خروج از مغازهٔ کادوفروشی

تا همین اخیرا اطلاعات من از هنر خیابانی (street art) به گرافیتی‌های روی دیوارها و کرکرهٔ مغازه‌ها محدود می‌شد. تا وقتی که با بنکسی (Banksy) آشنا شدم. بنسکی یه هنرمند انگلیسیه که به خاطر آثاری که روی دیوارها و اماکن عمومی خلق می‌کنه شهرت جهانی پیدا کرده. کارهای بنکسی نمونه‌های شاخصی از قدرت تاثیرگذاری هنر خیابانی (و زیرزمینی) هستن. خیلی از کارهاشو توی لندن و شهرهای بزرگ دیگه می‌کشه، مثل این گرافیتی مشهور که دو پلیس رو در حال بوسیدن نشون می‌ده:

کارهای بنکسی رو توی جاهای حساس‌تری هم می‌شه دید. مثلا این طرح که روی طرف فلسطینی دیوار آپارتاید بین کرانهٔ باختری رود اردن و اسرائیل کشیده رو ببینید:

بنکسی به خوبی هویت اصلی خودش رو از عموم مردم پنهان نگه داشته و به هیچ عنوان نگاه ضداقتدارگراشو (antiauthoritarian) توی آثارش پنهان نمی‌کنه. او استاد پنهان‌کاریه و به نمایش‌های عجیب علاقه داره. مثلا توی نمایشگاه‌هایی که برگزار می‌کنه موش، خوک یا فیل‌ زنده رها می‌کنه یا مخفیانه توی موزه‌های بزرگ لندن و نیویورک کارهای خودشو میون آثار هنری رسمی و مشهور نصب می‌کنه که گاهی تا ساعت‌ها از چشم مسئولان پنهان می‌مونه.

اما علت اصلی نوشتن این پست معرفی بنکسی نبود و در واقع می‌خواستم فیلمی رو که تازه دیدم بهتون معرفی کنم: اگه می‌خواین با هنر خیابانی آشنا بشین و پشت صحنهٔ فعالیت خیلی از هنرمندای خیابانی مشهور جهان مثل خود بنکسی یا Invader رو ببینید فیلم مستند «خروج از مغازهٔ کادوفروشی» (Exit Through the Gift Shop) به کارگردانی خود بنکسی رو توصیه می‌کنم.

لینک مشاهده فیلم


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

Advertisements

مستند روز: شکستن سکوت

اگر خط اینترنت‌تان اجازه می‌دهد و پنجاه و یک دقیقه وقت برای تلف نکردن دارید پیشنهاد می‌کنم فیلم مستند زیر را تماشا کنید. الان که چندین سال از آن روزها گذشته شاید خیلی از نکاتی که در این فیلم نشان داده شده به نظر همه‌ی ما بدیهی برسد. اما باور کردن این‌که کارگردان/نویسنده/مصاحبه‌گر چطور مقامات سیاسی بلندپایه‌ی آمریکایی را در مصاحبه‌ی مستقیم به گونه‌ای به بن‌بست می‌رساند که مجبور می‌شوند همان‌طور که دوربین در حال ضبط کردن است آن‌را خاموش کنند خیره کننده است. کارگردان غیرممکن را ممکن کرده است: آیا می‌شود سیاست‌مدارهای ریاکار حرفه‌ای را وادار به اعتراف در مقابل دوربین کرد؟ بله می‌شود!

نمونه‌‌ای عالی از «روزنامه‌نگاری تحقیقی» (Investigative Journalism) فیلم «شکستن سکوت» (Breaking the Silence) ساخته‌ی جان پیلجر (John Pilger)


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

لینک‌های روز: از خون‌ریزی بپرهیز

  • آزادی‌های پیش پا افتاده » واژه دلتنگ سكوت
    غروب آفتاب بر رودخانه ی تایمز
    از غروب های زاینده رود که سهل است،
    از غروب در انتهای بزرگراه نیایش حتی
    ……………………………….. ذره ای زیباتر نیست.
  • دو نوشته‌ از محمد نوری‌زاد: اولی نامه‌ی سرگشاده به رهبر که نوشته‌ی فوق‌العاده تکان‌دهنده‌ای است و دومی نوشته‌ی از آن سوی : رو به اندرون در رابطه با خریداری سهام عمده‌ی شرکت مخابرات ایران توسط سپاه.
  • وای، چه بر سر روحانیت امده است؟ » هزاردستان چمن
    حالا حساب اعتراض های بعضی روحانیون به حضور چاوز در حرم امام رضا است اینها عکس العملی که شابسته باشد در قبال قتل و خون بی گناهانی که روی زمین و سنگ فرش های کهریزک و اوین ریخته شده است نشان نداده اند ولی برای حضور چاوز در حرم امام رضا فریاد وا اسلاما سر می دهند. وای چه بر سر روحانیت امده است! انچه آبروی اسلام را بر باد داد نه حضور چاوز در حرم امام رضا بلکه قتل شهید ترانه موسوی و شهید سعیده پوراقایی و باقی بود.
  • ویدئو: مستند ایاک والدما – از خون‌ریزی بپرهیز
    فیلم مستند ایاک والدما – از خونریزی بپرهیز، که برخی شایعات تولید آن‌را زیر نظر آقای ابراهیم حاتمی‌کیا می‌دانند. اگر سرعت اینترنت‌تان اجازه می‌دهد حتما ببینید.
  • موتور جستجوی کتاب‌های دیجیتال رایگان
    با تشکر از نیما اکبرپور به خاطر معرفی
  • رنگ آقا » مسیر یک ذره
    به سختی ممکن است کسی بتواند به خوبی نویسنده‌ی این وبلاگ حرف دل من را درباره‌ی مجید مجیدی و فیلم‌هایش بزند.
  • خصوصي چيست؟ » اين‌جا و اكنون
    تيتر زده‌اند كه «مخابرات در 35 دقيقه خصوصي شد». مبارك باشد، اما معني‌اش اين است كه شركتي كه چند دهه با سرمايه‌گذاري ملي ساخته شد، شركتي كه با فروش سيم كارت‌هاي يك ميليون توماني در دهه 1370 براي توسعه خيز برداشت، شركتي كه به طور انحصاري تلفن‌هاي ثابت را در اختيار داشته و دارد، ظرف 35″ دقيقه» مالكيت بيش از نيمي از آن، و به تبع قدرت تصميم‌گيري در مورد آن، به «مالك خصوصي» واگذار شده است؛ بدون اين كه از صاحبان اصلي، يعني همه مردم، اجازه‌اي گرفته شده باشد.
  • مشروعیت و رهبری » فلُّ سَفَه
    اقتضای طبیعت این نیست که ناخدا از سرنشینان کشتی تقاضا کند که سکان کشتی را به او بسپارند یا «دانشمندان به در خانۀ توانگران بروند». هرکه چنین ادعایی کرده است، دروغ گفته، زیرا طبیعت خلاف این را اقتضا می‌کند: بیمار، خواه توانگر باشد و خواه تنگدست، باید به در خانۀ پزشک برود و آنکه نیازمند رهبری است باید دست تقاضا به سوی کسی دراز کند که در رهبری استاد است. بنابراین کسی هم که شایستگی زمامداری دارد نباید از دیگران تقاضا کند که به فرمان وی گردن بنهند [باید منتظر باشد تا دیگران به سراغ او آیند و او را به رهبری برگزینند]. (افلاطون، جمهوری، ۱۰۹۴/۴۸۹)
  • آق بهمن: خواهش عمومی
    آق‌بهمن به دنبال فلفلی شدن وبلاگش پیشنهاد کرده که همه مشترک فید (خوراک) وبلاگش بشوید. اگر خواننده‌ی این وبلاگ خوب هستید مشترک فید آن شوید. این‌جاhttp://feeds.feedburner.com/bahmanagha
  • حالا می‌توانیم با انگشت نشان بدهیم و بگوییم ایناهاش: «خصوصی‌سازی» » همه می‌دانند
    «عقب افتاده‌هایی که در این سالهای بعد از برنامه‌ی سوم توسعه هر جا مخالفتی با خصوصی‌سازی شنیدند و خواندند مثل عجوزه‌‌ها ــ از هر دو جنس ــ گیس کشیدند که ناموس قیاس‌آبادی لیبرالیسم به فنا رفت، حالا چاره‌ای ندارند جز اینکه همه‌ی آن حرف‌هایی که به تدریج با زبان خوش نفهمیدند را در عرض سی و پنج دقیقه شیرفهم شوند، با واگذاری مخابرات به سپاه (این خصوصی‌سازی در عرض سی و پنج دقیقه هم دست کمی از هشتاد و پنج صدم درصد کروبی ندارد).»

* بدیهی است (هست؟) که این نقل‌قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و من نه فقط این‌جا بلکه در لینک‌های روزانه، نقل‌قول‌ها و اصولا هر جا از منبعی لینک می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب (های) اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

لینک‌های روز: پوپولیست‌ها چگونه مردم را فریب می‌دهند؟

  • باید پزشک باشی » شهر سالم
    لب می گزی وقتی می بینی 83 هزار نفر در کشورت آلوده به HIV هستند و تو هنوز در صدا و سیما باید بگویی» به روابط خانوادگی پایبند باشید»، غافل از اینکه بسیاری مجردند و باید به آنها گفت » پیشگیری ساده است، در روابط جنسی تان با افرادی که چند شریک جنسی دارند از کاندوم استفاده کنید» .
    چشمانت را به هم می فشاری تا شیوع ابتلا به مننژیت را نادیده بیانگاری و به روی خودت هم نیاوری که آخر مننژیت چطور اینطوری می شود؟
  • نشریه‌ی اکترونیکی نوبهار
    منتشر شد. عنوان نشریه به یاد ملک‌الشعراء بهار که روزگاری نشریه‌ای به همین عنوان داشت انتخاب شده است.
  • بيانيه‌ی شماره‌ی ۱۱ ميرحسین موسوی » دیوان اصلاح
    این متن کلیدی و مهم را باید چندین بار خواند تا همه‌ی ابعادش روشن‌ شود.
  • مگر سقوط شاخ و دم دارد؟ » راز سر به مُهر
    مطهری که در کتاب «پیرامون انقلاب اسلامی» اش از لزوم تدریس مبانی مارکسیسم در دانشکده های الهیات «جمهوری اسلامی» توسط استاد معتقد به مبانی مارکسیسم، یعنی توسط یک لامذهب، سخن گفته و نوشته بود: «يگانه دانشكده‌ای كه صلاحيت دارد يك كرسی را اختصاص بدهد به ماركسيسم همين دانشكده الهيات است ولي نه اينكه ماركسيسم را يك استاد مسلمان تدريس كند بلكه استادی كه واقعاً ماركسيسم را شناخته باشد و به آن مومن باشد و مخصوصاً به خدا اعتقاد نداشته باشد و بايد به هر قيمتي شده از چنان فردی دعوت كرد تا در اين دانشكده مسائل ماركسيسم را تدريس كند»، چگونه می توانست تحمل کند نوبرانه ای به اسم …
  • فیلم مستند قضیه‌ شکل اول شکل دوم
    اولین فیلم به کارگردانی کیارستمی بعد از انقلاب 1357 محصول 1358 با موضوع و پرداختی جذاب و قابل تامل.
  • فیس‌آف ویژه : هشتمین سالروز تولد بلاگستان فارسی
    فیس‌آف به مناسبت هشتمین سال‌روز تولد وبلاگستان فارسی از زبان چند وبلاگ‌نویس.
  • پوپوليست‌ها چگونه مردم را فريب می‌دهند؟‌ » مصلوب
    تحلیل پدیده‌ی پوپولیسم و چندین مثال دیدنی/خواندنی از سیاست‌مداران جهان و ایران.

* بدیهی است (هست؟) که این نقل‌قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و من نه فقط این‌جا بلکه در لینک‌های روزانه، نقل‌قول‌ها و اصولا هر جا از منبعی لینک می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب (های) اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

یازدهم سپتامبر توطئه بود: تئوری یا احتمال؟

وبلاگ حرف‌حسابی فیلم مستندی را معرفی کرده که چون جالب بود این‌جا هم معرفی می‌کنم.

این فیلم که در واقع یک فیلم استودیویی ساده است درباره‌ی حادثه‌ی یازده سپتامبر ساخته شده و روایت رسمی‌ای (official story) که مقامات آمریکا و همین‌طور رسانه‌های غالب (mainstream media) این کشور از این حادثه کرده‌اند را با ذکر شواهد و مستندات بسیار ساده و در عین حال مهم به چالش می‌کشد. با دیدن این فیلم این سئوال‌ها برای ببینده پیش می‌آید که:

  1. چرا روایت رسمی مقامات آمریکایی از حادثه‌ی 11 سپتامبر حاوی دروغ/دروغ‌هایی است؟
  2. چگونه رسانه‌های غالب در آمریکا همین سئوال‌ها را که حتی یک استودیوی آماتوری هم با تحلیل عکس‌ها و فیلم‌های موجود از این حادثه می‌تواند مطرح کند، مطرح نکرده‌اند؟
  3. واقعیت ناگفته‌ یا مخدوش‌شده‌ی حادثه‌ی 11 سپتامبر چیست؟

فیلم را می‌توانید در پایین همین پست یا این‌جا مشاهده کنید. اما اگر امکان دیدن فیلم را ندارید این‌جا مهمترین نکاتش را ذکر می‌کنم:

  1. تئوری توطئه تا وقتی «تئوری» است که هیچ شواهدی در دست نباشد و همه چیز بر پایه‌ی حدس و گمان باشد. به محض این‌که شواهدی (هرچند ناچیز) به دست آوردیم دیگر «تئوری توطئه» نداریم بلکه با «احتمال توطئه» مواجه هستیم که با اضافه شدن مستندات این احتمال هم بیشتر می‌شود.
  2. مطابق روایت رسمی یک هواپیمای مسافربری بویینگ 757 به ساختمان پنتاگون برخورد کرده است. با موشکافی در عکس‌ها و فیلم‌ها و سیر زمانی حوادث روشن می‌شود که امکان ندارد خسارت محدودی که به ساختمان پنتاگون وارد شده در اثر برخورد یک هواپیما با این ابعاد به وجود آمده باشد. دلایل مختلفی ذکر می‌شود. در عکس‌ها نشان داده می‌شود که سوراخ ایجاد شده بسیار کوچک‌تر از بدنه‌ی هواپیماست (سوراخ اولیه در ساختمان پنتاگون دایره‌ای به قطر 5 متر بود) هیچ‌ نشانه‌ای از قطعات هواپیمای متلاشی شده یافت نشده، ساختمان پنتاگون تا ساعت‌ها بعد از برخورد هنوز سقف داشته و معلوم نیست چطور دم هواپیما هنگام ورود به ساختمان سقف را نشکافته است، در عکسی که از ساختمان فروریخته گرفته شده یک کتاب باز دیده می‌شود که حتی نسوخته است و نشان می‌دهد سانحه بیشتر به یک انفجار شبیه بوده (شاید یک موشک کروز) تا آتش‌سوزی ناشی از برخورد هواپیما.
  3. فیلم‌های متعددی که از برخورد هواپیمای دوم به ساختمان تجارت جهانی وجود دارد بررسی می‌شود. نکته‌ی اول این‌که زیر بدنه‌ی هواپیما یک شیء بزرگ و نامتقارن نصب شده که نمی‌تواند کار تروریست‌ها بوده باشد. این شیء خارجی بدنه‌ی هواپیما را شبیه بعضی از مدل‌های هواپیماهای نظامی آمریکایی می‌کند. برخی شاهدان عینی و همین‌طور گزارش‌گران زنده‌ی تلویزیونی تاکید می‌کنند که قطعا یک هواپیمای مسافربری تجاری (commercial airline) نبود.
  4. دیگر این‌که درست قبل از برخورد هواپیما به برج دوم، نوری که شبیه به یک انفجار کوچک است در دماغه‌ی هواپیما دیده می‌شود که فقط کسری از ثانیه طول می‌کشد. نشان داده می‌شود که این نور نمی‌تواند به خاطر برخورد با برج ایجاد شده باشد و در فیلم‌های متعدد از زوایه‌های مختلف هم ثبت شده است. مورد مشابهی در تنها فیلم موجود از برخورد هواپیمای اول به چشم می‌خورد.
  5. شاهدان عینی در محل و همین‌طور تعدادی از پرسنل آتش‌نشانی فعال در آن روز معتقدند که بعد از برخورد هواپیماها با برج‌ها صدای انفجارهای آتی شنیده‌اند و همین‌طور به نظر می‌رسد فروپاشی برج به صورت یک تخریب کنترل شده (توسط مواد منفجره) بوده است.
  6. مالک موقت برج تجارت جهانی شماره‌ی 7 افشا می‌کند که ساختمان تجارت جهانی شماره‌ی 7 (یک برج 42 طبقه) به صورت عمدی و به خاطر پرهیز از گسترش آتش‌ِسوزی چند ساعت بعد به صورت عمدی و کنترل شده تخریب شده است. نکته‌ این‌جاست که طراحی و اجرای تخریب کنترل شده‌ی چنین ساختمان عظیمی ساعت‌ها و شاید روزها وقت می‌برد و احتمالا طراحی و جاسازی محل‌های استقرار مواد منفجره و غیره نمی‌تواند در این چند ساعت بحرانی بعد از حملات انجام شده باشد.
  7. هواپیمای چهارم که روایت رسمی مدعی است در پنسیلوانیا سقوط کرده بنا به مستندات خود شرکت هواپیمایی در شهر دیگری فرود اضطراری کرده است. اگر این هواپیما فرود اضطراری کرده پس چه چیزی در پنسیلوانیا سقوط کرده و چرا در مورد این حادثه تحقیق نشده است؟

بعضی از این سئوال‌ها جدی و متقعاعد کننده به نظر می‌رسند و معلوم نیست چرا رسانه‌های «مستقل» و «آزاد»‌ در آمریکا آن را زیر ذره‌بین نگذاشته‌اند و این‌نوع استدلال‌ها را تحت برچسب فله‌ای «باز هم تئوری‌ توطئه بافتی؟»‌ رد کرده‌اند.