قسمتهایی از این مقاله که در روزنامهٔ کیهان (مورخ دوشنبه 15 فروردین 1390) منتشر شده است را بخوانیم:
چگونه است که برای یک جریان مسئلهساز با این همه انحراف، امام زمان اما از زبانش نمیافتد؟! آیا واقعیت ماجرا و اصل قصه این نیست که عدهای، آخرین معصوم و کامل کننده دعوت همه انبیا و ائمه را – با عرض معذرت از ساحت مقدس امام عصر- آن قدر غایب فرض کردهاند که میخواهند در پوشش این نام مطهر و سلاله کوثر، همه انحرافات خود را رنگ دینی و امام زمانی بزنند؟! چگونه است از سویی حجاب را برنمی تابند و از دیگر سو دم از امام زمان میزنند؟… چون حضرت صاحب، نهج البلاغه ندارند؟ چون از نظرها پنهاناند؟ چون در پرده غیبتاند؟ چون از ایشان مثل بعضی از معصومین احادیث و روایات محکم در باب حجاب و نماز و دیگر احکام اسلام نیست؟! از دیگر سو چگونه است که شما از ماه هم به خورشید نزدیک ترید؟… بدانید و آگاه باشید که امام زمان آن قدر که شما فکر کردهاید، غایب از نظرها نیست. کرکره این دکان را لطفاً پایین بکشید. برای ما امر نائب امام زمان در عصر غیبت، همان امر امام زمان است. وقتی ماه هست، ما برای باخبر شدن از خورشید، حتماً به مهتابی دخیل نخواهیم بست. شاید حضرت صاحب الامر ظاهر نباشند، اما حتماً حاضر هستند و ولایت فقیه مهمترین تجلی این حضور است. ولایت فقیه یعنی خمینی. ولایت فقیه یعنی خامنهای. ولایت فقیه یعنی استمرار حرکت انبیاء. ولایت فقیه یعنی همان ولایت رسول الله. حضور خورشید در عصر غیبت و در این آخرین شبهای روزگار، فقط و فقط یعنی نور ماه. جمع کنید این بساط را که پرچم انتظار تنها زیبنده دست پیروان راستین ولایت فقیه است. «روات احادیثنا» یعنی ولایت فقیه. یعنی علمای آگاه. یعنی مراجع فرزانه. کاتبان مکتب ایرانی، راویان اشعار شاهنامهای هستند که به یقین آن را فردوسی ننوشته. این اثر شاید کار خود اسفندیار باشد که «امام زبان» خود را با «امام زمان» ما اشتباه گرفته است.
برداشت من از جملات بالا این است که برخی از جریانات سیاسی از طریق مطرح کردن بحثهای مربوط به مهدویت قصد تضعیفکردن جایگاه ولایت فقیه را دارند. اگر هنوز حدس نزدهاید از این به بعد گوش به زنگ باشید که کدام جریان سیاسی چنین تاکتیکی را در پیش گرفته و به طوفانهای سیاسی که عاقبت چنین حرکتهایی است فکر کنید.
.
دربارهٔ این موضوع حدسهایی میزدم، اما این نوشتهٔ این وبلاگنویس نکتهبین بهانهٔ نوشتن این پست شد.
.
با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آنرا از طریق اشتراک در خوراک آن پیگیری کنید. استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.
اینطوری بهش نگاه کن جانِ برادر!
http://www.goftamgoft.com/?Pn=view&id=937
آرزوی حذف روحانیت سیاسی / اینروزها «کسیکه خوب تاریخ را خوانده» علاوهبر تمجید از ایران باستان و ملیگرایی، دست روی پاشنهی آشیل روحانیت یعنی مهدویت نهاده است
http://fararei.wordpress.com/2011/04/03/%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%86%d8%af/
—————————————
سلام
ایکاش شما هموطنان سبز، بهجای آنکه تازه فقط «حدسهایی» بزنید دربارهی واقعیت آنچه پس از انتخابات 84 و بالطبع انتخابات 88، در حال رویدادن بوده و هست؛ خیلی پیشتر از اینها به واقعیت آنچه که در سپهر سیاسی ایران میگذرد پی میبردید. البته دیر نشده و میتوانید با «حمایت از تغییرات واقعی که توسط جریان جدید در حال پیگیری و عملیشدن است»، بر غنای این تغییرات و گشایشها افزوده و قوامبخش کنشمندیهای آزادیخواهانه و پیشروانه باشید.
ماجرا فقط حدس و گمان نیست به اندازه ی کافی سند وجود داره از 320 صفحه اسنادی که جرس درباره ی کودتا منتشر کرد تا شاهدان عینی و ویکی لیکس. فرهاد جعفری دید بدی نداره به قضایا ولی موضعش نه انعطاف لازم داره و نه بعد علمی. و خب تبدیل شده به پروپاگاند احمدی نژاد( این فرق داره با فردی که ضمن داشتن دیدگاه تحلیلی به وقایع از احمدی نژاد هم طرفداری می کنه) دقیقاً مشکل بزرگ جعفری کیش شخصیته. و عدم تفکیکش بین پروپاگاند و حیطه ی عمل سیاسیه( البته این مشکل شایعه ایه در دو سوی طیف) در روند فعلی احمدی نژاد به سمت کنار زدن شخص اول مملکت شاید با یک کودتای بدون خون ریزی و رفتن به سمت یک دیکتاتوری نظامی می ره( به دوستان به جد توصیه می شه این اثر سترگ مارکس یعنی لویی بناپارت هجدهم برومر حتماً مطالعه شه به نظر میاد ما به صورت جذابی در همون موقعیت تاریخی قرار گرفتیم منتها با این تفاوت که بالنسبه جنبش سبز از حزب مونتنی فعال تره حالا این که چگونه می تونه جنبش از رفتن به سمت بناپارتیسم در مملکت جلوگیری کنه( هر چند خود من این سیستم رو نسبت به یه دیکتاتوریس مذهبی ارجح می دونم و البته متذکر می شم این سیستم به هیچ وجه به ایده آل من نزدیک نیست) اما اگر جنبش سبز فعالانه تر عمل کنه( از قضا تغییر شعارها به نظر من از احمدی نژاد به سمت شخص اول نظام خیلی هوشمندانه بود و خب به این ترتیب به نوعی ساخت سیاسی هدف قرار گرفته شد) با کمی دیپلماسی هوشمندانه می شه احمدی نژاد رو پلی کرد به سمت دموکراسی. و البته این نه به معنای رفتن تو بغل احمدی نژاده و نه تعطیل کردن کنش خیابانیه( آلکساندر هرتسن چه دقیق از لیبرال هایی حرف می زد که در عین این که در حال جویدن ریشه های منسوخ پیشین بودن به همون پایه ها چسبیده بودن و همین رو علت شکست اکثر انقلابای 1848 می دونست) و خب باید دقت کرد علت لیبرالیزه نشدن انقلاب ما نه کنار نیومدن با شاه( حرکتی که فی نفسه برای تغییر ساختار سیاسی و رفتن به سمت دموکراتیزاسیون درست بود) بلکه کنار نیومدن با بختیار بود. فقط ماجرا به دیپلماسی درست احتیاج داره و هدف رفتن ساخت سیاسی به جای گفتمان قانون اساسی موجود. ما در این زمینه شکست تجربه ی ماگناکارتا رو داریم و منشور 1314( اگر سال رو اشتباه نکرده باشم) که چگونه بدون اصلاحات واقعی به راحتی شورشیان سرکوب شدن. اگر این موضوع به همین نحو و بدون تغییر جدی در گفتمان پیش بره جنبش هم سر انجام دیگری نخواهد داشت.
رحیممشایی، سینمای سیاست ایران و داستان «فتنهی 2»
http://www.radiofarda.com/content/f4_viewpoints_iran_politics_mashaei_/3546081.html
برداشت من از جملات بالا این است که برخی از جریانات سیاسی از طریق مطرح کردن بحثهای مربوط به مهدویت قصد تضعیفکردن جایگاه ولایت فقیه را دارند.}
من فکر نمی کنم این سیاست علیه خامنه ای و برای تضعیف ولایت فقیه صورت می گیرد. خامنه ای بعنوان سیاستمداری که منافع *ایران* را دنبال می کندشناخته شده است و بهمین جهت بین اقشار گوناگون محبوب است. این محبوبیت حتی توسط مازیار بهاری – ژورنالیست – که در غرب زندگی می کند – فکر می کنم انگلیس – و مدتی در ایران زندانی بود به فرید زکریا – در یک برنامه تلویزیونی در آمریکا هم گفته شده است. }Mr. Bahari was saying that Ayatollah Khamenei is the most popular figure in Iran}.
سخنان پوچ مشائی که یک تومن هم ارزش گفتن و بحث کردن ندارد از سوی جناح هایی علیه احمدی نژاد – بخیال خود – مورد بهره برداری قرار می گیرد که در نظر دارند با اینکار – مانند “استادان جنجالی” – خود را معروف کرده و برای انتخابات آینده ایران بدیل کنند و رای توده های جاهل را بنفع خود یا نماینده خود به صندوق ها بریزند. بطور حتم این دسیسه نه تنها به نفع ایران نیست بلکه علیه هر دو گروه عمل خواهد کرد که تا اندازه ای نتایج این سیاست بچگانه و مخرب مشهود شده است.
مشائی با بیان سخنانی نادرست و گمراه کننده، اما “جنجالی” در نظر دارد خود را بین اقشا ری “محبوب” سازد. این کدام قشری است که جملات کودکانه زیر را قبول کند:
{معاون رئیسجمهوری گفت: ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است. هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست؛ این افتخار است. ما مردم آمریکا را از برترین ملتهای دنیا میدانیم.}
یا :
{مشائی ادامه داد: ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است. هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست؛ این افتخار است. البته ما دشمن داریم و ناجوانمردانهترین دشمنیها در دنیا به ملت ایران صورت میگیرد. ما مردم آمریکا را از برترین ملتهای دنیا می دانیم.}
آیا مشائی اینقدر بی اطلاع است که نداند بیش از 95 درصد از یهودیان اسراییل در سرزمین غضب شده ی فلسطین با نسل کشی غزه موافقت کردند؟ آیا مشائی اینقدر بی اطلاع است که نداند اکثر مردم یهود در اسراییل از ترور اسراییل در آبهای آزاد علیه صلحجویان پشتیبانی کردند؟ اگر مشائی از این موضوع با اطلاع است چگونه چنین جملات بی سرو ته ای را به نام مردم ایران بازگو می کند ؟ این مشاور باید بداند که یهودیان اروپایی که فلسطین را اشغال کرده اند از مردم عبری منطقه نیستند. این افراد در اروپا و اطراف دریای سیاه زندگی می کردند که در قرن هشتم دین یهود را بر گزیدند و هیچ رابطه ای با مردم فلسطین و کشور فلسطین ندارند. این گروه بهیچوجه “قوم برگزیده” نیستند. اکنون ثابت شده است که صهیونیستهای فاشیست چه برنامه ای برای فلسطین دارند. تمام اسناد گواهی بر این دارد که این تروریست ها که از قبیله ترک مغول هستند خیال غصب کامل سرزمین مردم فلسطین و بیشتر از آن را دارند و بهمین جهت مردم بومی را می کشتند تا “یهودیان” که از آمریکا و اروپا آمده اند را بر روی اسکلت و خرابه های خانه های آنان جای دهند. مهمتر اینست که صهیونیستهای فاشیست یهودی قصد بی ثباتی و تجزیه تمام کشورهای منطقه از جمله آفریقای شمالی و گرفتن راههای آبی را دارند. ایران جزو این سیاست که طبق استراتژی اودت ایلان پیاده می شود می باشد. این استراتژی دنبال برپایی “امپراتوری یهود” که همان “اسراییل بزرگ ” است. آیا این *مشاور* اینقدر بی اطلاع است که هنوز الفبای سیاست آمریکا را درک نکرده است؟
آیا کسی می تواند با یهودیانی که از نسل کشی مردم غزه حمایت کردند و هنوز سیاست ترور و کشور گشایی را ترک نکرده اند دوست باشد؟ این قبیله تروریست صلحجو نیست و تا نابودی کشورهای منطقه و نشاندن مشتی نوکر مانند شمال عراق بعنوان “رهبر” خیال دارد به ساست های تروریستی خود ادامه دهد. افرادی که دوست این مردم هستند فقط دلقک ها و برده های آنانند نظیر اوباما ،بیل و هیلاری کلینتون ، سو زان رایس و صهیونیست خود فروخته ای نظیر جوزف بایدن و هزاران نفر دیگر. امروز حتی مردم آمریکا هم از این جانیان به ستوه آمده اند.
مشائی باید از بکارگیری کلمه “ما” خودداری کرده و “من” را جایگزین آن کند زیرا این جملات گفته ی مردم ایران نیست. این شخص به چه عنوان از مردم ایران مایه می گذارد؟ گفته ی دیگری نظیر:
{ما مردم آمریکا را از برترین ملتهای دنیا می دانیم.}
مشائی باید از طرف خودش صحبت کند و ملت ایران را قاطی حرف های بیهوده خود نکند. ایران بیش از 73 میلیون جمعیت دارد که اکثرا با این گفته ها موافق نیستند. آیا مشایی این جنایتکاران جنگی را که تا بحال میلیونها نفر از مردم مسلمان را کشته اند و روزانه نوزادان و کودکان را با درون و بمب های اورانیوم رقیق شده به هلاکت می رسانند جزو “مردم آمریکا” بحساب نمی آورد؟ آیا باز هم معتقد است که این جنایتکاران بیشرم از “برترین ملت های دنیا” هستند؟ آیا بلیونها مردم جهان که بر اثر سیاستهای غیر انسانی این ” برترین ملت های دنیا” بی خانمان ، فقیر و گرسنه شده اند شایسته چنین القابی هستند؟
آیا مشائی اینقدر بی اطلاع است که نمی داند این جنایات بوسیله $$$$$$$ مالیات مردم آمریکاتأمین می شود و تاکنون این “ملت برتر” هیچ اقدامی جهت جلوگیری از سیاستهای غیر انسانی دلقک های صهیونیسم نشانده شده در کاخ سفید ، پارلمان ، سنا و ارتش نکرده است؟ و همچنان مشغول خرید در فروشگاههای بزرگ اند که شب هایشان را رنگین تر کنند. حالا که ویدئوهای کشتار و بمباران مردم لیبی را هم به برنامه های تفریحی خود افزوده اند. آیا این جنایتکاران “برترین” هستند که مردم مفلوک افغانستان ، پاکستان ، لیبی ، فلسطین ، یمن ، بحرین ، ایران ، لبنان ، سومالی ، سودان و دیگر کشورهای مسلمان را تیکه تیکه می کنند؟ آیا مشایی بعنوان *مشاور* اینقدر بی اطلاع از American Exceptionalism است که بر پایه نژاد و فرهنگ برتر انگلو ساکسون شکل گرفته است؟ اوباما بخاطر پوست سیاهش توسط زرسالاران یهودی بر مسند نشست که اولین رییس جمهور سیاه باشد که به یک کشور آفریقایی نمونه – لیبی – حمله کند و دستاوردهای آن کشور را در عرض دو روز با بمباران ممتد به مشتی خاک و سنگ تبدیل نماید. بنظر می آید که مشائی خود احتیاج مبرم به مشاورانی دارد که اطلاعات لازم را به او تزریق کنند.
مصاحبه های آقای دکتر محمود احمدی نژاد تاکنون ثابت کرده است که ایشان بی اطلاع از وقایع جهان نیستند. مشائی باید سکوت اختیار کند. مشائی نباید از ضمیر “ما” کمک بگیرد بلکه حرفهای پوچ خود را با “من ” در محافل خصوصی ابراز دارد.
از آنطرف جناحی جاهل تر وجود دارد که با استفاده از سخنان پوچ اسفندیار مشائی می خواهد سیاستهای مرتجع خود را بزک کند و نان را در موقع مناسب به تنور زند. این سیاست بازی جز* نفاق* که بنفع دشمنان ایران است سود دیگری برای ایران ندارد. مردم باید هر دو جناح را از خود رانده و به آنان اعتنایی نکنند.
این بازی بچگانه و بدور از اخلاق سیاسی ، بنفع دشمنان ایران عمل می کند و بهتر است امروز در نطفه *خفه * شود تا از زیان بیشتر جلوگیری شود.
مدتهاست که جناح مرتجع و “جنجالی” کیهان و سایت الف برای گرفتن قدرت مطلق با استفاده از حرف های پوچ اسفندیار مشائی دکان باز کرده اند و سعی دارند خدمات آقای دکتر احمدی نژاد را که سال ها روی آن کار کرده است را پنبه کنند و خود را بعنوان “بدیل” در مقابل رقیب در انتخابات آینده به توده های بی اطلاع و احیانا” قدرت های استعماری بچپانند و ریاست جمهوری را در اختیار گیرند. خوشبختانه مردم ایران اینقدر جاهل نیستند که ندانند چه می گذرد.
کیهان و سایت الف قابل اعتماد نیستند. این دو سایت اغلب وقایع جهان و منطقه را وارونه نشان می دهند و انقلابات مخملی را بعنوان “انقلاب اسلامی ” به مردم بی اطلاع معرفی می کنند.
اولا” کسی کیهان نمی خواند مگر اینکه از همان جناح باشد. سخنرانی پوچ پیام فضلی نژاد در مورد “سکولارها” بعنوان “دشمن” یکی از مدارک بی نظیر برای شناخت این جناح فرصت طلب و مرتجع است. البته این سخنرانی بعد ا ز ضربه ی شدید مغزی در هنگام ترور نا موفق فضلی نژاد صورت گرفته است که ممکنست دلیل این سخنرانی بی جا باشد. پیام فضلی نژاد لازم است بار دیگر به این سخنرانی گوش دهد شاید بتواند اشتباهات خود را اصلاح کند. سکولار دشمن نیست. عاملین و مزدوران ایرانی نما دشمن اند.
سیاست سایت الف به رهبری احمد توکلی علیه احمدی نژاد ، بسیار مضحک و پوچ است. جناح احمد توکلی /لاریجانی چون نمی توانند از طریق انتخابات و ریختن رای مردم در صندوق ها بر احمدی نژاد پیروز شوند، راهی دیگر برای “سیاه کردن” او انتخاب کرده اند.
یکی از این روش های غیر اخلاقی ، همانا استفاده از مزخرفات اسفندیار مشایی برای کوبیدن و کوچک کردن
زحمات دکتر احمدی نژاد است که تا بحال کمکی به این جناح که پشت سیاستهای ارتجاعی از جمله *حجاب* اجباری است نکرده است. و لی این رقابت باعث گمراهی مردم و منزجر شدن آنان از سیاست بازی شده است که برای جامعه جوان ایران مضر است.
یکی از جناح هایی که روی *حجاب* زنان دکان باز کرده است همین کیهان و سایت الف است. حجاب باید اختیاری باشد نه اجباری. این مسئله معضلات بیشماری برای کشور بوجود آورده است که من مطمئنم آقای خامنه ای و آقای احمدی نژاد هم با سیاست اجباری حجاب موافق نیستند. ولی از آنجا که مشتی از افراد از حجاب اجباری که سبب تفرقه است سود می برند همچنان بر سیاستهای غیر عقلانی خود اصرار می ورزند. مسئله *حجاب* باید توسط خانم ها حل شود نه اینکه بصورت اسلحه ای در اختیار *آقایان* جاه طلب به بازی گرفته شود و علیه احمدی نژاد بکار رود. این بچه بازی ها نمی تواند شما را به هدفتان برساند.
چندی پیش سایت الف برای کوبیدن و بی اعتبار کردن زحمات آقای احمدی نژاد دست به یک بازی جاهلانه دیگر زد. اینبار مصاحبه آقای احمدی نژاد با * آنا پاستور* خبرنگار اسپانیایی که بدون حجاب در مقابل احمدی نژاد قرار گرفته بود مورد بهره برداری این جناح قرار گرفت. این سایت نوشت: چرا آقای احمدی نژاد به خبرنگار زن تلویزیون اسپانیا تذکری ندادند؟ این سایت می نویسد:
{به گزارش “الف”، در حالیکه رییس جمهور در گفتگو با آنا پاستور، خبرنگار زن تلویزیون اسپانیا به دفاع از مواضع کشورمان و تشریح نفوذ صهیونیسم در اروپا مي پرداخت، اين خانم خبرنگار روسري خود را انداخت اما با هيچ واكنشي از سوي دكتر احمدي نژاد روبرو نشد.
عدم تذکر مسئولان تشريفات رياست جمهوري به خبرنگار اسپانيايي براي رعايت قانون و پروتكل كشورمان، باعث تعجب مشاهده کنندگان این مصاحبه شده است.}
http://alef.ir/1388/content/view/98425
اما همین سایت فرصت طلب بعد از سفر موفق احمدی نژاد به نیویورک و سخنرانی در سازمان ملل ، انجام مصاحبه های بیشمار از جمله با چارلی رز و امانپور که موجب خشم عده ای از امپریالیست
http://www.youtube.com/watch?v=YNWERIn3BhA
ها و صهیونیست ها شد چون بقول این گروه – آنها نتوانستند احمدی نژاد رامهار کنند و قرار شد برای دفعات بعد از خبرنگاران “تربیت شده” استفاده کنند که این چنین “میدان” به احمدی نژاد ندهند، و حضور بسیاری از ژورنالیست ها و افراد فعال در سیاست آمریکا که عده ای از آنان زن بودندو بدون حجاب به حضور ایشان رسیدند، احمد توکلی را عصبانی نکرد. یکی از این زنان شخصی است بنام *هیلاری مان لورت* که سایت ” مسابقه برای ایران” را همراه با شوهرش می نویسد و معتقد است که سیاست های آمریکا علیه ایران بنفع این دو کشور نیست. چطور شده است که سایت الف از بی حجابی امانپور و هیلاری لورت می گذرد و لی به بی حجابی آنا پاستور گیر می دهد؟
http://www.raceforiran.com/meeting-ahmadinejad-in-new-york
آیا این سیاست حجاب اجباری که دشمنان مرتب از آن علیه ما استفاده می کنند نباید از گردونه خارج شود؟ زنان خود می گویند حجاب باید اختیاری باشد. چرا جناح های فرصت طلب – آنهم مردان – خود را اینگونه قاطی مسئله حجاب که به آنان ربطی ندارد می کنند؟ خب، اگر آنها اینقدر علاقه دارند می توانند خود حجاب بپوشند و ما هم بخیل نیستیم که جلوی آنان را بگیریم. من مطمئنم که آقای خامنه ای و احمدی نژاد هر دو حجاب را امری اختیاری می بینند زیرا آنها به منافع ملت ایران – که اتحاد و یگانگی شرط اول آن است – را مهمتر از لچک زنان ارزیابی می کنند ، آنهم در این موقع حساس که دشمن از هر بهانه ای برای “جدایی بیانداز و حکمرانی کن” استفاده می برد.
چندی پیش سایت الف از اینکه احمدی نژاد توانسته است عده ی بیشتری از روشنفکران را هم با خود همراه سازد اظهار ناتوانی و وحشت کرد . در نتیجه این جناح – کیهان و سایت الف – حملات خود علیه احمدی نژاد را شدت بخشیدند و در نتیجه خود را بیش از پیش بی اعتبارتر کردند. امروز کسی به این جناح ها توجه زیادی ندارد مگر افراد فرصت طلبی مانند حسین قدیانی که “دلقک ایرانی” در موردش نوشته:
{حسین قدیانی چند وقت بود پیدایش نبود. تا یک ماه قبل از عبد گویا مردد بود که به مشایی بپیوندد یا با شریعتمداری بماند. که نهایتا” کیهان چرب تر کرد پیشنهادش را و او هم برگشت.}
در ضمن بنظر می آید که محسن رضایی – کاندیدای 2 درصدی – هم برای “بدیل کردن” خود به تقلا افتاده است . ولی مردم او را کارگزار سیاستهای غیر انسانی میلتون فریدمن شیگاگویی می دانند . البته خدمات پسرش به سازمان سیا همیشه در خاطره ها باقی خواهد ماند.
لطفا” برای شنیدن و دیدن سخنرانی فضلی نژاد ” احیای کودتای مخملی شکست خورده است” که “سکولاریزم” را مورد حمله قرار می دهد و بعنوان *دشمن* ارائه می دهد، روی سخنرانی اول در لینک داده شده کلیک کنید.
سکولاریزم دشمن نیست، بلکه افراد وطن فروش و عامل – ستون پنجم ایران در داخل و خارج – که علیه منافع کشور عمل می کنند دشمن منافع ایرانند.
آیا مذهبیونی مانند حسین خمینی که انتظار بمباران ایران را می کشند و همدست آمریکا هستند، دشمن اند یا سکولارهایی که جانشان را بخاطر منافع مملکت فدا کرده اند؟
چرا یک بعدی به همه چیز نگاه می کنید؟
http://fetyan.net/newsdetail-150-fa.html
نام اسفندیار مشایی *ی* نوشته می شود نه *ء*، بنابراین بهتر است مشایی نوشته شود. مشا روستایی از توابع رامسر است که ایشان در آنجا زاده شده اند.
مشاء ریشه عبری دارد و معنی اجتماع ، طایفه می دهد.