در لا به لای خبرهای انبوهی که در حال جشن گرفتن پیروزی آزادی و دموکراسی در لیبی هستند در جستجوی اخبار مستقل هستم. خبرهایی که زیر حجم عظیم پروپاگاندا دفن شدهاند. چند روز پیش حدود 200 نفر از نخبگان و فعالان سیاسی و اجتماعی اتحادیهٔ آفریقا در بیانیهای سوء استفاده از نهاد شورای امنیت به منظور تحرک متجاوزانه و استعمارگرایانه در لیبی را محکوم کردند. به نقل از یک خانم خبرنگار (لیزی فلین) در تریپولی، دولت قانونی لیبی (دولت قذافی) هنوز سقوط نکرده و قبیلههای حامی قذافی به حمایت از دولت برخواستهاند و اعلام پیروزی توسط ناتو و رسانههای طرفدار آن زود بوده است. از سوی دیگر این خبرها چیزی از وحشیگریهای به اصطلاح انقلابیون اجیر شدهٔ ناتو کم نمیکند. کسانی که تا چند ماه پیش ٰ«هزار نفر» بیشتر نبودند و زیر چتر حمایتی هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی و هلیکپترهای ناتو که هزاران نفر را در چند ساعت کشتند، وارد پایتخت شدند تا «انقلاب ناتو» پیروز شود. خبرنگاران مستقل مستقر در تریپولی در وضعیت بسیار خطرناکی قرار دارند و در چندین مورد هدف قرار گرفتهاند.
تیری میسان (خبرنگار): حمام خون ناتو در تریپولی… هلیکپترها مردم توی خیابان را رگبار بستند تا راه ورود جهادیها باز شود…
لیزی فیلن (خبرنگار): کشتاری که فقط در دو روز در تریپولی انجام شد از تعداد کشتههای مردم غزه در طول سه هفته حملهٔ اسرائیل به غزه بیشتر بود.
پپه اسکوبار (روزنامهنگار): انقلابی که از بنغازی شروع شد و به عنوان یک جنبش محبوب به همگان معرفی شد یک افسانه بود. تا دو ماه پیش نفرات این لشگر مسلح «انقلابیون» به سختی به هزار نفر میرسیدو راهحل ناتو این بود: لشگری از مزدوران مسلح بسازد (شامل اعضای جوخههای اعدام کلمبیایی تا افرادی از قطر و امارات متحده، بیکاران تونسی و افرادی از قبیلههای مخالف قذافی). همهٔ اینها در کنار جوخههای مزدور سازمان سیا (سلفیها در بنغازی؛ درنا و تیم سعودیها، دار و دستهٔ اخوانالمسلمین)..
«انقلاب» خونین ناتو و رسانههایش در لیبی ادامه دارد…
با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آنرا از طریق اشتراک در خوراک آن پیگیری کنید. استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.
اقتصاد امریکا و اروپا دچار بحرانه. بدون شک،شلوغی های خاورمیانه به بهبود وضعیت این اقتصادها کمک می کنه.
هرداد فرهمند در بی بی سی:
«از آغاز دخالت خارجی در لیبی، بسیاری از تحلیلگران و ناظران، همچون در مورد عراق، ورود قوای خارجی به معرکه را جنگ نفت نام گذاشته و هدف از این دخالت خارجی را سهم بردن از نفت و دیگر قابلیتهای اقتصادی لیبی قلمداد کردند.
گواه این مدعا این است که پیش از سقوط کامل حکومت معمر قذافی، آشکارا صحبت از این شد که کدام کشورها و کدام شرکتهای نفتی به لیبی پس از قذافی خوش آمده اند و به کدام دولتها در بازسازی لیبی سهم داده نخواهد شد.
دولتهایی که این روزها از تواناییها و امکانات خود برای بازسازی لیبی دم می زنند در واقع خبر از سرمایه گذاریهای پرسودی در آینده می دهند و به کشورهایی که در قضیه لیبی وارد شدند یا با آن مخالفت ورزیدند کنایه می زنند که همراه نشدن با آنان چه بهایی برایشان خواهد داشت.
اما برای مردم لیبی که در چهل سال فرمانروایی معمر قذافی بهره چندانی از ثروت ملی خود نبردند، مهم این است که دولتهای خارجی هر قدر هم که از نفت و منابع طبیعی شان سهم ببرند، سهمی که به خود آنان خواهد داد هرچه باشد بسیار بیشتر از آنی خواهد بود که معمر قذافی در حقشان روا می داشت و همین خود غنیمت و نویدبخش است. ا
WHY THIS KIND OF GARBAGE IS PRINTED AT THIS SITE? FARAHMAND IS A CLAWN AND A WAR CRIMINAL! SHAME ON YOU
از وقتی که صهیونیستها دلقک خود – براک حسین اوباما – را در کاخ سفید نشاندند عده ای شیاد که خود را “چپ” یا “مترقی” معرفی می کنند بی پروا به حمایت از جنگ های صلیبی/صهیونیستی کابینه اوباما شدند.
یکی از همین عاملین “کوان کول” Juan Cole استاد دانشگاه میشیگان است که از جنگ های امپریالیستی دفاع می کند و بصورت بلندگوی سازمان سیا عمل می نماید و بنفع “دخالت بشردوستانه” دروغین غرب تبلیغات براه می اندازد.
این مرد ریاکار نزدیک به جاسوسان و عاملین ایرانی نما نظیر:
مهرزاد بروجردی – آرش نراقی – احمد صدری – میلانی – فرزین وحدت که از اوباما تقاضا بمباران لیبی را نمودند عمل می کند
من قبلا” Juan Cole را عامل سیا معرفی کرده ام.
جالت است که چند روز پیش آقای جان والش طی متنی که Meet Professor Juan Cole, Consultant to the CIA
نام دارد کوان کول را CIA consultant
به مردم معرفی کرده است. کوان کول که خود را “چپ” می خواند عامل سازمان سیا از آب در آمد.
Juan Cole is a brand name that is no longer trusted. And that has been the case for some time for the Professor from Michigan. After warning of the “difficulties” with the Iraq War, Cole swung over to ply it with burning kisses on the day of the U.S. invasion of Iraq. His fervor was not based on Saddam Hussein’s fictional possession of weapons of mass destruction but on the virtues of “humanitarian imperialism.”
http://www.counterpunch.org/2011/08/30/meet-professor-juan-cole-consultant-to-the-cia/
مصاحبه اختصاصی با یرواند آبراهامیان
با تشکر از شما برای این که وقتتان را در اختیارمان گذاشتید. آخرین صحبتی که با شما داشتیم زمانی بود که حملهٔ نظامی به لیبی تازه آغاز شده بود. از آن زمان تاکنون اتفاقات زیادی افتاده است. میخواستم خواهش کنم که نظرتان را در مورد تحولات شش ماه گذشته در لیبی برای ما بیان کنید.
http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=16836
تردیدی نیست که خیزشی در لیبی علیه قذافی بهوقوع پیوست، اما نتوانست پیروز شود. و چون این خیزش موفق نشد، «ناتو» دست بهدخالت زد و این دخالت هر روز گسترش یافت. در نهایت، آنچه امروز شاهد آن هستیم نه یک خیزش داخلی بلکه بیش از هرچیز یک حرکت تحریک شده از خارج است. رسانههای غربی نام آن را «انقلاب» گذاشتهاند. اما اگر چنین باشد، این اولین انقلابی است که با استفاده از بمبهای «ناتو» و بمبافکنهای بیسرنشین آمریکایی صورت میگیرد. بدون بمبارانهای گسترده از خارج، این حرکت نمیتوانست به پیروزی برسد.
و این در عمل معضلی ایجاد کرده است زیرا هرکسی که امروز در لیبی بهقدرت برسد از حمایت تودهای زیادی برخوردار نخواهد بود و تنها خواهد توانست قدرت خود را با کمک نیروی خارجی حفظ کند. در نتیجه، این نیروهای خارجی خواهند بود که دولت جدید را در لیبی تشکیل خواهند داد و بقای آن را تضمین خواهند کرد. و این، انواع و اقسام پیامدها را بهدنبال خواهد داشت، هم از نظر مسألهٔ نفت و هم از نظر جابهجاییهای تاریخی در خاورمیانه. بهنظر من، ما اکنون در حال بازگشت به وضعیت اوایل قرن بیستم و سلطهٔ مستقیم خارجی هستیم؛ واضحتر بگویم، حضور مستقیم امپریالیسم، بهویژه در شمال آفریقا.
اما در مورد نیروهای یاغی نوعی سردرگمی وجود دارد. در حالی که دولتهای غربی شورای رهبری یاغیان را که در شرق لیبی مستقر است بهرسمیت شناختهاند، این یاغیان غربی هستند که اکنون طرابلس را اشغال کردهاند و شرقیها در این پیروزی نظامی نقشی ناچیز داشتهاند. با توجه به رقابتهای قدرتی که در میان آنها وجود دارد، چه چیز تعیین میکند که کدام جناح باید قدرت را در دست بگیرد؟
این یاغیان بنغازی بودند که از ابتدا با فرانسویها و انگلیسیها در ارتباط بودند، و چون مورد اعتماد انگلستان و فرانسه هستند، بهنظر من قدرت اصلی در دست نیروهای بنغازی خواهد بود. اما روشن نیست آنها در عمل تا چهحد امکان کنترل نیروهای مسلح گوناگونی را که طرابلس را اشغال کردهاند دارند. بهر حال واقعیت این است که قدرت اصلی در دست نیروهای خارجی خواهد بود. دولت یاغیان بنغازی برای ادارهٔ امور به پول نیاز خواهد داشت و این مستلزم آزاد کردن داراییهای مسدود شدهٔ لیبی در خارج است. برای این کار، آنها به توافق انگلیس، فرانسه و آمریکا نیاز دارند، و طبیعی است که این دولتها داراییهای لیبی را در اختیار یاغیان بنغازی خواهند گذاشت و نه نیروهای غربی وارد شده به طرابلس.
البته دولتهای غربی برای چنین کاری هیچ عجلهای هم ندارند. آنها از این مسأله بهعنوان اهرمی برای کنترل ترکیب دولت آیندهٔ لیبی استفاده خواهند کرد.
با این استدلال شما، در نهایت کسانی قدرت را در دست خواهند گرفت که مورد تأیید غرب و نیروهای «ناتو» باشند.
بله، البته! این که چه کسی قدرت را در دست بگیرد از سوی «ناتو» دیکته خواهد شد. این مسأله همچنین به گرفتن امتیازات نفتی هم مربوط میشود. هرکسی به قدرت برسد باید حاضر باشد در مورد نفت لیبی، با غرب بهتوافقی تازه برسد. و «ناتو» طبیعتاً داراییهای لیبی را در اختیار دولتی که در مورد مسألهٔ نفت حاضر بهتسلیم نباشد قرار نخواهد داد.
البته درگیریهای نظامی هنوز ادامه دارد و تکلیف نهایی در لیبی هنوز روشن نشده است. اما یاغیان ادعا کردهاند که در مدت سه ماه پس از سقوط قذافی یک قانون اساسی جدید بهتصویب خواهند رساند و شش ماه پس آن برای تشکیل دولت جدید انتخابات برگزار خواهد شد. آیا چنین کاری واقعاً عملی است؟
خیر! به این دلیل ساده که در لیبی یک دولت متمرکز وجود ندارد و هیچگاه وجود نداشته است. اگر چنین دولت متمرکزی وجود داشت، آنگاه میتوانستند وزارتخانهها را در اختیار بگیرند، وزیران آنها را تعیین کنند و ماشین دولتی را دوباره بهکار بیاندازند. اما از آنجا که یک چنین ماشین دولتی وجود ندارد، وضعیت هرج و مرج حاکم خواهد شد. آنها میتوانند مثلاً وزیر امنیت، وزیر جنگ، وزیر کشاورزی و غیره تعیین کنند، اما وزارتخانهای که آنها اداره کنند وجود ندارد. قذافی بدون دولت حکومت میکرد، که این برای ادارهٔ یک کشور شیوهٔ عجیبی است. حکومت او ساختار قبیلهای داشت نه دولتی.
بدین ترتیب، «ناتو» میتواند هرکس را بخواهد بهعنوان عضو کابینه دولت بهکار بگمارد ولی این کابینه دولتی ندارد که بهوسیلهٔ آن کشور را اداره کند. بنابراین، آنچه شکل خواهد گرفت، بهویژه در خارج از بنغازی و طرابلس، یک ساختار غیرمتمرکز حکومت قبیلهای است. و از آنجا که قذافی از حمایت بعضی قبیلهها، بهویژه قبیلهٔ خودش در جنوب، برخوردار است، من فکر میکنم که جنگ داخلی بهاین آسانیها پایان نگیرد. حدس من این است که او اکنون بهجنوب لیبی، جایی که هنوز از پشتیبانی قبایل برخوردار است، رفته است.
فکر میکنید او بهجنگیدن ادامه خواهد داد؟
بله!
بسیاری انتظار دارند که در لیبی حمام خون بهراه بیافتد، البته نه فقط میان هواداران و مخالفان قذافی بلکه در میان نیروهای رقیب مخالف. بهنظر میرسد که در میان این نیروها بیاعتمادی زیادی وجود دارد، که یک نمونهٔ آن ترور فرمانده نظامی نیروهای یاغی بود. آیا شما این احتمال را میبینید که یاغیان، پس از پیروزی، سلاحهایی را که بهسمت قذافی نشانه گرفته بودند بهسوی یکدیگر برگردانند؟
بله. البته «ناتو» تلاش خواهد کرد که از طریق کنترل داراییها این نیروها را مهار کند، اما فکر نمیکنم که این کار آسانی باشد زیرا تنش میان قبال مختلف تاریخی طولانی دارد. قذافی هم هیچ کوششی برای ایجاد یک هویت ملی لیبیایی انجام نداد، بلکه برعکس از این ساختار متفرق قبیلهای برای تضمین حکومت خود بهره گرفت. بنابراین، تاریخ چهل سال گذشته در لیبی تاریخ شکلگیری یک هویت ملی یا یک دولت ملی نبود.
میراثی که قذافی برای وضعیت موجود باقی گذاشته یک جامعهٔ بدون دولت است که هرکس در آن بهقدرت برسد با وضعیتی دشوارتر از عراق روبرو خواهد شد. صدام حسین حداقل یک دولت داشت، هرچند آمریکاییها ناشیانه آن را نابود کردند و با این کار وضعیت هرج و مرج برای خودشان بهوجود آوردند. اما در لیبی حتی دولتی که آن را بهدست بگیرند وجود ندارد و در نتیجه صاحبان جدید قدرت هیچ ابزاری برای ادارهٔ کشور در دست نخواهند داشت.
با توجه به این واقعیت مورد قبول همگان که لیبی در دوران قذافی از بالاترین سطح زندگی در میان کشورهای آفریقا برخوردار بوده، آیا فکر نمیکنید که او هنوز در میان مردم از حمایت گستردهای برخوردار است که بهخاطر سیر سریع تحولات، و تبدیل سریع تظاهرات مردم از حرکتهای خیابانی مانند مصر به یک حرکت نظامی مسلح شده از خارج، فرصت بروز نیافته اما امکان بروز آن در آینده وجود دارد؟
نه بلافاصله و در کوتاهمدت. این درست است که در دوران قذافی بهبود زیادی در نظام بهداشتی و آموزشی صورت گرفت و نسل جدیدی از افراد تحصیلکرده که از بهداشت و آموزش رایگان تا حد آموزش عالی برخوردار بودند بهوجود آمد، اما این را نمیتوان بهمعنای وجود حمایت مستقیم از او تعبیر کرد. حکومت او چنان خودستایانه و فردی بود که حتی کسانی که از سیاستهای او بهره میبردند لزوماً به حامیان رژیم بدل نمیشدند. در واقع رژیمی وجود نداشت.
او میتوانست حمایت زیادی برای خود ایجاد کند، اما بهخاطر شیوهٔ نامعقول حکومتیاش، این حمایت نتوانست نهادینه شود یا حتی امکان بیان پیدا کند. در نتیجه، حتی کسانی که از سیاستهای او بهره میبردند از رفتن او خوشحال بودند. اما اکنون، پس از رفتن او، آنها متوجه مزایایی که در زمان قذافی داشتند خواهند شد، و البته هیچ تضمینی هم وجود ندارد که رژیم آیندهٔ حاکم بر لیبی آن برنامههای اجتماعی را ادامه دهد.
سایت «کلمه» اخیراً نوشتهای از قول نمایندهٔ سابق جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل منتشر کرده که در آن، نویسنده از این امکان که سوریه میتواند هدف بعدی غرب و «ناتو» باشد صحبت میکند (البته او در این مقاله از عملیات «ناتو»، بهعنوان عکسالعمل «جامعهٔ جهانی» در دفاع از حقوق بشر، دفاع کرده است). بهگفتهٔ او، بشار الاسد اکنون همان راهی را میرود که قذافی طی کرد و در نتیجه امکان دخالت نظامی در سوریه وجود دارد. شما تا چه حد با این گفته که سوریه ممکن است هدف بعدی «ناتو» باشد موافقید؟
حمله به سوریه و نابود کردن رژیم بعثی در آن کشور، بهدلیل همسایگیاش با ترکیه و لبنان، کاری بسیار خطرناک است. بهویژه اینکه ترکیه، بهخاطر امکان سرازیر شدن آوارگان جنگی سوریه به آن کشور و هرج و مرج ناشی از آن، با چنین حملهای موافقت نخواهد کرد. وضعیت سوریه بسیار پیچیدهتر است.
بهعبارت دیگر، شما فکر نمیکنید که رویارویی با سوریه شکل نظامی بهخودش بگیرد.
نه. من فکر نمیکنم.
آیا بهنظر شما، بشار الاسد بالاخره از مسند قدرت بهزیر کشیده خواهد شد، حتی بدون دخالت نظامی؟
پیشبینی این مسأله دشوار است، زیرا در سوریه، برخلاف تونس و لیبی، نیروی اجتماعی سازمانیافتهای در حمایت از رژیم بعثی وجود دارد. در آنجا مسألهٔ یک فرد یا یک گروه نیست. در سوریه، حکومت از پایگاه اجتماعی قابل ملاحظهای برخوردار است. حتی اگر اسد بخواهد کشور را ترک کند، این برایش مشکل خواهد بود زیرا او در مقابل بخشی از جامعه، یعنی بخش علوی، که کوچک هم نیست، تعهد دارد، و این بخش آماده است که در حمایت از او بجنگد. بخش بزرگی از افسران ارتش هم علوی هستند. برای علویها روشن است که بهقدرت رسیدن سنیها بهمعنای کشتار آنان خواهد بود.
بگذارید شما را به متنهای دیگری رجوع دهم. این برای من بسیار جالب است که هم جنبش سبز، از یکسو، و هم وزارت خارجهٔ جمهوری اسلامی ایران، از سوی دیگر، در این مدت با صدور بیانیههایی از یاغیان لیبی و عملیات نظامی آنها علیه قذافی حمایت کردهاند. بهعنوان مثال، وزارت خارجهٔ ایران در بیانیهای بهتاریخ ۲۴ اوت ۲۰۱۱، که در سایت خبرگزاری فارس منتشر شده، ضمن بیان اینکه دولت ایران همیشه از مقاومت مردم لیبی در برابر قذافی حمایت کرده است، از جمله میگوید: «رجاء واثق دارد که مردم استعمار ستیز لیبی با قاطعیت و حفظ همبستگی ملی مانع از هرنوع دخالت بیگانگان بهویژه استعماگران دیروز و مدعیان امروز در رقم زدن سرنوشت خود خواهند شد». بهعبارت دیگر، آنها میگویند اطمینان کامل دارند که مردم استعمار ستیز لیبی از دخالت بیگانگان و استعمارگران دیروز و امروز در امور خود جلوگیری خواهند کرد! این گفته برای من بسیار جالب است. تا چه حد باید کور بود که ندید این بهاصلاح پیروزی «مردم استعمار ستیز لیبی» تنها با کمک «ناتو» و همین «استعمارگران دیروز و مدعیان امروز» حاصل شده است؟ مشابه همین نوع موضعگیریها را ما با کمال تأسف در بیانیههای نیروهای وابسته به جنبش سبز، از جمله «شورای هماهنگی راه سبز امید»، هم مشاهده میکنیم. شما این موضعگیریها را چگونه ارزیابی میکنید؟
بهنظر من آنها به این نکته توجه نمیکنند که در حال حاضر ما با دو گرایش متضاد روبرو هستیم: یکی ضدیت با امپریالیسم، و دیگری ضدیت با رژیمهای دیکتاتوری مانند اسد و مبارک و قذافی. سؤال اصلی این است که کدامیک مهمتر است؟ من فکر میکنم در لیبی گرایش ضدیت با امپریالیسم وجود دارد، اما در حال حاضر گرایش ضد قذافی در میان یاغیان قویتر است. ممکن است در میان آنها نیز سابقهٔ ضدیت با امپریالیسم وجود داشته باشد، اما امروز این مسأله برای آنها اهمیت خود را از دست داده است. و با اهمیت ندادن به این مسأله، آنها در عمل در دام امپریالیسم افتادهاند. آنها برای خلاص شدن از دست قذافی، آمادهاند کشورشان را دوباره بهدست انگلستان، فرانسه و ایتالیا بسپارند.
اما دولت ایران با مترقی دانستن این نیروها، خودش را گول میزند. البته عواطف ضدامپریالیستی مردم لیبی، پس از تجدید نظر در قراردادهای نفتی توسط این نیروها، احتمالاً جان دوباره خواهد گرفت، اما تا آنجا که به وضعیت سیاسی کنونی مربوط میشود، ضدیت با امپریالیسم آن جایی را که باید در محاسبات داشته باشد ندارد. واقعیت این است که امروز، نه در لیبی و نه در میان تظاهرکنندگان مخالف حکومت در سوریه هم هیچ صحبتی از امپریالیسم نیست.
کوبا از به رسمیت شناختن “شورشیان” سازمان سیا/ناتو، که ترکیه هم بعنوان *پادو* جزو آنست، سرباز زد. آفرین بر کوبا.
سفارت امور خارجه کوبا دیپلمات های خود را از لیبی بیرون کشید، زیرا “دخالت بشردوستانه” که چیزی جز یاغیگری ، بمباران شدید لیبی و اعمال تروریستی نبود نمی تواند وسیله ای دولتی قابل قبول بر سر کار بیاورد. اما “دخالت بشردوستانه” قلابی جنایتکاران غرب با حمایت مشتی از استادان عامل و جاسوس ایرانی نما در خارج از کشور نظیر:
مهرزاد بروجردی ، نادر هاشمی ؛ آرش نراقی، آذر نفیسی، عباس میلانی، فرزین وحدت ، احمد صدری، نیره توحیدی و امثالهم قرار گرفت و لیبی – جواهر آفریقا – را نظیر عراق به ویرانه ای تبدیل کرد.
خوشبخانه ، جمهوری کوبا *شورای ملی انتقالی لیبی* را به رسمیت نخواهد شناخت، همینطور هرگونه دولت موقتی را که از قلب این جنایت بشری بیرون زند. کوبا فقط دولتی که با پشتبانی مردم لیبی که *حقانیت* داشته باشد – نه اوباش سازمان سیا و ناتو – که با بمباران و کشتار مردم لیبی خود را به چاه های نفت لیبی رساندند و فردا هم اگر افراد وابسته به *شورای ملی انتقالی لیبی * اوامر سازمان سیا/ناتو را مو به مو پیاده نکردند آنان را با بهانه “القاعده” ترور خواهند کرد و عاملین قابل اعتماد خود نظیر چلبی ها، ساکشویلی ها و کرزای ها را بر مسند خواهد نشاند، را به رسمیت خواهند شناخت.
The Republic of Cuba does not recognize the Transitional National Council, nor any provisional authority, and will only recognize a government established in Libya in a legitimate manner, without foreign intervention, through the free, sovereign, and common will of the brother people of Libya.
اخوان المسلمین مرتجع ایران که باند علی لاریجانی را در بر دارد اولین فردی بود که به عاملین سازمان سیا/ام آی 6 /موساد و ناتو خیر مقدم گفت.
مرتجعین در سایت کیهان و سایت الف بخاطر شعار *الله اکبر* که به کمرشان بخورد ، مشتی عامل ، خودفروش و دشمنان مسلمانان را با آغوش باز پذیرفتند و هنوز دم از مبارزات *امپریالیستی و صیهونیستی* به روش مرتچعین و کودکانی نظیر: حسین شریعتمداری ، احمد توکلی و مزارعی می زنند. شرمتان باد
شما شیادان باید از کوبا درس بیاموزید، تا زمانی که اینکار را انجام نداده اید شرتان را از سیاست و کشور کم کنید.
دلقکانی که امروز جاسوسان سازمان سیا/ ام آی 6/ ناتو و موساد را به رسمیت شناختند، فردا تروریست های اخوان المسلمین را هم در سوریه بنفع صهیونیسم/امپریالیسم یاری خواهند داد . در نتیجه مرگ خود را به ارمغان خواهند آورد.
Cuba condemns the conduct of the NATO, which is aimed at creating similar conditions for intervention in Syria, and demands the end to foreign intervention in that Arab country.
کسانی که یاغیگری سازمان سیا/ام آی 6 / موساد/ ناتو را به رسمیت می شناسند بدانند که با دست خود به بزیر کشیدن کشورهای مستقل با کمک بمباران و کشتار عظیم مردم بومی و پروپاگاندای *استادان فرصت طلب از عاملین سازمان سیا *
نظیر مهرزداد بروحردی ، نادر هاشمی ؛ آرش نراقی ، خوان کول را حمایت کردند. بنابراین بدانند که با این کار احمقانه خود شتر را دم درب هر کشوری از جمله ایران خواباندند. شرمتان باد
http://mrzine.monthlyreview.org/2011/cuba030911.html
{خشم انقلابیون از افشای همکاری آمریکا و بریتانیا با رژیم قذافی }
این تیتر زینت بخش سایت رسانه های صهیونیستی غرب و چپ های قلابی غرب از جمله سایت لوئیس پرایکت، صهیونیست تروتسکیست که چهره ی حقیقی خود را زیر ماسک “ضد امپریالیسم” پنهان کرده است، شده است ولی او با “مترقیون” سازمان سیا مانند خوان کول ، سایت نوام چامسکی ، ایمانوئل والراشتاین همقدم شد و از جاسوسان سازمان سیا/ام آی 6/موساد/ناتو یعنی “شورشیان” حمایت کرد. واقعا”
خنده آور است که اکنون با این تیتر ها می خواهند اعمال تروریستی خود زیر نقاب “دخالت بشردوستانه” را حقانیت بخشند . زهی خیال باطل.
عاملین سازمان سیا و “چپ نما” های غرب ، که اکثرا” تروتسکیست یا از پیشینه ی تروتسکیسم می آیند، مانند اپوزیسیون خودفروخته و عامل ایران مبدل به بلندگوی سازمان های اطلاعاتی غرب شده اند و مرتب برای جنایت علیه بشریت آمریکا/کشورهای اروپایی و صهیونیسم هورا می کشند.
باید گفت اینقدر هورا بکشید تا سقط شوید.
جان کاتالینوتو در مورد چپ های قلابی که با سازمان سیا همکاری کردند، نوشت:
One “expert” was Juan Cole, a history professor at the University of Michigan. Cole argued that “Libya has reignited the flame of liberty in the Arab world.” He claimed the TNC could enter Tripoli easily because it had popular support. Cole ignored the role of NATO’s bombing, bribing and intelligence.
The other was Gilbert Achcar (from Zmag, a site close to Noam Chomsky), a professor at the School of Oriental and African Studies in London. He chided NATO for allegedly first trying to broker a deal between the TNC and Gadhafi
.
http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=26364
اتفاقات در حال وقوع در سوريه بيش از هر كشور ديگري ماهيت همسايه ديرين اين كشور را براي مقامات سوري رو كرد، تركيه كه تا پيش از اين سعي داشت در بهبود روابط تيره چندين ساله خود با سوريه پس از روي كار آمدن حزب اسلام گرا به رياست اردوغان گام بردارد، در رويارويي با شرايط ايجاد شده در سوريه و در همگامي با خواستههاي مقامات غربي و صهيونيستي – عليرغم آن چيزي كه سعي دارد نشان بدهد – همراهي كرد.
تركيه كه طي سالهاي اخير با رفتارهاي متناقض خود در امور سياسي منطقه و حتي در عرصه بينالمللي سعي كرده هر دو سوي قدرت خود را در منطقه و فرامنطقه حفظ كند، در شرايط متفاوت رفتارهاي متفاوتي از خود نشان داده است، همراهي گاه به گاه اين كشور با رژيم صهيونيستي و يا مواضع تقابل جويانهاش با مقامات رژيم صهيونيستي در همين راستا قابل تحليل است، با در نظر گرفتن اين واقعيت كه روابط كشورهاي در حال تحول با مقامات اسرائيلي و اجازه به القاي دخالتهاي ايالات متحده در امور داخلي اين كشورها يكي از موضوعات اساسي مورد اعتراض از سوي مردم معترض منطقه بوده است، نبايد خيلي ادامه روند ثبات سياسي و اجتماعي در سوريه در چنين شرايطي اميدوار بود.
اين در شرايطي است كه با در نظر گرفتن دخالتهاي مستقيم تركيه در امور داخلي و سياسي سوريه و تعيين مهلتها و خط مشيهاي مقامات ترك براي سوريه، آنچه که در حال حاضر در اين كشور در حال روی دادن است، به باور گروهی از کارشناسان، نه یک اعتراض داخلی که یک طراحی خارجی است که بر پایه خواستهای منطقی مردم این کشور از دولت سوار شده است.
اگرچه تا پيش از شيوع تحولات به سوريه، روابط شخصي ميان اسد و اردوغان، در حد روابط خانوادگي توصيف ميشد و از اين رو روابط سوريه و ترکيه در بهترين حالت خود قرار داشت و در زمينه روابط اقتصادي دو کشور، شوراي عالي روابط دوجانبه تشکيل ميدادند و بشار اسد رئيس جمهوري سوريه با ميانجيگري در روابط ترکيه و ارمنستان سعي کرد ترکيه را که بار سنگين کشتار فجيع ارامنه که به صورت تاریخی بر روي دوش آن است، در ميان جهانيان روسفيد کند. مساله به همين جا ختم نشد بلکه بشار اسد به برقراري روابط ميان ترکيه با کشورهاي عربي کمک کرد.
اگرچه تحليلگران تاكيد دارند كه در صورت تقابل به مثل از طرف مقامات سوري، امكان در پيش گرفتن چنين مواضعي در موضوعي مانند کردهاي پ.ک.ک و يا حمايت مالي و تسليحاتي آنها وجود داشته است اما مقامات سوري ترجيح دادهاند از دخالت در امور همسايه خود صرفنظر كنند، با اين وجود دخالتهاي تركيه در سوريه تا جايي ادامه يافت كه چندي پيش وزیر امور خارجه انگلیس با بیان اینکه ترکیه نقش حیاتی و مهمی در حل مشکلات سوریه دارد، تاكيد كرد كه بشار اسد باید اصلاحات در کشور را اجرا کند یا استعفا دهد.
وزیر امور خارجه انگلیس مدعی شد: ترکیه نفوذ زیادی در سوریه دارد، بنابراین امیدوارم که مقامات ترک تمام تلاشهای خود را برای حل بحران این کشور انجام دهند و باید حامل پیامی آشکار باشند که اسد مشروعیت خود را از دست داده است.
سياست روز با در نظر گرفتن دخالتهاي مقامات تركيه در سوريه طي ماههاي گذشته درباره واكنش سوريه در صورت در پيش گرفتن رفتاري مشابهي از سوي كشورهاي همسايهاش در شرايط مشابه سوريه و همچنين با توجه به روابط صميمانه و گاهي متناقض تركها با رژيم صهيونيستي و ايالات متحده آمريكا و ديگر كشورهاي منطقه نسبت به درگير شدن تركيه با اعتراضات مردمي با تعدادي از تحليلگران مسائل سياسي منطقه خاورميانه به گفتوگو نشسته است كه در پي ميآيد.
تركيه دخالت مستقيم خود در سوريه را پذيرفته است.
http://www.siasatrooz.ir/vdcexv8p.jh8fzi9bbj.html
سران نوکر صفت ترک چنان در آرزوی بزیر کشیدن مردم عرب و برپایی “امپراتوری عثمانی” می سوزند که عبدالله گل با
زبونی به خود جرأت می دهد که به مردم سوریه توهین کند و اراجیف زیر رابگوید:
Turkish President Abdullah Gul said he has lost confidence in Syria, and that the situation has reached a point where changes would be too little too late, Turkish state-run news agency Anatolian reported on Sunday.
عبدالله گل باید بداند که مردم منطقه از جاه طلبی های مشتی جنایتکار ناتو خسته شده اند. این مردم آزاده جهان هستند که از بی پروایی و بی آبرویی سران ترک خسته شده اند و به آنان هیچگونه اعتمادی ندارند.
مردم منطقه یک صدا به سران ترک می گویند: f*ck off from Syria
در ضمن سایت مرتجع کیهان دوباره با نشر مشتی دروغ سعی کرد حرکات مشکوک ترکیه و “اقتدار ” ایران را طی “خبر ویژه” به اطلاع عموم برساند و *ترس* ترکیه از اقتدار ایران را گوشزد کند:
الشرق الاوسط: تركيه مي ترسد بيش از اين در مقابل ايران خطر كند (خبر ويژه)
{ارزيابي محافل سعودي حاكي از تداوم اقتدار ايران در معادلات منطقه اي با وجود نقش آفريني هاي موضعي و منفي تركيه و عربستان است.
روزنامه الشرق الاوسط در اين زمينه از بي ميلي تركيه نسبت به خطر بيشتر مقابل ايران در تحولات سوريه خبر داد و نوشت: تركيه در سياست اخير خود نسبت به سوريه تعديل هايي انجام داده و با رد تقاضاي آمريكا براي كناره گيري بشار اسد، واشنگتن را شوكه كرده است. اين در حالي است كه روسيه هم به جمع حاميان اسد پيوسته و نماينده خود را به دمشق اعزام كرده است. اين روزنامه سعودي مي نويسد: خبر، كاملا ناگهاني و شوك آور بود هنگامي كه تركيه با مواضع آمريكا براي كناره گيري بشاراسد از قدرت مخالفت كرد. به هيچ وجه قابل باور نيست كه اين همان تركيه اي است كه چند روز پيش وزير امور خارجه اش براي نظام سوريه خط و نشان مي كشيد و هشدار مي داد. آنچه اخيرا از تركيه برداشت مي شود چندان باب ميل مخالفان نيست. حقيقت اين است كه به رغم مواضع اخير تركيه كه مخالفان سوري را خجالت زده كرد و رهبران عرب را خشمگين ساخت، ثابت كرد كه آنكارا مواضعش را بدون اتكا به مواضع عربي و بي اعتنا به مواضع ايالات متحده دنبال مي كند. حقيقت را نيز درك كرده كه اروپا هم از تكرار تجربه سخت ليبي در وضعيت فعلي براي سوريه به شدت نگران است.}
از آنجاییکه این سایت بر دروغ استوار است، طبق معمول لینک این “خبر” را در سایت نگذاشت. من نتوانستم چنین مقاله ای در سایت الشرق الاوسط پیدا کنم ولی در عوض مقاله ای بقلم هدا الحسینی
در تاریخ سوم سپتامبر 2011 چاپ شده است که می نویسد:
Iran has today – via Iranian Foreign Minister Ali Akbar Salehi – called on Syrian President Bashar al-Assad to respond to his people’s legitimate demands, whilst warning NATO of becoming embroiled in a “quagmire from which it would never be able to escape.”
Iran today itself is preparing for a post-Assad Syria.
این همان سخنان نسنجیده علی اکبر صالحی است که بهانه ای به دست اپوزیسیون عامل و دشمنان ایران داده است و آنان مرتب به این سخنان نسنجیده اشاره می کنند و می نویسند که ایران از سوریه فاصله گرفته است. آیا این سیاست دولت ایران است؟ چرا مرتچعین سایت الف و کیهان مردم را با خبر نمی کنند و مرتب به پخش دروغ بسنده می کنند؟
ایران باید در کنار مردم سوریه که با تظاهرات میلیونی خود از بشاراسد حمایت کردند بایستد و آن را در رسانه های خود منعکس کند نه اینکه دوباره دنبال مشتی تروریست اخوان المسلمین که با سازمانهای اطلاعاتی غرب/ موساد و ترکیه روابط نزدیک داردند و اجیر آنان هستند بیافتد و شریعتمداری هم با شنیدن شعار پوچ * الله اکبر* از خود بیخود شود و دروغ پردازی را گسترش دهد.
سرنگون باد تروریست های الله اکبر گو.
آقای خامنه ای باید کیهان را امروز از گردونه خارج کند زیرا لطمات زیادی با دروغ پردازی های خود بر منافع ایران وارد کرده است. مردم ایران هیچوقت اینگونه افراد و حامیان آنان را نمی بخشند.
ملل نیوز به نقل از فارس: به گزارش پایگاه اطلاع رسانی تی وی 5 ترکیه، اونور اویمن دیپلمات و سفیر سابق ترکیه در واکنش به خبر موافقت دولت آنکارا با استقرار سیستم رادار هشدار سریع ناتو در خاک ترکیه، که از سوی آمریکا به این پیمان داده شده، این اقدام را تهدیدی برای امنیت ترکیه ارزیابی کرد.
اویمن اظهار داشت که استقرار این سیستم در خاک ترکیه علاوه بر ایجاد مشکلات امنیتی برای این کشور به لحاظ دیپلماتیک نیز باعث پسروی آنکارا در منطقه خواهد شد.
وی گفت که ایران این اقدام را به منزله تهدیدی علیه امنیت خود تلقی خواهد کرد و در صورت بروز یک درگیری احتمالی این رادارها اولین هدف موشک های ایران میشوند.
این دیپلمات کهنه کار ترک در ادامه خاطرنشان کرد که ترکیه به سیستم دفاع موشکی خودش نیاز دارد.
وی یادآور شد که رابرت گیتس وزیر دفاع سابق آمریکا نیز در ماه فوریه 2010 به ترکیه آمد و برای جلب رضایت ترکیه در خصوص استقرار سیستم رادار هشدار سریع ناتو به آنکارا فشار وارد کرد.
اویمن یادآور شد که قرار بود این سیستمهای راداری در جمهوری چک و یا لهستان مستقر شوند، ولی این کشورها به دنبال واکنش روسیه از این تصمیم منصرف شدند و حالا این سیستم ها در ترکیه مستقر می شود، چونکه می دانند ترکیه واکنشی نشان نمی دهد، کما اینکه متاسفانه چنین هم هست.
اویمن در ادامه خاطرنشان کرد که اعضای جمهوریخواه کنگره آمریکا در رابطه با این سیستم مسئله امنیت رژیم صهیونیستی را نیز پیش کشیده بودند و حالا باید پرسید آیا اطلاعات گردآوری شده توسط این سیستم به اسرائیل داده می شود یا نه؟ چونکه این روزها صحبت از قطع رابطه نظامی ترکیه با اسرائیل مطرح است و اگر قرار باشد این اطلاعات از طریق آمریکا به اسرائیل داده شود، این امر مسئله ای است که باید روی آن تامل نمود.
ترکیه سگ زنجیری آمریکا و پادوی ناتو قابل اعتماد نیست. مردم عرب باید علیه دخالت های بیجای ترکیه در کشورهای عربی و قتل عام مردمشان توسط آمریکا/اسراییل/ناتو بلند شده و مشت محکمی بر دهان سیاستمداران ریا کار ترکیه زنند.
آیا ترکیه سر پیاز است تا ته پیاز که اینگونه *جرأت * می کند به این و آن امر کند و دستورات دشمنان مردم منطقه را به گوش این و آن رساند؟ همه یک صدا به ترکیه می گویند: تروریست های اخوان المسلمین مسلح که در ترکیه برای خرابکاری در سوریه آموزش دیده اند را بیرون بکش و سپس خفقان بگیر. ما به اتحاد مردم ترک علیه ریاکاران که نقاب “سیاستمدار” بر چهره کشیده اند نیاز داریم نه
مشتی هورا کش به نفع دشمنان مردم منطقه.
{Turkey is suspending military ties and defense industry contracts with Israel after their refusal to apologize for the deaths of Turkish activists on board the Gaza aid flotilla last summer. Turkish prime minister, Recep Tayyip Erdogan, has threatened further sanctions if Israel continues to refuse recognition of wrongdoing.}
Don’t trust Turkey. This propaganda is targeted Arab ignorant, like some of the phony Arab ‘intellectuals’ to bring them on board on behalf of an imposter who is called Erdugan. The United States has NO legitimacy in the region, thus, is preparing her dog, Turkey, to manipulate Arab population in the region for US and her dog, Turkey. No one will be fooled by ‘jange Zargari’ that Erdugan is conducting.
Lebanon at Stake: Turkey Must Reveal Its Cards
by Ramzy Baroud / December 2nd, 2010
The timing of the Turkish Prime Minister’s two-day visit to Lebanon could not be more judicious. Lebanon’s enemies have been banging the drums of war louder than ever before. All the malevolent plans hatched following the assassination of Lebanon’s former Prime Minister, Rafik Hariri, are about to converge for one formidable goal: to destabilize and weaken Lebanon, disarm Hezbollah and allow Israel to return, uncontested, and wreck havoc on the tiny country, the way it remorselessly did in 1982
.
http://dissidentvoice.org/2010/12/lebanon-at-stake-turkey-must-reveal-its-cards
/
خبرگزاری فارس نوشت:
{روابط ديپلماتيك تركيه با اسرائيل كماكان ادامه دارد.
وزير امور اتحاديه اروپايي تركيه تاكيد كرد كه روابط ديپلماتيك با رژيم صهيونيستي در سطح دبيردوم سفارت كماكان ادامه داشته و تل آويو براي عادي سازي روابط با آنكارا بايد انتظارات تركيه را برآورده سازد.}
ترکیه برای منافعش در ظاهر وارد یک جنگ عوامفریبانه با اسراییل شده است که با کلک و ریا کاری بتواند مغزها و قلب های مردم عرب را اجیر کند و آنان را بزیر نفوذ *کمپ سنی* علیه شیعه (ایران – سوریه – لبنان ) برای منافع امپراتوری آمریکا و ترکیه در آورد.
ترکیه از زمان تأسیس اسراییل تاکنون در خدمت منافع صهیونیسم عمل کرده است، بنابراین خیلی عجیب است که اکنون سعی دارد نقش ترکیه بعنوان خدمتگزار غرب و اسراییل علیه مردم مسلمان و اعراب را طور دیگری جلوه دهد. ترکیه تاکنون یک قدم در جهت منافع
فلسطین برنداشته است. فقط جاهلان از عوامفریبی استقبال می کنند.
هیچ فرد با اطلاعی حاضر نیست شعارهای پوچ رجب طیب اردوغان و احمداوغلو را بپذیرد. ترکیه باید دست از عوامفریبی مردم مسلمان بردارد و دستش را آنطور که هست رو کند.
ترور یازدهم سپتامبر توسط موساد با کمک کابینه بوش/چینی طرح ریزی و اجرا شد که بهانه ای برای حمله نظامی به کشورهای اسلامی وقتل عام وسیع مسلمانان برای پیاده کردن طرح “خاور میانه بزرگ” که چیزی جز تغییر نقشه منطقه بنفع برپایی “اسراییل بزرگ” و دزدیدن منابع و ثروت مسلمانان نیست را به اجرا گذارند. اپوزیسیون جاهل و عامل ایران صد در صد در خدمت این طرح عمل می کند.
نوام چامسکی هنوز با تکرار دروغ های جنایتکاران جنگی صهیونیست در صد حفظ منافع اسراییل و حامی آن یعنی آمریکا ست و فکر می کند می تواند با این دروغها همچنان افراد را بفریبد و خود را “ضد امپریالیسم” به افراد هالو و نادان معرفی کند.
نوام چامسکی بعنوان مردی مکارو صهیونیست افشا شده است. ایرانیان بهتر است از خواب غفلت بلند شده و حقایق را آنطور که هست
ببینند. نوام جامسکی در مقاله اخیر خود در باره یازدهم سپتامبر همان دروغ دولت را تکرار کرده است:
On May 1, 2011, the presumed mastermind of the crime, Osama bin Laden, was assassinated in Pakistan. The most immediate significant consequences have also occurred in Pakistan.
چامسکی در این خزعبلات طبق معمول نامی از *اسراییل* عامل فتنه نمی برد و با تردستی به *القاعده* و *جهادی* که ساخته ذهن خود صهیونیستهای یهودی است می پردازد و فقط به سیاست آمریکا بسنده می کند ولی حرفی از نفوذ اسراییل بر سیاست خارجه خاور میانه آمریکا نمی کند:
In his 2004 book “Imperial Hubris,” Michael Scheuer, a senior CIA analyst who had tracked Osama bin Laden since 1996, explains: “Bin Laden has been precise in telling America the reasons he is waging war on us. (He) is out to drastically alter U.S. and Western policies toward the Islamic world,” and largely achieved his goal.
http://www.zcommunications.org/after-9-11-was-war-the-only-option-by-noam-chomsky
—————————————–
تحلیلگران بیشماری دست اسراییل و آمریکا در ترور یازدهم سپتامبر علیه مسلمانان را می بینند، اما نوام چامسکی همچنان *کور* باقی مانده است و دروغ دولت برای مخفی نگهداشتن چهره حقیقی جنایتکاران این طرح را تکرار می کند.
تحليلگر مسايل سياسي نيوزيلند با تاكيد بر اينكه سناريو 11 سپتامبر براي باز كردن پاي نيروهاي آمريكايي و قدرت گرفتن اسرائيل در منطقه خاورميانه طراحي شده بود، گفت: آمريكا و اسرائيل حادثه 11 سپتامبر را براي سلطه بر جهان اسلام طراحي كردند.
ملل نیوز:ريچارد ميسون نماينده سابق مجلس نيوزيلند، حادثه 11 سپتامبر را محصول تفكر آمريكايي اسرائيلي دانست و گفت: اين دو بايد بهانه اي جديد براي سلطه بر كشورهاي منطقه پيدا مي كردند و بر اين اساس به طور مشترك چنين اقدامي را طراحي و اجرا كردند.
وي خاطرنشان كرد: علت وقوع حادثه، آنچه درجريان آن روي داد و پيامدهاي آن بر نظام بينالملل را در بررسي واقعه 11سپتامبر بايد مدنظر داشت.
اين تحليلگر نيوزيلندي تصريح كرد: آنچه در ديدگاه برخي تحليلگران آمده اين است كه وقوع اين حادثه را بازتابي از سياستهاي آمريكا و اسراييل در تحقير مسلمانان در چند دهه گذشته مي دانند.
اين استاد دانشگاه نيوزيلند تاكيد كرد : اقدامات اسراييل از زمان تاسيس در سال 1948در اشغال سرزمين مقدس مسلمانان و حملات وحشيانه به آنان زمينه شكلگيري يك نفرت عمومي را از آمريكا و اسراييل فراهم ساخته است.
ريچارد ميسون تصريح كرد: لابي قدرتمند اسراييل در آمريكا كه منابع مالي گستردهاي را در اختيار دارد راي نمايندگان مجلس را با استفاده از همين قدرت مالي خود به طور كامل در اختيار اسراييل قرار داده است.
اين پژوهشگر نيوزيلندي همچنين گفت: منابع قدرت حامي اسراييل تقريبا همه رسانههاي آمريكايي را نيز در اختيار خود گرفتهاند و به مردم آمريكا القا مي كنند كه چگونه فكر كنند.
اين تحليلگر نيوزيلندي اظهار داشت: در ارزيابي سناريو طراحي شده 11 سپتامبر نيز القاعده تصويري است كه همين رسانههاي اسراييلي در ذهن افكارعمومي جهان جاي دادهاند و چطور مي توان به چنين تصويري اطمينان كرد. حتي اگر اين ديدگاه نيز پذيرفته شود بازهم مسوول اصلي اين حادثه دولت آمريكا و اقداماتي است كه طي 50سال گذشته صورت داده است.
نماينده سابق مجلس نيوزيلند مي افزايد: اگر ايالات متحده آمريكا نقشي را كه درمنطقه خاورميانه درحمايت بي قيد و شرط از اسراييل بازي كرده است به گونهاي ديگر اعمال مي كرد اين حادثه هرگز اتفاق نمي افتاد. بنابراين به همان اندازه كه دولت آمريكا در اجراي سناريوي 11سپتامبر مقصر دانسته شد، اسراييل هم در وقوع اين حادثه موثر بوده است.
وي تاكيد كرد: شايد بخشي از افكار عمومي دنيا بر اين باور باشند كه اين اقدام در عمل با همكاري القاعده و برخي كشورها انجام شد. اما بر كسي پوشيده نيست كه القاعده مخلوق خود آمريكايي هاست. برژينسكي در دوران جيمي كارتر جنبش جهادي وهابي را با سرمايهگذاري مالي خود شكل داد تا جلوي تسلط شوروي را بر افغانستان بگيرد. در واقع اين فرزند آمريكا اكنون به جان خود آمريكا افتاده است گر چه ابهام اصلي در همين جاست كه القاعده قادر به انجام چنين عملياتي نبوده است.
ريچارد ميسون افزود: سيستمهاي اطلاعاتي آمريكا از اين حمله پيش از وقوع آن مطلع بودند. اما چرا دستگاههاي امنيتي آمريكا نسبت به اين هشدار هيچ واكنشي نشان نداند. ابهامات ديگري نيز در وقوع اين حادثه وجود دارد كه در گزارش كميته مسوول بررسي اين حادثه به آنها اشارهاي نشده و هنوز پس از گذشت نزديك به يك دهه اين سوالها بي پاسخ مانده اند.
ميسون در ادامه بي تحركي سازمان دفاع هوايي آمريكا را نيز علامت سوال بزرگ ديگري در جريان اين حادثه دانست و گفت: چگونگي فروريختن برجهاي دوقلو نيز هنوز از جمله معماهايي است كه مهندسان متخصص فيزيك ساختمان هنوز براي آن جوابي پيدا نكرده اند.
وي افزود: ساختمان كوچك تر ديگري نيز كه در كنار اين برجها قرار داشت كه در پي اين حادثه فروريخت بدون آنكه چيزي به آن اصابت كرده باشد.
نماينده سابق مجلس نيوزيلند خاطرنشان كرد: آنچه از خود واقعه يازده سپتامبر مهمتر است اتفاقاتي است كه پس از آن در عرصه جهاني و متاثر از سياست خارجي جرج بوش رييس جمهوري سابق آمريكا افتاد.
وي ادامه داد: آمريكا مدعي بود كه سندي در افغانستان و در حكومت طالبان و القاعده است كه ثابت مي كند اين حمله كار القاعده بوده اما مدتها پس ازحمله به افغانستان و سرنگوني طالبان افكار عمومي همچنان منتظر اين سند است كه اگر سندي وجود داشت آمريكا بارها آن را براي توجيه اقدامات خود بازگو كرده بود.
اين نماينده سابق مجلس نيوزيلند تصريح كرد: آمريكا به عراق نيز به بهانه حمايت از القاعده حمله كرد. مردم اين كشور خسارتهاي بسياري را از اين حمله متحمل شدند اما هيچ نشانهاي از رابطه صدام و القاعده كشف نشد.
اتفاقا پس از اشغال عراق بوسيله آمريكا بود كه القاعده در عراق محل و پايگاه جديدي براي عمليات خرابكارانه پيدا كرد كه البته اين موضوع نيز مي تواند بخشي از طراحي هاي صورت گرفته از سوي كاخ سفيد باشد.
وي اظهار داشت: پيدا نشدن هيچ سندي در پي اشغال اين دو كشور به بهانه سركوب عاملان 11سپتامبر نشانگر آن است كه بايد با اصل وقوع اين حادثه و چگونگي شكلگيري آن نيز با ديده شك و ترديد نگريست كه البته اظهارات احمدي نژاد در سازمان ملل متحد بار ديگر ابهامات اين حادثه را به افكار عمومي جهان يادآوري كرد و دولت آمريكا را در مقابل سوالات بسياري قرار داد.
اپوزیسیون عامل ، خودفروخته و نادان ایران بداند که مردم جهان می دانند که آنها در خدمت دشمنان مردم ایران و منطقه به تبلیغات مشغولند. منابع و مدارک فراوان است. ویدئو زیر دست “اپوزیسیون” و “معترضین” خودفروخته لیبی ، سوریه ، الجزایر و چند کشور آفریقایی دیگر را با مدارک رو می کند. این توضیحات در ضمن
نقاب از صورت کریه “اپوزیسیون” عامل و خودفروش – سبز – و “روشنفکران دینی و غیر دینی” و ” فمینیست” های جاهل ایرانی که امپریالیسم را انکار می کنند تا بتوانند ایرانیان بیسواد را نظیر خود در بغل امپریالیسم و صهیونیسم اندازند – نوشین احمدی خراسانی – و با خودفروشی خود به ” قدرت” رسند را هم افشا می کند، نظیر “شورشیان” لیبی و سوریه.
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=40440
در این ویدئو، جولی تیل، بطور مفصل زمینه چینی و پروپاگاندا علیه لیبی و سوریه برای بی ثباتی کشور و حمله نظامی توسط اوباش ناتو/سازمان سیا را گوشزد می کند. این طرح برای کشور الجزایر هم ورق خورده است.
Julie Tiel examines in-depth the background, context and disinformation around the political situations in Libya and Syria in light of US/NATO intervention and crimes against humanity being committed in these regions, as well as the potential implications for Algeria
.
دراین ویدئو، همانطوریکه قبلا” در این سایت نوشته ام، از “فعالان غیر دولتی” NGOولی در حقیقت عاملین و جاسوسان کشورهای غرب، اوباش “حقوق بشر”، عاملین ان ای دی NED، صحبت می شود.
بنابراین هر کس به این طرح و عاملین درگیر با سازمانهای اطلاعاتی غرب آشنا باشد می تواند عاملین نظیر ایران را بیابد، همانطوریکه من سالها در این سایت تذکر داده ام این برنامه با کمک ستون پنجم هر کشور صورت می گیرد. بنابراین ضروری است که این مزدوران را در هر لباسی که هستند بطور وسیع افشا کنیم.
مزدوران و شیادانی نظیر شادی صدر ، پیام اخوان ، شیرین عبادی ، مهرزاد بروجردی ، سروش ، احمد صدری ، عباس میلانی؛ آذر نفیسی، نادر هاشمی ، آرش نراقی و هزاران عامل دیگر ایرانی نما که علیه منافع مردم ایران با جنایتکاران جنگی در یک رکاب هستند و علیه منافع مردم و به کام امپریالیسم /صهیونیسم و “حکومت جهانی” که قفسی بیش نیست همکاری دارند.
ایرانیان جاهل و عامل ویدئو زیر را ببینند تا به حماقت خود که از جنایتکاران غرب و نوکرانشان – مسلمانان جاهل – حمایت کردند پی برند. جنگ های غرب علیه مسلمانان با دلائل دروغین با استفاده از مشتی *مسلمانان نادان* با شعار پوچ و بیهوده *الله اکبر* و پول نفت که باید صرف بهتر کردن زندگی مردم شود و مشتی رهبر نوکرصفت زیر عنوان “سران معتدل” رهبری می شود. مردم منطقه از جمله ایرانیان نباید دوباره گول اوباش امپریالیسم/صهیونیسم را بخورند و از این جنگ های خانمانسوز حمایت کنند. عاملینی که به اسم اپوزیسیون عمل می کنند ولی در خدمت منافع امپریالیسم خواهان تحمیق مردم ایران هستند را شناسایی کرده و بطور وسیع افشا نمایید.
مهدی داریوش ناظم رعایا از جنایات ناتو و نوکرانشان “شورشیان” – که باند فاسد لاریجانی/شریعتمداری/احمد توکلی از آنان حمایت کردند و آنان تبریک گفتند- پرده بر می دارد.
ا. م. شیری نوشت:
٢٤ شهریور ١٣٩٠
بگزارش خبرگزاریها، امروز (٢٤ شهریور١٣٩٠)، دو تن از کارگزاران صهیونیست امپریالیسم جهانی، دیوید کامرون، نخست وزیر انگلیس و نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه، بدون رعایت تشریفات رایج در دیدار مقامات «رسمی» یک کشور از کشور دیگر، از طرابلس، پایتخت لیبی وارد بنغازی، پایتخت «انقلابیون» لیبی شدند و مورد استقبال پرشور «آزایخواهان لیبی و رهبر آنها»، مصطفی عبدالجلیل قرار گرفتند.
دیوید کامرون، در بخشی از ترهات خودش در جمع حاضران گفت: «… این انقلاب ما است…» و سارکوزی نیز به ازای تصاحب ٣۵ درصد نفت لیبی، وعده «استقلال و آزادی» به مردم این مستعمره جدید داد. بسیار جالب توجه است که تلویزیون خبری «یورو نیوز»، که در ٢٤ ساعت، هر نیم ساعت یکبار عین خبر را تکرار می کند، این جمله کامرون را پس از چهار بار تکرار، سانسور کرد.
ورود این دو نماینده وارثان حقیقی «انقلاب لیبی» و سخنرانی «پیروزمندانه» آنها در جمع مزوران خویش، مشت دندان شکنی بود بر دهان یاوه گویان جمهوری اسلامی ایران، که بازگشت استعمار به لیبی و دیگر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا را «عصر بیداری اسلامی» می خوانند و تف کف کرده ای بود بر صورت اپوزیسیون مزدور ایران که از اشغال لیبی با خوشحالی استقبال نموده و در مورد «جذابیت مدل لیبی برای اپوزیسیون بعضی کشورها» سخیفانه سخن می گویند و یا فجایع و تیره بختی های مردم جهان و در هم کوبیدن انقلابات رهایی بخش ملی را ناشی از «باز تولید گفتمان امپریالیسم» تعریف می کنند
در کنار این جانیان بین المللی، نقش اپوزیسیون مزدور، بخصوص اپوزیسیون ایران را که عملا به سربازان پیاده نظام استعمارگران غربی تبدیل شده و برای تبدیل ایران به یوگسلاوی، افغانستان، عراق، لیبی، سومالی، ساحل عاج و… سر از پا نمی شناسد، نباید از نظر دور داشت.
باند فاسد لاریجانی/شریعتمداری/احمد توکلی حامی اوباش سیازمان سیا/موساد/ام آی 6 که علیه قذافی لیبی را به خرابی کشاندند حالا باید بگویند
آیا قذافی بدتر از شیاد صهیونیست یهود *برنارد هنری لوی* بود که از “شورشیان” خواسته است اسراییل را به رسمیت بشناسند؟ که خواهند شناخت.
این خود نشان می دهد که باند لاریجانی/احمد توکلی/رفسنجانی با جنایتکاران جنگی همراه هستند وبرای رسیدن به *قدرت* حاضرند به هر پستی تن در دهند – که داده اند – و لقب ” خانواده کندی ایران* – یعنی لاریجانی – را برای خود خریده اند. مردم ایران در زمان انتخابات دوباره مشت محکمی بر دهان شما و نوچه های شما خواهند زد و مانند قبل همچنان جزو یک صدی ها باقی خواهید ماند. شرمتان باد.
دولت ایران نباید اوباش سازمان سیا/موساد/ام آی 6 را به رسمیت بشناسد همانطوریکه کوبا، آفریقای جنوبی و دیگر کشورها هنوز تروریست ها و حامیانشان آمریکا/ناتو – از جمله ترکیه – را به رسمیت نشناخته اند.
http://www.msnbc.msn.com/id/44531315/ns/health/
کسانی که با شعار پوچ *الله اکبر* سست می شوند و به بغل خوابی با دشمنان تن در می دهند لیاقت بودن در حکومت را ندارند و باید از مسند کار بیرون انداخته شوند.
عکس زیر برنارد هنری لوی همراه با جنایتکاران ناتو – کمرون و سارگوزی – بعنوان پیروزمندان وارد لیبی شدند.
خاک بر سر ایرانیان نادانی که با این جنابتکاران همراه شدند و برای آنان هورا کشیدند.
http://angryarab.net/2011/09/16/bernard-henri-levy-in-libya/
اردوغان شیاد و پادوی امپراتوری اخیر در مصر برای اعراب ساده لوح سخنرانی کرد. دیپلماسی ایرانی می نویسد:
دیپلماسی ایرانی: سفر رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه به مصر و سخنرانیاش در مقر اتحادیه عرب بازتاب گستردهای در رسانههای عربی داشته است. بسیاری این سخنرانی را ورود ترکیه به دیپلماسی جدید منطقهایاش عنوان کردهاند. دیپلماسی که بیش از همه نیات ترکیه برای احیای امپراطوری قدیم عثمانی با شیوههای نوین و مطابق با عصر جدید تحولات منطقه را نشان میدهد تا آنجا که بسیاری از روزنامهها تحلیل کردهاند که وی میخواهد رهبری جامعه عربی و اسلامی را آن هم در عصر بهار عربی به دست بگیرد و حتی به او لقب “پاشا اردوغان عثمانی جدید” دادهاند.
روزنامه الشرق الاوسط، چاپ لندن در یادداشتی به قلم طارق حمید، دبیر تحریریه این روزنامه به این موضوع پرداخته و مینویسد: رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه سخنرانی حماسی آتشینی در خانه اعراب ایراد کرد. او درباره اعراب کلی سخن گفت بدون این که کوچکترین صحبتی از سوریه کند، همه تمرکز او بر روی درگیری اعراب و اسرائیل بود. به رغم این که اردوغان در سخنرانی خود صحبت از البوعزیزی، کسی که با خودسوزیاش شعله انقلاب را در تونس به پا کرد، زد ولی ترجیح داد هیچ چیز از سوریه نگوید و فقط تلویحا نسبت به وقوع جنگ داخلی در سوریه بدون ذکر نام هشدار داد. او به صراحت گفت که ترکیه از وقوع هر گونه جنگ داخلی در منطقه واهمه دارد. این در حالی است که ترکیه چندی پیش به دفاع تمام قد از مخالفان سوریه میپرداخت و ضمن اتخاذ مواضع تند دائما میگفت که کار بشار اسد تمام است. گویا آقای اردوغان از اتخاذ آن مواضع پشیمان شده است.
در ادامه این یادداشت آمده است: اردوغان به گونهای سخنرانی کرد گویی که سخنگوی اسرائیلیها و فلسطینیها است، در حالی صحبت از لزوم لغو محاصره غزه زد که به خوبی روشن بود اولا میخواهد از سیاستهای گذشته خود در قبال تحولات خاورمیانه فاصله بگیرد و ثانیا با استفاده از این ابزار بر کاستیهای پیش آمده در دستگاه دیپلماسی ترکیه سرپوش بگذارد. حقیقت این است که اردوغان از این ابزارها به خوبی استفاده کرد ولی اشکال در نطقها نیست بلکه در ماهیت این ماجرا است.
حمید سپس مینویسد: واقعیت جامعه عربی این است که دیگر از مرحله شعارها گذشته است، به ویژه در درگیری فلسطینی – اسرائیلی دیگر شعار دادن فایده ندارد. در تمامی انقلابهای عربی شاهد بودیم که تظاهرکنندگان هیچ کدام حتی پرچم یک کشور را هم آتش نزدند و همگان هیچ چیز جز کرامت، آزادی و عدالت اجتماعی مطالبه نکردند. این بدان معنا است که آنها از شعار دادن خسته شدهاند و به دنبال راهکارهای عملی هستند. مساله فلسطین نیز در این چارچوب میگنجد. اگر هم در مصر به سفارت اسرائیل حمله میشود باز هم باید دلایل آن را در این چارچوب جستجو کرد. اکنون مردم جوامع عربی به این درک رسیدهاند که صحبت از درگیری فلسطین و اسرائیل سادهترین راه برای برخی رهبران منطقه برای رسیدن به منافع شخصیشان است.
طارق حمید تاکید میکند، به هیچ وجه قصد ندارم از قضیه اهمیت فلسطینی بکاهم بلکه این پرونده همواره یکی از مهمترین پروندههای دنیای عرب برای رسیدن به مقصود است و تا آن لحظه باید بر سر آن پافشاری کند، ولی این گونه نیست که این پرونده این قدر بیصاحب باشد که هر کس برای رسیدن به مقاصد فردیاش از وجود آن بهرهبرداری سیاسی کند. گویا آقای اردوغان فراموش کرده است که جامعه عربی، فلسطینیان و همه کسانی که از اشغال ضربه دیدهاند به دنبال قیم خارجی نیستند که در این میان سودی هم خود ببرند. آنها به دنبال راهکار عملی برای رسیدن به حقوقشان هستند.
حمید در نهایت مینویسد: اگر اردوغان قصد دارد به همین شیوه ادامه دهد و با استفاده از بهرهبرداریهای سیاسی از پرونده فلسطینی خواستههای خود را دنبال کند بداند، دانسته یا ندانسته آب در آسیاب اسرائیل میریزد کما این که شاهدیم مقامها و چهرههای اسرائیلی در بسیاری از موارد اظهاراتی را بیان میکنند که بیشباهت به اظهارات اردوغان نیست. حداقل این است که این بهانه به دست اسرائیل میافتد که قیم پرونده فلسطین را فردی خارجی و غیر عربی به دست گرفته است. آیا آقای اردوغان تعمدی در این کار دارد؟
لطفا” به سخنان دروغ شیادی بنام رجب اردوغان توجه کنید ولی مواظب باشید از خنده روده بر نشوید.
مرکز فرهنگی قفقاز/ به نقل از خبرگزاری مهر: پایگاه میدل ایست آنلاین با اشاره به سفر رجب طیب اردوغان به مصر آورده است : رجب طیب اردوغان هر چند توانسته محبوب قلبهای اعراب شود، اما برخی در داخل ترکیه و خارج آن درباره نقش ترکیه در منطقه عربی که روزگاری تحت سلطه امپراطوری عثمانی بود، تردید دارند.
در این مطلب آمده است : اردوغان در سخنانی در اتحادیه عرب لفظی به کار برد که جگر عربها را سوزاند، وی گفت : گریه یک کودک فلسطینی در نوار غزه قلب مادران در آنکارا را به درد می آورد!
این پایگاه می افزاید: مشخص نیست که چگونه اردوغان خود را حامی احساسات عرب می داند، زیرا این موضوع با توجه به وضعیت سابق ترکیه مغایرت دارد، آنکارا همپیمان آمریکا و خواهان پیوستن به اتحادیه اروپاست و خواستار جایگاه برتری جویانه درباره خاورمیانه است.
در این مطلب آمده است : الگوی ترکیه مدتهاست سبب تعریف و تمجید اعراب شده، اما با این حال هیچ کشور عربی الگوی این کشور را که معجونی از دموکراتیک لائیک و گروههای اسلامی و موفقیت اقتصادی است، پیاده نکرده است.
“نبیل عبدالفتاح” از مرکز مطالعات سیاسی و استراتژیک الاهرام در این باره معتقد است : هدف از همه تحرکات ترکیه مطرح شدن به عنوان یک قدرت سیاسی در جهان عرب و گسترش نفوذ خود در نسل جدیدی از جوانان عرب است که خواستار تغییرات هستند.
“عادل سلیمان” تحلیلگر مصری هم بیان کرد: ترکیه با وجود لحن ضد اسرائیلی اش هرگز اسرائیل را رها نخواهد کرد به ویژه اینکه ترکیه عضو ناتو و همپیمان قوی غرب است.
ترکیه پس از آنکه احساس کرد تلاشهایش در زمینه پیوستن به اتحادیه اروپا ره به جایی نبرد و پس از جنگ سرد دیگر در ناتو اهمیت سابق را ندارد به دنبال یافتن دوستان جدیدی در خاورمیانه برآمد.
این پایگاه در ادامه می افزاید: هزاران مصری از اردوغان در هنگام ورود به فرودگاه قاهره استقبال گرمی به عمل آوردند و اخوان المسلمین نقش بارزی در ترتیب دادن این استقبال داشت.
پایگاه مذکور نوشت : لائیکهای ترکیه اقدامات اردوغان را به تمسخر گرفتند به طوری که “جنید ارجایوریک” گفت : بیچاره اعراب نمی دانند آن فردی که آنها را به دموکراسی توصیه می کند، فقط از آنها برای اهداف خود استفاده می کند و به محض تحقق اهداف، اعراب را دور می اندازد وی همانند سلطان عثمانی عمل می کند.
“اوکتای اقبال” نیز تاکید کرد: سیاست نخست وزیر ترکیه بی ثبات است، زیرا زمانی از معمر قذافی در لیبی حمایت می کرد و هم اکنون دشمن وی شده است، زمانی سوریه را برادر می نامید ولی اکنون با آمریکا علیه آنها همدست می شود.
“محمد یس” کارشناس امور سرمایه گذاری از مصر گفت : حاضر شدن اردوغان در اتحادیه عرب همانند دیدار معلم با دانش آموز تنبلی است که علاقه ای برای آموختن ندارد.
http://qafqaz.ir/fa/news/view/2293/548
دولت ایران باید هرچه زودتر لحن صحبت کردن خود با مشتی شیاد – که قصد براه انداختن جنگ دیگری برای منافع خود و اسراییل/آمریکا در منطقه دارند عوض کند و *محکم* تر با آنان برخورد نماید.
سگان زنجیری ماموریت دارند که لحن خود درمقابل سوریه را خشن ترسازند و به تبلیغات دروغ بپردازند. ایران و دیگر کشورهای *مقاومت* باید به این سران حالی کنند که حمله نظامی به سوریه خسارات فراوانی برای ترکیه بهمراه خواهد داشت و هزینه آن سنگین خواهد بود. درضمن طرحی هم برای اینکار آماده داشته باشند.
ترکیه بالاترین درصد ژورنالیست های زندانی را در*دنیا * یدک می کشد ولی عبدالله گل به خود جرات می دهد به سوریه اعتراض کند و آن کشور را تهدید نماید.
گل ، اردوغان و احمد اوغلو می خواهند چه کسانی بجز خودشان را تحمیق کنند؟ کسی با این سخنان مرعوب آنان را نخواهد شد.
لطفا” به سخنان پوچ عبدالله گل توجه کنید:
{وی گفت : ترکیه در مواضع خود ثابت بوده است و رفتار دوگانه در پیش نگرفته است، ما در خصوص سوریه، خواهان توقف قتل و سرکوب تظاهرات کنندگان و عقب نشینی نظامیان از شهرها و بازگشت آنها به پادگانها شدیم.
{رئیس جمهوری ترکیه در ادامه سخنان مداخله جویانه خود افزود : زندانیان سیاسی باید در سوریه آزاد شوند و انتخابات آزاد هم برگزار شود.
گل در عین حال اظهار داشت : در حال از دست دادن امید خود برای امکان مهار اوضاع سوریه هستیم.}
هر کس با خواندن جملات بالا متوجه پاپوش فرصت طلبان ترک می شود غیر از خودشان.
عبدالله گل اول باید وضع *حقوق بشر* کشور خود را بهبود بخشد و سپس در باره شورش های خیابانی در سوریه که توسط اوباشان مسلح ترکیه/ ناتو و آمریکا دامن زده می شود صحبت کند.
http://www.khabaronline.ir/news-172232.aspx
{رئیس جمهوری ترکیه در ادامه سخنان خود درباره سوریه اظهار داشت : اول گفتیم ابتدا باید خونریزی و سرکوب متوقف شود، ما خواستار اصلاحات واقعی، برگزاری انتخابات و تشکیل پارلمان منتخب ملت سوریه شده ایم.}
من می خواهم بدانم که عبدالله گل این میان چکاره است؟ ته پیاز است یا سر پیاز؟ یکی باید به عبدالله گل بگوید شما اول ژورنالیست های دربند ترکیه را آزاد کنید و بعد بجای ژست های مضحک از فرستادن تروریست های اخوان المسلمین که در ترکیه آموزش می بینند خودداری کنید بعد هم خفقان بگیرید. .شما که حاضر به دیدن تظاهرات میلیونی مردم سوریه بنفع بشار اسد نیستید ، این معنی را می رساند که در رکاب دشمنان قرار دارید. هدف شما همکاری نیست بلکه برای کسب رهبری منطقه بنفع الیت فاسد ترکیه تن به هر کاری از جمله کشتار مردم مسلمان می زنید – همانطوری که در لیبی ، افغانستان ، عراق انجام دادید.
{گل با پیچیده خواندن مسئله فلسطین، گزارش پالمر درباره حمله نظامیان صهیونیست به کشتی فعالان ترک را غیر قابل قبول خواند و اظهار داشت : این گزارش به گونه ای است که محاصره غزه را مشروع دانسته است.}
این درجایی است که اردوغان از سازمان ملل خواسته است که گزارش مربوط به حمله کماندوهای اسراییلی به کشتی آزادی در آبهای آزاد طوری تهیه شود که مانعی برای بهبود روابط ترکیه واسراییل درست نکند و اردوغان بتواند دهان مردم ترک و عرب را با دو شعار دروغ دیگر ببندد و به این هیاهو خاتمه دهد. هارتض می نویسد:
ترکیه از سازمان ملل می خواهد که لحن گزارش خود در مورد حمله کماندوهای اسراییلی به کشتی آزادی را بالا نبرد تا راهی برای بهبود روابط اسراییل و ترکیه مهیا شود و در ضمن انتظارات مردم عرب و ترک را هم پایین آورد.
Israeli official: Turkey wants UN to tone down report on Gaza flotilla raid
Official says Erdogan government ‘very worried’ over criticism of Turkey the report is expected to contain; Toning down report is proposed in deal to heal diplomatic rift between the two countries.
بنابراین تمام گفته های اخیر اردوغان *دروغی * بیش نیست و برای تحمیق مردم ساده لوح عرب و غیر عرب زده می شود.
http://www.haaretz.com/print-edition/news/israeli-official-turkey-wants-un-to-tone-down-report-on-gaza-flotilla-raid-1.369614
نوام چامسکی بار دیگر *عامل بودن* خود را به معرض نمایش گذاشت. افرادی که با نوام چامسکی مکار و طرز کار او آشنایی دارند می دانند که نوام چامسکی صهیونیست قبل از هر چیزی مدافع منافع “قبیله یهود” و صهیونیست است و بهمین جهت مخالف حق برگشت فلسطینی ها به سرزمینشان فلسطین است که امروز در اشغال مشتی نژادپرست و کلولونیست اروپایی است.
او با روش مخصوص بخود تحمیق مردم ناآگاه از جریانات سیاسی و وقایع تاریخی را بنفع اهداف آمریکا/اسراییل دنبال می کند ولی به “چپ” می زند. سازمان های اطلاعاتی آمریکا در همین جهت تعداد زیادی جاسوس وارد صفوف مردم ضد جنگ کرده اند و این افراد در ظاهر به *جپ* می زنند و حتی اعمال تروریستی را بین افراد تشویق می کنند که با اینکار برای افراد صادق و جوان پاپوش درست کنند و سپس همین عاملین در دادگاه علیه افراد صادق که توسط عاملین سازمان اف بی آی تشویق شده بودند شهادت می دهند و زندان های طویل المدت برای آنان به اجرا می گذارند. اخیرا” عده ای از فیلم سازان فیلمی از این جاسوسان و قربانیان آنان را در تلویزیون نشان دادند که لازم است هر فرد آن را تماش کند تا به دسیسه های جنایتکاران جنگی پی ببرد
کسانی که با نوام چامسکی و حقه بازی های او آشنایی دارند می دانند که نوام چامسکی در انظار عمومی اسراییل را *دوست* خود معرفی می کند ولی ایران را * رژیم ظالم * معرفی می کند. اما نوام چامسکی برای حتی یکبار هم از این لقب برای معرفی آمریکا – با داشتن میلیونها کشته و زندانهای مخوف و تجاوز به ناموس مردم در پرونده – یا اسراییل با کشتار مردم عرب بوسیله بمب های فسفری و خوشه ای و هزاران زندانی و رفتار نژادپرستانه با مردم بومی فلسطین ، استفاده نکرده است.
این شیاد مدتی در مورد جریانات لیبی سکوت کرده بود که مچ خود را بیش از این باز نکند، ولی نظرات خود مبنی بر حمایت از سیاست دولت آمریکا و اسراییل در رابطه با لیبی از طریق چاپ مقالاتی توسط والراشتاین، خوان کول و گیبرت اکار Gilbert Achcar که در سایت خود یعنی Zmagمنعکس کرد را افشا نمود تا اذهان عمومی را بنفع آمریکا/اسراییل شکل دهد. مقالات گیبرت آکار از بمباران لیبی دفاع کرد که تعداد زیادی از افراد آگاه و مستقل به آن اعتراض کردند و آکار را حامی سیاست های امپریالیسم معرفی کردند. خوان کول هم طی مقاله ای توسط جان والش ،که اخیرا” به چاپ رسیده است ، بعنوان عامل سازمان سیا در اینترنت معرفی شد.
بنابراین نوام چامسکی ، خوان کول و گیبرت آکار از عاملین دولت آمریکا و انگلیس (آکار لبنانی است که در انگلیس زندگی می کند) هستند که اذهان مردم جهان را بنفع سیاست های صهیونیسم و امپریالسم شکل می دهند.
http://www.zcommunications.org/on-the-legality-of-nato-s-bombing-of-libya-and-the-scramble-for-oil-by-noam-chomsky
چامسکی در مصاحبه ی اخیر خود با امی گودمن – حقه باز دیگری که برنامه هایش توسط منابع مالی جورج سوروس و جاسوس سازمان سیا – گلوریا استاینم – حمایت می شود، گفته است که بمباران لیبی برای حفظ جان مردم لیبی قابل پذیرش بود.
NOAM CHOMSKY: Well, there are actually two major issues with regard to Libya. The first one was, was it appropriate to initiate and then to implement the U.N. resolution, U.N. 1973, which called for a no-fly zone and protection of civilians? That’s first question. Second question, was it appropriate for the—basically the imperial triumvirate, the traditional imperial states—U.S., Britain and France—was it appropriate for them instantly to reject the resolution that they had gotten through the Security Council and to simply become pretty much the air force for one of the sides in the civil war, the rebel side? Those are two quite separate issues.
My own feeling was that you could have made a case for a no-fly zone and protection of civilians, but I think it’s much harder to make a case for direct participation in a civil war and undercutting of possible options that were supported by almost the entire world.
بنیاد *میس* ، به مدیریت گلوریا استاینم که مجله ی *میس* را بیرون می دهد، توسط منابع مالی سازمان سیا بمنظور جلوگیری از رادیکالیزه شدن جنبش زنان آمریکا در سال 1969 راه اندازی شد. اکنون فمینیست های آمریکایی نظیر گلوریا استاینم و هیلاری کلینتون الگوی “فمینیست های مقلد ایرانی” شده اند و بهمین جهت اخیرا” یکی از همین فمینیست های ایرانی نما بنام نوشین احمدی خراسانی طی مقاله ای منکر*امپریالیسم* – مانند استادش مرتضی مردیها از ستون پنجم ایران- شد و “دخالت بشردوستانه ” جنایتکاران جنگی را نظیر:
مهرزاد بروجردی ، آرش نراقی ، نادر هاشمی ، عباس میلانی ، آذر نفیسی ، نیره توحیدی، بنو عزیزی ، فرزین وحدت ، احمد صدری ، و دیگران
بعنوان ابزاری برای ناجی مردم جهان معرفی کرد که عده ای از ایرانیان وطن دوست به این تز ارتجاعی طی مقالاتی اعتراض کردند و به این زن نا آگاه از وقایع تاریخی و سیاسی هشدار دادند و او را به سواد اندوزی دعوت کردند.
دوستان باید بدانند که این بنیادها و مراکز خبر رسانی *مترقی* در جهت تحمیق اذهان عمومی جهان و بنفع سیاست های امپریالیسم/صهیونیسم توسط سازمان سیا و مراکز براندازی مانند چورج سوروس و اکرمن مدیریت شده و از حمایت مالی برخوردار می شوند. هدف نهایی آنان برپایی “حکومت جهانی ” و خصوصی کردن منابع مردم دنیا بنفع جنایتکاران به رهبری زرسالاران یهودی است که چیزی جز *قفس آهنین* نیست.
بعنوان ابزاری برای ناجی مردم جهان معرفی کرد
لطفا” ناجی را نجات بخوانید.
{از طرفی مرکز ثقل مسئله اعراب و اسرائیل به سازمان ملل متحد و صحنه های دیگر سیاسی نقل مکان نموده و از سوی دیگر ترکیه قدم پیش گذارده و نقش قدرت منطقه ای را برعهده گرفته که اسرائیل را از لحاظ دیپلماتیک با روش های بسیار معتبرتر از ایران به چالش می کشد.}
” راه سبز” اپوزیسیون عامل سخنان پوچ ” رامین کوری” – فلسطینی – اردنی را در صفحات بی ارزش خود منعکس ساخت. این “ژورنالیست” شهروند آمریکااست و نزدیک به لابی صهیونیستهای یهودی که اغلب ان پی آر NPR – بازوی ارتش آمریکا برای تحمیق توده های مردم او را دعوت می کند که در باره وقایع خاور میانه صحبت کند. او و زنش دو شهروند آمریکا و در خدمت منافع آنان مسائل را “تحلیل” می کنند. به این شیادان اعتماد نکنید و همین طور به “راه سبز”.
ترکیه؛ ابزار جدید صهیونیسم بین الملل در برابر جبهه مقاومت
خاور میانه می نویسد:
ترکیه جدید که اساسا از زمان آتاتورک برای اعمال سیاست های صهیونیستی در منطقه و به ویژه حمایت از موجودیت رژیم صهیونیستی تاسیس شد و اولین کشور به اصطلاح اسلامی بود که موجودیت این رژیم را به رسمیت شناخت، در زمان حاکمیت حزب عدالت و توسعه به ناگاه تبدیل به پیکان مبارزه با سیاست های غاصبانه رژیم صهیونیستی در منطقه شد و به لطف موضع گیری های نخست وزیر خود محبوبیتی خاص در جهان اسلام پیدا و از این جهت مقبولیتی ویژه در عرصه بین المللی را تجربه کرد اما حوادث سوریه چهره جدیدی از ترکیه را به جامعه بین الملل معرفی کرد. این کشور به یکباره مجری توطئه نظام سلطه علیه دولت سوریه و به تبع آن جبهه مقاومت شد و به دور از هرگونه منطق خاصی، مواضع خود در رابطه با توطئه علیه سوریه را در راستای مواضع نظام سلطه قرار داد. به عبارت دیگر ترکیه به اهرم فشار نظام سلطه علیه سوریه در کنار اهرم های دیگر نظیر شورای همکاری خلیج فارس و در رأس آن عربستان سعودی مبدل شد.
در رابطه با دلایل بروز این رویکرد در میان مسئولان ترکیه، باید توجه داشت که ميل به خودنمايي و تبديل شدن به قدرت منطقه اي و فرامنطقه اي، از دهه ها قبل در ارکان دولت آنکارا به چشم مي خورد و این مساله در همسوئی مواضع ترک ها با نظام سلطه برای دستیابی به جایگاهی مؤثر در اتحادیه اروپا تاثیر بسزائی داشته است تا آنجا که در شرایطی که آمریکا و سایر کشورهای غربی و عربی در ظاهر تنها به وارد کردن اتهاماتی چون سرکوب و خونریزی و نادیده گرفتن حقوق بشر بسنده کرده بودند و در خفا بر دامنه بحران سوریه می افزودند، به ناگاه ترک ها با تحریک و تشویق مقامات آمریکا و آلمان و….، فرستاده خود را با پیام تهدید آنکارا راهی سوریه کردند! اردوغان نخست وزیر ترکیه بارها سوریه را متهم به سرکوب شهروندان خود و نقض قوانین حقوق بشر کرد و در یک کنفرانس خبری اعلام داشت که حوادث ترکیه صبر جامعه بین الملل را به سر آورده است و ترکیه نیز در چارچوب سیاست ها و وظایف انسانی، خود را ملزم به برخورد با دولت سوریه می داند. در همین راستا اردوغان، داووداغلو وزیر امور خارجه خود را برای انتقال پیام تهدی آمیز ترکیه به سوریه روانه کرد و در مصاحبه ها اعلام داشت که پاسخ سوری ها به پیام ترکیه به مثابه عامل تایین کننده ای برای سیاست خارجی ترکیه در قبال سوریه خواهد بود.
البته اقدامات ترک ها واکنش متقابل مقامات سوری را نیز به دنبال داشت. در این زمینه بثینه شعبان یکی از مشاوران ارشد بشار اسد ضمن انتقاد شدید از موضع گیری نادرست ترک ها و انتقال پیام های تهدید آمیز به سوریه، اعلام داشت: «تهدیدات ترک ها کوچکترین اثری در رویکرد سوریه ندارد و اساسا سوریه اجازه دخالت در امور داخلی خود را به سایر کشورها نمی دهد» و متعاقب آن شخص بشار اسد با پاسخی تند به فرستاده ویژه اردوغان، ترک ها را از دخالت در امور داخلی سوریه برحذر داشت.
نکته دیگری که باید در ارتباط با این موضع گیری ترکیه مورد لحاظ قرار گیرد، آرزوی دیرینه رهبران این کشور برای دستیابی به جایگاهی نظیر جایگاه دولت عثمانی در جهان اسلام است که مصداق بارز آن را می توان در تلاش آنان برای حضور مؤثر در قضیه فلسطین مشاهده کرد اما سؤال بزرگ در این زمینه آن است که در صورت پذیرش این نظریه، آیا برخورد تند و غیردیپلماتیک ترکیه با پایدارترین دولت عرب حامی آرمان های فلسطین، توجیه پذیر است؟
در پاسخ باید گفت؛ این همان پارادوکسی است که رهبران ترکیه در آن گرفتار آمده و از حل آن عاجز مانده اند. در حالی که آنان باید بدانند که صهیونیسم بین الملل و مقاومت، دو جبهه مقابل هم بوده و یک کشور نمی تواند همزمان در هر دو جبهه حضور داشته باشد. ضمن آنکه هیچ گاه یک کشور با جمعیتی که اکثریت قاطع آن را مسلمانان بپاخاسته و بیدار شده ای تشکیل می دهند که پرچمدار شکست محاصره غزه بوده و در این راه ۹ شهید عزیز را تقدیم کرده اند، نمی تواند در کنار دولت های اروپایی دشمن ملت فلسطین در یک اتحادیه حضور داشته باشد. رهبران ترکیه به این نکته توجه کنند که در ماجرای تلاش برای شکست محاصره غزه همه کشورهای مسلمان و بلکه آزادگان جهان از آنان حمایت کردند اما در ماجراجویی دخالت در امور داخلی یک عضو جبهه مقاومت، تنها عوامل صهیونیسم بین الملل از آن ها حمایت کرده اند و در مقابل خشم آزادگان جهان را برانگیخته اند. البته ظواهر امر نشان می دهد که آنان در این ماجرا نهایتا تسلیم صهیونیست ها شده اند.
صهیونیسم بین الملل در راستای پیشبرد اهداف خود و استفاده ابزاری از ترکیه، از تمامی ظرفیت های موجود بهره جسته است. یکی از موارد مهم و به عبارتی پاشنه آشیل ترک ها حوادث مربوط به کشتار ارامنه در سال ۱۹۱۵ میلادی است. غرب هر زمان که خواسته، از این واقعه تاریخی ـ که البته در اصل آن هم بزرگنمائی های بسیاری شده ـ به عنوان چماقی برای رام کردن ترک ها بهره برداری کرده و آخرین بار، از این شمشیر داموکلس، در جریان وادار کردن ترکیه به پذیرش نقش دلالی در جریان مذاکرات سازش استفاده کرد. در آن ماجرا ابتدا سازمان های صهیونیستی، ترکیه را متهم به اعمال هولوکاست در رابطه با اقلیت ارامنه این کشور کردند و سپس با تهدید به اینکه با طرح موضوع در سازمان ملل، ترکیه را محکوم خواهند کرد، مقامات این کشور را وادار به تمکین در برابر خواسته های خود کردند تا دلالی مذاکرات سازش را بپذیرد البته سوریه که بر اثر فشار فزاینده ترکیه مجبور شد چند دور مذاکره بی حاصل را با رژیم صهیونیستی انجام دهد، با درایت و پافشاری بر اصول خود از جمله لزوم آزادی جولان از اشغال این رژیم، با سربلندی و پرهیز از هرگونه باج دهی، از آن مذاکرات خارج شد.
http://menanews.ir/vdcjfiexzuqea.sfu.html