زمانی بود* که آدمها و سگها ول بودند زیر سقف آسمان و تا حد زیادی همان حیوانی بودند که هستند. آدمها خودشان را خیلی از سگها متمایز یا برتر نمیدیدند یا اگر هم میدیدند در عمل زندگیشان خیلی طبیعیتر و سگوارتر از آدمهای شهری امروزی (دست کم در اروپا) بود. آدمها و سگها هر دو داشتند برای رفع نیازهای اولیه زندگیشان جان میکنند: هر دو مثل هم، مثل سگ. آنها همردیف و همکار بودند. انسان وامانده اسیر جبر طبیعت و زمانه بود و به سگ نگاهی میانداخت و تصویری از خودش را در او میدید. موجودی درب و داغان که همیشه گرسنه است و شاید برای رسیدن به لقمهای نان مجبور باشد جان بکند. آدم از خدمات سگ برخوردار میشد و سگ هم از مزایای بودن در کنار انسان. شاید سگها حق و حقوق بالایی نداشتند و ممکن بود با سنگ یا لقد نوازش شوند و غذای درستی گیرشان نیاید، اما خوب آن موقعها آدمها هم حق و حقوق بالایی نداشتند. نه خبری از بیمه و تامین اجتماعی بود و نه مفاهیمی مثل حقوق شهروندی و امنیت جانی و غیره چندان معنایی داشت. آدمها به زمین نزدیکتر بودند، تا حدی که میشد گفت آدمها همراه با گیاه و حیوان در طبیعت و با طبیعت زندگی میکردند و با محیط اطراف خود فاصله عینی یا ذهنی زیادی نداشتند.
به تدریج که انسان مدرن شد و سطح زندگی فردی و اجتماعیاش بالاتر رفت به همان نسبت دارای حق و حقوق شد. او دیگر برای رفع نیازهای اولیه زندگیاش تقلا نمیکرد و دغدغههای عالیتری پیدا کرده بود. انسان مدرن از زیستگاه تاریخی و بومی خود فاصله گرفت و روز به روز فاصلهاش با خاستگاه قدیمیاش بیشتر شد. به همان نسبت هم فاصله ذهنیاش با گیاه و حیوان بیشتر شد و سگ تبدیل شد به یک موجود دوردست و بیگانه شده و یک وسیله که میشد مالکش شد. انسان مدرن مثل انسان قدیم از همزیستی با سگ بهره میبرد (و برعکس) اما یک چیز فرق کرده بود. فاصله ذهنی آن دو به مراتب بیشتر از قبل شده بود. سگ دیگر خیلی پایین رفته بود. آن قدر که کم کم تبدیل شده بود به یک شیء، یک کالای مصرفی که البته باید حقوقش را رعایت کرد. چرا که حالا انسان مدرن برای حیوانات هم مفاهیم مشابهی در نظر گرفته بود. البته این مفاهیم خیلی ظاهری بودند چرا که انسان جدید عملا رفتاری فاشیستی با سگها داشت. نژاد آنها را دستکاری میکرد و تصمیم میگرفت کدام سگ با کدام جفت جور شود تا ژن بهتری داشته باشد. انسان مدرن همزمان با شیء کردن سگ سطح زندگی او را بالا آورد و فرایند کالاسازی از سگ را سرعت بخشید. سگها مثل محصولات یک کارخانه تولید لوازم خانگی دستکاری ژنتیکی شدند و با توجه به زاد و ولد سریع سگها به سرعت سگهای جور واجور از انواع نگهبان و بزرگ جثه گرفته تا مدلهای موشی و نازنازی تولید شد. سگها محصولاتی شدند که میشد آنها را خرید، مصرف کرد و دور انداخت (بله سگها در صورت پیر یا از کار افتاده شدن نابود می شوند یا به عبارت دیگر دور انداخته میشوند). نگاه انسان جدید به سگ دیگر یک نگاه «من و تو هر دو جانور هستیم مثل هم» نبود بلکه بیشتر به این شبیه شد که «من انسان و ارباب هستم و تو یک شیء و کالا هستی و من میتوانم تو را مصرف کنم».
انسان امروز سگ را ظاهرا خیلی بالا آورده است به حدی که سگها توی تختخواب اربابهایشان هم میخوابند و غذای خوب و امکانات درمانی و تفریحی در اختیارشان قرار داده میشود. سگهای قدیم این طور نبودند. آنها توی بیابانهای اطراف روستاها یا شهرها ولو بودند و به سختی غذایی گیرشان میآمد و با سرما و گرسنگی دست به گریبان بودند. اما در عوض، آن سگها با آدمها برابر بودند و مثل همانها بزرگ میشدند و مثل همانها پیر میشدند و میمردند. آدمهای امروز تامین اجتماعی دارند و جامعه تا آخرین لحظه مواظبشان است. سگهای امروزی غذای خوب میخورند و واکسینه میشوند، اما به دلخواه دستکاری ژنتیکی میشوند و به گاه پیری و رنجوری کشته میشوند. سگها دیگر به مرگ طبیعی نمیمیرند…
* این یک نوشته مستند یا علمی نیست. اما به این فکر کنید که چرا ما حق داریم مالک سگها باشیم، آنها را دستکاری ژنتیکی کنیم یا به دلخواه بکشیم؟ چون کمهوشترند؟ چون ضعیفترند؟ چون انسان نیستند؟
با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آنرا از طریق اشتراک در خوراک آن پیگیری کنید. استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.
نوشته ای بسیار ضعیف.
شما ببخشید.
اسامه بن لادن مسئول ترور یازدهم سپتامبر نیست. ویدئو زیر در مورد دروغ دولت آمریکا برای پوشش اسرار یازدهم سپتامبر بحث می کند. نوام چامسکی شیاد و حقه باز افرادی را که دروغ دولت را قبول ندارند اتهام «حامل تئوری توطئه » می خواند که مستحقق خودش است. جامسکی برای مخفی نگه داشتن حقایق ترور یازدهم سپتامبر که برای حمله به کشورهای منظقه بنفع اسراییل از قبل توسط صهیونیستها و کابینه بوش طرح ریزی شده بود و مسلمانان را بدون هیچ مدرکی متهم به این ترور کردند با دروغ های دولت همراه شد. «چپ» و «مترقی» در غرب بنفع دولت و اسراییل عمل می کنند و بین «چپ» بنفع صهیونیسم جهانی شکاف می اندازند . چامسکی و صهیونیستهای مخفی دیگر قابل اعتماد نیستند، آنان را در سایتهای خود افشا کنید.
چامسکی و باند دغل بازش با تروریستهای لیبی بنفع اسراییل همراه شدند. چامسکی که 50 سال سعی دارد خود را «ضد امپریالیسم» نشان دهد، همیشه بنفع امپریالیسم و صهیونیسم عمل کرده است. گول شعارهای او را نخورید. مقالاتش را با دقت بخوانید. او با استفاده از لغات «هژمان» ، «امپریالیسم» و چند داستان دروغ سعی در تحمیق توده ها بنفع «حکومت جهانی » را دارد. چامسکی و صهیونیست های دیگر همیشه از «حکومت جهانی» که قفسی بیش نیست حمایت کرده اند و آن را برای توده های جاهل مفید ارزیابی می کنند.
چامسکی هیچگاه به معضل دنیای کنونی یعنی «صهیونیسم» هیچ وقت اشاره ای نمی کند.
جنایتکاران بچه کش کاخ نشین جبهه دیگری در مرز اردن – سوریه علیه دولت سکولار بشار اسد باز کرده اند و مشتی اوباش اخوان المسلمین را علیه اسد مسلح کرده اند و به درون سوریه می فرستند و با کشتار مردم و آتش زدن مساکن به بی ثباتی سوریه کمک می رسانند. افراد مسئولیت دارند برنامه ی سه کاران کاخ نشین و دیگر کشورهای غربی علیه یک کشور مستقل را افشا کنند. اپوزیسیون جاهل و خودفروش ایران بلندگوی جنایتکاران غرب علیه بشار اسد شده است و فکر می کند اعمال این اوباش از یاد خواهد رفت. حمید دباشی دلقک و مهره سبز هم از این گروه فاصله زیادی ندارد و همچنان علیه اسد و بنفع غرب عمل می کند.
لطفا» مقاله جیمز پتراس را با مترجمی گوگل بخوانید.
http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=28163
{ اما به این فکر کنید که چرا ما حق داریم مالک سگها باشیم، آنها را دستکاری ژنتیکی کنیم یا به دلخواه بکشیم؟ چون کمهوشترند؟ چون ضعیفترند؟ چون انسان نیستند؟}
دستکاری ژنتیکی مختص به سگ و گربه نیست. این تکنولوژی مدتهاست در مورد انسان هم همین گونه عمل می کند. بنابراین کم هوش تر یا ضعیف تر مد نظر نیست، چیزی که مد نظر است همانا * سود* بیشتر برای جیب کسانی که بر روی اراده و مغز شما کنترل دارند.
دیک چینی جنایتکار جنگی از اوباما خواسته است که پهیاد اسیر- هواپیمای جاسوسی آمریکا – را از طریق زمینی یا هوایی نابود کند تا تکنولوژی آن در اختیار ایرانیان قرار نگیرد. گویا عده زیادی انگشت شان را بطرف او نشانه کرده اند و با صدای بلند گفته اند: بهتر است در این موقعیت حساس خفقان بگیری
http://content.usatoday.com/communities/theoval/post/2011/12/cheney-rips-obama-over-iran-drone-capture/1
در ضمن یکی از مهره های سبز ایرانی نما از اپوزیسیون – نیما راشدان پادوی اسراییل – که اخیرا» بیانیه » مخالفت فعال علیه چنگ با ایران» که در حقیقت «موافقت فعال با جنگ علیه ایران» بود را امضاء کرده است، در مصاحبه ای با سازمانهای جاسوسی غرب تاکید کرد که ادعای ایران مبنی بر بزیر کشیدن پهیاد دروغ است. عده ای به این عامل پیشنهاد کردند که این شخص خود را هرچه زودتر به یک روانپزشک مناسب نشان دهد و نگرانی در مورد مخارجش را هم به خود راه ندهد زیرا اسراییل می پردازد.
آمریکا برای دست یابی به پهپاد به زیر کشیده شده توسط ایرانیان مجرب دست به گذایی و التماس زده است.
- میشه هواپیما را پس بدید؟!!
تکبر و پررویی هم حدی دارد!!
http://mrzine.monthlyreview.org/2011/goodarzi151211.html
The Zionist and imperialist pawns once again have sided with the enemt of Iranian people trying to protect MEK, the terrorist organization who are listed as terrorist by US department, but protected by them and Israel Lobby. Please memorize the name of these people who called themselves ‘green’ working for the Western intelligence agencies.
All are associated with NED and fake ‘human rights’ organizations of the West.
اسامی تقی مختار، حسنماسالی، حسننایبهاشم، حسین باقرزاده، حسین علوی، حمید کوثری، رضا چرندابی، زهره خیام، سعید رهنما، علی افشاری، علیاکبر مهدی، علی شاکری، فریبا داوودی مهاجر، کاظم علمداری، کریم شامبیاتی، محسن سازگارا، محمد برقعی، محمدرضا نیکفر، مهدی امینی، مهدیجامی، نیره توحیدی، مهرداد درویشپور هایده مغیثی و دهها فعال فرهنگی و سیاسی دیگر در میان امضاکنندگان بیانیه دیده میشود
Please notice the arrogance of war criminals and baby killers about captured US drone by Iranians EXPERTS
Angry Arab makes fun of Hillary Clinton:
http://www.washingtonpost.com/national/national-security/obama-appeals-to-iran-to-give-back-downed-us-top-secret-drone-wont-comment-on-intelligence/2011/12/13/gIQAx3tcrO_story.html
What is a provocation? It is when Iran captured an American spy drone over its space. How dare they
«“Given Iran’s behavior to date we do not expect them to comply but we are dealing with all of these provocations and concerning actions taken by Iran in close concert with our closest allies and partners,” she said.»
نمی دانم چرا ایرانیان در مورد نوام چامسکی فقط مطالب را کپی می کنند بدون اینکه نقدهای دیگران علیه چامسکی را بخوانند. این افراد هیچ کنجکاوی به شناخت بیشتراز افرادی نظیر نوام چامسکی از خود نشان نمی دهند و کار خود را به رونویسی و ترجمه محدود کرده اند. شما اگر پژوهشی در سایت های فارسی زبان کنید خواهید دید که چامسکی بعنوان «ضد امپریالیسم» و «ليبرال- سوسياليسم» معرفی می شود که دروغی بیش نیست. چامسکی یک صهیونیست لیبرال است. چرا تحقیق نمی کنید؟ در ضمن چامسکی حامی » دولت جهانی» است که قفسی بیش نیست. افراد نباید چشم بسته دنباله روی کنند.
چامسکی در اکثر متونی که ایرانیان در باره او می نویسند بعنوان «متفكر سرشناس آمريكايي، يكي از مطرحترين منتقدان سياسي ايالات متحده و از مشهورترين نظريهپردازان زنده جهان محسوب ميشود» معرفی می شود. لطفا» کمی اهسته تر حرکت کنید که ما هم به شما برسیم. آیا هیچ وقت از خود پرسیده اید که این «لقب» درست است؟ یا شایسته اوست؟ این افراد هیچ کنجکاوی برای شناخت بیشتر از این شخص از خود بروز نداده اند و دوست دارند صفحات بی ارزش روزنامه ی خود را با خطوطی پر کنند. روشن است که این افراد هیچ نقدی علیه چامسکی نه خوانده اند و نه دیده اند. خب، کیست که به چنین افرادی اعتماد کند؟
در همین زمینه روزنامه اینترنتی «شرق» مصاحبه ای از نوام چامسکی در رابطه با جنگ لیبی و «منطقه پرواز ممنوع» بدون هیچ نقدی منتشر کرده که باعث تأسف است. ایرانیان فقط بلدند خزعبلات چامسکی را بدون کم وکاست در روزنامه های خود بدون نقد رونویسی کنند و آن را به چالش نکشند تا همچنان چهره این «روشنفکر سرشناس آمریکایی» که توسط رسانه های صهیونیستی بزرگ شده است بدون «رقیب» بماند. یکی باید به این فرصت طلبان بگوید رونویسی بدون نقد هم حدی دارد. رامین جهانبگلو فرصت طلب دیگری ، چندسال پیش با چامسکی و ایزایا برلین مصاحبه انجام داد و مصاحبه برلین را بصورت کتابی به انگلیسی زیر عنوان
Conversations with Isaiah Berlin (2000)
به چاپ رساند. من مطئنم اکثریت ایرانیان از جمله «روشنفکران» از محتوی این کتاب بی اطلاعند. این کتاب چیزی عرضه نمی کند. جهانبگلو یک ضبط و صوت گذاشته و سئوالاتی نظیر:
شما کجا متولد شدید؟ کجا مدرسه رفتید؟ دوران مدرسه چگونه گذشت؟ چگونه از شوروی به انگلیس آمدید و شهروند انگلیس شدید؟ و سئوالات دیگری نظیر اینها. حهانبگلو هیچ کنترلی روی مصاحبه ندارد و افسار برلین را بدون ترمز رها کرده تا هرچه دل تنگش می خواهد بگوید و سپس آن را از ضبط و صوت بر روی کاغذ منتقل کرده است. هیچ جدل فلسفی بین استاد و جهانبگلو(فیلسوف ایرانی!) رد و بدل نشده است.
بیوگرافی چامسکی در بین ایرانیان همچنان یکنواخت ، دست نخورده و بدون نقد به جلو کشیده می شود.
این افراد نمی دانند که چامسکی با حمایت از «منطقه پرواز ممنوع» و خطاب کردن قذافی به » دیکتاتور ظالم» – نظیررهبران ایران – خود با فاشیست یهودی – برنارد هنری لوی – همراه شده است. نوام چامسکی همیشه در کنفرانس های بین المللی از کلمه «ظالم» برای رژیم ایران استفاده می کند ولی هیچوقت «ظالم» را در مورد جنایتکاران جنگی صهیونیست /آمریکایی / غربی بکار نمی گیرد. بنظر من این واژه زیبده جنایتکاران جنگی اسراییل / آمریکا/ انگلیس /فرانسه بیشتر است تا قربانیان سیستم فاسد جهانی به رهبری زرسالاران .
نوام چامسکی مانند خوان کول لیبرال با سیاست اوباما علیه قذافی – رهبر مستقل لیبی – بنفع سیاست «خاور میانه بزرگ» که همان «اسراییل بزرگ» است فعال شد و از طریق وب سایت هایشان نقش بلندگوی دولت آمریکا/لابی اسراییل علیه لیبی را ایفا کردند و از «منطقه پروازممنوع» با انتشار مقالات بیشمار حمایت کردند وافراد ضد جنگ را بنفع اوباما منفعل کرده و به سکوت دعوت کردند. این سایت ها از «دخالت بشردوستانه » برای حفظ جان «شورشیان» یعنی همان تروریست های اخوان المسلمین سازمان سیا/موساد/ام آی 6 که حاضرند با اسراییل روابط دیپلماتیک برقرار کنند پشتیبانی کردند و آن را بحق دانستند. مقالات در حمایت از «دخالت بشردوستانه» در سایت های این دو نفر یعنی Zmag و Informed comment به چاپ رساندند. اما یک ژورنالیست آمریکایی – گلیزبروک – نظرات چامسکی در رابطه با جنگ لیبی را مورد حمله قرار داده است که می توانید آن را در لینک زیر بخوانید:
http://bamdadi.com/2011/11/12/support-or-overthrow
http://weekly.ahram.org.eg/2011/1073/intrvw.htm
روزنامه شرق مصاحبه چامسکی كه در دانشگاه MIT بوستون صورت گرفته است در تاریخ چهارشنبه,20 مهر 1390 انتشار داد:
{گروه اندیشه: نوام چامسكي پدر زبانشناسي مدرن و متفكر سرشناس آمريكايي، يكي از مطرحترين منتقدان سياسي ايالات متحده و از مشهورترين نظريهپردازان زنده جهان محسوب ميشود كه تئوريهايش در زمينه زبانشناسي و همچنين مطالعات نظري- سياسي، در زمره معتبرترين مرجعهاي آكادميك قرار دارند. بر اساس پژوهشي كه در سال ۱۹۹۲ صورت گرفته بود، از سال ۱۹۸۰ تا زمان انجام اين تحقيق، نام هيچ نظريهپرداز و چهره آكادميك زندهاي در جهان به اندازه نوام چامسكي، در نوشتههاي مختلف تكرار نشده بود. او را مدافع ليبرال- سوسياليسم ميدانند. لازم به ذكر است كه اين گفتوگو در دانشگاه MIT بوستون صورت گرفته است.
از سيستم تبليغاتي آمريكا و تاثير آن بر جامعه امروزي آن ميگذرم اما مسالهاي كه قبل از بهار خاورميانه جديد، اوباما مطرح كرد و آن «عرضه خويشتنداري» بود كه ديگر جايي براي خشونت نيست و اين زماني از رسانهها مطرح شد كه در ليبي آغاز تعيين منطقه پرواز ممنوع بود.
نكته جالبي است. اما قبل از هر چيزي بايد اين نكته را روشن كنيم كه طبق مفاد مصوبه سازمان ملل در 1973 كه درباره منطقه پرواز ممنوع اعلام شده و در اينجا آمريكا، انگلستان و فرانسه به حمايت از انقلابيون برخاستند و آن ديگر منطقه پرواز ممنوع نبود، بلكه حركت آنها نوعي تشويق و ترغيب شورشيها بود و اكنون پس از انجام اين نكته بايد توجه داشت كه اين سه كشور در ابتدا چندان مصوبه سازمان ملل را اجرا نكردند و تنها هدف كمك به شورشيان براي اسقاط رژيم بود و بس. نوعي مشابه موضوع انرژي اتمي بود كه ميتواني بگويي درست يا غلط است اما حداقل در صورت ظاهري قضيه بايد توجه داشت كه چه چيزي رخ داده است؟ و آيا گزينشي است؟ مطمئنا بله! و اين قابل پيشبيني و اتفاقا آشنا و مسبوق به سابقه است. اگر ديكتاتوري كه پول و نفت هم دارد و مطيع و قابل اعتماد هم هست و مهار رايگان هم در اختيار وي قرار داده ميشود. يكي از مثالهاي بارز من ميتواند عربستان سعودي باشد كه اتفاقا با بحث قبلي شما كاملا موافق هستم كه جايي است كه تصور هر نوع تظاهرات اعتراضآميزي قابل قبول است يا روز خشم اما حكومت با استفاده از خشونت و سركوب هر نوع جنبشي را مهار و سركوب كرده است. در حقيقت و به طور واقع، كسي نيست كه دوستدار وقوع اين رخداد در رياض نباشد اما همه وحشت زدهاند. در كويت هم همين اوضاع و احوال است. بحرين هم براي شما كه ايراني هستيد و ايرانيان سابقهاي در اين كشور دارند، همين اهميت را ميشود قايل شد كه ميزبان نيروي هوايي آمريكاست و يكي از مهمترين پايگاههاي نظامي آمريكا در منطقه خليجفارس در اينجا مستقر است و اين هم درست در سواحل كرانه شرقي عربستان واقع شده است، جايي كه ذخاير مهم نفتي اين كشور واقع است و مانند بحرين اكثريت جمعيت اين منطقه شيعهمذهب هستند اما حكومت و دولت عربستان سنيمذهب است. علاوه براين، به عنوان يك نكته غريب در تاريخ معاصر و يا شايد هم از خارقالعادههاي جغرافيا، منابع مهم انرژي درست در سواحل شمالي منطقه خليجفارس واقع شده است كه قريب به اتفاق آنها شيعهمذهب هستند تا سني. اين كابوسي شده براي طراحها و استراتژيستهاي غربي كه در درازمدت با اين قضيه چگونه ميتوانند مدارا كنند تا يك نوع توافق ضمني هم با شيعيان داشته باشند كه مبادا به دور از چشم غرب شيعيان مهار اختيار اين منطقه را به دست بگيرند و به هسته اصلي منبع انرژي دست يابند و اين تخم مرغ روي نخ گذاشتن است كه عربستان به اين منطقه نيروي نظامي، تانك و… روانه ميكند كه در بحرين تظاهركنندگان را سركوب كنند و به خاك و خون بكشند و خشونت از اين صريحتر و واضحتر هست؟ و حتي سمبل بحرين را در آن ميدان نابود ميكنند كه ميعادگاه تظاهراتكنندگان بود و حتي در بيمارستان هم زخميها را به شكنجهگاه ميبرند و محل درماني ميشود مسلخگاه مخالفان رژيم. از ديگر سو وقتي شما با ديكتاتوري مانند قذافي روبهرو هستيد كه روي درياي نفت خوابيده اما قابل اعتماد نيست، در اينجا نقطه امپراتوري شروع ميشود. میتوان به وضوح ديد كه به دنبال تراشيدن و يافتن كسي به عنوان جانشين قابل اعتماد او هستند كه ارزشمند باشد و هر كاري بخواهند انجام بدهد و طبعا واكنش شما به اين قضيه هم متفاوت خواهد بود. يا در حالتي مانند مصر يا تونس، صرفا يك بازي سنتي طراحي شده اجرا شد كه به قدمت سياهچالههاست، ديكتاتوري كه شما حمايت ميكنيد و ناگهان مهار اختيار را از دست ميدهد.}
Wake up, Wake up
Partition of Egypt according to zionist plan ODED YINON
یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری مصر از طرح آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تجزیه مصر با حمایتهای گسترده مالی برخی رژیمهای عربی از گروههای سلفی وهابی پرده برداشت.به گزارش مهر به نقل از پایگاه خبری نهرین نت، یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری مصر تاکید کرد طرحی از سوی آمریکا و اسرائیل برای نابودی مصر وجود دارد و برخی کشورهای عربی حمایت مالی از این طرح فتنه گرانه را بر عهده گرفته اند.
«علاء رزق» کارشناس اقتصادی استراتژیک و کوچکترین نامزد احتمالی نامزد ریاست جمهوری از وجود طرح آمریکایی صهیونیستی برای نابودی مصر و تجزیه آن پرده برداشت و خواستار برکناری رئیس سازمان اطلاعات مصر شد.وی در اشاره به سخنان وزیر دادگستری دولت سابق و گزارشها درباره نقش خطرناک امارات وعربستان برای حمایت از نظامیان و تشویق احزاب و گروههای سیاسی و مدنی و در راس آنها جریان وهابی سلفی با پول و تبیلغاتی برای اینکه تبدیل به بازیگر اساسی در روند سیاسی مصر شوند، فاش کرد برخی کشورهای عربی آتش فتنه را در مصر شعله ور می کننداظهارات علاء رزق در جریان همایشی که باشگاه روتاری به نوشته روزنامه الوفد مصر منتشر کرد، مطرح شده است.
رزق خاطر نشان کرد : آنچه در جریان نابودی مجتمع علمی قاهره رخ داد، یادآور تاریخ مغول و حمله به کتابخانه بغداد و غارت آن است.
رزق گفت : حوادثی که ما امروز در مصر می بینیم، در امتداد راهبرد آمریکایی، غربی و صهیونیستی قرار دارد که در دهه شصت وضع شد که در ابتدا برای فروپاشی شوروی سابق به کشورهای کوچک وابسته به قدرتها و صهیونیسم جهانی وضع شده بوده است.
این راهبرد از طریق ستون پنجم مزدوران و رسانه ها، نیروهای اطلاعاتی و بازرگانان وابسته اجرا شده است که در ادامه این پروژه غربی با اعلام خاورمیانه جدید با هدف تجزیه تمام کشورهای منطقه به کشورهای کوچک برای تضمین اینکه هیچ کشوری برتر ازاسرائیل نباشد تا صهیونیسم جهانی راحت تر بتواند با کشورهای کوچک بجنگد و بازارهای تسلیحاتی را تامین کند که ما این مسئله را در تجزیه سودان به شمال و جنوب دیدیم.
وی فاش کرد : اسرائیل سه پایگاه نظامی در سودان جنوبی احداث می کند و سیلواکر رئیس جمهوری سودان جنوبی هم در این ماه به اسرائیل(مناطق اشغالی ۱۹۴۸) سفر کرد. رزق تاکید کرد آنچه در حال حاضر در مصر جریان دارد، تلاشها برای به شکست کشاندن انقلاب و تجزیه مصر از طریق چند سازوکار است که مهمترین آنها تفرقه افکنی و شعله ور کردن آتش فتنه طایفه ای و فرقه ای است.
http://alef.ir/vdcevn8zejh8xpi.b9bj.html?135684
ZIONIST ARAB …. ARE BROUGHT TO POWER BY … ARAB POPULATION UNDER INFLUENCE OF GEORGE SOROS
PLEASE LOOK AT TUNISIAN ZIONIST PUPPETS MADE BY ‹AMERICA’.
http://mrzine.monthlyreview.org/2011/adenov191211.html
IRANIAN PEOPLE MUST FOLLOW THIS DEVELOPMENT AND BE ALRET IN CASE THEY WANT TO BRING …. , FIFTH COLUMN, TO POWER. IDENTIFY THEM AND DESTROY THEM BEFORE THEY REACH THE IRANIAN BORDERS
دوستان:
هیچ دقت کرده اید هر کجا آمریکا می رود قتل عام شهروندان با جاسازی بمب در خودرو شروع می شود و بتدریج به حداکثر می رسد؟ البته آمریکا فورا» آن را به «القاعده» که وجود خارجی ندارد و ساخته خود آمریکا/اسراییل است نسبت می دهد. وقتی قذافی یا اسد ترور در کشور خود را به «القاعده» نسبت می داد می دانست که چه می گوید، زیرا اکثر مردم منطقه «القاعده» را همان آمریکا می دانند ولی بجای واژه آمریکا از «القاعده» استفاده می کنند که با یک سنگ دو کبوتر را نشانه روند. عجیب است «القاعده» که باید علیه منافع آمریکا عمل کند، همیشه بنفع منافع آمریکا/اسراییل عمل کرده و می کند. اکثر قربانیان «القاعده» شهروندان مسلمان کشورهای هدف اند و مسلما» ایرانیان از این قاعده مسثثنی نیستند. مراقب باشید.
انگری عرب با تمسخر می نویسد:
car bombs travel
So car bombs started in Syria. One thing is for sure: car bombs will travel beyond Syria.
خب، بمبگذاری با خودرو در سوریه هم شروع شد! نکته ای که با اطمینان می توان گفت اینست که : بمبگذاری با خودرو بطور حتم به کشورهای دیگر منطقه هم سرایت خواهد کرد. آیا می توانید قربانی بعدی را در خیال خود مجسم کنید؟
ایرانیان باید مراقب باشید چون ممکنست همین ترورها توسط جنایتکاران جهانی ونوکرانش اردوغان و سران نوکرصفت عرب در ایران هم پیاده شود.
ختلاف و درگیری میان کاربران وابسته به حاکمیت در شبکههای اجتماعی که باعث فاش شدن حقوق «افسران جنگ نرم» شد جنجالی تازه آفرید. به گفته یک بلاگر اصولگرا، آنها به ازای هر ساعت کامنتگذاری یا تولیدمحتوا در اینترنت، 70هزار ریال دستمزد دریافت میکنند.
فاش شدن مبلغ دستمزد این افراد با استقبال سایتهای مخالف حکومت و تکذیب اصولگرایان مواجه شد، اما یک بلاگر اصولگرا پس از گفتوگو با شخصی که برای نخستین بار این مطلب را فاش کرده، خبر داد که وی بر ادعای خود تاکید می کند.
جریان از آنجا آغاز شد که در یکی از شبکههای اجتماعی، اختلافی میان اصولگرایان رخ داد و یکی از آنها نوشت که «افسران جنگ نرم» برای کامنتگذاری و تولید محتوا در اینترنت، نظیر «پروندهسازی» ساعتی هفت هزار تومان دریافت میکنند.
افسران جنگ نرم، گروهی از نیروهای نزدیک به حاکمیت هستند که پس از انتخابات مناقشهبرانگیز خرداد 88 وارد فضای مجازی شده و به دفاع از جمهوریاسلامی میپردازند.
فعالیتهای این افراد، که از آنها با عنوان زیرمجموعه ارتش سایبری سپاه پاسداران نیز یاد می شود، شامل کامنتگذاری، حضور در شبکههای اجتماعی و وبلاگنویسی وبه اصطلاح «تولید محتوا» برای دفاع از جمهوری اسلامی است.
SHUT UP LIAR, we don’t expect nothing else except the kind of garbage you write here, Reza, a fifth columnist
.
READ DABASHI’S ARTICLE ON Iranian “5TH COLUMN”. DABASHI IS ONE OF you, ‹GREEN› , which is connected to NED (CIA) and John McCain, Iran bomb, bomb. Dabashi calls you and people like you a traitor. When Dabashi, one from your camp calls you ‘a traitor’ you should shut up before spreading more lies around.
Aren’t you satisfied with the hundreds of websites that CIA/MI6 and Mossad have provided for you and pays for your services to use you as a traitor to spread lies around and beat on war drum dummy?
http://bamdadi.com/2011/11/29/%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%90-%d9%be%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86/
دستمزد کامنتگذاری؛ ساعتی هفتهزار تومان
ختلاف و درگیری میان کاربران وابسته به حاکمیت در شبکههای اجتماعی که باعث فاش شدن حقوق «افسران جنگ نرم» شد جنجالی تازه آفرید. به گفته یک بلاگر اصولگرا، آنها به ازای هر ساعت کامنتگذاری یا تولیدمحتوا در اینترنت، 70هزار ریال دستمزد دریافت میکنند.
فاش شدن مبلغ دستمزد این افراد با استقبال سایتهای مخالف حکومت و تکذیب اصولگرایان مواجه شد، اما یک بلاگر اصولگرا پس از گفتوگو با شخصی که برای نخستین بار این مطلب را فاش کرده، خبر داد که وی بر ادعای خود تاکید می کند.
جریان از آنجا آغاز شد که در یکی از شبکههای اجتماعی، اختلافی میان اصولگرایان رخ داد و یکی از آنها نوشت که «افسران جنگ نرم» برای کامنتگذاری و تولید محتوا در اینترنت، نظیر «پروندهسازی» ساعتی هفت هزار تومان دریافت میکنند.
افسران جنگ نرم، گروهی از نیروهای نزدیک به حاکمیت هستند که پس از انتخابات مناقشهبرانگیز خرداد 88 وارد فضای مجازی شده و به دفاع از جمهوریاسلامی میپردازند.
فعالیتهای این افراد، که از آنها با عنوان زیرمجموعه ارتش سایبری سپاه پاسداران نیز یاد می شود، شامل کامنتگذاری، حضور در شبکههای اجتماعی و وبلاگنویسی وبه اصطلاح «تولید محتوا» برای دفاع از جمهوری اسلامی است.
تشکیل این گروه با انتقاد برخی اصولگرایان مواجه شده بود که مبتکران آن را افرادی با «تزهای احمقانه» دانسته بودند که نتیجه تلاش آنها در جنگ نرم، «بیثمر و ناموفق» بوده است.
برخی گروههای اصولگرا پیش از این درباره هزینه این گروهها نوشته بودند: «اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در مقابل خرجهای غیرضروری و بیبرنامه نهادهای انقلاب، عددی محسوب نمیشود».
سایت «جهاد مجازی» همچنین «افسران جنگ نرم» را به مشکلات اخلاقی متهم کرده و پرسیده بود: «چرا بسیاری از خواهران فعال در این بخش که از قدیم کار میکردند امروز چادر و دین و مذهب را فقط بخاطر مسائل غیر اخلاقی که از امثال من و شما در نت دیدهاند کنار گذاشتهاند؟»
انتشار این خبر در دنیای مجازی، باعث واکنش برخی سایتهای اصولگرا شد. سایت جهاننیوز، نزدیک به علیرضا زاکانی، انتشار این خبر را به سایت خبری العربیه نسبت داد و نوشت: «ادعای پولی بودن فعالیت بسیجیان در اینترنت به دنبال آن از سوی رسانه سعودی و سایر رسانه های ضد انقلاب دنبال می شود که با حضور وبلاگ نویسان بسیجی و متعهد در عرصه سایبری شاهد پاسخ به شبهات، مقابله با دروغ پردازی ضد انقلاب و کمتر شدن اخبار زننده در اینترنت بوده ایم».
وبسایت صراط نیوز، نزدیک به حسین شریعتمداری، نیز این خبر را به وبسایت بالاترین نسبت داد و ادعای دریافت حقوق از سوی افسران جنگ نرم را تکذیب کرد.
این در حالی بود که پیش از این حسین همدانی، از فرماندهان سپاه، در این باره گفته بود: «افسران جنگ سایبری ما در آینده نزدیک عملیات آفند فرهنگی خود را نیز آغاز خواهند کرد ضمن آنکه ما دو مرکز جنگ سایبری در تهران فعال کرده ایم».
وی پیش از آن هم طی یک نشست خبری گفته بود که «شورای سایبری بسیج بیش از 1500 تکاور جنگ سایبری را تربیت کرده که شروع به فعالیت کردهاند و در آینده فعالیت انبوه خواهند داشت».
عبدالرضا خوشنویس٬ دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان فارس نیز ماه گذشته خبر داده بود که این ستاد به منظور مقابله نرم با «سایتهای آلوده» قصد دارد «جنبش کامنتگذاری پاک» راهاندازی کند.
او افزوده بود که این طرح در مرحله شناسایی قرار دارد و پس از جذب نیرو٬ فعالیتها در خصوص نظارت و پالایش اطلاعات سایتها آغاز میشود.
به گفته وی «اگر در مقابل یک وبلاگ غیراخلاقی چند بار کامنت ایجاد شود، خواهناخواه تاثیر آن به مراتب کمرنگ میشود».
یک فرمانده سپاه نیز اعلام کرده بود موسسهای خاص برای مقابله با تهدیدات سایبری از سوی قرارگاه خاتمالانبیا ایجاد شده است. وی دلیل این امر را جدی بودن «تهدیدات سایبری» دانسته و گفته بود «اقدامات گستردهای» دراین حوزه انجام شده است.