عید آمد و عید آمد، یاری که رمید آمد

عید آمد و عید آمد، یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان شد، تا باد چنین بادا

شب رفت صبوح آمد، غم رفت و فتوح آمد
آن سلسله جنبان شد، تا باد چنین بادا

از دولت محزونان وز همّت مجنونان
خورشید درخشان شد، تا باد چنین بادا

درویش فریدون شد، هم کیسه‌ی قارون شد
همکاسه‌ی سلطان شد، تا باد چنین بادا

از اسلم شیطانی شد نفس تو ربانی
ابلیس مسلمان شد، تا باد چنین بادا

آن ماه چو تابان شد، کونین گلستان شد
اشخاص همه جان شد، تا باد چنین بادا

بر روح بر افزودی، تا بود چنین بودی
فرّ تو فروزان شد، تا باد چنین بادا

قهرش همه رحمت شد، زهرش همه شربت شد
ابرش شکر افشان شد، تا باد چنین بادا

خاموش که سر مستم، بربست کسی دستم
اندیشه پریشان شد، تا باد چنین بادا

محمد مولوی

 

با سلام و تبریک به شما و به همه ملت ایران. زنده باد اراده همیشه بیدار مردم ایران

هیجان دارم. نمی‌توانم بنویسم. این شعر هدیه‌ای بود به من از طرفی دوستی بزرگ‌وار. شاید همین بهترین کلام باشد. درود به همه‌تان.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. در ضمن جهت گفتگو و تبادل نظر، شما را به حضور و مشارکت در گوگل‌پلاس دعوت می‌کنم.

Advertisements

در ستایش یک لحظهٔ عادی به نام نوروز

سال ۱۳۹۰ هم فرارسید و بیشتر ایرانی‌ها الان در کنار خانواده و دوستان نشسته‌اند. برای من هم سفرهٔ هفت‌سین امسال  به لطف سلیقه و درایت چند تن از دوستان شفیق فراهم شد. لحظهٔ تحویل سال و نوروز شاید چیزی جز یک لحظهٔ عادی در امتداد پیوستهٔ زمان نباشد اما چیزی که  این لحظه‌ٔ عادی را «منحصر به فرد» می‌کند همین با هم بودن‌های عزیز است. ما با هم هستیم حتی اگر مخالف هم باشیم یا از هم دور باشیم و تنها همین کیمیاست که جشن نوروز را قرن‌ها برای ما زنده نگاه داشته است و هر روز هم ارزش و اهمیت آن بیشتر می‌شود.

تا یاد دارم در این ساعت ها شوق گرفتن عیدی از بزرگ‌ترهایم را داشته‌ام. عیدی‌هایی که شیرین‌ترین‌هایشان همان ده‌ تومانی‌های نوی لای قرآن بود که بی‌بی‌ خانم به ما می‌داد که عطر بهار و برکت داشت مثل همهٔ بی‌بی خانم‌های ایران و همهٔ زن‌ها و مردهای شریف و بی‌ریای دیگر. تنها عیدی‌ای که می‌توانم به دوستان کوچکتر از خودم بدهم عکسی است که همین چند لحظه پیش از سفرهٔ هفت‌سین‌مان گرفته‌ام که تقدیم می‌شود.

درود بر همهٔ شما…. بهارتان مبارک!

.

.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

سال نوی سیاه و سفید شما مبارک

bamdadinowruz-88

سلام به همه‌ی دوستان. سال نوی سیاه و سفید شما مبارک. راستی، دنبالم بیایید کارتون دارم. از این طرف…

پی‌نوشت: بنا به دلایلی که توضیح نمی‌دهم (اما حدس زدنش دشوار نیست) تبریک نوروز امسال به طریقه‌ی «سیاه و سفید» تقدیم می‌شود.


عید فطر آمد، رمضان اما تمام نشد

به آن دسته از دوستانی که ماه شوال را دیده‌اند، عید فطر را تبریک می‌گویم.

برای بسیاری از ما عید فطر فرا رسیده است، اما فکر می‌کنم ماه رمضان برای بسیاری «دیگر» هنوز تمام نشده است.

بیش از 850 میلیون نفر در جهان گرسنه هستند {+}. از این میان به طور متوسط روزانه 16000 کودک جان خود را به خاطر بیماری‌های مرتبط با گرسنگی از دست می‌دهند. یعنی هر 5 ثانیه یک کودک {+}.

به نظر می‌رسد برای این مردمان مظلوم و این روزه‌داران خردسال، ماه رمضان هنوز تمام نشده است و دقیقا روشن نیست در کدام تاریخ می‌توانند آخرین روزه‌ی خود را افطار کنند و عید فطرشان را جشن بگیرند.

راستی «چند کودک» طول کشید این نوشته را بخوانید؟

ماه شوال در بسیاری از نقاط جهان مشاهده نشده است.

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی