کم‌کم داشت یادم می‌رفت

نمی‌دانم ایده‌ی چه کسی بوده که روی شیشه‌ی پنجره‌ها طرحی از پرنده بچسبانند تا وقتی از توی چهاردیواری‌های سیمانی و فلزی‌ای‌ که بیشترین اوقات بیداری‌مان در آن‌ها سپری می‌شود بیرون را نگاه می‌کنیم یادمان نرود که موجودی به نام پرنده و مفهومی به نام پرواز کردن هم وجود دارد.

هر کی بوده دستش درد نکند، چون کم‌کم داشت یادم می‌رفت.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن یا مراجعه به وبلاگ «آینه‌ی بامدادی» پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

 

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: