<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>بامدادی</title>
	<atom:link href="http://bamdadi.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://bamdadi.com</link>
	<description>فرش ایرانی از تار و پود فرهنگ، سیاست و جامعه اطلاعاتی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Feb 2012 20:55:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='bamdadi.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://1.gravatar.com/blavatar/d1f7564de33dde6ecafce728efb951e2?s=96&#038;d=http%3A%2F%2Fs2.wp.com%2Fi%2Fbuttonw-com.png</url>
		<title>بامدادی</title>
		<link>http://bamdadi.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://bamdadi.com/osd.xml" title="بامدادی" />
	<atom:link rel='hub' href='http://bamdadi.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>آیا در ایران حفظ تمامیت ارضی و آزادی&#8204;خواهی در تعارضند؟</title>
		<link>http://bamdadi.com/2012/02/13/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%d8%b6%db%8c-%d9%88-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%ae%d9%88/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2012/02/13/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%d8%b6%db%8c-%d9%88-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%ae%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 12 Feb 2012 20:40:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[ملیت]]></category>
		<category><![CDATA[مردم]]></category>
		<category><![CDATA[مشروعیت]]></category>
		<category><![CDATA[یکپارچگی ملی]]></category>
		<category><![CDATA[اقتدارگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[اروپای شمالی]]></category>
		<category><![CDATA[تمامیت ارضی]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت مرکزی]]></category>
		<category><![CDATA[حاکمیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">https://bamdadi.wordpress.com/?p=6633</guid>
		<description><![CDATA[توی گوگل‌پلاس درباره مطلب «برنامه هسته‌ای و ارادوکس ایرانی» بحث‌هایی درگرفته بود و سوال‌هایی مطرح شده بود که دیدم بهتر است با تفصیل بیشتری این‌جا در موردش بنویسم. بحث کلی در مورد این ایده بود که گفته بودم در ایران به خاطر تکثر و تفکیک خاصی که بین قومیت‌ها (و مذاهب) مختلف وجود دارد، حفظ [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6633&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">توی گوگل‌پلاس درباره مطلب «<a href="http://bamdadi.com/2012/02/02/nuclear-program-and-iranian-paradox/">برنامه هسته‌ای و ارادوکس ایرانی</a>» بحث‌هایی درگرفته بود و سوال‌هایی مطرح شده بود که دیدم بهتر است با تفصیل بیشتری این‌جا در موردش بنویسم. </p>
<p align="justify">بحث کلی در مورد این ایده بود که گفته بودم در ایران به خاطر تکثر و تفکیک خاصی که بین قومیت‌ها (و مذاهب) مختلف وجود دارد، حفظ انسجام ملی به تشکیل نوعی حکومت مرکزی با روی‌کرد اقتدارگرایانه منجر می‌شود. به بیان دیگر لیبرالیسم سیاسی و انسجام ملی هر دو در ایران جمع نمی‌شوند یا دست‌کم جمع آمدن آن‌ها با هم دشوار است. این تضاد بخشی از پارادوکس ایرانی را تشکیل می‌دهد. </p>
<p align="justify">اما سوال‌هایی که مطرح شده بود (متن سوال‌ها از من نیست و عینا تکرار شده):</p>
<p align="justify"><strong>1. سیستم نظامی و امنیتی محکم چه ارتباطی به اقتدارگرایی دارد؟ مگر سایر کشورها مثلا همان کشورهای اروپای شمالی و مرکزی سیستم امنیتی محکم و کارامد ندارند؟</strong> </p>
<p align="justify">بله این دو تا لزوما یک چیز نیستند و حرف درستی است. اما شرایط بنیادی حاکم بر کشورهای اروپای شمالی و کشورهایی نظیر ایران را نباید یکی دانست. شاید یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها در وضعیت جغرافیایی این دو منطقه باشد. از لحاظ جغرافیایی امکان عبور و مرور و آمد و شد ساده بین منطقه‌های مختلف ایران وجود ندارد. مناطق کوهستانی و کویری قسمت‌های مختلف ایران را از هم تفکیک کرده‌ و این باعث شده است که اقوام مختلفی که در نقاط مختلف ایران وجود دارند در گذر زمان چندان با یکدیگر تعامل نداشته باشند و با هم تلفیق نشوند. نتیجه این می‌شود که کنار هم نگاه داشتن این اقوام تحت عنوان یک «ملت واحد» موضوعی است که نیاز به علت کافی دارد و به صورت خود به خودی و ارگانیک رخ نمی‌دهد. این علت می‌تواند دلایل اقتصادی باشد و یا دلایل نظامی و امنیتی. یعنی این مجموعه ناهمگون را یا باید با پیوندهای عمیق اقتصادی به هم پیوند زد و یا با زور. طبعا مسائل دیگر نظیر همبستگی‌های دینی یا فرهنگی هم دخیل هستند و نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. اما به هر حال نباید فراموش کنیم که چنین تفکیک و وضعیت جزیره‌واری در تک تک کشورهای اروپای شمالی وجود ندارد. منطقه اروپای شمالی یک منطقه بسیار وسیع بدون کوهستان است که یکی از سه منطقه جهان از لحاظ تعدد رودخانه‌های قابل کشتی‌رانی نیز هست و ضمن دسترسی راحت به اقیانوس‌ها، نداشتن مانع طبیعی جدی، خاک حاصل‌خیز و آب و هوا و شرایط اقلیمی مناسبی جهت کشاورزی نیز دارد (<a href="http://www.harpercollege.edu/mhealy/g101ilec/europe/eud/euphys/euphytx.htm">این‌جا</a> در موردش توضیح داده). نتیجه این است که در این منطقه اولا تلفیق فرهنگی به میزان بالایی (در مسیر رودها و کانال‌ها) ایجاد شده و همین‌طور تولید سرمایه با درجه بالاتری رخ می‌دهد که باعث توسعه سریع و شکل‌گیری انواع پیوندهای عمیق اقتصادی و زیربنایی می‌شود. به خاطر همین مساله هم مفهوم ملیت در خیلی از کشورهای اروپایی یک مفهوم طبیعی‌ است که از بستر همان «امکان تلفیق در طول قرن‌ها» شکل گرفته. در نتیجه شاید کشوری مثل آلمان بتواند صرفا با تکیه یر یک سیستم نظامی یا امنیتی کارآمد امنیت و یکپارچگی خود را حفظ کند، در حالی که حکومت کشوری مثل ایران که به آن معنا پدیده‌ای به نام ملیت در آن شکل تاریخی ندارد (به جای آن قومیت‌ها وجود دارند) خواه ناخواه باید دست به دامن روش‌های اقتدارگرایانه‌تری شود. چون گروه‌های ناهمگونی که در ایران وجود دارند به اندازه کافی با پیوندهای اقتصادی به هم متصل نیستند (فرضا در صورتی که حکومت مرکزی دست از اقتدارگرایی بردارد، کردستان ایران به کردستان عراق می‌تواند نزدیک‌تر باشد یا به تهران؟)</p>
<p align="justify">بحث من به هیچ عنوان دفاع از اقتدارگرایی نیست. سیستم سیاسی مطلوب من برای ایران طبعا حق رشد و توسعه و شهروندیت را به همه ساکنان ایران اعم از کافر تا شیخ از همه مسلک‌ها (و همه مهاجران قانونی یا غیرقانونی به یک اندازه) می‌دهد. اما صرف‌نظر از این آرمان شخصی، من سعی دارم چرایی وجود اقتدارگرایی در ایران را درک کنم و توضیح دهم. این‌جا خواسته من و شما مطرح نیست بلکه بیشتر صحبت از این است که «چرا این چنین است» و «چرا آن چنان نیست».</p>
<p align="justify"><strong>2. این ارتباط شامل دوران پیش از انقلاب هم میشود؟ به هر حال آن زمان هم تنوع قومی و مذهبی بوده. اقتدارگرا و غیر دموکراتیک بودن حکومت پهلوی هم به علت همین موضوع بوده؟ طبیعی بوده؟ ناشی از شرایط خاص ایران و به اجبار بوده؟ یا آن زمان فرق میکرده؟</strong></p>
<p align="justify">پاسخ این سوال را به صورت خرد نمی‌دانم. اما به صورت کلی فکر می‌کنم این وضعیت تقریبا همیشه بر ایران حاکم بوده است. دلیلش هم این است که بعضی از مهم‌ترین معیارها (مثلا جغرافیای تشویق کننده تفکیک و عدم تلفیق و همین‌طور نامناسب برای توسعه زیرساخت‌) چیزهایی نیستند که بشود آن‌ها را به سادگی عوض کرد. در نتیجه دست کم در آن دوران‌هایی از تاریخ که ما ایران را به عنوان ایران می‌شناسیم و نه آن دوران‌هایی که ایران مجمع الجزایری از امرا و پادشاهان محلی بوده است ماجرا همین بوده که هست. آیا در زمان پهلوی توجه جدی به رشد و توسعه مناطق مرزی ایران می‌شده است؟ یا این‌که برعکس، سعی می‌شده این مناطق با ضرب و زور و به کمک سیاست‌های شدید و اقتدارگرایانه به قلب ایران چسبیده بمانند؟ </p>
<p align="justify">پاسخ این سوال این است که دست کم از این لحاظ نیروهایی که برایندشان حکومت مرکزی را به سمت اقتدارگرایی سوق می‌دهد در زمان پهلوی نیز بر ایران حاکم بوده است و تازه به جرات می‌توانم بگویم که این وضعیت در دهه‌های اخیر کمرنگ‌تر هم شده است (آگر دخالت‌ها و تحریک‌های رقبای منطقه‌ای و بازیگران جهانی را بگذاریم کنار).</p>
<p align="justify">پس فرق این دوران با فرضا دویست سال پیش چیست؟ فرق مهم‌اش این است که دویست سال پیش ما پارادوکس نداشتیم چون فقط یک بردار مهم وجود داشت: حکومت مرکزی لازم است تا با اعمال زور ایران را به هم بچسباند و کم و بیش همه هم این موضوع را طبیعی می‌دانستند و برایشان امری جا افتاده بود. اما در دوران معاصر، به خاطر رشد آگاهی‌های شهروندان و همین‌طور قدرت‌گرفتن پدیده فردگرایی و ریشه دواندن ارزش‌های جدیدی مانند آزادی و حقوق شهروندی بردار جدیدی هم در تضاد با بردار اصلی قدیمی ایجاد شده است. در کشور ایران برخلاف بسیاری از کشورهای اروپای شمالی این دو بردار در خلاف جهت هم اعمال نیرو می‌کنند و در نتیجه قدرت گرفتن یکی به معنای تضعیف دیگری است!</p>
<p align="justify"><strong>3. چه میزان از اقتدارگرایی برای حفظ انسجام ملی لازم است؟ اقتدارگرایی و محدود کردن آزادی ها تا چه مقدار باشد کفایت میکند برای حفظ انسجام ملی؟ در چه چهارچوبی میتوان اعمال زور و اجبار کرد به بهانه حفظ امنیت و استقلال و وحدت؟</strong></p>
<p align="justify">واقعا نمی‌دانم. فکر می‌کنم شاید خیلی از سران سیاسی ایران هم پاسخ دقیق این سوال را نمی‌دانند. دلیلش هم این است که اولا آن چشم‌اندازی که در پاسخ سوال ۱ عرض کردم این‌طور آگاهانه و ارادی عمل نمی‌کند که مثلا چهار نفر بنشینند و تصمیم بگیرند که اقتدارگرا باشیم یا نباشیم. به نظر من قضیه برعکس است. یعنی آدم‌هایی که می‌رسند آن بالا اگر اقتدارگرا نباشند آن‌جا باقی نمی‌مانند. چون آن چشم‌اندازی که ذکر کردم اقتدارگرایی را به آن‌ها دیکته می‌کند. شاید بدبینانه‌اش بشود همان که نامجو هم گفته بود: جبر جغرافیایی.</p>
<p align="justify">حالا که این جبر جغرافیای که در چشم‌انداز تاریخی و جغرافیایی ایران وجود دارد به امروز رسیده دیگر بحث این‌که من دولت‌مرد تصمیم آگاهانه بگیرم که جور دیگری عمل کنم بی‌معناست. چرا که حتی اگر هم چنین دولت‌مردی پیدا شود و چنین رفتاری از خودش نشان دهد چون همراستا با آن چشم‌انداز نیست عملا راه به جایی نمی‌برد و قدرتش به سرعت برف در آفتاب تموز محو می‌شود در نتیجه دیگر دولت‌مردی باقی نمانده که بخواهیم در مورد اقتدارگرایی یا آزادمنشی‌اش صحبت کنیم. پس خود به خود کسانی باقی می‌مانند که این نکته را خوب دریافته‌اند که ایران را با چسب قدرت می‌شود یکپارچه نگه داشت و وقتی به این نتیجه برسند هم کمی حاشیه امنیت چاشنی‌اش می‌کنند و خلاصه نتیجه این‌ می‌شود که این سیاست اعمال زور و قدرت از نظر خیلی از ماها زیاد است.</p>
<p align="justify">در مورد این انسجام ملی هم باید صحبت کنیم. می‌دانم که این اصطلاح را خیلی می‌شنویم و من هم به کار برده‌ام اما به هر حال باید این نکته را در نظر داشته باشیم. ببینید برای این‌که انسجام ملی داشته باشیم اول باید ملت داشته باشیم. متاسفانه یا خوشبختانه مفهوم ملت در ایران مفهوم جدید و ضعیفی است. اگر کمی اغراق کنیم، اصلا ملتی در کار نیست یا اگر هست آن معنای همه ایران را ندارد و بیشتر همان صحبت از فارس‌ها و شاید اندکی آذری‌های ایران باشد. عمر مفهوم ملیت در ایران شاید کمتر از یک قرن باشد که آن هم به نوعی یک مفهوم وارداتی است از اروپای بعد از عصر روشن‌گری و ظهور ناسیونالیسم مدرن و دولت-ملت در اروپا (که جایگزین سیستم‌های فئودالی و امپراطوری‌های اروپایی شدند). خلاصه این‌که ملتی در کار نیست که انسجامش را بخواهیم حفظ کنیم. بر عکس، هدف این بوده و هست و خواهد بود که ملت ایجاد کنیم! یک قرن یا بیشتر است که همه تلاش می‌کنند این مفهوم ملیت را جا بیاندازند در این ملغمه قومیت‌ها در ایران و آخرش هم کرد خودش را بیشتر کرد می‌داند و بلوچ هم بیشتر بلوچ و … حالا هی توی رسانه‌ها بگویند ملت ملت… البته چسب ملت مسلمان شاید تنها چسبی باشد که بشود با آن یک مفهوم یکپارچه از ملت ساخت اما خوب جا افتادن آن بحث دیگری است. چیزی که بستر تاریخی ندارد را که نمی‌شود به این سادگی از توی تلویزیون و بلندگو ایجاد کرد که، آن‌هم چیزی که بر خلاف همان چشم‌انداز که عرض کردم است. </p>
<p align="justify">شاید بهتر باشد به جای انسجام ملی بگوییم، حفظ تمامیت ارضی که اصطلاح خشن‌تر اما دقیق‌تری است. بله ملت و این‌ها را بگذاریم کنار و از همان حفظ خاک حرف بزنیم. یعنی وجب به وجب این مجموعه خاک و سنگ و علف که ایران امروزین می‌دانیمش به هم چسبیده بماند زیر کنترل رسمی و قانونی یک حکومت مرکزی. خودتان قضاوت کنید، وقتی ملت (آدم‌ها) را گذاشتیم کنار و صحبت از ارض کردیم، دیگر اقتدارگرایی و اعمال خشن و گاه وحشیانه زور چندان چیز عجیبی هم نیست چون سوژه دیگر انسجام ملی نیست که تمامیت ارضی است و زور گفتن به خاک هم برخلاف زور گفتن به آدم‌ها دردناک نیست!</p>
<p align="justify">آن چارچوبی که از آن نام می‌برید را من اسمش را می‌گذارم توسعه غیرمتمرکز اقتصادی. هر چه توسعه اقتصادی (به خصوص زیرساخت‌های ارتباطی فیزیکی مثل کشتی‌رانی داخل کشور (که خوب محال است) و راه‌آهن و جاده) به صورت پراکنده‌تر و در نقاط محروم‌تر یا دورتر از مرکز بیشتر انجام شود، تلفیق فرهنگی بیشتر خواهد شد و وقتی هم که تلفیق فرهنگی بیشتر شد، امکان اعمال زور در مناطق دور از مرکز کمتر می‌شود و وقتی که امکان زور در مناطق دور از مرکز کمتر شود خود به خود امکان زور در مناطق مرکزی هم کمتر می‌شود و اصولا دیگر نیاز به اعمال زور کمرنگ‌تر می‌شود. در شرایط ایران فعلی ما یک وضعیت بینابین اما نسبتا ضعیف (در مقایسه با اروپای شمالی) را داریم از لحاظ همین توسعه زیرساخت‌ها. اما همین توسعه ضعیفی هم که در ایران وجود دارد باعث شده است که سیاست‌های اعمال زور ضعیف‌تر از فرضا صد سال پیش شده باشد که همین شبکه حمل و نقل ریلی را هم نداشتیم.</p>
<p align="justify"><strong>4. در نقطه مقابل میتوان کسانی را که در صدد افزایش آزادی و آزاداندیشی هستند متهم کرد به خدشه دار کردن انسجام ملی؟ نه اتهام قضایی. صرفا اتهام لفظی. یعنی الان از نظر شما تلاش برای محدود کردن اقتدارگرایی حکومت، به انسجام ملی ضربه میزند؟</strong></p>
<p align="justify"><strong></strong>دارید وارد قلب پارادوکس می‌شوید. پاسخ شما هم بله است و هم خیر و اگر می‌پرسید یعنی چه باید بگویم خوب اگر جواب داشت که دیگر اسمش را پارادوکس نمی‌گذاشتم. </p>
<p align="justify">بله، به خاطر همان چشم‌اندازی که خدمت‌تان عرض کردم هر کس دم از لیبرالیسم و آزادی‌خواهی در ایران بزند به نوعی در مسیر تضعیف تمامیت ارضی گام بر می‌دارد. از طرف دیگر، آزادی‌خواهی حق تک تک شهروندان ایرانی است و نمی‌توان این حق ذاتی و اساسی را از آن‌ها گرفت یا به سادگی با برچسب‌های منفی عجین کرد. </p>
<p align="justify">وضعیت بسیار بغرنج و ظاهرا لاینحلی ایجاد می‌شود. </p>
<p align="justify">از یک سو شهروندانی که به هر دلیل خواستار افزایش آزادی‌گرایی در ایران هستند حکومت را به جزم‌گرایی، دیکتاتوری، خشونت‌گرایی و اقتدارگرایی متهم می‌کنند. حکومتی که دشمن آزادی است و حق اولیه و ساده شهروندان مبنی بر حرکت به سوی آزادی را به رسمیت نمی‌شناسند. </p>
<p align="justify">از آن سو حکومت هم که به خاطر همان چشم‌انداز تاریخی خودش را در اعمال زور محق می‌بیند شهروندان را به زیاده‌خواهی، غرب‌دوستی، بی‌بصیرتی و در حالت شدید به خدشه دار کردن انسجام ملی و تمامیت ارضی متهم می‌کند. این وسط و در کوتاه یا میان‌مدت البته دست حکومت بازتر است و&nbsp; در نتیجه او دیکته می‌کند و معترضان تحمل می‌کنند. </p>
<p align="justify">به این پارادوکس، موش دوانی رقبای ایران در منطقه و جهان را هم اضافه کنید تا متوجه شوید اوضاع چقدر پیچیده است و چرا چنین می‌شود که می‌شود. <br />&nbsp;</p>
<p align="justify"><strong>5) فرض کنیم اقتدار گرایی موجب انسجام ملی بشه. خود این انسجام چقدر مطلوبه اصلا؟ اگه زمانی اکثریت ترک ها قصد استقلال داشته باشند چرا باید به خاطر حفظ انسجام سرکوبشون کرد؟ از طرف خودم حرف می زنم. به نظر من هیچ چیز مهمتر از حق انسان ها در تعیین سرنوشتشون نیست. اگر گروهی استقلال می خوان نتیجه رو باید صندوق رای تعیین کنه نه قدرت سرنیزه.</strong></p>
<p align="justify">برای من پاسخ این سوال از همه سوال‌ها دشوارتر است. از یک سو، حفظ تمامیت ارضی را به معنای برقراری امنیت و جلوگیری از فتنه متجاوزان یا رقبای منطقه‌ای یا جهانی ایران می‌بینم. حفظ تمامیت ارضی و با صلابت جلوی آتش‌افروزی و زیاده‌خواهی رقبا را گرفتن باعث جلوگیری از جنگ، بدبختی و ضعف می‌شود. چیزی که می‌تواند کابوس شبانه همه ما باشد. </p>
<p align="justify">از سوی دیگر با خاک‌پرستی و ناسیونالیسم هم میانه‌ای ندارم. اگر فرضا به روش کاملا مسالمت‌آمیز و بدون جنگ و دعوا و خون‌ریزی بشود سرنوشت فلان قوم یا منطقه از ایران را به دست خودشان سپرد، خوب چرا که نه؟ اصلا چرا باید آدم‌ها به خاطر یک مشت خاک کشته شوند و هزینه بپردازند (فکر کنم دارم از واقع‌گرایی دور می‌شوم…)</p>
<p align="justify">باز کردن این بحث مفصل می‌شود و از سواد و حوصله من فاصله می‌گیرد. ببینید، حکومتی که مشروع باشد (legitimate) حق دارد مصداق‌های قانونی نهادهایی مثل آزادی‌های فردی، حق مالکیت و حق حیات شهروندان خود را تعیین کند. فرضا حکومت مشروع می‌تواند تعیین کند که تحت چه شرایطی می‌توان یک شهروند را زندانی کرد (آزادی او را محدود کرد). در شرایطی که حکومت مشروع باشد (بحث این‌که مشروعیت از کجا می‌آید هم مفصل می‌شود و بماند) یک شهروند منفرد «مجبور» است به خواست و اراده حکومت تن دهد. چنین حکومتی اگر تصمیم بگیرد که تمامیت ارضی کشور باید به این قیمت یا آن قیمت حفظ شود یک شهروند باید به چنین خواسته‌ای تن دهد. </p>
<p align="justify">پس در پاسخ به سوال شما، اصلا فرض که از لحاظ ریاضی یا فلسفی یا حس شخصی به این نتیجه برسیم که حفظ تمامیت ارضی کشور چندان مهم نیست و این موضوع را باید افراد هر منطقه از کشور خودشان تعیین کنند و اگر دلشان خواست هم مستقل شوند. اگر خواست و اراده حکومت مشروع چیز دیگری باشد، چه باید کرد جز تابعیت از آن؟</p>
<p align="justify">ممکن است بگویید چنین حکومتی دیگر مشروع نیست. خیر. به این سادگی نیست. ممکن است حکومتی مشروع باشد ولی فرضا اراده‌اش چنین باشد که فلان استان که ۲ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد از کشور جدا نشود. در این صورت خواست حکومت مشروع به همه شهروندان دیکته خواهد شد و لازم‌الاجراست. </p>
<p align="justify">ممکن است بگویید این وقتی است که حکومت مشروع باشد و حکومت ایران مشروع نیست و در نتیجه چرا تفسیر و قانون و اراده‌اش لازم‌الاجرا باید باشد؟ پاسخ من این است که من فکر می‌کنم حکومت ایران در حال حاضر مشروع است (اگر چه مشروعیت آن ضربه دیده است) و در نتیجه خواه ناخواه تفسیر آن از بحث‌هایی مثل تمامیت ارضی لازم الاجراست. چه به صورت فردی دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم. </p>
<p align="justify">احساس می‌کنم به جای جمع و جور شدن بحث، با این حرف‌ها تازه صدها شاخه به آن اضافه کردم و فقط خدا می‌داند اگر شما بخواهید بیشتر و عمیق‌تر سوال کنید دفاع کردن از این گستره ایده‌ها و مطالب دیگر کار من نیست! </p>
<p align="justify">حرف می‌زنیم…</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>ایران</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1/'>حقوق بشر</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/'>سیاست</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6633/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6633/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6633/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6633/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6633/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6633/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6633/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6633&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2012/02/13/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%d8%b6%db%8c-%d9%88-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%ae%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>چرا گزارش ناظران شورای عرب در سوریه با کم‌توجهی  رو به رو شده است؟</title>
		<link>http://bamdadi.com/2012/02/11/report-of-the-arab-league-observer-mission/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2012/02/11/report-of-the-arab-league-observer-mission/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 11 Feb 2012 15:26:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنگ و خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[سوریه]]></category>
		<category><![CDATA[League of Arab States]]></category>
		<category><![CDATA[League of Arab States Observer Mission to Syria]]></category>
		<category><![CDATA[observer mission]]></category>
		<category><![CDATA[syria]]></category>
		<category><![CDATA[معترضان]]></category>
		<category><![CDATA[وقایع سوریه]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش ناظران شورای عرب]]></category>
		<category><![CDATA[الجزیره]]></category>
		<category><![CDATA[بمب‌گذاری]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه‌های جریان اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[شورای عرب]]></category>
		<category><![CDATA[شورشیان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6627</guid>
		<description><![CDATA[گزارش مهم ناظران شورای عرب (League of Arab States Observer Mission to Syria) که طی چند هفته تحقیق در خاک سوریه و به ویژه مناطق درگیر تهیه شده است با واکنش سرد رسانه‌های غربی (و عربستانی و قطری) رو به رو شده است. دلیل این واکنش‌ها اشاره به این بوده است که دولت سوریه تنها [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6627&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="direction:rtl;text-align:justify;">گزارش مهم ناظران شورای عرب (<strong><strong>League of Arab States Observer Mission to Syria</strong></strong>) که طی چند هفته تحقیق در خاک سوریه و به ویژه مناطق درگیر تهیه شده است با واکنش سرد رسانه‌های غربی (و عربستانی و قطری) رو به رو شده است. دلیل این واکنش‌ها اشاره به این بوده است که دولت سوریه تنها مسئول خشونت‌های روزافزون در سوریه نیست و شورشیان (ارتش آزاد سوریه) نیز در این رابطه مسئول هستند. گزارش تاکید می کند که «هر دو طرف درگیر متعهد به آتش‌بس و پرهیز از اعمال خشونت شوند». این ناظران در گزارش خود هشدار داده‌اند که:</p>
<blockquote>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">اخیرا، وقایعی رخ داده‌ است که موجب افزایش دشمنی بین دو گروه متخاصم می‌شود. این وقایع می‌توانند پی‌آمدهای هولناکی در پی داشته باشند و منجر به از بین رفتن جان و مال زیادی شوند&#8230; بعضی از این اقدامات توسط ارتش آزاد سوریه و سایر گروه‌های مسلح مخالف انجام شده است. (بند ۷۵)</p>
</blockquote>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">یا</p>
<blockquote>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">برخی از شهروندان سوری که ما با آن‌ها برخورد داشتیم و تحت ظلم، بی‌عدالتی و فشارهای شدید قرار داشتند باور داشتند که این بحران باید تنها توسط روش‌های صلح‌آمیز و با پادرمیانی کشورهای عربی حل شود، بدون هر گونه دخالت بین‌المللی. تنها در این حالت است که آن‌ها خواهند توانست در شرایط صلح بمانند و بتوانند روند اصلاحات را کامل کنند و تغییرات مورد نیازشان را پیاده کنند.</p>
</blockquote>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">سه مورد زیر که در گزارش هم به آن اشاره شده است تقریبا به طور کامل در روایت‌های رسانه‌های جریان اصلی پوشش دهنده اخبار سوریه غایب است:</p>
<div style="direction:rtl;">
<blockquote><p>۱) دست داشتن نیروهای مسلح مخالف رژیم در تشدید خشونت‌هایی که ابتدا توسط دولت سوریه اعمال شد</p></blockquote>
</div>
<div style="direction:rtl;">
<blockquote><p>۲) همکاری رژیم سوریه در اعمال خواسته‌های مطرح شده در پروتکل شورای عرب</p></blockquote>
</div>
<div style="direction:rtl;">
<blockquote><p>۳) مخالفت شهروندان عادی سوریه با هر گونه بین‌المللی شدن و نظامی شدن درگیری‌ها</p></blockquote>
</div>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"> به نمونه‌ای از بندهای این گزارش که به کلی مورد بی‌اعتنایی رسانه‌های اصلی غربی (و سعودی و قطری مانند الجزیره) قرار گرفته است توجه کنید:</p>
<blockquote>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">بند ۲۷: در حمص، ادلب و حماة‎ هیات ناظر شاهد اعمال خشونت علیه نیروهای دولتی و همین‌طور شهروندان بود که منجر به چندین کشته و زخمی گردید. نمونه‌های چنین رفتاری شامل بمب‌گذاری یک اتوبوس شهری که منجر به کشته شدن ۸ نفر و زخمی کردن بقیه شد و بمب‌گذاری قطار حامل سوخت. در یک نمونه دیگر در شهر حمص، اتوبوس پلیس منفجر شد و دو افسر پلیس کشته شدند. خط انتقال سوخت و چندین پل کوچک نیز بمب‌گذاری شدند.</p>
<p style="direction:rtl;">بند ۲۸: هیات ناظر تایید می‌کند که گروه‌های مختلف معترضان گزارش‌های نادرستی درباره انفجارها و خشونت‌های رخ داده در منطقه‌های مختلف دادند. وقتی که ناظران به این مناطق رفتند، متوجه شدند که این گزارش‌ها به کلی نادرست بوده است.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">بند ۲۹: هیات ناظر به نقل از تیم حاضر در منطقه تایید می‌کند که رسانه‌ها ماهیت وقایع و تعداد افراد کشته شده را در وقایع و اعتراضات رخ داده در بعضی از شهرها با اغراق گزارش دادند.</p>
</blockquote>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><a href="http://www.columbia.edu/~hauben/Report_of_Arab_League_Observer_Mission.pdf">متن کامل گزارش هیات ناظران شوران عرب در سوریه</a></p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa/'>جنگ و خشونت</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%b3%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87/'>سوریه</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6627/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6627/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6627/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6627/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6627/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6627/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6627/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6627/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6627/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6627/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6627/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6627/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6627/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6627/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6627&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2012/02/11/report-of-the-arab-league-observer-mission/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>سوریه یک نگاه دیگر</title>
		<link>http://bamdadi.com/2012/02/11/syria-an-alternative-view-mani-b/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2012/02/11/syria-an-alternative-view-mani-b/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 11 Feb 2012 10:19:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[از زبان دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ و خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[سوریه]]></category>
		<category><![CDATA[مانی ب]]></category>
		<category><![CDATA[نارضایان]]></category>
		<category><![CDATA[یورگن تودن‌هوفر]]></category>
		<category><![CDATA[٤دیواری]]></category>
		<category><![CDATA[بشار اسد]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[شورشیان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6622</guid>
		<description><![CDATA[در سوریه چه خبر است؟ مانی ب. نویسنده وبلاگ ٤دیواری چند مطلب درباره وقایع سوریه ترجمه کرده که آن‌ها را در این‌جا عینا تکرار می‌کنم. در ضمن می‌توانید مجموع سه نوشته زیر را به صورت PDF  دریافت کنید. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سوریه/ یک نگاه دیگر  برگردان توسط مانی ب. (این مطلب عینا از وبلاگ ٤دیواری نقل شده است) آن‌چه [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6622&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="direction:rtl;text-align:justify;">در سوریه چه خبر است؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">مانی ب. نویسنده <a href="http://4divari-mani2.blogspot.com">وبلاگ ٤دیواری</a> چند مطلب درباره وقایع سوریه ترجمه کرده که آن‌ها را در این‌جا عینا تکرار می‌کنم.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">در ضمن می‌توانید مجموع سه نوشته زیر را <a href="http://bamdadi.files.wordpress.com/2012/02/syria-an-alternative-view-mani-b.pdf">به صورت PDF  دریافت کنید</a>.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</p>
<h2 style="direction:rtl;text-align:justify;">سوریه/ یک نگاه دیگر</h2>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong> برگردان توسط مانی ب. (این مطلب عینا از <a href="http://4divari-mani2.blogspot.com/2012/02/blog-post.html">وبلاگ ٤دیواری</a> نقل شده است)</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">آن‌چه در زیر می‌آید برگردان مصاحبه‌ای است که وبسایت روزنامه «<a href="http://www.welt.de/politik/ausland/article13829324/Auslaendische-Kraefte-unterstuetzen-den-Aufstand.html" target="_blank">دی‌ولت</a>» با یورگن تودن‌هوفر، عضو حزب دمکرات مسیحی و نماینده سابق پارلمان آلمان انجام داده است.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>نیروهای خارجی از ناراضیان حمایت می‌کنند</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">یورگن تودن‌هوفر نویسنده‌ای است که بارها به سوریه سفر کرده است. او هم‌چنین با بشار اسد ملاقات داشته است، و از نگاه بی‌طرفانه به معضل سوریه جانبداری می‌کند. تودن‌هوفر شیفته سوریه است. این، از همبستگی عمیق او با این کشورعربی، هنگامی که از مردمان سوریه، از رسوم آن‌ها، از فرهنگ چندهزارساله و سنت قصه‌گویی (الحكواتي) آن‌ها حرف می‌زند، پیداست.</p>
<div style="text-align:justify;"><a href="http://www.welt.de/multimedia/archive/01552/beu_DW_Bayern_Berl_1552538l.jpg"><img class="aligncenter" style="direction:rtl;" src="http://www.welt.de/multimedia/archive/01552/beu_DW_Bayern_Berl_1552538l.jpg" alt="" border="0" /></a></div>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">تودن‌هوفر سابق بر این نماینده پارلمان آلمان بوده است و زیاد به سوریه می‌رود، گاه چندین بار در سال. ماه گذشته چهارهفته در سوریه بوده است. او در این مدت می‌توانسته است آزادانه هرکجا که می‌خواهد برود. او در دمشق و همین‌طور در حمص، حاما و درعا بوده است. شهرهایی که از یک سال پیش محل درگیری‌های خونین بین نیروهای امنیتی رژیم و قیام‌کنندگان بوده است. او از سوی اسد به یک گفتگوی طولانی دعوت شده است. تودن‌هوفر از رژیم سوریه دفاع نمی‌کند، اما نسبت به «دیوسازی» هشدار می‌دهد. او از آزادی‌خواهی‌ای می‌گوید که در تظاهرات مسالمت‌آمیز جوانان سوری راه خود را باز می‌کند، اما همچنین از عملیات چریکی‌ شورشیان مسلح گزارش می‌دهد که منجر به قربانی‌شدن غیرنظامیان نیز گشته است. با این‌همه تودن‌هوفر می‌گوید: «می‌دانم که من هم خیلی کم می‌دانم» و مذاکره را راه حل معضل سوریه می‌داند.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">دی‌ولت: آقای تودن‌هوفر، شما اخیرا سوریه بوده‌اید. چه کسی شما را دعوت کرده بود و چقدر آزادانه می‌توانستید سفر کنید؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">تودن‌هوفر: کسی مرا دعوت نکرده بود.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ یعنی شما خیلی ساده مثل یک توریست معمولی به سوریه رفتید؟ آیا این ممکن است؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ بله ممکن است. من بیشتر از ده‌سال می‌شود که به سوریه می‌روم. کتابی هم در مورد سوریه و عراق نوشته‌ام که به عربی هم منتشر شده است. این کتاب با قصه‌گوی مسجد اموی دمشق شروع می‌شود. من هر سال به آن‌جا سفر می‌کنم. سوریه گهواره تمدن ماست و دمشق یکی از زیباترین شهرهای عربی‌ست. سر یحیای تعمیددهنده در دمشق دفن است و در دمشق است که سالوس (دشمن مسیح) به پولس (از حواریون مسیح) تبدیل شد.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ عربی می‌دانید؟ ـ</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">نه.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ چطور با مردم حرف می‌زنید؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ معمولا یک یا دو مترجم همراه من هستند.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ با وجود هشدارها [هشدارهایی که از سفر به سوریه منع می‌کنند]، با چه انگیزه‌ای این روزها به سوریه سفر می‌کنید؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ وقتی آدم در طی ده سال مکررا به این کشور رفته باشه، دلیلی ندارد که در این روزها نرود. البته این‌بار مقداری مشکلات پیش آمد. هنگام ورود مأموران امنیتی مرا در فرودگاه نگهداشتند. علیه من یک حکم ممنوعیت ورود به کشور صادر شده بود. پیشتر در روزنامه «دی‌تسایت» مقاله‌ای نوشته بودم که به نظر برخی از مقامات سوری زیادی انتقادی رسیده بود. کمی بیشتر از دوساعت طول کشید تا توانستم وارد کشور شوم. این پیش‌آمد البته به نفع من تمام شد. یک آلمانی سوری‌تبار که شاهد این صحنه بود، این واقعه را برای بشار اسد تعریف کرده بود، و این باعث شد که اسد مرا به گفتگو دعوت کند.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ اسد وعده داده است در ماه مارس یک همه‌پرسی در باره قانون اساسی جدید برپاکند. چقدر می‌توان این وعده را جدی گرفت؟ آیا هنوز رهبری کشور در دستان اسد است؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ به گمان من او یکی از قدرتمندترین رجال کشور است که در اثر این بحران قدرتمندتر شده است.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ چرا؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ در بحران با این وضعیت روبرو هستیم که صاحب قدرت می‌تواند مسئولیت‌ها را خود در دست بگیرد یا به دیگران واگذار کند. به نظر من اسد به روشنی سمت‌گیری سیاست را در سوریه تعیین می‌کند. به گمان من ایده تدوین یک قانون اساسی دمکراتیک که از طریق یک همه‌پرسی به رأی عمومی گذاشته شود ایده خود اوست. ده‌سال پیش، هنگامی که اسد به قدرت رسید، در مدرن‌سازی سوریه تلاش کرد، و در این راه با معضلات زیادی روبرو شد. هم از داخل و هم از خارج. در غرب مدتی این اتهام به او زده می‌شد که در قتل رفیق حریری نخست‌وزیر لبنان داشته است. امروز ثابت شده است که این‌طور نبود. به هر حال اسد در تلاش برای تغییر مناسبات در کشور آن‌طور که می‌خواست موفق نبود.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ موانع او چه بودند؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ در کشورهایی مثل مراکش، عربستان یا سوریه نیروهای رشدنایافته قدرتمندی وجود دارند. اسد در کنار مشکل قتل رفیق‌حریری می‌بایست نیروهای نظامی سوری را از لبنان بازگرداند. این باعث پیدایش موقعیتی در عرصه سیاست داخلی شد که در آن ایجاد رفرم‌های بنیادین علیه نیروهای یادشده دشوار بود. اسد شخصا به من گفت که ایجاد دمکراسی در سوریه را یک ضرورت جبری می‌داند که تدوین یک قانون اساسی دمکراتیک نقش مهمی در آن بازی می‌کند.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ آیا او از جایگاه برتر حزب بعث چشم خواهد پوشید؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ او تأکید داشت که همه احزاب مجاز خواهند بود. برگزاری همه‌پرسی در یک نظام «یکه‌سالاری» مانند سوریه یک تصمیم انقلابی‌ست، زیرا اسد به این وسیله تصمیم‌گیری در مورد آینده کشور را به مردم می‌سپارد. مردم می‌توانند قانون اساسی جدید را بپذیرند یا رد کنند. شخصا یکه‌سالاران زیادی را نمی‌شناسم که جرأت برپایی یک چنین همه‌پرسی‌ای را به خود بدهند.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ این یعنی شما به خواست تغییر نزد بشار اسد باور دارید؟ و فکر می‌کنید که این یک راه واقع‌گرایانه برای کشور است؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ هر چه غرب به او بشتر فشار وارد کند، این امر برای اسد دشوارتر می‌شود. یکی از مارکسیست‌های اپوزیسیون سوریه که تحت حکومت اسد ۱۴ سال در زندان بوده است، به من گفت، تنها کسی که می‌تواند سوریه را از راهی مسالمت‌آمیز به دمکراسی هدایت کند بشار اسد است. از جمله، به این دلیل که اکثریت سوری‌ها هنوز بین بشار اسد و سیستم تفاوت قایل می‌شود.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ پس غرب باید چکار کند؟ از اسد حمایت کند؟ با او مذکره کند؟ رسانه‌ها غرب به خاطر تصاویر خشونت وحشیانه‌ای که از سوریه می‌رسد زیر فشار هستند، و گزارش‌های بی‌طرفانه‌ی کمی موجود است.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ موقیت در سوریه خیلی پیچیده است. تعجب‌آور بود که نه فقط مخالفان اسد بلکه هواداران اسد هم با صدای بلند خواهان دمکراسی هستند. کسی این روزها در سوریه روی اصل لزوم دمکراسی بحثی نمی‌کند. من شاهد تظاهراتی در دمشق بودم که در آن‌ها بین یک تا دوملیون تظاهرکننده شرکت داشتند. آن‌ها فریاد می‌زدند: «اسد، دمکراسی»، «اسد، آزادی». مخالفان سوری هم البته دمکراسی می‌خواهند، اما بدون اسد. در له و علیه اسد تظاهرات‌های مسالمت‌آمیز مردمی که خواستار دمکراسی هستند برگزار می‌شود. اما در هر دو سو نیروهای مسلحی هم هستند که بی‌رحمانه علیه یکدیگر می‌جنگند. و این جنگ مکررا به قربانی‌شدن غیرنظامیان منجر شده است. این غیرقابل قبول است و به حق مورد انتقاد شدید قرار می‌گیرد. از طرفی سیاستمداران سطح بالای اپوزیسیون سوریه به من گفتند که مخالفان مسلح هم برای «تسویه حساب» غیرنظامیان را به قتل می‌رسانند. من در حمص منزل یکی از طرفداران شناخته‌شده اسد بودم. از ساختمان بلند مقابل به اتاق دختر سه‌ساله او تیراندازی شده بود. من خودم جای گلوله‌ها را دیدم. یک روز بعد از ملاقات با او، تهدید به قتل شد و اجبارا خانه خود را ترک کرد. خودم هم در حمص زیر آتش چریک‌هایی قرارگرفتم که به دو نفر از نیروهای پلیس تیراندازی می‌کردند. درگیری‌هایی شبیه به جنگ داخلی. ما در غرب همیشه از جنایت نیروهای امنیتی می‌شنویم. اما در مورد رفتار جنایت‌آمیز طرف دیگر مطلقا سکوت می‌شود. خبررسانی بین‌المللی به شدت یک‌طرفه است.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ پس چرا اسد اجازه ورود خبرنگارها را به کشور نمی‌دهد. این‌ها می‌توانستند تصویر عینی‌تری از واقعیات به ما بدهند؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ این اشتباه بزرگ دولت است. من هیچ‌گاه ارزش خبررسانی آزاد را این‌طور که در سوریه احساس کردم حس نکرده بودم. در حال حاضر مخالفان دارای یک انحصارخبری هستند که آن را به طرز خشنی از طریق الجزیره و العربیه اعمال می‌کنند. به عنوان مثال در حمص چهار مرکز ساتلایت هست که هرعکاسی که با تلفن همراه عکس می‌گیرد می‌تواند در عرض چندثانیه تصاویرش را واگذار کند. و قابل فهم است که از این مراکز استفاده می‌شود. ـ وضع دسترسی آزادانه به اینترنت چطور است؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ سوریه در زمینه اینترنت یکی از رشدیافته‌ترین کشورها در میان کشورهای عربی‌ است. در ضمن، این به دستور شخص اسد ممکن شده است. با ورود به یک رستوران بلافاصله می‌توانید به طور رایگان از سرویس وایرلس استفاده کنید. دوهفته پیش این خبر در سطح رسانه‌های بین‌المللی منتشر شد که در سوریه «آیفون» ممنوع شد. من همان زمان با دمشق تماس گرفتم و از یکی از آشنایان جویای صحت و سقم خبر شدم. خندید و گفت: همین الان شما با آیفون من تماس گرفته‌اید. نصف خبرهای مربوط به سوریه بی‌پایه و اساس است.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ می‌توانید مثال‌های دیگری هم ذکر کنید؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ زمانی که دمشق بودم، در رسانه‌های بین‌المللی این خبر پخش شد که به مرکز حزب بعث حمله شده است و به آن آسیب فراوان رسیده، و یک نفر هم کشته شده است. این خبر روی من خیلی تأثیرگذاشت. تا آن روز برای من دمشق یک شهر امن بود که توریست‌ها هنوز در آن بودند. به این خاطر روز بعد خودم را با عجله به محل رساندم. دو پاسبان مؤدب جلوی ساختمان سالم ایستاده بودند. وقتی پرسیدم این «آسیب‌های فراوان» کجا هستند، به من دو شیشه شکسته سالن ورودی را نشان دادند که شخصی در آن یک ترقه انداخته بود. در حمص دیدم که بازارها پر از مواد خوراکی و سبزیجات است. خودم هم چیزهایی خریدم. دوروز بعد در رسانه‌ها آمده بود: «فاجعه انسانی [قحطی] در حمص». کمی پس از شنیدن این خبر برای بار دوم به حمص رفتم و با شورشیان ملاقات کردم. من همیشه با هر دو طرف ملاقات می‌‌کنم. از آن‌ها در مورد «فاجعه انسانی» پرسیدم. با خنده گفتند: «این را ما ساختیم». و به این عمل خود افتخار می‌کردند. چندروز بعد در حمص موتورسواران جلوی یک اتوبوس را که سرنشینان آن جوانان علوی بودند گرفته و آن‌ها را از فاصله نزدیک با گلوله اعدام کردند. تنها یکی از آن‌ها زنده مانده بود، که می‌گفت مهاجمان از شورشی‌ها بودند. این حمله یک «پیام» به بشار اسد بود که او نیز علوی است. با این همه همان‌روز عصر در اخبار الجزیره گفته شد، دوباره در حمص جوانان سوری به دستور اسد کشته شدند. طرز خبررسانی از سوریه مرا به طرز وحشناکی یه یاد خبررسانی پیش از جنگ عراق می‌اندازد. البته، خبررسانی تلوزیون دولتی سوریه هم بهتر از این نیست.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ شورشیان از کجا پشتیبانی می‌شوند؟ از سوی کشورهای متخاصمی مانند عربستان و قطر که در ماجرای لیبی هم دخالت داشتند؟ آیا این چالش، چالشی بین مذاهب اسلامی هم هست؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ من چهار هفته آن‌جا بودم. با این همه می‌دانم که خیلی چیزها را ندیده‌ام. اما این را دیده‌ام که قیام مخالفان همیشه مسالمت‌آمیز نیست. نیروهایی در خارج هستند که اسلحه‌های سنگین در اختیار آن بخش از شورشیانی می‌گذارند که دست به خشونت می‌زنند. یک سر ماجرا به قطر می‌رسد. این کشور بزرگترین صادرکننده اسلحه به لیبی هم بود. آمریکایی‌ها مستقیما دخالت نمی‌کنند. مقاومت نظامی توسط کشورهای عربی، پیش از همه عربستان و قطر سازماندهی می‌شود. قطر محل الجزیره هم هست.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ می‌توان از نوعی جنگ نیابتی صحبت کرد؟</p>
<div style="direction:rtl;">ـ این را نمی‌دانم. من همین‌طور به تئوری‌های توطئه نیز باور ندارم. اما در پس زمینه تلاش آمریکا است که خواهان یک خاورمیانه بزرگ متشکل از کشورهای دوست است. ایالات متحده به کل منطقه مانند منطقه نفوذ خود نگاه می‌کنند. این جمله کیسنجر است که «نفت با ارزش‌تر از آن است که به عرب‌ها واگذار شود».</div>
<div style="direction:rtl;">انقلاب‌های تونس و مصر برای آمریکایی‌‌ها غیرمترقبه بود. اما آن‌ها تصمیم گرفتند به نفع خود درشکل‌دهی به تغییرات در کشورهای عربی شرکت کنند. علاقه من به دمکراسی آمریکا زیاد است، اما در خاورمیانه دمکراسی برای آمریکایی‌ها مهم نیست. در غیر این صورت بایستی از تظاهرات در عربستان، قطر و بحرین هم حمایت می‌کردند. اما آن‌ها در این کشورها دیکتاتورها را حمایت می‌کنند.</div>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ به نظر شما روند وقایع در سوریه به کجا خواهد رفت؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ در سوریه هم مانند دیگر کشورهای عربی دمکراسی خواهد آمد. خشونت علیه تظاهرات و تجمعات مسالمت‌آمیز غیرقابل قبول است. اما هنگامی که از اسد پرسیدم چرا، حداقل برای مدتی مشخص، اعمال خشونت علیه شورشیان مسلح کنار گذاشته نمی‌شود، از من پرسید آیا کشورهای غربی هم اجازه می‌دهند روزانه ۲۰ تا ۳۰ نفر از سربازان کشور کشته شوند؟ از من پرسید، آیا آنجلا مرکل یک چنین چیزی را می‌پذیرد؟ من جوابی نداشتم. گفتم، با این همه او می‌بایستی که با آن‌ها، حتی با نیروهای تندرو از در گفتگو درآید. فقط از این طریق می‌توان به آتش‌بس رسید. گفتم، او باید با قرارگرفتن در صدر حرکت دمکراسی‌طلبانه، کشور را به صلح و دمکراسی هدایت کند.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ واکنش او چه بود؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ گفت، مهم‌ترین کار تدوین یک قانون اساسی دمکراتیک است که مردم در مورد آن تصمیم بگیرند.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ این همه‌پرسی چقدر آزاد خواهد بود؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ ما باید خواستار اعزام ناظران انتخاباتی بی‌طرف، نظیر فوندیشن جیمی کارتر باشیم. این چالش آن‌قدر پیچیده و خطرناک است که غرب بایستی نه به عنوان آتش‌بیار، بلکه به عنوان میانجی در آن دخالت کند. مذاکره تنها راه حل عقلانی این معضل است.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ آیا ناظران اتحادیه عرب در مأموریت خود شکست خوردند؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ نه. این عادی‌ست که ناظران به نتایج متفاوتی برسند. من هم از این نقطه حرکت می‌کنم که دولت سوریه نیز به تحمیق دست می‌زند و ناظران را به نقاطی خواهد برد که اوضاع خیلی زشت به نظر نمی‌رسد. اما ناظران از این امکان برخوردارند که با آدم‌های زیادی حرف بزنند. این امکان برای من هم بود. من آدم‌هایی را دیدم که می‌گفتند «اسد باید برود»، و همین‌طور آدم‌هایی که می‌گفتند «من عاشق اسد هستم». بشار اسد به گمان من مسئولیت هر قربانی غیرنظامی را به عهده دارد، همان‌گونه که اوباما نیز مسئول جان هر غیرنظامی‌ای است که توسط حمله هواپیماهای بی‌سرنشین و بمب‌افکن‌های آمریکایی در پاکستان و افغانستان قربانی می‌شوند. تکرار می‌کنم: تنها یک راه حل موجود است و آن مذاکره است.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ غرب مذاکره با اسد را رد می‌کند.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ـ بارها شنیده‌ام می‌گویند، با کسی که دستش به خون آغشته است نمی‌توان مذاکره کرد. اما من می‌گویم موفق‌ترین مذاکراتی که ما انجام داده‌ایم، مذاکراتی بودند با رهبران کمونیست شوروی. دست آن‌ها به خون میلیون‌ها نفر آغشته بود. ما در مقابل پرزیدنت بوش تعظیم کردیم، یعنی کسی که خون صدهاهزار عراقی بی‌گناه به دستان اوست. و ما با عربستان سعودی مذاکره می‌کنیم که در ملاءعام شلاق می‌زند، سنگسار می‌کند و گردن می‌زند. وقتی سیاست‌مدارها می‌گویند با اسد نمی‌شود مذاکره کرد، این حرف ناصادق و فریب‌کارانه است. مذاکره همیشه از راه‌اندازی جنگ یا جنگ داخلی بهتر است. غرب در سوریه و ایران به یک بازی خطرناک دست زده است. در صورت آغاز جنگی با شرکت غرب در این دو کشور، شاهد بزرگترین چالش نظامی بعد از جنگ دوم جهانی خواهیم بود. آن‌گاه در اروپا هم چراغ‌ها خاموش خواهند شد. ظاهرا این برای بعضی‌ها در غرب روشن نیست.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</p>
<h2 style="direction:rtl;text-align:justify;">سوریه/ یک نگاه دیگر ۲</h2>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong> برگردان توسط مانی ب. (این مطلب عینا از <a href="http://4divari-mani2.blogspot.com/2012/02/blog-post_09.html">وبلاگ ٤دیواری</a> نقل شده است)</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">نوشته زیر آخرین بیانیه «<a href="http://www.ippnw.de/der-verein.html">شاخه آلمانی انجمن جهانی پزشکان برای ممانعت از جنگ اتمی</a>» است. این انجمن که در سراسر جهان فعال است، در سال ۱۹۸۵به خاطر کوشش‌ در جهت رسیدن به جهانی صلح‌آمیز، متناسب با کرامت انسان و خالی از تنکولوژی اتمی جایزه نوبل صلح را دریافت کرده است.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>به خشونت در سوریه پایان دهید ـ از جنگ جلوگیری کنید!</strong></p>
<div style="direction:rtl;">هفته‌هاست که هر روز گزارش‌های بیشتری از بالاگرفتن خشونت‌های سوریه منتشر می‌شود. طبق آمار سازمان ملل تا به حال چندین هزار نفر زندگی خود را از دست داده‌اند. و آن‌طور که از اخبار رسانه‌های بین‌المللی برمی‌آید، هر روز نقشه‌های بیشتری برای دخالت نظامی غرب ریخته می‌شود. دیروز برنده یمنی نوبل صلح خانم «توکل کرمان» در کنفرانس امنیتی مونیخ جهت حفاظت از مردم سوریه در برابر خشونت به حق خواستار اقدامی بین‌المللی شد. در نگرش وی اما این موضوع نادیده گرفته می‌شود که روسیه و چین به هیچ‌وجه مخالفتی با اقدام بین‌المللی ندارند. روسیه توضیح داده بود که با پیش‌نویس قطعنامه علیه سوریه موافقت خواهد کرد، در صورتی که این قطعنامه دخالت نظامی خارجی را مردود دانسته و نه فقط از نیروهای امنیتی سوریه، بلکه از مخالفان نیز بخواهد که از خشونت بپرهیزند. به این خاطر، خلاف آن‌چه که رسانه‌های ما ارایه می‌کنند، تنها روسیه و چین مسئول شکست قطعنامه شورای امنیت نیستند، بلکه خیلی بیشتر این مسئولیت به عهده غربی‌ها است که چندین هفته مجدانه با پیش‌نویسی با رویکرد صلح‌آمیز مخالفت کردند. ما به عنوان اعضای انجمن جهانی پزشکان نگرانی عمیق خود را از شمار رو به افزایش قربانیان خشونت در سوریه، از جمله تعداد کثیر غیرنظامیان قربانی اعلام می‌کنیم. همین‌طور تعداد زیادی از پزشکان و مسئولین رسیدگی به وضعیت زخمی‌ها و آسیب‌دیدگان از این خشونت در امان نیستند.</div>
<div style="direction:rtl;">ما اما به عنوان شاخه آلمان IPPNW نسبت به یک خطر بزرگتر نیز هشدار می‌دهیم. و آن خطر دخالت نظامی غرب است که می‌تواند حرکتی را آغاز کند که کشورهای دیگری مانند ایران را نیز دربرگرفته، و نهایتا کلا منطقه را ـ که در همسایگی اروپا قرار دارد ـ در آتش فروبرد. این حرکت در صورت درگیری مستقیم ناتو می‌تواند به درگیری اتمی بین قدرت‌های بزرگ بیانجامد.</div>
<div style="direction:rtl;">هر روز نشانه‌های بیشتری به دست می‌آید که چطور در چالش داخلی سوریه، فعالین تندرو با تشدید درگیری‌ها از مبارزه ‌آزادی‌خواهانه برای پیشبرد منافع خود استفاده می‌کنند. آشکار است که فقط دولت سوریه توسط روسیه حمایت تسلیحاتی نمی‌شود. مخالفان نیز از غرب و کشورهای عربی متحد با غرب مبالغ هنگفتی دریافت می‌کنند، همین‌طور از طریق پایگاه نظامی ناتو در« اینجرلیک» ترکیه اسلحه در اختیار آن‌ها گذاشته می‌شود. آن‌ها همچنین توسط مزدوران خارجی لیبیایی حمایت می‌شوند.</div>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">بسیاری از سوری‌ها، به‌ویژه اپوزیسیون صلح‌طلب بر این باورند که این درگیری‌ها باعث نابودی جنبش اصلاح‌گرایانه‌ای می‌شود که از سالیان پیش آغاز شده است. نتیجه حاصل از این روند افزایش خونریزی‌های بزرگ‌تر بین نیروهای متعارض می‌گردد که هر روز قربانیان بیشتری از غیرنظامیان می‌گیرد. کسی که تشدید تعارض‌های داخلی سوریه را ابزار موجه‌ی برای یک تغییر رژیم دلخواه غرب در سوریه می‌داند، تا از این طریق جنگ علیه ایران آسان‌تر شده و پایگاه‌های نظامی روسیه در مدیترانه غارت گردد، بایستی اتهام آماده‌سازی یک جنگ نیابتی و در نتیجه شرکت در جنایت علیه بشریت را بپذیرد.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">به این دلیل به عنوان اعضای انجمن صلح‌گرای پزشکان خواسته‌های خود را اعلام می‌کنیم:</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">به ناتو، و به ویژه به دولت آلمان:</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ما از شما می‌خواهیم فورا جلوی ارسال اسلحه غرب به سوریه را بگیرید! هرگونه طرح و نقشه برای دخالت نظامی غرب در سوریه را به طور شفاف مردود اعلام کنید. تحریم‌های اقتصادی نیز راه حل نیستند. در عوض در جهت ایجاد تفاهم بین نیروهای درگیر بکوشید. و در این راه به ویژه روی روسیه حساب کنید.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">به دولت روسیه:</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ما از شما می‌خواهیم فورا پیش‌نویس جدیدی را با رویکرد صلح‌گرایانه از جانب خود به شورای امنیت ارایه کنید که در آن حمایت تسلیحاتی مخالفان و دولت سوریه ممنوع شود. و برای تقویت تلاش‌ها جهت ابداع آلترناتیوهای مسالمت‌جویانه، نظیر گفتگوی بین‌المللی با همه‌ی نیروهای ذی‌نفع بکوشید.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">به اتحادیه عرب:</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ما از شما می‌خواهیم دوباره مأموریت نظارتی خود را از سر بگیرید. ارسال پیامی به کشورهای عضو مبنی بر پایان‌دادن به هر نوع فعالیتی که به تشدید خشونت در سوریه می‌انجامد، و جانب‌داری از هر رویکردی که هدف حل مسالمت‌آمیز بحران را دنبال می‌کند، موفقیت خود را تقویت کنید.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">به دولت سوریه:</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ما از شما می‌خواهیم با کنارگذاشتن مطالبات حداکثری بی‌نتیجه و پذیرش مذاکره، از راه افتادن حمام خون در کشور خود، در اثر جنگی نیابتی که منافع خارجی تنور آن را داغ می‌کنند جلوگیری کنید. به تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی کشورتان، و به هرگونه حمله به بیمارستان‌ها، پزشکان و کارکنان خدمات پزشکی پایان دهید.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</p>
<h2 style="direction:rtl;text-align:justify;">مسیحیان در سوریه</h2>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong> برگردان توسط مانی ب. (این مطلب عینا از <a href="http://4divari-mani2.blogspot.com/2012/02/blog-post_11.html">وبلاگ ٤دیواری</a> نقل شده است)</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">نوشته زیر برگردان مصاحبه‌ی <a href="http://www.radiovaticana.org/ted/articolo.asp?c=560573">رادیو واتیکان</a> با کشیش اعظم مسیحیان پیرو کلیسای کاتولیک یونانی در استان حلب سوریه است. مسیحیان سوریه که ده درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند غالبا پیرو کلیسای ارتدوکس یونانی یا کلیسای کاتولیک یونانی هستند.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>سوریه/ نگرانی از آینده</strong></p>
<div style="direction:rtl;">مسیحیان کشیش اعظم مسیحیان حلب ژان کلمنت ژان‌بارت نسبت به آینده مسیحیان در سوریه اندیشناک است. وی در گفتگویی با رادیو واتیکان می‌گوید: «پیش از این امنیت وجود داشت، اما امروز آن دسته از مسیحیانی که توانایی ترک سوریه را دارند، از کشور می‌روند». طبق گزارش رادیو واتیکان تا کنون چندین تن از مسیحیان شهر حمص به دست شورشیان به قتل رسیده‌اند. این واقعه به تخلیه چندین ناحیه [مسیحی‌نشین] شهر منجر شده است. اما برخلاف حمص، در حلب اوضاع آرام است. ژان‌بارت رسانه‌های بین‌المللی را متهم می‌کند که «وضعیت سوریه را صادقانه نشان نمی‌دهند، بلکه نفت در آتش می‌ریزند». آن‌ها در این باره حرفی نمی‌زنند که «تندروها و مزدوران عراقی، اردنی، لیبیایی و پاکستانی از طریق ترکیه در سوریه نفوذ کرده‌اند». تنها گفتگو می‌تواند کشور را از ابتلا به یک فاجعه حفظ کند. البته رفرم‌های وعده‌داده‌شده هنوز جامه عمل نپوشیده‌اند و مخالفان گفتگو را نمی‌پذیرند. هراس ژان‌بارت از این است که در صورت سقوط دولت سوریه اسلام‌گراهای تندرو قدرت را به دست بگیرند. گروه‌های اسلامیست مسلح در نقاط مختلف کشور تخم ترور و مرگ می‌کارند. حداقل ۲۰۰۰ غیرنظامی، سرباز و مأمور پلیس قربانی نفرت آن‌ها شده‌اند، که اغلب پیش از مرگ مورد شکنجه قرارگرفته و مثله شده بودند.</div>
<div style="direction:rtl;">ژان‌بارت می‌گوید: این درست است که اکثریت سوری‌ها، و به همراه آن‌ها مسیحیان سوریه خواهان اصلاحات بنیادین و تغییر نحوه اداره کشور هستند. آن‌ها پیش از هرچیز پایان دیکتاتوری تک‌حزبی و دمکراسی‌ای را می‌خواهند که مبتنی بر آزادی واقعی بوده و حقوق همه افراد را به رسمیت بشناسد. اما این نیز حقیقت دارد که فقط اقلیت کوچکی از سوری‌ها خواهان تغییری هستند که حمام خون به پا کرده و باعث بی‌نظمی در کشور شود.</div>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">روسیه و چین در هفته گذشته مانع شدند که شورای امینیت خشونت در سوریه را محکوم کند. سیزده عضو باقی‌مانده به پیش‌نویس قطعنامه تهیه‌شده توسط کشورهای غربی و اتحادیه عرب رأی مثبت دادند. در این پیش‌نویس محکومیت رهبری سوریه به خاطر نقض حقوق بشر در نظر گرفته شده بود. وتوی روسیه و چین در سطح بین‌المللی با انتقادهای شدیدی مواجه شد. کمی پیش از رأی‌گیری در شورای امنیت رژیم سوریه دوباره علیه غیرنظامیان دست به خشونت زد. در نتیجه حمله به حمص حداقل ۳۰۰ نفر کشته شدند.</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>از زبان دیگران</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa/'>جنگ و خشونت</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%b3%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87/'>سوریه</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6622/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6622/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6622/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6622/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6622/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6622/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6622/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6622/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6622/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6622/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6622/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6622/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6622/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6622/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6622&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2012/02/11/syria-an-alternative-view-mani-b/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.welt.de/multimedia/archive/01552/beu_DW_Bayern_Berl_1552538l.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>چه وقت&#8204;هایی جهل خوب است؟</title>
		<link>http://bamdadi.com/2012/02/10/%da%86%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ac%d9%87%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2012/02/10/%da%86%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ac%d9%87%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 09 Feb 2012 23:33:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[فلسفه و منطق]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[مثال]]></category>
		<category><![CDATA[معلم]]></category>
		<category><![CDATA[معرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ندانستن]]></category>
		<category><![CDATA[جهل]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب جهل]]></category>
		<category><![CDATA[دانستن]]></category>
		<category><![CDATA[دانش]]></category>
		<category><![CDATA[دانش‌آموز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">https://bamdadi.wordpress.com/?p=6618</guid>
		<description><![CDATA[آیا دانستن همیشه بهتر از ندانستن است؟ آیا جهل همیشه یک وضعیت منفی است؟ آیا می‌توانیم ادعا کنیم که «جهل همیشه بد است؟». به این فکر می‌کردم که موقعیت‌هایی هست که در آن‌ها «جهل» نسبت به موضوعی به وضوح وضعیت بهتری نسبت به «علم» به آن موضوع ایجاد خواهد کرد (برای فرد جاهل یا برای [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6618&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">آیا دانستن همیشه بهتر از ندانستن است؟ آیا جهل همیشه یک وضعیت منفی است؟ آیا می‌توانیم ادعا کنیم که «جهل همیشه بد است؟». </p>
<p align="justify">به این فکر می‌کردم که موقعیت‌هایی هست که در آن‌ها «جهل» نسبت به موضوعی به وضوح وضعیت بهتری نسبت به «علم» به آن موضوع ایجاد خواهد کرد (برای فرد جاهل یا برای اطرافیان یا برای همه، بسته به مورد). اما به جای تلاش برای فرمول‌بندی فلسفی (که کار ساده‌ای نیست) به عالم مثال رو می‌آورم. دو مثال اصلی می‌زنم و چندین مثال خلاصه. این‌ها مواردی هستند که جهل (دست کم جهل از نوع خرد یعنی جهل نسبت به موضوع خاص) می‌تواند وضعیتی مطلوب و چه بسا مفید باشد. دو مثالی که می‌زنم به دو دسته بزرگ تعلق دارند: جهل نسبت به دیگری و جهل نسبت به خود:</p>
<p align="justify"><strong>مثال یک (جهل نسبت به دیگری):</strong> معلمی را در نظر بگیرید که می‌خواهد برگه امتحانی دانش‌آموز (یا دانش‌جو)هایش را تصحیح کند. این معلم نسبت به حیطه درسی خودش اطلاعات و دانش کافی دارد و طبعا جهل در آن زمینه به ضرر رسالت معلمی‌اش عمل می‌کند. اما جهل نسبت به نام دانش‌آموزی که در حال صحیح کردن برگه‌ امتحانی‌اش است چطور؟ آیا اگر معلم بداند یک برگه خاص را فلان دانش‌آموز نوشته ممکن نیست حب و بغض شخصی‌ای که نسبت به آن دانش‌آموز داشته (و چه بسا به کیفیت درسی آن دانش‌آموز هم مربوط نمی‌شده) در نوع تصحیح کردن او تاثیر بگذارد؟ جهل مصحح از هویت دانش‌آموز برای بی‌طرف ماندن و در نتیجه عادلانه‌تر تصحیح کردن برگه‌های امتحانی دانش‌آموزان وضعیت بهتری است. به همین دلیل هم هست که بسیاری از امتحانات مهم (چه در ایران و چه در کشورهای دیگر) به صورت «هویت ناشناس» تصحیح می‌شود. </p>
<p align="justify"><strong>مثال دو (جهل نسبت به خود):</strong> نمونه دیگری که در آن جهل می‌تواند به صلاح باشد وضعیت فرضی <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Veil_of_ignorance">«حجاب جهل» (Veil of Ignorance)</a> است. مجلسی را در نظر بگیرید که افراد آن می‌خواهند در مورد اخلاقی بودن یا نبودن یک موضوع خاص تصمیم بگیرند (یا فرضا می‌خواهند قانون‌گذاری کنند). در این محفل همه افراد نسبت به موقعیت خود در جامعه جاهل هستند، یعنی هیچ‌کدام نمی‌دانند در جامعه فردی ثروتمند یا فقیر، باهوش یا معمولی، زن‌ یا مرد، یا&nbsp; غیره هستند. در چنین وضعیتی افراد مجبور مي‌شوند موضع اخلاقی‌شان (یا نگاهشان به قانون) را به گونه‌ای تنظیم کنند که به زیان ضعیف‌ترین اقشار جامعه نباشد (چرا که ممکن است پس از برداشته شدن حجاب جهل، خود از میان کسانی باشند که آسیب‌پذیرند). </p>
<p align="justify"><strong>چند مثال دیگر:</strong> موارد متعددی را می‌توان تصور کرد که در آن‌ها جهل نسبت به موضوعی خاص می‌تواند مفید باشد (اگر چه جهان‌شمول بودن هر کدام از این موارد را می‌توان به چالش کشید). در نظر داشته باشید که موارد زیر لزوما مستقل از هم نیستند و بعضا هم‌پوشانی دارند:</p>
<ul>
<li>
<div align="justify">شخصی که نسبت به نوع و زمان و مکان مرگ خودش در آینده جاهل است و در نتیجه با انگیزه زندگی می‌کند.</div>
<li>
<div align="justify">بیماری که نسبت به بیماری خود جهل دارد و در نتیجه با حفظ روحیه می‌تواند بر بیماری غلبه کند.</div>
<li>
<div align="justify">همسری که نسبت به خیانت همسر خود جهل دارد و در نتیجه عمری را با آرامش و خوشبختی در کنار همسرش سپری می‌کند. </div>
<li>
<div align="justify">فردی که نسبت به یک سری اطلاعات سری جهل دارد و در نتیجه حتی زیر شکنجه هم نمی‌تواند اطلاعاتی که می‌تواند به زیان کشورش باشد را لو دهد. </div>
<li>
<div align="justify">فردی که نسبت به عاقبت تصمیمی که می‌گیرد جهل دارد و در نتیجه می‌تواند جسورانه اقدام به تصمیم‌گیری کند.</div>
<li>
<div align="justify">فردی که انتهای داستان یا نمایشنامه یا فیلم را نمی‌داند و در نتیجه با علاقه و هیجان آن‌را تا پایان دنبال می‌کند. </div>
<li>
<div align="justify">فرد گرسنه‌ای که در بیابان به یک درخت میوه برخورد می‌کند و نمی‌داند که درخت یک مالک دیوانه دارد که هر کس را که به درخت دست بزند می‌کشد. او با لذت میوه‌های درخت را می‌خورد و از منطقه دور می‌شود.</div>
<li>
<div align="justify">فردی که نسبت به مفهوم معینی از خوشحالی یا لذت جهل دارد و در نتیجه از زندگی سگی فعلی‌اش لذت می‌برد.</div>
<li>
<div align="justify">فردی که نسبت به موضوع خاصی جهل دارد و بعد از تخلف یا آسیب رساندن به دیگری به همین عذر از سرزنش یا مجازات می‌گریزد (مثلا بیماری که فرد دیگری را ناخواسته به بیماری ایدز مبتلا کند).</div>
<li>
<div align="justify">مدیری که نسبت به تخلف بزرگ زیردستش جهل دارد و به این ترتیب مورد مواخذه قرار نمی‌گیرد. </div>
<li>
<div align="justify">فردی که نسبت به تناقض‌های فلسفی‌ای که در ذهن‌اش وجود دارد جهل دارد و در نتیجه با آرامش و بی‌جنجال درونی زندگی می‌کند.</div>
<li>
<div align="justify">فردی که نسبت به وقایع غم‌انگیز و وحشتناکی که در جای دیگری در حال رخ دادن است جهل دارد و در نتیجه می‌تواند آرامش زندگی خودش و اطرافیانش را حفظ کند. </div>
<li>
<div align="justify">دانشمندی که نسبت به کشف یا اختراعی که دانشمند دیگری در گوشه دیگری از جهان انجام داده جهل دارد و در نتیجه با تلاش و پشتکار به تحقیقات علمی خود ادامه می‌دهد.</div>
<li>
<div align="justify">فردی که نسبت به افکار درونی و قضاوت‌های اطرافیان نسبت به خودش جهل دارد و در نتیجه می‌تواند با آن‌ها همکاری کند.</div>
<li>
<div align="justify">فردی که نسبت به موضوعی خاص جهل دارد و در نتیجه می‌تواند لذت به دست آوردن شناخت نسبت به آن موضوع را تجربه ‌کند. </div>
<li>
<div align="justify">فردی که نسبت به بیماری روانی خود جهل دارد و در نتیجه در دنیای شیرین خیالی خود غرق در لذت است. </div>
<li>
<div align="justify">فردی که نسبت به اتفاقی که برایش مهم است جهل دارد و در نتیجه از انجام وظیفه در آن راستا معاف می‌شود.</div>
<li>
<div align="justify">فردی که نسبت به زندگی خصوصی آدم‌های ناشناس جاهل است و در نتیجه به حریم خصوصی آن‌ها تجاوز نکرده است.</div>
<li>
<div align="justify">انتخاباتی که در آن قانون‌گذار نسبت به هویت رای‌دهندگان جاهل است.</div>
<li>
<div align="justify">فرایند انتقادی که در آن شخص مورد نقد قرار گرفته نسبت به هویت منتقدان جاهل است و در نتیجه بی حب و بعض می‌تواند به انتقادها توجه کند. </div>
</li>
</ul>
<p align="justify">به نظر می‌رسد این مثال‌ها چالش بزرگی برای این گزارش باشند که «جهل همیشه بد است». نظر شما چیست؟</p>
<p align="justify">
<hr />
<p align="justify">با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82/'>فلسفه و منطق</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6618/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6618/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6618/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6618/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6618/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6618/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6618/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6618/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6618/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6618/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6618/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6618/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6618/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6618/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6618&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2012/02/10/%da%86%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ac%d9%87%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>لینک‌های روز: روایت کودتا با چالش‌ها و تناقض‌های جدی روبروست</title>
		<link>http://bamdadi.com/2012/02/03/links-for-2012-02-03/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2012/02/03/links-for-2012-02-03/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Feb 2012 18:06:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[لینکدونی]]></category>
		<category><![CDATA[critic]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[مهاجرت]]></category>
		<category><![CDATA[مینیمالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[مجمع دیوانگان]]></category>
		<category><![CDATA[نفرت از خود]]></category>
		<category><![CDATA[چالش]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ کلمه]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ پرده]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ تخصصی جامعه شناسی در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[٤دیواری]]></category>
		<category><![CDATA[کودتا]]></category>
		<category><![CDATA[گفت‌آورد]]></category>
		<category><![CDATA[گفتاورد]]></category>
		<category><![CDATA[گلشیفته]]></category>
		<category><![CDATA[گلشیفته فراهانی]]></category>
		<category><![CDATA[پرده]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[برهنه]]></category>
		<category><![CDATA[جدایی نادر از سیمین]]></category>
		<category><![CDATA[دختر مصری]]></category>
		<category><![CDATA[عریانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6601</guid>
		<description><![CDATA[درباره‌ی گلشیفته » کلمه عریانی گلشیفته، عریانی تنها نیست. گلشیفته اول قبایی به تن کرد که اینطور برهنه شد: قبای ایدئولوژی جامعه‌ی سرمایه‌داری. عریانی او برای جامعه‌ی ما شاید انقلابی به نظر برسد. مثل حرکتی که آن دختر وبلاگ‌نویس مصری کرد و عصبانیت‌ها برانگیخت. اما در تصویر بزرگ‌تر این حرکت عین محافظه‌کاری است. عین بازتولید [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6601&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<ul>
<li style="direction:rtl;"><a href="http://www.hashemimadani.net/archives/1521">درباره‌ی گلشیفته » کلمه</a><br />
عریانی گلشیفته، عریانی تنها نیست. گلشیفته اول قبایی به تن کرد که اینطور برهنه شد: قبای ایدئولوژی جامعه‌ی سرمایه‌داری. عریانی او برای جامعه‌ی ما شاید انقلابی به نظر برسد. مثل حرکتی که آن دختر وبلاگ‌نویس مصری کرد و عصبانیت‌ها برانگیخت. اما در تصویر بزرگ‌تر این حرکت عین محافظه‌کاری است. عین بازتولید مناسبات قدرت است. اول &#8220;مهاجرت&#8221; گلشیفته را عریان کرد از اعتقادات و رسوم و فرهنگش. اما بعد از آن این جامعه‌ی جدید است که برای گلشیفته قبای جدیدی دوخته: قبای برهنگی.</li>
<li style="direction:rtl;"><a href="http://4critic.wordpress.com/2012/01/31/neopatriarchy">نفرت از خود » critic</a><br />
پدیده پدرسالاری جدید، آنگونه که در تاریخ رخ می‌نماید، معنایش را از دو واقعیتی که ساختار آن را تشکیل می‌دهند می‌گیرد: مدرنیته و پدرسالاری. پدرسالاری نوسازی شده، به نوعی محصول اروپای مدرن است. در طول بیش از یکصدسال گذشته، ساختارهای پدرسالارانه جامعه عرب، به جای اینکه تغییر و تبدیل یابد یا واقعن نوسازی شود، تنها تقویت شده و در اشکال ناقص و از ریخت افتاده و مدرن شده/نو سازی شده‌ای حفظ گردیده است. پدرسالاری جدید محصول جامعه/ فرهنگی نامتجانس و دو رگه است. پدرسالاری جدید، هم از نقطه نظر مدرنیته و هم از لحاظ سنت‌پرستی، نه مدرن است و نه سنتی… ویژگی اساسیِ روانی-اجتماعی این نوع جامعه، چه محافظه کار و چه مترقی، سلطه پدر است که خانواده ملی و همینطور خانواده طبیعی حول محور او سازمان یافته است. به این طریق، بین حکمران و توده و بین پدر و فرزند تنها رابطه عمودی وجود دارد: در هر دو زمینه اراده پدری اراده مطلق است، که هم در جامعه و هم در خانواده از طریق یک اجتماع مبتنی بر تشریفات و اجبار وارد عمل می‌شود… دولت پدر سالاری جدید، صرف نظر از اشکال و ساختارهای حقوقی و سیاسی آن، از بسیاری جهات چیزی بیش از نسخه نوسازی شده سلطنت پدر سالار سنتی نیست.</li>
<li style="direction:rtl;"><a href="http://divanesara2.blogspot.com/2012/01/blog-post_6101.html"> یادداشت وارده: روایت کودتا با چالش ها و تناقض های جدی روبروست » مجمع دیوانگان</a><br />
به دست دادن یک روایت کودتا قطعا با تلقی ایدئولوژیک و انقلابی بیشتر می‌خواند اما تبلیغ روایت کودتا در اوضاع کنونی با اشکالات و تناقض های عمده‌ای روبرو می‌شود که نمی‌توانیم برای موجه جلوه دادن آن‌ها، تنها به دلخواه بودن روایت کودتا یا سهل الوصول بودن نتیجه‌گیری از آن (توجیه هر گونه اقدام علیه حاکمیت) نظر داشته باشیم. به نظر بنده می‌رسد که شما در وبلاگ «مجمع دیوانگان» اصرار دارید که از روش دوم (روش انقلابی ـ ایدئولوژیک) استفاده کنید و سعی می‌کنید واقعیت‌های سیاسی را به روایت دلخواهتان دربیاورید تا بتوانید تقصیرهای عمده‌ای را متوجه حاکمیت کنید. اما این کافی نیست و با وجود تناقض‌های مضمر، روایت‌تان سست و شعاری می‌شود.</li>
<li style="direction:rtl;"><a href="http://goftavard.blogspot.com/2012/01/blog-post.html"> ژانر مینیمالیسم و آسوده‌خواهی ایرانیان » گفت‌آورد</a><br />
اندکی گذشت. وضع از این هم بدتر شد. دیگر اصلا ذهن مردم تاب پیچ و خم های احتمالی موجود در شعر و ادبیات را هم نداشت (صنایع و آرایه های ادبی) و ترجیح میداد یک جمله یا قطعه یا داستان کوتاه و بدور از هر گونه پیچیدگی و صنعت ادبی را بخواند. این است که دهها وبلاگ و صفحه ساده‌نویس و کوتاه نویس شکل گرفت و سرتاسر وبلاگستان فارسی و فیس بوک و توئیتر و بقیه جاها را در نوردید. اسمش را هم گذاشتند «مینیمالیسم Minimalism» (=کمینه گرایی، ساده گرایی)؛ ژانر مورد علاقه مردمی که نه حوصله فکر کردن دارد و نه وقت تامل و درنگ! هر چه جمله کوتاهتر و از هر گونه تکلف و پیچیدگی دورتر باشد، لایکها و شرهایش بیشتر است. این قانون علمی فضای مجازی فارسی است. قهرمانها دیگر اهل پژوهش و تحقیق نیستند؛ نوجوانها و جوانهایی هستند که مینیمال می پردازند و رسانه هم بیشتر به سراغ آنها می روند. چه بسیار سایتها و وبلاگها که متعلق به اهل فکر و تامل و پژوهش، که روزها و هفته ها و ماهها خاک می خورد و حتی دیده هم نمی شوند؛ چه برسد به اینکه خوانده شوند! اگر هم به سراغ بزرگی می روند، فقط جملات قشنگ و قابل فهمش را می خوانند و می پراکنند.چون جملات عمیق نیاز به فکر کردن و تامل دارد که ما نه وقتش را داریم و نه حوصله اش را. این است که از نیچه فقط جملات ضد زننش به بیرون درز می کند و از برتراندراسل تنها جملاتی که در مصاحبه ها گفته و طعنه هایی که به دینداران انداخته.</li>
<li style="direction:rtl;"><a href="http://www.pardeh.blogspot.com/2011/12/blog-post_27.html">بی‌تربیت و دریده باشیم! » پرده</a><br />
پیشنهاد من این است که خوب نباشید. هر وقت دیدید حقی از شما زایل ‌شده، یا دیدید دارند شما را (علی‌رغم میلتان) در نقش &#8220;آدم خوب&#8221; می‌چپانند، بد باشید। حتی بدتر از آنی که باید! در درجه نخست بایست رابطه موجود را شکست. پس از درهم شکستن «رابطه ظالمانه» می‌توان رابطه‌ &#8220;درست‌&#8221;تری برقرار کرد. اما نه پیش از آن. شدنی نیست!</li>
<li style="direction:rtl;"><a href="http://4divari-mani2.blogspot.com/2012/01/das-angenehme-mit-dem-nutzlichen.html"> Das Angenehme mit dem Nützlichen verbinden » ٤دیواری<br />
</a>به گمان من گلشیفته آگاهانه عکس خود را بدون شرح منتشر کرده است. درواقع برای او سخت بوده است زیر این عکس چیزی بنویسد. زیر این عکس سخت است چیزی نوشتن. اگر گلشیفته می‌خواست توضیحی برای عکس خود بنویسد، چه می‌نوشت؟ ـ دوستان گلم که عاشق همتون هستم. اینم عکسی که برای شرکت جواهرسازی شومه گرفتم و تو مجله مادام لافیگارو چاپ شده. مادام لافیگارو خیلی مجله‌ی مهمیه و شرکت جواهراتی شومه که توی عکس انگشترش دستمه از این شرکت‌های سوپرلوکس ه. برید توی وبسایت‌شون کلکسیون‌ها رو تماشا کنید. کلی کیف داره. نمی‌خواد زیاد دنبال لیست قیمت بگردید، این جواهرا رو کسایی می‌خرن که به قیمت نیگا نمی‌کنن:)) (اینترنت پرسرعت دارین اینجا). در مورد این عکس هم باید بگم با این که حتما تو ایران سروصدا راه میندازه، ولی بدونید، لخت شدن این‌جا یه امر عادیه، و اگه تو گوگل بزنید «آکت» یک میلیون عکس میاد که در مقایسه با اونا، من تو این عکس یه خو بدحجابم :دی یک چنین توضیحی ممکن می‌بود. اما این‌جا جای سخنانی از جنس حرف‌های علیا ماجده نیست: «نگاه کنید: من برهنه هستم». «من از زن بودن خود شرمنده نیستم، آن هم در جامعه‌ای که زنان در آن چیزی نیستند جز ابژه‌های جنسی &#8230;»، و الخ.</li>
<li style="direction:rtl;"><a href="http://keramatollahrasekh.blogfa.com/post-283.aspx">جدایی نادر از سيمين   عريان در برابر چشم دنيا (۲) » وبلاگ تخصصی جامعه شناسی در ایران</a><br />
نادر به شکلی جامعه را نمايندگی می‌کند. فردی عصبی، عصبانی، اخلاقی، احساساتی، مستأصل، متعهد، در ضمن درمانده، بدون جهت گيری، دروغگو. ليکن دروغگويي که مستحق همدردی است. سيمین نيز به نحوی ديگر جامعه را نمايندگی می‌کند: امروزی، خواهان حرکت، تغيير، اما در ضمن در صدد فرار از وضعيت. کشيدن گليم خود از منجلابی که در حال غرق شدن در آن است. جايي شنيدم که فرهادی را به ضد زن بودن در فيلم هايش متهم می‌کنند. اين شخصيت سيمين به هيچ وجه نشانی از ضد زن بودن او ندارد. پدر پير برعکس اميدش را به سيمين بسته است.</li>
</ul>
<div style="direction:rtl;">
<hr />
<p><strong>بدیهی است</strong> (هست؟) که این نقل قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و نه فقط این‌جا بلکه هر جا به منبعی لینک یا ارجاع می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.</p>
<hr />
<p>با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
</div>
</blockquote>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d9%84%db%8c%d9%86%da%a9%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c/'>لینکدونی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6601/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6601/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6601/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6601/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6601/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6601/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6601/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6601/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6601&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2012/02/03/links-for-2012-02-03/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>برنامه هسته‌ای و پارادوکس ایرانی</title>
		<link>http://bamdadi.com/2012/02/02/nuclear-program-and-iranian-paradox/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2012/02/02/nuclear-program-and-iranian-paradox/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Feb 2012 14:10:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[نگاه استراتژیک]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مانور]]></category>
		<category><![CDATA[معمای مردان رقصان]]></category>
		<category><![CDATA[چرخ و فلک]]></category>
		<category><![CDATA[پیام ایرانیان]]></category>
		<category><![CDATA[پرونده هسته‌ای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اقتدارگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[انسجام ملی]]></category>
		<category><![CDATA[ایمایان]]></category>
		<category><![CDATA[اتمی]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه هسته‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه اتمی]]></category>
		<category><![CDATA[برتری نظامی]]></category>
		<category><![CDATA[توان نظامی کلاسیک]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیه]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[سلاح]]></category>
		<category><![CDATA[سلاح اتمی]]></category>
		<category><![CDATA[سوریه]]></category>
		<category><![CDATA[سرطان ذهن]]></category>
		<category><![CDATA[عراق]]></category>
		<category><![CDATA[عربستان]]></category>
		<category><![CDATA[غرب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6592</guid>
		<description><![CDATA[توی این مدتی که به مرخصی اجباری از وب فارسی رفته بودم دوستانی لطف کرده بودند و احوال پرسیده بودند و بعضا نگران شده بودند. جا دارد از این دوستان تشکر کنم و عذرخواهی کنم از این‌که خبر نداده بودم و موجب نگرانی‌شان شده بودم. امروز بعد از مدت‌ها داشتم انبوه مطالب خوانده نشده داخل [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6592&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">توی این مدتی که به مرخصی اجباری از وب فارسی رفته بودم دوستانی لطف کرده بودند و احوال پرسیده بودند و بعضا نگران شده بودند. جا دارد از این دوستان تشکر کنم و عذرخواهی کنم از این‌که خبر نداده بودم و موجب نگرانی‌شان شده بودم. امروز بعد از مدت‌ها داشتم انبوه مطالب خوانده نشده داخل گوگل‌ریدر را می‌خواندم که متوجه شدم نویسنده وبلاگ «ایمایان» چند وقت پیش مطلبی نوشته به نام <a href="http://imayan.blogspot.com/2012/01/blog-post_16.html">«صورت‌بندی مسئله‌ی ایران اتمی، طرحی پیشنهادی برای فهم بهتر موضوع»</a> که از من و چند دوست دیگر خواسته است که آن را بازبینی کنیم. با توجه به اهمیت موضوع من هم اگر چه خودم را به هیچ عنوان صاحب نظر یا حتی مطلع در این زمینه نمی‌دانم سعی می‌کنم به ادامه بحث کمک کنم و نظرات خودم را در این‌جا می‌نویسم. این نوشته نقد نوشته ایمایان یا دوستان دیگری که در پاسخ به فراخوان او نوشته‌اند نیست، بلکه صرفا بازتابی است از دیدگاه من نسبت به این موضوع. در پایان این نوشته لینک مطالبی که مرتبط با این نوشته منتشر شده را می‌آورم و تا چند هفته آینده نیز آن را به روز خواهم کرد. شما هم اگر مطلبی دارید که مرتبط با این بحث است لطفا اطلاع دهید تا لینک آن را در پایان اضافه کنم.</p>
</blockquote>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">برای درک پرونده هسته‌ای ایران و موضوعات پیرامونی آن ابتدا باید یک سری پیش‌فرض‌های مهم را مرور کنیم. چرا که بدون در نظر گرفتن این نکته‌های مهم، به سختی می‌توانیم درک واقع‌گرایانه‌ای از اوضاع داشته باشیم. در نتیجه این گفتار را به صورت بند به بند جلو می‌برم. گزاره‌های مطرح شده در این نوشته متعدد هستند و شاید خیلی از آن‌ها را در اینجا باز نکنم و فقط به نتیجه اشاره کنم. در صورتی که فرصت و حوصله شما و من اجازه دهد در مورد جزییات بیشتر صحبت خواهیم کرد.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><img class="alignnone size-full wp-image-6593" title="middleeasttopomap" src="http://bamdadi.files.wordpress.com/2012/02/middleeasttopomap.jpg?w=640" alt=""   /></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>(۱) اوضاع ایران در منطقه</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">برخلاف اوضاع داخلی کشور که در یک نقطه حضیض (مینیمم) نسبی قرار دارد، وضعیت ایران در منطقه در یک نقطه اوج (ماکسیمم) نسبی قرار گرفته است. برای اولین بار در طی قرن‌ها، ایران رقیب خطرناکی در همسایه‌ غربی خود ندارد و با آسودگی نفوذ خود را در عراق عمق و گسترش داده است. نوار مرزی ایران و عراق که به خاطر حضور قدرت‌های محلی (عراق در زمان صدام)، منطقه‌ای (عراق در زمان عثمانی) یا جهانی (عراق در زمان اشغال توسط آمریکا) به مثابه خط قرمزی برای اعمال قدرت ایران به سوی غرب بود امروز تبدیل به یک ناحیه خالی از هر نوع قدرت جدی شده است که دست ایران در آن بازتر از هر کشور دیگری است. ممکن است بگویید اما روابط ایران با سایر همسایگانش به قهقهرا رفته و نمی‌توانیم مدعی شویم که ایران در یک وضعیت بهینه از نظر منطقه‌ای قرار دارد. پاسخی که به این ایراد می‌توانیم بدهیم این است که به دلیل ساختار خاص جغرافیایی ایران که در واقع یک منطقه محصور است (از شمال و غرب و جنوب غرب کوهستان‌های البرز و زاگرسِ از جنوب شرق و شرق ارتفاعات پراکنده و همین‌طور نواحی کویری) کمتر قدرت خارجی می‌تواند ایران را مستقیما مورد تهدید قرار دهد. خطراتی که ایران را تهدید می‌کند بیشتر از ناحیه جنوب غربی (خوزستان) است که منطقه کم ارتفاع و ثروتمندی است که موانع طبیعی و جدی‌ای در آن‌ وجود ندارد و در نتیجه آسیب‌پذیرترین منطقه ایران است که می‌تواند توسط قدرت غربی همسایه ایران مورد تجاوز قرار بگیرد. خوزستان پاشنه آشیل ایران است که صدام حسین نیز قصد داشت از همان نقطه ایران را از پای در آورد. به هر ترتیب، موضوع مهم این است که حتی اگر روابط ایران با کشورهای مختلف در وضعیت غیرایده‌آل باشد، نفوذ و بسط قدرت سیاسی و امنیتی ایران در عراق به معنای تضمین امنیت خوزستان و در نتیجه تضمین امنیت ایران است. از این منظر می‌توانیم درک کنیم که ایران با در مهار نگاه داشتن اوضاع در عراق چگونه در یک وضعیت نسبتا ایده‌آل از لحاظ منطقه‌ای به سر می‌برد.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">درست در همین راستاست که می‌توانیم درک کنیم چرا رقبای منطقه‌ای ایران تحرکات خود را برای مهار کردن حوزه نفوذ ایران دو چندان کرده‌اند. فرضا مانورهای ترکیه و عربستان در سوریه را در این راستا ببینید. ایران دارای نفوذ در عراق که با سوریه نیز متحد باشد به یک نیروی تعیین کننده منطقه‌ای تبدیل می‌شود که مورد قبول عربستان و ترکیه نیست. از سوی دیگر چنین ایران نیرومندی، نگرانی اسرائیل را که نیرومندترین اما آسیب‌پذیرترین قدرت منطقه است را بر می‌انگیزد. خلاصه‌اش این که همزمان با بهبود شرایط منطقه به سود ایران فشارهای منطقه‌ای بر ایران از سوی رقبای منطقه‌اش (ترکیه، عربستان و اسرائیل) بیشتر می‌شود. اما این کشورها دارای متحدان نیرومندتری هستند که بدون شک مهم‌ترین آن‌ها آمریکاست که در منطقه منافع راهبردی و بلندمدت دارد.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>(۲) اوضاع داخلی ایران</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">طبعا هیچ جامعه‌ای بدون مشکل نیست و شدت و ضعف مشکلات را هم نمی‌توان به صورت عینی اندازه‌گیری کرد. در نتیجه بسته به این‌که چکاره باشید و کجای ایران یا جهان ایستاده باشید و نوع و سطح انتظارات شما چه باشد ممکن است بحران‌های فعلی ایران را به صورت‌های مختلفی تفسیر کنید. اما به صورت کلی کمتر ایرانی‌ای را می‌شناسیم که اذعان نکند ایران از داخل دچار بحران است. پس اجازه دهید در همین حد داشته باشیم که ساخت سیاسی ایران در داخل کشور با بحران‌های جدی و روزافزون رو به روست و از این نظر در یک وضعیت ضعف نسبی قرار گرفته است. این ضعف نسبی دلایل و نشانه‌های مختلفی دارد و روی بسیاری از روندها و مسايل هم تاثیر می‌گذارد که می‌شود در جای خودش درباره‌شان صحبت کرد. یکی از دلایل مهم همان موضوع اشاره شده در بند (۱) است و البته دلایل مهم دیگری نیز دارد که به نظر مستقیما من به بحث هسته‌ای مربوط نمی‌شوند اگرچه به صورت غیرمستقیم به آن وابسته اند.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>(۳) برتری نظامی ایران در منطقه </strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">پاکستان به دلیل قرار گرفتن در وضعیت آچمز با هند فعلن (تا آینده قابل پیش‌بینی) تهدیدی علیه ایران محسوب نمی‌شود. کشورهای شمالی ایران نیز به دلیل حضور روسیه هرگز به صورت مستقل تهدیدی علیه ایران محسوب نمی‌شوند (و برعکس). مرز ایران و ترکیه نیز تا چند صد کیلومتر در خاک ترکیه کوهستانی است. در نتیجه نه ایران تهدید نظامی جدی‌ای علیه ترکیه است و نه برعکس. ایران و ترکیه فقط به صورت غیرمستقیم می‌توانند با یکدیگر رویارویی کنند: فرضا در رقابت بر سر نفوذ در عراق یا سوریه یا تحرکات قومی، مذهبی و غیره. عراق تنها کشوری در منطقه است که این توانایی را دارد که بتواند ایران را به صورت جدی تهدید نظامی کند (و این کار را هم اخیرا انجام داده است). اما با حذف عراق به عنوان عامل مهم نظامی تاثیرگذار در منطقه و با صرف‌نظر کردن از حضور نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه خلیج فارس، ایران قدرت بلامنازع نظامی منطقه است. این توان‌مندی نظامی در درجه اول از موقعیت جغرافیایی «حمله ناپذیر» ایران و همین‌طور جمعیت هفتاد-هشتاد میلیونی این کشور ناشی می‌شود و این‌ها عواملی نیستند که عربستان یا کشورهای کوچک‌تر منطقه خلیج فارس بتوانند چاره‌ای در برابر آن بیابند. تنها چاره این کشورها همان است که در عمل اتفاق می‌افتد: اتحاد نظامی با قدرت‌های فرامنطقه‌ای و تلاش برای اعمال فشار روزافزون به ایران.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">به این ترتیب می‌رسیم به قلب تحلیل‌مان از پرونده هسته‌ای ایران. پرونده هسته‌ای ایران حتی اگر امروز به صورت کامل با عقب‌نشینی صد در صد ایران همراه باشد، به اندازه سرسوزنی شرایط موجود (برتری نظامی ایران در منطقه و تلاش کشورهای منطقه برای ضعیف کردن ایران) را عوض نمی‌کند. تنها چیزی که می‌تواند واقعا شرایط موجود را عوض کند ضعیف شدن ایران به حدی است که دیگر تهدیدی برای این کشورها در منطقه نباشد که آن هم فقط با ضعیف شدن شدید حاکمیت مرکزی ایران، از بین رفتن توان کلاسیک نظامی ایران و یا کاهش شدید جمعیت ایران میسر خواهد بود. اما این خود فاجعه دیگری برای ایران خواهد بود، چرا که در این صورت نخواهد توانست انسجام قومیتی خود را حفظ کند و چند پاره خواهد شد. این را هم اضافه کنم که ایران به خاطر ماهیت چندقومیتی و جغرافیای از هم گسسته و کوهستانی‌اش با یک پارادوکس همیشگی رو به روست: اگر بخواهد یکپارچه و منسجم باشد باید نیرومند و اقتدارگرا و دارای سیستم نظامی-امنیتی قوی باشد، اما اگر بخواهد آزادمنش و دموکراتیک (به آن معنا که در اروپای شمالی می‌بینیم) عمل کند دستخوش از هم گسیختگی قومی و مذهبی شده و یک‌پارچگی‌اش را از دست خواهد داد. با توجه به این وضعیت، هر ساخت سیاسی که در ایران مرکزی حکومت کند متمایل به بسط اقتدارگرایی و گسترش کنترل و مهار نظامی و امنیتی بر گسترده متکثر قومی و مذهبی در ایران خواهد بود. نتیجه‌ای که در تضاد آشکار با آرمان‌های مدرن لیبرال قرار دارد اما یک واقعیت تاریخی-جغرافیایی در ایران است. در نتیجه به جرات می‌توان گفت که «لیبرالیسم سیاسی» و «انسجام ملی» دو خصوصیتی هستند که همزمان در ایران رخ نخواهند داد.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>(۴) آیا ایران به دنبال سلاح‌های هسته‌ای است؟</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">پاسخ تقریبی به این سوال‌ خیر است. ایران بنا به گزارش سازمان‌های اطلاعاتی خود غربی‌ها برنامه‌ نظامی هسته‌ای ندارد (اگر هم داشته تعطیل کرده) و منابع بین‌المللی هم جز تکرار بعضی نگرانی‌ها و تحرکات سیاسی هیچ مدرک مشخصی در این رابطه ارائه نداده‌اند. پس می‌توانیم با تقریب خوبی فرض کنیم که ایران در حال توسعه سلاح هسته‌ای نیست. اما سوال اساسی‌تر این است که «آیا ایران باید در جستجوی سلاح‌های هسته‌ای باشد؟»</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">برای پاسخ دادن به این سوال باید ببینیم ایران از دستیابی به سلاح‌ هسته‌ای چه سودی می‌برد؟ آیا صرف داشتن یک یا چند بمب هسته‌ای می‌تواند قدرت دفاع یا تهاجمی این کشور را به گونه‌ای که معادلات منطقه را عوض کند تغییر دهد؟ (فرضا تضمین کننده امنیت کشور باشد؟)</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">خیر.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">اول این که داشتن سلاح هسته‌ای بدون امکان کوچک‌سازی آن به گونه‌ای که قابل نصب بر کلاهک یک موشک (به خصوص دوربرد) باشد اهمیتی ندارد و فقط برای پز سیاسی در مدارس خوب خواهد بود. یعنی بر فرض که ایران در چند سال آینده بتواند یک سلاح هسته‌ای آزمایش کند، این موضوع فاصله زیادی با این دارد که بتواند آن را به صورت قابل حمل روی موشک نصب کند (deploy). خلاصه این‌که درست به اهمیت ساختن و آزمایش کردن سلاح هسته‌ای، بحث امکان پرتاب آن (delivery) آن اهمیت دارد.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">دوم این‌که ایران می‌داند توسعه جدی سلاح‌های هسته‌ای به هر حال نمی‌تواند تا نهایت سری باشد و در مرحله‌ای علنی خواهد شد. در بهترین حالت این علنی‌سازی در آستانه آزمایش هسته‌ای سلاح انجام خواهد شد. اما آزمایش هسته‌ای ایران بدون شک با حمله هوایی و گسترده (و چه بسا هسته‌ای) به ایران همراه خواهد بود. در نتیجه حاکمیت ایران می‌داند که هرگز نباید دست به آزمایش هسته‌ای سلاح (فرضا در حال توسعه) خود بزند و بدون آزمایش هسته‌ای هم بسیار بعید است که بتواند فن‌آوری نظامی جدی هسته‌ای را به دست بیاورد.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">سوم این‌که برفرض ایران دو سه عدد سلاح هسته‌ای قابل حمل یا پرتاب هم بسازد. این موضوع چیزی به معادلات منطقه اضافه یا کم نمی‌کند. کشورهای رقیب ایران در منطقه یا خود دارای سلاح‌های هسته‌ای (با تعدادی به مراتب بیشتر از آن چه ایران بتواند در بهترین حالت تولید کند) هستند و یا با کشورهایی که دارای سلاح‌های هسته‌ای هستند متحد شده‌اند. در نتیجه دستیابی به سلاح هسته‌ای اگر چه هیجان ژورنالیستی داستان را زیاد می‌کند و ممکن است باعث شود آقای فلانی رای بیاورد و آقای بهمانی رای نیاورد، اما چیزی را در معادلات ژئواستراتژیک عوض نمی‌کند. سلاح‌های هسته‌ای ایران (برخلاف توان نظامی کلاسیک و امنیتی‌اش) تزیینی خواهند بود و حتی در صورتی که به این کشور حمله شود کاربردی نخواهند داشت چرا که استفاده از اولین سلاح هسته‌ای توسط ایران مجوز استفاده چند ده یا چند صد برابر سلاح‌های هسته‌ای علیه ایران را به کشورهایی مانند اسرائیل یا آمریکا یا غیره خواهد داد که به معنای پایان قطعی ایران خواهد بود. پس ایران حتی اگر چند عدد سلاح هسته‌ای قابل هم بسازد هم به هیچ عنوان امکان استفاده از آن‌ها را نخواهد داشت و تهدیدی که به هیچ عنوان امکان عملی سازی‌اش وجود نداشته باشد، تاثیری بر معادلات نظامی و سیاسی منطقه نخواهد گذاشت.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>(۵) اگر ایران به دنبال سلاح‌های هسته‌ای نیست، پس چرا برنامه هسته‌ایش را با این سماجت پی می‌گیرد؟</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">همان‌طور که گفتم، ایران نمی‌تواند در جستجوی سلاح‌های هسته‌ای باشد و چنین حرکتی اولا به نتیجه نخواهد رسید (نخواهند گذاشت) و ثانیا تضمین‌گر امنیت ایران نیست (بلکه برعکس، امنیت این کشور را به مخاطره جدی خواهد انداخت). پس سوالی که مطرح می‌شود این است که پس چرا ایران به دنبال برنامه هسته‌ای به اصطلاح صلح‌آمیز است؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">اولا که این موضوع حق ایران و هر کشور دیگری است که انرژی هسته‌ای داشته باشد. اما ممکن است بپرسیم که خوب چرا ایران اصرار دارد که از این حق خود استفاده کند؟ فرضا چرا بی‌خیال این حق خود نمی‌شود؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">به نظر من علت اصرار ایران به توسعه فن‌آوری صلح‌آمیز هسته‌ای (در کنار اهداف مختلفی مانند تولید انرژی و یا کاربردهای دیگر صنعتی یا تحقیقاتی) به دست آوردن «امکان ساخت سلاح هسته‌ای» است و نه «ساخت سلاح هسته‌ای».  صرف داشتن «امکان» ساخت سلاح‌های هسته‌ای می‌تواند به صورت یک عامل بازدارنده مهم علیه رقبای منطقه‌ای و متحدان فرامنطقه‌ای آن‌ها عمل کند. ممکن است سوال کنید که این دیگر چه صیغه‌ای است که من می‌گویم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای عامل بازدارنده نیست اما «امکان» دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای عامل بازدارنده است؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">توضیح‌اش این است که دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای عامل بازدارنده نیست چون ایران هسته‌ای مجهز به برتری نظامی کلاسیک در منطقه بدون شک مورد هدف قدرت‌های بزرگ قرار خواهد گرفت. اما ایرانی که «ممکن است» سلاح هسته‌ای تولید کند اما در عمل هرگز آن را تولید نخواهد کرد رقبای منطقه‌ای را در یک وضعیت تهدید دائمی نگاه می‌دارد بدون این‌که توجیه کافی داشته باشند که هزینه فوق‌العاده زیاد حمله به ایران را بپردازند. به این ترتیب ایران هرگز بهانه کافی برای این‌که به این کشور حمله کنند را در اختیار رقبای منطقه‌ای و متحدان غربی‌شان قرار نخواهد داد (این بهانه می‌تواند ساختن سلاح هسته‌ای باشد) و از طرفی هرگز اطمینان کافی را نیز به این کشورها نمی‌دهد که برنامه‌ هسته‌‌ای‌اش صد در صد صلح‌آمیز است. به بیان دیگر، برد ایران در این است که سلاح هسته‌ای نسازد اما طرف را نیز از این امر مطمئن نکند.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>(۶) آیا غربی‌ها این را نمی‌دانند؟</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">آن چه را که در بند ۵ گفتم، آیا تحلیل‌گران غربی نمی‌دانند؟ چرا البته که می‌دانند. خوب، سوالی که مطرح می‌شود این است که اگر می‌دانند پس چرا به برنامه هسته‌ای ایران گیر می‌دهند؟ دلیل‌اش را باید در آن چه در بند ۱ و ۳ گفتم جستجو کنید. ایران به دلیل تغییر تعادل قدرت در منطقه باید تحت فشار مضاعف قرار بگیرد و مهار شود. این مهار شدن و تحت فشار قرار گرفتن باید توجیه داشته باشد و مطمئنا در سطح سیاسی و رسانه‌ای هیچ کشوری نمی‌تواند ایران را به جرم داشتن جمعیت زیاد و یا توان نظامی کلاسیک بالا (به صورت نسبی) متهم کند. در نتیجه اعمال فشار بر ایران که یک راهبرد جدی است به بهانه‌های مختلف انجام می‌شود که نقش تعیین کننده ندارند و بیشتر جنبه سیاسی و تبلیغی دارند. نمونه این چنین بهانه‌هایی موضوعاتی شبیه «وضعیت حقوق بشر در ایران»، «ایران حامی تروریسم است» و یا «ایران در جستجوی سلاح هسته‌ای است» انجام می‌شود. هر سه این موارد اگر چه ممکن است بسته به زاویه دید شما درست باشند اما هیچ کدام نقش زیربنایی و کلیدی در راهبرد اصلی رقبای ایران و متحدان آن‌ها در قبال ایران که فشار بر ایران و تضعیف و مهار این کشور است ندارند.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>(۷) ایران باید چکار کند؟</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">اگر راهبرد اصلی کشورهای رقیب ایران در منطقه (و متحدان آن‌ها) اعمال فشار بر ایران به هر بهانه و روش ممکن است، سوال مهم این است که پس راهکار ایران برای مقابله با چنین راهبردی چیست؟ آیا ایران نباید کوتاه بیاید و عقب نشینی کند؟ آیا نباید دست از برنامه هسته‌ایش بشوید؟</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">پاسخ این سوال ساده نیست و روز به روز یا ماه به ماه باید بازبینی شود، بسته به شرایط منطقه و جهان و اوضاع داخلی کشور. اما به صورت کلی این طور هم نیست که به سادگی معتقد باشیم مشکل ایران با عقب نشستن از برنامه هسته‌‌ای‌اش یا رو کردن کارت‌هایش حل می‌شود و رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایران از در صلح وارد خواهند شد. نکته‌ای که نباید فراموش کنیم این است که مشکل اصلی آن‌ها با ایران توانمندی کلاسیک ایران (در خلاء عراق) است. تنها چیزی که ممکن است این مشکل را حل کند رخ دادن یک یا چند تا از تحولات زیر است:</p>
<blockquote>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>الف) تیم بندی در منطقه عوض شود</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">آمریکا متحدان فعلی‌اش را رها کند و گروه‌بندی‌ جدیدی در منطقه شکل بگیرد. فرضا ایران با اسرائیل و آمریکا متحد شود و آمریکا به عربستان یا ترکیه پشت کند. این موضوع با توجه به پیوندهای عمیق آمریکا با ترکیه یا با عربستان در آینده نزدیک دور از ذهن به نظر می‌رسد.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>ب) ایران از نظر توان نظامی کلاسیک تضعیف شود</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">با اعمال تحریم‌های سنگین علیه ایران، قطع اتحاد ایران با سوریه به کمک ایجاد آشوب در سوریه و تغییر رژیم در این کشور، مهار کردن نفوذ ایران در عراق و قدرت گرفتن حاکمیت مرکزی نیرومند در عراق که در تضاد با ایران باشد، ایجاد تحریکات و ناآرامی‌های قومی و مذهبی در ایران به دنبال تضعیف حکومت مرکزی و کاسته شدن کنترل امنیتی و نظامی آن بر اجزاء کشور و در شدیدترین حالت رویارویی نظامی با ایران. این وضعیت بدترین نتیجه ممکن برای ایران خواهد بود چرا که همان‌طور که در پاردوکس ایران ذکر کردم، ایرانی که از نظر حکومت مرکزی ضعیف باشد دستخوش تجزیه و پراکندگی خواهد شد و شرایط ملوک‌الطوایفی بر آن حکمفرما خواهد شد.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>ج) ایران به عنوان قدرت منطقه‌ای پذیرفته شود</strong></p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">این وضعیت مطلوب‌ترین حالت برای ایران خواهد بود. به این ترتیب که کشورهای منطقه و متحدان آن‌ها ایران را به عنوان یک قدرت ظهوریافته  و تثبیت شده در منطقه بپذیرند و به جای تلاش برای تضعیف آن، به تعامل و همکاری با آن در امور مختلف بپردازند. این گزینه می‌تواند ایران را به قطب اقتصادی و نظامی منطقه تبدیل کند اما اولین و مهمترین شرط آن این است که چنین گزینه‌ای در سیاست‌های جهانی آمریکا بگنجد و با منافع راهبردی این کشور در آسیا در تضاد نباشد.</p>
</blockquote>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">خوب حالا بازگردیم به این بحث که ایران باید چکار کند؟ ایران با چندین چالش رو به روست که حل کردن همه آن‌ها به نظر غیرممکن یا بسیار دشوار می‌رسد (پارادوکس‌گونه هستند). از یک طرف ایران می‌خواند یک‌پارچگی‌ ملی‌اش را حفظ کند. در نتیجه برای این کشور حیاتی است که توان نظامی کلاسیک و توان امنیتی‌اش را حفظ کند. ایران ممکن است به هر چیزی تن دهد (اتحاد با اسرائیل، کوتاه آمدن در برنامه هسته‌ای و غیره) اما خط قرمز این کشور از دست دادن توان نظامی کلاسیک و به دنبال آن تضعیف بازوی امنیتی‌اش در داخل و در منطقه (به ویژه عراق) خواهد بود. چرا که چنین وضعیتی به سرعت به تجزیه ایران و آشوب ختم خواهد شد. از طرف دیگر، حفظ چنین یک‌پارچگی به این معناست که حکومت در ایران نمی‌تواند چندان لیبرال مآبانه عمل کند و اقتدارگرایی نتیجه اجتناب‌ناپذیر آن است. رقبای ایران از این نقطه ضعف ایران به خوبی اطلاع دارند و تا حد توان روی آن مانور می‌دهند. از سوی دیگر خواسته‌های روزافزون طبقه متوسط و شهری ایرانی که خواستار شرایط سیاسی و اجتماعی‌ای نظیر آن چه در کشورهای اروپای مرکزی و شمالی (یا آمریکای شمالی) وجود دارد هستند نیز کار مدیریت شرایط را چندین بار دشوارتر ساخته است. این را بگذارید کنار سوء مدیریت، فساد اداری، ناکارآمدی و بی‌نظمی و رقابت‌های مافیایی موجود در ساختارهای سیاسی و مدیریتی کشور تا به این نتیجه برسید که آن چه در بند ۲ تحت عنوان<strong> اوضاع داخلی ایران بحرانی است</strong> نوشتم به شدت جدی است.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">در این وضعیت به نظر می‌رسد تصمیم حکومت مرکزی فعلن این است که منابع محدود خود را با حفظ اولویت بر مهم‌ترین موضوع یعنی حفظ امنیت کشور و حفظ یکپارچگی ملی متمرکز کند. به این ترتیب هر چه فشارها بر ایران افزایش یابد، سیاست‌های اقتدارگرایانه و امنیتی تشدید خواهد شد و پارادوکس ایران پیچیده‌تر خواهد گشت. پارادوکسی که چند وجه دارد: وضعیت قوی در منطقه، وضعیت ضعیف در داخل، گرایش از بالا به سمت اقتدارگرایی به منظور حفظ یکپارچگی و خواست طبقات متوسط از پایین برای شکل‌گیری ارزش‌های لیبرال در سطوح سیاسی و اجتماعی کشور.</p>
<p style="direction:rtl;text-align:justify;"><strong>مطالب مرتبط در سایر وبلاگ‌ها:</strong></p>
<div style="direction:rtl;">
<ul>
<li><a href="http://imayan.blogspot.com/2012/01/blog-post_16.html">صورت‌بندی مسئله‌ی ایران اتمی، طرحی پیشنهادی برای فهم بهتر موضوع » ایمایان</a></li>
<li><a href="http://charkhofalak.wordpress.com/2012/01/16/%D8%B3%D9%87%D9%84-%D9%88-%D9%85%D9%85%D8%AA%D9%86%D8%B9-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C/">سهل و ممتنع هسته‌ای » چرخ و فلک</a></li>
<li><a href="http://mindcancer.wordpress.com/2012/01/28/%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%87/">حاشیه ای بر صورت بندی ایمایان از مسئله هسته ای » سرطان ذهن</a></li>
<li><a href="http://selfintelligence.blogspot.com/2011/09/blog-post_4236.html">آیا تنها مرگ پایان جنگ است؟ » معمای مردان رقصان</a></li>
<li>صورت‌بندی مسأله‌ی «ایران اتمی» <a href="http://www.mborjian.com/2012/02/blog-post_06.html">بخش اول</a>  و <a href="http://www.mborjian.com/2012/02/blog-post_07.html">بخش دوم</a> » پیام ایرانیان</li>
</ul>
</div>
<div></div>
<div style="direction:rtl;">در ادامه این مطلب بخوانید: <a href="http://bamdadi.com/2012/02/13/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%d8%b6%db%8c-%d9%88-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%ae%d9%88/">آیا در ایران حفظ تمامیت ارضی و آزادی‌خواهی در تعارضند؟ </a></div>
<div>
<hr />
<p style="direction:rtl;text-align:justify;">با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
</div>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%db%8c%da%a9/'>نگاه استراتژیک</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>ایران</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6592/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6592/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6592/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6592/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6592/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6592/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6592/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6592/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6592/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6592/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6592/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6592/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6592/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6592/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6592&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2012/02/02/nuclear-program-and-iranian-paradox/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>17</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://bamdadi.files.wordpress.com/2012/02/middleeasttopomap.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">middleeasttopomap</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>یک شاخه گل</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/12/19/a-flower/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/12/19/a-flower/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 19 Dec 2011 00:16:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[عکاسی]]></category>
		<category><![CDATA[هفت‌پیکر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچه هفت‌پیکر]]></category>
		<category><![CDATA[گل]]></category>
		<category><![CDATA[۱۳۹۰]]></category>
		<category><![CDATA[۹۰]]></category>
		<category><![CDATA[پله]]></category>
		<category><![CDATA[پلکان]]></category>
		<category><![CDATA[پاییز]]></category>
		<category><![CDATA[تهران]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان ولی‌عصر]]></category>
		<category><![CDATA[دیوار]]></category>
		<category><![CDATA[دختر]]></category>
		<category><![CDATA[شهر]]></category>
		<category><![CDATA[شاخه گل]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[عکس روز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6368</guid>
		<description><![CDATA[تهران، خیابان ولی‌عصر ، پاییز ۱۳۹۰ با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. دسته‌بندی شده در: عکاسی<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6368&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="direction:rtl;"><a href="http://bamdadi.files.wordpress.com/2011/12/20111120-p1030525.jpg"><img class="size-full wp-image-6370 aligncenter" title="یک شاخه گل" src="http://bamdadi.files.wordpress.com/2011/12/20111120-p1030525.jpg?w=640" alt=""   /></a></p>
<p style="direction:rtl;text-align:center;">تهران، خیابان ولی‌عصر ، پاییز ۱۳۹۰</p>
<hr />
<p style="direction:rtl;text-align:right;">با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3%db%8c/'>عکاسی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6368/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6368/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6368/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6368/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6368/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6368/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6368/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6368/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6368/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6368/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6368/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6368/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6368/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6368/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6368&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/12/19/a-flower/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>47</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://bamdadi.files.wordpress.com/2011/12/20111120-p1030525.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">یک شاخه گل</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>جمع ویژه</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/12/10/special-sum/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/12/10/special-sum/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 Dec 2011 18:04:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[خارج از چارچوب]]></category>
		<category><![CDATA[مساله]]></category>
		<category><![CDATA[جمع]]></category>
		<category><![CDATA[جمع ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ریاضی]]></category>
		<category><![CDATA[رابطه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6306</guid>
		<description><![CDATA[این مساله را مدت‌ها پیش نوشته بودم اما چون کمتر حالت «خارج از چارچوب» دارد در منتشر کردنش تردید داشتم. یک چالش می‌تواند محدودیت زمانی باشد، فرضا سعی کنید آن را در کمتر از یک دقیقه حل کنید. فرض کنیم نوعی جمع ویژه داریم که بر اساس آن برابری‌های زیر صادق هستند: ۱۴۱۰۹۴ = ۲+۷+۵ [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6306&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align:justify;">این مساله را مدت‌ها پیش نوشته بودم اما چون کمتر حالت «خارج از چارچوب» دارد در منتشر کردنش تردید داشتم. یک چالش می‌تواند محدودیت زمانی باشد، فرضا سعی کنید آن را در کمتر از یک دقیقه حل کنید.</p>
</blockquote>
<p>فرض کنیم نوعی جمع ویژه داریم که بر اساس آن برابری‌های زیر صادق هستند:</p>
<p>۱۴۱۰۹۴ = ۲+۷+۵</p>
<p>۱۸۲۴۶۶ = ۳+۶+۸</p>
<p>۳۶۱۲۳۶ = ۴+۹+۳</p>
<p>در این صورت حاصل جمع ویژه ۶+۹+۲ چیست؟</p>
<p>پاسخ را <a href="https://bamdadianswers.wordpress.com/2011/12/10/solution-of-special-sum/">این‌جا</a> ببینید.</p>
<hr />
<p style="text-align:justify;">با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac-%d8%a7%d8%b2-%da%86%d8%a7%d8%b1%da%86%d9%88%d8%a8/'>خارج از چارچوب</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6306/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6306/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6306/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6306/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6306/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6306/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6306/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6306/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6306/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6306/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6306/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6306/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6306/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6306/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6306&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/12/10/special-sum/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>28</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>سگ‌ها دیگر به مرگ طبیعی نمی‌میرند</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/12/09/dogs-end-of-life-care/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/12/09/dogs-end-of-life-care/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Dec 2011 01:36:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[کالا]]></category>
		<category><![CDATA[پیری]]></category>
		<category><![CDATA[انسان]]></category>
		<category><![CDATA[انسان مدرن]]></category>
		<category><![CDATA[اروپا]]></category>
		<category><![CDATA[بیگانه]]></category>
		<category><![CDATA[سگ]]></category>
		<category><![CDATA[شهر]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6349</guid>
		<description><![CDATA[زمانی بود* که آدم‌ها و سگ‌ها ول بودند زیر سقف آسمان و تا حد زیادی همان حیوانی بودند که هستند. آدم‌ها خودشان را خیلی از سگ‌ها متمایز یا برتر نمی‌دیدند یا اگر هم می‌دیدند در عمل زندگی‌شان خیلی طبیعی‌تر و سگ‌وارتر از آدم‌های شهری امروزی (دست کم در اروپا) بود. آدم‌ها و سگ‌ها هر دو [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6349&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">زمانی بود* که آدم‌ها و سگ‌ها ول بودند زیر سقف آسمان و تا حد زیادی همان حیوانی بودند که هستند. آدم‌ها خودشان را خیلی از سگ‌ها متمایز یا برتر نمی‌دیدند یا اگر هم می‌دیدند در عمل زندگی‌شان خیلی طبیعی‌تر و سگ‌وارتر از آدم‌های شهری امروزی (دست کم در اروپا) بود. آدم‌ها و سگ‌ها هر دو داشتند برای رفع نیازهای اولیه زندگی‌شان جان می‌کنند: هر دو مثل هم، مثل سگ. آن‌ها هم‌ردیف و هم‌کار بودند. انسان وامانده اسیر جبر طبیعت و زمانه بود و به سگ نگاهی می‌انداخت و تصویری از خودش را در او می‌دید. موجودی درب و داغان که همیشه گرسنه است و شاید برای رسیدن به لقمه‌ای نان مجبور باشد جان بکند. آدم از خدمات سگ برخوردار می‌شد و سگ هم از مزایای بودن در کنار انسان. شاید سگ‌ها حق و حقوق بالایی نداشتند و ممکن بود با سنگ یا لقد نوازش شوند و غذای درستی گیرشان نیاید، اما خوب آن موقع‌ها آدم‌ها هم حق و حقوق بالایی نداشتند. نه خبری از بیمه و تامین اجتماعی بود و نه مفاهیمی مثل حقوق شهروندی و امنیت جانی و غیره چندان معنایی داشت. آدم‌ها به زمین نزدیک‌تر بودند، تا حدی که می‌شد گفت آدم‌ها همراه با گیاه و حیوان در طبیعت و با طبیعت زندگی می‌کردند و با محیط اطراف خود فاصله عینی یا ذهنی زیادی نداشتند.</p>
<p style="text-align:justify;">به تدریج که انسان مدرن شد و سطح زندگی فردی و اجتماعی‌اش بالاتر رفت به همان نسبت دارای حق و حقوق شد. او دیگر برای رفع نیازهای اولیه زندگی‌اش تقلا نمی‌کرد و دغدغه‌های عالی‌تری پیدا کرده بود. انسان مدرن از زیست‌گاه تاریخی و بومی خود فاصله گرفت و روز به روز فاصله‌اش با خاستگاه قدیمی‌اش بیشتر شد. به همان نسبت هم فاصله‌ ذهنی‌اش با گیاه و حیوان بیشتر شد و سگ تبدیل شد به یک موجود دوردست و بیگانه شده و یک وسیله که می‌شد مالکش شد. انسان مدرن مثل انسان قدیم از همزیستی با سگ بهره می‌برد (و برعکس) اما یک چیز فرق کرده بود. فاصله ذهنی آن دو به مراتب بیشتر از قبل شده بود. سگ دیگر خیلی پایین رفته بود. آن قدر که کم کم تبدیل شده بود به یک شیء، یک کالای مصرفی که البته باید حقوقش را رعایت کرد. چرا که حالا انسان مدرن برای حیوانات هم مفاهیم مشابهی در نظر گرفته بود. البته این مفاهیم خیلی ظاهری بودند چرا که انسان جدید عملا رفتاری فاشیستی با سگ‌ها داشت. نژاد آن‌ها را دستکاری می‌کرد و تصمیم می‌گرفت کدام سگ با کدام جفت جور شود تا ژن بهتری داشته باشد. انسان مدرن همزمان با شیء کردن سگ سطح زندگی او را بالا آورد و فرایند کالاسازی از سگ را سرعت بخشید. سگ‌ها مثل محصولات یک کارخانه تولید لوازم خانگی دستکاری ژنتیکی شدند و با توجه به زاد و ولد سریع سگ‌ها به سرعت سگ‌های جور واجور از انواع نگهبان و بزرگ جثه گرفته تا مدل‌های موشی و نازنازی تولید شد. سگ‌ها محصولاتی شدند که می‌شد آن‌ها را خرید، مصرف کرد و دور انداخت (بله سگ‌ها در صورت پیر یا از کار افتاده شدن نابود می شوند یا به عبارت دیگر دور انداخته می‌شوند). نگاه انسان جدید به سگ دیگر یک نگاه «من و تو هر دو جانور هستیم مثل هم» نبود بلکه بیشتر به این شبیه شد که «من انسان و ارباب هستم و تو یک شیء و کالا هستی و من می‌توانم تو را مصرف کنم».</p>
<p style="text-align:justify;">انسان امروز سگ را ظاهرا خیلی بالا آورده است به حدی که سگ‌ها توی تخت‌خواب ارباب‌هایشان هم می‌خوابند و غذای خوب و امکانات درمانی و تفریحی در اختیارشان قرار داده می‌شود. سگ‌های قدیم این طور نبودند. آن‌ها توی بیابان‌های اطراف روستاها یا شهرها ولو بودند و به سختی غذایی گیرشان می‌آمد و با سرما و گرسنگی دست به گریبان بودند. اما در عوض، آن سگ‌ها با آدم‌ها برابر بودند و مثل همان‌ها بزرگ می‌شدند و مثل همان‌ها پیر می‌شدند و می‌مردند. آدم‌های امروز تامین اجتماعی دارند و جامعه تا آخرین لحظه مواظبشان است. سگ‌های امروزی غذای خوب می‌خورند و واکسینه می‌شوند، اما به دلخواه دستکاری ژنتیکی می‌شوند و به گاه پیری و رنجوری کشته می‌شوند. <a href="https://www.google.com/search?q=dogs+end+of+life+&amp;ie=utf-8&amp;oe=utf-8&amp;aq=t&amp;rls=org.mozilla:en-US:official&amp;client=firefox-a#sclient=psy-ab&amp;hl=en&amp;safe=off&amp;client=firefox-a&amp;hs=ffV&amp;rls=org.mozilla:en-US%3Aofficial&amp;source=hp&amp;q=dog+end+of+life+care&amp;pbx=1&amp;oq=dog+end+of+life+care&amp;aq=f&amp;aqi=&amp;aql=1&amp;gs_sm=e&amp;gs_upl=5298l6243l1l6569l6l4l0l0l0l0l583l583l5-1l1l0&amp;bav=on.2,or.r_gc.r_pw.r_cp.,cf.osb&amp;fp=65af00df4004db2f&amp;biw=1472&amp;bih=771">سگ‌ها دیگر به مرگ طبیعی نمی‌میرند</a>&#8230;</p>
<p style="text-align:justify;"><span style="color:#808080;">* این یک نوشته مستند یا علمی نیست.</span> <span style="color:#808080;">اما به این فکر کنید که چرا ما حق داریم مالک سگ‌ها باشیم، آن‌ها را دستکاری ژنتیکی کنیم یا به دلخواه بکشیم؟ چون کم‌هوش‌ترند؟ چون ضعیف‌ترند؟ چون انسان نیستند؟</span></p>
<div style="text-align:justify;">
<hr />
<p>با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
</div>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82/'>حقوق</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6349/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6349/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6349/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6349/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6349/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6349/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6349/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6349/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6349&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/12/09/dogs-end-of-life-care/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>17</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ما و تهدیدها علیه ایران: خروج از گفتمان جنگ روانی و ورود به قلمرو تحلیل واقعیت‌ها</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/12/05/moving-out-of-rhetorics-moving-into-analysis-of-hard-facts/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/12/05/moving-out-of-rhetorics-moving-into-analysis-of-hard-facts/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Dec 2011 00:11:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ و خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[منطقه]]></category>
		<category><![CDATA[گزاره]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[ترور]]></category>
		<category><![CDATA[ترکمنستان]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیه]]></category>
		<category><![CDATA[خلیج فارس]]></category>
		<category><![CDATA[داده]]></category>
		<category><![CDATA[عراق]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6340</guid>
		<description><![CDATA[من درک نمی‌کنم بعضی از دوستان که از ایران انتظار دارند «اعتماد سازی» کند واقعا منظورشان چیست. شرایط زیر را در نظر بگیرید (این‌ها شعار و جنگ روانی نیستند، بلکه گزاره‌ هستند): ایالات متحده مدت‌هاست که ایران را به محاصره خود در آورده است. اشغال افغانستان در مرز شرقی ایران، اشغال عراق در مرز غربی، [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6340&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">من درک نمی‌کنم بعضی از دوستان که از ایران انتظار دارند <a href="https://www.google.com/search?q=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF+%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;ie=utf-8&amp;oe=utf-8&amp;aq=t&amp;rls=org.mozilla:en-US:official&amp;client=firefox-a#sclient=psy-ab&amp;hl=en&amp;safe=off&amp;client=firefox-a&amp;hs=G6M&amp;rls=org.mozilla:en-US%3Aofficial&amp;source=hp&amp;q=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF+%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;pbx=1&amp;oq=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF+%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;aq=f&amp;aqi=&amp;aql=&amp;gs_sm=e&amp;gs_upl=1701l2085l0l2378l6l3l0l0l0l0l0l0ll0l0&amp;bav=on.2,or.r_gc.r_pw.r_cp.,cf.osb&amp;fp=9c035c39c3419f8e&amp;biw=1472&amp;bih=771">«اعتماد سازی»</a> کند واقعا منظورشان چیست. شرایط زیر را در نظر بگیرید <a href="http://www.salon.com/writer/glenn_greenwald/">(این‌ها شعار و جنگ روانی نیستند، بلکه گزاره‌ هستند)</a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;">ایالات متحده مدت‌هاست که ایران را به محاصره خود در آورده است. اشغال افغانستان در مرز شرقی ایران، اشغال عراق در مرز غربی، ترکیه متحد او در ناتو در شمال غربی مترصد فرصت، <a href="http://www.eurasiareview.com/13072011-turkmenistan-kbr-to-work-on-us-military-contract/">همکاری نظامی نسبی آمریکا با ترکمنستان</a> در شمال شرقی ایران، دولت‌های وابسته و بسیار نزدیک به آمریکا در ساحل مقابل ایران در خلیج فارس (کویت، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و قطر) که پایگاه عظیم <a href="http://www.csmonitor.com/USA/Foreign-Policy/2011/0219/US-faces-difficult-situation-in-Bahrain-home-to-US-Fifth-Fleet">ناوگان پنجم آمریکا</a> هم در این منطقه است. همچنین اسرائیل یا/و آمریکا در چندین مرحله (احتمالا تا حدی مشترک) نسبت به ایران اقدامات جنگ‌افروزانه جدی انجام داده‌اند مانند انفجارهای مختلف در <a href="http://www.haaretz.com/news/middle-east/report-explosion-rocks-iran-city-of-isfahan-home-to-key-nuclear-facility-1.398312">خاک ایران</a>، <a href="http://www.haaretz.com/print-edition/news/another-iranian-nuclear-scientist-murdered-in-tehran-1.374898">ترور دانشمندان هسته‌ای ایرانی</a> که حتی همسر یکی از آن‌ها مورد هدف قرار گرفت و <a href="http://www.nytimes.com/2011/01/16/world/middleeast/16stuxnet.html?pagewanted=all">حمله‌های پیچیده سایبری</a> علیه تاسیسات حساس و غیره. علاوه بر این مقامات سیاسی عالی‌رتبه آمریکایی مدام <a href="http://www.nytimes.com/2011/11/27/us/politics/lobbying-support-for-iranian-exile-group-crosses-party-lines.html?pagewanted=all">مصر هستند</a> که فرقه مجاهدین خلق از فهرست سازمان‌های تروریستی خارج شود. در دهه گذشته آمریکا و/یا اسرائیل به کشورها یا منطقه‌های افغانستان، عراق، پاکستان، سومالی، لیبی، لبنان، سودان، سوریه، کرانه باختری رود اردن و نوار غزه تهاجم یا حمله هوایی کرده‌اند، یا آن‌ها را به اشغال خود در آورده‌اند. همین‌طور آن‌ها به صورت سیستماتیک رژیم جهانی اعمال شکنجه، زندان‌های مخفی که افراد در آن‌ها ناپدید می‌شوند و بازداشتگاه‌هایی در میانه دریای کاراییب که متهمان بدون محاکمه حدود ده سال در آن‌ها محبوس هستند ایجاد کرده‌اند. در همین مدت، ایران به هیچ کشوری حمله زمینی یا هوایی نکرده است و هیچ جایی را به اشغال خود در نیاورده است. بله، قطعا ایران یک سیستم سیاسی اقتدارگرا دارد، اما نه بیشتر (و در خیلی از موارد کمتر از) بسیاری از رژیم‌هایی که در طول همین دوران توسط ایالات متحده حمایت مالی، تسلیح و یا تقویت شده‌اند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;">فهرست بالا البته به اعمال تحریم‌های یک جانبه یا چند جانبه از سوی آمریکا و متحدان یا تابعانش علیه مردم ایران هیچ اشاره‌ای نکرده است. تحریم‌هایی که معلوم نیست به کدام جرم کل مردم ایران را نشانه گرفته است؟ می‌دانستیم و امروز هم که دیگر رسما تایید شد که هواپیماهای نظامی آمریکا به حریم هوایی ایران تجاوز می‌کنند. عملی که بدون شک یک اقدام متجاوزانه است.</p>
<p style="text-align:justify;">توی این شرایط بحرانی و حساس وظیفه من و شما به عنوان یک علاقه‌مند به سرنوشت ایران چیست؟ که توی شرایطی که ذکر شد بنشینیم و شعارهای جنگ روانی غرب علیه ایران را تکرار کنیم: «ایران باید اعتماد سازی کند». کدام اعتماد سازی؟ شوخی می‌فرمایید لابد. این یک بازی پوکر بسیار جدی و خطرناک است که این طرف (ایران) همه هستی‌اش در گرو است. آن وقت بیاید و دستش را رو کند (اعتماد سازی کند) که چه بشود؟  که طرف در یک طرفه همه دار و ندارش را ببرد؟ نه خیر جانم. سیاست پیچیده است و این طور نیست که همین‌طور بیایی و دستت را رو کنی و اسم این حرکت احمقانه را هم بگذاریم اعتماد سازی. اصلا اعتماد سازی یعنی چه در عالم ماکیاولیسم سیاسی؟ توی این شرایط که ایران را تا آستانه شکستن زیر فشار قرار داده‌اند لابد انتظار دارید که آن چند قلم عامل بازدارنده‌ای که سال‌هاست و به سختی برای خودش دست و پا کرده را هم تحویل دهد و بگوید بفرمایید این هم کارت‌های من که خیلی هم مالی نیستند و قیافه معصومانه به خودش بگیرد که حالا دیگر به من اعتماد کنید؟! به نظر من توی این وضعیت بحرانی ما باید از سطح شعار و جنگ روانی عبور کنیم و به واقعیت‌های سخت (hard facts) و تحولات ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک در منطقه توجه کنیم. اما این واقعیت‌های سخت چه چیزهایی هستند؟ چند تا از آن‌ها را بالا ذکر کردم، اما شناخت علت‌ها و ریشه‌های آن‌ها و این‌که تحولات واقعی منطقه و جهان چگونه روی این فرایندها تاثیر می‌گذرند البته که نیاز به مطالعه و گفتگوی هدف‌مند و عمیق دارد. بسم الله!</p>
<div>
<hr />
<p>با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
</div>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>ایران</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa/'>جنگ و خشونت</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87/'>جامعه</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6340/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6340/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6340/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6340/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6340/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6340/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6340/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6340/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6340/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6340/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6340/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6340/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6340/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6340/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6340&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/12/05/moving-out-of-rhetorics-moving-into-analysis-of-hard-facts/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>کدام‌ وبلاگ‌نویسان مشهور ایرانی با ارتش آمریکا همکاری می‌کنند؟</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/12/04/which-iranian-bloggers-cooperate-with-pentagon/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/12/04/which-iranian-bloggers-cooperate-with-pentagon/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 04 Dec 2011 00:13:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه‌]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه‌های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[پنتاگون]]></category>
		<category><![CDATA[ارتش]]></category>
		<category><![CDATA[دشمن]]></category>
		<category><![CDATA[سنت‌کام]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه‌های اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6335</guid>
		<description><![CDATA[در پست قبلی‌ نوشتم که ارتش آمریکا به کمک سیستم نرم‌افزاری ویژه‌ای در فضای رسانه‌های اجتماعی فارسی (و چند زبان دیگر) حضور دارد و در آن دخالت می‌کند: این تکنولوژی همین‌طور امکان فعالیت وبلاگی محرمانه در وبلاگ‌هایی که به زبان‌های خارجی (غیر انگلیسی) نوشته می‌شوند را فراهم می‌کند و به سنت‌کام اجازه می‌دهد که با [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6335&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="http://bamdadi.com/2011/11/30/us-spy-operation-that-manipulates-social-media/">پست قبلی‌</a> نوشتم که ارتش آمریکا به کمک سیستم نرم‌افزاری ویژه‌ای در فضای رسانه‌های اجتماعی فارسی (و چند زبان دیگر) حضور دارد و در آن دخالت می‌کند:</p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;">این تکنولوژی همین‌طور امکان فعالیت وبلاگی محرمانه در وبلاگ‌هایی که به زبان‌های خارجی (غیر انگلیسی) نوشته می‌شوند را فراهم می‌کند و به سنت‌کام اجازه می‌دهد که با تندروهای خشن و پروپاگاندای دشمن در خارج از آمریکا مقابله کند. بنا به گفته سخنگوی سنت‌کام، هیچ‌کدام از این دخالت‌ها به زبان انگلیسی نخواهد بود و شهروندان آمریکایی نیز مورد خطاب قرار نخواهند گرفت. زبان‌های مورد استفاده عبارتند از عربی، فارسی، اردو و پشتو.</p>
<p style="text-align:justify;">این نرم‌افزار به پرسنل آمریکایی اجازه می‌دهد که در یک محل مشخص به تعداد بسیار زیادی از مکالمه‌ها پاسخ دهند. آن‌ها می‌توانند هر تعداد که لازم باشد پیام، پست وبلاگی، مطالب داخل چت‌روم‌ها و اتاق‌های گفتگو و غیره منتشر کنند. مطابق قرارداد شخصیت‌های تقلبی باید افراد واقعی از نقاط مختلف جهان به نظر برسند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;">از وقتی این مطلب را خواندم و نوشتم یک فکر از ذهنم بیرون نمی‌رود و آن این است که این افراد که از طرف ارتش آمریکا استخدام می‌شوند تا در فضای وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی افکار آمریکایی‌ (بخوانید از نوع پنتاگونی‌اش) را نشر دهند چه کسانی باید باشند؟</p>
<p style="text-align:justify;">تصور من این است که این افراد ترجیحا باید با زبان جامعه هدف آشنا باشند و به خصوص فرهنگ و خصوصیت‌های نسل امروز ایرانی حاضر در فضای وب را بشناسند. در نتیجه به نظر می‌رسد بهترین کاندید برای چنین شغلی یک ایرانی باشد که در ایران هم بزرگ شده. اما بخش قابل توجهی از ایرانی‌های مقیم آمریکا که در ایران هم بزرگ شده باشند به خاطر ادامه تحصیل به این کشور رفته‌اند و با توجه به این‌که ادامه تحصیل معمولا امکان درگیر شدن در جامعه از طریق کار را به افراد می‌دهد کمتر احتمال می‌دهم ایرانیان جوانی که به قصد ادامه تحصیل به آمریکا رفته‌اند جذب پنتاگون شده باشند. بیشترین احتمال آدم‌هایی هستند که به دلایل مشکلات امنیتی یا سیاسی از ایران رفته‌اند (به ناچار برای تضمین امنیت خود که در داخل نداشتند). درست است که این افراد در آمریکا امنیت جانی‌ دارند اما از نظر معیشتی در وضعیت بسیار نامناسبی قرار دارند (منظورم آن‌هایی‌ست که پشتوانه مالی شخصی یا خانوادگی بالایی هم ندارند). این آدم‌ها به خصوص به شدت از سیستم سیاسی در ایران سرخورده شده‌اند (هر چه باشد جلای وطن و از دست دادن زندگی‌‌شان در ایران را از چشم آن می‌بینند). طبیعی است که خیلی از این افراد با وجود اوضاع معیشتی بحرانی و همین‌ٰطور بحرانی که توسط حکومت ایران برایشان ایجاد شده حاضر نیستند به هیچ عنوان با نهادهای ضدایرانی و به خصوص جایی مثل پنتاگون همکاری کنند. اما می‌توانم تصور کنم که عده‌ای از این افراد از نظر فکری یا نظری ابایی از کار کردن بر ضد حکومت ایران نداشته باشند و چه بسا حاضر شوند با نهادهای وابسته به پنتاگون همکاری کنند.</p>
<p style="text-align:justify;">تصور کنید فرد جوانی را که :</p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;">۱) از کانال‌های عادی (مثلا برای ادامه تحصیل) به آمریکا نرفته و فرضا مجبور به فرار مخفیانه از کشور شده باشد (به خاطر مشکلات سیاسی با حکومت در ایران).</p>
<p style="text-align:justify;">۲) به همان دلیل که گفته شد امکان بازگشت به ایران را ندارد (یا گمان می‌کند که اگر بازگردد امنیت جانی ندارد)</p>
<p style="text-align:justify;">۳) از نظر معیشتی در عسرت است و پایگاه اجتماعی مناسبی هم در آمریکا ندارد.</p>
<p style="text-align:justify;">۴) جوان است و شناخت خوبی از فرهنگ و زبان جامعه معاصر ایرانی دارد و به خصوص با وب آشناست. احتمالا وبلاگی داشته و در شبکه‌های اجتماعی هم حضور فعال دارد و خلاصه اوضاع رسانه‌های جمعی روز دستش است.</p>
<p style="text-align:justify;">۵) به شدت از حکومت در ایران متنفر است و حاضر است با هر نهادی که در راستای تضعیف یا تخریب آن حرکت کند همکاری کند. به خصوص اگر احساس کند این همکاری به هیچ عنوان افشا نخواهد شد و به تثبیت جایگاه اجتماعی‌اش در آمریکا هم کمک می‌کند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;">این فرد شدیدا مستعد آن است که در صورت ارايه پیشنهاد از سوی پنتاگون برای همکاری در پروژه یاد شده، به آن پاسخ مثبت دهد.</p>
<p style="text-align:justify;">آیا ما این افراد را می‌شناسیم؟ به احتمال زیاد آری. حدس من این است که به احتمال زیاد این افراد از شخصیت‌های شناخته شده در فضای مجازی وبلاگستان باید باشند. چرا؟ چون با عقل بیشتر جور در می‌آید که پنتاگون برای این کار که نیاز به سر و کله زدن با جماعت وب‌نشین جوان ایرانی را دارد سراغ آدم‌های وارد و اصطلاحا کار بلد در وب فارسی برود. توی قرارداد ذکر شده که «این افراد بدون خطر شناخته شدن توسط دشمن» با هویت‌های تقلبی متعدد فعالیت <a href="http://bamdadi.com/2011/11/30/us-spy-operation-that-manipulates-social-media/">می‌کنند</a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;">مطابق قراردادی که فی‌مابین <a href="http://www.centcom.mil/">سنت‌کام (Centcom)</a> (ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا) و یک شرکت آمریکایی بسته شده هر شخصیت تقلبی در فضای مجازی باید تا حد قابل قبولی واقعی به نظر برسد (سابقه متقاعد کننده‌ای داشته باشد همراه با جزییات تکمیلی).<strong> به این ترتیب حدود ۵۰ فرد کنترل‌کننده از داخل آمریکا می‌توانند بدون خطر شناخته شدن توسط دشمن‌</strong> با هویت‌های تقلبی متعدد فعالیت کنند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;">چرا باید شناخته شدن این افراد توسط دشمن (فرضا ما ایرانی‌ها) خطرناک باشد؟ این‌که چند تا سرباز آمریکایی یک جایی توی آمریکا بنشینند و چند تا کامنت فارسی بگذارند چرا باید امنیت آن‌ها را مخاطره بیاندازد؟ این همه سرباز در ارتش آمریکا وجود دارد&#8230; دو دلیل آن می‌تواند این باشد که احتمالا این افراد (۱) از جامعه هدف هستند، فرضا ایرانی هستند و ثانیا (۲) آدم‌های نسبتا یا قطعا شناخته شده‌ای هستند و لو رفتن اسم‌شان می‌تواند برایشان گران تمام شود.</p>
<p style="text-align:justify;">به هیچ عنوان قصد ندارم در ذهن خودم یا شما ترس بی‌خود ایجاد کنم. اما فکرش را بکنید که ده یا بیست نفر آدم مثل من و شما (جوان، ایرانی، اهل وب) هستند که «اسم‌هایشان برای ما آشناست» و چه بسا وبلاگ‌هایشان را هم می‌خوانیم و خوانده‌ایم. آن‌ها جایی در آمریکا نشسته‌اند و به صورت سیستماتیک بر ضد ما و مردم ما «فعالیت تحت وب» انجام می‌دهند.</p>
<p style="text-align:justify;">ناخودآگاه کنجکاوم بدانم «این افراد کدام یک از این اسامی آشنا در فهرست اشتراک‌هایم هستند؟» یا به عبارت دیگر خیلی دوست دارم بدانم «کدام‌یک از وبلاگ‌نویسان مشهور ایران با ارتش آمریکا همکاری می‌کنند؟».</p>
<div>
<hr />
<p style="text-align:justify;">با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
</div>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7/'>آمریکا</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>ایران</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c/'>رسانه‌</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c/%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/'>رسانه‌های اجتماعی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6335/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6335/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6335/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6335/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6335/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6335/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6335/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6335/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6335/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6335/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6335/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6335/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6335/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6335/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6335&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/12/04/which-iranian-bloggers-cooperate-with-pentagon/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>20</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ارتش آمریکا مخفیانه شبکه‌های اجتماعی را دستکاری می‌کند</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/11/30/us-spy-operation-that-manipulates-social-media/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/11/30/us-spy-operation-that-manipulates-social-media/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Nov 2011 01:31:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنگ و خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه اطلاعاتی]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه‌های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[centcom]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[فضای مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ‌نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[پروپاگاندا]]></category>
		<category><![CDATA[پشتو]]></category>
		<category><![CDATA[ارتش آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اردو]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[دستکاری]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[زبان]]></category>
		<category><![CDATA[سنت‌کام]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات جاسوسی]]></category>
		<category><![CDATA[عربی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6327</guid>
		<description><![CDATA[اگر روزی روزگاری برایتان پیش آمد که در فضای وبلاگ‌ها یا گوگل‌پلاس یا شبکه‌های اجتماعی دیگر دچار بحث با شخصی شدید که به نظرتان کمی بیش از حد متعارف طرف‌دار سیاست‌های نظامی‌گرایانه‌ آمریکا در خاورمیانه و سایر نقاط جهان بود، انرژی خودتان را بی‌جهت صرف بحث کردن نکنید چرا که احتمالا طرف شما یک کارمند [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6327&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align:justify;">اگر روزی روزگاری برایتان پیش آمد که در فضای وبلاگ‌ها یا گوگل‌پلاس یا شبکه‌های اجتماعی دیگر دچار بحث با شخصی شدید که به نظرتان کمی بیش از حد متعارف طرف‌دار سیاست‌های نظامی‌گرایانه‌ آمریکا در خاورمیانه و سایر نقاط جهان بود، انرژی خودتان را بی‌جهت صرف بحث کردن نکنید چرا که احتمالا طرف شما یک کارمند پنتاگون است که به کمک یک نرم‌افزار مخصوص که به او اجازه می‌دهد ده‌ها شخصیت تقلبی در فضای شبکه‌های اجتماعی را همزمان مدیریت کند در حال نشر و پخش افکار «ضد تروریستی» و «پروپاگاندای طرف‌دار سیاست‌های آمریکایی» است.</p>
<p style="text-align:justify;">همان‌طور که امیدی به اصلاح مزدوران وطن‌فروش ندارید، وقت خودتان را صرف متقاعد کردن سربازان ارتش آمریکا نیز نکنید. هر چه باشد هر دو گروه دست کم یک هدف مشترک را دنبال می‌کنند!</p>
</blockquote>
<h2 style="text-align:justify;">ارتش آمریکا مخفیانه شبکه‌های اجتماعی را دستکاری می‌کند</h2>
<p style="text-align:justify;">به این نرم‌افزار که قرار است در خاورمیانه و آسیای مرکزی مورد استفاده قرار گیرد «سرویس آن‌لاین مدیریت شخصیت‌» (online persona management service) می‌گویند. منتقدان آن می‌گویند نرم‌افزارهای این‌چنینی به ارتش آمریکا این اجازه را می‌دهد که «وفاق دروغین» در بحث‌های آن‌لاین ایجاد کند، ایده‌ها و نظرات نامطلوب را در محاق قرار دهد و یا تحلیل‌ها و گزارش‌هایی که با اهداف مورد نظرش نمی‌خوانند را مخدوش جلوه دهد.</p>
<p style="text-align:justify;">مطابق قراردادی که فی‌مابین <a href="http://www.centcom.mil/">سنت‌کام (Centcom)</a> (ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا) و یک شرکت آمریکایی بسته شده هر شخصیت تقلبی در فضای مجازی باید تا حد قابل قبولی واقعی به نظر برسد (سابقه متقاعد کننده‌ای داشته باشد همراه با جزییات تکمیلی). به این ترتیب حدود ۵۰ فرد کنترل‌کننده از داخل آمریکا می‌توانند بدون خطر شناخته شدن توسط دشمن‌ با هویت‌های تقلبی متعدد فعالیت کنند.</p>
<p style="text-align:justify;">این تکنولوژی همین‌طور امکان فعالیت وبلاگی محرمانه در وبلاگ‌هایی که به زبان‌های خارجی (غیر انگلیسی) نوشته می‌شوند را فراهم می‌کند و به سنت‌کام اجازه می‌دهد که با تندروهای خشن و پروپاگاندای دشمن در خارج از آمریکا مقابله کند. بنا به گفته سخنگوی سنت‌کام، هیچ‌کدام از این دخالت‌ها به زبان انگلیسی نخواهد بود و شهروندان آمریکایی نیز مورد خطاب قرار نخواهند گرفت. زبان‌های مورد استفاده عبارتند از عربی، فارسی، اردو و پشتو.</p>
<p style="text-align:justify;">این نرم‌افزار به پرسنل آمریکایی اجازه می‌دهد که در یک محل مشخص به تعداد بسیار زیادی از مکالمه‌ها پاسخ دهند. آن‌ها می‌توانند هر تعداد که لازم باشد پیام، پست وبلاگی، مطالب داخل چت‌روم‌ها و اتاق‌های گفتگو و غیره منتشر کنند. مطابق قرارداد شخصیت‌های تقلبی باید افراد واقعی از نقاط مختلف جهان به نظر برسند.</p>
<p style="text-align:justify;">در این گزارش ادعا شده که شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک و توییتر هدف این برنامه نیستند. اما به گفته ژنرال جیمز ماتیس فرمانده سنت‌کام عملیات صدای صادق (Operation Earnest Voice) همه نوع فعالیت مرتبط با تضعیف گفتمان دشمن، شامل دخالت در فضای وب و توانایی توزیع محصولات در فضای وب را پوشش می‌دهد.</p>
<p style="text-align:justify;">توضیحات بیشتر را <a href="http://www.guardian.co.uk/technology/2011/mar/17/us-spy-operation-social-networks">این‌جا</a> یا <a href="http://www.echelon2.org/wiki/Operation_Earnest_Voice">این‌جا </a>بخوانید.</p>
<p style="text-align:justify;">نکته: این خبر مربوط به دست کم ۹ ماه پیش است. شاید هم اکنون انبوهی از شخصیت‌های تقلبی طرف‌دار آمریکا در فضای وبلاگ‌ها و رسانه‌های جمعی فارسی حضور داشته باشند!</p>
<div style="text-align:justify;">
<hr />
<p>با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
</div>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa/'>جنگ و خشونت</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%d8%b7%d9%84%d8%a7%d8%b9%d8%a7%d8%aa%db%8c/'>جامعه اطلاعاتی</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c/%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/'>رسانه‌های اجتماعی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6327/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6327/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6327/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6327/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6327/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6327/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6327/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6327/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6327/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6327/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6327/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6327/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6327/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6327/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6327&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/11/30/us-spy-operation-that-manipulates-social-media/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ستون پنجمِ پسامدرن</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/11/29/%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%90-%d9%be%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/11/29/%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%90-%d9%be%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Nov 2011 10:31:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[از زبان دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ و خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[NED]]></category>
		<category><![CDATA[فرانس فانون]]></category>
		<category><![CDATA[لیبی]]></category>
		<category><![CDATA[موسسه واشنگتن]]></category>
		<category><![CDATA[موسسه بوش]]></category>
		<category><![CDATA[مداخله بشردوستانه]]></category>
		<category><![CDATA[یمن]]></category>
		<category><![CDATA[پسامدرن]]></category>
		<category><![CDATA[امپریالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[ادوارد سعید]]></category>
		<category><![CDATA[بحرین]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ سرد]]></category>
		<category><![CDATA[حمید دباشی]]></category>
		<category><![CDATA[خوزه مارتی]]></category>
		<category><![CDATA[داریوش م.]]></category>
		<category><![CDATA[داریوش محمدپور]]></category>
		<category><![CDATA[دباشی]]></category>
		<category><![CDATA[ستون پنجم]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[عابد تپانچه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6320</guid>
		<description><![CDATA[این مطلب که توسط آقای حمید دباشی نوشته شده ابتدا در وب‌گاه انگلیسی الجزیره منتشر شد. ترجمه فارسی آن (که در زیر می‌خوانید) توسط آقای داریوش محمدپور در وب‌گاه جرس و بعد در وبلاگ شخصی‌شان منتشر شد. با توجه به اهمیت زیاد موضوع و محتوای این نوشته به خصوص برای فعالان سیاسی و اجتماعی ایرانی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6320&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<div style="text-align:justify;">این مطلب که توسط آقای <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Hamid_Dabashi">حمید دباشی</a> نوشته شده ابتدا در <a href="http://www.aljazeera.com/indepth/opinion/2011/11/20111120132050412430.html">وب‌گاه انگلیسی الجزیره</a> منتشر شد. ترجمه فارسی آن (که در زیر می‌خوانید) توسط آقای <a href="http://www.rahesabz.net/story/45552/">داریوش محمدپور</a> در وب‌گاه جرس و بعد در <a href="http://blog.quqnous.ir/archives/2011/11/post_2221.shtml">وبلاگ شخصی‌شان</a> منتشر شد. با توجه به اهمیت زیاد موضوع و محتوای این نوشته به خصوص برای فعالان سیاسی و اجتماعی ایرانی خارج از کشور، مطلب ترجمه شده را در این‌جا بازنشر می‌کنم. توضیحات بیشتر به قلم مترجم را در <a href="http://blog.quqnous.ir/archives/2011/11/post_2221.shtml">این‌جا</a> مطالعه کنید.</div>
</blockquote>
<h2 style="text-align:justify;">ستون پنجمِ پسامدرن</h2>
<p style="text-align:justify;"><em>ایرانيانی که از حمله‌ی نظامی عليه کشور خودشان حمايت می‌کنند، بی‌شرم و رياکارند.</em></p>
<p style="text-align:justify;">حميد دباشی</p>
<p style="text-align:justify;">نيويورک – گويا اصطلاح «ستون پنجم» در سال ۱۹۳۶ توسط اميلیو مولا ای ويدال (۱۸۸۷-۱۹۳۷)، که ژنرالی ملی‌گرا در جنگ‌های داخلی اسپانيا (۱۹۳۶-۱۹۳۹) بود،‌ وضع شده است. هنگامی که چهار ستون از لشکريان او به مادريد نزدیک می‌شدند، او گفت که يک «ستون پنجم» در داخل شهر به آن‌ها خواهد پيوست. کتاب «ستون پنجم و چهل و نه داستان اول» (۱۹۳۸) ارنست همينگوی ادای دینی است به ابداع اين اصطلاح.</p>
<p style="text-align:justify;">اين اصطلاح از آن زمان تطور پیدا کرده است و معنای‌ حاميان ستیزه‌جوی دشمنی را یافته است که در حال نزدیک شدن است و آن‌ها، هنگام وارد شدن به مقصدِ هدف، به یاری و همدستی به او می‌پردازند – یا چنان‌که ماده‌ی سوم بخش سه قانون اساسی آمریکا در تعریف «خيانت» آورده است، به آن‌ها «ياری و‌ آسايش» می‌رسانند.</p>
<p style="text-align:justify;">در عصر امپرياليسم جهانی‌شده و اختراع هو‌س‌ناکانه‌ای به نام «مداخله‌ی بشردوستانه»، گويا به مفهوم و معنای تازه‌ای از «ستون پنجم»‌رسيده‌ايم که می‌توان آن را «پسامدرن» ناميد. مسأله‌ای که اين اصطلاح ايجاد می‌کند اين است که مخالفت شرافت‌مندانه با یک رژيم مستبد و ستمگر دقيقاً کجا متوقف می‌شود و همکاری خائنانه با جنگ‌طلبان مهاجم عليه ملتِ خودِ آدمی کجا آغاز می‌شود.</p>
<p style="text-align:justify;">سه حادثه‌ی متوالی و پرغوغا – يعنی حمله‌ی نظامی ناتو به ليبی که منجر به سقوط قذافی شد، جنگ‌طلبی و ستيزه‌جويی تازه‌ی اسراييل در برابر جمهوری اسلامی ایران، و چرخشی که آمريکا و اسراييل به گزارش آژانس بين‌المللی انرژی اتمی درباره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ايران دادند – کنار هم واقع شده‌اند تا اسباب برآمدن اين وضعيت تازه‌ی «ستون پنجم پسامدرن» شوند که اکنون مدام چشمک می‌زند و دلبری می‌کند تا آمريکا و اسراييل را تحريک و تشویق به حمله به ايران کند.</p>
<p style="text-align:justify;">اين طايفه‌ی نوپديد از ستون پنجمی‌های ايرانی خام‌ترين اشارات‌شان را از دو مصاحبه‌ی پی در پی وزیر خارجه‌ی آمريکا، هيلاری کلينتون، با صدای آمريکا و بی‌بی‌سی فارسی در اکتبر ۲۰۱۱ گرفتند که در آن او گفته بود که آمريکا در صورت درخواست جنبش سبز به ياری آن‌ها می‌شتافت. اين ستون پنجمی‌ها که از مداخله‌ی نظامی ناتو در ليبی دهان‌شان آب افتاده بود، از اين ايده به گرمی استقبال کردند و زود دست به کار پروژه‌ی خود شدند.</p>
<p style="text-align:justify;">بعضی از بی‌شرم‌ترين و رياکارترين افراد اين گروه آشکار از آمريکا خواستند که به ايران حمله شود (يکی از آن‌ها ادعا کرده بود که ترافيک ساليانه و حتی آمار سرطان در ایران از قربانيان جنگی بالقوه کمتر خواهد بود و ديگری از حسابداری خلاقانه در شمارش تعداد اندک قربانيان غیرنظامی در ليبی سخن می‌گويد)، و عده‌ای دیگر هم از زبان اختراعی نيواسپيک اُروِلی آن هم از خام‌دستانه‌ترين نوع‌اش استفاده می‌کنند به این اميد که خيانت‌شان را پنهان کنند. برای آن‌ها که آشکارا مانند وضعيت ليبی عليه سرزمين خودشان خواستار حمله‌ی نظامی شده‌اند (بخوانيد «مداخله‌ی بشردوستانه»)، اميدی نيست. درباره‌ی آن‌ها حرفی برای گفتن ندارم چون تاريخ، خودْ داوری خشن و بی‌رحم است. این گروه دوم – يعنی متکلمان به زبان نيواسپیک ارولی – است که، وقتی از «ستون پنجمی‌های پسامدرن» سخن می‌گويم، مد نظر من هستند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>خلط مفاهيم</strong></p>
<p style="text-align:justify;">اين ستون پنجمی‌های پسامدرن برای اين‌که مأموریت‌شان را به انجام برسانند کاری که انجام می‌داده‌اند، شُل کردن پيچ‌های استوار و محکم بعضی از مفاهيم کليدی بوده است و از اعتبار انداختن و غيرقابل اتکاتر کردن آن‌ها. آن‌ها در ذهن مردمی که هدف‌شان قرار می‌گیرند، از طريق هموار کردن راه برای حمله‌ی نظامی عليه ايران، ايجاد سرآسيمگی و آشفتگی می‌کنند و آن را به مثابه‌ی چيزی خوب و رهايی‌بخش معرفی می‌کنند: نه حمله‌ی نظامی، بلکه «مداخله‌ی بشردوستانه». آن‌ها می‌‌گويند که نخست در ليبی و سپس در سوريه و بعد («شايد، نه من دقیقاً اين را نگفتم و اگر گفتم و شرايط‌اش ايجاب کرد، خوب بله، چرا که نه») ايران. شيوه‌ی بيان‌شان البته پيشا-ارولی است و کاملاً از جنس سخنانی است که لرد پولونيوس خطاب به رينالدو می‌گويد و او را راهنمایی می‌کند که چگونه جاسوسی فرزندن خودش لِرتس را بکند بدون اين‌که کارش جاسوسی به نظر برسد: «اکنون بنگر / طعمه‌ی نادرستی تو این ماهی درستی را می‌گيرد: / و ما هم با حکمت و دست‌اندازی چنین می‌کنیم / با چرخ‌های چاه و عيارهای تعصب و جانب‌داری / از طريق نشانی‌های غلطی که نشانی‌ها را پيدا می‌کنند&#8230;»</p>
<p style="text-align:justify;">اگر خامی عبارات‌شان را بر آن‌ها ببخشاييد و سياست و نثر مبتذل‌شان را تحمل کنيد، آن‌چه که می‌گويند و می‌کنند تکرار کابوس ارولی است از سرِ نو: آن‌ها بیانيه‌ای صادر می‌کنند و نام‌اش را «ضد جنگ» می‌نهند، اما در واقع همان بيانيه راه را برای جنگ هموار می‌کند. چنان‌که ارول می‌گوید: «جنگ صلح است، آزادی بردگی، جهالت قدرت» &#8211; و مو به مو عين بينش و بصیرت است با روح پيشگويی ارول!</p>
<p style="text-align:justify;">زبان نيواسپیک ارولی چرخش تازه‌ای به واقعيت در نثر و سياست‌شان می‌دهد. در بيانيه‌ای که علیه جنگ صادر کرده‌اند، در واقع دارند می‌گويند که تهدید جنگ جدی نيست و هر گونه هشداری علیه جنگ خيانت نسبت به اصل آزادی‌خواهی در ایران است. و اين کار را با حق به جانبی انجام می‌دهند. چنان که سايم می‌گويد: «اين ويرانی کلمات، چيز زيبايی است».</p>
<p style="text-align:justify;">لفاظی و سخن‌پردازی آن‌ها، گفتار دوگانه‌شان، و معیارهای دوگانه داشتن‌شان، البته از نگاه خوانندگان دقیق و حساسی که <a href="http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=41730" target="_blank">مو به مو مواضع‌شان را می‌شکافند</a> و ریاکاری‌شان را افشا می‌کنند، دور نمی‌ماند. آن‌ها همان ورد را تکرار می‌کنند که ايران تهديدی علیه صلح جهانی به شمار می‌آيد، که تنها خط دستگاه تبليغاتی اسراييل است، انگار اسراييل خودش تنها سرچشمه‌ی صلح و آرامش اين جهان است. در عين‌حال، بر طبل جنگ عليه ايران می‌کوبند و باز هم بيانيه‌شان را «ضد جنگ» می‌خوانند. زبان نيواسپکي ارولی ديگر این‌جا صرفاً مستهجن نيست، بلکه پريشان‌دماغی است.</p>
<p style="text-align:justify;">يک مثال کلیدی ماجرا اين است که این ستون‌پنجمی‌های پسامدرن با ايده‌ی امپرياليسم به لاس زدن برخاسته‌اند: اصرار آن‌ها اين است که دیگر هيچ امپرياليسمی وجود ندارد. این «گفتمانی کهنه» است (آن‌ها عاشق کاربرد این اصطلاح «گفتمان» شده‌اند چندان‌که از فرط به کار بردن‌اش، ديگر از آن سوء استفاده می‌کنند و آن را نابه‌جا هم به کار می‌برند). امپرياليسم امری بود متعلق به گذشته و تنها چپ‌گرايان عقب‌مانده هم‌چنان بی‌هيچ فايده و خاصیتی به بازتوليد آن می‌پردازند. در همان حال، بعضی از این ستون‌‌پنجمی‌ها خودشان در روزگار جوانی استالينیست‌هايی ستيزه‌جو بودند.</p>
<p style="text-align:justify;">اما حالا که از تهران به تهرانجلس مهاجرت کرده‌اند، امپرياليسم به چشم‌شان قدیمی می‌آيد و از مد افتاده: ارتش آمريکا در افغانستان، عراق، پاکستان، يمن، ليبی، سومالی و سراسر جهان فقط مشغول گذراندن دوره‌ی مرخصی است. آمريکا حدود ۷۰۰ پايگاه نظامی در سراسر جهان دارد، چنان‌که زنده‌ياد چالمرز جانسون با دقت آن را مستند کرده بود، از جمله ۲۳۴ ميدان گلف دارد که در سراسر جهان پخش است و فقط برای اهداف تفریحی از آن‌ها استفاده می‌شود. خيلی ساده، خروار خروار کتاب و مقاله‌ای که جزييات مشخص خطوط امپرياليسم آمريکا را – اخيراً در سه جلدی «Blowback Trilogy» چالمرز جانسون – ناديده می‌گیرند چون «جهالت قدرت است».</p>
<p style="text-align:justify;">از آن سو نکته‌ی ديگری که پيوندی تنگاتنگ با اين نفی و طرد شتاب‌ناکانه‌ی امپرياليسم به مثابه‌ی يک پديده‌ی جهانی دارد، اين است که اين ستون پنجمی‌های پسامدرن اين را نیز می‌گويند که «حاکميت ملی» و «استقلال» ديگر هيچ معنايی ندارند. آن‌ها می‌گويند بيدار شويد و اين گُل‌های پسامدرنِ جهانی‌شده را ببوييد. کشورهايی مثل ایران (يا عراق، افغانستان، ليبی) ديگر ادعايی بر تماميت ارضی خودشان به مثابه‌ی مکانی برای مقاومت بالقوه در برابر سرمايه‌داری شکارگر ندارند. آن‌ها اصرار دارند که ملی‌گرايی قبيله‌گرايی است و اين قبيله‌گرايی از «غرب» هيولايی ساخته است.</p>
<p style="text-align:justify;">ساکنان مفلوک این کشورها با شورش در برابر مستبدان خانگی (بدون اين‌که خودشان بدانند و فقط با کشف اين پسامدرن‌های تهرانجلسی) هر گونه ادعايی را نسبت به حاکميت بر سرزمين خودشان را هم از دست داده‌اند. آن‌ها در کنار بورگوندی در برابر اين کوردليای‌های ملت‌های بيچاره می‌گويند که «پس ببخشید، شما پدرتان را از دست داده‌ايد و حالا بايد شوهرتان را هم از دست بدهيد». اگر دموکراسی را به آن شکلی که موقوفه‌ی ملی دموکراسی آمريکا (NED) تصويب کرده‌اند، نداشته باشند، هيچ ادعايی نسبت به حاکميت ملی هم نخواهند داشت.</p>
<p style="text-align:justify;">بعضی از «استعمارگری» لولوخورخوره‌ای می‌سازند و اين کلمه‌ای است که اين استادان دانشگاهی ايرانی خارج‌نشين که در خودروهای اس‌-یو-وی‌شان از يک کالج دانشگاه در کاليفرنيا به کالجی دیگر می‌روند، هميشه دوست دارند داخل گیومه به کارش ببرند. پس نه، استعمارگری هم دیگر وجود ندارد. فلسطینی‌ها با مداخله‌ی بشردوستانه‌ی صهيونيست‌ها در اتاق خواب‌شان ذوق می‌کنند. نه آقا، از فانون تا سعيد و اسپيواک، از خوزه مارتی تا و. اي. ب. دوبوآ تا مالکوم اکس، از مهاتما گاندی تا اِمه سزر و لئوپولد سدار سنگور: همه‌ی اين‌ها لولوخورخوره‌هایی بودند که تو دل مردم را خالی می‌کردند. «جهالت قدرت است»؟ نه آقا، جهالت نعمت است.</p>
<p style="text-align:justify;">هيچ استعمار و امپريالیسمی و هيچ حاکميت ملی‌ای وجود ندارد – اين‌ها همه تخيل‌هايی است که «چپی‌های قديمی» جعل کرده‌اند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>هورا برای مداخله‌ی بشردوستانه</strong></p>
<p style="text-align:justify;">اين ستون پنجمی‌های پسامدرن برای این‌که تاجی از اين جواهرات کمیاب بسازند، ايده‌ی «مداخله‌ی بشردوستانه» را ارج می‌نهند. نه، آن‌ها اصرار دارند که اين حمله‌ی نظامی نيست و امپرياليسم هم نيست. اين «مداخله‌ی بشردوستانه» است – همان‌طور که آمریکا و ناتو می‌گويند، که این آدم‌های خوب خط مشی‌شان را از آن می‌گيرند. ارتباط ميان دانش و قدرت هیچ وقت اين‌قدر به ضرب اسلحه نبوده است.</p>
<p style="text-align:justify;">نه این‌که اين جماعت اصلاً اهميت بدهند به اين‌که جز بيانيه‌های خودشان هم چيز دیگری بخوانند – اما در عین حال: در کتاب «<a href="http://www.amazon.co.uk/Reading-Humanitarian-Intervention-International-Comparative/dp/0521047668" target="_blank">خواندن مداخله‌ی بشردوستانه: حقوق بشر و استفاده از زور در قانون بین‌المللی</a>» (۲۰۰۷)، اَن اُرفورد به دهه‌ی ۱۹۹۰ باز می‌گردد که تقریباً دو دهه قبل از خیزش‌های ليبی است و «مداخله‌ی بشردوستانه» برای اولین بار به مثابه‌ی حرکتی ورای امپرياليسم و حاکميت ملی مطرح شد. اَن اُرفورد با تفصیلی شيوا نشان می‌دهد که اين «مداخله‌ی بشردوستانه» در واقع چگونه خدعه‌ای و پوششی برای يک طرح امپرياليستی بسيار کهنه در کسوتی تازه بود. اُرفورد با به کار بستن نظريه‌های فمينيستی، پسااستعماری، حقوقی و تحليل روانی، تصور کاذب «مداخله‌ی بشردوستانه» را بر مبنای حقوقی و سياسی زیر سؤال برد.</p>
<p style="text-align:justify;">محمود ممدانی هم در «<a href="http://www.amazon.co.uk/Saviors-Survivors-Darfur-Politics-Terror/dp/1844673413/ref=sr_1_1?s=books&amp;ie=UTF8&amp;qid=1322475573&amp;sr=1-1" target="_blank">منجيان و بازماندگان: دارفور، سياست و جنگ علیه ترور</a>» (۲۰۰۹) بحران دارفور را به بستر تاريخ سودان بازگردانيد که تنش و درگيری در واقع به صورت جنگی داخلی (۱۹۸۷-۱۹۸۹) ميان قبایل صحرانشين و روستايي آغاز شد و جرقه‌اش را خشکسالی شديدی زد که به گسترش صحرای خشک منطقه انجاميد. ممدانی این درگیری را به جايی بر می‌گرداند که مقامات استعماری بريتانيایی دارفور را به طور مصنوعی قبيله‌ای کردند و جمعيت‌اش را به قبايل «بومی» و «مهاجر» تقسيم کردند – که بسيار شبيه الگويی است که نیکولاس دِرْکْسْ در «<a href="http://www.amazon.co.uk/Castes-Mind-Colonialism-Making-Modern/dp/0691088950/ref=sr_1_1?s=books&amp;ie=UTF8&amp;qid=1322475672&amp;sr=1-1" target="_blank">کاست‌های ذهنی</a>»‌اش نشان می‌دهد که بريتانيايی‌ها نظام کاستی را در راستای منافع استعماری خودشان از نو آفريدند.</p>
<p style="text-align:justify;">مداخله‌ی احزاب مخالف سودانی سلسله‌جنبان دو جنبش شورشی شد که منجر به قيام و ضد-قيامی بی‌رحمانه شد. جنگ سرد باعث وخيم‌تر شدن جنگ داخلی در کشور همسايه‌شان، چاد، شد و باعث رويارويی ميان قذافی و اتحاد شوروری از يک سو و دولت ريگان در کنار فرانسه و اسراييل از سوی ديگر شد که وارد دارفور شدند و با خشونت بسيار باعث وخيم‌تر شدن درگیری شدند.</p>
<p style="text-align:justify;">ممدانی نشان می‌دهد که تا سال ۲۰۰۳، نيروهای ملی، منطقه‌ای و جهانی در اين جنگ درگیر بودند از جمله آمريکا و اروپا که اکنون درگيری را به عنوان بخشی از «جنگ عليه ترور»‌می‌دید و خواستار حمله‌ی نظامی در پوشش «مداخله‌ی بشردوستانه» بود. همه‌ی اين واقعيت‌های تاریخی داخل ميدان جنگ يکسره تحت عنوان فوريت پرهياهوی «مداخله‌ی بشردوستانه» تطهير شدند. فيلم «سگ را تکان بده» (Wag the dog) استنلی ماتسس/داستين هافمن (۱۹۹۷) اين سناريو را بهتر از اين نمی‌توانست با اين همه ولخرجی توليد کند.</p>
<p style="text-align:justify;">حتی اوباما وقتی که به دفاع از حمله‌ی نظامی عليه ليبی بر می‌خاست، وقتی که بحرين و يمن (به عنوان نمونه‌هايی درخشان) با صدای بلند خواستار مقايسه می‌شدند، متوجه رياکاری مندرج در قلب اين عمليات بود. آقای اوباما می‌خواست اين گيلاس چيدن را بر حسب تلاقی «ارزش‌ها»ی آمريکايی با «منافع» آمريکايی توضيح دهد. اما اين «مداخله‌جویانی بشردوستانه»‌ی ايرانی از رييس جمهور آمریکا هم کُندذهن‌ترند که هيچ تعارض و تناقض درونی در رياکاری‌شان نمی‌بينند.</p>
<p style="text-align:justify;">اگر اين روزها سوار اتوبوس‌های نیويورک شويد، شايد از پنجره‌ی اتوبوس‌تان متوجه شويد که اخيراً روی تاکسی‌های نیويورک تبليغ‌هايی ديده می‌شود که می‌گويد «عروسک‌های نيويورکی» در «کلوب‌های مردان» موجودند. چیزی در فضا می‌چرخد: چرا وقتی می‌شود فاحشه‌خانه‌ها را «کلوب مردان» بنامند، آن‌ها را روسپی‌خانه صدا بزنند؟ روسپی‌خانه و امپرياليسم در واقع «گفتمان‌ها»یی بسیار قديمی و مبتذل هستند &#8211; «کلوب مردان» و «مداخله‌ی بشردوستانه» بسيار ملايم‌تر و مهربانانه‌تر از نيواسپيک‌ها هستند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>از ايران تا جمهوری اسلامی</strong></p>
<p style="text-align:justify;">يکی ديگر از ترفندهای ستون پنجمی‌ها اين است که مخالفان‌شان را با زدن انگ عامل جمهوری اسلامی بودن به آن‌ها خاموش کنند – که شايد فکر کنيد ترفند چندان خلاقانه‌ای نيست، اما با اين وجود گويا در حلقه‌ی پر ازدحام جامعه‌های تبعيدی سخت مؤثر می‌افتد. اگر جسارت کنيد و لب تر کرده و چيزی عليه بيهودگی‌ها و ترهاتی که می‌بافند بگوييد، ناگزير بايد عامل جمهوری اسلامی باشيد.</p>
<p style="text-align:justify;">این‌که کسانی که به ترهات آن‌ها اعتراض می‌کنند به دفعات در زندان و سياهچال‌های جمهوری اسلامی افتاده‌اند، و تا آستانه‌ی مرگ رفته‌اند و از دل اعتصاب غذای‌شان به زندگی برگشته‌اند، عليه رهبر یا مقامات جمهوری اسلامی در زندان اوین مطلب نوشته‌اند و اين‌که مردمانی در ميان مخالفان این جنگ‌طلبی‌ها هستند که به دشواری از جوخه‌های اعدام جمهوری اسلامی جان به در برده‌اند و کسانی که والدين‌شان به دست عاملان جمهوری اسلامی قصابی شده‌اند با آن‌ها مخالف‌اند، هيچ تفاوتی در وضع اين راکبانِ جسوری که در ميدان دوپونت و بزرگراه‌های لس آنجلس می‌تازند، ايجاد نمی‌کند.</p>
<p style="text-align:justify;">اکبر گنجی اخيراً در مصاحبه‌ای گفته است: «بعضی از اين افراد حتی در عمرشان يک سيلی هم نخورده‌اند». اکبر گنجی شايد برجسته‌ترين فعلل خقوق بشری باشد که <a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2011/11/131255.php" target="_blank">مخالف جنگ عليه ایران</a> است. هم‌او می‌گويد که: «و درست همين آدم‌ها به کسی مثل من می‌گويند عامل جمهوری اسلامی».</p>
<p style="text-align:justify;">اکبر گنجی بعد از شيفتگی دوران جوانی‌اش به انقلابيون مسلمان در اواخر دهه‌ی ۷۰ میلادی، تبديل به روزنامه‌نگاری شجاع و محقق و فعالی حقوق بشری در ميان نسل خود شد که فجايع جنايت‌آميز جمهوری اسلامی را افشا کرد و به خاطر آن دو بار به مدت شش سال به محبس حکومت دينی افتاد و بعد از اعتصاب غذايی طولانی تا آستانه‌ی مرگ رفت که خودش و خانواده‌اش هنوز هزينه‌ی گزاف آن را دارند می‌پردازند.</p>
<p style="text-align:justify;">هر آن‌چه که اين مدافعان جنگ (ببخشيد – مدافعان «مداخله‌ی بشردوستانه») در مشروعیت نمادين‌شان کم داشتند، <a href="http://online.wsj.com/article/SB10001424052970203503204577038211768769308.html" target="_blank">وال استريت ژورنال</a> با خرسندی برای‌شان به سرعت توليد کرد و صداهای مخالف در داخل ايران را با انگشت نشان‌شان داد – و این ترفند چندان هم مؤثر واقع نشد چون اکبر گنجی سطر به سطر مواضع خاص صداهای مخالف داخل ايران (که بعضی‌شان هم‌اکنون محبوس زندان بدنام اوین‌اند) برای‌شان گوشزد کرد که مخالف مداخله‌ی نظامی‌اند. حتی قبل از اکبر گنجی، رييس جمهور سابق ايران، محمد خاتمی هم به طور مشخص گفته بود که اگر حمله‌ای نظامی رخ بدهد، اصلاح‌طلبان و غير اصلاح‌طلبان در برابر هر صدمه‌ای که به ایران بخورد متحد خواهند شد – و اين نکته‌ای است که حتی <a href="http://www.haaretz.com/news/diplomacy-defense/iran-opposition-will-unite-with-government-should-israel-attack-1.395529" target="_blank">هاآرتص</a> پيش روی خوانندگان اسرايیلی‌اش نهاده بود ولی همين نکته از چشم جنگ‌طلبان دور مانده بود.</p>
<p style="text-align:justify;">تفاوتی شگرف و انکارناپذیر ميان مخالف بودن با فجايع جنايت‌آمیز جمهوری اسلامی و ستون پنجم توطئه‌ی آمريکا/اسرايیل علیه ایران شدن وجود دارد. ستون پنجمی‌های پسامدرن اين دو را با هم خلط کرده‌اند و از منزلت و شرافت يکی به خیانت‌ ديگری فرو غلتيده‌اند.</p>
<p style="text-align:justify;">سرکوب‌های گسترده‌ی مخالفان، سلطانيسمی تهاجمی و بسياری دلايل ديگر نشان می‌دهند که این رژيم کريه به سوی زباله‌دان تاريخ می‌رود. و در عین حال، با نخستين بمبی که در ايران فرود بيايد، تمام این ملت زير آن بمب‌ها متحد خواهند شد، دقیقاً در همان اوقاتی که اين ستون پنجمی‌های پسامدرن واشينگتنی و لس آنجلسی سوار اس‌-یو‌-وی‌های‌شان می‌شوند و به نزدیک‌ترين بزرگراه‌ها در جست‌وجوی پناهگاهی می‌گریزند. چه کسی الآن کنعان مکیه، احمد چلبی و فؤاد عجمی را به خاطر دارد؟ نام‌های نانجیبِ آن‌ها که تحریک‌گر خشونت علیه عراق بود، اکنون پيداست و به حق روشن است که چرا از ياد رفته‌اند.</p>
<p style="text-align:justify;">شايد <a href="http://www.iran-tribune.com/2009-02-16-23-03-32/2009-03-21-23-49-15/15189-2011-11-05-01-05-44" target="_blank">پرتوان‌ترین پاسخ</a> به این «مداخله‌‌جويان بشردوستانه» از یکی از چهره‌های شجاع مخالف به نام عابد توانچه صادر شده است که ديری نشده است که از زندان‌های جمهوری اسلامی بیرون آمده است. او در مصاحبه‌ای در شهر اراک ايران، بعد از اين‌که خوانده بود که جنگ‌طلبان ايرانی مستقر در واشينگتن از حوادث ليبی به ذوق آمده‌اند، نوشت که:</p>
<p style="text-align:justify;">«من می خواهم زندگی کنم و اگر هم قرار باشد برای چیزی بمیرم، هوشمندانه و از روی اراده ی مختار برای آرمانهایم بمیرم و تاکید می کنم که فقط برای جان خودم تعیین تکلیف می کنم نه برای مرگ ۲۵ نفر به ازای هر ۱۰۰۰ نفر ایرانی [تخمينی از اين‌که در صورت وقوع حمله‌ی نظامی چند نفر کشته خواهند شد]. من می خواهم بدانم برای چه و برای که می میرم. نه آمریکا، نه ناتو، نه هر ائتلافی دیگری با هر تعداد پرچم و با مجوز هیچ نهادی، حق اعمال زورکی «دخالت بشر دوستانه» به من به عنوان یک ایرانی ساکن ایران را ندارد. بمب ها را می خواهد لیزر هدایت کند می خواهد خود خدا هدایت کند، من ریسک ۲۵ در هزار را برای مردن قبول نمی کنم و شماهم [خطاب به مداخله‌جويانی ستيزه‌جوی نظامی که از موقوفه‌ی ملی دموکراسی سخن می‌گويند] شما هم لطفا تا وقتی که ریسک مردنتان در حمله ی نظامی آمریکابه ایران _ به دلیل اینکه در واشنگتن هستید و از هر طرف با ایران یک اقیانوس و یکی-دو تا قاره فاصله دارید _ دقیقا برابر صفر است راجع به مرگ بنده و امثال بنده که ساکن ایران هستیم  اظهار نظر نفرمائید و هیزم زیر آتش «حمله ی خارجی» نریزید.»</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>پوست انداختن</strong></p>
<p style="text-align:justify;">سر برآوردن ستون پنجمی‌های پسامدرن در واقع تحول مثبتی برای آينده‌ی دموکراسی در ايران است – چون در واقع همه‌ی توهمات يکپارچگی دروغين ميان معترضان در داخل و خارج ایران رنگ می‌بازد و شکاف‌های روشن‌تری پديدار می‌شوند. چهره‌های برجسته‌ای که نام‌شان با مؤسسه‌ی واشنگتن برای سياست خاور دور، مؤسسه‌ی بوش، و موقوفه‌ی ملی دموکراسی، گره خورده است اکنون پرچم‌داران ائتلافی استوار با نيروهای صهيونيست-نئوکان داخل ايالات متحده هستند حتی تا مرز تحریک آن‌ها به حمله به ايران می‌روند تا ايران را برای‌شان آزاد کنند.</p>
<p style="text-align:justify;">ما بنيادی مستحکم داریم (جسارت اين رؤيا را دارم) برای پديد آمدن يک چپ جديد از خاکسترهای جنبش اصلاحی دهه‌ی ۱۹۹۰، که بعضی نيروهای پيشرو از دل آن رسته‌اند. بقیه‌ی آن‌ها یا به عرفان‌شان برگشته‌اند يا به ستون پنجمی‌ها پيوسته‌اند يا همه‌ی اعتراض‌های‌شان را وانهاده‌اند و به صف چپِ نوپديد پيوسته‌اند. این شکاف‌ها صداهای معترض را ضعیف نخواهد کرد. اين رخداد در واقع باعث تقويت آينده‌ی دموکراتيک جمهوری‌ای خواهد شد که خواهی-نخواهی جانشين اين حاکميت دينی متجاوز خواهد شد.</p>
<p style="text-align:justify;">فرهنگ سياسی ايران در حال پوست انداختن است.</p>
<p style="text-align:justify;">تنها توصيه‌ی من به اعضای فعال بريگاد ستون پنجم اين است که نگاهی به سرنوشت کنعان مکیه (مشهور به سمیر الخليل) بيندازند که به همان اندازه، اگر نگويیم بيشتر، اصرار به تشویق آمریکا به حمله به عراق برای آزادسازی آن کشور داشت. پنج سال بعد، در سال ۲۰۰۷، وطن او ویرانه بود و صدها هزار نفر از هم‌وطنان عراقی‌اش نابود شده بودند، کنعان مکیه در رنج و تعب بود و هنگامی که <a href="http://www.nytimes.com/2007/10/07/magazine/07MAKIYA-t.html?pagewanted=all" target="_blank">نيویورک تايمز</a> از او خواست درباره‌ی نقش‌اش در حمله‌ی به عراق به رهبری آمريکا سخن بگويد، از اشتباهات هول‌ناک خود سخن گفت: تايمز گزارش می‌کند که: «مکیه، در روزهای پيش از جنگ عراق، بيش از هر چهره‌ی ديگری از حمله دفاع کرد چون این کارِ درستی بود – که رژيمی اهريمنی را نابود کنند و ملتی را از کابوس وحشت و رنج برهانند.»</p>
<p style="text-align:justify;">حتی در همان سال ۲۰۰۷، وقتی که مقياس عظيم کشتار و خون‌ریزی‌های عراق هنوز آشکار نشده بود، نيويورک تايمز نتيجه گرفته بود که: «البته، حالا اين رؤیاها به باد رفته‌اند، و بر روی موجی از خون نابود شده‌اند. مصيبت عراق تصور تغيیری دموکراتيک در خاورميانه را از بنياد تضعیف کرده است. اين ماجرا، اين تصور را که قدرت نظامی آمريکا می‌تواند به اهداف و مقاصدی بشردوستانه برسد، به کلی مخدوش کرده است. و باعث شده است که مکيه و کسان ديگری چون او که توجيه‌گر حمله بودند خيره‌سر و ساده‌لوح به نظر برسند.» البته عده‌ای ديگر ممکن است اوصافی دقيق‌تر از «خیره‌سر و ساده‌لوح» را به کار ببرند. برای نسخه‌ی ايرانی کنعان مکيه، من سخاوت‌مندانه، در حال حاضر، عنوان «ستون پنجمی‌های پسامدرن» را به کار برده‌ام.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>بدرود</strong></p>
<p style="text-align:justify;">با تمام اين اوصاف، منصفانه و دقیق نيست که همه‌ی کسانی را که پای «مداخله‌ی بشردوستانه»‌ را امضاء می‌کنند، جنگ‌طلبانی سنگ‌دل بناميم که هيچ دل‌شان برای وطن‌شان نمی‌تپد. بيش از سه دهه ارعاب و حکومت دينی جنايت‌آميز بدون کمترين شرافت انسانی باعث شده است که بسياری از ايرانی‌ها به راه‌هايی از سر استيصال بيندیشند. هزاران ايرانی سنگ‌دلانه در سياه‌چال‌های جمهوری اسلامی به قتل رسيده‌اند، صدها هزار نفر در جنگی طولانی و بی‌ثمر از ميان رفته‌اند، ميلیون‌ها نفر ناگزير به ترک وطن‌شان و به جان خریدن ذلت تبعيد شده‌اند و کل يک ملت به استخفاف تسليم در برابر استبدادی خبیث، پوسيده و فروتر از شأن انسانی کشانده شده است.</p>
<p style="text-align:justify;">دو سال پيش،‌ توده‌های عظيمی از ايرانيان به خيابان‌ها ريختند تا آزادی‌های مدنی‌شان را مطالبه کنند – و با روگردانی خبيثانه و وقيحانه‌ای از شرافت انسانی مواجه شدند. ميليون‌ها ایرانی در سراسر جهان، که به هويت خويش مفتخر هستند، می‌خواهند به وطن‌شان برگردند و در کنار خانواده‌های‌شان در ایران باشند و آينده‌ای بهتر را برای فرزندان‌شان بسازند – ولی طاعونی به نام «جمهوری اسلامی» مثل بختکی بر سر اين ملت سايه انداخته است.</p>
<p style="text-align:justify;">اما دقیقاً به همین دليل است که شتابيدن به سوی گزينه‌ای نظامی – تحت عنوان «مداخله‌ی بشردوستانه»، که ایرانيان در تبعيد مطلقاً‌ هيچ کنترلی روی آن ندارند، پاسخ مسأله نيست چون، از هر جهتی که تصور کنيد، پيامدهايی مصيبت‌بار دارد. ليبی ليبی است و ايران، ایران – اين دو کشور تا امروز برای آزادی‌شان کوشش کرده‌اند و خواهند کرد آن هم بر مبناهایی که هم میان هر دو مشترک است و هم برآمده از تاريخ‌های متفاوت خودشان است. هیچ کشوری الگويی برای کشوری ديگر نيست.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>اما اگر جنگ پاسخ اين مسأله نيست، پس چه راهی باید جست؟</strong></p>
<p style="text-align:justify;">پاسخ در جعبه‌ی چوبین عطاری نیست. پاسخ در روحیه‌ی نوپديد آزادی‌خواهی نهفته است که اکنون از يک کرانه‌ی جهان به کرانه‌ی ديگر رسیده است و دیر يا زود باز هم به ایران باز خواهد گشت.</p>
<p style="text-align:justify;">در قيام‌های اجتماعی و انقلابی، کنش‌گران تجمل و تنعم انتخاب الگو را ندارند تا مثلاً الگوی لیبی را در برابر الگوی تونس اختيار کنند. منطق جنبش‌های اجتماعی در متن ريشه‌های تاريخی آن‌ها تنيده شده است. یک نفر کارمند موقوفه‌ی ملی دموکراسی يا مؤسسه‌ی واشنگتن یا موسسه‌ی بوش يا استادی گمنام در کالجی در کاليفرنيا در مقام و موقعیتی نیست که آن الگوی خيزش دموکراتيک را از آن سوی کره‌ی زمین برای آن‌ها انتخاب و اختیار کند. حتی افرادی که بيشترین قرابت را با خیزش‌های اجتماعی دارند و رنج زندان‌های جمهوری اسلامی را کشيده‌اند – و حتی کروبی و موسوی که رأی میليون‌ها ايرانی به نام‌شان ثبت شده است – نمی‌توانند تصمیم بگيرند و تعيين کنند که خيزش دموکراتيک ایران به چه جهتی بايد برود.</p>
<p style="text-align:justify;">آن خيزش دموکراتیک – آن خيزش ریشه‌دار، واقعی، پايدار و مصمم به پیروزی – راه خودش را خواهد يافت. وظيفه‌ی ما تحمیل روش به آن نيست، بلکه کشف و برانگيختن منطق درونی آن است. شرمندگی (و در واقع شرمساری) هميشگی با کسانی خواهد ماند که به این منطق گوش نمی‌دهند و آن را نمی‌آموزند و می‌خواهند تمايلات و مطلوبات خودشان را، هر اندازه که شريف يا خيانت‌آمیز باشند، به آن‌ها تحمیل کنند.</p>
<p style="text-align:justify;">نه جمهوری اسلامی و نه هيچ دولت استبدادی – يا حتی دموکراتيک – ديگری حق توليد سلاح‌های کشتار جمعی را ندارد که به خاطرشان دنیای شکننده‌ی ما در ترس و لرز به سر می‌برد. اما ترکيب و صحنه‌آرايی فعلی قدرت منطقه‌ای و جهانی از هيچ اتوریته‌ی اخلاقی‌ای برخوردار نيست که به جمهوری اسلامی بگوید سلاح هسته‌ای نسازد. جمهوری اسلامی نهايتاً به نحوی به توانايی هسته‌ای تسلیحاتی خواهد رسيد – و دولت پادگانی و آپارتاید اسرايیلی که خودش روی صدها بمب هسته‌ای نشسته و حتی از امضای معاهده‌ی عدم تکثير سلاح‌های هسته‌ای هم امتناع می‌کند، هيچ کاری برای جلوگيری از آن نمی‌تواند بکند. هر کاری که اسرايیل و متحدان آمريکايی و اروپایی‌اش بکنند، در واقع باعث سرعت بخشيدن به اين امر محتوم خواهد شد. اگر جمهوری اسلامی را به حال خود رها کنند، به این توانايی نزديک‌تر خواهد شد. اگر به آن حمله کنند – و نشانه‌هایی هست که در نبرد فيزيکی و سايبری این اتفاق هم‌اکنون آغاز شده است – ايران اين پروژه را بيشتر پيش خواهد برد.</p>
<p style="text-align:justify;">اين پارادوکس تنها زمانی حل خواهد شد که رياکاری عظیم اسراييل و آمريکا که انگشت اتهام را به سوی جمهوری اسلامی به خاطر برنامه‌ی هسته‌ای‌اش می‌گيرند، حل شود. جمهوری اسلامی و دولت يهودی اکنون درست مانند دو گاوچران اوباش به هم زُل زده‌اند – و سرنوشت يکی بسته به سرنوشت ديگری است. وزير دفاع اسراييل، ايهود باراک، اسراييلی را تصور می‌کند که «ويلایی در جنگل» باشد (مضامين نژادپرستانه‌ی تشبیه محبوب او ديوانه‌کننده است). اما از منظر بوميانِ آن «جنگل»، هم دولت يهودی و هم جمهوری اسلامی دو پادگانی به نظر می‌رسند که محکوم به منحل و مضمحل کردن يکديگرند – برای هميشه و به سود ايرانی‌ها و اسراييلی‌ها، فلسطينی‌ها و عرب‌ها، مسلمان‌ها و کل بشريت.</p>
<p style="text-align:justify;">چه اين پارادکس حل شود و چه نشود، نه دولت یهودی، نه جمهوری اسلامی و نه در واقع امپراتوری مسيحی‌ای که بر هر دوی آن‌ها نظارت دارد، نخواهد توانست از نيروی تاريخ که در راه آن‌هاست جان به در ببرد. ممکن است اسم اين را انتفاضه در فلسطين بگذاريم، انقلاب خیمه‌ای در اسراييل، جنبش سبز در ايران، بهار عرب در جهان عرب، اينديگنادوها در اروپا، يا اشغال وال استريت در آمريکا و سراسر جهان، اما همه‌ی پارادکس‌ها و رياکاری‌ها دير يا زود در برابر اين نيرو فرو خواهند پاشيد.</p>
<p style="text-align:justify;">زيست‌بوم طبیعی مردم عادی که در برابر همه‌ی انواع بی‌عدالتی و استبداد قيام می‌کنند، موضعی اخلاقی است نه نظامی. کسانی که جنگ را با ارایه‌ی توجيه سياسی برای آن تشویق می‌کنند، این موضع اخلاقی را از بن ترک گفته‌اند. آن‌ها به ياری و کمک اعمال خشونت‌آميز رفته‌اند که آماج اين اعمال زندگی توده‌های ميلیونی بی‌گناهان و انسان‌های بی‌دفاعی است که آن‌ها خود هيچ کنترلی بر آن ندارند و در برابرش هيچ حفاظی ندارند – و در عین حال، همین افراد بايد ورای اين اعمال، جهانی بهتر و عادلانه‌تر را تصور کرده و به آن برسند.</p>
<div>
<hr />
<p style="text-align:justify;">با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
</div>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>ایران</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>از زبان دیگران</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa/'>جنگ و خشونت</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6320/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6320/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6320/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6320/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6320/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6320/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6320/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6320/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6320/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6320/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6320/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6320/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6320/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6320/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6320&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/11/29/%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%90-%d9%be%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>حمایت بی‌قید و شرط از حکومت ایران و یا نگاه براندازانه؟</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/11/12/support-or-overthrow/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/11/12/support-or-overthrow/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Nov 2011 10:42:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[فلسفه و منطق]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه‌ی سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[منفعل]]></category>
		<category><![CDATA[منتقد]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[نگاه سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[کنش]]></category>
		<category><![CDATA[کنش سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[انفعال]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان]]></category>
		<category><![CDATA[بی‌تفاوتی]]></category>
		<category><![CDATA[براندازی]]></category>
		<category><![CDATA[حمایت]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت]]></category>
		<category><![CDATA[حامی]]></category>
		<category><![CDATA[رادیکایزه]]></category>
		<category><![CDATA[شرایط]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6308</guid>
		<description><![CDATA[من در زمینه اوضاع سیاسی ایران یک مشکل بزرگ دارم که شاید مشکل شما هم باشد. با شما مطرح می‌کنم هم به صورت متن و هم به صورت خلاصه شده در یک نمودار که پایین هست (نسخه پی دی اف آن هم برای مشاهده با وضوح بیشتر قابل دریافت است). هر ساخت سیاسی آدم‌های جامعه‌ [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6308&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">من در زمینه اوضاع سیاسی ایران یک مشکل بزرگ دارم که شاید مشکل شما هم باشد. با شما مطرح می‌کنم هم به صورت متن و هم به صورت خلاصه شده در یک نمودار که پایین هست (نسخه پی دی اف آن هم برای مشاهده با وضوح بیشتر قابل دریافت است).</p>
<p style="text-align:justify;">هر ساخت سیاسی آدم‌های جامعه‌ را به چند دسته تقسیم می‌کند. عده‌ای کاملا با آن موافق هستند و در واقع حامیان آن تلقی می‌شوند؛ عده‌ای کاملا با آن مخالف هستند و می‌خواهند سر به تنش نباشد (اگر موقعیت دست دهد) و در نتیجه خواستار براندازی ساخت سیاسی هستند؛ عده‌ای منفعل یا بی‌تفاوت هستند و هر اتفاقی که بیفتد چندان برایشان مهم نیست؛ اما عده‌ای هم هستند که در عین این‌که با ساخت سیاسی موافق هستند و کلیت آن را قبول دارند (خواستار براندازی‌اش نیستند) اما به صورت جدی با آن مشکل دارند و منتقد آن هستند. این عده نسبت به وضعیت بی‌تفاوت نیستند، برانداز نیستند، حامی و سرسپرده‌ حکومت هم نیستند یعنی در عین حالی که می‌خواهند باشد و به صورت کلی حامی‌اش هستند اما در بسیاری از موارد منتقد جدی آن هم هستند. به افراد این دسته «حامی منتقد» می‌گوییم که نوعی کنش‌گر سیاسی است که در حوزه مشترک «حمایت و مخالفت» همزمان قرار گرفته‌ است.</p>
<p style="text-align:justify;">خوب. ظاهرا مشکلی نیست و تکلیف این جناب «حامی منتقد» روشن است. اما اجازه دهید بیشتر توضیح دهم. این شرح شرایط عادی بود. یعنی در یک وضعیت عادی او می‌تواند چنین موضعی داشته باشد. یعنی در سپهر فعالیت یا انفعال سیاسی جایی برای او وجود دارد که در آن بتواند اندیشه‌های «حامی منتقد ساخت سیاسی‌‌اش» را فکر کند، بنویسد و به صورت کلی فعل (practice) کند.</p>
<p style="text-align:justify;">مشکل از جایی شروع می‌شود که وضعیت از حالت عادی خارج شود و به حالت رادیکال درآید. در چنین وضعیتی آن سه دسته که گفتم کاملا از هم دور می‌شوند و آن حوزه مشترک «حمایت و مخالفت» کم کم کوچک و کوچک‌تر می‌شود تا این‌که روزی سطح آن به حداقل می‌رسد. در چنین شرایطی او یعنی کنش‌گر دیروز ما که «حامی منتقد بود» احساس می‌کند که جایش در حال تنگ شدن است و اگر روند فعلی همین‌طور ادامه یابد ممکن است به زودی هیچ جایی برای فعالیت در حوزه «حمایت و نقد» برایش باقی نماند. در این صورت او نگران می‌شود و این سوال برایش پیش می‌آید که در چنین شرایطی تکلیف او چه خواهد بود؟</p>
<p style="text-align:justify;">برای درک بهتر موضوع لطفا به نمودار زیر توجه کنید (روی عکس کلیک کنید تا واضح تر دیده شود. یا این‌که نسخه <a href="http://bamdadi.files.wordpress.com/2011/11/bamdadi-what-shall-i-do.pdf">پی‌دی‌اف </a>آن را دریافت کنید).</p>
<p style="text-align:justify;"><a href="http://bamdadi.files.wordpress.com/2011/11/what-shall-i-do.png"><img class="alignnone size-full wp-image-6309" title="what-shall-i-do" src="http://bamdadi.files.wordpress.com/2011/11/what-shall-i-do.png?w=640" alt=""   /></a></p>
<p style="text-align:justify;">در سمت چپ که وضعیت عادی را نشان می‌دهد برای یک شهروند ایرانی این امکان وجود دارد که به حامی و سرسپرده حکومت تبدیل شود (۱)، به ضدیت و نگاه براندازانه روی آورد (۲)، منفعل و بی‌تفاوت شود (۳) و یا این‌که به «حامی منتقد» تبدیل شود. وقتی شرایط رادیکالیزه می‌شود (نمودار دست راست) آن سه دسته دیگر چندان مشکلی در تصمیم‌گیری ندارند. حامیان حکومت کماکان می‌توانند حامی حکومت باقی بمانند (۱)، براندازان می‌توانند براندازانه فکر و عمل کنند (۲) و منفعلان هم که کماکان منفعل و بی‌تفاوت می‌مانند (۳). اما فضای حوزه «حامیان منتقد» تنگ‌تر می‌شود و افراد بیشتری که تا دیروز متعلق به این حوزه بودند باید تصمیم خودشان را بگیرند و حوزه جدید کنش‌گری خودشان را انتخاب کنند. یا باید بی‌خیال شوند و به انفعال روی آورند (که برای یک دلسوز ایران کار بسیار دردناکی است) یا باید به ضدیت و رویکرد براندازانه روی آورند ( که با توجه به وضعیت خطرناک فعلی که ممکن است عواقب آن به ضرر میلیون‌ها فرد ایرانی تمام شود تصمیم بسیار دردناکی است) و یا این‌که به حمایت و طرفداری بدون قید و شرط ساخت سیاسی بپردازند (که با توجه به عملکرد اقتدارگرایانه و بسیار تنگ‌نظرانه آن در حوزه‌های مختلف تصمیم دردناکی است).</p>
<p style="text-align:justify;">ناگهان کنش‌گر سیاسی صادق و با حسن نظر ما که تا دیروز فضایی داشت که می‌توانست در آن با در نظر گرفتن مصالح عمومی و عام کشور و حفظ کیان و امنیت آن به نقد حکومت بپردازد، با شرایطی مواجه شده است که هیچ تصمیم درستی برایش باقی نمانده. در واقع امروز او هر تصمیمی که بگیرد اشتباه است و برایش دردناک خواهد بود. او در یک وضعیت «باخت قطعی» (با توجه به باورها و اعتقاداتش) گرفتار شده و نگران است که در نبود فضا برای فعالیت «حامیان منتقد» روز به روز فضا رادیکالیزه‌تر شود. او نگران است که این پارادوکس حل نخواهد شد مگر با یک تراژدی ملی و یا یک معجزه.</p>
<hr />
<p style="text-align:justify;">با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82/'>فلسفه و منطق</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c/'>فلسفه‌ی سیاسی</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6308/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6308/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6308/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6308/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6308/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6308/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6308/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6308/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6308/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6308/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6308/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6308/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6308/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6308/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6308&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/11/12/support-or-overthrow/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>64</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://bamdadi.files.wordpress.com/2011/11/what-shall-i-do.png" medium="image">
			<media:title type="html">what-shall-i-do</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>هوشیار باشیم: حمله به ایران نمی‌تواند محدود باشد و با تحریم‌ شروع می‌شود</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/11/08/attack-to-iran-cannot-be-limited/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/11/08/attack-to-iran-cannot-be-limited/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Nov 2011 23:49:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[پست ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ و خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[منطقه]]></category>
		<category><![CDATA[هسته‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسیک]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[توان نظامی]]></category>
		<category><![CDATA[تحریم]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[حمله به ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6293</guid>
		<description><![CDATA[جسته و گریخته توی کامنت‌ها، توی رسانه‌ها، توی فضاهای مجازی و فضاهای واقعی گاه به گاه می‌شنوم یا می‌خوانم که ایرانی‌ها صحبت از «حمله محدود نظامی» می‌کنند و این‌که ما با حمله به ایران مخالفیم اما «اگر حمله نظامی فقط به تاسیسات هسته‌ای» باشد چندان هم موضوع ناجوری نیست. اما بنا به چند دلیل که [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6293&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">جسته و گریخته توی کامنت‌ها، توی رسانه‌ها، توی فضاهای مجازی و فضاهای واقعی گاه به گاه می‌شنوم یا می‌خوانم که ایرانی‌ها صحبت از «حمله محدود نظامی» می‌کنند و این‌که ما با حمله به ایران مخالفیم اما «اگر حمله نظامی فقط به تاسیسات هسته‌ای» باشد چندان هم موضوع ناجوری نیست.</p>
<p style="text-align:justify;">اما بنا به چند دلیل که این‌جا ذکر خواهم کرد باید توجه داشته باشیم که هر گونه حمله نظامی به ایران نمی‌تواند محدود به چند سایت نظامی یا هسته‌ای باشد و دودش به چشم همهٔ جمعیت ایران خواهد رفت، بدون شک. منظورم از جنگ محدود جنگی است که دامنهٔ جغرافیایی خیلی محدودی داشته باشد، از نظر زمانی بسیار کوتاه باشد (در حد چند دقیقه یا نهایتا چند ساعت) و تلفات غیرنظامی هم تقریبا نداشته باشد. به نظر من هر گونه جنگ علیه ایران «نمی‌تواند محدود» باشد، با آن تعریفی که گفتم. اما چرا حمله نظامی به ایران نمی‌تواند محدود باشد؟ برای روشن شدن این موضوع به موارد زیر در مورد سناریوهای حمله به ایران توجه کنید:</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>(۱) برتری نظامی کلاسیک ایران در مقایسه با همسایگانش (به غیر از ترکیه و پاکستان) و به خصوص توان دفاعی و موشکی قابل توجه.</strong></p>
<p style="text-align:justify;">ایران کشوری است با وسعت و جمعیت قابل توجه که از نظر توان نظامی کلاسیک یک قدرت منطقه‌ای محسوب می‌شود، به خصوص در مقایسه با همسایگان جنوبی‌اش. در ضمن ایران به خاطر شرایط ناپایدار منطقه‌ای و همین‌طور احساس خطری که کرده است به تکنولوژی‌های موشکی دفاعی و تهاجمی (مثلا انواع موشک زمین به هوا و زمین و زمین و غیره) که به نسبت قیمت‌شان توان بازدارنده بالایی را ایجاد می‌کنند رو آورده است.  اما موشک‌ فن‌آوری عجیبی است. اولا سکوهای پرتاب آن متعدد و گسترده و بعضا متحرک اند، ثانیا قطعات آن در کارخانه‌های متعدد تولید می‌شود و به راحتی می‌توان تعداد زیادی از آن‌ها را به صورت پراکنده تولید و تجمیع کرد، ثالثا حتی یک موشک مجهز به کلاهک‌های ویژه که به نقطه‌ٔ حساسی بخورد می‌تواند بسیار مخرب باشد. خلاصه این‌که با توجه به این‌ توان موشکی و برد موثر بالا که اسرائیل و بسیاری از کشورهای بالقوه متخاصم منطقه را در بر می‌گیرد هر گونه اقدام نظامی موثر علیه ایران می‌بایست پس از نابود کردن کامل توان موشکی ایران انجام بگیرد. اما با توجه به آن‌چه گفته شد، نابود کردن توان موشکی ایران به گونه‌ای که امکان شیلیک چند تا موشک را هم نداشته باشد مستلزم نابود کردن کلیه سکوهای پرتاب ثابت و متحرک ریز و درشت و همین‌طور کارخانه‌های تولید کننده قطعات ریز و درشت آن و همین‌طور کانال‌های ارتباطی نرم و سخت از مخابرات و مدیریت گرفته تا جاده‌های ارتباطی و غیره است. آن‌هم با سرعتی بسیار زیاد و به گونه‌ای کاملا غافل‌گیر کننده که امکان واکنش را به کمترین حد برساند.</p>
<p style="text-align:justify;">این اولین دلیل برای این‌که حمله به ایران حتی اگر با هدف نابود کردن چند سایت هسته‌ای انجام شود نمی‌تواند محدود باشد، چون همین ماموریت به ظاهر ساده دقیقا مساوی است با نابود کردن کلیه توان دفاعی ایران که در سراسر کشور پراکنده است و اساسا امکان تفکیکش با زیرساخت‌های غیرنظامی هم وجود ندارد. ممکن است بگویید ایران احمق نیست و در وصورتی که به آن حمله شود واکنش موشکی نشان نخواهد داد. حرفی است متین، اما نکته‌اش این است که کشور متخاصم نمی‌تواند هرگز چنین ریسکی را بپذیرد و در نتیجه اطمینان حاصل خواهد کرد که ابتدا توان موشکی ایران را خنثی کرده و بعد به سایت‌های هسته‌ای حمله کند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>(۲) نفوذ ایران در کشورهای مختلف منطقه و امکان گسترده شدن دامنه جنگ به کشورهای دیگر</strong></p>
<p style="text-align:justify;"> ایران در کشورهای منطقه به خصوص سوریه، لبنان، عراق و افغانستان . غیره نفوذ دارد و این نفوذ کردن به صورت یک سیاست استراتژیک بازدارنده از سال‌ها پیش دنبال شده و رویش حسابی سرمایه‌گذاری کرده است. در صورت نیاز، ایران می‌تواند پتانسیل‌هایش را در این کشورها فعال کند و دامنه جنگ (کلاسیک یا غیرکلاسیک) را به سرعت گسترش دهد به گونه‌ای که امکان مهار زودگذر و کم‌ هزینه‌اش غیرممکن شود.</p>
<p style="text-align:justify;">به این ترتیب حمله به ایران «باید» به گونه‌ای باشد که توان قدرت مرکزی در ایران را کاملا از آن بگیرد تا به این ترتیب قدرت هر گونه مانور در سطح منطقه‌ای را نیز از آن بگیرد. این به معنای این است که اولا توان نظامی کلاسیک ایران باید کاملا تضعیف شود و ثانیا قدرت مرکزی حاکمیت نیز به شدت کاهش یابد. اما برای کاهش توان نظامی کلاسیک ایران (که نیروی نظامی کلاسیک بزرگی دارد) یک حمله هوایی گسترده و طولانی لازم است و ضعیف کردن حکومت مرکزی هم مستلزم نابود کردن کلیه اهرم‌های مدیریت و خدمات کشور شامل دولت و همه نهادهای اجرایی و عملیاتی‌ حیاتی‌اش است. کاری که خود به خود به یک کمپین هوایی طولانی و شدید علیه هر آن‌چه امکان مدیریت به یک مدیر دهد احتیاج دارد.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>(۳) تنگه هرمز که بخش قابل توجهی از نفت صادراتی جهان از آن عبور می‌کند در مجاورت ایران قرار دارد و آمریکا و متحدانش به هیچ عنوان نمی‌توانند ریسک بسته شدن تنگه هرمز بیشتر از چند روز را بپذیرند.</strong></p>
<p style="text-align:justify;">این هم یک دلیل دیگر که آمریکا و متحدانش باید مطمئن باشند که ایران فرصت و توان واکنش حتی در حدی که یک تنگه چند ده کیلومتری را مین‌گذاری کند نخواهد داشت. خود همین یک نکته نشان می‌دهد که هر گونه حمله به سایت‌های هسته‌ای ایران ابتدا باید توان موشکی و دریایی ایران را در خلیج فارس به کلی منهدم کند و کلیه خطوط تدارکاتی آن را نیز قطع کند. به خصوص که خلیج فارس آب‌راه نسبتا باریکی است و ناوگان آمریکا هم در آن قرار دارد که می‌تواند نسبت به حمله موشکی توسط قایق‌های تندرو آسیب‌پذیر باشد. خلاصه این‌که این‌ها یعنی بمباران کلیه مناطق ساحلی ایران و نابود ساختن کلیه تاسیسات نظامی و غیرنظامی ساحلی و همین طور کلیه معبرهای ارتباطی به این منطقه به صورت بسیار سریع و شدید باید اولین کاری باشد که علیه ایران انجام می‌شود.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>(۴) پراکنده بودن تاسیسات هسته‌ای ایران و محافظت عالی از آن‌ها</strong><br />
سایت‌های هسته‌ای ایران متعدد و پراکنده هستند و به خوبی هم حفاظت می‌شوند (در بیشتر موارد زیرزمینی هستند) که این کار حمله موفقیت‌آمیز و نابودی آن‌ها در زمان کوتاه را دشوار یا حتی غیرممکن می‌کند.</p>
<p style="text-align:justify;">چون تاسیسات هسته‌ای ایران پراکنده و محافظت شده هستند، حمله به آن‌ها مستلزم داشتن «خیال راحت» از موارد گفته شده است. کشور متخاصم فقط وقتی می‌تواند با خیال راحت به این تاسیسات حمله کند که مطمئن باشد (۱) ایران توانایی بستن تنگه هرمز را ندارد (۲) ایران امکان واکنش موشکی علیه اهداف مختلف در منطقه را ندارد (۳) حاکمیت مرکزی ایران به شدت ضعیف شده به گونه ای که امکان گسترش جنگ به خارج از ایران را ندارد.</p>
<p style="text-align:justify;">همه این‌ها را همین‌طور سردستی و خلاصه نوشتم فقط برای این‌که تاکید و روشن کرده باشم که:</p>
<p style="text-align:justify;">(۵) حمله به ایران با توجه به نکاتی که گفته شد توان نظامی و پشتیبانی لازم دارد که فقط از عهده آمریکا بر می‌آید. در نتیجه اسرائیل به تنهایی هرگز به ایران حمله نخواهد کرد. هر گونه سناریوی حمله به ایران بدون شک با بازی‌گری اصلی آمریکا باید باشد.</p>
<p style="text-align:justify;">(۶) چیزی به نام «حمله محدود به ایران» دست کم در شرایط فعلی وجود ندارد و این تصور که ما در خانه‌هایمان بنشینیم و فردا در اخبار بخوانیم که چهار تا سایت نظامی یا هسته‌ای را زدند و تمام یک تصور بسیار ساده‌انگارانه و خطرناک است.</p>
<p style="text-align:justify;">(۷) این را هم بگویم که همه آن‌چه گفته شد یک معنای دیگر هم دارد. حمله به کشوری با مختصات ایران در شرایط فعلی بسیار خطرناک و پرهزینه است. حتی برای قدرتی مانند آمریکا. دلیلش این نیست که آمریکا نمی‌تواند ایران را زیر و رو کند&#8230; خیر. دلیلش این است که زیر و رو کردن ایران در شرایط فعلی ریسک زیادی دارد و ممکن است پای قدرت‌های دیگر را به منطقه باز کند و به یک جنگ منطقه‌ای یا حتی جهانی تبدیل شود. درست به همین دلیل، حمله‌ای رخ نخواهد داد مگر بعد از تضعیف حساب شده ایران. این موضوع هم عمدتا به وسیله تحریم‌های مختلف اقتصادی و نظامی (و در کنار آن انجام عملیات سری برای ناپایدار سازی داخلی که بحث دیگری است) مهیا می‌شود. به همین ترتیب ایرانیان باید به دقت مراقب بحث‌های مربوط به تحریم باشند و حواسشان باشد که این تحریم‌ها اگر چه شرط کافی برای یک جنگ تمام و عیار و ویران‌گر علیه ایران نیست اما «مسلما» یک شرط لازم برای آن هست. به این ترتیب برای جلوگیری از خطر جنگ بهترین روش این است که به هیچ عنوان اجازه ندهیم «شرط لازم» آن‌ یعنی تحریم‌های روز افزون و فلج کننده علیه ایران تحقق یابد. به هیچ عنوان گول کسانی که می‌گویند «ما با جنگ مخالفیم اما تحریم برای فشار آوردن به حکومت ایران خوب است» را نخوریم. به هیچ عنوان. به هیچ عنوان. به هیچ عنوان. این وظیفه تاریخی همه ماست که امروز تمام قد با هر گونه تحریم و اعمال فشار بر ایران که جاده را برای عملیات ویران‌گر بعدی صاف می‌کند مخالفت کنیم.</p>
<hr />
<p style="text-align:justify;">با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
<p style="text-align:justify;">
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87/'>پست ویژه</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>ایران</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa/'>جنگ و خشونت</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6293/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6293/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6293/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6293/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6293/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6293/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6293/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6293/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6293/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6293/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6293/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6293/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6293/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6293/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6293&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/11/08/attack-to-iran-cannot-be-limited/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نگاه استراتژیک: بازاندیشی گزینه‌های آمریکا درباره‌ی ایران</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/11/07/strategic-rethinking-us-options-against-iran-2/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/11/07/strategic-rethinking-us-options-against-iran-2/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 Nov 2011 22:53:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[نگاه استراتژیک]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[گزینه‌های آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[گزینه‌های ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[حمله]]></category>
		<category><![CDATA[حمله نظامی]]></category>
		<category><![CDATA[حمله به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سعودی]]></category>
		<category><![CDATA[عربستان]]></category>
		<category><![CDATA[عربستان سعودی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6289</guid>
		<description><![CDATA[این تحلیل‌ از استراتفور را حدود دو سال پیش در سه قسمت ترجمه و منتشر کرده بودم. خیلی از مفاهیمی که در آن ذکر شده مبنایی هستند و به جغرافیای سیاسی منطقه باز می‌گردند و در نتیجه هنوز قابل ملاحظه‌اند. در این تحلیل گزینه‌های مختلف تحدید و تهدید ایران و همین‌طور امکان‌سنجی حمله‌ی نظامی به [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6289&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align:justify;">این تحلیل‌ از استراتفور را حدود دو سال پیش در سه قسمت <a href="http://bamdadi.com/2010/09/02/strategic-rethinking-us-options-against-iran/">ترجمه و منتشر کرده بودم.</a> خیلی از مفاهیمی که در آن ذکر شده مبنایی هستند و به جغرافیای سیاسی منطقه باز می‌گردند و در نتیجه هنوز قابل ملاحظه‌اند. در این تحلیل گزینه‌های مختلف تحدید و تهدید ایران و همین‌طور امکان‌سنجی حمله‌ی نظامی به ایران، موانع بر سر راه آن و عواقب ناشی از آن در منطقه و جهان بررسی شده است (با توجه به اوضاع همان موقع یعنی اواخر سال ۲۰۰۹). با توجه به اهمیت این بحث و این‌که این روزها مجددا مطرح شده است، مجددا آن‌را منتشر می‌کنم. هنگام خواندن توجه کنید که مطلب حدود دو سال پیش نوشته شده است. کدام‌یک از نکته‌های اشاره شده در این تحلیل امروز بیشتر قابل لمس هستند؟ کدام‌یک کمتر؟</p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;">بحث عمومی درباره‌ی حمله‌ی احتمالی به تاسسیات هسته‌ای ایران دوباره در حال اوج گرفتن است. این موضوع تازه‌ای نیست و قبلا هم رخ داده است. در موارد متعدد، نشت اطلاعات محرمانه درباره‌ی احتمال حمله‌ی هوایی به ایران، جو عمومی را به سمت جنگ قریب‌الوقوع برده بوده است. این نوع نشت‌های اطلاعاتی معمولا همزمان با ابتکارعمل‌های دیپلماتیک صورت می‌گرفت و هدف اصلی آن‌ها ترساندن ایرانی‌ها بود تا شرایط برای توافق‌های مناسب با خواست آمریکا و اسرائیل فراهم‌تر شود. این نوع روی‌کردهای دیپلماتیک بارها شکست خورده‌‌اند، بنابراین عقلانی خواهد بود اگر این موج روزافزون [درباره‌ی خطر جنگ] را مرتبط با تحریم‌ها و تلاش برای افزایش فشار بر ایران به منظور تغییر سیاست (policy shift) یا بهره‌برداری از اختلافات درونی رژیم سیاسی ببینیم.</p>
<p style="text-align:justify;">اولین برداشت ما [استراتفور] این بود که به بحث‌های جنگ بی‌اعتنایی کنیم و آن‌‌ها را صرفا دور جدیدی از جنگ روانی علیه ایران بدانیم. جنگ روانی‌ای که این بار از اسرائیل منشاء گرفته است. بیشتر گزارش‌ها از قریب‌الوقوع بودن حمله‌ی اسرائیل به ایران می‌گویند. از نظرگاه جنگ‌افزار روانی (psychological-warfare)‌، این یک رویه‌ی پلیس خوب، پلیس بد (good-cop/bad-cop routine) است. اسرائیلی‌ها نقش یک سگ هار و دیوانه را بازی می‌کنند که به سختی توسط آمریکایی‌های عاقل‌تر مهار شده است و آمریکایی‌ها به کمک واسطه‌هایی به ایرانی‌ها فشار می‌آورند که امتیازهایی بدهند و از جنگ پرهیز کنند. همان‌طور که قبلا گفتیم، این وضعیتی است که تا این لحظه بارها تکرار شده است و البته بی‌نتیجه بوده است.</p>
<p style="text-align:justify;">در عرصه‌ی تجسس و کار اطلاعاتی (intelligence) بزرگ‌ترین گناه دست روی دست گذشتن و قناعت کردن به تحلیل‌های روتین است. این باور که چون اتفاقی قبلا چندین بار رخ داده است (یا رخ نداده است) پس این‌بار هم رخ می‌دهد (یا نمی‌دهد). اما بهتر است که هر بار وضعیت را با در نظر گرفتن اطلاعات و سنجه‌های جدید به دقت مورد ارزیابی قرار داد و از دنبال کردن پیش‌فرض‌های به ظاهر درست پرهیز کرد. به صورت تناقض‌واری، این احتمال را هم نباید از نظر دور داشت که همین دور جدید بحث‌های جنگ ممکن است به این نیت اوج گرفته باشد که ایرانی‌ها را متقاعد کند جنگی درکار نیست [و مثل قبل‌ها فقط تهدید روانی است] در حالی که عملیات جنگ به صورت نهانی در جریان باشد. در واقع ممکن است حمله‌‌ی نظامی به ایران قریب‌الوقوع باشد، اما به هر حال اطلاعاتی که در معرض عموم قرار دارد نه آن‌را تایید می‌کند و نه احتمالش را رد می‌کند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>تاریخ‌چه‌ی ارزیابی وضعیت حمله‌ی نظامی ایران</strong></p>
<p style="text-align:justify;">ارزیابی استراتفور از احتمال وقوع جنگ در ایران تا امروز سه مرحله را طی کرده است:</p>
<p style="text-align:justify;"><strong> </strong>تا قبل از جولای 2009 (تابستان 88)، موضع استراتفور این بود که اگر چه ایران در تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای است، اما میزان پیشرفت این روند را نمی‌تواند از روی مقدار اورانیوم غنی‌سازی شده حدس زد. ساخت یک سلاح هسته‌ای، علاوه بر انفجار آزمایشی زیرزمینی،  نیاز به فن‌آوری‌های پیچیده‌ای برای کوچک کردن حجم و وزن و افزایش استحکام دارد. علاوه بر آن سلاح هسته‌ای نیازمند سیستم بسیار قابل اعتماد حمل (delivery system) که بتواند سلاح هسته‌ای را به هدف برساند خواهد بود. به نظر ما، ایران اگر چه ممکن است در حال نزدیک شدن به ساخت یک سلاح‌ آزمایشی باشد، اما فاصله‌ی زیادی با توسعه‌ی سیستم حمل سلاح دارد. بنابراین ما بحث جنگ را در آن زمان مردود دانستیم و چنین استدلال کردیم که فشار معنی‌دار کافی‌ای برای حمله به ایران وجود نداشت.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong> </strong>اما ما نگرش فوق را در جولای 2009، به دنبال انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران و تظاهرات و ناآرامی‌های بعد از آن، اصلاح کردیم. ما اگر چه اهمیت این تظاهرات را کم دانستیم [از نظر به خطر انداختن سیستم سیاسی حاکم] اما متوجه شکل‌گیری همکاری نزدیک بین ایران و روسیه شدیم. بنابراین این‌طور به نظر می‌رسید که هیچ تحریم موثری نمی‌توان علیه ایران اعمال کرد و منتظر نتیجه‌ی تحریم‌ها شدن بی‌فایده است و در نتیجه احتمال حمله‌ی نظامی به ایران افزایش یافت. اما حمایت روسیه از ایران نیز افت کرد و ما مجددا به تحلیل قبلی خود بازگشتیم [یعنی غیرمحتمل دانستن حمله به ایران] و تحلیل خود را با ارزیابی پاسخ‌های بالقوه‌ی ایران در مقابل حمله‌ی هوایی تکمیل کردیم. ما به سه پاسخ بالقوه‌ی ایران اشاره کردیم: فعال کردن گروه‌های شبه‌نظامی شیعه (به صورت شاخص حزب‌الله لبنان)، ایجاد بحران و آشوب در عراق و بستن تنگه‌ی هرمز که 45 درصد صادرات نفت جهان از آن عبور می‌کند. از بین این سه گزینه‌، آخرین گزینه بیش از همه جدی و خطرناک است. ایجاد اختلال در صادرات نفت از کشورهای منطقه‌ی خلیج فارس می‌تواند بهای نفت را به صورت چشم‌گیری بالا ببرد که قطعا روند آرام بهبود یافتن اقتصاد جهانی را دچار اخلال خواهد کرد. ایران این گزینه را دارد که دنیا را به یک رکود جهانی یا وضعیتی بدتر سوق دهد.</p>
<p style="text-align:justify;">درباره‌ی این‌که آیا ایران از این گزینه [بستن تنگه‌ی هرمز] استفاده می‌کند یا خیر و همین‌طور این که آیا نیروی دریایی آمریکا می‌تواند به سرعت مین‌های دریایی را از تنگه‌ی هرمز جمع کند یا نه بحث‌های مفصلی در جریان بوده است. به احتمال زیاد، دولت ایران برای بقای خود نمی‌تواند نسبت به تهاجم به ایران بی‌تفاوت بماند و باید به شیوه‌ای حمله‌ی هوایی به این کشور را پاسخ‌ دهد. از طرف دیگر درس تاریخی دردناکی هم وجود دارد که می‌گوید اعتماد به نفس یک ارتش لزوما نمی‌تواند منجر به موفق بودن آن شود. پس حتی در خوشبینانه‌ترین حالت، این احتمال وجود دارد که ایرانی‌ها موفق شوند تنگه‌ی هرمز را مسدود کنند و این به معنای عواقب ویران‌گر اقتصادی در سطح جهان خواهد بود. احتمال موفقیت ایرانی‌ها در بستن تنگه‌ی هرمز ناشناخته است و در نتیجه مواجه شدن با آن ریسک بسیار بزرگی دارد که به اعتقاد ما پذیرفتن آن از توان آمریکا خارج است، به خصوص که سایر پاسخ‌های ایران را هم به این سناریو اضافه کنیم. بنابراین ما به این نتیجه رسیدیم که ایالات متحده‌ی آمریکا به ایران حمله نمی‌کند.</p>
<p style="text-align:justify;">ما در این‌که اسرائیل هرگز به تنهایی به ایران حمله نمی‌کند تردیدی نداشته‌ایم. اولا در مقایسه با آمریکایی‌ها، احتمال موفقیت اسرائیلی‌ها با توجه به اندازه‌‌ی قوا و فاصله‌ی جغرافیایی از ایران و این نکته که باید از حریم هوایی ترکیه، عراق یا عربستان سعودی عبور کنند، بسیار کمتر است. از این مهم‌تر، اسرائیل توان مهار کردن عواقب چنین حمله‌ای را ندارد، یعنی هرگونه اقدام نظامی از سوی اسرائیل، باید با هماهنگی با آمریکا انجام شود تا این کشور بتواند به موقع تجهیزات و نیروهای مین‌روبی، ضد زیردریایی و ضد موشکی خود را آماده و مستقر کند. در واقع اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران بدون هماهنگی کامل با آمریکا می‌تواند منجر به کلید خوردن بحران اقتصادی در سطح جهان شود که اسرائیل به هیچ‌وجه نمی‌تواند عواقب سیاسی آن را کنترل کند. بنابراین ما نتیجه گرفتیم که حمله‌ی هوایی اسرائیل به ایران بدون دخالت آمریکا، بسیار دور از ذهن است.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>ارزیابی جدید از احتمال حمله‌ی نظامی به ایران</strong></p>
<p style="text-align:justify;">بر اساس دیدگاه فعلی ما، در اختیار داشتن مقدار کافی اورانیوم غنی‌شده برای ساخت سلاح هسته‌ای، به معنای آن نیست که ایرانی‌ها به ساختن سلاح هسته‌ای نزدیک هستند. به علاوه، خطر‌هایی که در ذات حمله‌ی هوایی علیه‌ی تاسیسات هسته‌ای ایران مستتر است از مزایای آن بیشتر است، حتی اگر تصور کنیم که کل صنایع هسته‌ای ایران با یک حمله‌ی هوایی منهدم می‌شوند (نتیجه‌ای که در خوش‌بینانه‌ترین حالت هم قطعی نیست). علاوه بر این ممکن است بسیاری از پیش‌فرض‌های ما درباره‌ی توانایی‌های نظامی آمریکا یا ایران نادقیق باشد. مثلا ممکن است این باور که آمریکایی‌ها به راحتی می‌توانند تهدید مین‌های دریایی را مهار کنند یا تصورات ما از میزان توسعه‌یافتگی سلاح‌های ایران درست نباشد. به همین علت، محاسبات مبهم و غبارآلود می‌شوند و تحلیل‌گران ممکن است این‌طور نتیجه بگیرند که دور جدید تهدیدها علیه ایران، فقط لاف‌زنی‌های سیاسی توسط دولت‌های درگیر است.</p>
<p style="text-align:justify;">اما نکته‌ی بسیار مهم دیگری را نیز نباید از نظر دور داشت. واقعیت این است که فارغ از نوع پاسخ ایران در برابر تهدیدها، نابود کردن توانایی‌های هسته‌ای آن چالش‌های استراتژیکی که این کشور ایجاد کرده را از بین نخواهد برد. ایران (به غیر از آمریکا) بزرگ‌ترین ارتش در منطقه‌ی خلیج فارس را دارد و آمریکا نیز مشغول عقب‌نشینی از عراق است که توانایی این کشور در مهارکردن ایران را کاهش می‌دهد. بنابراین، حمله‌ی هوایی موضعی به تاسیسات هسته‌ای ایران (surgical strike) همراه با ادامه‌ی عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از عراق، منطقه‌ی خلیج فارس را با یک بحران استراتژیک عمیق مواجه خواهد کرد.</p>
<p style="text-align:justify;">[برخلاف تصور معمول] کشوری که بیشترین دغدغه‌ را نسبت به ایران دارد اسرائیل نیست، بلکه عربستان سعودی است. سعودی‌ها نتیجه‌ی آخرین عدم‌تعادل قدرت (imbalance) در منطقه را هنوز به خاطر می‌آورند، هنگامی که عراق بعد از صلح با ایران به کویت حمله کرد و این امکان را به وجود آورد که به مناطق نفت‌خیز واقع در شمال شرق عربستان سعودی حمله کند. در آن زمان، آمریکا دخالت کرد [و مانع از ادامه‌ی اشغال و تهدیدهای بیشتر از سوی عراق شد] اما با توجه به عقب‌نشینی فعلی نیروهای‌ آمریکا از عراق، ممکن است دخالت نظامی جدید (بلافاصله همزمان با عقب‌نشینی) از نظر سیاسی دشوار باشد، مگر این‌که تهدیدها علیه آمریکا بسیار واضح باشد.علاوه بر این، ایران از نظر نظامی این قابلیت را دارد که برخلاف صدام حسین که در پی حمله به کویت در این کشور توقف کرد [در واقع با این‌کار به سعودی‌ها هدیه‌ی زمان را داد]، از این کشور عبور کرده و بدون وقفه تهاجم را به سمت عربستان ادامه دهد.</p>
<p style="text-align:justify;">البته در شرایط واقعی برای بهره‌برداری از مزایای چنین اقدامی، لازم نیست ایرانی‌ها دست به عملیات نظامی‌ علیه عربستان سعودی بزنند.  نفس عدم توازن قوا در منطقه‌ی خلیج‌فارس [به سود ایران] می‌تواند سعودی‌ها و دیگران را به یافتن روش‌های سیاسی‌ای برای مهار ایران ترغیب کند. سلطه‌ی استراتژیک بر خلیج فارسی لزوما با اشغال نظامی حاصل نمی‌شود، همان‌گونه که آمریکایی‌ها در چهل سال اخیر نشان داده‌اند می‌توان بدون اشغال مستقیم نظامی، این منطقه را به صورت موثری تحت کنترل داشت. داشتن «توانایی» اجرای چنین عملیاتی، برای سلطه‌ی استراتژیک بر خلیج فارس کافی است.</p>
<div style="text-align:justify;">
<p>در نتیجه در مقایسه با اسرائیلی‌ها، سعودی‌ها به مراتب بی‌سر و صداتر و در عین حال عجولانه‌تر از آمریکا خواسته‌اند تا در مورد ایران چاره‌ای بیاندیشد. سعودی‌ها قطعا مایل به خروج آمریکا از عراق نیستند. آن‌ها خواستار ادامه‌ی حضور نظامی آمریکا در عراق هستند چون اولا این حضور را به عنوان عامل بازدارنده‌ی ایران می‌بینند و ثانیا این حضور گسترده‌ی نظامی خارج از مرزهای عربستان واقع می‌شود. واضح است که سعودی‌ها از تلاش‌های هسته‌ای ایران خشنود نیستند، اما آن‌ها تهدید کلاسیک یا هسته‌ای را اجزاء یک تهدید واحد می‌بینند. به عبارت دیگر، از بین رفتن تعادل قدرت بین ایران-عراق [در اثر حمله‌ی آمریکا] شبه جزیره‌ی عربستان را در موقعیت آسیب‌پذیری قرار داده است.</p>
<p>چند هفته‌ی پیش عبدالله، پادشاه عربستان حرکت جالب توجهی انجام داد. او شخصا به همراه رئیس‌جمهور سوریه به لبنان رفت. با توجه به ایدئولوژی‌های متفاوت حکومت‌های سوریه و عربستان، نزدیکی‌ سوریه با ایران و تضاد منافع دو کشور در لبنان، رژیم‌های سعودی و سوری معمولا روابط دوستانه‌ای با هم ندارند. اما در این سفر، آن‌ها همراه با هم به ملاقات دولت لبنان و همین‌طور ملاقات نه چندان محرمانه‌ با حزب‌الله رفتند. ثروت و نفوذ سعودی‌ها و همین‌طور تهدید منافع آن‌ها در اثر ماجراجویی‌های بیش از حد ایران منجر به ایجاد یک دینامیک ضد-حزب‌الله‌ در لبنان شده است. حزب‌الله بسیاری از گروه‌هایی را که متحد بالقوه‌ی خود می‌پنداشت، ناگهان در حال همکاری با دشمنان قطعی خود می‌بیند. به نظر می‌رسد خطر پاسخ حزب‌الله به حمله‌ی هوایی به ایران به نوعی رفع/مهار شده است.</p>
<div>
<p><strong>مهار شدن نفوذ ایران بر حزب‌الله</strong></p>
<p>چند هفته پیش عبدالله، پادشاه عربستان حرکت جالب توجهی انجام داد. او شخصا به همراه رئیس‌جمهور سوریه به لبنان رفت. با توجه به ایدئولوژی‌های متفاوت حکومت‌های سوریه و عربستان، نزدیکی‌ سوریه با ایران و تضاد منافع دو کشور در لبنان، رژیم‌های سعودی و سوری معمولا روابط دوستانه‌ای با هم ندارند. اما در این سفر، آن‌ها همراه با هم به ملاقات دولت لبنان و همین‌طور ملاقات نه چندان محرمانه‌ با حزب‌الله رفتند. ثروت و نفوذ سعودی‌ها و همین‌طور تهدید منافع آن‌ها در اثر ماجراجویی‌های بیش از حد ایران منجر به ایجاد یک دینامیک ضد حزب‌الله‌ در لبنان شده است. حزب‌الله ناگهان بسیاری از گروه‌هایی را که متحد بالقوه‌ی خود می‌پنداشت در حال همکاری با دشمنان قطعی خود می‌بیند. به نظر می‌رسد خطر پاسخ حزب‌الله به حمله‌ی هوایی به ایران به نوعی رفع/مهار شده است.</p>
</div>
<p><strong>حذف اهرم ایران در تنگه‌ی هرمز</strong></p>
<p>همان‌طور که قبلا هم گفتیم، ابتکار عمل ایران در پاسخ به حمله‌ی احتمالی آمریکا به سه مورد اصلی خلاصه می‌شود. یکی حزب‌الله لبنان است که از دید آمریکایی‌ها ضعیف‌ترین گزینه‌ی ایران محسوب می‌شود. دو گزینه‌ی دیگر عراق و تنگه‌ی هرمز هستند. اگر عراقی‌ها بتوانند دولتی تشکیل دهند که به طور نسبی بتواند جناح‌های طرف‌دار ایران را مهار کند (شبیه آن‌چه به صورت مقدماتی در مورد حزب‌الله در لبنان انجام شده است) گزینه‌ی دوم ایران در پاسخ‌گویی به آمریکا نیز تضعیف خواهد شد. در این صورت فقط موضوع اصلی باقی می‌ماند: تنگه‌ی هرمز.</p>
<p>مشکل آمریکا در تنگه‌ی هرمز این است که این کشور نمی‌تواند هیچ‌ ریسکی را در این منطقه بپذیرد. تنها راه کنترل کامل ریسک، نابود کردن کامل توانایی‌های دریایی ایران قبل از اقدام هوایی علیه تاسیسات هسته‌ای این کشور است. از آن‌جا که بسیاری از تجهیزات مین‌گذاری ایران قایق‌های کوچک هستند،‌ نابود کردن توان دریایی ایران به معنای حمله‌ی هوایی گسترده و عملیات ویژه علیه بنادر ایران خواهد بود تا بتواند  همه چیز شامل کلیه‌ی قایق‌ها و شناورهایی که بتوانند مین‌گذاری کنند، همه‌ی انبارهای مین، تاسیسات پدافند موشکی ضدکشتی، زیردریایی‌ها و هواپیماها را به طور کامل نابود کند. به زبان ساده، همه‌ی ساختمان‌ها و سازه‌های کاربردی تا شعاع چندین کیلومتر از هر بندر باید منهدم شود. آمریکا نمی‌تواند کنترل ریسک مربوط به تنگه‌ی هرمز را به بعد از حمله به تاسیسات هسته‌ای موکول کند. در نتیجه در صورت تصمیم به تهاجم، حتما می‌بایست قبل از حمله به تاسیسات هسته‌ای به موضوع تنگه‌ی هرمز بپردازد و خسارتی که به توان نظامی ایران وارد می‌کند نیز می‌بایست بسیار چشم‌گیر و گسترده باشد.</p>
<p>این استراتژی دو سود برای آمریکا خواهد داشت. اول این‌که تاسیسات هسته‌ای جایی نمی‌روند. نابود کردن تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم و یا تولید سلاح نسبت به نابود کردن اورانیومی که تا این لحظه غنی شده است اولویت دارد و بخش بزرگی از این تاسیسات بعد از حمله به تاسیسات دریایی ایران جا به جا نخواهند شد. بی‌شک پرسنل کلیدی از این سایت‌ها فرار خواهند کرد، اما در صورت «حمله‌ی اول» (first strike) به تاسیسات هسته‌ای هم به هر حال پرسنل کلیدی و دانشمندان هسته‌ای در همان چند دقیقه‌ی اول مناطق خطر را تخلیه می‌کردند. با وجودی که توان تهاجمی نیروی هوایی آمریکا خوب است، اما نمی‌تواند به صدها هدف هم‌زمان حمله کند و در نتیجه ایران به هر حال فرصت کافی برای تخلیه‌ی نیروهای کلیدی را خواهد داشت. در نتیجه حمله‌ی اول به تاسیسات هسته‌ای چندان مزیتی نسبت به حمله به آن‌ها بعد از نابود کردن توان دریایی ایران نخواهد داشت.</p>
<p>اما مزیت دوم. حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران،‌ مشکل زیربنایی‌تر آمریکا با ایران که قدرت نظامی این کشور در منطقه است را حل نمی‌کند. اما در صورت اجرای سناریوی گفته شده، آمریکا به ناچار به مراکز فرماندهی نظامی، تاسیسات و تجهیزات دفاعی و تهاجمی هوایی (نیروی هوایی) و همین‌طور توان دریایی ایران (نیروی دریایی) حمله خواهد کرد. به دنبال چنین تهاجمی، حمله به تاسیسات هسته‌ای انجام خواهد شد که می‌تواند به یک عملیات طولانی‌ هوایی علیه نیروهای زمینی ایران نیز تعمیم یابد.</p>
<p>آمریکا در به دست آوردن سلطه‌ی هوایی و تهاجم به نیروهای نظامی کلاسیک بسیار خوب عمل می‌کند (مثلا یوگوسلاوی 1999). توانایی‌های هوایی استراتژیک این کشور بسیار بالاست و برخلاف بیشتر قسمت‌های ارتش آمریکا که در نقاط مختلف جهان درگیر هستند، در حاضر چندان  درگیر و تحت فشار نیست. آمریکا نیروی هوایی قابل توجهی در منطقه دارد که همراه با تیم‌های عملیات ویژه که برای نفوذ کردن، هدف گرفتن، گریختن و تجسس ماهواره‌آی آموزش دیده‌اند در اطراف ایران مستقر هستند. برای آمریکا، حمله هوایی به نیروهای نظامی کلاسیک ایران به مراتب راحت‌تر از کاری است که در افغانستان کرد. چنین حمله‌ای، نه نیاز به حضور نیروهای زمینی دارد و نه اصولا احتیاجی به پیاده کردن سرباز در خاک ایران وجود دارد. اجرای یک عملیات گسترده‌  هوایی و بمباران کامل مراکز یاد شده برای رسیدن به هدف آمریکا کافی است. هدف اصلی چنین حمله‌ای تضعیف رژیم سیاسی در ایران است، اما چنان‌چه منجر به تغییر رژیم سیاسی هم شود نتیجه‌ی مطلوب‌تری برای آمریکا حاصل شده است.</p>
<p>این استراتژی (حمله به توان دریایی ایران و بعد حمله به تاسیسات هسته‌ای) تنها گزینه‌ی نظامی‌ای است که می‌تواند منجر به نابودسازی توانایی‌های هسته‌ای ایران شده و در عین حال مانع از پاسخ ایران گردد. چنین حمله‌ای توان نظامی کلاسیک ایران را نابود خواهد کرد و به تهدیدهای کوتاه‌مدت این کشور علیه شبه‌جزیره‌ی عربستان خاتمه خواهد داد. چنین حمله‌ای، در صورتی که به خوبی اجرا شود، بدترین سناریو برای ایران خواهد بود و به نظر ما، تنها روشی است که حمله‌ی گسترده‌ی هوایی علیه تاسیسات هسته‌ای ایران قابل اجراست.</p>
<p>همان‌طور که سلطه‌ی ایران در خلیج‌ فارس، به توانایی این کشور در اجرای عملیات نظامی مربوط می‌شود و نه این‌که چنین عملیاتی واقعا انجام شود، عکس آن نیز صادق است. صرف وجود توانایی و اراده‌‌ی کافی برای اجرای عملیات گسترده‌ی نظامی علیه ایران کافی است تا محاسبات و تصمیم‌گیری‌ ایرانی‌ها را شکل دهد. تا وقتی که تهدیدها مترکز بر تاسیسات هسته‌ای ایران باشد و توان نظامی کلاسیک ایران دست نخورده باقی بماند و دست تصمیم‌گیرندگان را در پاسخ‌گویی باز، ایرانی‌ها استراتژی خود را تغییر نخواهند داد. اما وقتی که گزینه‌های متقابل ایران یکی پس از دیگری حذف شوند و کلیت توان نظامی این کشور در معرض ریسک قرار بگیرد، ایران باید محاسبات خود را عوض کند.</p>
<p>در این سناریو، اسرائیل بازیگری حاشیه‌ای و آمریکا تنها بازی‌گر اصلی میدان خواهند بود. آمریکا احتمالا فقط به خاطر موضوع هسته‌ای به ایران حمله نخواهد کرد. جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران موضوع چندان مهمی برای آمریکا نیست. موضوع مهم برای آمریکا، ادامه‌ی عقب‌نشینی نیروهایش از عراق و توان نظامی کلاسیک ایران است. طبعا نابود کردن تاسیسات هسته‌ای ایران یک مزیت اضافه‌ی چنین حمله‌ای است.</p>
<p>با توجه به دخالت سعودی‌ها در سیاست لبنان، چنین سیاستی نیازمند تغییرات اساسی در عراق است: تشکیل سریع دولت و محدود کردن نفوذ ایران د رعراق. نکته‌ی جالب این است که ما اخیرا از بیانات اخیر مقامات دولتی [آمریکا] این‌طور برداشت کرده‌ایم که از نفوذ ایران در عراق واقعا هم به شدت کاسته شده است. این موضوع در حال حاضر چندان واضح به نظر نمی‌رسد و تا حدی آمیخته با پروپاگانداست، اما در صورت عینیت یافتن گزینه‌های تهاجمی آمریکا علیه ایران جدی‌تر خواهند بود.</p>
<p><strong>تنش‌های داخلی در تهران</strong></p>
<p>در این وضعیت، ما انتظار داریم که شاهد بازنگری ایرانی‌ها در مواضع‌شان باشیم و برخی از روحانیان حاضر در عرصه‌ی سیاسی ایران شرایط متغیر پیش آمده در لبنان را به موجی علیه رئیس‌جمهور تبدیل کنند. در واقع نشانه‌های تنش‌های داخلی هم به چشم می‌خورد که اگر چه هدف نهایی آن برای ما روشن نیست، اما روند آن در حال شدت گرفتن است.</p>
<p>ساخت سیاسی حاکم بر ایران نگران تحریم‌ها نیست و نابود شدن توان هسته‌ای ایران را هم موضوعی ناخوشایند ولی نه چندان حیاتی تلقی می‌کند. اما نابود شدن توان نظامی کلاسیک ایران، نه تنها اهداف منطقه‌ای بلکه پایداری داخلی سیستم حاکم را نیز به خطر خواهد انداخت. این موضوعی نیست که ساخت سیاسی بتواند تحت هیچ شرایطی بپذیرد و در نتیجه در صورت واقعی بودن تهدیدها مجبور به تغییر استراتژی خواهد شد.</p>
<p>از دید ایرانی‌ها (و همین‌طور از دید ما) نیت‌های‌ واشنگتن شفاف نیست. اما با در نظر گرفتن:</p>
<ul>
<li>موضع دولت آمریکا مبنی بر ضرورت خروج از عراق</li>
<li>فشار سعودی‌ها بر آمریکا برای ماندن در عراق مادامی که ایران تهدید نیرومندی به شما می‌رود</li>
<li>حرکت سعودی‌ها به سمت حزب‌الله برای ایجاد فاصله بین سوریه و ایران</li>
<li>فشار اسرائیل بر آمریکا برای حل کردن تهدیدهای هسته‌ای ایران</li>
</ul>
<p>کم‌کم پازل تشکیل دهنده‌ی استراتژی نوین آمریکا در منطقه حل می‌شود. ایرانی‌ها بدون شک نگران هستند و صرف وجود تهدیدهای جدی در استراتژی جدید آمریکا ممکن است باعث تغییر مواضع‌شان شود. در غیر این‌صورت، منطق و ملاحضات [ژئوپولیتیک] حکم می‌کند که راه‌حل گسترده‌تری برای حل مشکلی که توان نظامی ایران ایجاد کرده است اتخاذ شود.</p>
<hr />
<p>با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
</div>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%db%8c%da%a9/'>نگاه استراتژیک</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7/'>آمریکا</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>ایران</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%ae%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87/'>خاورمیانه</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6289/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6289/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6289/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6289/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6289/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6289/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6289/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6289/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6289/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6289/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6289/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6289/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6289/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6289/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6289&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/11/07/strategic-rethinking-us-options-against-iran-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>سلام! من یک ایرانی زرنگ هستم</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/11/04/i-am-a-smart-iranian/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/11/04/i-am-a-smart-iranian/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 Nov 2011 17:23:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[مالیات]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[زرنگ]]></category>
		<category><![CDATA[زرنگ‌بازی]]></category>
		<category><![CDATA[شهروند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6279</guid>
		<description><![CDATA[1 میان‌سال است. نماز می‌خواند. روزه می‌گیرد. مسلمان است. خودش را معتقد می‌داند و اهل حلال و حرام. بهش زیاد نمی‌آید اما خوب از ظاهر که نمی‌شود قضاوت کرد. لابد اعتقاد دارد. روزها گاهی موقع ناهار می‌بینمش. خیلی حواسش هست که توی غذاها گوشت خوک به کار نرفته باشد. لب به الکل نمی‌زند. چند وقت [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6279&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><strong>1</strong></p>
<p style="text-align:justify;">میان‌سال است. نماز می‌خواند. روزه می‌گیرد. مسلمان است. خودش را معتقد می‌داند و اهل حلال و حرام. بهش زیاد نمی‌آید اما خوب از ظاهر که نمی‌شود قضاوت کرد. لابد اعتقاد دارد. روزها گاهی موقع ناهار می‌بینمش. خیلی حواسش هست که توی غذاها گوشت خوک به کار نرفته باشد. لب به الکل نمی‌زند. چند وقت است درگیر یک دعوای حقوقی مفصل شده و تا آن‌جایی که در توانش هست از قوانین حمایتی مربوط به کار و تامین اجتماعی این «جامعه اروپایی» استفاده می‌کند. حق هم دارد. قوانین خوبی هستند و نمی‌گذارند کسی از کارمندش به راحتی سوءاستفاده کند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>2</strong></p>
<p style="text-align:justify;">سر میز ناهار با او و یک همکار دیگر ایرانی نشسته‌ایم. بحث‌ها پراکنده است. بحث به فیلم و سینما کشیده می‌شود و او از فیلمی می‌گوید که دیشب از طریق تلویزیون ملی این کشور دیده و خوشش آمده. می‌پرسم توی خانه تلویزیون داری؟ می‌گوید بله. می‌دانم که مطابق قانون به داشتن تلویزیون در خانه مالیات تعلق می‌گیرد و اصلا یکی از دلایل این‌که خودم تلویزیون ندارم همین است (دستگاه تلویزیون دست دوم این‌جا تقریبا رایگان است، اما به خاطر مالیات نخواسته‌ام در خانه داشته باشم).</p>
<p style="text-align:justify;">می‌پرسم چقدر مالیات می‌دهی؟ زیاد نیست؟</p>
<p style="text-align:justify;">- وقتی آمدند برای بررسی گفتم تلویزیون ندارم.</p>
<p style="text-align:justify;">- یعنی کنترل نکردند؟</p>
<p style="text-align:justify;">- نه. فقط پرسیدند و من گفتم ندارم. خلاص!</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>3</strong></p>
<p style="text-align:justify;">این زرنگ‌بازی کوچک ایشان از چند جهت جالب است:</p>
<ul style="text-align:justify;">
<li>ایشان به آن مامور دولت دروغ گفته و آن را بدون احساس خجلت برای من تعریف می‌کند. شاید احتمال می‌‌دهد من هم این ترفند را یاد بگیرم  و زرنگی ایشان را تحسین کنم. این یعنی ایشان فرض کرده که بنده تا الان چلاق بوده‌ام و بلد نبوده‌ام دروغ بگویم و تلویزیون مفتکی تماشا کنم و در ضمن از این نوع زرنگ‌بازی‌ها خوشم می‌آید و این نوع آدم‌های زرنگ‌ را تحسین می‌کنم.</li>
<li>این رفتار به وضوح سوءاستفاده کردن از یک سرمایهٔ اجتماعی مهم به نام «اعتماد» است؛‌ سرمایه‌ای که واقعا نمی‌شود روی آن ارزش گذاشت. این طور زرنگ‌بازی‌ها (که به هر حال گاهی هم لو می‌روند) باعث می‌شوند که سطح اعتماد اجتماعی پایین بیاید و فرضا در آینده دولت به حرف آدم‌ها کمتر اعتماد کند (این مساله برایتان آشنا نیست؟)</li>
<li>این‌کار ایشان یعنی استفاده از قوانین حمایتی کار و تامین اجتماعی و پیچاندن قانون مالیات تلویزیون انتخاب گزینشی قانون است. این درست نیست که آدم فقط قسمت‌های مفید قانون را برای خودش بخواهد و هر جا که خرج داشت و امکان در رفتن هم فراهم بود از زیر تعهدات قانونی در برود.</li>
<li>این‌کار ایشان نوعی دزدی غیرمستقیم هم هست. چرا که تلویزیون ملی با بودجه عمومی سرپاست و در صورتی که این مالیات‌ها نباشد ورشکست می‌شود. مالیات‌ها را هم بینندگان تلویزیون در این کشور می‌پردازند. پس کسی که از این خدمات استفاده می‌کند اما هزینه‌اش را نمی‌پردازد یعنی دارد سواری مفتی می‌گیرد که هزینه‌اش را شهروندان دیگر پرداخت کرده‌اند.</li>
</ul>
<p style="text-align:justify;"><a href="http://4divari-mani2.blogspot.com/2011/10/blog-post_07.html">بعد این شد که یاد این نوشته افتادم: اختلاس؟ خب که چی؟ </a></p>
<hr />
<p style="text-align:justify;">با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87/'>جامعه</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6279/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6279/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6279/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6279/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6279/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6279/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6279/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6279/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6279/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6279/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6279/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6279/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6279/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6279/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6279&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/11/04/i-am-a-smart-iranian/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>یکی از خانه‌های این شهر: وبلاگ ۹۱۳۳</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/11/01/one-of-the-houses-of-this-city-9133blog/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/11/01/one-of-the-houses-of-this-city-9133blog/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 Nov 2011 06:43:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[یکی از خانه‌های این شهر]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[آموزشی]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[توصیه]]></category>
		<category><![CDATA[ساده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6267</guid>
		<description><![CDATA[در هر یک از پست‌های این مجموعه، یک «وبلاگ» از «وبلاگستان» معرفی و پیشنهاد می‌شود. عرصه‌ی معرفی وبلاگ مثل پرواز با گلایدر است: هم هیجان دارد و هم خطرناک است! پس این معرفی‌ها را با در نظر گرفتن این چهار نکته‌ انجام می‌دهم: یکم این‌که این معرفی‌ها لزوما به معنای تایید همه‌‌ی نظرات یا نوشته‌های [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6267&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align:justify;">در هر یک از پست‌های <a href="http://bamdadi.com/category/%DB%8C%DA%A9%DB%8C%20%D8%A7%D8%B2%20%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%DB%8C%D9%86%20%D8%B4%D9%87%D8%B1/">این مجموعه</a>، یک «وبلاگ» از «وبلاگستان» معرفی و پیشنهاد می‌شود. عرصه‌ی معرفی وبلاگ مثل پرواز با گلایدر است: هم هیجان دارد و هم خطرناک است! پس این معرفی‌ها را با در نظر گرفتن این چهار نکته‌ انجام می‌دهم: <strong>یکم</strong> این‌که این معرفی‌ها لزوما به معنای تایید همه‌‌ی نظرات یا نوشته‌های نویسنده‌ی وبلاگ معرفی شده نیست و در واقع من معمولا نویسنده‌ی این وبلاگ‌ها را اصلا نمی‌شناسم. <strong>دوم</strong> این‌که صرفا وبلاگ‌هایی را معرفی می‌کنم که به نظرم «ارزش» خوانده شدن دارند. <strong>سوم</strong> این‌که (بدیهی) معرفی وبلاگ‌ها در این مجموعه به آن معنا نیست که وبلاگ‌هایی که این‌جا معرفی نمی‌شوند به نظرم ارزش خوانده شدن ندارند! <strong>چهارم</strong> این‌که اگر روزی روزگاری وبلاگ نویس «الف» و «ب» را معرفی کردم که خواسته یا ناخواسته دشمن خونی هم از آب درآمدند امیدوارم خودشان یا دیگران از من دل‌گیر نشوند که چرا هر دو را معرفی کرده‌ام!</p>
</blockquote>
<h2 style="text-align:justify;"><a href="http://9133.blogspot.com/">وبلاگ ۹۱۳۳</a></h2>
<p style="text-align:justify;">تصدیق می‌کنم که نویسندهٔ وبلاگ ۹۱۳۳ عنوان عجیبی را برای وبلاگش انتخاب کرده. در واقع اگر بخواهم دقیق‌تر صحبت کنم باید بگویم که ایشان هیچ عنوانی را انتخاب نکرده و اسم وبلاگ و عموم نوشته‌هایش بدون عنوان (untitled) است. موضوعی که مسلما توی ذوق می‌زند و به مخاطب می‌گوید که به خودش زحمت ندهد و مطالب طولانی و بدون عنوان این وبلاگ را نخواند. این استدلال البته درست می‌بود اگر محتوای این وبلاگ «عالی» نبود.</p>
<p style="text-align:justify;">بخواهم خلاصه کنم، وبلاگ ۹۱۳۳ یک وبلاگ درست و درمان آموزشی در زمینه اقتصاد است (یا دست کم با نگاهی با آرشیو مفصلش می‌توان گفت که اخیرا این طور شده است). وبلاگ است، چون لحن خودمانی و نسبتا غیررسمی دارد و مثل مطالب روزنامه یا مجله‌های تخصصی برای خواننده غیرآشنا با علم اقتصاد کسل کننده یا پیچیده نیست. یعنی نویسنده‌اش می‌داند وبلاگ با مجله یا صفحات ویکی‌پدیا باید یک فرقی داشته باشد. از طرف دیگر درست و درمان است چون مفاهیم پیچیده و متنوع اقتصادی را به زبان ساده بازگو می‌کند. نویسنده بدون شک یک دانشجو، یک معلم و یک نویسندهٔ خوب است، چرا که نشان داده که می‌تواند به راحتی موضوعات مختلف پیچیده را به زبان ساده بیان کند، مثال‌های نظری یا عملی متعدد بزند و در عین حال به دام قلم‌فرسایی یا مغلق‌گویی یا پیچیده‌نویسی هم نیفتد.</p>
<p style="text-align:justify;">با توجه به آن‌چه گفتم وبلاگ ۹۱۳۳ یک وبلاگ اقتصادی منحصر به فرد است. از من می‌پرسید معطل نکنید و مشترک وبلاگ ۹۱۳۳ شوید. کافی است روی تصویر زیر کلیک کنید:</p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://9133.blogspot.com/atom.xml"><img title="square" src="http://bamdadi.files.wordpress.com/2009/12/square.jpg?w=70&#038;h=70&#038;h=70" alt="" width="70" height="70" /></a></p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://9133.blogspot.com/">وبلاگ بدون عنوان یا ۹۱۳۳</a></p>
<p style="text-align:justify;"><a href="http://9133.blogspot.com/"><br />
</a></p>
<hr />
<p style="text-align:justify;">با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c/%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%87%d8%b1/'>یکی از خانه‌های این شهر</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6267/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6267/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6267/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6267/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6267/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6267/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6267/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6267/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6267/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6267/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6267/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6267/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6267/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6267/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6267&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/11/01/one-of-the-houses-of-this-city-9133blog/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://bamdadi.files.wordpress.com/2009/12/square.jpg?w=70&#38;h=70&#38;h=70" medium="image">
			<media:title type="html">square</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>چهار کلمه از زبان دیگران: دولت، بازار آزاد، دموکراسی، حق رای</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/10/30/4words-from-others-ahmad-seif-government-freemarket-democracy-voting-rights/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/10/30/4words-from-others-ahmad-seif-government-freemarket-democracy-voting-rights/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 Oct 2011 03:08:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[چهارکلمه از زبان دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[نئولیبرالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصادانه]]></category>
		<category><![CDATA[احمد سیف]]></category>
		<category><![CDATA[بازار آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[حق رای]]></category>
		<category><![CDATA[دموکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایه‌داری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6263</guid>
		<description><![CDATA[قسمت‌هایی از مصاحبه ناتمام با آقای احمد سیف (اقتصاددان) را در این‌جا می‌آورم تا هم شما بخوانید و هم در آرشیو بامدادی ذخیره شده باشد. آقای احمد سیف به دو سوال مهم در زمینه اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد و همین‌طور رابطه آن با دموکراسی پاسخ‌ می‌دهد. مطلب اصلی را این‌جا بخوانید (اصل مصاحبه ناتمام [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6263&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">قسمت‌هایی از مصاحبه ناتمام با آقای احمد سیف (اقتصاددان) را در این‌جا می‌آورم تا هم شما بخوانید و هم در آرشیو بامدادی ذخیره شده باشد. آقای احمد سیف به دو سوال مهم در زمینه اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد و همین‌طور رابطه آن با دموکراسی پاسخ‌ می‌دهد.</p>
<p><a href="http://www.hafteh.de/?p=23231">مطلب اصلی را این‌جا بخوانید (اصل مصاحبه ناتمام سه سوال است).</a></p></blockquote>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"><strong>نائومی کلاین سازمان تجارت جهانی را نهادی زورگو می‌داند، از این جهت که با تحمیل سیاست‌های خصوصی‌سازی و حذف مقررات دولتی، نظام سرمایه‌داری را به کشورها دیکته می‌کند. این اتهام تا چه حد می‌تواند جدی باشد و آیا در اختیار داشتن افسار اقتصاد باعث نمی‌شود که دولت‌ها بتوانند سیاست‌های مختلف خود را به جامعه تحمیل کنند؟</strong></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">احمدسیف: همین پرسش شما چه‌ها که نشان نمی‌دهد از وضعیت کلی نگرش اقتصادی درایران. ادعای کلاین به جای خود، هرکسی که با ادبیات اقتصادی آشنا باشد می داند که درسی سال گذشته سه سازمان بین‌المللی -سازمان تجارت جهانی، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی- با هزار و یک ترفند برای تحمیل  این سیاست‌ها برکشورهای جهان کوشیده‌اند. این که دریکی دو سال اخیر، اندکی فتیله این مباحث را پائین کشیده‌اند عمدتا به خاطر این است که پی‌آمد تحمیل این سیاست‌ها براقتصاد جهان به واقع فاجعه‌ آفرین بوده است. ولی این تکه از پرسش شما برای من خیلی جالب است که «آیا در اختیار داشتن افسار اقتصاد باعث نمی‌شود که دولت‌ها بتوانند سیاست‌های مختلف خود را به جامعه تحمیل کنند؟» برخلاف ادعاهائی که درایران می‌شود -و درهمین پرسش شما هم مستتر است- شما یک اقتصاد دراین عالم به من نشان بدهید که به قول شما «افسار» اقتصاد در دست <span style="color:#ff0000;"><strong>دولت</strong></span> نباشد!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"> <a href="http://www.hafteh.de/wp-content/uploads/nemu564.jpg"><img title="nemu564" src="http://www.hafteh.de/wp-content/uploads/nemu564.jpg" alt="" width="600" height="344" /></a><a href="http://www.hafteh.de/wp-content/uploads/nemu564.jpg"><br />
</a>دراین‌جا عمده اقتصادهای سرمایه‌داری جهان حاضرند. دراتحادیهٔ‌ اروپا نزدیک به ۵۰ درصد اقتصاد دردست دولت و درامریکا و ژاپن هم این نسبت حدودا ۴۰ درصد است. تازه در ژاپن نقش دولت از ۱۹۸۶ تاکنون بیشتر هم شده است. برخلاف آن‌چه درایران مطرح است، پرسشی که باید به آن پرداخت درباره ماهیت و ساختار دولت است. یعنی آن چه که بد است مداخلهٔ فی‌نفسهٔ دولت نیست. بلکه مشکل این است که دولتی که دراقتصاد هم مداخله می‌کند، نه به آزادی انتخاب شده است و به آزادی کنار می‌رود و نه دربرابر کسی هم پاسخ‌گوئی دارد آن هم در جوامعی که کسی نمی‌تواند به آزادی نفس بکشد. درهمین یک سال گذشته شاهد عملکرد چهار تا از این نوع دولت‌ها درمنطقهٔ خاورمیانه بوده ایم. مصر، تونس، لیبی، و یمن. اگرانتخابات معنی‌دار و آزادی داشته باشید؛ اگر مطبوعات و رسانه‌های عمومی شما دریک فضای باز بتوانند نفس بکشند، در آن صورت دولت‌ها نمی‌توانند هر سیاستی را برجامعه «تحمیل» کنند. آنجا که به قول شما هر سیاستی تحمیل می‌شود پی‌آمد نبودن آزادی و فساد مزمن نهاد دولت است. و اما اگر دولت در آزادی و به آزادی از سوی مردم به قدرت رسیده باشد حتما دراین راستا به مردم اطلاع داده است که چه می‌خواهد بکند. و اگرشمای به قدرت رسیده، مقررات بازی را به رسمیت بشناسید وقتی هم که مورد قبول همان مردم نباشید خوب، از کار برکنار می‌شوید. و اما این را بگویم آن‌چه که درپشت این پرسش شما پنهان است، واقعیت تلخ دیگری است که درایران به آن توجه نمی‌شود.  یعنی، این «اقتصاد <span style="color:#ff0000;"><strong>بازار آزاد</strong></span>» که درایران هوش و حواس خیلی ها را برده است، درجهان بیرونی وجود ندارد. این الگوئی است در درس‌نامه‌ها که برای کسانی مثل بنده که کارشان معلمی اقتصاد است کار ایجاد شود. به بازار کار بنگرید. وقتی در ۱۸۱۹ درپارلمان انگلیس کار کودکان غیر‌قانونی شد مخالفان این قانون مدعی شدند که اساس بازار آزاد به مخاطره افتاده است. امروز حتی کسانی چون فریدمن هم با کار کودکان مخالف‌اند. بنگرید به مقرراتی که برای بهداشت محیط زیست وضع شده است. یا در«بازارآزاد» آیا خرید و فروش هر چیزی «آزاد» است؟ البته که این طوری نیست. منظورم این جا تنها خرید و فروش اعضای بدن انسان و یا مواد مخدر نیست که دراغلب کشورهای غربی، غیر قانونی است. رای انتخاباتی، مشاغل دولتی، تصمیمات حقوقی و قضائی هیچ‌کدام از این موارد نمی‌تواند وارد « بازارآزاد» بشود و هرکس پول داشت «بخرد» و بنده و شما هم که لابد «پول» نداریم پشت دربمانیم. درحوزه‌های دیگر، آیا کشوری را می‌شناسید که آدم‌ها -بدون این که شرایط مشخصی که از سوی دولت تعیین می‌شود را داشته باشند- آزاد باشند تا درآن کشور طبابت و یا قضاوت کنند. از این نمونه ها زیاد است ولی از ذکر بقیه موارد می‌گذرم. دراغلب کشورهای غربی، میزان مزد، برخلاف تصوری که وجود دارد، با بازار آزاد تعیین نمی‌شود. تقریبا همه کشورها که این‌گونه برای آزادی تحرک سرمایه غش و ریسه می روند ولی برای تحرک آزادانه نیروی کار-مهاجرت نیروی کار- هزار و یک مانع قانونی و فراقانونی ایجاد کرده‌اند. من از جای دیگر خبر ندارم ولی درانگلستان که من درآن زندگی می‌کنم حتی خرده فروشی و تبلیغات تجارتی و هزار و یک مورد دیگر، هزار و یک قاعده و حساب و کتاب قانونی دارد که شما هرطور که دلتان می‌خواهد نمی‌توانید عمل بکنید. هرکس که عشقش بکشد نمی‌تواند بانک ایجاد کند. همان‌طور که هرچه دلتان بخواهد را نمی‌توانید در تبلیغات تجارتی ادعا کنید آن‌هم با این وعده که اگر ادعاهای تان دروغ بود، « بازارآزاد» شما را ادب خواهد کرد. و اما پرسشی که من دارم این است که این سازمان‌های بین‌المللی اگرخودشان به این الگوئی که مدافعش هستند باور و اعتقاد دارند چرا برای آزادی تحرک نیروی کار دراقتصاد جهان کاری نمی‌کنند؟ گفتم اگرمنظورتان هم اقتصاد ایران باشد، که مشکل نه نقش دولت، بلکه خرابی ساختارسیاست و نهاد دولت است. انتخاباتی که بی‌معنی است. مطبوعات آزادی که وجود ندارد. حق و حقوق فردی که رعایت نمی‌شود و هیچ مقامی هم پاسخگوئی ندارد که چرا حتی در حد آن چه که درقوانین خودشان جاری است به این امور توجه نمی‌شود و به آن احترام نمی‌گذارند. مطمئن باشید اگراین موارد را تصحیح نکنید، از دورن نظام بازار آزاد، هم اگریک نظام آدمخوار در نیاید، حتما یک اقتصاد مافیائی در می‌آید! نمی دانم نشانه‌های یک اقتصاد مافیائی را درایران مشاهده نمی‌کنید!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl"><strong>تصور رایجی که سال‌ها در باور عمومی مردم شکل گرفته است این است که دموکراسی دستاورد اصلی نظام سرمایه داری در اقتصاد است این تفکر ریشه در چه دارد و چگونه می‌توان آن را توجیه کرد؟ </strong></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">درجوامعی چون ایران که قرن‌هاست درزیر بختک ساختاری استبدادی و خودکامه عذاب می‌کشد، مقبولیت دموکراسی نه فقط طبیعی که اجتناب ناپذیر است. درچنین جامعه‌ای و با چنین سابقه دردناکی این که چگونه می‌توان به دموکراسی رسید مقوله‌ای است که هزار و یک اما و اگر دارد و اگراین مقوله پیچیده و ریشه دار آن گونه که سزاوار است مورد ارزیابی و سنجش قرار نگیرد، ای بسا که زمینه‌ساز تداوم بیشتر همین نکبت کنونی ولی به شکل و شمایل اندکی تازه‌تری باشد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">تردیدی نیست که <span style="color:#ff0000;"><strong>دموکراسی</strong></span> برای توسعه اقتصادی لازم است چون اگردرست تعریف شود و از آن مهم‌تر به ضوابط و پیش‌گزاره های آن در عمل و نه تنها درحرف وفا شود -یعنی ضمانت اجرائی داشته باشد-  از شهروندان دربرابر زورگوئی و اجحاف خودکامگان حمایت می‌کند. ناگفته روشن است که اگرچنین حمایتی وجود نداشته باشد انگیزه زیادی برای انباشت سرمایه و ثروت هم نیست و با کمبود و یا نبود انباشت هم توسعه ای اتفاق نخواهد افتاد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">اگرچه شماری از نئولیبرال های ایرانی مدعی اند که بدون اقتصاد بازار آزاد، دموکراسی هم درایران به دست نمی آید، ولی نئولیبرالهائی را هم دیدهٰ‌ایم که دموکراسی را درپای بازارآزاد قربانی کرده بودند [بنگرید به آنچه در حمایت از دیکتاتور خونریز شیلی، ژنرال پینوشه کرده بودند.‌] البته شماری دیگر معتقدند اگراقتصاد با سیاست های مشوق بازار آزاد و تجارت آزاد توسعه یابد خود بخود زمینه برای دموکراسی بیشتر هم آماده می‌شود. درهمین راستا ادعا می‌شود که دموکراسی و بازار آزاد همزاد یکدیگرند و بازار آزاد مشوق دموکراسی است که به نوبه خود باعث توسعه اقتصادی خواهد شد. از سوی دیگر، وقتی امکان داشته باشد تا دولت بدون اعمال قهر از کار برکنار شود، بدیهی است که این عامل درضمن تنظیم کننده رفتار دولت‌مردان هم هست. یعنی آنها چون می‌دانند که این امکان وجود دارد طبیعتا هم با مسئولیت‌پذیری بیشتری تصمیم‌گیری می‌کنند و هم دراجرای بهتر تصمیمات می‌کوشند. از این جاست که این ادعا شکل گرفته است که دموکراسی و بازارهم زاد یک دیگرند و یک دیگر را تقویت می‌کنند. جریان هم این است که به این ترتیب، یک طبقه میانه با دانش ایجاد می‌شود که خواستار و خواهان دموکراسی است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">مواردی هم بوده است که شماری از لیبرالها و نئولیبرال‌ها و مدافعان ایدئولوژیک‌شان که این همه اندر فواید دموکراسی به دیگران پند و اندرز می‌دهند همین که به خودکامگان خودی و دوست می‌رسند به ناگهانی بیماری فراموشی می‌گیرند و یادشان نیست که برچه ضوابط و اصولی پای می‌فشرده اند و چه می‌گفتند. به تاریخ ۵۰ سال گذشته جهان بنگرید. می خواهد سوهارتو باشد دراندونزی، و یا ساموزا بوده باشد در نیکاراگوئه و یا مارکوس باشد در فیلیپین و حتی شاه سابق خودمان بوده باشد درایران قبل از بهمن ۱۳۵۷. اگرهم گمان می‌کنید که این حضرات از تاریخ درس هم گرفته‌اند، خوب اشتباه می‌کنید. به خاورمیانه بنگرید. مبارک، بن علی، و عبدالله صالح تازه‌ترین دست‌نشاندگان همین مدافعان دروغین دموکراسی هستند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">باهمه اختلاف نظرهائی که هست ولی دربین نئولیبرال ها یک نقطه مشترک وجود دارد و آن این که دموکراسی و اقتصاد بازار آزاد یکدیگر را تولید و بازتولید می‌کنند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">به عبارت دیگر، دموکراسی در نبود بازار آزاد غیر ممکن است و درعین حال، دموکراسی موجب تقویت بازار آزاد می‌شود. چرا دموکراسی مشوق بازار آزاد است؟ چون اگرقرار است حکومت‌گران بدون خشونت و خونریزی جای‌شان را به دیگری بدهند باید ساز و کاری موثر برای مهار بد رفتاری‌های حکومت‌گران ایجاد شده باشد. اگر حکومت‌گران نگران از دست دادن قدرت نباشند، چه ضمانتی وجود دارد که مالیات‌های کمرشکن نستانند و یا حتی اموال خصوصی دیگران را غصب نکنند. ( اگرهم نمونه می‌خواهید به تاریخ خود ما بنگرید). وقتی چنین می‌شود انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری و برای افزودن برثروت و انباشت سرمایه باقی نمی‌ماند. نظام بازار مختل می‌شود و درپی آمدش اقتصاد هم توسعه نمی‌یابد. به عکس وقتی دموکراسی وجود دارد، بدرفتاری‌های حکومت‌گران کنترل می‌شود، بازار آزاد هم عمل می کند و اقتصاد هم توسعه می‌یابد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">ازسوی دیگر، بازار آزاد هم مشوق دموکراسی است چون به توسعه اقتصادی منجر می‌شود و موجب می گردد تا صاحبان ثروت مستقل از دولت پیدا شوند و این صاحبان ثروت مستقل هم خواهان ساز و کاری خواهند بود- دموکراسی- تا بتوانند با خود سرانگی دولتمردان مقابله نمایند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">آنچه تا اینجا نوشته‌ام دیدگاهی است که هواخواهان زیادی دارد و تقریبا هرروزه هم تکرار می‌شود. ولی آیا به واقع، این گونه است؟</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">به عبارت دیگر، آیا به واقع بازارآزاد و دموکراسی آن گونه که ادعا می‌شود مشوق یکدیگرند؟ و دموکراسی بدون بازار آزاد غیر ممکن است؟</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">اگرچه پاسخ به این پرسش مفصل است و بسته به تعریفی که از دموکراسی می کنیم می‌تواند متفاوت باشد، ولی همین طور سردستی، ساده ترین تعریفی که از دموکراسی داریم اصل اساسی‌اش این است که «هر فرد، یک رای» که می تواند در انتخاباتی که بدون دخالت و تقلب برگزارشده باشد مورد استفاده شهروندان قرار بگیرد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">و اما اصل اساسی نظام بازار آزاد هم نه «هر فرد، یک رای» بلکه «هر دلار، یک رای» است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">روشن است که دموکراسی براساس اصلی که دربالا آورده‌ام مستقل از ثروت و فقر و رنگ و نژاد به افراد حق برابر می‌دهد تا به شیوه‌ای که می‌پسندد از آن استفاده نماید. به عکس دراصل حاکم بر بازار آزاد، هرچه بیشتر پول بدهید، بیشتر آش می‌خورید. به سخن دیگر، درست برعکس اصل حاکم بر دموکراسی، در نظام بازار آزاد، افراد برابر نیستند و البته که در نظامی که نابرابری باشد، درآن جا دموکراسی هم نیست.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">می‌خواهم توجه را به این تناقض جدی جلب کنم که تصمیمات دموکراتیک ضرورتا با منطق حاکم بربازار آزاد همخوانی ندارند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">درواقع، یکی از عللی که بسیاری از لیبرال‌های قرن نوزدهمی با دموکراسی توافق نداشتند، همین تناقض بود. به گمان آنها دموکراسی به اکثریت فقیر جامعه امکان می دهد تا از اقلیت ثروتمند «بهره کشی» نمایند و حتی نمونه‌هائی هم می‌دادند، از جمله مالیات تصاعدی بر درآمد، و ملی کردن اموال خصوصی و معتقد بودند، که درآن صورت، انگیزه برای ثروت اندوزی از دست می‌رود و چنین سرانجامی برای رشد و توسعه اقتصادی مخرب است. و باز درهمین راستا بود که درکشورهای عمده اروپائی، حق رای داشتن پیش شرط‌هائی داشت:</p>
<ul style="text-align:justify;">
<li>داشتن میزان معینی ثروت</li>
<li>پرداخت میزان مشخصی مالیات بر درآمد</li>
</ul>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">دربعضی از کشورها سواد داشتن و حتی داشتن مدارک آموزشی پیش شرط حق رای داشتن بود. درانگلیس، حتی پس از قانون اصلاحی معروف ۱۸۳۲ تنها ۱۸ درصد از مردها <span style="color:#ff0000;"><strong>حق رای</strong></span> داشتند. در فرانسه قبل از قانون ۱۸۴۸، به خاطر این پیش شرط‌ها فقط ۲ درصد از مردها حق رای داشتند و در ایتالیا، حتی پس از قانون سال ۱۸۸۲ که سن رای دهندگان را به ۲۱ سال کاهش داد، به علت‌ پیش شرط ها تنها ۱۵ درصد از مردان حق رای داشتند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">همین جا باید تاکید کنم که حرف من اصلا این نیست که باید بساط بازار راجمع کرد. واقعیت این است که درجوامعی که درآن اصل « یک دلار یک رای» وجود نداشت نه اقتصاد کارآمدی داشتیم و نه دموکراسی وجود داشت.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">درعین حال معتقدم که اگر تنها اصل حاکم بریک جامعه « یک دلار یک رای» باشد در چنین جامعه‌ای هم آجر روی آجر بند نمی‌شود و در چنین جامعه‌ای هم به دلایل پیش گفته دموکراسی وجود نخواهد داشت. به سخن دیگر، حوزه‌های زیادی در زندگی بشر وجود دارد که برای سلامت نظام بازار هم ضروری است که اصل اساسی نظام بازار برآنها حاکم نباشد. تصمیم‌گیری‌های حقوقی، ادارات و مقامات دولتی، مدارک دانشگاهی- به ویژه در رشته‌هائی مثل حقوق، پزشکی و تربیت معلم.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">اگربتوان با خرید مدرک دانشگاهی دراین عرصه‌ها تصمیم‌گیری کرد روشن است که هم منابع اقتصادی تلف می‌شوند و هم جان و مال شهروندان به مخاطره می‌افتد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">اگراین ادعا راست است که اصل اساسی دموکراسی -هر فرد، یک رای- با اصل اساسی بازار آزاد -هر دلار یک رای- تناقض دارد در آن صورت، انتقال بخش‌های بیشتری از زندگی شهروندان به دایره نفوذ بازار آزاد که در آن اصل «یک دلار یک رای» حاکم است چگونه می‌تواند حرکتی در راستای تحقق و تعمین دموکراسی باشد؟ به عبارت دیگر، آن چه که در پرسش شما مطرح است در واقع مبنایش یک غلط مصطلح است که دائم تکرار می‌شود.</p>
<hr />
<p style="text-align:justify;"><strong>*</strong><strong>بدیهی است</strong> (هست؟) که این نقل قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و نه فقط این‌جا بلکه هر جا به منبعی لینک یا ارجاع می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.</p>
<hr />
<p style="text-align:justify;">با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://feeds.feedburner.com/bamdadi">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%da%a9%d9%84%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>چهارکلمه از زبان دیگران</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/'>اقتصاد</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6263/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6263/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6263/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6263/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6263/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6263/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6263/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6263&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/10/30/4words-from-others-ahmad-seif-government-freemarket-democracy-voting-rights/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.hafteh.de/wp-content/uploads/nemu564.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">nemu564</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>چه کسانی هزینهٔ تغییر برای رسیدن به ایرانی بهتر را پرداخت می‌کنند؟</title>
		<link>http://bamdadi.com/2011/10/29/silence-and-respect/</link>
		<comments>http://bamdadi.com/2011/10/29/silence-and-respect/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 29 Oct 2011 18:36:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>bamdadi</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ و خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مین]]></category>
		<category><![CDATA[مین‌گذاری]]></category>
		<category><![CDATA[مین‌برداری]]></category>
		<category><![CDATA[پاکسازی]]></category>
		<category><![CDATA[پاکسازی مین]]></category>
		<category><![CDATA[اهواز]]></category>
		<category><![CDATA[ایران بهتر]]></category>
		<category><![CDATA[بازنشسته]]></category>
		<category><![CDATA[شهید عبدالرضا قربانعلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bamdadi.com/?p=6252</guid>
		<description><![CDATA[زیر نوشتهٔ قبلی‌‌ام که درآن با نشان دادن فاجعهٔ تحریم‌های عراق از دلسوزان برای ایران خواسته بودم تحریم، تحدید و تهدید ایران را محکوم کنند، دوستی کامنت گذاشته که : ببین آقا! اصلا موضوع این نیست که تحریم ها چقدر هزینه دارد! موضوع این است که کسانی که شما بهشان می گویید بی عقل بی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6252&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زیر <a href="http://bamdadi.com/2011/10/29/john-pilger-paying-the-price-killing-the-children-of-iraq/">نوشتهٔ قبلی‌‌ام</a> که درآن با نشان دادن فاجعهٔ تحریم‌های عراق از دلسوزان برای ایران خواسته بودم تحریم، تحدید و تهدید ایران را محکوم کنند، دوستی کامنت گذاشته که :</p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;">ببین آقا! اصلا موضوع این نیست که تحریم ها چقدر هزینه دارد! موضوع این است که کسانی که شما بهشان می گویید بی عقل بی شرف، می فهمند که تحریم ها به مردم فشار می آورد. موضوع میزان هزینه ایست که برای تغییر باید پرداخت. البته شما خواهان تغییری نیستید ولی <strong>کسی که آرزوی ایرانی بهتر را دارد برایش این هزینه ها مهم نیست.</strong> چه کار باید کرد؟ انقلاب خونین که هزینه بیشتری دارد. حمله خارجی هم همینطور. اصلاحات هم با وضع کنونی ممکن نیست و سرکوب میشود. باید هزینه داد. این موضوع بدیهی ترین اصل برای هر تغییری ست. ‏</p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;">می‌خواستم به این دوست عزیز پیشنهاد کنم که حالا که شما برای رسیدن به ایرانی بهتر حاضرید هزینه‌ پرداخت کنید (تا حدی که نسبت به موارد گفته شده تحریم، تحدید و تهدید ایران موضع ملایم دارید) می‌توانید داوطلب کمک برای پاکسازی میدان‌های مین شوید که هنوز در منطقه‌های وسیعی از ایران هستند. به شما اطمینان می‌دهم ایران بدون این‌ مین‌ها بسیار ایران بهتری خواهد بود. جالب است بدانید که آدم‌های بسیاری در همین ایران خودمان مثل شما فکر می‌کنند و حاضرند برای رسیدن به ایرانی بهتر جانشان را به خطر بیاندازند. نمونه‌اش آقای عبدالرضا قربانعلی:</p>
<blockquote><p><a href="http://www.kaleme.com/1390/07/23/klm-76878/?theme=fast">شهید «عبدالرضا قربانعلی» از بازنشستگان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در دوران دفاع مقدس که مدت ۶ سال در مناطق آلوده به مین مناطق جنگی در استان‌های کرمانشاه و خوزستان فعالیت کرده بود، امروز در حین انجام کار بر اثر انفجار یک «مین ضد تانک» به جا مانده از دوران دفاع مقدس در منطقه «چزابه» اهواز به درجه شهادت رسید.  </a></p>
<p><a href="http://www.kaleme.com/1390/07/23/klm-76878/?theme=fast">«عبدالرضا قربانعلی» مسئول کل تیم‌های نظارت مین‌برداری جنوب کشور ساعتی پیش در منطقه چزابه اهواز به شهادت رسید.</a></p>
<p><a href="http://www.kaleme.com/1390/07/23/klm-76878/?theme=fast">شهید «عبدالرضا قربانعلی» از بازنشستگان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در دوران دفاع مقدس بود که مدت ۶ سال در مناطق آلوده به مین مناطق جنگی در استان‌های کرمانشاه و خوزستان فعالیت کرده است.</a></p>
<p><a href="http://www.kaleme.com/1390/07/23/klm-76878/?theme=fast">به گزارش فارس، وی که ۵۵ بهار زندگی را پشت سر گذاشته است، ساعتی پیش در حین انجام کار بر اثر انفجار یک «مین ضد تانک» به جا مانده از دوران دفاع مقدس در منطقه «چزابه» اهواز به درجه شهادت رسید.</a></p></blockquote>
<hr />
<p>با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در <a href="http://bamdadi.com/feed/">خوراک</a> آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.</p>
<br />دسته‌بندی شده در: <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/'>ایران</a>, <a href='http://bamdadi.com/category/%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa/'>جنگ و خشونت</a>  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/bamdadi.wordpress.com/6252/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/bamdadi.wordpress.com/6252/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/bamdadi.wordpress.com/6252/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/bamdadi.wordpress.com/6252/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/bamdadi.wordpress.com/6252/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/bamdadi.wordpress.com/6252/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/bamdadi.wordpress.com/6252/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/bamdadi.wordpress.com/6252/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/bamdadi.wordpress.com/6252/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/bamdadi.wordpress.com/6252/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/bamdadi.wordpress.com/6252/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/bamdadi.wordpress.com/6252/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/bamdadi.wordpress.com/6252/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/bamdadi.wordpress.com/6252/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=bamdadi.com&amp;blog=1443707&amp;post=6252&amp;subd=bamdadi&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bamdadi.com/2011/10/29/silence-and-respect/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/1ae042c4b44a0bbef31eec9242d3e41d?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">خودم</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
