نگاه استراتژیک: ویکی‌لیکس و جنگ در افغانستان

به دنبال فاش شدن تعداد بسیار زیادی از گزارش‌ها و اسناد طبقه‌بندی شده‌ مربوط به عملیات ارتش آمریکا در افغانستان متن زیر ترجمه‌ی آزاد (و تلخیص) از تحلیل استراتفور از واقعه است. به نظرم بسیار مهم است که بدانیم در همسایگی‌ کشور ما چه اتفاقی در حال افتادن است. به خصوص این‌که ماندن یا خارج شدن نیروهای آمریکایی از افغانستان می‌تواند روی وضعیت ایران و کشاکش آن با آمریکا تاثیر جدی بگذارد.

سعی کرده‌ام ترجمه دقیق و تلخیص حاوی همه‌ی نکات مهم باشد، اما طبیعتا پیشنهاد می‌کنم در صورت امکان متن کامل را به زبان انگلیسی مطالعه کنید.

حجم و گوناگونی اسناد افشا شده توسط وب‌گاه ویکی‌لیکس (WikiLeaks) بسیار قابل توجه است: از گزارش‌های تاکتیکی واحدهای نظامی کوچک گرفته تا تحلیل‌های راهبردی و کلید‌ی‌تر سیاسی-نظامی مربوط به روابط بین ایالات متحده‌ی آمریکا و پاکستان.

در نگاه اول تصور این‌که این طیف وسیع از اطلاعات امنیتی در یک بانک اطلاعاتی معین نگهداری شده باشد دشوار است. از سوی دیگر، تصور این‌که یک فرد به تنهایی به تعداد زیادی بانک اطلاعاتی پراکنده دسترسی داشته و توانسته باشد بدون دیده شدن مطالب مربوطه را گردآوری، انتخاب و منتشر کند نیز دشوار به نظر می‌رسد.

شایان ذکر است که اطلاعاتی که تا این لحظه توسط این مدارک فاش شده، چندان حساس و با اهمیت نیستند و در دسته‌ی «محرمانه» (secret) یا کمتر قرار دارند. به هر حال نکته‌ی مهم این است که مطالب منتشر شده تقریبا با آن‌چه درباره‌ی جنگ در افغانستان تصور می‌شود انطباق دارد.

اطلاعات افشا شده، احتمالا از منابع اطلاعاتی مختلفی گردآوری شده. چنان‌چه این افشاگری غیرعمدی بوده باشد (unauthorized leak) نشانه‌ی اشکال جدی در سیستم امنیتی است که قطعا این ضعف بزرگ امنیتی تا این لحظه باید شناسایی شده و دستگیری عامل این نشت خبری نیز اعلام شده باشد. از طرف دیگر تصور این‌که همه‌ی چنین اطلاعات متنوع و گوناگونی در یک نقطه و در دسترس یک یا چند نفر نگهداری شده باشد که بتوانند بدون دیده شدن آن‌ها را به خارج منتقل کنند نیز عجیب است.

افشای اسناد ویکی‌لیکس موجب ایجاد موجی از حیرت و شگفتی شده است، اما این حیرت و شگفتی بیشتر تصنعی است تا حقیقی. این اسناد اگر چه جزییات بسیاری را فاش می‌کنند، اما چندان با آن‌چه بیشتر مردم به آن باور داشتند متفاوت نیستند. جالب آن‌که این مطالب حتی با آن‌چه مقامات نظامی آمریکایی می‌گویند نیز مغایرت چندانی ندارد. هیچ‌کس نمی‌گوید اوضاع جنگ خوب است، اگر چه بعضی معتقدند که شاید با گذر زمان بهتر شود.

همین‌طور تصویر طالبان به عنوان یک نیروی جنگنده‌ی توانا نیز موضوعی دانسته و فراگیر است. اگر آن‌ها نیروهای توانایی نبودند که آمریکا در شکست دادن‌شان این‌چنین دچار مشکل نمی‌شد. این طور به نظر می‌رسد که اسناد ویکی‌لیکس حاوی دو ادعای استراتژیک مهم هستند: اول این‌که جنگجویان طالبان پیچیده‌تر از آن‌‌چه عموم مردم می‌پندارند هستند. مثلا این ادعا که طالبان بر ضد هواپیماهای آمریکایی از سیستم پدافندی قابل حمل توسط نفر (man-portable air defense systems) استفاده کرده است و ثانیا این سوال که طالبان این سلاح‌ها را از کجا تهیه می‌کند چرا که بدون شک خود تولید کننده‌ی آن‌ها نیست.

بحث مهم موضوع خطوط تامین (supply lines) و مناطق امن (sanctuaries) طالبان است. در اسناد ویکی‌لیکز مدارکی وجود دارد که پاکستانی‌ها را متهم به تامین منابع و در اختیار قرار دادن منطقه‌های امن به طالبان می‌کند و نشان می‌دهد که آن‌ها همزمان مانع از ورود نیروهای آمریکایی به پاکستان (جهت پاکسازی این منطقه‌های امن طالبان) می‌شوند و توانایی یا تمایلی هم برای اجرا عملیاتی بر ضد طالبان ندارند.

اگر چه شاید تکان دهنده به نظر برسد، اما این اتهام که اسلام‌آباد از نیروهای معاند با نیروهایی آمریکایی حمایت می‌کند موضوع جدیدی نیست. بعد از شکست شوروی در 1989 در افغانستان سیاست آمریکا در منطقه واگذاری عملیات افغانستان به پاکستان بود. استراتژی آمریکا این بود که از جهادگران اسلام‌گرا علیه شوروی‌ها استفاده کند اما برای تامین و ارتباط با آن‌ها از نفوذ یکی از زیر مجموعه‌های دستگاه امنیتی و اطلاعاتی پاکستان به نام (ISI) استفاده کند. هنگامی که شوروی‌ها و آمریکایی‌ها افغانستان را ترک کردند، دستگاه اطلاعاتی پاکستان تلاش کرد دولتی متشکل از متحدان خود را در افغانستان سرکار بیاورد، تا این‌که در 1996 طالبان قدرت را در کابل به دست گرفت. روابط بین ISI و طالبان (که به شکل‌های مختلف وارث مجاهدان ضدشوروی هستند) عموما شناخته شده است. اسناد ویکی‌لیکس مدعی هستند که رابطه‌ی دستگاه اطلاعاتی پاکستان و طالبان دست نخورده باقی مانده است. صرف‌نظر از نکته که پاکستانی‌ها این رابطه را انکار می‌کنند، مقامات نظامی و سیاسی آمریکایی بارها به صورت رسمی یا غیررسمی چنین اتهامی را مطرح کرده‌اند. در نتیجه افشای این موضوع توسط اسناد ویکی‌لیکس اگر چه جالب است، فقط می‌تواند کسانی را حیرت‌زده کند که دوست دارند حیرت‌ کنند.

ایالات متحده طالبان را از قدرت ساقط کرد، اما هرگز آن را شکست نداد و تلاش جدی‌ای هم برای شکست دادن آن انجام نداد، چرا که شکست دادن طالبان نیازمند منابع عظیمی است که در اختیار آمریکا نیست. افغانستان موضوع درجه‌ی اولی برای آمریکا نیست، و القاعده نیز در کشورهای دیگر به ویژه پاکستان حضور قوی دارد و در نتیجه اشغال افغانستان به منظور مقابله با القاعده بی‌معنی است.

اما افغانستان برای پاکستان ناحیه‌ای حاوی منافع استراتژیکی بنیادی است. پشتون‌ها مهم‌ترین قوم منطقه هستند که در سراسر مرز افغانستان-پاکستان گسترده‌اند. همچنین چنان‌چه نیروهای متخاصم در افغانستان حضور داشته باشند (مانند آن‌چه در زمان شوروی بود) پاکستان از دو سمت افغانستان در غرب و هند در شرق به مخاطره خواهد افتاد. بنابراین از لحاظ استراتژیکی برای پاکستان بسیار مهم است که افغانستان تحت کنترل و نفوذ این کشور باشد یا این‌که دست کم یک کشور بی‌خطر باقی بماند.

غیرمنطقی خواهد بود اگر از پاکستانی‌ها انتظار داشته باشیم همکاری خود را با نیروهایی که فکر می‌کنند بعد از خروج آمریکا بخش بزرگی از دولت آینده‌ی افغانستان را تشکیل می‌دهند قطع کنند. پاکستانی‌ها می‌دانند که حضور آمریکا در افغانستان موقتی است. آن‌ها می‌دانند که افغانستان برای آمریکا وسیله‌ای برای نزدیک شدن به یک هدف است و نه خود آن هدف. پاکستانی‌ها می‌دانند طالبان در افغانستان شکست نخواهد خورد و با توجه به این‌که آن‌ها در افغانستان آشوب نمی‌خواهند، بسیار منطقی است که از طالبان حمایت کرده و با آن همکاری نزدیک داشته باشند. البته واضح است که با توجه به این‌که ایالات متحده نیرومند است و تنها اهرم مهمی است که پاکستان علیه هند دارد، پاکستانی‌ها هرگز نمی‌توانند حمایت خود از طالبان را به سیاست رسمی خود تبدیل کنند. ایالات متحده‌ی آمریکا شرایطی را به وجود آورده که تنها سیاست عقلانی پاکستان در پیش‌ گرفتن یک روی‌کرد دو-رویه است: مخالفت ظاهری با طالبان و حمایت پنهانی از آن.

این موضوع فقط برای کسانی عجیب به نظر می‌رسند که بخواهند چشمان خود را بر واقعیت‌های پاکستان ببندند و آمریکایی‌ها هرگز این‌کار را نمی‌کنند. همان‌طور که اسناد ویکی‌لیکس هم نشان می‌دهد، مدارک فراوانی وجود دارد که نشان‌گر روابط پنهانی دستگاه اطلاعاتی پاکستان (ISI) با طالبان است. آمریکایی‌ها می‌دانند که نمی‌توانند این روابط را قطع کنند. آن‌ها از یک‌سو به خدماتی که پاکستان می‌تواند در اختیارشان قرار دهد راضی ماندند و از سوی دیگر آن‌ها را تحت فشار قرار دادند تا حمایت خود را از طالبان بکاهد تا جایی که کم‌کم این دلهره در آمریکا پیدا شد که ممکن است این فشارها منجر به ناپایدار شدن پاکستان شود. از آن‌جایی که برای آمریکا پایدار بودن پاکستان مهم‌تر از پیروزی در افغانستان است (پیروزی‌ای که به هر حال هرگز رخ نخواهد داد) – آمریکا فشارها را بر پاکستان کمتر و حمایت‌هایش را بیشتر کرد. اگر پاکستان از هم می‌پاشید، هند به تنها قدرت منطقه‌ای تبدیل می‌شد که مطلوب آمریکا نیست.

اسناد ویکی‌لیکس جنگی را به تصویر می‌کشد که در آن نیروهای بسیار اندک آمریکایی در مقابل نیروهای توانا و مصمم طالبان که هیچ جایی هم قرار نیست بروند قرار دارند. طالبان می‌دانند که رمز پیروزی آن‌ها، شکست نخوردن است و آن‌ها می‌دانند که شکست نخواهند خورد. آمریکایی‌ها دیر یا زود خواهند رفت و تنها کاری که طالبان باید انجام دهند صبر کردن و آماده شدن است.

پاکستانی‌ها هم می‌دانند که آمریکایی‌ها می‌روند و طالبان یا ائتلافی شامل طالبان کنترل افغانستان را در دست خواهند گرفت. بنابراین آن‌ها قطعا روابط خوب خود را با طالبان حفظ خواهند کرد. همچنین آن‌ها این همکاری و حمایت از طالبان را تکذیب خواهند کرد چرا که آن‌ها نمی‌خواهند روابط‌شان با آمریکا، چه قبل از خروج آن از افغانستان چه بعد از آن، خدشه‌دار شود. آن‌ها نیازمند حامی‌ای هستند که منافع‌شان را در مقابل هند تضمین کند. از آن‌جا که ایالات متحده نه هندی یکه‌تاز در منطقه می‌خواهد و نه می‌خواهد که چین در نقش حامی اصلی پاکستان ظاهر شود (جای‌گزین آمریکا شود)، ریسک این‌که آمریکا بتواند چندان فشاری بر پاکستان وارد کند اندک است. با آگاهی به این موضوع، پاکستانی‌ها با آمریکا کنار می‌آیند: از یک سو به آمریکا کمک می‌کنند و از سوی دیگر به طالبان. قدرت، منافع و واقعیت شکل دهنده‌ی روابط بین کشورهاست و بسیار پیش می‌آید که گروه‌های مختلف داخل یک کشور برنامه‌های متضادی را دنبال کنند.

آن‌چه تاکنون از اسناد ویکی‌لیکس دیده‌ایم، جزییات بیشتری از همان قدرت، مناقع و واقعیت‌هایی را نشان می‌دهد که ما از قبل می‌دانستیم. آن‌ها واقعیت جدیدی را افشا نمی‌کنند. درباره‌ی این «افشاگری‌های تکان دهنده» بسیار گفته خواهد شد اما همان‌طور که گفتیم، این نکات فقط کسانی را شوکه خواهد کرد که دوست دارند شوکه شوند. جنگ در افغانستان درباره‌ی نیروهای ناکافی آمریکا و متحدانش در مقابل دشمنی تواناست که در خانه‌ی خود می‌جنگد و پاکستان موقعیت خود را با توجه به نتیجه‌ی محتوم جنگ (پیروزی طالبان) تعیین می‌کند. اسناد ویکی‌لیکس جزییات این داستان کلی را نشان می‌دهد.

و ما می‌مانیم و این معما که این مجموعه‌ی اسناد و مدارک توسط چه کسی گردآوری شده‌ است، و این‌که چه کسی به آن‌ها دسترسی داشته و زمان و امکانات کافی هم داشته که آشکارا کلیه‌ی روش‌های مرسوم حفاظتی را دور بزند و آن‌ها را به دنیای بیرون منتقل کند. تصویری که ما داریم یک فرد گمنام یا یک گروه کوچک است که تلاش دارند «واقعیت تکان ‌دهنده» را به گوش مردم برسانند. نکته اما این است که این واقعیت تکان دهنده نیست. صرف‌نظر از جزییات همه‌ی این واقعیت‌ها از پیش آشکار بود. چه کسی می‌خواهد جزییات واقعیتی را که همه می‌دانند بیان کند و به همه‌ی این اطلاعات هم دسترسی دارد و می‌تواند بدون لو رفتن آن‌ها را افشا کند؟ هر کس که هست، مهم‌ترین پرونده‌ برای خروج محتوم از افغانستان را ساخته و پرداخته است.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن یا مراجعه به وبلاگ «آینه‌ی بامدادی» پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

27 دیدگاه در نگاه استراتژیک: ویکی‌لیکس و جنگ در افغانستان

  1. مانی ب می‌گه:

    سلام
    گویا یه سری اسناد هم هست که در آن ها به ارتباط ایران و القائده و همینطور کمک تسلیحاتی ایران برای طالبان اشاره میشه. در همین مورد:
    «آر‌پی‌جی ساخت ایران در دست طالبان»
    اینجا:
    http://www.radiofarda.com/content/f2_Wikileaks_documents_Pentagon_Iran_aid_Taliban_RPGs_Ahmadinejad/2111177.html

    • بامدادی می‌گه:

      ممنون.

  2. امیر می‌گه:

    سوالی که مطرح میشه این هست که چرا این اسناد افشا شده اند؟ به نظر من خیلی غیر محتمل هست که اینها بدون اطلاع مقامات آمریکایی منتشر شده باشه و از طرفی یکی دو روز پیش که به ان پی آر گوش میدادم خیلی بر روی قضیه پاکستان و اینکه پاکستان دشمن آمریکا هست مانور میداد حالا باید دید واقعا چه برنامه ای در پیش هست!

    • بامدادی می‌گه:

      من هم مثل شما و استراتفور نشت کنترل نشده‌ ‌ی این اسناد رو نسبتا نامحتمل می دونم.

  3. شهریار می‌گه:

    بحث رابطه دولت آمریکا با سایت ویکی‌لیکس هم می‌تواند قابل توجه باشد. ویکی‌لیکس دفعه قبل آن تصاویر از کشتار هلیکوپترهای ارتش آمریکا را فاش کرد. اگر فرض کنیم که در آن دفعه دولت آمریکا غافلگیر شده بود می‌توان به صورت بدبینانه این گونه نگاه کرد که حداقل این دفعه دارد از اعتبار آن غافلگیری به نفع خود استفاده می‌کند و یا این که می‌خواهد با خوراک دهی به این سایت عملا اعتبار رسانه‌ای آن را در دراز مدت تحت کنترل خودش در بیاورد. مثلا ممکن است دفعه بعد اسناد کاملا نا موثقی را با همین مکانیزم به ظاهر درز بتواند از طریق این سایت رسانه‌ای کند بدون این که مجبور شود برای اثبات معتبر بودن آن‌ها هزینه کند. مثلا به جای این که در جنگ عراق ادعا کند که عراق سلاح کشتار جمعی دارد و بعد در اثبات آن دچار مشکل شود این ایده را از طریق همین روش بپراکند.

    • بامدادی می‌گه:

      بله. این احتمال را هم نباید از نظر دور داشت. چیزی که دست‌کم برای من و شما در آینده روشن‌‌تر خواهد شد.

  4. haykal می‌گه:

    این 90 هزار اسناد محرم یک ویک بار ازکجا شد ایا قتل این قدر انسان ها به خاطر قدرت اقتصاد.افسوس صدافسوس حال افشا این اسناد بدرد نمخورد بعد از این قدر گشتار .
    قرن(21) قانون جنگل قرن(21) قانون دریا .
    ( شیر در چنگل )(تمسا در دریا)

  5. شبنم می‌گه:

    از وقتی که ویکی لیکس اعلام کر د” اسناد طبقه بندی شده ” بیشماری بدستش رسیده است ، ولوله ای در جهان – بخصوص دنیای مجازی راه افتاد و این سئوال مطرح شد که از کجا اینهمه اسناد، آنهم در زمان جنگ، به دست ویکی لیکس می رسد؟ چرا این اسناد در رسانه های غالب مانند” نیویورک تایمز”و و “وال استریت جورنال” منتشر می شوند؟

    نقش ویکی لیکس و درز “اسناد محرمانه” ، بنظر مشکوک می آید، بخصوص که در لابلای این اسناد خبرهای دروغ مانند رابطه و همکاری ایران با القاعده هم گنجانده شده است – القاعده وجود خارجی ندارد و فقط در مخیله ی سازمان سیا زندگی می کند. دیدیم چگونه با دروغ صدام حسین با القاعده برای ترور یازدهم سپتامبر در رابطه بوده است را ساختند که جنگ عراق را براه اندازند و هنوز عده ای از آمریکاییان بی اطلاع فکر می کنند صدام واقعا” با القاعده در رابطه بوده است. امروز هم بنظر می آید اسراییل و آمریکا در نظر دارند از دروغ القاعده بهره برداری دوباره کنند.
    وقتی متن بالا سئوالات زیر را مطرح می کند:

    ” ما می‌مانیم و این معما که این مجموعه‌ی اسناد و مدارک توسط چه کسی گردآوری شده‌ است، و این‌که چه کسی به آن‌ها دسترسی داشته و زمان و امکانات کافی هم داشته که آشکارا کلیه‌ی روش‌های مرسوم حفاظتی را دور بزند و آن‌ها را به دنیای بیرون منتقل کند.”

    برای ما هم همین سئوالات مطرح می شوند وچهره حقیقی ویکی لیکس و ماموریتش زیر سئوال می رود. البته عده ای هم اکنون ویکی لیکس را در خدمت جنایتکار ان جنگی ، یعنی کسانی که
    از آنور دنیا به اینور دنیا لشکر کشی کرده اند ، می دانند و ویکی لیکس را عامل کسانی معرفی می کنند که اهداف اهریمنی دارند. افراد، ویکی لیکس را در خدمت جنایتکاران جنگی می دانند و آن را عامل پخش پروپاگاندای غرب معرفی کرده اند:

    It’s becoming clear that Julian Assange is not a man with a mission…He’s a man with a commission from powerful people who pay him well, protect him, and use him as an agent of propaganda
    طبق ویکیپیدیا ، جولیان آسانج – دارنده ویکی لیکس – متولد سال 1971 استرالیا تا سال 2006 یعنی تا سن 35 سالگی مشغول “تحصیل” در رشته فیزیک و ریاضیات بوده است، ولی در هیچ جا فارغ التحصیل شدن او از یک برنامه دانشگاهی ذکر نشده است. چندین بار بعنوان “هکر” گرفتار شده و به دادگاه کشانده شده است که بابت تخلفش مجبور به پرداخت جریمه های نسبتا” سنگین– بخصوص برای کسی که شغل و درآمدی ندارد – هم شده است. پژوهش در اینترنت هیچ نشانی از فعالیت او بعنوان یک فرد سیاسی علیه ظلم و ستم بچشم نمی خورد. ناگهان این فرد – که تمام خصوصیات یک عامل را در بر دارد–سال2006 سایت خود را در سوئد راه اندازی می کند. بعد از تاسیس ، این سایت در مدت یک سال بیش از یک میلیون و 200 هزار سند از منابع مختلف دریافت می دارد. درز کردن ویدئو کشتن دو خبرنگار توسط سربازان آمریکایی را هم که چند ماه پیش تماشا کردیم که غوغایی به پا کرد. بنابراین ، گویا سران
    چنگ برای به بازی گرفتن جامعه جهانی و سند سازی در جهت برپایی جنگ های بیشتر بخصوص علیه ایران – در نظر دارند با راه انداختن سایت هایی نظیر “ویکی لیکس” اسناد “طبقه بندی شده” را در خدمت جهانیان قرار دهند تا اعتماد آنان را برای پذیرفتن دروغ های جنایتکاران جنگی در موقع ضروری را جلب کنند.

    لطفا” مقاله زیر را با مترجمی گوگل بخوانید تا بدانید فقط من نیستم که به درز کردن اسناد طبقه بندی شده مشکوک ام.
    http://www.chris-floyd.com/articles/1-latest-news/1997-leaky-vessels-wikileaks-qrevelationsq-will-comfort-warmongers-confirm-conventional-wisdom.html

    جولیان آسانج به کشورهای مختلفی سفر کرده است – حتی عراق – معلوم نیست خرج این سفرها چگونه تامین می شود، بخصوص وقتی انسان شغل و در آمدی هم نداشته باشد. درضمن برای جلب اعتماد، در پرونده او دو یا سه “جایزه ” هم چپانده اند. البته افراد با اطلاع می دانند که غرب بیخودی به کسی “جایزه ” نمی دهد: نمونه اش جوایزی است که به شیرین عبادی و زهرا رهنورد بعنوان “روشنفکر” داده شد که آنان را در خدمت غرب داشته باشند. اخیرا” شغل خبرنگاری – بدون آموزش – به پرونده ی آسانج اضافه شده است تا چهره ی حقیقی او را بپوشانند.
    افراد باید همچنان به ویکی لیکس مشکوک باشند. پخش ویدئو کشتن دو خبرنگار بوسیله آمریکاییان برای جلب اعتماد جامعه جهانی صورت گرفت تا در آینده بتوانند اخبار ساختگی نظیر روابط ایران با القاعده را بخورد افراد ساده لوح مانند آمریکاییان دهند که برپایی جنگ را آسان تر کند.

  6. مجتبی می‌گه:

    به نظر بنده نویسنده این مقاله باید زاویه دید خود را کمی بیشتر باز کند.
    اینکه بنده و شما از خواندن اسناد ویکی لیکس شوکه نشویم دلیلش این است که
    از ابتدا پیگیر مسئله بوده ایم و اخبار مربوط را دنبال می کردیم ولی این
    همه افکار عمومی جامعه نیست دقیقا به همان دلیل که ما همه جمعیت ، جامعه
    را تشکیل نمی دهیم . بنابراین به نظر بنده حرکت ویکی لیکس با توسل به هر
    روشی برای کسب اطلاعات و پخش آن ولو با نظارت کاخ سفید نشان از نوعی حرکت
    رو به جلو و پیشرفت در سیستم رسانه ای است که می تواند الگو واقع شود ،
    مدارک دست اول و اورجینال را در اختیار افراد عادی قرار دهیم تا آنها به
    دور از موضع گیری های سیاسی بتوانند موضوع را بررسی و اعماق آن را خود
    درک کنند .
    البته در گذشته نیز افرادی اطلاعاتی را در اختیار افکار عمومی قرار داده
    اند ولی نمی توان کیفیت آنها را با این اسناد مقایسه کرد .
    موضوع را برای آگاهی بیشتر به انتخابات 88 ایران می کشم ، بعد از
    انتخابات با هر مخالف یا به قولی صحبت می کردی اعلام می کرد همه
    مردم از جریان تقلب و اتفاقات بعد از آن اطلاعات کامل دارند و همه از این
    وضعیت ناراضی هستند ولی واقعیت چیز دیگری بود زیرا هنوز افراد زیادی
    بودند که با شک به موضوع نگاه می کردند و موضوع تقلب ، ضرب و شتم ها ،
    تجاوزات و غیره برایشان موضوعاتی غیر قابل باور بوده به نوعی که حتی بعضی
    برنامه رفتن به بهشت زهرا برای دیدن قبر های بی نام و نشان را داشتند تا
    خود پرده از حقایق بر افکنند .
    در هر صورت افکار عمومی ، می تواند به رقتار یک حکومت مشروعیت ببخشد ،
    اعدام های سال 67 را در نظر بیاورید ، واقعا اگر افکار عمومی به همراه
    آقای خمینی نبود ایشان می توانستند با این قاطعیت اینگونه فرمان دهند .
    به نظر نکارنده ایراد اصلی که بر روشنفکران ایرانی می توان گرفت این است
    که کوششی برای روشن سازی افکار عمومی به صورت فعال ندارند بلکه همیشه
    منتظر هستند تا افکار عمومی (جامعه ی اکثریت)به نزد آنها برای روشن ساختن
    مسائل رجوع کند ولی افشاگری به سبک ویکی لیکس تا حد زیادی می تواند فاصله
    بین روشنفکران جامعه و توده جامعه را کاهش دهد .

  7. شبنم می‌گه:

    امروز مقاله ای به قلم ویلیام انگدال زیر عنوان ” عملیات پنهانی اطلاعاتی پشت جریان درز کردن مدارک محرمانه ویکی لیکس” در سایت گلوبال ریسرچ به چاپ رسیده است که عدم اعتماد نویسنده به ویکی لیکس را منعکس می کند.
    http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=20580
    من هم قبلا” در همین صفحه از مشکوک بودن آسانج و ویکی لیکس نوشته ام.

    من خلاصه ای از این یادداشت را در اینجا بازگو می کنم. انگدال می نویسد:
    نمایش ترور دو ژورنالیست توسط بمب های نظامیان آمریکایی که از مراکز دور بر سر آنان فرود آمد ومنجر به قتل آنان گشت و طی ویدئویی توسط ویکی لیکس در رسانه ها پخش شد، این عمل ، اعتبار بی سابقه ای برای ویکی لیکس به همراه آورد. ویکی لیکس بعنوان منتقل کننده اطلاعات محرمانه ازطریق افراد درگیر عملیات نظامی که دیگر وجدان شان اجازه نمی دهد این جنایات را بیش از این از انظار عمومی پنهان کنند و بهمین منظور اطلاعات حساس و محرمانه خود را در اختیار این سایت قرار می دهند شناخته شد.
    درز کردن اطلاعات حساس و محرمانه اخیر ویکی لیکس خبر از هزاران مدرک اطلاعاتی می دهد که بقولی این مدارک پرده از روابط پنهانی عاملین آمریکا در درون “طالبان” درافغانستان با افراد برجسته و نظامی اینتلیجس سرویس پاکستان پرده برمی دارد.
    اما در حقیقت ، این نمایش، برای دادن اطلاعات مغرضانه جهت منحرف کردن افکار عمومی از دست داشتن آمریکا و غرب در تجارت مواد مخدر در افغانستان ، محکم کردن موقعیت آمریکا، اسراییل و حتی جاسوسان اطلاعاتی هند در منطقه است نه اینکه ویکی لیکس می خواهد گوشه ای از جنایات غرب را صادقانه برای جامعه جهانی بازگو کند.

    چند روز قبل، اوباما از کاخ سفید سعی کرد با اظهار این جملات ” درز کردن بیشتر مدارک به خارج تهدیدی علیه منافع ملی آمریکا ست” اعتبار ویکی لیکس را بالا ببرد.اما مدارک چاپ شده خود نشان می دهد که این اسناد حاوی هیچگونه اطلاعات حساسی نیستند.در این مدارک ، فاش شده است ، که یکی از شخصت های برجسته قبلی نظامی پاکستان – حمید گل – که خود با سازمان سیا و مجاهدین علیه شوروی در سالهای 1980 همکاری داشت – با القاعده و طالبان در سازماندهی برنامه عملیات انتحاری علیه ناتو و نیروهای اشغالگر در افغانستان همکاری دارد. این اطلاعات در ضمن “افشا” کرد * اوساما بن لادن * که سه سال پیش در بی بی سی، بی نظیر بوتو خبر از کشته شدن او را داد، هنوز زنده است و با خوشی زندگی می کند که بهانه ای برای ادامه ” جنگ علیه ترور” که دروغی بیش نیست – باشد و ترس مردم آمریکا از اوساما بن لادن که مدتهاست به فراموش سپرده شده است را زنده کند.

    جولیان اسانج کیست؟
    او یک مرد مرموز 39 ساله استرالیایی است که کسی اطلاعات چندانی از او ندارد. او ناگهان به یک شخصیت معروف جهانی که پیشنهاد معامله با کاخ سفید را می دهد تبدیل شده است. اما با بررسی دقیق تر نظرات همین فرد در مورد ترور یازدهم سپتامبر 2001 این شخص بهترشناخته می شود زیرا او هم مانند نوام چامسکی مکار صهیونیست هیچ شکی درمورد تئوری داده شده بوسیله جنایتکاران دولت آمریکا نمی کند – با وجودی که خود را “ضد امپریالیسم” معرفی می کند – و دروغ های دولت مبنی بر متهم کردن ” تروریستهای اسلامی” را به آسانی می پذیرد. آسانج در یک مصاحبه می گوید:

    {وقتی افراد قدرتمند در خفا نقشه می کشند مرتکب توطئه می شوند. بنابراین توطئه همه جا هست. اما افراد هم توطئه می سازند. بنابراین مهم است که ما این دو را با هم قاطی نکنیم. در مورد یازدهم سپتامبر چی؟ او می گوید: من مرتب از گمراه شدن مردم بوسیله
    تئوری های متعدد توطئه در مورد یازدهم سپتامبر ناراحت می شوم. در مورد کنفرانس بیلدربرگ چی؟ آن هم بطور مبهم از تئوری توطئه آبیاری می شود. ما که یادداشت های جلسات آنان را چاپ کرده ایم.}

    این اظهارات از فردی که او را علیه قدرت حاکم به مردم فروخته اند قابل توجه است.
    انگدال می نویسد:

    قبل از هرچیز باید بگویم که هزاران پزشک ، مهندس ، خلبان و نظامیان حرفه ای شهادت داده اند : تئوری 19 عرب بی تجربه، مسلح به کارد جعبه باز کنی که توانسته اند چهار جت مسافربری آمریکایی را بزیر کنترل خود کشند و آن را بطرف دو ساختمان تجارت جهانی و مقر پنتاگون در مدت 93 دقیقه هدایت کنند اما یک نفر از نیروی هوایی ارتش آمریکا – نوراد – نتواند از وجود این هواپیماهای منحرف شده اطلاع پیدا کند را هیچ کس با بیش از دو سلول مغزی نمی تواند بپذیرد. سئوال مردم جهان اینست که دقیقا” چه کسانی این برنامه ترور را طراحی و پیاده کردند؟ این سئوال بجایی است.

    در حالیکه آقای اسانج دروغ های دولت را در مورد ترور یازده سپتامبر به راحتی و بدون هیچ سئوالی پذیرفته است من را به یاد سخنان * رابرت گراهام* سناتور آمریکایی می اندازد که در مصاحبه ای با بی بی سی گفت: ” من فقط می توانم بگویم که در ترور یازدهم سپتامبر حقایق پنهانی بسیار وجود دارد که تاکنون در اختیار مردم گذاشته نشده است و بهمین دلیل موجب بی اعتمادی مردم به اظهارات دولت در مورد ترور یازدهم سپتامبرو عملیات بعدی آنان بمنظور تامین “امنیت” گشت. البته بوش و نئوکانهای یهودی از این ترور برای حمله به افغانستان و عراق استفاده کردند. موضوعی که از چشم آقای اسانج بکلی دور می ماند.
    باید بگویم که همین تحلیل را می توان در مورد نوام چامسکی بکار برد ، زیرا او هم مانند آسانج تمام دروغ های دولت را در مورد ترور یازدهم سپتامبر بدون هیچ سئوالی پذیرفته است و هر کس در این مورد سئوالی می کند آن را به تئوری توطئه نسبت می دهد و دست اسراییل و آمریکا را در این توطئه پنهان نگه می دارد. چامسکی در ضمن در مورد ترور کندی که *مردخای ونونو* – فاش کننده سلاح هسته ای اسراییل – آن را به اسراییل نسبت داده است زیرا جان اف کندی علیه برنامه سلاح هسته ای اسراییل بود و به حق برگشت فلسطینان تاکید داشت – در رسانه ها بگوش جامعه جهانی رسانده است را رد می کند و در این مورد هم چامسکی تئوری دولت را بدون سئوال – یعنی فقط یک تیرانداز وجود داشته است – را می پذیرد.
    اخیرا” بلانکفورت مقاله ای در افشای حمایت نوام چامسکی از دولت نژادپرست اسراییل نوشته است که می توانید با استفاده از مترجمی گوگول بخوانید. چامسکی در مصاحبه ای در مقابل اظهارات خبرنگار اسراییلی که چامسکی را از معترضین اسراییل بحساب می آورد
    می گوید: من از اسراییل انتقاد نمی کنم بلکه *دوست اسراییل هستم*، که این جمله چامسکی سرو صدای زیادی کرد و آب پاکی بر روی دست افرادی که فکر می کنند چامسکی ضد صهیونیسم است ریخت.
    http://dissidentvoice.org/2010/07/chomsky-and-palestine-asset-or-liability/
    یکی از مدافعان چامسکی – جرمی هاموند – گویا خود از صهیونیستهای مخفی است و بعضی از مقالاتش هم به فارسی ترجمه شده است، به دفاع از چامسکی برخاست:
    http://dissidentvoice.org/2010/07/rejoinder-to-criticism-of-chomsky-asset-or-liability/
    کیم پترسون هم مقاله ای در دفاع از موضع بلاکفورت علیه جرمی هاموند نوشت:
    http://dissidentvoice.org/2010/08/the-right-and-legitimacy-of-boycotting-a-non-violent-means-of-resisting-oppression/
    از بحث های کاربران بخوبی مشاهده می شود که چامسکی و یهودیان متشکل بعنوان ترمزی ، سازمانهای “چپ” غرب – بخصوص آمریکا – را تحت نفوذ خود دارند و برای منافع صهیونیسم و دولت نژادپرست یهود هدایت می کنند. سازمان های “چپ” آمریکا و غرب که اغلب تروتسکیست هستند با مخفی کردن نقش یهودیان در سیاست خارجی آمریکا، با عمده کردن “امپریالیسم آمریکا” افکار
    عموم را از اسراییل و لابی اسراییل که سیاستهای جنگی “امپریالیسم ” را هدایت می کند دور کرده و دلیل این جنگ ها را نه منافع اسراییل و بر پایی ” حکومت جهانی ” بطریقه ی پروتوکال بلکه “نفت و منابع” برای امپراتوری آمریکا بخورد مردم جاهل می دهند. بهمین منظور چامسکی و یهودیان دیگر شعار دروغین ” ما نفت در ازای خون نمی خواهیم ” را سر دادند و باعث از
    هم پاشیدگی سازمانهای ضد جنگ شدند. امروز هیچ سازمان ضد جنگ در مقابل سیاستهای جنگ طلبانه لابی اسراییل و نئوکانهای یهودی وجود ندارد. نوام چامسکی با دروغ “تقلب ” انتخابات ایران هم با دیگر عاملین مانند تجزیه طلب رضا براهنی ، شیاد و برنده جایزه فریدمن، اکبر گنجی ، همراه شد و اخیرا” طی نیم ساعت صحبت ویدئویی در مورد پروپاگاندای جنگ علیه ایران فقط به نقش “امپریالیسم آمریکا” و آرایش
    نظم جهانی اشاره کرده و نقش اسراییل و لابی یهودیان در برپایی جنگ علیه ایران – که نقش عمده را دارند –از انظار پنهان داشته است.
    http://axisoflogic.com/artman/publish/Article_60368.shtml

  8. [...] راه را برای انتشار این اطلاعات باز، یا بازتر، کرده است (این تحلیل را در بامدادی بخوانید). اما بحث درمورد این موضوع هدف [...]

  9. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی [...]

  10. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی [...]

  11. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی ۲۸ جولای ۲۰۱۰ … روشی برای کسب اطلاعات و پخش آن ولو با نظارت کاخ سفید نشان از نوعی حرکت … را داد، هنوز زنده است و با خوشی زندگی می کند که بهانه ای برای ادامه ” جنگ علیه ترور” که دروغی بیش …. کاروان ورزشی این کشور به شانزدهمین دورهی این مسابقات در گوانجو نیز میرود. … افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانگجو چین (تصویری) … bamdadi.com/…/strategic-eyes-wikileaks-and-afghan-war/ – ذخیره شده [...]

  12. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی ۲۸ جولای ۲۰۱۰ … بعد از تاسیس ، این سایت در مدت یک سال بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار سند از منابع مختلف دریافت می دارد. … به قتل آنان گشت و طی ویدئویی توسط ویکی لیکس در رسانه ها پخش شد، این …. کاروان ورزشی این کشور به شانزدهمین دورهی این مسابقات در گوانجو نیز میرود. … افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانگجو چین (تصویری) … bamdadi.com/…/strategic-eyes-wikileaks-and-afghan-war/ – ذخیره شده [...]

  13. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی ۲۸ جولای ۲۰۱۰ … بعد از تاسیس ، این سایت در مدت یک سال بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار سند از منابع مختلف دریافت می دارد. … به قتل آنان گشت و طی ویدئویی توسط ویکی لیکس در رسانه ها پخش شد، این …. کاروان ورزشی این کشور به شانزدهمین دورهی این مسابقات در گوانجو نیز میرود. … افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانگجو چین (تصویری) … bamdadi.com/…/strategic-eyes-wikileaks-and-afghan-war/ – ذخیره شده [...]

  14. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی من هم مثل شما و استراتفور نشت کنترل نشده ی این اسناد رو نسبتا نامحتمل می … bamdadi.com/2010/…/strategic-eyes-wikileaks-and-afghan-war/ – ذخیره شده [...]

  15. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی [...]

  16. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی ۲۸ جولای ۲۰۱۰ … بازتاب: سایت های پخش زنده افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانجو | fapars. بازتاب: حاشیه ی بازی های آسیایی ۲۰۱۰ گوانجو | fapars … bamdadi.com/2010/…/strategic-eyes-wikileaks-and-afghan-war/ – ذخیره شده [...]

  17. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی ۲۸ جولای ۲۰۱۰ … بازتاب: عکس های افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانجو ۲۰۱۰ چین. بازتاب: پخش زنده … بازتاب: پخش زنده افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانجو | پرتاب نیوز … bamdadi.com/2010/…/strategic-eyes-wikileaks-and-afghan-war/ – ذخیره شده [...]

  18. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی ۲۸ جولای ۲۰۱۰ … بازتاب: عکس های افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانجو ۲۰۱۰ چین … بازتاب: حاشیه ی بازی های آسیایی ۲۰۱۰ گوانجو | fapars. بازتاب: زمان پخش بازیهای … bamdadi.com/2010/…/strategic-eyes-wikileaks-and-afghan-war/ – ذخیره شده [...]

  19. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی ۲۸ جولای ۲۰۱۰ … بازتاب: پخش زنده افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانجو | پرتاب نیوز. بازتاب: سایت های پخش زنده افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانجو | پرتاب نیوز … bamdadi.com/…/strategic-eyes-wikileaks-and-afghan-war/ – ذخیره شده [...]

  20. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی ۲۸ جولای ۲۰۱۰ … بازتاب: پخش زنده افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانجو | پرتاب نیوز. بازتاب: سایت های پخش زنده افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانجو | پرتاب نیوز … bamdadi.com/…/strategic-eyes-wikileaks-and-afghan-war/ – ذخیره شده [...]

  21. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی ۲۸ جولای ۲۰۱۰ … بازتاب: پخش زنده افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانجو | پرتاب نیوز. بازتاب: سایت های پخش زنده افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانجو | پرتاب نیوز … bamdadi.com/…/strategic-eyes-wikileaks-and-afghan-war/ – ذخیره شده [...]

  22. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی ۲۸ جولای ۲۰۱۰ … بازتاب: سایت های پخش زنده افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانجو | fapars. بازتاب: حاشیه ی بازی های آسیایی ۲۰۱۰ گوانجو | fapars … bamdadi.com/2010/…/strategic-eyes-wikileaks-and-afghan-war/ – ذخیره شده [...]

  23. [...] نگاه استراتژیک: ویکیلیکس و جنگ در افغانستان « بامدادی ۲۸ جولای ۲۰۱۰ … حجم و گوناگونی اسناد افشا شده توسط وبگاه ویکیلیکس (WikiLeaks) بسیار قابل توجه است: از گزارشهای تاکتیکی واحدهای نظامی کوچک گرفته تا تحلیلهای … bamdadi.com/…/strategic-eyes-wikileaks-and-afghan-war/ – ذخیره شده [...]

  24. [...] مهار افغانستان به صورت مطلوب امپراطور پیش نرفته است. همانطور که قبلا نوشتم: … اسناد ویکی‌لیکس جنگی را به تصویر می‌کشد که در آن [...]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

Gravatar
نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s