کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸: افسانه یا واقعیت؟ (قسمت اول)

مدت‌هاست که می‌خواهم در مورد «انتخابات ۱۳۸۸» مطلبی بنویسم اما به دلایل مختلف این مساله به تاخیر می‌افتاد. صحبت‌های اخیر آقای ادوارد هرمان، که در نوشته‌ی اخیر به آن اشاره کردم بهانه‌ای شد تا تصمیم بگیرم کاری که مدت‌هاست می‌خواهم انجام دهم را انجام دهم. برای نوشتن مطلب، قالب «گفتگو» را انتخاب کرده‌ام و سعی کرده‌ام سوال‌هایی که برای خودم پیش آمده و سیر تحولی پاسخ‌هایی که برای آن‌ها یافته‌ام (از چند سال پیش تا امروز) را از زبان «شکاک» بیان کنم و همین‌طور تا حد امکان سوال‌های متداولی که معمولا در زمینه انتخابات پیش می‌آید را نیز از زبان «کنجکاو» بپرسم. این نوع نوشتار برای من تجربه‌ی جدیدی است و امیدوارم کاستی‌هایش را ببخشید. اگر موفق شوم با این قالب ارتباط خوبی برقرار کنم، در آینده بیشتر در این قالب خواهم نوشت.

نکته: بخش‌هایی از این نوشته (اگر چه کاملا حالت گفتگو دارد) نقل قول (ترجمه آزاد) از تحقیق انجام شده توسط موسسه‌ی WPO است که در متن هم به آن اشاره شده اما به صورت مشخص این قسمت‌ها با گیومه مشخص نشده‌اند. این مساله به خصوص در بند مربوط به پاسخ‌ شکاک که دارای نمودار نیز هست وجود دارد.

کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸: افسانه یا واقعیت

گفتگوی دوستانه‌ی «کنجکاو» و «شکاک»

قسمت اول

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کنجکاو: سلام. از این‌که فرصتی برای گفتگو پیش آمد خوشحالم. بدون پرداختن به حاشیه‌ها، می‌خواهم اولین و مهم‌ترین سوالم را مطرح کنم. آیا به نظر شما در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ یک کودتای انتخاباتی (آن‌طور که خیلی‌ها می‌گویند) رخ داده است؟

شکاک: با سلام خدمت شما و همه‌ی دوستانی که این گفتگو را می‌خوانند. اگر بخواهم خیلی خلاصه نظر امروزم را به شما بگویم، باید بگویم  به غیر از مجموعه ای از دلایل تحلیلی؛ مدرک معتبری که نشان دهد کودتای انتخاباتی رخ داده است (فرضا آراء شمرده نشده یا عددسازی شده و غیره) وجود ندارد. در چنین شرایطی، من معتقدم که «نمی‌توانیم بگوییم کودتای انتخاباتی رخ داده است». اگر چه این به معنای این نیست که در انتخابات تخلفاتی رخ نداده، یا سیاست‌های مختلف موسوم به «رای خریدن» که در زمره‌ی تخلفات پیش از انتخابات هستند تاثیری در نتیجه‌ی انتخابات نگذاشته است.

کنجکاو: اجازه دهید بحث را فعلن متمرکز کنیم روی خود انتخابات و از تخلفات پیش از انتخابات صحبت نکنیم. آن باشد برای آینده. پس به نظر شما، عدد سازی نشده است و رای‌ها شمرده شده‌اند و کودتای انتخاباتی رخ نداده است؟

شکاک: بله. این‌طور به نظر می‌رسد. طبعا هیچ کس نمی‌تواند اطمینان قطعی نسبت به این موضوع داشته باشد، اما شواهد و قرائن متعددی هستند که نشان می‌دهند چیزی به نام کودتای انتخاباتی رخ نداده است.

کنجکاو: در این مورد بیشتر صحبت خواهیم کرد. اما خواهشا چند نمونه از این شواهد و قرائن را نام ببرید.

شکاک: شاید مهم‌ترین دلیل برای تایید درست بودن نسبی آراء اعلام شده، نظرسنجی‌ها و سنجش‌هایی است که توسط موسسات مختلف داخلی و خارجی در روزها یا هفته‌های پیش (و بعد) از انتخابات انجام شده است. این نظرسنجی‌ها و سنجش‌ها اولا با یکدیگر هماهنگی عمومی دارند و ثانیا با نتایج انتخابات می‌خوانند. نظرسنجی‌های مورد اشاره‌‌ی من عبارتند از:

۱) نظرسنجی‌‌های دانشگاه تهران پیش و پس از انتخابات (۸ نظرسنجی تلفنی قبل از انتخابات، ۲ نظرسنجی تلفنی بعد از انتخابات) {گزارش تحلیلی WPO از این نظرسنجی‌ها‌}

۲) نظرسنجی موسسه‌ی «افکار عمومی جهان» (World Public Opinion) (نظرسنجی تلفنی انجام شده حدود یک ماه و نیم بعد از انتخابات) {گزارش تحلیلی WPO از این نظرسنجی}

۳) نظرسنجی انجام شده توسط موسسه‌ی کانادایی گلوبال‌سکن (GlobalScan) از طریق یک موسسه‌ی سنجش افکار تجاری (ثبت شده‌ در ایران). نظرسنجی یک هفته بعد از انتخابات انجام شده. {گزارش تحلیلی WPO از این نظرسنجی}

۴) نظرسنجی سه موسسه به نام‌های «فردای بدون ترور: مرکز افکار عمومی (Terror Free Tomorrow: The Center for Public Opinion)، بنیاد آمریکای جدید (the New America Foundation) و یک موسسه‌ی اروپایی (KA Europe SPRL) (انجام شده حدود یک ماه قبل از انتخابات) {گزارش کامل این نظرسنجی / تحلیل واشنگتن پست / تحلیل ادوارد هرمان که حتما توصیه می‌کنم با دقت بخوانید (بند هشت به بعد مربوط به انتخابات ایران است)}

وارد شدن به جزییات فنی هر کدام از این نظرسنجی‌ها کار ساده‌ای نیست و وقت زیادی هم می‌طلبد. اما با خواندن گزارش‌های مربوطه، به خصوص گزارش‌ مقایسه‌ای و تحلیلی WPO متوجه می‌شوید که هماهنگی و اعتبار قابل توجهی بین این نظرسنجی‌ها وجود دارد تا حدی که مجموعه‌ی آن‌ها را به «سندی قابل» اعتنا درباره‌ی نتیجه‌ی انتخابات ایران تبدیل می‌کند. این نظرسنجی‌ها به صورت کلی با نتایج اعلام شده در انتخابات ۱۳۸۸ هماهنگی دارند. البته نکته‌ی مهم را نباید فراموش کرد که نتایج این نظرسنجی‌ها نشان نمی‌دهد که انتخابات بی‌ایراد یا بی‌تخلف انجام شده. ولی از آن‌ها می‌توان نتیجه گرفت که «این ادعا که اکثریت مردم ایران به آقای احمدی‌نژاد رای نداده‌اند» نادرست است.

به گزارش تحلیل WPO از نظرسنجی‌های 1 تا 3، یک هفته قبل از انتخابات بین ۵۲ تا ۵۷٪ پاسخ‌دهندگان گفتند که به آقای احمدی‌نژاد رای خواهند داد و یک هفته بعد از انتخابات ۵۵ تا ۶۶٪ گفتند که به ایشان رای داده‌اند.

کنجکاو: ببینید در مورد اعتبار این نظرسنجی‌ها سوال‌های زیادی می‌توان مطرح کرد: از کجا معلوم این نظرسنجی‌ها معتبر باشند؟ مثلا نظرسنجی‌های انجام شده توسط دانشگاه تهران که یک موسسه‌ی دولتی داخلی است ممکن است تحت تاثیر عوامل حکومت ایران انجام شده باشد و در نتیجه معتبر نباشد. در این باره چه می‌گویید؟

شکاک: همان‌طور که گفتم بررسی جزییات این نظرسنجی‌ها کار ساده‌ای نیست. اما توجه داشته باشید که ما فقط با یک نظرسنجی سر و کار نداریم. اگر موضوع فقط نظرسنجی‌های انجام شده توسط دانشگاه تهران بود، با وجودی که یک نهاد آکادمیک معتبر است،‌با این حال ممکن بود تردیدهایی در زمینه استقلال نظر و در نتیجه اعتبار نظرسنجی وجود داشته باشد. اما نتایج نظرسنجی‌های دانشگاه تهران با نمونه‌های خارجی در تضاد نیست.

کنجکاو: همه‌ی این نظر‌سنجی‌ها به صورت تلفنی انجام شده‌اند. یعنی به صورت تصادفی با افراد از طریق تلفن‌های ثابت آن‌ها تماس گرفته‌اند و نظرشان را جویا شده‌اند. می‌دانیم که خیلی افراد ممکن است از مطرح کردن گرایش انتقادی خود نسبت به حاکمیت در یک موقعیت این‌چنینی واهمه داشته باشند و در نتیجه پشت تلفن چیزهایی بگویند که خواست قلبی‌شان نیست. به نظر شما این نکته کیفیت و اعتبار نظرسنجی‌ها را زیر سوال نمی‌برد؟ موضوعی که شاید از دید موسسه‌های سنجش خارجی به دور مانده باشد؟

شکاک: اتفاقا در گزارش WPO که به تفصیل به تحلیل و مقایسه‌ی نتایج نظرسنجی‌های انجام شده از سه منبع مختلف (شماره ۱ تا ۳ ذکر شده در بالا) می‌پردازد به این نکته اشاره شده. در این گزارش سعی شده اعتبار این نظرسنجی‌ها (از منابع مختلف) سنجیده شود و این نکته را هم بررسی کرده است.

اولین نکته‌ی مهم این است که ۸ تا از این نظرسنجی‌ها (نظرسنجی‌های انجام شده توسط دانشگاه تهران) قبل از انتخابات انجام شده‌اند. درست است که آقای احمدی‌نژاد رییس جمهور کشور بود، اما حمایت از یک کاندیدای رسمی دیگر در آن هفته‌های قبل از انتخابات یک موضوع منفی سیاسی تلقی نمی‌شد. فرضا آقای موسوی از افراد دارای سابقه در انقلاب و نظام تلقی می‌شد و بسیاری از افراد علنا از وی حمایت می‌کردند. در ضمن، این‌را هم می‌دانیم و خیلی از ناظران داخلی یا خارجی هم تایید می‌کنند که در طی رقابت‌های انتخاباتی در هفته‌های قبل از انتخابات ۱۳۸۸ جامعه‌ی ایران یکی از بازترین دوره‌های خود در سال‌های اخیر را تجربه می‌کرد. مردم آزادانه و به راحتی حمایت خود را از کاندیداهایی به غیر از آقای احمدی‌نژاد اعلام می‌کردند بدون آن‌که نگرانی‌ای در این زمینه داشته باشند. این را هم اضافه کنم که نظرسنجی موسسه‌ی فردای بدون ترور نیز حدود یک ماه قبل از انتخابات انجام شده است.

اما نظرسنجی‌های انجام شده بعد از انتخابات (دو نظرسنجی دانشگاه تهران، نظرسنجی WPO و نظرسنجی GlobalScan) بیشتر در معرض «خودسانسوری» پاسخ‌دهندگان قرار داشته‌اند. در این مورد اولا باید توجه کرد که در این نظرسنجی‌ها به پاسخ‌دهندگان این امکان داده شده بود که فقط در صورت تمایل در نظرسنجی شرکت کنند و شرکت نکردن آن‌ها بهتر از پاسخ غیردقیق دادنشان است. به خاطر همین مساله هم، می‌بینیم که در نظرسنجی‌های انجام شده بعد از انتخابات (سه ماه بعد از انتخابات) تعداد کمتری از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند که به آقای موسوی رای داده‌اند و در یکی از این نظرسنجی‌ها (سه ماه بعد از انتخابات) تعداد بیشتری از پاسخ دادن امتناع کرده‌اند. این‌ها مواردی است که می‌تواند نشانه‌ی «خودسانسوری» باشد. اما گزارش WPO اضافه می‌کند که با این وجود در این نظرسنجی‌ها افزایش قابل توجهی در تعداد کسانی که گفته‌اند به آقای احمدی نژاد رای داده‌اند دیده نشده. نکته جالب این است که در کشورهای غربی، معمولا نظرسنجی‌های بعد از انتخابات، درصد رای‌های برنده‌ی انتخابات را بیشتر از آن‌چه واقعا در انتخابات بوده نشان می‌دهد. پدیده‌ای که به نام «تاثیر واگن قطار» (Bandwagon Effect) مشهور است.

در ضمن اگر ما فرض را بر این بگیریم که پاسخ دهندگان تلفنی، از ترس این‌که ممکن است شنود شوند و به هر دلیل به خاطر بیانات سیاسی نامطلوب خود مورد مواخذه قرار بگیرند، خودسانسوری کرده‌اند، طبعا باید این خودسانسوری را در پاسخ به سوال‌های حساس دیگر هم نیز ببینیم (به غیر از سوال به کدام نامزد رای داده‌اید؟). اما در چند مورد،‌ اکثریت پاسخ دهندگان مواضعی داشتند که حتی شاید از این‌که بگویند به آقای احمدی نژاد رای نداده‌اند حساس‌تر بوده‌ است. به عنوان مثال، در نظرسنجی WPO که در دوران سرکوب اعتراضات خیابانی توسط حکومت انجام شد، از شرکت کنندگان پرسیده شد که به نهادهای سیاسی مختلف چقدر اعتماد دارند. در مورد همه‌ی نهادها اکثریت معتقد بودند که «دست کم قدری اعتماد دارند»، اما کمتر از نیمی از آن‌ها به چند نهاد حساس سیاسی «اعتماد زیادی» داشتند. در مورد نهاد «شورای نگهبان» فقط ۴۲٪ گفتند که به آن «اعتماد زیادی دارند». نهادهایی هم که احتمال شنود مکالمات توسط آن‌ها داده می‌شد وضعیت چندان بهتری نداشتند: در مورد وزارت اطلاعات فقط ۳۸٪ پاسخ دهندگان و در مورد وزارت کشور ۵۲٪‌ اعتماد زیادی داشتند.

علاوه بر این، شرکت کنندگان در نظرسنجی‌ها نشان دادند که آمادگی انتقاد غیرمستقیم از شورای نگهبان را دارند. در آن دوران بحث‌ مفصلی در رسانه‌ها جریان داشت مبنی بر این‌که قبل از انتخابات بعضی اعضای شورای نگهبان علنن از آقای احمدی نژاد حمایت کرده‌اند. وقتی حدود سه ماه بعد در نظرسنجی WPO از پرسش‌دهندگان پرسیده شد «آیا به نظر شما شایسته است که اعضای شورای نگهبان در انتخابات از یک نامزد خاص حمایت کنند یا این‌که باید همیشه بی‌طرف بمانند؟» اکثریت قابل توجه (۷۵٪) پاسخ دادند که شورای نگهبان باید همیشه بی‌طرف بماند.

همچنین، اگر فرض کنیم که ترس از مورد مواخذه قرار گرفتن باعث شود پاسخ دهندگان مواضع انتقادی کمتری نسبت به حکومت بگیرند، در این صورت وقتی که سرکوب معترضان توسط حکومت تشدید شد، باید انتظار داشته باشیم که حمایت از حکومت نیز در این نظرسنجی‌ها افزایش یابد (یعنی پاسخ دهندگان از ترس سرکوب شدن در فضایی که روز به روز امنیتی‌تر می‌شود سعی کنند بیشتر شبیه حامی حکومت جلوه کنند). از آن طرف، اگر شرکت کنندگان صادقانه پاسخ دهند، سرکوب بیشتر قاعدتا احتمال این‌که آن‌ها از حکومت حمایت کامل بکنند را کمتر می‌کند. در نظرسنجی انجام شده توسط GlobalScan که یک هفته بعد از انتخابات انجام شد، ۴۹٪ پاسخ دهندگان گفتند که از «سیستم فعلی حکومت خیلی راضی هستند». وقتی که حدود سه ماه بعد، WPO در نظرسنجی خود همین سوال را مجددا از شرکت کنندگان پرسید (توجه کنید در این دوران سرکوب‌های حکومتی شدیدتر و سیستماتیک‌تر شده بود) تعداد افرادی که از سیستم فعلی حکومت «خیلی راضی بودند» نه تنها افزایش نیافت بلکه ۸٪ کاهش یافت و به ۴۱٪ رسید.

الگوی حاکم بر پاسخ‌ها هم می‌تواند به این مساله مرتبط باشد. نظرسنجی‌های قبل از انتخابات نشان می‌دهند که در هفته‌های اول رقابت‌های انتخاباتی، محبوبیت آقای احمدی‌نژاد به سرعت کاهش یافت، اما این روند شدیدا کاهشی بعد از مناظره‌های تلویزیونی تغییر کرد و به روند افزایشی تبدیل شد که تا روز انتخابات نیز ادامه یافت (نمودار اول را در زیر ببینید). این مساله استدلال کسانی که می‌گویند عموم ایرانی‌ها تمایلی به ابراز نظرشان در مورد نامزدها را نداشتند را تضعیف می‌کند. دور از ذهن می‌رسد که صداقت عمومی مردم (شرکت کنندگان در نظرسنجی) ده روز قبل از انتخابات اوج گرفته باشد و چند روز بعد نزول کرده باشد.

نتایج ۸ نظرسنجی‌ دانشگاه تهران در هفته‌های منتهی به انتخابات

نتایج نظرسنجی‌‌های دانشگاه تهران، GlobalScan و WPO بعد از انتخابات

نتایج نظرسنجی TFT سه هفته قبل از انتخابات

کنجکاو: ممنون از توضیح مفصلی که دادید. اما توضیحات شما همه در حمایت از اعتبار نظرسنجی‌های انجام شده بود. اما از کجا معلوم این نظرسنجی‌ها اصولا انجام شده باشند؟ شاید عددسازی شده باشد (با یا بی اطلاع نهاد برگزار کننده نظرسنجی)‌ و شاید هم اصلا بعضی از این نظرسنجی‌ها بدون هیچ شرکت کننده‌ای انجام شده باشد. شاید هم نظرسنجی انجام شده باشد، اما بعضی از نتیجه‌ها را دستکاری کرده باشند تا بهتر با هدف موسسه‌ی نظرسنجی کننده جور در بیاید. در این مورد چه می‌گویید؟

شکاک: در مورد نظرسنجی‌های انجام شده توسط موسسات خارجی،‌ خیلی بعید می‌دانم که عددسازی کرده باشند و به نظرم می‌توانیم با قاطعیت قابل قبولی فرض را بر این بگیریم که واقعا نظرسنجی تلفنی را انجام داده‌اند. اما با توجه به توضیحات داده شده در گزارش تحلیلی WPO که سه نظرسنجی عمده قبل و بعد از انتخابات را با هم مقایسه کرده و تاکید می‌کند از خطوط تلفن ثابت استفاده کرده‌اند و می‌دانیم ضریب نفوذ تلفن ثابت در ایران بیش از ۸۰٪ است احتمال این‌که یک نهاد دولتی کلن در فرایند مصاحبه‌ها دخل و تصرف کرده باشد حذف می‌شود. مصاحبه‌ها (فرضا در مورد نظرسنجی WPO) زیر نظر افراد سازمان برگزار کننده انجام شده و تحلیل پاسخ‌های داده شده به مصاحبه‌کننده‌های مختلف هم نشان نداده که بعضی از مصاحبه کننده‌ها روی نتیجه‌ها تاثیر گذاشته‌اند.

اما در مورد نظرسنجی‌های انجام شده توسط دانشگاه تهران، طبعا امکان دستکاری حکومتی یا عددسازی و غیره وجود دارد. درست است که دانشگاه تهران یک نهاد معتبر علمی است اما به هر حال احتمال دخالت حکومت و دخل و تصرف در فرایند نظرسنجی را نمی‌توان نادیده گرفت. همین نکته را در مورد نظرسنجی انجام شده توسط GlobalScan هم می‌توان گفت، چرا که این موسسه برای نظرسنجی خود از یک سازمان سنجش افکار داخلی بهره جسته است.

در مورد این نگرانی‌ها، اولین چیزی که باید بگویم این است که در مورد سوال‌های اساسی نتایج نظرسنجی‌های داخلی و خارجی با هم هماهنگی دارند.

از طرف دیگر، تیم تحلیل‌گر WPO مفصلا روی داده‌های نظرسنجی‌های مختلف کار کرده تا نشانه‌های دستکاری یا عددسازی را در آن‌ها بیابد. گزارش WPO یادآوری می‌کند که اگر چه «ساختن» نتیجه‌ی مطلوب برای پاسخ‌های مختلف مربوط به یک سوال کار ساده‌ای است، اما ساختن مجموعه‌ی داده‌ای (dataset) معتبر شامل پاسخ‌های چندین سوال کار ساده‌ای نیست. ارتباط منطقی‌ای میان خیلی از پرسش‌ها وجود دارد و انتظار می‌رود که این روابط منطقی در نظرسنجی‌های مختلف خودشان را نشان دهند. تحلیل‌گران WPO بین پرسش و پاسخ‌های «هر کدام از نظرسنجی‌ها»، «نظرسنجی‌های داخلی»‌ و «نظرسنجی‌های داخلی و خارجی» روابط منطقی و الگوهای هماهنگ و سازگار با همی را یافته‌اند.

در گزارش تحلیلی WPO در این مورد بیشتر نوشته شده است که توصیه می‌کنم مطالعه بفرمایید. مطلب آقایان ادوارد هرمان و دیوید پیترسون را هم حتما بخوانید، چون با دقت و جامعیت خوبی نوشته شده است.

کنجکاو: خوب این‌طور که به نظر می‌رسد با تقریب خوبی می‌توانیم نتایج این نظرسنجی‌ها را که با هم هماهنگی هم دارند را معتبر بدانیم. اما نتایج این نظرسنجی‌ها چقدر تعیین کننده‌اند؟ منظورم این است که گیریم که این نظرسنجی‌ها درست و معتبر باشند. آیا ممکن است صرف‌نظر از درستی این نظرسنجی‌ها ما با یک کودتای انتخاباتی مواجه باشیم؟ تخلفات انتخاباتی چطور؟

شکاک: نکته‌ای که ما از این نظرسنجی‌ها در می‌یابیم این است که نتیجه‌ اعلام شده مبنی بر پیروزی قاطع آقای احمدی‌نژاد در انتخابات سال ۱۳۸۸با سنجش‌هایی که توسط این موسسات در روزهای قبل و بعد از انتخابات انجام شده هماهنگی دارد. یعنی آقای احمدی‌نژاد رای اکثریت مردم را داشته است.

کنجکاو: پس ایرادها و تخلفاتی که معترضان (مثلا آقای موسوی) به برگزار کنندگان می‌گیرند در مورد تخلفات انتخاباتی چطور می‌شود؟

شکاک: به نظرم بحث تخلفات انتخاباتی موضوع متفاوتی است. شواهد و قرائن متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد در انتخابات ۱۳۸۸تخلفات انتخاباتی زیادی رخ داده. این تخلفات طبعا مهم هستند و باید به جای خود در مورد آن‌ها بحث و بررسی شود،‌ اما نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم و در بالا هم توضیح دادم، این است که این تخلفات بر اساس شواهدی که در دست داریم، نتیجه‌ی انتخابات را عوض نمی‌کند. چرا که نظرسنجی‌های مختلف به ما نشان می‌دهد که پیروز انتخابات در هر صورت آقای احمدی‌نژاد می‌بود.

کنجکاو: اما اگر از رانت‌های دولتی استفاده نمی‌شد، درست در ماه‌ها و هفته‌های قبل از انتخابات وعده‌های پوپولیستی داده نمی‌شد و تصمیم‌های توده‌گرا به قصد جذب آراء مردم گرفته نمی‌شد و اگر از امکانات حکومتی و دولتی برای معرفی یکی از کاندیداها استفاده نمی‌شد، شاید نتیجه‌ی انتخابات فرق می‌کرد.

شکاک: بدون شک. این ایرادی است که به سیستم‌های انتخاباتی حتی بزرگ‌ترین دموکراسی‌های دنیا هم وارد است. ایرادی که به این نوع سیستم‌ها می‌توان گرفت این است که کسی که زور و پول و رسانه و لابی بیشتری دارد، رای بیشتری هم می‌آورد (به صورت نسبی). خیلی وقت‌ها این فرایندهای استفاده از زور و پول و رسانه و لابی به صورت قانونی انجام می‌گیرد و خیلی دشوار است تفکیک مرزهای این‌که کجا این حرکت‌ها قانونی بوده‌اند و کجا غیرقانونی. این تازه در مورد کشورهای دارای سنت دموکراتیک دیرینه است. در مورد کشوری مثل ایران که نهاد دموکراسی و انتخابات در آن کمتر از یک قرن سابقه دارد این ایراد به مراتب پررنگ‌تر است. خلاصه‌اش این می‌شود که هیچ‌وقت (حتی اگر دموکراسی‌های غربی را الگو بدانیم که تازه به نظر من الگو نیستند) این‌طور نیست که چند تا نامزد بیایند و صرفا بر اساس شعارهای تبلیغاتی‌شان با هم رقابت کنند. همیشه رقابت در سطحی وسیع‌تر و مبنایی‌تر میان منابع و امکانات و نفوذ (همان زور و پول و رسانه و لابی) نامزدها وجود دارد و در واقع نتیجه‌ی آن رقابت است که نتیجه‌ی انتخابات را رقم می‌زند. حتی در کشورهای دارای سنت دموکراسی دیرینه، ما نمونه‌هایی را سراغ داریم که شائبه‌ی این وجود دارد که یک جناح سیاسی برای پیروزی مجدد در انتخابات کشور را وارد جنگ کرده است! من قصدم این نیست که توجیه کنم که چون در فلان کشور دموکراتیک از زور و پول و رسانه و لابی استفاده می‌شود، پس این‌که چنین چیزی در ایران هم رخ داده قابل قبول است. خیر به هیچ عنوان. من نگاهم به مقوله‌ی دموکراسی کمی رادیکال‌تر از این حرف‌هاست. اما به هر حال، با دیدی عمل‌گرایانه باید قبول کرد که چنین استفاده‌هایی از زور و  پول و رسانه و لابی بخشی از «بازی دمکراسی‌های واقعا موجود است» که تازه ایران کارآموز این راه است.

به هر حال به صورت خاص در مورد این انتخابات، همان‌طور که معترضان انتخابات هم به شکل‌های متختلف نشان داده‌اند (مثلا این‌جا) حتما تخلفاتی رخ داده است ولی خیلی از مواردی که به عنوان تخلف ذکر شده، بیشتر استفاده از موقعیت (زور و پول و رسانه و لابی) است که متاسفانه همان‌طور که گفتم ایرادی ریشه‌ای و فراگیر است و مختص دموکراسی نوپای ایرانی نیست.

کنجکاو: راستش من هنوز قانع نشدم. دلیلم هم این است که نتایج این نظرسنجی‌ها که شما شرح دادید، با خیلی از اتفاقات و رویدادهایی که قبل و بعد از انتخابات در ایران رخ داد نمی‌خواند. اگر انتخابات واقعا درست و صحیح (صرف نظر از تخلف‌ها) انجام شد، پس چرا حکومت این برخورد امنیتی و خشن را با معترضان کرد؟‌ این همه بگیر و ببند و سرکوب و حتی کشتار برای چه بود؟ حکومتی که از درستی انتخابات خود مطمئن است چرا باید به چنین روش‌هایی رو بیاورد؟  آن چه وضع اعلام نتایج بود؟ چرا آمار رای دهندگان در بعضی حوزه‌های انتخابی از واجدین شرایط رای دادن بیشتر بود؟ دو کاندیدای معترض این انتخابات چرا بدون محاکمه شدن در حبس به سر می‌برند؟ و خیلی سوالات و موارد دیگر. تازه این‌ها همه مربوط به بعد از انتخابات است، قبل از انتخابات هم موارد مشکوک زیاد بود. حمایت مستقیم یا غیرمستقیم نهادهای حکومتی از یک کاندیدای مشخص و تخلفاتی که خیلی از آن‌ها توسط معترضان بیان شده است. این‌ها چه می‌شوند؟

شکاک: من هم دوست دارم بیشتر صحبت کنیم. اما فکر می‌کنم بهتر است ادامه‌ی بحث را به وقتی دیگر موکول کنیم تا مطلب بیش از حد طولانی نشود. یادتان باشد که گفتگو به کجا رسیده بود تا در جلسه‌ی آینده از آن‌جا ادامه دهیم. با تشکر از توجه شما و خوانندگان گرامی.

کنجکاو: موافقم. من هم از شما و همه خوانندگان تشکر می‌کنم… این بحث را به زودی ادامه خواهیم داد.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

Advertisements

منتشرشده توسط

24 دیدگاه برای «کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸: افسانه یا واقعیت؟ (قسمت اول)»

  1. (در ادامه پست قبلی) خیلی ممنون از کمک بی‌دریغ (هر چند پرسفسطه) به جنگ‌طلبانی که «می‌خواستند (و هنوز هم می‌خواهند، هر چند با توجه به اتفاقات ۸۸ سخت شده!) از ایران هیولا بسازند در همه سطوح». همان‌ها که چند روز اول بعد از انتخابات با همین نوع توجیهات و استنادات، اصرار داشتند در فاکس‌نیوز و امثال آن به مردم دنیا و آمریکا بفهمانند که فریب این «پروپاگاندا» را نخورید. در انتخابات تقلب نشده و این مردم «وحشی» و «نامتمدن» همان آدمی را دوست دارند و حمایت کرده‌اند که جنبه‌های «هیولا»یی‌اش را دیده‌اید. چند روز اول هنوز امید داشتند که بتوانند مردم ایران را هم هیولا و لایق بمب و موشک جا بندازند، ولی اعتراضات گسترده و آرام مردم باعث شد که مدتی بر موج دیگری سوار شوند. حالا ظاهرا بعد از سه سال دوباره این امید زنده شده که آن تصاویر از ذهن مردم رفته باشد تا بتوان توجیهی قوی‌تر ساخت برای حمله به این کشور و مردم‌اش. شما هم که خوب موقعی به کمک این دوستان جنگ‌طلب آمدی. (تحلیل بی‌منطقی این به اصطلاح توجیهات تکراری هم که جای خود دارد، ولی وقتی چیزهای دیگر جای منطق را گرفته باشد، فایده‌ای جز هدر دادن وقت ندارد.)

    دوست داشتن

    1. تلاش برای فهمیدن آن چه رخ داده یا دست کم شکستن تعصب ها نسبت به این که «حتما حتما کودتای انتخاباتی» رخ داده کمک به جنگ طلبان است؟

      کسانی هستند که مثل شما فکر نمی کنند . در واقع اعتقاد به کودتای انتخاباتی را (اگر رخ داده باشد) بیشتر در راستای انزوای ایران و فشار علیه آن می بینند:

      مثلا:

      Allegations of fraud and electoral manipulation will serve to further isolate Iran and are likely to increase its belligerence and intransigence against the outside world. Before other countries, including the United States, jump to the conclusion that the Iranian presidential elections were fraudulent, with the grave consequences such charges could bring, they should consider all independent information. The fact may simply be that the reelection of President Ahmadinejad is what the Iranian people wanted.

      http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2009/06/14/AR2009061401757.html

      دوست داشتن

      1. تلاش برای فهمیدن واقعیت یا شکستن تعصب‌ها فرق دارد با کاری که شما می‌کنید. این کمک به پروپاگاندای ظالمین داخلی و جنگ‌طلبان خارجی است. ببین بامدادی عزیز، من از سال‌ها پیش مطالبت را می‌خواندم و از این‌که توافق نظر بالایی با آن‌ها چه در زمینه مسائل داخلی، چه خارجی و چه حتی تا حدودی غیرسیاسی داشتم احساس خوبی داشتم. مدتی است که دیگر خیلی وبلاگ نمی‌خوانم و دقیقا هم نمی‌دانم این چرخش کی اتفاق افتاد، اما مطالبی که اخیرا (دقیق نمی‌دانم،‌ شاید یک سال اخیر) دیده‌ام، دیگر چندان بویی از «منطق» و «انصاف» نبرده است. این را صرفا چون با نظرات فعلی‌ات مخالفم نمی‌گویم. من دقیقا نمی‌دانم این چرخش کی و چرا اتفاق افتاده (البته حدس می‌زنم این آفت فراگیر و خطرناک اصرار به متفاوت و مستقل دیده شدن و بعد هم گم کردن معیارها و جایگزین کردنشان با آدم‌ها و موجودیت‌ها. مثلا من تعجب نخواهم کرد اگر روزی، به فرض محال، آمریکا از فلسطینی‌ها حمایت و مخالفت جدی با اسرائیل بکند؛ سلسله مقالات مفصلی در حمایت از اسرائیل در این وبلاگ ببینم یا مثلا بعد از این همه سال یک‌باره مصاحبه‌ای با آقای «شکاک» ترتیب داده شود و ایشان با بررسی دوباره و دقیق اسناد تاریخی و حقوقی ثابت کنند که حق با اسرائیلی‌ها بوده و هست! همین‌طور اگر آمریکا و غرب مخالفت جدی با مجاهدین خلق کنند، چه مطلب‌ها که این‌جا نخواهیم دید در توجیه و حمایت از «رهبر معترضان ایرانی»!) این قسمت شخصی طولانی شد، برگردیم به خود مطلب.
        راستش، این مطلب و موضع و چرخش موضع، من را یاد شهره آغداشلو انداخت که درست فردا(یا پس‌فردا)ی انتخابات در برنامه «او رایلی» صحبت کرد و گفت اصلا چرا فکر می‌کنید تقلب شده و این مردم ایران همینند و انتظار دارید مردمی که «ثریا م.» را سنگسار می‌کنند به احمدی‌نژاد رای ندهند؟ فکر کنم خودش یا او رایلی در تایید فرمایشاتش هم اشاره‌ای به یکی-دو تا از همین نظرسنجی‌هایی که نتایجش همان موقع اعلام شده بود هم کردند. حالا بگذریم که راه‌پیمایی‌هایی مثل ۲۵ خرداد، نقشه جنگ‌طلبان داخلی و خارجی را نقش بر آب کرد و امثال آغداشلو ترجیح دادند موقتا سوار موج دیگری شوند. بله، همیشه در هر موضوعی کسانی هستند که مثل من فکر نکنند؛ ولی نمی‌توانید آغداشلو (راوی ایرانیوم) و او رایلی را ضدجنگ و دباشی و چامسکی را جنگ‌طلب معرفی کنید. و من قبول نخواهم کرد این‌که فاکس‌نیوزِ« ایران‌دوست» و «ضدجنگ» تقریبا تنها رسانه جریان اصلی غرب بود که در روزهای اول صداهایی (غیر از سخنگویان رسمی حکومت) از آن در حمایت از سالم بودن انتخابات و رای آوردن احمدی نژاد از آن شنیده می‌شد،‌ تصادفی است!
        با این‌که طولانی شد، ولی هنوز هم مثل کامنت قبلی معتقدم وارد نقد تحلیلی متن شدن سودی ندارد چون به‌نظر نمی‌آید این‌جا منطق و حقیقت چندان جایگاهی داشته باشد. وگرنه، کسی که بدون تعصب به دنبال کشف واقعیت باشد و شناخت اولیه نسبت به مردم و شرایط کشور داشته باشد به نظرسنجی تلفنی از خارج از کشوری استناد نمی‌کند که ۵۲٪ از افراد مورد سوال از پاسخگویی خودداری کردند. یا بدتر از اون، به نظرسنجی نهاد «مستقل» دانشگاه تهران که ظاهرا مسوول (یا یکی از مسوولین) اصلی‌اش آدم کاملا «بی‌طرفی» مثل محمد مرندی است!
        همیشه بدترین فریب و دروغ، گفتن ناقص واقعیات و تلاش برای جا انداختن آن به عنوان واقعیت کامل است.

        دوست داشتن

        1. ببینید آرش. بحث چرخش نیست. من شخصا فکر نمی‌کنم چرخش خاصی کرده باشم. در واقع الگوها و پایه‌های فکری من در طی دست کم چند سال اخیر تغییر خاصی نکرده. شاید مصداق‌ها یا برداشت‌هایم عوض شود اما اصولم همان است.

          اما این‌که به نظر شما یا دوستان این طور می‌رسد شاید به این دلیل باشد که ما در یک وضعیت عادی قرار نداریم. ما (یعنی نسل ما) روز به روز بیشتر به سمت وضعیتی می‌رویم که نمی‌توانیم «یک جایی آن وسط‌ها» باشیم. دلیل‌اش من یا شما نیستیم، بخش بزرگی از آن «جبر زمانه» است که ما را به سمت «رادیکال شدن» یا «منفعل شدن» سوق می‌دهد و البته خیلی از این جنبه‌های «رادیکال» هم به خاطر جبر زمانه اجازه‌‌ی گفته شدن نمی‌یابند. خلاصه این می‌شود که:

          ۱) وقتی دو آدم که هر کدام در زاویه‌ای (به جبر زمانه) رادیکال شده‌اند به هم برخورد می‌کنند احتمال تفاهم یا تعامل آن‌ها کاهش می‌یابد.
          ۲) وقتی بعضی از حرف‌های رادیکال گفته نمی‌شود (به جبر زمانه) شائبه دور شدن از منطق یا انصاف ایجاد می‌شود.

          من این ریسک‌ها را پذیرفته‌ام و فکر می‌کنم هر آدمی که به نوعی سعی می‌کند «منفعل نباشد» خواه ناخواه در شرایطی که فضا برای میانه‌روی و انتقاد (راه سوم ژیژک یعنی راه حلی متین و بومی بین تعصب سنتی و غرب‌گرایی لیبرالی) تنگ‌تر می‌شود این ریسک‌ها را باید بپذیرد.

          اوضاع برای آدم‌هایی که در شرایط رادیکالیزه «سعی می‌کنند» رادیکالیزه نشوند سخت‌تر و سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود. من دوست ندارم رادیکال باشم، من سعی می‌کنم در آن راه سوم حرکت کنم. اما این کار ساده‌ای نیست. من ریسک سقوط را می‌پذیرم، چون از انفعال (دست کم در عرصه وب) بیزارم.

          بخش بزرگی از کامنت‌ شما مربوط به چیزهایی است که ارتباطی به من یا نوشته‌هایم ندارد. شاید با توجه به کامنت‌های دیگران این را می‌گویید ولی به من ارتباطی ندارد.

          آن قسمت شکاک می‌تواند یک شبه ۱۸۰ درجه بچرخد را هم کم لطفی کردید. مگر این‌که مرا شکنجه کنند.

          دوست داشتن

  2. یادم میاد که در زمان انتخابات طرفدار کاندیدای حاکم نبودید
    این نوشته علاوه بر اینکه حاوی نکات ارزشمندی هست نشان دهنده اینه که ذهن شما دنبال کشف حقیقت هست و نه اثبات عقاید پیشین

    دوست داشتن

    1. حدس شما درست است. بحث من طرفداری از کاندیدای مشخصی نیست. بیشتر علاقهمند هستم بفهمم چه می گذرد در این مملکت! کاری که ظاهرا زیاد هم ساده نیست.

      دوست داشتن

  3. در مورد ایرادی که دوست شکاکمان به دموکراسی حتا در کشورهای پیشرفته گرفته باید گفت بله حرف ایشان درست است اما نتیجه‌گیری‌ای که می‌کنند اتفاقا درست نیست. دقیقا به خاطر عدم وجود سازوکارها و نهادهای دموکراتیک در کشوری مانند ایران چنین مقایسه‌ای نادرست است. شما نمی‌توانید بگویید چون دموکراسی در کشورهای غربی در لابی‌گری و قدرت‌ رسانه‌ای و غیره کار می‌کند پس انتخابات ایران هم به طور مشابه. این جای بحث فراوان دارد. یک نمونه خیلی عینی: در انتخابات آمریکا هر کدام از دو حزب اصلی رسانه‌های فراوانی دارند و آزادانه می‌توانند فعالیت کنند. در ایران رسانه‌ی اصلی (صدا و سیما) در اختیار یک جریان سیاسی است. بنابراین نمی‌توان گفت چون چنین ایرادی به دموکراسی وارد است پس به انتخابات ایران هم نمی‌توان از این زاویه خرده گرفت. در مورد انتخابات 88 یک ناظر بی‌طرف نمی‌تواند روند غیرطبیعی این انتخابات را نبیند و آن را با عبارت «ایرادی که به این نوع سیستم‌ها می‌توان گرفت این است که کسی که زور و پول و رسانه و لابی بیشتری دارد، رای بیشتری هم می‌آورد (به صورت نسبی)» توجیه کند.
    در مورد نظرسنجی‌ها هم دوست‌مان به همان دلیل بالا یعنی مقایسه‌ی نظر سنجی در کشورهای غربی و ایران و این‌همان گرفتن ملاک‌هایی که در آنجا صدق می‌کند و در ایران صدق نمی‌کند و بالعکس به خطا می‌روند. اصولا در کشوری مانند ایران نمی‌توان به نتایج نظرسنجی‌ها استناد کرد چراکه نظرسنجی بستر مناسبی می‌خواهد که اینجا فراهم نیست.
    همه‌ی اینها به چند بحث کلی ختم می‌شود: الف) سکولاریسم (نه در معنای ایدئولوژیکش) شرط لازم برای دموکراسی است. ب)دموکراسی تنها در انتخابات خلاصه نمی‌شود ج) نیاز امروز جامعه‌ی امروز ما بیشتر از آنکه دموکراسی باشد، نوعی لیبرالیسم است.

    دوست داشتن

  4. چرا خودتان بپرسید و جواب بدهید آن هم اینقدر مبتذل! گیر داده اید به نظرسنجی؟!!!!!!!
    همین جا اعلام می کنم حاضرم با شما مناظره کنم، من بپرسم و شما پاسخ دهید، و بالعکس تا ببینیم کداممان درست تر حرف می زنیم!
    برداشت بنده که از ماهها قبل در خیابان، خانه و … بودم و اتفاقا حرص زیادی برای داشتن اطلاعات درست داشتم، نکته ای کاملا مخالف را بیان می کند

    دوست داشتن

  5. 1-خیلی به نظرسنجی ها تکیه کرده اید پس به سه نظرسنجی مرکز ایسپا، صداوسیما و وزارت اطلاعات هم نظری بیندازید.
    2- رفتار حکومت از 21 خرداد و رفتار کمپ احمدی نژاد در چند روز منتهی به انتخابات حاکی از قدرت و اعتماد به نفس نبود.

    دوست داشتن

  6. مطلب خیلی خوبی بود و ممنون.

    سوالی که اون موقع منو در صف اینکه در انتخابات تقلب شده قرار داده این بود:

    ۱- چرا روز انتخابات اس ام اس ها قطع شد که ارتباط ناظران بر صندوق رای مهندس موسوی و کمیته صیانت از آرا در قیطریه متوقف شود؟ و چرا عصر روز انتخابات به ستاد مهندس موسوی در قیطریه حمله شد؟(‌فیلم آن در یوتیوب موجود است)

    ۲- چه جوری در این انتخابات با این همه شرکت کننده رای گیری تا ۱۰ شب ادامه داشت و ۴۰ میلیون شرکت کننده داشت و بعدش ۶ صبح نتبجه قطعی رای گیری اعلام و رهبری هم پیام داد؟! چرا انتخابات مشابه در افغانستان شمارش آرا ۲ هفته طول کشید و یا در انتخابات مصر نتایج تا چند روز اعلام نشد؟! چه جوری تونستن این همه رای را در عرض ۸ ساعت بشمرن؟! با اینکه این پر شرکت کننده ترین انتخابات تاریخ ایران بود؟

    ۳- طبق گفته ها نامزدها، در حدود ساعت ۲ بامداد روز ۲۲ خرداد،تمام نماینده نامزدها از ستاد انتخابات کشور بیرون انداخته می شوند!

    ۴- آراء کروبی در حدود ۳۰۰ هزار رای و در زیر آراء باطله اعلام شد!! من قبول دارم که کروبی آنچنان رای نداشت ولی به نظر من اعلام آن در زیر آراء باطله کاملا نشان از توهین به روشنفکران بود که شما همین قدر در جامعه هوادار دارید چون روشنفکران و فعالان حقوق بشری از کروبی حمایت کرده بودند.

    دوست داشتن

  7. یه چیز دیگه هم یادم رفت اضافه کنم. وقتی کسی به صحت و سلامت روش اش اطمینان داره و می دونه بر اساس قانون عمل کرد اینقدر نمی ترسه! به ما ها حق بدین! چرا می ترسیدن از اینکه به موسوی وقت بدن بیاد با مردم رودرو حرف بزنه؟ با اینکه می دونن موسوی ساختار شکن نیست و به آرمان های انقلاب خودشون وفاداره؟ از شب اول فقط در صدا و سیما امثال حداد عادل را می آوردن که به مردم و موسوی توهین می کرد بدون اینکه اجازه بدن این طرف هم حرفشو بزنه. خوب اگه کسی برنده است چرا اینقدر باید بترسه؟!

    دوست داشتن

  8. قبل از انتخابات دور دوم مجلس در تهران نظرسنجی کاملا علمی و دقیق با جامعه آماری بیش از 1000 تا در استان تهران به صورت حضوری انجام دادیم حدود 45 درصد مردم گفتند در انتخابات دور دوم مجلس رای خواهند داد. برادر من بحث نظر سنجی در کشور ما دو تا مشکل داره که معمولا یکیش در نظر گرفته میشه. یه فشار از بالاست که روی نظرسنجی ها هست و یکی خود جامعه است که حرف واقعیش رو نمیزنه. آیا واقعا به نظر شما 45 درصد مردم استان تهران قصد داشتند در انتخابات دور دوم مجلس شرکت کنند؟

    دوست داشتن

  9. شما متاسفانه دچار مغلطه های فراوانی شده اید.اگر یه سرچ توی گوگل انجام بدهید خواهید دید که چندین نوع نظر سنجی دیگر هم صورت گرفته(نظر سنجی هایی مثل نظر سنجی وزارت کشور که در رد ادعاهای شما می باشد در حالی که برخی از این نظر سنجی ها توسط نهاد های حکومتی گرفته شده.چطور می خواهید افراد رو با 2،3 مقاله ی آپلود شده در سایت هایی که به راحتی با بررسی اون اجازه ی آپلود هر مقاله ای رو میدهند و با کمی دقت بیشتر متوجه خواهید شد که این سایت یک سری نظر سنجی ها به نفع اثبات تقلب در انتخابات رو هم داره.باید تاسف خورد به حال افرادی که فریب این مقاله ی شما رو می خورند.شما یا بسیار باهوش هستید و بسیار زیرکانه همه ی مستندات رو به فراموشی سپرده و فقط به 2،3 نظر سنجی از ده ها نظر سنجی انجام شده استناد می کنید و با ایجاد یک دیالوگ زیرکانه که فقط از افراد حرفه ای مثل نهاد های امنیتی یا سرویس های خبری مثل بی بی سی بر میاد{هر دو نفر در ابتدا تا حدی موافق تقلبند(کنجکاو و شکاک} و بعد از دیدن مستندات نظرشون عوض میشه و قصد داره به صورت ضمن این ذهنیت رو در خواننده ایجاد کنه که اگر همه تون هم فکر کردید تقلب شده اون فکر غلطه) و یا این که این متن رو از یک سایت حکومتی کپی کاری کرده اید و خودتان هم فریب مغالطات متقلبان را خورده اید

    دوست داشتن

  10. از همه جالب تر ماهیت این سایته که تو صفحه ی اولش همش داره روی جنگ اسراییل و ایران مانور میده یا غیر مستقیم به این بحث اشاره می کنه.فکر کنم به نفع اسراییل باشه که ایرانی ها رو انسان های نفهمی تصور کنه.چون راحت تر میتونه نظر مثبت آمریکا رو دز حمله به ایران جلب کنه.درست مثل عراق و افغانستان.

    دوست داشتن

من همه‌ی کامنت‌های وارده را می‌خوانم. اما ‌لطفا توجه داشته باشید که بنا به برخی ملاحظات شخصی از انتشار و پاسخ دادن به کامنت‌‌هایی که (۱) ادبیات تند، گستاخانه یا بی‌ادبانه داشته باشند، یا (۲) در ارتباط مستقیم با موضوع پستی که ذیل آن نوشته شده‌اند نباشند و یا (۳) به وضوح با نشانی ای‌میل جعلی نوشته شده باشند معذور هستم. در صورتی که مطلبی دارید که دوست دارید با من در میان بگذارید، از صفحه‌ی تماس استفاده کنید. با تشکر از توجه شما به بامدادی.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s