لینک‌های روز (06-06-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

پنج در برابر صد و یازده: بمب خوشه‌ای ادامه دارد

111 کشور جهان در اجلاس دوبلین رسما ممنوعیت کاربرد بمب‌‌های خوشه‌ای را تصویب کردند و متعهد شدند ظرف مدت 8 سال زرادخانه‌های خود را از بمب‌های خوشه‌ای عاری سازند. (متن معاهده‌نامه). موفقیت در این طرح که به ابتکار نروژ آغاز شده بود یک دستاورد  تاریخی و بزرگ برای بشریت محسوب می‌شود.

آمریکا، روسیه،اسرائیل، پاکستان و هند از پذیرفتن این معاعده‌نامه سرباز زدند. این کشورها بزرگترین تولیدکنندگان و ذخیره‌کنندگان بمب‌های خوشه‌ای در جهان هستند.

در همین رابطه در بامدادی {1} و {2}

1_249187_1_9

یک بمب‌ خوشه‌ای اسرائیلی شامل حدود 600 بمبک عمل نکرده که در سال 2006 بر لبنان انداخته شده است.

cluster-bomb-feet1

بمبک‌های عمل‌نکرده‌ی خوشه‌ای در افغانستان.

food-bombs

به گزارش سازمان ملل از سال 1991 میلادی تاکنون بیش از 55 میلیون بمبک خوشه‌ای روی عراق ریخته شده که این کشور را به آلوده‌ترین منطقه‌ی جهان به مواد منفجره عمل نکرده تبدیل کرده است. {+}

تصویر بالا خانم سینتیا مک‌کینی (از نماینده‌گان کنگره آمریکا) را نشان می‌دهد که در حال شرح فرق بمبک‌های خوشه‌ای و بسته‌های غذایی که ارتش آمریکا روی سر کودکان گرسته می‌ریزد است. به عبارت دیگر کودکان باید غذایشان را از همان کسانی که بمب‌خوشه‌ای برسرشان می‌ریزند دریافت کنند؛ البته و صد البته باید توجه کرد بمبک‌ها به اندازه‌ی کافی از بسته‌های خوشمزه‌ی غذا متمایز باشند.

lebanon-cluster-bomb-sites

بنا به برآورد سازمان ملل حدود یک میلیون بمبک خوشه‌ای عمل‌نکرده در جنوب لبنان وجود دارد که باقی‌مانده‌ی بمب‌های خوشه‌ای ریخته شده توسط اسرائیل هستند.

مستند «بمب‌خوشه‌ای سلاحی خارج از کنترل» از دیدبان حقوق‌بشر (HRW)

بمبک‌های خوشه‌ای از مین‌ نیز خطرناک‌تر هستند. چرا که حتی با «وزش باد» ممکن است منفجر شوند.

بنا بر برآورد سازمان ملل اسرائیل حدود 4 میلیون بمبک خوشه‌ای را در مدت سه روز روی لبنان فروریخت؛ دوبرابر میزان بمبک‌هایی که آمریکا ظرف سه هفته روی عراق ریخت.

فیلم هواپیمای اف-شانزده در حال انداختن بمب‌خوشه‌ای

آمریکا با فاصله چشم‌گیری از کشورهای دیگر جهان، رکورددار استفاده از بمب‌های خوشه‌ای است. این کشور تنها در طول جنگ ویتنام از ده‌ها میلیون بمبک خوشه‌ای استفاده کرد. آمریکا هم اکنون نیز مخالف ممنوعیت استفاده از بمب‌های خوشه‌ای است و با توجه به نفوذی که در جهان امروز داراست ممکن است یک تنه موفقیت معاعده‌نامه 111 کشور جهان در دوبلین را به مخاطره بیاندازد.

b1_3 Web Large

بمب‌‌های‌خوشه‌ای از هولناک‌ترین سلاح‌های غیرهسته‌ای محسوب می‌شوند. با این‌حال

به نقل از آقای تام کیسی‌ (Tom Casey) یک مقام عالی‌رتبه‌ی دولت آمریکا:

بمب‌های خوشه‌ای ارزش‌ ویژه‌ی نظامی خود را نشان داده‌اند و حذف آن‌ها از زرادخانه‌های آمریکا می‌تواند جان سربازان ما یا متحدان ما را به خطر بیاندازد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (31-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (21-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (17-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (15-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

کاریکاتور روز: استاندارد دوگانه

 ترجیح من توی بامدادی این است که مطالبی را که محصولات خودم هستند بیاورم (تالیف یا ترجمه). اما با توجه به بی‌استعدادی بی‌نظیری که در زمینه طراحی و کشیدن کاریکاتور دارم  و همین‌طور علاقه وافری که به کاریکاتورها دارم تصمیم گرفته‌ام هر از چند گاهی از میان آثار کاریکاتوری که توی وب‌ می‌بینیم این‌جا نمونه‌ای بیاورم. تا جایی که امکانش باشد سعی می‌کنم نام طراح یا مرجع کاریکاتورها را ذکر کنم، اما خیلی وقت‌ها تصویر مربوطه این‌قدر توی اینترنت این دست و آن دست شده که پیدا کردن مرجع اصلی‌اش دشوار است. در چنین مواردی فرض را بر این می‌گیرم که خود کاریکاتور بهترین امضای طراح‌اش است. 

استاندارد دوگانه

ترجمه فارسی و عنوان «استاندارد دوگانه» از من است.

 

استاندارد دوگانه (Double Standard) در سیاست؛ به معنی برخوردهای متفاوت با پدیده‌های یکسان است. این موضوع از تلخ‌ترین واقعیت‌های دنیای امروز سیاست محسوب می‌شود. 


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (02-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (01-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (25-03-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (18-03-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (15-03-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (14-03-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

نظرسنجی بی‌بی‌سی در مورد نحوه برخورد با ایران: مردم آمریکا و اسرائیل پشتیبان حمله نظامی به ایران هستند

نتیجه نظرسنجی طولانی و مفصل بی‌بی‌سی که توسط شرکت گلوبال اسکن و به صورت میدانی در کشورهای مختلف انجام شده را ببینید. این نظرسنجی عقیده حدود 30000 نفر را در 31 کشور مختلف درباره شیوه برخورد با ایران در صورتی که ایران به تولید سوخت هسته‌ای ادامه دهد جویا شده است. از این 31 کشور نظرسنجی در 13 کشور محدود به مناطق شهری بوده است. ( متن کامل این گزارش را دانلود کنید.)

شرکت‌کننده‌گان از کشورهای اسرائیل، آمریکا و کره جنوبی خواستار برخوردهای خشن و سخت (مثلا برخورد نظامی) با ایران شده‌اند، در حالی‌که نظردهنده‌گان از مصر، اندونزی و روسیه خواستار برخوردهای ملایم (اعمال تحریم) با ایران هستند. مقایسه آمار سال 2006 و 2008 هم نشان می‌دهد که اصولا خواست عمومی برای تحریم یا برخورد نظامی در همه کشورها کاهش یافته است، ولی این همه ماجرا نیست. بر اساس نتیجه این نظرسنجی افکار عمومی مردم آمریکا و اسرائیل به شدت موافق برخورد شدید یا نظامی با ایران است.

سئوال: اگر ایران به تولید «سوخت هسته‌ای» ادامه دهد چگونه باید با آن برخورد کرد؟

_44483102_nuclear_fuel_gra203

آبی پررنگ: «هیچ فشاری بر ایران وارد نشود»
آبی کمرنگ: «فقط روش‌های دیپلماتیک به کار برده شود»
نارنجی: «اعمال تحریم‌های اقتصادی»
قرمز: «برخورد نظامی مجاز است»

سئوال: اگر ایران به تولید «سوخت هسته‌ای» ادامه دهد چگونه باید با آن برخورد کرد؟

_44482855_iran_produce_fuel416

(رنگ آبی نشان دهنده «روش‌های نرم» و رنگ قرمز نشان دهنده «روش‌های سخت» است. رنگ‌های پررنگ مربوط به نتیجه نظرسنجی در سال 2008 و رنگ‌های روشن مربوط به 2006 است)

هشدار و خطر جدی برای ایران

اگر چه به صورت کلی نتیجه نظرسنجی روند مثبتی را برای ایران نشان می‌دهد اما نتایج نظرسنجی فوق (در صورتی که دقیق باشد) نشان می‌دهد افکار عمومی کشورهای اسرائیل و آمریکا که مهمترین دشمنان ایران محسوب می‌شوند بین 60 تا 71 درصد از حمله نظامی به ایران حمایت می‌کنند. این موضوع می‌تواند بسیار خطرناک باشد، چون بزرگترین و قدرتمندترین عامل محدود کننده دولت‌ آمریکا (یا اسرائیل) افکار عمومی این کشورهاست. البته به همین دلیل هم در این کشورها «صنعت رسانه» و «کنترل افکار عمومی» از سایر نقاط جهان قوی‌تر است.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

6 نشانه که آمریکا احتمالا قصد جنگ با ایران را دارد

با کمی خلاصه‌سازی ترجمه مقاله تحقیقات جهانی (Global Research) در مورد نشانه‌هایی که می‌تواند حاکی از تدارک حمله نظامی به ایران باشد بخوانید:

استعفای فرمانده ارشد ارتش آمریکا در خاورمیانه «آژیر خطری» است که نشان می‌دهد «دستگاه بوش» احتمالا به دنبال استفاده از نیروی نظامی برای مقابله با برنامه‌های هسته‌ای ایران است. اما شش اتفاق که همه‌گی در موضوع «ایران» مشترک هستند این نگرانی را بیشتر می‌کند. هیچ‌کدام از این موارد طور قاطع نشان دهنده چیزی نیستند ولی مجموعه آن‌ها با هم نگران کننده است:

1. استعفای فالون: با درگیری کامل ارتش و نیروی زمینی آمریکا در عراق،‌ هرگونه عملیات نظامی احتمالی دیگری در منطقه به شدت به نیروی دریایی وابسته خواهد بود. حمله هوایی و موشکی از ناوهای هواپیمابر و ناوگان دریایی مستقر در منطقه برای نابودی دفاع ضدهوایی و تاسیسات هسته‌ای ایران.

2. سفر صلح معاون رئیس‌جمهور آمریکا دیک‌ چنی: چنی به عنوان مهم‌ترین طرف‌دار برخورد نظامی با ایران در آستانه مسافرت به خاورمیانه است که به اصطلاح روند صلح میان اسرائیل و فلسطین را تقویت کند، اما او در دو کشور دیگر هم توقف خواهد کرد. اولی «عمان» است: متحد استراتژیک و سکوی مهم هر گونه عملیات نظامی در خلیج‌فارس که به خصوص در آن‌سوی تنگه هرمز قرار دارد. تنگه‌ای که به دلیل اهمیتی که در ترانزیت نفت دارد بسیار آسیب‌پذیر است و ایران هم تهدید کرده در صورت جنگ آن‌را مسدود خواهد کرد. چنی همین‌طور به «عربستان سعودی» سفر می‌کند. حمایت و همکاری عربستان سعودی قبل از جنگ بسیار ضروری است چرا که این کشور می‌تواند با افزایش میزان تولید نفت روزانه خود، از انفجار قیمت نفت در صورتی که ایران صادرات نفت را متوقف کند جلوگیری کند. در ماه مارس 2002، چنی سفر عالی‌رتبه مشابهی به عربستان سعودی و کشورهای دیگر منطقه خلیج‌فارس انجام داد،‌ که در همان زمان همه‌گان می‌گفتند در راستای یافتن راه‌حل دیپلماتیک برای موضوع عراق است و نه جنگی که سال بعد آغاز شد.

3. حمله هوایی اسرائیل به سوریه: حمله هوایی اسرائیل به عمق خاک سوریه در اکتبر سال 2007 که ادعا شد برخی از تاسیسات مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای را هدف قرار داده است را نیز نمی‌توان از نظر دور داشت. یک سناریوی محتمل این است هدف این حمله این بوده که سوریه سیستم‌های پدافند الکترونیکی جدیدی را که از روسیه خریداری کرده است «روشن کند» و به این ترتیب «چند و چون» آن‌ها را فاش سازد. همین‌طور محلی که حمله هوایی به آن انجام شد می‌تواند مسیر پرواز به ایران باشد که از فراز منطقه دوست کردستان عراق نیز عبور می‌کند و دانستن محل و الگوی سیستم دفاع ضدهوایی سوریه برای کم کردن تهدیدها علیه هواپیماهای نظامی‌ای که به سوی ایران پرواز می‌کنند بسیار مهم است.

iran-us-diplomacy

4. استقرار کشتی‌های جنگی در سواحل لبنان: دو کشتی نظامی آمریکایی اوایل ماه مارس امسال (همین ماه) در نزدیکی سواحل لبنان مستقر شدند. ادعا شده است علت این استقرار نگرانی آمریکا از بحران سیاسی لبنان و تاثیر سوریه در این کشور بوده است. اما ممکن است آمریکا کشتی‌های نظامی‌اش را در شرق مدیترانه مستقر کرده که در صورت حمله نظامی به ایران، اولا مراقب متحد ایران بعنی سوریه باشد و ثانیا اسرائیل را در مقابل حملات موشکی ایران حمابت هوایی کند. یکی از کشتی‌های مستقر شده در این منطقه مجهز به مدرن‌ترین سیستم‌های ضدموشک است.

5. اظهارنظرهای مقامات اسرائیلی: رئیس‌جمهور اسرائیل شیمون پرز اوایل همین ماه گفت اسرائیل برای جلوگیری از دست‌یابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای «به تنهایی» به ایران حمله نخواهد کرد. این در حالی است که در گذشته مقامات اسرائیلی بارها تاکید کرده بودند که آماده «اقدام به صورت مستقل» علیه ایران هستند — اگر ضروری باشد. آیا رئیس‌جمهور اسرائیل موضع خود را عوض کرده است یا این‌که رئیس‌جمهور آمریکا به او اطمینان داده است که اسرائیل مجبور نیست برای حمله به ایران «به تنهایی» عمل کند؟

6. جنگ اسرائیل و حزب‌الله: شاید به نظر کمی قدیمی برسد،‌ اما حمله سال 2006 اسرائیل به لبنان و حزب‌الله که از سوی ایران حمایت می‌شود، در آن زمان به عنوان حرکتی دبده شد که اسرائیل به عنوان پیش‌درآمد رویارویی نظامی با ایران انجام داد. گروه شیعه رادیکال حزب‌الله چه به تنهایی و چه به عنوان بازوی ایران در منطقه به عنوان تهدیدی برای اسرائیل در هنگام جنگ با ایران دیده می‌شود. بنابراین برای اسرائیل مهم بود که نیروهای حزب‌الله را به مواضع خود پس بفرستد و به قصد تضعیف آن، زرادخانه آن‌را تا حد امکان نابود کند. با وجودی‌که حزب‌الله بعد از این حمله تا حدودی خود را بازسازی کرده است اما نیروهای سازمان ملل منطقه امنی را در جنوب لبنان به وجود آورده‌اند.

iran-war-us1

پی‌نوشت: موارد فوق یا نوشته‌های از این دست همه در حد گمانه‌زنی است. ولی از گمانه‌ها و شواهد نگران‌کننده نباید به ساده‌گی گذشت.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

دموکراسی خوب است اگر و تنها اگر مردم درست انتخاب کنند

توجه: این نوشته در مورد انتخابات ایران نیست، ولی در نگاهی کلان‌تر بی‌ارتباط با آن نیست.

شاید بیش از حد واضح باشد و بزرگان در این زمینه نوشته‌اند و می‌نویسند ولی دلم نمی‌آید به سهم ناچیز خودم ننویسم و تاکید نکنم که آمریکا بزرگ‌ترین پشتیبان و حامی «دموکراسی و انتخابات آزاد» در جهان است به شرطی که مردم کشورها «درست» انتخاب کنند، یعنی به شخص یا گروهی که ارباب می‌پسندد رای دهند. در غیر این‌صورت «مردم» باید تنبیه شوند و اصولا «انتخاباتی» در کار نبوده است.

بزرگترین جرم مردم فلسطین در چند سال اخیر این بوده که در انتخابات سال 2006، با اکثریت آراء به «حماس» رای دادند و به نقل از واشنگتن پست کار پیشرفت صلح در خاورمیانه را مشکل کردند.

بلافاصله پس از انتخابات «ارگانیسم غول‌پیکر رسانه‌ای» دست به کار می‌شود و با دقتی حیرت‌انگیز که بی‌شباهت به پیش‌بینی‌های آن آزاده مرحوم در رمان 1984 نیست،‌تاریخ را بازنویسی می‌کند: اصولا انتخاباتی در فلسطین در کار نبوده است! کلمه مقدس «انتخابات» از صفحه‌های تاریخ حذف و عبارت «حماس کنترل دولت را به دست گرفت»  (انگار که کودتا کرده باشد) جایگزین آن می‌شود. کسی نداند ممکن است فکر کند حماس به زور تفنگ و بمب قدرت را به دست گرفت. واقعیت این است که حماس سال 2006 را دوباره هل دادند به سوی خشونت و بنیادگرایی، چون مایل نبودند دموکراسی و آرامش در فلسطین شکل گیرد.

no-elections-in-gaza

صفحه اختصاصی «غزه» در کتاب‌چه حقایق جهان CIA از به کار بردن کلمه Elections یا انتخابات برای بازنویسی تاریخ و توصیف آن‌چه در ژانویه 2006 در فلسطین رخ داد اکراه دارد.

no-election

حتما توجه دارید که عبارت «نتوانست یک بستر قابل قبول سیاسی به جامعه جهانی ارائه دهد» در واقع به معنی «نتوانست یک بستر قابول سیاسی به آمریکا و متحدانش ارائه دهد» است.

در این‌جا اصلا کاری به جهت‌داری آشکاری که توی همین یک وجب نوشته به خواننده تلقین شده ندارم. هدف‌ام فقط نشان دادن یک نمونه از کار «هنرمندانه و دقیقی‌است» که س.ا.ن.س.و.ر.چیان حرفه‌ای رسانه‌های سرمایه‌داری در تحریف واقعیت و تاریخ می‌کنند. کلمه «انتخابات» از تاریخ مردم مظلوم فلسطین باید حذف ‌شود اما تا آن‌جایی که به خاطر دارم کسی مثل آقای «پرویز مشرف» که غیر ممکن است یک بار نامش را بدون لقب «پرزیدنت» از رسانه‌های «خودشانی» بشنوید با کودتای نظامی سرکار آمده است. لابد آقای «پرویز مشرف» موفق شده «یک بستر قابل قبول سیاسی به جامعه جهانی ارائه دهد»…

palestinian-elections2006

مسخره کردن انتخاب «مردم فلسطین» توسط همان کسانی که با بستن همه راه‌های دموکراتیک وادارشان می‌کنند دست به اسلحه ببرند.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

بزرگ‌ترین زندان جهان

تصویر زیر از سمت چپ به راست و از بالا به پایین مراحل پیشرفت یا اشغال سرزمین‌های فلسطینی را از 1946 تا 2000 نشان می‌دهد. تصویر سوم مرزهای قبل از سال 1967 را نشان می‌دهد و الان همه صحبت‌ها این است که اسرائیل آن‌را به رسمیت بشناسد.

فکر می‌کنم گسترش پیوسته سرزمین‌های اسرائیلی نشان دهنده عمق فاجعه انسانی است که در فلسطین رخ داده است (می‌دهد).

اگر خوب دقت کنید چیزی که امروز به عنوان «سرزمین‌های فلسطینی» می‌شنویم در واقع یک زندان بزرگ است: «بزرگترین زندان جهان»

palastinian-borders-history

اول خواستم فقط لینک بدهم دیدم بهتر است این‌جا بیاورم. تصویر خیلی واضح و گویا است و فقط چیدمانش را اصلاح کرده‌ام.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

انسانیت تابع مد روز نیست

آدم بعضی نوشته‌های وب‌لاگ‌‌ها را که می‌خواند موج امید در دلش جوانه می‌زند. امید به این‌که هنوز هم می‌توان در دفاع از انسانیت حرف زد و بر خلاف «موج مد زمانه» شنا کرد. این پست را می‌نویسم به افتخار همه وب‌لاگ‌نویسان ایرانی‌‌ای که در دفاع از مردم مظلوم فلسطین «جمله‌ای» یا «کلمه‌ای» می‌نویسند.

می‌گویم: برق غزه قطع شده است. بیمارستان تنها برای چهار روز امکان تولید برق دارد.

می‌گوید: بابا دلت خوشه‌ها! ما خودمون کم تو ایران مشکل داریم!

می‌گویم: ولی مردم فلسطین واقعا مظلوم و بی‌دفاع هستند. دست‌کم در نوشته‌هایمان از مظلومیتشان بگوییم.

می‌گوید: اتفاقا اصلا هم مظلوم نیستن. اینا خودشون نمی‌خوان صلح بشه. هر بار که اسرائیل پیشنهاد صلح به اینا می‌ده، می‌زنن صلح و می‌شکنن.

می‌گویم: پس محاصره دریایی، هوایی و زمینی غزه و بستن آب و غذا و دارو و کمک‌های سازمان ملل به روی مردم جنایت نیست؟ تبدیل یک سرزمین به بزرگترین زندان جهان جنایت نیست؟

می‌گوید: خوب که چی؟! جمهوری اسلامی کم به اینا کمک کرده؟‌ تمام پول مملکت داره برای اینا می‌ره! چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!

چیزی نمی‌گویم. اعصابم به هم می‌ریزد و احساس می‌کنم کلماتم در برابر قدرتِ ارتجاع، ضعیف و پوچ هستند.

children of gaza in dark

از کانال سوئز تا معادن مس شیلی

سال 1956 در چنین روزی، جمال عبدالناصر رئیس جمهور وقت مصر کانال سوئز را که به صورت تاریخی در اختیار انگلستان و سایر کشورهای اروپایی بود ملی اعلام کرد. این حرکت به این معنی بود که زان‌پس دولت مصر از کشتی‌هایی که از کانال عبور می‌کردند تعرفه دریافت می‌نمود و بنا بود که عایدی آن صرف ساخت سد اسوان گردد. این اقدام مصر تقریبا بدون درنگ با پاسخ تند انگستان، فرانسه و اسرائیل روبه‌رو شد و این کشورها به بهانه آزاد سازی کانال به مصر حمله نظامی کردند. با توجه به ضعف نظامی مصر دربرابر نیروهای متجاوز، این کشور به عنوان پاسخگویی 40 فروند کشتی را در کانال سوئز غرق کرد به طوری که این کانال استراتژیک کاملا مسدود گردید! با پادرمیانی سازمان ملل و حمایت آمریکا آتش‌بس برقرار گردید و کانال در آوریل 1957 (حدود 6 ماه بعد) مجددا باز گردید و نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل در شبه‌جزیره سینا مستقر شدند.

اهمیت ملی شدن کانال سوئز برای مردم مصر شاید قابل مقایسه با ملی شدن صنعت نفت در ایران به رهبری دکتر محمد مصدق یا ملی شدن صنایع مس شیلی به رهبری سالوادور آلنده باشد. دولت وقت هر دو کشور با کودتای حمایت شده توسط کشورهای قدرتمند جهان سرنگون شد! برخورد کشورهای قدرتمند جهان با حرکات ملی و استقلال جویانه کشورهای به اصطلاح جنوب جالب توجه است:‌ حمله نظامی به مصر، کودتا در ایران، کودتا در شیلی!

سه کشور مصر، ایران و شیلی از جمله پویاترین و تحویل یافته ترین کشورهای منطقه‌های خود هستند (چه از لحاظ اجتماعی و چه از لحاظ اقتصادی). کشورهایی که مهد جنبش‌ها و تحولات بزرگ بوده و در صورتی که مجال نفس کشیدن بیابند می‌توانند رهبری فکری و سیاسی کشورهای منطقه‌ خود را به دست بگیرند. متاسفانه برخورد و رویکرد خشن و سودجویانه‌ کشورهای قدرتمند (مدعی دموکراسی و حقوق‌بشر) با امثال مصر یا شیلی، بزرگترین آسیب را به رشدجنبش آزادی‌خواهی و دموکراسی خواهی در این کشورها می‌زند.

همه می‌دانیم که ایران امروز هنوز زخم کودتای 28 مرداد 1332 را به سینه دارد. خفقان و ارتجاع حاکم امروز تحفه‌ای است که از صدقه‌سر حامیان ثروتمند حقوق بشر داریم. چه بسا اگر رخ نمی‌داد کودتای 28 مرداد 1332 و به دنبال آن سرکوب گسترده جنبش رو به رشد دموکراسی و جمهوریت که باعث منزوی شدن روزافزون نخبگان فکری و فرهنگی کشور گردید، سالهای بعد شعبان‌های جعفری و خاندان حلال‌زاده‌شان ارکان سرنوشت مردم را به دست نمی‌گرفتند.

منابع: ویکی‌پدیا، انکارتا

سوال اساسی: آیا باید از حق ایران برای دستیابی به انرژی هسته ای دفاع کرد؟

در طی ماه های گذشته فشارهای بین المللی به رهبری و هدایت آمریکا بر ایران برای کنار گذاشتن برنامه هسته ای خود به طور روزافزونی رو به افزایش گذاشته است. فشار به ایران در طی مذاکرات متناوبی که فی مابین ایران و اروپاییان انجام شد ادامه یافت و به دنبال امتناع ایران از متوقف کردن برنامه غنی سازی خود، کار به شورای امنیت سازمان ملل رسید که طی آن تاکنون دو قطعنامه بر ضد ایران صادر شده است. فطعنامه اول به شماره 1737 مورخ 31 آگوست 2006 را به عنوان آخرین مهلت ایران برای متوقف ساختن برنامه غنی سازی اعلام کرد و تحریم هایی را در مورد همکاری های بین المللی در زمینه فن آوری هسته با ایران قائل شد. به دنبال امتناع ایران، قطعنامه دوم به شماره 1747 مورخ 24 مارس 2007 از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر گردید که تحریم های پیشین را گسترش داده و صادرات تسلیحاتی ایران را نیز محدود نمود و مهلت دیگری برای ایران در نظر گرفته است.

ایران از سال 1970 تعهدنامه منع گسترش سالهای هسته ای یا همان NPT مشهور را امضا کرده است. مطابق با این تعهدنامه مهم اولا کلیه کشورهایی که دارای فناوری هسته ای نیستند از حق برخورداری از آن جهت استفاده صلح آمیز برخوردار می شوند و ثانیا کشورهایی که دارای سلاح هسته ای می باشند هرگونه گسترش و تولید سلاح های هسته ای را متوقف کرده و در راستای نابود سازی آنها گام برمی دارند.

متاسفانه هیچ یک از دو بند مهم NPT توسط کشورهای بزرگ جهان و به ویژه آمریکا مورد توجه و اجرای جدی قرار نگرفته است. آمریکا برنامه های تحقیقاتی خود را در زمینه گسترش سلاح های هسته ای متوقف ننموده است و به صورت پیوسته ای به دنبال طراحی و حتی استفاده از سلاح های هسته ای با قدرت انفجاری کمتر بوده است. تاکید بر تولید سلاحهای هسته با قدرت تخریبی کمتر و پر رنگ کردن نقش آنها در سیاسی خارجی آمریکا به دلایل مختلف صورت می گیرد. اولا این سلاح ها بر خلاف سلاح های هسته ای استراتژیک قابل استفاده هستند، چون استفاده از آنها از نظر نظریه پردازان نظامی آمریکا کم خطر است. ثانیا این سلاح ها در چهار چوب پیمان های کنترل تسلیحاتی که بین روسیه و آمریکا به امضا رسیده است قرار نمی گیرند. این سیاست توسط سایر کشورهایی هسته ای که بعضا حتی NPT را امضا نیز نکرده اند مانند هندوستان، پاکستان و اسرائیل پی گیری شده است. همچنین در مواردی مانند ایران، می بینیم که رویکردی دوگانه (double standard) با کشورهای مختلف می شود. به این ترتیب کشورهایی که مورد حمایت آمریکا نمی باشند از حق برخورداری از فن آوری هسته ای صلح آمیز محروم می گردند، حتی اگر هیچ گونه مدرکی از سوی آزانس بین المللی انرژی اتمی در مورد فعالیت های نظامی و یا غیر صلح آمیز ارائه نشده باشد.

از سوی دیگر در داخل ایران، موضوع دستیابی به فن آوری هسته ای توسط حاکمیت ایران به عنوان یک موضوع مناسب جهت برانگیختن حس وطن دوستی و غرور ملی ایرانیان تشخیص داده شده است و به طور خلاصه یه یک اهرم نیرومند تبلیغاتی مبدل شده است.

نقش مردم، طبقه تحصیلکرده و به ویژه آزاداندیشان ایرانی در این میان بسیار دشوار است. از یک سو مطابق با قوانین بین المللی تثبیت شده، این حق ایران است که به فن آوری هسته ای با مصارف صلح آمیز دست بیابد. از سوی دیگر با توجه به نگاه انتقادی که نسبت به عملکرد حاکمیت ایران وجود دارد نمی توانند به راحتی اجازه دهند که موضوع هسته ای ایران به عنوان یک موضوع تبلیغاتی داغ جهت برانگیختن عواطف ملی مورد استفاده قرار گیرد.

باز هم نباید فراموش کرد که اگر چه در یک جهان برابر و آزاد، این حق ایران است که به فن آوری صلح آمیز هسته ای دست بیابد و فطعنامه های شورای امنبت می بایست بر ضد مثلا اسرائیل صادر می گردید، ولی به هر حال واقعیت جهان امروز این است که حتی سازمان های بین المللی مانند شورای امنیت نمی توانند نگاه بی طرفانه و عادلانه ای به موضوعات روز جهان داشته باشند و خواه نا خواه سمت و سویی به طرف کشورهای غالب خواهند گرفت. در سابه چنین واقعیتی است که هم اکنون دو قطعنامه بر ضد ایران صادر شده است. صدور این دو قطعنامه بر ضد ایران را به هیچ عنوان نباید دست کم گرفت. چرا که همانطور که در بسیاری از تحلیل ها هم ذکر شده است، این قطعنامه ها زمینه ساز حرکات های خطرناک نظامی بر علیه ایران از سوی آمریکا و متحدانش خواهند شد. به طوریکه آمریکا به جهانیان نشان خواهد داد که همه تلاش های دیپلماتیک ، از جمله اعمال تحریم ها علیه ایران به شکست انجامیده است و تنها راه حل نظامی به عنوان آخرین گزینه باقی مانده است.

من شخصا فکر می کنم، حتی اگر ایران از مواضع هسته ای خود به شدت کوتاه بیاید به احتمال زیاد شاهد حمله آمریکا با ایران خواهیم بود. اما در صورتی که ایران به قطعنامه ناعدالانه اما به هر حال از لحاظ حقوقی الزام آور شورای امنبت تن در دهد، دست کم تا آینده غیر غابل پیش بینی بهانه ها و توجیهات آمریکا را جهت حمله نظامی به ایران پوچ خواهد کرد.

در درجه اول به عنوان یک ایرانی که در ایران زندگی می کند، و در درجه دوم به عنوان یک انسان که در این حباب خاکی کوچک زندگی می کند، امیدوار هستم که حاکمیت ایران جهت اجتناب از جنگ غریب الوقوع که بلایایش تا سالهای سال دامن مردمان ایران و کشورهای اطراف را خواهد گرفت به قطعنامه شورای امنیت تن در دهند. امیدوار هستم برخی جریانات جنگ طلب داخلی که حمله نظامی آمریکا به ایران را عامل تقویت و تثبیت خود در داخل ایران می دانند زمام تصمیم گیری در مورد چنین موضوع مهمی را به دست صاحبان خرد و دوراندیشی پسپارند که شاهد ادامه صلح و امنیت در ایران عزیزمان باشیم.