‌های بشردوستانه این بود: «کماندوهای اسرائیلی در کشتی‌های امدادی عازم غزه پیاده شدند»!  یعنی تقریبا یه چیزی شبیه به این: لباس‌شخصی ها در کوی دانشگاه تهران قدم زدند!
  • نامه پنجم محمد نوری زاد به رهبر
    سران واقعی فتنه ، سران قدرت های در سایه اند . سرانی که میلیارد میلیارد پول بی زبان مردم را جابجا می کنند، وبه پروندۀ مفتوحۀ میلیاردها پول گمشده ، پوزخند می زنند. در این یک سال گذشته ، وبا غوغایی که از رسانه ها وتریبون های رسمی علیه سران فتنه در گرفت ، قدرت های در سایه ، بهترین فرصت را برای پیش برد مقاصد خود بلوکه کردند . قدرت های در سایه ، در این یک سال پر آشوب و پر هیاهو ، به قدر همه عمر خود به تحکیم مواضع خود پرداختند ، اما غافل از این که بخش وسیعی از مردم را از اطراف شما پراکندند . قدرت های در سایه ، به مردم احتیاج ندارند ، اما کدام رهبر است که بدون مردم ، همچنان رهبر باشد و رهبری کند ؟!
  • زندگی دیگران » خواب بزرگ
    من هم باید فکر می‌کردم کسی هستم. باید یک جوری سنگینی را تحمل می‌کردم. برای همین وفتی 13 سالم بود و برای اولین بار تقسیم‌بندی روشنفکر و عامی را از پدرم شنیدم کلی کیف کردم. تفاوت من (ما)  و دیگران می‌توانست به مرزمان معنی بدهد و تنهایی‌مان را موجه. دانشگاه که رفتم با کلی آدم حسابی آشنا شدم. دیگران زیادی جزء ما شدند. ناغافل فهمیدم مرز دارد بخار می‌شود. فهمیدم در این جهان وانفسا نه من خر یکه‌ای هستم ، نه بقیه عامی و خطرناک. فهمیدم این مرزبانی کار چرند و خسته‌کننده‌ایست. هر که باید بیاید می‌آید. قضیه به آن پیچیدگی نبود. بعد دیدم سالها گول خورده‌ام. عصرها هنوز دلگیر بودند، اما این‌بار دیگر دلیل موجهی برایشان نداشتم.
  • فرق فلسطین و دارفور » ایمــــایان
    در کنار اعتراض به دیگر موارد ظلم و جنایت در جهان، اسرائیل باید اولویّت نخست انتقاد روشنفکران دنیا باشد چون اوّلاً هیچ جای دیگر جنایت اینقدر آگاهانه، رسمی، دولتی و برنامه‌مند‌ انجام نشده است، ثانیاً در مورد هیچ کشور دیگری تا این حد لاپوشانی و حتّی تأیید قدرتهای اوّل جهانی همراه بیداد و ستم نبوده است و ثالثاً هیچ جای دیگری نعل وارونه‌‌ی مظلومیّت و دارابودن حقّ دفاع از خود برای اشغالگران و انگ ضدّصلح و تروریست بر ساکنان سرزمینهای اشغالی زده نشده است. اعتراض به دیگر موارد، اعتراض به عاملان و مسبّبان آنهاست امّا در فلسطین، اعتراض به ساختار بیمار و سترون نظم سیاسی جهانیست که نه تنها با سلاح وتو جلو رسیدگی به آن را می‌گیرد، بلکه آن را توجیه هم می‌کند و این تفاوت بسیار بزرگیست.

.


* بدیهی است (هست؟) که این نقل قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و نه فقط این‌جا بلکه هر جا به منبعی لینک یا ارجاع می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
با توجه به فیلتر بودن بامدادی، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن یا مراجعه به وبلاگ «آینه‌ی بامدادی» پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

25 دیدگاه در لینک‌های روز: فرق بین فلسطین و دارفور

  1. [...] This post was mentioned on Twitter by hot_blog, Iran It News. Iran It News said: لینک‌های روز: فرق بین فلسطین و دارفور: از ما کسی پیر نمی‌شود » ایمــــایان چند سال پیش به معاونت سینمایی که روی سا… http://bit.ly/9n36eM [...]

  2. شبنم می‌گه:

    لینک “فرق فلسطین و دارفور” را به دوستان پیشنهاد می کنم از نظر بگذرانند. اما متاسفانه این نوشته بر مبنای پیش فرضی نادرست به نثر کشیده شده است. نظری به این لینک و پست دیگری که درگذشته دراین بلاگ زیر عنوان ” چرا فلسطین با دارفور فرق می کند؟ ” منعکس شده است، حکایت از نداشتن اطلاعات کافی از جریانات سیاسی و بازیهای جهانی در دارفور دارد، زیرا هر دو نوشته بر اعتقادی نا درست استوار است.
    از این نوشته ها استنباط می شود که ایرانیان، دروغ “نسل کشی” در دارفور را پذیرفته اند و بهمین منظور از” دادگاه بین المللی ” ، ابزار دول قدرتمند علیه کشورهای ضعیف تر ، تشکر می کنند که عمرالبشیر را بالاخره متهم شناخت وحکمی هم برای دستگیری او صادر کرده است.
    دوستان باید توجه کنند که این اتهام درجهت سیاست های اقتصادی و سیاسی غرب به سرکردگی آمریکا صورت می گیرد.
    لطفا” به نوشته ی یکی از مخالفین جمهوری اسلامی که نفرت چشمان اورا کور کرده است و بهمین جهت با پروپاگاندای دروغ غرب مبنی بر “نسل کشی ” در دارفور هم قدم شده و این دروغ را پذیرفته است.

    http://blog.malakut.ir/archives/2009/03/post_1745.shtml

    خب، کیست که بتواند به چنین “اپوزیسیونی ” که از همه جا بی خبر است اعتماد کند؟ او می نویسد:
    { در شرايطی که ايران تحت فشارهای شديد بين‌المللی است، از همه سو تحريم شده است، وضع اقتصادی کشور در نابسامان‌ترين احوال است، رييس مجلس، علی لاريجانی، به سودان سفر می‌کند و در صفِ عمر البشير می‌ايستد و کل ماجرای حکم لاهه را توطئه عليه مسلمانان و توهين به آنان قلمداد می‌کند!}

    این شما هستید که از همه جا بی خبرید زیرا طبق گزارش های مستقل افراد مختلف ، گفته ی علی لاریجانی در این مورد درست است. این شما هستید که باید دید خود از بازیهای جهانی بالا برید و کمتر پروپاگاندای غرب را دست مایه نوشته های پوچ خود سازید و نظرات خود بعلت نفرتی که از جمهوری اسلامی و افراد درگیر آن دارید را با دروغهای غرب مطابقت دهید و با اینکار مردم ایران را در باره حقایق دارفور گمراه سازید و نفرت در دل آنها علیه سران کشوری مسلمان بریزند و به برنامه های صهیونیسم در سودان یاری دهید. وارونه جلوه دادن حقایق در دارفور – معصومانه یا مغرضانه – شما را به هیچ خانه ای نخواهد رساند.
    سودان پهناور ترين كشور آفريقايي است. (مساحت بيش از دو ونيم ميليون كيلومترمربع) و در شمال آفريقا واقع شده است. از شمال با مصر، از شمال غرب با ليبي، از غرب با چاد، از جنوب غربي با آفريقاي مركزي و كنگو، از سمت جنوب با اوگاندا و كنيا و از شرق نيز با اتيوپي، اريتره و درياي سرخ هم مرز است. جمعيت آن حدود 30ميليون است كه بيشتر آنها مسلمان هستند. پايتخت سودان خارطوم و طولاني ترين قسمت رود نيل در اين كشور جاري است. اين كشور درسال 1956 به استقلال دست يافت و از زیر یوغ انگلیس رها شد.
    آنچه سودان را براي تبديل شدن به منطقه اي بحراني و آشوب زده مستعد مي كند در دو نكته اساسي نهفته است.اول موقعيت ژئو استراتژيك سودان و دوم داشتن منافع طبیعی ماننداورانیوم، مس ، روی ، نقره ، طلا و نفت است. البته از موقعيت سودان در درياي سرخ هم نمي توان غافل بود چراكه درست آن سوي سواحل سودان عظيم ترين بنادر و پايانه هاي نفتي عربستان واقع شده است.
    خب، باید این را هم اضافه کرد که دولت سودان از مبارزات مردم فلسطین برای رهایی از چنگال رژیم صهیونیستی حمایت می کند و این خود کافی است که سودان را برای ” تغییر رژیم” و تجزیه در سیاست های صهیونیسم بگنجاند. دولت البشیر برخلاف ترکیه با اسراییل رابطه دیپلماتیک ندارد.
    انگلیس يك سال پيش از استقلال سودان اين كشور را ترك كرد و با خلاء قدرتي كه به وجود آمد سودان درگير شورش 17ساله شد. اين شورش در سال 1972 با قرارداد صلح آديس آبابا خاتمه يافت اما اكتشاف نفت در مناطق جنوب سودان در سال 1979 بار ديگر شعله هاي جنگ را روشن کرد.
    غرب همیشه برای قرار دادن مردم علیه یکدیگر از چماق “جدایی بیانداز و حکمرانی کن” استفاده می کند. سودان هم از این چماق بدورنبود. شورشهای جنوب سودان در سازمانی بنام «ارتش مردمي آزادي بخش سودان» *SPLA* به رهبری *جان گارانگ* سازماندهی و هدایت شد.
    http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1123632
    پروپاگاندای غرب این شورش ها را در لوای مبارزات مسیحیان علیه مسلمانان که در کارزار ” برده داری کودکان ” شکل گرفته بود را سامان داد.

    در اوائل قرن بیستم وقتی انگلیس از بزیر کشیدن سودان بنفع امپراتوری بریتانیا ناامید شد، سعی کرد با مسیحی کردن افراد بومی نیرویی بنفع غرب در جنوب سودان علیه دولت مرکزی بوجود آورد. انگلیس این سیاست را با جلوگیری از پوشیدن لباسهای “عربی” – لباس بلند یقه آخوندی – به جلو برد و “اعراب” را از جنوب سودان بیرون کرده و شدت مسیحی کردن سیاهپوستان محلی که باورهای بومی را ارج می نهادند را سرعت بخشید.
    ژنرال «عمرالبشير» بعد از نومیری توانست با كودتا زمام امور را به دست گيرد. البشير سعی کرد جنوب سودان را بزیر قدرت دولت مرکزی در آورد ولی با مشکل روبرو شد. وجود منابع غني نفت و استقرار اقليت مسيحي مذهب در جنوب سودان از جمله عوامل ايجاد و تداوم بحران در اين منطقه است. غرب با توسل به دروغ که جنوبي ها حاضر به تن دادن به قوانين اسلامي نيستند سعی کرد حقایق را وارونه جلوه دهد. در حقيقت آمريكا تمايلي به پايان يافتن اين خشونت ها ندارد مگر آنكه نتيجه هرگونه صلح و توافقي در راستاي اهداف و منافع سياسي و اقتصادي آمریکا و اسراییل باشد.
    صهیونیست های یهودی و صهیونیست های مسیحی از عوامل اصلی پروپاگاندا و دسیسه علیه دولت البشیر و بنفع آشوبگران جنوب سودان بودند که اکنون این پروپاگاندا را در دارفور به پیش می برند.
    دروغ “نسل کشی ” علیه دولت مرکزی را طی تبلیغات فراوان بخورد مردم غرب و جهان می دهند. یکی از دست اندر کاران این پروپاگاندا فردی است بنام ” چارلز جیکوب ” از یهودیان صهیونیست حامی اسراییل است که از دوران کابینه کلینتون با برپا کردن کنفرانس ها ، سمینارها در دانشگاههای ماساچوست آمریکا، بخصوص دانشگاه هاروارد ، در شکل دادن اذهان عمومی، از جمله تحصیل کرده ها علیه سودان فعالیت دارد و افکار عمومی را برای دخالت نظامی آمریکا در سودان جهت تغییر رژیم آماده می سازد.

  3. شبنم می‌گه:

    چارلز جیکوب کیست؟

    چارلز جیکوب از یهودیان لهستان است که به آمریکا مهاجرت کرده است. این شخص تاکنون چندین ماشین پروپاگاندا بنفع اسراییل درجهت تحمیق اذهان عمومی راه اندازی کرده است از جمله : * CAMERA* ، پروژه دیوید , کارزار ” برده داری کودکان” و اکنون در “نجات دارفور” بنفع اسراییل فعال است.

    CAMERA, co-founded by Jacobs in 1982, is a media-monitoring organization dedicated to enforcing pro-Israel, anti-Arab and anti-Islamic bias in the news.

    برای جلوگیری از نفوذ منابع مالی اعراب برای خریدن فضایی در بنیادهای آموزشی آمریکا این شخص بسیار فعال بود. صهیونیستها می خواهند همه پلاتفرم ها را بنفع اسراییل در دست داشته باشند. بهمین جهت طی کارزاری به رهبری چارلز جیکوب مانع هدیه 2 میلیون دلاری شیخ زید امیر امارات به دانشگاه هاروارد شدند.

    The American Anti-Slavery Group (AASG) grew directly out of Jacobs’ pro-Israel advocacy. The group supports the Sudan People’s Liberation Army (SPLA), which has been employed by the US in order to destabilize the Islamic Republic of Sudan and is believed to have trained along with Israeli forces at Otis Air Force base in Massachusetts. Charles Jacobs and his American Anti-Slavery Group’s carefully designed “PR puff pieces” have managed to secure national media coverage.
    چارلز جیکوب کارزار دیگری بنام “آمریکاییان ضد برده داری” بنفع اسراییل ایجاد کرد و اسراییل از شورشیان سازمان *SPLA* علیه دولت مرکزی یعنی البشیر حمایت مالی و نظامی می کند. این سازمان در اسراییل دفتر دارد و بوسیله موساد علیه دولت البشیر – مانند کردهادر شمال عراق – آموزش نظامی می بیند و اکنون در دارفور مشغول خرابکاری و کشت و کشتار است.
    Charles Jacobs and his American Anti-Slavery Group’s carefully designed “PR puff pieces” have managed to secure national media coverage.
    http://www.rense.com/general76/who.htm

    برنامه بی ثباتی سودان از زمان کابینه کلینتون شروع شد. نفوذ صهیونیستهای یهودی بر سیاستهای خارجی آمریکا در زمان کلینتون به اوج رسید و چارلز جیکوب در این پروپاگاندا سهمی به سزا داشت.
    چارلز جیکوب با کمک کشیش های مرتجع سیاهپوست نزدیک به سیاست نئوکانهای اسلام ستیز و استادان امپراتور ساز و نزدیک به سیاستهای نئوکانها در هاروارد – مانند سامانتا پاور – Samantha Power با استفاده از کارزار “برده داری کودکان در سودان” که دروغی بیش نبود،دست به بسیج دانش آموزان سیاه پوست ماساچوست که حتی قادر به شناسایی سودان در روی نقشه نبودند – زد و با راه انداختن کنفرانس ها، سمینارهای متعدد در دانشگاه هاروارد و تبلیغات خیابانی اذهان توده های دانشگاهی و مدارس و افراد دیگر راعلیه البشیر تیره کرد که موقعیت را برای دخالت نظامی علیه یکی دیگر از دشمنان اسراییل – البشیر حامی فلسطین است – مهیا سازد. لابی اسراییل به کمک افراد تحمیق شده و مسیحیان صهیونیست ، سودان را در برنامه ی “تغییر رژیم” همانند عراق قرار داد.

    البشیر نتوانست اینهمه فشار، با وجود استقامت و تغییراتی در سیاست، تحمل کند و در نتیجه سند نکبت بار ” قرارداد ماکاکاس” را با میانجیگری آفریقا – که مذاکره میان دولت و شورشیان جنوب سودان را در کنیا فراهم کرده بودند – در ژوییه 2002 به امضاء رساند و اولین گام در جهت تجزیه بزرگترین کشور آفریقایی بنفع صهیونیسم و امپریالیسم برداشته شد.
    جان گارانگ به عنوان رهبر و نماينده شورشيان متعهد شد در قبال خروج ارتش از جنوب به حملات نيروهاي خود پايان دهد. از ديگر بندهاي اين قرارداد موضوع رفراندوم بود. طرفين توافق كردند پس از يك دوره انتقالي شش ساله طي رفراندومي در جنوب، سال2011سرنوشت اين منطقه روشن شود.
    Sudanese authorities have started the penultimate stage of North- South boundary demarcation, ahead of the expected referendum on southern Sudan self-determination.

    اين مذاكرات پس از آن نيز ادامه يافت و مقرر شد درآمدهاي حاصل از فروش نفت به طور مساوي بين شمال و جنوب تقسيم شود. در سال 2004 طبق توافقات ژنرال جان گارانگ به عنوان معاون البشير معرفي شد كه گامي مثبت در جهت كاهش خشونت در سودان تلقي شد اما اين اميد دوام چنداني نيافت چرا كه با آغاز مذاكره شمال- جنوب براي صلح، غرب سودان يعني دارفور دچار بحران و آشوب شد. جان کارانگ در سال 2005 در سانحه هوایی جان خود را از دست داد و بیوه او ربکا کارانگ مشغول معامله و بخشیدن امتیازات نفتی به آمریکا ، کانادا و دیگر کشورهای غربی شد.
    بعد از پیروزی در جنوب سودان با کارزارهای دروغین و حمایت از اوباش در جنوب سودان – *SPLA * همین گروه ها رهسپار دارفور شدند تا آنجا را هم با همین حقه از زیر یوغ دولت مرکزی بدر آورند، بنابراین دروغ “نسل کشی” را طی سازمانهای یهودی و صهیونیستی نظیر “نجات دارفور” برای تحمیق شدگان غرب و ایرانیان بی اطلاع براه انداختند.

    http://rehmat1.wordpress.com/2010/03/29/save-darfur-funds-israeli-settlements/

  4. شبنم می‌گه:

    بنابراین همانطوریکه گفته شد اسراییل از تجزیه طلبان جنوب سودان حمایت می کند و موساد آنان را – مانند مهره های تروریستی اسراییل در شمال عراق – آموزش نظامی می دهد که علیه دولت البشیر بجنگند و دولت او را سرنگون کنند تا پروسه تجزیه سودان را به پیش برند. دولت کلینتون با رساندن میلیونها دلار زیر لوای ” خدمات بشردوستانه ” به شورشیان جنوب سودان کمک می رساند. خب، وقتی یک دولت از هرطرف بوسیله عوامل قدرتهای خارجی مورد تهاجم قرار می گیرد واضح است که دولت نمی تواند ساکت بنشیند و باید کاری در جهت خنثی کردن اقدامات مخربانه نیروهای خارجی و عوامل ستون پنجم داخلی کند.

    بنابراین لازم می بیند که برای استقرار آرامش، علیه شورشیان وارد میدان شود، در نتیجه عده ای این وسط جان خود را از دست می دهند که اغلب از شهروندان بیگناه هستند که در این کشمکش دخالتی ندارند.
    تجزیه کشورهای منطقه از جمله سودان از سال های 1950 جزیی از سیاست صهیونیسم در جهت برپایی “اسراییل بزرگ ” است وکمک به شورشیان سودان در جهت همین سیاست و بمنظور تضعیف مصر و رسیدن به آبهای دریای سرخ صورت می گیرد. سودان از لحاظ ژئو استراتژیک برای اسراییل و آمریکا بسیار جذاب است. در ضمن سودان از منابع طبیعی بیشماری از جمله نفت ، طلا و مس بر خوردار است.

    According to a book published by the Dayan Institute for Middle East and Africa Studies called “Israel and the Sudanese Liberation Movement”, Israel adopted a strategy which they called ‘pulling the limbs then cutting them off’. What this policy entailed was the building of bridges with minority groups, pulling them out of the nationalist context and then ‘encouraging’ them to separate.

    تل آویو امیدواراست که این استراتژی، کشورهای عربی را تضعیف کرده و به تجزیه کشاند. بنابراین موساد درگروه هائی مانند کردها در شمال عراق ، اقلیت ها در لبنان ، بربرها در مراکش – الجزایر – و آفریقایی ها در جنوب سودان رخنه کرده است و به آنها آموزش نظامی می دهد و از طریق پروپاگاندا و پخش اخبار دروغ همچون “برده داری کودکان ” و
    ” نسل کشی” در دارفور از طریق رسانه های صهیونیستی سعی د رتحمیق اذهان مردم غرب را دارد و معلوم می شود اذهان ایرانیان جاهل را بنفع خود اجیر کرده است.

    چه کسانی “نجات دارفور” هدایت می کنند؟

    “نجات دارفور” در سال 2004 از ائتلاف چندین سازمان یهودی تشکیل شد که چارلز جیکوب هم در این امرهمکاری داشت. طبق نوشته ها “نجات دارفور” ائتلافی از گروه “خدمات جهانی یهودیان آمریکایی ” و”کمیته موزه هولوکاست ” و چندین سازمان یهودی دیگر.جوروسلیم پست

    http://www.jpost.com/Home/Article.aspx?id=20232
    در معرفی این سازمان های یهودی درگیر “نجات دارفور” می نویسد:

    The coalition’s roots go back to the spring of 2004 following a genocide alert, the first ever of its kind, issued by the United States Holocaust Museum. An emergency meeting was coordinated by the American Jewish World Service, an organization that serves as a kind of Jewish Peace Corps as well as an advocacy group for a variety of humanitarian and human rights issues. At the meeting, which was attended by numerous American Jewish organizations and a few other religious groups, it was decided that a coalition would be formed based on a statement of shared principles.
    صهیونیست ها منافع اسراییل را با پخش دروغ مانند “نسل کشی در دارفور” در بین افراد نا آگاه به پیش می برند، بهمین دلیل جمعیت سیاهپوست آفریقایی درسودان را برای چپاندن دروغ های خود به دو “نژاد” تقسیم کرده اند: “اعراب سفید” در مقابل
    “افریقاییان سیاه” که دروغی بیش نیست. این گروه خبیث ایران را هم به “پارسی” – دشمن – در مقابل ” غیر پارسی” مظلوم تقسیم کرده است تا با سیاست جدایی بیانداز و حکمرانی کن ، کشورهای مورد هدف را بی ثبات و به تجزیه کشاند.
    http://rehmat1.wordpress.com/2010/03/29/save-darfur-funds-israeli-settlements/

    مردم سودان ازافریقاییان سیاهپوست تشکیل شده اند که زبان آموزش آنان عربی است. بهمین علت کسی که تحصیلاتی دارد و به زبان عربی صحبت می کند، نجات دارفور “عرب سفید” ترسیم می کند و در مقابل ” افریقایی سیاه” می گذارند. در همین رابطه جوروسلیم پست می نویسد:
    The fact that the aggressors in Darfur are Arab Muslims – though it should be said that the victims are also mostly Muslim – and are supported by a regime in Khartoum that is backed by the Arab League has made some people question the true motives of some of the Jewish organizations involved in the rally.
    صهیونیست ها در سودان ” عرب ” را متجاوز ترسیم کرده اند ولی این دروغ در جمله بعدی خودشان آشکار می شود زیرا با وجودیکه عرب حاکم را جنگجو و مسئول نسل کشی معرفی می کنند ؛ ولی در حین حال اغلب قربانیان این دسیسه همانا مردم مسلمان یعنی “اعراب سفید” هستند. خب، اگر دولت “عرب” اینقدر قوی است که نسل کشی براه می اندازد چرا باید حامیان خود را از پا در آورد؟ کشتار مردم بیگناه سودان دقیقا” باید همردیف کشتار مسلمانان در عراق ، پاکستان ، سومالی، لبنان، فلسطین ، افغانستان ، یمن ، و دیگر نقاط مسلمان نشین بوسیله جنایتکاران جنگی غرب به سردگی آمریکا/اسراییل برای بزیر کشیدن و تجزیه سودان ارزیابی شود. بنابراین مقایسه نسل کشی در فلسطین با “نسل کشی” در سودان مانند مقایسه سیب و کرگدن است و از لحاظ تاریخی شباهتی به یکدیگر ندارند جز اینکه در هر دو کشتار، مردم بمنظورتسخیر منابع و تجزیه سودان بقتل می رسند توسط جنایتکاران آمریکا و اسراییل به قتل می رسند.

    “کیث هارمن اسنو” مقالات بسیار خوبی در باره سودان و دیگر کشورهای افریقا مانند کنگو به نثر کشیده است. این خبرنگار متعهد افسانه ی “نسل کشی ” دارفور را دروغ ارزیابی کرده است و آن را حاصل سیاست های مغرضانه غرب به سرگردگی آمریکا می داند:
    ”The Judeo-Christian front against Sudan is linked to right-wing think tanks and policy institutes in the USA, including Zionist groups and the Christian Coalition, and the “genocide” theme has its origins in these institutions, not in the realities on the ground Sudan.
    http://hadiclippinge.blogspot.com/2006/10/wake-up-and-smell-oil-true-agenda.html

    آقای کیث هارمن اسنو Keith Harmon Snow در چهارم مارچ 2009 دادگاه بین المللی در لاهه عمر البشیررییس جمهور سودان را متهم به نسل کشی کرد. این اولین بار است که یک رییس جمهور بر سر قدرت که باید از این جور اتهامات معاف باشد به “نسل کشی” متهم گردیده و مورد تعیقب است. در حین حال،
    Meanwhile, Somali ‘pirates’ off East Africa recently freed a Ukrainian ship with a Panamanian registration, a Ukrainian crew and flag of Belize. The freighter carried tanks, rockets and munitions destined for Darfur, and is owned by an Israeli ‘businessman’ and reputed MOSSAD operative named Vadim Alperin.

    کیث هارمن اسنو با انتشار اخبار مربوط به کشتی اسراییل که اسلحه و مهمات جنگی برای شورشیان به مقصد دارفورحمل می کرد و توسط “دزدان دریایی سومالی ” که متوقف شده بود آزاد گشت ثابت کرده است که تروریست ها در دارفور توسط اسراییل حمایت می شوند و به آنها اسلحه و مهمات جنگی می رسانند. او می گوید : افراد باید به اتهام نسل کشی در دارفور شک کنند زیرا دست موساد درکشتار دارفور باز شده است.

  5. شبنم می‌گه:

    محمود ممدانی استاد روابط بین الملل دانشگاه کلمبیا در مورد سودان کتابی بنام
    Saviors and Survivors: Darfur, Politics and the War on Terror
    نوشته است و دروغ “نسل کشی” که توسط ” نجات دارفور” پخش شده است را دروغ ارزیابی کرده است. باید گفت که محمود ممدانی بعنوان استاد روابط بین الملل دانشگاه کلمبیا و مشاور سازمان ملل بسیار محافظه کاررفتار می کند و در گفتن مطالب بسیار محتاط است و نمی خواهد با گفتن بعضی حقایق به شغل و موقعیت خود لطمه زند. او حتی از ذکر کلمه نئوکانها و صهیونیست ها هم خودداری می کند و در هنگام مصاحبه ای برای افشای هویت حقیقی “نجات دارفور” بعنوان لابی یهودیان با روش غیر مستقم خبرنگار را به مقاله ی جوروسلیم پست – که من لینک آن را در بالا داده ام- رجوع داد زیرا جوروسلیم پست خود از این حقیقت پرده بر داشته است.
    لپ کلام ممدانی در مورد “نجات دارفور” که دروغ “نسل کشی” را برای آماده کردن حمله نظامی به سودان رواج داد بقرار زیر است:

    ائتلاف برای “تجات دارفور” با استفاده از نمادهایی مانند”هولوکاست” و نسل کشی در رواندا و شعار ” دیگه هرگز” Never again می خواهد سربازان رااز عراق به سمت دارفور گسیل دهد. این سازمان با استفاده از چهره های مشهور هالیوود ی که با دولت برای بسط امپراتوری آمریکا همکاری دارند –کلونی و میا فارو بعنوان نمونه – و شیادان بازار هولوکاست نظیر الی ویزل و سیاستمداران صهیونیسم ، جان بولتن ، سیاهپوستان همدست آنان ، شارپتون Reverend Al Sharpton سیاست های جنگی آمریکا علیه کشورهای مسلمان را به پیش می برند.

    محمود ممدانی در یک مصاحبه در مورد “نسل کشی” عنوان کرد:
    شورش ها در دارفور از سالهای 89 – 1987 موقعی که برای اولین بار لغت “نسل کشی” مورد استفاده قرار گرفت شروع شد. علت این نزاع ریشه در مسائل دراز مدت و کوتاه مدت دارد.

    یکم – یکی از ریشه های اساسی این نزاع که از زمان اشغال سودان بوسیله استعمارگران انگلیسی شروع شد، روش تقسیم اراضی قابل کشت به مردم این ناحیه بود. انگلیس اراضی را در بین گروه های چادر نشین نزدیک به کشاورز و همین طور کشاورز تقسیم کرد و دیگران را بدون دستمایه زندگی رها کرد.

    دوم – در اثر تغییرات آب و هوا و خشکسالی در دارفور، خیلی از زمین های قابل زراعت به زمین های غیر قابل زراعت تبدیل شد. در نتیجه منابع لازم برای زندگی کمیاب شد و به اختلافات دامن زد. با این تغییر و تحولات مسئله خیلی حیاتی شد.

    در ضمن، در دوران جنگ سرد باز هم دافور محل قدرت نمایی قدرتهای بزرگ بود و این بار قرعه به نام چاد که هم جوار دارفور است افتاد. مخالفین دولت چاد در دارفوراز طرف آمریکا – ریگان – اسراییل و فرانسه حمایت می شدند و به آنها اسلحه و مهمات می رسید و از طرف دیگر چاد مورد حمایت لیبی و شوروی بود. ممدانی می گوید هدف از این توضیحات اینست که بگویم قدرتهای خارجی خیلی پیش از این دارفور را محل رقابت های خود قرار داده بودند؛ سالها قبل از اینکه دولت سودان بر سر کار آید. این اواخر است که البشیر به این رقابت و نزاع بین سال های 2003 و 2004 وارد شده است.

    طبق اظهارات محمود ممدانی “نجات دارفور” تعداد کشتگان را 400000 نفر تخمین زده است که بی اساس است. اما مطابق آمار” سازمان بهداشت جهانی ” تعداد کشتگان حدود 60000 نفر تخمین زده شده است که بیش از 80 درصد آن بعلت خشکسالی و از دست دادن زمینهای قابل کشت بعلت تغییرات آب و هوا و در نتیجه گرسنگی و فقر از بین رفته اند. فقط 20 در صد کشتگان را میتوان به جنگ های داخلی نسبت داد که از این رقم درصد بالایی به اعمال خرابکارانه ی شورشیان که بوسیله دول خارجی آموزش نظامی می بینند و مهمات دریافت می کنند نست داده شده است.
    این سیاست جهت “تغییر رژیم” سودان – مانند ایران – صورت می گیرد. بنابراین مقایسه فلسطین با دارفور اشتباهی فاحش است.اما غرب کنگو با 6 میلیون کشته و تجاوز زنان از 5 سال تا 80 سال را به بوته فراموشی سپرده زیرا منابع کنگو توسط آمرکا،اسراییل، کانادا،
    ایتالیا به غارت می رود.
    لطفا” جهت اطلاع بیشتر به لینک پایین رجوع کنید.

  6. شبنم می‌گه:

    با بررسی اخبار مربوط به ” نسل کشی در دارفور” که به فارسی نوشته شده اند؛ حکایت از حقیقتی تلخ دارد.
    وبلاگ های ایرانی – که اغلب جزو اپوزیسیون بحساب می آیند – بصورت بلندگوی غرب عمل می کنند و دروغ های غرب را در میان ایرانیان ناآگاه پخش می کنند و خلاء حاصل از نبودن خدمات خبررسانی توسط رژیم را پر کرده اند که بسیار خطرناک است.
    لینک پایین عملا” تحلیل اسراییل برای ایرانیان را جا می اندازد و کلمه ای از سیاستهای مغرضانه غرب که ریشه اصلی کشتارهاست را برای خواننده بازگو نمی کند و به دروغ های غرب بسنده می شود. این سایت می نویسد:
    {به دلیل وجود شواهد قابل ملاحظه مبنی بر اینکه “موارد نسل کشی یا جنایات مربوطه علیه بشریت در حال رخ دادن یا در شرف وقوع هستند”، در سال 2004 موزه یادبود هولوکاست در ایالات متحده وضعیت فوق العاده نسل کشی در دارفور اعلام کرد. همان سال، دولت ایالات متحده نیز به این نتیجه رسید که در دارفور نسل کشی رخ داده است. در ژانویه 2005، کمیسیون تحقیق ایالات متحده نتیجه گرفت که “در دارفور جنایاتی علیه بشریت و جنایات جنگی به وقوع پیوسته است که به اندازه نسل کشی، سنگین و فجیع است.}

    http://www.ushmm.org/wlc/fa/article.php?ModuleId=10007221
    جاهل دروغ های غرب را تکرار می کند تا احساسات آنان را علیه البشیر و بنفع غرب تحریک نماید:
    {او یک “جانی” است، فراری با دستانی آغشته به خون. هر کجا “عمر بشیر” را یافتید، به نام زمین، به نام دارفور، به نام عدالت، به نام آزادی، به نام حقوق بشر، به نام اخلاق و به نام انسانیت او را بازداشت کنید.اگر به هیچ کدام این‌ها هم باور ندارید، به همان چیزی که ایمان دارید، این جانی را توقیف کنید.}
    http://bavar.persianblog.ir/tag/%D9%86%D8%B3%D9%84_%DA%A9%D8%B4%DB%8C

    رادیو زمانه جاسوسخانه هلند پخش کننده دروغ های غرب می نویسد:
    بیش از دو میلیون ۷۰۰ هزار نفر آواره شده‌اند. در مناقشه شش ساله دارفور سودان، حدود ‪ ۳۰۰‬هزار نفر جان خود رااز دست داده‌ و بیش از دو میلیون و 700 هزار نفر آواره شده اند
    http://www.radiozamaneh.com/news/2009/03/post_8194.html

  7. شبنم می‌گه:

    مقاله زیر که ترجمه ای است از مقاله ی استیون گوونز به حقایق دارفور نزدیک تراست.

    http://islamworld2020.persianblog.ir/post/297/

    این خود نشان می دهد که اپوزیسیون مقلد ایران نا آگاه و بی خبراز تاریخ و بازیهای جهانی است که کارش به پخش دروغ های اسراییل و آمریکا از طریق وبلاگ هایشان محدود شده است. اپوزیسیون ایران نقش بلندگوی غرب در ایران را بازی می کنند. آنان بهیچوجه قابل اعتماد نیستند و نمی توانند نقش رهبری– حتی در رساندن اخبار جهان به مردم ایران – را داشته باشند. تا زمانی که اپوزیسیون ایران در مقابل حقایق **کور** مانده است ، شایسته نیست جدی گرفته شود. این جاهلان باید در خود آموزی شتاب کرده تا بتوانند منبع خدمتی برای مردم باشند.

    http://www.webelieve.blogfa.com/post-35.aspx
    http://www.aftabnews.ir/vdccpxq4.2bqpp8laa2.html

  8. شبنم می‌گه:

    دادگاه عالی بین المللی ICC، در لاهه ابزاری است در دست دول قدرتمندان علیه کشورهای ضعیف تر که منافع غرب را تأمین می کند. بعنوان مثال اکثر دولی که در شورای امنیت هستند عضو دادگاه عالی بین المللی نیستند زیرا نمی خواهند مسئولیت جنایت هایی را که مرتکب می شوند رابعهده بگیرند. جالب اینست که سودان هم عضو نیست ولی حتی در این مورد باز هم تفاوت بین دول غنی و ضعیف وجود دارد. کشورهای آمریکا، روسیه و اسراییل بالاترین درصد جنایت علیه بشریت را مرتکب شده اند ولی به این دادگاه قلابی خوانده نمی شوند و فقط کشورهای ضعیف به این دادگاه خوانده می شوند. در جریان البشیر وکلا عامل و مزدور نظیر پیام اخوان همراه با نرگس توسلیان – دختر شیرین عبادی – در سازمان صهیونیستی “نجات دارفور” پخش کننده دروغ “نسل کشی” فعال بود و به این امر یاری رساند.

    http://rehmat1.wordpress.com/2009/07/29/icc-is-a-zog-judicial-setup/

    Practically, ICC is not an independent judical body. It was created, like the United Nations, to look after the interests of the five UNSC Veto-power regimes and their willing-partners – as is case with the US, which has used more veto (38) to protect the interests of the Zionazi state than its own national interests.

  9. شبنم می‌گه:

    مدرک همکاری عاملین و مزدوران صهیونیسم که درپروپاگاندای دروغ “نسل کشی” علیه البشیر در دارفور همکاری می کردند. این افراد از عاملین نزدیک به نئوکانهای یهودی هستند و با جناح دیک چینی و الی ویزیل در دارفور همکاری دارند. همانطوریکه لینگ پایین نوشته است افرادی مانند پیام اخوان، نازنین افشین -جم و عیان هرشی علی از اسلام ستیزان و نزدیک به لابی اسراییل در سازمان صهیونیستی یهودی “نجات دارفور” فعالیت داشتند.
    http://www.sourcewatch.org/index.php?title=Payam_Akhavan
    نام نرگس توسلیان – دختر شیرین عبادی – همکار پیام اخوان که در پیشبرد “حقوق بشر” سازمانهای اطلاعاتی غرب مانند NED و “حقوق و دموکراسی” که از روی ان. ای . دی کپی شده است فعال است، قابل تأمل است.
    http://www.sourcewatch.org/index.php?title=UN_Watch#Darfur
    پیام اخوان و نازنین افشن -جم از سلطنت طلبان و “سبزپوشان” و همکار یکی از نژادپرستان و حامیان صهیونیسم در کانادا – جیسون کنی دشمن مسلمانان – اعراب و فلسطینی ها
    http://viewmorepics.myspace.com/index.cfm?fuseaction=viewImage&friendID=11680226&albumID=0&imageID=53946771

  10. شبنم می‌گه:

    اسراییل می خواهد برنامه تجزیه سودان را از طریق نوکران خود – جوزف بایدن – مانند شمال عراق ؛ به پیش ببرد.
    http://allafrica.com/stories/201006110119.html

    وزيرخارجه سودان نسبت به وقوع جنگ در صورت بروز اختلافات درباره همه پرسي در جنوب اين كشور هشدار داد.
    «علي كرتي» وزير خارجه جديد سودان در نشست «خارطوم» اظهار داشت: در صورتي كه درباره نتايج همه پرسي مربوط به استقلال جنوب سودان كه قرار است ماه ژانويه (دي ماه) برگزار شود، اختلافاتي به وجود آيد، بزرگترين كشور آفريقايي (سودان) با جنگ داخلي جديدي روبه رو مي شود.
    وي گفت: چنانچه ما درباره نتايج همه پرسي به توافق نرسيم، جنگ جديدي بين شمال و جنوب سودان روي خواهد داد و اين جنگ سخت و دشوار، متفاوت از جنگ گذشته خواهد بود، زيرا طرفين تجهيزات جنگي بهتري در اختيار دارند.
    وزيرخارجه سودان خاطرنشان كرد: ترسيم مرزها بين شمال و جنوب پيش از برگزاري همه پرسي به پايان مي رسد و ما نمي توانيم قبل از انجام اين امر، همه پرسي را برگزار كنيم، زيرا اين اقدام، مكاني را كه قرار است ساكنان شمال و جنوب در آن زندگي كنند و همچنين منابع طبيعي دو طرف رامشخص مي كند.
    اين در حالي است كه معاون رئيس دولت جنوب سودان هفته گذشته پيشنهاد داده بود، حتي در صورت ترسيم نشدن مرزها، همه پرسي مربوط به استقلال جنوب برگزار شود.

    ایرانیان باید هشیار باشند که فریب پروژه صهیونیسم یعنی تجزیه کشورهای منطقه از طریق
    “فدرالیزم” را نخورند و به هر کسی که از این حقه برای بسط قبیله سازی استفاده می کند شک کنند.

  11. شبنم می‌گه:

    من از دو سال پیش تاکنون به ایرانیان هشدار دادم که یکی از نقشه های شوم صهیونیست ها تجزیه سودان است. اپوزیسیون جاهل ایران نه تنها وبلاگ های خود را در خدمت پخش دروغ های غرب و صهیونیسم نهادند بلکه فعالانه البشیر را “جنایتکار جنگی ” خوانده ولی 99% آنها از انتقاد جنایت های اسراییل و کشتار وسیع مردم فلسطین سر باز زدند زیرا نمی خواهند مزد خود را از دست دهند. خنده آور است که وبلاگ های ایرانی خدمت غرب با پخش دروغ “نسل کشی” در دارفور سعی کردند عده ای از ایرانیان که به مسئله فلسطین علاقمند شده بودند را منفعل کرده و به سروران خود یعنی امپریالیسم و صهیونیسم خدمت کنند. این وبلاگ ها به مردم ایران هیچ گونه خدمتی در جهت خبر رسانی و شناخت مسئله دارفور و جنوب سودان نکردند. بنابراین هیچ کس نباید و نمی تواند به ستون پنجم که بصورت بلندگوی غرب عمل می کند اعتمادی داشته باشد. اکنون که تجزیه جنوب سودان دارد به مرحله اجرا در می آید عده ای به خبررسانی مشغول شده اند. تجزیه سودان به جنوب این کشور محدود نیست و بزودی تجزیه دیگر نقاط از جمله دارفور توسط صهیونیستها به بازار عرضه خواهد شد و ستون پنجم ایران از طریق وبلاگ های پوچ و بی معنی خود دروغ های آنان را بطور وسیع مانند طوطی تکرار خواهند کرد زیرا هیچ دانشی از خود ندارند که وقایع را بر طبق وقایع تاریخی تجزیه و تحلیل کنند نه بر مبنای پروپاگاندای رسانه های صهیونیستی.
    رقت بار است که وبلاگ “ملکوت” دروغ های صهیونیسم و امپریالیسم در مورد دارفور و سودان را بخورد خوانندگان داد و سخنان درست علی لاریجانی در مورد دروغ بودن اتهام “نسل کشی” و دیگر مسائل سودان را به باد مسخره گرفت ولی اکنون بخوبی مشهود است که چه کسی باید مورد مسخره و سرزنش قرار گیرد.
    http://saramomeni.blogfa.com/post-394.aspx

    بروزجنگ داخلی در سودان و تاثیرطبیعی آن بر منطقه ” حلایب ” که یک منطقه مورد اختلاف مصر وسودان است ،بحران خاور میانه را تاسمت شمال وشرق آفریقا گسترش خواهد داد.

    زمانی که لرد ” لوید” کمیسر عالی بریتانیا در قاهره در سال 1929 از مستعمره های انگلیس در سواحل نیل علیا ،نیل آبی ونیل سفید باز دید می کرد طرح تقسیم سودان را به دولت متبوع خود پیشنهاد کرد.لرد لوید به وزارت مستعمرات بریتانیا نوشت دو چیز وجود بریتانیای عظمی را در دو سوی ساحل نیل تهدید می کند: اسلام وزبان عربی. در آن زمان جنبش های ملی مصر به رهبری سعد زغلول برای پایان دادن به استعمار انگلیس آغاز شده بود و سودان که بخشی ازمصر بود پس از استقلال این کشورهمچنان تحت قیمومیت انگلیس باقی ماند.

    از همان زمان تجزیه سودان در اولویت اول وتجزیه مصر در اولویت دوم سیاست خارجی بریتانیا قرار گرفت که بعدا آمریکا و اتحادیه اروپا در این تقسیم بندی شریک شدند.
    امروز وپس از یک سلسله رخدادهای سیاسی در قاره آفریقا “چشم آبی ها ” در صدد اجرائی کردن طرح شوم لرد ” لوید” برای تجزیه سودان بر آمده‌اند. جهان اسلام وجهان عرب همچنان که در سال 1948 در جریان تشکیل رژیم صهیونیستی در خواب غفلت بودند امروز در آستانه تشکیل یک اسرائیل جدید در قلب سودان اسلامی وعربی ،در کمای سیاسی فرو رفته اند

    اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی که مرکز این دو سازمان در قاهره حسنی مبارک 84 ساله ودر جده ملک عبدالله بیمار قرار دارند هیچگونه واکنشی نسبت به این رخداد قریب الوقوع یعنی جدائی جنوب از سودان از خود نشان نمی دهند.
    ظاهرا همه مشکلات جهان ، منطقه واعراب تنها در وجود شیعیان وبرنامه های هسته ای ایران خلاصه می شود وهیچکس به پی آمدهای خطرناک تجزیه سودان اهمیتی نمی دهد!.
    اما چرا آمریکا واتحادیه اروپا وحتی رژیم صهیونیستی متوجه شرق وشمال قاره آفریقا شده ودر صدد تجزیه سودان بر آمده اند ؟این سوالی است که برای پاسخ به آن باید به پیشینه تاریخی سودان ومصر، این دو کشور مهم اسلامی وعربی بازگشت.
    کانون خیزش اسلامی وجنبش های آزادی بخش علیه استعمار بریتانیا اساسا از سال 1882 در مصر آغاز شد.اهمیت مصر که در آن زمان سودان را نیز شامل می شد در وجود اسلام و کانال سوئز خلاصه می شود.زمانی که فرانسوی ها در سال 1869از طریق حفر کانال سوئز دو دریای پر اهمیت سرخ و مدیترانه را بهم متصل کردند منطقه عربی شمال آفریقا اهمیت فوق العاده ای از نظر استعمارگران غربی پیدا کرد.

    با توجه به اهمیت کانال سوئز بعدا انگلیسی ها اکثر سهام شرکت های فرانسوی سازنده کانال سوئز را خریداری کردند تا حضور دائمی وشوم خود را در مصر تقویت کنند. پیدایش نفت در جنوب سودان موجب شد که انگلیسهای نفتخواربرای گسترش حوزه نفوذ ی خود در این کشور ساز وکارهای جدیدی را تعریف کنند.لذا جاسوسان انگلیسی در هیات مسیونرهای مذهبی برای محو زبان عربی وتغییر مذهب جنوبی ها صدها مدرسه دینی در جنوب سودان تاسیس کردند.از همان زمان یعنی از اوایل سال 1930 میلادی تقریبا جنوب سودان به لحاظ معنوی ارتباط خود را با شمال قطع کرده بود .

    قبایل دینکا ، نویر ، شبرلوک ، الجور ، الاشویی ، باربا ، لاتوکا ، مورلی ، فرنیت وزاندی که از قبایل پر نفوذ جنوب سودان بشمار می روند تحت تاثیرتعلیمات مسیونرهای انگلیس تغییر مذهب دادند واز اسلام به مسیحیت گرایش پیدا کردند.
    تقریبا قبایل جنوب سودان، زبان انگلیسی را زبان اول خود تلقی می کردند و لذا انگلیسی ها برا ی دامن زدن به اختلافات مذهبی در سودان همه این قبایل را علیه هموطنان مسلمان شمالی خود مسلح کردند.
    جنگ موسوم به ” توریت” در سال 1955 میان مسلمانان ومسیحیان این منطقه با تحریک انگلیسی های جنایتکار آغاز شد .با این که این جنگ یک سال قبل از استقلال سودان رخداد اما مسیونرهای انگلیسی که عمدتا از ارتش سلطنتی و از جاسوسان کارکشته انگلیس تشکیل می شدند قبایل جنوب را علیه مسلمانان شمالی ساکن مناطق الحامیه وتوریت تحریک می کردند.
    این در گیری های خونین که به قتل صدها هزار مسلمان سودانی مقیم جنوب سودان ومهاجرت اجباری میلیونها مسلمان از جنوب به شمال منجر شد، تا 10 سال ادامه داشت .در سال 1983 در دوران ریاست جمهوری جعفر نمیری بار دیگر انگلیس به تحریک قبایل جنوب سودان پرداخت ودوره جدیدی از جنگ داخلی را بر ملت سودان تحمیل کرد.پس از سر نگونی جعفر نمیری توسط ژنرال عبدالرحمن سوار الذهب رئیس سابق ستاد نیروهای مسلح سودان وبه قدرت رسیدن صادق المهدی جنگ شمال وجنوب سودان برای مدت کوتاهی متوقف شد.
    دوران حکومت عمر البشیر که از سال 1989 آغاز شد کشور سودان به دلیل رویکردهای اسلام گرایانه خود با ر دیگر بابحران جنوب سودان و آغاز جنگ رسمی جنبش آزادیبخش جنوب سودان به رهبری سرهنگ جان کارنگ مواجه شد.در این دوره از جنگ میان شمال وجنوب، کشورهای آمریکا ، انگلیس واتحادیه اروپا بطور جدی برای جدائی جنوب سودان وارد عمل شدند.نشست های متعدد میان رهبران شمال وجنوب سودان در اتیوپی ، نیجر ، کنیا ،اوگاندا و آمریکا صورت گرفت که سر انجام به امضاء موافقتنامه ” نیواشا” در کنیا منجر شد. به موجب این موافقتنامه سر نوشت جنوب سودان در اوائل سال 2011میلادی از رهگذر همه پرسی برای جدائی از سودان تعیین خواهد شد.
    از سال 2005 که این موافقتنامه امضاء شد تا کنون هزاران سرباز انگلیسی وآمریکائی ونیز نیروهای سازمان ملل برای به ظاهر اجرای موافقتنامه ” نیواشا” وارد شهر جوبا مرکز جنوب سودان شده اند.

    بقیه خبر را در لینک داده دنبال کنید.

  12. شبنم می‌گه:

    من خیلی متاسفم که نه تنها وبلاگ نویس ها و اپوزیسیون مزدور و مقلد ایران از وقایع سودان بی خبر است ، جمهوری اسلامی هم چیزی بارش نیست. طبق گفته تابناک:

    {در چارچوب يك توطئه استعماري كه توسط آمريكا و صهيونيسم بين الملل طراحي شده، ساكنان جنوب سودان امروز به پاي صندوق‌هاي راي مي‌روند تا درباره باقي ماندن اين منطقه در قلمرو كشور سودان و يا جدا شدن آن نظر بدهند.}
    چرا تا بحال مردم ایران را در مورد برنامه های صهیونیسم در شاخ آفریقا – بخصوص سودان – درجریان نگذاشتید؟
    وبلاک نویس های جاهل همگی دروغ “برده داری در جنوب سودان ” که بوسیله چارلز جیکوب یهودی صهیونیست علیه البشیر درست شد را بخورد مردم دادند. سپس این وبلاگ نویس های جاهل ایرانی دروغ “نسل کشی” را با بوق و کرنا تبلیغ کردند تا سپری شود در مقابل جنایات اسراییل در فلسطین و نظر مردم ایران را از فلسطین به “نسل کشی” دارفور معطوف کنند که دروغی بیش نبود. چرا وبلاگ نویس های فارسی زبان توانستند دروغ “نسل کشی” در دارفور را به مردم نا آگاه بچپانند؟ چون جمهوری اسلامی از هر گونه خبر رسانی عاجز بود و این خلاء توسط مشتی مزدور پر شد که بسیار خطرناک است.
    حالا پس از 22 سال که صهیونیستها مردم جهان را شستشوی مغزی داده اند، مشتی جاهل از خواب بیدار شده اند و باصطلاح صدای ضعیفشان را سعی دارند بابیانیه تقویت کنند. شما تا حالا کجا بودید که تحولات سودان را نتوانستید ببینید و حالا که کار از کار گذشته است ، دست به بیانیه نویسی – آنهم
    به تقلید از بنیادهای براندازی و برپا کننده “انقالابات مخملین” غرب می زنید؟ بهتر است ساکت باشید ، شما جاهل تر و بی بخارتر از آنید که فکر می کنید. تابناک که تاکنون در این مورد سکوت کرده بود و مردم ایران را در جریان تحولات سودان قرار نداده بود می نویسد:

    {در اين باره هفته گذشته بيانيه‌اي از سوي 60 تن از علماي ديني كشورهاي مختلف اسلامي صادر شد و اين شخصيتها نسبت به توطئه درحال اجرا در سودان هشدار دادند. در اين بيانيه از تمامي دولت‌هاي اسلامي خواسته شد نسبت به آنچه كه در سودان مي‌گذرد بي تفاوت نباشند و به وظيفه اسلامي خود براي مقابله با توطئه‌اي كه عليه بزرگترين كشور اسلامي آفريقا در جريان است عمل نمايند. آنان اعلام خطر كردند كه غرب درصدد است طرح تجزيه سودان را در كشورهاي ديگر نيز به اجرا بگذارد.}

    این علمای دینی جاهل و تن پرور تا حال کجا بوده اند که تحولات سودان را نتوانستند ببینند که حالا “هشدار” می دهند؟ هدف از بیانیه نویسی در این مقطع چیست؟
    افراد باید بدانند در دنیای امروز کشورها برای مقابله با دروغ های صهیونیسم باید از اینترنت برای خنثی کردن این تبلیغات دروغ استفاده مناسب کنند که از حمایت جامعه بین المللی برخوردار شوند.
    متاسفانه سودان از رسانه های عمومی نتوانست استفاده کامل برد زیرا این بستگی به داشتن افراد مجرب و وطن پرست سودانی مجهز به دانش کامپیوترآشنا به زبانهای با نفوذ دنیا مانند انگلیسی ، فرانسوی یا اسپانیایی است. سودان از چنین کادر مجهزی در کشورهای آمریکا یا دیگر کشورهای دیگر غرب محروم بود. سودان از زمان کلینتون تحت فشار زیادی قرار گرفت. صهیونیستها در زمان بیل کلینتون از نفوذ بی سابقه ای برخوردار شدند که تا آنوقت چنین وضعیتی در آمریکا سابقه نداشت. بنابراین اسراییل از همان زمان طبق” استراتژی اودت ایلان ” Oded Yinon مشغول بی ثبات کردن سودان برای تجزیه آن کشور شد. تبلیغات وسیع بوسیله چارلز جیکوب یهود صهیونیستی با استفاده از لکاته های هالیوود مانندجورج کلونی ، میا فارو ، نیکول کیدمن و الیت ارتجاعی سیاه پوستان مانند خانواده لوتر کینگ ، اندرو یانگ و کشیش ارتجاعی سیاه پوست ژان ریورز شروع بکار کرد. کلینتون تحریم های وحشتناک به دستور لابی اسراییل بر سودان تحمیل کرد – مانند ایران امروز – و پول و مهمات جنگی زیر لوای
    ” کمک های بشردوستانه ” به اوباش تروریست جنوب سودان رسانید. در آن زمان در جنوب سودان مسیحیان درصد بالایی نداشتند و هنوز درصد مسلمانان بالاتر بود ولی مانند شمال عراق که کردها با کشتن مسیحیان و ترکمن ها و عربها ، مهره های اسراییل سعی دارند قبیله خود را وسعت بخشند – البته با استفاده از تجربه فلسطین – مسلمانان هم کم کم از جنوب سودان به بیرون رانده شدند.
    البشیر در سال 2005 بعلت فشار بیحد آمریکا و بستن تحریم های خانمانسوز و بمباران سودان مجبور به امضای قراردادی شد که رفراندوم را بر سودان تحمیل کرد.
    خب، تاکنون اعراب و ایران و دیگر کشورهای مسلمان چکار می کردند؟ سران عربستان سعودی ودیگر سران نوکرصفت عرب با صهیونیسم در مورد سودان هم همکاری دارد. چرا جمهوری اسلامی تاکنون هیچ کوششی برای کمک به شناخت توطئه صهیونیسم در سودان نکرده است؟ چرا وبلاگ نویس های ایرانی فقط دروغ های غرب را از طریق وبلاگ های پوچ خود پوشش دادند و سعی نکردند به مسئله سودان به پردازند و دروغ های صهیونیسم را افشا کنند؟ تجزیه سودان بطور حتم اثر منفی بر مسئله فلسطین و دیگر کشورهای منطقه از جمله ایران خواهد داشت. چرا سران جمهوری اسلامی از برنامه ریزی دراز مدت درجهت منافع ایران عاجزند. مردم ایران باید بدانند که مسئله سودان یا فلسطین یا عراق از منافع ایران بدور نیست. تاکی ایرانیان می خواهند به این مسائل بی تفاوت باشند و فقط بصورت مهره های بی ارزش صهیونیسم و امپریالیسم به اینور و آنور کشانده شوند. واقعا” شرم آور است.
    تابناک – دارنده آن محسن رضایی – که خود تا بحال هیچ غلطی در این مورد نکرده است می نویسد”
    {با اينحال اقداماتي كه تاكنون از سوي جهان اسلام در برابر اين توطئه صورت گرفته بسيار ناچيز بوده و سكوت و رخوتي كه چندين سال است حاكمان كشورهاي اسلامي را در خود فرو برده در قضيه سودان نيز كاملاً مشهود است.}
    تابناک باید خود خجالت کشد زیرا این وبلاک را فقط برای بسط منافع کاندیداهای چند در صدی بکار می برد.
    http://www.hamshahrimags.com/NSite/FullStory/News/?Id=7039

  13. شبنم می‌گه:

    یکی از دلائل به مسند نشاندن یک سیاه تبه کار و جنایتکار جنگی – اوباما – تجزیه سودان بود. اوباما و دیگر سیاه پوستان ارتجاعی از جمله خانواده صهیونیست مارتین لوتر کینگ در امر تجزیه سودان بسیار فعالیت کردند البته با کمک دلقک های هالیوود مانند جورج کلونی و میافارو. اکنون همه می دانند که جنایات اوباما بیشتر از بوش است و بهترین بازی را برای سروران خود صهیونیسم انجام داده است که در کاخ سفید بماند. اما استادان بی تجربه و جاهل مانند زیبا کلام هنوز توپ را در زمین ایران نگه می دارد و با سخنان سفیهانه خود که ” اوباما دست دوستی بطرف ایران دراز کرد اما هیات حاکمه آن را پس زد” خود و افرادی نظیر خود را لو می دهد.
    تجزیه سودان اول کار است و کشتار فراوان به دنبال خواهد آورد. این تجزیه به تجزیه کامل عراق هم کمک می رساند. “علمای” تن پرور تا حالا کجا بودند؟ البشیر کار زیادی نمی توانست انجام دهد زیرا شدیدا” بوسیله تحریم ها و بمباران که توسط کلینتون با کمک مشاوران صهیونیست یهودی بر سودان وارد آمد زیر فشار بود. سران نوکر صفت عرب و دیگر کشورها هیچ اقدامی برای کمک به سودان انجام ندادند و برای ابقای خود با اسراییل در تجزیه سودان کمک کردند. البشیر مجبور شد که به این خفت تن در دهد. لاهه هم از طریق فاحشه خانه ICC با کمک مزدورانی مانند پیام اخوان از طریق سازمان یهودی فاشیستی “نجات دارفور” برگ دستگیری البشیر را صادر کرد که رهبر سودان را تضعیف کند و به رقص وا دارد. جان کری صهیونیست که چامسکی و هوارد زین او را بعنوان رییس جمهور برای مردم آمریکا تبلیغ می کردند در این جنایت شریک است و سهم بسزایی دارد و البشیر را مرتب با چماق و هویج تهدید می کرد که اگر البشیر به تجزیه سودان کمک رساند، امریکا تحریم های غیر قانونی را لغو خواهد کرد. حالا خواهیم کرد که همه ی این حرفها دروغی بیش نیست . تحریم ها نه تنها لغو نخواهند شد بلکه برای تجزیه بیشتر سودان یعنی دارفور به کار گرفته خواهند شد. اگر البشیر همکاری نکرد او را دستگیر خواهند کرد. نابود باد جاهلان دنیای اسلام که ما را به این روز در آورده اند. بر زمین باد اوپوزیسون مزدور و سران جاهل تر آن. چرا کسی تاکنون صدایش در نیامده بود؟ ، ولی حالا از سوراخ های خود به تقلا افتاده اند؟
    http://axisoflogic.com/artman/publish/Article_61409.shtml

    Now the picture is recurring as the Sudan is being stabbed in the back with a new dagger: a conspiracy to sever the south of the country from the north. It is no longer possible to ignore that the Obama administration is moving with suspicious insistence in its complete identification with the side of the Zionists and their offensive entity in Palestine in its war against the Arabs and the Muslims. The Obama administration gives unlimited support to this conspiracy to divide the Sudan according to the statements of Obama, his vice president and his secretary of state, as well as numerous members of Congress, both representatives and senators.

  14. شبنم می‌گه:

    لطفا” برای اطلاعات بیشتر در مورد دارفور ویدئوی زیر را تماشا کنید. در این ویدئو محمود ممدانی و یکی از نئوکانهای آمریکایی در مورد وقایع در دافور و نقش سازمان یهودی صهیونیستی “نجات دارفور” که دروغ
    “نسل کشی” را طراحی کرد به بحث می نشینند.

    http://www.ratedesi.com/video/v/yGOpfH_5_pY/Prof.-Mahmood-Mamdani-and-John-Prendergast

  15. شبنم می‌گه:

    منافع اسرائیل در آفریقا، خلق کشوری در جنوب سودان است که همچنان از حمایت قوی راستگرایان افراطی صهیونیست در آمریکا برخوردار باشد که هدف آن جلوگیری از گسترش نفوذ اسلام در قاره آفریقا است.
    “عدنان ابوعامر ” از نویسندگان عرب در مقاله تفصیلی با بیان این مطلب به ابعاد و پیامدهای جدایی جنوب سودان از این کشور و نقش رژیم صهیونیستی از این رویداد پرداخته است.
    *دخالت اسرائیل در جنوب سودان بر اساس راهبرد “بن‌گورین ” است
    این نویسنده نوشت: به نظر سطحی نگری می رسد که بدون شناخت عمیق از عملکرد امنیتی و کار اطلاعاتی دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل در جنوب سودان، درباره نقش اسرائیل در جنوب سودان از نظر سیاسی یا اقتصادی سخن گفته شود.باید دانست که این دخالت اسرائیل در جنوب سودان تصادفی یا به عشق سیاهی چشمان مردم جنوب سودان نبوده است بلکه راهبردی که اسرائیل از زمان تاسیس اولیه جعلی خود برپایه آن استوار شد.ادامه…
    براساس گفته موسس آن دیوید بن گوریون مشخص گردید به گونه‌ای که او گفت: “ما ملتی کوچک هستیم و امکانات و منابع ما اندک است و باید این خلاء را در برخورد خود با کشورهای عرب دشمن از طریق شناختن نقاط ضعف آنها بویژه در زمینه روابط موجود بین گروه‌های نژادی و اقلیت‌های طائفه‌ای برطرف کنیم به گونه‌ای که ما به آنها دامن بزنیم تا در نهایت به مشکلاتی تبدیل شود که حل یا مهار کردن آنها برای این کشورها دشوار شود “.
    به نظر می‌رسد که رویکردهای اسرائیل در راستای پاسخ به مطالبات و انتظارات گروه‌های نژادی برای جدایی‌طلبی و تشکیل رژیم‌های مستقل در کشورهای عربی است.
    تماس‌های مسئولان اسرائیلی با جنوبی‌های سودان از طریق کنسولگری اسرائیل در شهر “آدیس آبابا ” اتیوپی آغاز شد و شرکت‌های این رژیم نقش پوشش را برای برقراری این ارتباطات و تماس‌ها ایفا کردند و قبیله “دینکا ” به عنوان قویترین قبیله منطقه انتخاب شد تا راه ورود اسرائیل به جنوب سودان و نفوذ در آن باشد و می‌توان روابط اسرائیل با منطقه جنوب سودان را در چند مرحله تاریخی دسته بندی کرد که مهمترین آن به شرح زیر است.
    *سرازیر شدن قراردادهای تسلیحاتی اسرائیل به جنوب سودان
    - ارایه کمک‌های انسانی نظیر دارو، مواد غذایی، فرستادن پزشک و امدادرسانی- بهره برداری از تضادهای قبیله‌ای بین خود جنوبی ها و تشدید درگیری جنوبی‌ها با شمالی‌ها.
    - سرازیر شدن قراردادهای تسلیحاتی اسرائیل به جنوب سودان و توسعه چارچوب آموزش شبه نظامیان جنوبی در اوگاندا، اتیوپی و کنیا.
    - از سرگیری حمایت (اسرائیل) از شورش مسلحانه و مجهز کردن جنبش‌های جدایی طلب جنوب به سلاح‌های پیشرفته و آموزش ده‌ها نفر از خلبانان آن برای هدایت جنگنده‌های سبک به منظور حمله به مراکز دولتی در جنوب و (اقدام اسرائیل در) تامین تصاویر ماهواره‌ای از مراکز نیروهای دولتی سودان.
    - اعزام برخی از کارشناسان اسرائیلی برای جدایی طلبان به منظور تدوین طرح‌های جنگی و نبرد و مشارکت آنها در برخی عملیات‌ها که به اشغال برخی از شهرهای جنوب سودان منجر شد.
    درنتیجه امری طبیعی شده است که جنبش خلق در جنوب سودان میزان و ماهیت روابط امنیتی و نظامی خود با اسرائیل را پنهان نکند به گونه ای که اخیرا یک محموله جدید سلاح شامل موشک‌ها و راکت‌های ضد هوایی، خودروهای زرهی و موشک‌های زمین به هوا را دریافت و اعلام کرد که دو نفر از خلبان‌های آن زیر نظر اسرائیل در چارچوب راهبردی که تل‌آویو در حمایت از رویکرد جدایی‌طلبی اتخاذ کرده است، درحال آموزش دیدن هستند.
    در این میان، این نکته از بیشترین اهمیت برخوردار است که مجموعه این تماس‌ها بین رژیم اسرائیل و جنوبی‌ها و آموزش آنها را ماموران موساد و سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل انجام داده‌اند، بدین معنی که حمایت سیاسی صورت گرفته از جنوبی‌ها در اساس اطلاعاتی و امنیتی بوده است و این حقیقتی است که باید آن را برای درک هدف اسرائیل از تحقق جدایی طلبی در این منطقه شناخت.
    **بعد از جدایی
    بی شک، این توضیح تاریخی درخصوص گسترش نقش اسرائیل در جنوب سودان، بستر را برای درک آسان اشتیاقش اسرائیل جهت فرارسیدن مرحله بعد از جدایی این منطقه به منظور اعلام آشکار سیاست‌ها و رویکردهایش هموار می کند.
    درحالی که نماینده جنوب سودان در واشنگتن علنی از حتمی بودن برقراری رابطه این منطقه با اسرائیل سخن گفت، بحث‌های محرمانه‌ای برای تحکیم روابط این منطقه با اسرائیل صورت گرفت و نشست‌هایی بدور از چشم رسانه‌ها بین مسئولانی در وزارت سرمایه گذاری دولت محلی جنوب سودان و همتایان اسرائیلی آنها با هدف توافق برای گشودن فرودگاه جوبا به روی شرکت هواپیمای العال اسرائیل صورت گرفت.
    همچنین مجموعه “شالوم المتحده ” که یک شرکت صرافی در جوبا مرکز جنوب سودان است، فعالیت های خود را توسعه داده و کار ساخت یک هتل پنج ستاره در شهر جوبا را برعهده گرفته است بویژه اینکه کسانی که به “نسل اسرائیلی‌های مقیم در آنجا ” توصیف می شوند بر بخش هتل‌سازی سلطه دارند که از بیشترین بخش‌های سود آور در جنوب سودان به شمار می رود.
    به گزارش العالم، عدنان ابوعامر در ادامه مقاله خود افزود: باید توجه داشت که راهبرد رژیم صهیونیستی در جنوب سودان بویژه در مرحله بعد از جدایی صرفاً به منافع اقتصادی در این منطقه محدود نمی شود؛ باوجود اینکه این منطقه از منابع طبیعی زیادی برخوردار است، باید گفت که راهبرد اسرائیل در جنوب سودان همچنین تامین منافع بزرگ سیاسی و امنیتی برای تل آویو را بویژه در رویارویی با بازگشت احتمالی مصر به ایفای نقش عربی و فعال خود، دنبال می‌کند.
    شاید بتوان نشانه های تمایل اسرائیل برای جدا شدن جنوب سودان در همه پرسی روز یکشنبه را در موارد زیر خلاصه کرد:
    - افزایش سخنان همزمان مسئولان اسرائیلی و جنوب سودان درباره ریشه این روابط و انتظارت آنها برای توسعه آن تا بالاترین حد.
    - گشودن دفاتر نمایندگی جنوبی‌ها در تل‌آیو و تحکیم روابط تجاری و اقتصادی با آنها.
    - برقراری پروازهای هوایی منظم اتپوپی که شهر جوبا در جنوب سودان را به آدیس آبابا و تل آویو مرتبط می کند.
    - اقدام اسرائیل در پذیرش پنج هزار نفر برای آموزش نظامی آنها به منظور تعامل با مرحله بعد از جدایی.
    - ایجاد پل هوایی برای انتقال سلاح از اسرائیل به آفریقای مرکزی و برخی نیز زمینی به جوبا ارسال شده است.
    شاید بتوان اوج تلاش های اسرائیل در این زمینه را، افشای خبر آغاز ورود جمع زیادی از کارشناسان اسرائیلی در سطوح مختلف به شهر جوبا مرکز جنوب سودان به منظور آمادگی برای کنترل بر این کشور نوپا بعد از مرحله جدایی دانست چرا که این یک هزار نفر کارشناسان کشاورزی، معادن، اقتصاد، هنر، گردشگری و مدیریت هستند.
    اسرائیل معتقد است که اهداف سیاسی و راهبردی آن در تشویق جدایی جنوب سودان از این محدوه جغرافیایی فراتر می رود و کشورهای عربی مجاور را نیز در بر می گیرد و به نظر می رسد که بیشترین هدف در این زمینه کشور مصر است که اسرائیل می خواهد از طریق کنترل بر رودخانه نیل بر این کشور کنترل داشته باشد.
    شکی نیست که رودخانه نیل شریان حیاتی برای مصر به شمار می رود که اگر جریان آن قطع شود، نفس مصر گرفته خواهد شد و هرچند که کشورهای کنیا و اوگاندا و اتیوپی کشورهایی هستند که نیل از آنها سرچشمه می گیرد اما سودان محل عبور اصلی این رودخانه محسوب می شود و از همین امر، اهداف اسرائیل روشن می شود.
    اگرچه دولت‌های پیاپی روی کار آمده در سودان از زمان استقلال تا امروز به دلایل زیادی از آب های رودخانه نیل و سهم سودان که داوطلبانه به مصر می‌رود، بهره برداری نکرده‌اند اما وضعیت در کشور جنوب سودان متفاوت خواهد بود چرا که جنوب سودان ارتباطی با مصر نظیر ارتباطی که شمال سودان با مصر دارد، ندارد وعلاوه بر آن، از مرحله قبل از جدایی جنوب سودان به نظر می رسد که تصمیم گیری سیاسی آن در دستان تل آویو و واشنگتن و بروکسل است.
    از این رو، جای تعجب نیست که اسرائیل در سال‌های اخیر بر رودخانه نیل برای تضمین دراختیار داشتن قدرتمندترین برگه فشار بر مصر متمرکز باشد و سفر چند ماه پیش اویگدور لیبرمن وزیر امور خارجه اسرائیل به سه کشوری که مهمترین سرچشمه‌های رودخانه نیل به شمار می‌روند و بیشترین مخالفت را با توافقنامه‌های آبی امضا شده با دو کشوری که بستر این رودخانه در اختیار دارند، یعنی سودان و مصر، سفر کند.
    روشن شده است که لیبرمن – به عنوان اولین مسئول اسرائیلی بلندپایه که از ۲۰ سال پیش تاکنون به آفریقا سفر کرد- به توافقنامه‌ای با دولت کنیا در زمینه پروژه‌های مدیریت آب دست یافت و دستاوردی نیز از این دست با اتیوپی و اوگاندا کسب کرد. هرچند جنبش جدایی طلبی در جنوب سودان از یک موفقیت از طرف خود سخن می‌گوید اما لازم است این حقیقت دردناک و خطرناک نباید فراموش شود که این جنبش به ابزاری اسرائیلی برای تحقق اهداف راهبردی و بلندمدت یعنی تضعیف کردن مصر و تهدید آن به طور غیرمستقیم از طریق کنترل بر رودخانه نیل تبدیل شده است.
    در کنار فشار بر مصر، تمرکز اسرائیل روی خارطوم به عنوان بخشی از راهبرد خود در قبال دریای سرخ تفسیر می شود چرا که اسرائیل از همان آغاز، دریای سرخ را معبری بسیار حیاتی برای خود دانسته است که باید بر روی کشتی‌های آن باز باشد زیرا اسرائیل همواره از آن بیم داشته دریای سرخ به دریاچه ای عربی تبدیل شود که بتوان از آن برای محاصره تل آویو استفاده کرد نظیر کاری که در جنگ های ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ میلادی روی داد چرا که در آن زمان اعراب تنگه‌های تیران و باب المندب را بستند.
    اسرائیل همچنین برای احداث چندین پایگاه نظامی علیه کشورهای عربی در ورودی جنوبی دریای سرخ علاوه بر پایگاه‌های هوایی در اتیوپی و کنیا و حضور هوایی در گینه و ایجاد پایگاه‌هایی در چاد بویژه درمنطقه مجاور با مرز سودان تلاش کرده است که بعدها روشن شده است که ماموریت این پایگاه‌ها نظارت بر مرزهای لیبی و سودان علاوه بر امکان استفاده از آنها علیه مصر می‌باشد.
    در پایان باید گفت که منافع اسرائیل در مفهوم راهبردی آن در برپایی کشوری در جنوب سودان است که به احتمال زیاد تنها خنجر دیگری در پهلوی یک کشور عربی باشد بویژه که واقعیت جدایی جنوب از حمایت قوی راستگرایان افراطی صهیونیست در آمریکا برای جلوگیری از گسترش نفوذ عربی و اسلامی در قاره آفریقا برخوردار می‌شود و این بدان معناست که جدایی منطقه جنوب سودان به نفع اسرائیل است تا حدی که کشور جنوب سودان به پایگاهی نظامی در نهایت امر برای این رژیم اشغالگر تبدیل خواهد شد.
    http://strategicreview.org/?p=30194#comment-723

  16. شبنم می‌گه:

    همانطوریکه عیان است دولت ایران نمی تواند مردم را در جریان رویدادهای تاریخ ساز قرار دهد. متاسفانه وبلاگ های ایرانی هم در خدمت صهیونیسم هستند و به بلندگوی پخش دروغ های غرب بسرکردگی جنایتکاران آمریکا تبدیل شده اند. بنابراین ایرانیان باید هر چه زودتر خود را با وقایع تاریخ ساز آشنا کنند تا بتوانند نقطه ها را بهم وصل نمایند.
    یکی از اسناد مهم برای شناخت سیاست های صهیونیسم ” استراتژی اسراییل برای دهه ی 1980″
    بقلم Oded Yinon است که ایرانیان باید با کمک مترجمی گوگل آن را بخوانند. این سند توسط زنده یاد
    اسراییل شهاک از عبری به انگلیسی ترجمه شده است که حائز اهمیت است.

    http://www.informationclearinghouse.info/pdf/The%20Zionist%20Plan%20for%20the%20Middle%20East.pdf
    روشنفکران مصری مقالات گوناگونی در مورد این سند که مصر هدف برنامه های بی ثباتی و تجزیه اسراییل است (طبق اهداف شوم این استراتژی ) به نشر داده اند. که لینک یکی از این مقالات را در اینجا می گذارم.
    http://weekly.ahram.org.eg/2007/853/op2.htm

    In the first instalment of what I intended would be a short series of articles, I wrote that Oded Yinon’s 1982 study entitled “A Strategy for Israel in the 1980s” is the most detailed account so far of the Zionist mindset; how it works and how it aspires to manage conflict with the Arab world in a way that leads to the creation of a dominant Jewish state in the region. My contention is that Yinon’s study should be regarded as a practical manifesto of the Zionist movement, and not just the opinion of an obscure Jewish writer or a former Israeli diplomat.

    ایرانیان باید بدانند که ایران هدف برنامه بی ثباتی و تجزیه این استراتژی می باشد، همچنین عراق.
    بنابراین لازم است که ایرانیان بخود جنبده و منتظر علمای تن پرور نشوند که بعد از تجزیه سودان و تنها گذاشتن البشیر به بیانیه ای بی اهمیت اکتفا کنند. ما خود باید از منافع ایران دفاع کنیم و از پیاده شدن اهداف شوم صهیونیسم جلوگیری نماییم.

  17. شبنم می‌گه:

    سایت مرتجع و بی خاصیت *کیهان* در تاریخ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390- شماره 19927

    در قسمت “دریچه” مقاله ای بقلم محمد معرفی در مورد ” غربی ها سودان را تجزیه کردند” دارد که انسان را به خنده وا میدارد. این خزعبلات بعد از تجزیه جنوب سودان نوشته شده است که در این مقطع هیچ ارزش بازگویی ندارد و فقط نشان از نبودن ابتکار، اتحاد و اطلاع در میان مسلمانان دارد. سایت مرتجع کیهان امروز هم با جنایتکاران صیهونیسم و امپریالیسم و استعمار اروپا علیه لیبی و قذافی همدست و هم پیاله شد و از مشتی اوباش که شعار “الله اکبر ” می دادند حمایت کرد. سایت کیهان باید خفقان بگیرد زیرا همه جا افشا شده است.
    در این ورق پاره آمده است:
    {“در كنار اين موضوعات، فعاليت هاي بين المللي براي حل و فصل آن ادامه داشت و غرب و آمريكا از طريق سازمان «ايكاد» وارد اين قضيه شد و براثر فشارهاي آنها توافقنامه موسوم به «پروتكل ماشاكس» در ژوئيه سال 2005 به امضا رسيد كه به موجب آن جنوب سودان طي دوره انتقالي كه 6سال به طول مي انجاميد داراي خودمختاري كامل مي شد. علاوه بر اين، طي اين دوره انتقالي مردم جنوب سودان حق تعيين سرنوشت خود را به دست آورده و فرصت فكر كردن در مورد جنوب را كسب مي كردند.}

    این خزعبلات اینقدر بی مایه است که اگر این شخص کامنتهای این صفحه را از نظر گذرانده بود با مسئله سودان بیشتر آشنا یی داشت. دوستان برای اطلاع بیشتر می توانند از کتاب محمود ممدانی و مقالات کیث هارمون اسنو Keith Harmon Snow استفاده کنند زیرا مقالات هارمون اسنو محتوی اطلاعات زیادی است که به شناخت نقش اسراییل و آمریکا در سودان بخصوص دارفور و جنوب سودان کمک می کند. **کیهان قابل اعتماد نیست.** این سایت مرتجع نه تنها مردم ایران را از پروپاگاندای اسراییل و آمریکا در زمان بیل کلینتون ، نوکر صهیونیسم، که در غالب کارزار “برده داری در جنوب سودان” به رهبری یهود فاشیست بنام چارلز بمنظور بی ثبات کردن و تجزیه سودان شدت پیدا کرده بود با خبر نکرد بلکه امروز هم با صهیونیسم و امپریالیسم و استعمار اروپا در جنگ علیه لیبی همکاری دارد. هنگامی که لیبی را هم تجزیه کردند آنوقت این مرتجعین بنای گریه و زاری را سر خواهند داد ودر صدد شستن گناه و جهالت خود با گفتن الله اکبر بر خواهند آمد که دیگر دیر است. شاید محمد معرفی ورق پاره ای دیگر در مورد تجزیه لیبی بنویسد. نابود باد مرتجعین.
    محمد معرفی اینقدر شجاعت ندارد که جریان را آنطور که اتفاق افتاد بازگو کند و فقط به مشتی دروغ مصلحت آمیزبسنده نکند.
    حقیقت اینست که البشیر سالیان دراز با پروپاگاندای اسراییل و آمریکا علیه سودان در جوامع غربی بخصوص آمریکا مبارزه کرد و سعی در افشای دروغ “بچه داری در جنوب سودان ” بر آمد ولی سودان از منابع کافی و حمایت دیگر کشورهای مسلمان برخوردار نبود. ایران حتی سعی نکرد پروپاگاندای غرب علیه سودان بمنظور بی ثبات کردن آن کشور را برای مردم ایران بشکافد و خنثی کند و ایرانیان را از اهداف خبیث غرب با اطلاع سازد.

    خجالت بکشید. دست از دروغگویی بردارید. خفقان بگیرید. شما هیچ اقدامی در جهت افشای برنامه تجزیه سودان نکردید و به البشیر کمکی نشد. نود ونه درصد از وبلاگ های ایرانی پبه بلندگوی غرب و صهیونیسم تبدیل شده اند. همگی تبلیغ “نسل کشی در دارفور” که دروغی بیش نبود را بخورد مردم جاهل ایران می دادند. این وبلاگ ها از آنجایی که خود بیسواد و مقلد غربند دروغ های غرب را بدون مطالعه بخورد ایرانیان بیسواد می دهند – که البته تعداد این بیسوادان به میلیونها نفر می رسد.
    در انتها البشیر نتوانست در مقابل پروپاگاندای غرب دوام بیاورد زیرا هالیوود هم در این پروپاگاندا سهیم بود و تعدادی از لکاته های هالیوود مانند میافارو و همچنین الیت سیاه پوست مانند خانواده صهیونیست لوترکینگ هم جزو این جنایتکاران چنگی بودند. هیچ کشور مسلمانی به کمک البشیر نیامد. سران نوکرصفت عرب همگی در خدمت صهیونیسم بکار گرفته شده اند. امروز هم این سران نوکرصفت از جمله “مجمع عرب” و مرتجعین در سایت الف و کیهان علیه لیبی بخدمت جنایتکاران جنگی غرب در آمدند که به احتمال زیاد منجر به تجزیه لیبی خواهد شد. این مرتجعین از مشتی اوباش الله اکبر گو که جاسوسان سازمان سیا هستند و به اسم “شورشیان” بخورد جاعلین دادند، حمایت می کنند. وقتی لیبی تجزیه شد، حتما” افراد مرتجع در سایت کیهان و الف ورق پاره ای دیگر خواهند نوشت و تجزیه لیبی را با صلوات و الله اکبر بگوش مشتی ایرانیان جاهل خواهند داد.

    http://www.kayhannews.ir/900226/12.htm

  18. شبنم می‌گه:

    **در مورد سودان و حتي مصر نقش ايران يك نقش انفعالي است **

    http://ranebartar2.blogspot.com/2011/01/blog-post_9979.html
    لطفا” مقاله زیر را بخوانید تا پی به انفعال و بی خردی دست اندر کاران سیاست خارجی دولت ایران برید. در ضمن از بی خبری و جهالت سایت های مرتجع *کیهان* و سایت الف و دیگر سایت های فارسی زبان با اطلاع شوید. مردم ایران در بی خبری کامل بسر می برند و از بازیهای سیاسی دول قدرتمند هیچ گونه اطلاعی ندارند و بهمین جهت اخبار دروغ ستون پنجم و وبلاگ های حمایت شده از طرف سازمانهای جاسوسی غرب را باور می کنند.این بی اطلاعی ایران را در *خطر* می اندازد.
    مرگ بر شیادان. اهداف آمریکا تجزیه همه ی کشورهای منطقه از موریتانیا تا پاکستان است که ایران را هم در بر می گیرد. نابود باد شیادان – مرگ بر مرتجعین . کیهان دروغگوست. کیهان باید امروز به زیر کشیده شود.

    {{*اسرائيل به شدت در کشورهاي آفريقايي و به تبع آن سودان فعال است. چه منافعي از اين فعاليت را براي رژيم صهيونيستي متصور مي‌دانيد؟ تجزيه سودان و يا حفظ يکپارچگي آن چه تاثيري بر منافع ايران خواهد گذاشت؟}
    جواب:
    - فضاي جديدي که رژيم اسرائيل در آفريقا و سودان ايجاد کرده است منجر به کشاندن توجه جهان عرب و به ويژه جهان اسلام از فلسطين به منطقه ديگر بوده است. اين مهم به دليل موقعيت جغرافيايي سودان و عبور نيل از بخش جنوبي آن باعث شده است تا ارتباط خاصي ميان مصر و سودان به وجود آيد. در نتيجه تسلط بر بخش جنوبي سودان اهرم قدرتمندي براي فشار و تحميل نظر بر دولت مصر خواهد بود. به عبارت ديگر نفوذ صهيونيستها در جنوب سودان براي اعمال سياستهاي آنان در مصر و فلسطين نقش اساسي دارد. به عبارت ديگر گسترش دامنه نفوذ از فضاي عربي خاورميانه به عربي آفريقايي مي‌باشد؛ زيرا گسترش ارتباطات و نفوذ سياسي معاملات اقتصادي، پايگاه‌سازي و نفوذ نظامي در آفريقا از جمله در جنوب سودان، تضمين حيات رژيم صهيونيستي در صورت به‌خطر افتادن منافع و حيثيت وجودي آن در فلسطين است. نفوذ در آفريقا به معناي شاهرگ دوم حياتي صهيونيستها است. همچنين با توجه به افزايش اسلام‌گرايي در سودان، پروژه تضعيف جهان اسلام، ايجاد انشقاق در کشورهاي بزرگ و مهم دنياي اسلام از جمله منافع ديگر صهيونيستها در اين قضيه به شمار مي‌آيد. اما در خصوص تاثير تجزيه سودان در منافع ملي کشورمان بايد به اين نکته اشاره کرد که ماهيت استکبار و آمريکا ستيزي سودان به‌عنوان يکي از بزرگترين کشورهاي مسلمان آفريقايي که تحت تاثير آموزه‌هاي انقلاب اسلامي ايران و حضرت امام قرار گرفته بودند، از جمله اهداف رژيم اسرائيل در آفريقا و سودان مي‌باشد. بعد ديگر تهديدات منافع ملي ايران در آفريقا و سودان، تحقق سياست‌هاي صهيونيستي – آمريکايي در کشور سودان مي‌باشد. زيرا همه پرسي در پيش روي اين کشور با زمينه‌سازي آمريكا، اروپا و رژيم صهيونيستي در چارچوب پيمان صلحي به‌نام توافقنامه نيوآشا در سال ۲۰۰۵ بين شمال و جنوب منعقد شد. در اين موافقتنامه که دي ماه 1383 با اعمال فشارهاي دولت‌هاي غربي به امضاي دولت و شورشيان جنوب سودان رسيد، تضعيف دولت سودان و اسلامگرايان در دستور کار قرار گرفته بود و از اينرو صرفنظر از نتيجه احتمالي آن که قابل پيش‌بيني است در خنثي‌ترين حالت اين تجزيه‌طلبي تحقق سياست‌هاي غربي در ميان اسلامگرايان و مردم سودان مي‌باشد. اهميت اين سياست استعماري زماني بيشتر هويدا خواهد گشت که اين مهم را مورد توجه قرار دهيم. جنوب سودان با 700 هزار کيلومتر مربع مساحت و 9 ميليون نفر جمعيت، 85 درصد ذخاير نفتي اثبات شده اين کشور را در خود جاي داده است.. سودان پس از نيجريه و آنگولا، سومين توليد‌کننده بزرگ نفت آفريقا به حساب مي‌آيد. علاوه بر اين 68-80 درصد منابع نفتي در جنوب سودان تخمين زده شده است. از نظر کشاورزي و دامپروري، مناطق حاصلخيز قسمت جنوبي سودان بسيار ويژگي مناسبي دارد. اهميت فرصت‌هاي اقتصادي در جنوب سودان به اندازه‌اي است که جمله مشهور «سودان تکه سنگي در درياي نفت قرار دارد» زيبنده اين منطقه مي‌باشد. سودان از لحاظ قرابت و دوستي با انقلاب اسلامي ايران جايگاه بسيار ويژه‌اي دارد و اين خود عاملي مهم در عداوت غرب با سودان است. در چنگ گرفتن بخشي از سودان باعث مي‌شود که بخشهاي عمده‌اي از آفريقا را زير سلطه و تحت فشار قرار دهد و اين براي تمدن نيمه‌جان و بي‌رمق غرب بسيار غنيمت مي‌باشد.
    *به نظر مي‌رسد از آن جا که منافع ايران و رژيم صهيونيستي در تعارض کامل با هم قرار دارد، ايران بايد براي خنثي‌سازي تلاشهاي اسرائيل در سودان کار ويژه‌اي انجام دهد. آيا اين مهم تا کنون رخ داده است؟
    - از آنجايي که بخش عمده‌اي از سياست خارجي کشورمان در چارچوب مزيت‌هاي استراتژيک جهان اسلام دنبال مي‌شود و يا اينکه بايد بشود، نيم نگاهي به تاثير و تاثر اين تجزيه‌طلبي در جهان اسلام و پيامد آن در منافع ملي کشورمان خواهيم داشت. همانگونه که بيان شد سودان جزء کشورهاي مهم جهان اسلام از نظر ايدئولوژيکي، سياسي، و هنجارسازي مي‌باشد؛ زيرا سودان به منزله خاکريز جهان اسلام در مقابله با هژمون نظام سلطه در آفريقا مي‌باشد لذا هر گونه جابجايي و يا ضعف در خط مقدم فرصت‌سازي براي جهان غرب و فرصت‌سوزي براي جهان اسلام و به تبع آن سياست خارجي کشورمان خواهد بود. همچنين توفيق در موضوع تجزيه‌طلبي در پوشش رفراندوم متاسفانه تجربه موفق و الگويي کارآمد براي نظام سلطه مي‌شود که اين روند قرائت اسلامي انقلاب‌هاي رنگين در آفريقا خواهد شد. دولتمردان کشورهاي غربي و رژيم صهيونيستي، در سال‌هاي گذشته همواره با به‌راه انداختن درگيري‌هاي مسلحانه در جنوب سودان، قصد داشتند علاوه بر تضعيف دولت مرکزي؛ خط حائلي بين کشورهاي مسلمان شمال و غير مسلمان جنوب قاره آفريقا ايجاد کنند. اين شگرد زماني قرين توفيق گرديد که با بهانه جلوگيري از درگيري ميان شمال و جنوب اين کشور ايجاد خط حائلي با حضور نيروهاي خارجي نمودند و با تحريک مردم جنوب اين کشور که به ناچار با سرکوب دولت مرکزي براي جلوگيري از درگيري انجام مي‌گرفت فضايي ترسيم گرديد که در اين فضا نهايتا مولود ناقص و ناخواسته‌اي به نام رفراندوم متولد شد. جالب تر اينکه آمريكا از تمامي ابزارهاي ممكن براي تجزيه سودان كمك گرفته است.
    اقداماتي از قبيل تحريم‌هاي ضد سوداني و احتمال لغو آنها در قبال برگزاري رفراندوم جنوب تا مسلح كردن شورشيان و استفاده از تمام شيوه‌هاي جنگ نرم از ابزارهاي آمريكا براي تاثيرگذاري بر اين همه‌پرسي آفريقايي است.
    خب خوانندگان محترم به‌خوبي مي‌توانند قضاوت کنند که راهکار عملياتي دستگاه سياست خارجي ايران براي اين بحران پيش روي سودان چه بوده است؟ به نظر نمي‌رسد که در اين موضوع و حتي موضوعات پيش روي مانند جنبش انقلابي مردم مصر و…. ما بيشتر نقش انفعالي در حد بيانيه واينکه موضوعات را به دقت پيگيري مي‌کنيم، بسنده کرده‌ايم؟

  19. شبنم می‌گه:

    اسراییل در جنوب سودان.
    چرا “اپوزیسیون” مقلد، عامل و نادان و بی خبر از بازیهای جهانی – نظیر ملکوت – چیزی در این مورد نمی نویسند و همگی خفقان گرفته اند. عاملین و خائنین و جاهلین را از خود دور کنید.

    http://mrzine.monthlyreview.org/2011/bahady230511.html

  20. شبنم می‌گه:

    البشیر تاکید کرد : جنبش خلق برای آزادی سودان جنوبی به دنبال جدایی طلبی است در حالیکه دولت خارطوم همواره تمامی مفاد توافقنامه صلح امضا شده در سال ۲۰۰۵ را به اجرا گذارده وهمواره به دنبال وحدت بوده وهست.
    رئیس جمهور سودان در بخش دیگری از این گفت وگو تاکید کرد : ما شاهد توطئه های بزرگ صهیونیسم جهانی هستیم که برای تجزیه سودان وبقیه کشورهای عربی برنامه دارند.
    باید دانست که دخالت اسرائیل در جنوب سودان تصادفی نبوده است، بلکه راهبردی که اسرائیل از زمان تاسیس اولیه جعلی خود بر پایه آن استوار شد، براساس گفته موسس آن دیوید بن گوریون مشخص شد به گونه‌ای که او گفت: “ما ملتی کوچک هستیم و امکانات و منابع ما اندک است و باید این خلاء را در برخورد خود با کشورهای عرب دشمن از طریق شناختن نقاط ضعف آنها به ویژه در زمینه روابط موجود بین گروه‌های نژادی و اقلیت‌های طایفه‌ای برطرف کنیم به گونه‌ای که ما به آنها دامن بزنیم تا در نهایت به مشکلاتی تبدیل شود که حل یا مهار کردن آنها برای این کشورها دشوار شود.”
    به نظر می رسد که رویکردهای اسرائیل در راستای پاسخ به مطالبات و انتظارات گروه‌های نژادی برای جدایی‌طلبی و تشکیل رژیمهای مستقل در کشورهای عربی است.
    به گزارش مهر به نقل از العالم، تماسهای مسئولان اسرائیلی با جنوبی‌های سودان از طریق کنسولگری اسرائیل در شهر “آدیس آبابا” اتیوپی آغاز شد و شرکتهای این رژیم نقش پوشش را برای برقراری این ارتباطات و تماس‌ها ایفا کردند و قبیله “دینکا” به عنوان قویترین قبیله منطقه انتخاب شد تا راه ورود اسرائیل به جنوب سودان و نفوذ در آن باشد و می ‌توان روابط اسرائیل با منطقه جنوب سودان را در چند مرحله تاریخی دسته بندی کرد که مهمترین آن به شرح زیر است:
    - ارائه کمکهای انسانی نظیر دارو، مواد غذایی، فرستادن پزشک و امدادرسانی- بهره برداری از تضادهای قبیله‌ای بین خود جنوبی ها و تشدید درگیری جنوبی‌ها با شمالی‌ها. سرازیر شدن قراردادهای تسلیحاتی اسرائیل به جنوب سودان و توسعه چارچوب آموزش شبه نظامیان جنوبی در اوگاندا و اتیوپی و کنیا.
    - از سرگیری حمایت (اسرائیل) از شورش مسلحانه و مجهز کردن جنبشهای جدایی طلب جنوب به سلاح‌های پیشرفته و آموزش ده‌ها نفر از خلبانان آن برای هدایت جنگنده‌های سبک به منظور حمله به مراکز دولتی در جنوب و (اقدام اسرائیل در) تامین تصاویر ماهواره‌ای از مراکز نیروهای دولتی سودان، اعزام برخی از کارشناسان اسرائیلی برای جدایی طلبان برای تدوین طرح‌های جنگی و نبرد و مشارکت آنها در برخی عملیاتها که به اشغال برخی از
    شهرهای جنوب سودان منجر شد.
    درنتیجه این مسئله طبیعی شده که جنبش خلق درجنوب سودان میزان و ماهیت روابط امنیتی ونظامی خود با اسرائیل را پنهان نکند به گونه ای که اخیرا یک محموله جدید سلاح شامل موشکها و راکتهای ضد هوایی، خودروهای زرهی و موشکهای زمین به هوا را دریافت و اعلام کرد که دو نفر از خلبانهای آن زیر نظر اسرائیل در چارچوب راهبردی که تل‌آویو در حمایت از رویکرد جدایی‌طلبی اتخاذ کرده است، در حال آموزش دیدن هستند.

    در این میان، این نکته از بیشترین اهمیت برخوردار است که مجموعه این تماسها بین رژیم اسرائیل و جنوبی‌ها و آموزش آنها را ماموران موساد و سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل انجام داده‌اند، بدین معنی که حمایت سیاسی صورت گرفته از جنوبی‌ها در اساس اطلاعاتی و امنیتی بوده است و این حقیقتی است که باید آن را برای درک هدف اسرائیل از تحقق جدایی طلبی در این منطقه شناخت.
    سرنوشت سودان پس از جدایی و راهبرد اسرائیل
    بی شک، این توضیح تاریخی درباره گسترش نقش اسرائیل در جنوب سودان، بستر را برای درک آسان اشتیاقش اسرائیل جهت فرارسیدن مرحله بعد از جدایی این منطقه به منظور اعلام آشکار سیاستها و رویکردهایش هموار می کند.
    درحالی که نماینده جنوب سودان در واشنگتن علنی از حتمی بودن برقراری رابطه این منطقه با اسرائیل سخن گفت، بحثهای محرمانه‌ای برای تحکیم روابط این منطقه با اسرائیل صورت گرفت و نشستهایی بدور از چشم رسانه‌ها بین مسئولانی در وزارت سرمایه گذاری دولت محلی جنوب سودان و همتایان اسرائیلی آنها با هدف توافق برای گشودن فرودگاه جوبا به روی شرکت هواپیمای العال اسرائیل برگزار شد.
    همچنین مجموعه “شالوم المتحده” که یک شرکت صرافی در جوبا مرکز جنوب سودان است، فعالیتهای خود را توسعه داده و کار ساخت یک هتل پنج ستاره در شهر جوبا را برعهده گرفته است به ویژه اینکه کسانی که به “نسل اسرائیلی‌های مقیم در آنجا” توصیف می شوند بر بخش هتل‌ سازی سلطه دارند که از بیشترین بخشهای سود آور در جنوب سودان به شمار می رود.
    باید توجه داشت که راهبرد رژیم صهیونیستی در جنوب سودان به ویژه در مرحله بعد از جدایی صرفاً به منافع اقتصادی در این منطقه محدود نمی شود؛ باوجود اینکه این منطقه از منابع طبیعی زیادی برخوردار است، باید گفت که راهبرد اسرائیل در جنوب سودان همچنین تامین منافع بزرگ سیاسی و امنیتی برای تل آویو را به ویژه در رویارویی با بازگشت احتمالی مصر به ایفای نقش عربی و فعال خود، دنبال می‌کند.
    اسرائیل معتقد است که اهداف سیاسی و راهبردی آن در تشویق جدایی جنوب سودان از این محدوه جغرافیایی فراتر می رود و کشورهای عربی مجاور را نیز در بر می گیرد و به نظر می رسد که بیشترین هدف در این زمینه کشور مصر است که اسرائیل می خواهد از طریق کنترل بر رودخانه نیل بر این کشور کنترل داشته باشد.
    شکی نیست که رودخانه نیل شریان حیاتی برای مصر به شمار می رود که اگر جریان آن قطع شود، نفس مصر گرفته خواهد شد و هرچند که کشورهای کنیا و اوگاندا و اتیوپی کشورهایی هستند که نیل از آنها سرچشمه می گیرد، اما سودان محل عبور اصلی این رودخانه محسوب می شود و از همین امر، اهداف اسرائیل روشن می شود.
    اگرچه دولتهای پیاپی روی کار آمده در سودان از زمان استقلال تا امروز به دلایل زیادی از آبهای رودخانه نیل و سهم سودان که داوطلبانه به مصر می ‌رود، بهره برداری نکرده‌اند، اما وضعیت در کشور جنوب سودان متفاوت خواهد بود چرا که جنوب سودان ارتباطی با مصر نظیر ارتباطی که شمال سودان با مصر دارد، ندارد وعلاوه بر آن، از مرحله قبل از جدایی جنوب سودان به نظر می رسد که تصمیم گیری سیاسی آن در دستان تل آویو و واشنگتن و بروکسل است.
    از این رو، جای تعجب نیست که اسرائیل در سالهای اخیر بر رودخانه نیل برای تضمین دراختیار داشتن قدرتمندترین برگه فشار بر مصر متمرکز باشد و سفر چند ماه پیش آویگدور لیبرمن وزیر امور خارجه اسرائیل به سه کشوری که مهمترین سرچشمه‌های رودخانه نیل به شمار می ‌روند و بیشترین مخالفت را با توافقنامه‌های آبی امضا شده با دو کشوری که بستر این رودخانه در اختیار دارند، یعنی سودان و مصر، سفر کند.
    برای اطلاع از دسیسه های اسراییل برای غلبه بر رودخانه نیل و دریای سرخ در شاخ آفریقا لطفا” لینک زیر را مرور کنید:
    http://bamdadi.com/2009/04/13/where-are-the-pirates/
    در کنار فشار بر مصر، تمرکز اسرائیل روی خارطوم به عنوان بخشی از راهبرد خود در قبال دریای سرخ تفسیر می شود چرا که اسرائیل از همان آغاز، دریای سرخ را معبری بسیار حیاتی برای خود دانسته است که باید بر روی کشتی‌های آن باز باشد زیرا اسرائیل همواره از آن بیم داشته دریای سرخ به دریاچه ای عربی تبدیل شود که بتوان از آن برای محاصره تل آویو استفاده کرد نظیر کاری که در جنگ های 1967 و 1973 میلادی روی داد چرا که در آن زمان اعراب تنگه‌های تیران و باب المندب را بستند.
    اسرائیل همچنین برای احداث چندین پایگاه نظامی علیه کشورهای عربی در ورودی جنوبی دریای سرخ علاوه بر پایگاه‌های هوایی در اتیوپی و کنیا و حضور هوایی در گینه و ایجاد پایگاه‌هایی در چاد به ویژه درمنطقه مجاور با مرز سودان تلاش کرده است که بعدها روشن شده است که ماموریت این پایگاه‌ها نظارت بر مرزهای لیبی و سودان علاوه بر امکان استفاده از آنها علیه مصراست.
    در پایان باید گفت که منافع اسرائیل در مفهوم راهبردی آن در برپایی کشوری در جنوب سودان است که به احتمال زیاد تنها خنجر دیگری در پهلوی یک کشور عربی باشد به ویژه که واقعیت جدایی جنوب از حمایت قوی راستگرایان افراطی صهیونیست در آمریکا برای جلوگیری از گسترش نفوذ عربی و اسلامی در قاره آفریقا برخوردار می ‌شود و این بدان معناست که جدایی منطقه جنوب سودان به نفع اسرائیل است تا حدی که کشور جنوب سودان به پایگاهی نظامی در نهایت امر برای این رژیم اشغالگر تبدیل خواهد شد.

    http://iusnews.ir/?pageid=121701&%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%AA%20%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84%20%D8%A7%D8%B2%20%D8%AA%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86&1389-10-19

    خب، حالا اپوزیسیون جاهل ایران که بلندگوی دروغ های غرب شده است و بجای خبررسانی به مردم ایران ، سئوالات گمراه کننده نظیر چرا کسی از دارفور نمی نویسد؟ را مطرح می کند باید متوجه شده باشد که چقدر از مسائل جهانی بی اطلاع است و بخاطر همین بی اطلاعی در خدمت مقاصد صهیونیسم و امپریالیسم بکارگرفته شده است که شاید خود هم متوجه آن نباشد.

  21. شبنم می‌گه:

    توطئه آمریکا و اسراییل برای تجزیه کشورهای منطقه:

    به گزارش فارس، ناصر قنديل در ابتداي گفت‌وگوي مشروح خود با شبكه تلويزيوني المنار لبنان به تحولات داخلي اين كشور پرداخت و گفت: چه بسا سال جاري ميلادي، دشوارترين سال براي لبناني‌ها از 10 سال پيش تاكنون باشد چرا كه منطقه به سمت ترسيم جغرافياي سياسي جديدي حركت مي‌كند.

    وي تصريح كرد: دولت آمريكا به رياست باراك اوباما در دو سال اخير در منطقه برفرضيه سازش و بستر سازي براي مذاكرات فلسطيني‌ها و رژيم صهيونيستي متمركز شد و به اعراب ميانه رو وعده پاداشي فرضي داد.

    قنديل گفت: آمريكا به اعراب ميانه رو وعده داد كه آبروي رفته آنها را از طريق رسيدن روند سازش به تشكيل شبه كشوري فلسطيني – همراه با موكول كردن مسائل مربوط به وضعيت نهايي نظير مسئله آوارگان فلسطيني، مرزها، قدس، امنيت- بازگرداند.

    اين نماينده سابق دولت لبنان افزود: آمريكا در مقابل به وعده هايي از جمله سكوت (اعراب ميانه رو) درقبال تشكيل كشوري در جنوب سودان و حمايت آنها از دادگاه بين المللي ويژه ترور رفيق حريري نخست وزير اسبق لبنان عليه حزب الله به عنوان راهكار جايگزيني براي شكست اسرائيل در جنگ سال 2006 ميلادي عليه لبنان دست يافت.

    اين كارشناس و تحليلگر مسائل خاورميانه افزود : اسرائيل امروز با نوع رويكرد خود در قبال سازش شكست ديگري را براي اوباما و اعراب ميانه رو رقم مي زند چرا كه نه سازشي و نه مذاكراتي دركار است و حتي اسرائيل هزينه اندك آغاز مذاكرات سازش يعني توقف شهرك سازي را هم نمي پذيرد به گونه اي كه اوباما ناتواني خود را در اين زمينه اعلام مي‌كند.

    قنديل درباره سناريوهاي مطرح در منطقه گفت: لبنان اكنون منتظر سناريوهاي درحال آزمايش است كه يكي از اين سناريوها در سودان و سناريوي ديگري در مصر درحال آزمايش است.

    وي درباره سناريوي درحال آزمايش در سودان گفت: يك سناريو در سودان وجود دارد و آن هم اين است كه چگونه دادگاه كيفري بين المللي با جغرافيايي سياسي معامله شود و خود جان كري از سناتورهاي برجسته دموكرات آمريكا است درسفر چند روز پيش خودش به شهر جوبا در مركز جنوب سودان به نمايندگي از سوي دولت آمريكا اعلام كرد كه واشنگتن آماده برقراري بهترين روابط با عمر البشير رئيس جمهوري سودان است؛ درصورتي كه وي با رويكرد مثبتي در قبال جدايي جنوب سودان برخورد كند.

    وي گفت: اين موضعگيري را قبلا نيز سوزان رايس فرستاده آمريكا كه اكنون نماينده اين كشور در شوراي امنيت سازمان ملل است، بازگو كرده و گفته بود كه اگر عمر البشير رويكرد خود را درقبال جدايي جنوب سودان بهبود بخشد و اين روند با آرامش صورت گيرد، آمريكا در شوراي امنيت از حق خود براي از دستور خارج كردن حكم بازداشت البشير استفاده خواهد كرد.دادگاه كيفري بين المللي حكم بازداشت عمر البشير را به اتهام آنچه آن را جنايات جنگي و جرايم ضد بشري خوانده، صادر كرده است.

    وي افزود: اين سناريويي است كه جلوي چشمان ما در سودان آزمايش مي شود – بيايد اين واقعيت را مدنظر قرار دهيم – آنها با اين سناريو خطاب به حزب الله مي گويند اگر با رويكرد مثبتي با تمايل اسرائيل در خودداري از رويارويي برخورد كرديد و مسلح شدن به تسليحات وي‍ژه را متوقف كرديد و پاسخ مثبتي داديد به اينكه اسرائيل آماده عقب نشيني از كشتزارهاي شبعا يا روستاي غجر در مقابل عدم استفاده ما از سلاح است و اين سلاح ها را در انبارها ذخيره كنيد، در اين صورت ما، دادگاه بين المللي (وي‍ژه رسيدگي به ترور رفيق حريري) را منحل مي كنيم و كيفرخواست اوليه اين دادگاه را مثل حكم بازداشت البشير از دستور كار خارج مي‌كنيم.

    قنديل سومين سناريوي درحال آزمايش را سناريوي مصر دانست و گفت: اكنون مشاهده مي كنيد آنها مي خواهند به قبطي‌هاي مصر- كه يك مجموعه عربي و تاريخي در مصر هستند و از كليساي قبطي‌ها گرفته تا شهروندان قبطي به مسئله فلسطين پايبند هستند و از آن حمايت مي كنند- القا كنند كه دشمن شما اسرائيل نيست بلكه مسلمانان هستند و سپس اندك اندك صداهاي غربي و اسرائيلي براي حفاظت از قبطي ها و ايجاد وضعيت خاصي براي آنها بلند شود.

    وي گفت: هدف از اين سناريو مذاكره درباره آينده مصر بعد از حسني مبارك رئيس جمهوري مصر است زيرا آمريكا در اين زمينه نگران است و در اين مذاكره، بايد مجموعه اي از برگه هاي فشار را براي مذاكره با مراكز تصميم گيري مورد نظر درباره آينده مصر ايجاد كند.

    قنديل تاكيد كرد: باوجود اينكه منابع آمريكايي مي گويند دادگاه بين المللي خط قرمز و ثابت است اما آمريكا در نيويورك از زبان هوشيار زيباري وزير امور خارجه عراق اعلام مي كند كه آمريكا براي تعويق درصدور كيفرخواست اوليه دادگاه بين المللي كار مي كند لذا از اين طريق اين پيام را از دريچه عراق به حزب الله و سوريه مي فرستد كه ما با كيفرخواست اوليه بازي مي كنيم و اين امر در دستان ما است. زيباري از زبان آمريكايي ها در نيويورك اعلام كرد كه دادگاه بين المللي قابل گفت‌وگو است لذا در برابر ما سه سناريو وجود دارد يعني دادگاهي قابل مذاكره درخصوص لبنان وجود دارد. دادگاهي قابل معامله درسودان وجود دارد و حادثه اي امنيتي در مصر وجود دارد كه مي تواند به فتنه اي تمام عيار تبديل شود.

    اين كارشناس و تحليلگر مسائل خاورميانه افزود: يك نسخه از طرح آمريكا در منطقه شكست خورده است. كسي نمي گويد طرح آمريكا شكست خورده است، نسخه اول طرح آمريكا مبتني برحمله امپراطوري نظامي آمريكا حتي به اذغان تندروترين افراد در داخل آمريكا شكست خورده است.

    وي گفت: طرح جديد توليد شد اما اين طرح جديد نيز يعني طرح سازش اسرائيل و فلسطيني شكست خورد زيرا براساس آن قرار بود يك جبهه عربي و اسرائيلي ميانه رو در منطقه در مقابل ايران ايجاد شود و از طريق آن يك تحرك عربي جديدي ايجاد شود كه براساس آن اعراب منطقه خليج فارس و مصر با هم پيماني با اسرائيل، با ايران مقابله كنند و قدرت‌هاي مقاومت را محاصره كنند. اين طرح جديد به خاطر تندروي نتانياهو و تمايل اسرائيل براي فرار از هرگونه مستلزمات سازش شسكت خورد.

    قنديل تصريح كرد: امروز ما در برابر نسخه سوم از طرح تعديل شده آمريكا در منطقه هستيم. نسخه سوم بر مبناي بكارگيري دو نوك پيكان در آن واحد است كه يك نوك پيكان، ايجاد فاكتورهاي بحران و ناامني است و نوك ديگر پيكان، مذاكره بر سر آنها به عنوان برگه هاي معامله است.

    وي در اين زمينه به وضعيت جنوب سودان سودان، صحراي غربي در مغرب و شمال عراق اشاره كرد و گفت: بنابراين آمريكا در كشورهاي عربي وارد عمل مي شود و فاكتورهاي بحران و ناامني اوضاع را به حركت در مي آورد كه دادگاه بين المللي يكي از اين فاكتورهاي ايجاد بحران و برهم زدن اوضاع است اما همه اينها در آن واحد، برگه هاي معامله است.

    اين نماينده سابق دولت لبنان تصريح كرد: آمريكا از چند موضوع در منطقه نگران است كه از آن جمله درخصوص عربستان بعد از عبدالله بن عبدالعزيز شاه سعودي، مصر بعد از حسني مبارك رئيس جمهوري اين كشور است. نگراني واقعي آمريكا از اين موارد است.

    وي گفت: آمريكا به دنبال ايجاد دولت هاي كوچك زير خاكستر در عربستان و مصر و دولت هاي كوچك آشكار در سودان و عراق و مغرب درچارچوب جديدي براي مديريت وضعيت منطقه است و اين گزينه آمريكا است و آينده مصر و عربستان در مقدمه قرار دارد.
    http://www.sabadnews.com/economicnews/index.php?news=3677
    اسراییل و آمریکا طبق استراتژی “اودت ایلان” تجزیه ایران ، افغانستان ، پاکستان و دیگر کشورهای منطقه را هم دنبال می کنند. بنابراین مردم این مناطق باید از نفاق دوری جسته و باهم برای یک هدف مشترک یعنی شکست بالکانیزه کردن و تجزیه کشورهای منطقه همکاری کنند. با اتحاد مردم منطقه می توانیم اشغالگران را از خاور میانه ، آسیای مرکزی و شمال آفریقا بیرون اندازیم.

    • با این تفاصیل، اسرائیل چه نقشی در جنوب سودان می‌تواند داشته باشد؟
    اسرائیل به‌دنبال منابع آبی، نفتی و جغرافیایی است. مساحت جنوب سودان 620هزار کیلومتر مربع و جمعیتش 9 میلیون نفر و منابع آبی و جنگلی فراوانی دارد و اکثر مردم بی‌دین‌اند و تنها حدود 30 درصد مسیحی و 5 درصد مسلمان‌اند. از این‌رو، اسرائیلی‌ها می‌توانند کارهای زیادی در جنوب سودان صورت دهند. حتی اگر در آینده، اسرائیل با مشکلی در منطقه مواجه شود، بهترین جایگزین، جنوب سودان است. از نظر جغرافیایی و منابع و خیلی مسائل دیگر. اسرائیل با این موضوع (جنوب سودان) عمقی استراتژیک برای خود فراهم کرده است. در واقع حیاط خلوتی برای خود، برای مسائل استراتژیک، آموزش و انتقال زباله‌های هسته‌ای فراهم کرد، چه اینها از نظر مالی، تکنولوژیک و عمرانی به اسرائیل نیاز دارند.

  22. شبنم می‌گه:

    به گزارش باشگاه خبرنگاران، پايگاه اينترنتي اينترپرس سرويس آمريکا با درج مطلبي تحت عنوان “کارشناسان نگران طراحي اسرائيل براي بالکانيزه کردن کشورهاي عربي هستند” به قلم “آدام مورو” و “خالد موسي العمراني” نوشت: تحولات در ليبي نگراني ها را در ميان تحليلگران مصري و شخصيت هاي سياسي درخصوص تقسيم احتمالي اين کشور شمال آفريقا به دو نيمه افزايش داده است.

    http://www.yjc.ir/portal/NewsDesc.aspx?newsid=474740
    اين ادعا مي تواند حاکي از طراحي بلند مدت اسرائيلي ها تحت حمايت قدرت هاي غربي با هدف بالکانيزه کردن کشورهاي عربي باشد.
    محمد السخاوي، عضو برجسته حزب اتحاد عربي در مصر در گفتگو با اينترپرس سرويس تصريح کرد: ليبي مي تواند به دو نيمه تقسيم شود که معمر قذافي در غرب حضور داشته باشد و دولت انقلابي وفادار به غرب نيز کنترل شرق اين کشور را در اختيار گيرد.

    وي با اشاره به حملات سه ماه اخير ناتو با هدف بيرون راندن رهبر ليبي افزود: اين اقدامات نمي تواند باعث حفظ حقوق بشر و تقويت دموکراسي شود و در واقع هدف از اين قبيل حملات تقسيم ليبي از نظر سياسي به دو بخش خواهد به طوري که از وحدت سه کشور انقلابي مصر، تونس و ليبي جلوگيري شود که مي تواند براي حاکميت منطقه اي اسرائيل تهديد تلقي شود.

    اين کارشناس مسايل سياسي به توافق نامه سايکس – پيکو ميان انگليس و فرانسه در سال هزار و نهصد و شانزده اشاره دارد که مرزهاي مصنوعي را در منطقه ايجاد کرد و باعث تقسيم جهان عرب به کشورهاي کوچکتري شد و در سال هاي اخير نيز روند بالکانيزه کردن جهان عرب به دست اسرائيلي ها و قدرت هاي غربي تسريع شده است.

    تحليل گران مصري به شماري از پيشنهادهاي استراتژيست هاي اسرائيلي اشاره دارند که معروف ترين آن به سال 1982 موسوم به “راهبردي براي اسرائيل در دهه 1980 مي‌باشد که ” اودد يينون “، مشاور ارشد وزارت امور خارجه تل آويو آن را تدوين کرده و به طور صريح خواهان تقسيم کشورهاي عربي منطقه به طور نژادي و فرقه اي شده بود.

    اين کارشناس اسرائيلي در آن زمان به طور مشخص از ضرورت تقسيم عراق، سوريه و لبنان از نظر نژادي و مذهبي تاکيد داشت که در مرزهاي شرقي فلسطين اشغالي قرار دارند و عراق نفت خيز و داراي تنوع نژادي را بزرگترين تهديد براي اسرائيل بر مي شمرد و معتقد بود اين کشور بايد به سه بخش اصلي بصره، بغداد و موصل تقسيم شود به طوري که شيعيان در جنوب از سني ها و کردها در شمال جدا باشند.

    وي از تقسيم مصر به مناطق جغرافيايي مجزا و تاسيس يک دولت مصري قطبي مسيحي در شمال اين کشور و شماري از استان هاي ضعيف داراي قدرت محلي بدون برخورداري از دولت مرکزي سخن به ميان آورده بود و بر تقسيم سودان نيز تاکيد داشت.

    وليد حسن، استاد حقوق بين الملل دانشگاه فاروس شهر اسکندريه مصر نيز با تاييد بيشتر اين اظهار نظر، خاطر نشان کرد: ناتو ( پيمان سازمان آتلانتيک شمالي ) با تشويق اسرائيلي ها اميدوار است يکي از حکمرانان وفادار به غرب را به جاي معمر قذافي منصوب کند پيش از آن که ليبي دچار شکاف شود همان طور که در عراق نيز اين روند صورت گرفت.

    وي نخستين هدف را تضعيف کشورهاي عربي شمال آفريقا دانست که در صورت وحدت آنها مي توانند تهديدي براي اسرائيل و منافع غرب به شمار روند به ويژه آن که ثروت نفت را مي توان علت دوم براي اين مداخله بيان کرد.

    جمال مظلوم، ژنرال بازنشسته مصري و کارشناس مسائل دفاعي نيز در اين گفتگو به طرح صهيونيست ها به منظور جدا کردن کشورهاي عرب خاورميانه از نظر سياسي با هدف تضعيف و بي ثبات نگه داشتن آنها اشاره دارد که در سه دهه اخير مطرح بوده است.

    مظلوم معتقد است مانورهاي سياسي سال هاي اخير اسرائيلي ها و قدرت هاي غربي به طور مخفيانه ظاهرا تاييدي بر راهبرد بالکانيزه کردن کشورهاي عربي منطقه است که بر همين اساس سودان به دو بخش شمالي و جنوبي با حمايت فعال اسرائيلي ها تقسيم مي شود به طوري که از نيروهاي جنوبي حمايت تسليحاتي و آموزش نظامي به عمل مي آوردند و علاوه بر اين، تل آويو و واشنگتن نيز تلاش کردند عراق را به بخش هاي مستقل کردنشين و ايجاد اختلاف ميان شيعيان و اهل تسنن تقسيم کنند.

    اين کارشناس سياسي افزود: اسرائيلي ها از تقسيم سودان و جنگ فرقه اي در مصر بهره مي برند زيرا کشور اخير به عنوان پر جمعيت ترين کشور عربي درگير بحران در جبهه هاي داخلي و خارجي خود خواهد شد و ديگر قادر نخواهد بود به ديگران از جمله فلسطيني ها و عراقي ها کمک کند و بنابراين تل آويو با حمايت حاميان غربي خود خواهان مصري ضعيف هستند.

    در همين ارتباط و در اوايل همين ماه نيز محمد عباس، از اعضاي برجسته شوراي ائتلافي انقلابي مصر که نقش مهمي را نيز در انقلاب اخير در اين کشور ايفا کرده بود، درخصوص توطئه پايدار با هدف تبديل مصر به سه کشور خرد هشدار داده بود.

    “آدام مورو” و “خالد موسي العمراني” در پايان تحليل خود در اينترپرس سرويس آمريکا نوشتند: اين توطئه بخشي از يک طرح گسترده براي تقسيم کشورهاي عربي به شمار مي رود همانند آن چه که در سودان رخ داده است و در ليبي نيز در حال وقوع است و اين تلاش درخصوص عراق نيز صورت گرفته بود و تلاش نيز مي شود مصر تضعيف شود تا زمينه براي اسرائيل به عنوان قدرت مسلط در خاورميانه جديد فراهم آورده شود./

  23. شبنم می‌گه:

    سودان جنوبی که با دسیسه ی صهیونیستها از بزرگترین کشور آفریقا یعنی سودان جدا شد پرچم اسراییل نژادپرست را اول از همه بالا کشید زیرا اسراییل در این جدایی سهم بسزایی دارد.

    مسلمانان باید اتحاد را جایگزین نفاق کنند تا بتوانند بر مشکلات غلبه یافته و متجاوزین را از منطقه بیرون اندازند.

    http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=25591

  24. شبنم می‌گه:

    سودان توسط دخالت کشورهای خارجی، اسراییل و آمریکا، تجزیه شد.
    لطفا” به ویدئو زیر توجه کنید تا درجه بی اطلاعی اپوزیسیون جاهل ایران که بصورت بلندگوی غرب عمل می کند را دریابید. ملاهای تن پرور هم که کاری جز یک انتشار یک بیانیه انجام ندادند بهتر است میدان سیاست را هرچه زودتر ترک کنند و بخانه یا مساجد برگردند وگرنه مورد سرزنش و حتی حمله قرارخواهند گرفت. شما هیچ کاری برای نجات سودان از توطئه صهیونیسم و امپریالیسم انجام ندادید و سودان را – و امروز لیبی – را به امید خدا رها کردید. مرتجعین الله اکبر گو علیه لیبی با دشمنان صلیبی همکاری کردند و می کنند. مانند سایت الف و کیهان . مردم از مرتجعین الله اکبر گو متنفرند. زنده باد لیبی – زنده باد سوریه . نابود باد دشمنان مردم منطقه و نوکران آنها از جمله ترکیه

    http://tv.globalresearch.ca/2011/07/independence-day-foreign-intervention-behind-creation-south-sudan

  25. شبنم می‌گه:

    مخالفت سودان با طرح تجزيه طلبانه آمريكا

    دولت سودان با طرح پيشنهادي آمريكا براي تقسيم ايالت آشوب زده «كردوفان» مخالفت كرد.
    به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي به نقل از پايگاه خبري اليوم السابع، «ابراهيم غندور» دبير اطلاع رساني دولت سودان هرگونه گفت وگو در مورد پيشنهاد آمريكا مبني بر تقسيم ايالت كردوفان جنوبي با جنبش مردمي سودان و بازگرداندن ايالت غرب كردوفان به عنوان يك راه حل تا زمان انتخابات مجدد در اين ايالت را رد كرد.

    براساس اين گزارش، غندور با انتقاد از دخالت هاي كاخ سفيد يادآور شد: از چند وقت پيش تاكنون آمريكايي ها از طريق رسانه هاي مختلف اين پيشنهاد را مطرح مي كنند، اما موضع گيري حزب ما مشخص است و آن را نمي پذيريم، چرا كه كردوفان يك ايالت آمريكايي نيست كه آمريكا آن را به جدايي طلبان سودان بدهد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

Gravatar
نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s