هدف گلوله‌ی تک‌تیرانداز اسرائیلی قرار گرفتم

«وقتی در بغداد هستی، احساس این‌که در یک جامعه در هم شکسته حضور داری تو را در خود غرق می‌کند. هر که را می‌بینی دوست یا خویشاوندی را از دست داده است: تک تک افراد. وقتی درباره مقیاس خون‌ریزی فکر می‌کنی، نفس‌ات در سینه حبس می‌شود. جنگ تمام شده، اما تمام نشده است. میراث آن به پایان نرسیده است… ما دست کم تا یک نسل هرگز نخواهیم دانست چه بر سر عراق آورده‌ایم و تازه این نگاهی خوش‌بینانه است.»

— آنتونی شدید (۱۹۶۸ – ۲۰۱۲)

آنتونی شدید (Anthony Shadid) خبرنگار نیویورک‌تایمز و برنده جایزه پولیتزر در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۱۰ دو روز پیش در سوریه درگذشت (در اثر بیماری تنفسی). او در سال ۲۰۰۲ وقتی که در حال گزارش از رام‌الله بود توسط یک تک‌تیرانداز اسرائیلی مورد هدف گلوله قرار گرفت. اما نیویورک تایمز در خبری که به مناسبت درگذشت او منتشر کرده است، ترجیح می‌دهد واقعه را با لطافت بیشتری شرح دهد (تاکیدها اضافه شده است):

آنتونی با جراحت، مورد آزار قرار گرفتن و بازداشت شدن بیگانه نبود. در سال ۲۰۰۲ او از طرف نشریه  گلوب به رام‌الله واقع در کرانه باختری رود اردن که توسط اسرائیل اشغال شده است رفته بود. او در حال راه رفتن در یک خیابان مورد هدف گلوله قرار گرفت و از ناحیه کتف مجروح شد.

این‌جا می‌توانید مصاحبه‌ای که توسط رادیو متن‌آزاد (radio opensource) با او انجام شده را گوش دهید (الان که دارم تایپ می‌کنم در حال گوش دادن به آن هستم). عنوان این پست نیز از همین مصاحبه انتخاب شده است*.

حدود یک ماه پیش وقتی که از او درباره وقایع «بهار عرب» و سوریه پرسیده شد چنین پاسخ داد (تاکیدها از من است):

س: آیا شما درباره وقایع خاورمیانه بیشتر یا کمتر از آن‌چه گزارش می‌کنید خوش‌بین هستید؟

ج: من به شکل‌های مختلف بسیار بدبین و افسرده از عراق بیرون آمدم. فکر می‌کنم، مصر، یک نوش‌دارو برایم بود، تماشا کردن آن‌چه در رابطه با انقلاب رخ داد امیدوار کننده بود. دست‌ کم آن‌چه شما دیدید این بود که امیدی برای رستگاری در منطقه وجود دارد و این نوع امید است که به شما به عنوان یک روزنامه‌نگار انگیزه می‌دهد. به اعتقاد من آن‌چه شما در بسیاری از این شرایط می‌بینید سایه‌ روشن‌های خاکستری رنگ هستند. هر چه بیشتر از این یا آن دور شوید، بهتر می‌توانید این کشورها و منطقه را به صورت کلی بشناسید. هر چه می‌خواهید اسمش را بگذارید (درگیری میان شرق و غرب، میان آمریکا و جهان عرب) شما نمی‌توانید به سادگی از این واقعیت بگریزید که این منطقه دست کم به طول یک نسل (نسل من) در بحران بوده است. بنابراین هر بحرانی که رخ می‌دهد، مقداری انسانیت‌زدایی نیز با آن می‌آید. و به عنوان یک خبرنگار، نویسنده یا روزنامه‌نگار بسیار مهم است که انسانیت را به روایت‌ها بازگردانیم.

 ‌پی‌نوشت: صحبت‌های آنتونی در تد ایکس تاک:

*در این پست از ایده مطرح شده در این‌جا استفاده و نقل قول شده است.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

Advertisements

چه کسانی آرزوی کشته‌شدن خبرنگار ایرانی را کردند؟

به نظر شما کسی که این مطلب را نوشته و کسانی که آن را لایک زده‌اند (در صورتی که قصد شوخی بی‌جا و چرندی را نداشته‌اند) مجرم نیستند و نباید مورد پی گرد عرفی و اخلاقی قرار بگیرند؟

ننگ بر همه شان.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

انقلاب ناتو و رسانه‌هایش در لیبی

در لا به لای خبرهای انبوهی که در حال جشن گرفتن پیروزی آزادی و دموکراسی در لیبی هستند در جستجوی اخبار مستقل هستم. خبرهایی که زیر حجم عظیم پروپاگاندا دفن شده‌اند. چند روز پیش حدود 200 نفر از نخبگان و فعالان سیاسی و اجتماعی اتحادیهٔ‌ آفریقا در بیانیه‌ای سوء استفاده از نهاد شورای امنیت به منظور تحرک متجاوزانه و استعمارگرایانه در لیبی را محکوم کردند. به نقل از یک خانم خبرنگار (لیزی فلین) در تریپولی، دولت قانونی لیبی (دولت قذافی) هنوز سقوط نکرده و قبیله‌های حامی قذافی به حمایت از دولت برخواسته‌اند و اعلام پیروزی توسط ناتو و رسانه‌های طرفدار آن زود بوده است. از سوی دیگر این خبرها چیزی از وحشی‌گری‌های به اصطلاح انقلابیون اجیر شده‌ٔ ناتو کم نمی‌کند. کسانی که تا چند ماه پیش ٰ«هزار نفر» بیشتر نبودند و زیر چتر حمایتی هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی و هلی‌کپترهای ناتو که هزاران نفر را در چند ساعت کشتند، وارد پایتخت شدند تا «انقلاب ناتو» پیروز شود. خبرنگاران مستقل مستقر در تریپولی در وضعیت بسیار خطرناکی قرار دارند و در چندین مورد هدف قرار گرفته‌اند.

تیری میسان (خبرنگار): حمام خون ناتو در تریپولی… هلی‌کپترها مردم توی خیابان را رگبار بستند تا راه ورود جهادی‌ها باز شود…

لیزی فیلن (خبرنگار): کشتاری که فقط در دو روز در تریپولی انجام شد از تعداد کشته‌های مردم غزه در طول سه هفته‌ حملهٔ اسرائیل به غزه بیشتر بود.

پپه اسکوبار (روزنامه‌نگار): انقلابی که از بنغازی شروع شد و به عنوان یک جنبش محبوب به همگان معرفی شد یک افسانه بود. تا دو ماه پیش نفرات این لشگر مسلح «انقلابیون» به سختی به هزار نفر می‌رسیدو راه‌حل ناتو این بود: لشگری از مزدوران مسلح بسازد (شامل اعضای جوخه‌های اعدام کلمبیایی تا افرادی از قطر و امارات متحده، بیکاران تونسی و افرادی از قبیله‌های مخالف قذافی). همهٔ این‌ها در کنار جوخه‌های مزدور سازمان سیا (سلفی‌ها در بنغازی؛ درنا و تیم‌ سعودی‌ها، دار و دستهٔ اخوان‌المسلمین)..

«انقلاب» خونین ناتو و رسانه‌هایش در لیبی ادامه دارد…


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

استراتژی سوم تیم دولت و خبرنگار بی‌حجاب اسپانیایی

نمی‌توان به سادگی از کنار رویداد مصاحبه رئیس‌جمهور با خانم خبرنگار اسپانیایی  بدون حجاب عبور کرد. این اتفاق اگرچه جدید و تصادفی به نظر می‌رسد اما به نظر من نه جدید است و نه تصادفی و اتفاقا در راستای استراتژی «تیم دولت» برای افزایش تعداد «متحدان» خاص و عام خود است. این استراتژی به صورت خلاصه شامل سه فاز مهم است:

  1. سیاست جذب خواص: به کمک رانت‌های سنگین اقتصادی و سیاسی
  2. سیاست جذب طبقات پایین جامعه: به کمک مشوق‌های اقتصادی (حمایت چشم‌گیر و عملی حتی به شیوهٔ کوتاه‌مدت و پوپولیستی).
  3. سیاست جذب طبقات متوسط جامعه: به کمک مشوق‌های فرهنگی مانند افزایش آزادی اجتماعی طبقات متوسط شهرنشین.

تا امروز تیم دولت در اجرای مراحل یک و دوی این استراتژی نسبتا موفق عمل کرده است. به تدریج که رویارویی اصول‌گرایان سنتی با «تیم دولت» از حاشیه به متن حرکت می‌کند، چنین وقایعی را می‌توانیم به عنوان نشانه‌های جدی‌ای از فعال‌ سازی فاز سوم این استراتژی «تیم دولت» تلقی کنیم. استراتژی که در صورت موفقیت می‌تواند تهدید جدی‌ای برای هژمونی سنتی اصول‌گرایان مذهبی در ایران باشد.

.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

روزی که جورج بوش به سمت خبرنگار کفش پرتاب کرد

خبرگزاری‌شان با افتخار گزارش می‌دهد که «مردم» به آقای کروبی کفش پرتاب کرده‌اند و عمامه را از سرش انداخته‌اند. پرتاب‌کنندگان و حامیانشان شاید خودشان را شبیه منتظرالزیدی خبرنگار جسور عراقی که حرمتِ بی‌حرمتیِ جورج بوش را به عنوان نماینده‌ی نیروی متجاوز به کشورش شکست، فرض کرده‌اند.

غافل از این‌که این کفش با آن کفش خیلی فرق می‌کند. این بار اشغال‌گر به سوی مردم کفش پرت می‌کند. امروز جورج بوش است که از سر استیصال و خشم به سمت خبرنگاری جسور کفش پرت می‌کند.

3_880801_L600

منبع عکس: فارس‌نیوز


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

امپراتور و حقوق بشر: سامی محی الدین محمد الحاج

در این مجموعه هر از چند گاهی به «حقوق بشر به سبک امپراتور» نگاهی می‌اندازم.

سامی محی‌الدین محمد الحاج

سامی محی‌الدین محمد الحاج (Sami al-Haj)، فیلم‌بردار سودانی شبکه‌ی تلویزیونی الجزیره در زمستان سال 2001 در کشور پاکستان و در حالی که به سمت محل کارش می‌رفت توسط نیروهای آمریکایی دستگیر شد و با وجودی که ویزا و مدارک معتبر همراهش بود «بدون هیچ‌گونه محاکمه‌ای» به عنوان «نیروی دشمن» (Enemy Combatant) تا بهار سال 2008 (بیشتر از 6 سال) در خلیج گوانتانامو زندانی بود و بین کسانی که برای آزادی‌اش تلاش می‌کردند به نام زندانی شماره‌ی 345 شناخته می‌شد. او در تاریخ یک می 2008 بدون هیچ‌گونه اتهامی آزاد شد.

توجه کنید:

  • در پاکستان دستگیر شد (و نه در آمریکا)
  • بدون محاکمه
  • فیلمبردار شبکه‌ی خبری
  • بیش از 6 سال حبس

منبع


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

لینک‌های روز: هفتان هم تحمل نشد

internet-cartoon

علت خیلی از فی.لترشدن‌ها (یا نشدن‌ها) را می‌توانم حدس بزنم، اما برایم سئوال است که سایتی مثل هفتان چرا تحمل نشد؟
  • آشنایی به کامپیوترهای کوانتومی
    انصافا پریزنتیشن ساده و مفیدی است. با تشکر از یک‌پزشک که در  یکی از پست‌هایش معرفی کرده بود.
    .
  • ریچارد فالک: برد و باخت در غزه »» ترجمه توسط خرچنگ‌زاده
    اکنون که آتش‌بس در غزه برقرار شده است ، سوالی که در این میان به وجود می‌آید این است که اسراییل چه چیزی را در این معرکه به دست آورده است. به طور قطع آمار و ارقام تلفات و هم چنین برتری و چیرگی ارتش اسراییل از او یک پیروز میدان جنگ ساخته است اما ارزیابی‌ای تحت عنوان «ماموریت به انجام رسید»، به مانند آنچه که در عراق شاهد بودیم یک ارزیابی شتاب‌زده و گمراه کننده  است. اگرچه حماس نتوانست در مقابل قدرت و زورمندی نیروهای مسلح اسراییل زور آزمایی و همتایی کند، اما ممکن است یک نبرد بزرگ و کلان را در میان قلب‌ها و اذهان فلسطینیان پیروز شده باشد.
    .
  • من تبلیغ می‌کنم »»‌ توکای مقدس
    من برای هر نمایشگاه خوبی تبلیغ می‌کنم، برای هر فیلم خوبی تبلیغ می‌کنم، برای تئاتر تبلیغ می‌کنم، برای کتاب تبلیغ می‌کنم، برای رستوران خوب و کافه‌ی خوب و رفیق خوب و قهوه‌ی خوب تبلیغ می‌کنم، برای هر روزنامه‌نگاری که سرش به تنش بیارزد- و به آن متصل باشد- تبلیغ می‌کنم. و …
    .
  • همه‌ی مشاوران رییس‌جمهور – آشنایی با تیم مشاور اوباما در کاخ سفید »» نون والقلم
    آشنایی بیشتر با والری جَرِت، سوزان رایس، رم امانوئل، جیمز جونز، تیموتی جیت‌نر و اسکات گریشن
    .
  • مدارس غزه باز شدند، دانش آموزانش اما پيش خدايند
    یک عکس خیلی عادی که خشونت پنهانش کشنده است.
    .
  • خبرنگاری بدون توهم و جوگیری
    داستان مصاحبه‌ی تاریخی دیوید فراست با نیکسون بعد از رسوایی واترگیت.
    .
  • یک تجربه‌ی عجیب و مهم
    احساس عجیبی بود ورق زدن ماهیچه های شکمش، ماهیچه های دست و پاش دقیقا شبیه عکس هایی بود که در کتابهای آناتومی میشه دید، منظم، زیاد و محکم. ریه عین اسفنج بود یا اسکاچ ظرفشویی. معده خیلی کوچیکتر از اونی بود که فکرش رو میکردم. شکمش نامنظم بود و لایه لایه. روده بزرگ رو که میگرفتی و باز میکردی شبیه یه دامن تمام کلوش بود.
    .
  • آن‌جا که حقيقت دروغ می‌گويد
    می‌گويد يک‌بار بنشينيد خصوصی‌ترين و پنهان‌ترين حس‌تان را بنويسيد. با همان کلماتی که بايد، بی‌ايهام بی‌استعاره بی‌پروا. بنشينيد يک‌بار رازی که از آشکار شدن‌اش می‌ترسيد را به تمامی بنويسيد. با همه‌ی لايه‌های درونی‌ش. با همه‌ی واژگان آب‌نکشيده‌ای که همان لحظه به ذهن‌تان می‌رسد. می‌نويسيد؟ می‌توانيد که بنويسيد؟ بلند بخوانيدش. می‌خوانيد؟ می‌توانيد که بخوانيد؟ برای محرم اسرارتان بخوانيد، برای صميمی‌ترين دوست‌تان، برای هم‌رازتان. می‌خوانيد؟
    می‌بينی؟ اين‌جاست که راه توی نويسنده از آن ديگری جدا می‌شود….
    .
  • سخنی با فی.لتر کنندگان: انتقادی سازنده و یک پیشنهاد »» آوای موج
    چند پیشنهاد عالی برای فی.‌لترکنندگان عزیز. حالا که فیل.تر می‌کنید دست‌کم مفید و کاربردی این کار را بکنید!

منبع: طرح از IHT.

لینک‌های روز: سوسیالیسم برای ثروتمندان

  • حسین فهمیده و سمند تازه اش « هزاران نقطه
    بسیار تلخ، مهم و خواندنی
  • « سوسیالیسم» برای ثروتمندان و قمارخانه وال استریت – نئولیبرال‌ها اگر پاسخی دارند لطفا بدهند
    بر همکاران نئو لیبرال که درگذر این سالها اندر مزایای کارآئی بازار کم یقه درانی نکرده بودند، نمی دانم چه رفته است که در برابر این موج تازه «سوسیالیسم برای ثروتمندان» چیزی نمی گویند و شکوه ای نمی کنند! تو گوئی که کارآئی نظام بازار فقط درمواقعی است که همه چیز بروفق مراد می گذرد و برخلاف وعده هائی که می دهند، شرایطی فراهم می شود که زیان های بخش خصوصی باید به زیان مالیات دهندگان «اجتماعی» شود. این گونه که از قرائن پیداست، در این جا « مداخله دولت» نه فقط بد نیست که حتی ضروری هم شده است. اگر حرفم را قبول ندارید یک بار دیگر به فرمایشات آقای بوش، و رئیس بانک مرکزی و وزیر خرانه داری امریکا و حتی گوردن براون نخست وزیر انگلیس و حتی دیوید کامرون رهبر حزب محافظه کاران گوش بدهید تا صحت عرایض بنده برای شما روشن شود. عبرت آموز است آن موقع که اوضاع به نظر دلچسب می آمد، دولت آقای بوش از مالیات ها می کاست. که خبر داریم، بخش عمده این بذل و بخشش ها نصیب یک درصد ثروتمندان شد. وحالا که این « قمارخانه وال استریت» به گل نشسته است، هزینه اش را می خواهند بین همگان سرشکن کنند! سوسیالیسم برای ثروتمندان از این بهتر!
  • ای کاش «تروی دیویس» قرار بود در ایران اعدام شود
    سناریو برایتان آشنا نیست؟ آیا قصه همانی نیست که ما در ایران از آن می‌نالیم؟ آیا صحنه نمایش همان جامعه لیبرال دمکراتی نیست که برایش مبارزه می‌کنیم؟ خیلی به اینکه چند گروه سیاسی و حقوق‌بشری با تمام قدرتشان بتوانند اعدام دیویس را متوقف کنند امیدوار نیستم. با‌این‌حال یک نکته بسیار جالب است. اگر دیویس در ایران اعدام می‌شد هزار رادیو و تلویزیون گزارشش را مخابره کرده ‌بودند و این در حالی است که دیشب در پنل [آمریکا] همه داشتند فکر می‌کنند چه‌کنند که توجه رادیوی محلی را جذب کنند. دنیای غریبی است!
  • به وبلاگ ديرتش‌باد رای دهید
    «دیر تش باد» توانست به جمع ۱۱ وبلاگ برتر پنجمین دوره رقابت های مسابقه وبلاگ نوسی دویچه وله آلمان راه یابد. دیر تش‌باد تنها وبلاگ فارسی است که توانسته به جمع بهترین وبلاگ‌ها را یابد.
  • برنامه سینماهای تهران
  • هر شهروند یک خبرنگار است
    مقاله‌ی رسانک درباره‌ی پتانسیل‌های رسانه‌های اجتماعی در حال ظهور و مفهوم روزنامه‌نگاری شهروندی
  • توضیحات ضروری داور درباره مسابقه وبلاگی دویچه وله | امشاسپندان
    نوشته‌ای از زبان یکی از داوران جهت آشنایی با مسابقه‌ی وبلاگی دویچه‌وله، شیوه‌ی داوری و وبلاگ‌های فارسی نامزد شده
سوسیالیسم خوب است، اگر و تنها اگر به سود خوک‌های چاق تمام شود

سربازها بهترین شاهدان جنگ هستند

با هم گوشه‌هایی از افشاگری‌های سربازان آمریکایی درباره‌ی نحوه‌ی برخورد ارتش «امپراطور متمدن،‌ دموکراسی‌خواه و بسیار حساس به حقوق‌بشر جهان» با مردم عراق را می‌خوانیم. به غیر از خود مردم عراق، سربازان آمریکایی بازگشته از جنگ (و مخالف جنگ) بهتر از هر کسی می‌توانند آن‌چه را در عراق می‌گذرد توصیف کنند. این نوشته قسمت‌هایی است از گزارش کوتاهی که ظهر جمیل تهیه کرده است.

یک گروهبان آمریکایی:
زن عراقی‌ای را دیدیم در حالی‌که گونی‌ای را به دنبال خود می‌کشید و به نظر می‌رسید در حال نزدیک شدن به ماست. ما او را با یک موشک‌انداز دستی منفجر کردیم. اما وقتی که گرد و غبارها خوابید متوجه شدیم گونی‌ای که همراه داشت پر از خوار و بار بوده. زن قصد داشته بود برای ما غذا بیاورد و ما او را تکه‌تکه کردیم.

یک گروهبان آمریکایی:
به ما توصیه می‌کردند که اگر جایی «اسلحه‌ یا سلاح سرد» (drop weapon or shovel) روی زمین دیدیم برداریم و همراه خود داشته باشیم. این اسلحه‌ها به دردمان می‌خورد، چون در مواقعی که یک غیرنظامی را می‌کشتیم، می‌توانستیم اسلحه را در جسدش جاسازی کنیم و وانمود کنیم شبه‌نظامی بوده است.

یک تک‌تیرانداز آمریکایی:
یک‌بار دستور آمد که به سوی همه‌ی تاکسی‌ها شلیک کنیم چرا که دشمن از آن‌ها برای حمل و نقل استفاده می‌کند. یکی از تک‌ تیراندازها پرسید: «درست شنیدم؟ به همه‌ی تاکسی‌ها شلیک کنیم؟» افسر فرمانده پاسخ داد «سرباز، دستور را شنیدی، همه‌ی تاکسی‌ها را هدف قرار دهید». بعد از آن شهر روشن شد با نور ناشی از انفجار ماشین‌ها.

یک تفنگدار آمریکایی:
بسیار پیش می‌آمد که خشاب‌هایمان را بدون شناسایی هدف و به صورت تصادفی در شهر شلییک می‌کردیم و بعد با نفربرهایمان گشت می‌زدیم و از جسدها عکس‌های پیروزی (trophy photos) می‌گرفتیم.

یک سرباز آمریکایی:
«اگر دیدید کسی ظاهرا تسلیم شده، دست‌هایش را بالا گرفته همراه با یک پارچه‌ی سفید، آرام حرکت می‌کند و هر چه را که دستور می‌دهید اطاعت می‌کند، فرض کنید یک حقه است و به او شلیک کنید.» این بخشی از دستورالعملی بود که به ما در جریان حمله‌ی سال 2004 به فلوجه داده شده بود.

یک سرباز آمریکایی:
گاهی به بچه‌های عراقی شکلات می‌دادیم، نه به خاطر این‌که به آن‌ها محبت کنیم، چون می‌خواستیم نزدیک ما بمانند. وقتی بچه‌ها نزدیک ما باشند، کسی به ما حمله نمی‌کند. ما از بچه‌ها به عنوان سپر محافظ استفاده می‌کردیم.

یک عضو ارشد گروه سربازان مخالف جنگ (Veterans Against the War):
مقیاس جنایت‌هایی که در عراق رخ می‌دهد بسیار فراتر از چند اشتباه یا تصمیم شخصی است و مستقیما به سیاست‌های دولت آمریکا در خاورمیانه و عراق باز می‌گردد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

روز جهانی آزادی مطبوعات

امروز روز جهانی آزادی مطبوعات است (سوم مه هر سال). عجیب است که توی وب‌لاگستان خیلی‌کم  در این‌باره نوشته‌اند. شاید اهالی وب‌لاگ شهر از این همه آزادی مطبوعات در کشورمان دلزده‌ شده‌اند. شاید هم فکر می‌کنند نوشتن یا ننوشتن فرقی نمی‌کند و آزادی را دیگران تعیین می‌کنند. امیدوارم هیچ‌کدام نباشد…

من خروس بی‌محل نیستم و توی این تاریکی فضای مطبوعاتی ایران قصد ندارم اظهار فضل کنم. فقط خواستم این روز را به همه خبرنگاران و نویسنده‌گانی که از امنیت و هویت خود مایه می‌گذارند و با وجودی‌که می‌دانند راه رفتن روی این «میدان مین» چقدر خطرناک است، هنوز می‌نویسند تبریک بگویم.

به امید آزادی و شفافیت رسانه‌ای در ایران.

 

در همین رابطه:


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

خبرگزاری فارس و دو راه حل

مدیر عامل خبرگزاری فارس در مصاحبه‌ای فاش کرد نوشتن وب‌لاگ را برای خبرنگاران خبرگزاری فارس ممنوع کرده است:

من با این چیزی که بین خبرنگاران مُد شده که در حالی‌که فعال رسانه‌ای هستند وب‌لاگ هم درست می‌کنند، مخالفم و آن را مطلوب نمی‌دانم. این‌که یک خبرنگاری (که واجد ابزار رسانه‌ای برای ارایه پیام به جامعه است) وقت زیادی را برای وب‌لاگ شخصی‌اش بگذارد، بیش از آنکه نشان نخبه‌گرایی و اطلاع‌رسانی باشد، بخاطر «مطرح کردن» خودش است.

در صورتی که این صحبت‌ها واقعیت داشته باشد و تکذیب نشود یا محترمانه پس گرفته نشود، به نظر من دو راه حل برای خبرگزاری فارس وجود دارد:

راه حل اول:

خبرگزاری فارس هر روز صبح اول وقت خبر زیر را به سراسر جهان مخابره کند:
«به گزارش خبرگزاری فارس مرغ یک پا دارد و شتر خزنده‌ای با سه بال است. خورشید دور مکعبی به نام زمین می‌گردد. درخت یک حشره موذی است که در سواحل مریخ یافت می‌شود. در ضمن ماست هم سیاه است، همواره سیاه بوده و خواهد بود.»

راه حل دوم:

خبرگزاری فارس مدیرعامل این خبرگزاری را به علت قدم زدن در دوران ما قبل تاریخ و فاصله بی‌نهایت زیادی که با درک اهمیت و ضرورت رسانه‌های اجتماعی و فن‌آوری‌های شبکه‌ای و انقلاب انفورماتیک دارد برکنار کند.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

در عراق بیش از دوبرابر جنگ 20 ساله ویتنام خبرنگار کشته شده است

آیا می‌دانستید که:

از زمان آغاز جنگ عراق در سال 2003 تا امروز (10 مارس 2008) تعداد 139 خبرنگار در عراق کشته شده‌اند، یعنی بیش از دو برابر تعداد خبرنگارانی که در طول جنگ 20 ساله ویتنام کشته شدند.

رابین استافورد – ایندیپندنت

war-correspondent-carton

کاریکاتور فوق متعلق به CartoonStock است و متن آن به فارسی ترجمه شده.

سئوال این‌جاست چرا با وجود پیشرفت‌های نظامی و به اصطلاح «فن‌آوری‌های نظامی هوشمندی» که ادعا می‌شود می‌توانند با دقت بیشتری «بکََََُشند» تعداد بیشتری خبرنگار کشته می‌شوند؟ شاید تعداد خبرنگارانی که در عراق هستند بسیار بیشتر از تعداد خبرنگارانی که در ویتنام بودند است. شاید هم…

به پاسخ این سئوال خوب فکر کنید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی