فریب شایعه‌ها را نخوریم – در همه‌ی شعبه‌ها رای دهیم

برخی شایعات این روزها دهان به دهان و پیامک به پیامک بین مردم رایج است. بیشتر این شایعه‌ها از «منابع خاصی» به ذهنیت عمومی مردم تزریق می‌شود و اهداف کاملا مشخصی را دنبال می‌کند. بعضی از آن‌ها که به وضوح بی‌معنی و غیرمنطقی هستند احتمالا برای منحرف کردن ذهن‌ها و انرژی روانی جمعی مردم از موضوعات حیاتی‌تر و مهم‌تر است. بعضی از شایعه‌ها هم که رسما مشکوک هستند و احتمالا اهداف شرورانه‌تری را دنبال می‌کنند.

از هر کدام از این دو نوع شایعه یک مثال می‌زنم و پیشنهاد می‌کنم حواس‌مان به خبرها (یا شایعه‌هایی) که از منابع غیررسمی با منبع نامعین به دست‌مان می‌رسد باشد.

1. شایعه‌ی خودکارهایی که بعد از مدتی پاک می‌شوند

به صورت ای‌میل یا پیامک و حتی گفتگوی مستقیم بارها به من گفته شده است که با خودکار خودم رای بدهم، چون خودکارهای مخصوصی در حوزه‌های رای‌گیری گذاشته‌اند که هر چه با آن‌ها بنویسید بعد از مدتی پاک می‌شود!

اولین بار که این را خواندم فکر کردم یک شوخی بی‌مزه‌ است اما به سرعت معلوم شد که شایعه‌ای زنده است و بسیاری آن‌را باور کرده‌اند. برای نشان دادن پوچی چنین شایعاتی فقط کافی است به خاطر داشته باشیم که هیچ نهاد و مرجعی اگر هم قصد تخلف در انتخابات داشته باشد، چنین مدرک مستدل و غیرقابل انکاری (مثل خودکارهایی که می‌توانند بعدها در آزمایشگاه یا هرجای دیگری مورد بررسی قرار بگیرند) از خود به جای نمی‌گذارد.

روش‌های بهتر، غیرقابل ردیابی و موثرتری هم برای تخلف هست!

2. شایعه‌ی رای دادن در مدارس و رای ندادن در مساجد یا شعبه‌های اخذرای سیار

این شایعه به مردم توصیه می‌کند فقط در مدارس رای دهند چرا که احتمال تقلب در شعبه‌های دیگر اخذ رای وجود دارد.

آیا با این کار،‌ آرای آقایان میرحسین موسوی یا مهدی کروبی در حوزه‌های معینی متمرکز نمی‌شود و در نتیجه این حوزه‌های پررای را به اهداف خوبی برای اجرای «برخی» عملیات نظارتی تبدیل نمی‌کند؟

پیشنهاد می‌کنم همه‌ی صندوق‌های رای را جدی بگیریم.


پی‌نوشت: این توصیه‌ها مهم هستند:

یازده توصیه ستاد مهندس موسوی برای جلوگیری از تخلفات احتمالی در روز رای گیری

قلم – ستاد مهندس میرحسین موسوی در آستانه فرا رسیدن انتخابات ریاست جمهوری در اطلاعیه‌ای هموطنان را به هوشیاری در برابر تخلفات احتمالی در روز رای گیری دعوت کرد.
به گزارش قلم‌نیوز در این اطلاعیه آمده است:

هدف: حضور در پای صندوق رای در اولین ساعت شروع رای‌گیری، مراقبت از ‌فضای آرام انتخابات و مراقبت از آراء میرحسین تا اعلام پیروزی رسمی از صدا و سیما
یازده توصیه:
1- از صبح پنجشنبه تا اعلام پیروزی انتخابات فقط به اعلامیه‌های رسمی ستاد که در سایت قلم‌نیوز منتشر می‌شود توجه کنید.
شایعه کناره گیری، آسیب به آقای مهندس و غیره توجه شما را از انتخاب میرحسین منصرف نکند.
2- رفتار رادیو تلویزیون و احزاب پادگانی را به دقت‌ زیر نظر داشته باشید و هر اقدامی که موجب تردید در رای دادن به آقای موسوی بشود را خنثی کنید.
3- همه صندوق‌های انتخابات مهم است. هیچ یک را چه ثابت چه سیار چه در مدرسه و یا در مسجد از نظر دور ندارید. انتخابات یک پارچه است و همه آراء در سرنوشت کشور موثر است.
4- وظیفه ناظرین مجریان و نیروهای امنیتی بی‌طرفی است هیچکدام حق جانبداری از کاندیداها را ندارند.
5- از پایان رای گیری و شروع شمارش تا اعلام رسمی نتایج هوشیاری خود را حفظ کنید انشاالله جشن پیروزی را همه با هم در روز شنبه برپا خواهیم کرد.
6- نمایندگان نامزدها توجه کنند که بلافاصله پس از شمارش آراء نتایج توسط شعب و فرمانداری‌ها اعلام شود. تاخیر در انتقال نتایج را به شماره تلفن 8393 اعلام کنند.
7- مسیر صندوق‌ها و مکان شعب بایستی از آثار تبلیغاتی کاندیداها بری باشد. موارد تخلف را به شماره تلفن فوق اعلام کنند.
8- نماد کاندیداها را با خود همراه نبرید.
9- کانال اطلاع‌رسانی خود را کنترل کنید. اس ام اس‌های گمراه کننده را خنثی کنید و به هر شایعه واکنش نشان ندهید.
10- اسم میرحسین موسوی را کامل بر روی برگه رای بنویسید.
11- شناسنامه خود را به هیچ کسی تحویل ندهید.

کمیته صیانت از آراء
ستاد مهندس میرحسین موسوی


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم، چون …

اگر تا همین هفته‌ی پیش تردیدهایی در من بود، امروز دیگر نیست. من به آقای میرحسین موسوی رای می‌دهم و این‌کار را نه از روی مصلحت‌‌اندیشی که با کمال میل و با افتخار انجام می‌دهم.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم، چون او آسمانی‌نما و مقدس‌نما نیست و از همین زمین خودمان است. تپق می‌زند و «چیز» می‌گوید و در مواجهه با بی‌شرمی دست و پایش را گم می‌کند و در عین حال مناعت طبع و نجابت‌اش را تا حد امکان حفظ می‌کند و در شرایط عادی هم خوب،‌ متین، دقیق و صادقانه صحبت می‌کند.  خیلی مهم است که رئیس‌جمهور قابل نقد باشد.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم، چون هیکل‌اش زیاد کوچک نیست که توی لباس ریاست‌جمهوری گم شود و هی مجبور باشیم بگردیم پیدایش کنیم. لباس فاخر ریاست‌جمهوری بر تن میرحسین گشادی نمی‌کند. خیلی مهم است که قامت رئیس‌جمهور متناسب با لباس‌اش باشد.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم،‌ چون حرف‌های خوب و قشنگی که خودش هم به آن‌ها باور قلبی نداشته باشد نمی‌زند. مثلا نمی‌آید دم از دفاع از همه‌ی شهروندان ایران از جمله دگراندیشان بزند و دو دقیقه‌ی بعد انگار که به کل ادعاهایش را فراموش کرده باشد، یکی از همین شهروندان دگراندیش را متهم به کمو/نیست بودن بکند و با تحقیر از او یاد کند. خیلی مهم است که رئیس‌جمهور به حرف‌هایی که می‌زند اعتقاد داشته باشد.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم، چون به دقت و وسواس بسیار برنامه‌ها و حرف‌هایش را گوش داده‌ام و با اطمینان می‌گویم هم برنامه‌هایش از همه‌ی کاندیداهای دیگر زیربنایی‌تر و غیرشعاری‌تر است و هم حرف‌ها و مواضع‌اش از همه صادقانه‌تر. خیلی مهم است که رئیس‌جمهور غیرشعاری و زیربنایی برنامه‌ریزی کند.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم، چرا که اگرچه «امیر» خوانده می‌شود، حرص و طمع قدرت ندارد. خیلی مهم است که رئیس‌جمهور عقده‌ی قدرت نداشته باشد.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم چون حرف‌های انقلابی ولی غیرعملی و شعاری نمی‌زند و قرار نیست تمام انرژی‌های محدود جنبش مردم را به پای موضوعات حاشیه‌ای مانند تغییر قانون اساسی یا حذف حجاب اجباری هدر دهد و در عوض می‌دانم که تمرکز‌ش را بر کلیدی ترین و زیربنایی‌ترین مشکلات امروز ایران یعنی «از هم گسیختگی مدیریت اقتصادی» و «سیاست‌پرتنش خارجه‌ی ایران» می‌گذارد. خیلی مهم است که رئیس‌جمهور تمام انرژی و توان‌اش را صرف امورات زیربنایی و اصلی کند و درگیر حاشیه‌های جذاب نشود.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم چون برای اولین بار در تاریخ ایران، دست همسرش را با افتخار گرفت و جلوی دوربین‌ها و چشم‌های میلیون‌ها ایرانی ظاهر شد. او از این‌که زن‌اش «هم‌-سر» و هم‌ردیف او باشد احساس ننگ نمی‌کند. خیلی مهم است که رئیس‌جمهور «هم-سر» داشته باشد.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم چون او را از همه‌ی کاندیداهای دیگر پخته‌تر و حرفه‌ای‌تر در سیاست می‌دانم و چه خوب و شگفت که این حرفه‌ای‌تر بودن‌ به معنای شارلاتان‌تر بودن‌اش نیست. خیلی مهم است که رئیس‌جمهور پخته باشد و بازی نخورد.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم چون موج‌های سبز مردم را به چشم دیده‌ام و می‌دانم مردم ممکن است احساساتی یا هیجان‌زده شوند اما وقتی شوری این‌چنین آن‌ها را فراگیرد امکان ندارد قوه‌ی سنجش‌شان اشتباه کرده باشد. خیلی مهم است که پشت سر رئیس‌جمهور یک موج عظیم مردمی ایستاده باشد.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم چون گاهی وقت‌ها از بعضی چیزها خجالت می‌کشد. خیلی مهم است که رئیس‌جمهور بتواند گاهی خجالت بکشد.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم چون همیشه تاکید می‌کند که خیلی از وعده‌هایش کار یک رئیس‌جمهور یا چند سال نیست. او از برنامه‌ریزی بلندمدت صحبت می‌کند، حرف‌هایی می‌زند که فراتر از دوره‌ی ریاست‌جمهوری‌اش هستند. خیلی مهم است که رئیس‌جمهور فراتر از نوک دماغ چهارساله‌اش را ببیند.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم چون احساس خطر کرده است. او نگران نظام است. به عبارت دیگر، او نگران «جمهوری» اسلامی ایران است. خیلی مهم است رئیس‌جمهور نگران نظام باشد.

به میرحسین موسوی رای می‌دهم، چون می‌توانم سرم را بالا بگیرم و بگویم این رئیس‌جمهور کشور من است. خیلی مهم است که آدم رویش بشود به دیگران بگوید رئیس‌جمهور کشورش کیست. .یب یب


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

وعده‌ی دیدار فردا اول وقت پای صندوق‌های رای

1. حال و هوای این‌روزها و شب‌های تهران (و ایران) بی‌سابقه است. «مردم»، همه نوع مردم، توی خیابان‌ها و میدان‌ها هستند. همانقدر که به نظر احساساتی یا هیجان‌زده به نظر می‌رسند هوشیار هم هستند. این‌را وقتی توی جمع‌های پراکنده و بزرگ‌شان هستی متوجه می‌شوی. این روزها حتی با روزهای دوم خرداد هم قابل مقایسه نیست. شاید با هیچ «روزهای دیگری» در ده‌ها سال اخیر قابل مقایسه نباشد.

2. فضای سیاسی کشور متشنج به نظر می‌رسد و پشت‌پرده حوادثی رخ می‌دهد که مطمئنا همه‌ی آن‌ها به دست من و شما نمی‌رسد. اما همین‌هایی که به دست ما می‌رسد نگران کننده هستند. مثلا چند روز پیش برخی از کارمندان وزارت کشور نسبت به خطر تقلب در انتخابات هشدار دادند و هنوز پس‌ضربه‌های آن خبر داشت اینترنت را می‌لرزاند که نامه‌ی تند آقای هاشمی رفسنجانی به رهبر (در پاسخ به موج حملات صریح رئیس‌جمهور علیه برخی از سران نظام)  منتشر شد. مکاتبه‌ی رئیس مجلس خبرگان و یکی از بانفوذترین شخصیت‌های تاریخ انقلاب با عالی‌ترین مقام سیاسی کشور بدون شک به یکی از مهم‌ترین سندهای تاریخ معاصر ایران تبدیل خواهد شد. اگر این تنش‌های سیاسی به بحران خارج از کنترلی منجر نشود، احتمالا نتیجه‌ برگزاری سالم‌تر انتخابات خواهد بود.

3. جنجالی‌ترین و شاید پربازدیدترین برنامه‌های تاریخ صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مناظره‌های زنده بین نامزدهای ریاست‌ جمهوری بود که به نظر می‌رسد تاثیری متناسب با انتظارات اولیه‌ی حامیان دولت فعلی برجا نگذاشتند. با توجه به این‌که این برنامه‌ها از ظرفیت‌های موجود در صدا و سیما بسیار فراتر رفتند، به نظرم می‌رسد که کسانی که آن‌ها را پیشنهاد کردند (یا با برگزاری آن‌ها موافقت کردند) از قدرت مناظره و پشتوانه‌ی استدلالی رئیس‌جمهور مطمئن بودند. آن‌ها فکر می‌کردند فاتح مطلق این مناظره‌ها رئیس‌جمهور خواهد بود. اما چنین نشد. مناظره‌ها به سرعت تبدیل به دادگاه‌هایی شدند که در آن تک‌تک نامزدها در حضور هیات‌منصفه‌ای متشکل از ده‌ها میلیون ایرانی «محاکمه»‌ شدند. نتیجه‌ شگفت‌انگیز بود و فکر می‌کنم به شدت به زیان رئیس‌جمهور تمام شد.

مناظره‌ها تابوها و حریم‌هایی را شکست که بازسازی آن‌ها غیرممکن است. این وسط مطمئنا «عده‌ای» سیاست‌مدار ضرر کرده‌اند، اما برنده بی‌شک مردم بوده‌اند. مردمی که برخلاف برخی تحلیل‌ها، به قوه‌ی تشخیص و شعورشان اعتماد دارم و می‌دانم «شب» را از «روز» به خوبی تمیز می‌دهند.

4. در میان اطرافیان من، تقریبا هیچ تحریمی دیگری باقی نمانده است. «همه» بدون استثنا در انتخابات شرکت می‌کنند و به این نتیجه رسیده‌اند که «انتخابات» معنا دارد و به خصوص این انتخابات سرنوشت‌ساز است. «خواب» از چشم‌ها رفته است. ساعت 4 صبح، دوستی زنگ می‌زند و نظرم را درباره‌ی فلان سطر نامه‌ی آقای هاشمی ‌می‌پرسد. حق هم دارند.

وقت برای خواب زیاد خواهیم داشت، الان وقت بیدار بودن است.

5. مردم نگران هستند. من نیز. این نگرانی‌ها فقط و فقط با حضور من و تو از بین خواهد رفت. حضور داشته باشیم، این‌قدر زیاد و همبسته و ‌میلیونی که هیچ‌کس جرات نکند به «رای‌هایمان» نگاه چپ بیاندازد. اگر مردم حضور داشته باشند هیچ‌کس جرات انجام آن کارهای دیگر را ندارد. هیچ‌‌کس جرات ندارد با مردمی که میلیونی در خیابان‌ها یا پای صندوق‌ها حضور دارند، رو در رو شود.

وعده‌ی دیدار فردا اول وقت پای صندوق‌های رای..


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

به قلم دیگران: چرا احمدی‌نژاد؟

به دنبال اصرار یکی از دوستان (خانم فرشته) برای پوشش دادن نظر حامیان آقای رئیس‌جمهور، از او خواستم تا نکته‌های مورد نظرش را به صورت یک پست در بامدادی منتشر کند. در صورتی که پاسخ یا نکته‌ای دارید همین‌جا به صورت کامنت مطرح کنید، فرشته به شما پاسخ خواهد داد.

اگر شما هم نوشته‌ای دارید که دوست دارید این‌جا منتشر شود برایم بفرستید تا در قسمت «به قلم دیگران» منتشر کنم.

چرا احمدی‌نژاد ؟

نوشته‌ی خانم فرشته

داستانی از امیرکبیر نقل می‌کنند: برای افرادی که حاضر به مایه کوبی بچه هایشان نبودند 5 ریال (یا 5 قران) جریمه در نظر گرفته بود. یک‌بار مردی به شکایت نزد امیر آمد که بچه‌اش در اثر عدم مایه‌کوبی و بیماری آبله مرده بود و پولی نداشت که جریمه بدهد. می‌گویند امیر در آن لحظه گریه کرد – از دست فقر و جهل و بدبختی مردم – دست در جیبش کرد مبلغ جریمه را به او داد و گفت ببر بده !

احتمالا طبق معیارهای جامعه سیاست‌زده امروزما  امیر گداپرور و عوام‌فریب بود (چون گریه کرد و پول داد).

امیرکبیر که بود؟ فرزند یک آشپز.

سرانجامش چه شد؟ سه سال بیشتر خدمت نکرد؛ غوغا راه انداختند – می دانیم چه کسانی - عزل شد و از آنجا که حتی سایه در تبعیدش هم خطرناک بود کشته شد. اما نامش برای همیشه ماند.

سر و کله محمود احمدی‌نژاد در صحنه سیاسی ایران و به تبع آن حلقه قدرت بسته مستقر در تهران- 1382 پیدا شد و توسط شورای شهر دوم – که سیاسی کاری نمی‌کرد- به سمت شهردار انتخاب شد و اولین برخورد و صف آرایی با او همان موقع شکل گرفت. زمانی که وزیر کشوروقت موسوی لاری تا دوماه حاضر به امضای حکم او نبود و دولت گفتگوی تمدن‌ها هم او را به جلسات کابینه راه نداد تا ثابت کند چه گفتگوی تمدنی؟ وقتی حاضر نیستید کسی که از باند شما نیست را سر یک میز تحمل کنید .

من نمی دانم احمدی‌نژاد آن موقع هم عوام فریب، دروغگو (طبق تهمت‌های آقای موسوی)، و یا کاپشن‌پاره و گداپرور بود یا نبود فقط می‌دانم که از «آنها» نبود.

در چند سال گذشته هیچ مدرکی از فساد مالی در کارنامه احمدی‌نژاد؛ خانواده، اطرافیان، خواهر و برادرش وجود نداشته – هرچند عده ای از پول‌های شهرداری و استانداری اردبیل بگویند ولی مطمئن باشید اگر مدرک و سندی علیه او وجود داشت در این چهار سال نه یک بار بلکه هزاران باربه پیراهن عثمان تبدیل شده بود.

پاشنه آشیل دولت احمدی‌نژاد گاهی حرفهای خودش یا اطرافیانش هستند – که در مقایسه با شعارها و حرف‌های قبلی‌ها چیزی نیست ولی همیشه در بوق شیپورچی‌ها پخش می‌شود- و دو نفر: کردان و سردار میلیاردر .

در قضبه کردان – که عملا او را از هستی ساقط کردند، تنها کسی که بر خلاف دوستان سابق او که از همه چیز خبر داشتند و سال‌ها ماست مالی کرده بودند، توی سر کردان نزد و حق دوستی را ادا و پشتش را خالی نکرد احمدی نژاد بود. دیگر به اصطلاح ایراد وارد بر دولت اوسرداری است که لا اقل از رانت خواری و بیرز و بپاش در زمان او ثروتمند نشده و آنقدر صداقت داشت که در بدو ورود به ساختمان فاطمی  ثروتش را اعلام کند تا بقیه بدانند به خاطر پول نیامده است.

احمدی‌نژاد آدمی ساده است مثل همه ما که از اشتباه یا خطا بری نیستیم، یک آدم! از طبقه متوسط رو به پایین جامعه.

با انقلاب ایران طبقه‌ای بر کشور حاکم شدند از تکنوکراتهای درس خوانده غرب و بسیار تندرو که آرمان‌های انقلابی داشتند. با ادامه این سال‌ها کم کم با قدرت و به تبع آن اختیارات و ثروت ناشی از قدرت خو کردند وحالا همان‌ها مخالف احمدی‌نژادند. فردی که محصول تفکر انقلاب درسی سال گذشته است، کسی که همان آرمان‌های قدیمی آنان را دارد که مردم برایشان انقلاب کردند ولی آنان دیگر از آن خواسته‌ها و عقاید دست برداشته‌اند و دور شده اند. پس تحمل احمدی‌نژاد را ندارند.

حامیان او هم طبقه عادی هستند. مردمی که من می‌بینم در این چند سال اخیر به رفاه مالی نسبتا معقولی دست یافتند: از کارگر و کارمند تا بازنشسته و از کار افتاده! و جالب‌ترین بخش این که مخالفین احمدی‌نژاد کسانی هستند که از وضع مالی نسبتا خوبی برخوردارند، بازاریان، روشنفکرنماها، طبقه حاکم 27 سال اخیر و به عبارت بهتر : «مترفین».

جامعه امروز ایران در حال عبور از سنت به مدرنیته و مردم‌سالاری و دموکراسی واقعی است، لازمه مردم‌سالاری شفافیت در عملکرد، گفتار و کارهای گذشته است. وضعیت کشوری که نمی‌دانید به کدام آمارش اعتماد کنید؛ باید عوض شود. کسانی که در سال‌های اخیر قدرت را در دست داشتند و باعث بوجود آمدن دشمنی‌های بین المللی و تحریم‌ها شدند، با وجود سرازیر کردن پول به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، فقط بدقلقی‌های همسایه‌های عرب را خریدند، باید شناسایی شوند و برای کارهایی که خودسرانه و به حساب مردم ایران انجام دادند جوابگو باشند. دموکراسی با پنهان‌کاری؛ مغلطه، شلوغ‌بازی؛ وای وای نظام از دست رفت و سران نظام بی‌احترام شدند در تضاد است. دیگر اسمش دموکراسی نیست.

به مار ماهی مانی؛
نه این تمام نه آن تمام

منافقی چه کنی،
مار باش یا ماهی

امام خمینی 20 سال پیش در این کشور درگذشت و آقایان هنوز هم خودشان؛ کارهایشان و حرفهایشان را پشت سر او قایم می کنند. بیست سال اخیر در غیاب او مملکت ما باغ و گلستان نبود که همه چیز با ظهور بولدوزر خرابکار کله شقی به نام احمدی نژاد ویران شود و به قهقرا برود.

احمدی نژاد در این چند سال کارهای خوبی هم کرد که فعلا وعمدا از نگاه‌ها مغفول مانده اند : اصلاح سیستم سهمیه‌بندی بنزین – به تبع آن کم شدن ترافیک و آلودگی هوای تهران.

اعمال نظام مالیاتی که بیست سال هیچ کس جرات نداشت آنرا بکار ببندد ولی بولدوزر ما آنرا به جریان انداخت . نتیجه‌؟ کاهش وابستگی به درآمد نفتی و افزایش سایر درآمدهای دولت.

تنها دولتی بود که به آدمها بر اساس حجاب خانمها و محاسن آقایان و زندگی خصوصی آنها نگاه نکرد و درخواست تخصص کرد و مهم‌تر از همه آن‌که فضای انتقاد از رییس‌جمهور و دولت را باز گذاشت که از هیچ تهمت، دروغ و بی‌ادبی روی‌گردان نشوند. دلم می‌خواهد فقط بدانم آدمی که حاضر به شنیدن و قبول تذکر یک مجری نیست و با او که هیچ‌کاره است تندی می‌کند و خشمگین می‌شود می‌تواند یک صدم حرف‌هایی که به احمدی‌نژاد زده شد را تحمل کند؟ آدمی که خودش هم صادق نیست: اگر احمدی‌نژاد یک بارمیان سخنش بپرد با انگشت او را نشان می‌دهد و می‌گوید : «می‌خواهم مانع همین کارهایتان شوم» ولی اگر کروبی چند بار به میان حرفش پرید لبخند ملیحی می‌زند و هیچ نمی‌گوید . کروبی احمدی‌نژاد نیست؟ نه! دوستمان و از خودمان است !

بزرگترین کاری که احمدی‌نژاد در چند سال اخیر انجام داد این بود که باعث شد شر عده ای لا اقل برای سه - چهار سال از سر مردم کم شود، و مهم‌ترین دلیل بداخلاقی‌ها و سیاسی‌بازی‌ها این چند ماه اخیر هم همین است. عده ای می‌خواهند با زور روی گرده مردم بنشینند.

من به احمدی‌نژاد رای می‌دهم چون می‌دانم او به کمک خدا، می‌تواند. او به وقت؛ همکاری و همدلی نیاز دارد. دومی و سومی را که سال‌هاست از او دریغ کرده اند.

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

گزارش تصویری: امروز در خیابان ولی‌عصر چه خبر بود؟ – قسمت سوم

بدون برنامه‌ریزی قبلی امروز گذارم به خیابان ولی‌عصر بالاتر از میدان ونک خورد. ماشین را در گوشه‌ای رها کردم و کمی بین مردم چرخیدم. برای این‌که پست بیش از حد بزرگ نشود، عکس‌ها را در پست‌های متعدد منتشر می‌کنم. در صورت تمایل عکس‌ها با کیفیت خیلی بالا موجود هستند.قسمت‌های اول و دوم همین گزارش تصویری

_MG_3628

_MG_3619

_MG_3613

_MG_3605

_MG_3603

_MG_3698

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

گزارش تصویری: امروز در خیابان ولی‌عصر چه خبر بود؟ – قسمت دوم

بدون برنامه‌ریزی قبلی امروز گذارم به خیابان ولی‌عصر بالاتر از میدان ونک خورد. ماشین را در گوشه‌ای رها کردم و کمی بین مردم چرخیدم. برای این‌که پست بیش از حد بزرگ نشود، عکس‌ها را در پست‌های متعدد منتشر می‌کنم. در صورت تمایل عکس‌ها با کیفیت خیلی بالا موجود هستند.قسمت اول همین گزارش تصویری

_MG_3675

_MG_3672

_MG_3665

_MG_3663

_MG_3656

_MG_3636

_MG_3633
.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.