رفتارشناسی انتخاباتی ایرانیان

مطلب زیر منتشر شده در روزنامه‌ی شرق را بسیار مهم و جالب یافتم و به همین دلیل این‌جا بازنشرش می‌کنم. همه‌ی صحبت‌ها در نوع خود قابل توجه هستند، اما شخصا نگاه آقای فکوهی را بیشتر می‌پسندم.

رفتارشناسی انتخاباتی ایرانیان
در نشستی با حضور ۷ جامعه شناس بررسی شد
نویسنده: محبوبه حسین زاده

نتایج شگفت آور انتخابات سال ۹۲ تا حدی غیرقابل پیش بینی بود که انجمن جامعه شناسی ایران را بر آن داشت تا با برگزاری نشستی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به بررسی جامعه شناختی رفتار مردم در انتخابات بپردازند. در این نشست که با استقبال پرشوری همراه بود: حمیدرضا جلایی پور، محمدعلی حاضری، هادی خانیکی، علی ربیعی، ناصر فکوهی و سعید معیدفر به بیان تحلیل ها و دیدگاه های خود پرداختند.

جنبش انتخاباتی و جامعه غیرشورشی
حمیدرضا جلایی پور، عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، حضور مردم در انتخابات سال ۷۶، ۸۸ و ۹۲ را نوعی جنبش اجتماعی نامید و گفت: «برخلاف نظر برخی از افراد، معتقدم جامعه ایران جامعه ای توده ای نیست و بیشتر از اینکه یک جامعه انقلابی و شورشی باشد و آدم های سرخورده و مایوس پرورش دهد، یک جامعه با پتانسیل جنبشی است. معتقدم باید دلیل این رخداد انتخاباتی را هم در پتانسیل جنبشی مردم ایران تحلیل کرد. هرچند موضوعاتی مثل گسترش نارضایتی اقتصادی یا نگرانی امنیتی از آینده کشور در تشدید این جنبش و گسترش آن دخالت داشتند، اما دلیل اصلی بروز این رخداد نبودند. او ادامه داد: «ما در جامعه شاهد یک نوع فردیت نهادینه شده هستیم. هرکدام از افراد مثل یک سازمان و تشکل عمل می کنند و این برای جنبش انتخاباتی سال ۹۲ امری تعیین کننده بود.» او با تحلیل شرایط جامعه در هنگام انتخابات سال ۹۲ و حضور اصلاح طلبان در روند انتخابات گفت: «از سال ۸۸ تاکنون جریان مخالف اصلاحات، کوچک ترین امتیازی به اصلاح طلبان ندادند. او گفت: «انتخابات سال ۹۲ و جنبش انتخاباتی که به راه افتاد در قلب گرفته جامعه سیاسی ایران یک فنر گذاشت. خوشبختانه جامعه ایران به عمل قلب باز احتیاج نداشت اما به این مساله هم دقت کنیم که فنر خاصیت های خودش را دارد. مسوولان باید اجازه دهند تا پتانسیل جنبشی تخلیه شود و به مطالبات جامعه که تبدیل به جنبش های پویا می شود، پاسخ داده شود.»

سونامی رای، بروز مواضع قوم گرایانه و رویگردانی طبقه متوسط شهری از قالیباف
علی محمد حاضری، یکی دیگر از سخنرانان این نشست، یکی از ویژگی های مهم انتخابات ۹۲ را سونامی رای بی نظیر به روحانی در روزهای آخر انتخابات دانست و گفت: «سرعت سونامی رای بی نظیری که به روحانی داده شد، فراتر از ظرفیت رسانه ای کشور بود و عاملی که در این انتخابات نقش داشت، ارتباطات چهره به چهره فردی و موثر بود.» حاضری در حالی که این انتخابات را نماد پیچیدگی جامعه سیاسی ایران نامید، در تحلیل این انتخابات، آرای قالیباف را نماد تحلیل معنادارتری نسبت به رفتار طبقاتی جامعه دانست و گفت: «نقش خود قالیباف و تکیه بر برخی نیروها و مواضعی که اتخاذ کرده بود، باعث شده بود او از رای طبقه متوسط شهری برخوردار باشد. اما ما شاهد با معناترین رفتار طبقاتی جامعه ایران در روزهای منتهی به انتخابات بودیم یعنی رویگردانی بخشی از طبقه متوسط شهری از قالیباف و این مساله به این دلیل بود که وی خواسته یا ناخواسته در آخرین لحظات مجبور یا واداشته شد در گوشه رینگ از تاکید بر مواضع مطالبات طبقه شهری به سمت مطالبات دیگر روی بیاورد و در این تغییر موضع، از اینجا مانده و از آنجا رانده شد. با این تغییر موضع، طبقه متوسط شهری، در آخرین روزهای انتخابات، هدف و نماد خود را در جای دیگر یعنی آقای روحانی متجلی دید و قالیباف در حقیقت با این اتخاد مواضع و تغییر در آخرین لحظات به تغییر موضع جامعه کمک کرد.» حاضری همچنین با مقایسه رفتار انتخاباتی اصلاح طلبان و اصولگرایان گفت: «نقش مهم دیگر در این انتخابات را انباشت تجربه و عقلانیت اصلاح طلبی برای اتخاذ موضع در مقابل اصولگرایان برعهده داشت. در بین اصولگرایان به لحاظ رفتار اعتقادی و ایمانی، امکان مدیریت از بالاتوسط شیخوخیت سنتی ایران بیشتر از طبقه متوسط است. در زمانی گفته می شد که در بین اصولگرایان به لحاظ رفتاری این امکان وجود دارد که توسط شیوخ مدیریت شوند، در این انتخابات مشاهده کردیم که عقلانیت ابزاری طبقه متوسط شهری یا اصلاح طلبی، ظرفیت بیشتری برای پذیرش عقل جمعی و هدایت شدگی اجتماعی نسبت به پذیریش سنتی اصولگرایان جامعه دارد.»

تلنگر منزلتی به فرودستان جامعه برای رای به روحانی
هادی خانیکی، گفت: «پدیده های اجتماعی و سیاسی را نمی شود شناخت، مگر اینکه بین آن سه ساحت سیاست ورزی، کنشگری علمی و کنشگری روشنفکرانه یا فرهنگی بتوانیم ارتباط برقرار کنیم. یعنی اگر جامعه شناسان و کنشگران سیاسی ما با موضوعی مثل انتخابات روبه رو نشوند و در آن حضور نداشته باشند و نقش ایجاد نکنند، چگونه می توانند آن را بشناسند.»او افزود: «ما باید سه سطح تحلیل را از هم جدا کنیم. یک سطح تحلیل خرد است که در آن نقش کنشگری سیاسی، نقش اول است. در تحلیل میانی باید به تغییراتی بپردازیم که در جامعه ما اتفاق افتاد که با کمترین برخورداری از فرصت های رسانه ای، یک جریان و یک کاندیدا توانست با اشتراک معنی در همه جا به پیروزی برسد، یعنی ما در این انتخابات قادر به تحلیل طبقاتی آرا نیستیم. این در حالی است که در آمدوشد هاشمی و ائتلاف بین روحانی و عارف، این نگرانی وجود داشت که فرودستان جامعه به اعتبار نوعی رسیدگی معیشتی و بحث یارانه ها، رفتاری متفاوت در برابر طبقه متوسط خواهند داشت ولی انگار یک تلنگر منزلتی به همان بخش از جامعه خورد و شاهد هستیم که فرودستان جامعه بیشتر از انتخاب روحانی استقبال کردند چون در توزیع آرای روحانی در کشور می بینیم که مناطق محروم و استان های حاشیه ای از شهرهای بزرگ جلوتر هستند. چرا چنین چیزی در انتخابات رخ داده است در حالی که برخی از کاندیداهای دیگر که شعارهای اقتصادی و پوپولیستی داشتند، نتوانستند از این سطح از آرا برخوردار شوند. برای فهم این مساله باید وارد سطح دوم تحلیل یعنی تغییرات فرهنگی و اجتماعی در جامعه ایران شویم. در کنار این نباید از سطح کلان تحلیل هم غافل شد، همان چیزی که به عنوان تحول تاریخی جامعه ایران یا مساله تاریخی جامعه ایران هم یاد می شود. مساله تاریخی جامعه ایران به همان مساله ناامنی برمی گردد که همیشه در جامعه ایران به عنوان نگرانی مطرح بوده است. این انتخابات و انتخاب روحانی در حقیقت یک واکنش است به اینکه چطور می شود این ناامنی را کنترل کرد و به سمت نوعی اعتدال و عقلانیت رفت.» خانیکی در ادامه به بررسی نقش رسانه ها در انتخابات پرداخت و گفت: «در انتخابات ۷۶ می توانستیم به راحتی بگوییم که رسانه های خرد در برابر رسانه های بزرگ نقش آفرینی کردند. روزنامه سلام و عصر، به تنهایی در انتخابات سال ۷۶ تاثیرگذار بودند. در انتخابات سال ۸۸ شبکه های مجازی و اجتماعی نقش بیشتری داشتند. اما در انتخابات سال ۹۲، گمان می کنم که یک مجموعه ترکیبی از رسانه ها توانست تاثیرگذار و نقش آفرین باشد. فرصت های محدودی که در کمال ناباوری تلویزیون در اختیار کاندیداها گذاشت، شبکه های اجتماعی، مطبوعات اندکی که وجود داشت و در نهایت ارتباطات میان فردی که کارکرد رسانه ای داشتند. اما مساله مهم دیگری هم در کنار ارتباطات چهره به چهره در این میان نقش داشت و آن ارتباطات سیاسی مبتنی بر نوعی دیالکتیک انتقادی بود. بالاخره از چندسال پیش، فضایی وجود نداشت که اطلاح طلبان بتوانند وارد انتخابات شوند و محدودیت های فراوان آنها را به این تردیدهای اولیه ای کشانده بود که اصولاآیا می توانند وارد انتخابات شوند یا خیر. این مساله آنها را وادار کرد تا به سمت کاندیداهایی حرکت کنند که بتوانند رسانه هم باشند. طرح آمدن آقای خاتمی و درست بودن یا نبودن حضور وی در انتخابات، باعث شکل گیری گفت وگوهایی بین طیف های وسیعی از فعالان سیاسی و فرهنگی جامعه شد. این گفت وگوها به بیدارکردن جامعه کمک کرد و با آمدن هاشمی این دیالکتیک انتقادی به سطح جامعه منتقل شد و باعث سطح دیگری از هوشیاری جامعه نسبت به مساله شد. از سوی دیگر بروز نوعی مدیریت در حاکمیت و تصمیم گیری هایی که می شد، به شکل گیری این گفت وگو کمک کرد. رسانه ها در شناساندن دکتر روحانی و مسایلی که دکتر عارف مطرح می کردند نقش داشتند. کاندیداها از فرصت های مناظره هم استفاده کردند و بالاخره تغییری که در جامعه وجود داشت، زبان خودش را پیدا کرد و زبانش همان کاندیدایی است که به آن رای داد.» خانیکی در پایان سخنانش گفت: «من معتقدم گفتمانی که تحت عنوان اصلاح طلبی شکل گرفت، همه از کاندیداها گرفته تا جامعه را پیش برد و همه طبق گفتمانی حرکت کردند که معنی آن گرایش به نوعی عقلانیت، ثبات، اعتدال و نگرانی نسبت به آینده نامطمئن بود و این همان وضعیت پارادوکسیکال ما را نشان می دهد که یک بخش جامعه دچار دلسردی و انفعال بود و بخش دیگر جامعه به این سمت می رفت که چطور عاقلانه وضعیت خودش را رقم بزند و از دل آن اصلاحاتی بیرون آمد که رنگ و بوی اعتدال داشت و در گرایش به یک تغییر یا تعقل تبلور پیدا می کرد.»

جامعه شناسی اسکیپی، جامعه بی سامان سیاسی و انتخابات انقلاب وار
علی ربیعی، سخنران بعدی این مراسم، گفت: «جامعه شناسی ما در رفتار شناسی رای دهندگان، جامعه شناسی اسکیپی است. ما نچ نچ می کنیم و با تعجب می گوییم که نتیجه اینطوری شد! این اصلا خوب نیست، چون ما قدرت پیش بینی نداریم. من واردکردن بحث های احساسی و غیرمعقولانه را در مورد تحلیل انتخابات نمی پسندم و باید در جست وجوی علت واقعی این پدیده باشیم.» او افزود: «جامعه ما سامان سیاسی ندارد. انتخابات در بی سامانی سیاسی انتخابات انجام می شود و این بی سامانی سیاسی در ایران علت های مختلف دارد. ولی جوامعی که راه انتخابات را در پیش می گیرند و در این مسیر گام برمی دارند، یکسری لوازمی دارند که جامعه ما فاقد آن است و به همین دلیل است که جامعه ما سامان سیاسی ندارد. انتخاب در کشورها با یک اختلاف چهار تا پنج درصدی قابل پیش بینی است ولی در کشور ما اینکه چه کسی برنده انتخابات می شود، 90درصد تغییر پیدا می کند. ما سامان سیاسی نداریم و لذا غالب انتخابات ما بعد از جنگ، انتخاب های انقلاب وار است یعنی زیروروی اساسی صورت می گیرد.» ربیعی توضیح داد: «افراد جامعه مدنی یک جامعه ای که سامان سیاسی ندارد، به دنبال یک منجی ناشناخته هستند و یکباره تحولات اساسی در جامعه رخ می دهد و این مساله خوشایندی نیست و نشان از بی ثباتی جامعه دارد. در جامعه ما یک سامان در بی نظمی شکل گرفته است که ریشه انتخاباتی ما را تشکیل می دهد و من اسم این را می گذارم «سامانه مبهم منجی خواه» که بر یک تحول ارزشی پدید آمده سوار می شود و با توجه به تغییر نسلی، موضوع این تحول خواهی هم جابه جا می شود و همین مساله آرای انتخاباتی ما را شکل می دهد.»

او عناصر اصلی آرای انتخاباتی در ایران را به سه گروه تقسیم کرد: «اول: فرآیند تحول خواهی، دوم لج ملی و اینکه اگر مردم احساس کنند شخصی دچار مظلومیت شده است به او گرایش پیدا می کنند و گروه سوم مربوط به اتفاقات شب انتخابات و حرف هایی است که کاندیداها مطرح می کنند که روی میل تغییرخواهی می نشیند. من دلم نمی خواهد به اصلاح طلبان در این انتخابات نمره بالابدهم و بگویم که عقل گرایی اصلاح طلبان، این انتخابات را به وجود آورد. بلکه معتقدم که تغییرخواهی جامعه این انتخابات را رقم زد.

جامعه در این مناظره ها احساس کرد که روحانی می تواند این تغییرخواهی را نمایندگی کند چون او حرف دل مردم را زد. البته اعتمادی که جامعه به خاتمی داشت هم بی تاثیر نبود و اینجاست که به تعقل گرایی اصلاح طلبان نمره می دهم. از سوی دیگر مظلومیت هاشمی و تعقل وی برای قرارگرفتن پشت روحانی به همراه عوامل مطرح شده، باعث شد که روحانی رای بالایی در انتخابات بیاورد.»

ربیعی در پایان گفت: «در انتخابات سال ۹۲، هاشمی مظلوم واقع شده بود، جامعه ترسیده بود و شعارهای احمدی نژاد شکست خورده بود، سیاست های داخلی بسته بود، فشارهای خارجی زیاد شده بود و همین مسایل، اساس این تغییرخواهی را شکل می داد و به همین دلیل است که اختلاف چندانی در آرای مناطق روستایی، شهری، تحصیلکرده و… به روحانی وجود ندارد چون همه جامعه دچار یک ترس عمومی نسبت به وضعیت موجود شده بود و شخصا فکر می کنم که بعد از انتخابات جامعه آرام تر و تنش ها کمتر شده است.»

پیروزی امر اجتماعی بر امر سیاسی
ناصر فکوهی، سخنران بعدی این مراسم بود که با انتقاد از بحث هایی که تاکنون در این جلسه مطرح شده بود، گفت: «در بیشتر این بحث ها به ماجرای انتخابات، نگاه سیاسی شده بود. در حالی که ما بارها گفتیم و بحث کردیم که سیاست و امر سیاسی یا انباشت و چرخش قدرت در جامعه، فقط محدود به جمع کوچکی به نام کنشگران سیاسی نمی شود، در اینجا بیشتر راجع به نقش چهره های سیاسی در انتخابات و نقش آنان صحبت شد و این گفتمان بسیار رایجی در گفتمان سیاسی است.»

او توضیح داد: «انتخابات در نهایت تقلیل یک سیستم واقعی کنش اجتماعی دارای شکل فرآیندی، پراکنده و غیرقابل مدیریت به یک لحظه خاص و مکان خاص است که همان روز و مکان انتخابات است و همین انتخابات، تخیلی را به وجود می آورد که خودش را به سیستم بزرگ چرخش قدرت در سیستم اجتماعی تسری می دهد. بر همین اساس در بسیاری از افراد این تخیل وجود دارد که پیروزی انتخاباتی لزوما به معنای تغییر در سیستم اجتماعی است در حالی که نه در کوتاه مدت و نه در درازمدت، تغییر در سطح و راس سیستم اجتماعی به معنای تغییر در خود سیستم اجتماعی ـ سیاسی نیست.»

فکوهی ادامه داد: «اتفاقی که در این انتخابات افتاد، پیروزی امر اجتماعی بر امر سیاسی بود. امر اجتماعی نه در مفهوم مردم بلکه به معنای چیزی که در جامعه موثر است و به صورت قاطعانه جامعه را تغییر می دهد یا به جامعه امکان می دهد که به سمت بهترشدن و به سمتی برود که کنشگران جامعه از آن رضایت بیشتری داشته باشند. امر اجتماعی یعنی کنش در سطح روزمرگی و در شکل پیوستاری آن. اما امر سیاسی چیزی است که در راس سیستم اتفاق می افتد. از 60 تا 70 سال پیش امر اجتماعی در ایران به شکل کاملا مشخص و ریشه ای به امر سیاسی متصل شده است.»

این جامعه شناس افزود: «ببینید که در چند سال اخیر چگونه با این جامعه برخورد شده است. نفی نخبگان، نفی انتقاد، نفی علوم اجتماعی و نفی نیاز به برنامه ریزی با همین باور صورت گرفت که یک سیستم بزرگ اجتماعی را می توان بر حسب روابط و کنش هایی اداره کرد که ما در ابتدای قرن و در دوره قاجار داشتیم. چیزی که در این سال ها در ایران اتفاق افتاد یک پوپولیسم قاجاری بود و نتیجه اش این بود که ضربات شدیدی به سیستم اجتماعی وارد شد. همه این مسایل باعث ایجاد یک واکنش عقلانی هم در حوزه سیاسی و هم در حوزه اجتماعی شد. به نظر من برنده این انتخابات آقای روحانی نیست، بلکه همه هشت کاندیدا بودند چون همه مخالف مسایلی بودند که اتفاق افتاد، بعضی خیلی کمتر و بعضی بیشتر، بعضی از روی اعتقاد واقعی و بعضی به دلیل اینکه جور دیگری نمی توانستند مساله را مطرح کنند. از سوی دیگر فکر می کنم حتی کسانی که به روحانی رای ندادند و به کاندیداهای دیگر رای دادند، با همین عقلانیت رای دادند و حتی خود روحانی هم این مساله را درک کرده چون گفتمانش، گفتمان اصلاح طلبی نیست و می خواهد فراجناحی عمل کند.»

او تاکید کرد: «جامعه امروز ما را با بیشتر از چندین میلیون دانشجو و فارغ التحصیل، سرمایه اجتماعی بالا، نسبت بالای شهرنشینان نمی توان با گفتمان های سطحی وادار کرد که کنش های اجتماعی مورد نظر ما را انجام دهد. این جامعه در داخل سیستم شناختی خودش به سمت عقلانیت حرکت می کند. اما چیزی که در جامعه ما عوض شده این است که سیستم سیاسی ما پذیرفته که نمی توان با یک جامعه ۷۰، ۸۰ میلیونی که درصد بالایی از افراد آن جوان هستند، جامعه ای را که به شدت سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و دانشگاه ها در آن رشد کرده است، همانند جامعه اواخر دوره قاجار برخورد کرد.» فکوهی در پایان گفت: «وظیفه انجمن جامعه شناسی، دانشجویان، جامعه شناسان و بقیه افراد این است که اگر فضای بهتری برای نقد به وجود آمده، امروز بیشتر از هر زمانی نقد کنند. اگر فضای بهتری برای بحث به وجود آمده، بحث کنند. اگر قدرت سیاسی سر کار آمده است که معتقد است با مخالفان خودش برخورد غیرسیاسی نمی کند و مخالفان خودش را تحت فشار نمی گذارد، از همین امروز نقد این قدرت سیاسی را شروع کنیم. این چیزی است که جامعه ما به آن نیاز دارد هرچند من طرفدار رادیکالیسم و عجله و اتوپیسم نیستم ولی معتقدم از همین قدم اول باید انتخاب های درست صورت گیرد چون همه مردم با توجه به شغل خود درک می کنند که فردی که به عنوان وزیر انتخاب می شود، این سمت چقدر با شغلش تناسب دارد و چه میزان با دلایل سیاسی به این سمت برگزیده است.»

Advertisements

لینک‌های روز: حقوق بشر یا پیاده نظام آمریکا؟

  • تنها چیزی که می‌توانید در جهان تغییر دهید جای بالش زیر سرتان است » مانی ب
    این نوع ادبیات حماسی که دلاوری برخیزد و قدم در راه بگذارد و ما هم پشت سرش مانند گله‌ای گوسفند اشك‌ريزان خروش برآوریم و مناسبات را تغییر دهیم٬ برای شهروند امروز بخشی از ادبیات گذشته است. ذهنیتی که در این‌گونه ادبیات نهفته است ذهنیتی ارتجاعی است. تبلیغ و ترویج چنین ذهنیتی چیزی جز تحمیق و جلوگیری از دیدن واقعیت ملموس پیش روی‌مان نیست٬ و بدون دیدن واقعیت و فراهم ساختن ابزار مناسبی برای ایجاد تغییر در آن٬ و بدون درک از توانایی‌های واقعی آدم‌های امروز و پذیرش آن به عنوان یک اصل مسلم٬ نمی‌توان به تغییرات مناسبی رسید.
  • در باره منش روشنفکران: احمد شاملو: غولی که گاه ادای کوتوله ها را در می آورد » احمد سیف
    در این نوشتار می خواهم به اختصار از منش روشنفکران سخن بگویم و همین جا بگویم که بر خلاف مرحوم آل احمد که در هر چیز و همه چیز، حتی در منش روشنفکران، نشانی از توطئه می دید و «غرب زدگی»، من بر آن سرم که وارسیدن نقش روشنفکران بدون وارسیدن فرهنگ استبدادی حاکم موثر و مفید نیست.
  • اوباما و اورول: زبان امپراتوری و زبان جديد » دومنيکو لوزوردو
    تحلیل وقایع لیبی
  • لیبی و تبلیغات جنگ » آن مورلی ، ترجمهٔ حمید محوی
    تحلیل وقایع لیبی
  • جريان تکفيری، مهرۀ بازی کثيف امپرياليسم در ليبی! » عدالت
    و در رأس همه، و بهت‌انگيزترين آن‌ها، صحنه‌سازی ناتو با کمک دوحه و قطر بود که همانند صحنه‌‌پردازان هاليوود، چيزی را که شبيه «ميدان سبز» طرابلس به نظر می‌رسيد، طراحی کردند. ساختمان‌های «ميدان سبز» خيلی قديمی هستند، برخی از آن‌ها به امپراتوری روم برمی‌گردند- اما آن‌ها در دوحه نسخه بدل آن را ساختند. اگر در اينترنت نگاه کنيد مقايسه جالبی وجود دارد که «ميدان سبز» واقعی را در کنار «نسخه جعلی» آن قرار داده و اين خيلی شبيه اصل است، اما تفاوت‌های زيادی وجود دارند که جعلی بودن آن را نشان می‌دهند. از اينرو، اين يک کارزار عظيم شست‌و‌شوی مغزی و جنگ روانی است و تأثير خيره‌کننده‌ای داشته است.
  • لیبی، سیبی که رسیده تر به دامان استعمار افتاد » یونگه ولت، ترجمه رضا نافعی
    مروری بر تاریخ معاصر لیبی
  • دهمین سال آغاز بلاگستان فارسی و یادی از وبلاگ نویسانی که دیگر کنارمان نیستند » اشکان منفرد
    هدفم از این نوشته، یادی ست از وبلاگ نویسانی که دیگر کنارمان نیستند. آنهایی که به قول خواجه شیراز: دوامشان با قلم شان بر جریده عالم ثبت شد. افسوس که آمار دقیقی از اهالی فوت شده بلاگستان در دست نیست تا بشود حق مطلب را ادا کرد. بنابراین نگارنده تنها به دانسته خود و اطلاع از آنچه می داند می پردازد.
  • خط و نشان بی‌بی‌سی » مسعود برجیان
    برنامه‌ی جدیدی که بی‌بی‌سی، زیر نام یک مستند ساخته است، آشکارا نشان از یک چرخش رویکرد ریشه‌ای در روابط بی‌بی‌سی و بریتانیا (و حتی غرب) با ایران دارد.
  • قدافی در دوزخ یا دستمالی که به دور انداخته شد! » ناصر فکوهی
    قذافی کشته شد، و سران قدرت های بزرگ، این «پیروزی» را به خود و به مردمانشان تبریک گفتند و از نیروهای نظامی خود برای هدایت عملیات در این جهت تشکر کردند. اما آنچه روشن نشد و شاید هرگز روشن نشود، چیزی بسیار ساده تر است: چه کسی به جز این جنایتکار پیش پا افتاده و کمابیش دیوانه، باید پاسخگوی چهل سال دیکتاتوری او و پذیرش این دیکتاتوری به مثابه یم «دولت ملی» در نظام جهانی باشد؟ چه کسی یا کسانی، چه  ایدئولوژی و چه فرایندهای سیاسی و اقتصادی و  نظامی ای در جهان باید پاسخگوی میلیون ها انسانی باشند که در تمام این سال ها، به صورت های مختلف از  قتل و شکنجه تا زندان و تبعید،  فدای این جنایتکار شدند؟
  • قذافی و وال استریت، دو روی سکه نظام سرمایه داری » احمد نادری
    ناتو که به عنوان بازوی نظامی سرمایه داری مدرن عمل کرده و در راستای سیاست های استثماری غرب تاکنون عملیات های متعددی در تسخیر سرزمین های ثروتمند و سرشار از نفت خاورمیانه انجام داده است، با حمایت چندین ماهه از به اصطلاح انقلابیون لیبیایی، بازی موش و گربه ای را با قذافی و طرفدارانش به راه انداخته بود تا به وقتش، از این بازی نهایت استفاده را ببرد.  بنا بر ادعای سازمان اطلاعاتی آلمان (BND)، ناتو از محل دقیق اختفای قذافی خبر داشته است، ولذا به آسانی می توانسته است وی را دستگیر کرده و یا در همان ابتدا بکشد. اما کشته شدن قذافی در این برهه زمانی، بیش از آنکه امری اتفاقی باشد، واقعیتی دیگر را در پشت خود دارد. خبر مرگ قذافی، و پخش آن در رسانه ها در این برهه زمانی، جدای از اینکه امری فراواقعی بوده و ریشه در فراواقعیتی مدرن دارد،  پیش و بیش از هر چیز،  یک واقعیت را به تصویر می کشد و آن، اینست که انتشار این خبر، برای انحراف اذهان عمومی مردم دنیا از جنبش وال استریت است.
  • حقوق بشر یا پیاده نظام آمریکا؟ » اکبر گنجی
    من به صراحت همیشه گفته ام که مخالف اپوزیسیون سازی توسط دولت آمریکا و دول غربی هستم. منظورم چیزی است که در عراق و خصوصاً لیبی روی داد. این که دول غربی مخالفان را گرد هم جمع کنند، و از آنها در پروژه هایی چون پروژه ی لیبی استفاده کنند، بد و خطرناک است. گذار ایران از نظام استبدادی سرکوبگر به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و دموکراسی، وظیفه ی ایرانیان است، نه دولت آمریکا یا دیگر دول غربی. من موافق تشکیل «جبهه ی مستقل دموکراسی خواهان ایران که پایبند به حقوق بشرند»، هستم، اما صد در صد مخالف تبدیل ایرانیان مخالف به «پیاده نظام» پروژه های آمریکایی و دول غربی هستم.
  • نگاهی دیگر: لیبیائیزه کردن ایران؟ » اکبر گنجی
    زمانی آرمان و سنت هایی وجود داشت که هیچ کس خود را مجاز به تخطی از آنها نمی دانست. اینک فرد به خود اجازه می دهد که از آمریکا و دول غربی بخواهد که همان بلایی را سر ایران بیاورند، که بر سر لیبی آوردند. به زبان بی زبانی اعلام می شود که آمریکا و دول غربی می تواند از ما به همان نحوی که از کسانی در لیبی استفاده کرد، استفاده کند. گویی پیروزی ناتو در لیبی، خاطره تلفات و هزینه های سنگین عراق و افغانستان را به فراموشی سپرده است. اما داوری درباره لیبی هنوز بسیار زود است.
  • در مصر چه گذشت؟ » ب-حکومت
    امروز مبارک رفته است اما دستگاه هایی که دیکتاتوری او بر روی آنها بنا شده بود همچنان پابرجا هستند. نیروهای مسلح در قالب شورای عالی نظامی قدرت مطلق را در اختیار دارند. نیروهای مسلح مصر چگونه باید ارزیابی شوند و چه نقشی را امروزه ایفا خواهند کرد؟.

*بدیهی است (هست؟) که این نقل قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و نه فقط این‌جا بلکه هر جا به منبعی لینک یا ارجاع می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

لینک‌های روز: باز هم مرجعیت

  • حاشیه نشینِ حاشیه ساز » تورجان
    داستان آیت الله طالقانی و خبرگان داستان غریبی است. شاید هیچ کس به اندازه طالقانی در شکل گیری خبرگان و حتی نامگذاری آن نقش نداشت و هیچ کس همچون او موفق به جلب آرای گسترده مردم نشد و البته هیچ نماینده ای همچون او در خبرگان حضور متفاوتی نداشت. او نه حاضر بود بر صندلی های نمایندگان مجلس سنا تکیه بزند و نه همراهی و کنشگری فعالی در خبرگان داشت. خیلی زود هم از جمع خبرگان رخت بربست و جای خالی اش نیز پر نشد.
  • داستان برره ره و فروپاشی فرهنگی ما » ناصر فکوهی
    این پستی ها را به موضوع هایی سرگرم کننده برای خود تبدیل کنیم و بر آنها بخندیم و از آنها لذت ببریم، و حتی از آن بدتر کوکان و نسل آینده خود را نیز به تماشای آنها بنشانیم تا مطمئن شویم آنها نیز همچون ما و بدتر از ما، آدم هایی ضد ارزشی و ضد اخلاقی خواهند شد که میراث فرهنگی گذشتگانشان، ارزش هایی که صدها وهزاران سال است این جامعه را برغم تمام یورش هایی که علیه آن اتفاق افتاده است، به هر شکل و با تحمل مصیبت هایی وصف ناپذیر حفظ کرده اند، به سخره بگیرند و آنها را بدل به آخرین دغدغه های خود کنند، برای آنکه اگر اندک چیزی هم از به اصطلاح حافظه و هویت تاریخی، از زبان ها و گویش های قومی مان گرفته تا جامگان و لباس های محلی، و از آبروی زنان و مردانمان گرفته تا روستائیان و سادگی روحی و پاکی و بی آلایشی شان، از ساختارهای دولتی هنوز شکل ناگرفته تا فرایندهای اجتماعی در هم شکسته مان باقی مانده است زیر بمبارانی روزانه بگیریم تا هیچ چیز، واقعا هیچ چیز دیگری از آنها باقی نماند.
  • مردان کتک خورده » سبک‌سر
    بر اساس تحقیقات بین‌المللی سهم زنان در اعمال خشونت خانگی در حال حاضر در غرب برابر است با سهم مردان در اعمال خشونت خانگی. با این تفاوت که در جامعه این موضوع به هیچ‌وجه مطرح نمی­شود. حتی موسسات تحقیقاتی هم رویکردی یکسونگرانه نسبت به این موضوع دارند و بیشتر خشونت مردانه را مطرح می­کنند. یکی از موضوعاتی که این جامعه‌شناس به آن پرداخته این است که مردان قربانی خشونت، دوست ندارند خودشان را در نقش قربانی بپذیرند و آن را انکار می­کنند در صورتی‌که زنانی که قربانی خشونت هستند به راحتی این مسئله را قبول می‌کنند و اگر فرصتی پیش بیاید آن را بیان می­کنند.
  • دعوت به مردنويسی » آواره بر فراز دریای مه
    من مردانِ ايرانی را به مردنويسی دعوت می‌کنم. در زبانِ مردسالار انسان، کم‌وبيش هميشه، هم‌ارزِ با مرد است. خودِ واژه‌یِ «مرد»، چه در زبانِ فارسی و چه-تا جايي که می‌دانم-در زبان‌هایِ ديگر، در حالتي کلّی‌تر بر «انسان» دلالت می‌کند. در نوشته‌هایِ مردان من کم‌تر پافشاری‌اي بر «مرد» بودنِ آن‌ها می‌بينم. آن‌ها هميشه از خود به عنوانِ «انسان» سخن می‌گويند. آن‌ها به‌سختی می‌توانند مصائبِ خود را مصائبِ «مردانگیِ» خود، يا دستِ‌کم بخشي از آن را برآمده از موقعيّتِ خود به‌عنوانِ يک مرد، بدانند. صرفِ سخن‌گفتن از دردهایِ مردانه در نظمِ جنسيّتیِ موجود برابر با نقصِ مردانگیِ يک مرد و سخني وقيحانه است، زيرا حس‌کردنِ درد دور از شأنِ خدايیِ مرد است-چه رسد به بر‌زبان‌آوردنِ آن. نگاهي به رسانه‌هایِ جمعیِ عصرِ برابری‌خواهی بيندازيد. در اغلبِ آن‌ها بخشي ويژه‌یِ مصائبِ زنان وجود دارد، امّا کم‌ترين رسانه‌اي را می‌توان يافت که همانندِ چنين بخشي را برایِ بيانِ مصائبِ مردان در نظر گرفته باشد.
  • پاسداشت مجال دادن به دیگران! » پارسانوشت
    وقتی در شرایط فعلی كار زیادی از دست آدم برنمی‌آید، بهتر این است كه پهنای باند رسانه‌ای و ظرفیت توجه كردن و جذب آدمهای باقیمانده پیگیر وقایع سیاسی را آدم با داد و بیداد و بزن بزن و جنجال درست كردن بیهوده، «اشغال» نكند. خوب است هركس بیاید یكی دو تا كار كوچك یا بزرگ را (بسته به توان و وقت خودش) آرام آرام پیش ببرد و اجازه بدهد دیگران هم حرف بزنند. الان بهترین موقع برای كارهای آرام و پایه‌ای است. خصوصاً ما خارج كشوری‌ها نیازی نیست این همه حرف بزنیم و هی نسخه بپیچیم و هی سوال در سوال درست كنیم و حواس همه را به صدجا پرت كنیم. آن مردم در داخل كشور درد دارند. برایشان مساله‌های اصلی، زنده ماندن و با حداقلهای معیشتی ساختن و در این دنیای مسخره پرشتاب و پرهیاهو، با این تغییرات سرسام‌آور اجتماعی و تكنولوژیك، با دست خالی و بدون امكانات مالی حركت كردن و كمتر جا ماندن مساله است. تكنولوژی و پویایی جابجایی در قدرت در همه ابعاد، همه را كلافه و سرگردان كرده است و چیزی نیست كه مردم عادی هم آن را نبینند. باری، دغدغه بخش عمده مردم، دغدغه‌هایی از جنس سیاسیون و فعالان خارج كشوری نیست. چه زمانی قرار است از زیربار هژمونی گفتمان غالب روشنفكری خارج كشوری كه فقط دغدغه حقوق سیاسی دارد – كه بحق هم هست اما این گفتمان سرطانی بزرگ شده و جایی برای بقیه گفتمانها باقی نگذاشته است – بدر آییم و مجالی هم بدهیم برای توجه به مسائل مهم دیگر؟
  • بیچاره پلنگی که ما هستیم » واژه‌ی زمان
    اما وقتی صیاد پلنگی را دنبال کند و پلنگ از ترس جانش بیست متر بالای دکل فشار قوی برود و صیاد با سماجتی دیو گونه برای کشتنش، آن جا با گلوله‌های کلاشینکفش آخرین حق نفسش را از او بستاند، که چه شود، که چه شهوت کشتاری در درونش سیراب شود، که چه عقده‌ای در درونش گره‌خورده‌تر شود، که چه تلنبار تاریکی در درونش سنگین‌تر شود،‌ آن وقت دیگر مثل چیزهای دیگر نیست…. آن وقت یک نمونه‌ی هشدار دهنده و یک تعبیر نامبارک از اضمحلال عمیق و عمیق و عمیق اخلاقی است. یک پرتگاه بر کنار دره‌ی آتش است که لبه‌اش که بایستی و نگاه کنی، می‌ترسی و خیلی می‌ترسی. یک تباهی و فساد وحشتناک و ترسناک که مشام امیدت را سخت افسرده می‌کند وقتی که صحنه را از نگاه و از درون صیاد بازسازی می‌کنی. و آدم می‌اندیشند که این ناآدم با چنین خویی وقتی که کلاشینکفش را بر ما دیگر آدم‌ها – که جای خیلی بزرگتری از پلنگ را از ملک طلق او گرفته‌ایم – نشانه رود، چه جهنمی را از خویش روایت خواهد کرد.
  • بازگشت به هیچ کجا  » واژه زمان
    دوستی برای جمعمان یک ایمیل فوروارد کرده بود به مضمونی که در زیر می‌بینید. دلیل کارش هم بدون شک تحذیر ما از یک زندگی ناسالم بوده است. اما من با محتوای این ایمیل مشکل داشتم و پاسخی برایش نوشتم که آن را در ادامه این پست می‌بینید.
  • باز هم مرجعیت » تورجان
    این نخستین باری نیست که گرفتار برخی توهم ها و هنجارشکنی های آقایان هستیم. آنها به خود حق می دهند که برای گذار به مدینه فاضله، همه پایه های سنت در ایران را به کودکانه ترین وجه ممکن به چالش بکشند و فراموش کنند که بدون همین پایه ها و نهادهای ریشه دار، سخن گفتن از گذار به دموکراسی رؤیای کودکانه ای بیش نیست.

.


* بدیهی است (هست؟) که این نقل قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و نه فقط این‌جا بلکه هر جا به منبعی لینک یا ارجاع می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن یا مراجعه به وبلاگ «آینه‌ی بامدادی» پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

لینک‌های روز: فلسفه‌ی انتخابات : رای منفی

  • آنچه در انتخابات نهم گذشت
    ملاحظه‌ی آمار تفکیکی هر استان کشور در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1384. کافی است موش را روی هر استان نگاه‌دارید تا آمار نامزدهای مختلف (که برخی از آن‌ها در انتخابات امسال هم حاضر هستند) را ببینید.
    متاسفانه گویا این سایت دیگر کار نمی‌کند.
  • يک پنجره: ما در سویس زندگی نمی‌کنیم
    به نظر من روی‌کرد موسوی در مستند تلویزیونی‌، هم‌چنین در نطق انتخاباتی اولش، تاثیرگذاشتن روی مردم عادی و به‌خصوص طبقات فرودست جامعه بوده است. در واقع این فیلم به هیچ وجه قرار نبوده روی من و شمایی که ادعای روشن‌فکری داریم، کتاب می‌خوانیم، روزنامه می‌خوانیم و به اینترنت دست‌رسی داریم، اثر بگذارد، بلکه اقشار کم‌تر آگاه جامعه و صد البته اصول‌گراهای مرددی که در ذهن‌شان دارند بررسی می‌کنند از بین موسوی و احمدی نژاد کدام را انتخاب کنند را هدف قرار داده بود. اگر از این منظر به این فیلم نگاه کنیم فیلم به نظرم موفق و حتی هوشمندانه بوده است!
    یادمان نرود موسوی برای ارتباط برقرار کردن با این افراد و احیانن گرفتن رای‌شان فقط همین چند فرصت کوتاه تلویزیونی را دارد و نباید آن را از دست بدهد.
  • راز سر به مُهر: اين نامه را ديده بوديد؟
    بخشنامه به كليه وزارتخانه ها، سازمان ها، موسسات دولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي
    نظر به اين كه احترام اقليت هاي مذهبي در جمهوري اسلامي ايران مورد عنايت و توجه مي باشد مقتضي است كليه وزارتخانه ها، موسسات دولتي و وابسته به دولت و نهادهاي انقلاب اسلامي ترتيبي اتخاذ فرمايند تا جهت انجام نيايش هاي همگاني و فرائض ديني روزهاي زادروز و درگذشت اشو زرتشت و روز درگذشتگان و شهدا و جشن هاي سده و مهرگان را به كارمندان و كاركنان زرتشيتي مرخصي اعطا و نهايت همكاري را در اين زمينه معمول دارند … نخست وزير / ميرحسين موسوي / دوازده بهمن سال شصت و دو
  • فلسفه علم – فلسفه انتخابات: رای منفی
    مدلي كه در آن انتخابگران بتوانند راي منفي نيز به صندوق بياندازند، مدل چند-گزينه اي متوازن مي خوانند.  اين مدل اين تفاوت اساسي را با مدل هاي استاندارد دارد كه به انتخاب كنندگان اين امكان را مي دهد كه هم راي مثبت و هم راي منفي را به صندوق بياندازند. راي مثبت (مانند سيستم استاندارد) يك راي به آراي نامزدي كه نامش برده مي شود اضافه مي كند و راي منفي يك راي از آراي نامزدي كه نامش برده مي شود كم مي كند. بديهي است كه اگر يك انتخاب كننده، راي مثبت و منفي خود را به يك نامزد واحد اختصاص دهد، اين راي تفاوتي با راي ندادن ندارد (صرفاً آمار شركت كنندگان را بالا مي برد). اما جذابيت اين مدل آن است كه انتخاب كننده مي تواند راي مثبت خود را به يك نامزد و راي منفي خود را به نامزد ديگري اختصاص دهد. در واقع اين نوع راي نشان دهنده اين است كه انتخاب كننده اولاً ترجيح مي دهد چه كسي انتخاب شود و ثانياً ترجيح مي دهد چه كسي انتخاب نشود. در حالتي كه هيچ كدام از نامزدها صلاحيت لازم را از ديد انتخاب كننده نداشته باشند و در نتيجه نخواهد راي مثبتي به صندوق بياندازد، هنوز ممكن است ترجيح دهد از راي منفي خود استفاده كند. به احتمال زياد اگر چنين سيستمي در انتخابات سال 2000 ميلادي در ايالات متحده اجرا مي شد، ال گور به راحتي بر جورج بوش پسر پيشي مي گرفت.
  • انتخابات و عدم عقلانیت سیاسی » ناصر فکوهی
    زمانی که ما انتخابات را به امری مرکزی در ساختار سیاسی تبدیل می‌کنیم باید دقت داشته باشیم که عملاً دخالت کنشگر را در این حوزه محدود به آن کرده‌ایم، به عبارت دیگر از کنشگران اجتماعی می‌خواهیم که هر بار «خبرشان» می‌کنند بیایند و رأی بدهند و بعد «به خانه‌هایشان بازگردند». این رویکرد، رویکردی کاملاً ناپخته است که نه تنها دموکراسی را تقویت نمی‌کند بلکه آن را درون موقعیت‌هایی فرومی‌برد که هر چه بیشتر فرآیند انتخاباتی را به فرآیندی مناسکی شبیه می‌سازد، و کنش سیاسی کنشگران را نیز به امری مناسکی که عمدتاً بر اساس گروهی از عواطف مقطعی انجام می‌گیرد.
    امروز کشور ما و سیستم سیاسی آن سی سال پس از انقلاب به موقعیتی رسیده که باید هر چه بیشتر و با شتابی هر چه فزون‌تر از این موقعیت‌های احساساتی خارج شده و عقلانیت و درک موقعیت‌های داخلی و بین‌المللی را جایگزین احساساتی‌گری‌های مقطعی کند. بی‌شک لحظه انتخابات بسیار پراهمیت است اما این لحظه باید بسیار از پیش آماده شود و بسیار پس از آن در چارچوب مباحث سیاسی، انتقاد یا بازبینی سیاست‌های دولت و یا تأیید این سیاست‌ها و کمک به انجام آنها ادامه یابد. هم از این رو است که وجود رسانه‌های متنوع، متعدد و خارج از قدرت دولتی برای سلامت یک سیستم سیاسی و پایداری آن ضروری است.
  • عمیقاً «ضد‌انقلاب» باشید و رأی بدهید! » حسین قاضیان
    اگر شما آماده شده باشید که از یک «ضد‌انقلاب معمولی» به یک «ضد‌انقلاب اصولی» بدل شوید، دیگرنمی‌توانید به «سیاستِ کناره‌گیری از سیاست» ادامه بدهید. چون کناره‌گیری، از جمله کناره‌گیری از انتخابات، یا به وضع بدتری در سیاست جاری منجر می‌شود که خود ما باید نتایجش را تحمل کنیم، بی‌آن که دستاوردی برای ما داشته باشد، یا اوضاع آن‌قدر بد می‌شود که به سمت همان انقلابی می‌رود که باید از آن بگریزیم. در حالی که در جهت عکس، با شرکت در انتخابات می‌توانیم بر سیاست تأثیرهایی اندک بگذاریم، مثل تأثیری که در دوم خرداد گذاشتیم. با شرکت در سیاست اگر اوضاع را رو به بهبود نمی‌بریم دست‌کم نمی‌گذاریم رو به تباهی بیشتر برود.
  • فلسفه انتخابات: معیار کوندورسه
    روش كوندورسه هر نوع سيستم انتخاباتي تك-برنده است كه در آن معيار كوندورسه رعايت شود. معيار كوندورسه اين است كه برنده انتخابات (وقتي بيش از دو نامزد در ميان است) بايد كسي باشد كه اگر در مقايسه يك-به-يك با ساير نامزدها قرار گيرد بر همه آن ها پيشي بگيرد. در واقع اين معيار تا حدودي شبيه نحوه پيدا كردن قهرمان در مسابقات يك ليگ فوتبال است: قهرمان تيمي است كه همه رقبايش را در بازي هاي رو درو شكست دهد. روش كوندورسه روشي است كه در آن اگر برنده اي با معيار كوندورسه وجود داشته باشد آن برنده را انتخاب كند.
  • بله رأی می‌دهم » توکا نیستانی
    به میرحسین رأی می‌دهم فقط به خاطر این‌که روزی می‌خواسته معمار و نقاش و روزنامه نگار باشد و کم توانسته و حالا می‌داند که نقاش یا نویسنده‌ی خوبی بودن سخت‌تر از سیاستمداری است و حتماً قدر این آدم‌ها را بهتر می‌داند.
    به میرحسین رأی می‌دهم نه به خاطر هنر همسرش، که کارهای زهرا رهنورد را از نقاشی‌های میرحسین هم کمتر دوست دارم، فقط به این امید که به احترام همسرش هنرمندها را با القابی نظیر مطرب و بازیگر نمی‌نوازد…

* بدیهی است (هست؟) که این نقل‌قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و من نه فقط این‌جا بلکه در لینک‌های روزانه، نقل‌قول‌ها و اصولا هر جا از منبعی لینک می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

لینک‌های روز: تلاش اسرائیل برای پیروزی در جنگ تبلیغاتی

  • هزارتوی جهانی شدن، اسراييل و معضلات اخلاقی
    ناديده گرفتن مناسبت اقتصادی و سياسی کشورهای جهان و ناگهان دنیا را تنها در دو جبهه‌ی حق و باطل خلاصه کردن، تنها ما را به نتايج نادقيق و بعضاً نادرست می‌رساند، هر چند ظاهراً نيت‌مان خيلی هم اخلاقی و انسانی باشد. دولت اسراييل غاصب و جنايت‌کار است. در ظلم و ستم هم نبايد معاونت کرد. اما راه‌اش اين تحريم‌های عاطفی  و خودزنی‌های احساسی نيست. درست است که اسراييل ظالم و غاصب است. درست است که اسراييل حقوق بشر را زير پا می‌گذارد و بسياری از غير مسلمان‌ها و کشورهای غربی هم بدان معترف و معترض هستند. اما اين‌ها دليل نمی‌شود که تا به گوش‌مان خورد که فرد «الف» يا شرکت «ب» با اسراييل منافع مشترک دارد يا به آن کمک می‌کند، به سادگی و بدون تحقيق و تفحص تنها به اقتضای مخالفت‌مان با اسراييل، عقل را عجالتاً بفرستیم مرخصی تا لگدی هم به اسراييل وحشی و غاصب زده باشيم.
    .
  • درسی که وردپرس دات کام به کارآفرین‌ها می‌دهد: آمار چشم‌گیر مهم نیست، آمار دقیق مهم است
    خبر شاید ارزش کاربری نداشته باشد، اما ارزش تامل دارد. امروز در وبلاگ وردپرس دات کام دیدم که وردپرس از این به بعد آمار وبلاگ‌هایی که در صفحه‌ی اصلی‌اش نشان می‌دهد را به شیوه‌ی متفاوتی محاسبه می‌کند.  به این ترتیب مدیران وردپرس دات‌کام آمار پنج‌میلیون و خرده‌ای «تعداد وبلاگ‌هایی که در وردپرس دات کام ثبت شده‌اند» را با عدد ناقابل صد و هفتادهزار «وبلاگ‌هایی که در چند وقت اخیر به روز شده‌اند» عوض می‌کنند، چرا که اعتقاد دارند اطلاعات دقیق به خواننده دادن بهتر از دادن «آمارهای چشم‌گیر» ولی بی‌ارزش است.
    .
  • وبلاگ: داستان نگفته‌ی نوار غزه
    یک وبلاگ‌نویس 23 ساله‌ی فلسطینی که از داخل غزه گزارش می‌کند. او تا به حال چندین بار به خاطر مطالبی که می‌نویسد تلفنی تهدید به مرگ شده استک.
    .
  • شماره‌ی پنج و شش نشریه اینترنتی شماها
    چندین مصاحبه با مدیران سرویس‌های وبلاگی ایرانی پرشین‌بلاگ، بلاگ‌اسکای، میهن‌بلاگ، پارسی‌بلاگ و همین‌طور حرکتی نو: مصاحبه با مَت مولِن‌وِگ مدیر سرویس وردپرس دات کام.
    .
  • گالری عکس: وقایع اخیر در اسرائیل – غزه
    عکس‌ها از رویترز یا آسوشیتدپرس
    .
  • چند گردان؟ — ترجمه‌ای بسیار خواندنی از مانی ب
    باز هم یک انتخاب و ترجمه‌ی عالی از مانی ب.  نوشته آغازی خیره کننده دارد:
    هفتادسال پیش در طول جنگ‌جهانی دوم جنایت نفرت‌انگیزی در لنینگراد رخ داد. یک گروه تندرو بیشتر از هزار روز میلیون‌ها شهروند غیرنظامی را به گروگان گرفته و از میان آن‌ها٬ ارتش آلمان را تحریک می‌کردند. طوری که برای ارتش آلمان راهی جز بمباران مردم غیرنظامی و محاصره کامل شهر که به کشته‌شدن صدهاهزار نفر منجر شد٬ نماند. گروه تندروی یادشده ارتش سرخ نام داشت.هنوز مدت زیادی نگذشته است که در انگستان نیز یک چنین جنایتی رخ داد. اعضای باند چرچیل خود را میان ساکنین لندن مخفی کرده و به این وسیله میلیون‌ها شهروند را به سپر دفاعی خود تبدیل کرده بودند. و آلمان‌ها مجبور شدند با استفاده از نیروی هوایی خود لندن را به تلی از خاکستر تبدیل کنند.

    این‌ها حکایاتی هستند که امروز در کتاب‌های تاریخ جای داشتند٬ در صورتی که هیتلر در جنگ پیروز شده بود.

  • خاتمی: من یا میر حسین موسوی نامزد انتخابات می شویم
    شاید مهمترین خبر داخلی کاندید شدن خاتمی باشد. البته هنوز هم صد در صد آمدنش را اعلام نکرده. به زودی معلوم می‌شود.
    .
  • غزه، دور باطل خشونت و بن بست «مساله یهود» — ناصر فکوهی
    اگر فاشیسم هیتلری تا مرزهای نابودی فیزیکی یهودیت پیش رفت و «راه حل نهایی» اش برای «مسئله یهود»، هولوکاست بود؛ فاشیسم اسرائیلی امروز در حال نابودن کردن یهودیت به مثابه یک دین ابراهیمی است. فلسطین و اعراب منطقه که بیش از دو هزار سال در این پهنه بزرگ ساکن بوده اند، نیازی به آن ندارند که در خاکی که خود ساخته اند ریشه کنند، زیرا ریشه های طبیعی شان همواره در این خاک بوده است، اما اسرائیل برای این ریشه کردن ابتدا باید ریشه های اخلاقی خود را تا به نهایت یعنی تا نابودی یهودیت برای ایجاد یک نظام آپارتاید فاشیستی بسوزاند. بهای ساختن دولتی ملی می تواند بسیار گزاف باشد و تازه چنین دولتی آنگاه که ساخته شود، نیز چاره ای جز استحاله در منطقه ای عربی- اسلامی نخواهد داشت. شاید اگر اسرائیلی ها می توانستند به جای تن دادن به منطق خشونت و نظامی گری و ویران کردن سقف خانه های مردمان بیگناه بر سر آنان، اندکی به ریشه های اخلاقی یهود باز گردند، قادر بودند عمق فاجعه را زودتر درک کنند و هولوکوستی را که فاشیسم هیتلری آغاز کرد اما در اتمام آن موفق نبود، به دست خود تا پایان منطقی اش یعنی  تا نابودی احتمالی یا تا حاشیه ای شدن کامل فرزانگی، اخلاق و دین یهودی به پیش نبرند.
    .
  • نون والقلم – وقتی همه خواب بودند – قسمت سوم
    در ادامه‌ی مجموعه‌ی عالی و مفید خود، نون والقلم مفهوم دفاع مشروع را از نظر حقوق عمومی و همین‌طور بین‌المللی شرح می‌دهد.
    .
  • نون والقلم – وقتی همه خواب بودند – قسمت چهارم
    استراتژی دفاعی/امنیتی اسرائیل چیست؟ چرا اسرائیل از سلاح‌های ممنوع مانند فسفرسفید یا بمب‌های جدید خوشه‌ای استفاده می‌کند؟
    .
  • گاردین: نقشه‌ی روز به روز درگیری‌ها در غزه
    همراه با شرح عملیات نظامی انجام شده در هر روز بر روی نقشه
    .
  • چرا آدمی می‌جنگد؟ چه فرقی‌ست بین جنگ‌های عصر حجر تا جنگ‌های سازمان‌ یافته عصر ما؟
    سیستم‌های اجتماعی‌ای که حقوق اولیه و نیازهای اولیه (چه جسمی و چه روحی)  شهروندان خود را نادیده می‌گیرند در آنها خشم تولید می‌کنند. اما این خشم از زاویه دیدِ  رهبران صاحب قدرت جامعه مفید هم می‌تواند باشد به این معنا که اگر درست هدایت شود در واقع سوخت موتور جنگ طلبی رهبران را فراهم می‌کند. خشم بشدت قابل جابجا شدن است و این غالباً ناخودآگاه انجام می‌شود.
    .
  • اسرائیل در جنگ تبلیغاتی »» ٤دیواری (باز هم ترجمه‌ای خواندنی از مانی ب.)‌‌
    رسانه‌های بین‌المللی هر کشور دیگری را که بی‌اعتنا به قربانی‌شدن غیرنظامیان به همسایه‌ی کوچک خود حمله نظامی کرده بود٬ کباب می‌کردند. در مورد اسرائیل فرق می‌کند. در روزهای اول جنگ اسرائیل از نظر پروپاگاندا جلوتر بود. این تصادفی نیست٬ زیرا هیچ کشور دیگری مانند اسرائیل طرح موضوعات مربوط به امنیت و ارتش خود را در افکار عمومی این‌چنین حرفه‌ای اداره نمی‌کند. اما وقتی رسانه‌ها پر از تصاویر مادرانی شدند که کودکان مرده‌ی خود را در آغوش داشتند٬ ماجرا ورق خورد.

    با برخی از روش‌های تبلیغاتی اسرائیل آشنا شوید…
    .

  • عکس روز یک‌عکاس: تنهایی
    جدیدترین دوربین‌نوشته‌ی من در یک‌عکاس
murdoch-announces-latest-takeover-to-world-press
سخن‌گو:  اول آن‌ها حمله کردند. ما قربانی هستیم.
رسانه‌های بین‌المللی: اول آن‌ها حمله کردند، سخن‌گو قربانی است.

لطفا مشترک شوید
بامدادی+لینکدونی
فقط بامدادی
نجواها

لینک‌های روز (25-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی