غزه: این‌جا و اکنون

این پست نسبتا طولانی مجموعه‌ای از بعضی از مطالبی است که درباره‌ی اسرائیل و حمله به غزه این‌جا و آن‌جا خوانده‌ام و در گوگل‌پلاس منتشر کرده‌ام. برای دسترسی بهتر و آرشیو مناسب آن‌ها را با کمی اصلاح و ویرایش این‌جا منتشر می‌کنم.

(۱)

یک طنز پرداز انگلیسی به نام «مارک استیل» (Mark Steel) در مطلبی به عنوان «چقدر احمق بودم که فکر می‌کردم بمب‌های اسرائیلی همه‌ی این خسارت‌ها را در غزه به بار می‌آورند» منطق بیمارگونه و وارونه‌ی اسرائیلی را به سخره می‌گیرد:

در سال‌های اخیر جامعه‌ی بشری نسبت به گروه‌هایی که روزگاری در حاشیه‌ی جامعه قرار داشتند صبورتر شده است. اما یک گروه اقلیت وجود دارند که حتی امروز هم می‌توانید با آن‌ها تند برخورد کنید: جامعه‌ی بچه‌کش‌ها… اما به نظر می‌رسد زمانه در حال عوض شدن است و بالاخره ما آماده می‌شویم که صدای بچه‌کش‌ها را هم بشنویم.

در رابطه با بمباران غزه حتما اسرائيلی‌ها دلایلی برای اینکه تقصیرها را گردن غزه‌ای‌ها بیاندازند پیدا خواهند کرد. لابد یک وزیر اسرائیلی خواهد گفت: «مردم غزه همیشه گلایه می‌کنند که در ناحیه‌ای پرتراکم زندگی می‌کنند. بنابراین ما تا جایی که بتوانیم کمک‌شان می‌کنیم که جمعیت‌شان را کمتر کنند تا فضای بیشتری داشته باشند. اما آن‌ها هنوز ناراضی هستند. بعضی مردمان هیچ‌وقت راضی نمی‌شوند».

نتانیاهو درباره‌ی حقوق شهروندی بچه‌کش‌ها صحبت خواهد کرد و به همه خبر خواهد داد که فلسطینی‌ها از جسد بچه‌های خود پشته می‌سازند تا دل دیگران را به رحم بیاورند.

همین‌طور که زمانه عوض می‌شود شاید نتانیاهو و سخن‌گوهایش گامی به پیش بگذارند و «راه‌پیمایی و کارناوال بچه‌کش‌ها» را سازمان‌دهی کنند که در آن همه‌ی بچه‌کش‌ها بتوانند با فراغ خاطر و امنیت دور هم جمع شوند و نگران این نباشند که برای رسیدن به حقوق اولیه‌ی خود مبنی بر بمباران مدرسه‌ها از سوی جامعه تحقیر شوند.

(۲)

به خواندن ادامه دهید «غزه: این‌جا و اکنون»

Advertisements

چرا ساندیس‌خورها در جنبش‌ سبز جایی ندارند؟

یکی از سمبلیک‌ترین اصطلاحاتی که در فضاهای موسوم به سبز مکررا به کار برده می‌شود اصطلاح «ساندیس‌خور» است. در این دیدگاه ساندیس‌خور کیست؟ ساندیس‌خور کسی‌ست که برای خوردن چند ساندیس حاضر می‌شود در راه‌پیمایی‌های حکومتی شرکت کند. به نظر من چنین آدمی باید به احتمال زیاد فقیر باشد. منظورم فقیر فرهنگی هم حتی نیست، بلکه فقر اقتصادی عریان. از موارد استثنایی که بگذریم تصور من این است که آدم‌های مرفه‌ به خاطر خوردن یک ساندیس چنین کاری نمی‌کنند. ممکن است یک آدم مرفه به خاطر باورها یا منافع‌ بزرگ‌تری که دارد در یک راه‌پیمایی فرضی شرکت کند و ساندیسی هم بخورد، اما این او را ساندیس‌خور نمی‌کند. ساندیس‌خور آن طور که در فضاهای مختلف رسمی یا غیررسمی موسوم به سبز به کار برده می‌شود بار تحقیرآمیزی دارد. یعنی آدمی که به خاطر یک ساندیس از حکومت حمایت می‌کند. دقت کنید که ساندیس‌خور در خود مفاهیمی مثل گردن‌کلفت، جلاد، رانت‌خوار، فاسد و نظایر آن را ندارد. در قلب استعاره‌ی ساندیس‌خور آدمی که خودش را به خاطر یک ساندیس به حکومت فروخته است قرار گرفته دارد. بر اساس چنین دیدگاهی:

  • ساندیس‌خور آدم قابل تحقیرشدنی است. چون فقط به خاطر یک ساندیس حاضر شده در راه‌پیمایی حکومتی شرکت کند یا خودش را حامی حکومت بداند. برداشت پنهانی که می‌شود از این مفهوم ساندیس‌خور بودن کرد این است که حقارت وی به خاطر این است که خودش را ارزان فروخته. فرضا اگر به خاطر یک رانت میلیاردی در چنین راه‌پیمایی‌ای شرکت می‌کرد در حوزه‌ی شمول تحقیر اصطلاح ساندیس‌خور قرار نمی‌گرفت.
  • بر اساس این تصویرسازی، کسی که ساندیس را می‌خورد تحقیر می‌شود. نه کسی که مناسبت‌هایی را به وجود آورده که جماعت محروم (بخشی از آن‌ها را دست کم) را به بهانه جاذبه‌هایی نظیر یک ساندیس به میدان سیاسی می‌کشاند. ساندیس‌خور تحقیر می‌شود اما توزیع‌کننده‌ی ساندیس خیر.

این یک تصویر سازی مرفه‌-محور از مناسبت‌های اجتماعی است. تا جایی که من می‌دانم این تصویر سازی با آن‌چه افرادی مثل آقای موسوی در نظر دارند نه تنها متفاوت است که اختلاف بنیادین دارد. طرح زیر را نگاه کنید. ساندیس خور از جیب مردم  (و احتمالا اقشار گردن باریک آن) می خورد. آیا این تصویر جنبش اجتماعی‌ای مورد نظر من را نمایندگی می‌کند؟‌ خیر. تصویر زیر ساندیس‌خور را نشان می‌دهد و از این نظر شاید قصد دارد بگوید ساندیس‌خور قربانی نیست که قلدر و زورگوی این داستان است. به همین خاطر ممکن است بگویید در این تصویرسازی، ساندیس‌خور استعاره‌ی همان آدم‌های گردن‌کلفت و رانت‌خواری است که گلوی جامعه را می‌فشارند. من به هیچ عنوان چنین برداشتی از این استعاره نمی‌کنم. کجای مفهوم ساندیس‌خور بودن زورگویی را به ما القا می‌کند؟ ساندیس‌خور بنا به تعریف محروم و به حاشیه رانده شده است. ساندیس‌خور یک اصطلاح خطرناک است. چرا که نقیض آن‌چیزی است که ادعایش را دارد. ادعا می‌کند انقلابی یا اصلاحی است برای رسیدن به ساز و کارهای اجتماعی و سیاسی‌ای برابرگراتر و مردمی‌تر، اما بخش‌های به حاشیه‌رانده شده و بزرگی از جامعه را به عنوان ساندیس‌خور تحقیر می‌کند.

از من می‌پرسید چطور می‌شود از آقای موسوی و دیدگاه‌هایش حمایت کنم و خودم را بخشی از جنبش سبز ندانم؟  دقیقا به خاطر همین چیزها. من حاضر نیستم عضو جنبشی باشم که توسط کسانی که نگاه تحقیرآمیز به توده‌های محروم جامعه دارند مصادره شده است. اگر جنبش سبز شما این است ارزانی خودتان. من متعلق به آن جنبشی هستم که در متن و قلب آن ساندیس‌خورها جا داشته باشند. حتی ساندیس‌خورهایی که به خاطر مناسبت‌هایی که هدف نقد همان جنبش است دست به باتوم و اسلحه می‌شوند.

sandiskhorha-touka nistani


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

طرح روز: صلح از نوع اشر

Escherian by Lamberto Tomassini (Tomas)

عنوان: صلح از نوع اشر (Escherian Peace)

طراح: Lamberto Tomassini

طرح با اقتباس از یکی از کارهای آقای اشر (Escher) به نام «روز و شب» کشیده شده و یکی از آثار پروژه‌ی «بازآفرینی صلح» است.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

کاریکاتور روز: مهمان‌سرای صحرایی

طرح زیر را دیدم و از ایده و اجرای آن خوشم آمد.

desert_inn_1421695

این طرح به نام «مهمان‌سرای صحرایی» کار آقای هیوز فک (Huse Fack) است. دو شترمرغ سرهایشان را به زیر شن فرو برده‌اند و مشغول بحث و گفتگو هستند و معلوم است که حسابی بهشان خوش می‌گذرد. بالا، صحرا داغ و غیرقابل تحمل به نظر می‌رسد. پایین اما فضایی مطبوع و دوستانه وجود دارد.

طراح از تصویر جا افتاده و پذیرفته شده‌ی «شترمرغ‌ها به هنگام احساس خطر سرشان را زیر شن می‌کنند» برای ایجاد وضعیتی کمیک و معنادار استفاده کرده است. اما او این تصویر جا افتاده را به سطحی دیگر برده است. دنیای جدیدی که زیر شن‌های صحرا قرار دارد و در حالت عادی از دیدگان ما پنهان است، دنیایی است که در آن شترمرغ‌ها می‌توانند به راحتی یک سر به زیر شن فرو بردن، به محیطی دوستانه و پرآسایش برسند.

شاید کنایه‌ی نهفته در این تصویر طنزآلود این باشد که چنین یوتوپیای خوش‌آیندی در دسترس همه‌ی شترمرغ‌ها قرار دارد. کافی‌ست چشم‌هایشان را به روی واقعیت صحرا ببندند، و سرهاشان را به زیر شن فرو کنند تا به آن دست یابند. بستن چشم‌ها، تلاش برای ندیدن و ندانستن و سر را به زیر شن فرو بردن، حتی اگر موقتی و ناپایدار باشد، استراتژی برنده‌ی بسیاری از ما در رویارویی با واقعیت تلخ و ناگوار است.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

کاریکاتور روز: رقص

 عاشق نگاه آن هنرمندی باید شد که به خطوط مرده و سرد عابر پیاده نگاه کند و به یاد رقص و موسیقی بیفتد.

عنوان طرح: رقص

طراح: پناپای


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

کاریکاتور روز: کودک هفت میلیاردمین

بر اساس تخمین‌های سازمان ملل جمعیت جهان این روزها به هفت میلیارد نفر می‌رسد.

طرح از Joel Pett


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

کاریکاتور روز: ناتو، لیبی و قذافی

NATO in Libya

طرح از Giacomo Cardelli

Muammar Gaddafi 1942-2011

طرح از Carlos Latuff

 

Nato’s Democracy

 

 

طرح از Kritikal Point


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

نگاه استراتژیک: بازاندیشی گزینه‌های آمریکا درباره‌ی ایران – بخش آخر

نوشته‌ی زیر که در چند بخش ترجمه‌ می‌کنم به بررسی گزینه‌های مختلف تحدید و تهدید ایران و همین‌طور امکان‌سنجی حمله‌ی نظامی به ایران، موانع بر سر راه آن و عواقب ناشی از آن در منطقه و جهان می‌پردازد. در قسمت اول و دوم این نوشته خلاصه‌ای از روند تغییر و تکامل تحلیل‌ها درباره‌ی احتمال حمله‌‌ی نظامی به ایران را دیدیم. همین‌طور دیدیم که برگ برنده‌ی ایران برای پاسخ‌گویی به حمله‌ی احتمالی در سه ابتکار عمل مهم خلاصه می‌شوند: تهدید اسرائیل توسط حزب‌الله لبنان، قدرت گرفتن در عراق و تهدید نیروهای آمریکایی در این کشور و بستن تنگه‌ی هرمز.

متن کامل این نوشته (هر سه قسمت) را می‌توانید از این‌جا دریافت کنید.

مهار شدن نفوذ ایران بر حزب‌الله

چند هفته پیش عبدالله، پادشاه عربستان حرکت جالب توجهی انجام داد. او شخصا به همراه رئیس‌جمهور سوریه به لبنان رفت. با توجه به ایدئولوژی‌های متفاوت حکومت‌های سوریه و عربستان، نزدیکی‌ سوریه با ایران و تضاد منافع دو کشور در لبنان، رژیم‌های سعودی و سوری معمولا روابط دوستانه‌ای با هم ندارند. اما در این سفر، آن‌ها همراه با هم به ملاقات دولت لبنان و همین‌طور ملاقات نه چندان محرمانه‌ با حزب‌الله رفتند. ثروت و نفوذ سعودی‌ها و همین‌طور تهدید منافع آن‌ها در اثر ماجراجویی‌های بیش از حد ایران منجر به ایجاد یک دینامیک ضد حزب‌الله‌ در لبنان شده است. حزب‌الله ناگهان بسیاری از گروه‌هایی را که متحد بالقوه‌ی خود می‌پنداشت در حال همکاری با دشمنان قطعی خود می‌بیند. به نظر می‌رسد خطر پاسخ حزب‌الله به حمله‌ی هوایی به ایران به نوعی رفع/مهار شده است.

حذف اهرم ایران در تنگه‌ی هرمز

همان‌طور که قبلا هم گفتیم، ابتکار عمل ایران در پاسخ به حمله‌ی احتمالی آمریکا به سه مورد اصلی خلاصه می‌شود. یکی حزب‌الله لبنان است که از دید آمریکایی‌ها ضعیف‌ترین گزینه‌ی ایران محسوب می‌شود. دو گزینه‌ی دیگر عراق و تنگه‌ی هرمز هستند. اگر عراقی‌ها بتوانند دولتی تشکیل دهند که به طور نسبی بتواند جناح‌های طرف‌دار ایران را مهار کند (شبیه آن‌چه به صورت مقدماتی در مورد حزب‌الله در لبنان انجام شده است) گزینه‌ی دوم ایران در پاسخ‌گویی به آمریکا نیز تضعیف خواهد شد. در این صورت فقط موضوع اصلی باقی می‌ماند: تنگه‌ی هرمز.

مشکل آمریکا در تنگه‌ی هرمز این است که این کشور نمی‌تواند هیچ‌ ریسکی را در این منطقه بپذیرد. تنها راه کنترل کامل ریسک، نابود کردن کامل توانایی‌های دریایی ایران قبل از اقدام هوایی علیه تاسیسات هسته‌ای این کشور است. از آن‌جا که بسیاری از تجهیزات مین‌گذاری ایران قایق‌های کوچک هستند،‌ نابود کردن توان دریایی ایران به معنای حمله‌ی هوایی گسترده و عملیات ویژه علیه بنادر ایران خواهد بود تا بتواند  همه چیز شامل کلیه‌ی قایق‌ها و شناورهایی که بتوانند مین‌گذاری کنند، همه‌ی انبارهای مین، تاسیسات پدافند موشکی ضدکشتی، زیردریایی‌ها و هواپیماها را به طور کامل نابود کند. به زبان ساده، همه‌ی ساختمان‌ها و سازه‌های کاربردی تا شعاع چندین کیلومتر از هر بندر باید منهدم شود. آمریکا نمی‌تواند کنترل ریسک مربوط به تنگه‌ی هرمز را به بعد از حمله به تاسیسات هسته‌ای موکول کند. در نتیجه در صورت تصمیم به تهاجم، حتما می‌بایست قبل از حمله به تاسیسات هسته‌ای به موضوع تنگه‌ی هرمز بپردازد و خسارتی که به توان نظامی ایران وارد می‌کند نیز می‌بایست بسیار چشم‌گیر و گسترده باشد.

این استراتژی دو سود برای آمریکا خواهد داشت. اول این‌که تاسیسات هسته‌ای جایی نمی‌روند. نابود کردن تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم و یا تولید سلاح نسبت به نابود کردن اورانیومی که تا این لحظه غنی شده است اولویت دارد و بخش بزرگی از این تاسیسات بعد از حمله به تاسیسات دریایی ایران جا به جا نخواهند شد. بی‌شک پرسنل کلیدی از این سایت‌ها فرار خواهند کرد، اما در صورت «حمله‌ی اول» (first strike) به تاسیسات هسته‌ای هم به هر حال پرسنل کلیدی و دانشمندان هسته‌ای در همان چند دقیقه‌ی اول مناطق خطر را تخلیه می‌کردند. با وجودی که توان تهاجمی نیروی هوایی آمریکا خوب است، اما نمی‌تواند به صدها هدف هم‌زمان حمله کند و در نتیجه ایران به هر حال فرصت کافی برای تخلیه‌ی نیروهای کلیدی را خواهد داشت. در نتیجه حمله‌ی اول به تاسیسات هسته‌ای چندان مزیتی نسبت به حمله به آن‌ها بعد از نابود کردن توان دریایی ایران نخواهد داشت.

اما مزیت دوم. حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران،‌ مشکل زیربنایی‌تر آمریکا با ایران که قدرت نظامی این کشور در منطقه است را حل نمی‌کند. اما در صورت اجرای سناریوی گفته شده، آمریکا به ناچار به مراکز فرماندهی نظامی، تاسیسات و تجهیزات دفاعی و تهاجمی هوایی (نیروی هوایی) و همین‌طور توان دریایی ایران (نیروی دریایی) حمله خواهد کرد. به دنبال چنین تهاجمی، حمله به تاسیسات هسته‌ای انجام خواهد شد که می‌تواند به یک عملیات طولانی‌ هوایی علیه نیروهای زمینی ایران نیز تعمیم یابد.

آمریکا در به دست آوردن سلطه‌ی هوایی و تهاجم به نیروهای نظامی کلاسیک بسیار خوب عمل می‌کند (مثلا یوگوسلاوی 1999). توانایی‌های هوایی استراتژیک این کشور بسیار بالاست و برخلاف بیشتر قسمت‌های ارتش آمریکا که در نقاط مختلف جهان درگیر هستند، در حاضر چندان  درگیر و تحت فشار نیست. آمریکا نیروی هوایی قابل توجهی در منطقه دارد که همراه با تیم‌های عملیات ویژه که برای نفوذ کردن، هدف گرفتن، گریختن و تجسس ماهواره‌آی آموزش دیده‌اند در اطراف ایران مستقر هستند. برای آمریکا، حمله هوایی به نیروهای نظامی کلاسیک ایران به مراتب راحت‌تر از کاری است که در افغانستان کرد. چنین حمله‌ای، نه نیاز به حضور نیروهای زمینی دارد و نه اصولا احتیاجی به پیاده کردن سرباز در خاک ایران وجود دارد. اجرای یک عملیات گسترده‌  هوایی و بمباران کامل مراکز یاد شده برای رسیدن به هدف آمریکا کافی است. هدف اصلی چنین حمله‌ای تضعیف رژیم سیاسی در ایران است، اما چنان‌چه منجر به تغییر رژیم سیاسی هم شود نتیجه‌ی مطلوب‌تری برای آمریکا حاصل شده است.

این استراتژی (حمله به توان دریایی ایران و بعد حمله به تاسیسات هسته‌ای) تنها گزینه‌ی نظامی‌ای است که می‌تواند منجر به نابودسازی توانایی‌های هسته‌ای ایران شده و در عین حال مانع از پاسخ ایران گردد. چنین حمله‌ای توان نظامی کلاسیک ایران را نابود خواهد کرد و به تهدیدهای کوتاه‌مدت این کشور علیه شبه‌جزیره‌ی عربستان خاتمه خواهد داد. چنین حمله‌ای، در صورتی که به خوبی اجرا شود، بدترین سناریو برای ایران خواهد بود و به نظر ما، تنها روشی است که حمله‌ی گسترده‌ی هوایی علیه تاسیسات هسته‌ای ایران قابل اجراست.

همان‌طور که سلطه‌ی ایران در خلیج‌ فارس، به توانایی این کشور در اجرای عملیات نظامی مربوط می‌شود و نه این‌که چنین عملیاتی واقعا انجام شود، عکس آن نیز صادق است. صرف وجود توانایی و اراده‌‌ی کافی برای اجرای عملیات گسترده‌ی نظامی علیه ایران کافی است تا محاسبات و تصمیم‌گیری‌ ایرانی‌ها را شکل دهد. تا وقتی که تهدیدها مترکز بر تاسیسات هسته‌ای ایران باشد و توان نظامی کلاسیک ایران دست نخورده باقی بماند و دست تصمیم‌گیرندگان را در پاسخ‌گویی باز، ایرانی‌ها استراتژی خود را تغییر نخواهند داد. اما وقتی که گزینه‌های متقابل ایران یکی پس از دیگری حذف شوند و کلیت توان نظامی این کشور در معرض ریسک قرار بگیرد، ایران باید محاسبات خود را عوض کند.

در این سناریو، اسرائیل بازیگری حاشیه‌ای و آمریکا تنها بازی‌گر اصلی میدان خواهند بود. آمریکا احتمالا فقط به خاطر موضوع هسته‌ای به ایران حمله نخواهد کرد. جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران موضوع چندان مهمی برای آمریکا نیست. موضوع مهم برای آمریکا، ادامه‌ی عقب‌نشینی نیروهایش از عراق و توان نظامی کلاسیک ایران است. طبعا نابود کردن تاسیسات هسته‌ای ایران یک مزیت اضافه‌ی چنین حمله‌ای است.

با توجه به دخالت سعودی‌ها در سیاست لبنان، چنین سیاستی نیازمند تغییرات اساسی در عراق است: تشکیل سریع دولت و محدود کردن نفوذ ایران د رعراق. نکته‌ی جالب این است که ما اخیرا از بیانات اخیر مقامات دولتی [آمریکا] این‌طور برداشت کرده‌ایم که از نفوذ ایران در عراق واقعا هم به شدت کاسته شده است. این موضوع در حال حاضر چندان واضح به نظر نمی‌رسد و تا حدی آمیخته با پروپاگانداست، اما در صورت عینیت یافتن گزینه‌های تهاجمی آمریکا علیه ایران جدی‌تر خواهند بود.

تنش‌های داخلی در تهران

در این وضعیت، ما انتظار داریم که شاهد بازنگری ایرانی‌ها در مواضع‌شان باشیم و برخی از روحانیان حاضر در عرصه‌ی سیاسی ایران شرایط متغیر پیش آمده در لبنان را به موجی علیه رئیس‌جمهور تبدیل کنند. در واقع نشانه‌های تنش‌های داخلی هم به چشم می‌خورد که اگر چه هدف نهایی آن برای ما روشن نیست، اما روند آن در حال شدت گرفتن است.

ساخت سیاسی حاکم بر ایران نگران تحریم‌ها نیست و نابود شدن توان هسته‌ای ایران را هم موضوعی ناخوشایند ولی نه چندان حیاتی تلقی می‌کند. اما نابود شدن توان نظامی کلاسیک ایران، نه تنها اهداف منطقه‌ای بلکه پایداری داخلی سیستم حاکم را نیز به خطر خواهد انداخت. این موضوعی نیست که ساخت سیاسی بتواند تحت هیچ شرایطی بپذیرد و در نتیجه در صورت واقعی بودن تهدیدها مجبور به تغییر استراتژی خواهد شد.

از دید ایرانی‌ها (و همین‌طور از دید ما) نیت‌های‌ واشنگتن شفاف نیست. اما با در نظر گرفتن:

  • موضع دولت آمریکا مبنی بر ضرورت خروج از عراق
  • فشار سعودی‌ها بر آمریکا برای ماندن در عراق مادامی که ایران تهدید نیرومندی به شما می‌رود
  • حرکت سعودی‌ها به سمت حزب‌الله برای ایجاد فاصله بین سوریه و ایران
  • فشار اسرائیل بر آمریکا برای حل کردن تهدیدهای هسته‌ای ایران

کم‌کم پازل تشکیل دهنده‌ی استراتژی نوین آمریکا در منطقه حل می‌شود. ایرانی‌ها بدون شک نگران هستند و صرف وجود تهدیدهای جدی در استراتژی جدید آمریکا ممکن است باعث تغییر مواضع‌شان شود. در غیر این‌صورت، منطق و ملاحضات [ژئوپولیتیک] حکم می‌کند که راه‌حل گسترده‌تری برای حل مشکلی که توان نظامی ایران ایجاد کرده است اتخاذ شود.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن یا مراجعه به وبلاگ «آینه‌ی بامدادی» پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

کاریکاتور روز: حمله‌ی ارتش اسرائیل به کشتی‌های امدادرسانی و چند سوال

.

«غزه» کاری از Lena Merhej

صرف نظر از اسرائیل و غزه، به دلایل مختلف فکر می‌کنم در قلب تحولاتی که به دنبال این رویداد خواهد آمد «ترکیه» قرار دارد. شما چطور فکر می‌کنید؟

در همین رابطه:

و چند سوال برای فکر کردن:

اگر وقایع و رویدادهای جنجال‌برانگیز را نه به عنوان علت، که به صورت عوامل تحریک‌کننده‌ی (trigger) بروز یا تشدید تنش‌های ژئوپولیتیکی موجود در نظر بگیریم، پاسخ سوال‌های زیر چگونه خواهد بود:

  • تاثیر این روی‌داد بر روابط ترکیه و اسرائیل چیست؟
  • تاثیر این روی‌داد در داخل ترکیه چگونه خواهد بود؟ آیا توازن قدرت ظریف میان نیروهای سکولار و نیروهای اسلام‌گرای توسعه‌طلب (expansionist) داخل ترکیه به هم می‌خورد؟
  • تاثیر این روی‌داد بر نقش منطقه‌ای ترکیه چیست؟
  • با توجه به نزدیکی زمانی توافق تهران و ترکیه و برزیل، تاثیر این روی‌داد و پس‌لرزه‌های آن بر نقش ترکیه در این توافق چگونه خواهد بود؟
  • آیا پاسخ‌های مربوط به چهار سوال فوق در یک زمینه‌ی ژئوپولیتیک (geopolitical context) به هم مرتبط‌ هستند؟ چگونه؟

_______________________________

به‌روز رسانی:

در شرایطی که بحران بالا تازه در حال اوج گرفتن است، ارتش اسرائیل سه دریایی مجهز به سلا‌ح‌های هسته‌ای را به خلیج فارس اعزام می‌کند، آن‌هم درست چند روز بعد از اجلاس کشورهای عضو ان‌پی‌تی در نیویورک و تاکید بر ضرورت عضویت اسرائیل در این معاهده!

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن یا مراجعه به وبلاگ «آینه‌ی بامدادی» پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

کاریکاتور روز: مهندسی ژنتیک

«بارکد» کاری از پولیپ (Polyp)

کنایه‌ای به نگاه روزافزون تجاری به فن‌آوری مهندسی ژنتیک.

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن یا مراجعه به وبلاگ «آینه‌ی بامدادی» پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

لینک‌های روز: کیفرخواستی علیه دانایی

  • پنج چیزی که باید درباره این جنبش بدانیم » مراد فرهادپور
    حتما خواندنی
    .
  • صدا و سیمای دولت ایران بر چه اساسی کار می‌کند و با آن باید چه کرد » باران در دهان نيمه باز
    رسانه‌های دروغ‌پرداز هرگز در پی آن نیستند تا دست کم اندکی از شاخدار بودن دروغ‌هایشان بکاهند، بلکه به عکس تعمدا و در نهایت روداری بر غیرقابل هضم کردن آنها اصرار دارند چرا که آنها فقط به یک طرف قضیه که «باوراندن دروغ به آنهایی که باور می‌کنند» باشد نظر ندارند بلکه بیش از آن به «تخریب روانی آنهایی که باور نمی‌کنند» توجه دارند.
    .
  • چپ دوزاری » همه می‌دانند
    دوزاری‌ها وانمود می‌کنند که تفکر تاریخی دارند در صورتی که آلوده به تاریخ هستند. آدم‌ها را هم  نمی‌توانند از تاریخ‌شان پاک کنند. به طور مشخص فرقی بین میرحسین موسوی قبل از 22 خرداد 88 با میرحسین موسوی بعد از 22 خرداد 88 نمی‌بینند.
    تا پیش از شب شمارش آرا توی تلویزیون و پوسترهایی که در خیابان دست سبزها بود مردی را می‌دیدم که پروژه‌ی پاکسازی کارخانه‌ها از کارگران سندیکالیست/کمو.نیست را اجرا کرد و قدرت صنفی را با زور اسلحه از آنها گرفت و به اعضای شاخه کارگری حزب جمهوری اسلامی تقدیم کرد، که در دوره‌ی نخست وزیری‌اش پیش‌نویس اولیه‌ی قانون کار با اجاره‌ای فرض کردن نیروی کار نوشته شد، که در چهار سال نخست‌وزیری او حقوق کارگران علی‌رغم رشد تورم جنگ افزایش پیدا نکرد.
    حالا مردی را می‌بینم که تمام قد مقابل یک ظلم آشکار ایستاده، معامله هم نمی‌کند، وقتی بزرگان نظام ملتمس و مفلوک در خانه‌اش جمع می‌شوند دور از چشم هواداران‌اش زیر و رو نمی‌کشد، مصلحت‌اندیشی کاسبکارانه در حرف‌هایش نمی‌بینم. دقیقاً موسوی باید چکار کند؟ چکار کند تا پاک شدن او را از تاریخ‌‌اش ببینیم؟ چپ بودن که نه یعنی ندیدن.
    .
  • ایران ای سرای امید » مکتوبِ عطاءالله مهاجرانی
    دیروز به دیدن ابراهیم گلستان رفته بودم. آرام و اندوهگین پرسید: چرا حکومت ایران همان اشتباه شاه را تکرار می کند. همان حکومتی که شعبان جعفری ستاره نجات دهنده اش شد.
    سال ها پیش دکتر یزدی ملاقاتش با آقای هاشمی رفسنجانی را روایت کرده بود:
    «درآن ملاقات (اوايل انقلاب) ما با انتقاد از توقيف مطبوعات و تحديد احزاب گفتيم كه «آقايان! شما تجربه شاه را تكرار نكنيد» در پاسخ ما، آقاي رفسنجاني گفت كه بله. ما تجربه شاه را تكرار نمي كنيم. چون ديديم كه او وقتي در اواخر حكومت خود، فضا را باز كرد، حكومتش فروپاشيد.»
    .
  • هفت
    کاریکاتورهای وحید نیک‌گو را از دست ندهید. مثلا «اعتراف!» و «هوای تازه می‌خواستیم».
    .
  • کیفرخواستی علیه دانایی » دیده‌بان
    جالب است. در کشوری که بیش از ۹۰ درصد مردم آن (لااقل به گواه شناسنامه‌هایشان) مسلمان هستند و حکومتش با صفت اسلامی توصیف شده، آگاهی‌رسانی و گسترش دانایی، جرم محسوب می‌شود. دینی که پیامبرش می‌گوید: «اطلبوا العلم ولو بالصين، فإن طلب العلم فريضة على كل مسلم» (دانش را بجویید؛ حتی اگر در چین باشد. همانا که جست و جوی دانش، وظیفه هر مسلمانی است) اکنون با حکومتی مواجه است که به نام همین دین، آموزش زبان خارجی و نیز فراهم آوردن امکان تحصیل در مقاطع عالی را جرم و توطئه می‌داند.

* بدیهی است (هست؟) که این نقل‌قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و من نه فقط این‌جا بلکه در لینک‌های روزانه، نقل‌قول‌ها و اصولا هر جا از منبعی لینک می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب (های) اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

کاریکاتور روز: سی و پنجم ماه می

Tiananmen-Square

طرح: ناشناس (نتوانستم امضا را بخوانم).

در روز چهارم جون 1989 نیروهای امنیتی/نظامی دولت اقتدارگرای چین چندین هزار نفر از معترضانی که در میدان تیانانمن جمع شده بودند را قتل عام کردند. مردم چین برای گریز از سان.سور به این روز «سی و پنجم می» (May 35) می‌گویند.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

لینک‌های روز: این عکس تاریخی است

  • فیلم ترانه‌ای که سوزان بویل خواند و میلیون‌ها نفر را حیرت‌زده کرد
    معجزه‌ی شبکه‌های اجتماعی. ویدئوی اجرای خیره‌کننده‌ی او حدود پنجاه میلیون بار ظرف چند هفته در یوتیوب دیده شده.
  • وب‌سايت ارتش اسراييل و ملاحظات كايزر شوزه » Dear Enemy
    يكي از بزرگترين نقطه ضعف‌های ما آدم ها در مقابل پروپاگاندا ايمانی است كه به هوش طراحان پروپاگاندا داريم. اين معنی‌اش چيست؟
    يعني تصور من و تو اين است كه هيچ‌كس آنقدر ابله نخواهد بود كه در روز روشن به ما دروغ بگويد. مثلا بگويد ماست، سياه است. يا اينكه شب، روز است. يا اينكه سربازها آدم نمی كشند، آدم ها را زنده مي كنند.
  • جزئیات اعدام دلارا دارابی » اردوان نوشت
    چرا دلارا اینگونه اعدام شد. به یکی از دوستان گفتم که صدام را هم اینگونه اعدام نکردند. چرا؟
  • کاریکاتور روز » ٤دیواری
    عزیزم حالا حتما باید در موردش حرف بزنیم؟
  • پوپولیسم روشنفکری اینترنتی » حرف حساب
    ظاهرا نباید پوپولیسم و روشنفکری با هم جمع شوند ولی به نظر می رسد در جامعه ی مجازی چنین اتفاقی در حال شکل گرفتن است. مثلا به نظر می رسد که وبلاگ نویسان نامدارتر (اغلب خارج نشین) هر نوع مخالفت با رفتارهای جمهوری اسلامی را برابر با روشن اندیشی می گیرند. درست که شمار زیادی از کنشگران و یا وبلاگ نویسان سیاسی بدرستی از حکومت جمهوری اسلامی رضایت ندارند ولی این عدم رضایت گاهی باعث شده عده ای فراموش کنند که به هر حال زندگی روزمره ی 70 میلیون ایرانی ساکن کشور مستقیما به همین رفتارهای جمهوری اسلامی بستگی دارد.
  • فيلم: بوش، دو دقيقه قبل از آغاز جنگ عراق در كاخ سفيد » Dear Enemy
    خيلي ترسناك است؛ لحظه اي كه مي فهمي دشمنت اصلا به آن باهوشي كه تو خيال مي كردي نيست. وقتي مي فهمي كه او هم، به طرز خطرناكي، آدم است.
  • قدر این عکس را بدانید: این عکس تاریخی است » حرف حساب
    هنگامی که گشت ارشاد دختران و پسران را به جرم دست هم دیگر گرفتن دستگیر می کند (و حتی توصیه می کنند زن و شوهرها نیز از این کار دوری کنند)، هنگامی که موسوی می گوید گشت های ارشاد را جمع می کند، و هنگامی که تا بحال همسر هیچ رییس دولتی (و یا نامزد ریاست جمهوری یی) این گونه دست در دست همسرش (پرفسور زهرا رهنورد) در برابر مردم و دوربین ها ظاهر نشده است آن وقت ارزش اثر گذارانه این عکس بیشتر از پیش مشخص می شود. این عکس بارها و بارها به نمایش خواهد آمد. تاریخ این عکس را به خاطر خواهد سپرد.
  • زهرا رهنورد » Critic
    دلایل خوبی برای حمایت از آقای موسوی در این انتخابات وجود دارد که یکی از آنها-یکی از مهمترین آنها دست کم برای من- حضور خانم دکتر رهنورد و همراهی او با مهندس موسوی است که تحولی شگفت انگیز در جنس حضور زنان در این دوره از انتخابات ایجاد کرده است.

* بدیهی است (هست؟) که این نقل‌قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و من نه فقط این‌جا بلکه در لینک‌های روزانه، نقل‌قول‌ها و اصولا هر جا از منبعی لینک می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

کاریکاتور روز: بمب‌ها و قلب‌ها

michael_leunig_love

طراح: مایکل لیونیگ (Michael Leunig). عنوان اصلی کار را پیدا نکردم.

* انتخاب یک کار از میان آثار لیونیگ کار ساده‌ای نیست. بنابراین احتمالا چند تا از کارهایش را به تدریج منتشر می‌کنم.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

کاریکاتور روز: نظم نوین جهانی

polyp_cartoon_new_world_order

نظم نوین جهانی: روز خوبی داشته باشید (Have A Nice Day)

طرح از پولیپ (Polyp) — زیر نویس فارسی از من است.

کاریکاتور روز: جهانی شدن – یک

globalization

جهانی شدن – نام طراح را نتوانستم پیدا کنم.

کاریکاتور روز: خودتان را به یک جای امن برسانید

carlos-lattuf

ارتش اسرائیل با ریختن اعلامیه‌ بر فراز غزه به شهروندان هشدار می‌دهد «برای ایمنی خودتان خانه‌هایتان را ترک کنید».

اما انگار فراموش کرده که در گتوی غزه جایی برای فرار وجود ندارد.

.

(طرح از کاریکاتوریست برزیلی کارل لاتوف)

کاریکاتور روز: مهاجرت غیرقانونی

به مناسبت روز جهانی مهاجرت مشغول گشت و گذار در عالم «کاریکاتورها» بودم که چشمم به این کاریکاتور با معنا و فوق‌العاده خورد.

06_immigrantsgif

مهاجرت غیرقانونی – برنده‌ی جایزه‌ی بهترین کاریکاتور در مسابقات ورلدپرس سال 2007

کاریکاتور روز: جنگ‌های انسان‌دوستانه

همگان می‌دانند که طراحی و اجرای «جنگ‌های انسان‌دوستانه» از مهم‌ترین تخصص‌های امپراطور به شمار می‌رود.

منبع: ناشناس


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

کاریکاتور روز: دیپلماسی آمریکایی

طراح: نیک‌اندرسون (Nick Andreson)

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی