استعمار و تقسیم‌بندی خطی کشورها

نوشته‌ی زیر را یکی از خوانندگان بامدادی به نام کامران برای من فرستاده که عینا (با اندکی ویرایش) منتشر می‌کنم. لازم به تذکر است که مطالب نوشته شده در این متن لزوما مورد توافق من نیست، و وبگاه‌ بامدادی صرفا بستری جهت انتشار آن می‌باشد.

مورد تقسیم‌بندی کشورها به «پیشرفته و توسعه یافته» و «در حال توسعه» و «عقب مانده» و «جهان اول» و «جهان سوم».

تمام این مفاهیم زمانی معنی پیدا می‌کنند که تاریخ و تمدن را به صورت یک خط فرض کنیم که در حقیقت این مفاهیم و تعریف‌ها با همین فرض توسط یک انسان‌شناس‌ انگلیسی در قرن هیجدهم بیان و آغاز گردید. این انسان‌شناس تمدن و مدنیت را به صورت یک خط ترسیم کرد که در پایین نامتمدن‌ترین ملت‌ها و در بالا متمدن‌ترین ملت‌ها قرار دارند. برای مشخص کردن درجه‌ی تمدن هم معیارها و شاخص‌هایی را تعریف کرد. بالطبع این شاخص‌ها و معیارها بر اساس ملت انگلیس تهیه شده بود بطوری که بر طبق آن ملت انگلیس به عنوان متمدن‌ترین ملت در بالاترین نقطه‌ی خط قرار می‌گرفت و دیگر ملت‌ها بر اساس امتیازی که کسب می‌کردند به دنبال هم بر روی خط قرار می‌گرفتند. نکته‌ی جالب در این مورد این است که این انسان‌شناس انگلیسی امتیاز ملت ایرلند را طوری محاسبه کرده بود که در پائین‌ترین نقطه و به عنوان نامتمدن‌ترین ملت رده‌بندی شده بود.

این دیدگاه یکی از ابزارهای قوی و بسیار موثر استعمار بوده و هست. زیرا ابتدا به بقیه‌ می‌قبولانند که آن‌ها متمدن‌تر و پیشرفته‌تر از همه هستند و دیگران هم به راحتی می‌پذیرند. هم‌چنین به ملت‌های عقب‌مانده یا در حال توسعه و یا در حال پیشرفت می‌گویند که ناراحت نباشید ما هم زمانی مثل امروز شماها عقب مانده و نامتمدن بودیم ولی توانستیم به وسیله کار و هوش خود به تمدن و پیشرفت برسیم. بنابراین اگر شماها هم به حرف‌های ما گوش کنید و راه و برنامه‌هایی را که ما به شماها یاد می‌دهیم (چون ثابت شده که ما عقلمان و هوشمان و تمدنمان از شماها بیشتر است) شماها هم روزی متمدن، پیشرفته و جهان اولی خواهید شد و در روی خط به بالا خواهید رفت. از طرف دیگر در این مدت که شما مشغول پیشرفت و متمدن شدن هستید ماها هم بیکار ننشسته‌ایم و متمدن‌تر و پیشرفته‌تر شده‌ایم و در روی خط بالاتر رفته‌ایم، پس هم‌چنان شما ها عقب‌تر از ما هستید و این روند تا ابد ادامه خواهد داشت. یعنی شما هیچ‌وقت متمدن، پیشرفته و جهان اولی نخواهید شد. زیرا تا زمانی که ما معیارها و شاخص‌های تمدن و پیشرفت را تعریف و تعیین می‌کنیم این معیارها در جهتی خواهند بود که به آن‌چه که ما داریم بیشترین امتیاز و نمره را بدهند. درست مانند شرکت در مسابقه‌ای است که یک طرف شرکت کننده همه‌ی قوانین بازی را تعریف می‌کند و هر زمان هم خواست این قوانین را به نفع خود تفسیر کرده و تغییر می‌دهد بنابراین امکان ندارد که بتوان پیروز از این مسابقه بیرون آمد.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

Advertisements

سالروز یک فاجعه فرهنگی برای بشریت

آمار جنایت‌هایی که در عراق رخ می‌دهند به حدی سریع بالا می‌رود که به سختی می‌شود درک و تحلیل درستی از ابعاد آن داشت. اما در این روزها که بیش از پنج‌سال از اشغال عراق می‌گذرد بد نیست به یک جرم بزرگ و تقریبا فراموش شده اشاره کنیم.

06iraqblog-span

پنج سال پیش در چنین روزهایی (حدود یک هفته پس از اشغال بغداد)، سربازان ارتش آمریکا ناظران منفعل غارت شدن «کتابخانه و آرشیو ملی عراق (Iraq National Library and Archive) -یکی از قدیمی‌ترین و پراستفاده‌ترین در جهان- بودند.

عراق یکی از کهن‌سال‌ترین تمدن‌های جهان است و میراث فرهنگی عظیمی را در خود جای داده است. اولین کتابخانه جهان در شهر موصل در شمال عراق و در قرن 7ام قبل از میلاد ساخته شده بود که در سال 1927 از زیر خاک بیرون آمد. بخش اعظم کتاب‌های این کتاب‌خانه‌ (از جمله قدیمی‌ترین نسخه موجود از اولین کتاب ادبی تاریخ) به بهانه حفظ و نگهداری به انگلستان برده شد. در کشورهای عربی این اصطلاح از قدیم متداول بوده که «قاهره می‌نویسد، بیروت منتشر می‌کند و بغداد می‌خواند».

به نیروهای آمریکایی دستور مستقیم داده شده بود که دخالت نکنند. نیروهای آمریکایی در پاسخ درخواست کمک و حمایت کارکنان کتابخانه گفتند «ما سرباز هستیم، نه پلیس» یا «دستوراتی که به ما داده شده شامل حفاظت از این ساختمان‌ نمی‌شود». البته دستورهایی که به نیروهای ارتش آمریکا داده شده بود شامل حفاظت از وزارت نفت و مراکز فرمانده‌هی «مخابرات» (پلیس مخفی صدام حسین) می‌شد.

انفعال عامدانه نیروهای آمریکایی (مبنی بر عدم حفاظت از این مرکز کم‌نظیر فرهنگی) نه تنها از نظر اخلاقی قابل سرزنش است بلکه از نظر قوانین بین‌المللی نیز تخلف محسوب می‌شود. «معاهده‌نامه لاهه در حمایت از میراث فرهنگی در حین درگیری‌ نظامی» (Hague Convention: 1954) به وضوح بیان می‌کند نه تنها باید در حین جنگ از حمله به کتابخانه‌ها خودداری شود، بلکه باید از آن‌ها حفاظت کامل نیز به عمل آید.

منابع: {1} {2}


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

یک آمریکایی صد‌ در صد

اگر فرصت دست دهد دوست دارم گه‌گداری مطالب نه چندان طولانی‌ای را از انگلیسی به فارسی ترجمه کنم. البته نه ترجمه آزاد، بلکه ترجمه‌ای که تا حد امکان وفادار به متن اصلی باشد.ilintor001p1نوشته کلاسیک «یک آمریکایی صد در صد» را سال‌ها پیش خواندم و از بس برایم جالب بوده تا امروز توی ذهنم تازه مانده است. مولف آن مردم‌شناس برجسته امریکایی آقای رالف لینتون (Ralph Linton) است و این نوشته‌اش شاید «مردم‌پسندترین» مطلب جامعه‌شناسیکی باشد که تاکنون درباره پدیده «تلفیق فرهنگی» (Cultural Diffusion) نوشته شده است. با وجودی‌که احتمالا این نوشته قبلا به فارسی ترجمه شده، ولی با کمی جستجو توی نت نمونه‌اش را به فارسی ندیدم و به هر حال هدفم تمرین ترجمه بوده است. خواهش من این است اگر نمونه ترجمه شده آن‌را به فارسی سراغ دارید به من معرفی کنید که مقایسه کنم و ایراداتم را متوجه شوم.

ترجمه این متن به دلیل نوع جملات تودرتو و طولانی‌ای که دارد کار ساده‌ای نیست. سعی کردم تا حد امکان جمله‌ها در فارسی روان باشند و در عین حال به متن اصلی وفادار. با این وجود موقع خواندن باید تمرکز داشته باشید تا بتوانید ساختار چند لایه جمله‌ها را بفهمید. نکته دیگر این‌که توی اینترنت پر است از نمونه‌های ویرایش شده و تغییر داده شده از این نوشته. حتی یک‌بار هم سرکار رفتم و مطلب را تا نیمه ترجمه کردم و متوجه شدم این نسخه اصلی نیست. بعضی نسخه‌ها هم خیلی به متن اصلی شبیه‌ هستند ولی باز هم با آن فرق می‌کنند. متن حاضر را از روی نسخه اصلی ترجمه کرده‌ام.

همانطور که گفتم این یک نوشته با دیدگاه مردم‌شناختی است و نکته مهم این است که برخلاف ظاهر آن، موضوع ابدا انتقاد از «آمریکایی بودن» نیست و شما می‌توانید به ساده‌گی به جای «آمریکایی»، هر شخص دیگری را از کشورهای دیگر قرار دهید. «رالف لینتون» به شیوایی و زیبایی به ما نشان می‌دهد چقدر محیط اطراف ما، ابزارهایی که استفاده می‌کنیم و کلا چارچوب فرهنگی که برای خود ساخته‌ایم وام‌دار فرهنگ‌های دیگر است.

صبح آمریکایی اصیل ما از خواب بیدار می‌شود. در «تختی» که از روی الگویی متعلق به آسیای نزدیک ساخته شده، الگویی که بعد‌ها قبل از این‌که به آمریکا منتقل شود در اروپای شمالی تغییراتی روی آن داده شد. او پتویی را که از «کتان»‌ که اولین بار درهندوستان تولید شد، یا از «پنبه» که اولین بار در آسیای میانه استفاده شد، یا از «پشم» که اولین بار مردمان آسیای میانه از گوسفند گرفتند یا از «ابریشم» که کاربردش در چین کشف شد، است را به کناری می‌زند. همه این مواد توسط فرایندی که در آسیای میانه اختراع شده بافته شده‌اند. 100.jpg (JPEG Image, 1019x650 pixels)_1204729765562

او پاهایش را در «کفش‌های راحتی‌ای» فرو می‌کند که برای اولین بار توسط سرخ‌پوستان وست‌وود اختراع شد. به سمت حمامی می‌رود که اشیای ثابت‌اش مخلوطی از اختراعات اروپایی و آمریکایی نسبتا معاصر هستند. «پیژامه‌اش» را که جامه‌ای اختراع شده توسط هندی‌هاست در می‌آورد و دست و رویش را با «صابون» که اختراع گاول‌هاست (قومی باستانی در اروپای میانه) می‌شوید. سپس صورت‌اش را «اصلاح» می‌کند،‌ رسمی مازوخیستی که به نظر می‌رسد از اقوام سومری یا مصر باستان اقتباس شده باشد.

در مسیر بازگشت به اتاق خواب، لباس‌هایش را از روی یک «صندلی» از نوعی که برای اولین‌بار در اروپای جنوبی ساخته شد بر می‌دارد و مشغول پوشیدن می‌شود. او «لباس‌هایی» را می‌پوشد که در اصل از پوشش پوستی بیابان‌نشین‌های استپ‌های آسیا گرفته شده است، «کفشی» را می‌پوشد که از پوستی ساخته شده که توسط فرایندی که در مصر باستان اختراع شد دباغی شده و مطابق با الگویی برگرفته از تمدن‌های کلاسیک مدیترانه بریده و دوخته شده است. او دور گردنش نواری را از پارچه روشن‌ گره می‌زند که بقایای نوعی شال است که کروات‌ها در قرن هفدهم می‌پوشیدند. قبل از خارج شدن برای صرف صبحانه از پنجره نگاهی به بیرون می‌اندازد. پنجره‌ای که از «شیشه‌» اختراعی متعلق به مصر باستان ساخته شده است. اگر هوا بارانی باشد گترهایی از جنس «لاستیک» که توسط سرخ‌پوستان آمریکای میانه کشف شده می‌پوشد و «چتر» که در آسیای جنوب شرقی اختراع شده را فراموش نمی‌کند. او همچنین کلاهی از جنس «نمد» که برای اولین بار در استپ‌های آسیا ساخته شد را روی سرش قرار می‌دهد.

در مسیر صبحانه برای خرید روزنامه لحظه‌ای درنگ می‌کند و بهای آن‌را با «سکه‌هایی» که اختراع لیدی‌های باستان [تمدنی اطراف آناتولی] است می‌دهد. در رستوران با مجموعه کاملا جدیدی از hands globeاشیاء بیگانه رو به رو می‌شود. «بشقابش» از جنس نوعی سفال است که در چین اختراع شد. «چاقویش» از فولاد است،‌ آلیاژی که برای اولین بار در هندوستان ساخته شد. «چنگال‌اش» یک اختراع ایتالیای قرون وسطاست و «قاشق‌اش» برگرفته از نسخه اصلی رومی آن است. او صبحانه‌اش را با یک «پرتغال» میوه‌ای از شرق مدیترانه یا «طالبی» از ایران آغاز می‌کند، شاید هم با برشی از یک «هندوانهٔ» آفریقایی. همراه با این‌ها او «قهوه» که یک گیاه اتیوپایی‌ست را همراه با «خامه» و «شکر» می‌نوشد. ایده اهلی کردن گاو و استفاده و دوشیدن شیر آن‌ها در آسیای نزدیک شکل گرفت و شکر اولین بار در هندوستان ساخته شد. پس از صرف میوه و قهوه، او «کلوچه»؛ نوعی کیک که با روشی متعلق به اسکاندیناوی‌ها از «گندم» که اولین بار در آسیای صغیر کشت شد طبخ شده، می‌خورد. روی همه این‌ها «شربت افرا» می‌نوشد که سرخ‌پوستان وست‌وود اختراع کرده‌اند. به عنوان غذای جانبی ممکن است او «تخم‌» نوعی پرنده که در هندوچین اهلی شد را بخورد یا این‌که ممکن است «ورقه‌های نازکی» از گوشت حیوانی که در آسیای شرقی اهلی شده و به کمک روش اختراعی اروپایان شمال نمک‌سود و دودی شده را مصرف کند.

Mch0009دوست ما خوردن‌اش را به پایان می‌رساند و به صندلی‌اش تکیه می‌دهد تا به عادت سرخ‌پوستان آمریکایی سیگار بکشد. او «برگ گیاهی» که اولین بار در برزیل خانه‌گی شد را در لوله‌ای که از سرخ‌پوستان ویرجینیا گرفته شده است قرار می‌دهد، یا این‌که «سیگارتی» را که اولین بار در مکزیک ساخته شده دود می‌کند. حتی ممکن است او «سیگاری» را امتحان کند که از جزایر آنتیل و از طریق اسپانیایی‌ها به آمریکا آمده است. هنگام کشیدن سیگار، نگاهی به اخبار روز می‌اندازد که با «حروفی» که اختراع سامی‌های باستان است و روی «ماده‌ای» که اختراع چین است و با فرایندی که در آلمان اختراع شده چاپ شده‌ است. اگر او یک شهروند خوب محافظه‌کار باشد، همین‌طور که در حال خواندن خبرهای مربوط به دردسرها و مشکلات خارجی است؛ از این‌که یک «آمریکایی» [برگرفته از نام آمریگو وسپوچی کاشف ایتالیایی] «صد در صد» [سیستم ده‌دهی اعداد که احتمالا اولین بار توسط عیلامیان استفاده شد] است «یک وجود مقدس» عبری را به زبانی «هند و اروپایی» شکر می‌کند.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی