نشانی جدید خوراک بامدادی
فوریه 8, 2009
http://feeds2.feedburner.com/bamdadi
دربارهی الی، دختری که دوبار قربانی شد
جولای 3, 2009
اگر فیلم “دربارهی الی” ساختهی آقای اصغر فرهادی را هنوز ندیدهاید حواستان باشد که این نوشته حاوی ضدحال (spoiler) است. بنابراین پیشنهاد میکنم اول فیلم را ببینید بعد این نوشته را بخوانید.
این یک نقد منسجم و کامل نیست. چند نکتهی پراکنده است که مینویسم.
- فیلم با مسافرت تفریحی و پرسر و صدای گروهی مرد و زن و کودک به یک ویلا در شمال آغاز میشود. در بین این جمع یک مرد مجرد (احمد) و یک زن مجرد (الی) هم هستند که قرار است در طول سفر با هم آشنا شوند. حدود یک ساعت اول فیلم، صرف معرفی گروهی شخصیتها میشود و اینکار با تاکید روی سرخوشی جمعی که گاه به هزلگویی میرسد انجام میشود. ما متقاعد میشویم که این یک جمع خوش است که در این چند روز تعطیلی به کل از جهان اطراف بریده است. کارگردان (آقای اصغر فرهادی) این شخصیتپردازی جمعی را به خوبی انجام داده است و به همین دلیل، نیمهی دوم فیلم یعنی بعد از حادثهی الی بسیار پرتعلیق و پراضطراب میشود.
- بازی هنرپیشهها روی هم رفته خوب و طبیعی است. همینطور متن دیالوگها و فضای معرفی شده در فیلم همه باورکردنی و طبیعی هستند. نکتهای که متاسفانه در فیلمهای ایرانی به ندرت رعایت میشود. خانم گلشیفتهی فراهانی (سپیده) فوقالعاده است، ترانهی علیدوستی (الی) نه چندان خوب. از کودکان بازی خوبی گرفته شده است. در مجموع بازیگریها خوب هستند.
- در نبود موسیقی،کارگردان استفادهی مطلوبی از صدای زمینه و همینطور دیالوگ کرده است. مثلا صدای دریا که گاه حتی وقتهایی که دوربین نمایی دیگر را نشان میدهد چنان بلند و واضح به گوش میرسد که هول و اضطرابی پنهان در دل ببینده ایجاد میکند. انگار میخواهد بگوید، دریا اینجاست، همین نزدیکیها، فراموش نکنید… دریا بزرگ است و وحشی و خطرناک … و وقتی در همان ابتدای فیلم کودکها به سمت دریا میدوند، صدای دریا چنان گوشها را پر میکند که هیچ دیالوگی به گوش نمیرسد. بیننده به خود میگوید، وای اینجا آبستن یک فاجعه است و توی دلش خالی میشود.
- فیلمبرداری با انرژی آقای حسین جعفریان و تدوین بسیار پویای خانم هایده صفییاری یکدیگر را به خوبی تکمیل میکنند. به عنوان مثال در صحنههایی که سپیده و احمد در دریا در جستجوی الی غرق شده هستند، دوربین نمای نزدیک و بسیار بستهای از دریا و موجهایش را نشان میدهد، مدام به زیر آب میرود و روی آب میآید، روی صورت شناگر کات میشود و دوباره همان صحنهی ناامید کنندهی نمای نزدیک و بسته از دریا. ما همراه با شناگر خسته میشویم، نفسنفس میزنیم، هایپرترمیا میگیریم و دندانهایمان میلرزد، ناامید میشویم. الی غرق شده، ما نمیتوانیم او را پیدا کنیم.
- فیلمنامهی فیلم (آقای اصغر فرهادی) حرفهای و بسیار خوب نوشته شده است. فیلم داستان کاملا خطی و سادهای دارد، اما داستانپردازی بسیار خوب انجام میشود. شروع فیلم ساده است، بسط فیلم ساده است، پایان فیلم ساده است. اما در مجموع روایت فیلم گیرا و پر از تعلیق ست.
- خیرهکنندهترین، زیباترین و استادانهترین قسمت فیلم، سکانس هوا کردن بادبادک توسط الی است. این صحنه چنان قوی و عالی است که به راحتی با قویترین صحنههای سینمایی تاریخ جهان رقابت میکند. الی بادبادک را به دست میگیرد و شروع به دویدن میکند. همانطور که میدود میخندد و به آسمان (بادبادک) نگاه میکند اما دوربین صورت او را دنبال میکند و نه هیچ چیز دیگری را. الی میدود، میدود، میدود، دوربین صورتش را نشان میدهد، نما پیوسته است و فقط صورت الی و شادی خلسهوار و معصومانهی او نشان داده میشود، انگار الی دارد از چیزی دور میشود… این حس در بیننده القا میشود که پس کودکان چه شدند؟ الی فراموششان کرد؟ الی چرا حواسش به محیط اطراف نیست؟ الی همهی حواسش به بادبادک است، از محیط اطراف بریده است. از دنیا بریده است… بادبادک هوا شده است. دوربین کات میکند و بادبادک را آرام در آسمان آبی نشان میدهد. دوربین دیگر هرگز صورت الی را نشان نخواهد داد. الی از این دنیا رفته است.
یک سکانس بینظیر و شگفتانگیز. سینمای ایران سالها بود اینطور نفسم را در سینه حبس نکرده بود. آفرین به آقای اصفر فرهادی. آفرین. آفرین. - اگر چه داستان فیلم از نظر روایی به صورت خطی ادامه دارد، اما زمینهی معنایی داستان بعد از حادثهی الی چرخشی اساسی میکند. اگر تا پیش از حادثه، تاکید روی شخصیتپردازی گروهی بود، بعد از حادثه تاکید روی شخصیتپردازی موقعیت همراه با پرداختهای روانشناسیک میشود. آدمها تحت فشار عصبی هستند، از پذیرفتن فاجعه شوکه شدهاند و نمیتوانند آنرا بپذیرند. خودشان را سرزنش میکنند و یکدیگر را سرزنش میکنند و روشهای دفاعی مذبوحانهای در پیش میگیرند. مادری که الی به خاطر نجات کودکاش به دریا رفته بود دلش میخواهد ثابت کند که الی دختر بدی بوده. انگار اگر الی بد بوده باشد، گناه او به عنوان مادر کودکی که الی به خاطرش قربانی شده کم میشود. سپیده میخواهد آبروی الی را در حضور نامزدش حفظ کند، اما اگر چنین کند، خودش قربانی خواهد بود. چرا که او بود که در حالی که میدانست الی نامزد دارد برای آوردنش اصرار کرده بود.
این قسمتهای فیلم استادانه ساخته شده است. موقعیت بحرانی آدمها باورکردنی است. لباسها باورکردنی هستند، نگاهها، پرخاشها، هیجانات، گریهها عادی هستند. عادی یعنی واقعی، یعنی کارستان! - در نیمهی دوم فیلم، گروه متلاشی میشود و تضادهای درونی آدمها عریان میشود. بعد که گروه اندکی خودش را پیدا میکند، تصمیم میگیرد شخص دیگری را قربانی کند و فیلم که به صورت یک فیلم داستانی ساده آغاز شده بود به یک تراژدی سیاه تبدیل میشود.
- سپیده که نماد روشنگری و انسانیت گروه بود، الی را قربانی میکند (با دروغ گفتن شرافت و آبروی الی را نابود میکند، یعنی انگار دوباره او را میکشد). او با دروغی که میگوید، نه تنها الی از دست رفته را مجددا قربانی میکند که نامزد الی را نیز در هم میشکند. گروه برای زنده ماندن، بیگناهان را قربانی میکند.
- اگر مرگ الی یک حادثهی تاسفبار بود، قربانی کردن او توسط گروه یک حرکت آگاهانه و عمدی بود و سیاهی فیلمنامه در اینجاست. گروه (به نمایندگی سپیده) با دروغ گفتن دربارهی الی (نگفتن این واقعیت که او نخواسته بود به این سفر بیاید چون نامزد داشت) مرتکب قتل عمد میشود. گروه با قتل الی دیگر معصوم نیست و زوال اخلاقیای که تا قبل به صورت تضادهایی پراکنده خودش را نشان داده بود، عریان و پیروز میشود. ناگهان الی به نماد همان چیزی تبدیل میشود که گروه از دست داده است: “معصومیت”.
به این ترتیب ما که تا این لحظه از فیلم با همین گروه همذات پنداری کردهایم، با آنها دست به جنایت میزنیم چرا که حاضر شدهایم برای عبور از فاجعه، دیگری را قربانی کنیم. ما همراه با آدمهای گروه، زوال اخلاقی خودمان را شاهد هستیم. ما همراه با سپیده از دست رفتن معصومیتمان را به سوگ مینشینیم.
دربارهی الی یک فیلم عالی است.
| بامدادی | نجواها | یکعکاس | [silent-clicks] |
| استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. | |||
در جریان باشید که سرویس ترجمهی گوگل امکان ترجمه از فارسی به زبانهای دیگر (و برعکس) را اضافه کرده است. یک ابزار بسیار مهم برای همهی کسانی که با زبان فارسی سر و کار دارند.
کار کردن با آن بسیار ساده است. به این صفحه بروید، زبان مبدا و مقصد مورد نظرتان را انتخاب کنید و متن را در قسمت سمت چپ بنویسید:

انگلیسی به فارسی هم کار میکند:

ترجمه به وضوح اشکال دارد، اما در حد قابل فهمی به فارسی ترجمه شده است. این سرویس فعلن در مرحلهی نسخهی آزمایشی اولیه (آلفا) است.
نکته:
حتی میتوانید کل یک صفحهی اینترنتی را مستقیما به فارسی ترجمه کنید. کافی است در قسمت سمت چپ، به جای متن، نشانی سایت مورد نظرتان را بدهید.
| بامدادی | نجواها | یکعکاس | [silent-clicks] |
| استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. | |||
سکوت فعال، یک استراتژی حیرتانگیز است
ژوئن 18, 2009
نکتهای که حرکت اعتراضی مردم در این روزهای اخیر را منحصر به فرد میکند و من (و دیگران) را شوکه کرده است، رفتار نسبتا پخته، آرام و عقلانیای است که تودههای مردم از خود نشان میدهند. شاید در روزهای اول (مثلا شنبه، 23 خرداد) حرکت مردم پراکنده، غیر متمرکز، تند و احساسی بود. اما این روند با سرعت عجیبی عوض شده است.
مردم آرامتر میشوند. نه اینکه دلسرد شوند یا گوشهگیری کنند. برعکس، حضورشان فراگیرتر میشود. اما دیگر شعارهای تند نمیدهند و اگر کسی از میان جمع شعار تندی بدهد به آرامش دعوتش میکنند (مثلا در روز دوشنبه، 25 خرداد در خیابان آزادی) این پدیدهای نوین است و کاملا خلاف آموزههایی است که دربارهی روانشناسی تودهها خواندهایم. تودهها وقتی گردهم میآیند تمایل دارند به سمت واکنشهای گلهوار و فاقد ادراک (حرکتهای عاطفی) حرکت کنند، به خصوص در شرایط ویژهای که محرکهای احساسیای مانند خشم، هیجان، اندوه، سرخوردگی و امید با هم ترکیب شده باشند.
اما مردمی که من میبینم، به سرعت در حال کنترل کردن رفتارهایشان هستند و هوشمندانه و همبسته استراتژی «سکوت فعال» را پیشه ساختهاند. روز سهشنبه (26 خرداد) در خیابان ولیعصر سکوت مردم کامل بود. دیگر کسی «هیس» نمیگفت و علت «سکوت و آرامش» را به دیگری توضیح نمیداد. همه ساکت بودند. پلاکاردها در دست و گاه و بیگاه دستها به نشانهی پیروزی بالا و حرکت مواج و آرام. امروز (چهارشنبه، 27 خرداد، خیابان کریمخان) این روند حتی از سهشنبه هم بالغتر شده بود. مردم به سرعت در حال شکلدادن استراتژی اعتراض خودشان هستند: سکوت فعال.
اما موضوع حتی از این هم فراتر میرود. میزان این کنترل و شعور جمعی به حدی بالاست که از میان خود جمعیت گروههایی به کنترل ترافیک میپردازند. این افراد در تقاطعهایی که خودروها پشت صفوف فشردهی مردم در انتظار هستند مردم را به توقف دعوت میکنند. مردم با توافقی شگفتانگیز و بدون سر و صدا و هول دادن (که بیتعارف در خیلی از جمعهای ایرانی عادی است!) میایستند و مسیری برای عبور خودروها باز میکنند. بعد از چند دقیقه، مردم به راهپیمایی آرام خود ادامه میدهند.
در این روزها متوجه نمایش حیرتانگیز آگاهی اجتماعی و شعور سیاسی مردم شدهام. اعتراف میکنم که از دیدن این صحنهها شگفتزده میشوم و همانقدر که از وضعیت موجود کشورم نگران هستم، با دیدن رفتار عقلانی، آرام و گروهی مردم به آینده امیدوار میشوم.
نکته: مدعی نیستم که مردم ایران یک شبه ره صدساله رفتهاند. البته که هنوز در میان همین مردم گرایشهای تندرو یا افراطی وجود دارند و البته که این تحولات متعلق به یک شب و یک سال نیست که نتیجهی تاریخ انقلاب مردم ایران است.
تردید ندارم که حضور اعتراضی میلیونی، فعال و خاموش مردم یک حرکت تاریخی و خیره کننده است. باور کنید تاریخ ایران چنین چیزی را به خاطر ندارد ولی برای همیشه آنرا به خاطر خواهد سپرد.
| بامدادی | نجواها | یکعکاس | [silent-clicks] |
| استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. | |||
روزی که خودم را شناختم
ژوئن 16, 2009
چند سالی بود که از خودم دور شده بودم. احساس میکردم دیگر خودم نیستم. نوعی از خود بیگانگی عجیب و عمیق وجودم را فرا گرفته بود. من واقعا از خودم بیگانه شده بودم.
تا اینکه امروز ناگهان به خودم آمدم. انگار زمانه عوض شده بود. همه بیرون بودند، من بیرون بودم، آنها بیرون بودند.
من که بودم؟ آنها که بودند؟
از زنها و مردها پرسیدم،
از بچهها و جوانها،
از مذهبیها و لامذهبها،
از همجنسگراها و غیرهمجنسگراها،
از پیرمردها و پیرزنها،
از حزباللهیها و اپوزیسیون،
از روشنفکرها و عامیها،
از دانشجوها و استادان دانشگاه،
از شهرستانیها و تهرانیها،
از ترکها و لرها و کردها و عربها و عجمها و شمالیها و جنوبیها و مرکزیها و خارجنشینها وداخلنشینها،
از دهها میلیون مردم پرسیدم. به چهرههای «آنها» نگاه کردم. به چهرهی خودم نگاه کردم. خودم را شناختم. من یکی از آنها بودم.
زنده باد من!
زنده باد آنها!
| بامدادی | نجواها | یکعکاس | [silent-clicks] |
| استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. | |||
لسان غیب
ژوئن 14, 2009
شراب و عیشِ نهان چیست؟ – کار بیبنیاد
زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد!
زدست اگر ننهم جامِ مِی، مکن عیبم
که پاکتر، بِه از اینم حریف دست نداد.
مگر که لاله بدانست بیوفائی دور
که تا بزاد و بشد، جام می ز کف ننهاد.
.
نمیدهند اجازت مرا به سیر و سفر
نسیم خاک مصلا و آب رکنآباد.
بیا! بیا که زمانی به می خراب شویم
مگر رسیم به گنجی در این خرآب آباد!
گره ز دل بگشا و ز سپهر یاد مکن
که فکر هیچ مهندس، چنین گره نگشاد.
.
قدح به شرط ادب گیر، زان که ترکیبش
ز کاسهی سر جمشید و بهمن است و قباد.
که آگه است که کاووس و کیْ کجا رفتند؟
که واقف است که چون رفت تختِ جم برباد؟
ز انقلاب زمانه عجب مدار، که چرخ
از این فسانه هزاران هزار دارد یاد؛
.
ز حسرت لب شیرین، هنوز میبینم
که لاله میدمد از خون دیدهی فرهاد.
.
قدح مگیر، چو حافظ، مگر به نغمهی چنگ -
که بستهاند بر ابریشم طرب، دل شاد!
| بامدادی | نجواها | یکعکاس | [silent-clicks] |
| استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. | |||
لینکهای روز: سیاست در خیابان
ژوئن 12, 2009
- هشدار کارکنان وزارت کشور نسبت به دستکاری در آرای مردم
نگران. - فیسآف ویژه انتخابات
تنها ۴ روز تا انتخابات ریاست جمهوری دور دهم جمهوری اسلامی ایران وقت باقیست. بعنوان یک ویژه نامه در فیس آف، از ۴ وبلاگ نویس حامی ۴ کاندیدای ریاست جمهوری خواسته ایم تا ضمن اعلام دلائل شان برای حمایت از کاندیدای مشخص، سه سوال از سایر نمایندگان بپرسند و به سوالات پرسیده شده دیگران پاسخ دهند. - آقای احمدی نژاد من شما را دوست دارم » جامعهشناسي و زندگي روزمره در ايران
آقای رئیس جمهور من خیلی ناراحت شدم وقتی متوجه شدم شما تفاوت روزنامه اعتماد و روزنامه اعتماد ملی را نمی دانید. خیلی ناراحت شدم وقتی فهمیدم که آن تصویری که گفتید از همسرتان در روزنامه کروبی چاپ شده متعلق به آقای کروبی نبوده است. من جلوی میلیونها آدم خجالت کشیدم که رئیس جمهوری که ادعا می کند باید کارشناس ارشد باشد این تفاوتهای ناچیز را نمی داند پس از تفاوتهای بزرگ چگونه می تواند آگاهی داشته باشد. آیا واقعا در مورد مابقی چیزها هم همین گونه مستند سخن گفته اید؟ کاش کارشناس ارشد نبودید و به حرفهای کارشناسان خود گوش می کردید.
آقای احمدی نژاد! من شما را دوست دارم. شما را به خدا دیگر از آمار و ارقام صحبت نکنید. دیشب آقای مهندس موسوی جلوی میلیونها ادم آمارهایی را نشان داد و صریحا شما را درغگو خطاب کرد. تا بحال در هیچ دوره ای از انتخابات در ایران بعد از انقلاب سابقه نداشته است که یک رئیس جمهور تا این اندازه مورد بی حرمتی قرار گیرد. - پینگ پنگ سیاسی جذاب رضایی-احمدی نژاد/ محمود غافلگیر شد! » كلاشينـكـف ديـجيتال
می توان با اطمنیانی نسبی گفت که محسن رضایی، “آماده ترین نامزد در مواجهه با احمدی نژاد بود و این به دلیل آشنایی بهتر و بیشترش با مشی و خلق و خوی رئیس دولت نهم و هم جناحی بودن رضایی و احمدی نژاد بازمی گشت.
احمدی نژاد در مناظره های قبلی خود با میرحسین موسوی و مهدی کروبی، با ادبیات غیرقابل پیش بینی و بازی پسا قواعدی خود، آنها را غافلگیر کرده بود، رئیس دولت نهم در مناظره با محسن رضایی هم سعی کرد او را غافلگیر کند که در اکثر دقایق موفق به این کار نشد و حتی می توان گفت در لحظاتی از مناظره، این محسن رضایی بود که احمدی نژاد را به اصطلاح “آچمز” می کرد و زمین بازی را به او تحمیل می کرد. - اين جا تهران است يا نيروي انتظامي تشكر تشكر يا اين واقعن شبيه دموكراسي بود » سی و پنج درجه
در مسير راه آهن، از ميدان فاطمي كه رد ميشديم، با يكي از عجيبترين و بي سابقهترين صحنههاي دوكراسي در ايران مواجه شديم، يك دسته حدودن 200 نفري از سبزها به سمت كردستان ميرفت و شعار ميداد، خيلي منظم و مرتب و شكيل. بعد دو صف از مامورين پليس در دوطرف دسته را اسكورت ميكرد، درست عين خارج، عين اروپا! پليسها مهربان و غير عصبي بودند و مردم هم با حضورشان هيچ مشكلي نداشتند. - لنگه کفش کرمی تنها » ژابیژ
نگاهم به صفحهی گوشی بود. سرم را که بالا آوردم، دیدم دخترکی چادری دارد عرض خیابان را طی میکند. اصلا حواسش به این طرف نبود. فکر کردم راننده سرعتش را کم میکند تا او رد شود ولی برعکس، سرعتش را زیادتر کرد. عجیب بود. تاکسی وقتی ترمز کرد که به دخترک زده بود. سریع از تاکسی پریدیم بیرون. دخترک کنار جدولهای وسط بلوار افتاده بود و با صدای ضعیفی ناله میکرد. بلافاصله جمعیت دور ماشین را گرفت. در عقب را باز کردند و رانندهی مضطرب، در حالی که با خود میگفت: “آخه چرا یه دفعه میایید وسط خیابون”، دخترک را بلند کرد و روی صندلی عقب خواباندش. کارت ورود به جلسهی امتحان دخترک روی زمین افتاده بود. یک نفر آن را به دست راننده داد. راننده به سرعت سوار شد. ماشین را روشن کرد و گفت: “یکیتون با من بیاد.” - قامتی که قیامت شد » جامعهشناسي و زندگي روزمره در ايران
حادثه ای عجیبی بود حادثه امروز و امشب تهران. شگفتا که این همه انرژی از کجا آزاد شده است؟ این همه شور و نشاط بر سر یک هدف مشترک چگونه در برهه ای پدید آمده است؟ - اصلا چه معلوم که علف هرز مفیدتر از ریحان نباشد » شهر سالم
آقای دکتر؛ علف هرز هم سبز است، هم زنده و هم از ملزومات ادامه حیات زمین. حتی پیش از آفرینش انسان هم سبز خلق شده بود. و ما غافلیم از اینکه پیش از پیدایش واژه توسط بشر نه علف هرز را هرز می نامیدند، نه گل سرخ را سرخ. هر چه بود یک دست طبیعت بود و باید می بود تا زمین زنده و بالنده بماند. و راستی که اصلا چه معلوم که علف هرز مفیدتر از ریحان نباشد. - سياست در خيابان » اينجا و اكنون
شايد هر كس ديگري خيلي زود دچار ترس از عوارض افزايش روز افزون جمعيت خياباني ميشد. موسوي اما حضور اين جمعيت را نه تنها در سخنرانيهايش ستود و در فيلمهاي تبيلغاتياش و گفت و گوهاي زندهاش از مردم خواست تا به اين موج دامن بزنند، بلكه در آخرين حضور زنده در تلويزيون – در گفت و گوي خبري ويژه شبكه دو در 19 خرداد – گفت كه زنجير 18 كيلومتري انساني در خيابان وليعصر ، او را به ياد “روزهاي انقلاب” انداخته است (بالاخره اين پاره خط با طول ثابت چند كيلومتر است؟). موسوي با اين تعبير، بيشترين اهميتي را كه ميتوانست به اين حضور مردمي بخشيد، و در كل تا جايي كه ميتوانست به آن دامن زد. - متن کامل نامهی آقای هاشمی رفسنجانی به رهبر
- متن کامل نامهی میرحسین موسوی به رهبر
ابراز نگرانی و همچنین اعتراض آقای موسوی نسبت به تخلفات در انتخابات. - یازده توصیه ستاد مهندس موسوی برای جلوگیری از تخلفات احتمالی در روز رای گیری
* بدیهی است (هست؟) که این نقلقولها برای آشنایی و مطالعهی اولیه است و من نه فقط اینجا بلکه در لینکهای روزانه، نقلقولها و اصولا هر جا از منبعی لینک میدهم یا نقل قولی میکنم «اکیدا» و «قویا» توصیه میکنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.
| بامدادی | نجواها | یکعکاس | [silent-clicks] |
| استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. | |||
فریب شایعهها را نخوریم – در همهی شعبهها رای دهیم
ژوئن 12, 2009
برخی شایعات این روزها دهان به دهان و پیامک به پیامک بین مردم رایج است. بیشتر این شایعهها از «منابع خاصی» به ذهنیت عمومی مردم تزریق میشود و اهداف کاملا مشخصی را دنبال میکند. بعضی از آنها که به وضوح بیمعنی و غیرمنطقی هستند احتمالا برای منحرف کردن ذهنها و انرژی روانی جمعی مردم از موضوعات حیاتیتر و مهمتر است. بعضی از شایعهها هم که رسما مشکوک هستند و احتمالا اهداف شرورانهتری را دنبال میکنند.
از هر کدام از این دو نوع شایعه یک مثال میزنم و پیشنهاد میکنم حواسمان به خبرها (یا شایعههایی) که از منابع غیررسمی با منبع نامعین به دستمان میرسد باشد.
1. شایعهی خودکارهایی که بعد از مدتی پاک میشوند
به صورت ایمیل یا پیامک و حتی گفتگوی مستقیم بارها به من گفته شده است که با خودکار خودم رای بدهم، چون خودکارهای مخصوصی در حوزههای رایگیری گذاشتهاند که هر چه با آنها بنویسید بعد از مدتی پاک میشود!
اولین بار که این را خواندم فکر کردم یک شوخی بیمزه است اما به سرعت معلوم شد که شایعهای زنده است و بسیاری آنرا باور کردهاند. برای نشان دادن پوچی چنین شایعاتی فقط کافی است به خاطر داشته باشیم که هیچ نهاد و مرجعی اگر هم قصد تخلف در انتخابات داشته باشد، چنین مدرک مستدل و غیرقابل انکاری (مثل خودکارهایی که میتوانند بعدها در آزمایشگاه یا هرجای دیگری مورد بررسی قرار بگیرند) از خود به جای نمیگذارد.
روشهای بهتر، غیرقابل ردیابی و موثرتری هم برای تخلف هست!
2. شایعهی رای دادن در مدارس و رای ندادن در مساجد یا شعبههای اخذرای سیار
این شایعه به مردم توصیه میکند فقط در مدارس رای دهند چرا که احتمال تقلب در شعبههای دیگر اخذ رای وجود دارد.
آیا با این کار، آرای آقایان میرحسین موسوی یا مهدی کروبی در حوزههای معینی متمرکز نمیشود و در نتیجه این حوزههای پررای را به اهداف خوبی برای اجرای «برخی» عملیات نظارتی تبدیل نمیکند؟
پیشنهاد میکنم همهی صندوقهای رای را جدی بگیریم.
پینوشت: این توصیهها مهم هستند:
یازده توصیه ستاد مهندس موسوی برای جلوگیری از تخلفات احتمالی در روز رای گیری
قلم – ستاد مهندس میرحسین موسوی در آستانه فرا رسیدن انتخابات ریاست جمهوری در اطلاعیهای هموطنان را به هوشیاری در برابر تخلفات احتمالی در روز رای گیری دعوت کرد.
به گزارش قلمنیوز در این اطلاعیه آمده است:
هدف: حضور در پای صندوق رای در اولین ساعت شروع رایگیری، مراقبت از فضای آرام انتخابات و مراقبت از آراء میرحسین تا اعلام پیروزی رسمی از صدا و سیما
یازده توصیه:
1- از صبح پنجشنبه تا اعلام پیروزی انتخابات فقط به اعلامیههای رسمی ستاد که در سایت قلمنیوز منتشر میشود توجه کنید.
شایعه کناره گیری، آسیب به آقای مهندس و غیره توجه شما را از انتخاب میرحسین منصرف نکند.
2- رفتار رادیو تلویزیون و احزاب پادگانی را به دقت زیر نظر داشته باشید و هر اقدامی که موجب تردید در رای دادن به آقای موسوی بشود را خنثی کنید.
3- همه صندوقهای انتخابات مهم است. هیچ یک را چه ثابت چه سیار چه در مدرسه و یا در مسجد از نظر دور ندارید. انتخابات یک پارچه است و همه آراء در سرنوشت کشور موثر است.
4- وظیفه ناظرین مجریان و نیروهای امنیتی بیطرفی است هیچکدام حق جانبداری از کاندیداها را ندارند.
5- از پایان رای گیری و شروع شمارش تا اعلام رسمی نتایج هوشیاری خود را حفظ کنید انشاالله جشن پیروزی را همه با هم در روز شنبه برپا خواهیم کرد.
6- نمایندگان نامزدها توجه کنند که بلافاصله پس از شمارش آراء نتایج توسط شعب و فرمانداریها اعلام شود. تاخیر در انتقال نتایج را به شماره تلفن 8393 اعلام کنند.
7- مسیر صندوقها و مکان شعب بایستی از آثار تبلیغاتی کاندیداها بری باشد. موارد تخلف را به شماره تلفن فوق اعلام کنند.
8- نماد کاندیداها را با خود همراه نبرید.
9- کانال اطلاعرسانی خود را کنترل کنید. اس ام اسهای گمراه کننده را خنثی کنید و به هر شایعه واکنش نشان ندهید.
10- اسم میرحسین موسوی را کامل بر روی برگه رای بنویسید.
11- شناسنامه خود را به هیچ کسی تحویل ندهید.
کمیته صیانت از آراء
ستاد مهندس میرحسین موسوی
| بامدادی | نجواها | یکعکاس | [silent-clicks] |
| استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است. | |||


