یک شاخه گل

تهران، خیابان ولی‌عصر ، پاییز ۱۳۹۰


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

47 دیدگاه در یک شاخه گل

  1. سلمان می‌گه:

    سلام
    بامدادی از فیلتر در اومده مث که.
    این عکسه هم خیلی باحاله
    خیلی از روزها می‌بنمش تو خیابون ولی‌عصر
    یه جورایی شوریدن و تمسخر عده‌ای در برابر هنر سنتی می‌دونمش

  2. Ramin می‌گه:

    Chomsky is US government agent among ‘progressives’ to keep them divided until they establish “world government” where Chomsky supports. Chomsky cannot be trusted.
    Chomsky supports Akbar Ganji, a charlatan and ‘green’ where majority of its supporters are US imperialism/Zionism pawns. Hamid Dabashi, a fraud, works closely with Chomsky and CPD, poses as an ‘anti war’ organization but they are in the service of US imperialism and Zionism, according to many including Edward Herman and David Petersen.
    Expose Noam Chomsky and his Iranian associates, Hamid Dabashi and Akbar Ganji, stooges of the western “human rights’ organization which are nothing but HOAX and are in the business of ‘regime change’ in Iraq, Libya, Syria and Iran. Shame on all

    .
    http://alethonews.wordpress.com/2011/07/07/chomsky-attacks-chavez-for-neocon-carr-centre
    /
    CHOMSKY ATTACKS CHAVEZ FOR NEOCON CARR CENTRE

  3. شبنم می‌گه:

    جیمز پتراس اسستاد دانشگاه که اکنون بازنشسته شده است همیشه در نوشته های خود به نقش آمریکا/اسراییل در ترورهای منطقه و بخصوص عراق اشارت دارد . جیمز پتراس چندین بار از نقش آمریکا/اسراییل در ترور دانشمندان عراقی و نیروی متخصص این کشور پرده برداشت که شمارش آنان به بیش از 1100 تن می رسد، اما اپوزیسیون نوکرصفت و خودفروش ایران همچنان در این مورد خفقان گرفته است و تمام هم خود را بر روی «حقوق بشر» قلابی غرب – برای گرفتن مزد خود – متمرکز کرده و پروپاگاندای دروغ غرب را در سایت های خود که توسط سازمانهای جاسوسی برپا شده است منعکس می سازد. بهمین جهت هیچ فرد با اطلاعی ستون پنجم ایران را جدی نمی گیرد و همواره به خودفروشی آنان اشاره دارند.

    در همین رابطه خبر زیر را بخوانید:

    تاکنون گزارش‌های متعددی درباره ترور حداقل 530 دانشمند و استاد دانشگاه در عراق توسط موساد و با همکاری نیروهای اشغالگر آمریکایی منتشر شده است.

    به گزارش پایگاه خبری شهدای ترور به نفل از خبرگزاری فارس، از آوریل 2003 یعنی تنها چند روز پس از سقوط بغداد و سرنگونی رژیم بعث جوخه‌های ترور رژیم صهیونیستی علیه دانشمندان عراقی فعال شدند.

    * 350 تن از دانشمندان عراقی و بیش از 200 استاد دانشگاه و شخصیت دانشگاهی

    در 14 ژوئن 2005 مرکز اطلاع رسانی فلسطین به نقل از گزارش منتشره توسط وزارت خارجه آمریکا که برای رئیس جمهور این کشور تهیه شده بود، اعلام کرد که عوامل رژیم صهیونیستی و موساد حداقل 350 تن از دانشمندان عراقی و بیش از 200 استاد دانشگاه و شخصیت دانشگاهی این کشور را ترور کرده‌اند.

    * آغاز فعالیت‌های موساد در عراق با هدف کشتن دانشمندان هسته‌ای و بیولوژیک

    این گزارش که به «جورج بوش»، رئیس جمهور وقت آمریکا ارائه شد، تاکید می‌کند: موساد با هدف کشتن دانشمندان هسته‌ای و بیولوژیک و اساتید برجسته دانشگاه‌های عراق، فعالیت خود را در این کشور آغاز کرد.
    این گزارش تاکید می‌کند: این ترورها زمانی به اجرا گذاشته می‌شدند که این دانشمندان همکاری خود با آمریکا را رد می‌‌کردند و عوامل موساد برای اجرای ترورهای خود بیش از یک‌سال در عراق فعالیت می‌کردند.

    * واداشتن دانشمندان عراقی به ترک کشور

    در این میان برخی از دانشمندان عراقی مجبور شدند، برای حفظ جان خود و خانواده‌ شان به آمریکا مهاجرت کرده و در مراکز تحقیقاتی این کشور کار کنند، با این حال اکثر این دانشمندان از همکاری با آمریکا خودداری کردند و از آمریکا به دیگر کشورها گریختند.

    * اتفاق نظر پنتاگون و موساد بر حذف دانشمندان عراقی

    در این گزارش آمده است: از آنجا که پنتاگون نیز با دیدگاه موساد مبنی بر بهترین راه خلاصی از دانشمندان عراقی «حذف فیزیکی» آنهاست، زندگینامه آنها و دانشجویان برجسته این کشور را در اختیار عوامل موساد قرار داد تا ترور شوند.

    * نتایج بدست آمده از یک تحقیق

    هچنین در کنفرانس»بررسی عوامل ترور دانشگاهیان و دانشمندان عراقی» که 24 آوریل 2006 در مادرید اسپانیا برگزار شد، » دکتر اسماعیل الجلیلی» انگلیسی عراقی الاصل برای اولین مرتبه از نتایج تحقیقات گسترده خود درباره این ترورها پرده برداشت.
    وی تاکید کرد که در تحقیقات خود به نتایج زیر دست یافته است:
    - اکثر ترورهای صورت گرفته علیه اساتید دانشگاهی و دانشمندان عراقی به کشته شدن برخی از اعضای خانواده‌های آنها و یا محافظانشان منجر شده است.
    - سیاست موساد بر ادامه روند ترورها در عراق متمرکز بود.
    - تهدید اساتید دانشگاهی و دانشمندان عراقی جهت واداشتن آنها به ترک کشور.
    - تنها ظرف یک هفته آخر آوریل 2006، شمار زیادی از پزشکان شهر موصل به فرار از عراق و ترک کشور واداشته شدند.
    - ترور اساتید دانشگاهی و دانشمندان عراقی پدیده جدیدی است که تا قبل از آوریل 2003 یورش نظامیان آمریکایی به این کشور وجود نداشت.
    - نحوه ترورها ثابت می‌کند، ترور اساتید دانشگاهی و دانشمندان عراق بخشی از یک اقدام هماهنگ است که هدف آن جلوگیری از استقلال عراق است.

    * از جمله اهداف حمله آمریکا به عراق، ترور دانشمندان و نابودی مراکز تحقیقاتی- علمی بود

    از سوی دیگر » دکتر نورالدین الربیعی»، دبیر کل شورای تحقیقات علمی عراق و از دانشمندان برجسته این کشور تاکید کرد که از جمله اهداف پشت پرده حمله آمریکا به عراق، ترور دانشمندان و نابودی مراکز تحقیقاتی- علمی این کشور بوده است.
    وی افزود: اکثر این دانشگاهیان و دانشمندان عراقی، استاد و یا استادیار بودند که نیمی از آنها در دانشگاه بغداد، بصره و موصل فعالیت داشتند و 62 درصد آنها دارای مدارک تحصیلی دکترا و یک سوم آنها در رشته‌های علوم پزشکی تخصص داشتند.

    * تشکیل ارتش سری

    دکتر الربیعی در ادامه گفت: پیشرفت‌های علمی و فنی عراق از جمله دلایل حمله آمریکا به عراق با پافشاری رژیم صهیونیستی بود. آژانس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در واقع ارتش سری متشکل از 150 نفر را برای ترور اساتید دانشگاهی و دانشمندان عراق تشکیل داده بودند.
    این دانشمند برجسته عراقی تاکید کرد که این ترورها بخشی از «استراتژی ایجاد فاجعه» در عراق است

  4. شبنم می‌گه:

    کاریکاتور دیگری از کارلوس لطوف برزیلی

    http://mrzine.monthlyreview.org/2011/latuff251211.html

    پرچم اسراییل یادش رفته، شاید هم جا نداشته که آن را هم اضافه کنه!

    http://latuff2.deviantart.com/gallery/

    خاک بر سر کاریکاتوریست های ایرانی نما که اغلب به بلندگوی غرب تبدیل شده اند و با باد زدن «حقوق بشر» قلابی غرب شب را به صبح می آورند.

  5. شبنم می‌گه:

    به تازگی در نشریه ایرلندی ساندی ورد مقاله ای چاپ شده است که از رابطه تنگاتنگ مهدی الهراتی رهبر سابق گردان طرابلس شورای انتقالی با ناتو و سازمان اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا خبر می دهد.
    مطابق گزارش روز ششم ماه نوامبر ، 200هزار یورو پول نقد و مقداری جواهر از منزل الهراتی واقع در دوبلین پایتخت ایرلند دزدیده شده است.
    این مقاله که منبع اصلی آن، گزارش پلیس است می نویسد که مهدی الهراتی به مدت بیست سال در دوبلین به عنوان معلم عربی مشغول به کار بوده است .هنگامی که از او توضیح خواسته شد که این مبلغ هنگفت را از کجا کسب کرده او بی پروا پاسخ داد که یک مامور سازمان اطلاعاتی آمریکا به او این مبلغ را برای کمک به سرنگونی قذافی داده است.
    این مقاله ادامه می دهد که الهراتی در پاسخ به ماموران در مورد این حجم پول می گوید که او در ماه گذشته در حال سفر به کشورهای مختلف از جمله فرانسه،آمریکا و قطر بوده است و در هنگامی که این سرقت رخ داده وی در دوبلین نبوده است . ولی این مقدار قابل توجه از پول نقد را سابقا یک مامور سازمان اطلاعاتی آمریکا برای کمک به مبارزین برای سرنگونی حکومت قذافی به او داده است.
    گردان طرابلس الهراتی، یکی از مهمترین گردانهایی بود که با کمک دیگر گردان ها توانستند رئیس سابق رژیم پیشین را سرنگون کنند. این گردان در آوریل 2011 یعنی دو ماه بعد از سفر الهراتی به بنغازی که همزمان با فوران اعتراضات مردم علیه حکومت قذافی در تاریخ فوریه 2011 تشکیل شد.
    از همان ابتدا آشکار شد که گردان طرابلس به جهت اینکه قرار بوده در کنار عملیات ناتو در لیبی کار کند برای آن هزینه شده و نیروهای آن کاملا آموزش دیده هستند.
    همکار الهراتی کسی نبود جز باجناقش النجار که یک پیمانکار ساختمانی در شهر دوبلین بود . گردان طرابلس به سرعت تمامی تبعیدیان را که زبان انگلیسی را خوب می دانستند از آمریکا و کانادا و ایرلند فراخواندند. همه این تبعیدیان در شهر نالوت گرد هم جمع شدند، یعنی جایی که تمامی مخالفین قذافی سابقا در آنجا به استخدام درآمده بودند.در آگوست 2011، بیش از 1000 مبارز تعلیم داده شده توسط نیروهای ویژه قطر مجهز به سلاح، جلیقه ضد گلوله و تجهیزات ارتباطاتی شدند.

    قطر در طول حمله به لیبی به عنوان کانال عبور مقادیر بی شماری از اسلحه و پول نقد برای براندازی حکومت قذافی عمل کرد.
    گردان الهراتی در ماه اگوست در شهر زاویه خارج از شهر طرابلس با طرفداران قذافی درگیر شدند و بعد از مدت کوتاهی توانستند بر شهر طرابلس نیز مسلط شوند.بعد از اینکه طرابلس را تحت تسلط کامل این گردان قرار گرفت، مسوولیت حفاظت از مکانهای استراتژیک و زیرساختهای این شهر را نیز به عهده گرفتند.

    الهراتی تحت رهبری سابق گروه مبارزین اسلامی،عبدالحکیم بلهاج، معاون شورای نظامی مخالفین قذافی شد. اعتبار و قدرت الهراتی این چند ماه اخیر به دلیل درگیری و دشمنی بین گروه بلهاج که قطر حامی و پشتیبان او بود و گروهای رقیب محلی و گروهای شبه نظامی مذهبی بسیار رو به افول رفت.این درگیری و دشمنی بین گروها سبب استعفای محمود جبرئیل رهبر شورای انتقالی لیبی و نخست وزیر دولت انتقالی در ماه اکتبر لیبی شد. اختلافاتی که ریشه آن بیشتر برخاسته از سهم خواهی گروهای مبارز سابق بر سر پول و قدرت و نفت و تجهیزات نظامی است.

    در 5 اکتبر CNN گزارش داد که الهراتی اعلام کرده است که هرکس مشروعیت شورای نظامی را به رسمیت نمی شناسد در واقع مشروعیت شورای ملی انتقالی لیبی را به رسمیت نشناخته است.

    http://www.suiglenews.com/newss_212401

    نیروهای جنایتکار غرب/اسراییل و سران نوکر صفت عرب و ترک را بطور وسیع افشا کنید.

  6. شبنم می‌گه:

    دموكراسی كنونی هنر ثروتمندان برای سو استفاده از فقرا است

    پرسش: تعريف شما از نظام سرمايه داري چيست و آينده اين نظام را چگونه پيش بيني مي كنيد؟

    پاسخ: نظام سرمايه داري يك مانع است كه فقط مي توان آن را اصلاح كرد يا از ميان برداشت. اين نظام هيچ سنخيتي با كار فني و يا علمي كه خواهان تلاش جامعه ملي است، ندارد. بنابراين تغيير در اين نظام ضروري به نظر مي رسد. در غير اين صورت تضادها افزايش يافته و وقوع يك جنگ اجتناب ناپذير مي شود. ‹ژان ژوره’، رهبر فقيد حزب سوسياليست فرانسه كه بخاطر مخالفت با اعلان جنگ آلمان در سال 1914 به قتل رسيد حق داشت كه بگويد ‹سرمايه داري حامل جنگ است همانطور كه ابرهاي تيره پيام آور طوفان هستند’.

    پرسش: تاثير بحران اقتصاد جهاني بر زندگي روزمره مردم به ويژه در غرب و اروپا چگونه است؟

    پاسخ: قحطي و گرسنگي و نيز تنزل سطح زندگي در آفريقا، مهاجرت هاي درازمدت به غرب را موجب مي شود و ساماندهي اين آفريقايي ها تقريبا غير ممكن است. بحران مالي در اروپا، كشورهايي را كه به لحاظ مالي در جايگاه متزلزل تري قرار داشتند، تضعيف كرده و با ايجاد بي نظمي هاي اجتماعي، روند كمك از سوي كشورهاي مسوول را كندتر كرده است. اينها وحشتناك ترين نتايج اخلاقي اين بحران هستند.

    پرسش: به نظر شما علل شكست آمريكا در عرصه اقتصادي چيست؟

    پاسخ: ‹فدرال رزرو› يا همان بانك مركزي آمريكا، سيستم مالي ناكارآمد كه چرخه توليد در اين كشور را با مشكل روبرو كرده است. شيوه زندگي و همچنين سيستم معيوب آموزش در آمريكا را مي توان از عوامل اصلي شكست اين كشور در عرصه اقتصادي دانست.

    پرسش: آيا مي توان اهداف جنبش هايي نظير وال استريت و جنبش هاي عربي منطقه خاورميانه را در يك راستا دانست؟

    پاسخ: شما از انقلابي صحبت مي كنيد كه به آن بهار عرب مي گويند و عملا يك رابطه اي بين اين جنبش ها وجود دارد. ‹جورج سوروس› و نيز دلالان جهاني نقش مهمي در عوامفريبي و فريب افكار عمومي دارند. آنها با پشتيباني از جنبش هايي نظير وال استريت، به ظاهر در جبهه مخالف سرمايه داري، اما عملا درمان بدتر از درد هستند. ‹بهار عربي› نيز فريبي از اين نوع است كه هدف واقعي آن، تخريب و از بين بردن استقلال كشورهايي نظير ليبي، سوريه و غيره است. به رؤساي كميته هاي مسئول تشكيل انقلاب كه در چند كشور از بازماندگان رژيم هاي سابق هستند بنگريد كه از سوي لندن و دپارتمان دولتي آن تشويق و تشجيع مي شوند! ما بايد با اين عوامفريبي مقابله كنيم.

    پرسش: تاثيرات محسوس بحران مالي جهاني مشخصا بر زندگي مردم فرانسه را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

    پاسخ: افزايش هزينه هاي زندگي در فرانسه يكي از نتايج تاثير بحران جهاني اقتصاد بر زندگي مردم فرانسه است. معضل بيكاري در اين كشور حتي بيشتر از ايتاليا به چشم مي خورد و از بانك ها انتظار كمك هم نمي توان داشت چه رسد به مشاركت در توسعه اقتصادي!

    پرسش: به عقيده شما بانك ها در دامن زدن به بحران مالي جهاني چه نقشي ايفا مي كنند؟

    پاسخ: بانك ها عاملان اصلي و محرك در بحران موجود هستند. برخي بانكداران و يا شركت ها مسوول اين آشفتگي هستند كه به ويژه پس از جنگ جهاني دوم تاكنون شاهد آن هستيم كه اين امر به هيچ وجه توجيه پذير نيست.

    پرسش: چرا احزاب مختلف فرانسه عليرغم شعارهاي گوناگون در نهايت عملكرد مشابهي دارند؟

    پاسخ: آنها حقيقت را نمي گويند و اين را فقط يك فرانسوي درك مي كند. ما به يك ميهن پرست واقعي و مقتدر نياز داريم. دموكراسي موجود و تعريف شده، ‹هنر ثروتمندان براي سو استفاده از فقرا است’. سوسياليست هاي فرانسه ضعيفند و احتمالا در انتخابات رياست جمهوري شانسي نخواهند داشت.

  7. شبنم می‌گه:

    دوستان:
    اپوزیسیون عامل ایران برای کمک به جنایتکاران جنگی پیوسته سعی دارد دولت ایران را مقصر اصلی برای هرگونه حمله نظامی تصویر کند و با این خدمتگزاری باصطلاح «مقامی» دردربار جنایتکاران برای خود و فرزندان خود دست و پا کند وگرنه اگر کمی به بهانه های دول زورگو دقت می کرد اینگونه تزهای یک بخورد خود و افراد ساده لوح نمی داد.
    عده ای از «روشنفکران» مردم فریب دربیانیه » در مخالفت فعال با جنگ» – که در حقیقت باید » در موافقت فعال با جنگ» خواند- متحاوزین اصلی را عمدی تبرئه کرده و منشاء اختلافات را به پشت دولت ایران بسته تا بخورد خود و مشتی ساده لوح دهند. عاملین می نویسند:
    http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=18014

    {در این راستا همکاری کامل و شفاف با آژانس انرژی اتمی و توقف موقت و مشروط غنی سازی اورانیوم هسته‌ای تا اعتماد سازی در چارچوب کنوانسیون منع گسترش سلاح های اتمی و پایان بخشی فوری به تمامی وجوه نظامی مربوط به برنامه هسته‌ای می تواند به عنوان یکی از مطالبات محوری جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران در زمینه صلح خواهی مد نظر قرار گیرد.}
    این در جایی است که اکثر تحلیگران وارد به مسائل هسته ای از جمله اسکات ریتر بازرس قبلی سازمان ملل در امر سلاح کشتار جمعی که در عراق ماموریت یافت و در ضمن با قوانین بین المللی در رابطه با ان پی تی آشنایی کامل دارد با ارائه مدارک کافی دولت آمریکا را در امر برنامه قانونی هسته ای ایران خطاکار به جامعه جهانی معرفی کرده و سیاست مغرضانه آمریکا/اسراییل علیه ایران را صادقانه برای مردم جهان نوشته است. لطفا» به گفته های اسکات ریتر در این مورد توجه کنید.
    او می نویسد:
    سیاست آمریکا هرگز این نبوده است که لوله های غنی شده اورانیوم 19.5 درصد برای سوخت به ایران بدهد، یا در حد 3.5 درصد برنامه را نگه دارد، بلکه سیاست آمریکا این بوده است که بیشتر اورانیوم غنی شده 3.5 درصدی را با حقه از چنگ ایران بیرون آورده و بزیر کنترل کشد. وقتی آمریکا 1600کیلوگرم از 1800 کیلوگرم کل اورانیوم غنی شده 3.5 درصدی را با این حقه ازدست ایران در آورد سپس دولت اوباما داد و قال بر سر قدرت هسته ای ایران راه بیاندازد. ایران برای جبران اورانیوم از دست داده شده باید چندین ماه زحمت کشد و عرق ریزد تا مقدار از دست داده شده را جبران کند. در طول این زمان، آمریکا دوباره درخواست توقف غنی سازی را از
    ایران به میان خواهد کشید و در ضمن تحریم های سخت تری با همکاری دول دیگر بر پشت مردم ایران خواهد بست.

    The U.S. policy objective was never to provide Iran with 19.5 percent enriched uranium fuel rods, or to lock Iran in at a 3.5 percent enrichment threshold, but rather to get the majority of Iran’s existing stocks of 3.5 percent enriched uranium out of the country, … The policy objective was to get the majority of Iran’s enriched uranium stocks under international control. Once Iran no longer had access to 1,600 kilograms of its 1,800-kilogram stockpile of low-enriched uranium, the Obama administration could blunt the fear-driven concerns over the immediacy of any Iranian nuclear capability. It would take Iran several months to reconstitute its low-enriched uranium stocks to the level needed to produce its hypothetical nuclear bomb. During this period, the U.S. would redouble its demands for suspension of uranium enrichment and develop a comprehensive package of stringent economic sanctions that would be imposed on Iran should it fail to cooperate.
    The fatal flaw in the U.S. approach was that it failed to recognize that such policy formulations may work on paper but in the real world things are far more complicated.

    اسکات ریتر تأکید دارد : سیاستی که آمریکا اتخاذ کرده است مسلما» با شکست روبرو خواهد شد زیرا این سیاست مغرضانه است و غیر قابل اجرا. فقط روی کاغذ می تواند بماند و هیچ کاربردی در دنیای واقعی نخواهد داشت. لپ کلام اینست که سیاست های اتحاذ شده توسط آمریکا بعلت تقلبی بودن آن غیر قابل اجراست.
    خب ، آیا اپوزیسیون عامل از این حقایق اطلاع ندارد؟ اگر جواب منفی است، خب باید گفت خفه شوید و اول خود را به سلاح دانش مسلح کنید و بعد هارت وپورت کنید. اگر اطلاع دارید ولی باز هم دولت ایران را تنها مقصر می دانید که باید گفت شیادی بیش نیستید و مردم به شیادان اعتمادی ندارند.
    در ضمن از اپوزیسیون عامل باید پرسید آیا با سخنان ولزلی کلارک ژنرال آمریکایی آشنایی دارید که گفته است:
    دولت آمریکا در نظر دارد در عرض 5 سال 7 کشور را برای تغییر رژیم و تجزیه کشورها برای برپایی «اسراییل بزرگ و کنترل منابع طبق » استراتژی اودت اینون» Oded Yinon و «گسست کامل: استراتژی نوین» A clean break بزیر کشد. از هفت کشور ذکر شده یعنی عراق ، لیبی ، لبنان، سوریه ،
    سودان ، سومالی و ایران فقط سوریه و ایران است که بطور وسیع بمباران نشده اند . آیا دوزاریتان افتاد یا همچنان به
    دروغ های خود جهت تحمیق مردم ادامه خواهید داد؟
    اسکات ریتر در مورد برنامه نظامی آمریکا علیه ایران می نویسد:

    I was very clear, based upon the information given to me, and it’s 100% accurate, that in October 2004, the President of the United States ordered the Pentagon to be prepared to launch military strikes against Iran as of June 2005. That means, have all the resources in place so that if the President orders it, the bombing can begin. It doesn’t mean that the bombing is going [to] begin in June. And a lot of people went, «Ah, you said they were going to attack in June.» Absolutely not.
    خب ، جملات بالا نشان می دهد که آمریکا دولت ایران را نه بخاطر » انرژی هسته ای قانونی ایران» یا «حقوق بشر» قلابی هدف قرار داده است، بلکه برای پیاده کردن اهداف صهیونیستی بر مبنای منافع زرسالاران که جنبه نژادپرستی هم دارد – به گفته – Hillary Mann Leverett شکل گرفته است. بنابراین شما با نژادپرستان همکاری دارید.
    شما از دولت ایران درخواست توقف برنامه غنی سازی قانونی وپایان برنامه «سلاح اتمی» – که طبق ارزیابی 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا در اواخر سال 2007 و همین طور 2011 وجود خارجی ندارد – را می کنید که باید خجالت بکشید. اپوزیسیونی که اینقدر از حقایق بی اطلاع است نمی تواند از طرف ملت ایران سخنی بگوید.
    ما افرادی نظیر اسکات ریتر یا مهدی ناظم رعایا ، استیفن والت ، نیما شیرازی، میر شمیر، فیلیپ جرالدی و هزاران غربی دیگر که در مسائل هسته ای و سیاست خارجی خبره هستند را بیشتر ایرانی می دانیم تا اپوزیسیون خودفروش و نادان ایران.
    Although there were no air strikes against Iran by the United States in June 2005, there were bomb blasts in the southern west Iranian city of Ahwaz on June 12, 2005.
    Ritter has also made the following two statements regarding military intervention in Iran
    The real purpose of the EU-3 intervention — to prevent the United States from using Iran’s nuclear ambition as an excuse for military intervention — is never discussed in public.
    The EU-3 would rather continue to participate in fraudulent diplomacy rather than confront the hard truth — that it is the United States, and not Iran, that is operating outside international law when it comes to the issue of Iran’s nuclear programme.
    اسکات ریتر از طرف سازمان ملل مامور شد که سلاح کشتار جمعی صدام را بیابد و نابود کند که هیچوقت نیافت ، در جملات بالا می گوید:
    هدف از دخالت سه کشور اتحادیه اروپا – انگلیس – آلمان و فرانسه – در برنامه هسته ای ایران این بود که از حمله نظامی آمریکا با بهانه «جاه طلبی هسته ای » علیه ایران جلوگیری کنند که هیچوقت در ملاء عام از آن صحبتی بمیان نمی آید. یعنی هیچ کس در ملاء عام از بهانه گیری های بی پایه و اساس آمریکا علیه ایران حرفی نمی زند که شامل اپوزیسیون هم می شود.
    این سه کشور اروپایی با وجود شناختی که از سیاست آمریکا داشتند در رابطه با برنامه هسته ای ایران همچنان دیپلماسی دروغین را ادامه دادند و با آن مقابله نکردند و نگفتند که این آمریکاست – نه ایران – که خارج از قوانین بین المللی عمل می کند.
    خب، آیا کسی که از حقایق با اطلاع باشد می تواند دروغ بیانیه هایی را که ستون پنجم امضاء می کند باور کند مثل جملات زیر:
    {…کنوانسیون منع گسترش سلاح های اتمی و پایان بخشی فوری به تمامی وجوه نظامی مربوط به برنامه هسته‌ای می تواند به عنوان یکی از مطالبات محوری جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران در زمینه صلح خواهی مد نظر قرار گیرد.}
    و به آن نخندد؟ تا کی می خواهید دروغ های دول متجاوز را کپی کنید؟
    http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=28359

  8. شبنم می‌گه:

    دولت احمدی نژاد باید تعارف رادر مورد ترکیه کنار بگذارد وسیاست فعالی را در رابطه با ترکیه اتخاذ کند. ترکیه صد در صد علیه منافع ایران با آمریکا، اسراییل و عربستان سعودی همکاری دارد.
    ترکیه بالاترین رقم ژورنالیست های در بند را در جهان از آن خود کرده است ولی دلقکان واشنگتن نشین ترکیه را بعنوان «مدل» برای مسلمانان تجویز می کنند تا از طریق ترکیه نوکرصفت بر سر و کول مسلمانان سوار شوند.
    ترکیه 12900 نفر ترک را بجرم «تروریسم» محکوم کرده است. نظرخواهی جهانی اسوشیتد پرس نشان داد که در طول 10 سال گذشته بیش از 35000 نفر به جرم » تروریست» محکوم شده اند که 12900 نفر از آنان در ترکیه بوده اند، اما چین با جمعیت بیش از 1.3 بلیون نفر حدود 7000 نفررا به این جرم محکوم کرد. در نتیجه مرض «تروریست» در ترکیه بسیار حاد است و از هر 5500 نفر ترک یک نفر *تروریست* است . چرا مهره های سبز این موضوع را افشا نمی کنند؟ چرا چهره «دموکراسی» ترکیه را آشکار نمی سازند؟
    آمار ذکر شده نشان می دهد که ترکیه نه تنها بالاترین درصد ژورنالیست های در بند در جهان را از آن خود کرده است بلکه یک سوم تروریست های محکوم شده را هم در پرونده سیاهش به ثبت رسانده است. بیخود نیست دلقکان صهیونیسم ترکیه را بعنوان *مدل * به افراد خنگ از جمله اپوزیسیون عامل ایران پیشنهاد می کنند.
    وزير كشور تركيه گفت : {افرادي كه مقابل كساني كه عليه تروريسم مبارزه مي كنند ، مي ايستند، خود نيز بخشي از اعضاي سازمان هاي تروريستي هستند.}
    http://www.rooyeshnews.com/news/42-1390-07-23-08-25-42/8226-3900930063758.html
    به گزارش «تابناک» تنها دو روز پس از پایان رسمی حضور رزمی آمریکا، که اکثر عراقیها برای آن لحظه شماری می‌کردند، اقدام سکولارهای مجلس عراق، این کشور را در بحرانی سیاسی فرو برد. اقدام اعتراضی این ائتلاف یادآور اختلافات قومی و مذهبی در عراق و طبیعت شکننده تقسیم قدرت در این کشور است.

    پس از خبر عدم شرکت ائتلاف العراقیه در پارلمان عراق یک کمیته قضایی عراق حکم جلب طارق هاشمی معاون سنی رئیس جمهوری این کشور را صادر کرد.

    سرتیپ کمال حسین از مقام های ارشد وزارت کشور عراق در یک کنفرانس خبری گفت: «براساس ماده چهارم قانون ضدتروریسم، حکم جلبی برای طارق هاشمی صادر شده و توسط پنج قاضی امضا شده است.» تعدادی از محافظان طارق الهاشمی اقرار کرده اند که آنان دستوراتی به طور مستقیم از جانب خود هاشمی ، مسئول دفتر و یا شوهر دخترش به نام احمد قحطام برای اجرای عملیات تروریستی در بغداد دریافت می کردند.

    اما آن چه تحولات عراق را بیش از پیش مهم و آن را از سایر تحولات متمایز می کند نقش و جایگاه بعضی کشورهای منطقه‌ از جمله عربستان سعودی و ترکیه است که مخالفت این دو کشور با دولت فعلی عراق چیز پنهانی نیست. به طوری که نوری المالکی در یکی از آخرین اظهارات خود به صراحت اعلام کرد: وی بیش از این که نگران دخالت ایران در عراق باشد، عمدتا نگران تهدیدهایی است که از سوی ترکیه، عراق را نشانه رفته است زيرا اين كشور همواره در امور داخلي عراق دخالت مي‌كند و با استفاده از برخي از گروه‌ها و شخصيت‌هاي سياسي و سفراي خود در اين زمينه اقدام مي‌كند كه اين امر از سوي دولت عراق همواره محكوم شده است.

    در ادامه مالکی به دولت عربی که عراق را بایکوت کرده‌ است اشاره کرد که منظور نخست وزیر عراق از کشور عربی که عراق را بایکوت و حاکمیت ملی این کشور را نقض کرده، عربستان بود. این کشور از آغاز استقرار دولت شیعی در عراق، مواضع دشمنانه‌ای علیه این کشور داشته و تا کنون هم سفارتخانه‌ای در عراق تأسیس نکرده است.

    از زمان انتخابات پارلمانی عراق در اواخر سال 88 نشانه‌های همراهی ترکیه، عربستان و مصر زمان مبارک همراه با سایرکشورهای حاشیه خلیج فارس که به عنوان متحدین آمریکا قلمداد می شوند در مقابل نزدیکی روابط ایران و عراق به وضوح قابل مشاهده بود.

    حمایت‌های سیاسی و مالی این کشورها در پناه حمایت های آشکار و پنهان امریکا از فهرست العراقیه، به سکولارها و بعثی‌های مخالف ایران این فرصت را داد که با استفاده از جدایی و تفرقه شیعیان به عنوان بزرگترین فراکسیون پارلمان غراق ظاهر شوند هر چند دو فهرست بعدی متشکل از طرفداران نوری المالکی و ائتلاف عراق یکپارچه نیز هر یک ارایی نزدیک به فهرست العراقیه به دست آوردند.

    بعضی از عناصر شناخته شده العراقیه از جمله طارق الهاشمی و صالح المطلک که مواضع کاملا ضد ایرانی دارند، چنان به ترکیه نزدیک هستند که کردهای عراق، آنها را به دریافت مستقیم دستور از وزارت خارجه ترکیه متهم می‌کنند. حمایت‌های مالی عربستان نه تنها نصیب علاوی و دوستانش شد حتی خبرهایی دال بر تلاش عربستان برای تطمیع فهرست کردها با پرداخت میلیاردها دلار برای جدایی از شیعیان نیز شایع شد.

    ترکیه که در صحنه سیاست سوریه حتی با ارسال سلاح از عوامل خود در سوریه حمایت می‌کند این بار در صحنه عراق نیز پا را از حدود معمول خود فراتر گذاشته است. اگر تا امروز ترکیه به بهانه مقابله با پ‌ک‌ک حاکمیت ملی و مرزهای عراق را نقض می‌کرد‌، حال تروریست‌هایی که در پناه طارق الهاشمی به تلاش برای ترور نوری المالکی دست زده‌اند اعتراف می‌کنند که در ترکیه آموزش نظامی دیده و عربستان از آنها حمایت مالی کرده است.

    اردوغان و دولتش امروز از عدم همراهی با آمریکا در حمله به عراق ابراز پشیمانی می کنند بنابراین نفع خود را در این می بینند که هر چه بیشتر با آمریکا همراهی کنند. این همراهی خود را به صورت پذیرش استقرار رادرهای امریکایی(سپر دفاع ضد موشکی) در خاک ترکیه، حداکثر تلاش در راستای منافع غرب در سوریه، لبنان و عراق و تلاش برای تغییر مسیر بیداری اسلامی به همراه عربستان و قطر و دیگر شیخ‌نشین‌های خلیج فارس نشان داده است.

  9. شبنم می‌گه:

    نفرین بر رجب طیب اردوغان، مهره آمریکا و اسراییل در منطقه

    صدای مردم می نویسد:

    نقش فعالانه دولت ترکیه در بی ثبات کردن رژیم سوریه از طریق دادن کمک های بلاعوض به «شورشیان» سوریه، هر روز از روز پیش بیشتر آشکار می شود. چون مداخله ناتو، همانند آن چه در لیبی گذشت، به علت وتوی روسیه و چین، غیرممکن به نظر می رسد، راه حل دیگری در حال شکل گرفتن است. در واقع، ژنرال آمریکائی کلیولند و فرماندهان عالی رتبه فرانسوی (از اعضای «مدیریت عمومی امنیت خارجی») در حال حاضر در ترکیه و در مرز سوریه به فعالیت مشغولند تا نخستین گروه های «ارتش آزاد سوریه» را برای مبارزه چریکی شهری آموزش دهند. و از سوی دیگر، قاچاق اسلحه در مرز دو کشور از سوی فرانسویان و ترک ها، نه تنها مجاز است بلکه تشویق هم می شود
    اردوغان که در ملاء عام از غیر مذهبی بودن (لائیسیته) حکومت، دموکراسی و آزادی در کشورش سخن می گوید، کارنامه اش در موارد ذکر شده درخشان نیست. گزارش ٢۶ اکتبر ٢٠١١ گزارشگران بدون مرز در باره روزنامه نگاران و دانشگاهیان بی شماری که به علت نوشتن مقاله یا ایراد سخنرانی در مورد حزب «عدالت و توسعه» تحت تعقیب قرار گرفته اند یا رفتار با کردها، افشا کننده سراشیبی است که ترکیه در حال غلتیدن در آن است. در گزارش نام برده آمده است که از سال ٢٠٠٩ تا کنون، بیش از ٨ هزار نفر به علت استفاده از آزادی بیان دستگیر شده اند. به عبارت دیگر، نباید حسرت ترکیه کنونی را نسبت به ترکیه نظامیان سال های ١٩٨٠خورد. این رفتار ربطی به دموکراسی اسلامی که تا این حد در ترکیه در باره آن داد سخن می دهند، ندارد.
    در روز ٢٢ نوامبر ٢٠١١، دادگاهی برای محاکمه دو روزنامه نگار یعنی ندیم سنر ( برنده جایزه انستیتو بین المللی روزنامه نگاران) و احمد سیک آغاز شد. آنان گناه نابخشودنی افشای فساد و ارتشاء را در بطن پلیس کشور و رخنه اسلام گرایان تندرو را در سازمان های آن مرتکب شده بودند. آلن فرانشون، سرمقاله نویس روزنامه لوموند در این باره می نویسد:«سیک و سنر با کمک دیگران، تحقیقاتی را آغاز کرده اند که دولت را به دردسر انداخته است. آنان در باره ارتشاء، زد و بند ها، اجازه رخنه کردن اسلام گرایان تندرو در دستگاه امنیتی کشور به گرد آوری مدارک پرداختند. این فعالیت آنان دولت را معذب می کند. همانند ده ها روزنامه نگار دیگر، آنان نیز در زندان نگه داشته شده اند. این در حالی است که دولت کارزار ترساندن تمام کسانی را که جرات انتقاد از دولت را پیدا کرده اند، به راه انداخته است». از سوی دیگر، یوهان بیهر، گزارشگر بدون مرز می نویسد: «در حال حاضر، تقریبا ٧٠ روزنامه نگار در زندان های ترکیه به سر می برند که حد اقل ١۵ تا ٢٠ نفر از آنان فقط به جرم فعالیت حرفه ایشان دستگیر شده و بدون محاکمه در زندان نگه داشته شده اند».
    و این در حالی است که گزارشگران بدون مرز، ترکیه را از لحاظ آزادی بیان در مقام ١٣٨مین(در بین ١٧٨ کشور) قرار می دهند. بدین قرار، ترکیه بسیار دورتر از کشورهائی مانند تانزانیا (۴١مین)، بورکینا فاسو(۴٩مین) یا سنگال (٩٣مین) قرار گرفته است. به علت افزایش بی حد و مرز دستگیری ها، نگه داشتن در زندان بدون محاکمه و احکام صادره بر علیه روزنامه نگاران، سازمان نام برده ترکیه را به عنوان کشوری به شمار می آورد که باید با دقت زیر نظر قرار گیرد.
    و سر انجام، گزارش های مربوط به سازمان های حقوق بشر نشان می دهد شمار کسانی که تحت شکنجه یا رفتارهای خلاف انسانیت قرار گرفته اند از ٨٧۶ مورد در سال ٢٠٠٢ (یعنی از سال به قدرت رسیدن حزب «عدالت و توسعه» به ١٨٣۵ مورد در سال ٢٠٠٩ رسیده است.
    http://www.sedayemardom.net/news/articles_detail_news.php?aid=1322

    در مقاله «رواج تروریسم در حکومت اردوغان» می نویسد:Eren Buğlalılar
    The Associated Press carried out a survey on terrorism convictions in the world. According to the findings of the survey, at least 35,000 people were convicted of terrorism in the world in the last ten years. 12,897 of them were convicted in Turkey. (For comparison, China, with a population of 1.3 billion, has 7,000 people convicted of terrorism.) In other words, Turkey alone accounted for one third of the world total. A rough estimate shows the size of the epidemic of terrorism in Turkey: of every 5,500 Turkish citizens, one is a terrorist.
    اردوغان با بهانه تروریسم عده کثیری از مردم ترکیه را به زندان فرستاده است و سپس بدون هیچ شرمی به بشار اسد دستور می دهد که از قدرت کنار رود. کسی که باید از قدرت کنار رود طیب رجب اردوغان شیاد و نوکر صفت است نه بشار اسد. بشار اسد نوکر اسراییل نیست اما ترکیه بیش از 63 سال است که در خدمت اسراییل و صهیونیسم و علیه مردم فلسطین در منطقه عمل کرده است و اکنون با حقه بازی می خواهد خود را حامی مردم فلسطین نشان دهد که هیچکس دروغ اردوغان را باور نخواهد کرد جز عده ای جاهل نظیر اپوزیسیون عامل ایران.
    طبق گزارش آسوشیتد پرس، حدود 35000 نفردر جهان طبق قانون «تروریسم» محکوم شده اند که از این تعداد حدود 12900نفر از آنها در ترکیه بوده اند. در حقیقت یک سوم از 35000 نفر محکوم از آن ترکیه است.
    http://mrzine.monthlyreview.org/2011/buglalilar271211.html
    روشن نیست که چگونه سران کاخ نشین در واشنگتن ترکیه را بعنوان «الگو» می خواهند به مردم عرب و سران نوکرصفت آن بفروشند. تاکنون هیچ کشورعرب یا مسلمان به این پیشنهاد اعتنایی نکرده است و افراد با اطلاع به این پیشنهاد خندیده اند. ترکیه و آمریکا باید ابتدا دموکراسی را در کشورهای خود پیاده کنند . در ضمن دست از صادر کردن «دموکراسی» به کشورهای دیگر با کمک بمب و سلاح کشتار جمعی – سوریه و ایران – بردارند. کسی به «رهبران» جنایتکاراین دول که کشتار میلیونی مردم منطقه و قتل عام مردم لیبی را در پرونده سیاه خود دارند اعتنایی نخواهد کرد.

  10. شبنم می‌گه:

    ویدئو زیر دروغ های جبهه فاشیسم یعنی آمریکا – اسراییل – انگلیس و همدستان آنان برای تحمیق توده های مردم بخصوص غرب را برمی شمارد و به بیننده هشدار می دهد که اکثر جنگ های خانمانسوز با پخش *دروغ* دول امپریالیستی از جمله آمریکا – اسراییل – انگلیس بر پا شده اند که نمونه بارز آن جنگ جهانی اول ، دوم و جنگ های ده ساله اخیر بخصوص عراق و لیبی است.
    در پخش دروغ های امپریالیسم، رسانه های صهیونیستی نقش مهمی ایفا می کنند. در ضمن چپ غرب یعنی تروتسکیست ها که با انگشت افراد را بنفع منافع اسراییل بازی می دهند اکنون صد در صد در خدمت جبهه فاشیسم یعنی همان صهیونیسم فعالیت دارند.
    سایت های «مترقیون» غرب نظیر سایت عامل سازمان سیا خوان کول informed comment – سایت نوام چامسکی – Zmag که اخیرا» از «پرواز منطقه ممنوع» زیر لوای «دخالت بشردوستانه » بنفع ناتو/آمریکا حمایت کرد- و سایت لوئیس پرایکت تروتسکیست که نقش «ضد امپریالیسم» ، نظیر نوام چامسکی و باند او استیون زونز، را بازی می کند که دروغی بیش نیست، امروز فعالتر و بی پرواتر بلندگوی جبهه امپریالیسم برای برپایی «حکومت جهانی» به روش پروتوکال ( استراتژی اسراییل در سال های 1980″ شده اند ) نظیر اپوزیسیون عامل ایران – و فعالانه درجهت همراه کردن توده ها با پخش دروغ های امپریالیسم به این جبهه کمک می رساند.

    اپوزیسیون عامل ، خودفروش وجاهل ایران باید این ویدئو را ببیند تا شاید قبل از کپی برداری از دروغ های امپریالیسم/صهیونیسم، آمریکا – اسراییل – انگلیس و همدستان آنان کمی فکر کند. این مهره ها که سازمان جاسوسی غرب نام «سبز» بر آنان نهاده اند، باید بدانند که پخش دروغ های جبهه فاشیسم که نقاب «حقوق بشر» بر چهره سیاه خود زده است جز نابودی اپوزیسیون عامل و خودفروش ایران و منطقه نخواهد بود.
    دوستان :
    چپ در غرب که ایرانیان مقلد آنانند – اتحادیه های کارگری را هم در بر می گیرد – زیر نقاب تروتسکیسم که همان صهیونیسم است فعالیت دارند و افکار عمومی را بنفع صهیونیسم جهانی شکل می دهند.
    تروتسکیم = صهیونیسم
    آگاه باشید.

  11. شبنم می‌گه:

    “پرواز منطقه ممنوع” باید «منطقه پرواز ممنوع» خوانده شود. پوزش می خواهم.

  12. Bahador می‌گه:

    Free Syrian Army is MAN MADE. These pawns are under control of zionists and its took TURKEY. Erdugan like other western ‹leaders› are a war criminal.

    http://mrzine.monthlyreview.org/2012/jaza020112.html

  13. Reza می‌گه:

    دستمزد کامنت‌گذاری؛ ساعتی هفت‌هزار تومان
    ختلاف و درگیری میان کاربران وابسته به حاکمیت در شبکه‌های اجتماعی که باعث فاش شدن حقوق «افسران جنگ نرم» شد جنجالی تازه آفرید. به گفته یک بلاگر اصولگرا، آنها به ازای هر ساعت کامنت‌گذاری یا تولیدمحتوا در اینترنت، 70هزار ریال دستمزد دریافت می‌کنند.
    فاش شدن مبلغ دستمزد این افراد با استقبال سایت‌های مخالف حکومت و تکذیب اصول‌گرایان مواجه شد، اما یک بلاگر اصول‌گرا پس از گفت‌وگو با شخصی که برای نخستین بار این مطلب را فاش کرده، خبر داد که وی بر ادعای خود تاکید می کند.
    جریان از آن‌جا آغاز شد که در یکی از شبکه‌های اجتماعی، اختلافی میان اصول‌گرایان رخ داد و یکی از آن‌ها نوشت که «افسران جنگ نرم» برای کامنت‌گذاری و تولید محتوا در اینترنت، نظیر «پرونده‌سازی» ساعتی هفت هزار تومان دریافت می‌کنند.
    افسران جنگ نرم، گروهی از نیروهای نزدیک به حاکمیت هستند که پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز خرداد 88 وارد فضای مجازی شده و به دفاع از جمهوری‌اسلامی می‌پردازند.
    فعالیت‌های این افراد، که از آن‌ها با عنوان زیرمجموعه ارتش سایبری سپاه پاسداران نیز یاد می شود، شامل کامنت‌گذاری، حضور در شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌نویسی وبه اصطلاح «تولید محتوا» برای دفاع از جمهوری اسلامی است.
    تشکیل این گروه با انتقاد برخی اصول‌گرایان مواجه شده بود که مبتکران آن را افرادی با «تز‌های احمقانه» دانسته بودند که نتیجه تلاش آن‌ها در جنگ نرم، «بی‌ثمر و ناموفق» بوده است.
    برخی گروه‌های اصول‌گرا پیش از این درباره هزینه‌ این گروه‌ها نوشته بودند: «اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در مقابل‌ خرج‌های غیرضروری و بی‌برنامه نهاد‌های انقلاب، عددی محسوب نمی‌شود».
    سایت «جهاد مجازی» همچنین «افسران جنگ نرم» را به مشکلات اخلاقی متهم کرده و پرسیده بود: «چرا بسیاری از خواهران فعال در این بخش که از قدیم کار می‌کردند امروز چادر و دین و مذهب را فقط بخاطر مسائل غیر اخلاقی که از امثال من و شما در نت دیده‌اند کنار گذاشته‌اند؟»
    انتشار این خبر در دنیای مجازی، باعث واکنش برخی سایت‌های اصول‌گرا شد. سایت جهان‌نیوز، نزدیک به علی‌رضا زاکانی، انتشار این خبر را به سایت خبری العربیه نسبت داد و نوشت: «ادعای پولی بودن فعالیت بسیجیان در اینترنت به دنبال آن از سوی رسانه سعودی و سایر رسانه های ضد انقلاب دنبال می شود که با حضور وبلاگ نویسان بسیجی و متعهد در عرصه سایبری شاهد پاسخ به شبهات، مقابله با دروغ پردازی ضد انقلاب و کمتر شدن اخبار زننده در اینترنت بوده ایم».
    وب‌سایت صراط ‌نیوز، نزدیک به حسین شریعتمداری، نیز این خبر را به وب‌سایت بالاترین نسبت داد و ادعای دریافت حقوق از سوی افسران جنگ نرم را تکذیب کرد.
    این در حالی بود که پیش از این حسین همدانی، از فرماندهان سپاه، در این باره گفته بود: «افسران جنگ سایبری ما در آینده نزدیک عملیات آفند فرهنگی خود را نیز آغاز خواهند کرد ضمن آنکه ما دو مرکز جنگ سایبری در تهران فعال کرده ایم».
    وی پیش از آن هم طی یک نشست خبری گفته بود که «شورای سایبری بسیج بیش از 1500 تکاور جنگ سایبری را تربیت کرده که شروع به فعالیت کرده‌اند و در آینده فعالیت انبوه خواهند داشت».
    عبدالرضا خوشنویس٬ دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان فارس نیز ماه گذشته خبر داده بود که این ستاد به منظور مقابله نرم با «سایت‌های آلوده» قصد دارد «جنبش کامنت‌گذاری پاک» راه‌اندازی کند.
    او افزوده بود که این طرح در مرحله شناسایی قرار دارد و پس از جذب نیرو٬ فعالیت‌ها در خصوص نظارت و پالایش اطلاعات سایت‌ها آغاز می‌شود.
    به گفته وی «اگر در مقابل یک وبلاگ غیراخلاقی چند بار کامنت‌ ایجاد شود، خواه‌ناخواه تاثیر آن به مراتب کمرنگ می‌شود».
    یک فرمانده سپاه نیز اعلام کرده بود موسسه‌ای خاص برای مقابله با تهدیدات سایبری از سوی قرارگاه خاتم‌الانبیا ایجاد شده است. وی دلیل این امر را جدی بودن «تهدیدات سایبری» دانسته و گفته بود «اقدامات گسترده‌ای» دراین حوزه انجام شده است.

  14. شبنم می‌گه:

    ستون پنجم ابله و بیسواد ایران حتی قادر نیست یک کامنت بی ارزش با استفاده از مغز کوچک خود تولید کند بنابراین خزعبلات دیگران را highlight و Copy کرده اینجا paste می کند.

    خفقان بگیرید جاهلین خودفروش ، تجزیه طلب و پادوی لابی اسراییل. بجای این آشغال ها سواد آموزی کنید تا به این درجه از پستی و خواری سقوط نکنید.

  15. شبنم می‌گه:

    طرح محرمانه دشمنان مقاومت عليه سوريه فاش شد

    آمريكا با ادعاي‌ايجاد امنيت در منطقه توطئه‌هاي جديدي را براي دخالت در سوريه طراحي كرده كه مردم كشورهاي عربي اسد را محبوبترين رهبر جهان عرب انتخاب كرده‌اند. آمريكا كه منافع خود را در نابودي مقاومت مي‌داند زنجيره‌اي از تحركات را براي به زانو در آوردن سوريه به كارگرفته است. اقداماتي كه از ‌ايجاد فضاي ناامني و حمايت از گروه‌هاي شبه نظامي گرفته تا فضاسازي‌هاي بين المللي و يارگيري براي اعمال فشار بر سوريه را شامل مي شود. در همين چارچوب آمريکا به دنبال اجراي طرح محرمانه جديدي براي حمايت از عناصر مسلح داخل سوريه است.

    مجله آمريکايي «فارن پالسي» به نقل از مسئولاني در کاخ سفيد فاش کرد، آمريکا در حال تدوين طرح محرمانه جديدي براي حمايت از عناصر مسلح در سوريه است.اين طرح در چارچوب همان مواضع قبلي آمريکا است که از عناصر مسلح خواسته بود سلاح خود را به زمين نگذارند. آمريكا كه از موفقيت در سوريه نااميد شده با‌ايجاد فضاي رسانه‌اي و سياسي و حمايت‌هاي گسترده از شبه نظاميان به دنبال ادامه بحران سازي در سوريه است.‌اين اقدام با حمايت قطر، عربستان، تركيه و صهيونيست‌ها صورت مي‌گيرد. دفتر شوراي امنيت ملي آمريکا تدوين عمليات محرمانه‌اي را با گزينه هاي متعدد آغاز کرده، که از جمله آنها‌ايجاد گذرگاه در مرزهاي سوريه و ترکيه و افزايش کمکها به عناصر مسلح است. در‌اين طرح همچنين قرار است همانند ليبي فردي به عنوان هماهنگ کنند ويژه براي ارتباط با مخالفان سوريه تعيين شود.در همين حال روزنامه انگليسي روزنامه ديلي استار با اشاره به حضور عوامل سيا و MI۶ (سرويس جاسوسي انگليس) در خاک سوريه از طرح محرمانه وزارت دفاع انگليس براي‌ايجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز سوريه با کمک گرفتن از ناتو پرده برداشت. وزارت دفاع انگليس در‌اين طرح فوق سري که با نظارت ناتو دنبال مي شود در صدد‌ايجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز سوريه است. كشورهاي غربي با‌اين اقدامات سعي دارند تا فضاي سوريه را ناامن نشان داده تا بر ناآرامي‌هاي كشور افزوده و در نهايت رضايت جهاني را براي حمله به سوريه جلب نمايند. ‌غرب در چارچوب‌اين اقدامات به يارگيري منطقه‌اي پرداخته چنانكه در ادامه کارشکني‌هاي مخالفان دمشق در ماموريت هيئت ناظران اتحاديه عرب در سوريه، پارلمان عربي نيز خواستار خروج ناظران عرب از سوريه شد.‌اين ادعا در حالي مطرح شده كه يک مقام بلندپايه اتحاديه عرب اعلام کرد که بر خلاف خبرسازي‌هاي موجود، کار ناظران عرب در سوريه طبق پروتکل اتحاديه عرب در جريان است و مدت ماموريت آنان نيز يک ماه است.

    تحركات غربي و عربي عليه اسد در حالي ادامه دارد كه در نظرسنجي انجام شده از سوي «گروه مناظره‌هاي دوحه» که يک موسسه تحقيقاتي قطري است، نشان مي دهد که «بشار اسد»، رئيس جمهور سوريه ميان سوري‌ها و منطقه مشرق عربي از محبوبيت بالايي برخوردار است. در چارچوب حمايت از سوريه «ايمان عياد»، مجري اردني الجزيره در اعتراض به دروغ پردازي‌هاي خبري و تحريف حقايق شبکه قطري «الجزيره» از کار در‌اين شبکه استعفا داد و مجريان سوري فعال در‌اين شبکه را به عدم همکاري با‌اين شبکه فراخواند. همچنين شيخ ‹محمد يزبك› عضو شوراي مركزي حزب الله لبنان گفت: حزب الله در كنار سوريه باقي خواهد ماند چرا كه‌اين كشور به دليل پشتيباني از جريان هاي مقاومت مورد بازخواست غربي ها قرار گرفته است.

    http://www.siasatrooz.ir/vdcjymea.uqeyazsffu.html

  16. شبنم می‌گه:

    برهان غلیون عامل و جاسوس غرب که صورت کریه خود را زیر نقاب «اپوزیسیون» سوریه – مانند مهره های خودفروش سبز- پنهان کرده است همچنان به دسیسه علیه مردم سوریه برای بر مسند نشانده شدن تلاش می کند. برهان غلیون همکار رضوان زیاده از «مخالفین» اسد درسازمان سیا( NED ) آموزش دیده و قلاده گردنش نظیر مهره های سبز توسط هیلاری شل و سفت می شود.

    نفرین بر جاسوسان وعاملین سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی غرب که نقاب «اپوزیسیون» بر چهره زده اند. عاملین خودفروخته را بطور وسیع رسوا کنید.

    http://mrzine.monthlyreview.org/2012/jaza040112.html

    ابراهیم جزا کاریکاتوریست سوریه غلیون را بصورت پیپ ترسیم کرده است. ترجمه «غلیون » در عربی پیپ است. گویا برهان غلیون نظیر ستون پنجم ایران توسط جنایتکاران جنگی برای کنترل منطقه «استعمال» می شود و پس از «استفاده» به سطل آشغال روانه خواهد شد نظیر خودفروشان قبلی.

  17. شبنم می‌گه:

    ● هدف ایالات متحده از طرح خاورمیانه بزرگ :

    یکی از سیاستمدارن حزب سبزهای فرانسه در مورد پروژه خاورمیانه بزرگ گفته است که این طرح خطرناک در لباس و آرایش زیبایی از آزادی و دموکراسی به جهان ارائه شده است ولی هدفی جز کنترل و در اختیار گرفتن منابع و لوله های نفتی ندارد..!در واقع منطقه خاورمیانه که از کشورها،ملت ها،زبان و فرهنگ های مختلف تشکیل شده است انرژی کره زمین را در حال حاضر تامین می کند ولی خود منطقه ای فقیر و محروم به شمار می رود.
    مجله » نیروهای مسلح امریکا » (2) وابسته به پنتاگون در مقاله ای به قلم رالف پترس با نام «مرزهای خونین» بیان داشت که استقرار دموکراسی در جهان بدون تغییر مرزهای خاورمیانه امکان پذیر نیست.نویسنده این مقاله که یکی از استراتژیست های معروف نظامی وابسته به نئوکان ها می باشد آشکارا می نویسند : برای گسترش دموکراسی و از میان بردن ریشه های تروریسم باید مرزهای خاورمیانه بار دیگر تعیین شود!(جنایتکاران جنگی و ستون پنجم نوکرصفت خوابش را به گور خواهند برد)
    ● بنیادها و افراد همسو :
    الف) بنیاد پژوهش های سیاسی« امریکن اینترپرایز» که دیک چینی یکی از شناخته شده ترین چهره های وابسته به آن است از عمده ترین نهادهای تحقیقاتی است که تا کنون بررسی های زیادی را پیرامون کشورهای خاورمیانه و به ویژه قفقاز انجام داده است.نتایج این بررسی ها عمدتا بر حول محور تقویت سیاست های قومی و ایجاد تنش های قومی در قفقاز،ایران و … بوده است.موسسه ی امریکن اینترپرایز در سال 1943 در در واشینتگتن دی سی دایر شد و زیر لوای نام هایی چون گسترش دموکراسی و آزادی اقدام به ارائه ی انگاره ها و دستور کار ها می نماید.در زمان حکومت جورج دبلیو بوش نیمی از پرسنل عالی رتبه دولت بوش با این بنیاد همکاری می کردند.کسانی همچون پل ولوفویتس (معاون وقت پنتاگون) مایکل لدین (تئوریسین و مشاور خارجی در دولت های امریکا با گرایش های شدید ضد ایرانی) ریجارد پرل،جیمز وولسی (رئیس اسبق سیا) و بسیاری دیگر از سیاست گزاران امریکایی در این بنیاد فعالیت کرده و سیاست های خاورمیانه دولت های محافظه کار امریکا را طرح ریزی می کنند.
    همین تیم پروژه ی «طرح برای یک قرن جدید آمریکایی» را برای دولت بوش تنظیم کرد و در بعد رسانه ای شبکه ها و مجلاتی چون فاکس نیوز،نشنال رویو،نیو پابلیک،ویکلی استاندارد و چندین هفته نامه و فصل نامه و موسسه تحقیقاتی دیگر در مدار فکری آن قرار گرفته اند.
    در این حلقه فکری کسانی چون لئو اشتراوس (فیلسوف سیاسی یهودی- آلمانی) با همکاری هانا آرنت، در دانشگاه شیکاگو قرار دارند و از نظر فلسفه ی سیاسی نئوکان های امریکایی را تقویت می کنند.اندیشه اشتراوسی بر این پایه فکری بنا نهاده شده است که دموکراسی غربی با الهام از اندیشه های یونانی و تقسیم گیتی به خیر و شر نجات دهنده جهان می باشد.بنا بر این یا باید دموکراسی غرب بر جهان غلبه کند و یا جهان در حالت بی روحی و بربریت باقی خواهند ماند.بنابر این دموکراسی غربی حتی اگر لازم باشد باید به زور اسلحه در کشورهای جهان حاکمیت یابد.
    البته لازم به یادآوری است که در مرحله عمل ،پیاده کردن دموکراسی و آزادی از سوی سیاستمداران پیرو این فلسفه سیاسی بایستی در راستای سیاست های امریکا و با در نظر گرفتن منافع بلند مدت و میان مدت این دولت باشد.جمله معرف رامسفلد در مورد این که هرگونه اقدام به جنگ اتمی باید با در نظر گرفتن سیاست های امریکا و امنیت اسرائیل باشد به صورتی شیوا گویای نیات درونی سیاستمداران نئو محافظه کار امریکایی می باشد.
    در حال حاضر بنیاد سروس یکی از بزرگ ترین نهادهای غیر سیاسی است که جنبشهای قومی و تجزیه طلبانه را در ترکیه و ایران کانالیزه کرده و از این حرکت ها حمایت مالی،سیاسی می نماید.از لحاظ تئوریک نیز همین بنیادها با تئوریزه کردن گفتمان های قومی از طریق خالی کردن دموکراسی و آزادی از محتوای راستین و جایگزینی اهداف ضد ملی به جای آنها ،لباسی از دموکراسی و حقوق بشر بر تن تجزیه طلبی و جنگ قومیت ها در منطقه می پوشانند.
    در این بنیادها بر روی تیره ها و اقوام ایرانی مطالعات گسترده ای صورت می گیرد،ظرفیت ها و تاریخچه ی هر یک و رابطه قومیت ها با یکدیگر به دقت بررسی می شود.نقاط قوت و ضعف هر کدام،جهش ها و سهم سیاسی شان در تاریخ ایران موشکافی می گردد و در نهایت برای هر کدام برنامه ای ساماندهی می شود.گاهی تلاش می کنند از خرده فرهنگ های ایران،فرهنگ مستقلی تصویر کنند و سپس نام «قوم» یا «خلق» بر آن می نهند.نویسنده های وابسته یا مرتبط با این گونه بنگاه ها مامور می شوند تاریخ مستقلی برای هر قوم بنویسند و سرنوشت آن را جدا از سایرین بنمایانند.آنگاه است که اندک اندک از واژه «ملت» برای تیره ها و گویندگان یک لهجه استفاده می شود تا زمینه برای تنش های درونی میان ایرانیان در سالها و بلکه دهه های آینده آماده شود.
    نوشته های تحریف شده و جهت دار برندا شافر صهیونیست(استادیار دانشگاه تل آویو و از کارمندان بنیاد سروس) با موضوع برادری و مرزها در ایران (3) از جمله اقدامات آشکار موسسه سروس در تئوریزه کردن جنگ قومیتی در ایران بوده است.این کتاب از سوی افراد وابسته به جرج سروس در ایران با نام مستعار ترجمه ،چاپ و به صورت رایگان توزیع گردید.
    هم اکنون بنیاد سروس در جمهوری به اصطلاح آذربایجان به شدت فعال بوده و از حامیان عمده طرح خاورمیانه بزرگ می باشد.همه ساله به دهها تن از فعالین گروه های قومی در این بنیادها (مستقر در ترکیه و به اصطلاح جمهوری آذربایجان) آموزش هایی در مورد براندازی های نرم،انقلاب مخملی و… داده شده به ایران فرستاده می شوند و یا از طریق اینترنت با این نهادها و افراد هماهنگ می گردند.
    ج) موسسات و بنیادهای آلمانی :موسسات و بنیادهای به ظاهر موقوفه آلمانی ِ مستقر در اقلیم کردستان و ترکیه به عنوان یکی از بازوهای حامی طرح خاورمیانه بزرگ، تلاش دارند در صورت تحقق چنین پروژه ای منافع آلمان را در بازی سیاسی تامین کنند.این بنیادها با حمایت از گروه های سیاسی کرد در شمال عراق و ترکیه و حمایت از احزاب سیاسی ترک و طرفدار سرکوب کردها هم بر شدت بحران می افزایند و هم میزان وابستگی کردها به خود را افزایش می دهند زیرا این وابستگی متضمن نفوذ دولت آلمان در میان کردها خواهد بود.
    لازم به یادآوری است که جایگاه ترکیه در طرح خاورمیانه بزرگ همچون ایران جایگاهی است نگران کننده.چرا که بر اساس این طرح ترکیه به سه قسمت تقسیم می شود و ناحیه جنوبشرق (کرد نشین) و شمال شرق (زمین هایی که ارامنه در مورد آن ادعا دارد) از این کشور جدا خواهند شد.علاوه بر این اظهارات رجب طیب اردوغان پس از دیدار با جرج بوش در کاخ سفید در سال 2004 مبنی بر حمایت دولت ترکیه از این طرح ،نگرانی هایی را در میان محافل ترکیه بر انگیخته است.
    بنابراین آلمان (در خدمت صهیونیسم) نیز تلاش دارد با نفوذ در این کشور همچون امریکا از منابع انرژی شمال عراق بهره کافی را ببرد.
    تز تقسیم قدرت بزرگ به تکه های کوچک تر: ایران در منطقه موسوم به خاورمیانه (که تا دویست سال پیش بر نیمی از آن تسلط داشت) کشوری قدیمی به شمار می رود و در واقع صاحبخانه آن است.ایالات متحده نمی تواند هیچ طرحی را در این منطقه بدون کسب رضایت دولت ها و حکومت های حاکم بر ایران پیش ببرد ،همانطور که تا کنون در عراق،فلسطین،افغانستان و… ناکام بوده است.از این منظر اندیشه از میان برداشتن این قدرت منطقه ای همواره برای سیاست گذاران تندرو امریکایی جذاب بوده است،از طرفی اسراییل نیز به عنوان یک اقدام انتقام جویانه نسبت به ایجاد جنگ داخلی در ایران و تحریک قومیت ها دلبستگی دارد.از این روست که سرویس های اطلاعاتی این کشور در کنار سیا ، ام.آی.6 و میت در تحریک ایرانیان برای ایجاد تنش های قومی و داشتن گرایش های منطقه ای نقش قابل توجهی دارند.
    اما به جرات می توان گفت که در ایران هیچگاه به خودی خود تنش قومی رخ نمی دهد.زیرا در هیچیک از ادوار تاریخ ایران به ویژه تاریخ همروزگار چنین اتفاقی رخ نداده است.وجود ریشه های نژادی و زبانی و فرهنگی مشترک در میان ایرانیان از دیرباز تا کنون مانع بزرگی در برابر این پدیده است.
    ● حمایت های سیاسی و مالی امریکا از گروه های قومی در ایران: بحث پشتیبانی مالی و سیاسی و تئوریک بیگانگان از گروهک های متحجر قوم گرا و منطقه گرا در ایران چیزی نیست که نتوان آن را به آسانی اثبات کرد.مقامات بلند پایه امریکایی بارها و بارها در سخنان خود بر این موضوع تاکید کرده اند که در صدد هستند ایران را از درون متلاشی کنند و به کشور های کوچکتر تقسیم نمایند.دلایل این موضوع از دیدگاه امریکایی نیز در سطور بالا به صورت اجمالی ذکر شد.
    استفاده امریکا از گروه های دست آموز مسلح در نواحی مرزی ایران که هر روز گروهی از مرزداران ِ کشورمان را به شهادت می رسانند و اقدام به بمب گذاری در شهرها و یا بستن جاده های بین شهری می کنند چیزی نیست که از نظرها دور مانده باشد.چرا که هم سرکرده این گروها (در جنوبشرق و شمالغرب) به این حقیقت اذعان دارند و هم مقامات امریکایی گاه و بیگاه به این موضوع به عنوان یک اهرم فشار علیه ایران اشاره می کنند.
    فردی موسوم به حاج احمدی رهبر گروه تروریستی پژاک که در سال 1990 تاسیس شده است در یکی از سفرهای خود(آگوست 2006) به ایالات متحده در گفتگو با واشینگتن تایمز هدف از این مسافرت را دریافت کمک های مالی،سیاسی و نظامی از دولت امریکا برای سرنگونی حکومت ایران عنوان کرده و متعاقب آن افسران امریکایی برای آموزش نیروهای پژاک در شمال عراق وارد ارودگاه های این سازمان شدند.دوربین خبرنگار تلویزیون ای.آر.دی آلمان نیز به هنگام تهیه خبر از اردوگاه های پژاک به حضور نظامیان و افسران امریکایی در این کمپ ها اشاره نمود و رهبر پژاک نیز در سخنان خود حضور گروهش در عراق را امتیازی برای امریکا دانست.
    «سیمور هرش » در مقاله ای با عنوان «عملکرد بعدی» در نشریه نیویورکر به نوع استفاده امریکا و متحدانش از این گروهها اشاره کرده و به صورت گویا به وابستگی سازمان های قومی و هدف از تاسیس آن ها پرداخته است. « در شش ماه گذشته اسراییل و امریکا به گسترش حمایت خود از پژاک شدت بخشیده اند.این گروه اخیرا یورش هایی به درون مرزهای ایران انجام داده است.یکی از مشاوران دولت امریکا که ارتباط نزدیکی با پنتاگون دارد به من گفت :…پنتاگون روابط پنهانی را با گروه های قومی آذری،کرد و بلوچ برقرار کرده است و آن ها به افزایش اقدامات برای تحلیل بردن اقتدار دولت ایران در نواحی شمال غربی و جنوب شرقی ترغیب کرده است.اسراییل حتی به گروه های کردی آموزش و تجهیزات نظای ارائه می کند.این گروه های کردی همچنین فهرستی از اهدافی که در ایران باید مورد حمله قرار بگیرد را از سوی اسرائیل در چارچوب منافع امریکا دریافت کرده اند.»
    اما برای مقابله با طرح خاورمیانه بزرگ چه باید کرد؟ آیا باید همچنان نظاره گر اوضاع باشیم ؟ آیا زمان آن فرانرسیده است که طرح و برنامه ی خودمان را برای منطقه ای که در آن صاحبخانه به شمار می رویم و در هر نقطه از آن نشانی از فرهنگ ملت ما یافت می شود ارائه دهیم؟
    ملت ایران و جامعه بزرگ ایرانی به صورت طبیعی در جهت نیل به اهداف و منافع خویش حرکت می کند ولی میزان هماهنگی دولت ها و حکومت ها با این سیر تاریخی است که نقش ِ دیگر روی ِ سکه را نمایان خواهد کرد.امروزه بزرگ ترین مقابله با امریکا در مقابله با «پروژه یک قرن جدید امریکایی» و طرح استعماری خاورمیانه بزرگ نمود می یابد.
    —————————
    همبستگی ملت ایران مشت محکمی است بر دهان ستون پنجم و دشمنانی که از هزاران کیلومتر آنطرف تر برای جنگ و چپاول به منطقه آمده اند و با پروپاگاندا و دروغ جنگ راه می اندازند تا با قتل عام میلیونی که انجام داده اند منطقه را به اسارت کشند. مردم منطقه با همبستگی و همکاری خود، فاشیسم که امروز نقاب «حقوق بشر» بر چهره جنایتکار خود زده است را از صحنه محو خواهند ساخت. در نتیجه ستون پنجم ایران هم راهی جز فرار نخواهد گزید. نفرین بر دشمنان
    http://seyfodini.blogsky.com/1389/07/02/post-3/

  18. شبنم می‌گه:

    مشتی عامل خارج نشین در این موقعیت حساس با نوشتن جملات بیهوده نظیر:

    در صورت حمله نظامی به ایران
    در کنار جمهوری اسلامی نخواهیم ایستاد!

    پستی و کوچکی خود را بخوبی نشان دادند. یکی به این عاملین باید بگوید شما چند بار در کنار ملت ایران و یا دولت ایران ایستادید که اکنون هشدار می دهید. خجالت بکشید.
    این عاملین بیش از سی سال است که در خارج از کشورعلیه ملت ایران و بنفع جنایتکاران و غارتگران جنگی فعالیت می کنند و امروز بدون هیچ شرمی به انتظار هواپیماهای کشورهای جنایتکارو بچه کش زیر لوای «دخالت بشردوستانه» می نشینند را تا شاید از این ره به نوائی رسند و یا شاید منتظرند قبیله خود را کمی «گشادتر» کنند که باید گفت نه تنها این ارزو را به قبرتان خواهید برد بلکه بچه ها و نوه های شما هم به نوایی نخواهند رسید. اکنون ملت ایران تا حدودی با نام
    عاملین خودفروش آشنایی دارد و در موقع مناسب گوشمالی مناسب به آنان خواهد داد. شرمتان باد.
    اما در این میان افرادی بسیاری هستند که مشت خود را بر دهان خائنین بکوبند و با صدای بلند بگویند:

    *ایران متعلق به کسانی است که از آن دفاع می کنند*
    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=42827

    {امروز آن هایی که می کوشند «هفت در خانه» را بر روی دشمنان استقلال و هویت تاریخی و جغرافیایی میهنمان گشوده نگاه دارند، یعنی هواداران «دخالت های بشر دوستانه!»، با آن هایی که با «اما» و «اگر»، دریچه ای را برای تجاوزگران باز می گذارند و می گویند: در صورت حمله خارجی، اگر از کشور دفاع کنیم، به ج.ا کمک کرده ایم و احتمالا دوست دارند کناری بنشینند و از صحنه های «اکشن» بمباران شهرهایمان لذت برند، هر دو گروه، اگر ایران ما باقی ماند، جز داغ ننگ بر پیشانی نخواهند داشت. گروه اول با شیادی و سعی در ایجاد شبهه در معانی واژه هایی چون «استقلال»، دعوت به آن می کند که: «یوغ طلایی آمریکای عزیز» را به گردن بیاندازیم تا مطابق «قرائت مدرن» از معنی «استقلال»، همچون کشورهای اروپای شرقی، هر وقت ابرقدرت اراده کرد، بتواند بر علیه قدرت های رقیبش، سامانه دفاعی و موشک در خاکمان مستقر سازد. زیرا در جهان گلوبالیزه، گویا «استقلال» همان دمکراسی است! چین و روسیه هم «استقلال» ندارند و باید به آمریکا کمک کنیم تا آن ها هم «مستقل شوند». تجارت مواد مخدر و فحشا هم، اگر در شرق اروپا، جای کار و کسب شرافتمندانه را گرفت، درست ماند عوارض جانبی دارو، بهایی است که باید انسان ها بابت «آزادی» بپرازند»! البته دو نمونه استثنایی کره جنوبی و ترکیه را هم که با درایت سیاستمداران و به یمن موقعیت استراتژیکشان، از مهلکه برون جستند، همیشه می توان در ویترین، نمایش داد.
    «روشنفکران» دسته دوم، («دسته»ای البته هنوز در کار نیست و فقط «علمدار» و «کتل دار» آن جلو راه افتاده اند، یکی نوحه می خواند و دیگری تو سرش میزند)، می گویند که با تحریم های سخت باید مردم را علیه ج.ا به شورش واداشت. «رادیو فردا» ۶ آذر ۹۰، در تحلیلی پیرامون تحریم ها، از قول کارشناس آمریکایی می نویسد: «… درآمد نفت ایران همچنان در رگ های اقتصاد این کشور خون تزریق می کند و هیچ احتمالی از شورش گرسنگان به چشم نمیخورد…»! و یا اینکه به منزله باز گذاشتن در هفتم: «در صورت حمله به ایران در کنار ج. ا نخواهیم ایستاد»!
    در نگاهی کوتاه به رویکرد مکرر مردم عادی کشورمان در طول تاریخ، به موارد مرتبط با موضعگیری های مذکور، درس هایی ساده برای بازآموزی و نیز داوری احکام سیاسی این «خبرگان» از فرهنگ و تاریخ خود بی خبر، خواهیم یافت: تقریبا همه حکام و پادشاهان این سرزمین، در برابر مردم ضعیف و زیردستان، با تمام قدرت به اعمال خشونت و سرکوب دست زدند تا بلکه تسلط و بقاء خود را هرچه بیشتر استمرار بخشند. مردم ستمکش ولی زمانی که پای دشمن خارجی در میان بود، همین شاه خودکامه را چون نگین انگشتر در بر گرفتند تا به دفع تجاوز، یاریش کنند. دوران صفویه و قاجار از این تجربه سرشار است. آقا محمدخان، در حصر تهران و کرمان، موجب مرگ هزاران نفر شد ولی ایرانیان،برای تحکیم و یکپارچه کردن حاکمیت ملی، تا جایی که می توانستند، به او یاری رساندند. رضاشاه و پسرش را بیگانه و نه چون پیشینیان اقتدار و عرضه شخصیشان، بر سرنوشت ما حاکم کرد. با این حال اگر آن ها به عنوان مثال، در مورد تصمیم اربابان برای جدا کردن «بحرین» از ایران، مقاومتی می کردند، همین مردمی که جان، مال، املاک و دارایی های ملی شان، از جانب این دو، مورد تعرض قرار گرفته بود، به کمک آن ها می شتافتند.
    اینکه: برای دفاع از میهنم در مقابل تجاوز، اول باید حاکمیت مورد نظر من درآن مستقرگردد، اگر هم نه به قصد خیانت عنوان شود، از یک شوخی تلخ و یا شکلک سازی دلقکانه سیاسی، فراتر نمی رود. عاقبت چنین سیاستی از طرف سازمان مجاهدین خلق و…، به هنگام اشغال کشورمان توسط صدام حسین، درست با همین توجیهات امروز این دوستان درمورد ماهیت ج.ا، به بی اعتباری همیشگی این بزرگترین نیروی اپوزیسیون در بین مردم منجر شد. کافیست تصور کنید که مردم، به جای دفاع از کشورشان، به توصیه های «روشنفکران مجاهد» عمل می کردند: نتیجه آن بود که امروز با «الجمهوریه الایرانیه» سرو کار داشتیم. اکنون هم اگر می بینید که صدای جنبش آزادی خواهانه مردم، کمی آهسته تر به گوش می رسد، بخاطر همین احساس خطر خارجی است و نه در اثر «سرکوب شدید»، آنگونه که برخی می گویند. همین ها در جای دیگر مردم را به مقاومت فرا می خوانند و می گویند که «سرکوب شدید» موجب اعتراضات شدید و در نتیجه بالا رفتن آمار کشته ها خواهد شد و این امر برای آماده ساختن زمینه اقدامات «بشردوستانه» لازم است!
    «رادیوفرا» ۱۵ دی۹۰، از قول «سایمون جنکینز» نویسنده و روزنامه نگار بریتانیایی می نویسد: «…دولت بریتانیا چرا باید خود را در جنگی دیگر با ایران درگیر کند. ملتی مغرور با ۷۵ میلیون نفر جمعیت که جنگیدن با آن به معنای نادیده گرفتن منطق و شعور ماست…». همزمان بی بی سی فارسی، در مطلبی با عنوان: «فرود عجیب هواپیمای جنگی در دزفول»، ویدئوی هواپیمای شکاری ج.ا.ا را، با وضعیت فرود با چرخ های بسته، ظاهرا برای نشان دادن ضعف تجهیزات نظامی ج.ا.، به نمایش گذاشته است، که در انتها، خلبان جوان جان به در برده، از آن بیرون می آید.
    حال شما فکر می کنید که منظور جنکینز، از «ملت با غرور»، به عنوان عاملی بازدارنده در حمله به ایران، آن دو گروه ایرانی تبارهای آتش بیارمعرکه حمله به ایران است و یا این جوان خلبان؟ پاسخ ساده است و با خود را به کوچه علی چپ زدن هم، حقیقت را نمی توان پنهان کرد.
    «جان ارنست بوین»، سفیرانگلستان در بحبوحه نهضت ملی شدن نفت در ایران، یک بریتانیایی دیگر است، که تجربه ای خلاف «جنکینز» از ایرانیان سیاست پیشه ارائه می دهد. و آن چیزی نیست جز انتصاب «سگ صفتی» و خضوع در درگاه قدرتمندان به آن ها. (خواندنی ها. شماره ۶۰. سال ۱٣۲۹) و واضح است که او آشنایی با درباریان و کودتاگران را مبنای چنین قضاوت شرم آوری قرار داده بود. مصادیق امروزی داوری بوین در مورد ایرانی ها را، همانطور که اشاره شد، به همان انبوهی سال های ماموریت او، هم اینک نیز می توان مشاهده کرد.
    گروه های سیاسی چپ و معتقد به عدالت اجتماعی، می بایست دراین شرایط دشوار، تا جای ممکن از باتلاق پروژه های خاورمیانه ای آمریکا –ناتو، فاصله گیرند و ترور دانشمندان و اقدامات خرابکارانه آن ها در کشور را، با صدای رسا محکوم کنند. این امر، برخلاف تبلیغات عوامل این قدرت ها، به معنای تایید ج.ا و سازش با حاکمیت نیست. ما نباید با مواضع اشتباه، آب به آسیاب آنهایی بریزیم که می خواهند ابتدا «غرور ملت ۷۵ میلیونی» و سپس کاشانه اش را در هم شکنند. به باور من و بر اساس آنچه گفته شد، نه تنها هم صدایی با متجاوز، که حتی غیبت در جبهه مقابله با آن، مهر ابطال دائم، بر شناسنامه سیاسی ما خواهد زد.
    فراموش نکنید: هرکشوری متعلق به کسانی است که از آن دفاع می کنند!}
    ———————–
    ستون پنجم ایران مدت سی سال است که به خدمت سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی غرب در آمده است و با خودفروشی زندگی رقت باری را در غرب بسر می آورد . اپوزیسیون ابله نه تنها شرم ندارد که خود را به مشتی جانی ؛ بچه کش و غارتگر سیاه و سفید غرب بفروشد و به اهداف صهیونیسم کمک رساند، بلکه در نظر دارد خیانت به بشریت را بعنوان «فعالیت سیاسی برای دموکراسی » به مردم جاهل عرضه کند، البته اگر ابلهی نظیر خود را بیابد. ملت ایران هوشیار و زیرکند و گول مشتی شیاد را نخواهند خورد و از مملکت خود در مقابل اوباشان بچه کش دفاع خواهند کرد و عاملین آنان را تیکه تیکه کرده و جلوی سگ خواهند انداخت. خواهیم دید که چه کسی پیروز خواهد شد.
    برای آشنایی بیشتر با مهره های سبز خودفروش و در خدمت جنایتکاران و بچه کشان لینک زیر را کلیک کنید.
    http://blogs.dallasobserver.com/unfairpark/2010/04/manufacturing_dissent_bush_ins.php

  19. Ari می‌گه:

    دستمزد کامنت‌گذاری؛ ساعتی هفت‌هزار تومان
    ختلاف و درگیری میان کاربران وابسته به حاکمیت در شبکه‌های اجتماعی که باعث فاش شدن حقوق “افسران جنگ نرم” شد جنجالی تازه آفرید. به گفته یک بلاگر اصولگرا، آنها به ازای هر ساعت کامنت‌گذاری یا تولیدمحتوا در اینترنت، 70هزار ریال دستمزد دریافت می‌کنند.
    فاش شدن مبلغ دستمزد این افراد با استقبال سایت‌های مخالف حکومت و تکذیب اصول‌گرایان مواجه شد، اما یک بلاگر اصول‌گرا پس از گفت‌وگو با شخصی که برای نخستین بار این مطلب را فاش کرده، خبر داد که وی بر ادعای خود تاکید می کند.
    جریان از آن‌جا آغاز شد که در یکی از شبکه‌های اجتماعی، اختلافی میان اصول‌گرایان رخ داد و یکی از آن‌ها نوشت که “افسران جنگ نرم” برای کامنت‌گذاری و تولید محتوا در اینترنت، نظیر “پرونده‌سازی” ساعتی هفت هزار تومان دریافت می‌کنند.
    افسران جنگ نرم، گروهی از نیروهای نزدیک به حاکمیت هستند که پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز خرداد 88 وارد فضای مجازی شده و به دفاع از جمهوری‌اسلامی می‌پردازند.
    فعالیت‌های این افراد، که از آن‌ها با عنوان زیرمجموعه ارتش سایبری سپاه پاسداران نیز یاد می شود، شامل کامنت‌گذاری، حضور در شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌نویسی وبه اصطلاح “تولید محتوا” برای دفاع از جمهوری اسلامی است.
    تشکیل این گروه با انتقاد برخی اصول‌گرایان مواجه شده بود که مبتکران آن را افرادی با “تز‌های احمقانه” دانسته بودند که نتیجه تلاش آن‌ها در جنگ نرم، “بی‌ثمر و ناموفق” بوده است.
    برخی گروه‌های اصول‌گرا پیش از این درباره هزینه‌ این گروه‌ها نوشته بودند: “اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در مقابل‌ خرج‌های غیرضروری و بی‌برنامه نهاد‌های انقلاب، عددی محسوب نمی‌شود”.
    سایت “جهاد مجازی” همچنین “افسران جنگ نرم” را به مشکلات اخلاقی متهم کرده و پرسیده بود: “چرا بسیاری از خواهران فعال در این بخش که از قدیم کار می‌کردند امروز چادر و دین و مذهب را فقط بخاطر مسائل غیر اخلاقی که از امثال من و شما در نت دیده‌اند کنار گذاشته‌اند؟”
    انتشار این خبر در دنیای مجازی، باعث واکنش برخی سایت‌های اصول‌گرا شد. سایت جهان‌نیوز، نزدیک به علی‌رضا زاکانی، انتشار این خبر را به سایت خبری العربیه نسبت داد و نوشت: “ادعای پولی بودن فعالیت بسیجیان در اینترنت به دنبال آن از سوی رسانه سعودی و سایر رسانه های ضد انقلاب دنبال می شود که با حضور وبلاگ نویسان بسیجی و متعهد در عرصه سایبری شاهد پاسخ به شبهات، مقابله با دروغ پردازی ضد انقلاب و کمتر شدن اخبار زننده در اینترنت بوده ایم”.
    وب‌سایت صراط ‌نیوز، نزدیک به حسین شریعتمداری، نیز این خبر را به وب‌سایت بالاترین نسبت داد و ادعای دریافت حقوق از سوی افسران جنگ نرم را تکذیب کرد.
    این در حالی بود که پیش از این حسین همدانی، از فرماندهان سپاه، در این باره گفته بود: “افسران جنگ سایبری ما در آینده نزدیک عملیات آفند فرهنگی خود را نیز آغاز خواهند کرد ضمن آنکه ما دو مرکز جنگ سایبری در تهران فعال کرده ایم”.
    وی پیش از آن هم طی یک نشست خبری گفته بود که “شورای سایبری بسیج بیش از 1500 تکاور جنگ سایبری را تربیت کرده که شروع به فعالیت کرده‌اند و در آینده فعالیت انبوه خواهند داشت”.
    عبدالرضا خوشنویس٬ دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان فارس نیز ماه گذشته خبر داده بود که این ستاد به منظور مقابله نرم با “سایت‌های آلوده” قصد دارد “جنبش کامنت‌گذاری پاک” راه‌اندازی کند.
    او افزوده بود که این طرح در مرحله شناسایی قرار دارد و پس از جذب نیرو٬ فعالیت‌ها در خصوص نظارت و پالایش اطلاعات سایت‌ها آغاز می‌شود.
    به گفته وی “اگر در مقابل یک وبلاگ غیراخلاقی چند بار کامنت‌ ایجاد شود، خواه‌ناخواه تاثیر آن به مراتب کمرنگ می‌شود”.
    یک فرمانده سپاه نیز اعلام کرده بود موسسه‌ای خاص برای مقابله با تهدیدات سایبری از سوی قرارگاه خاتم‌الانبیا ایجاد شده است. وی دلیل این امر را جدی بودن “تهدیدات سایبری” دانسته و گفته بود “اقدامات گسترده‌ای” دراین حوزه انجام شده است.

  20. مسعود می‌گه:

    Paid Israeli propaganda

    «The National Union of Israeli Students (NUIS) has become a full-time partner in the Israeli government’s efforts to spread its propaganda online and on college campuses around the world. NUIS has launched a program to pay Israeli university students $2,000 to spread pro-Israel propaganda online for 5 hours per week from the “comfort of home.” The union is also partnering with Israel’s Jewish Agency to send Israeli students as missionaries to spread propaganda in other countries, for which they will also receive a stipend. This active recruitment of Israeli students is part of Israel’s orchestrated effort to suppress the Palestinian solidarity movement under the guise of combating “delegitimization” of Israel and anti-Semitism.»

    DOWN WITH DUMB IRANIAN ‹OPPOSITION› GROUPS WHO ARE IN THE SERVICE OF WAR CRIMINALS

    The dumb Iranian Green sell out who have been exposed all over the world are trying to fool gullible people like themselves, but it won’t work.

  21. شبنم می‌گه:

    یکی از مهره های سبز عامل و خائن به منافع ملت ایران نکات زیر را در باره برهان غلیون نوکر و جاسوس قدرتهای مخرب ،غارتگر ، بچه کش و نزدیک به برنارد هنری لوی – از یهودیان صهیونیست مسلمان ستیز که برای پیاده کردن اهداف اسراییل در منطقه علیه مردم فلسطین فعالیت دارد و تاکنون با استفاده از نیروی نظامی آمریکا چندین جتگ بنفع اسراییل راه انداخته و بیش از دو کشور را هم بنفع اسراییل تجزیه کرده است (سودان، عراق) – به حمایت از این مهره صفحه ای از بلاگ خود را با خزعبلات زیر سیاه کرده است.

    باید به اطلاع دوستان رساند که برهان غلیون با رضوان زیاده که در NED ( سازمان سیا) پرورش یافته و بنفع اسراییل و منافع آمریکا «اهلی » شده است از مهره های نوکرصفت سازمان سیا است که قلاده گردنش توسط هیلاری کلینتون ، لکاته صهیونیسم ،شل و سفت می شود. مردم ایران باید از فرصت استفاده کرده و خودفروشان را شناسایی کرده و از صحنه سیاست بکلی محو گردانند. شرمتان باد.
    مردم ایران مهره های خودفروش سبز را در هر شکل و لباسی که باشند به دنیا معرفی خواهند کرد.
    http://imayan.blogspot.com/

    این مهره جاهل نوشته است:
    بیرون از مرزها

    برهان غلیون حرفهايي صریح و بی‌پرده‌ درباره‌ی قمار نظام در حمایت از حکومت سوریه زده است. دو نکته در این باره گفتنی است:
    الف: من پیشتر به بهانه‌های دیگر از لزوم همکاری و همفکری سبزها با دیگر سازمانهای دموکراتیک نوشته بودم. انقلابیان کشورهای منطقه نزدیکترین افکار، مواضع و اهداف را با معترضان ایرانی دارند. نشستهای مشترک، همفکری و برنامه‌ریزی بین دو طرف بسیار ضروری است. تمام طرفها تجاربی دارند که می‌توانند با هم ردّوبدل کنند و البتّه نفس حضور فعّال بدیلهای نظامهای مستقرّ می‌تواند زنگ خطری برای حکومتهای خودکامه هم باشد. همکاری نزدیک با معترضان منطقه‌ای و همکاری بر اساس احترام متقابل و استقلال کامل با هر که خواستار استقرار آزادی و عدالت در جهان است، برنامه‌ای در خور اعتناست. این روش، نقطه‌ی تعادلی بین بیگانه‌ستیزی آوازه‌گرانه‌ی طرفداران نظام و کمک‌خواهان برخی افراد از قدرتهای جهانی است.
    ب: برهان غلیون متفکّری نام‌آشنا و رهبر شورای ملی سوریه است. متأسّفانه معترضان ایرانی هنوز از داشتن چیزی شبیه شورای ملّی محروم بوده‌اند. دلیل آن هرچه باشد (تفاوتهای فکری آشکار تا نداشتن روحیّه‌ی کار جمعی و…) به نظر می‌رسد فعّالان سیاسی بر اساس نوع نظام جانشینی که برای نظام فعلی در نظر دارند از همکاری با هم امتناع می‌کنند. در حالیکه این همکاری برای نفی حکومت مطلقه است و تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی مردم هستند تا از بین شیوه‌های محتمل یکی را انتخاب کنند، پس این تشتّت معنایی ندارد. توصیه‌ای که در بند الف کردم، مبتنی بر وجود کسانی است که بتوانند از سوی منتقدان نظام حرف بزنند و خوشبختانه هستند افرادی که دارای چنین توانایی و خوشنامی باشند. در حالیکه امروز هم تحلیلگران خارجی و هم وابستگان نظام از الهام‌بخش بودن جنبش سبز برای بهار عربی می‌گویند، نباید از موج تغییرات خاورمیانه بیش از این عقب ماند؛ خصوصاً حالا که عملکرد نظام حاکم در تخاصم با سازمانهای بین‌المللی، با تحمیل تحریمهای روزافزون، فرصتهای بسیاری را سوزانده، فقر را بر سر سفره‌ها آورده و احتمال برخورد نظامی را هر روز بیش از پیش کرده است. نوشتن پیرامون این موضوع را به زمان خود وامی‌گذارم.
    مهره های خودفروش سبز تظاهرات ملیونی مردم سوریه بنفع دولت بشار اسد را زیر قالی کرده و فکر می کنند با «دخالت بشردوستانه» می توانند نوکران خود را به مردم بچپانند. این مهره خودفروش و نادان با دروغ «تقلب» انتخاباتی ایران ، نظیر سازمانهای جاسوسی غرب همراه شد و اخیرا» از بمباران لیبی زیر لوای «دخالت بشردوستانه» حمایت کرد.
    برهان غلیون نظیر «استادان» مردم فریب وعاملین ایرانی نمای سازمانهای اطلاعاتی غرب (مهرزاد بروجردی، آرش نراقی؛ نادر هاشمی ، فرزین وحدت ، آذر نفیسی، احمد صدری ، نیره توحیدی ، علی افشاری ، بنو عزیزی ، و ده ها ایرانی نما دیگر که از بچه کشان تقاضا کردند لیبی را بمباران کند) از غارتگران ناتو/آمریکا تقاضای بمباران سوریه زیر لوای «دخالت بشردوستانه» را کرد که عده بیشماری از مردم عرب بخصوص سوریه و روشنفکران جهان او را مورد سرزنش و گوشمالی قرار دادند و او را بصورت مهره در کاریکاتورهای خود ترسیم کردند. کسی تره هم برای این مهره خودفروش و حامیان ابله او خرد نکرد.
    http://mrzine.monthlyreview.org/2012/jaza040112.html
    انگری عرب ، عربیست است که من به او اعتمادی ندارم. اما این سایت هم به نوکر و فرصت طلبی مانند برهان غلیون حمله برد ، اما مهره های ابله سبز نما از چنین مهره هایی برای مقاصد پلید خود حمایت می کنند.
    مهره های خودفروش سبزنما باید بدانند که جز مشت مردم چیز دیگری در انتظار آنان نخواهد بود. شرمتان باد
    انگری عرب در مورد برهان غلیون نوشت:
    Burhan Ghalyun presents his credentials to American Zionism
    I read the interview with Burhan Ghalyun in the Wall Street Journal. It is quite revealing. It comes to vindicate my stance against the Syrian Military Council (I fiercely oppose the council to the same degree that I oppose the Syrian regime). The interview should be read as an attempt to present the credentials of the council to American Zionism. It was quite telling. On the Golan, this major body of the Syrian opposition, which for decades rightly mocked and ridiculed the Syrian regime stance on the Golan, now says–as Ghalyun told the WSJ–that it will get back the Golan through negotiations and not through armed struggle. THAT IS EXACTLY THE POSITION OF THE LOUSY BA`THIST REGIME, Mr. Ghalyun. So basically you promise to continue to the walk on the path of the Syrian regime. Ghalyun said all the «the right things» against Iran and Hizbullah (not clear why Hizbullah is brought into the picture even if Ghalyun rightly opposes its verbal support of the lousy regime), but noticeably did not say one word against Israel. Ghalyun now speaks like a typical Arab government official: he explained the absence of Kurdish and Christian representation on his council by saying that Kurds have too many parties and that Christians, well he never managed to explain that one. Ghalyun is being dishonest and he knows it.

  22. شبنم می‌گه:

    واشنتگن پست از قربانیان جنگ های خانمانسوز آمریکا که بر پایه تفکر نژادپرستی و «قوم برگزیده» American Exceptionalism نظیر صهیونیسم تغذیه می شود نوشته است.

    ارتش خونخوار با سلاح های مخرب کشتار جمعی از آنور دنیا به این سر دنیا امده است و اپوزیسیون احمق و برده ایران تاکنون هیچ اشاره ای به آن نه تنها نکرده است بلکه دروغهای نژادپرستان و تروریست ها را روزانه در بلاگ های برپا شده توسط سازمانهای جاسوسی را رونویسی می کنند و بصورت بلندگوی غرب عمل می کند.

    http://www.washingtonpost.com/opinions/why-do-we-ignore-the-civilians-killed-in-american-wars/2011/12/05/gIQALCO4eP_print.html

    این روزنامه در مورد جنایت علیه بشریت مکرر آمریکا و کشتار میلیون ها نفر چنین می نویسد:

    The major wars the United States has fought since the surrender of Japan in 1945 — in Korea, Indochina, Iraq and Afghanistan — have produced colossal carnage. For most of them, we do not have an accurate sense of how many people died, but a conservative estimate is at least 6 millioncivilians and soldiers.
    The wars in Korea and Indochina were extremely deadly. While estimates of Korean War deaths are mainly guesswork, the three-year conflict is widely believed to have taken 3 million lives, about half of them civilians. The sizable civilian toll was partly due to the fact that the country’s population is among the world’s densest and the war’s front lines were often moving.
    The war in Vietnam and the spillover conflicts in Laos and Cambodia were even more lethal. These numbers are also hard to pin down, although by several scholarly estimates, Vietnamese military and civilian deaths ranged from 1.5 million to 3.8 million, with the U.S.-led campaign in Cambodia resulting in 600,000 to 800,000 deaths, and Laotian war mortality estimated at about 1 million.

    جنایتکاران جنگی مسلح به اعتقاد American Exceptionalism که چهار چوب نژادپرستی آنان را عیان می کند، تاکنون بیش از *یک و نیم میلیون* نفر از مردم عراق را قتل عام کرده اند که هنوز ادامه دارد. این کشور مخرب و مسلح به افسانه American exceptionalism بیش از 1000 نفراز استادان و کادر دانشگاه عراق را با کمک اسراییل و همدستان دیگر انگلیس و عربستان سعودی ترور کرده است که زیر بنای کشور را منهدم کند که کرد.(مانند ترور دانشمندان ایرانی، مصر). ترور متخصصین و انهدام زیربنا مارک دول محور شرارت – آمریکا – اسراییل – انگلیس بمنظور کنترل کشورهای موردهدف صورت می گیرد که عراق هم مزه آن را چشید.

    عراق امروز *ویرانه ای* بیش نیست. جنایت علیه بشریت آمریکا با کمک «روشنفکران» خائن ، نوکر و پادوی لابی اسراییل پیاده شد و brothel house غرب یعنی ICC هم با آن همکاری دارد و مهره های خودفروش آن که نام «قاضی » بر روی خود گذاشته اند تاکنون یک نفر از این تروریست ها و جنایتکاران را دستگیر نکرده اند و آنان در کاخ ها و قصرها با درآمد میلیونی با معشوقه ها و جنده های سیاسی دیگر لاس می زنند و بر روی اجساد قربانیان برای هر سخنرانی بیش از 100 هزار دلار مزد می گیرند و اپوزیسیون عامل و مردم بیسواد غرب هم همچنان خفقان گرفته اند.

    بعضی از این «روشنفکران» قلابی مانند کنعان مکیه که مدرک دانشگاهی از ام آی تی هم ندارد ولی در بیوگرافی خود دائم نام دانشگاه ام آی تی ذکر می شود ولی تاریخ فارغ التحصیل شدن او هیچ جا نوشته نشده است ، توسط لابی اسراییل به سمت «استاد خاورمیانه» دانشگاه براندایز – دانشگاه یهودیان که توسط صهیونیستی به همین نام در ایالت ماساچوست برپا شد – منصوب می گردد و اسراییل یک مدرک دکترا به مهره خود یعنی کنعان مکیه درزمین های اشغالی یعنی *اسراییل* می دهد و از همراهی این خائن بنفع اهداف اسراییل در عراق – که تجزیه کشور و برپایی قبیله ای بنام کرد بود – تشکر می کند.

  23. شبنم می‌گه:

    کشورهای استعمارگر غرب به سران و حکومت هایی که منافع غرب را مقدم بر منافع خود بشناسند و بنفع «حکومت جهانی » عمل کنند کمک می کنند و «تغییر رژیم» را فعلا» علیه آنان پیاده نمی کنند، نظیر سران نوکرصفت ترک و عرب. در مقابل حکومت های مستقل که حاضر نیستند پادو باشند را هدف قرار می دهند.
    سران نوکرصفت ترک و عرب مهره های آمریکا در منطقه هستند که شرایط امپریالیسم یعنی هم پول بدهند، هم کون و هم خون را با کمک اخوان المسلمین و «روشنفکران» خودفروش به اجرا گذاشته اند.

    اهداف پشت پرده غرب در تحولات سوريه

    http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2409767

    شما به دلايل غرب براي سرنگوني حكومت سوريه اشاره كرديد، چرا آمريكايي ها و غربي ها اصرار به سقوط بشار اسد دارند؟
    به نظر من از مهم ترين دلايل پشت پرده اين اقدام ها يكي مساله نفت است و ديگر اين كه سوريه در منطقه استراتژيكي قرار گرفته است. سوريه محل تلاقي سه قاره آسيا، آفريقا و اروپاست و از طريق اين كشور مي توان تسلط خوبي بر آب هاي مديترانه و ديگر راه هاي آبي ازجمله كانال سوئز داشت.
    و اما از همه مهم تر نگراني غربي ها و آمريكا از امنيت رژيم اشغالگر قدس است كه بارها مورد مناقشه با سوريه و دولت اين كشور بوده است.
    پس سه عنصر كليدي اسرائيل، نفت و استراتژيك بودن سوريه، دلايل اصلي تلاش جهان غرب براي سرنگوني دولت بشار اسد است.
    چين و روسيه با آگاهي از اين قصد با وتوي حركت آمريكا در شوراي امنيت عملاراه نفوذ بيشتر آمريكا را بر منطقه مهم و استراتژيك خاورميانه بستند. جدا از اين دو كشور در شوراي امنيت سازمان ملل يك اتفاق غيرطبيعي روي داده است و آن اين كه 3 كشور ديگر هم عضو اين شورا هستند كه اگر چه حق وتو ندارند ولي نظر آنها در نتيجه گيري بين المللي تاثير فراواني دارد. اين كشورها عبارتند از برزيل، هند و آفريقاي جنوبي كه مجموعا با روسيه و چين تحت عنوان گروه بريكس شناخته مي شوند. اين كشورها مجموعا مي توانند قدرت بزرگي را در مقابل غرب و آمريكا به وجود آورند و طبعا مي توانند با خواست و منفعت طلبي كشورهاي غربي و بويژه آمريكا مقابله كنند.
    شما به 3 دليل عمده براي تلاش غرب و خواست آنها براي تغيير نظام حاكم بر سوريه اشاره كرديد كه به نظر مي رسد بارزترين آنها موضوع رژيم اشغالگر قدس و امنيت اين رژيم در منطقه است. در اين خصوص مايلم كمي بيشتر با هم گفت وگو كنيم.
    بله، همان طور كه گفتم دليل اصلي كوشش هاي غرب براي سقوط بشار اسد، حفظ دولت غاصب اسرائيل است و براي اين كار لازم است ارتباط سوريه را با حزب الله قطع كنند. از طرفي با ايجاد تغييراتي در لبنان درصدد كاهش نفوذ و محبوبيت حزب الله در لبنان هم هستند. همه به خاطر داريم در سال 2006 چگونه حزب الله پاسخ محكمي به تجاوز رژيم صهيونيستي داد.
    آمريكا و حاميان رژيم صهيونيستي بشدت از حزب الله عصباني هستند و البته از بشار اسد هم كه متحد حزب الله و حماس است.
    يكي ديگر از دلايل عصبانيت نظام سلطه از حكومت خانواده اسد، كشور شما يعني ايران است. بشار اسد به ايران خيلي نزديك است. دولت سوريه حتي به طور تاريخي هم از پس از انقلاب اسلامي ايران به كشور شما نزديك ترين دولت ميان كشورهاي خاورميانه و عربي بوده است. در زمان جنگ ايران و عراق، سوريه و دولت حافظ اسد تنها دولت عربي بود كه از ايران در مقابل عراق دفاع مي كرد. در آن زمان سوريه معتقد بود كاري كه صدام حسين به نمايندگي از جهان عرب عليه ايران انجام مي دهد يك اجحاف و ظلم تاريخي است و حالاكه خوب دقت مي كنيم متوجه مي شويم حافظ اسد چقدر درست تشخيص داده بود. اين كار او يعني حمايت از يك كشور غيرعرب در مقابل عراق كه كشور عربي بود شجاعت فراواني مي خواست، چراكه حافظ اسد با اين كار كاملااز صحنه جهان عرب منزوي شد ولي باز با اين حال حاضر نشد حق را ناديده بگيرد و همچنان از ايران حمايت كرد. به اين دلايل نيز بشار اسد و جمهوري اسلامي ايران به هم نزديك هستند.
    چاندرا مظفر: دليل اصلي كوشش هاي غرب براي سقوط بشار اسد، حفظ دولت غاصب اسرائيل است و براي اين كار لازم است ارتباط سوريه را با حزب الله قطع كنند. از طرفي با ايجاد تغييراتي در لبنان درصدد كاهش نفوذ و محبوبيت حزب الله در لبنان هم هستند
    با اين تحليل قطعا آمريكا و غربي ها دنبال تحقق خواست رژيم صهيونيستي هستند. رژيم اسرائيل خواهان نابودي سوريه و جبهه مقاومت است و كاري كه آمريكا انجام مي دهد عملي كردن خواست و اراده رژيم صهيونيستي است. اين اولين بار در دنياست كه يك كشور بسيار كوچك، سياست خارجي يك كشور بزرگ را ديكته مي كند و يك بار ديگر هم گفته ام كه آمريكا عجيب ترين امپراتوري در تاريخ بشر است. اين مثال هم گوياي چنين شرايطي است كه به نظر مي رسد اين دم است كه سگ را به دنبال خود مي كشد.

    حالااز شما اجازه مي خواهم به آغاز داستان سوريه برگردم. حداقل 4 كشور عربي وجود دارند كه خواهان سرنگوني رهبران خود بوده و هستند. پنجمين آنها سوريه است كه وضعيت متفاوتي با 4 كشور اول دارد. آن طور كه من متوجه شده ام در سوريه مطالبه مردمي زيادي براي انجام اصلاحات وجود دارد. مردم به خيابان هاي بعضي از شهرهاي سوريه مي آيند و عليه دولت شعار مي دهند. ولي در عين حال بسياري از سوري ها، مردم پايتخت، مردم طبقه متوسط و تجار، اقليت هاي غيرسني و حتي رهبران گروه سني بانفوذ اخوان المسلمين معتقدند بشار اسد در جهت اصلاحات مطابق خواست مردم حركت خواهد كرد لذا ممكن است اعتقادي به براندازي رژيم نداشته باشند. به باور شما چه شباهت ها و تفاوت هايي ميان وضعيت سوريه با كشورهايي نظير مصر، تونس، يمن و ليبي وجود دارد؟
    من معتقدم جنبش مردم سوريه، جنبشي واقعي است، جدي و قانوني. مردم مي خواهند تغييرات ايجاد شود. مردم از بعضي چيزها در كشور خود ناخرسندند. در چندين سال گذشته سوريه دچار مشكلات اقتصادي بوده است. اين مشكلات سبب شده چندين قانون اقتصادي داخلي وضع شود. با توجه به وضعيت اقتصادي جهان، قيمت مواد غذايي در سوريه بشدت بالارفته است. بيكاري افزايش يافته و حضور ميليون ها آواره عراقي هم در سوريه مزيد بر دلايل فوق است. سوريه منابع طبيعي زيادي ندارد. تنها منبع قابل اتكاي سوريه، مقدار كم نفت اين كشور است كه صادر مي شود. به خاطر وجود اين مشكلات مردم نارضايتي هايي دارند. در عين حال تغييراتي كه توسط دولت صورت گرفته براي مردم راضي كننده نيست.
    اما تا آنجا كه مي شود دريافت، بشار اسد سياستمدار صادقي است. بشار اسد با صدام حسين و معمر قذافي تفاوت دارد. او فردي است كه به مردم نزديك تر است و صادقانه مي خواهد تغييراتي ايجاد كند، به همين علت در زماني كه رئيس جمهور سوريه شد تغييرات مدنظر خود را اعلام كرد، ولي نتوانست در انجام آنها توفيق يابد، چراكه در مقابل او موانع زيادي وجود داشت. ولي با اين حال اراده او براي تغيير واقعي است. در همين خصوص او قوانين جديد را وضع كرده ، اما هنوز به دليل مشكلات نتوانسته آنها را عملي كند، در نظر داشتن قوانين جديد براي آزادي بيان و رسانه ها، فعاليت احزاب سياسي، قوانين جديد انتخاباتي، قوانين اقامت و حقوق قانوني مردم كرد، قانون فعاليت گروه هاي جامعه مدني يا بازنويسي قوانين ديگر از آن جمله هستند. نظر شخصي من اين است كه وي بايد اين تغييرات را عملياتي كند ولي وضعيت كنوني چندان خوب نيست.
    نكته مهم و البته بسيار عجيب ديگر، درگيري هاي مسلحانه اي است كه از هر دو سو يعني هم از مردم و هم از نظاميان تحت فرمان دولت قرباني مي گيرد.
    بله. متاسفانه يكي از مسائل اصلي كه بشار اسد با آن مواجه است وجود باندهاي مسلح در سوريه است كه به لحاظ مالي و لجستيكي از خارج حمايت مي شوند. اين باندها سوريه اي هستند ولي پولي كه به آنها مي رسد از خارج سوريه است. خيلي ها معتقدند اين پول توسط سعد حريري از اردن مي آيد، بعضي ها مي گويند اين كمك ها از ناحيه خاندان آل سعود در عربستان است و برخي ديگر هم از دخالت هاي بندر سلطان حرف مي زنند.
    بعضي هم مي گويند بخشي از اين پول ها از تركيه به دست گروه هاي مسلح مي رسد. بله، تركيه ممكن است. شايد متحير شويد، ولي تركيه در اين ميان نقش خود را بازي مي كند و به نظر من مايه تاسف است. به طور قطع دولت هاي غربي هم از اين گروه هاي مسلح در سوريه حمايت مي كنند.
    اما نكته مهم آن است كه در مقابل مطالبات قانوني و بر حق مردم سوريه، رئيس جمهور اين كشور عامدانه مانع تراشي نمي كند.

    من مقاله اي از آليستر كروك (Alister Crooke) مشاور سابق رئيس سياست خارجي اروپا، خاوير سولانا خواندم. در اين نوشتار مساله سوريه به كارتي تشبيه شده كه يك روي آن القاعده و سلفي ها هستند كه به دنبال ايجاد يك اميرنشين اسلامي سلفي در شمال سوريه اند و روي ديگر آن هم روشنفكرهاي سكولار مخالف دولت هستند كه هم اينك در تبعيد به سر مي برند. نشت اطلاعات از سفارت آمريكا در دمشق در سال 2009 تاييد مي كند دولت آمريكا علاوه بر كمك هاي اطلاعاتي و فني، ده ها ميليون دلار نيز به مخالفان بشار اسد داده است. البته اين گروه ها با سلفي هاي گروه اول كاملامتفاوتند و در واقع روشنفكران سكولار سوري هستند كه عليه دولت سوريه فعاليت مي كنند. نظر شما در اين مورد چيست؟
    بله درست است. نيروهاي مختلفي در جنبش سوريه وجود دارند. در حقيقت بيش از دو نيرو در سوريه عليه دولت فعالند، اما نقش اصلي را همان دو بخش كه در صحبت هاي شما بود، بازي مي كنند. يك بخش از نيروهاي مخالف دولت بشار اسد، روشنفكران و اپوزيسيون تبعيدي سوريه هستند، درست مثل مصر و اگر به ياد بياوريم مي بينيم چنين چيزي درعراق هم وجود داشت. پس وجود نيروهاي مخالف در هر كشوري دور از ذهن نيست، خواه مذهبي، خواه سكولار و گاه فعالان حقوق بشر و امثال آنها.
    ممكن است همه اين گروه ها با روش هاي مختلف ولي با هدف سرنگوني دولت حاكم وارد مبارزه شوند، اما معلوم نيست بر فرض سقوط دولت بشار اسد آنها بتوانند با هم كار كنند يا اين كه آيا سوريه استقلال خود را حفظ خواهد كرد يا نه و اين كه احتمال تجزيه سوريه هم وجود دارد يا خير. اينها را نمي دانيم، اما آنچه واضح است آن كه اگر اتفاقي كه در ليبي افتاد در سوريه هم بيفتد، وضعيت بسيار اسفناك تر از ليبي خواهد شد حتي از عراق بعد از صدام حسين هم وضع سوريه بدتر خواهد شد. اگر به عراق در گذشته نگاه كنيم ـ يعني در دوره صدام حسين ـ متوجه مي شويم با وجود همه كاستي ها از نظر اقتصادي در حال توسعه بود.
    چاندرا مظفر: تحولات سوريه به 2 چيز بستگي دارد. اول آن كه دولت بشار اسد توانايي مهار گروه هاي مسلح را داشته باشد. نكته مهم ديگر اصلاحات و تغييرات مدنظر مردم و گروه هاي سياسي است كه هر چه بشار اسد بتواند اين اصلاحات را سريع تر انجام دهد وضعيت سوريه قابل كنترل تر خواهد بود
    از استاندارد بالايي در آموزش و پرورش بهره مند بود. دانشگاه علوم پزشكي بغداد يكي از بهترين ها در منطقه به شمار مي آمد، ولي الان تنها چيزي كه باقي مانده خرابي و ويراني گسترده است. در مورد افغانستان هم وضع همين طور است. نكته مهمي كه بايد براي شما بگويم آن است كه تغيير يا انقلاب بايد از داخل يك كشور صورت بگيرد. نمي توان انقلاب را از بيرون به يك ملت تحميل كرد. براي مثال انقلاب اسلامي ايران از درون به ثمر نشست و انقلابي بود كه توسط مردم به سرانجام رسيد، يعني اگر انقلاب درون زا باشد مي تواند اميد بيافريند، ثبات را به همراه آورد و پيشرفت هايي حاصل گردد.

    همين حالايك احتمال وجود دارد كه سوريه از شمال تجزيه شود و حالابايد از خود پرسيد تجزيه يك كشور عربي به سود كيست؟ مثلابه سودان نگاه كنيد. آنها بالاخره موفق شدند سودان را به دو بخش جنوبي و شمالي تجزيه كنند. آيا اين به نظر شما غير از يك ايده صهيونيستي است؟
    و اما گروه هاي مسلح در سوريه كه توسط خارجي ها حمايت مي شوند، كاملاواضح است كه اين گروه ها از حمايت هاي مالي بهرمندند چون در غير اين صورت قادر به خريد سلاح نيستند. قبلاهم گفتم اين گروه ها به برخي كشورهاي منطقه وابسته اند. اينها از يك طرف به طرفداران سعد حريري در لبنان وابسته اند و از طرف ديگر از عربستان سعودي حمايت مي شوند. حتي ممكن است به تركيه هم متصل باشند، چراكه تركيه هم متاسفانه نقش دوگانه اي را درخصوص كشورهاي عربي و ازجمله سوريه بازي مي كند. تركيه در بعضي جاها با برخورد جدي با اسرائيل مي خواهد بگويد بله من با عرب ها و مسلمان ها هستم و در همان زمان هم اجازه مي دهد موشك هاي ناتو در تركيه مستقر شوند. دليل اين اقدام ها از سوي تركيه چيست؟ آيا تركيه مي خواهد از اين موشك ها عليه كسي يا كشوري استفاده كند؟ يا قصد دارد از كشوري يا كسي دفاع كند؟! ما نمي دانيم. تنها مي فهميم تركيه در حال نقش بازي كردن است. در مورد ليبي هم تركيه ابتدا مي گفت ما بايد اجازه بدهيم نقشه آفريقا پيش برود و تركيه خواهان استفاده از روش صلح آميز در برخورد با قذافي بود ولي بعد حرف خودش را عوض كرد. همين طور در مورد سوريه هم تركيه حرف هاي تندي عليه بشار اسد مي زند، اما قبل از اين تركيه به سوريه از خيلي جهات نزديك بود. پس نقش تركيه در اين ميان چيست؟ سوالي كه هر متفكري بايد از خود بپرسد.
    شما نقش رسانه هاي گروهي را در حوادث سوريه چگونه ارزيابي مي كنيد؟ همان طور كه مي دانيد در شبكه هاي اجتماعي و اينترنت تصاويري از كشتار مردم در شهرهاي حمص و درعا و… وجود دارد و اينها مرتب از شبكه هاي خبري معروف غربي مثل BBC ، CNN و عربي نظير العربيه و الجزيره در حال پخش شدن هستند.
    بله نقش رسانه هاي گروهي در اين زمينه خيلي موثر بوده است. به طور مثال در مورد ليبي، خيلي از خبرهاي شبكه الجزيره از انقلاب ليبي واقعيت نداشت. به عنوان شاهد مثال بايد بگويم با وجود تمام اشتباهات معمر قذافي، ليبي يكي از كشورهاي توسعه يافته در تمام كشورهاي آفريقايي است. ليبي در رده بندي سازمان ملل در زمينه توسعه انساني، پنجاه و سومين كشور دنياست و اين يعني حتي بالاتر از مالزي. شما نمي توانيد بگوييد مردم ليبي فقير هستند يا اين كشور پيشرفتي نداشته است. ولي به هر حال سوءاستفاده از قدرت در ليبي وجود داشته است كه باعث نارضايتي مردم شده است.
    در مورد سوريه وضعيت رسانه اي خيلي بدتر است. خيلي از تصاويري كه شبكه الجزيره نشان مي دهد معلوم نيست از كجا به دست اين شبكه مي رسد. از طرفي مي گويند اينترنت در سوريه و حداقل در شهرهاي آشوب زده اين كشور قطع شده است و از طرفي هم ادعا مي كنند اين تصاوير از طريق اينترنت ارسال شده اند. به يكي از موارد اشاره كنم. در همين الجزيره تصوير زني را نشان دادند كه ادعا مي شد به طرز فجيعي توسط نيروهاي امنيتي سوريه مثله شده است، ولي دو روز بعد همان زن در تلويزيون ظاهر شده و اعلام مي كند اين خبر واقعيت ندارد و او زنده و سالم است. حتي گزارش پخش شده از كشته شدن رهبر كردهاي سوريه و اين كه اين فرد را نيروهاي امنيتي سوريه كشته اند. اين مساله منطقي نيست، چون سوريه به كردها اقامت مي دهد و كردها از بشار اسد حمايت مي كنند، پس چرا بشار اسد بايد آنها را بكشد. مورد ديگر كشته شدن پسر جوان مفتي سني سوريه است كه توسط گروه هاي مسلح صورت گرفته است، ولي ابتدا قتل وي را بر گردن نيروهاي بشار اسد گذاشتند. در مورد سوريه بايد بگويم گروه هاي سازمان يافته مسلحي وجود دارند كه بخشي از كشتار مردم و نيروهاي نظامي به طور همزمان توسط آنها صورت مي گيرد.
    با اين اوصاف شبكه الجزيره و العربيه كه به رژيم هاي قطر و عربستان وابسته هستند قطعا نمي توانند اطلاعات صحيحي از اتفاقات سوريه منعكس كنند. الجزيره به قطر و قطر هم به آمريكا وصل است. در مورد عربستان هم كه مي دانيم آنها تا چه حد به آمريكا نزديك هستند.
    اين رسانه ها بدون شك مستقل نيستند و نقش خود را در موضوع سوريه بازي مي كنند.

    شرط لازم ولی نا کافی برای جلب حمایت امپریالیسم/صهیونیسم از «اپوزیسیون» : پول ، کون و خون بنفع حکومت جهانی و اسراییل بزرگ. شرمتان باد

  24. شبنم می‌گه:

    اپوزیسیون عامل ، جاسوس و خودفروش که مهره های سبز را هم در بر دارد ، بصورت بلندگوی غرب و اسراییل عمل می کند و اخبار مربوط به جنایت علیه بشریت یعنی ترور دانشمندان ایرانی – که علیه قوانین بین المللی و جنایت علیه بشریت قلمداد می شود – را از توضیحات فاحشه خانه های سیاسی اسراییل/ آمریکا بدون محکوم کردن این ترورها رونویسی کرده و بخورد مشتی جاهل تر از خود می دهد.

    مهره های سبز بلندگوی غرب علیه ملت ایرانند و با نشر بیانیه هایی نظیر «درمخالفت فعال با جنگ» که در حقیقت باید «موافقت فعال با جنگ» خوانده شود – بی پروا با جنایت علیه بشریت غرب همراهی دارند، بنابراین طبق فرمول خود جنایتکاران غرب *تروریست* بحساب می آیند.
    این در جایی است که روشفنکران غربی و انسان دوست علیه امپریالیسم و صهیونیسم، که ستون پنجم ایران با آنان همکاری دارد – در عرض دو روز گذشته چندین مقاله نوشته اند و با صدای بلند ترور دانشمندان ایرانی را محکوم کرده اند و آمریکا/اسراییل را مخاطب قرار داده و مشت آنان را باز کرده اند و این ترورها را *جنایت علیه بشریت* خوانده اند و از خودفروشان دادگاه لاهه که نام *قاضی* بر خود نهاده اند ولی مهره های دول زورگو و متجاوزند می خواهند که آنان را دستگیر کرده و به مجازات رسانند.
    تروریست های سیاه و سفید که در کاخ ها و قصرها با پول لابی یهودیان برای منافع قبیله خبیث یهود صهیونیست اجیر شده اند و برای *نشانده شدن* به هر پستی و خفتی تن در داده اند و اکنون لابی اسراییل برای نشاندن مهره ی دیگری با استفاده از «انتخابات» که باغ وحشی بیش نیست در نظر دارند سبع ترین جانور آن را انتخاب کرده و قبای *انسان* بر تن او کنند و به مردم جاهل آمریکا بفروشند. بقول گریگ پال رابرتز که نوشته است: تا وقتی مردم آمریکا جاهل اند این جنایتکاران می توانند اهداف خود را دنبال کنند و هر نوکری را به جاهلان بچپانند.
    با همین حقه جنایتکاران جنگی توانسته اند دروغ » جنگ علیه ترور» را به مردم بیسواد حقنه کنند و هر از گاهی با پاپوش مسلمانی را توسط یکی از جاسوسان اف بی آی و سازمان سیا به تور زده و بیگناه با استفاده از ژوری های بیسواد محکوم کنند و به زندان های طولانی بدون هیچ مدرک معتبری بفرستند و آن را بعنوان «مدرک » برای ادامه «جنگ علیه ترور» که دروغی بیش نیست به جاهلان بفروشند و آب هم از آب تکان نخورد و مهره های سبز عامل هم بجای افشای اینهمه جنایت علیه بشریت فقط بصورت بلندگوی غرب عمل کنند و *مزد* خود را از راه خودفروشی دریافت دارند.
    این جنایتکاران بویی از انسانیت نبرده ولی با استفاده از واژه هایی نظیر » دخالت بشردوستانه» یا » کمک بشردوستانه» مشتی خودفروش و مردم فریب – که مدرک قلابی *دکترا* را یدک می کشند و خود را *دکتر* به مردم جاهل می فروشند و سایت هایشان را با این لقب «رنگین» می کنند و اغلب جزو مهره های سبزند و توسط سازمان سیا/موساد/ام آی 6 حمایت می شوند –با استفاده از مردم جاهل آمریکا دذر نظر دارند جنگی دیگر بر افروزند که باید توسط بشردوستان بطور وسیع افشا و محکوم گردد و دستگیری عوامل این دسیسه که علیه ملت ایران عمل می کنند را با صدای بلند و شفاف در وبلاگ های خود تبلیغ کرده و مجازات تروریست های کاخ نشین و قصر نشین را از جامعه بین المللی کنند
    سکوت در این مورد جز همکاری با تروریست ها که تاکنون بطور مکرر مرتکب *جنایت علیه بشریت* شده اند چیز دیگری نیست
    در مقابل
    گروهی از ایرانیان مقیم آمریکا با انتشار نامه ای خطاب به رسانه های جهان، از آنها خواسته اند به دخالت آمریکا و اسرائیل در قتل دانشمندان اتمی ایران اعتراض کنند
    http://alef.ir/vdceno8zfjh8xwi.b9bj.html?139257
    متن کامل این نامه به شرح زیر است
    هدف دولت ما صرفا تحت فشار گذاشتن ایران برای متوقف کردن غنی سازی اورانیوم نیست، بلکه راه انداختن یک جنگ پنهان و نامشخص با ایران است. در سال ۲۰۱۰ ایران هدف هجوم ویروس استاکس نت قرار گرفت. استاکس نت یک کرم تکنولوژیکی است که برای از کار انداختن صنعت هسته ای آن کشور تهیه شده بود
    در ماه مه سال ۲۰۱۱ شبکه PSBبه اظهارات گری سامور، هماهنگ کننده کاخ سفید برای کنترل تسلیحات و سلاح های کشتار جمعی اشاره کرد که گفته بود
    ما (ایالات متحده آمریکا و متحدانمان) هر کاری را انجام می دهیم تا مطمئن بشویم که این اقدامات ما برای ایرانی ها پیچیده و حل کردنش برای آنها تبدیل به موضوعی سخت شود
    این اظهارات سامور اقرار به درگیر بودن و دخالت آمریکا در ماجرای تولید و ورود استاکس نت به ایران را دارد.
    در نوامبر ۲۰۱۰، یک خودروی بمب گذاری شده باعث کشته شدن یک دانشمند هسته ای ایران را به نام مجید شهریاری شد.
    در ژوئن ۲۰۱۱، افراد مسلح به ضرب گلوله باعث کشته شدن دانشمند هسته ای ایران، داریوش رضایی و همسرش شدند
    در نوامبر ۲۰۱۱، انفجار مرموز درپایگاه های نظامی ایران به وجود آمد که اعلام شد که پدر موشک بالستیک ایران در آن انفجار کشته شده است.
    دو هفته بعد، یکی دیگر از انفجارها باعث صدمه زدن به تأسیسات غنی سازی اورانیوم شد و دیگری در 12 دسامبر، در کارخانه فولاد بود باعث کشته شدن 16 نفر شد.
    در همان ماه یکی از نامزدهای ریاست جمهوری، «نیوت گینگریچ»، از حزب جمهوری خواه، آشکارا در تلویزیون ملی آمریکا اظهار داشت که به حداکثر رساندن عملیات مخفیانه … از جمله «گرفتن دانشمندانشان از آنها» … با حداکثر هماهنگی با اسرائیل، و در پایان ، با وجود تمام اینها ، هر آن چیزی که شما لازم دارید برای سرنگونی رژیم اسلامی ایران را برای شما فراهم می کنیم. اینها کلمات کدینگی هستند، برای جنگ سخت و تمام عیار نظامی علیه ایران
    را که شامل اعمال تحریم های شدیدتر علیه ایران می شد امضاء کرد پرزیدنت اوباما هم قانون تامین دفاع ملی آمریکا
    تا اینکه در نهایت، روز چهارشنبه، دانشمند هسته ای ایران مصطفی احمدی روشن ترور شد.
    در همه این موارد، ایالات متحده و اسراییل دخیل هستند.
    هیچ بحثی در کنگره و در انجمن های عمومی در مورد این که آیا برای آمریکا شروع یک جنگ دیگر که بر پایه تجربیات ویرانگر ما در عراق و افغانستان عاقلانه است نشده است.
    البته برای ما باید جای تعجب نیست، این اقدامات ما را مانند ماجرای ویران کننده سارایوو و بی فایده جنگ شرق میانه به دردسر و زحمت خواهد انداخت. همان طور که آن در عراق انجام شد. مطبوعات نقش حیاتی در اجازه این اتفاق دارند.اکنون زمانی مناسب برای مجله های خبری و دیگر رسانه ها برای متوقف کردن تبلیغات جنگ و فرصتی برای آغاز کردن گزارش های درباره واقعیت می باشد.
    ۱.ایران سلاح های هسته ای ندارد .تنها قدرت هسته ای در خاورمیانه اسرائیل است. اسرائیل در حال حاضر با هیچ گونه محدودیت و تحریمی برای توسعه مخفیانه سلاح های هسته ای روبه رو نیست ، چرا باید ایران محدودیت داشته باشد؟
    ۲-اسرائیل بارها و بارها به همسایگان خود حمله کرده است. ایران در قرن اخیر به هیچ کشوری حمله نکرده است. (هر چند که آنها قطعا از خود در برابر حمله ۱۹۸۰ عراق دفاع سرسختی کردند.)
    ایران واقعا چه نوع تهدیدی را برای آمریکا دارد؟
    واقعا چه کسی پشت ماجرای این همه عجله برای جنگ وجود دارد؟ همان نومحافظه کارانی که جنگ ویرانگر عراق را که چند سال متمادی برای ما به همراه آورند، خواستار جنگ با ایران هستند؟
    چرا خبرنگاران و رسانه ها، عذرخواهی این «مقامات» را به خاطر شکست هایی که به بار آوردند را عیان نکردند؟ رسانه ها قدرت های بزرگی برای نفوذ سیاست هستند.
    آنها مسئولیت هایی متناسب برای گزارش دهی صادقانه دارند. عذر خواهی بعد از ده سال بعد برای شکست و افول آمریکا جهت استفاده از تبلیغات شخصی و انتخاباتی و امتناع کردن از تحقیق مورد نیاز در این مورد به کشور ما کمک نخواهد کرد.

  25. شبنم می‌گه:

    حمید دباشی که با رسانه های صهیونیستی و امپریالیستی از جمله *الجزیره* همکاری نزدیک دارد و مانند سایت نوام چامسکی Zmag و عواملی نظیر رابرت فیسک (MI6 ) و «سوسیالیستی» بنام Lee Sustar در Zmag علیه سوریه و ایران تبلیغات می کند باید بداند که بعنوان فرصت طلب شناخته می شود.

    حمید دباشی با سازمانی که خود را به دروغ «ضد جنگ » معرفی می کند همکاری داشت، که بعد از افشای اهداف این سازمان توسط هرمان و پیترسون از این سازمان کنار کشید اما چامسکی همچنان با این گروه همکاری دارد. این سازمان «ضد جنگ» دروغین برای خدمت به اهداف امپریالیسم/ صهیونیسم در میان گروههای «مترقی وچپ» فعال است و با شعارهای گمراه کننده که اهداف پنهانی امپراتوری یعنی «تغییر رژیم» را در بر دارد – بنفع اهداف جنگی دولت آمریکا افراد را گمراه و منفعل می سازد همکاری داشت. حمید دباشی بعد از افشای چهره حقیقی این سازمان – که به دروغ خود را «ضد جنگ» معرفی می کند و بیشتر امضاء کنندگان بیانیه های ارتجاعی آن صهیونیست های یهودی و مسلح به تروتسکیسم = صهیونیسم هستند و زیر نام «کارزار برای صلح و دموکراسی » که مخفف آن CPD است – فعالیت داشت که بعد از افشای این سازمان طی مقاله ای بقلم ادوارد هرمان و دیوید پیترسون، دباشی یواشکی و به سرعت نامش را از سایت آنان یعنی CPD بیشتر بیرون کشید اما نوام چامسکی و باند او همچنان با این سازمان همکاری دارند.
    لطفا» مقاله مزبور علیه CPD که حمید دباشی تا اخرین لحظه با این سازمان همکاری داشت را در لینک زیربا مترجمی گوگل بخوانید.

    http://mrzine.monthlyreview.org/2009/hp240709.html

    اخبار رسیده سند همکاری دوحه و رسانه آن *الجزیزه * با موساد و سازمان سیا در دنیا بر ملا شد. حمید دباشی همکاری نزدیکی با الجزیره – بلندگوی امپراتوری – دارد و با «روشنفکران» صهیونیست و خودفروش عرب نظیر حسین ایبیش – که توسط روزنامه اخرس روزانه بعنوان پادوی لابی اسراییل به دنیا معرفی می شود – بعنوان حامی «سبز» همکاری دارد و مانند خودفروشان عرب از جمله رضوان زیاده و برهان غلیون با آنان لاس می زند و پالوده می خورد.
    ———————–

    افشای مدارک همکاری دوحه با سیا و موساد

    تاریخ انتشار : جمعه ۲۳ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۱۲
    اقدامات مداخله جویانه قطر در امور کشورهای عربی و دنباله روی دوحه از آمریکا و رژیم صهیونیستی سبب آغاز اعتراضات در مصر و درخواست برای لغو عضویت قطر در اتحادیه عرب شده است.به گزارش مهر به نقل از رسانه های مصری، جنبش کمیته های مردمی دفاع از مصر از تصمیم خود برای برگزاری تجمع اعتراض آمیز در برابر سفارت قطر در قاهره خبر داده است.این جنبش اعلام کرد قصد دارد در این تجمع اعتراضی، خواستار لغو عضویت قطر در اتحادیه عرب شود.این درخواست در اعتراض به نقش مشکوکی که قطر در خدمت به اهداف و سیاستهای آمریکا در منطقه ایفا می کند، مطرح شده است.منال المصری بنیانگذار این جنبش گفت نوارهای ویدئویی و مدارکی که با قاطعیت همراهی قطر با سازمانهای اطلاعات آمریکا و رژیم صهیونیستی را ثابت می کند، به معرض دید عموم گذاشته خواهد شد.بزرگترین دلیل از نگاه این جنبش مصری در خصوص حرکت قطر در مسیر اجرای اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی، اظهارات نخست وزیر قطر است که گفته است کشورش پنج هزار نظامی قطری برای کمک به لیبیایی ها برای رهایی از قذافی اعزام کرد.همچنین مدارکی که سایت ویکی لیکس در خصوص نقش مشکوک الجزیره پخش کرد از دیگر مستندات مربوط به همراهی قطر با طرحهای غربی هاست، این سایت فاش کرده بود وضاح خنفر مدیر سابق الجزیره از سازمان اطلاعات آمریکا(سیا) دستور می گرفت.منال المصری خاطر نشان کرد دولت قطر با اعزام پنج هزار نظامی به قطر با هماهنگی ناتو و همچنین حمایت از ایجاد هرج و مرج و آشوب در سوریه، منشور اتحادیه عرب و معاهده دفاع مشترک عربی را نقض کرده است.
    وی تاکید کرد : اعتراضات علیه قطر تمام مصر را فرا خواهد گرفت و درخواست برای لغو عضویت قطر از اتحادیه عرب به سبب همپیمانی با ناتو به طور جدی پیگیری خواهد شد.خاطر نشان می شود امیر قطر امروز جمعه در حالی راهی تونس شد که محافل مردمی و سیاسی این کشور مخالفت خود را با ورود وی به کشورشان اعلام کرده بودند، آنها امیر قطر را متحد صهیونیستها و آمریکا دانسته اند.

  26. شبنم می‌گه:

    اوباما اولین رییس جمهور قبیله یهود

    «I think when this is all over, people are going to say that Barack Obama is the first Jewish president,» he said.

    جملات بالا را نه تنها Abner Mikva نماینده قبلی مردم شیکاگو در کنگره بیان کرد بلکه جیمز پتراس استاد بازنشسته آمریکایی هم در مقالاتش آن را تکرار کرد. لابی اسراییل براک اوباما بعنوان سیاه پوست را برای پیاده کردن اهداف صهیونیستها در آن مقطع زمانی مناسب ارزیابی کرد و اورا با کمک منابع مالی و رسانه های خود به کاخ سفید فرستاد تا راه پرنشیب «اسراییل بزرگ» را هموار سازد.

    اوباما رهبر نیست بلکه خدمتگزار قبیله یهود است که زنجیر اسارت را برای رسیدن به کاخ سفید قبول کرده است و نود و هشت درصد از مردم سیاه پوست هم برای داشتن صورتک سیاه در کاخ سفید از این دلقک حمایت کردند و می کنند. لابی اسراییل اوباما را در سال 2008 بخاطر پوست سیاهش برای تحمیق مردم منطقه مناسب تشخیص داد و همانطوریکه دیدیم بیشتر قربانیان اوباما کودکان و مردم غیر اروپایی بودند که در منطقه یا آفریقا ( نظیر لیبی) زندگی می کنند. اوبامای سیاه– بقول لوئیس فراخان – برای پیاده کردن اهداف «سفیدپوستان» اجیر شد. صورتکی سیاه برای اجرای اهداف متجاوزین سفید از جمله زرساران یهودی به کاخ سفید فرستاده شد.
    اوباما برای ادامه خدمتگزاری خود به لابی تاکنون بهر جنایتی دست زده است و مورد نفرت مردم آمریکا و جهان بخصوص مسلمانان است. کافی است که بدانیم محبوبیت «رهبر » یهودیان در منطقه بین مردم حدود 4 در صد است تا بدرجه زبونی او پی ببریم. زرسالاران از او خواستند تا بمنظور خر کردن سران مرتجع عرب برای گرفتن منابع مالی بیشترحاصل از نفت مردم عربستان برای ادامه جنگ های صهیونیستی جلوی عبدالله چنان خم شود تا چاک خشتکش بدرد . آیا تاکنون یکی از رییس جمهوران قبلی چنین کار را انجام داده است؟ آیا کسی می تواند تصور کند که از رییس جمهور «سفید پوست » چنین تقاضایی کنند؟ هرگز. دیوید رودز، خبرنگار قبلی، نیویورک تایمز در برنامه چارلی رز گفت : مردم افغانستان هر جا عکس رییس جمهور را می بینند به آن تف می اندازند تا شاید اشغالگران زودتر کشور را ترک کنند.
    اوباما از فقیرترین نوکران لابی اسراییل بشمار می رود و بالطبع از کم قدرت ترین آنان محسوب می شود که کنترل چندانی بر روی سیاست خارجی بخصوص خاور میانه ندارد و مهره های اسراییل او را کنترل وهدایت می کنند . بهمین جهت او نمی تواند مطابق منافع مردم آمریکا در مورد ایران تصمیم بگیرد. سیاست اوباما بنفع آمریکا و ایران نیست ولی منافع صهیونیسم را دنبال می کند. منافع آمریکا تقاضا می کند که آمریکا با ایران روابط حسنه ای داشته باشد. این بنفع هردو ملت است. صهیونیست ها از جمله باند نوام چامسکی و مهره های تروتسکیست، اسراییل را بعنوان یار با اعتبار و پر منفعت به مردم جاهل آمریکا می فروشند که *دروغی * بیش نیست. اسراییل نه تنها منفعتی برای آمریکا ندارد بلکه سر خر هم بحساب می آید. اما لابی و بخصوص شیادانی نظیر نوام چامسکی که در بین «چپ» و افراد «مترقی» نفوذ دارند آنان را همچنان گمراه بنفع اسراییل و «قبیله یهود» هدایت می کنند.
    بطور مثال دنیس راس مهره اسراییل که جزو ستون پنجم بشمار می آید و سوادی هم در مورد ایران ندارد بعنوان «مشاوردر امور ایران» به اوباما تحمیل شد که او هم قبول کرد. این فرمانبرداری می رساند که اوباما برای منافع آمریکا بر مسند نشانده نشده است بلکه برای پیشبرد اهداف صهیونیسم جهانی اجیر شده است . اوباما توانست 98 در صد رای سیاه پوستان را برای خود تأمین کند. همانطوریکه قبلا» نوشتم سیاه پوستان فقط برای نگهداشتن صورتکی سیاه در کاخ سفید او را برگزیدند و حاضرند دوباره انتخاب کنند. از آنجایی که اوباما رییس جمهور یهود است مجبور است «نقشه راه» که مهره های اسراییل طراح آن هستند را دنبال کند. در نتیجه ایران که یار طبیعی آمریکا در صد سال اخیر بوده است ناگهان بصورت اهریمن در اذهان مردم آمریکا تجلی پیدا می کند که برای منافع اسراییل باید هولوکاست اتمی شود تا قبیله صهیونیستی امپراتوری یهود را طبق استراتژی Oded Yinon در منطقه پیاده کند. برای این منظور لابی اسراییل اذهان مردم آمریکا را توسط رسانه ها ، بنیادها و هالیود علیه ایران سیاه کرده و شکل می دهد و آنان را برای جنگی دیگر بنفع اسراییل – نظیر عراق – آماده می سازد. اوباما ضعیف تر از آنست که بتواند منافع ملت آمریکا را مقدم بر منافع زرسالاران بگذارد زیرا توسط لابی اسراییل بر مسند نشانده شده است و بدون حمایت مالی و رسانه ای لابی قادر به ماندن در «کاخ سفید» نیست. کنگره صد در صد در کنترل مهره های اسراییل است. بیش از 90 درصد از مردم آمریکا از کنگره متنفرند زیرا آن را منطقه اشغالی می دانند.
    تام هایدن شوهر قبلی جین فاندا می نویسد:
    Obama hardly needs another war with unknown costs and consequences. But presidents are not all-powerful, and Obama can be forced to acquiesce unless there is a sharp increase in serious public opposition.
    هایدن می گوید: اوباما با این اقتصاد خراب نیاز به جنگی دیگر که هزینه آن مشخص نیست ندارد. اما رییس جمهوران زیاد قدرتمند نیستند(منظور او اسارت اوباما توسط لابی اسراییل است) و اوباما ممکنست مجبور به فرمانبرداری برای برپا کردن جنگی دیگر شود مگر اینکه اپوزیسیون قدرتمندی جلوی او بایستد.
    خب، باید به لابی اسراییل و «چپ» قلابی غرب و اپوزیسیون خودفروش ایران تبریک گفت که توانسته اند اذهان مردم آمریکا را مطابق منافع صهیونیستم شکل دهند و آنان را تحمیق کنند.

    برای نشان دادن نوکر بودن اوباما کافی است رفتار نتانیاهو علیه اوباما را نشان دهیم. وقتی اوباما خواهان توقف شهرک سازی یهودیان در زمین های اشغالی – علیه قوانین بین المللی است – شد نتانیاهو گوشمالی سختی به او و معاونش جوزف بایدن – که خود را صهیونیست معرفی می کند – داد و هر دو را به سکوت دعوت کرد و در عوض از آنان خواست فلسطین را فراموش کنند و بجای آن با رد تحریم های بیشتر در باغ وحش که نام «سازمان ملل» گرفته است حلقه دور گردن مردم ایران را تنگ تر کند تا ملت ایران اطاعت از زرسالاران یهودی که «حکومت جهانی » را طراحی کرده اند را سرعت بخشند. دول جنایتکار روسیه و چین هم با گرفتن امتیازاتی با این جنایت همکاری کردند. همانطوریکه دیدیم این دول با استفاده نکردن از حق ویتو عملا» به نابودی لیبی کمک رساندند. بنابراین روسیه و چین اصلا» قابل اعتماد نیستند و علیه ملت ایران هم همانند لیبی عمل خواهند کرد.

    هیلاری مان لورت ، گریگ رابرتز و بسیاری دیگر معتقدند که هیچکس -حتی جورج بوش – باندازه اوباما – رییس جمهور یهود – تاکنون ایران را بطرف جنگ سوق نداده است.

    http://www.bibaknews.com/fa/pages/?cid=7253

    یک هفته‌نامه آمریکایی با بررسی نفوذ شدید یهودیان صهیونیست در آمریکا به بررسی این مطلب پرداخت که چه کسی پشت رشد سریع سیاسی اوباما قرار داشته است؟

    » ویکتور تورن»، خبرنگار و محقق آمریکایی در آخرین شماره هفته‌نامه امریکن فری پرس با انتشار مقاله جالب توجهی به بررسی این مسئله پرداخته است که «چه کسی در پشت رشد اوباما و تبدیل شدن وی به یک ستاره سیاسی قرار دارد؟»

    «جورج سورس» مرد پشت پرده

    برای فهم ساختار و جزییات این شبکه ارتباطی بسیار پیچیده، باید اول از بالا شروع کرد و » جورج سوروس»، تاجر یهودی و پیوندهای وی با قدرتمندترین خانواده بانکداری یهودی، را شناخت.

    اما در این رابطه، » ویلیام انگدال»، روزنامه‌نگار، تاریخدان و محقق اقتصادی، اولین قدم را برداشته است. وی در رابطه با سوروس می‌گوید: » سوروس به عنوان جلودار گروه بانکداری » راتچایلد» (Rothschild)، شناخته شده است.

    البته کاملا قابل فهم است که نه سوروس و نه گروه راچایلد نمی‌خواهند که این حقیقت مهم علنی شود. ارتباط سوروس با دوایر فوق محرمانه سرمایه‌داری بین‌الملل راتچایلد تنها یک ارتباط عادی و یا تصادفی بانکداری نیست.»

    پس از این افشاگری‌های، انگدال نهایتا در اول نوامبر سال 1996 میلادی در مقاله‌ای نوشت: » از همان روزهای اولی که سوروس صندوق سرمایه‌گذاری خودش را در سال 1969 ایجاد کرد، موفقیتش را مدیون رابطه با شبکه بانکداری خانواده راتچایلدکرد.»
    خانواده راتچایلد چندین قرن است که امپراتوری های غرب از جمله انگلیس ، فرانسه و اکنون آمریکا را کنترل کرده اند و می کنند.
    خانواده راتچایلد بعد از شکست ناپلئون و پیروزی انگلیس در جنگ واترلو، این خانواده شبانه به ثروتمندترین خانواده اروپا و دنیا – البته با حقه و کلک – تبدیل شدند و در نتیجه اقتصاد امپراتوری انگلیس را کنترل می کردند. ناتان راتچلید بانک مرکزی انگلیس را بزیر کنترل خود آورد و گفت:
    I care not what puppet is placed upon the throne of England to rule the Empire on which the sun never sets. The man who controls Britain’s money supply controls the British Empire, and I control the British money supply.

    «برای من کدام نوکر بعنوان حکمران امپراتوری انگلیس بر مسند نشسته است اهمیتی ندارد. اما کسی که عرضه پول انگلیس را کنترل کند امپراتوری انگلیس را هم کنترل می کند، و من ناتان راتچایلد عرضه پول انگلیس را کنترل می کنم در نتیجه امپراتوری انگلیس را زیر کنترل خود دارم.»
    با همبستگی خود مشت محکمی بر دهان دشمنان زنیم. ترور دانشمندان ایرانی را بطور وسیع محکوم کرده و علیه جنگ و تحریمهای غیر قانونی دول زورگو بطور گسترده و ممتد طبل ها را بصدا در آورده و تبلیغ کنیم. جنایتکاران و قاتلان مردم ایران را به دنیا نشان دهیم. نفرین بر دروغگویان و نوکران صهیونیسم.
    http://www.rense.com/general75/wrus.htm

  27. شبنم می‌گه:

    نمونه ای از دروغ های «اپوزیسیون» ایران در مورد ترور های دول متجاوز و جنایتکار را در زیر مشاهده کنید.

    عاملین «اتحاد جمهوریخواهان ایران» طی ورق پاره ای می نویسند:

    ‎{اتحاد جمهوریخواهان ایران خواستار محکومیت این ترورها در نهادهای بین المللی و در شورای امنیت سازمان ملل است. ما بار دیگر خواهان پایان دادن به سیاست تنش زای جمهوری اسلامی و همکاری با نهادهای بین المللی و رعایت مصوبات شورای امنیت سازمان ملل از سوی جمهوری اسلامی هستیم.}

    عاملین که اخیرا» از اوباما تقاضای «دخالت بشردوستانه» در لیبی را کردند (مهرزاد بروجردی) و منجر به قتل عام مردم لیبی و خانواده قذافی شد (بیش از 60000 نفر) و پلکی هم نزدند ، اغلب در خارج از کشور زندگی می کنند و علیه هزاران بمب اتم کشورهای خود نظیر آمریکا ( مهرزاد بروجردی) ، انگلیس ، فرانسه یا اسراییل هنوز ورق پاره ای سیاه نکرده اند، در نظر دارند برنامه انرژی هسته ای ایران که *قانونی است* و تحت نظارت نوکران سازمان ملل – در حقیقت آمریکا – است را مسئول جنگ به ابلهانی نطیر خود معرفی کنند تا شاید دشمنان دستی به سر و کول آنان کشند و در موقع مناسب بعنوان مهره از آنان استفاده کنند.
    (نظیر ساکشویلی، کرزای). آیا کسی تاکنون چنین خودفروشانی دیده است که وقایع را مغرضانه یا جاهلانه وارونه نشان می دهند؟

    ‎سپس هیأت سیاسی اجرایی می نویسد:

    ‎{ادامه سیاست تنش زای جمهوری اسلامی از یک سو و تشدید فضای تحریم و تهدید از سوی دیگر، نه فقط بحران اتمی را تشدید نموده است، بلکه فضای پر تنش و خطرناکی را بر روابط کشور ما با غرب و متحدان آن در منطقه حاکم نموده است. که یکی از نشانه های آن اقدام به همین ترورهای جنایتکارانه است.}

    توجه کردید دوستان ؟ عاملین خارج نشین مسئولیت ترور دانشمندان اتمی ایران توسط اسراییل / آمریکا را به کون ج. ا بسته (سیاست تنش زای ج. ا) و بدون هیچ شرمی بخورد خود و ابلهانی نظیر خود می دهند. آیا کسی می تواند به مشتی نادان که نقاب «اپوزیسیون» بر صورت زده اند اعتماد کند؟
    خجالت بکشید.

    http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=18903

    از نظر سیاستمداران دست اندر کار، اوباما بعنوان رییس جمهور یهود بیش از جورج بوش ایران را با هدایت مهره های اسراییل نظیر دنیس راس بسوی جنگ هل داده است و مسئولیت جنگ بدون هیچ شبهه ای بعهده اوست. مسلما» جنگ علیه ایران *جنایت علیه بشریت * بحساب می آید و آمریکا نمی تواند – مانند جنگهای قبلی – با حقه جنگ براه اندازد و از زیر مسئولیت – جنایت علیه بشریت – شانه خالی کند. مسلما» ملت ایران فرصت دوباره به اوباشان بین المللی نخواهد داد.
    کسانی که این موضوع ساده را تاکنون نفهمیده اند یا مغرض اند یا نادان. انتخاب با آنهاست.
    آمریکا در طول تاریخ سیاهش جنگ های متعددی برای کشورگشائی و امپراتورسازی با حقه و کلک براه انداخته است و میلیون ها نفر را به قتل رسانده است. جاهلان در اتحاد جمهوریخواهان اگر اینقدر بیسوادند که تاریخ جنایت های آمریکا را نمی دانند باید لینک زیر را قبل از رونویسی از پروپاگاندای غرب بخوانند تا اینگونه مورد تمسخر قرار نگیرند.

    http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=28554

    شناخت اپوزیسیون خودفروش ایران ضروری است. لطفا» بیانیه های آنان را بخوانید و مورد نقد قرار دهید.

  28. شبنم می‌گه:

    مخالفان جنگ با نوشتن مقالات متعدد در مورد مهره های سبز و همکاری آنان با سازمانهای جاسوسی غرب چهره کریه آنان را به مردم جهان نشان می دهند. مقاله زیر موج سبز وهمکاری آنان با آمریکا علیه کشورهای هدف – لیبی – سوریه – ایران – را نشان می دهد.
    نوشت:Sahand Avedisسایت گلوبال ریسرچ در مقاله ای بقلم:

    در حالیکه ترکیه و دول متجاوز غرب خود را برای مداخله نظامی در سوریه آماده می کنند ، مهره های سبز دولت ایران را بعلت همراه نشدن با جنایتکاران جنگی بنفع «انقلاب سوریه » و علیه بشار اسد مورد نکوهش قرار می دهند. اکنون مهره های سبز با حمایت از اهداف جنگی غرب و مهره های تروریست که نقاب «شورشیان» بر چهره زده اند نقش خود بعنوان بلندگوی غرب را پررنگ تر کرده اند.
    در بهار گذشته مشتی از مهره های سازمان سیا که خود را سبز می خوانند ، با نوشتن بیانیه ای به » اوبامای عزیز» ، جنایتکار جنگی ، از «دخالت بشردوستانه» در لیبی حمایت کرده و خواهان برپایی «منطقه پروازممنوع» شدند و با این بهانه به قتل عام مردم لیبی پرداختند. غرب بسرکردگی آمریکا نوکران خود را زیر نقاب » شورشیان» بر مسند نشاند. نوام چامسکی شیاد هم با برنارد هنری لوی ، از دست اندر کاران جنگ لیبی، از «منطقه پرواز ممنوع» پشتیبانی کرد. مهره های سبز عامل و تجزیه طلب:

    آرش نراقی، نیره توحیدی، مهرزاد بروجردی، عباس میلانی، علی افشار، آذر نفیسی ، رضا افشاری، احمد صدری، علی بنوعزیزی، فرزین وحدت، گلی تهرانی، فائقه شیرازی، آزاده کیان، نادر هاشمی، فرهاد خسرو خاور، رضا براهنی و …

    بمباران لیبی و قتل عام مردم از جمله خانواده قذافی (بیش از 60000 نفر) با استفاده از «منطقه پرواز ممنوع» اجرا شد. بنابراین افراد بالا در جنایت علیه بشریت غرب شریک اند و باید مجازات شوند.
    مهره های سبز همراه با مهره های دیگر سازمان سیا که در NED (سازمان سیا) آموزش دیده اند و در کشورهای عربی علیه بشار اسد فعالیت دارند – نظیر سعد الدین ابراهیم و رضوان زیاده – ومشتی نئوکان ها مانند فوکویاما از امضاء کنندگان این بیانیه بودند.
    موج سبز قبل از انتخابات 1388 برای سازمان دهی طبقه مرفه به «رهبری» حسین موسوی ،یکی از «اصلاح طلبان» که بیست سال در حجله با زنش گردو بازی می کرد و روزها خط های کج و معوج می کشید و در این مدت حتی یک نامه هم برای «اصلاحات » سیاه نکرد، ناگهان توسط باند رفسنجانی/خاتمی و حمایت سازمانهای اطلاعاتی غرب اجیر شد و بصورت مهره در صفحه شطرنج قرار گرفت. کمپین «اصلاح طلبان» توسط باند فاسد رفسنجانی ، با ثروت بلیون دلاری که با استفاده از نفوذ خود در مدت صدارتش انباشته شده بود، مورد حمایت مالی و سیاسی رفسنجانی قرار گرفت. طبق اسناد منتشر شده در غرب ، سران نزدیک به میرحسین موسوی با جاسوسان سازمان سیا نزدیک به کلینتون در دوبی مراوده و مشورت کردند.
    علی افشاری یکی از مهره های سبز و متصل به *تحکیم وحدت* که جاسوسان بسیاری برای سازمانهای اطلاعاتی غرب پرورش داده است ، از حمله نظامی به سوریه حمایت می کند و آن را برای جاهلان تبلیغ می نماید. علی افشاری پادوی لابی اسراییل اینقدر پست و فرو مایه است که بدون هیچ خجالتی با جنایتکاران جنگی که مورد نفرت مردم آمریکا هستند – جوزف لیبرمن و ریک سنتوروم – کاندیدای انتخاباتی صهیونیست های مسیحی راست گرا که حمله نظامی علیه ایران و سوریه را تبلیغ می کنند همراه می شود.
    این جاسوس اکنون –نظیر لیبی – با تروریست های سوریه پالوده می خورد. علی افشاری مرتب در لانه جاسوسی سازمان سیا «صدای آمریکا» ظاهر شده و تزهای یک تومنی خود را برای مشتی ابله بازگو می کند و مقالات بی ارزشش که به حمایت از جنگ های امپریالیستی نوشته شده اند را در سایت های بی ارزش «اپوزیسیون» خارج نشین به چاپ می رساند زیرا هیچ رسانه دیگری حاضر به چاپ خزعبلات او نیست. بهمین دلیل علی افشاری توسط لیبرمن و سنتوروم که روزانه حمله نظامی به ایران را تبلیغ می کنند و سنتوروم اخیرا» از ترور دانشمندان هسته ای هم دفاع کرده است مورد استعمال قرار می گیرد. در نشستی که توسط لیبرمن و سنتوروم سازمان داده شده بود از علی افشاری برای تبلیغ حمله نظامی علیه ایران استفاده کردند. او در مقالات بی ارزش خود سعی دارد «دخالت بشردوستانه » را از «جنگ» جدا کرده و چهره ی آن را «معصوم» بزک کند.
    همانطوریکه قبلا» گفته شد » استادان» و تجزیه طلبان (رضا براهنی) موج سبز ، با مهره هایی نظیر علی افشاری بیانیه امضاء می کنند:
    آرش نراقی، نیره توحیدی، مهرزاد بروجردی، عباس میلانی، علی افشار، آذر نفیسی ، رضا افشاری، احمد صدری، علی بنوعزیزی، فرزین وحدت، گلی تهرانی، حقیقت جو، محسن کدیور، حمید دباشی ، هادی قائمی ، شرین عبادی ، شادی صدر، مهرداد درویش پور ، فائقه شیرازی، آزاده کیان، نادر هاشمی، فرهاد خسرو خاور، رضا براهنی و …

    این فرد در اکتبر 2011 دروغ هایی بنفع » دخالت بشردوستانه «در لیبی نوشت و چشم داشت دول غارتگر به نفت را *بیهوده* ترسیم کرد و گفت که بازار «جهانی» شده است و «اقتصاد جهانی» دیگر فضایی برای سیاست استعماری و اهداف امپریالیزم باقی نگذاشته است – این تحلیل یعنی امپریالیسم دیگر وجود خارجی ندارد توسط ستون پنجم که زیر نظیر «استادانی» نظیر صادق زیبا کلام و مرتضی مردیها، از نئوکانها و ستون پنجم ایران، به خورد دانشجویان داده اند که فقط بیسوادان می توانند آن را بپذیرند.
    افشاری از جنگ های امپریالیستی/ صهیونیستی زیر لوای «باد دموکراسی» حمایت کرده و خواهان وزیدن این باد به نقاط دیگر منطقه است. روشن نیست که اگر این باد برای اعراب و مسلمانان حیاتی است چرا این باد بطرف فلسطین ، عربستان ، بحرین، و دیگر نقاط که مردم زیر فشار فاشیسم (صهیونیسم) و دیکتاتورهای آمریکا شب را به روز می آورند حرکت نمی کند؟ افشاری چرا «دخالت بشردوستانه» در فلسطین علیه اسراییل نژادپرست و اشغالگر تبلیغ نمی کند؟ چرا اسلحه به مردم فلسطین که 63 سال است زیر تفنگ صهیونیست ها کشته شده و از تمام حقوق انسانی محروم است نمی دهد که «شورشیان» مورد دلخواه این عامل درست شود. جرا این عامل تقاضای «منطقه پرواز ممنوع» برای فلسطینی ها نمی کند. باید به این عاملین گفت خفه شوید. شما شیادی بیش نیستید. علی افشاری می داند که بعنوان پادوی لابی اسراییل اجیر شده است و اگر غیر از این کند منافع خود را به خطر انداخته است.
    مردم جهان اکنون شاهد نتایج «دخالت بشردوستانه» در افغانستان ، پاکستان ، عراق ، لیبی ، سومالی، سودان هستند و آن را حتی برای دشمنان خود هم توصیه نمی کنند. انسان باید فرصت طلب یا نادان باشد که باز هم از «دخالت بشردوستانه» صحبت کند البته اگر جاسوس و خودفروش نباشد. آیا این مهره ها می دانند که تاکنون بیش از 6 میلیون نفر در کنگو قتل عام شده اند؟ آیا این خائنین می دانند که زنان از 4 سال تا 80 سال مورد تجاوز مکرر سربازان در کنگو قرار گرفته اند؟ از آنجاییکه کنگو جزو حامیان سیاست غرب است و منابع را بسیار ارزان به کشورهای غرب و اسراییل می رساند و شرایط غرب را که پول ، کون و خون است را رعایت می کند. در نتیجه نسل کشی در کنگو توسط رسانه های صهیونیستی و مهره های سازمان های جاسوسی غرب عمده نمی شود و در رسانه منعکس نمی گردد ولی به دنبال سوریه که جزو کمپ مقاومت است می روند و با گذراندن تروریست های مسلح خود از مرز ترکیه ، لبنان و اردن به کشتن افراد امنیتی سوری و انداختن بدن تیکه تیکه شده ی آنان به رودخانه می پردازند و در نظر دارند سوریه را بنفع غرب و اسراییل و علیه ایران به زیر کشند. مهره های خودفروش سبز با مسلمان ستیزان صهیونیست حامی اسراییل – نظیر برنارد هنری لوی شیاد، از حامیان جنگ عراق، افغانستان و بانیان اصلی جنگ لیبی – همدست می شوند و با دادن پول ، کون و خون با باند راتچایلد که «حکومت جهانی» را از قرن ها پیش طراحی کرده است، در پیاده کردن «خاور میانه بزرگ» که قرار است «اسراییل بزرگ » را طبق استراتژی اوودت اینون پیاده کند ، کمک می رسانند.
    مردم گول «حقوق بشر» دروغین و «دخالت بشردوستانه» قلابی شما را نخواهند خورد و به مهره های سبز اعتمادی ندارند .
    علی افشاری برای اینکه اهداف جنگ لیبی را منزه نشان دهد و قتل عام بیش از 60000 نفر را برای «دموکراسی» *بحق* ترسیم کند، در مقاله ای نوشت: هدف از دخالت بشردوستانه اینست که به اختناق دولتی پایان دهد و فضایی مناسب برای فعالیت اپوزیسیون و حامیان دولت بوجود آورد. دخالت بشردوستانه در لیبی مثل تجاوز آمریکا به عراق و افغانستان نیست زیرا نظامیان دول بیگانه به عراق و افغانستان که معترضین خیابانی نداشت حمله بردند.»
    این فرمول سعی دارد جنگ های امپریالیستی را با حقه » معترضین خیابانی » که اغلب تروریست های سازمان سیا/آم ای 6 هستند را *بحق* جلوه دهد. برپایه این فرمول علی افشاری چک سفیدی بدست آمریکا می دهد که هر موقع طبقه کارگر به پا خاست به آن کشور حمله کند. این خود تضاد نیروهای کارگری با طبقه مرفه – که قشر اصلی » معترضین» سبز را تشکیل می دادند نشان می دهد. برپایه همین اساس است که موج سبز ازکمپین و پروپاگاندای امپریالیسم برای برپایی جنگ علیه سوریه و ایران حمایت می کند.
    بهمین جهت، این مهره ها سعی دارند بهر قیمتی شده در سوریه «معترضین خیابانی» درست کنند تا با کمک آنان – که سرانشان اغلب در کشورهای خارجی از جمله آمریکا ، فرانسه و انگلیس زندگی می کنند و شهروند این دول هستند نظیر مهره های سبز – بشار اسد را که میلیونها نفر از مردم سوریه در تظاهرات مکرر خیابانی حمایت
    کرده اند با تروریست های مسلح غرب و ترکیه بزیر کشند و مهره خودشان را بر مسند نشانند ، نمونه لیبی. روی همین اصل، علی افشاری در ماه دسامبر به یکی از سازمانهای دروغین «حقوق بشر» گفت: «جامعه جهانی باید دولت سرکوبگر بشار اسد را در هم شکند.» او توصیه کرد که «منطقه پرواز ممنوع» در سوریه برپا کنند و سلاح و تانک های بشار اسد را از بین ببرند تا اوباشان بتوانند با خیال راحت به قتل عام مردم بپردازند و دولت را سرنگون کنند ، نظیر لیبی.
    یکی دیگر از جاسوسان سبز – شیرین عبادی – که به پروپاگاندای غرب کمک می رساند طی مقالاتی از دخالت بشردوستانه در سوریه دفاع کردو امیدوار است که این حمایت به مهره های سبز کمک کند و نفوذ «سبز» را در ایران افزایش دهد.
    نویسنده مقاله حاضر باید از حمید دباشی، یکی دیگر از مهره های سبز که سرنگونی بشار اسد را طی مقالاتی در «الجزیره» – بلندگوی امپراتوری- تبلیغ کرده است نام برد تا چهره واقعی سران موج سبز را به جامعه جهانی بشناساند.
    شیرین عبادی در «موسسه خاور میانه» مربوط به دانشگاه جورج واشنگتن – آمریکا، در ماه آوریل گفته های پوچ حمید دباشی مبنی بر «سرنگونی بشار اسد در سوریه به دموکراسی در ایران کمک زیادی خواهد کرد» را تکرار کرد. افزون بر آن ، شیرین عبادی
    دروغ های آمریکا که می گوید: حاکمیت اقلیت علوی شیعه بر اکثریت سنی علت اصلی شورش در سوریه است را تکرار نمود. او همچنین دروغ خدمتگزار صهیونیسم – هیلاری کلینتون- یعنی ایران برای سرکوب مردم سوریه نیرو به آن کشور اعزام می کند را بدون مدرک تکرار کرد. این در جایی است که افرادی نظیر رابرت فیسک «ژورنالیست» و سعد ابوالخلیل مدیر «انگری عرب» مکرر نوشته اند که این خبر *دروغ* است. اما این عامل خودفروش آن را بدون هیج سندی تبلیغ می کند که به پروپاگاندای غرب کمک رساند و مبالغ بیشتری زیر لوای «جایزه» بحساب بانکی اش در کشورهای خارج بریزد تا بتواند آرایشگر بهتری برای بزک صورت کریه اش اجیر کند. این فرصت طلب از فشارها و تحریم های دول متجاوز غرب علیه ملت ایران حمایت می کند.
    شیرین عبادی در وال استریت جورنال در تاریخ سی ام دسامبر نوشت:
    she writes: “Only the Security Council, with coercive levers at its disposal, can meaningfully pressure Iran’s rulers to stop their violations of citizens’ fundamental rights. International sanctions against Iran’s human-rights abusers should also be expanded and deepened. Policy makers in the U.S. and Europe deserve praise for sanctioning leaders of the Islamic Revolutionary Guard Corps, agents of the intelligence ministry, and other top officials responsible for the violent crackdown that followed the 2009 uprising.”

    همانطوریکه از جملات بالا پیداست او مشتاق تحریم های بیشترعلیه ملت ایران است و از جنایتکاران جنگی برای تحریم های کنونی که منجر به مرگ و بیکاری ایرانیان شده است تشکر می کند و آن را برای «دموکراسی» لازم می بیند.
    در ضمن سران و مهره های سبز در داخل کشور هم از سرنگونی بشار اسد و اهداف غرب حمایت می کنند ولی از آنجاییکه می ترسند به جرم خائن مانند گاو پیشانی سفید شناخته شوند آن را بطور واضع بیان نمی دارند.
    The Greens have also launched a Facebook campaign of “Iranian support for the Syrian revolution”, uncritically posting Western propaganda against the Assad regime.
    مصطفی تاج زاده ، کرد ایرانی، یکی ازطراحان موج سبز، در آگوست گذشته از زندان اوین نامه ای به یک روحانی شیعه فرستاد. در این نامه تاج زاده به حمایت ایران از رژیم «خونخوار» بشار اسد حمله برد. او گفت که این حمایت نفرت در دل مردم خاور میانه می کارد و ترکیه را بعنوان یک کشور «معتدل و دموکراتیک» در جهان اسلام برجسته می سازد. البته این دروغی بیش نیست. چرا اعراب باید 63 سال خدمت ترکیه و اردوغان به اسراییل را فراموش کنند و خواهان سرنگونی اسد که از فلسطین در مقابل اسراییل برای سال های متمادی حمایت کرده و می کند باشند؟ جهالت هم اندازه ای دارد.
    تاج زاده اما از یاد می برد که ترکیه بالاترین رقم ژورنالیست های در بند را از آن خود کرده است و در ضمن معترضین کرد را روزانه بمباران می کند و بالاترین شمارش محکومین «تروریسم» در جهان را (یک سوم محکومین در دنیا) در پرونده سیاه خود به ثبت رسانده است.
    او در ضمن فراموش می کند بگوید ترکیه مهره آمریکا در منطقه یکباره سیاست خارجی خود که بر پایه » رفع مسائل با همسایگان » بود را کنار گذاشت و علیه لیبی و اکنون سوریه با اسراییل و غرب همدست شده است. چگونه است که اعراب و ایرانیان متوجه این موضوع نیستند و اهداف جنگهای امپریالیستی /صهیونیستی را درک نمی کنند؟ وقتی «سران» سبز اینقدر جاهل و خنگ اند یا مغرض اند وای بحال افراد دیگر.
    در اینجا باید اشاره کرد که قبیله کرد بعنوان مهره های تروریست اسراییل در منطقه عمل می کند و برای «گشاد کردن» قبیله بهر خفتی تن در داده است. همراه شدن کردها با جنگ های امپریالیسم برای گشاد کردن قبیله بر هیچ کس پوشیده نیست.
    Such protests would provide the opportunity for further imperialist intrigues among leading circles in Iran, and potentially provide a justification for imperialist intervention, as in Libya and Syria.
    علی افشاری در دوم ژانویه به فرصت طلبان سبز گوشزد که انتخابات آینده ایران بهترین فرصت برای براه انداختن شورش های خیابانی است که باید مورد بهره برداری قرار گیرد.
    او نوشت کشاندن مردم به خیابان ها در انتخابات آینده به احیای «جنبش سبز» کمک می رساند.
    بهمین خیال باش. وقتی جاهلان درسی از گذشته نگیرند می رساند که استعداد یادگیری ندارند و بهمین جهت یا در جای خود در جا می زنند یا به خودفروشی برای رسیدن به «قدرت» روی می آورند. شرمتان باد
    http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=28666

  29. شبنم می‌گه:

    رابرتسون به فرید زکریا :

    زکریا: آیا بشار اسد سرنگون می شود؟

    رابرتسون: بنظر نمی آید. اعتماد بشار اسد چندین برابر شده است و می داند که جاسوسان سازمان سیا/ام ای 6
    و مهره های ترکیه کوچک تراز آنند که بتوانند با کشت و کشتار نیروهای امنیتی از سر و کول مردم
    بالا روند. در نتیجه اردوغان شیاد همراه با امیر قسی القلب و قصاب قطر باید سفره اشان را جای
    دیگری پهن کنند. مردم جهان به شیادانی نظیر رجب طیب اردوغان توصیه می کنند برای گرفتن
    «قدرت منطقه» کمی ابتکار عمل بخرج دهد و بجای شعارهای پوچ و دروغ ، «منطقه پروازممنوع»
    در فلسطین برپا کند تا اعتماد مردم عرب را بدست آورد وگرنه خفقان بگیرد.

    لطفا» ویدئو زیررا از نظر بگذرانید و به مهره های سبز نظیر علی افشاری که تبلیغ «دخالت بشردوستانه » در سوریه – نظیر لیبی – می کند بگویید که از صحنه سیاست محو شوند.

    http://mar15.info/2012/01/video-fareed-zakaria-interviews-nic-robertson-on-syria/

    افشاری که تاکنون از جنگ های امپریالیستی علیه کشورهای هدف یعنی عراق ، لیبی ، سوریه ، لبنان ، سودان و ایران حمایت کرده است، اکنون بعنوان «مخالفان فعال جنگ » در کنار حامیان جنگ بشردوستانه لیبی و سوریه قرار می گیردو بیانیه ای در محکومیت ترور دانشمندان ایرانی امضاء می کند.
    .
    افشاری و اغلب امضاء کنندگان فراموش می کنند که چندی پیش برای قتل عام مردم لیبی (60000) از «منطقه پرواز ممنوع» پشتیبانی کردند و علیه لیبی تبلیغ نمودند. پس از کشتن قذافی اکنون بعنوان مهره های سبز مبلغ جنگ بشردوستانه علیه اسد هستند که جنگ علیه ایران را آسان ترکند. البته می دانیم این خیالی بیش نیست . شما اگر صدها بیانیه دیگرهم امضاء کنید، مردم بازشما را خواهند شناخت و گول دروغ های شما را نخواهند خورد. کی می خواهید دست از شیادی بردارید؟
    لطفا» به نام بعضی از «مخالفان فعال جنگ» توجه کنید:

    علی افشاری، مجید محمدی، حسین باقرزاده، مازیار بهاری، نیره توحیدی، مهدی جامی، مهرداد درویش پور، حسن شریعتمداری، کاظم علمداری، علی مستشاری، علی مهتدی، آرش نراقی، ابراهیم نبوی،نادر هاشمی، فرزین وحدت،
    حسن یوسفی اشکوری

    آیا این افراد تاکنون مقاله ای در مخالفت با جنگ های امپریالیسم در افغانستان ، سومالی ، سودان ؛ عراق ؛ لیبی و یا سوریه نوشته اند که حالا خود را از «مخالفان فعال جنگ» معرفی می کنند؟

    http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/34584/

  30. کاوه می‌گه:

    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=43021

    ورود پدیده ی بنیادگرایی مذهبی به زیست اجتماعی جوامع خاورمیانه یی جدا از بستر عینی آن در بافت فرهنگی چنین جوامعی، در طی چند دهه ی گذشته حوزه سیاسی آنان و به تبع محیط بین المللی را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است. تاکنون نسبت به بنیادگرایی اسلامی بحث های زیادی شده است اما این پدیده به عکس تصور القاء شده تنها مختص جوامع مسلمان نبوده است. حتی فراتر از خاورمیانه و در شرق آسیا نیز در طی سال های اخیر راهب های سرتراشیده و نارنجی پوش بودایی محور بسیاری از منازعات سیاسی بوده اند. هم چنین از دوران «رونالد ریگان» رئیس جمهوری اسبق آمریکا با نقش آفرینی مستقیم پیروان کلیسای انجیلی در حوزه سیاست و روانه کردن نئومحافظه کاران افراطی به کاخ سفید به نظر می رسد که بنیادگرایی مسیحی نیز در بزرگترین هژمون بین المللی جایگاه تعیین کننده یی یافته است. جامعه جهانی و به خصوص غرب با تمرکز بر بنیادگرایی اسلامی به عنوان جزیی از این کل واحد، متاسفانه در این سال ها «کلیت» و ماهیت عمومی این موضوع را دستخوش یک دوگانگی سودمندگرایانه و گزینشی جهت دستیابی به اهداف ژئوپلتیک کرده است. اسرائیل همواره به عنوان جامعه یی که از یک مصونیت خاص در فضای بین المللی برخوردار بوده است به تازگی با شکستن بعضی از تابوهای سیاسی در این نظام بین المللی دو شاخص عمده و درونی خود را نشان داده و انعکاس آن در عرصه جهانی تا حدودی پیش داوری های قبلی را باطل کرده است. از یک طرف جنبش اعتراضی و گسترده ی اقتصادی که به مدت چند ماه در روزهای شنبه صدها هزار معترض به سیاست های راست روانه اقتصادی دولت «بنیامین نتانیاهو» را به خیابان می کشید، نشان داد که مبارزه از درون برای عدالت اجتماعی از جایگاه بزرگی در نقد قدرت برخوردار شده است. از طرف دیگر با پخش ویدئوی توهین و هتک حرمت یک دختربچه ٨ ساله از سوی بنیادگرایان یهودی در شهرک «بیت شمس» در نزدیکی بیت المقدس، پرده از پشت صحنه ی یک جامعه پارادوکسیکال کنار زده شد و عکس العمل داخلی و خارجی وسیعی را موجب گردید. تقسیم پیاده روها به زنانه و مردانه، تفکیک جنسیتی در اتوبوس های درون شهری به خصوص در محلات یهودی نشین نزدیک دیوار ندبه و معافیت دانش آموزان مدارس یهودی از خدمت سربازی با حقوق های مادام العمر دولتی برای این قشر غیرمولد در جامعه اسرائیلی نشانه های بارزی از واقعیت وجودی و نفوذ رو به گسترش بنیادگرایی در آنجا خواهد بود. دولت راستگرای نتانیاهو نیز به عکس اظهار نارضایتی از وقایع به وجود آمده در هفته های اخیر همواره یک پایه ثابت ائتلاف سیاسی با بنیادگرایان یهودی که یکی از نمادهای آن حزب «شاس» می باشد، بوده است.
    بر اساس اسناد و مدارک معتبر گفته می شود که حدود ۱۰ درصد از جمعیت اسرائیل را پیروان گرایش های بنیادگرای یهودی شکل می دهند و گسترش نفوذ آنان در حوزه سیاست هم اکنون نقش تعیین کننده یی پیدا کرده است. حتی منابع اسرائیلی نیز تایید می کنند که حداقل نیمی از این ۱۰ درصد هرگز کار نمی کنند و تنها ممر درآمدی آنان کمک های دولتی است که گویا برای سرسلامتی جهت یادگیری و آموزش تورات به آنان پرداخت می شود. با توجه به میزان بالای زاد و ولد در بین «یهودیان هاردی» تناسب جمعیتی به مرور به نفع این قشر انگلی جامعه تغییر کرده و به همان نسبت حوزه نفوذ آنان در سیاست و جامعه گسترده تر می شود. هر چند که تاکنون اخبار موثقی از اعمال تروریستی به مفهوم عام آن توسط بنیادگرایان یهودی عرضه نشده است اما نقش آنان در دولت های مختلف اسرائیلی در گستره ی دامنه تروریسم دولتی این رژیم علیه فلسطینی ها غیرقابل انکار است. چنانچه «تسیپنی لیونی» رهبر حزب مخالف «کادیما» در واکنش به حادثه بیت شمس می گوید «مشکل اصلی با بنیادگرایان یهودی فقط در شهر بیت‌ شمس و بر سر موضوع تفکیک جنسیتی نیست. مسأله، باورهای افراطی یی است که این افراد در سر می پرورانند. آنها سعی دارند جهان بینی شان را به دیگران تحمیل کنند». نفوذ بنیادگرایی یهودی از همان ابتدای شکل گیری این جامعه در سرزمین های فلسطینی همواره وجود داشته است اما در طی سال های اخیر بسیار پر رنگ تر شده است. آن چنان که یکی از شروط دولت نتانیاهو برای ادامه مذاکرات صلح، پذیرش «دولت یهودی اسرائیل» از جانب طرف فلسطینی بوده است که مورد اعتراض در داخل و خارج قرار گرفت. خطر نفوذ بنیادگرایی یهودی می بایست به همان میزان خطر بنیادگرایی اسلامی جدی گرفته شود چرا که نقش آنان در شکست مذاکرات صلح و تهدید سیاسی – اجتماعی برای اعراب درون مرزهای قراردادی رژیم اسرائیل و جامعه سکولار انکارناپذیر می باشد. شاید از کوه های «توره بوره» در افغانستان تا محله های یهودی نشین بیت المقدس راه درازی باشد اما در این فاصله یک تفکر مشترک که همان بنیادگرایی مذهبی می باشد، این فاصله را به حداقل خواهد رساند و این یعنی دو روی یک سکه که می تواند سودای هر معامله و مجادله یی را بین این برادران ممکن کند.

  31. down with traitors می‌گه:

    PLEASE REMEMER THE FOLLOWING NAMES OF IRANIAN FIFTH COLUMN WHO WORK FOR CIA/MOSSAD/MI6 WHERE RECENTLY SIGNED ANOTHER PETITION IN SUPPORT OF “humanitarian intervention ‘ in Libya and now support another war against Syria. These traitors call themselves “Green”. These petty agents must be wipe off the Iranian political scene, the sooner the better.

    سیّد محمد ابراهیم زاده /حامد ابراهیمی نژاد/ داریوش احمدی/ حسن یوسفی اشکوری/وشابه امیری/ بهار باستانی /احمد باطبی/ محمد برقعی/ مهرزاد بروجردی/ بنفشه پورزند/ فاطمه حقیقت‌جو/ مهدی خان بابا تهرانی‌

    بهمن نیرومند نیره توحیدی/ فریبا داوودی/ محسن سازگارا/ منصور فرهنگ/ عباس میلانی/ فرخ نگهدار/ مهرداد /درویش پور/ علی‌ افشاری

    For the complete list please click the following link.

    http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=18977

    These traitors sign a petition against Iran while not only they have not signed one petition against the imperialist/Zionist war in Iraq, Afghanistan, Somalia, Sudan, Libya, Lebanon, Palestine and elsewhere, but they have given their services to US president and Nato and their petty servant, Ahmad Shahid.
    Iranian must raise their voices against these petty servants in the service of enemies of humanity who have committed numerous WAR CRIMES.
    IRANIAN SAY TO THESE AGENT SHAME ON YOU ALL AND FU*K OFF.

  32. Ebrahim می‌گه:

    Adrian Salbuchi writes:

    Nine Lessons from Libya:
    1) Don’t trust the Western Powers; especially the US, UK, France, Italy and Israel….
    2) Don’t hang onto power for too long. Especially when you can transfer it to an intelligent and articulate heir like Saif-Gaddafi.Dad should have done that at least five years ago…
    3) Don’t trust the Western Powers…
    4) Don’t be left alone. Get a good ally: Russia or China, for example.(Ask Iran, who understands this very well).
    5) Don’t trust the Western Powers…
    6) Be very wary of Western terror organizations, aka CIA, MI6, Mossad and their private brethren, Blackwater/Xe, Halliburton and others.
    7) Don’t trust the Western Powers…
    8) Don’t let the “Western Media” handle global news of what’s happening in your country. Russian, Chinese, Iranian, Latin American media outlets are growing to become of crucial importance.
    9) Lastly, don’t trust the Western Powers!
    http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=28745

    Iranians have a duty to expose the following traitors who are cooperating with WAR CRIMANALS responsible for MILLIONS DEATHS and their PETTY SERVANTS SUCH AS AHMAD SHAHID. Why non of these traitors and war criminals who are citizens of US and NATO countries have not written petition to expose and condemn these countries violation of human rights in many countries including the occupied land under these terrorists and thieves? Why these traitors who pose as ‘Iranian opposition’ have FULL COOPERATION WITH CRIMINALS WHO HAVE COMMITTED NUMEROUS WAR CRIMES AGAINST HUMANITY? Why these petty servants have been silent against Israel war crimes.

    Expose these war criminals in you websites widely.

    مهرزاد بروجردی /عباس میلانی / فرخ نگهدار/ محمود صدری/ مهرداد درویش پور /محسن سازگارا/ احمد صدری /نیره توحیدی/ فاطمه حقیقت‌جو /سیّد محمد ابراهیم زاده/ حامد ابراهیمی نژاد /داریوش احمدی/ روشنک آسترکی/ بابک امیر خسروی/ حسن یوسفی اشکوری/ امیر اعتدالی/ حسن شریعتمداری /امیر حسین اعتمادی /علی‌ افشاری/ گودرز اقتداری نسرین الماسی/ نوشابه امیری/ مهدی خان بابا تهرانی‌
    فریبا امینی/عبدالعلی بازرگان/ رحیم باجغلی/ بهار باستانی/ احمد باطبی/ موریس باقری/ نسیبه باقری/ پروین بختیار نژاد/ فرزانه بذرپور/ محمد برقعی / مقداد بریمانی/ وحیدالدین بزرگ تبار بایی/ حمید بهشتی‌
    منصور بیات زاده/ عباس بیدار/ مهدی بیدقی/ عباس بیگدلی/ میثاق پارسا/ فریبا داوودی
    مهناز پراکند/ علی‌ پرسان/ عسل پیرزاد/ رضا پیرزاد/ بیژن پیرزاده/ بنفشه پورزند(servant of Israel Lobby)
    سعید پیوندی/ مجید تولای/ محمد باقر تلقری زده/ فرح طاهری/ بهمن نیرومند/ محمد رضا نیکفر

    صدیق احمد توحیدی/محمد علی‌ توفیقی/شهرام تهرانی‌/سیّد رضا جعفریا/آرش جنتی عطایی/ رضا حاجی/ مانی‌ حامدیان

    محسن حیدریان/ عباس خرسندی

  33. شبنم می‌گه:

    نقد خطوط کلی دفاع طرفداران حمله خارجی از دخالت بشردوستانه

    مدتهاست که رژیم علی عبدالله صالح با سلاح های جنگی مردم معترض کشور یمن را قتل عام می‌کند. تصاویر بمباران مناطق مسکونی و غیر نظامی با توپخانه فقط یک نمونه از رفتار حکومت یمن با مردم این کشور است. پس چرا در این کشور «دخالت بشر دوستانه» انجام نمی‌شود؟

    مدتهاست که نیروهای نظامی بحرین و عربستان در حال قتل عام مردم بحرین هستند و تصاویر تکان دهنده فرو کردن یک میله فلزی به سر یک زن غیر مسلح بحرینی توسط نظامیان بحرینی یک نمونه از رفتار حکومت عربستان و بحرین با مردم بحرین است پس چرا در این کشور «دخالت بشر دوستانه» انجام نمی‌شود؟

    مهم‌تر اینکه آمریکا و قدرت‌های اروپایی در چه جایگاهی به خود اجازه می‌دهند نسبت به ایجاد تغییرات سیاسی در سطح جهان اقدام کنند؟ اگر ملاک توانایی اقتصادی و قدرت نظامی است پس هر مسلطی هرچه می‌کند درست است. آنچه طالبان با مردم افغانستان، صدام با مردم عراق، قدافی با مردم لیبی و … می‌کرد درست بود و آنچه آمریکا و قدرتهای اروپایی هم می‌کنند درست است و آنچه چین و روسیه هم در جهان می‌کنند درست است. همه به این دلیل که زور دارد اعمال قدرت می‌کند.

    در اینجا باید گفت صد رحمت به قانون جنگل! متاسفانه در نوشته‌های مدافعان و مبلغان «دخالت بشر دوستانه» نه نشانی از دستگاه های فلسفی است و نه نشانی از اندیشه اندیشمندان، نه رد و اثری ار تاریخ تکامل اندیشه، نه کار تحقیقی و نه نوشته ای ژرف و قابل تامل، آنچه که هست دست بالا ارجاع و فاکت آوردن از دو کتاب قصه است.

    طرفداران حمله خارجی به ایران خود را «مخالفان فعال جنگ» می‌نامند. طرفداران جنگ مدتی است که بیانیه می‌دهند و هر چه می‌خواهند می‌گویند و در پایان با اضافه کردن یک جمله که «ما مخالف جنگ هستیم» سعی می‌کنند که اساس خواسته خود را که‌‌ همان حمله خارجی است مخفی کنند. آن‌ها برای ایران از روی لیبی مدل سازی می‌کنند و وقتی پرسیده می‌شود که شرایط ایران چه ربطی و چه مشابهتی به شرایط لیبی دارد سریعاً می‌پرسند مگر تلاش غرب برای شکسته شدن فیلترینگ اینترنت در ایران بد است و سریعاً نتیجه گیری می‌کنند که «پس دخالت بشر دوستانه خوب است»! آن‌ها سخنرانی وزیر امور خارجه آمریکا را درباره تحریم‌های ایران ملاک خود قرار داده‌اند و معتقد هستند با تنگ‌تر شدن حلقه تحریم‌ها و فشار بیشتر بر مردم ایران باید مردم را عاصی و عصبانی کرد و «مجبور» به تغییر حکومت در ایران کرد. آن‌ها می‌گویند وقتی مردم در اثر تحریم‌ها به چنان سختی و گرفتاری دچار شوند که به خیابان‌ها بیایند حکومت ایران با هواپیمای جنگی آنان را قتل عام خواهد کرد به همین دلیل ضرورت ایجاد منطقه پرواز ممنوع و دخالت نظامی آمریکا و ناتو علیه نیروهای نظامی ایران برای دفاع از مردم ضروری است. در تحلیل آن‌ها جایی برای این پرسش‌ها وجود ندارد که:

    ملاک برای ایجاد تغییرات در یک کشور خواست مردم آن کشور است یا قدرتهای جهانی؟

    اگر ملاک خواست مردم یک کشور است پس چرا باید آنان را «مجبور» به ایجاد تغییرات کرد؟

    متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید.

    http://www.sobh-emrooz.com/archives/2203

  34. شبنم می‌گه:

    Israeli threats

    It is rather ridiculous: Israeli leaders make daily threats against Iran, and Western leaders keep repeating: look. Iran is threatening poor Israel. Oh, poor little Israel with its poor 200 nuclear warheads.
    Posted by As’ad AbuKhalil

  35. Ebrahim می‌گه:

    Tell the traitors who pose as «opposition» get lost. You warmongers never reach Iran and must die in your adopted countries. You are the enemy of Iranian people.
    While the Iranian stooges, pose as «opposition» and tell you that they are against the war, in fact they are pro war otherwise why they should send another ‹petition› to a petty servant who was installed by zionism and its stooges, Obama, as ‹Human rights› activiest. They should send Ahmad Shahin a petty servant to US and Israel instead

    People of the world are fighting against war criminals,but Iranian Green lick their behind

    https://nationalpeaceconference.org

    /
    The following must f*ck off

    . مهرزاد بروجردی /عباس میلانی / فرخ نگهدار/ محمود صدری/ مهرداد درویش پور /محسن سازگارا/ احمد صدری /نیره توحیدی/ فاطمه حقیقت‌جو /سیّد محمد ابراهیم زاده/ حامد ابراهیمی نژاد /داریوش احمدی/ روشنک آسترکی/ بابک امیر خسروی/ حسن یوسفی اشکوری/ امیر اعتدالی/ حسن شریعتمداری /امیر حسین اعتمادی /علی‌ افشاری/ گودرز اقتداری نسرین الماسی/ نوشابه امیری/ مهدی خان بابا تهرانی‌
    فریبا امینی/عبدالعلی بازرگان/ رحیم باجغلی/ بهار باستانی/ احمد باطبی/ موریس باقری/ نسیبه باقری/ پروین بختیار نژاد/ فرزانه بذرپور/ محمد برقعی / مقداد بریمانی/ وحیدالدین بزرگ تبار بایی/ حمید بهشتی‌
    منصور بیات زاده/ عباس بیدار/ مهدی بیدقی/ عباس بیگدلی/ میثاق پارسا/ فریبا داوودی
    مهناز پراکند/ علی‌ پرسان/ عسل پیرزاد/ رضا پیرزاد/ بیژن پیرزاده/ بنفشه پورزند(servant of Israel Lobby)
    سعید پیوندی/ مجید تولای/ محمد باقر تلقری زده/ فرح طاهری/ بهمن نیرومند/ محمد رضا نیکفر

    صدیق احمد توحیدی/محمد علی‌ توفیقی/شهرام تهرانی‌/سیّد رضا جعفریا/آرش جنتی عطایی/ رضا حاجی/ مانی‌ حامدیان

  36. Ebrahim می‌گه:

    DOWN WITH IMPERIALISM/ZIONISM AND IRANIAN ‹OPPOSITION› WHO ACT AS FIFTH COLUMN
    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=43139
    «طرح خاورمیانه بزرگ» آمریکا که در سال ۲۰۰۲ برای اولین بار توسط کالین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا، همزمان با اشغال عراق و افغانستان مطرح شد، در همین رابطه قابل توجه است. دشمنی طرفداران «دخالت های بشردوستانه»، با ج.ا.ا، از امیدشان به عملی شدن نقشه های خاورمیانه ای ابرقدرت و بازگرداندن یک منطقه استراتژیکی مهم به آن ، در راستای غلبه بررقیبان ناشی می شود. از این روست که پا به پای آمریکا،با تحریم و تهدید ، در انتظاربازماندن ج.ا.ا ازمسیر دستیابی اش به توانایی ساخت سلاح هسته ای نشسته اند. چپ های واقعی ومردم ایران، ولی بخاطرآزادی، دمکراسی وعدالت مبارزه می کنند و هیچ مشکلی هم با توانایی هسته ای ج.ا.ا ندارند. این دوستان آمریکا می گویند که: ج.ا.ا سلاح هسته ای را برای استمرار بقای خودش می خواهد، پس باید مانع این کار شد. همین ها در جای دیگر چنین استدلال می کنند که:سلاح هسته ای اگرجلوی سقوط را می گرفت، شوروی با آن همه زرادخانه ، فرونمی ریخت. ویا وقتی رهبر»شورای انقلابی» لیبی، در همان روزاول به قدرت رسیدنش توسط ناتو،آزادی مردان در داشتن چند همسر را اعلام می دارد،یا حاکم بحرین حتی به بیمارستان ها حمله می کند ودر عربستان به زنان حتی اجازه رانندگی هم نمی دهند، هیچ اعتراضی از این طرفداران «مداخلات بشردوستانه»، که در موارد مشابه، مواز ماست ج.ا.می کشند و به حساب طرفداری خود از «حقوق بشر»می گذارند، شنیده نمی شود.این تناقضات، همانطور که اشاره شد، از عدم صداقت این افراد در بیان میل باطنیشان، در موردآمریکا، ناشی می شود. «کلام» نزد چنین کسانی ،برای «صنعتگری سیاسی» ونه بیان نظرواقعی، به کارگرفته می شود. یک معما ولی دررابطه با آنان لاینحل باقی می ماند و آن این است که: اگرآمریکا وناتو ، چهار نعل در جهت تبدیل جهان به «بهشت» می تازند و یک بمب اورانیوم آن ها کار صدها سخنرانی و مقاله می کند ، خود این دوستان چرا اینقدر در تکاپو و اضطراب هستند و به میمنت این خجسته ایام به یک «وکیشن» دائم نمی روند؟
    در حالی که امید چندانی به منشاء اثر بودن سازمان های چپ وطنی، در کناراحزاب و سازمان های مردمی جهان، درمبارزه برای بازستاندن حقوق ۹۹درصدی ها از سوداگران نمی رود، تک تک ما ولی می توانیم با شناخت نیروهای بازیگر جهانی واستفاده از تجارب احزاب دیگر، در قافله پویندگان راه عدالت اجتماعی جای گیریم.
    از یاد نباید برد که از نتایج محتوم غلبه نظم آمریکایی برجهان،کامل شدن روند جاری انباشت ثروت در یک سمت و فقر در سمت دیگر، یعنی امحاء طبقه متوسط است.در اینجا دیگر صحبت بر سر حمایت روشنفکرانه از حقوق زحمتکشان نیست. بلکه این خود ما هستیم که به عنوان طبقه متوسط با سرعت به خیل محرومان ملحق می شویم.
    برقراری نظمی نو و چند قطبی، تنها مفر احتمالی مردم جهان در حال حاضر،از چنین سرنوشت نامیمونی است.

  37. شبنم می‌گه:

    لطفا» صهیونیست های حامی اسراییل که خود را در صفوف «چپ» و «مترقی» جا زده اند را افشا کنید.
    «چپ» وجود خارجی ندارد و اغلب با اسراییل و دول غرب همکاری دارد. نمونه: حمایت «چپ» از بمباران لیبی با حقه ی «منطقه پرواز ممنوع» که «استادان » مردم فریب ایرانی نما نظیر:

    آرش نراقی، مهرزاد بروجردی، نیره توحیدی، عباس میلانی، علی افشاری، آذر نفیسی ، رضا افشاری، احمد صدری، علی بنوعزیزی، فرزین وحدت، گلی تهرانی، فائقه شیرازی، آزاده کیان، نادر هاشمی، فرهاد خسرو خاور، رضا براهنی و …

    هم جزو آن بودند و اکنون همین اوباشان علیه سوریه و بنفع امپریالیسم/صهیونیسم و مهره ی آن – اوباما – با سازمان های اطلاعاتی غرب همکاری دارند.

    اکنون یکی از کامنت گذاران در روزنامه اینترنتی Black Agenda Report نقاب از صورت «چپ» و «مترقی» که بصورت بلندگوی غرب عمل می کند، مانند مهره های عامل و جاسوس سبز- دریده است و آنان را رسوا کرده است.
    حالا «چپ» حامی اسراییل علیه ران پال – تنها کاندید حاضر در انتخابات آمریکا که علیه جنگ های صهیونیستی ومهره ی آن اوباما- فعالیت می کند، بلند شده است و سعی دارد با «نژادپرست» نشان دادن ران پال، مردم آمریکا بخصوص سیاه پوستان جاهل را بنفع مهره ی سیاه خود – اوباما – منفعل کند. سایت صهیونیست ها از جمله سایت * نوام چامسکی*، این کاندیدای ریاست جمهوری – ران پال – را نژادپرست معرفی می کند.
    سیاه پوستان دانشجو که شناختی از تاریخ خاور میانه، ایران و فلسطین ندارند توسط لابی اسراییل شکار شده و تاریخ را از زاویه دید صهیونیسم مرور می کنند.
    لابی یهودیان قبلا» از دانش آموزان سیاه برای تجزیه سودان کمال استفاده را کرد. این دانشجویان که اغلب از پیشینه ی فقیر می آیند با پول لابی یهودیان به واشنگتن و اسراییل سفر می کنند و با ناتانیاهو پالوده می خورند و از این نژادپرست تروریست دستور می گیرند و جزو فعالین پیاده نظام اسراییل در آمریکا به کار گرفته می شوند. آیا «اپوزیسیون» عامل و خودفروش از این موضوع با خبر است؟
    http://blackagendareport.com/content/wasteland-democratic-politics

    Pseudo-Left Zionist «War for Zionism»
    Deadbeat – 12/30/2011 – 23:09
    And the International Socialist Organization, ISC, is dominated by Zionists who implant themselves on the Left in order to conceal and divert attention from Jewish control of the American political economy. They even elevate a professed Zionist as the intellectual leader of the Left — Noam Chomsky who tried to discredit Mershiemer and Walt.
    Once again we see Zionist operatives trying to blame the oil companies for the Zionist war in the Middle East when we know that PNAC and Oded Yinon had designs for Zionist expansion in the Middle East and North Africa since the early 1980′s.
    The ISO also engaged in the Zionist demonization campaign against Libya because Libya assisted the Palestinian and where decidedly anti-Zionism and pro-Black and pro-Africa.
    The fear of Ron Paul is cynical because these so-called Leftist desire is to USE Black people for their own agenda of Zionist (racist) expansion.
    Also the International Socialist Organization where SUPPORTERS of the War on Libya and engaged in the Zionist demonization campaign against Qaddafi and the labeled the racists, murderous Libyan thugs as «rebels». Ron Paul spoke out AGAINST the war on Libya while so-called «socialists» threw their support for the overthrow of an African nation.
    ———————-
    Tossing out the Racist Granade
    Deadbeat – 12/30/2011 – 23:19
    Glen Ford throwing out the «racist» label seem selective. He certainly didn’t use it against his cohorts on the Left that supported the racist, murderous, Zionist-controlled thugs that were labelled by the pseudo-Left as «rebels» that destroyed Libya.
    Amy Goodman, Noam Chomsky, the International Socialist Organization (ISO), World Socialist Web Site (WSWS), World Socialist Movement (WSM) and other members of the Jewish Left all engaged in a blatantly ugly propaganda campaign against the Libyan Jamahiriya. Not once did Ford label these folks «war criminal» or «racist».
    His partner Bruce Dixon scrolled a WEAK-ASS rebuttal against Democracy Now! UNDERLING not against Amy Goodman who has reveal her utter affinity to racist Zionism.
    If there is going to be a revitalization of the Black Left, they must be bold enough to come clean and challenge Jewish Zionism unless it like the politician they complain about are on the Zionist payroll. Around the world, Zionism is seen as RACIST and it is time for the Black Left CLEAN HOUSE of the American Left by outing these Left-wing racist (Zionists) rather than ally with them. You can’t build solitary with your enemies — the pseudo-Left Zionist
    ——————-
    Critique hits home and tell the truth!
    Deadbeat – 12/31/2011 – 18:33
    No critique from BAR of the Zionist oracle Noam Chomsky, who took a position AGAINST the «Black Agenda». http://globalciviliansforpeace.com/2011/11/25/noam-chomsky-and-the-manufacture-of-consent-dan-glazebrook/
    Missing from BAR was any BACKSTORY of Zionism and its plans for Libya’s destruction since 1981 and the role that The Left plays in deflecting attention away from Zionism’s dominance of the U.S. political economy.
    What you seem to be confused about in your misreading of my response, is that Glen Ford and BAR never labeled any of these Leftist supporters of the destruction of Libya – as RACISTS! The ISO, Democracy Now, and others engaged in a heinous propaganda campaign for the benefit of Zionist hegemony against an African nation!
    Rather than provide readers with a balanced and nuanced analysis of Ron Paul’s policy positions that are supportive of blacks (high incarceration rates from drug laws, ending wars being fought by the young and poor, etc..), Ford recklessly tosses out an incendiary label that Dr. Paul is a racist. However BAR apparently withholds such incendiary descriptions from the RACISTS within the ranks of The Left. Racists like Amy Goodman, Noam Chomsky, Medea Benjamin, and the plethora of hidden Zionists who actually control and dominate The Left.
    ————————-

    I also recommend reading articles by Jeffrey Blankfort who was first to expose Chomsky’s Zionism as well as James Petras› «The Power of Israel in the United States». Chomsky, a noted linguist, and «intellectual» leader of the Left spent decades cultivating a narrative that CONCEALS the Zionist agenda under the guise of «U.S. Imperialism». The most obvious role Chomsky played in defending Zionism was his defense of AIPAC when it was out by Mershimer and Walt in their expose of the Israel Lobby as being the leading cause for the War on Iraq. Goodman, a Zionist herself, who earns $1,000,000.00/yr from Democracy Now! is primarily funded by Zionist controlled and dominated foundations. Zionists are planted on the Left in order to control the opposition including and especially the Black Left. There is a hell of a lot more evidence that I can offer but you need to do your research because the extent of your ignorance and indoctrination is quite obvious in your rebuttal

  38. شبنم می‌گه:

    لطفا» به دروغ های اوباما، مهره ی سیه کار و جنایتکار جنگی اسراییل توجه کنید که چگونه از رژیم تروریست ونژادپرست اسراییل دفاع می کند وحا ضر است برای بقای شغل خود ، مسلمانان بیشتری را بنفع اسراییل به هلاکت رساند و ایران را هولوکاست اتمی کند.

    مسلمانان و ایرانیان در آمریکا موظفند بهر طریقی که شده این مهره ی را از مقر خود بزیر کشند. کاندیداها با هم فرق زیادی ندارند ولی مهره ی لابی اسراییل باید بداند که مردم جهان و آمریکا از اینهمه جنایت علیه بشریت جانشان به لب رسیده است و برای بیرون انداختن مهره ی اسراییل از هیچ کاری دریغ نخواهند کرد. مردم آمریکا خواهان رهبری دلسوزند نه مشتی خودفروش. نفرین بر لابی اسراییل و خدمتگزارانش.

    مهره های اسراییل را از سیاست آمریکا بیرون اندازید.

  39. شبنم می‌گه:

    اکبر گنجی بالاخره به جمع منتقدین ستون پنجم ایران پیوست و پته «اپوزیسیون» عامل ، خودفروش و جاسوس را روی آب ریخت. امروز همه می دانند که مهره های سبز خارج نشین قابل اعتماد نیستند. او می نویسد:

    “محل نزاع موجه سازی بمباران ایران است. محل نزاع آزادیبخش قلمداد کردن نیروهای بمباران کننده ی ایران است. محل نزاع جاسوسی برای دشمنان و موجه سازی آن است. محل نزاع توجیه پول گرفتن اپوزیسیون از دولت های غربی است. محل نزاع توجیه همکاری عملی با بمباران کنندگان ایران است. محل نزاع توجیه برساختن «اپوزیسیون همسو» ی با متجاوزان به ایران و گام نهادن عملی در این راه است. محل نزاع توجیه تأمین به اصطلاح مشروعیت برای خود از طریق اتصال به دولت های مهاجم است. “

    چشم ها را باید شست و طوری دیگری به «منابع مشروعیت یابی» و «قدرت سازی» برای مخالفان نگریست. وقتی من نه پایگاهی در میان مردم داخل کشور دارم، نه پایگاهی میان چند میلیون ایرانی مقیم خارج دارم، با وارد شدن عملی به طرح «اپوزیسیون سازی» دولت های خارجی، دارای پایگاه اجتماعی در میان ایرانیان نخواهم شد. به نوشته ی یک محقق آمریکایی، چنین اپوزیسیونی برای همسویی تا آنجا پیش خواهد رفت که انفجار 11 سپتامبر(برج های دوقلو) را هم به گردن ایران بیندازد.

    http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2012/january/19/article/-6968f5b26a.html

    سایت های ایرانی خارج نشین که اغلب با منابع مالی سازمانهای جاسوسی برپا شده اند از جمله سایت هایی بودند که دروغ «ایران در یازدهم سپتامبر دست داشت» را بطور وسیع تبلیغ کردند( نمونه: سایت «ایران امروز» با همکاری فرخ نگهدار).

    ستون پنجم ایران، تهاجم و تهدیدات آمریکا، اسراییل و کشورهای ناتو و عرب علیه ایران را ندیده گرفته و همکاری ایران با کشورهای همسایه را «جاه طلبی» ج. ا به مردم نادان نظیر خود معرفی می کند. ستون پنجم ایران با هزاران بمب اتم اسراییل (کاملا» غیر قانوی) و آمریکا ، انگلیس ، فرانسه ، روسیه ، چین ، هند و دیگر کشورها کاری ندارد ولی برنامه انرژی هسته ای قانونی ایران را مسبب جنگ ترسیم می کند و با اینکار احمقانه تجاوز دول زورگو و تروریست را *بحق* تصویر می کند. البته فقط عاملین و جاسوسان می توانند با این دروغ همراه شوند.

  40. Ebrahim می‌گه:

    DESTROY THE FIFTH COLUMN WHO POSE AS ‹oPPOSITION’. Down with Israel’s pawns, the Kurds

    تلاش ـ به هر حال، اين عملیات تروریستی و آن عملیات انفجاری که در پایگاه سپاه در ملارد اتفاق افتاد، گویای این است که این اهداف کاملاً شناسایی شده و دقیق هستند. آيا انجام چنین اقداماتی می‌تواند بدون همکاری درونی باشد؟

    محمد امينی: یعنی اینکه در ایران هم آدم‌هایی هستند که با آن‌ها همکاری می کنند؟ بی گمان. یعنی تردید نداشته باشید که دولت های خارجی سال هاست در ایران افرادی را با خودشان دارند، سال هاست که – من الآن اطلاع دارم بر اساس گزارش هایی که به دست آورده ام- که در کردستان عراق، اسرائیل مشغول پرورش کسانی است که قصد پرداختن به کارهای تروریستی در ایران را دارند. در گذشته هم چنین بوده و از وجود سازمان مجاهدین و وابستگان شان در داخل کشور حتماً بهره جسته اند. افزوم براین، در این شرایط تاریخی چندین سال گذشته که مهاجرت گسترده ایرانیان به سرزمین های اروپایی و آمریکایی صورت گرفته، یافتن کسانی که ایرانی تبار باشند و یا در همسایگی ایران به زبان فارسی آشنا باشند و یا در درون ایران با هر انگیزه ای علاقمند به کار با سازمان های جاسوسی غرب باشند، چندان دشوار نیست. من تردیدی ندارم کسانی که به این کارها دست می‌زنند، دولت های خارجی در پشت آنها هستند، پایگاه و آدم‌هایی هم در داخل ایران دارند و داشتن آدم در داخل ایران از زمان شاید صد سال پیش به این سو، از سوی دولت های خارجی رسم بوده و رواج داشته و مملکت ما هم آدم خودفروش متأسفانه کم ندارد.

    کارزار تازه‌ای که آغاز شده در ارتباط با همین مسأله غنی سازی و احتمال دستیابی ایران به جنگ افزار هسته ای است و واکنش به آن، همین نوع جنگ‌های محدود و عملیات تروریستی است. جالب اینجاست که دنیا تروریسم را محکوم می‌کند، کشورهایی که خودشان در پشت این کارها هستند تروریسم را محکوم می کنند، ولی به بهانه اینکه حکومت ایران یک حکومت خودکامه و سرکوبگر و ضد حقوق مردم ایران است، گمان می‌کنند که در این زمینه تروریسم ایرادی ندارد. ترور به تنهایی سقوط هیچ رژیمی نمی انجامد. واقعیت این است که حکومتی مانند جمهوری اسلامی که به رغم تحریم های گسترده ای که صورت گرفته، هنوز دارای امکانات مادی کسترده ای است و از پایگاه در میان بخشی از مردم برخوردار است، با تروریسم واژگون نمی شود اگرچه می توان پذیرفت که بیشتر مردم مخالف رزیم هستند هرچند به شکلی سازمان نیافته و بدون رهبری توانا.

    حکومتی را که دارای امکانات نظامی و امنیتی بسیار پیچیده و گسترده و تا حدودی برحوردار از پشتیبانی یک اقلیّت فعال و سازمان یافته، با راهکارهای تروریستی از هم نخواهد پاشید. آنهم اینگونه ترورهای پراکنده. این را سازمان دهندگان ترور و بمب گذاری ها هم می دانند. به داوری من، هدف از این ترورها و بمب گذاری ها چیز دیگری است. بیشتر کارشناسان امنیتی جهان که نشانه های درگیری اسرائیل را در این کارهای تروریستی در ایران می بینند، بر این باور هستند، و من هم این ارزیابی را می پذیرم، که اسرائیل به دنبال تحریک دولت ایران برای واکنش است. یعنی امیدوار هستند که با دست زدن به این نوع کارها، جناح هایی از داخل حکومت ایران را بر بیانگیزند که کاری بکنند که جنگ با ایران و حمله نظامی به ایران را از نظر افکار عمومی جهان توجیه بکنند.

    ببینید، اگر امروز بدون هیچگونه مقدمه‌ای اسرائیل به ایران حمله بکند و مراکز اتمی و سپاه پاسداران و نقاط حساس ایران را بمباران بکند و بهای نفت به بشکه ای 200 یا 250 دلار برسد و حتی در پیامد آن ایران موفق بشود که تنگه هرمز را ببندد، گناه این کار تا حدود زیادی در افکار جهانی به حساب اسرائیل نوشته خواهد شد واکنش بسیار گسترده جهانی بوجود خواهد آمد. اما اگر دولت های اسرائیل و عربستان و دیگر نیروهایی که طرفدار جنگ با ایران هستند موفق بشوند، با این نوع عملیات و با گسترش ترورها و عملیاتی مشابه، جناح هایی از هیئت حاکمه ایران را بر بیانگیزند که آن‌ها هم کارهای مشابهی انجام بدهند، مثلاً بمبی بگذارند و به کشتی‌های آمریکایی حمله کنند یا آنطور که اینجا و آنجا تهدید کرده‌اند با غرق کردن چند کشتی حامل سیمان تنگه هرمز را ببندند یا مثلاً یک کارزار بمب گذاری در کشورهای دیگر مانند اسرائیل یا کشورهای اروپایی یا حتی ایالات متحده براه بیاندازند که به حساب جمهوری اسلامی نوشته بشود، در این صورت دخالت نظامی در ایران یک سرپناه و پوشش و توجیه پیدا خواهد کرد. بنابراین من باور ندارم که این ترورها اصلاً بتواند خدشه و یا تکانی به قدرت و توانایی جمهوری اسلامی وارد کند. اما می‌تواند تحریک کند رفتار و واکنشی را که به دخالت آشکارتر نظامی در ایران بیانجامد.

  41. شبنم می‌گه:

    NO war! NO sanctions! NO intervention! NO assassinations!

    Endorsers include (list is growing):

    World Can’t Wait * United National Anti-War Coalition (UNAC) * International Action Center (IAC) * SI! Solidarity with Iran * Refugee Apostolic Catholic Church * Workers World Party * CODEPINK Women for Peace * American Iranian Friendship Committee * ANSWER Coalition * Antiwar.com * Peace of the Action * ComeHomeAmerica.us * St. Pete for Peace * WAMM, Women Against Military Madness * Defenders for Freedom, Justice & Equality-Virginia * WESPAC Foundation * Minnesota Peace Action Coalition * Twin Cities Peace Campaign * Bail Out The People Movement (BOPM) * We Won’t Fly * Movement for a Democratic Society (MDS) * Granny Peace Brigade * Veterans for Peace – NYC Chapter 034 * Waco Friends of Peace * Malcolm X Center for Self Determination * David Swanson, Author of When the World Outlawed War * Phil Wilayto, Author of In Defense of Iran: Notes from a U.S. Peace Delegation’s Journey through the Islamic Republic * Ramsey Clark, Former US Attorney General, awarded UN Human Rights Award * Cindy Sheehan, National Co-ordinator of Peace of the Action * Ray McGovern, Veterans for Peace * Karla Hansen, Producer/Director “Silent Screams” * George Phillies, Editor for Liberty for America * Larry Everest, correspondent for Revolution Newspaper, author of Oil, Power & Empire: Iraq and the US Global Agenda

    Visible street protests and other events and outreach will happen in many places. Stay tuned for announcements, and write here to endorse the Call for Mass Action, or get more info.
    http://www.facebook.com/events/214341975322807/

    شنبه چهارم فوریه 2012 تظاهراتی علیه جنگ در سراسر دنیا برگذار خواهد شد. ایرانیان در هر جا که هستند موظفند فعالانه برای بر پایی تظاهرات ضد جنگ فعال باشند.

    اوباما جنایتکاری بیش نیست. این فرد جنایتکار و شیاد برای انتخاب دوباره به هر پستی و حقارتی تن در داده است. اوباما بیش از هر رییس جمهور دیگری بر کون ایران تحریم های غیر قانونی بسته و بخورد خود و سروران خود داده است.
    اوباما بعنوان اولین رییس جمهور یهود ، با تحریم فروش نفت و بانک مرکزی که غیر قانونی است، عملا» به ایران – برای منافع اسراییل – اعلام جنگ داده است. او از طریق رسانه های صهیونیستی به دروغ متوسل می شود و می گوید که این حرکت برای کشاندن ایران به میز مذاکره صورت گرفته است که *دروغی بیش نیست*. این مرد جنایتکار و بچه کش – بقول بسیاری از افراد آزادیخواه و مخالف جنگ، اگر در یک دادگاه بین المللی محاکمه شود، بعلت استفاده گسترده از هواپیماهای بدون سرنشین برای ترور مردم مسلمان مسلما» به اعدام محکوم خواهد شد.
    مردم افغانستان هر وقت عکس رییس جمهور را می بینند به آن تف می اندازند.
    اوباما می خواهد با این حقه مردم آمریکا – که توسط پال رابرتز و دیگران ابله خوانده می شوند – را مدتی سرگرم کند تا انتخابات را به نفع خود به پایان رساند و سپس جنگ را بطور گسترده بر سر مردم ایران و منطقه پیاده کند . نابودی جنایتکاران بچه کش وظیفه هر فرد بشر دوستی است. مردم ایران و منطقه نباید گول جنایتکاران جنگی را بخورند . در نتیجه علیه آنان باید سازماندهی کنند. مردم ایران و منطقه باید از بشار اسد و مردم سوریه در مقابل «معترضین» که مهره های تروریست جنایتکاران جنگی از جمله عربستان سعودی، ترکیه هستند حمایت کنند. کسانی که از لیبی درسی نیاموزند یا ابله اند یا مغرض.
    ایرانیان در آمریکا از هیچ کاری برای سرنگونی اولین رییس جمهور یهود – اوباما – که سیسم پلیسی را بر آمریکا و دنیا حقنه کرده است فرو گذار نکنند.

    مردم جهان روز شنبه چهارم فوریه 2012
    با تظاهرات وسیع خود در سراسر دنیا مشت محکمی بر دهان نوکران فرومایه و پست صهونیسم – سیاه و سفید – خواهند زد و اعتراض خود علیه سیستم پلیسی را به گوش جهانیان خواهند رساند و با اتحاد خود قفس لیبرالیسم که به «حکومت جهانی» مشهور است را ویران خواهند ساخت. ایرانیان و مسلمانان موظفند اوباما را از مسند به زیر کشند.
    اوباما جنایتکار جنگی باید محاکمه شود
    اتحاد – پیروزی – اتحاد – پیروزی

  42. United against common enemy می‌گه:

    WHY THIS SITE AT THIS CRITICAL MOMENT HAS CHOSEN TO BE PASSIVWE? IT IS SHAMEFUL!.

    The people united , we never be defeated

    .

  43. شبنم می‌گه:

    «اپوزیسیون» خودفروش ، عامل ، و تجزیه طلب که با غرب علیه ملت ایران همکاری دارد را بشناسیم.

    مهره های کرد در خدمت اسراییل هستند و برای برپایی جنگ بنفع «گشادی قبیله» بهر خفتی تن در داده اند و بقول بسیاری از مخالفین جنگ، شمال عراق را به محلی برای آموزش تروریست های کرد توسط موساد برای اعمال تروریستی در ایران و دیگر کشورهای منطقه تخصیص داده اند.

    پيوند گروهك هاي سلطنت طلب با عناصر اصلاح طلب فراري (فعال در فتنه سبز) عميق تر مي شود.
    در حالي كه پيش از اين اعلام شده بود شماري از عناصر ورشكسته قصد دارند در سوئد نشستي ترتيب دهند، اخبار بعدي حاكي از آن است كه اين نشست توسط سه تن از افراد معروف به فرصت طلبي به نام هاي محسن سازگارا، عليرضا نوري زاده و محسن مخملباف ( قلاده گردن این خودفروشان توسط برنارد هنری لوی صهیونیست شل و سفت می شود نظیر «معترضین» در لیبی ) طراحي شده و ميزبان هم شهريار آهي (سلطنت طلب وپادوی اسراییل) است.

    اين عده پيش از اين هم نشست هاي مخفيانه اي را در پاريس و لندن برگزار كرده اند كه با رسوايي هايي همراه بوده است. براي مثال در بحبوحه يكي از همين نشست ها در لندن كه از سوي نوري زاده (عامل پست و کوچک سازمان های اطلاعاتی غرب) راه اندازي شده بود، داودي مهاجر لو داد كه استخبارات رژيم سعودي حامي مالي نشست است هم در آن نشست ها و هم در نشست سوئد، از دو طيف سلطنت طلب و گروه هاي تروريستي نظير كومله نيز دعوت شده است.

    در ميان دعوت شدگان به نشست مخفي سوئد، نام برخي عناصر دم دستي و ورشكسته ديده مي شود از جمله؛ عبداله مهتدي (سركرده كومله)، مصطفي حجري(از تجزیه طلبان کرد و مهره ی اسراییل و آمریکا، مهرانگيز كار( عامل آمریکا)، رامين پرهام، جمشيد و هوشنگ اسدي، حسن شريعتمداري (حزب منحله خلق مسلمان و جنگ طلب)، مجتبي واحدي، نوشابه اميري، اكبر عطري( پادوی اسراییل و حامی جنگ)، رضا عليجاني، كاظم علمداري(شیفته دخالت بشردوستانه آمریکایی)، مسعود بهنود، فاطمه حقيقت جو، محمدعلي توفيقي (سازمان مجاهدين)، مرتضي كاظميان، احمد باطبي، علي افشاري( از شیفتگان «دخالت بشردوستانه» و پادوی لابی اسراییل)، مريم ميردامادي، آرش بهمني(از شیفتگان «دخالت بشردوستانه») و چند نام در پيت مشابه!
    اغلب اين افراد به بندبازي و شنيدن بوي دلار از دور معروفند و به همين دليل هم معمولا رونق بخش نشست هاي بي رونق اپوزيسيون هستند.
    در همين حال در راستاي نزديكي طيف هاي التقاطي چپ به يكديگر كه هم اكنون زير پرچم آمريكا و اروپا جمع شده اند، روز شنبه رجب مزروعي (حزب مشاركت) و فرخ نگهدار (سركرده گروهك فدائيان خلق – پادوی لابی اسراییل/ام آی 6) در برلين و در جمع شماري از عناصر ضدانقلاب، نشست مشتركي برگزار كردند.

    http://khabarfarsi.com/ext/1967511

  44. شبنم می‌گه:

    آقای علی اکبر صالحی – وزیر خارجه بیعرضه و منفعل: لطفا» خفقان بگیرید. ما از حرف های نسنجیده و پوچ شما خسته شده ایم. بدانید که دیگر هیچوقت بر مسند کار قرار نخواهید گرفت. حمایت شما از مشتی اوباش تروریست سازمان سیا/ام آی 6 زیر نقاب «شورشیان» در لیبی که به «دخالت بشردوستانه » منجر شد بخوبی نشان داد که شما نمی بایستی در این موقع حساس بر کرسی وزارت امور خارجه بنشینید. شما مشتی اوباش حرمسرا ساز را بر رهبری مستقل ترجیح دادید تا از قافله جنایتکاران جهانی که اردوغن نوکر صفت و بچه کس را هم در بر می گیرد عقب نمانید.

    طبق نوشته ی «جورسلیم پست» ، علی اکبر صالحی سخنان سفیهانه زیر را بیان کرده است:

    Iran called on staunch ally Syrian President Bashar Assad on Sunday to hold free elections and allow multiple political parties to operate in the country, but said he must be given time to implement these reforms

    «We cannot deny that some people in Syria, a portion of people in Syria are looking for their legitimate rights just like any other people in any other country,» Salehi said.

    آیا شما اینقدر کودک اید که نمی توانید تصور کنید از حرف های شما چگونه استفاده خواهند کرد؟ آیا شما اینقدر بی فکر هستید که ندانید این سخنان به بشار اسد لطمه وارد خواهد کرد. آیا شما دوست سوریه هستید؟ این بار اول نیست که شما مرتکب اشتباه می شوید. چند بار می خواهید این سیاست بچگانه را تکرار کنید؟
    لطفا» ساکت شوید و بیش از این منافع ایران را به خطر نیاندازید. بجای این مزخرفات از اوباش تروریست مسلح که توسط آمریکا، اردوغان و اعراب مرتجع به سوریه فرستاده می شوند انتقاد کنید یا از پست خود استعفا دهید.

    http://www.jpost.com/MiddleEast/Article.aspx?id=255661.

    جوروسلیم پست با طعنه می نویسد:

    ایران در 10 ماه گذشته بطور مستمر و محکم از بشار اسد حمایت کرده است. این روزنامه صهیونیستی از سخنان سفیهانه علی اکبر صالحی استفاده کرده و به خوانندگان ابله خود القا می کند که اکنون «ایران هم با ما علیه بشار اسد همراه شده است».

    Iran had at first wholeheartedly supported Assad’s hardline stance against the 10 months of popular protests that have called for an end to his leadership.

    It has since tempered its rhetoric as the uprising has dragged on and international pressure has risen, although it condemns what it calls foreign interference in Syrian affairs.

    Iranian Foreign Minister Ali Akbar Salehi said at a news conference on the sidelines of an African Union summit in the Ethiopian capital Addis Ababa.

    آیا صالحی اینقدر بی تجربه است که نداند این سخنان کودکانه کارت برنده برای دشمنان است؟ اگر اینقدر بی خبر است چرا بر مسند وزارت خارجه تکیه زده است؟

    از آن طرف نبیل العربی شیاد و نوکر صفت که روابط مصر با ایران را بهبود نبخشید، در حال ساختن توطئه ای دیگر علیه اسد بمنظور بزیر کشیدن اوست و علی اکبر صالحی مزخرفات بالا را بنفع جنایتکاران جنگی علیه سوریه گفته است و به رسانه های صهیونیستی مانند جورولیسم پست کلی نخ داده که بشار اسد را بیشتر بکوبند.
    علی اکبر صالحی باید استعفا دهد یا در این موقع حساس سکوت کند. شرمتان باد

  45. شبنم می‌گه:

    February 4, 2012

    Day of Mass Action
    to Stop War on Iran

    NO war
    NO sanctions
    NO intervention
    NO assassinations

    چهارم فوریه 2012 روز فعالیت مردم جهان علیه متجاوزین غرب و صهیونیست مشخص شده است.
    مردم جهان از جمله ایرانیان موظفند نیروهای متجاوزگر را مخاطب قرار داده و علیه جنگی دیگر بنفع «اسراییل بزرگ» با صدای بلند اعتراض کنند و جنایتکاران غرب – سیاه و سفید – را محکوم نمایند.
    http://www.antiwar.com/feb4/feb4-home.html

    اوباما جنایتکاری بیش نیست . اوباما روزانه صدها نفر – کودکان هم جزو قربانیان اوباما، اولین رییس جمهور یهود هستند- را با هواپیماهای بدون سرزنشین به قتل می رساند . نفرین بر آدمکشان و غارتگران

    نه جنگ

    نه تحریم

    نه «دخالت بشردوستانه»

    نه ترور

    برنامه انرژی هسته ای ایران *قانونی* است. اوباما – بقول پال رابرتز دلقک و بی قدرت ترین مرد جهان –
    The World’s Least Powerful Man – the Obama Puppet
    به دستور مهره های اسراییل – مثل دنیس راس – ایران و آمریکا را بطرف جنگ هل داده است که راه برای «اسراییل بزرگ» هموار گردد. مردم آمریکا از نفوذ لابی اسراییل بنفع رژیم نژادپرست و دولت آپارتاید بسیار نگرانند و کنگره ، کاخ سفید را محوطه ی اشغالی می دانند. مردم آمریکا و جهان از برپایی جنگی دیگر توسط دلقکان اسراییل – سیاه و سفید – در واشنگتون و دیگر مراکز قدرت که توسط لابی اسراییل مدیریت می شود متنفرند.

    The U.S. government is shaping public opinion to accept military intervention in Iran in the name of «national security.» Fabricated stories that claim evidence of Iran pursuing nuclear weapons is being blasted through mainstream media and repeated by almost every mainstream politician.
    The U.S. has authorized harsh economic sanctions that could literally destroy and devastate the lives of millions of Iranian civilians. In addition to the sanctions, there have been targeted assassinations of Iranian nuclear scientists and a U.S. surveillance drone was discovered in violation of Iranian sovereignty and airspace.
    Iraq is devastated from decades of U.S. military intervention and sanctions that took the lives of hundreds of thousands of children, rounded up and tortured innocent people. The Iraq war led to 4.5 million people being driven from their homes.
    Afghanistan, the poorest country in the world is being destroyed by the richest. U.S. drones dropping bombs on civilians, striking fear and terror in the hearts of innocent people daily. Thousands of people remain in indefinite detention perhaps for the rest of their lives in Guantanamo and Bagram.
    Let the whole world see that we will not let the U.S. rain death, destruction and devastation onto yet another country and further inflame a dire situation in the Middle East. One thing we know is that when people stand up together to resist the crimes of their government like the courageous protesters of the Arab Spring and Occupy, something beautiful can emerge.
    NO war NO sanctions NO intervention NO assassinations

  46. شبنم می‌گه:

    بعد از تعظیم غلام خانه زاد فبیله یهود صهیونیست، اوباما، در مقابل یکی از مرتجع ترین سران عرب ،عبدالله ، برای چنگ انداختن بر بلیون ها دلار سرمایه ی ملت عربستان و ادامه جنگ های صلیبی و صهیونیستی ، اکنون شاهد بوسیدن دست تروریستی بنام * یوسف قرضاوی* توسط اسماعیل هنیه هستیم.

    یوسف قرضاوی وهابی از دشمنان قسم خورده شیعیان ، ایران وبشار اسد است. او از مهره ها ی مرتجع غرب و عربستان سعودی است که فتوای ترور قذافی را صادر کرد. اکنون اسماعیل هنیه – یکی از رهبران حماس – برای بوسیدن دست این فرد تروریست رهسپار ریاض شده است. (عکس یادگاری دست بوسی را در لینک زیر مشاهده کنید)

    یوسف قرضاوی تشنه بخون ایرانیان و شیعیان، بشار اسد را باندازه کافی عرب نمی داند ، در نتجیه نابودی او رادنبال می کند. دشمنان سعی دارند با استفاده از نیروی نظامی ناتو/آمریکا، نوکران خود – برهان غلیون ورضوان زیاده – پادوهای تربیت شده در سازمان سیا که قلاده ی گردنشان توسط مهره های لابی اسراییل – هیلاری کلینتون و سوزان رایس از فمینیست های بچه کش، شل و سفت می شود- را بر مسند نشانند و پروژه لیبیایی کردن سوریه را با استفاده از تروریست های «الله اکبر» گو خود پیاده کنند.

    سران نوکرصفت عرب، بیش از یک قرن است که با گذاشتن پول ، کون و خون به کشورگشایی و بسط نفوذ غرب در منطقه و دنیا خدمت کرده اند ، در نتیجه اکنون اغلب سران و مهره های آنان گشاد گشاد راه می روند.
    باید گفت : شرمتان باد

    آیا بوسیدن دست و پا و تعظیم تا زانودر مقابل مرتجعین عرب از ضروریات است؟

    http://angryarab.blogspot.com/2012/02/ismail-haniyyah.html

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s