بایگانی

نوشته‌هایی که ‘پاک کردن صورت مساله’ برچسب زده شده‌اند

پاک کردن صورت مساله: ارتشی که دشمن خود را تقویت می‌کند

جولای 26, 2010 بامدادی ۱ دیدگاه

در قسمت قبلی مجموعه‌ی «پاک کردن صورت مساله» درباره‌ی حل مشکل (problem solving) صحبت کردم و تاکید کردم که :

یک راه حل خوب نباید مشکل اولیه را با مشکل بزرگ‌تری جایگزین کند.

امروز به یک نمونه‌ی جالب از بهینه‌سازی جزئی‌نگر (sub-optimization) برخورد کردم که می‌تواند به بحث فوق مربوط باشد. تحقیقی که توسط کمیته‌ای زیر نظر کنگره‌ی آمریکا انجام شده نشان می‌دهد که ارتش آمریکا در سال‌های اخیر به صورت ناخواسته طالبان را تامین مالی می‌کرده است!

شرح داستان این است که نیروهای نظامی آمریکایی در افغانستان (مثل هر نیروی نظامی دیگری) احتیاج به منابع (سوخت، آذوقه، تجهیزات و …) دارند که توسط زنجیره‌ی تامین (supply chain)  ارسال می‌شود. بخش بزرگی از این پیمان‌کارها برای تامین امنیت محموله‌هایی که از داخل خاک افغانستان عبور می‌کنند از پیمان‌کارهای محلی استفاده می‌کنند که آن‌ها نیز به نوبه‌ی خود از نیروهای محلی دیگری استفاده می‌کنند و در نتیجه دقیقا مشخص نیست هزینه‌ای که صرف انتقال سیورسات نیروهای آمریکایی می‌شود در نهایت به جیب چه گروه‌هایی می‌رود. در گزارش کمیته‌ی فوق آمده که درآمد طالبان از منابع آمریکایی (به شیوه‌ی فوق) بین 100 تا 400 میلیون دلار در سال است. این در حالی است که درآمد طالبان از طریق کشت تریاک حدود 300 میلیون دلار در سال است. یعنی این امکان وجود دارد که طالبان بیش از نیمی از درآمد خود را از جیب دشمن خود کسب کند!

معمولا هدف مدیران یا فرماندهان این است که فعالیت سیستم مورد نظرشان را بهینه کنند. اما مساله این است که هر سیستم (مثلا الف) بخشی از سیستمی بزرگ‌تر یا مادر (سیستم ب) است و در صورتی که دقت کافی به خصوصیت‌های سیستم‌ مادر و نوع ارتباط (نوع و شدت جریان‌های ورودی و خروجی) دو سیستم با یکدیگر نشود ممکن است تدبیرهایی که سیستم اصلی را بهینه می‌کنند، به غیربهنیه شدن سیستم مادر بیانجامند.

در این مثال می‌توان گفت یافتن ارزان‌ترین پیمان‌کاران محلی برای تامین امنیت محموله‌های مورد نیاز لشگرهای آمریکا در افغانستان شاید در سطح سیستم اصلی (زنجیره‌ی تامین منابع) بهینه و مناسب به نظر برسد (هزینه‌ی بالایی ندارد؛ ارسال محموله‌ها هم انجام می‌گیرد؛ …) اما در سطح سیستم مادر (میدان کارزار افغانستان به معنای بزرگ‌تر آن) غیر بهینه است چرا که منجر به تزریق پول به طالبان و در نتیجه تقویت آن می‌شود. در این جا «بهینه‌سازی جزئی‌نگر» رخ داده است. یعنی بهینه‌سازی در مقیاس کوچک انجام شده بدون این‌که به بهینه‌سازی سیستم بزر‌گ‌تر توجه شود.

بهینه‌سازی جزئی‌نگر می‌تواند به تغییر صورت مساله (problem shifting) منجر شود. برای یادآوری یک‌بار دیگر دیاگرام-مدل زیر را مرور کنیم:

(اگر تصویر واضح نیست روی آن کلیک کنید یا این‌که نسخه‌ی پی‌دی‌اف آن‌را دریافت کنید.)

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن یا مراجعه به وبلاگ «آینه‌ی بامدادی» پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

پاک کردن صورت مساله – مقدمه

ژانویه 21, 2010 بامدادی 10 دیدگاه

وقتی به یک مشکل (problem) برخورد می‌کنید چکار می‌کنید؟ صورت مساله را پاک می‌کنید یا سعی می‌کنید آن‌را حل (solve) کنید؟ اگر بخواهید آن‌ را حل کنید چطور این کار را انجام می‌دهید؟ طبیعتا راه‌ِ حل (solution) ارائه می‌دهید. اما حتما در نظر دارید که:

یک راه حل خوب نباید مشکل اولیه را با مشکل بزرگ‌تری جایگزین کند.

قبول دارید که اگر راه ‌حلی پیدا شود که مشکل اولیه را با یک مشکل بزرگ‌تر جایگزین کند، راه حل خوبی نیست؟ فرض کنید فردی دچار بیماری استرس است. چنین شخصی اگر برای حل مشکل استرس به مصرف مواد مخدر رو آورد احتمالا راه حل خوبی را انتخاب نکرده. چرا که اگر چه مصرف مواد مخدر احتمالا مشکل اولیه (داشتن استرس) را حل می‌کند، اما مشکل بزرگ‌تری به نام اعتیاد و عوارض ناشی از آن را ایجاد می‌کند.

به نظر بدیهی می‌رسد؟

مساله این‌جاست که موضوع همیشه به این سادگی نیست. وقتی با پدیده‌های ساده سر و کار داشته باشیم احتمالا می‌توانیم با دانش و تجربه‌ فرق بین یک راه حل خوب و یک راه حل ضعیف را تشخیص دهیم. اما وقتی با پدیده‌های پیچیده سر و کار داریم چطور؟ مثلا موضوعات زیست‌محیطی؟

در رویارویی با موضوعات پیچیده مانند سیستم‌های زیست‌محیطی این خطر وجود دارد که راه‌حل‌هایی ارائه دهیم که مشکل‌های محلی، محسوس، کوچک و ساده‌ی امروز را به مشکلات جهانی، نامحسوس، بزرگ و پیچیده تبدیل کند.

این نوع راه‌حل‌ها در واقع «حل مشکل» (problem solving) نیستند بلکه «تغییر مشکل» (problem shifting) هستند. در این مجموعه به ذکر مثال‌هایی از این نوع راه حل‌ها می‌پردازم و برای سادگی در فارسی آن‌ها را «پاک کردن صورت مساله» می‌نامم ولی کلید‌واژه‌ی مهم همان problem shifting است.

این دیاگرام که مفاهیمی بسیار مبنایی و کلیدی را خلاصه می‌کند را در نظر داشته باشید. به این نمودار در آینده زیاد ارجاع خواهم داد. اگر تصویر واضح نیست روی آن کلیک کنید یا این‌که نسخه‌ی پی‌دی‌اف آن‌را دریافت کنید.

دریافت نسخه‌ی پی‌دی‌اف دیاگرام «پاک کردن صورت مساله».

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.