سال نو مبارک!

سلام به همه دوستان!

امیدوارم چیزهایی باشد که به خاطرشان بتوانید سال ۱۳۹۰ را یک سال خوب و موفق تلقی کنید. به هر ترتیب، امیدوارم سال ۱۳۹۱ سال بهتری برای شما و عزیزانتان باشد.

نوروز مبارک!


 با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

یک شاخه گل

تهران، خیابان ولی‌عصر ، پاییز ۱۳۹۰


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

ناآرامی‌ها در انگلیس و رنگین‌کمان دوگانه

با توجه به این‌که زیاد در جریان ماجرا نیستم نظر خاصی در مورد شلوغی‌های انگلیس ندارم اما با علاقه خبرها را می‌خوانم و بدون این‌که قصد مقایسه شرایط انگلیس با کشورهای بیچارهٔ جنوب را داشته باشم، خوشحالم که تا این لحظه هیچ‌کدام از سیاست‌مداران جهان از لزوم دخالت نظامی به بهانهٔ دفاع از جان شهروندان بی‌گناه انگلیسی صحبت نکرده‌اند و هیچ روشن‌فکر ایرانی‌ای هم دربارهٔ ضروری و موجه بودن چنین اقدامی نظریه‌پردازی نکرده است. از شما چه پنهان هر چقدر هم که انگلیس ناآرام شود و یا نیروهای دولتی این کشور «شورشیان» را سرکوب کنند باز هم من هیچ تمایلی ندارم شاهد مسلح کردن اسکاتلندی‌ها توسط کشور الف و بمباران لندن توسط هواپیماهای پیمان ب باشم! بدون شوخی.

اما در این چند روزی که در شهر و دیار نبودم برای اولین بار در زندگیم یک پدیدهٔ طبیعی زیبا را با چشم‌های خودم دیدم. قضیه از پیاده‌روی در کنار یک دریاچه زیبا شروع شد. تازه باران بند آمده بود و متوجه تشکیل رنگین‌کمانی بزرگ و پررنگ شدم که ظاهرا در فاصله‌ٔ چندصد متری در آن سوی دریاچه تشکیل شده بود (به صورت کاملا عاقلانه‌ای اصلا سعی نکردم بروم و به آن دست بزنم).

با کلیک کردن روی عکس‌ها می‌توانید نسخهٔ بزرگ‌ترشان را ببینید.

رنگین‌کمان زیاد دیده بودم اما دو رنگین‌کمان در کنار هم نه! یکی از رنگین‌کمان‌ها به شدت پررنگ بود و نقطه شروع و پایان آن‌ها هم قابل دیدن بود. خیلی هیجان داشت…


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

روایت تصویری حلزونی که فرار کرد

مدتی است که فوتوبلاگم را فعال‌تر از قبل کرده‌ام و در نتیجه کمتر موضوع «عکس‌دار» برای انتشار در این‌جا باقی می‌ماند. اما این ماجرای کوچک که دیروز اتفاق افتاد را این‌جا تعریف می‌کنم. البته به کمک چند تا عکس کوچولو.

دیروز در حالی‌که در میان دار و درخت‌های نزدیک خانه قدم می‌زدم چشمم به این حلزون کوچک افتاد. متاسفانه مقیاس عکس‌ها مشخص نیست ولی اندازهٔ حلزون چیزی بود در حد یک دانه بادام. حلزونک خودش را انداخته بود گوشهٔ یک برگ و معلوم بود که حسابی از خنکی و رطوبت دل‍پذیر آن سرکیف است و چه بسا توی چرت هم بود. برگ را اندکی جا به جا کردم که نور برای عکاسی بهتر شود و این‌کارم باعث شد طفلکی از خواب خرگوشی (در واقع چرت حلزونی) بیدار شود و با توجه به احساس خطری که از تکان خوردن برگ کرده بود تصمیم به فرار بگیرد. من اول متوجه نقشه‌اش نشدم چون چند دقیقه‌ای طول کشید تا از فکر به عمل تبدیلش کند (حلزون‌ها موجودات سریع‌التصمیمی نیستند، حتی در مواقع خطر). همان‌طور که از توی دوربین نگاه می‌کردم حلزون ظرف چند دقیقه از آن برگ خطرناک گریخت و خودش را به یک شاخهٔ‌ امن رساند.

عکس یک: احساس خطر!

عکس دو: فرار!

عکس سه: موفقیت!

عکس چهار: ادامهٔ چرت عصرگاهی در یک جای امن، اگر چه نه به سرد و مرطوبی برگ.

قصد داشتم باز هم ازش عکس بگیرم. اما وقتی دیدم این همه زحمت کشیده و به این سرعت به خواب رفته نظرم عوض شد و رهایش کردم تا تخت بخوابد.

خوب این هم از داستان امروز. تا روایت تصویری بعدی خدانگهدار.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

طبقه سیزدهم

ه


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

امیدوارم این عکس شما را شادتر کند

شاید دیدن رنگ‌های شاد و زنده‌ی این عکس کمی روحیه‌تان را شادتر کند، به خصوص اگر شما هم مثل من دلتان حسابی گرفته باشد…

تقدیم به شما:

با کلیک روی عکس نسخه‌ی بزرگ‌تر آن قابل دریافت است.

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
با توجه به فیلتر بودن بامدادی، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن یا مراجعه به وبلاگ «آینه‌ی بامدادی» پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.