اسناد فاش شدهٔ پنتاگون نشان می‌دهد که ظهور داعش «دقیقاً» چیزی بود که غرب می‌خواست

اسناد محرمانهٔ دولت آمریکا که اخیراً در اختیار یک موسسهٔ حقوقی فعال در حوزهٔ منافع عمومی به نام «جودیشیال واچ» (Judicial Watch) قرار گرفته نشان می‌دهد که دولت‌های غربی «عامدانه» با القاعده و سایر گروه‌های تندروی اسلام‌گرا متحد شدند تا بشار اسد دیکتاتور سوری را سرنگون کنند.

این اسناد نشان می‌دهد که هماهنگی بین کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس، ترکیه و غرب برای پشتیبانی آگاهانه از گروه‌های تندروی سوری انجام شده است و هدف اصلی آن ناپایدار کردن حکومت بشار اسد بوده است. بر اساس این اسناد، این قدرت‌های حامی مایل به ظهور یک «شاهزاده‌نشین سلفی» در سوریه بوده‌اند تا «رژیم سوریه را به انزوا فرو ببرد».

اسنادی که اخیراً از طبقه‌بندی محرمانه خارج شده‌اند نشان می‌دهند که پنتاگون ظهور دولت اسلامی موسوم به داعش را به عنوان نتیجهٔ مستقیم این استراتژی پیش‌بینی کرده بود و هشدار داده بود که این‌کار می‌تواند به ناپایداری عراق منجر شود. علی‌رغم پیش‌بینی این‌که حمایت غرب، ترکیه، و کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس از «معترضان‌ سوری» شامل «القاعدهٔ عراق» می‌تواند به ظهور یک دولت اسلامی در عراق و سوریه (داعش) منجر شود، در این اسناد هیچ نشانه‌ای از تصمیم‌گیری‌‌‌هایی که خلاف حمایت از شورشیان تندروی سوریه باشد در بر ندارد. درست بر عکس، ظهور شاهزاده‌نشین وابسته به القاعده به مثابه یک فرصت استراتژیک برای به انزوا راندن اسد توصیف شده است. قسمت‌هایی از متن گزارشی که «نفیز احمد» (Nafeez Ahmed) روزنامه‌نگار تحقیقی بریتانیایی تهیه کرده است:  (نقل قول‌های مستقیم از منابع فاش شده توسط نفیز احمد در گیومه قرار گرفته و توسط من قرمز شده است)

‘Supporting powers want’ ISIS entity

In a strikingly prescient prediction, the Pentagon document explicitly forecasts the probable declaration of “an Islamic State through its union with other terrorist organizations in Iraq and Syria.”

Nevertheless, “Western countries, the Gulf states and Turkey are supporting these efforts” by Syrian “opposition forces” fighting to “control the eastern areas (Hasaka and Der Zor), adjacent to Western Iraqi provinces (Mosul and Anbar)”:

… there is the possibility of establishing a declared or undeclared Salafist Principality in eastern Syria (Hasaka and Der Zor), and this is exactly what the supporting powers to the opposition want, in order to isolate the Syrian regime, which is considered the strategic depth of the Shia expansion (Iraq and Iran).

The secret Pentagon document thus provides extraordinary confirmation that the US-led coalition currently fighting ISIS, had three years ago welcomed the emergence of an extremist “Salafist Principality” in the region as a way to undermine Assad, and block off the strategic expansion of Iran. Crucially, Iraq is labeled as an integral part of this “Shia expansion.

The establishment of such a “Salafist Principality” in eastern Syria, the DIA document asserts, is “exactly” what the “supporting powers to the [Syrian] opposition want.” Earlier on, the document repeatedly describes those “supporting powers” as “the West, Gulf countries, and Turkey.”

نمونهٔ اسنادی که در متن گزارش به آن‌ها ارجاع شده است: + و +


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. در ضمن جهت گفتگو و تبادل نظر، شما را به حضور و مشارکت در گوگل‌پلاس دعوت می‌کنم.

Advertisements

از پُل پُت تا داعش: هر آن‌چه پرواز می‌کند علیه هر آن‌چه تکان می‌خورد

مطلب زیر نوشته‌ی «جان پیلجر» (که امیدوارم نیازی به معرفی نداشته باشد) است که «محسن» و من به فارسی ترجمه کرده‌ایم.

جان‌ پیلجر: هنری کسینجر در متنی که برای ارسال دستور ریچارد نیکسون – رئیس جمهور وقت آمریکا – مبنی بر بمباران گسترده‌ی کامبوج در سال ۱۹۶۹ نوشت چنین گفت: «… هر آن‌چه پرواز می‌کند علیه هر آن‌چه تکان می‌خورد» [همه‌ی هواپیماها و هلی‌کپترها و … علیه هر چه که در کامبوج می‌جُنبد]. در حالی که باراک اوباما آتش هفتمین سال – از زمانی که جایزه‌ی صلح نوبل را برد – جنگ خود با جهان اسلام  را روشن می‌کند، دروغ‌ها و هیستریای هماهنگ‌ شده، دل انسان را برای صداقت جنایت‌بار کسینجر تنگ می‌کند.

به عنوان کسی که از نزدیک شاهد «عواقب» وحشی‌گری‌ هوابرد در کامبوج بوده‌ام – که شامل بریدن سر قربانیان و آراستن درخت‌ها و مزارع با اعضای بدن آن‌ها نیز می‌شد – از فراموشی و نادیده گرفته شدن تاریخ تعجب نمی‌کنم. مثالِ گویای این واقعیت، افزایش قدرت «پُل پُت» (Pol Pot) و خِمِرهای سرخ او بود. امروز، شباهت زیادی بین آن‌ها و دولت اسلامی در عراق و شام (داعِش) وجود دارد. نیروهای پُل پُت وحشیانی قرون وسطایی‌ بودند که از یک گروهک کوچک شروع شدند. آن‌ها هم مانند داعِش، محصول یک آخرالزمان ساخت آمریکا بودند، منتها آن‌بار در آسیای جنوب شرقی [و این‌بار در خاورمیانه].

به گفته‌ی  پُل پُت، جنبش او متشکل از کمتر از ۵۰۰۰ چریک با اسلحه‌های اندک بود که حتی نمی‌دانستند استراتژی‌‌ و تاکتیک‌هایشان چیست و باید به کدام رهبر یا رهبران وفادار باشند. روزی که بمب‌افکن‌های بی-۵۲‌ی نیکسون و کسینجر «عملیات منو» (Operation Menu) را آغاز کردند، هیولای بزرگ غرب [پُل پُت] نمی‌توانست بختِ خودش را باور کند.

طی سال‌های ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۳، آمریکایی‌ها معادل پنج بُمبِ اتمی هیروشیما روی منطقه‌های روستایی کامبوج فرو ریختند. یکی بعد از دیگری روستا بود که با خاک یکسان می‌شد و با این‌حال بمب‌‌افکن‌های آمریکایی باز می‌گشتند تا خرابه‌ها و جسدها را هم بمباران کنند. دهانه‌های باقیمانده ناشی از محل برخورد بمب‌ها به مثابه گردنبندی مهیب از آن همه ویرانی هنوز از آسمان قابل مشابه هستند. وحشتِ غیر قابل تصوری است. یک مقام سابق خِمِر سرخ توضیح داد که آن‌هایی که زنده می‌ماندند همان‌طور «بی‌حرکت می‌ماندند و بی‌صدا سه یا چهار روز بی‌هدف ول می‌گشتند. وحشت‌زده و نیمه‌مجنون، هر آن‌چه به ایشان گفته می‌شد را باور می‌کردند… این نکته بود که پیروزی [ما] خمرهای سرخ را بر مردم این چنین آسان ساخت.»

بنا به برآورد یک کمیته‌ی تحقیق وابسته به دولت فنلاند، بیش از ۶۰۰ هزار کامبوجی در جنگ داخلی‌ای که به دنبال بمباران‌ها ایجاد شد کشته شدند. این کمیته معتقد است بمباران‌ها «اولین مرحله از یک دهه قتل عام بود». آن‌چه نیکسون و کسینجر آغاز کردند، ذینفع‌شان پُل پُت کامل کرد. خِمِرهای سرخ زیر بمب‌های آن‌ها رشد کردند و تبدیل به یک ارتش ترسناک ۲۰۰ هزار  نفره شدند.

داعش گذشته و حال مشابهی دارد. تقریباً با همه‌ی استانداردهای تحقیقی، تهاجمِ بوش و بلر به عراق در سال ۲۰۰۳ منجر به کشته شدن حدود ۷۰۰ هزار نفر شد. در کشوری که هیچ پیشینه‌ای از جهادی‌گری نداشت. آن روزها، کُردها به برخی توافقات ارضی با حکومت مرکزی دست یافته بودند؛ سُنّی‌ها و شیعیان تفاوت‌های طبقاتی و قومیتی خود را داشتند، اما با هم در صلح بودند و ازدواج‌های بین قومی متدوال بود. سه سال قبل از تهاجم، من با ماشین طول عراق را بدون ترس راندم. در طول مسیر مردمی را دیدم که مغرور بودند و بالاتر از همه خود را عراقی می‌دانستند. آن‌ها وُرّاث تمدنی بودند که به نظر می‌رسید برای آن‌ها حضور دائمی دارد.

بوش و بلر تمام این‌ها را خرد کردند. عراق امروز به بستر امن جهادی‌گری تبدیل شده است. القاعده – مانند «جهادی‌های» پُل پُت – فرصتی که در اثر حمله‌ی برق آسا و جنگ داخلی متعاقب آن ایجاد شده بود را مغتنم شمرد. اما آن‌چه نصیب «پیکارجویان» سوری شد به مراتب با ارزش‌تر بود: اسلحه، پشتیبانی و پولِ سازمان سیا و دولت‌های حاشیه‌ی خلیج فارس که از مسیر ترکیه به سوی آن‌ها جاری شد. ورود مزدوران خارجی به صحنه‌ی سوریه غیرقابل اجتناب بود. یکی از سفرای سابق بریتانیا به نام «اُلیوِر مایلز» (Oliver Miles)‌ اخیرا نوشت: «به نظر می‌رسد دولت [کامرون] از الگوی تونی بلر پیروی می‌کند. بلر متداوماً توصیه‌های وزارت امور خارجه، ام.ای.۵ (MI5) و ام.ای.۶ (MI6) که هشدار می‌دادند سیاست خارجه‌ی ما در خاورِمیانه (به ویژه جنگ‌های ما در این منطقه) مهم‌ترین عامل جذب مسلمانان بریتانیا به تروریسم در این‌جاست، را نادیده گرفت.»

داعش از زاد و رود آن افرادی در واشنگتن و لندن است که با نابودی دولت و جامعه‌ی عراق، مرتکب جنایتی تاریخی علیه بشریت شدند. مشابه پُل پُت و خِمِر‌های سرخ، داعش جهش ژنتیکی تروریسم دولتی غربی‌ای است که توسط رهبرانی فاسد به دور انداخته شده است، بی آن‌که نگران عواقبی باشند که در دوردست‌های جغرافیا و فرهنگ به بار خواهد آورد. اما در جوامعِ «ما» نمی‌توان از تقصیرکار بودن دولت‌هایمان سخنی گفت.

۲۳ سال از هولوکاستی که عراق را در بر گرفت می‌گذرد: آن هنگام که بلافاصله بعد از جنگ اول خلیج فارس، آمریکا و بریتانیا شورای امنیت سازمان ملل را به گروگان گرفتند و «تحریم‌های» تنبیهی‌ای را علیه مردم عراق وضع کردند (طنز تلخ این است که با این‌کار اقتدار داخلی صدّام حسین را تقویت کردند). این تحریم‌ها شبیه یک محاصره‌ی قرون وُسطایی بود. به زبانِ فنی، ورود تقریبا هر آن‌چه که برای بقاء یک حکومت مدرن لازم بود به عراق «مسدود» شده بود: از کلر برای تصفیه‌ی آب آشامیدنی گرفته تا مداد برای کودکان در مدرسه. همین‌طور قطعاتِ یدکی برای دستگاه‌هایِ اشعه‌ی ایکس بیمارستانی، مُسَکّن‌های معمولی و داروی‌هایِ سرطان‌. سرطان‌هایی بی‌سابقه که گرد و غبارهای آلوده به «اورانیوم ضعیف‌شده» (Depleted Uranium) از مناطق رزمی جنوب عراق با خود آورده بود.

درست قبل از کریسمس ۱۹۹۹، اداره‌ی تجارت و صنایع در لندن (Department of Trade and Industry) صادراتِ واکسن به عراق را محدود کرد. واکسن‌هایی که قرار بود کودکان عراقی را در مقابل دیفتری و تب زرد مصون کند. «کیم هاولز» (Kim Howells)، معاون پارلمانی وزارت امور خارجه‌ی بریتانیا علت این تصمیم را توضیح داد: «واکسنِ اطفال کاربرد دوگانه دارد و می‌تواند برای تولید سلاح‌های کشتار جمعی مورد استفاده قرار گیرد». علت این‌که دولت بریتانیا توانست به سلامت از عواقب چنین تصمیم‌های شنیعی بگریزد این بود که گزارش‌هایی که رسانه‌‌‌ها درباره‌ی عراق پخش می‌کردند (و عمدتا توسط وزارت خارجه دستکاری می‌شدند)، همه‌ی تقصیرها را گردن صدام حسین می‌انداختند.

تحت لوای برنامه‌ی «بشردوستانه‌‌ی» قلابی نفت در برابر غذا، برای یک سال زندگی هر عراقی مبلغ ۱۰۰ دلار در نظر گرفته شده بود. با این رقم ناچیز می‌بایست تمامی زیرساخت‌ها و خدمات ضروری یک جامعه‌ نظیر برق و آب اداره می‌شد. «هانس فون اسپونک» (Hans Von Sponeck) معاون دبیرکل سازمان ملل به گفت:

«این مبلغ ناچیز را در مقابل فقدانِ آب پاکیزه، ناتوانی اغلب بیماران به پرداخت مخارج درمانی‌شان و رنج عظیم گذران زندگی از امروز به فردا بگذارید تا قسمت کوچکی از آن کابوس برایتان مجسم شود… و اشتباه نکنید، این عمدی است. پیش از این من از به کار بردن واژه‌ی «نسل کشی» پرهیز داشتم، اما دیگر از به کار بردن آن گریزی نیست.»

فون اسپونک که از این وضعیت منزجر بود از سِمَتِ خود به عنوان هماهنگ‌کننده‌ی فعالیت‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل در عراق استعفا داد. قبل از او، «دنیس هالیدی» (Denis Halliday) که از کارکنان باسابقه و به همان اندازه سرشناس سازمان ملل بود نیز از این مقام استعفا داده بود. هالیدی گفت: «دستور داشتم سیاستی را به اجرا بگذارم که عملا با تعریف نسل‌کشی هم‌خوانی داشت. سیاستی عامدانه که بیش از یک میلیون کودک و بالغ را کشته است».

تحقیقی که توسط صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) انجام شد نشان داد که بین سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۸ (یعنی اوج دوران تحریم)، ۵۰۰ هزار مرگ «بیش از معمول» میان خردسالان زیر ۵ سال عراقی رخ داده است. یک گزارش‌گر آمریکایی از «مادلین آلبرایت» (Madeleine Albright)، نماینده‌ی وقت آمریکا در سازمان ملل پرسید: «آیا [تحریم‌ها] به این بها می‌ارزید؟». پاسخ آلبرایت این بود: «ما فکر می‌کنیم که ارزش‌اش را داشت».

«کارن رُز» (Carne Ross) یکی از مقامات ارشد بریتانیا بود که در دهه‌ی ۱۹۹۰ مسئول برقراری تحریم‌‌ها علیه عراق بود. در آن روزها، او در ساختمان وزارت خارجه در لندن به «آقای عراق» شهرت داشت. در سال ۲۰۰۷ او به یک کمیته‌ی گزینش پارلمانی گفت: «[دولت‌های آمریکا و بریتانیا] عملا مانع رسیدن مایحتاج اولیه‌ی زندگی به کل جمعیت عراق شدند». سه سال بعد با او مصاحبه کردم. او که لبریز از پشیمانی و ندامت بود به من گفت «احساس شرمساری می‌کنم». امروز، او در شمار معدود حقیقت‌گویانی است که دروغ‌های دولت را افشا می‌کنند. او توضیح می‌دهد چطور رسانه‌ها نقش کلیدی‌ای در انتشار و تثبیت فریب بازی کردند: «ما شبه-حقیقت‌های (factoid) حاوی اطلاعات به دقت بررسی شده را در اختیار روزنامه‌نگارها قرار می‌دادیم و آن‌ها منتشرشان می‌کردند، در غیر این‌صورت ما آن‌‌ها [روزنامه‌نگارهای خاطی] را ایزوله می‌کردیم».

۲۵ام سپتامبر، روزنامه‌ی گاردین مطلبی را با این عنوان منتشر کرد: «در مواجهه با دِهشت داعش باید کاری کنیم». عبارت «باید کاری کنیم» شبحی است که دوباره بیدار شده، هشداری درخصوص بازگشتِ سانسور و سرکوبِ ذهن‌های مطلع، حقایق، درس­هایی که از گذشته گرفته‌ایم و پشیمانی­‌ها و شرمساری­‌ها. نویسنده‌ی مطلب «پیتر هِین» (Peter Hain) بود، معاون پیشین وزارت خارجه‌ی بریتانیا در دولت تونی بلر که مسئولیت بخش عراق را بر عهده داشت. در سال ۱۹۹۸، وقتی «دنیس هالیدی» پرده از عمق و گستردگی رنج و مصیبت عراقی­‌ها برداشت و دولت بلر را مسئول اصلی آن‌ دانست، هِین در برنامه‌ی خبری شبان‌گاهی بی‌­بی‌­سی «نیوزنایت» (Newsnight) به او حمله کرد و او را «مدافع صدام» نامید. در سال ۲۰۰۳ هِین از طرح بلر برای تجاوز به عراق مصیبت‌­زده حمایت کرد، طرحی که به وضوح بر اساس مجموعه‌ای دروغ­ بنا نهاده شده بود. پس از آن و در گردهم‌آیی حزب کارگر، او موضوع تجاوز به عراق را تحت عنوان «موضوعی حاشیه‌­ای» از دستور کار خارج کرد.

این روزها هِین برای مردمی که در سوریه و عراق «در خطر نسل‌­کشی» هستند درخواستِ «حمله‌ی هوایی، استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین، تجهیزات نظامی و سایر حمایت‌­ها» را دارد. چیزی که به زعم او در راستای «ضرورت راه حل‌های سیاسی» است. اوباما هم با قرار دادن محدودیت‌هایی بر حملات بمب‌­افکن­‌ها و هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی طرح مشابهی در ذهن دارد. این بدان معناست که موشک­‌ها و بمب‌­های ۵۰۰ پوندی [حدود ۲۳۰ کیلوگرم] ممکن است خانه­‌های مردم روستایی را ویران کند، درحالی‌که همین اتفاق در یمن، پاکستان، افغانستان و سومالی بدون هیچ محدودیتی در حال رخ دادن است – هما‌ن‌طور که پیشتر در کامبوج، ویتنام و لائوس رخ داده بود. در روز ۲۳ سپتامبر، یک موشک کروز تاماهاک به روستایی در استان اِدلِب سوریه فرود آمد و جان عده‌ی زیادی غیرنظامی از جمله چندین زن و کودک را گرفت و هیچ صدای اعتراضی هم برنخواست.

روزی که مقاله‌ی هِین منتشر شد، دنیس هلیدی و هانس فُن اسپونک در لندن بودند و به ملاقات من آمدند. آن‌ها به هیچ وجه از دورویی یک سیاستمدار متعجّب نبودند، اما بر نبودِ مداوم و تقریبا غیر قابل توضیحِ یک دیپلماسیِ هوشمند در مذاکراتِ آتش‌­بس تاسف می­خوردند. در تمام دنیا، از ایرلند شمالی تا نپال، کسانی که همدیگر را تروریست و مُلحِد می‌­خواند‌‌ه­‌اند نهایتاً بر سر یک میز چهره به چهره نشسته‌­اند، پس چرا چنین چیزی در عراق و سوریه ممکن نباشد؟

مانند اِبولا در غرب آفریقا، باکتری‌­ای به نام «جنگِ ابدی» (perpetual war) به آن‌سوی اقیانوس هم سرایت کرده است. «لرد ریچاردز» (Lord Richards)، که تا همین اواخر فرمانده ارتش بریتانیا بود، درخواست «حمله‌ی زمینی» کرده است. این در حالی است که زیاده‌­گویی‌­هایی تقریبا بیمارگونه و عاری از هرگونه ذکاوت از کامرون، اوباما و متحدانشان (به خصوص نخست‌­وزیر خیلی عجیب استرالیا، تونی ابوت) می‌­شنویم. آن‌ها اِعمال خشونت از ارتفاع ده‌هزار متری بر نقاطی که هنوز خون‌های ریخته ­شده از ماجراجویی‌های قبلی‌شان در آن‌ها خشک نشده است را تجویز می‌کنند. هیچ کدام از این افراد بمباران ندیده‌­اند، ولی ظاهراً آن‌چنان شیدای آن هستند که می‌­خواهند یک متحد ارزشمند بالقوه، یعنی سوریه را سرنگون کنند. این البته چیز جدیدی نیست، همان‌طور که اسناد درز کرده از سیستم‌های اطلاعاتی آمریکا-بریتانیا نشان می‌­دهد:

«به منظور تسهیل عملیات نیروهای رهایی‌­بخش … تلاشی ویژه جهت حذف برخی افراد مشخص و نیز پیشبرد آشوب‌­های داخلی باید صورت گیرد. سازمان سیا کاملا مهیا است و ام.ای.۶ نیز تلاش خواهد کرد تا مجموعه‌­ای از عملیات را به صورت خراب‌کاری‌­های کوچک و حملات غافلگیرانه در داخل خاک سوریه و از طریق تماس با افراد معین انجام دهد … میزان مشخصی از وحشت مورد نیاز است… [و] درگیری‌­های مرزی از پیش برنامه‌ریزی شده، بهانه‌ی لازم برای مداخله را فراهم خواهند کرد … سیا و ام.ای.۶ می‌بایست …. از قابلیت‌­های موجود در هر دو حوزه‌ی «میدان عمل» و «روان‌شناسی» به منظور افزایش تنش‌ها استفاده کنند.»

مطلب فوق در سال ۱۹۵۷ نوشته شده، اگرچه می‌­توانست همین دیروز نوشته شده باشد. هیچ چیز به صورت اساسی در دنیای سلطه‌ی امپراطورها تغییر نمی‌کند. «رولاند دوما» (Roland Dumas) وزیر خارجه‌ی پیشین فرانسه آشکار کرد که «دو سال پیش از بهار عربی» به او گفته شده بود که جنگی در سوریه طرح‌­ریزی شده است. او در مصاحبه‌­اش با کانال تلویزیون فرانسوی اِل‌.پی‌.سی (LPC) گفت:

«می‌­خواهم چیزی به شما بگویم، من دو سال پیش از آغاز خشونت­‌های سوریه به ­خاطر مقوله‌ی دیگری در انگلیس بودم. آن‌جا با مقامات بلندپایه‌ی بریتانیا ملاقات کردم که به من گفتند که در حال طرح‌­ریزی اتفاقاتی در سوریه بودند … بریتانیا داشت تجاوز شورشی­‌ها به داخل خاک سوریه را سازماندهی می‌­کرد. آنها حتی از من پرسیدند که آیا مایل به شرکت در طرحشان هستم، اگرچه من آن زمان دیگر وزیر خارجه نبودم … این عملیات به خیلی قبل‌­تر باز می‌­گردد و کاملا از پیش طرح و برنامه‌­ریزی شده بود».

تنها دشمنان موثر داعش، اهریمن­‌های به زعم غرب یعنی سوریه، ایران و حزب‌­الله هستند. در این میان مانع اصلی ترکیه است، یک «متحد» و عضو ناتو که با سیا و ام.ای.۶ و قرون وسطاییان خلیج فارس دست به یکی کرده تا جریان حمایت از «شورشیان» سوری (که داعش نیز در میانشان هست) را هدایت کنند. حمایت از ترکیه در راستای جاه‌­طلبی درازمدتش برای تبدیل شدن به یک هژمون منطقه­‌ای از طریق سرنگونی دولت اسد، زنگ خطر شکل‌­گیری جنگی بزرگ و متلاشی شدن متنوع‌­ترین جامعه‌ی قومیتی خاورمیانه را به صدا در آورده است.

دستیابی به یک آتش‌­بس اگرچه بسیار دشوار است اما تنها راه برون‌­رفت از این هزارتوی سلطه‌جویانه (imperial maze) است؛ درغیر این‌صورت، گردن زدن‌­ها ادامه خواهد داشت. این‌که مذاکرات واقعی با سوریه را باید «اخلاقاً با دیده‌ی تردید» نگریست (نقل از گاردین) نشان می‌­دهد که فرض «برتری اخلاقی» حامیان یک جنایت­‌کار جنگی (تونی بلر)، نه تنها مُهمَلی بیش نیست، بلکه خطرناک نیز هست.

در کنار آتش‌­بس، انتقال کلیه‌ی مصنوعات جنگی به اسرائیل باید متوقف شده و کشور فلسطین نیز می‌­بایست به رسمیت شناخته شود. مساله‌ی فلسطین عفونی‌­ترین زخم باز منطقه است که اغلب، به عنوان توجیهی برای گسترش تندروی اسلامی مورد استفاده قرار می‌گیرد. موضوعی که اُسامه بن لادن به روشنی آن را به تصویر کشید. فلسطین همچنین می­تواند بشارت‌دهنده‌ی امید باشد. عدالت را به فلسطینیان بدهید و خواهید دید که چگونه جهان اطرافتان شروع به تغییر می‌­کند.

بیش از چهل سال پیش، طرح نیکسون-کیسینجر برای بمباران کامبوج آن‌چنان سیلی از مصیبت و رنج بر سر مردمان آن روانه کرد که این کشور هرگز از آن بهبودی نیافت. نظیر همین‌را درباره‌ی جنایت‌ بلر-بوش در عراق می‌توان گفت.  طی یک زمان‌بندی بسیار دقیق، آخرین دست‌نوشته‌­های کیسینجر با عنوان طنزآمیز «نظم جهانی» (World Order) منتشر شده است. در یکی از نقدهای چاپلوسانه‌ی این کتاب، کیسینجر به عنوان «شکل‌­دهنده کلیدی نظمی جهانی که به مدت ربع قرن پایدار ماند» توصیف شده است. این را باید برای مردم کامبوج، ویتنام، لائوس، شیلی، تیمور شرقی و سایر قربانیان «هنر سیاستمداری» او تعریف کرد. تنها زمانی خون‌­های ریخته شده شروع به خشک شدن می‌­کنند که «ما» جنایتکاران جنگی را در میان خود تشخیص دهیم.

{دریافت ترجمه‌ی فارسی با فرمت PDF ،  لینک مطلب به زبان انگلیسی }


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. در ضمن جهت گفتگو و تبادل نظر، شما را به حضور و مشارکت در گوگل‌پلاس دعوت می‌کنم.

پیام اوباما به خلیفه

مطلب زیر با اندکی تغییرات از وبلاگ «ماه آلاباما» ترجمه شده است.

پیام اوباما به خلیفه

هواپیماهای F-18 آمریکایی تجهیزات زرهی ساخت آمریکایی «دا» را بمباران کردند. «دا» قصد داشت تا از آن‌ها برای حمله به اربیل واقع در کردستان عراق استفاده کند. این حملات به دنبال پیام اخیر اوباما خطاب به «خلیفه پل پت دوم» انجام شد که هشدار داده بود «دا» باید مناطفی که آمریکا در آن‌ها منافع کلیدی دارد را از گزینه‌های تخاصمی خود حذف کند. به بیان دیگر اوباما صراحتا مشخص کرد که:

  • اگر گردان‌های نظامی گروه‌های تندرو به سمت پایتخت کردستان اربیل – جایی که آمریکا کنسول‌گری و ستاد عملیات مشترک با ارتش عراق دارد – حرکت کنند ما به آن‌ها حمله خواهیم کرد.
  • چنان‌چه گروه‌های تندرو علیه تاسیسات ما در هر کجای عراق شامل اربیل و بغداد عملیاتی انجام دهند با اقدام ما مواجه خواهند شد…

اما شاید بتوانیم آن‌چه در پیام بالا به رهبر «دا» مستتر است را استنتاج کنیم. پیام غیرمستقیم (و کمی خودمانی‌تر اوباما) به خلیفه:

  • شما آزادین به هر جا که خواستین حمله کنین، فقط سفارت آمریکا در بغداد و منطقه‌ی کردستان عراق رو بی‌خیال باشین. چون شرکت‌های آمریکایی در صنعت نفت اون‌جا سرمایه‌گذاری زیادی کردن. در ضمن ما یه مرکز بزرگ اطلاعات و تجسس جدید هم اون‌جا داریم و تازه اسرائیلی‌ها هم مدت‌هاس که ازون‌جا مشغول عملیات تجسسی و اطلاعاتی علیه ایران هستن.
  • شما آزادین به هر کسی که دلتون خواست در سوریه و باقی عراق حمله کنین. ما هیچ‌کاری علیه‌تون انجام نمی‌دیم، حتی سلاح‌های سنگین‌‌تون رو بمباران نمی‌کنیم تا جلوی پیروزی کامل‌تون رو بگیریم. برای ما هم (درست مثل شما) اهمیتی نداره که سرنوشت فلان اقلیت یا بهمان اکثریت قومی یا مذهبی چی می‌شه. گور پدر یزیدی‌ها. (حالا خودمونیم، واقعا این‌ تلاش‌های شوکه کننده‌ی شما در روابط عمومی (PR) و پخش این همه فیلم کشتار لازمه؟ نمی‌گین این کارهاتون احمق‌های «مسئولیت برای حفاظت»‌ (Responsibility to Protect or R2P) رو تهییج می‌کنه؟ آخه می‌دونی اینا کاربرد اصلی اون دکترین رو نمی‌فهمن!)
  • شما به اندازه‌ی چهارتا لشگر سلاح سنگین خوش‌ساخت و مهمات «ساخت آمریکا» غنیمت گرفتین. این‌ها چیزای خیلی مرغوبی هستن. دست‌تون هم در استفاده ازشون بازه. البته ما می‌تونیم همه‌‌شونو بمباران کنیم بدون این‌که پامون به زمین اون‌جا باز شه. اما این در راستای منافع ما نیس. بگین «تانک/تشکر به‌ خاطر خاطره‌ها!» (thank / tank) هه هه. ما بازم از این‌ چیزا برای اون خنگای توی بغداد می‌فرستیم. هر وقت مهمات‌تون تموم شد حمله کنین، امیدوارم واسه غنیمت‌گیری روغن‌کاری شده و آماده باشن.
  • در ضمن اگه به سلاح‌های ضدتانک بیشتری احتیاج داشتین ما همین اخیرا یه تعداد موشک ضدتانک TOW به جنگ‌جوهای شمال غربی سوریه دادیم. فکر کنم با کمی «مذاکره» شانس خوبی دارین که بهشون دسترسی پیدا کنین.
  • به من خبر دادن که شما دارین خودتون رو واسه یه کار بزرگ آماده می‌کنید. خیلی بزرگ… یه چیزی مثل یازده سپتامبر. اوکی، اما لطفا ما رو دخالت ندین. ما فعلن سرمون با جبهه‌ی جنگ با روسیه گرمه. نظرتون در مورد جده چیه؟
  • اوم… دیگه… راستی، نظرتون درباره‌ی حمله به ایران چیه؟ بدم نمی‌اومد خودم این‌کارو می‌کردم اما این‌جا مردم نمی‌ذارن.
  • دست آخر هم بگم که من خیلی از این «فروشگاه جهادی» که تازه تو استانبول باز شده خوشم میاد. بچه‌هام مدام درخواست سوغاتی می‌کنند. کارت ویزا قبول می‌کنن؟

Giyim


<

p style=»text-align:justify;»>با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. در ضمن جهت گفتگو و تبادل نظر، شما را به حضور و مشارکت در گوگل‌پلاس دعوت می‌کنم.

آخر بازی در سوریه

مطلب زیر آخرین تحلیل استراتفور از تحولات سوریه است که به غیر از چند قسمت کوتاه تقریبا کامل ترجمه کرده‌‌ام. این مطلب برای اولین بار در استریم من در گوگل پلاس در ۸ قسمت منتشر شد (لینک) که این‌جا یک‌جا بازنشر می‌کنم. به خاطر خستگی و همین‌طور اهمیت موضوع، مطلب سریع ترجمه شده و با ویراستاری اندک، ایرادهایش را به بزرگی خودتان ببخشید.

آخر بازی در سوریه

رژیم آقای اسد با خطر فروپاشی رو به روست. ترک خدمت‌ها در ماه اخیر شدت گرفته بود، اما بزرگی این مشکل وقتی خودش را نشان داد که ژنرال طلاس بانفوذ علنا اعلام برائت از رژیم اسد کرد. این مساله زنگ خطری بود به گروه‌های سنی مختلفی که تاکنون و در طی ۴۰ سال اخیر به حفظ رژیم اسد کمک کرده‌اند.

ضربه‌ی بعدی بمب گذاری در مرکز امنیت ملی در دمشق بود که چندین مقام ارشد امنیتی سوری را از بین برد. این افراد مهم‌ترین مظنون‌ها برای اجرای کودتا علیه آقای اسد بودند. سرنوشت برادر آقای اسد که فرمانده‌ی گارد جمهوریت و بخش مهمی از ارتش است معلوم نیست اما نیروهای او هنوز بدون نشان دادن علائم ضعف فرماندهی در حال جنگیدن هستند.

نشانه‌های مبهمی وجود دارد مبنی بر این که بمب‌گذاری اخیر تلاشی از سوی طرفداران آقای اسد بوده تا پیش‌دستی کرده و افراد مظنون به کودتا را از میان ببرند. چه این اتفاق حرکت عمدی‌ای از سوی رژیم اسد بوده باشد، یا نشانه‌ای مبنی بر افزایش چشم‌گیر توانایی شورشیان در نفوذ به رژیم، بمب‌گذاری اخیر نشان دهنده‌ی ترک خوردن رژیم اسد است.

با توجه به تعداد زیاد ترک خدمت‌ها، دست‌گیری‌ها و اعدام‌ها هیچ‌کدام از وابستگان رژیم اسد نمی‌توانند از آینده‌ی خود در رابطه با اسدها مطمئن باشند. وقتی اطمینان خاطر از میان برود، اتحاد نیز می‌شکند. رئیس جمهور سوریه دو گزینه‌ی سخت پیش رو دارد: او می‌تواند قبل از آن‌که امنیت شخصی‌اش به خطر بیفتد از مهلکه خارج شود یا آن‌که تلاش کند که کنترل اوضاع  را مجددا به دست بگیرد. آخرین نمایش او در تلویزیون سوریه در حضور وزیر دفاع جدید نشان می‌دهد که او گزینه‌ی دوم را برگزیده است اما اعتقاد استراتفور این است که وی موفق نخواهد شد. خطر ماندن در کنار «طایفه‌ی اسد» روز به روز بیشتر می‌شود و وقت آن رسیده است که اعضای رژیم به جستجوی سایر گزینه‌ها رو بیاورند.

نقش ذی‌نفعان خارجی

آن چه تعیین کننده‌ی اصلی شکل و شمایل «آخر بازی در سوریه» است نه نیروهای رزمنده شورشی در سوریه بلکه سیاست خارجه‌ی کشورهای مختلف در سوریه خواهد بود. استراتفور پیش‌بینی می‌کند رقابت سختی بین ذی‌نفعان خارجی بر سر حفاظت از منافع خود و سهم خواهی (با درجات مختلف) از آینده‌ی سوریه در خواهد گرفت.

ایرانی‌ها احتمالا بیشترین منافع را برای از دست دادن دارند. در چند دهه‌ی اخیر، ایران حجم بزرگی از کمک‌های مالی، نظامی و اطلاعاتی را در اختیار رژیم اسد قرار داده تا بتواند حضور استراتژیک خود در منطقه‌ی شام را مستمر کند. علاوه بر این، ایران از نظر قومی-مذهبی در محاصره است. حکومت اقلیت علوی در سوریه و امتداد آن در لبنان برای دسترسی ایران به مدیترانه کلیدی است. چنان‌چه عزم منطقه‌ای آمریکا، ترکیه و عربستان مبنی بر روی کار آوردن رژیم سنی‌محور در سوریه به منظور مهار و کاهش سرمایه‌ی ژئوپولیتیک ایران در منطقه که طی دهه‌ی اخیر به دست آورده است نبود، شورشیان سوری هرگز نمی‌توانستند تا این مرحله پیش روند.

ایران از به دست آوردن جای‌گاه تضمین شده در میز چانه‌زنی بر سر سوریه ناامید می‌شود…. استراتفور معتقد است که حرکت‌های تروریستی قبرس یا بلغارستان نشانه‌ی فرستادن این پیام از سوی ایران است که هزینه‌ی حذف ایران از آینده‌ی سوریه بسیار گران خواهد بود. استراتفور این را پیش از آن‌که نشانه‌ی اعتماد به نفس ببیند، نشانه‌ی ناامیدی تهران می‌داند.

اسرائیل خودش را برای بدترین سناریو آماده می‌کند اما بعید است که به صورت نظامی در شمال درگیر شود. در حال حاضر ارتش این کشور در حالت آماده باش است و دولت در حال بررسی گزینه‌های پاسخ دادن به حمله‌ی تروریستی اخیر به توریست‌هاست. ایران ممکن است تلاش کند بین حزب‌الله و اسرائیل درگیری‌ای ایجاد شود تا ضمن دور کردن توجه‌ها از موضوع، راه خود را به میز مذاکره بر سر سوریه باز کند اما هم حزب‌الله و هم اسرائیل تمایلی به درگیر شدن ندارند… شواهد نشان می دهد که ایران نمی تواند روی حزب الله به عنوان نماینده ای قابل اطمینان (در این بحران) حساب کند چرا که حزب الله در نبود حامی سوری خود در حال ارزیابی مجدد و تنظیم وضعیت خود در لبنان است.

ترکیه، آمریکا، عربستان سعودی و فرانسه تلاش خواهند کرد رژیم جایگزینی ایجاد کنند که منافع آن‌ها را علیه ایران تضمین کند. هنوز معلوم نیست کدام فرد در میان باقیماندگان رژیم اسد و شورشیان خواهد توانست ارتش ترک خورده در اثر اختلافات فرقه‌ای را یکپارچه کند و با مهار کردن  گروه‌های جهادی  شبه‌نظامیان متکثر کشور را به ثبات بازگرداند. چندین تن از مقاماتی که ممکن بود توسط این کشورها به عنوان کاندید در نظر گرفته شوند (یا شده بودند) در بمب‌گذاری اخیر از بین رفته‌اند. همچنین اختلاف نظر عمیق میان حامیان شورشیان  در مورد این که تغییر رژیم چگونه باید پیش رود وجود دارد. در وضعیت فعلی سرعت متلاشی شدن رژیم اسد از روند برنامه‌ریزی برای تغییر رژیم پیشی گرفته است.

اهمیت روسیه

کشور کلیدی‌ای که باید زیر نظر گرفت روسیه است. این کشور در عین حالی که نشان داده از رژیم آقای اسد حمایت می‌کند سیگنال‌هایی مبنی بر آمادگی برای معامله بر سر برخی آلترناتیوها نیز ارسال کرده است. همزمان با وتو کردن قطع‌نامه‌های شورای امنیت در رابطه با تحریم‌های بیشتر علیه سوریه، روسیه با گروه‌های معترض ملاقات می‌کند و بعضا حمایت نظامی خود از رژیم اسد را کاهش می‌دهد. روسیه بر این باور بود که می‌تواند بحران سوریه را طولانی‌تر کند و آمریکا را مشغول آن نگاه دارد اما مانند همه‌ی ذی‌نفعان دیگر روسیه نیز برای تصمیم‌گیری تحت فشار زمان قرار گرفته است.

مسکو می‌بیند رژیم اسد در حال از بین رفتن است و نمی‌خواهد فرصت‌های خود را در فرایند انتقال قدرت از دست بدهد. به دلایل مختلف روسیه می‌خواهد در سوریه موثر باقی بماند. این کشور احتیاج به دسترسی به آب‌های گرم مدیترانه دارد (بدون آن که مجبور باشد از تنگه‌های تحت کنترل ترکیه عبور کند) و سوریه هفتمین خریدار سلاح‌های تولید شده توسط صنایع نظامی روسی است.

سومین و مهمترین دلیل روسیه برای تمایل به دخیل ماندن در سوریه شرایط ژئوپولیتیک منطقه است. محور سوریه-ایران ابزار مهمی جهت معامله با آمریکا به روسیه داده است. از طریق رابطه‌اش با این کشورها، روسیه می‌تواند آمریکا را تحت فشار قرار دهد یا درها را برای مذاکره باز کند (بسته به وضعیت آمریکا و روسیه در شرایط مختلف).  روسیه نمی‌خواهد این اهرم را از دست دهد، بنابراین باید راهی بیابد و از تغییر قدرت در سوریه به شیوه‌ای استفاده کند که آمریکا نیازمند همکاری روسیه در منطقه باقی بماند.

روسیه نفوذ اطلاعاتی عمیقی در سوریه دارد که از زمان جنگ سرد حفظ شده است. استراتفور انتظار دارد روسیه از روابط خود در زمینه‌ی حضور اطلاعاتی‌اش در سوریه استفاده کند و گزینه‌های «بعد از اسد» را شکل دهد. نخست وزیر ترکیه، رئیس جمهور فرانسه و رئیس جمهور آمریکا جملگی در هفته‌ی اخیر با رئیس جمهور روسیه بر سر سوریه مذاکره کرده‌اند. واضح است که این کشورها معتقدند روسیه نقش مهمی در فرایند انتقال قدرت در سوریه بازی می‌کند: از تصمیم‌گیری در مورد سرنوشت آقای اسد تا به هم چسباندن و شکل دادن رژیم جدید.

روسیه ممکن است نگاه دیگری نسبت به مسیر پیشرفت تحولات داشته باشد اما باید خود را «غیر قابل جایگزین شدن» در این فرایند نشان دهد تا بتواند موقعیت قوی چانه‌زنی خود با آمریکا را حفظ کند. فشار بر روسیه این است که راهی بیابد و «غیر قابل جایگزین بودن» خود را نشان دهد. البته با این فرض که خواست ذی نفعان خارجی تحت شعاع آشوب در حال رشد در سوریه قرار نگیرد.

در همین رابطه:

نقشه‌ی قومی-مذهبی-دینی-فرقه‌ای سوریه (نقشه از استراتفور)

میدان جنگ سوریه (نقشه از استراتفور)


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

سوریه و توهم بزرگ

«عرب خشمگین» به درستی این نکته‌ی مهم را یادآوری میکند که آن‌چه طرف‌داران معترضان دولت اسد نمی‌دانند این است که آمریکا (و اسرائیل) خواستار تغییر رژیم در سوریه نیستند. دلیل آن هم این است که از سال ۱۹۷۴ تاکنون یک پیمان نانوشته‌ی صلح بین سوریه و اسرائیل نوشته شده و رژیم اسد به آن وفادار مانده‌ و مرزهایش با اسرائیل را آرام و تحت کنترل نگاه داشته است. به همین دلیل آمریکا و اسرائیل تمایل دارند این پیمان نانوشته‌ی صلح با برقراری و تثبیت رژیم سیاسی در سوریه ادامه یابد.

یک چیز را مسلم بدانید. آمریکا و اسرائیل چه با ضعیف کردن رژیم فعلی اسد به این منظور برسند، و چه بدون اسد، خواستار تغییر ماهوی در رژیم سیاسی فعلی و دستگاه‌های نظامی-امنیتی آن نیستند. به عبارت دیگر، دیکتاتوری و اقتدارگرایی در سوریه قرار نیست برود و به جایش یک رژیم لیبرال و دموکرات بیاید. دلیلش هم آن است که هر رژیم سیاسی دموکراتیک در سوریه، به احتمال زیاد موضع خصمانه‌ای علیه اسرائیل خواهد داشت.

این مساله چندان ربطی به خواست و اراده مردم سوریه (منظورم گروه‌های شبه‌نظامی حمایت شده توسط آمریکا و ناتو نیست) ندارد. آن‌ها مسلما در جستجوی ابقای دیکتاتوری و اقتدارگرایی در این کشور نیستند، اما تحولاتی که به دنبال حمایت از گروه‌هایی نظیر ارتش آزاد سوریه توسط آمریکا، اسرائیل و ناتو (و دیگران) رخ خواهد داد، تحولات دموکراتیکی نخواهند بود.

این شاید بزرگ‌ترین توهم طرف‌داران سوری (و ایرانی) جنبش اعتراضی در سوریه باشد.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

آمریکا و سوریه: حقایقی که باید بدانید

به دلایل مختلف وقایع سوریه برای من مهم‌اند. این وقایع هم به ذات خود اهمیت دارند و هم در رابطه با ایران. چه روی‌کرد مطلق‌گرایانه اخلاقی داشته باشیم (نفس قضیه سوریه اهمیت اخلاقی و انسانی دارد)، و چه نگاه ابزارگرایانه (یعنی در اثر سوریه، چه سود و زیانی به مای ایرانی می رسد) باید سعی کنیم تا تصویری هر چه دقیق‌تر از سوریه به دست آوریم. در این میان ایدئولوژی و پروپاگاندا سعی دارند تا مانع از شکل‌گیری تصویری واضح و نسبتا دقیق از تحولات سوریه (و منطقه و جهان به نوبه خود) در ذهن‌های صادق و کنجکاو ما شوند و یافتن نوشته‌هایی که
(۱) رویکرد تحلیلی-تاریخی-منطقه‌ای داشته باشند و سعی کنند مجموعه‌ای از تحولات را کنار هم بچینند تا الگویی مهم ظاهر شود و (۲) چیزی فراتر از بیانه‌های اخلاقی و انسانی باشند و (۳) سعی کنند مستند باشند بسیار دشوار است.

در همین راستا خواندن نوشته‌ی‌ زیر را که ترجمه کرده‌ام توصیه می‌کنم (اصل نوشته) . این نکته را هم در مورد نوشته بگویم، که متاسفانه ارجاع‌ها به صورت نام نشریه و تاریخ ذکر شده و به صورت لینک نیست و به رسم مقالات آکادمیک فهرست مراجع در پایان نیز ذکر نشده. با این‌حال مجموعه‌ی گردآوری شده در این نوشته قابل توجه و تامل است و در نتیجه می‌تواند نقطه‌ی شروع خوبی برای علاقه‌مندان به تحولات سوریه باشد.

آمریکا و سوریه: حقایقی که باید بدانید

نوشته‌ی جویس شدیاک

زمان‌بندی زیر خلاصه‌ی دخالت روزافزون آمریکا-ناتو در سوریه را نشان می‌دهد و با «دروغ بزرگ» رسانه‌های شرکتی که هدف آن آماده‌سازی تهاجم نظامی امپریالیستی علیه مردم سوریه است، در تضاد است.

  • واشنگتن دست کم از سال ۲۰۰۵ گروه‌های معترض سوری را حمایت مالی می‌کرده است. {۱۶ اپریل ۲۰۱۱، واشنگتن پست}
  • آمریکا بعد از ۶ سال، سفارت خود در دمشق را در ژانویه ۲۰۱۱ بازگشایی کرد. این به معنای بهتر شدن روابط نبود. سفیر جدید آمریکا در سوریه، رابرت فورد، که تا ماه اکتبر همان سال در پست خود در سوریه باقی ماند، دستیار جان نگروپونته بود. جان نگروپونته، هماهنگ کننده‌ی جوخه‌های مرگ و ترور در السالوادور در دهه‌ی ۷۰ و همین‌طور در عراق در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ (زمانی که سفیر آمریکا در آن کشور بود) بود. این جوخه‌های ترور ده‌ها هزار نفر را کشتند. فورد مستقیما زیر نظر نگروپونته در سفارت آمریکا در عراق کار می‌کرد.
  • فورد در بسترسازی در سوریه و همین‌طور برقراری تماس با گروه‌های معترض سوری نقش کلیدی بازی کرد. دو ماه بعد از ورود وی به دمشق، شورش مسلحانه آغاز شد. (گلوبال ریسرچ، ۲۸ می ۲۰۱۲)
  • مخالفت مسلحانه علیه بشار اسد در مارچ ۲۰۱۱ در درعا که شهر کوچکی در نزدیکی مرز اردن است آغاز شد. جنبش‌های اعتراضی عمومی معمولا در مراکز بزرگ جمعیتی شروع می‌شوند. بعدها، عربستان سعودی تایید کرد که از طریق اردن به گروه‌های مخالف اسلحه داده است. (راشیا تودی، ۱۳ مارچ ۲۰۱۲)
  • آمریکا و متحدانش در ناتو از جنبش اعتراضی مردم در مصر و سوریه و کشورهای دیگر به عنوان پوششی به منظور ایجاد حمایت از شورشیان دست ‌راستی استفاده کردند. هدف کمک به مردم سوریه نبود، بلکه بردن سوریه به اردوگاه «حامی امپریالیسم» بود. ایرادها یا اشتباهات دولت اسد، مشکل واقعی آن‌ها نبود.
  • در نوامبر ۲۰۱۱، به بهانه‌ی توقف اعمال خشونت حکومت علیه معترضان، شورای عرب، اتحادیه‌ی اروپا و آمریکا شروع به وضع تحریم‌های اقتصادی علیه سوریه کردند که خود به مثابه نوعی اقدام خصمانه علیه این کشور عمل کرد. تحریم‌های تشدید شده و بلوکه کردن دارایی‌های سوریه باعث شد که ارزش واحد پولی سوریه (پوند سوریه) در مقابل دلار حدود ۵۰٪ افت کند و قیمت مایحتاج عمومی هم گاه تا سه برابر افزایش یابد.
  • معترضان خارج از کشور که توسط آمریکا حمایت مالی شده بودند، به شورای ملی سوریه پیوستند. شورای ملی سوریه به رهبری برهان غلیون وعده داد که درهای سوریه را به روی غرب باز خواهد کرد، اتحاد استراتژیک این کشور با ایران را خاتمه خواهد داد (همین‌طور با لبنان و مقاومت فلسطین) و سوریه را با حکومت‌های مرتجع حاشیه‌ی‌ خلیج‌ فارس هم‌گام خواهد کرد. (وال‌استریت ژورنال، ۲ دسامبر ۲۰۱۱)

تشدید دخالت‌های آمریکا و ناتو

  • افسر سابق سیا، آقای فیلیپ جرالدی تایید کرد که آمریکا در سوریه مداخله می‌کرده است و طرح آمریکا را این‌طور توصیف کرد: «ناتو هم‌اکنون به صورت پنهانی در درگیری‌های سوریه مداخله دارد، ترکیه به نمایندگی از آمریکا رهبری این دخالت‌ها را به عهده دارد. وزیر امور خارجه‌ی ترکیه، احمت دایتوگلو، علنن تایید کرده که کشورش در حال آماده‌سازی برای حمله به سوریه است، به محض آن‌که متحدان غربی‌اش در این زمینه به وفاق برسند. دخالت نظامی بر پایه‌ی اصول انسان‌دوستانه خواهد بود، با قصد دفاع از جمعیت غیرنظامی و بر اساس دکترین «مسئولیت محافظت» که در مورد دخالت نظامی در لیبی نیز استفاده شده بود.» (آمریکایی محافظه‌کار، ۱۹ دسامبر ۲۰۱۱)
  • جرالدی ادامه می‌دهد: «هواپیماهای نظامی بدون آرم ناتو در حال ورود به پایگاه‌های نظامی ترکیه نزدیک به … مرز سوریه هستند و از لیبی اسلحه (از زرادخانه‌ی قذافی) و همین‌طور داوطلبان شورای انتقالی ملی لیبی (که در آموزش رویارویی داوطلبان بومی در مقابل سربازان حرفه‌ای تجربه دارند) می‌آورند. در زمین عملیات، مربیان نیروهای ویژه‌ی فرانسوی و بریتانیایی به شورشیان سوری کمک می‌کنند، در حالی که سیا و نیروهای ویژه‌ی آمریکایی به آن‌ها تجهیزات مخابراتی و اطلاعات نظامی می‌دهند.
  • گزارش پرمراجعه‌ شده‌ی سازمان ملل که بر اساس آن ۳۵۰۰ غیرنظامی توسط سربازان اسد کشته شده‌اند، عموما مبتنی بر منابع شورشیان است و توسط شواهد یا اطلاعات دیگر تایید نشده است. همچنین، گزارش‌های مربوط به ترک خدمت دسته‌جمعی سربازان و افسران ارتش سوریه و درگیری‌‌های مختلف بین ارتش و نیروهای ترک خدمت کرده نیز به نظر می‌رسد ساختگی باشند، چرا که تعداد کمی از این ترک خدمت‌ها به صورت مستقل تایید شده‌اند. ادعای دولت سوریه مبنی بر این‌که توسط شورشی‌های مسلح و آموزش دیده که توسط دولت‌های خارجی حمایت مالی می‌شوند مورد حمله قرار گرفته است بیشتر درست است تا نادرست. 
  • ارتش آزاد سوریه، پایگاه‌های پشتیبانی در ترکیه دارد، توسط عربستان و قطر حمایت مالی می‌شود و از سربازان ترک خدمت کرده‌ی سوری تشکیل شده است. اشپیگل آن‌لاین از یک منبع مستقر در بیروت گزارش می‌کند که می‌گوید «صدها جنگجوی خارجی را به چشم دیده است که به ارتش آزاد سوریه پیوسته‌اند.» (۱۵ فوریه ۲۰۱۲)
  • گزارش کمیته‌ی تحقیق سازمان ملل که فوریه ۲۰۱۲ منتشر شد اعمال شکنجه، گروگان‌گیری و اعدام‌ توسط اعضای شورشی مسلح را مستند کرد.
  • اولین نبرد سنگین در دمشق، پایتخت سوریه در ماه مارچ آغاز شد. خطوط لوله‌ی انتقال نفت منفجر شدند و انفجارهای عظیم ساختمان‌های امنیتی و اطلاعاتی واقع در مناطق مسیحی‌نشین شهر را در بر گرفت (۱۶ مارچ) که دست کم ۲۷ نفر را کشت. دولت سوریه همچنین در آن زمان مدعی شد که حملات تروریستی با حمایت خارجی، مسئول ۸ بمب‌گذاری در خودرو از ماه دسامبر تا آن موقع بوده‌اند (بازه زمانی حدود ۴ ماه) که منجر به کشته شدن ۳۲۸ نفر و مجروح شدن ۶۵۷ نفر دیگر شده است. رسانه‌های غربی توجه اندکی به این موضوع کردند.
  • ناظران حقوق بشر در ۲۰ مارچ، معترضان مسلح سوری را متهم به گروگان‌گیری، استفاده از شکنجه و اعدام نیروهای امنیتی، افرادی که عضو گروه‌های شبه‌نظامی هوادار حکومت باشند، و افرادی که حامی یا متحد با حکومت باشند کرد.
  • به گفته‌ی اشپیگل آن‌لاین، در منطقه‌ای در حمص، شورشیان مسلح، قوانین خود را تشکیل داده‌اند و دادگاه‌ها و جوخه‌های مرگ خود را می‌گردانند. ابو رامی، یکی از فرماندهان شورشی در بابا امیر در مصاحبه با اشپیگل گفت افراد گروه او در شهر حمص بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر را اعدام کرده‌اند. (۲۹ مارچ)

سازمان ملل وارد می‌شود

  • آقای کوفی عنان، دبیر کل سابق سازمان ملل در ماه مارچ به سوریه رفت تا از طرف سازمان ملل و شورای عرب یک طرح صلح پیشنهاد کند. اما آقای عنان و سازمان ملل بی‌طرف نیستند. آقای عنان معمار دکترین «مسئولیت حفاظت» (به نقل از افسر سابق سیا آقای جیرالدی) به منظور ایجاد زمینه‌ی مناسب برای دخالت در سوریه است.
  • در سال ۲۰۰۴، عنان تایید سازمان ملل را برای دخالت فرانسه و کانادا در هاییتی داد که منجر به سرنگونی رئیس‌جمهور این کشور آقای جان برتراند آریستاید گردید. دلایل بیان شده توسط عنان، مشابه دلایل امروز او در مورد سوریه بود: «فاجعه‌ی انسانی». عنان پوشش سازمان‌ مللی‌ مشابهی را در سال ۲۰۰۶ برای فرانسه در ساحل عاج ایجاد کرد و این کشور توانست نفوذ استعماری خود را در ساحل عاج استحکام بخشد. در سوریه، عنان درخواست آتش‌بس توسط دولت سوریه و کمک‌های انسان‌دوستانه‌ی خارجی می‌کند که در واقع دعوت به مداخله‌ی خارجی است.
  • در ۲۷ مارچ سوریه با آتش‌بس پیشنهاد شده توسط آقای عنان موافقت کرد. معترضان آن را نپذیرفتند. در حالی که سران دولت‌های غربی و رسانه‌های شرکتی در حال سرزنش کردن آقای اسد برای «رعایت نکردن آتش بس» بودند، غرب به تجهیز تسلیحاتی معترضان ادامه داد.
  • آقای رابرت گرنیر، از مقامات ارشد سابق سیا (رئیس سابق مرکز ضد تروریسم سیا) منظور واقعی دولت آمریکا از آتش‌بس را فاش کرد: او از کسانی که به سوریه «کمک» می‌کنند خواست تا به صورت استعاری وارد گود شوند و دستشان به کار آلوده شود. به گفته‌ی او آن‌چه در این شرایط لازم است احساسات بلندنظرانه نیست، بلکه کمک‌های کشنده (lethal) و موثر لازم است. (الجزیره، ۲۹ مارچ)
  • در همان حالی که امپریالیسم داشت «وارد گود می‌شد» سرزنش اسد ادامه می‌یافت. وزیر امور خارجه‌ی آمریکا، خانم هیلاری کلینتون در اجلاس ضد اسد «دوستان سوریه» که در استانبول برگزار شد (اول اپریل) گفت که اسد آتش‌بس را «مخدوش» کرده است. او از سوریه خواست تا به صورت یک‌جانبه جنگیدن را متوقف کرده و از نواحی‌ای که نفوذ گروه‌های دست‌راستی در آن‌ها گسترده بود عقب‌نشینی کند. او گفت آمریکا قول داده که ۲۵ میلیون دلار کمک‌های غیرکشنده (non-lethal) شامل تجهیزات مخابرات ماهواره‌ای در اختیار شورشیان سوری قرار دهد.
  • تا ماه می، مرتجعان «سلاح‌های به مراتب بیشتر و بهتری دریافت می‌کردند … که پول آن توسط کشورهای حاشیه خلیج فارس پرداخت می‌شد و هماهنگی آن توسط آمریکایی‌ها. (واشنگتن پست، ۱۵ می) شورشیان سوری اولین محموله‌ی سلاح‌های ضد تانک نسل سوم را دریافت کردند. این سلاح‌ها توسط منابع اطلاعاتی قطری و سعودی در اختیار شورشیان قرار گرفت که حاوی یک پیام محرمانه از آقای اوباما نیز بود. (دبکافایل، ۲۲ می)

قتل عام الحوله

  • درست قبل از بازدید آقای عنان از سوریه مطابق برنامه‌ی زمانی تدوین شده، اخبار هولناک قتل عام ۱۰۸ نفر شامل اعضای خانواده و دست کم ۴۸ کودک در الحوله در تاریخ ۲۵ می منتشر شد. سرفصل اخبار در سراسر جهان دولت سوریه را مقصر شناختند و کشورهای غربی خواستار تحریم‌های بیشتر و افزایش فشار بین‌المللی بر اسد شدند.
  • تا ۲۷ می، امپریالیست‌ها «خشم بین‌المللی‌شان» را هماهنگی کردند و دیپلمات‌های سوری از آمریکا، هلند، استرالیا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، بلغارستان و کانادا اخراج شدند.
  • شورای امنیت سازمان ملل نسبت به این قتل‌عام‌ واکنش نشان داد (بدون هیچ‌گونه تحقیقاتی در مورد یافتن مسئولان این جنایت) و با توافق عمومی دولت سوریه را محکوم کرد که پس از پذیرفتن آتش‌بس از تانک و توپخانه استفاده کرده است. آن‌چه نادیده گرفته شد، بیانیه‌ی دولت سوریه بود که می‌گفت مسئول این وقایع نبوده است. کمی بعد نگاهی دقیق‌تر نشان داد که چنین بوده است.
  • آقای مارات موسین گزارش‌گر آنا نیوز از روسیه، در الحوله بود و درست پس از قتل عام با شاهدان عینی مصاحبه کرد. موسین به این نتیجه رسید که قتل عام توسط ارتش آزاد سوریه انجام شده، نه نیروهای اسد. گزارش او چنین ختم می‌شود: «حمله توسط گردانی از نیروهای آموزش دیده از راستان انجام شد و بیش از ۷۰۰ مرد مسلح در آن شرکت داشتند. آن‌ها شهر را تحت کنترل خود در آوردند و شروع به تصفیه‌ی شهر از خانواده‌ها و افراد طرفدار اسد کردند شامل افراد مسن، زنان و کودکان. کشته شده‌ها به … سازمان ملل و «جامعه‌ی بین‌المللی» به عنوان قربانیان ارتش سوریه نشان داده شدند.» (۳۱ می). روزنامه محافظه‌کار آلمانی، فرانکفورتر آلگماینه تسایتوینگ نیز گزارش آقای موسین را تایید کرد. ( ۷ جون)
  • ساکنان الحوله خیلی از قاتل‌ها را به اسم می‌شناختند و آن‌ها را به عنوان مجرمان محلی که به ارتش آزاد سوریه پیوسته بودند شناسایی کردند. (سیریا نیوز، ۳۱ می) نیروهای مخالف اسد بعدا به عنوان روستاییان ژست گرفتند و از ناظران سازمان ملل دعوت کردند به منطقه بیایند. بعضی از آن‌ها یونیفرم سربازان اسد را که کشته بودند پوشیدند و مدعی شدند در شمار سربازان ترک خدمت کرده هستند.
  • تصویر منتشر شده توسط بی‌بی‌سی که تعداد زیادی جسد را داخل کیسه نشان می‌داد و به صورت گسترده‌ای نیز در جهان پخش شد، در واقع توسط آقای مارکو دی لارو عکاس خبری در عراق در مارچ ۲۰۰۳ گرفته شده بود.
  • آقان جان ویلیامز دبیر خبری بی‌بی‌سی ورلد در وبلاگ خود تایید کرد (۷ جون) که به صورت کلی هیچ دلیلی که نشان دهد ارتش سوریه یا شبه‌نظامیان علوی عاملان قتل عام ۲۵ می بوده‌اند وجود نداشته است. گزارش‌گر ارشد شبکه‌ی ۴ انگلیس آقای آلکس تامپسون در ۷ جون گفت که نیروهای شورشی تلاش کرده‌اند او را به سمت خط آتش هدایت کنند تا توسط ارتش سوریه کشته شود تا رژیم اسد «بد» جلوه کند.
  • تا امروز، هیچ تحقیق مستقلی در مورد جنایت الحوله انجام نگرفته است. با این حال در جلسه ۷ جون، آقایان کوفی عنان و دبیرکل فعلی سازمان ملل آقای بن کی مون اسد را مسئول این قتل عام دانستند.
  • میجر ژنرال رابرت مود، رئیس هیات نظارت بر سوریه، در تاریخ ۱۶ جون، گشت‌های تیم ۳۰۰ نفره‌ی سازمان ملل را متوقف کرد و علت آن‌را «خشونت روزافزون در مناطق بحران زده» اعلام کرد. این تعلیق، درست قبل از اجلاس جی-۲۰ در مکزیک بود و فرصت دیگری به امپریالیسم داد تا اسد را نقد کند.
  • عنان، در اظهارات اولیه‌ی خود کشتار الحوله را «نقطه‌ی تغییر مسیر» (tipping point) خواند. کشته‌های الحوله توسط آمریکا و ناتو مورد استفاده قرار گرفتند تا به صورت تهاجمی‌تر و علنی‌تری براندازی رژیم اسد را سازمان‌دهی کنند. مقامات آمریکا و افسران اطلاعاتی عرب، تایید می‌کنند که سازمان سیا مستقر در جنوب ترکیه، اسلحه برای ارتش آزاد سوریه ارسال می‌کند.  علاوه بر این، افراد این سازمان نفرات جدید استخدام می‌کنند و آموزش می‌دهند. (نیویورک تایمز، ۲۱ جون)
  • در نتیجه «شبه‌نظامیان مخالف دولت سوریه که زمانی پراکنده و ضعیف بودند، به کمک شبکه‌ی روز به روز پیچیده‌تری از فعالان این‌جا در جنوب ترکیه در حال تبدیل به یک نیروی کارآمد جنگی هستند. این فعالان مایجتاج حیاتی شامل اسلحه، تجهیزات مخابراتی، بیمارستان‌های صحرایی و حتی حقوق سربازانی که ترک خدمت می‌کنند را با خود از مرز قاچاق می‌کنند. این شبکه نشانه‌ی تلاش برای جعل کردن یک جنبش اعتراضی است… که نه تنها می‌توانند اسد را سرنگون کنند … بلکه می‌توانند جانشین دولت او نیز شوند.» (نیویورک تایمز، ۲۶ جون).

با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

پاسخ حساب شده‌ی ترکیه به سوریه

این خلاصه‌ای است از تحلیل موسسه‌ی استراتفور از واقعه‌ی اخیر ساقط کردن هواپیمای نظامی ترک توسط ارتش سوریه و پاسخ ترکیه. (ترجمه از من)

پس از آن‌که نخست وزیر ترکیه، به سوریه هشدار داد که «هر نیروی سوری در نزدیکی مرز این کشور با ترکیه را به عنوان یک تهدید نظامی تلقی خواهد کرد»، ترکیه نیروهای نظامی خود را پشت مرزهای سوریه مستقر کرد: ۱۵ خودرو نظامی شامل تانک و تیربار به مناطق مرزی اعزام شده‌اند.

همزمان به این هشدار، آقای اردوغان با پرهیز از دادن وعده‌ی عملیات تهاجمی، عملا اعلام کرد که ترکیه قصد ورود جنگ با سوریه را ندارد. این پاسخ از نظر منتقدان وی بیش از حد سهل‌گیرانه است. اما مهم‌تر از آن، ترکیه به سوریه و متحدان‌اش در ناتو نشان داده که تمایل دارد «ناتو» را در ماجرا دخیل کند، اگر چه هیچ‌کدام تمایلی به دخالت نظامی ندارند.

صرف نظر از پاسخ نظامی، آنکارا در جستجوی راه‌هایی خواهد بود که به سوریه فشار وارد کند. یک راه می‌تواند قطع صادرات برق از ترکیه به سوریه باشد. دولت ترکیه قبلا نیز تهدید به چنین اقدامی کرده است و تصمیم نهایی در این مورد در روزهای آتی گرفته خواهد شد. مسلما، توقف صادرات برق به سوریه کمتر از حمله‌ی نظامی به سوریه تحریک‌آمیز خواهد بود و مخالفان دولت آقای اردوغان این موضوع را به عنوان ضعف دولت او تلقی خواهند کرد.

علی‌رغم این مسایل داخلی، پاسخ حساب‌شده‌ی اردوغان بعد جدیدی به ناآرامی‌های سوریه خواهد افزود. آن دسته از افسران ارتش سوریه که در آستانه‌ی ترک خدمت هستند انگیزه‌ی کمتری برای ورود به خاک ترکیه خواهند داشت، چرا که ترکیه ممکن است آن‌ها را به عنوان نیروهای دشمن تلقی کند. علاوه بر این، پاسخ آقای اردوغان، می‌تواند منجر با افزایش تنش‌ها و برخوردهای مرزی بین دو کشور شود. این برخوردها، به خصوص آن‌هایی که بین شورشیان و ارتش سوریه باشند، موضوعات نادری نیستند، اما ترکیه تاکنون در آن‌ها مشارکت نداشته است. با اعلام این‌که نیروهای سوری در مرز به عنوان اهداف نظامی تلقی می‌شوند، دینامیک این موضوع تغییر خواهد کرد.

سوریه به نوبه‌ی خود با چالش‌های جدیدی در ادامه این پاسخ اردوغان مواجه خواهد شد. اگر دمشق این هشدار را جدی بگیرد، آن‌گاه ارتش سوریه در برخورد با شورشیان مستقر در نواحی مرزی دشواری بیشتری خواهند داشت که این موضوع می‌تواند منجر به افزایش فعالیت شورشیان در نواحی مرزی گردد. با آگاهی از این‌که ارتش ترکیه «مجاز» است با ارتش سوریه (در نواحی مرزی) درگیر شود، شورشیان سوریه سعی خواهند کرد نیروهای ارتش سوریه را به نواحی مرزی بکشانند و ترکیه را وادار به دخالت کنند.

ترکیه به جای تصمیم‌گیری یک‌جانبه، ناتو را در تصمیم‌گیری‌اش دخیل کرده است، در نتیجه خیالش راحت است که پاسخ‌اش حمایت بین‌المللی کافی دارد. همچنین، ترکیه با این‌کار به متحدان بین‌المللی سوریه اعلام کرده است که تمایل دارد ناتو را وارد منطقه کند. از طرف دیگر، امتناع ترکیه از پاسخ تهاجمی ممکن است باعث شود که متحدان سوریه مانند روسیه یا ایران، حمایت خود را از سوریه بیشتر کنند. اردوغان با انتخاب این پاسخ حساب‌شده‌تر (نسبت به اقدام نظامی علیه سوریه) این فرصت را به تهران و مسکو داده است که تجهیزات نظامی‌ بیشتری در اختیار نیروهای رژیم اسد قرار دهند. درگیری‌های بین دولت و نیروهای شورشی ادامه خواهد یافت و احتمالا حمایت بین‌المللی از شورشیان نیز افزایش خواهد یافت.

در سوریه چه خبر است؟

 

به دلایل مختلف وقایع سوریه برای من مهم‌اند. این وقایع هم به ذات خود اهمیت دارند و هم در رابطه با ایران. چه روی‌کرد مطلق‌گرایانه اخلاقی داشته باشیم (نفس قضیه سوریه اهمیت اخلاقی و انسانی دارد)، و چه نگاه ابزارگرایانه (یعنی در اثر سوریه، چه سود و زیانی به مای ایرانی می رسد) باید سعی کنیم تا تصویری هر چه دقیق‌تر از سوریه به دست آوریم. در این میان ایدئولوژی و پروپاگاندا سعی دارند تا مانع از شکل‌گیری تصویری واضح و نسبتا دقیق از تحولات سوریه (و منطقه و جهان به نوبه خود) در ذهن‌های صادق و کنجکاو ما شوند و یافتن نوشته‌هایی که
(۱) رویکرد تحلیلی-تاریخی-منطقه‌ای داشته باشند و سعی کنند مجموعه‌ای از تحولات را کنار هم بچینند تا الگویی مهم ظاهر شود و (۲) چیزی فراتر از بیانه‌های اخلاقی و انسانی باشند و (۳) سعی کنند مستند باشند بسیار دشوار است.

نوشته زیر از وبلاگ «نابودکننده زمین» (Land Destroyer) است که خواندن آن‌را  به عنوان منبع خوبی از لینک‌ها، مستندات و تحلیل‌های خوب در زمینه سوریه توصیه می‌کنم (با تشکر از یکی از خوانندگان بامدادی جهت معرفی آن). سعی کرده‌ام ترجمه‌ام تا حد امکان کامل باشد، اما بعضا برخی قسمت‌های کوتاه را تخلیص کرده‌ام بدون آن‌که به نظرم به اصل موضوع خدشه‌ای وارد شود.

سوریه را نجات دهید: خواستار توقف حمایت از تروریست‌های فرقه‌گرا شوید

آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی از سال‌ها پیش برنامه‌ی راه‌اندازی حمام خون در سوریه را دنبال کرده‌اند.

تاریخ‌چه

۱۹۹۱: آقای پل ولفوویتز به ژنرال وسلی کلارک می‌گوید که آمریکا برنامه ۵ تا ۱۰ ساله دارد تا «رژیم‌های قدیمی وابسته به شوروی شامل سوریه، عراق و ایران را پاکسازی کند، قبل از آن که ابرقدرت بعدی بیاید و ما را به چالش بکشد». {+}

۲۰۰۱: ژنرال وسلی کلارک به مدارکی دست می‌یابد که نشان می‌دهد آمریکا برای حمله و نابودی دولت‌های ۷ کشور برنامه‌ریزی کرده است: عراق، سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و ایران. {+}

۲۰۰۲: جان بولتون (از مقامات ارشد وزارت خارجه آمریکا) سوریه را به عنوان یکی از اعضای «محور شرارت» (Axis of Evil) خطاب کرد و هشدار داد که «آمریکا در این زمینه اقدام خواهد کرد». {+}

۲۰۰۵: موسسه‌ی آمریکایی ند (NED)، انقلاب سدر در لبنان را هماهنگ و اجرا می‌کند که مستقیما با هدف به چالش کشیدن نفوذ سوری-ایرانی در لبنان و به سود گروه‌های طرف‌دار غرب (به ویژه جناح سیاسی آقای رفیق حریری) انجام می‌شود. {+}

۲۰۰۵: آقای زیاد عبدالنور که ارتباط نزدیکی با تعدادی از مشاوران، سیاست‌گذاران و رسانه‌های مرتبط با آقای جورج بوش دارد تایید می‌کند که: هر دو رژیم سوریه و لبنان تغییر خواهند کرد. چه آن‌ها خوششان بیاید یا نیاید، چه به صورت کودتای نظامی باشد یا چیز دیگری… ما داریم روی آن کار می‌کنیم. ما دقیقا می‌دانیم چه کسی قرار است جایگزین آن‌ها شود. ما در کابینه آقای بوش در حال کار کردن روی آن هستیم. {+}

۲۰۰۶: اسرائیل تلاش ناموفقی برای نابود کردن حزب‌الله می‌کند. البته بعد از حمله هوایی گسترده و کشتن هزاران غیرنظامی. {+}

۲۰۰۷: سیمور هرش آشکار می‌کند که آمریکا، اسرائیل و عربستان و آقای حریری در لبنان و شاخه نظامی اخوان المسلمین در سوریه در حال گردآوری، تسلیح، آموزش و تقویت مالی یک جبهه متشکل از تندروهای فرقه‌گرایی هستند که پیوندهای مستقیمی با القاعده دارند. این جبهه قرار است در آینده در لبنان و سوریه فعال شود. هدف این است اولا شکاف فرقه‌ای بین مسلمانان سنی و شیعه ایجاد شود و ثانیا از این شکاف بهره‌برداری گردد. منابع هرش از بروز جنگ‌های فرقه‌ای خطرناک و به خطر افتادن امنیت اقلیت‌ها ابراز نگرانی کرده بودند. بر اساس گزارش هرش، این گروه‌های تندرو قرار بود در شمال لبنان مستقر شوند تا بتوانند به راحتی به سوریه رفت و آمد کنند. {+}

۲۰۰۸: وزارت امورخارجه آمریکا آموزش، تقویت مالی، شبکه‌سازی و تجهیز «فعالان سیاسی» را از طریق «اتحاد برای جنبش‌های جوانان» آغاز می‌کند که رهبران آتی «بهار عربی» مانند جنبش ۶ آوریل مصر؛ به نیویورک، لندن، و مکزیک برده شدند و بعدها توسط کانواس در صربستان (وابسته به سازمان سیا) آموزش دیدند و سپس به کشورهای خود بازگردانده شدند تا مقدمات جنبش‌های سال ۲۰۱۱ را آماده کنند. {+}

۲۰۰۹: موسسه بروکینز گزارشی منتشر می‌کند به نام «کدام مسیر به پرشیا؟» (PDF) و اعتراف می‌کند که کابینه آقای بوش، دست سوریه را از لبنان کوتاه کرد بدون آن‌که یک دولت نیرومند لبنانی برای جایگزینی آن مستقر کند. در این گزارش تاکید می‌شود که قبل از هر گونه حمله به ایران، نفوذ سوریه باید خنثی شود. در این گزارش استفاده از سازمان‌های تروریستی مختلف علیه دولت ایران نیز تاکید می‌شود مانند سازمان مجاهدین خلق و شورشیان بلوچ در پاکستان. {+}

۲۰۰۹-۲۰۱۰: در آوریل ۲۰۱۱ خبرگزاری فرانسه به نقل از مایکل پوزنر از مقامات ارشد وزارت امور خارجه آمریکا (در امور حقوق بشر) گزارش می‌دهد: دولت آمریکا در دو سال گذشته، مبلغ ۵۰ میلیون دلار جهت توسعه تکنولوژی‌هایی که به فعالان سیاسی اجازه می‌دهد از خطر دستگیری و محاکمه توسط حکومت‌های تمامیت‌خواه در امان بمانند اختصاص داده است. در این گزارش تایید شده که دولت آمریکا جلسه‌های آموزشی برای ۵۰۰۰ فعال سیاسی در قسمت‌های مختلف جهان برگزار کرده است. گزارش می‌نویسد که در یکی از این جلسات که شش هفته قبل در خاورمیانه تشکیل شد، فعالان سیاسی از کشورهای تونس، مصر، سوریه و لبنان شرکت کردند و به کشورهای خود بازگشتند با هدف دادن آموزش مشابه به همکاران خود. پوزنر می‌گوید آن‌ها بازگشتند و اثر موج‌وار فعالیت ‌آن‌ها نمایان خواهد شد. {+}

۲۰۱۱: اثر موج‌وار تیم فعالان سیاسی آموزش دیده‌ای که پوزنر وعده‌ی وقوعش را داده بود در نقاط مختلف جهان عرب مشاهده می‌شود. اعتراض‌ها، آشوب‌گری‌ها و آتش‌زدن امکان و اموال عمومی سراسر سوریه را در می‌نوردد در حالی که تک‌تیراندازهای مستقر شده برفراز بام‌ها تظاهرکنندگان سوری و همین‌طور نیروهای امنیتی را هدف قرار می‌دهند. این حرکت‌ها شبیه آن‌چه در جنبش سال گذشته بانکوک (تایلند) (مورد حمایت غرب) رخ داد بودند. شکل مشابهی از عملیات همزمان در لیبی رخ می‌داد و کم کم سناتورهای آمریکایی شروع به تهدید دولت سوریه به حمله نظامی (که مدت‌ها برنامه‌اش را داشتند) کردند. {+}

۲۰۱۲: در اثر دخالت نظامی ناتو در لیبی، دولتی ضعیف ولی طرفدار آمریکا در این کشور حاکم شده است. درگیری‌های مسلحانه بی‌پایان، قتل عام و کشتار در نقاط مختلف کشور ادامه دارد. در چنین شرایطی، گروه مبارزان اسلامی لیبی که توسط ناتو حمایت می‌شود و وزارت امور خارجه آمریکا آن‌را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده است شروع به ارسال اسلحه، پول و جنگجو به سوریه کرد تا پروژه ناپایدار کردن سوریه را عملی سازد. این شاید اولین حضور تایید شده القاعده در سوریه با حمایت تسلیحاتی و مالی ناتو باشد. واشنگتن پست هم مانند گزارش آقای هرش در ۲۰۰۷، باید تایید کند که آمریکا و عربستان سعودی تندروهای فرقه‌گرا را مسلح می‌کرده‌اند: کسانی که امروز به نام «ارتش آزادی سوریه» شناخته می‌شوند. این نوشته واشنگتن پست همچنین تایید می‌کند که اخوال المسلمین سوریه (همان طور که در گزارش ۲۰۰۷ آقای هرش هم آمده بود) هم در تجهیز این گروه‌های تندرو دخیل بوده است. {+}

۲۰۱۲: مخزن فکر آمریکایی، موسسه بروکینز در یادداشت خاورمیانه خود به نام «ارزیابی گزینه‌های تغییر رژیم» (PDF) تایید می‌کند که هیچ گزینه مذاکره یا آتش بسی (مانند طرح صلح کوفی عنان) را که آقای بشار اسد را بر قدرت نگاه دارد، دنبال نمی‌کند و شورش مسلحانه را ترجیح می‌دهد، حتی اگر مطمئن باشد آن‌ها هرگز نمی‌توانند حکومت را از پا درآورند. چرا که ادامه چنین وضعیتی، دست دشمن‌ها و رقبای منطقه‌ای را در سوریه ضعیف نگاه می‌دارد و از هزینه سنگین دخالت نظامی نیز پرهیز می‌کند. این گزارش نیز نشان می‌دهد که علت دخالت آمریکا در سوریه، اهداف اخلاقی و حمایت از حقوق بشر نیست بلکه استفاده از این نشانه‌های غلط به منظور رسیدن به رویای تسلط کامل بر منطقه است. {+}

سوریه را نجات دهید

ماهیت طرح‌ریزی‌شده‌ی برنامه‌ی تغییر رژیم در سوریه و همین‌طور استفاده از تروریست‌های فرقه‌گرا به این منظور (تغییر رژیم در میان دریایی از خون) به خوبی مستند شده است. دولت سوریه هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد، جز آن‌که سعی کند این گروه‌های خارجی را سرکوب کند و آرامش را به کشور بازگرداند. این کار تنها گزینه‌ای است که می‌توان از طریق آن از بروز فاجعه انسانی‌ای که برای سوریه در نظر گرفته شده است پرهیز کرد. همان‌طور که در لیبی دیده شد، با از بین رفتن حکومت مرکزی، تازه دوران شکنجه، وحشی‌گری، قتل عام و آشوب شروع می‌شود. آمریکا می‌خواهد یک دولت بسیار فرقه‌گرای تندرو در سوریه ایجاد کند و از آن به عنوان سکویی علیه ایران استفاده کند.

ماهیت فرقه‌گرای این «ارتش آزادی سوریه» هم اکنون نیز علیه ۱۰٪ جمعیت مسیحی سوریه عمل می‌کند. به گزارش لوس آنجلس تایمز، مسیحیان سوریه نگران تصفیه قومی شدن‌شان هستند. گزارش اندکی غیردقیق اما حاوی نکته اصلی درست یو‌اس‌ا تودی نیز تاکید می‌کند که مسیحیان سوریه در اتحاد نه چندان خوشایندی با دولت آقای اسد به سر می‌برند.

به همین ترتیب، شکاف فرقه‌ای و نه «رویای آزادی و دموکراسی» محرک اصلی قتل عام الحوله بوده است. درست است که هر یک از طرفین دیگری را به ارتکاب این جنایت متهم می‌کند چون معتقد است که افرادی از این یا آن فرقه در میان کشته شدگان وجود داشتند، اما آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی، نه تنها عامدانه تندروهای فرقه‌گرا را در سوریه نیرومند کردند، بلکه دانایی کامل داشتند که در اثر چنین حرکتی، خشونت‌ها و جنایت‌هایی نظیر آن چه در الحوله رخ داد، رخ خواهد داد.

همان‌طور که در نوشته واشنگتن پست نیز تاکید شده است، این فرقه‌گراهای تندرو فقط توسط حمایت ناتو، آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس میدان گرفته‌اند. حتی در شرایطی که خود این گروه‌ها تایید می‌کنند که توسط وابستگان القاعده کمپین‌های بمب‌گذاری انجام می‌دهند (کسانی که تجربه‌های خود را در کشتن مردم محلی یا اشغال‌گران خارجی در عراق به دست آورده‌اند) و علی‌رغم آن‌که روز به روز سازمان ملل یا ناظران حقوق بشر فهرست جنایت‌های وابسته به این گروه‌ها را تکمیل‌تر می‌کنند، غرب، و به ویژه آمریکا از ارسال سلاح‌های بیشتر و حتی دخالت نظامی از سوریه حمایت می‌کند.

اخیرا بی‌بی‌سی گزارش داد که «آیا سوریه می‌تواند از یک جنگ داخلی فاجعه‌آمیز پرهیز کند؟» و این‌که هیچ گزینه دیگری غیر از طرح صلح سازمان ملل-عنان وجود ندارد. بی‌بی‌سی بعد از سال‌ها که مدعی بود اعتراضات سوریه، با عزم آزادی‌‌خواهانه و دموکراسی‌خواهانه انجام می‌شود، حالا تایید می‌کند که این درگیری‌ها عموما فرقه‌ای هستند – چیزی که تحلیل‌گران واقعی از آغاز گفته بودند. نویسنده بی‌بی‌سی سعی می‌کند خواننده را متقاعد کند که «به جهان التماس کند» که برای جلوگیری از آن‌چه «عواقب غیرقابل محاسبه» می‌خواند در سوریه «دخالت» کنند. البته، برای آن‌دسته از مخاطبانی که برای مطالعه گفته‌ها، نوشته‌ها و گزارش‌های ذکر شده وقت صرف‌کرده‌اند از ابتدا واضح بوده که رفتار سیستماتیک غرب در سوریه در راستای ایجاد و تشدید خشونت بین فرقه‌ای (سنی – شیعه) با هدف متلاشی کردن نه فقط سوریه، بلکه لبنان و ایران انجام می‌شود.

انتخاب آشکار

واضح است که برای جلوگیری از تکرار فاجعه‌‌آمیز کشتار عمومی شبیه لیبی و نجات دادن سوریه باید چکار کنیم. حمایت غرب از تروریست‌های فرقه‌گرا باید متوقف شود. جریان اسلحه و مزدوران خارجی از لیبی، شمال لبنان، ترکیه، کشورهای حاشیه خلیج فارس باید متوقف شود. به دولت سوریه باید اجازه داده شود تا به سرعت نظم و آرامش را به کشور بازگرداند و حمایت از گروه‌های اقلیت که دهه‌هاست در این کشور برقرار بوده است را مجددا از سر گیرد (در مقابل خطر تندروهای اخوان المسلین یا جدیدا القاعده). تغییر رژیمی که غرب در جستجوی آن است، حکومت سوریه را مانند لیبی، به یک حکومت ناکارآمد که در دمشق پنهان بماند تبدیل خواهد کرد در حالی که باقی کشور توسط تروریست‌های فرقه‌گرا تکه پاره خواهد شد: با پول و اسلحه ناتو و کشورهای عربی.

آن چه برای نجات سوریه باید انجام شود واضح است. این هم واضح است که کسانی که این انتخاب واضح را نادیده می‌گیرند، در حال راه اندازی جنگی متجاوزانه علیه کشوری هسنتد که هیچ کشور دیگری را تهدید نکرده است. این جرمی علیه صلح جهانی است و تحت تصمیم حقوقی «دادگاه نورمبرگ» قابل مجازات است.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

ایران در منطقه: چهار خبر مهم

چند خبر کوتاه و به نظر من مرتبط با ایران را در نظر داشته باشید. تحلیل کوتاه خودم را در مورد هر کدام نوشته‌ام:

 ۱) نشست شورای همکاری خلیج فارس و تعویق زمان تصمیم‌گیری در مورد طرح اتحاد بحرین و عربستان

توجه داشته باشید، این طرح نه تایید شده و نه رد، بلکه تصمیم‌گیری در مورد آن به آینده موکول شده است. تایید این طرح با توجه به عدم تمایل کشورهایی مثل امارات یا قطر به قدرت گرفتن عربستان و همین‌طور ترس از واکنش ایران دور از ذهن به نظر می‌رسد، از طرفی مخالفت رسمی با آن به معنای اعلام تفرقه و عدم هماهنگی بین اعضای این شوراست که یک امتیاز مثبت به سود ایران خواهد بود. در نتیجه، مسکوت گذاشتن آن منطقی‌ترین گزینه بوده است.

۲) ادامه فروش سلاح‌های آمریکایی به بحرین

تقریبا همزمان با رویداد یک، دولت آمریکا اعلام کرد سلاح‌هایی که تحویل آن‌ها به بحرین را به دلیل سرکوب اعتراضات بلوکه کرده بود، به این کشور تحویل خواهد داد (سلاح‌های کنترل جمعیت البته فروخته نخواهد شد). این موضوع می‌تواند نشانه دو سیگنال آمریکا به کشورهای منطقه باشد: ۱) آمریکا مایل به ادامه جدی بحث اتحاد بحرین و عربستان نیست، پس ایران نباید نگران باشد ۲) آمریکا به حمایت خود از متحدان خود در شورای همکاری خلیج فارس ادامه می‌دهد، پس کشورهای عضو شورا نباید نگران باشند.

۳) فروش سلاح‌های آمریکایی و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به معترضان سوری

بنا به یک مطلب «نشت کرده» به روزنامه واشنگتن پست، آمریکا با فروش سلاح‌های ضدتانک (از طرف آمریکا یا کشورهای شورای همکاری خلیج فارس) به معترضان سوری موافقت کرده است. صرف انتشار چنین خبری، صرف‌نظر از این‌که معنای عملی آن تا چه حد واقعی باشد (واقعا سلاح ضد تانک به معترضان سوری تحویل داده شود یا خیر) به معنای افزایش سطح دخالت آمریکا در سوریه و در نتیجه افزایش فشار بر ایران است.

۴) ارزیابی جدید اسرائیل از تحولات سوریه: سقوط حکومت اسد به سود اسرائیل است

بنا به این خبر، فرمانده سازمان اطلاعات ارتش اسرائیل در سفر محرمانه خود به آمریکا، مقامات این کشور را از ارزیابی جدید اسرائیل نسبت به تحولات سوریه مطلع کرده است: اسرائیل به این نتیجه رسیده که تغییر رژیم در سوریه به سود اسرائیل است. تا پیش از این اسرائیل نسبت به تحولات سوریه بیشتر موضع سکوت و احتیاط را پیشه کرده بود، چرا که این کشور با بشار اسد به نوعی توافق (ولو غیررسمی) استراتژیک دست یافته بود که امنیت اسرائیل در آن لحاظ شده بود، در نتیجه اسرائیل نسبت به سودمند بودن تغییر رژیم در سوریه با احتیاط برخورد می‌کرد. به نظر می‌رسد این ارزیابی اکنون تغییر کرده است. به دنبال این تغییر سیاست اسرائیل، احتمالا شاهد افزایش فشار بر سوریه از طریق تقویت معترضان خواهیم بود.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

چرا گزارش ناظران شورای عرب در سوریه با کم‌توجهی رو به رو شده است؟

گزارش مهم ناظران شورای عرب (League of Arab States Observer Mission to Syria) که طی چند هفته تحقیق در خاک سوریه و به ویژه مناطق درگیر تهیه شده است با واکنش سرد رسانه‌های غربی (و عربستانی و قطری) رو به رو شده است. دلیل این واکنش‌ها اشاره به این بوده است که دولت سوریه تنها مسئول خشونت‌های روزافزون در سوریه نیست و شورشیان (ارتش آزاد سوریه) نیز در این رابطه مسئول هستند. گزارش تاکید می کند که «هر دو طرف درگیر متعهد به آتش‌بس و پرهیز از اعمال خشونت شوند». این ناظران در گزارش خود هشدار داده‌اند که:

اخیرا، وقایعی رخ داده‌ است که موجب افزایش دشمنی بین دو گروه متخاصم می‌شود. این وقایع می‌توانند پی‌آمدهای هولناکی در پی داشته باشند و منجر به از بین رفتن جان و مال زیادی شوند… بعضی از این اقدامات توسط ارتش آزاد سوریه و سایر گروه‌های مسلح مخالف انجام شده است. (بند ۷۵)

یا

برخی از شهروندان سوری که ما با آن‌ها برخورد داشتیم و تحت ظلم، بی‌عدالتی و فشارهای شدید قرار داشتند باور داشتند که این بحران باید تنها توسط روش‌های صلح‌آمیز و با پادرمیانی کشورهای عربی حل شود، بدون هر گونه دخالت بین‌المللی. تنها در این حالت است که آن‌ها خواهند توانست در شرایط صلح بمانند و بتوانند روند اصلاحات را کامل کنند و تغییرات مورد نیازشان را پیاده کنند.

سه مورد زیر که در گزارش هم به آن اشاره شده است تقریبا به طور کامل در روایت‌های رسانه‌های جریان اصلی پوشش دهنده اخبار سوریه غایب است:

۱) دست داشتن نیروهای مسلح مخالف رژیم در تشدید خشونت‌هایی که ابتدا توسط دولت سوریه اعمال شد

۲) همکاری رژیم سوریه در اعمال خواسته‌های مطرح شده در پروتکل شورای عرب

۳) مخالفت شهروندان عادی سوریه با هر گونه بین‌المللی شدن و نظامی شدن درگیری‌ها

 به نمونه‌ای از بندهای این گزارش که به کلی مورد بی‌اعتنایی رسانه‌های اصلی غربی (و سعودی و قطری مانند الجزیره) قرار گرفته است توجه کنید:

بند ۲۷: در حمص، ادلب و حماة‎ هیات ناظر شاهد اعمال خشونت علیه نیروهای دولتی و همین‌طور شهروندان بود که منجر به چندین کشته و زخمی گردید. نمونه‌های چنین رفتاری شامل بمب‌گذاری یک اتوبوس شهری که منجر به کشته شدن ۸ نفر و زخمی کردن بقیه شد و بمب‌گذاری قطار حامل سوخت. در یک نمونه دیگر در شهر حمص، اتوبوس پلیس منفجر شد و دو افسر پلیس کشته شدند. خط انتقال سوخت و چندین پل کوچک نیز بمب‌گذاری شدند.

بند ۲۸: هیات ناظر تایید می‌کند که گروه‌های مختلف معترضان گزارش‌های نادرستی درباره انفجارها و خشونت‌های رخ داده در منطقه‌های مختلف دادند. وقتی که ناظران به این مناطق رفتند، متوجه شدند که این گزارش‌ها به کلی نادرست بوده است.

بند ۲۹: هیات ناظر به نقل از تیم حاضر در منطقه تایید می‌کند که رسانه‌ها ماهیت وقایع و تعداد افراد کشته شده را در وقایع و اعتراضات رخ داده در بعضی از شهرها با اغراق گزارش دادند.

متن کامل گزارش هیات ناظران شوران عرب در سوریه

سوریه یک نگاه دیگر

در سوریه چه خبر است؟

مانی ب. نویسنده وبلاگ ٤دیواری چند مطلب درباره وقایع سوریه ترجمه کرده که آن‌ها را در این‌جا عینا تکرار می‌کنم.

در ضمن می‌توانید مجموع سه نوشته زیر را به صورت PDF  دریافت کنید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سوریه/ یک نگاه دیگر

 برگردان توسط مانی ب. (این مطلب عینا از وبلاگ ٤دیواری نقل شده است)

آن‌چه در زیر می‌آید برگردان مصاحبه‌ای است که وبسایت روزنامه «دی‌ولت» با یورگن تودن‌هوفر، عضو حزب دمکرات مسیحی و نماینده سابق پارلمان آلمان انجام داده است.

نیروهای خارجی از ناراضیان حمایت می‌کنند

یورگن تودن‌هوفر نویسنده‌ای است که بارها به سوریه سفر کرده است. او هم‌چنین با بشار اسد ملاقات داشته است، و از نگاه بی‌طرفانه به معضل سوریه جانبداری می‌کند. تودن‌هوفر شیفته سوریه است. این، از همبستگی عمیق او با این کشورعربی، هنگامی که از مردمان سوریه، از رسوم آن‌ها، از فرهنگ چندهزارساله و سنت قصه‌گویی (الحكواتي) آن‌ها حرف می‌زند، پیداست.

تودن‌هوفر سابق بر این نماینده پارلمان آلمان بوده است و زیاد به سوریه می‌رود، گاه چندین بار در سال. ماه گذشته چهارهفته در سوریه بوده است. او در این مدت می‌توانسته است آزادانه هرکجا که می‌خواهد برود. او در دمشق و همین‌طور در حمص، حاما و درعا بوده است. شهرهایی که از یک سال پیش محل درگیری‌های خونین بین نیروهای امنیتی رژیم و قیام‌کنندگان بوده است. او از سوی اسد به یک گفتگوی طولانی دعوت شده است. تودن‌هوفر از رژیم سوریه دفاع نمی‌کند، اما نسبت به «دیوسازی» هشدار می‌دهد. او از آزادی‌خواهی‌ای می‌گوید که در تظاهرات مسالمت‌آمیز جوانان سوری راه خود را باز می‌کند، اما همچنین از عملیات چریکی‌ شورشیان مسلح گزارش می‌دهد که منجر به قربانی‌شدن غیرنظامیان نیز گشته است. با این‌همه تودن‌هوفر می‌گوید: «می‌دانم که من هم خیلی کم می‌دانم» و مذاکره را راه حل معضل سوریه می‌داند.

دی‌ولت: آقای تودن‌هوفر، شما اخیرا سوریه بوده‌اید. چه کسی شما را دعوت کرده بود و چقدر آزادانه می‌توانستید سفر کنید؟

تودن‌هوفر: کسی مرا دعوت نکرده بود.

ـ یعنی شما خیلی ساده مثل یک توریست معمولی به سوریه رفتید؟ آیا این ممکن است؟

ـ بله ممکن است. من بیشتر از ده‌سال می‌شود که به سوریه می‌روم. کتابی هم در مورد سوریه و عراق نوشته‌ام که به عربی هم منتشر شده است. این کتاب با قصه‌گوی مسجد اموی دمشق شروع می‌شود. من هر سال به آن‌جا سفر می‌کنم. سوریه گهواره تمدن ماست و دمشق یکی از زیباترین شهرهای عربی‌ست. سر یحیای تعمیددهنده در دمشق دفن است و در دمشق است که سالوس (دشمن مسیح) به پولس (از حواریون مسیح) تبدیل شد.

ـ عربی می‌دانید؟ ـ

نه.

ـ چطور با مردم حرف می‌زنید؟

ـ معمولا یک یا دو مترجم همراه من هستند.

ـ با وجود هشدارها [هشدارهایی که از سفر به سوریه منع می‌کنند]، با چه انگیزه‌ای این روزها به سوریه سفر می‌کنید؟

ـ وقتی آدم در طی ده سال مکررا به این کشور رفته باشه، دلیلی ندارد که در این روزها نرود. البته این‌بار مقداری مشکلات پیش آمد. هنگام ورود مأموران امنیتی مرا در فرودگاه نگهداشتند. علیه من یک حکم ممنوعیت ورود به کشور صادر شده بود. پیشتر در روزنامه «دی‌تسایت» مقاله‌ای نوشته بودم که به نظر برخی از مقامات سوری زیادی انتقادی رسیده بود. کمی بیشتر از دوساعت طول کشید تا توانستم وارد کشور شوم. این پیش‌آمد البته به نفع من تمام شد. یک آلمانی سوری‌تبار که شاهد این صحنه بود، این واقعه را برای بشار اسد تعریف کرده بود، و این باعث شد که اسد مرا به گفتگو دعوت کند.

ـ اسد وعده داده است در ماه مارس یک همه‌پرسی در باره قانون اساسی جدید برپاکند. چقدر می‌توان این وعده را جدی گرفت؟ آیا هنوز رهبری کشور در دستان اسد است؟

ـ به گمان من او یکی از قدرتمندترین رجال کشور است که در اثر این بحران قدرتمندتر شده است.

ـ چرا؟

ـ در بحران با این وضعیت روبرو هستیم که صاحب قدرت می‌تواند مسئولیت‌ها را خود در دست بگیرد یا به دیگران واگذار کند. به نظر من اسد به روشنی سمت‌گیری سیاست را در سوریه تعیین می‌کند. به گمان من ایده تدوین یک قانون اساسی دمکراتیک که از طریق یک همه‌پرسی به رأی عمومی گذاشته شود ایده خود اوست. ده‌سال پیش، هنگامی که اسد به قدرت رسید، در مدرن‌سازی سوریه تلاش کرد، و در این راه با معضلات زیادی روبرو شد. هم از داخل و هم از خارج. در غرب مدتی این اتهام به او زده می‌شد که در قتل رفیق حریری نخست‌وزیر لبنان داشته است. امروز ثابت شده است که این‌طور نبود. به هر حال اسد در تلاش برای تغییر مناسبات در کشور آن‌طور که می‌خواست موفق نبود.

ـ موانع او چه بودند؟

ـ در کشورهایی مثل مراکش، عربستان یا سوریه نیروهای رشدنایافته قدرتمندی وجود دارند. اسد در کنار مشکل قتل رفیق‌حریری می‌بایست نیروهای نظامی سوری را از لبنان بازگرداند. این باعث پیدایش موقعیتی در عرصه سیاست داخلی شد که در آن ایجاد رفرم‌های بنیادین علیه نیروهای یادشده دشوار بود. اسد شخصا به من گفت که ایجاد دمکراسی در سوریه را یک ضرورت جبری می‌داند که تدوین یک قانون اساسی دمکراتیک نقش مهمی در آن بازی می‌کند.

ـ آیا او از جایگاه برتر حزب بعث چشم خواهد پوشید؟

ـ او تأکید داشت که همه احزاب مجاز خواهند بود. برگزاری همه‌پرسی در یک نظام «یکه‌سالاری» مانند سوریه یک تصمیم انقلابی‌ست، زیرا اسد به این وسیله تصمیم‌گیری در مورد آینده کشور را به مردم می‌سپارد. مردم می‌توانند قانون اساسی جدید را بپذیرند یا رد کنند. شخصا یکه‌سالاران زیادی را نمی‌شناسم که جرأت برپایی یک چنین همه‌پرسی‌ای را به خود بدهند.

ـ این یعنی شما به خواست تغییر نزد بشار اسد باور دارید؟ و فکر می‌کنید که این یک راه واقع‌گرایانه برای کشور است؟

ـ هر چه غرب به او بشتر فشار وارد کند، این امر برای اسد دشوارتر می‌شود. یکی از مارکسیست‌های اپوزیسیون سوریه که تحت حکومت اسد ۱۴ سال در زندان بوده است، به من گفت، تنها کسی که می‌تواند سوریه را از راهی مسالمت‌آمیز به دمکراسی هدایت کند بشار اسد است. از جمله، به این دلیل که اکثریت سوری‌ها هنوز بین بشار اسد و سیستم تفاوت قایل می‌شود.

ـ پس غرب باید چکار کند؟ از اسد حمایت کند؟ با او مذکره کند؟ رسانه‌ها غرب به خاطر تصاویر خشونت وحشیانه‌ای که از سوریه می‌رسد زیر فشار هستند، و گزارش‌های بی‌طرفانه‌ی کمی موجود است.

ـ موقیت در سوریه خیلی پیچیده است. تعجب‌آور بود که نه فقط مخالفان اسد بلکه هواداران اسد هم با صدای بلند خواهان دمکراسی هستند. کسی این روزها در سوریه روی اصل لزوم دمکراسی بحثی نمی‌کند. من شاهد تظاهراتی در دمشق بودم که در آن‌ها بین یک تا دوملیون تظاهرکننده شرکت داشتند. آن‌ها فریاد می‌زدند: «اسد، دمکراسی»، «اسد، آزادی». مخالفان سوری هم البته دمکراسی می‌خواهند، اما بدون اسد. در له و علیه اسد تظاهرات‌های مسالمت‌آمیز مردمی که خواستار دمکراسی هستند برگزار می‌شود. اما در هر دو سو نیروهای مسلحی هم هستند که بی‌رحمانه علیه یکدیگر می‌جنگند. و این جنگ مکررا به قربانی‌شدن غیرنظامیان منجر شده است. این غیرقابل قبول است و به حق مورد انتقاد شدید قرار می‌گیرد. از طرفی سیاستمداران سطح بالای اپوزیسیون سوریه به من گفتند که مخالفان مسلح هم برای «تسویه حساب» غیرنظامیان را به قتل می‌رسانند. من در حمص منزل یکی از طرفداران شناخته‌شده اسد بودم. از ساختمان بلند مقابل به اتاق دختر سه‌ساله او تیراندازی شده بود. من خودم جای گلوله‌ها را دیدم. یک روز بعد از ملاقات با او، تهدید به قتل شد و اجبارا خانه خود را ترک کرد. خودم هم در حمص زیر آتش چریک‌هایی قرارگرفتم که به دو نفر از نیروهای پلیس تیراندازی می‌کردند. درگیری‌هایی شبیه به جنگ داخلی. ما در غرب همیشه از جنایت نیروهای امنیتی می‌شنویم. اما در مورد رفتار جنایت‌آمیز طرف دیگر مطلقا سکوت می‌شود. خبررسانی بین‌المللی به شدت یک‌طرفه است.

ـ پس چرا اسد اجازه ورود خبرنگارها را به کشور نمی‌دهد. این‌ها می‌توانستند تصویر عینی‌تری از واقعیات به ما بدهند؟

ـ این اشتباه بزرگ دولت است. من هیچ‌گاه ارزش خبررسانی آزاد را این‌طور که در سوریه احساس کردم حس نکرده بودم. در حال حاضر مخالفان دارای یک انحصارخبری هستند که آن را به طرز خشنی از طریق الجزیره و العربیه اعمال می‌کنند. به عنوان مثال در حمص چهار مرکز ساتلایت هست که هرعکاسی که با تلفن همراه عکس می‌گیرد می‌تواند در عرض چندثانیه تصاویرش را واگذار کند. و قابل فهم است که از این مراکز استفاده می‌شود. ـ وضع دسترسی آزادانه به اینترنت چطور است؟

ـ سوریه در زمینه اینترنت یکی از رشدیافته‌ترین کشورها در میان کشورهای عربی‌ است. در ضمن، این به دستور شخص اسد ممکن شده است. با ورود به یک رستوران بلافاصله می‌توانید به طور رایگان از سرویس وایرلس استفاده کنید. دوهفته پیش این خبر در سطح رسانه‌های بین‌المللی منتشر شد که در سوریه «آیفون» ممنوع شد. من همان زمان با دمشق تماس گرفتم و از یکی از آشنایان جویای صحت و سقم خبر شدم. خندید و گفت: همین الان شما با آیفون من تماس گرفته‌اید. نصف خبرهای مربوط به سوریه بی‌پایه و اساس است.

ـ می‌توانید مثال‌های دیگری هم ذکر کنید؟

ـ زمانی که دمشق بودم، در رسانه‌های بین‌المللی این خبر پخش شد که به مرکز حزب بعث حمله شده است و به آن آسیب فراوان رسیده، و یک نفر هم کشته شده است. این خبر روی من خیلی تأثیرگذاشت. تا آن روز برای من دمشق یک شهر امن بود که توریست‌ها هنوز در آن بودند. به این خاطر روز بعد خودم را با عجله به محل رساندم. دو پاسبان مؤدب جلوی ساختمان سالم ایستاده بودند. وقتی پرسیدم این «آسیب‌های فراوان» کجا هستند، به من دو شیشه شکسته سالن ورودی را نشان دادند که شخصی در آن یک ترقه انداخته بود. در حمص دیدم که بازارها پر از مواد خوراکی و سبزیجات است. خودم هم چیزهایی خریدم. دوروز بعد در رسانه‌ها آمده بود: «فاجعه انسانی [قحطی] در حمص». کمی پس از شنیدن این خبر برای بار دوم به حمص رفتم و با شورشیان ملاقات کردم. من همیشه با هر دو طرف ملاقات می‌‌کنم. از آن‌ها در مورد «فاجعه انسانی» پرسیدم. با خنده گفتند: «این را ما ساختیم». و به این عمل خود افتخار می‌کردند. چندروز بعد در حمص موتورسواران جلوی یک اتوبوس را که سرنشینان آن جوانان علوی بودند گرفته و آن‌ها را از فاصله نزدیک با گلوله اعدام کردند. تنها یکی از آن‌ها زنده مانده بود، که می‌گفت مهاجمان از شورشی‌ها بودند. این حمله یک «پیام» به بشار اسد بود که او نیز علوی است. با این همه همان‌روز عصر در اخبار الجزیره گفته شد، دوباره در حمص جوانان سوری به دستور اسد کشته شدند. طرز خبررسانی از سوریه مرا به طرز وحشناکی یه یاد خبررسانی پیش از جنگ عراق می‌اندازد. البته، خبررسانی تلوزیون دولتی سوریه هم بهتر از این نیست.

ـ شورشیان از کجا پشتیبانی می‌شوند؟ از سوی کشورهای متخاصمی مانند عربستان و قطر که در ماجرای لیبی هم دخالت داشتند؟ آیا این چالش، چالشی بین مذاهب اسلامی هم هست؟

ـ من چهار هفته آن‌جا بودم. با این همه می‌دانم که خیلی چیزها را ندیده‌ام. اما این را دیده‌ام که قیام مخالفان همیشه مسالمت‌آمیز نیست. نیروهایی در خارج هستند که اسلحه‌های سنگین در اختیار آن بخش از شورشیانی می‌گذارند که دست به خشونت می‌زنند. یک سر ماجرا به قطر می‌رسد. این کشور بزرگترین صادرکننده اسلحه به لیبی هم بود. آمریکایی‌ها مستقیما دخالت نمی‌کنند. مقاومت نظامی توسط کشورهای عربی، پیش از همه عربستان و قطر سازماندهی می‌شود. قطر محل الجزیره هم هست.

ـ می‌توان از نوعی جنگ نیابتی صحبت کرد؟

ـ این را نمی‌دانم. من همین‌طور به تئوری‌های توطئه نیز باور ندارم. اما در پس زمینه تلاش آمریکا است که خواهان یک خاورمیانه بزرگ متشکل از کشورهای دوست است. ایالات متحده به کل منطقه مانند منطقه نفوذ خود نگاه می‌کنند. این جمله کیسنجر است که «نفت با ارزش‌تر از آن است که به عرب‌ها واگذار شود».
انقلاب‌های تونس و مصر برای آمریکایی‌‌ها غیرمترقبه بود. اما آن‌ها تصمیم گرفتند به نفع خود درشکل‌دهی به تغییرات در کشورهای عربی شرکت کنند. علاقه من به دمکراسی آمریکا زیاد است، اما در خاورمیانه دمکراسی برای آمریکایی‌ها مهم نیست. در غیر این صورت بایستی از تظاهرات در عربستان، قطر و بحرین هم حمایت می‌کردند. اما آن‌ها در این کشورها دیکتاتورها را حمایت می‌کنند.

ـ به نظر شما روند وقایع در سوریه به کجا خواهد رفت؟

ـ در سوریه هم مانند دیگر کشورهای عربی دمکراسی خواهد آمد. خشونت علیه تظاهرات و تجمعات مسالمت‌آمیز غیرقابل قبول است. اما هنگامی که از اسد پرسیدم چرا، حداقل برای مدتی مشخص، اعمال خشونت علیه شورشیان مسلح کنار گذاشته نمی‌شود، از من پرسید آیا کشورهای غربی هم اجازه می‌دهند روزانه ۲۰ تا ۳۰ نفر از سربازان کشور کشته شوند؟ از من پرسید، آیا آنجلا مرکل یک چنین چیزی را می‌پذیرد؟ من جوابی نداشتم. گفتم، با این همه او می‌بایستی که با آن‌ها، حتی با نیروهای تندرو از در گفتگو درآید. فقط از این طریق می‌توان به آتش‌بس رسید. گفتم، او باید با قرارگرفتن در صدر حرکت دمکراسی‌طلبانه، کشور را به صلح و دمکراسی هدایت کند.

ـ واکنش او چه بود؟

ـ گفت، مهم‌ترین کار تدوین یک قانون اساسی دمکراتیک است که مردم در مورد آن تصمیم بگیرند.

ـ این همه‌پرسی چقدر آزاد خواهد بود؟

ـ ما باید خواستار اعزام ناظران انتخاباتی بی‌طرف، نظیر فوندیشن جیمی کارتر باشیم. این چالش آن‌قدر پیچیده و خطرناک است که غرب بایستی نه به عنوان آتش‌بیار، بلکه به عنوان میانجی در آن دخالت کند. مذاکره تنها راه حل عقلانی این معضل است.

ـ آیا ناظران اتحادیه عرب در مأموریت خود شکست خوردند؟

ـ نه. این عادی‌ست که ناظران به نتایج متفاوتی برسند. من هم از این نقطه حرکت می‌کنم که دولت سوریه نیز به تحمیق دست می‌زند و ناظران را به نقاطی خواهد برد که اوضاع خیلی زشت به نظر نمی‌رسد. اما ناظران از این امکان برخوردارند که با آدم‌های زیادی حرف بزنند. این امکان برای من هم بود. من آدم‌هایی را دیدم که می‌گفتند «اسد باید برود»، و همین‌طور آدم‌هایی که می‌گفتند «من عاشق اسد هستم». بشار اسد به گمان من مسئولیت هر قربانی غیرنظامی را به عهده دارد، همان‌گونه که اوباما نیز مسئول جان هر غیرنظامی‌ای است که توسط حمله هواپیماهای بی‌سرنشین و بمب‌افکن‌های آمریکایی در پاکستان و افغانستان قربانی می‌شوند. تکرار می‌کنم: تنها یک راه حل موجود است و آن مذاکره است.

ـ غرب مذاکره با اسد را رد می‌کند.

ـ بارها شنیده‌ام می‌گویند، با کسی که دستش به خون آغشته است نمی‌توان مذاکره کرد. اما من می‌گویم موفق‌ترین مذاکراتی که ما انجام داده‌ایم، مذاکراتی بودند با رهبران کمونیست شوروی. دست آن‌ها به خون میلیون‌ها نفر آغشته بود. ما در مقابل پرزیدنت بوش تعظیم کردیم، یعنی کسی که خون صدهاهزار عراقی بی‌گناه به دستان اوست. و ما با عربستان سعودی مذاکره می‌کنیم که در ملاءعام شلاق می‌زند، سنگسار می‌کند و گردن می‌زند. وقتی سیاست‌مدارها می‌گویند با اسد نمی‌شود مذاکره کرد، این حرف ناصادق و فریب‌کارانه است. مذاکره همیشه از راه‌اندازی جنگ یا جنگ داخلی بهتر است. غرب در سوریه و ایران به یک بازی خطرناک دست زده است. در صورت آغاز جنگی با شرکت غرب در این دو کشور، شاهد بزرگترین چالش نظامی بعد از جنگ دوم جهانی خواهیم بود. آن‌گاه در اروپا هم چراغ‌ها خاموش خواهند شد. ظاهرا این برای بعضی‌ها در غرب روشن نیست.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سوریه/ یک نگاه دیگر ۲

 برگردان توسط مانی ب. (این مطلب عینا از وبلاگ ٤دیواری نقل شده است)

نوشته زیر آخرین بیانیه «شاخه آلمانی انجمن جهانی پزشکان برای ممانعت از جنگ اتمی» است. این انجمن که در سراسر جهان فعال است، در سال ۱۹۸۵به خاطر کوشش‌ در جهت رسیدن به جهانی صلح‌آمیز، متناسب با کرامت انسان و خالی از تنکولوژی اتمی جایزه نوبل صلح را دریافت کرده است.

به خشونت در سوریه پایان دهید ـ از جنگ جلوگیری کنید!

هفته‌هاست که هر روز گزارش‌های بیشتری از بالاگرفتن خشونت‌های سوریه منتشر می‌شود. طبق آمار سازمان ملل تا به حال چندین هزار نفر زندگی خود را از دست داده‌اند. و آن‌طور که از اخبار رسانه‌های بین‌المللی برمی‌آید، هر روز نقشه‌های بیشتری برای دخالت نظامی غرب ریخته می‌شود. دیروز برنده یمنی نوبل صلح خانم «توکل کرمان» در کنفرانس امنیتی مونیخ جهت حفاظت از مردم سوریه در برابر خشونت به حق خواستار اقدامی بین‌المللی شد. در نگرش وی اما این موضوع نادیده گرفته می‌شود که روسیه و چین به هیچ‌وجه مخالفتی با اقدام بین‌المللی ندارند. روسیه توضیح داده بود که با پیش‌نویس قطعنامه علیه سوریه موافقت خواهد کرد، در صورتی که این قطعنامه دخالت نظامی خارجی را مردود دانسته و نه فقط از نیروهای امنیتی سوریه، بلکه از مخالفان نیز بخواهد که از خشونت بپرهیزند. به این خاطر، خلاف آن‌چه که رسانه‌های ما ارایه می‌کنند، تنها روسیه و چین مسئول شکست قطعنامه شورای امنیت نیستند، بلکه خیلی بیشتر این مسئولیت به عهده غربی‌ها است که چندین هفته مجدانه با پیش‌نویسی با رویکرد صلح‌آمیز مخالفت کردند. ما به عنوان اعضای انجمن جهانی پزشکان نگرانی عمیق خود را از شمار رو به افزایش قربانیان خشونت در سوریه، از جمله تعداد کثیر غیرنظامیان قربانی اعلام می‌کنیم. همین‌طور تعداد زیادی از پزشکان و مسئولین رسیدگی به وضعیت زخمی‌ها و آسیب‌دیدگان از این خشونت در امان نیستند.
ما اما به عنوان شاخه آلمان IPPNW نسبت به یک خطر بزرگتر نیز هشدار می‌دهیم. و آن خطر دخالت نظامی غرب است که می‌تواند حرکتی را آغاز کند که کشورهای دیگری مانند ایران را نیز دربرگرفته، و نهایتا کلا منطقه را ـ که در همسایگی اروپا قرار دارد ـ در آتش فروبرد. این حرکت در صورت درگیری مستقیم ناتو می‌تواند به درگیری اتمی بین قدرت‌های بزرگ بیانجامد.
هر روز نشانه‌های بیشتری به دست می‌آید که چطور در چالش داخلی سوریه، فعالین تندرو با تشدید درگیری‌ها از مبارزه ‌آزادی‌خواهانه برای پیشبرد منافع خود استفاده می‌کنند. آشکار است که فقط دولت سوریه توسط روسیه حمایت تسلیحاتی نمی‌شود. مخالفان نیز از غرب و کشورهای عربی متحد با غرب مبالغ هنگفتی دریافت می‌کنند، همین‌طور از طریق پایگاه نظامی ناتو در« اینجرلیک» ترکیه اسلحه در اختیار آن‌ها گذاشته می‌شود. آن‌ها همچنین توسط مزدوران خارجی لیبیایی حمایت می‌شوند.

بسیاری از سوری‌ها، به‌ویژه اپوزیسیون صلح‌طلب بر این باورند که این درگیری‌ها باعث نابودی جنبش اصلاح‌گرایانه‌ای می‌شود که از سالیان پیش آغاز شده است. نتیجه حاصل از این روند افزایش خونریزی‌های بزرگ‌تر بین نیروهای متعارض می‌گردد که هر روز قربانیان بیشتری از غیرنظامیان می‌گیرد. کسی که تشدید تعارض‌های داخلی سوریه را ابزار موجه‌ی برای یک تغییر رژیم دلخواه غرب در سوریه می‌داند، تا از این طریق جنگ علیه ایران آسان‌تر شده و پایگاه‌های نظامی روسیه در مدیترانه غارت گردد، بایستی اتهام آماده‌سازی یک جنگ نیابتی و در نتیجه شرکت در جنایت علیه بشریت را بپذیرد.

به این دلیل به عنوان اعضای انجمن صلح‌گرای پزشکان خواسته‌های خود را اعلام می‌کنیم:

به ناتو، و به ویژه به دولت آلمان:

ما از شما می‌خواهیم فورا جلوی ارسال اسلحه غرب به سوریه را بگیرید! هرگونه طرح و نقشه برای دخالت نظامی غرب در سوریه را به طور شفاف مردود اعلام کنید. تحریم‌های اقتصادی نیز راه حل نیستند. در عوض در جهت ایجاد تفاهم بین نیروهای درگیر بکوشید. و در این راه به ویژه روی روسیه حساب کنید.

به دولت روسیه:

ما از شما می‌خواهیم فورا پیش‌نویس جدیدی را با رویکرد صلح‌گرایانه از جانب خود به شورای امنیت ارایه کنید که در آن حمایت تسلیحاتی مخالفان و دولت سوریه ممنوع شود. و برای تقویت تلاش‌ها جهت ابداع آلترناتیوهای مسالمت‌جویانه، نظیر گفتگوی بین‌المللی با همه‌ی نیروهای ذی‌نفع بکوشید.

به اتحادیه عرب:

ما از شما می‌خواهیم دوباره مأموریت نظارتی خود را از سر بگیرید. ارسال پیامی به کشورهای عضو مبنی بر پایان‌دادن به هر نوع فعالیتی که به تشدید خشونت در سوریه می‌انجامد، و جانب‌داری از هر رویکردی که هدف حل مسالمت‌آمیز بحران را دنبال می‌کند، موفقیت خود را تقویت کنید.

به دولت سوریه:

ما از شما می‌خواهیم با کنارگذاشتن مطالبات حداکثری بی‌نتیجه و پذیرش مذاکره، از راه افتادن حمام خون در کشور خود، در اثر جنگی نیابتی که منافع خارجی تنور آن را داغ می‌کنند جلوگیری کنید. به تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی کشورتان، و به هرگونه حمله به بیمارستان‌ها، پزشکان و کارکنان خدمات پزشکی پایان دهید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مسیحیان در سوریه

 برگردان توسط مانی ب. (این مطلب عینا از وبلاگ ٤دیواری نقل شده است)

نوشته زیر برگردان مصاحبه‌ی رادیو واتیکان با کشیش اعظم مسیحیان پیرو کلیسای کاتولیک یونانی در استان حلب سوریه است. مسیحیان سوریه که ده درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند غالبا پیرو کلیسای ارتدوکس یونانی یا کلیسای کاتولیک یونانی هستند.

سوریه/ نگرانی از آینده

مسیحیان کشیش اعظم مسیحیان حلب ژان کلمنت ژان‌بارت نسبت به آینده مسیحیان در سوریه اندیشناک است. وی در گفتگویی با رادیو واتیکان می‌گوید: «پیش از این امنیت وجود داشت، اما امروز آن دسته از مسیحیانی که توانایی ترک سوریه را دارند، از کشور می‌روند». طبق گزارش رادیو واتیکان تا کنون چندین تن از مسیحیان شهر حمص به دست شورشیان به قتل رسیده‌اند. این واقعه به تخلیه چندین ناحیه [مسیحی‌نشین] شهر منجر شده است. اما برخلاف حمص، در حلب اوضاع آرام است. ژان‌بارت رسانه‌های بین‌المللی را متهم می‌کند که «وضعیت سوریه را صادقانه نشان نمی‌دهند، بلکه نفت در آتش می‌ریزند». آن‌ها در این باره حرفی نمی‌زنند که «تندروها و مزدوران عراقی، اردنی، لیبیایی و پاکستانی از طریق ترکیه در سوریه نفوذ کرده‌اند». تنها گفتگو می‌تواند کشور را از ابتلا به یک فاجعه حفظ کند. البته رفرم‌های وعده‌داده‌شده هنوز جامه عمل نپوشیده‌اند و مخالفان گفتگو را نمی‌پذیرند. هراس ژان‌بارت از این است که در صورت سقوط دولت سوریه اسلام‌گراهای تندرو قدرت را به دست بگیرند. گروه‌های اسلامیست مسلح در نقاط مختلف کشور تخم ترور و مرگ می‌کارند. حداقل ۲۰۰۰ غیرنظامی، سرباز و مأمور پلیس قربانی نفرت آن‌ها شده‌اند، که اغلب پیش از مرگ مورد شکنجه قرارگرفته و مثله شده بودند.
ژان‌بارت می‌گوید: این درست است که اکثریت سوری‌ها، و به همراه آن‌ها مسیحیان سوریه خواهان اصلاحات بنیادین و تغییر نحوه اداره کشور هستند. آن‌ها پیش از هرچیز پایان دیکتاتوری تک‌حزبی و دمکراسی‌ای را می‌خواهند که مبتنی بر آزادی واقعی بوده و حقوق همه افراد را به رسمیت بشناسد. اما این نیز حقیقت دارد که فقط اقلیت کوچکی از سوری‌ها خواهان تغییری هستند که حمام خون به پا کرده و باعث بی‌نظمی در کشور شود.

روسیه و چین در هفته گذشته مانع شدند که شورای امینیت خشونت در سوریه را محکوم کند. سیزده عضو باقی‌مانده به پیش‌نویس قطعنامه تهیه‌شده توسط کشورهای غربی و اتحادیه عرب رأی مثبت دادند. در این پیش‌نویس محکومیت رهبری سوریه به خاطر نقض حقوق بشر در نظر گرفته شده بود. وتوی روسیه و چین در سطح بین‌المللی با انتقادهای شدیدی مواجه شد. کمی پیش از رأی‌گیری در شورای امنیت رژیم سوریه دوباره علیه غیرنظامیان دست به خشونت زد. در نتیجه حمله به حمص حداقل ۳۰۰ نفر کشته شدند.