اعترافات
می 1, 2007
اطلاعات پراکنده، مهم و بسیار صادقانهای در مورد خودم: (ترتیب موارد اهمیتی ندارد):
- آدم حساسی هستم، ولی در عینحال خودم را یک فرد منطقی میدانم.
- به «سیاست» علاقهمندم، اما به عنوان یک «تماشاگر یا تحلیلگر» تا یک «بازیگر».
- «طنز» را دوست دارم ولی زیاد استعداد شوخی کردن ندارم. اگر چه جنبه طرف شوخی واقع شدنم بدک نیست. میتوانید امتحانم کنید
- از مخالفت کردن و بحثهای جدی خوشم میآید ولی اعتقاد دارم هنگام گفتگو، دو طرف در یک «حداقلی از اصول» باید با یکدیگر هماهنگ باشند. اگر «بدیهیات اولیه» طرفین همخوانی نداشته باشد، گفتگو بیفایده است.
- دلم می خواهد همه اطرافیانم را راضی و خوشحال نگاه دارم و به همین خاطر خیلیها از دستم می رنجند.
- همیشه احساس می کنم از چیزی جا ماندهام. اما نمی دانم چه چیز!
- عاشق «سینما» و «عکاسی» هستم و بخش بزرگی از اوقات فراغتم صرف عکس گرفتن میشود.
- بیشتر اوقات وسط بیابان یا صحرا و خارج از ایران هستم ولی همه فکر و ذکرم پیش شهر و دیارم هست.
این لیست گاه و بیگاه اضافه میشود!




آگوست 30, 2007 at 7:54 ب.ظ
جالبه
نوامبر 26, 2007 at 4:11 ق.ظ
سلام، اکثر خصلت هات مثل منه جزء تیکه ی دوم بند 4!
بر هر حال موفق باشی.
ژانویه 9, 2008 at 2:21 ب.ظ
اعترافات جالبیست
ژانویه 11, 2008 at 10:55 ب.ظ
از این که صادق بودی و همه چیز رو گفتی خوشم اومد! من که نمی تونم مثل تو باشم!
ژانویه 21, 2008 at 2:41 ب.ظ
سلام
پس آدم جالبی نیستی ( چون گفتی خیلی با جنبه ای ها ، میخواستم به همه ثابت بشه )
منم عکاسی رو دوست دارم ، بیشتر از گوگل ریدر می خونمت ، موفق باشی بامِدادی
یا علی مدد .
ژانویه 27, 2008 at 11:05 ق.ظ
در مورد ایدئولوژی(دین) خودت چیزی نگفتی خوشحال می شم بدونم.
ژانویه 29, 2008 at 3:08 ق.ظ
@ Vahid:
من اعتقاد به آن «مذهب» و «کیشی» دارم که در آن «انسان» و «طبیعت» به عامترین و سازگارترین شکل ممکن پاس داشته میشود.
فوریه 4, 2008 at 1:19 ب.ظ
فوریه 28, 2008 at 8:44 ب.ظ
خیلی چیزامون شبیه همه
من هم منطقی و واقع گرا هستم
و همیشه فکر میکنم از چیزی جا ماندهام اما نمیدانم از چه چیز!!
مارس 2, 2008 at 7:07 ق.ظ
@ بابک:
خوشحالم که میشنوم شما با من نزدیکی فکری داری. امیدوارم هر دومون اولا پیدا کنیم از چه چیزی جا موندیم و دوما بهش برسیم!
مارس 8, 2008 at 12:59 ب.ظ
ُسلام اعترافات جالبی بود…/و خواهد بود.
وبلاگ جالب و پر محتوایی بود…/و خواهد بود.
موفق باشید..
می 4, 2008 at 6:12 ب.ظ
سلام
نوشته جالبی بود.هرچند من دقیقاً نفهمیدم که شما به چه چیزی اعتراف کردید.در وجود همه آدمها از این جور چیزها پیدا می شود.مثلاً من برخلاف شما که فکر می کنید از چیزی جا مانده اید،همیشه فکر می کنم که چیزی را جا گذاشته ام!
می 5, 2008 at 9:34 ق.ظ
@وحید:
اون قسمت «خواهد بود» امیدوارم درست باشه
@mahan:
درسته که همچین خصوصیاتی حالا به شکلهای مختلف در آدمهای مختلف هست ولی این دلیل نمیشه که بیان اونها از سوی من نوعی اعتراف تلقی نشه.
بهت حسودیم میشه. احساس اینکه چیزی رو جا گذاشتی خیلی بهتر از اینه که حس کنی از چیزی جا موندی.
می 9, 2008 at 7:44 ب.ظ
دوست عزیز:
تلقی کلی از اعتراف(واحتمالاً نه معنی لغوی آن) بیان ضعفها،شکستها یا اشتباهات است نه خصوصیات شخصیتی مثبت.به هر حال از نوع نگاه شما به دنیا خوشم می آید.شاید چون در این فهرست کوچک شما، وجه اشتراکهای زیادی با درون خودم یافتم.
می 15, 2008 at 5:42 ق.ظ
@mahan:
از ضعفهای خودم هم گفتم!
اگر میخواستم وارد موضوع اشتباهات بشوم که مثنوی هفتاد من کاغذ میشد. این بود که یکسره موضوع اشتباهات را قلم گرفتم.
ممنون…
می 26, 2008 at 9:14 ق.ظ
اوقات فراقت نه اوقات فراغت.
می بخشی ولی شاید بدآموزی داشته باشد.
جولای 26, 2008 at 4:17 ب.ظ
سلام
نمیدونستم کجا باید این رو مینوشتم.شما من رو ببخشید.
چرا این اسم:بامدادی؟
با اجازه
جولای 27, 2008 at 5:28 ب.ظ
سلام
1.آقای بامدادی اگه میشه نوشته ی ما رو هم جواب بده،ما را دریاب!
2.اون چیزی که شما دنبال اونید همون آرمان درون انسان هاست.بعضی بهش بها یدن و همیشه پیشرفت میکنن.ولی بعضی از یاد میبرندش.
با اجازه
آگوست 3, 2008 at 7:27 ق.ظ
[...] بخشی از اعترافات یک ذهن خطرناک در وبلاگش! [...]
اکتبر 20, 2008 at 7:48 ق.ظ
جون من چون جنبه شوخيتون بالاست ، حالا بيا و يواشکي يه بار همه اون چيزايي که در باره خودت نوشتي را برعکس بنويس مثلا بنويس من آدم خيلي جدي و منطقي هستم ولي خودم را ادم احساساتي تصور ميکنم … بعد ببين همين افرادي که با شما همزاد پنداري ميکنند بازم خودشون را مثل شما مي پندارند يا خير؟!!
اکتبر 21, 2008 at 5:44 ب.ظ
@ علي:
نوامبر 3, 2008 at 8:53 ق.ظ
چقدر خوب که آدم جرات اعتراف داشته باشه!
ژانویه 27, 2009 at 6:12 ق.ظ
جالبه ،خیلی خصوصیات مشترک داریم
——————————-
بامدادی: خوشحالم از این موضوع
مرسی که سر زدی.