مغالطه ممنوع – یک

فکر نمی‌کنم به بهانه‌ی اعتراض یا غر زدن یا هزل‌گویی بتوانیم این‌چنین مغالطه‌هایی انجام دهیم.  به نقل از یک وبلاگ‌نویس (تاکیدها از وبلاگ‌نویس):

وزیر اطلاعات: مجموعه ایرانیان خارج از کشور اپوزیسیون نیستند.

یعنی مجموعه ایرانیان داخل کشور اپوزیسیون هستند؟

این یک مغالطه است و اگر چه ظاهر منطقی‌ای دارد نادرست است. اگر من بگویم بعضی از افراد مجموعه‌ی الف خاصیت ایکس را ندارند معنایش این نیست که همه‌ی اعضای مجموعه‌ی متمم الف خاصیت ایکس را دارند.
.
مثال 1: بعضی از آدم هایی که در خیابان هستند چتر ندارند. معنایش این نیست که همه ی آدم هایی که در خیابان نیستند چتر دارند.
مثال 2: بعضی از مردها شغل ندارند. معنایش این نیست که همه‌ی زن‌ها شغل دارند.
مثال 3: بعضی از روزهای فرد تعطیل رسمی هستند. معنایش این نیست که همه‌ی روزهای زوج تعطیل رسمی نیستند.
.

با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن یا مراجعه به وبلاگ «آینه‌ی بامدادی» پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

4 دیدگاه در مغالطه ممنوع – یک

  1. انصافی می‌گه:

    جناب بامدادی، در آینه بامدادی کامنتی گذاشتم ولی گویا تایید نشده است.

    مطلب شما در مغالطه بودن نتیجه گرفتن جمله دو از جمله اول صحیح است اما نکته اینجاست که من به دنبال استدلال نبوده ام.
    جمله اول مدعای وزیر اطلاعات است (که البته به نظر من تعارف است و رفتار دستگاههای امنیتی خلاف آن است).
    جمله دوم برداشت من از رفتار دستگاههای امنیتی است.

    من صدق جمله دوم را از صدق جمله اول نتیجه نگرفته ام که استدلالی را مدعی باشم که قواعد آن را رعایت نکرده باشم.
    این یک طنز است که کنایه به فاصله رفتار و گفتار یک مقام حکومتی می زند. آن “پس بگو …”ی آخر هم در همین راستاست.

    • بامدادی می‌گه:

      سلام

      با پوزش از تاخیر در تایید کامنت‌های شما. الان عجالتا این را که در بامدادی نوشتید تایید می‌کنم و آن‌ها که در آینه‌ی بامدادی هستند را کمی دیرتر چون واقعا دسترسی من به اینترنت بسیار بسیار کند است و همین صفحه تقریبا نیم ساعت طول کشید تا باز شد.

      در درجه‌ی اول امیدوارم از پست من ناراحت نشده باشید چون قصدم خدای نکرده جسارت نبوده.
      در درجه‌ی دوم:

      حرفتان را قبول دارم که نمی‌شود هر لحن کنایی، طنز یا انتقادی‌ای را لزوما با محک خشک قوانین منطق سنجید. از طرف دیگر به شدت حساس شده‌ام به مغالطه‌هایی که در بحث‌ها و نوشته‌ها به گاه و بی‌گاه می‌بینم. نوشته‌ی شما شاید چون خیلی کوتاه بود و حالت استنتاجی داشت یعنی الف و ب و ج به نوعی ساده و زیر هم آمده بودند بیشتر این حس را در من القا کرد که قصد اصلی استدلال بوده و نه طنز. قبول دارم که به خاطر پیش‌زمینه‌ای که نسبت به این نوع موضوعات دارم شاید نوشته‌ی شما را اشتباه خوانده باشم و البته شاید فرم نوشته‌ی شما هم بی‌تقصیر نبوده باشد.

      باز هم ممنون که توجه نشان دادید و موضوع را شرح دادید. نشان از مسئولیت‌پذیری و منش خوب شما در وبلاگ‌نویسی دارد.

      ارادتمند
      بامداد

  2. مجتبی می‌گه:

    جناب بامدادی سلام
    انشااله که دماغتان چاق باشد و گردش کواکب در حد توانشان در رکابتان ،
    اخوی چند وقته از اون مطالب تحلیلی خبری نیست ! امیدوارم که زودتر جوهر خودنویس مجازیتان را پر کنید .

  3. a friend می‌گه:

    At this important juncture you have, your weblog is good only in term of maintenance, limited your weblog to nothing but unimportant materials with not much value. Why don’t you use your weblog for good causes? There are millions of things you can do with it, at least to inform the illiterate Iranian people about the games of the evil empire. We don’t have much time.
    Why do you want to waste your time by posting nonsense from the Green stooges where their weblogs are in the service of the enemy? Do you want to stay in that line or inform Iranians who know sh*t about the world?

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s