دخالت بشردوستانه: افسانه یا واقعیت؟

می‌خواستم درباره‌‌ی نوشته‌ی آقای «آرش بهمنی» که تحت عنوان «جنگ علیه ایران و وظیفه اپوزیسیون» در سایت روزآن‌لاین و همین‌طور وبلاگ شخصی‌اش منتشر شده بنویسم که دیدم وبلاگ ایمایان هم پاسخ خوب و کاملی داده. بنابراین سعی می‌کنم حرف‌هایم را خلاصه‌ بگویم.

آقای بهمنی معتقد است که تغییرات ماهوی و مهمی در جهان رخ داده (تغییر پارادایم) و در این پارادایم جدید «حق دخالت بشردوستانه» به رسمیت شناخته می‌شود که به کشورها اجازه می‌دهد با شرایط خاصی (که خود بعدا ذکر می‌کند) در امورات کشورهای دیگر مداخله -حتی از نوع نظامی- کنند:

پیش از این، بسیاری از روشنفکران، به راحتی قادر بودند در تقبیح جنگ، سخن‌ها بگویند و آن را بی‌محابا مورد حمله قرار دهند. به نظر می‌رسد اما در دنیای امروز، اوضاع دیگرگونه شده است. در جهانی که هر کشوری، می‌تواند تهدیدی برای امنیت جهانی باشد، مقوله ای به نام “حق دخالت بشردوستانه” به وجود آمده است. نمونه بارز این مساله، آنچه بود که در عراق اتفاق افتاد. حمله آمریکا ـ به عنوان بزرگ ترین قدرت نظامی جهان ـ به کشوری که سال ها بود دچار یک حکومت استبدادی بود و از سویی نظم جهانی را نیز به خطر می‌انداخت، پارادایمی نوین را در عرصه جهانی به وجود آورد. گرچه می‌توان حمله آمریکا را ناشی از منفعت طلبی های اقتصادی، جاه طلبی سیاسی، تسلط بر منابع و ذخایر انرژی و… دانست و یا به تلفات جنگ نیز اشاره کرد، اما بلاشک، پس از حمله آمریکا، مردم عراق دموکراسی را برای نخستین بار در چند دهه اخیر تجربه کرده اند، همسایگان عراق از  شر دیکتاتوری مزاحم ـ که طی یک دهه با دو کشور ایران و کویت درگیر شد ـ خلاص شده اند و مردم عراق، دیگر بستگان خود را در گورهای دسته جمعی نمی‌جویند. حمله آمریکا به عراق و افغانستان، افسانه این جمله که “دموکراسی از کوله پشتی سربازان بیرون نمی‌آید” را نیز نقض کرده است.  (نقل قول از نوشته‌ی آرش بهمنی، تاکیدها از من است)

در همین پاراگراف کوتاه چندین فرضیه و نتیجه‌گیری قابل تردید آورده شده است:

  • آیا روشن‌فکران امروز، نمی‌توانند به راحتی قبل در تقبیح جنگ (مثلا حمله‌ی نظامی به ایران) سخن بگویند؟
  • آیا در جهان امروز «هر کشوری» می‌تواند امنیت جهانی را تهدید‌ کند؟ کشورهایی که به سختی امکان اعمال نفوذ در حوزه‌ی داخلی یا منطقه‌ای خود را دارند چگونه می‌توانند تهدیدی علیه امنیت جهانی باشند؟
  • کشورهایی که حوزه‌ی نفوذ و قدرت تاثیرگذاری بسیار زیادی دارند چگونه نه تنها تهدیدی علیه امنیت جهانی نیستند که به عوامل و الگوهای بارز دخالت بشردوستانه تبدیل می‌شوند؟
  • دخالت بشردوستانه حق است یا وظیفه؟ هر دوی این مفاهیم در فلسفه‌ی سیاسی وجود دارد ولی نویسنده به «حق دخالت کردن» (right to interfere) اشاره می‌کند اگر چه در بندهای بعد بحث «وظیفه‌ی دخالت کردن» (duty to interfere) را مطرح می‌کند.
  • آیا حمله‌ی نظامی آمریکا به عراق واقعا نمونه‌ی بارز «حق دخالت بشردوستانه» بود؟ تا جایی که می‌دانیم در سطح رسانه‌ای علت حمله به عراق چیز دیگری عنوان شده بود.
  • حکومت عراق استبدادی بود، اما آیا نظم جهانی را به خطر می‌انداخت؟ و برفرض که چنین بود، آیا «حق دخالت بشردوستانه» شامل کشورهایی که نظم غالب جهانی را به خطر بیاندازند نیز می‌شود؟ (یعنی به موارد نقض شدید حقوق بشر محدود نمی‌شود؟)
  • آیا «بلاشک» پس از حمله‌ی آمریکا به عراق، مردم این کشور تجربه‌ی دموکراسی داشته‌اند؟
  • چگونه حمله‌ی آمریکا به عراق و افغانستان، مثال نقض جمله‌ی «دموکراسی از کوله‌پشتی سربازان بیرون نمی‌آید» است؟

در ادامه، نویسنده شرایطی که در آن «حق دخالت بشردوستانه» به وجود می‌آید را توضیح می‌دهد:

البته نباید فراموش کرد که “حق دخالت بشردوستانه” مشروط به شرایطی است. هرگاه حقوق بنیادین انسان‌ها، به نحو سیستماتیک و گسترده توسط دولت‌ها یا توسط گروهی در جامعه نقض ‌شود، هر کسی که از این نقض گسترده‌ آگاه است، و می‌تواند در دفاع از این قربانیان اقدامی بکند، اخلاقا “موظف” است که در این زمینه اقدام بکند. به تعبیر دیگر، آن افراد یا نهادها حق (و بلکه وظیفه) دارند که در امور داخلی آن کشور دخالت کنند و آن دولت را از نقض حقوق اساسی آن انسان‌ها بازدارند و از قربانیان نقض حقوق بشر دفاع بکنند. اما این دخالت در صورتی مجاز است که دست کم چند شرط مهم احراز شده باشد: اول آنکه حقوق اساسی به نحو گسترده و سیستماتیک مورد نقض قرار گرفته باشد. دوم آنکه قربانیان از عهده‌ی دفاع از خویشتن برنیایند، یعنی به تنهایی توانایی مقابله و دفع آن مخاطرات را نداشته باشند. (نقل قول از نوشته‌ی آرش بهمنی، تاکیدها از من است)

در این‌جا صحبت از حق دخالت به «وظیفه‌ی دخالت» (duty to interfere) رسیده و شبهه‌ی مهم جدیدی به وجود آمده و آن این است که در بیان شرط‌های ضروری برای مجاز بودن «دخالت بشردوستانه» اشاره‌ای به تبعیت از قوانین بین‌المللی نشده است. آیا مداخله‌‌ی نظامی در امورات یک کشور (صرف‌نظر از این‌که چه شرایطی بر آن حاکم باشد) بدون وفاق جهانی و خارج از نظم قانونی و ثبت شده‌ی بین‌المللی پذیرفته شده است؟ آیا چنین اقدامی (حمله‌ی نظامی به یک کشور دیگر خارج از چهارچوب قوانین بین‌المللی)، «حمله‌ی متجاوزانه» (war of aggression) و جرم بین‌المللی نیست؟ آیا چنین شرطی (وفاق بین‌المللی در چهارچوب نهادهای قانونی موجود) از اساسی‌ترین پیش‌نیازهای هرگونه مداخله‌ی نظامی علیه یک کشور فرضی نیست؟ چرا آقای بهمنی به این پیش‌شرط مهم اشاره نکرده است؟

آرش بهمنی در ادامه به ایران و موضع نیروهای منتقد در صورت اقدام نظامی علیه آن می پردازد. اولا که کنارهم نهی ایران امروز با عراق دوران صدام حسین جای تامل دارد. حکومت عراق که دست کم به ایران و کویت حمله‌ی متجاوزانه انجام داده بود را چطور می‌شود با ایرانی که خود قربانی تجاوز است مقایسه کرد؟ درست است که در سطح رسانه‌های وابسته به نهادهای قدرت در غرب، پروژه‌ی هیولاسازی از ایران مدت‌هاست که کلید خورده اما آیا در سطح واقع‌بینانه و تحلیلی چنین مقایسه‌ای وجاهت دارد؟ او در همین قسمت می‌نویسد:

بلاشک، استقرار حکومتی دموکراتیک که قواعد حقوق بشری را مدنظر قرار دهد، برای غرب می تواند بزرگ ترین تضمین برای نهادهای بین المللی و کشورهای غربی باشد که تلاش برای دست یابی سلاح‌های هسته‌ای و یا حتی دست‌یابی به آن از سوی حکومت مستقر در ایران، صلح و امنیت جهانی را در خطر نمی اندازد.

با در نظر گرفتن مقدمه‌ی بحث، برداشت من از جمله‌ی بالا این است:

  • احتمالا منظور نویسنده از «حکومت دموکراتیک تابع قواعد حقوق بشر» مصداق‌هایی شبیه نمونه‌های واقعا موجود غربی در جهان امروز است و نه تعریف آرمانی چنین حکومتی.
  • چنین حکومتی، اگر در جستجوی سلاح هسته‌ای باشد یا حتی به آن دست یابد، خطری برای صلح و امنیت جهانی نیست.
  • یا به عبارت واضح‌تر حکومت‌های شبیه غرب حق دارند سلاح هسته‌ای داشته باشند و  خطری برای صلح و امنیت جهانی نیستند.
  • از مقدمه‌ی نوشته‌ی آقای بهمنی و به کار بردن واژه‌ی “استقرار” برداشت می‌شود که با دخالت نظامی آمریکا (یا غرب) در ایران می‌توان چنین حکومتی را در ایران مستقر کرد (حکومت دموکراتیک تابع قواعد حقوق بشر).

حدود نیمی از زرادخانه‌ی هسته‌ای جهان در اختیار چنین کشورهایی است (دموکراسی غربی) که از قضا به شهادت تاریخ معاصر به شدت برای صلح و امنیت جهان هم خطرناک بوده‌اند و صرف‌نظر از این که در تاریخ معاصر هیچ مداخله‌ی نظامی‌ای منجر به استقرار حکومت دموکراتیک تابع قواعد حقوق بشر (با همان استانداردهای موجود در غرب) نشده است، معلوم نیست چرا چنین حکومتی حتی در صورت مستقر شدن برای جهان بی‌خطرتر خواهد بود.

اما قصد من نقد خط به خط این نوشته نبود که می‌شود همین‌طور ادامه داد. در شرایطی که ایران یکی از خطرناک‌ترین و بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ معاصرش را سپری می‌کند، نقش فعالان سیاسی و اجتماعی ایرانی باید کمی بیشتر از تکرار پیش‌فرض‌ها و الگوهای تولید شده توسط قدرتمندترین بازی‌گردانان جهانی باشد. متاسفانه، نوشته‌ی آقای آرش بهمنی فقط یک نمونه از حجم قابل توجه مطالبی است که خواسته یا ناخواسته با بدیهی انگاشتن این پیش‌فرض‌ها و الگوها، عملا به توجیه حرکت‌های توسعه‌طلبانه و تجاوزکارانه‌ی کشورهای بزرگ غربی می‌پردازند. این نگرش در بدترین حالت ممکن است شبیه پروپاگاندای برخی محافل جنگ‌طلب به نظر برسد و در بهترین حالت تحلیل‌هایی ضعیف و سطحی ارائه می‌کند که تصویری مغشوش و نادقیق از اوضاع ایران به مخاطبان می‌دهد.

مرتبط:

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن یا مراجعه به وبلاگ «آینه‌ی بامدادی» پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

16 دیدگاه در دخالت بشردوستانه: افسانه یا واقعیت؟

  1. [...] This post was mentioned on Twitter by bamdadi, Iran It News. Iran It News said: دخالت بشردوستانه: افسانه یا واقعیت؟: می‌خواستم درباره‌‌ی نوشته‌ی آقای «آرش بهمنی» که تحت عنوان «جنگ علیه ایران و و… http://bit.ly/bjAdZ2 [...]

  2. Didaar می‌گه:

    ممنون بامدادی. خیلی مستدل و روشنگرانه بود.

    • بامدادی می‌گه:

      ارادت دارم.

  3. [...] می زند که هراسی ندارد. در میانه ی میدان کسانی در رثای «دخالت بشردوستانه» نظریه پردازی می کنند و رفیقی در فرندفید می نویسد «من [...]

  4. شبنم می‌گه:

    دوستان : احتمال بر پایی جنگ دروغ نیست ، بنابراین ما باید بصورت یک جبهه استوار و با یک صدا صحبت کنیم و بهر نحوی از برپایی جنگ که منافع ” قبیله یهود صهیونیست” را تامین میکند جلوگیری بعمل آوریم. اگر این خونخواران جرأت چنین کاری را بخوددادند، این قبیله و همدستان آنان را قبل از بزیر کشیدن ایران به خاک سپرده و نابود سازیم زیرا جامعه بشریت دیگر نمی تواند افسار چنین قبیله ی دسیسه بازی – که نسل شان به مغول ها می رسد – را به حال خود وا گذارد.
    چرا ایرانیان – بجز مشتی عامل که خود را بصورت ” اپوزیسیون ” بزک کرده اند ولی در خدمت منافع صهیونیسم رکاب می زنند – اینقدر منفعل شده اند و خطر جنگ را جدی نگرفته اند؟
    لابی اسراییل و امتدادش ، نیروهای “چپ” آمریکا به رهبری یهودیان ، با استفاده از نوکرانش در کاخ سفید ، کنگره ، سنا و دیگر ارکان قدرت مانند ارتش و اینتلیجنس آمریکا بنفع اسراییل و پروژه یهود جنگ های پی در پی علیه دول و فلسطینی ها که آنان را مشکلی بر سر راه پروژه ی “اسراییل بزرگ” می بیند براه می اندازد. لابی اسراییل با استفاده از ارتش آمریکا وسیاستمداران صهیونیست که اغلب بصورت مشاور به رییس جمهور آمریکا که توسط لابی یهودیان در کاخ سفید نشانده می شوند – و با کنترل سنا، کنگره و سیاستگذاری خارجی آمریکا – بخصوص خاور میانه و امتدادش شمال آفریقا – جنگ های خانمان سوز بعنوان *منافع آمریکا* را به الیت آن کشور می فروشد که تاکنون چیزی جز اقتصاد ورشکسته ، میلیونها آمریکایی بیکار، هزاران سرباز کشته و علیل دست آورد چندانی نداشته است. این جنگ ها – اما منافع پروژه “اسراییل بزرگ ” – از قبیل تجزیه عراق و ایجاد مهره کرد که از سال های 1950 یکی از اهداف پروژه “اسراییل بزرگ” بوده است را از طریق جنگ عراق تامین کرده است. این جنگ ها فقط برای بسط منافع قبیله ی یهود صهیونیست برپا می شوند. این قبیله اکنون با نفوذ بر رهبران جاهل آمریکا- جورج بوش – برده های سیه کار نظیر اوباما، هیلاری کلینتون و با استفاده از پروپاگاندا ازطریق فیلم های تبلیغاتی دروغ ، رسانه های حامی اسراییل، هالیوود ، کتابخانه های عمومی، مخازن اندیشه think tanks و همکاری نیروهای “چپ ” ، اکثرا” تحت رهبری احزاب تروتسکیستی ، مردم جاهل و افراد “مترقی” را شستشوی مغزی داده وبرای جنگ علیه ایران آماده می کنند. پروژه صهیونیسم ، کشورهایی مانند فلسطین ، ایران ، عراق ، سودان ، سومالی ، افغانستان را مورد هدف قرار داده و طبق استراتژی اوود ایلان Oded Yinonو بمنظور برپا کردن “اسراییل بزرگ ” با کمک “اپوزیسیون ” عامل و خود فروخته ایران – بصورت بلندگوی صهیونیسم عمل می کند – خواهان جنگ علیه ایران است. در این میان رل مهرهای اسراییل در منطقه – کردها – که با حضور فعال خود در کنار صهیونیسم و امپریالیسم در جنگ ، عراق را به نابودی کشاندند و یک میلیون و نیم مردم را به کشتن دادند – قابل تأمل است. بنابراین این مهره های عامل در همکاری دوباره هیچ تردیدی بخود راه نداده زیرا فراخی قبیله خود را بر زندگی دیگران اولویت می دهند. هیچکس نمی تواند نام انسان بر قبیله صهیونیسم و مهره های آن گذارد.

    ازاین روی، اکنون در رسانه ها می خوانیم که اسراییل برای بسط نفوذ و بوجود آوردن امپراتوری یهود در منطقه ، ایران را از مدتها پیش هدف قرار داده است که گویا مورد تأیید مشتی خائنین ایرانی نما هم قرار گرفته است. مزدوران ایرانی که در خدمت منافع دشمنان بشریت رکاب می زنند از طرف سرورانشان اکنون ماموریت ویژه ای به آنان داده شده است که این تجاوز را به نفع ایران ترسیم کنند و مردم را با خود همراه سازند.
    در نتیحه می بینیم که صهیونیست های ایرانی با درج خزعبلاتی این چنین سعی در فروختن پروژه دول قدرتمند یعنی ” دخالت بشردوستانه” را دارند چون فکر می کنند منافع خود و قبیله اشان را با هزینه کردن مردم ایران محکم ترخواهند کرد.

    این شیادان چرا همین پروژه را برای بزیر کشیدن کشورهایی که طبق نظر سنجی های گوناگون بعنوان مختل کننده اصلی صلح جهان – *اسراییل * و * آمریکا* – مشخص شده اند تجویز نمی کنند؟ آیا هنوزهم موقع آن نرسیده که سران این کشورها را به دادگاه بین المللی لاهه برای مجازات جرم های متعدد از قبیل *نسل کشی * ؛ *جنایت علیه بشریت* و * جنایتکار جنگی* به دفعات مکرر– آخرین بار گزارش گلد استون ونسل کشی غزه –
    بفرستند؟ اما، همین دادگاه به اصلاح بین المللی لاهه – که چیزی جز وسیله ای در درست قدرتمندان علیه کشورهای ضعیف نیست – را به دنبال البشیر که برای جلوگیری از تجزیه سودان توسط سازمان های یهودی – “نجات دارفور” و موزه هولوکاست – وارد کار زار شد می رود و سعی دارد با دروغ “نسل کشی” که با کمک عامل صهیونیسم *پیام اخوان* ساخته شد – البشیر را از مسند کار بردارد و “تغییر رژیم ” در سودان را عملی سازد و یکی از نوکران خود را بر مسند گذارد ، همان کاری را که در جنوب سودان انجام دادند. ولی جورج بوش ، کسینجر ، اولمرت ، باراک ، اوباما ، رامزفیلد ، چینی ، بلر و هزاران جنایتکار غربی دیگر را به حال خود رها می کند که همچنان با ترور و جنگ های پی در پی ” نظم نوین جهان ” که همان پروژه * حکومت جهانی* است را به مرحله نهایی رسانند.

    آیا مزدوران ایرانی از قبیل *آرش بهمنی* مقاله ای علیه مختل کنندگان و تروریست های اصلی جهان نوشته اند؟
    آیا برده های صهیونیسم، از فعالین کمک های بشر دوستانه که بوسیله کماندوهای اسراییل در آبهای بین المللی به خون کشانده شد حمایت کردند؟ آیا این نوکران بیانیه ای برای افشای حمایت اوباما از عملیات کماندوهای اسراییلی علیه فعالان حقوق بشر که برای شکستن محاصره غزه در آبهای بین المللی به خون کشیده شدند نوشتند؟

    آرش بهمنی بهتر است قبل از تبلیغ جنگ صهیونیستها نشان دهد که در خدمت صهیونیسم قلم نمی زند تا مزدش را بگیرد. مدارک را رو کند وگرنه همچنان بعنوان جاهلی در خدمت قدرت های مخرب شناخته خواهد شد.
    امروز همه ی آزادیخواهان از جمله یهودیان مترقی سعی دارند از جنگ دیگر برای منافع قبیله صهیونیسم درجهت برپایی “اسراییل بزرگ” جلوگیری بعمل آورند و در همین راه مقالات زیادی نوشته و مصاحبه های بیشماری را انجام داده اند. در همین راه موزیسین مترقی بنام *گیلارد آتزمون* که خود یهودی است در مقالات مختلف از دسیسه بازی های اسراییل و لابی آن پرده برداشته است و این جنگ ها را در خدمت منافع اسراییل معرفی کرده است. او می نویسد:
    The Zionists in fact have managed to bring down every super power they cling to. Britain, France and now America. You have to allow yourself to admit that the ‘War on Terror’ was actually a Zionist led war against Islam, a battle that was there to serve Israeli interests.
    یعنی صهیونیسم در حقیقیت سه امپراتوری – انگلیس ، فرانسه و اکنون آمریکا – را به زیر کشیده است؛ زیرا این قبیله به قدرت غالب می چسبد و آنقدر آنرا می ممکد که خشک شود. او “جنگ علیه ترور” که چیزی جز دروغ نیست را به صهیونیستها علیه اسلام نسبت می دهد که منافع اسراییل را تإمین کند.
    http://www.gilad.co.uk/writings/touching-left-islam-israeli-lobby-chomsky-and-many-other-hot.html
    اما در این میان اپوزیسیون مقلد و عامل ایران همکاریهای خود را با صهیونیسم – بدتر از فاشیسم – گسترش داده و سعی در فروش جنگ برای منافع اسراییل به افراد جاهل را دارد.
    ایرانیان باید هرچه زودتر از این حالت منفعل درآمده و هر یک از آنان بعنوان نماینده ای از طرف مردم ایران و بنفع منافع *ملت ایران* فعالیت شدیدی را علیه جنگ شروع کنند. ایرانیان تا کی می خواهند این چنین منعفل و بی خبر باقی بمانند؟

  5. [...] بامدادی: دخالت بشردوستانه: افسانه یا واقعیت؟ [...]

  6. ali می‌گه:

    baz k[..] gofti martike bamdadie g[..]

    • بامدادی می‌گه:

      سلام دوست عزیز

      شما خودتان را معرفی کردید. من هم بامداد هستم.

  7. [...] منبع: وبلاگ بامدادی [...]

  8. شبنم می‌گه:

    اخیرا” عده ای از ایرانیان مقیم خارج ، بخصوص آمریکا، مانند آرش نراقی، در مورد کمک دولت آمریکا به “قربانیان نقض حقوق بشر” مطالب بسیار شگفت انگیزی را بیان کرده است که من – و ایمایان – را به تعجب واداشته است با توجه به اینکه این فرد یدک “دکتر فلسفه ” را هم می کشد. این شخص شیاد با طرح مثال های جاهلانه و گم راه کننده سعی در پنهان کردن اهداف ” دخالت بشر دوستانه ” که دول قدرتمند بمنظور بسط منافع خود مورد استفاده قرار می دهند را کرده است.
    این “دکتر” بعد از دادن مثال هایی ازقبیل:

    {فرض کنید آقای الف در یک صبحگاه پاییزی لباس زیبایی را که به تازگی خریده است بر تن می کند و قدم زنان به سوی محلّ کار خود روانه می شود. ناگهان صدایی از میانه پارک توجه آقای الف را جلب می کند. نزدیکتر می رود و در نهایت شگفتی می بیند که در میانه استخر پارک دخترکی خردسال نومیدانه دست و پا می زند. دخترک از رمق افتاده است، و چیزی نمانده در آب غرق شود. آقای الف شناگر بسیار خوبی است، و نیز می داند که عمق استخر از شانه های او فراتر نمی رود. دخترک آخرین دست و پای خود را می زند و به زیر آب فرو می رود. آقای الف برای لحظه ای در کنار استخر می ایستد. با خود می اندیشد که باید برای نجات جان دخترک بی درنگ به درون آب بپرد. اما آب سرد است، و بدون شک آب مانده و خزه بسته لباس نو و زیبایش را خراب خواهد کرد. سرش را به سوی دیگر برمی گرداند، و به سوی در پارک می شتابد. باید تندتر برود وگرنه ممکن است دیر به محلّ کارش برسد.}

    http://zamaaneh.com/idea/2007/11/post_198.html

    سپس ایشان می پرسد:
    {داوری اخلاقی ما درباره آقای الف چیست؟ به گمان من تقریباً همه معتقدیم که رفتار آقای الف از منظر اخلاقی بسیار ناپسند است، و از شخصیتی غیر مسؤول و زشت حکایت می کند. اما دلیل این داوری چیست؟ چرا وجدان اخلاقی ما رفتار آقای الف را برنمی تابد و آن را درخور نکوهش می یابد؟}

    یکی باید به این آقای “دکتر” بگوید که شما در کجا دیده اید که دول بر مبنای “اخلاق” – بخصوص در فرهنگ غرب – سیاستی را دنبال کنند. چرچیل و اخیرا” روسیه و دیگر کشورهای غرب بخصوص آمریکا همیشه بر این سیاست تأکید داشته اند که دولت آنان دوست یا دشمن دائمی
    ندارد. چیزی که برای این دول دائمی است همانا * منافع * الیت آن کشور است. بنابراین طرح مثال بالا حکایت از ناتوانی ، نا آگاهی ویا شاید فرصت طلبی شخص طرح کننده این سئوال را دارد که برای گمراه کردن خوانندگان به این حقه متوسل شده است ، بخصوص وقتی *دولت آمریکا* را بعنوان *ناجی* به خوانندگان جاهل معرفی می کند . کشوری که تاکنون مرتکب جنایت های گوناگون ، شکنجه ، تجاوزات پی درپی به کشورهای مختلف در قاره های گوناگون ، ترور افراد و استفاده از تروریسم برای پیشبرد مقاصد سیاسی و اقتصادی الیت غرب علیه مردمان بی پناه ، قتل عام بیشمار مردم ویتنام با بمب های گوناگون، اندونزی ، شیلی ، افغانستان ، عراق ، یمن ، فیلیپین و دیگر کشورهای دنیا، برپایی پایگاهای نظامی – بیش از 1000 پایگاه که بیشتر آنان در منطقه خاور میانه برای محاصره ایران برپا گشته است و ایران را روزانه به نابودی تهدید می کند، را مناسب این کار معرفی می کند و با کمال سادگی و یا فرصت طلبی کلمات سفیهانه زیر را عنوان می کند:

    {بنابراین، دولت آمریکا را نباید بخاطر کمک به اموری مانند پیشرفت دموکراسی، یا اعزام نیروی نظامی برای برقراری امنیت در یک منطقه جنگ زده که در آن نسل کشی جاری است، ملامت کرد. اگر انتقادی بر عملکرد دولت آمریکا وارد است این است که برای مثال، چرا کمکهای بشردوستانه آن بسی کمتر از ظرفیت و توانمندیهای آن کشور است، یا چرا نحوه توزیع آن کمکها نامنصفانه است، یا چرا در غالب موارد ملاحظات سیاسی آن دولت اهداف بشردوستانه آن کمکها را تحت الشعاع قرار می دهد، یا چرا دولت آمریکا در غالب موارد ملاحظات ملّی (لوکال) خود را بر وظایف جهانی (گلوبال) اش مقدم می دارد، و نقش مسؤولانه تری در مدیریت معضلات جهانی ایفا نمی کند.}

    دادن چک سفید به کشوری مانند آمریکا که تاریخ سیاه آن معرف حضور کودکان هم است ، مرا به یاد مقاله ای از مرتضی مردیها بعنوان لیبرال دموکرات – نظیر آرش بهمنی و شیاید آرش نراقی – بنام “از کجا آغاز کنیم” می اندازد که در مجله آفتاب – که نئوکانهای ایرانی مانند سروش، مردیها، مقاله می نوشتند و ترجمه مقالات نئوکانهای آمریکایی نظیر برنارد لوییس و فوکویاما را بخورد ایرانیان می دادند که امروز ما متوجه می شویم چرا ایرانیان اینطور به راست چرخیده اند – می اندازد. مجله آفتاب به زیر کشیده شد و من نمی توانم لینک مقاله را برای شما اینجا بگذارم. مرتضی مردیها هم حتما” از خجالتش نسخه ای از آن را در سایت خود ندارد ولی یک نقد آبکی از این مقاله را اینجا می گذارم که متوجه شوید این افراد چگونه مردم را به گمراهی می کشانند تا منافع آمریکا و لیبرالیسم تامین گردد.
    در فکر این افراد کشتار میلیونی آدم ها هیچ اهمیتی ندارد. چیزی که اهمیت دارد بزیر کشیدن ایران زیر پرچم آمریکاست . این اشخاص از وضعیت عراق – بخاطر “دموکراسی ” آمریکایی دفاع می کنند و معتقدند که برای هر قدمی باید هزینه پرداخت . البته این هزینه از جیب عاملین پرداخت نمی شود، مردم عادی باید این هزینه را بپردازند.

    http://www.mihan.net/67/mihan-67-27.htm
    نصیحت من به این آرش نراقی اینست که آگاهی خود را از تاریخ آمریکا و جنایت های بیشمارش که موجب مرگ میلیون ها نفر – چه از طریق جنگ گرم و چه از طریق تحریم های اقتصادی با همراه کردن دول از طریق چماق یا هویج – را بالا برد وگرنه بهتر است سکوت اختیار کند.

    نوام چامسکی در مقاله ای این سئوال را مطرح می کند که آیا چنین چیزی یعنی “دخالت بشردوستانه” می تواند حقیقت داشته باشد؟

    The first question that comes to mind about “humanitarian intervention” is whether the category exists. Are states moral agents? Or were Machiavelli, Adam Smith, and a host of others correct in concluding that they commonly act in the interests of domestic power – A second obvious question has to do with those who are to be in charge: what do their institutions and record lead us to expect? There is ample documentary material supporting the belief that states are moral agents, in fact uniformly so.
    http://www.chomsky.info/articles/199401–02.htm

    طبق گفته بالا، چامسکی ،بچگانه بودن تز آرش نراقی را برملا می کند و آب پاکی را روی دست همه می ریزد که دول دنبال اخلاق نیستند بلکه به شیوه ماکیاولی برای تأمین منافع اشان عمل می کنند. تاریخ آمریکا و دیگر امپراتوری های دنیا این موضوع را بخوبی نشان می دهد. بنابراین معلوم نیست او چگونه به خود جرأت می دهد آمریکا را با تاریخ سیاهی که دارد بعنوان یک کشور حامی “اخلاق” ونجات دهنده افرادی که حقوق بشرشان نقض شده است معرفی کند.
    بنظر من آرش نراقی جاهل نیست بلکه فرصت طلب است.

  9. شبنم می‌گه:

    جالب اینست که آرش بهمنی برای تحکیم بحث پوچ و بیهوده اش از مقاله ی بچگانه ی آرش نراقی کمک گرفته است. او می نویسد:

    {پیش از این، بسیاری از روشنفکران، به راحتی قادر بودند در تقبیح جنگ، سخن ها بگویند و آن را بی محابا مورد حمله قرار دهند. به نظر می رسد اما در دنیای امروز، اوضاع دیگرگونه شده است. در جهانی که هر کشوری، می تواند تهدیدی برای امنیت جهانی باشد، مقوله ای به نام ” حق دخالت بشردوستانه” به وجود آمده است. نمونه بارز این مساله، آنچه بود که در عراق اتفاق افتاد.}

    این فرد فرصت طلب برای فروختن تز پوچ خود به دروغ های صهیونیسم روی آورده است و باکمال بی پروایی همان ها را به خواننده تحویل می دهد. سئوال اینجاست که آیا ایران است که دیگر کشورها را تهدید می کند؟ یا آمریکا و اسراییل اند – طبق نظر سنجی های جهانی – و با اشغال سرزمین های مردم بومی و کشتار میلیونی آنان – حتی با دادن پتوهای آغشته به آبله بعنوان “کمک های بشردوستانه ” ولی در حقیقت برای کشتن آنان – و بخصوص اسراییل – یک کشور آپارتاید – با حمله به کشورهای مجاور ، قتل عام مردم ، اشغال سرزمین فلسطین ، ساختن شهرک های یهودی ، ترور ، بلوکه کردن غزه که طی قطعنامه های گوناگون مورد اعتراض جامعه جهانی قرار گرفته است ، اما آمریکا از تمام این جنایات حمایت می کند و نه تنها به مردم فلسطین کمکی نمی کند بلکه اسراییل را با بلیونها دلار و دادن سلاح های کشتار جمعی تشویق و حمایت می کند. آیان می توان چنین کشوری که حقوق فلسطین و مردم مسلمان را اینگونه پایمال کرده است اعتماد کرد؟ آیا این خود نمی رساند که سیاست خارجی آمریکا نه بر مبنای اخلاق بلکه منافع الیت آمریکا استوار است. آمریکا حتی منافع شهروندهای خود را مقدم نمی گذاردچه برسد به دیگر کشورها که جزو خوبان هم نیستند. فرهنگ انگلو- آمریکن بر مبنای ” نژاد برتر – مانند اسراییل – شکل گرفته است که در آمریکا به آن *** American Exceptionalism** می گویند. آرش نراقی که خود در آمریکا زندگی می کند و باید این مسائل را بهتر بشناسد. چگونه است که اینطور بخطا رفته است؟ کشوری که این افراد بعنوان ناجی و حامی معرفی می کنند خود مختل کننده صلح جهان اند. این کشورها بر روی هزاران سلاح هسته ای نشسته اند ولی علیه دیگر کشورها که عضو ان پی تی هستند نقشه “تغییر رژیم” می کشند. اسراییل نه تنها غیرقانونی بر روی 300 بمب نشسته است بلکه پروتوکال را هم امضاء نمی کند و اپوزیسیون فرصت طلب و عامل ایران هم سئوالی ندارد و آن را خطرناک برای جهان ارزیابی نمی کند.

    دول جنایتکار هیچ دلیل قانونی برای حمله نظامی به ایران در دست ندارند، بهمین جهت به پروپاگاندا متوسل شده اند
    این فرد می نویسد:

    {اما این دخالت در صورتی مجاز است که دست کم چند شرط مهم احراز شده باشد: اول آنکه حقوق اساسی به نحو گسترده و سیستماتیک مورد نقض قرار گرفته باشد. دوم آنکه قربانیان از عهده‌ی دفاع از خویشتن برنیایند، یعنی به تنهایی توانایی مقابله و دفع آن مخاطرات را نداشته باشند. }

    آیا چنین شرایطی بر ایران حکمرا است؟ آیا معترضان شمال تهران توانایی مقابله و دفع مخاطره را نداشتند؟ پس میلیونها دلار آمریکا که جهت تعلیم “مبارزین حقوق بشر” برای به راه انداختن تظاهرات خیابانی و بکارگیری شعار مراکز انقلاب مخملی، یعنی “مرگ بر دیکتاتور” که فیلم آن را هم برای عاملین ساختند و در اختیار آنان قرار دادند موثر نبوده است؟ آیا کنفرانس مربوط به “سرپیچی های مدنی ” که از طرف پادوی جین شارپ یعنی *رامین احمدی* در دوبی برپا شد اثر گزار نبوده است؟ خب، باید به مالیات دهندگان آمریکایی تسلیت گفت و به ریششان خندید.
    http://www.swans.com/library/art14/barker01.html

    این فرد ادامه می دهد:
    {به نظر می رسد که احتمال حمله نظامی به ایران را نیز باید در چنین گفتمانی مورد دقت قرار داد: جمهوری اسلامی به عنوان حکومتی که همواره متهم به “حمایت از تروریسم” شده و سابقه “نقض حقوق بشر” نیز در آن فراوان یافت می شود، به باور کشورهای غربی، در پی “سلاح هسته ای” است.}

    آیا افراد بالغ و آگاه باید به اتهامات دولی نظیر آمریکا و اسراییل که روزانه ترور انجام می دهند اهمیت داد؟ آیا ایران تنها کشوری است که به نقض حقوق بشر متهم شده است؟ اگر چنین است پس چرا به آمریکا، اسراییل یا عربستان سعودی کسی حمله نظامی نمی کند؟ آیا کسی باید روی دروغ های قبیله یهود صهیونیستی حساب باز کرد و به حرف پوچی مانند “ایران در پی “سلاح هسته ای” است” توجه نماید. سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در اواخر 2007 به جهان اعلام کردند که ** ایران سلاح هسته ای ندارد** تو کی هستی که دروغ های صهیونیسم را مبنی بر داشتن سلاح هسته ای توسط ایران را مانند دلقک تکرار می کنی؟ چرا “اپوزیسیون” ایران این چنین برده دروغ های صهیونیسم است؟

    فلیپ جیرالدی – از کارکنان قبلی سازمان سیا – در باره سازمانهای اطلاعاتی آمریکا که از طرف لابی اسراییل تحت فشارند که نتیجه آنالیز خود از برنامه هسته ای ایران را طوری تنظیم کند که اسراییل بتواند از آن برای حمله نظامی علیه ایران استفاده کند، می نویسد:

    Ironically, the push against Iran comes at a time when the National Intelligence Estimate on the country is being finished. It might come out as soon as August, but it will be secret and its conclusions will either be leaked or released in summary. My sources inside the intelligence community insist that it will support the 2007 NIE that concluded that Iran no longer has a weapons program. The White House has delayed the process seeking harder language to justify a range of options against Iran, including a military strike, but the analysts are reported to be resisting.
    جملات بالا می گوید که آنالیز سازمانهای اطلاعاتی ملی امنیت آمریکا از برنامه هسته ای ایران امسال هم به همان نتیجه 2007 یعنی “ایران سلاح هسته ای ندارد” رسیده اند. ولی کاخ سفید-– فشار می آورد که این آنالیز اکنون منتشر نشود. بهمین منظور کاخ سفید بر روی افراد فشار گذاشته است اما ، طبق اطلاعات فیلیپ جیرالدی ، آنالیست ها که این گزارش را تهیه کرده اند در مقابل فشارهای کاخ سفید که تحت نفوذ لابی اسراییل است، مقاومت می کنند.
    http://www.amconmag.com/blog/2010/07/27/who-voted-for-war-with-iran-mr-obama/

    آیا بازهم عاملین و مزدوران خواهان جنگ علیه ایران بر مبنای سلاح هسته ای ایران که دروغی بیش نیست هستند؟ آیا وضعیت عراق هیچ تردیدی برای این فرصت طلبان بوجود نمی آورد؟ آیا با برنامه های صهیونیسم همکاری دارند؟

    ایرانیان نباید لحظه ای آرام بنشینند . اگر قبیله یهود صهیونیست با حمله هوایی جهت از بین بردن سرمایه ی مردم ایران که در طی سی سال گذشته با زحمت و هزینه فراوان از جیب مردم ایران و با فداکاری دانشمندان هسته ای ایران شکل گرفته است را مورد تجاوز قرار دهد که دست آمریکا را قبل از انتخابات نوامبر در حنا بگذارد و اوبامای نوکرصفت را مجبور به همکاری با برنامه توسعه طلبانه اسراییل کند ، ایرانیان بصورت جبهه ای محکم تا زمان نابودی این قبیله خبیث و نوکران سیاه و سفید آن لحظه ای آرام نخواهند گرفت.

  10. شبنم می‌گه:

    مزرعه حیوانات در باره “حق دخالت بشر دوستانه” می نویسد:

    خلط مبحثی که صورت می گیرد، نادیده گرفتن تعاریف قانونی و مرز بین تمتع و استیفا است که جا را برای تفسیرهای گوناگون و گاه متناقض از حقوق بشر به دست می دهد و آنگاه می شود دیگران را پیوسته به نقض حقوق بشر متهم کرد و یا حداقل اینکه سلیقه ای رفتار نمود. حق دخالت بشر دوستانه با شعار حقوق بشر، دقیقا از همین نقطه وارد می شود، حکومتی را به نقض حقوق بشر متهم می کند، او را ساقط می کند و بعد خودش ناقض اهلیت شهروندان آن کشور می گردد. از این پس شما امنیت ندارید، شرافت، کرامت و غرور شخصی و ملی شما زیر سوال می رود، هر لحظه ممکن است زیر چکمه های سربازان لگدمال شوید و یا مورد تجاوز قرار گیرید، فعالیت های اقتصادی و اجتماعی شما مختل می گردد، هرج و مرج و قحطی و گرسنگی پدیده غالب جامعه تان می گردد و امور سیاست و اقتصاد کشورتان وابستگی کاملی به نظامیان اشغالگر پیدا می کند. دکان فرهنگ تعطیل می شود و در اولین گام، هویت ملی تان از شما گرفته می شود و هزار و یک بلای دیگر. ویتنام، شبه جزیره کره، ژاپن، آفریقا، بوسنی و هرزگوین، شیلی، دولت ملی مصدق و هم اکنون عراق، افغانستان و فلسطین هر یک به نوعی و به شکلی و به نامی و در دوره ای، لگدمال این حق دخالت بشردوستانه واقع شده اند.

    http://www.aztlan.net/iraqi_women_raped.htm

    اگر ماده دوم بیانیه جهانی حقوق بشر ملاک گفتگوی ما قرار گیرد، چرا آمریکایی در خصوص استفاده از حق دخالت بشردوستانه گزینشی عمل می کنند؟ دولت فرانسه ناقض موارد 18 و 19 همین بیانیه است. پس چرا آمریکایی ها به آنجا حمله نمی کنند؟ اسرائیل به کرات ناقض موارد 12، 13، 15، 17، 18، 25 و … بیانیه حقوق بشر در مورد فلسطینیان بوده است. پس چرا اسرائیل بجای تنبیه همیشه مورد حمایت آمریکایی هاست؟ خودآمریکایی های در حمله به هیروشیما و ناکازاکی، حمله به ایرباس ایرانی در خلیج فارس، کشتار دسته جمعی اعضای فرقه دیویدی ها و … ناقض حقوق بشر بوده اند. چگونه به خود اجازه می دهند دیگران را به با این اتهام مورد حمله قرار دهند؟ و سوال مهم تر: چه کسی به آمریکایی ها گفته که شما پاسدار حقوق بشر و ضامن اجرای آن هستید؟
    http://animalfarm.blogfa.com/post-97.aspx

    چرا آمریکایی ها بر دموکراسی شدن جوامع اصرار دارند؟ اینکه فکر کنیم آمریکایی ها از روی خیرخواهی و دلسوزی به دنبال صدور دموکراسی در جهان بخصوص خاورمیانه هستند حتما ناشی از سفاهت و بلاهت است. چرا که حداقل سابقه پنجاه سال اخیر آمریکایی ها خلاف دلسوز بودن آنها را ثابت می کند.
    نکته ای که در دموکراسی شدن جوامع حائز اهمیت است، اینست که هیچگاه در پس این دموکراتیک شدن ها، رابطه قدرت و ثروت بهم نخورده است. ممکن است شکل و نوع این رابطه دستخوش تغییرات شده باشد و طبقات جامعه و فرا دستان و فرو دستان را دچار دگرگونی آرایشی کرده باشد، اما هرگز ذات و محتوای آن تغییری نیافه است. در واقع دموکراسی لگامی است بر دهان توده ها که قدرت بی نظیری در مهار آنها دارد.

    هر ایرانی در هر گوشه این کره خاکی، حق دارد نظام جمهوری اسلامی را قبول داشته باشد و یا نداشته باشد، با آن دوست باشد و یا دشمنی کند اما کسی حق ندارد بر سر خاک و تمامیت ارضی ایران با دشمن این کشور و به بهانه دشمنی با جمهوری اسلامی، معامله کند. اپوزوسیون خارج از کشور در مواجه با آغاز هرگونه جنگ احتمالی بر علیه ایران دو راه دارد: یا با ماست و یا برماست! خارج نشینان باید موضع خود را به صورت شفاف بیان کنند. اگر با ما و در یک جبهه بر علیه دشمن می جنگند، آغوش ملت باز و پذیرای آنهاست و پس از جنگ باز هم می توانند و به لحاظ سیاسی حق دارند که با جمهوری اسلامی مخالفت کنند! اما اگر در جبهه مقابل قرار می گیرند باید بدانند که برای ما در هنگامه دفاع از کشور تفاوتی بین فارس زبان، ترک زبان، عرب زبان و یا انگلیسی زبان وجود ندارد و همگی دشمن محسوب می شوند و پاسخ دشمن هم گلوله است.

    چو ایران نباشد، تن من مباد؛ پس آنان که نمی خواهند ایران باشد، تنشان مباد!

  11. [...] دخالت بشردوستان&… در شرایطی که ایران یکی از خطرناک‌ترین و بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ معاصرش را سپری می‌کند، نقش فعالان سیاسی و اجتماعی ایرانی باید کمی بیشتر از تکرار پیش‌فرض‌ها و الگوهای تولید شده توسط قدرتمندترین بازی‌گردانان جهانی باشد. [...]

  12. سلام
    فید وبلاگت را در فیدریدر سایت روزنامه نگار آزاد گذاشتم
    زنده باشی

    • بامدادی می‌گه:

      با تشکر از شما. من هم به شما در گوگل‌بار خودم لینک دادم.

  13. [...] دخالت بشردوستانه: افسانه یا واقعیت؟، منتشر شده در وبلاگ”بامدادی”، 13 مرداد [...]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s