آمریکا و سوریه: حقایقی که باید بدانید

به دلایل مختلف وقایع سوریه برای من مهم‌اند. این وقایع هم به ذات خود اهمیت دارند و هم در رابطه با ایران. چه روی‌کرد مطلق‌گرایانه اخلاقی داشته باشیم (نفس قضیه سوریه اهمیت اخلاقی و انسانی دارد)، و چه نگاه ابزارگرایانه (یعنی در اثر سوریه، چه سود و زیانی به مای ایرانی می رسد) باید سعی کنیم تا تصویری هر چه دقیق‌تر از سوریه به دست آوریم. در این میان ایدئولوژی و پروپاگاندا سعی دارند تا مانع از شکل‌گیری تصویری واضح و نسبتا دقیق از تحولات سوریه (و منطقه و جهان به نوبه خود) در ذهن‌های صادق و کنجکاو ما شوند و یافتن نوشته‌هایی که
(۱) رویکرد تحلیلی-تاریخی-منطقه‌ای داشته باشند و سعی کنند مجموعه‌ای از تحولات را کنار هم بچینند تا الگویی مهم ظاهر شود و (۲) چیزی فراتر از بیانه‌های اخلاقی و انسانی باشند و (۳) سعی کنند مستند باشند بسیار دشوار است.

در همین راستا خواندن نوشته‌ی‌ زیر را که ترجمه کرده‌ام توصیه می‌کنم (اصل نوشته) . این نکته را هم در مورد نوشته بگویم، که متاسفانه ارجاع‌ها به صورت نام نشریه و تاریخ ذکر شده و به صورت لینک نیست و به رسم مقالات آکادمیک فهرست مراجع در پایان نیز ذکر نشده. با این‌حال مجموعه‌ی گردآوری شده در این نوشته قابل توجه و تامل است و در نتیجه می‌تواند نقطه‌ی شروع خوبی برای علاقه‌مندان به تحولات سوریه باشد.

آمریکا و سوریه: حقایقی که باید بدانید

نوشته‌ی جویس شدیاک

زمان‌بندی زیر خلاصه‌ی دخالت روزافزون آمریکا-ناتو در سوریه را نشان می‌دهد و با «دروغ بزرگ» رسانه‌های شرکتی که هدف آن آماده‌سازی تهاجم نظامی امپریالیستی علیه مردم سوریه است، در تضاد است.

  • واشنگتن دست کم از سال ۲۰۰۵ گروه‌های معترض سوری را حمایت مالی می‌کرده است. {۱۶ اپریل ۲۰۱۱، واشنگتن پست}
  • آمریکا بعد از ۶ سال، سفارت خود در دمشق را در ژانویه ۲۰۱۱ بازگشایی کرد. این به معنای بهتر شدن روابط نبود. سفیر جدید آمریکا در سوریه، رابرت فورد، که تا ماه اکتبر همان سال در پست خود در سوریه باقی ماند، دستیار جان نگروپونته بود. جان نگروپونته، هماهنگ کننده‌ی جوخه‌های مرگ و ترور در السالوادور در دهه‌ی ۷۰ و همین‌طور در عراق در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ (زمانی که سفیر آمریکا در آن کشور بود) بود. این جوخه‌های ترور ده‌ها هزار نفر را کشتند. فورد مستقیما زیر نظر نگروپونته در سفارت آمریکا در عراق کار می‌کرد.
  • فورد در بسترسازی در سوریه و همین‌طور برقراری تماس با گروه‌های معترض سوری نقش کلیدی بازی کرد. دو ماه بعد از ورود وی به دمشق، شورش مسلحانه آغاز شد. (گلوبال ریسرچ، ۲۸ می ۲۰۱۲)
  • مخالفت مسلحانه علیه بشار اسد در مارچ ۲۰۱۱ در درعا که شهر کوچکی در نزدیکی مرز اردن است آغاز شد. جنبش‌های اعتراضی عمومی معمولا در مراکز بزرگ جمعیتی شروع می‌شوند. بعدها، عربستان سعودی تایید کرد که از طریق اردن به گروه‌های مخالف اسلحه داده است. (راشیا تودی، ۱۳ مارچ ۲۰۱۲)
  • آمریکا و متحدانش در ناتو از جنبش اعتراضی مردم در مصر و سوریه و کشورهای دیگر به عنوان پوششی به منظور ایجاد حمایت از شورشیان دست ‌راستی استفاده کردند. هدف کمک به مردم سوریه نبود، بلکه بردن سوریه به اردوگاه «حامی امپریالیسم» بود. ایرادها یا اشتباهات دولت اسد، مشکل واقعی آن‌ها نبود.
  • در نوامبر ۲۰۱۱، به بهانه‌ی توقف اعمال خشونت حکومت علیه معترضان، شورای عرب، اتحادیه‌ی اروپا و آمریکا شروع به وضع تحریم‌های اقتصادی علیه سوریه کردند که خود به مثابه نوعی اقدام خصمانه علیه این کشور عمل کرد. تحریم‌های تشدید شده و بلوکه کردن دارایی‌های سوریه باعث شد که ارزش واحد پولی سوریه (پوند سوریه) در مقابل دلار حدود ۵۰٪ افت کند و قیمت مایحتاج عمومی هم گاه تا سه برابر افزایش یابد.
  • معترضان خارج از کشور که توسط آمریکا حمایت مالی شده بودند، به شورای ملی سوریه پیوستند. شورای ملی سوریه به رهبری برهان غلیون وعده داد که درهای سوریه را به روی غرب باز خواهد کرد، اتحاد استراتژیک این کشور با ایران را خاتمه خواهد داد (همین‌طور با لبنان و مقاومت فلسطین) و سوریه را با حکومت‌های مرتجع حاشیه‌ی‌ خلیج‌ فارس هم‌گام خواهد کرد. (وال‌استریت ژورنال، ۲ دسامبر ۲۰۱۱)

تشدید دخالت‌های آمریکا و ناتو

  • افسر سابق سیا، آقای فیلیپ جرالدی تایید کرد که آمریکا در سوریه مداخله می‌کرده است و طرح آمریکا را این‌طور توصیف کرد: «ناتو هم‌اکنون به صورت پنهانی در درگیری‌های سوریه مداخله دارد، ترکیه به نمایندگی از آمریکا رهبری این دخالت‌ها را به عهده دارد. وزیر امور خارجه‌ی ترکیه، احمت دایتوگلو، علنن تایید کرده که کشورش در حال آماده‌سازی برای حمله به سوریه است، به محض آن‌که متحدان غربی‌اش در این زمینه به وفاق برسند. دخالت نظامی بر پایه‌ی اصول انسان‌دوستانه خواهد بود، با قصد دفاع از جمعیت غیرنظامی و بر اساس دکترین «مسئولیت محافظت» که در مورد دخالت نظامی در لیبی نیز استفاده شده بود.» (آمریکایی محافظه‌کار، ۱۹ دسامبر ۲۰۱۱)
  • جرالدی ادامه می‌دهد: «هواپیماهای نظامی بدون آرم ناتو در حال ورود به پایگاه‌های نظامی ترکیه نزدیک به … مرز سوریه هستند و از لیبی اسلحه (از زرادخانه‌ی قذافی) و همین‌طور داوطلبان شورای انتقالی ملی لیبی (که در آموزش رویارویی داوطلبان بومی در مقابل سربازان حرفه‌ای تجربه دارند) می‌آورند. در زمین عملیات، مربیان نیروهای ویژه‌ی فرانسوی و بریتانیایی به شورشیان سوری کمک می‌کنند، در حالی که سیا و نیروهای ویژه‌ی آمریکایی به آن‌ها تجهیزات مخابراتی و اطلاعات نظامی می‌دهند.
  • گزارش پرمراجعه‌ شده‌ی سازمان ملل که بر اساس آن ۳۵۰۰ غیرنظامی توسط سربازان اسد کشته شده‌اند، عموما مبتنی بر منابع شورشیان است و توسط شواهد یا اطلاعات دیگر تایید نشده است. همچنین، گزارش‌های مربوط به ترک خدمت دسته‌جمعی سربازان و افسران ارتش سوریه و درگیری‌‌های مختلف بین ارتش و نیروهای ترک خدمت کرده نیز به نظر می‌رسد ساختگی باشند، چرا که تعداد کمی از این ترک خدمت‌ها به صورت مستقل تایید شده‌اند. ادعای دولت سوریه مبنی بر این‌که توسط شورشی‌های مسلح و آموزش دیده که توسط دولت‌های خارجی حمایت مالی می‌شوند مورد حمله قرار گرفته است بیشتر درست است تا نادرست. 
  • ارتش آزاد سوریه، پایگاه‌های پشتیبانی در ترکیه دارد، توسط عربستان و قطر حمایت مالی می‌شود و از سربازان ترک خدمت کرده‌ی سوری تشکیل شده است. اشپیگل آن‌لاین از یک منبع مستقر در بیروت گزارش می‌کند که می‌گوید «صدها جنگجوی خارجی را به چشم دیده است که به ارتش آزاد سوریه پیوسته‌اند.» (۱۵ فوریه ۲۰۱۲)
  • گزارش کمیته‌ی تحقیق سازمان ملل که فوریه ۲۰۱۲ منتشر شد اعمال شکنجه، گروگان‌گیری و اعدام‌ توسط اعضای شورشی مسلح را مستند کرد.
  • اولین نبرد سنگین در دمشق، پایتخت سوریه در ماه مارچ آغاز شد. خطوط لوله‌ی انتقال نفت منفجر شدند و انفجارهای عظیم ساختمان‌های امنیتی و اطلاعاتی واقع در مناطق مسیحی‌نشین شهر را در بر گرفت (۱۶ مارچ) که دست کم ۲۷ نفر را کشت. دولت سوریه همچنین در آن زمان مدعی شد که حملات تروریستی با حمایت خارجی، مسئول ۸ بمب‌گذاری در خودرو از ماه دسامبر تا آن موقع بوده‌اند (بازه زمانی حدود ۴ ماه) که منجر به کشته شدن ۳۲۸ نفر و مجروح شدن ۶۵۷ نفر دیگر شده است. رسانه‌های غربی توجه اندکی به این موضوع کردند.
  • ناظران حقوق بشر در ۲۰ مارچ، معترضان مسلح سوری را متهم به گروگان‌گیری، استفاده از شکنجه و اعدام نیروهای امنیتی، افرادی که عضو گروه‌های شبه‌نظامی هوادار حکومت باشند، و افرادی که حامی یا متحد با حکومت باشند کرد.
  • به گفته‌ی اشپیگل آن‌لاین، در منطقه‌ای در حمص، شورشیان مسلح، قوانین خود را تشکیل داده‌اند و دادگاه‌ها و جوخه‌های مرگ خود را می‌گردانند. ابو رامی، یکی از فرماندهان شورشی در بابا امیر در مصاحبه با اشپیگل گفت افراد گروه او در شهر حمص بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر را اعدام کرده‌اند. (۲۹ مارچ)

سازمان ملل وارد می‌شود

  • آقای کوفی عنان، دبیر کل سابق سازمان ملل در ماه مارچ به سوریه رفت تا از طرف سازمان ملل و شورای عرب یک طرح صلح پیشنهاد کند. اما آقای عنان و سازمان ملل بی‌طرف نیستند. آقای عنان معمار دکترین «مسئولیت حفاظت» (به نقل از افسر سابق سیا آقای جیرالدی) به منظور ایجاد زمینه‌ی مناسب برای دخالت در سوریه است.
  • در سال ۲۰۰۴، عنان تایید سازمان ملل را برای دخالت فرانسه و کانادا در هاییتی داد که منجر به سرنگونی رئیس‌جمهور این کشور آقای جان برتراند آریستاید گردید. دلایل بیان شده توسط عنان، مشابه دلایل امروز او در مورد سوریه بود: «فاجعه‌ی انسانی». عنان پوشش سازمان‌ مللی‌ مشابهی را در سال ۲۰۰۶ برای فرانسه در ساحل عاج ایجاد کرد و این کشور توانست نفوذ استعماری خود را در ساحل عاج استحکام بخشد. در سوریه، عنان درخواست آتش‌بس توسط دولت سوریه و کمک‌های انسان‌دوستانه‌ی خارجی می‌کند که در واقع دعوت به مداخله‌ی خارجی است.
  • در ۲۷ مارچ سوریه با آتش‌بس پیشنهاد شده توسط آقای عنان موافقت کرد. معترضان آن را نپذیرفتند. در حالی که سران دولت‌های غربی و رسانه‌های شرکتی در حال سرزنش کردن آقای اسد برای «رعایت نکردن آتش بس» بودند، غرب به تجهیز تسلیحاتی معترضان ادامه داد.
  • آقای رابرت گرنیر، از مقامات ارشد سابق سیا (رئیس سابق مرکز ضد تروریسم سیا) منظور واقعی دولت آمریکا از آتش‌بس را فاش کرد: او از کسانی که به سوریه «کمک» می‌کنند خواست تا به صورت استعاری وارد گود شوند و دستشان به کار آلوده شود. به گفته‌ی او آن‌چه در این شرایط لازم است احساسات بلندنظرانه نیست، بلکه کمک‌های کشنده (lethal) و موثر لازم است. (الجزیره، ۲۹ مارچ)
  • در همان حالی که امپریالیسم داشت «وارد گود می‌شد» سرزنش اسد ادامه می‌یافت. وزیر امور خارجه‌ی آمریکا، خانم هیلاری کلینتون در اجلاس ضد اسد «دوستان سوریه» که در استانبول برگزار شد (اول اپریل) گفت که اسد آتش‌بس را «مخدوش» کرده است. او از سوریه خواست تا به صورت یک‌جانبه جنگیدن را متوقف کرده و از نواحی‌ای که نفوذ گروه‌های دست‌راستی در آن‌ها گسترده بود عقب‌نشینی کند. او گفت آمریکا قول داده که ۲۵ میلیون دلار کمک‌های غیرکشنده (non-lethal) شامل تجهیزات مخابرات ماهواره‌ای در اختیار شورشیان سوری قرار دهد.
  • تا ماه می، مرتجعان «سلاح‌های به مراتب بیشتر و بهتری دریافت می‌کردند … که پول آن توسط کشورهای حاشیه خلیج فارس پرداخت می‌شد و هماهنگی آن توسط آمریکایی‌ها. (واشنگتن پست، ۱۵ می) شورشیان سوری اولین محموله‌ی سلاح‌های ضد تانک نسل سوم را دریافت کردند. این سلاح‌ها توسط منابع اطلاعاتی قطری و سعودی در اختیار شورشیان قرار گرفت که حاوی یک پیام محرمانه از آقای اوباما نیز بود. (دبکافایل، ۲۲ می)

قتل عام الحوله

  • درست قبل از بازدید آقای عنان از سوریه مطابق برنامه‌ی زمانی تدوین شده، اخبار هولناک قتل عام ۱۰۸ نفر شامل اعضای خانواده و دست کم ۴۸ کودک در الحوله در تاریخ ۲۵ می منتشر شد. سرفصل اخبار در سراسر جهان دولت سوریه را مقصر شناختند و کشورهای غربی خواستار تحریم‌های بیشتر و افزایش فشار بین‌المللی بر اسد شدند.
  • تا ۲۷ می، امپریالیست‌ها «خشم بین‌المللی‌شان» را هماهنگی کردند و دیپلمات‌های سوری از آمریکا، هلند، استرالیا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، بلغارستان و کانادا اخراج شدند.
  • شورای امنیت سازمان ملل نسبت به این قتل‌عام‌ واکنش نشان داد (بدون هیچ‌گونه تحقیقاتی در مورد یافتن مسئولان این جنایت) و با توافق عمومی دولت سوریه را محکوم کرد که پس از پذیرفتن آتش‌بس از تانک و توپخانه استفاده کرده است. آن‌چه نادیده گرفته شد، بیانیه‌ی دولت سوریه بود که می‌گفت مسئول این وقایع نبوده است. کمی بعد نگاهی دقیق‌تر نشان داد که چنین بوده است.
  • آقای مارات موسین گزارش‌گر آنا نیوز از روسیه، در الحوله بود و درست پس از قتل عام با شاهدان عینی مصاحبه کرد. موسین به این نتیجه رسید که قتل عام توسط ارتش آزاد سوریه انجام شده، نه نیروهای اسد. گزارش او چنین ختم می‌شود: «حمله توسط گردانی از نیروهای آموزش دیده از راستان انجام شد و بیش از ۷۰۰ مرد مسلح در آن شرکت داشتند. آن‌ها شهر را تحت کنترل خود در آوردند و شروع به تصفیه‌ی شهر از خانواده‌ها و افراد طرفدار اسد کردند شامل افراد مسن، زنان و کودکان. کشته شده‌ها به … سازمان ملل و «جامعه‌ی بین‌المللی» به عنوان قربانیان ارتش سوریه نشان داده شدند.» (۳۱ می). روزنامه محافظه‌کار آلمانی، فرانکفورتر آلگماینه تسایتوینگ نیز گزارش آقای موسین را تایید کرد. ( ۷ جون)
  • ساکنان الحوله خیلی از قاتل‌ها را به اسم می‌شناختند و آن‌ها را به عنوان مجرمان محلی که به ارتش آزاد سوریه پیوسته بودند شناسایی کردند. (سیریا نیوز، ۳۱ می) نیروهای مخالف اسد بعدا به عنوان روستاییان ژست گرفتند و از ناظران سازمان ملل دعوت کردند به منطقه بیایند. بعضی از آن‌ها یونیفرم سربازان اسد را که کشته بودند پوشیدند و مدعی شدند در شمار سربازان ترک خدمت کرده هستند.
  • تصویر منتشر شده توسط بی‌بی‌سی که تعداد زیادی جسد را داخل کیسه نشان می‌داد و به صورت گسترده‌ای نیز در جهان پخش شد، در واقع توسط آقای مارکو دی لارو عکاس خبری در عراق در مارچ ۲۰۰۳ گرفته شده بود.
  • آقان جان ویلیامز دبیر خبری بی‌بی‌سی ورلد در وبلاگ خود تایید کرد (۷ جون) که به صورت کلی هیچ دلیلی که نشان دهد ارتش سوریه یا شبه‌نظامیان علوی عاملان قتل عام ۲۵ می بوده‌اند وجود نداشته است. گزارش‌گر ارشد شبکه‌ی ۴ انگلیس آقای آلکس تامپسون در ۷ جون گفت که نیروهای شورشی تلاش کرده‌اند او را به سمت خط آتش هدایت کنند تا توسط ارتش سوریه کشته شود تا رژیم اسد «بد» جلوه کند.
  • تا امروز، هیچ تحقیق مستقلی در مورد جنایت الحوله انجام نگرفته است. با این حال در جلسه ۷ جون، آقایان کوفی عنان و دبیرکل فعلی سازمان ملل آقای بن کی مون اسد را مسئول این قتل عام دانستند.
  • میجر ژنرال رابرت مود، رئیس هیات نظارت بر سوریه، در تاریخ ۱۶ جون، گشت‌های تیم ۳۰۰ نفره‌ی سازمان ملل را متوقف کرد و علت آن‌را «خشونت روزافزون در مناطق بحران زده» اعلام کرد. این تعلیق، درست قبل از اجلاس جی-۲۰ در مکزیک بود و فرصت دیگری به امپریالیسم داد تا اسد را نقد کند.
  • عنان، در اظهارات اولیه‌ی خود کشتار الحوله را «نقطه‌ی تغییر مسیر» (tipping point) خواند. کشته‌های الحوله توسط آمریکا و ناتو مورد استفاده قرار گرفتند تا به صورت تهاجمی‌تر و علنی‌تری براندازی رژیم اسد را سازمان‌دهی کنند. مقامات آمریکا و افسران اطلاعاتی عرب، تایید می‌کنند که سازمان سیا مستقر در جنوب ترکیه، اسلحه برای ارتش آزاد سوریه ارسال می‌کند.  علاوه بر این، افراد این سازمان نفرات جدید استخدام می‌کنند و آموزش می‌دهند. (نیویورک تایمز، ۲۱ جون)
  • در نتیجه «شبه‌نظامیان مخالف دولت سوریه که زمانی پراکنده و ضعیف بودند، به کمک شبکه‌ی روز به روز پیچیده‌تری از فعالان این‌جا در جنوب ترکیه در حال تبدیل به یک نیروی کارآمد جنگی هستند. این فعالان مایجتاج حیاتی شامل اسلحه، تجهیزات مخابراتی، بیمارستان‌های صحرایی و حتی حقوق سربازانی که ترک خدمت می‌کنند را با خود از مرز قاچاق می‌کنند. این شبکه نشانه‌ی تلاش برای جعل کردن یک جنبش اعتراضی است… که نه تنها می‌توانند اسد را سرنگون کنند … بلکه می‌توانند جانشین دولت او نیز شوند.» (نیویورک تایمز، ۲۶ جون).

با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

Advertisements

دخالت بشردوستانه: افسانه یا واقعیت؟

می‌خواستم درباره‌‌ی نوشته‌ی آقای «آرش بهمنی» که تحت عنوان «جنگ علیه ایران و وظیفه اپوزیسیون» در سایت روزآن‌لاین و همین‌طور وبلاگ شخصی‌اش منتشر شده بنویسم که دیدم وبلاگ ایمایان هم پاسخ خوب و کاملی داده. بنابراین سعی می‌کنم حرف‌هایم را خلاصه‌ بگویم.

آقای بهمنی معتقد است که تغییرات ماهوی و مهمی در جهان رخ داده (تغییر پارادایم) و در این پارادایم جدید «حق دخالت بشردوستانه» به رسمیت شناخته می‌شود که به کشورها اجازه می‌دهد با شرایط خاصی (که خود بعدا ذکر می‌کند) در امورات کشورهای دیگر مداخله -حتی از نوع نظامی- کنند:

پیش از این، بسیاری از روشنفکران، به راحتی قادر بودند در تقبیح جنگ، سخن‌ها بگویند و آن را بی‌محابا مورد حمله قرار دهند. به نظر می‌رسد اما در دنیای امروز، اوضاع دیگرگونه شده است. در جهانی که هر کشوری، می‌تواند تهدیدی برای امنیت جهانی باشد، مقوله ای به نام «حق دخالت بشردوستانه» به وجود آمده است. نمونه بارز این مساله، آنچه بود که در عراق اتفاق افتاد. حمله آمریکا ـ به عنوان بزرگ ترین قدرت نظامی جهان ـ به کشوری که سال ها بود دچار یک حکومت استبدادی بود و از سویی نظم جهانی را نیز به خطر می‌انداخت، پارادایمی نوین را در عرصه جهانی به وجود آورد. گرچه می‌توان حمله آمریکا را ناشی از منفعت طلبی های اقتصادی، جاه طلبی سیاسی، تسلط بر منابع و ذخایر انرژی و… دانست و یا به تلفات جنگ نیز اشاره کرد، اما بلاشک، پس از حمله آمریکا، مردم عراق دموکراسی را برای نخستین بار در چند دهه اخیر تجربه کرده اند، همسایگان عراق از  شر دیکتاتوری مزاحم ـ که طی یک دهه با دو کشور ایران و کویت درگیر شد ـ خلاص شده اند و مردم عراق، دیگر بستگان خود را در گورهای دسته جمعی نمی‌جویند. حمله آمریکا به عراق و افغانستان، افسانه این جمله که «دموکراسی از کوله پشتی سربازان بیرون نمی‌آید» را نیز نقض کرده است.  (نقل قول از نوشته‌ی آرش بهمنی، تاکیدها از من است)

در همین پاراگراف کوتاه چندین فرضیه و نتیجه‌گیری قابل تردید آورده شده است:

  • آیا روشن‌فکران امروز، نمی‌توانند به راحتی قبل در تقبیح جنگ (مثلا حمله‌ی نظامی به ایران) سخن بگویند؟
  • آیا در جهان امروز «هر کشوری» می‌تواند امنیت جهانی را تهدید‌ کند؟ کشورهایی که به سختی امکان اعمال نفوذ در حوزه‌ی داخلی یا منطقه‌ای خود را دارند چگونه می‌توانند تهدیدی علیه امنیت جهانی باشند؟
  • کشورهایی که حوزه‌ی نفوذ و قدرت تاثیرگذاری بسیار زیادی دارند چگونه نه تنها تهدیدی علیه امنیت جهانی نیستند که به عوامل و الگوهای بارز دخالت بشردوستانه تبدیل می‌شوند؟
  • دخالت بشردوستانه حق است یا وظیفه؟ هر دوی این مفاهیم در فلسفه‌ی سیاسی وجود دارد ولی نویسنده به «حق دخالت کردن» (right to interfere) اشاره می‌کند اگر چه در بندهای بعد بحث «وظیفه‌ی دخالت کردن» (duty to interfere) را مطرح می‌کند.
  • آیا حمله‌ی نظامی آمریکا به عراق واقعا نمونه‌ی بارز «حق دخالت بشردوستانه» بود؟ تا جایی که می‌دانیم در سطح رسانه‌ای علت حمله به عراق چیز دیگری عنوان شده بود.
  • حکومت عراق استبدادی بود، اما آیا نظم جهانی را به خطر می‌انداخت؟ و برفرض که چنین بود، آیا «حق دخالت بشردوستانه» شامل کشورهایی که نظم غالب جهانی را به خطر بیاندازند نیز می‌شود؟ (یعنی به موارد نقض شدید حقوق بشر محدود نمی‌شود؟)
  • آیا «بلاشک» پس از حمله‌ی آمریکا به عراق، مردم این کشور تجربه‌ی دموکراسی داشته‌اند؟
  • چگونه حمله‌ی آمریکا به عراق و افغانستان، مثال نقض جمله‌ی «دموکراسی از کوله‌پشتی سربازان بیرون نمی‌آید» است؟

در ادامه، نویسنده شرایطی که در آن «حق دخالت بشردوستانه» به وجود می‌آید را توضیح می‌دهد:

البته نباید فراموش کرد که «حق دخالت بشردوستانه» مشروط به شرایطی است. هرگاه حقوق بنیادین انسان‌ها، به نحو سیستماتیک و گسترده توسط دولت‌ها یا توسط گروهی در جامعه نقض ‌شود، هر کسی که از این نقض گسترده‌ آگاه است، و می‌تواند در دفاع از این قربانیان اقدامی بکند، اخلاقا «موظف» است که در این زمینه اقدام بکند. به تعبیر دیگر، آن افراد یا نهادها حق (و بلکه وظیفه) دارند که در امور داخلی آن کشور دخالت کنند و آن دولت را از نقض حقوق اساسی آن انسان‌ها بازدارند و از قربانیان نقض حقوق بشر دفاع بکنند. اما این دخالت در صورتی مجاز است که دست کم چند شرط مهم احراز شده باشد: اول آنکه حقوق اساسی به نحو گسترده و سیستماتیک مورد نقض قرار گرفته باشد. دوم آنکه قربانیان از عهده‌ی دفاع از خویشتن برنیایند، یعنی به تنهایی توانایی مقابله و دفع آن مخاطرات را نداشته باشند. (نقل قول از نوشته‌ی آرش بهمنی، تاکیدها از من است)

در این‌جا صحبت از حق دخالت به «وظیفه‌ی دخالت» (duty to interfere) رسیده و شبهه‌ی مهم جدیدی به وجود آمده و آن این است که در بیان شرط‌های ضروری برای مجاز بودن «دخالت بشردوستانه» اشاره‌ای به تبعیت از قوانین بین‌المللی نشده است. آیا مداخله‌‌ی نظامی در امورات یک کشور (صرف‌نظر از این‌که چه شرایطی بر آن حاکم باشد) بدون وفاق جهانی و خارج از نظم قانونی و ثبت شده‌ی بین‌المللی پذیرفته شده است؟ آیا چنین اقدامی (حمله‌ی نظامی به یک کشور دیگر خارج از چهارچوب قوانین بین‌المللی)، «حمله‌ی متجاوزانه» (war of aggression) و جرم بین‌المللی نیست؟ آیا چنین شرطی (وفاق بین‌المللی در چهارچوب نهادهای قانونی موجود) از اساسی‌ترین پیش‌نیازهای هرگونه مداخله‌ی نظامی علیه یک کشور فرضی نیست؟ چرا آقای بهمنی به این پیش‌شرط مهم اشاره نکرده است؟

آرش بهمنی در ادامه به ایران و موضع نیروهای منتقد در صورت اقدام نظامی علیه آن می پردازد. اولا که کنارهم نهی ایران امروز با عراق دوران صدام حسین جای تامل دارد. حکومت عراق که دست کم به ایران و کویت حمله‌ی متجاوزانه انجام داده بود را چطور می‌شود با ایرانی که خود قربانی تجاوز است مقایسه کرد؟ درست است که در سطح رسانه‌های وابسته به نهادهای قدرت در غرب، پروژه‌ی هیولاسازی از ایران مدت‌هاست که کلید خورده اما آیا در سطح واقع‌بینانه و تحلیلی چنین مقایسه‌ای وجاهت دارد؟ او در همین قسمت می‌نویسد:

بلاشک، استقرار حکومتی دموکراتیک که قواعد حقوق بشری را مدنظر قرار دهد، برای غرب می تواند بزرگ ترین تضمین برای نهادهای بین المللی و کشورهای غربی باشد که تلاش برای دست یابی سلاح‌های هسته‌ای و یا حتی دست‌یابی به آن از سوی حکومت مستقر در ایران، صلح و امنیت جهانی را در خطر نمی اندازد.

با در نظر گرفتن مقدمه‌ی بحث، برداشت من از جمله‌ی بالا این است:

  • احتمالا منظور نویسنده از «حکومت دموکراتیک تابع قواعد حقوق بشر» مصداق‌هایی شبیه نمونه‌های واقعا موجود غربی در جهان امروز است و نه تعریف آرمانی چنین حکومتی.
  • چنین حکومتی، اگر در جستجوی سلاح هسته‌ای باشد یا حتی به آن دست یابد، خطری برای صلح و امنیت جهانی نیست.
  • یا به عبارت واضح‌تر حکومت‌های شبیه غرب حق دارند سلاح هسته‌ای داشته باشند و  خطری برای صلح و امنیت جهانی نیستند.
  • از مقدمه‌ی نوشته‌ی آقای بهمنی و به کار بردن واژه‌ی «استقرار» برداشت می‌شود که با دخالت نظامی آمریکا (یا غرب) در ایران می‌توان چنین حکومتی را در ایران مستقر کرد (حکومت دموکراتیک تابع قواعد حقوق بشر).

حدود نیمی از زرادخانه‌ی هسته‌ای جهان در اختیار چنین کشورهایی است (دموکراسی غربی) که از قضا به شهادت تاریخ معاصر به شدت برای صلح و امنیت جهان هم خطرناک بوده‌اند و صرف‌نظر از این که در تاریخ معاصر هیچ مداخله‌ی نظامی‌ای منجر به استقرار حکومت دموکراتیک تابع قواعد حقوق بشر (با همان استانداردهای موجود در غرب) نشده است، معلوم نیست چرا چنین حکومتی حتی در صورت مستقر شدن برای جهان بی‌خطرتر خواهد بود.

اما قصد من نقد خط به خط این نوشته نبود که می‌شود همین‌طور ادامه داد. در شرایطی که ایران یکی از خطرناک‌ترین و بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ معاصرش را سپری می‌کند، نقش فعالان سیاسی و اجتماعی ایرانی باید کمی بیشتر از تکرار پیش‌فرض‌ها و الگوهای تولید شده توسط قدرتمندترین بازی‌گردانان جهانی باشد. متاسفانه، نوشته‌ی آقای آرش بهمنی فقط یک نمونه از حجم قابل توجه مطالبی است که خواسته یا ناخواسته با بدیهی انگاشتن این پیش‌فرض‌ها و الگوها، عملا به توجیه حرکت‌های توسعه‌طلبانه و تجاوزکارانه‌ی کشورهای بزرگ غربی می‌پردازند. این نگرش در بدترین حالت ممکن است شبیه پروپاگاندای برخی محافل جنگ‌طلب به نظر برسد و در بهترین حالت تحلیل‌هایی ضعیف و سطحی ارائه می‌کند که تصویری مغشوش و نادقیق از اوضاع ایران به مخاطبان می‌دهد.

مرتبط:

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن یا مراجعه به وبلاگ «آینه‌ی بامدادی» پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

لینک‌هایِ روز: کلامِ مقدس و عقوبت

  • این عادت بد را ترک کنید » ۴دیواری
    هی نگید «ایرانی‌های خارج کشور حرف بیخودی نزنن!»٬ یا «این ایرانی‌های خارج کشور پرت می‌گن»٬ یا «ایرانی‌های خارج کشور اصلا حرف نزنن». چرا حرف نزنیم؟ چطور به خودتون این حقو میدید؟ این حق از کجا به شما رسیده که اینطوری حرف می‌زنید؟ اگه آزاده نیستید٬ لااقل حقوق‌بشر رو رعایت کنید! درسته که «شما ایران هستید» اما «شما ایران نیستید». البته منظور این نیست که ایرانی‌های خارج کشور پرت نمی‌گن و حرف بیخود نمی‌زنند. چرا٬ می‌زنند (شمام می‌زنید. نمونه‌ش همین که می‌گید ایرانیای خارج‌کشور حرف نزنن)
  • گزارش تصویری: شش روز بعد
    عکس‌هایی از هائیتی شش روز بعد از زلزله. تراژدی داخل تراژدی دیگر عکس‌هایی است که غارتگران را نشان می‌دهد. آدم‌هایی که برای زنده ماندن به بقایای آن‌چه از مال و غذای دیگران باقی مانده حمله می‌برند و در این راه هم کشته می‌شوند. تکان دهنده نیست؟ همه قربانی هستند. بدون استثنا. چه آن‌ها که مردند و چه آن‌ها که زنده ماندند.  راستی، پیشنهاد می‌کنم آن عکس مربوط به گور دسته‌جمعی را نگاه نکنید. اول مثل توده‌ای زباله به نظر می‌رسد. بیشتر که دقت می‌کنی داغ می‌شوی. آدم هستند که روی هم تلنبار شده‌اند…
  • آیا شنود امکان پذیر است؟ چگونه ایمیل ها را رمز نگاری کنیم؟ » زنگوله
    اگر قصد دارید به پاسخ این سوال برسید یک بار کامل وقت بگذارید و این مطلب را واقعآ با دقت بخوانید، با اسکرول کردن انتظار نداشته باشید پاسخ سوال تان را بیابید.
  • ما می کشیم، آنها ترور می کنند » لویاتان
    نظامی که با ملت خودش درگیر شد، امنیت را از دست داده چرا که به دلیل حکومت نظامی نامحسوس و زد و بندهای پشت پرده، از عوامل امنیتی ملی غافل می ماند. نه این که این ضعف دستگاه اجرایی باشد که هست، اما قاعده ای است در زمانی که درگیری های داخلی در هر نظامی گسترش می یابد. معنای آن این است که نظامی که باید دستگاه اطلاعاتی اش به انواع و اقسام قاچاقچیان، از اسلحه تا انسان و کالا و مواد مخدر و اطلاعات بپردازد و گوش به زنگ آن ها باشد، مشغول رصد ای میل و تلفن ها و مقامات است. نظامی که باید نیروی انتظامی اش گوش به زنگ حرکت های مرزی باشد، درگیر حرکت های جزیی در پایتخت است. سیستمی که باید در حالت بحرانی در عراق و افغانستان، حواسش به حرکت های گروه های خارج از کشور باشد، به رصد کردن فیس بوک و بستن وبلاگ ها و سایت ها روی آورده است.
  • یارانه به شما تعلق نمی گیرد » صندوقک
    خانواده های مستضعف عزیز ، مهم نیست اگر نمی توانید بیشتر از ماهی یکبار گوشت بخورید، مهم نیست اگر اول از سر کوچه سرک می کشید تا مطمئن شوید صاحب خانه را نمی بینید و دزدکی وارد خانه خود می شوید.
  • لطفا دخالت کنید » ۴دیواری
    روی سخن من بیشتر با «لال‌شده»هاست. با «لکنت‌گرفته»هایی مثل خودم. «ما» بایستی بر عجز خود فایق آمده و در مورد آن‌چه می‌خواهیم٬ آن‌چه نمی‌خواهیم٬ آن‌چه ما را نگران می‌کند٬ آن‌چه با آن موافق/ مخالف هستیم٬ بنویسیم. مهم نیست که  زبان ما رسیده و فاخر نیست٬ قرار نیست به کسی نمره‌ی زبان داده شود. مهم نیست خواسته‌های ما خام و نسنجیده باشد. بی‌اهمیت است که فکرهای ما عمیق نیست. اهمیت ندارد که عده‌ای به ما انتقاد کنند٬ اعتراض کنند٬ بخندند یا حمله کنند. ما با کمک هم کوشش خواهیم کرد حرف‌های نسنجیده‌ی خود را به مرور «سنجیده» کنیم. هیچ فکری در تنهایی کسی سنجیده نمی‌شود. فکر یک مقوله‌ی اجتماعی است. اگر بخواهیم به تنهایی فکرهای خود را کاملا سبک سنگین کرده و به خیال خودمان حرف سنجیده تحویل دیگران دهیم٬ در زمانی که وقت‌شناسی امری حیاتی است٬ تأخیر خواهیم داشت.
  • فلز طلا به روایت تصویر
    مجموعه‌ی عکس از استخراج و کاربرد طلا.
  • جهانی که می‌شناسیم » موزه‌ی تاریخ طبیعی آمریکا
    یک انیمیشن رویایی: سفر از قله‌های هیمالیا تا دوردست‌ترین کوازارها‌ی دیده شده.
  • کلام مقدس و عقوبت » محسن عمادی
    از بس این عبارات کلیشه‌ای را خوانده‌ام سرم درد گرفته‌است :«ددمنش، عمال، رژیم، اهریمنی، یزیدی و …» همه‌ی عباراتی که جهان را به دو شقه می‌کند، صفر و یک می‌سازد، دیو و پری خلق می‌کند. در بستر همین جهان صفر و یکی‌است که سمبولیسم زاده می‌شود،‌همان شکلی از هنر که به باور من، بزرگترین آسیب شعر پیش از انقلاب ما بود. آن‌جور که شاملو می‌نویسد :«و واژه‌ها به گنه‌کار و بي‌گناه تقسيم شد، به آزاده و بي‌معني، سياسي و بي‌معني، نمادين و بي‌معني، ناروا و بي‌معني.» و راستش من ترجیح می‌دهم همیشه بی‌معنی باشم و سیاسی، نمادین، روا و بی‌گناه نباشم. گمان نمی‌کنم هیچ جنبشی قادر باشد در یک مدت کوتاه، انقلابی‌های  متعهد و محکمی را خلق کند که در قالب تصویر فرد انقلابی و چهره‌ی قهرمان جا بگیرد. مردم برای نان شبشان می‌جنگند و برای آزادی در همین چیزهای معمولی مثل رقص، قرار عاشقانه، خوشگل گشتن و حال کردن. کسانی هم هستند که افق‌شان فرق می‌کند، نمی‌گویم وسیع‌تر است، آرمانی دارند، به یک دستگاه روشنفکری باور دارند و غیره. خوب، حالا بیشتر از نصف یک سال، مردم به خیابان می‌آیند و سعی می‌کنند کم‌تر بترسند، حق‌شان را مطالبه کنند، اما چقدر و تا کی می‌توانند ادامه دهند و کم نیاورند؟ همین تحمل ترس، همین تورم فزاینده، همین سوت و کوری بازار و پاساژهای خرید و زندگی روزمره‌ای که زیر چکمه‌ی وحشت از خیابان‌ها رخت بربسته، کمر امید را خم می‌کند. برای همین است که هروقت از جنبش سبز می‌نویسم، دوست دارم آن را جنبش زندگی بنامم.

.


* بدیهی است (هست؟) که این نقل‌قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و نه فقط این‌جا بلکه در همه‌ی نقل‌قول‌ها و هر جا به منبعی لینک یا ارجاع می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.