-
شاید نمونه پدیده تاخیر فرهنگی نامگذاری فرزندان از پدر (و نه مادر) باشد
-
آشنایی با گزارش یونیسف در مورد وضعیت کودکان در اثر تغییرات آب و هوایی و تاکید بر ناکارآمد بودن تلاشهای فعلی
-
چند نکته جالب درباره استفاده بهتر از فرندفید که پارسیش ترجمه کرده
-
احتمالا به زودی میتوانید با نام کاربری گوگل وارد فیدبرنر شوید
-
طرف واقعا خوره است. ولی گزارش منحصر به فردی درست کرده. نکنه ما هم اینطوری هستیم خبر نداریم؟
ماه: آوریل 2008
هرم مازلو و نظریهی انگیزههای انسانی
با کمی جستجو متوجه شدم ترجمه کامل هرم مازلو به فارسی در دسترس نیست (باورم نمیشود در اینترنت وجود نداشته باشد، احتمالا جایی هست ولی چندان جستجوپذیر نیست). با توجه به اهمیت و شهرت هرم مازلو در اینجا ترجمه آن را میآورم.
توجه: انگیزه واقعیام را از نوشتن این مقاله در پایان همین نوشته آوردهام.
آقای آبراهام مازلو (Abraham Maslow) نظریه روانشناسی خود را به عنوان «نظریه انگیزههای انسان» در سال 1943 ارائه کرد. او افراد موفق بسیاری را مورد مطالعه قرار داد که در میان آنها مشاهیر علمی و سیاسی، دانشجویان برجسته دانشگاهها و … حضور داشتند. او معتقد بود مطالعه افراد ناتوان و بیچاره به یک نظریه روانشناسی ناتوان و بیچاره منتهی میشود.
به نظریه مازلو انتقادات مهمی هم وارد است. مثلا گروهی بر این باورند که نیازهای اساسی انسان خطی و سلسهمراتبی نیستند و اجزای تغییر ناپذیر هستی انساناند.
آشنایی با نظریه مازلو دید خوبی به فرد میدهد ولی نباید آنرا بیش از حد تعمیم داد و سعی کرد همه رفتارهای انسانی را در چارچوب آن گنجاند.
هرم مازلو
مازلو نیازهای اساسی انسان را در یک هرم جای داده است که دارای 5 طبقه است. طبقات پایینتر هرم نیازهای حیاتیتر و سادهتر و طبقات بالاتر نیازهای پیچیدهتر ولی کمتر حیاتی را نشان میدهند. نیازهای طبقههای بالاتر فقط وقتی مورد توجه فرد قرار میگیرند که نیازهای طبقههای پایینتر برطرف شده باشند.
هرگاه فردی به طبقه بالاتر حرکت کرد، نیازهای طبقه پایینتر چندان مورد توجه اصلی او نخواهد بود. اگر هم به صورت موردی به یک نیاز در طبقههای پایینتر احتیاج پیدا کند به صورت موقتی اولویت آن نیاز را بالا میبرد ولی هرگز به صورت دائمی به طبقه پایینتر باز نمیگردد. به عنوان مثال یک شخص موفق از لحاظ تجاری که کارش را نیز دوست دارد در صورتی که مبتلا به سرطان شود (نیاز طبقه پایین: سلامتی) وقت و انرژی زیادی را برای بهبود یافتن صرف میکند، اما همچنان به کار و موقعیتاش به عنوان یک فرد موفق خواهد بالید و احتمالا در صورت توان به کارش باز خواهد گشت.
![]()
سلسهمراتب نیازهای انسان یا هرم مازلو. برای دیدن تصویر با وضوح کامل اینجا کلیک کنید.
چهار طبقه پایین: نیازهای پایه
چهار طبقه اول هرم مازلو «نیازهای پایه» یا «نیازهای فقدانی» (Deficiency Needs) یا D-Needs نام دارند. این نیازها در صورتی که تامین شوند حس خاصی به فرد نمیدهند، اما در صورتی که تامین نشوند او را دچار اضطراب و نگرانی میکنند.
- طبقه اول: جسمانی و فیزیولوژیکی
دفع کردن، خوردن، نوشیدن، نفس کشیدن و … - طبقه دوم: امنیت
امنیت شخصی در برابر جرائم، امنیت مالی و شغلی، بهداشت و سالم بودن، امنیت در برابر حوداث و بیماریها - طبقه سوم: اجتماعی
دوستی، صمیمیت، خانوادهی پشتیبان و با روابط مناسب داشتن
انسانها به تعلق داشتن و پذیرفته شدن احتیاج دارند. این حس میتواند از سوی گروههای بزرگ (مانند باشگاههای ورزشی، اداره، گروههای مذهبی، سازمانهای حرفهای و …) یا گروههای اجتماعی کوچک (مانند اعضای خانواده، همسر یا دوست نزدیک، معلم، همکار یا همتحصیل نزدیک، اشخاص مورد اعتماد و …) ایجاد شود. افراد همچنین نیاز دارند توسط دیگران دوست داشته شوند و آنها را دوست داشته باشند (چه از نوع جنسی و چه از نوع غیرجنسی).
در نبود چنین پذیرفتهشدنی فرد در معرض تنهایی، اضطراب اجتماعی یا افسردهگی قرار میگیرد. - طبقه چهارم: رضایت و احترام
انسانها نیاز به احترام و رضایت دارند: «احترام به خود»، «رضایت از خود» و «احترام به دیگران». افراد ممکن است برای کسب احترام و توجه دیگران به فعالیتهای مختلفی دست بزنند (حرفهای یا تفریحی). عدم تعادل در مورد این نیازها میتواند به کمبود احترام به خود، اعتماد به نفس پایین، عقدههای درونی و … منجر شود.
طبقه پنجم: نیازهای متعالی (نیازهای انگیزهبخش)
این نیازها به عنوان «نیازهای رشددهنده» یا «نیازهای متعالی» یا B-Needs شناخته میشوند.
- نیازهای ذهنی و فکری (Cognitive): انسانها نیاز دارند ذهن و فکر و هوش خود را گسترش دهند. این نیازها شامل خواست طبیعی انسان برای یادگرفتن، اکتشاف، دیدن نقاط جدید و خلق کردن میشود.
- نیازهای زیباییشناسیک (Aesthetic): انسانها برای رشد کردن (رسیدن به خودشکوفایی) به تصور زیبا یا چیزی که از لحاظ زیباییشناسیک دلپذیر باشد نیاز دارند.
خودشکوفایی:
خودشکوفایی (Self-actualization) نیاز غریزی انسان برای استفاده حداکثر از همه قابلیتها و استعدادهایش، تلاش برای شکوفا کردن همه پتانسیلها و تبدیل شدن به بهترین چیزی که امکان بودنش را دارد است.
به اعتقاد مازلو مرحله نهایی تکامل روانشناسیک فرد وقتی رخ میدهد که او از لحاظ برآورده شدن نیازهای پایهاش (طبقههای یک تا چهار) احساس امنیت و آرامش کند. در چنین وضعیتی، او تمرکز خود را بر شکوفا کردن استعدادهای نهفتهاش برای تبدیل شدن به یک انسان موثر، خلاق، پخته و دارای بینش خواهد گذاشت.
خصوصیات افراد خودشکوفا از نظر مازلو
مازلو متوجه شده بود افراد خودشکوفا که از لحاظ توسعه روانی کاملترین هستند در بسیاری از زمینهها دارای خصوصیات شخصیتی مشترک هستند. این افراد:
- واقعیتها و حقایق جهان (و خودشان) را میپذیرند (به جای انکار یا فرار از آنها). درک شفاف و واضحتری از واقعیتها دارند و راحتتر با آنها کنار میآبند. آنها تجربهها، اشخاص یا اشیاء را بهتر ارزیابی میکنند و به خوبی میتوانند پدیدههای تقلبی، مزورانه یا فریبا را تشخیص دهند.
- در افکار و رفتارهایشان راحت و سبکبال هستند و فیالبداهه تصمیم میگیرند یا میاندیشند. چندان دنبالهرو قواعد مرسوم نیستند ولی آنها را نادیده نیز نمیگیرند. ممکن است بر اساس رسم و قاعده یا عرف عمل کنند، اما هرگز اجازه نمیدهند عرف یا رسومات مانع از دسترسی آنها از چیزی که مهم یا اساسی تلقی میکنند شود. آنها به هیچعنوان از بیرون تشویق نمیشوند و انگیزهها و نیروی محرکه آنها کاملا درونی است.
- به شدت خلاق و دارای تخیل قوی هستند. این خلاقیت لزوما تخصصی یا ویژه نیست بلکه خلاقیتی است که معمولا در همه افراد وجود دارد ولی در اثر قید و بندهای فرهنگی و عرفی خفه شده است. خلاقیت این افراد تازه، صریح و متفاوت است همانگونه که نگاه کودکان به مسائل صریح، تازه و معصومانه است.
- به حل مشکلات یا مسائل علاقه نشان میدهند و این محدود به خود فرد نمیشود، بلکه معمولا شامل مشکلات یا مسائل دیگران نیز هست. حل این مشکلات کانون اصلی توجه این افراد است که معمولا دارای نوعی ماموریت یا هدف فلسفی یا اخلاقی در زندهگی خود هستند.
- از لذتهای اساسی و پایهای زندهگی لذت میبرند و پیوسته آنها را میستایند. آنها از زندهگی روزمره ، طبیعت، بچهها، موسیقی و روابط جنسی لذت میبرند. آنها به نیازهای غریزی و جسمانی خود با تحسین، هیجان، لذت، حیرت و نوعی از خود بیخود شدن نزدیک میشوند.
- با سایر افراد و انسانها احساس نزدیکی، یگانهگی و محبت میکنند و این حس معمولا شرطی نیست و همراه با «بودن» و «وجود داشتن» آنها حضور دارد.
- روابط شخصی عمیق دارند. آنها میتوانند به دوستان خود بسیار نزدیک شوند و عشقهای بزرگ داشته باشند. در واقع آنها قادرند «مرزهای فردیت» (ego boundries) خود را (بیشتر از توانایی سایر افراد) پاک کنند. نتیجه این است که این افراد دارای حلقه نسبتا کوچکی از دوستان خیلی نزدیک هستند و با تعداد افراد اندکی رابطه نزدیک دارند. آنها در برخورد با بیشتر افراد صبور و مهربان هستند، اما در انتقاد از اشخاص مزور (hypocrates)، متکبر (pompous) یا خودبزرگبین (self-inflated)؛ واقعگرا، صریح و تند هستند.
- روحیه آزادمنش و دموکرات دارند. این افراد عمیقا به دیگران و نظر آنها فارغ از طبقه اجتماعی، باور سیاسی، نژاد، رنگ پوست و … احترام میگذارند و با آنها رفتار دوستانه دارند. به نظر آنها از هر کسی میتوان چیزی آموخت؛ بنابراین به هر فرد به عنوان یک آموزگار بالقوه که میتواند دانش آنها را افزایش دهد احترام میگذارند.
- از تنهایی و داشتن حریم خصوصی لذت میبرند. ممکن است از موضوعاتی که همه را ناراحت میکند فاصله بگیرند (از دور نظارهگر دعوا باشند) یا حتی ممکن است تا حدی غیراجتماعی یا مردمگریز جلوه کنند.
- استقلال فرهنگی و محیطی دارند. این افراد برای کسب رضایت واقعی به سایر افراد یا تایید فرهنگ عمومی وابسته نیستند، بلکه به توسعه شخصی و رشد پیوسته با توجه به استعدادها و منابعی که در دسترس دارند تکیه دارند. معنای زندهگی آنها در این کلمات خلاصه میشود: «تصمیمگیری شخصی»، «حکومت شخصی بر زندهگی خود» ، فردی فعال و موثر و مسئول دارای نظمی خودانگیخته بودن (در برابر مفلوک و منتظر دستور یا نظر دیگران بودن)
- دارای سیستم اخلاقی شخصی هستند که درونی و از قدرت یا نفوذ بیرونی مستقل است. به شدت اخلاقگرا هستند و به خوبی مفاهیم «وسلیه»، «هدف» و «وسیلههای لازم برای رسیدن به هدف» را درک میکنند و برای آنها وزنهای اخلاقی خودسنجیده دارند. همچنین باورهای اخلاقی این افراد معمولا با باورهای اخلاقی متداول فرق میکند.
- روحیه طنز فلسفی ولی غیربرخورنده دارند. آنها معمولا به لطیفههایی که برای گروهی از مردمان آزار دهنده است نمیخندند (مگر اینکه نوعی قرارداد یا رسم باشد که در یک لحظه خاص تصمیم به تبعیت از آن بگیرند). آنها میتوانند دیگران و از جمله خودشان را به باد طنز بگیرند، به خصوص وقتی احمق باشند یا بخواهند بزرگ باشند در حالی که کوچکاند. آنها معمولا به سوی طنز هوشمندانه متمایل هستند.
- دارای قوه تمییز و تشخیص هستند و میتوانند همه چیز را به صورت بیطرفانه (بدون حب یا بغض) بنگرند.
هرم مازلو، بدون عنوان و نام طبقات که باعث خواناتر شدناش میشود. (تصویر با اندازه بزرگتر اینجا)
چرا این مقاله را نوشتم؟
روزی نمیگذشت که در مقالهای یا نوشته دوستی در یک وبلاگ یا حتی در کامنت دوستان از «هرم مازلو» چیزی نبینم. کمکم به این نتیجه رسیدم که انگار بدجوری از قافله «مازلو و مازلودانها و مازلودوستها» عقب ماندهام و برای اینکه این عقبماندهگی ناجور را جبران کنم دست به دامان اینترنت شدم که هرطوری شده من هم به جماعت «مازلویست» بپیوندم و بار «مازلویی» خودم را ببندم.
حالا شاید این حس عقبماندهگی را بتوانید با همین نظریه مازلو توضیح دهید. مثلا احتمالا من جایی توی طبقه چهار گیر افتاده بودم و از اینکه همه مازلو میدانند و من چیزی نمیدانم احساس کمبود و عدم رضایت میکردم.
اما حالا اوضاع فرق میکند!
امیدوارم بعد از خواندن این نوشته-ترجمه شما هم مثل من دیگر وقتی جایی دیدید صحبت از «مازلو» و «هرم مازلو» میشود مجبور نشوید سرتان را به خجالت پایین بگیرید و سکوت کنید.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (29-04-2008)
-
مهم نیست که به خاطر رشد ویکیپدیا احتمالا مجبور بوده اینکار را بکند. خبر خیلی خوبیه!
-
آیا واقعا مدیران پرشینبلاگ نام بلاگنوشت را از فهرست وبلاگهای برگزیده حذف کردهاند؟ آنهم به خاطر انتقاد فنیای که کرده بود؟
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (28-04-2008)
-
ایده بدیهیای به نظر میرسد اما تا به حال اجرا نشده بود.
-
بمب خوشهای برای تلفات انسانی طراحی شده است و بزرگترین قربانی آن کودکان هستند
-
یکی از جسورانهترین موضعگیریهای یک شخصیت سیاسی
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (27-04-2008)
-
صفحه نظرسنجی برای انتخاب بهترین وبلاگهای فارسی. خوبی این صفحه این است که انتخاب آزاد است یعنی هر وبلاگی را که دوست داشتید میتوانید اضافه کنید.
-
همیشه این پلهای بین دنیای مجازی و واقعی برایم جذاب بوده است.
-
از معدود نوشتههای واقعا خلاقانه در مورد تویتر. از بس حرفهای آبکی درباره تویتر خواندهام این یکی خیلی بهم چسبید.
-
فاجعه برای آبروی مایکروسافت
-
این هم تحلیل بلاگنوشت از میزان اعتبار نظرسنجی پرشینلاگ درباره انتخاب بهترین وبلاگها.
-
سرعت بالا و سادهگی به روزرسانی تویتر میتواند در خدمت خبررسانی حرفهای باشد.
-
اگر اشتباه نکنم چنین سرویسی برای اولین بار در جهان ارائه میشود و انقلابی در مفهومیتر شدن پدیده وبلاگستان ایجاد خواهد کرد.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
آنروزها ایران به مردان نقابدار نیاز داشت
نوشته کوتاه زیر نقل قول از یک دوست فرزانه است.
در ایران تازه انقلاب شده بود و من با وجودیکه تازه دوره دکترایم را در رشته اقتصاد در یکی از دانشگاههای آمریکا شروع کرده بودم عزم بازگشت به ایران کردم. شور و شوق عجیبی برای بازگشت به ایران داشتم که از انگیزه ادامه تحصیلاتم مهمتر بود. استاد راهنمایم که یک آمریکایی بود با من مخالف بود و تلاش زیادی کرد که مرا از انصراف تحصیل و بازگشت به ایران بازدارد. یکی از جملاتش این بود:
تلویزیون را روشن کن و ببین امروز ایران به «مردان نقابدار ِ تفنگ به دست با مشتهای گره کرده» نیازمند است. اما تخصص تو چیز دیگری است. بهتر است اینجا بمانی و تحصیلاتات را تمام کنی. ایران روزی به مردان تحصیلکرده نیاز خواهد داشت و آنروز میتوانی به کشورت بازگردی.
آنروزها حرفش را نشنیده گرفتم و دکترایم را رها کردم و به ایران بازگشتم. امروز میفهمم آن بینوا «پیچش مو را دیده بود» و من در حیرت «مو» بودم.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (17-04-2008)
-
آیا ایران متشکل از اقوام مختلف لر و کرد و بلوچ و ترک و عرب و «فارس» نیست؟
-
یک فتحی آمارهای کمانگیر را به صورت اختصاصی برای وردپرسیها خلاصه کرده
-
حضور پررنگ وبلاگهای آیتی احتمالا نشانگر این است که خوانندهها و نویسندهگان وبلاگستان یک حلقه بزرگ بسته را تشکیل میدهند.
-
گوگلریدر خیلی خوبه اما در عین حال خیلی خنگ! خوب بابا جان این امکان تغییر نام فولدرها که دیگه اینقدر سخت نیست اضافهاش کن دیگه!
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
آیا ایتالیا هنوز یک دموکراسی است؟
آقای سیلویو برلوسکونی برای سومین بار نخست وزیر منتخب ایتالیا شد. ایتالیا به عنوان چهارمین اقتصاد بزرگ اروپا نقش ویژهای در سیاستهای اتحادیه اروپا بازی میکند.
ظهور آقای سیلویو برلوسکونی (Silvio Berlusconi) به عنوان قدرتمندترین چهره سیاسی ایتالیای یک دهه اخیر یکی از غمانگیزترین رویدادهای اروپا محسوب میشود. نقشهای همزمان وی به عنوان «رهبر سیاسی» و «بزرگترین غول رسانهای» ایتالیا، تردیدهایی را در زمینه «دموکراسی خواندن» ایتالیا به وچود آورده است.
این درست که آقای برلوسکونی از طریق صندوقهای رای انتخاب شده است، اما موارد زیر باعث میشوند او نسبت به رقبای سیاسیاش در شرایط برتری قرار داشته باشد. او:
- مهمترین شبکههای تلویزیونی خصوصی ایتالیا را کنترل میکند.
- مالک چندین روزنامه پر نفوذ است.
- از جمله ثروتمندترین مردان جهان است و به کمک لابی نیرومندی که در اختیار دارد تصویر خودش در شبکههای دولتی را نیز بازسازی کرده است.
باید توجه داشته باشیم دموکراسی فقط شمارش رایهای افراد نیست. دموکراسی همچنین به امکان دسترسی بیطرفانه فردفرد رایدهندهگان به «انتخاب عادلانه از میان گزینهها» بستگی دارد. این شرایط دستکم از سال 1994 در ایتالیا برقرار نبوده است.
دموکراسی به استقلال قدرت سیاسی از قدرت اقتصادی وابسته است. اگر چه در سایر کشورهای صنعنی نظیر انگلستان یا آمریکا نیز وابستهگی سیاست به قدرتهای اقتصادی محسوس است اما در هیچیک از این کشورها قدرت سیاسی و قدرت اقتصادی تا این حد نگرانکننده به یکدیگر نزدیک نیستند.
فراموش نکنیم
عبور از دموکراسی و تبدیل یک کشور صنعتی به یک کشور «نظامی-فاشیستی» چندان غیر ممکن یا دور از ذهن نیست. فاصله میان «راست افراطی» و «فاشیسم» خیلی «کم» است. 70 سال پیش و روزهای طاعونی ایتالیای موسیلینی را فراموش نکنیم…
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (16-04-2008)
-
توی آمار بامدادی دیدم چند تا از بازدیدکنندهها از ریدبرنر آمدهاند. این یعنی زنده شدن دوباره این وبگاه . حتما آنرا در وبگردیهای روزانه خود بگنجانید. (از خوراکهای مفیداش نیز غافل نشوید که غنیمتاند)
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (14-04-2008)
-
یکفتحی هم یک حرکت مهم انجام داد و وبلاگ وردپرس دات کاماش را به دومین چسباند.
-
آقای اصغر شاهرودی در اثر سانحه رانندهگی در کماست. او یک عمر برای سینما بوم دست گرفته، حالا سینما برای شاهوردی چه کار میکند؟
-
درخواست جسورانه و دوستداشتنی توکا از مریم فیروز
-
یکی از بهترین و قویترین ابزارهای تحلیل سیاسی بررسی نتایج نظرسنجیها (خواست واقعی مردم ) و مقایسه آن با برنامههای واقعا موجود سران سیاسی است.
-
دوربینهای پولاروید طرفداران زیادی داشتند و با ظهور دوربینهای دیجیتال شرکت پولاروید ورشکست شد. اما داستان عکس چاپی در دنیای دیجیتال هنوز ادامه دارد.
-
با پر کردن خودکار فرمها ، روباتهای گوگل صفحههای بیشتری را جستجو میکنند.
-
مقاله تحلیلی مفصل که نشان میدهد ایران در سالهای اخیر به طور روزافزونی به کشورهای آسیایی نزدیک شده است.
-
نماینده مردم تبریز جسورانه گیوتین شورای انقلاب فرانسه را با تیغ رد صلاحیتها مقایسه کرد.
-
مثال جالبی زده که ملموس هم هست. رشد سریع شرکتها در صورت عدم برنامهریزی میتونه شبیه مثال قورباغه باشه.
-
من هم وقتی از تهران دورم همینچیزا رو میخوام. تهران وقتی ازش دوری خیلی دوستداشتنی و پرخاطره است.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
سالروز یک فاجعه فرهنگی برای بشریت
آمار جنایتهایی که در عراق رخ میدهند به حدی سریع بالا میرود که به سختی میشود درک و تحلیل درستی از ابعاد آن داشت. اما در این روزها که بیش از پنجسال از اشغال عراق میگذرد بد نیست به یک جرم بزرگ و تقریبا فراموش شده اشاره کنیم.

پنج سال پیش در چنین روزهایی (حدود یک هفته پس از اشغال بغداد)، سربازان ارتش آمریکا ناظران منفعل غارت شدن «کتابخانه و آرشیو ملی عراق (Iraq National Library and Archive) -یکی از قدیمیترین و پراستفادهترین در جهان- بودند.
عراق یکی از کهنسالترین تمدنهای جهان است و میراث فرهنگی عظیمی را در خود جای داده است. اولین کتابخانه جهان در شهر موصل در شمال عراق و در قرن 7ام قبل از میلاد ساخته شده بود که در سال 1927 از زیر خاک بیرون آمد. بخش اعظم کتابهای این کتابخانه (از جمله قدیمیترین نسخه موجود از اولین کتاب ادبی تاریخ) به بهانه حفظ و نگهداری به انگلستان برده شد. در کشورهای عربی این اصطلاح از قدیم متداول بوده که «قاهره مینویسد، بیروت منتشر میکند و بغداد میخواند».
به نیروهای آمریکایی دستور مستقیم داده شده بود که دخالت نکنند. نیروهای آمریکایی در پاسخ درخواست کمک و حمایت کارکنان کتابخانه گفتند «ما سرباز هستیم، نه پلیس» یا «دستوراتی که به ما داده شده شامل حفاظت از این ساختمان نمیشود». البته دستورهایی که به نیروهای ارتش آمریکا داده شده بود شامل حفاظت از وزارت نفت و مراکز فرماندههی «مخابرات» (پلیس مخفی صدام حسین) میشد.
انفعال عامدانه نیروهای آمریکایی (مبنی بر عدم حفاظت از این مرکز کمنظیر فرهنگی) نه تنها از نظر اخلاقی قابل سرزنش است بلکه از نظر قوانین بینالمللی نیز تخلف محسوب میشود. «معاهدهنامه لاهه در حمایت از میراث فرهنگی در حین درگیری نظامی» (Hague Convention: 1954) به وضوح بیان میکند نه تنها باید در حین جنگ از حمله به کتابخانهها خودداری شود، بلکه باید از آنها حفاظت کامل نیز به عمل آید.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (13-04-2008)
-
مهمترین جمله این مقاله این است: «متنباز همان نرمافزار آزاد نیست». شارپدیا استدلال میکند متنباز میتواند فقط یک منش یا روش تجاری باشد و نباید با جنبش نرمافزار آزاد یکی دانسته شود.
-
قابل توجه خورههای فایرفاکس
-
کامنتها را بخوانید! یکی میگوید «کار … بوده» آخر استدلال!
-
خدا اخر و عاقبت این بازی را به خیر کند. میخواهند به بهانه واهی حمله غیرمستقیم ایران به آمریکا در عراق؛ جنگ با ایران را «دفاع از خود» و «قانونی» جلوه دهند.
-
خبرنگار: آدم حتما باید ماهواره داشته باشد یا از اینترنت اخبار را دریافت کند تا بفهمد در پیرامونش چه اخباری رخ داده است.
-
صفحه درباره وبلاگ یادداشتهای یک دیوانه جالب و عجیب است.
-
حتی صحبت از اصلاحات خفیف و افزایش حق اتحادیههای صنفی را بر نمیتابند. در کشوری که فقط 7 درصد کارکنان بخش خصوصی دارای اتحادیه هستند.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
مواظب مغالطه مقابله فردی باشیم
مغاطله (fallacy) نوعی «شبه استدلال» است که علیرغم نادرست بودن از لحاظ ساختار منطقی، ممکن است در نگاه اول درست به نظر برسد. یکی از انواع مغالطه در منطق، مغالطه «مقابله فردی» (Ad hominem) است. این نوع مغالطه زمانی صورت میگیرد که «فرد دوم» به جای تلاش در جهت ابطال صدق و درستی اظهارات «فرد اول»، خود او را مورد هجوم یا حمله قرار میدهد. مثلا برای اثبات قابل قبول نبودن استدلال فلان شخص، چنین استدلال کنیم که وی به خاطر تقلب و نادرستی قبلا به زندان رفته است. چنین استدلالی مغاطله است زیرا خصوصیات یا شخصیت فردی گوینده، ربطی به درستی یا نادرستی آنچه میگوید یا صحت و کذب استدلالهایش ندارد.
چند مثال عمومی از مغالطه مقابله فردی (Ad hominem)
- آقای «الف» ادعا میکند گزاره «ی» درست است. گروه «ب» نیز ادعا میکنند گزاره «ی» درست است. نتیجه: آقای «الف» عضوی از گروه «ب» است.
مثال: تو میگویی اختلاف درآمد زیاد میان فقرا و ثروتمندان قابل قبول نیست. کمو..نیستها هم همین را میگویند. تو یک کمو..نیست هستی! - آقای «الف» ادعا میکند گزاره «ی» درست است. گروه «ب» ادعا میکنند گزارههای «ی» و «ه» درستاند. نتیجه: آقای «الف» ادعا میکند گزاره «ه» درست است.
مثال1: تو میگویی اختلاف درآمد زیاد میان فقرا و ثروتمندان قابل قبول نیست. کمو..نیستها هم همین را میگویند و به انقلاب اعتقاد دارند. تو به انقلاب اعتقاد داری!
مثال2: تو میگویی اختلاف درآمد زیاد میان فقرا و ثروتمندان قابل قبول نیست. تو که واقعا به این حرف اعتقاد نداری؟ کمو..نیستها هم همین را میگویند تو که کمو..نیست نیستی، هستی؟ - تو ادعا میکنی این فرد بیگناه است. اما حرف تو مورد قبول نیست چون تو خودت یک مجرم هستی.
- تو نمیتوانی حرف «آقای الف» را در زمینه وجود خدا قبول کنی، چون او حتی شغل درست و حسابی ندارد.
- فلان آهنگساز این آهنگ را ساخته، پس حتما چرند است.
- پیشنهاد خانم «ب» مسخره است چون او در سال 2003 توی حساب مالیاتیاش تقلب کرده بود.
- وقتی نماینده شرکتهای سیگارسازی میگوید «سیگار برای سلامتی به طور جدی مضر نیست» استدلالهایش را باور نکنید، چون او فقط دارد از منافع شرکتاش دفاع میکند.

چند مثال از صدها موردی که برای شخص خودم پیشآمده:
- مثال اول:
– کشتار مردم فلوجه توسط سربازان آمریکایی کار وحشیانهای بود و در صورت مطرح شدن در سطح حقوقی میتواند به عنوان جرم جنگی پیگیری شود.
– من میدانم که تو هم گاهی عصبانی میشوی. خودت اگر جای سربازان آمریکایی بودی اینکار را نمیکردی؟
(معنای تلویحی: اکر خودت جای سرباز آمریکایی بودی همین کارو میکردی پس خفهشو حرف نزن) - مثال دوم:
– توی کشورهای عربی اطراف خلیج فارس تعداد زیادی از کارگران هندی و فیلیپینی هستند که با دستمزدهای فوقالعاده پایین و شرایط هولناک مشغول به کارند. این وضعیت از نظر انسانی قابل قبول نیست.
– تو خودت حاضر نیستی از حقوقی که میگیری به این کارگرهای بیچاره بدهی. پس چرا دم از دفاع از آنها میزنی؟
(معنای تلویحی: تو حاضر نیستی از حقوق خودت به این کارگران بیچاره بدی، پس خفهشو حرف نزن) - مثال سوم:
– شرایط زندهگی آوارهگان افغان در ایران خوب نیست. اینها حق کار قانونی ندارند، مسکن مناسب ندارند، از بهداشت و تحصیلات و خدمات اجتماعی محرومند و هر لحظه هم ممکن است از کشور اخراج شوند.
– تو خودت حاضری یکی از اتاقهای خونهات رو بدی به یک افغانی چون خانه نداره؟ حاضر نیستی، پس از آنها دفاع بیهوده نکن.
(معنای تلویحی: تو حاضر نیستی خونهات رو بدی به یک آواره افغانی که توش زندهگی کنه، پس خفهشو حرف نزن) - مثال چهارم:
– فلان فیلم را دیدم. واقعا فیلم ضعیفی بود.
– تو خودت بلدی فیلم بسازی؟ هر وقت یاد گرفتی فیلم بسازی برو و از فیلم دیگران انتقاد کن.
(معنای تلویحی: تو کارگردان یا فیلمساز نیستی، پس خفهشو حرف نزن) - مثال پنجم:
– نوشیدنیهای صنعتی و به خصوص نوشیدنیهای انرژیزا که اخیرا خیلی هم متداول شدهاند برای سلامتی خوب نیستند.
– تو مگر دکتری که در این زمینه نظر میدهی؟
(معنای تلویحی: تو پزشک نیستی، پس خفهشو حرف نزن)
اهمیت خواندن منطق
هر لحظه و هر روز در روزنامهها، در گفتگوهایمان با آدمهای اطراف، در استدلالهای مقامات سیاسی و کلن در زندهگی روزانهمان شاهد «بیماری مغالطهکاری ناآگاهانه» یا «خطر مغالطهکاری آگاهانه» هستیم. شاید خودمان هم بیآنکه متوجه باشیم گاه در دام مغاطله بیافتیم و با استدلالی پوچ و بیارزش به جنگ «گزارههایی که دوست نداریم» برویم. برای گریز از خطر مغالطه فقط و فقط یک راه وجود دارد:
مطالعه و آشنایی با منطق یکی از ضروریترین و اولیهترین نیازهای «من» و «شما» و «همه» است.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
روش ارسال خودکار لینکهای خوشمزه به وبلاگ
همانطور که قبلا هم توضیح دادم لینکدونی یا لینکهای خوشمزه را از مهمترین بخشهای وبلاگ میدانم. انتخاب لینک و دادن کامنت یا شرح کوتاه برای هر کدام از آنها و ارسال آن به سایتهای نشانهگذاری اجتماعی (Social BookMarking) مانند del.cio.us به هیچ عنوان دستکمی از نوشتن یک پست کامل و مفید ندارد.
گذاشتن این لینکها در قسمت سایدبار یا ارسال آن در خوراک توسط فیدبرنر؛ آنطور که متداول است؛ راهحل خوبی نیست چرا که لینکها به صورت ماندگار در خود وبلاگ و آرشیو آن ثبت نمیشوند و خوانندهگان هم امکان کامنت گذاشتن برای آنها را ندارند. فراموش نکنید این لینکها وبلاگ شما را به مطالب وبلاگها یا وبگاههای دیگر مرتبط میکنند و حضور آنها در آرشیو وبلاگتان به افزایش اعتبار و نفوذ شبکهای وبلاگ شما کمک میکند. مگر وبلاگ نوشتن چیزی جز یک فرایند «گروهی-شبکهای» است؟
در همین راستا مدتها به دنبال روشی بودم که بتوانم به صورت خودکار لینکهای خوشمزه یا لینکدونیام را در خود وبلاگ به صورت پست داشته باشم. یعنی مثلا هر روز به صورت خودکار لینکهای انتخاب شده در 24 ساعت اخیر همراه با کامنت به صورت یک پست به بامدادی ارسال شود. خوشبختانه چنین روشی وجود دارد و بسیار هم ساده است. چون بعضی از دوستان در این زمینه سئوال کردند بهتر دیدم همینجا خلاصه روش را معرفی کنم. روش مربوط به وردپرس را شرح میدهم اما در مورد بلاگر نیز تقریبا همین است.
مراحل
1. برای اینکار اول باید یک حساب در del.ico.us داشته باشید. به قسمت «تنظیمات» (Settings) بروید:
![]()
2. روی گزینه «ارسال روزانه به وبلاگ» (daily blog posting) کلیک کنید:
![]()
3. روی گزینه «افزودن یک چیز جدید» (add a new thingy) کلیک کنید:
![]()
4. فرم «مشخصات وبلاگ» خود را پر کنید:
![]()
بهتر است از یک نام کاربری مخصوص ارسال لینکدونی استفاده کنید. این نام کاربری محدودیت دسترسی به وبلاگ شما را دارد و فقط میتواند مطلب ارسال کند. در مورد بامدادی من از نام کاربری bamdadicont استفاده میکنم که سطح دسترسی contributor دارد.
مشخصات فرم برای وبلاگهای وردپرس به این ترتیب است:
job_name: نامی که میخواهید به این افزونه در del.ico.us بدهید.
out_name: نام کاربری وبلاگ شما
out_pass: کلمه عبور نام کاربری بالا
out_url: نشانی XML-RPC وبلاگ شما. در مورد وردپرس به این صورت است: https://bamdadi.wordpress.com/xmlrpc.php
out_time: زمانی از شبانهروز که مایلید لینکهای روزانه ارسال شود (بر حسب زمان گرینیچ)
out_blog_id: شماره وبلاگی که میخواهید ارسال کنید (اگر فقط یک وبلاگ دارید عدد 1 را وارد کنید)
out_cat_id: (اختیاری) شماره دستهبندی که میخواهید مطالب لینکدونی تحت آن ارسال شود.
5. اصلاحات نهایی
از این به بعد به صورت خودکار لینکهایی که خوشمزه کردهاید به وبلاگتان به صورت یک پست ارسال میشود. ممکن است دوست داشته باشید عنوان آنرا عوض کنید؛ مثلا من عنوان آنرا به «لینکهای روز…» تغییر میدهم. همچنین میتوانید دستهبندی (مثلا لینکدونی) یا برچسبهای متناسب را به این پست بیافزایید. این کارها به صورت دستی انجام میشود ولی به زیبایی و خواناتر شدن محصول نهایی بسیار کمک میکند.
![]()
سعی کردم توضیحات به اندازه کافی واضح باشد. اما به هر حال اگر مشکلی بود حتما بپرسید. امیدوارم شاهد حضور هر چه بیشتر لینکدونیها در خود وبلاگ باشیم.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (11-04-2008)
-
وبلاگ هم مثل هر سیستم دیگری برای متعادل بودن نیازمند فیدبک منفیاست. در اینباره در بررسی «سیستم وبلاگ» بیشتر خواهم نوشت.
-
چرا نباید انجمن یا گروهی تشکیل شود و در راستای تعریف و تثبیت حقوق مولفین رسانههای اجتماعی در سطح قانونی فعالیت کند؟
-
از 10 به توان -35 که مربوط به نظریه ریسمانهاست تا 10 به توان 26 که مقیاس کل کیهان است. دامنهای شگرف که انگار همه هست و نیست در آن محاط است.
-
چگونه افزایش بهای مواد غذایی برای مردم کشورهای جنوب هولناکتر است. نوشته کوتاه و خوب وبلاگ اقتصادانه که علاقهام روز به روز به نوشتههایش بیشتر میشود.
-
عصاره روح و فرهنگ ایرانیان را در این وبگاه کمنظیر بخوانید. به خصوص من چون بیشتر دور از خانه هستم، این مجموعه شعر و ادبیات را واقعا لازم دارم.
-
رویکرد سرکوبگرا و عدم اعتقاد به آموزش شفاف به نوجوانان در مدارس و از سنین پایین چنین عاقبتی هم دارد.
-
من هنوز از ویستا استفاده نکردم اما هر کی اینو آماده کرده دل پری داشته 😉
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
جهانیسازی واقعا موجود و یک سئوال
توی ترانزیت فرودگاه نشستهام و صدها زن و مرد فلاکتزده هندی و تایلندی و اندونزیایی که بعد از یکسال جان کندن به مرخصی میروند فضای فرودگاه و صندلیهای اطرافم را پر کردهاند.

خیلی دوست دارم بدانم پشتیبانان پر و پا قرص «جهانی شدن» و مدافعان برداشته شدن مرزهای اقتصادی کشورهای «در حال توسعه» یا «توسعه نیافته» به روی محصولات کشورهای «توسعه یافته»، که مدام هم قیافه حق به جانب و بشردوستانه به خود میگیرند، چرا برای باز شدن مرزهای سیاسی و جغرافیایی کشورهای شمال به روی مردمان فقیر کشورهای جنوب تلاش نمیکنند؟ البته باز شدن مرز نه به معنی امروزین آن، یعنی سوءاستفاده از کار ارزان مردم جنوب با حداقل حقوق انسانی.
آیا اگر کارگر هندی یا تایلندی یا مکزیکی، «تبعه قانونی» آلمان یا آمریکا باشد هم میشود اینطور مثل برده (حقوق 150 دلار در ماه، 335 روز کار بیوقفه در سال بدون حتی یک روز تعطیل) از او کار کشید؟
چه اشکال دارد به جای آنکه شهروند هندی یا مکزیکی که در جستجوی لقمهای نان عزم کشور دیگری را میکند به عنوان یک شهروند آمریکایی یا آلمانی در این کشورها به رسمیت شناخته شود و حقوق دریافت کند؟ مگر نه اینکه «جهانی شدن» آرمان انسانی نومحافظهکاران مهربان است؟ پس این همه کنترل سنگین و محدودیت در قوانین مهاجرت برای چیست؟ آیا میترسند فقر این مردمان گریبانشان را بگیرد؟ از کار ارزان مردمان جنوب نمیهراسند اما از اینکه جور فقر و بیچارهگیشان را بکشند فراریاند؟
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (10-04-2008)
-
با چند تنظیم ساده در فایل about:config فایرفاکس را سریعتر و روانتر کنید.
-
شرکتهای بزرگ البته تقریبا در همه زمینههای اساسی و حیاتی برای بشریت «متهم به فریب دادن مردم» هستند
-
برای اولین بار رئیسجمهور ایران روایت رسمی ماجرای 11 سپتامبر را زیر سئوال برد.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (09-04-2008)
-
ترور ایندیرا گاندی رو کاملا یادم است.
-
نمونههای آنالوگ این نوع گوشی تا 80 درصد صداهای مزاحم را از بین میبرند. سونی ادعا میکند فنآوری دیجیتالی این گوشی 99 درصد صداهای مزاحم را جذب میکند.
-
قبلا ندیده بودم جالب بود.
-
دانشمندان CERN برای مطالعه ذرات بنیادی در حال ساخت یک شبکه فوقالعاده سریع نوری هستند که ممکن است روزی جایگزین وب شود. سرعت این شبکه 100000 برابر خطوط پرسرعت خانهگی امروز است.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
آدابِ معاشرت در شهری به نام وبلاگستان
به بهانه نوشتههای اخیر خواب بزرگ و سی و پنج درجه درباره وسوسهها و مصائب لینکدادن یا لینکندادن…
آداب ِ معاشرت در دنیای واقعی
در دنیای واقعی بسیاری از رفتارها برای «ما» به عنوان «شهروندان جامعه» جا افتاده است. آنها را به عنوان یک «مجموعه رفتاری» پذیرفتهایم چرا که پذیرفتن آنها زندهگیمان را به عنوان عضوی از گروه راحتتر یا مطلوبتر میکند و ضرر چندانی هم ندارد ولی مخالفت کردن با آنها احتمالا دردسر زیادی ایجاد میکند و سود چندانی هم ندارد. مثال سادهاش هم این است: اگر فردی ناآشنا ولی با رفتاری دوستانه و مودبانه در خیابان به ما «سلام» کند و دستاش را به سوی ما دراز کند پاسخ سلاماش را میدهیم و دستش را خواهیم فشرد، چه برسد به همسایهها و هممحلهایها که احترامشان را همیشه نگاه میداریم و چه بسا گاه و بیگاه احوال خانواده یا کسب و کارشان را هم بپرسیم.
این افراد لزوما دوستان ما نیستند و کاری هم به زندهگی خصوصی ما ندارند. با این وجود ما داشتن رفتار دوستانه و مودبانه با آنها را مطلوب و تا حدی ضروری میدانیم؛ چرا که میخواهیم در کنار این افراد زندهگی کنیم و داشتن امنیت و آسایش روانی در محیط زندهگیمان را دوست داریم. این سلام و احوالپرسیهای چند دقیقهای و بیضرر به زندهگی شخصی و خصوصی ما آسیبی وارد نمیکند: کماکان افکار و ایدههای خودمان را داریم و با دوستان یا افرادی که تعلق خاطر داریم یا طرز فکر یا احساسشان را میپسندیم معاشرت میکنیم.
حسن ِ همجواری ِ مجازی
وبلاگ به عنوان بارزترین مصداق «رسانه اجتماعی» در ذات خود محیطی «اجتماعی» و «گروهی» است و این به معنی نداشتن حریم خصوصی یا روابط دوستانه و صمیمانه نیست. چرا که ایندو در تضاد با هم نیستند. اگر وبلاگستان را به جامعهای بزرگ تشبیه کنیم، زندهگی در این جامعه آداب و رسومی میطلبد. در چنین جامعهای به اقتباس از دنیای واقعی (شاید) رسم ادب ایجاب کند پارهای ملاحظات «بیضرر» ولی «مفید برای روحیه اجتماعی» را رعایت کنیم.
- اگر کسی به من ایمیل زد یا در وبلاگام کامنت گذاشت و پرسش یا موضوعی برای مطرح کردن داشت، پاسخاش را هر چند کوتاه میدهم، همانگونه که اگر در خیابان شخصی از من نشانی بپرسد، تا حد امکان راهنماییاش میکنم…
- اگر وبلاگ نویسی به من در وبلاگاش لینک داد و من از این قضیه با خبر شدم، به او در وبلاگ خودم لینک میدهم، همانگونه که اگر یک همسایه یا هممحلهای به من سلام کند به او سلام میکنم و احوالاش را میپرسم. فراموش نکنیم در دنیای مجازی لینک دادن به نوعی همان همسایه شدن است…
یک پارادوکس و یک راه حل
از یکسو میخواهیم دوستان و همفکران مجازی خود را دستچین کنیم و از سوی دیگر شاید بخواهیم آداب و معاشرت دنیای مجازی را رعایت کنیم و به هر شخصی که به ما لینک داده لینک بدهیم. به ظاهر شبیه یک تناقضنما یا پارادوکس میرسد!
راه حل شخصی من برای حل این معمای کوچک وبلاگی (میان حق شخصی به انتخاب دوستان وبلاگی و احترام به ماهیت گروهی یا اجتماعی وبلاگ) میانهروی است. وبلاگهایی را که دوست دارم در «محلههای نزدیک» قرار میدهم، وبلاگهایی که بیشتر جنبه تبادل لینک دارند را در «محلههای دور». به این ترتیب در سطح شبکهای ارتباط خودم را با «همسایههایم» تایید میکنم و در سطح مفهومی نیز بر سلایق و دوستانم تاکید میکنم. به عبارت دیگر :
با همسایهها «سلام و احوالپرسی» میکنم و با دوستانم «معاشرت».

خیلی دور، خیلی نزدیک
به دلایل واضح در دنیای مجازی آدمها از هم «خیلی دور» و به هم «خیلی نزدیک» هستند. از هم «خیلی دور» هستند چون غالبا هویت واقعی یکدیگر را نمیدانند و برخوردهایشان محدود به کیبرد و صفحه نمایش است که رنگ و بو یا «جاذبه وحشی غریزی» ندارد. اما آدمها در این دنیای مجازی به شیوهای اعجابآور به هم «نزدیکاند» چرا که «فاصلههای مکانی» به یک «لینک» یا «کلیک ساده ماوس» و «فاصلههای زمانی» به قابلیت بازخوانی حال و گذشته یکدیگر در لابهلای آرشیوهای دیجیتال اینترنت (همیشه قابل دسترس) تقلیل داده شده است.
به احترام این همه آدمهای «خیلی دور و خیلی نزدیک» و به خصوص همسایههای مجازیمان، در «لینک» دادن یا «سلام» کردن سهلگیرتر باشیم و به این ترتیب «شهر مجازی» نوظهورمان را به محیطی «دارای فرهنگ و همبستهگی اجتماعی بالا» تبدیل کنیم.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (08-04-2008)
-
به دستور دادگاه ایندو حق ندارند رابطه زنای با محارم خود را ادامه دهند
-
تعداد زیادی روبات ارزان در برابر تعداد کمی تجهیزات گران که انسان آسیبپذیر هم داخل آنهاست
-
دروغ شاخدار ولی همین را هفته دیگر در کنگره مطرح خواهد کرد. توجیه قانونی حمله به ایران به بهانه دفاع
-
بالاخره دکتر فاطمی در تاریخ جاودان است یا فداییان اسلام؟
-
کشاورزان ایران از کمترین حمایت دولت (مثلا محدودیت واردات، خرید محصولات، حمایت در صورت حوادث طبیعی) برخوردارند
-
مقالهای از مایکل آلبرت سردبیر نشریه زد
-
عجب کار جالبی رو شروع کرده و ادامه میده این جناب کمانگیر
-
نوشته کوتاه و ساده درباره اهمیت و کارکرد اسطوره
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (07-04-2008)
-
از این پس شرکتهای دیگر نیز میتوانند خدمات خود را بر اساس BigTable متعلق به گوگل اجرا کنند. خدمات مهم گوگل از قبیل موتور جستجوی گوگل، گوگل زمین و نقشهها، گوگل مالی، ارکات ، بلاگر و یوتیوب از این سرویس استفاده میکنند.
-
یک حرکت مهم دیگر برای ایجاد سیستم عامل آنلاین
-
خرید خصمانه یاهو با توجه به مکانیسم قرص سمی که این شرکت دارد کمی گران است، اما ممکن است…
-
بهترین آلبوم موسیقی، برنامه تلویزیونی، برنامه رادیویی، نشریه چاپی، وبسایت، وبلاگ و پادکست سال از دید خوانندهگان نشریه هفتسنگ
-
به سرعت به بزرگترین سرویس چت در جهان تبدیل خواهد شد
-
مردان هنگامی که به عکس های زنان زیبا می نگرند، کمتر درباره آینده مالی اشان می اندیشند.
-
فورمهای فارسی وردپرس محل خوبی برای پرسش و پاسخ و رفع اشکالات کاربران فارسی زبان
-
کاربران از بخش بسیار کوچکی از امکانات اکسل مایکروسافت استفاده میکنند. اساس مدل کسب و کار گوگل افیس هم همین است. گوگل میداند نسخه ساده و آنلاین اکسل برای اکثریت کاربران کافی است.
-
ایده خیلی ساده است ولی برای اولین بار در ایران اجرا شده.
-
معاهده تجارات آزاد برای اولین بار بین چین و یک کشور غربی توسعه یافته امضا میشود
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
منظومه وبلاگستان فارسی
محققین دانشگاه حقوق هاروارد تحقیقی در رابطه با وبلاگستان فارسی انجام دادهاند که با توجه به روشمندی علمی و نتایج بسیار جالب آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. (متن کامل آنرا میتوانید از اینجا دریافت کنید). با توجه به اینکه بسیاری از خوانندهگان فارسیزبان ممکن است نتوانند متن اصلی را به زبان انگلیسی مطالعه کنند در اینجا چند برش خلاصه شده و چند نمودار از این تحقیق را میآورم و برای سهولت نمودارها را ترجمه و بعضا زیرنویسی کردهام.
گروهبندی وبلاگها
وبلاگهای فارسی و در واقع وبلاگنویسان را به چهار دسته بزرگ تقسیم میکنیم:
- طرفداران جدایی دین از سیاست (سکولار) / اصلاحطلبان (secular/reformist)
«ایرانیان خارج از کشور و سکولار» با علامت اختصاری secPat
«اصلاحطلبان سیاسی» با علامت اختصاری refPol بیشتر روزنامهنگاران معترض یا وبلاگنویسهای مشهوری که در سالهای اخیر از ایران رفتهاند، همینطور منتقدان همیشهگی حاکمیت ایران در خارج از کشور - محافظهکاران / مذهبیها (conservative/religious)
«محافظهکاران سیاسی» با علامت اختصاری conPol
«جوانان مذهبی» با علامت اختصاری relYth
«دوازدهامامیها» یا وبلاگنویسانی که شدیدا طرفدار نظام جمهوری اسلامی، انقلاب، فلسفه سیاسی اسلام و نگرش خاصی به شیعه هستند با علامت اختصاری Twelver یا 12er - ادبیات فارسی و شعر (persian poetry and literature) با علامت اختصاری poet وبلاگهایی که درباره شعر و ادبیات فارسی مینویسند.
- شبکههای ترکیبی (mixed networks) با علامت اختصاری mixNet نسبتا متفاوت با سه دسته قبلی از این لحاظ که پراکندهگی بالا دارند (غیر متمرکز هستند). دارای ایدئولوژی مشابهی نیستند و متشکل از گروههای کوچکتری هستند که از لحاظ سلیقهها یا عضویت در شبکههای اجتماعی با هم پیوند دارند. مثلا وبلاگهایی با محوریت ورزش، فرهنگ اقلیت یا رسانههای مردمپسند.
منطومه وبلاگستان فارسی
اگر وبلاگستان فارسی را یک منظومه ستارهای تصور کنیم، گروههای یاد شده به صورت زیر نمودار میشوند:( تصویر اصلی بدون ترجمههای من)
![]()
وضعیت مکانی
وبلاگ نویسان ایرانی بیشتر داخل ایران هستند، اما در گروه «ایرانیان خارج از کشور و سکولار» (secPat) ، اقلیت بزرگتری خارج از ایران هستند:
![]()
وضعیت جنسیت
در کل تعداد وبلاگنویسان مرد (مذکر) بیشتر است ولی در بعضی قسمتها مانند «ایرانیان خارج از کشور و سکولار» (secPat)، «شعر و ادبیات» (poet) و به خصوص «شبکههای ترکیبی» (mixNet) زنان وبلاگ نویس اقلیتهای بزرگتری را تشکیل میدهند:
![]()
وضعیت گمنامی
برخلاف انتظار گروه «طرفداران جدایی دین از سیاست (سکولار) / اصلاحطلبان» (secular/reformist) ، حتی آنهایی که از داخل ایران مینویسند، چندان علاقهای به گمنام نوشتن ندارند و بیشتر از «نام» در وبلاگهایشان استفاده میکنند. این درحالیاست که وبلاگنویسهای «محافظهکار سیاسی» و «شبکههای مختلط» تمایل بیشتری به عدم استفاده از نام دارند. به طور نسبی گروه «شاعرها» بیشتر از سایر گروهها متمایل با استفاده از «نامهایی» است که به نظر واقعی میرسند.
![]()
وضعیت سنی
آمارهای توزیع سنی (برای وبلاگهایی که سن نویسنده آنها قابل تخمین بوده) نشان میدهد طیف جوان در وبلاگستان بیشتر است:
موضوعات مورد بحث
![]()
![]()
![]()
![]()
وضعیت فل…ل…ت…ر شدن وبلاگستان
در دو نمودار زیر میتوانید قسمتهای قابل دیده شدن و غیرقابل دیده شدن وبلاگستان فارسی را مشاهده کنید. همانطور که دیده میشود بیشتر از همه وبلاگهای اصلاحطلبان یا افراد سکولار محدود شده است.
![]()
یا به صورت عددی:
![]()
وبلاگستان فارسی یکدست نیست
در مقدمه تحقیق فوق آمده است:
برخلاف نظر عمومی که وبلاگ نویسان ایرانی از گروهی دموکرات منتقد حکومت ایران تشکیل شده است، ما متوجه حضور طیف گستردهای از عقاید از مذهبیهای محافظهکار تا گروه های سکولار و اصلاحطلب شدیم با موضوعات مورد بحثی که از سیاست و حقوق بشر گرفته تا شعر و مذهب و فرهنگ عامه را شامل میشود. تحقیق ما نشان میدهد که در واقع منظومه وبلاگستان فارسی یک فضای بحث و گفتگو با حدود 60000 وبلاگ فعال است که در آن وبلاگنویسانی با عقاید و سلایق گوناگون حضور دارند.
متن کامل
در صورت علاقه تاکید میکنم متن کامل گزارش این تحقیق را از اینجا دریافت و مطالعه کنید. چون علاوه بر نمودارها، تحلیلهای روشنگری نیز ارائه داده است. ترجمه، جدا کردن نمودارها و زیرنویسی آنها در محیط گرافیکی چند ساعت وقت گرفت، امیدوارم حاصل کار برای آشنایی خواننده فارسیزبان با تحقیق انجام شده و ایدههای حاصل از آن مفید واقع شود.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (06-04-2008)
لینکهای روز (05-04-2008)
-
بامدادی جایزه بهترین پست و بهترین وبلاگ جشنواره را برده
-
با تشکر از یک فتحی و بابک از راه انداختن و تشویق حرکت گروهی در وبلاگستان فارسی
-
عددها در قالب هزینههای یک خانواده فرضی نرمال شده .
-
در ادامه پروژه کمانگیر برای تحلیل آماری وبلاگستان
-
بهترین روش البته دزدیدن آن است. در اینجا آقای منیری روش دزدی دیجیتالی بعضی از کتابها را شرح میدهد. راستی به نظر من دزدی کتاب کاری 100 درصد اخلاقی است.
-
با تشکر از همه مقامات لشگری و کشوری که کمک کردند ملت ایران سال 87 را با خنده شروع کنند.
- موسیقی فقط با استفاده از صداهای ویندوز
خوب طرف دیوانه است. چون فیلماش هست باور کردنیه وگرنه باورم نمیشد.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
چرا خودتان را دوست ندارید؟
یک سئوال همیشه توی ذهنم بوده، اما از پرسیدناش خودداری کردهام. اما امروز با دیدن داشبورد جدید وردپرس احساس میکنم باید بپرسم. یک سئوال ساده دارم از همه دوستان عزیزی که از وردپرس یا وردپرس دات کام استفاده نمیکنند: «چرا خودتان را دوست ندارید؟»
خودتان را دوست داشته باشید؛ به خودتان فرصت بدهید
اگر خودتان را دوست دارید فقط 5 دقیقه داخل وردپرس دات کام شوید. یک نام کاربری و یک وبلاگ آزمایشی درست کنید و یک پست آزمایشی بنویسید. فقط 5 دقیقه!
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
چرا کشتن نظامیان مجاز است
بارها و بارها در اخبار و رسانهها شنیدهایم که در فلان حمله هوایی چند غیرنظامی (با تاکید بر تعداد کودکان یا زنان) کشته شدند. بعضا وقتی ماجرا بیخ پیدا میکند برخی مقامات یا دولتها «کشتار غیرنظامیان» را در این حملات وحشیانه محکوم میکنند. ولی کمتر پیش میآید بشنویم که مثلا فلان دولت «کشتار نظامیان» را محکوم کرده باشد. به نظر میرسد مطابق عرف و قانون بینالمللی کشته شدن نظامیان در درگیریهای نظامی امری طبیعی و عادی است. هر چه باشد آنها نظامی و مسلح هستند و شغلشان جنگیدن و کشته شدن است.آیا میشود معلمی را به جرم درس دادن یا پزشکی را به جرم طبابت محکوم کرد؟ طبعا نظامیان را نیز به جرم جنگیدن، کشتن نظامیان دیگر یا کشته شدن نمیشود محکوم کرد چون شغلشان همین است.
یادم هست با دوستی صحبت حمله هوایی احتمالی آمریکا به ایران بود و ایشان میگفت جای نگرانی نیست، چون آمریکا فقط مراکز نظامی را هدف قرار میدهد و کاری به «مردم» ندارد. برای لحظهای فرض را بر این گرفتم که واقعا آمریکا فقط از موشکها و بمبهای دقیق لیزری (سلاحهای هوشمند) استفاده میکند و چنین حملهای تلفات «غیرنظامی» نخواهد داشت و فقط و فقط مراکز نظامی را نابود خواهد کرد.
پرسشی که به ذهنم خطور کرد این بود که نظامیانی که در این مراکز نظامی نشستهاند و افرادی آموزش دیده و مسلحاند (بر خلاف غیرنظامیان ناتوان) و توانایی دفاع از خود را دارند چه کسانی هستند. هر چه باشد حتی یک حمله هوایی دقیق و انسانی آمریکا به ایران دستکم این افراد را خواهد کشت. بدون اینکه زیاد فکر کنم دو نمونه از «نظامیانی» که در فاصله کمتر از 20 متر با من زندهگی میکنند به ذهم آمدند. در نظامی بودنشان شکی نبود، هم رسما در حال خدمت سربازی بودند و هم لباس نظامی میپوشیدند.
1. «س» 23 ساله الان سرباز است. جوانی لاغر با گردنی باریک و صورتی کشیده که لباس ستوانی به زور روی شانههایش میایستد و اگر تکان تندی به خودش بدهد ممکن است کلا از سرشانههایش بلغزد و بیفتد. طبیعتا در صورت هرگونه حمله نظامی آمریکا به ایران، بمباران واحد مهندسی ارتش در تهران که «س» در آن خدمت میکند و کشته شدن احتمالی او سوژه مهمی برای رسانهها نخواهد بود. چرا که او فقط یک نظامی بوده است. چنین بمبارانی یک بمباران «درست» تلقی میشود، بمبارانی بدون تلفات جانبی (Colateral Damage) یا یک بمباران تمیز که با استفاده از «بمبهای هوشمند» و فنآوریهای نظامی دقیق از تلفات «نادرست» غیرنظامیان اجتناب کرده و «فقط» نظامیان را کشته است.

2. «م» پسر روبهرویی خانه ما هم این روزها دوران سربازیاش را سپری میکند و «نظامی» و «مسلح» تلقی میشود. او هر روز صبح ساعت 6 از خانه خارج میشود تا به عنوان یک سرباز وظیفه و یک فرد «نظامی» آموزشهای لازم را برای دفاع از خود در برابر موشکهای کروز ببیند. همچنین او به عنوان یک «نظامی بالقوه خطرناک» هر روز به مدت چند ساعت آموزشهای لازم را برای رویارویی با ناو آمریکاییای که این موشکها را شلیک میکند میبیند. بنابراین در صورتی که ناو آمریکایی از فاصله 2000 کیلومتری یک موشک کروز به سوی پادگان ایشان در تهران شلیک کند و او کشته شود چون یک نظامی تمام و عیار تلقی میشده و بیدفاع و مظلوم نبوده (مثل زنان و کودکان بیدفاع توی خانهها) کشتهشدنش سوژه داغی برای رسانهها یا سازمانهای حقوقبشر نخواهد بود. بازهم به این دلیل که موشک کروز «تمیز» کار کرده و تلفات غیرنظامی به بار نیاورده است.
نهایت اخلاق در جنگهای امروز استفاده از «بمبهای هوشمند» (Smart Bomb) است. این بمبها تمیز و اخلاقی میکشند یعنی فقط نظامیان را میکشند. یعنی غیر نظامیان را نمیکشند.
جنگ در اخلاقیترین حالت ممکن
جنگ در بهترین، انسانیترین و اخلاقیترین حالتاش جان آدمهایی مثل آقای «س» ستوان وظیفه 23 ساله و آقای «م» سرباز وظیفه 19 ساله را میگیرد. خوشبختانه چون آنها لباس نظامی به تن دارند این موضوع مشکل چندانی برای ارتش مهاجم ایجاد نمیکند. آخر میدانید، در دنیای ما کشتن نظامیان قانونی و پذیرفته شده است. کشتن سرباز فقط وقتی خود را تسلیم کرده باشد جرم جنگی محسوب میشود، ولی متاسفانه آقای «م» نمیتواند یا فرصت کافی ندارد خودش را به «جناب آقای موشک کروز» تسلیم کند.
رسانهها با هنرمندی و ظرافت هرچه تمامتر گزارش میدهند در حملات هوایی آمریکا یا اسرائیل این تعداد غیرنظامی کشته شدند و این را با لحنی ملامت بار میگویند، چرا که به وضوح عملی محکوم است. اما سئوال اساسی که هرگز مطرح نمیشود این است که اصولا کشتن نظامیان کی مجاز شده بود که حالا کشتن غیرنظامیان مجاز نیست؟ به این ترتیب با تاکید بر محکومیت کشتار غیرنظامیان، کشتن نظامیان تبدیل به امری بدیهی و پذیرفته میشود. خطکشی میان «آدمهای نظامی» و «آدمهای غیرنظامی» دقیق و تمیز انجام میشود و راحتالحقوم منطقی به سفره بینندهگان میلیونی تحویل داده میشود: در جنگ دو جور آدم داریم. آدمهایی که از آن لباسها به تن دارند و آدمهایی که از آن لباسها ندارند. کشتن اولیها بلامانع است.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (03-04-2008)
-
از نسخه 4 راضی نبودم. سریع بود و سبک ولی چندبار کامپیوترم رو برد توی حالت کمای بیبازگشت
-
هزاران نقطه وبلاگی که تکتک پستهایش ارزش خواندن دارند.
-
در آمریکا چه خبره این روزها؟ همه میدونن شکنجه انجام میشده ولی اینکه قانون رسما مجوز شکنجه صادر کنه رو توی اسرائیل یا آلمان هیتلری هم فکر
-
سه اسب و سه گاری پر از کاه در حال حرکت هستند. اسب دوم از کاه گاری اول می خورد و اسب سوم از کاه دومی. شما کدام اسب دوست دارید باشید؟
-
حتی اگه هزارتا ضرر هم داشته باشه به این یکی میارزه.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
آشنایی با بازی گروهی مافیا
توجه: این نوشته در مورد بازی گروهیای به نام «مافیا» است و هیچ ارتباطی به کامپیوتر یا بازی کامپیوتری به همین نام ندارد.
من و دوستان شفیقام هنوز هم وقتی در برنامههای گلگشت یا شبنشینیهای دوستانه دور هم جمع میشویم بازیهای گروهی میکنیم. یکی از این بازیهای جالب و هیجانانگیز به نام «مافیا» را معرفی میکنم.
- اول اینکه باید تعداد نفرات دستکم 5 یا 6 نفر باشد و بهترین تعداد 9 به بالاست.
- دوم اینکه بهتر است همه با هم دوست باشید و رفتار و حالتهای یکدیگر را بشناسید.
روند بازی
یک نفر میشود حاکم (یا راوی). حدود 40 درصد تعداد بازیگران هم میشوند دزد. یکنفر رئیسپلیس و باقی پلیس. البته هویت این اشخاص هنوز معلوم نیست و با قرعهکشی به صورت ناشناس تعیین میشود. برای سادهگی فرض کنیم کلا 10 نفر باشیم. 1 نفر حاکم، 3 نفر دزد، 1 نفر ریسپلیس و 5 نفر هم پلیس میشوند.

حاکم به هر یک از بازیگران برگههایی میدهد که روی 3 تا از آنها دزد نوشته شده (این مساله کاملا باید سری باشد).
1. به دستور حاکم همه چشمهای خود را میبندند (و سرشان را هم پایین میگیرند)
2. به دستور حاکم دزدها چشمهایشان را باز میکنند. با اینکار باند دزدها همدیگر را میشناسند و در طول بازی از یکدیگر حمایت خواهند کرد. بعد به دستور حاکم همه دوباره چشمهایشان را میبندند.
3. به دستور حاکم رئیسپلیس چشمهایش را باز میکند. فقط حاکم میداند رئیسپلیس کیست. رئیسپلیس هم از هویت دزدها یا سایر پلیسها بیخبر است. بعد به دستور حاکم رئیسپلیس چشمهایش را میبندد.
4. روز میشود. به دستور حاکم همه چشمهایشان را باز میکنند. دور اول بازی آغاز میشود.
بازی به صورت دورهای انجام میشود. در طول هر دور افراد مختلف صحبت میکنند یا به دیگران اتهام دزد بودن میزنند. افراد از خود دفاع میکنند یا دلیل میآورند چرا فکر میکنند شخص معینی دزد یا پلیس است. بعد از پایان این دوره رای گیری میشود و همه به کسانی که مشکوک هستند رای میدهند. کسی که بیشترین رای را بیاورد به عنوان دزد شناخته شده و از بازی خارج میشود. او اعلام میکند دزد بوده یا پلیس.
5. شب میشود. به دستور حاکم همه چشمهایشان را میبندند.
6. به دستور حاکم دزدها چشمهایشان را باز میکنند و بیصدا به یک نفر اشاره میکنند. آن شخص توسط دزدها به قتل میرسد. به دستور حاکم دزدها چشمهای خود را میبندند.
7. به دستور حاکم رئیسپلیس چشمهایش را باز میکند. حاکم هویت یکی از دزدها را بیصدا و با اشاره برای رئیسپلیس افشا میکند. به دستور حاکم رئیسپلیس چشمهایش را میبندد.
8. روز میشود. به دستور حاکم همه چشمهایشان را باز میکنند. حاکم به همه اطلاع میدهد که یکی از پلیسها شب گذشته به قتل رسیده و او را معرفی میکند. شخص کشته شده از بازی خارج میشود. دور دوم بازی شروع میشود.
9. تکرار مراحل 4 تا 8. به همین ترتیب بازی ادامه مییابد. در پایان هر دور رای گیری میشود و یک نفر به عنوان دزد از بازی خارج میشود.
10. در صورتی که همه دزدها از بازی خارج شوند گروه پلیسها برنده هستند. در صورتی که تعداد پلیسها مساوی (یا کمتر) از دزدها شود گروه دزدها برنده است (چون پلیسها دیگر شانسی در پیروز شدن رای گیری ندارند)
ظرافتهای بازی
بازی پیچیدهگیها و ظرافتهای خاصی دارد. چند نمونه از آنها:
- دزدها چون هویت هم را میشناسند با هم هماهنگ هستند و میتوانند افکار عمومی را طوری شکل دهند که یک پلیس به عنوان دزد از بازی خارج شود. همینطور هنگام رای دادن میتوانند با هماهنگی و تمرکز آراء روی یک پلیس خاص کاری کنند که او رای زیادی بیاورد و از بازی خارج شود.
- از سوی دیگر، هماهنگی بیش از حد دزدها در جوسازی یا رای دادن میتواند باعث مشکوک شدن آنها و فاش شدن هویتشان شود.
- چون هر شب یک پلیس به قتل میرسد، پلیسهایی که زیاد باهوش باشند احتمالا به سرعت توسط گروه دزدها ترور میشوند. از طرفی اگر در طول یک دور گفتگو اختلاف جدی میان یک فرد و چند فرد دیگر باشد و آن فرد ترور شود، احتمالا گروه مخالف دزد بودهاند. پس دست دزدها در ترور افراد باهوش و خطرناک چندان هم باز نیست.
- دزدها ممکن است برای گمراه کردن پلیسها به یکدیگر اتهام دزدی بزنند و از پلیسها دفاع کنند.
- رئیسپلیس کمکم دزدها را میشناسد (چون هر شب حاکم یکی از دزدها ها را به او معرفی میکند). اما اگر اطلاعات مهمی که دارد را صریحا فاش کند دزدها حتما شب بعد او را ترور خواهند کرد. بهعلاوه معلوم نیست اگر ادعا کند رئیسپلیس است کسی حرفش را باور کند. چون ممکن است دزد باشد و دروغ بگوید.
- رفتار آدمها وقتی دزد هستند با وقتی پلیس هستند فرق میکند. پلیسها یک چهره دارند و صادقانه برای حدس زدن اینکه چه کسی دزد است تلاش میکنند. اما دزدها دو چهره دارند و باید وانمود کنند پلیس هستند. این نکته باعث تفاوتهای رفتاری یا گفتاری ظریفی در افراد میشود که میتواند در بازی بسیار کاربرد داشته باشد.

بازی گروهی یا شطرنج روانی؟
مافیا یک بازی جدی و بسیار فکری، تلفیقی از روانشناسی و دقت تحلیل و موشکافی منطقی و در عین حال فوقالعاده هیجانانگیز است. حتما آنرا در جمعهای دوستانه و تفریحی خود امتحان کنید.
به صورت کاملتر قوانین این بازی در ویکیپدیا آمده که تقریبا مشابه همین است که ما بازی میکنیم و اینجا تعریف کردم ولی نقشها اسم دیگری دارد (مافیا یا مجرم به جای دزد، شهروند یا بیگناه به جای پلیس، راوی به جای حاکم). نسخههای متعددی از این بازی وجود دارد که بسته به تعداد و کشش روانی جمع میتوانید آنرا پیچیدهتر کنید. نسخههای پیچیدهتر این بازی هم اینجا توضیح داده شده و قصد من معرفی است و نه روایت جزئیات.
خوش باشید و از این بازی لذت ببرید. مواظب باشید که در این بازی ممکن است میانه دوستان خیلی خوب یا حتی زن و شوهرها شکرآب شود!
لینکهای روز (02-04-2008)
-
یادش گرامی که هنرمند انسانی بود.
-
چند دروغ شاخدار ترجمه شده توسط بابک (وبلاگ زنگوله)
-
فقط آمریکا نیست. به نظرم در بیشتر کشورهای غربی این موضوع «کم» یا «بیش» هست
-
شاهکار طنز از وبلاگ کوچهی بی دارودرخت
-
باید این فیلم را دوباره گیر بیاورم. ویموندرس هیچوقت دیگر در این حد فیلم نساخت
-
برنامه کمانگیر به شما کمک میکنه تعداد کلمههایی که توی وبلاگتان به کار رفته بشمارید
-
قابل توجه کسانی که دوست دارند در منزل نان بربری تازه درست کنند
-
یک افزونه مهم و به درد بخور برای فایرفاکس و گوگل ریدر
-
بیش از یک چهارم بچههای 8 تا 11 ساله در انگلستان در شبکههای اجتماعی آنلاین عضویت دارند
-
برای پست جدید در EMI یکی از چهار شرکت بزرگ ضبط و پخش موسیقی در جهان
-
شاید دروغ سیزده باشه! روز 13 این خبر رو دادن
-
لطفا به این سئوال خوب فکر کنید.
-
بانک اطلاعاتی عظیم و الگوریتم جستجوی گوگل در خدمت تروریسم دولتی، خفقان و سرکوب قرار میگیرد؟
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
لینکهای روز (01-04-2008)
-
مقاله تحلیلی فوقالعاده قوی در مورد تحریم بانکهای ایران و اعلان جنگ مالی به ایران از سوی آمریکا
-
نشانی و آدرس ایمیل و تاریخ ارسال را بزنید. در همان تاریخ ایمیل ارسال میشود!
-
از ایده دروغ شخصی گفتن آن هم اینهمه خوشم آمد
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
خبر فوری: بازیهای المپیک چین تحریم شد
توجه: این نوشته دروغ روز سیزده فروردین 1387 یا اول آوریل 2008 است.
بالاخره فشارهای بینالمللی برای اعمال فشار بر دولت چین به خاطر برخوردهای خشن و تبعیضآمیز با مردم تبت نتیجه داد. به دنبال حمایت اتحادیه اروپا و بسیاری از کشورهای جهان از تحریم بازیهای المپیک چین، دیشب اجلاس اضطراری کمیته المپیک تشکیل شد و چین رسما از میزبانی بازیهای المپیک خلع گردید.با توجه به اینکه تنها کشورهای معدودی (ساحل عاج، گینه بیسائو، مراکش و ایران) اعلام آمادهگی کردند که میتوانند بازیهای المپیک را در زمان مقرر برگزار کنند مراسم قرعهکشی برای انتخاب میزبان جدید بازیهای المپیک برگزار شد و با کمال شگفتی ایران به عنوان میزبان بازیهای المپیک سال 2008 انتخاب گردید.

بازیهای المپیک 2008 در ایران برگزار میشود.
سیزدهم فروردین و اول آوریل
در روز سیزدهم فروردین در تقویم ایرانی که معادل با اول آوریل تقویم مسیحی است دروغ گفتن آزاد است. این امکان لذتبخش را فرهنگ بشری در اختیار ما قرار داده تا اگر در طول سال هوس دروغ گفتن به سرمان زده بود و خودمان را کنترل کرده بودیم، دستکم در این روز به صورت قانونی و بیدردسر امکان گفتناش را داشته باشیم. البته هستند کسانی که از این امکان بینظیر سوءاستفاده میکنند و در روزهای دیگر سال هم دروغ میگویند. اما از آنها که بگذریم بیشتر آدمها فقط در روز سیزدهم فروردین یا اول آوریل دروغهای شاخدار میگویند.
در ایران موضوع دروغ سیزده به شدت غرب نیست. دستکم دروغهای شاخدار در سطح رسانهها کمتر توی ایران سابقه دارد. ظاهرا اولین دروغ سیزده در مطبوعات در روزنامه نبرد منتشر شد که خبر درگذشت نماینده محبوب شهر را داد که تعداد زیادی از مردم هم به قصد شرکت در مراسم تشییع به سمت خانهاش به خیابانها ریختند! از موارد معاصر هم دروغ چند سال پیش مرحوم روزنامه شرق بود که نوشته بود برج تهران کج شده. یادش به خیر…
به همین مناسبت با هم نگاهی به چند دروغ معروف و تاثیرگذار که در روز اول آوریل گفته شده میاندازیم.
درخت ماکارونی:
یکی از مشهورترین دروغهای آوریل را بیبیسی گفته است (چه جمله معنی داری شد!).
در سال 1957 شبکه تلویزیونی بیبیسی در برنامه پانورامای خود تصاویر شبه مستندی پخش کرد که مردم سوئیس را در حال برداشت محصول ماکارونی از درختها نشان میداد. بینندهگان بیشماری با بیبیسی تماس گرفتند که بدانند چطور میتوانند خودشان درخت ماکارونی بکارند.
تصویر روبهرو نمایی از این برنامه را نشان میدهد. زن سوییسی در حال برداشت محصول ماکارونی از درخت سحرآمیزش است و ذرهای هم به نظر نمیرسد در حال «دروغ گفتن» باشد!
تمدنی به نام سانسریف در جنوب اقیانوس:
در سال 1977 روزنامه گاردین در مورد کشوری به نام «سانسریف» و دو جزیره به نامهای «کاس بالا» و «کاس پایین» نوشت که در جنوب اقیانوس هند واقع شده بودند. پایتخت این تمدن شهر «بودونی» بود و رهبرش فردی به نام «ژنرال پیکا». در گزارش مفصلی که هفت صفحه روزنامه را اشغال کرده بود، گاردین از دهمین سالروز استقلال این کشور و تاریخچه آن نوشته بود و همینطور توضیح داده بود که چگونه جریانهای خاص اقیانوس باعث میشوند موقعیت دقیق جغرافیایی این جزیره ثابت نباشد. گاردین برای اینکه گزارش با باورکردنی کند، حتی چند آگهی مرتبط با این کشور را نیز از شرکتهای بزرگ کنار مقاله چاپ کرده بود!
خوانندهگان هیجانزده وقتی متوجه شدند «سانسریف» (sans serif) فقط نام یک قلم برای چاپ است و چنین تمدنی وجود خارجی ندارد کلی حالشان گرفته شد!
کشور سانسریف و دروغبزرگ گاردین از موفقترین نمونههای دروغ آوریل (دروغ سیزده) بوده است و به شکلهای مختلف در ادبیات «طنز» انگلستان و غرب از آن اقتباس شده است. خود گاردین بارها و بارها در سالهای بعد از تم این جزیره برای سایر دروغهایش استفاده کرده که آخرین آن در اول آوریل سال 2006 بود که نوشته بود «سانسریف هماکنون در حوالی جنوب نیوزلند است». البته اینجا خطای محاسباتی هم رخ داده چون سرعت حرکت جزیره قبلا معادل 1.4 کیلومتر در سال اعلام شده بود و با این سرعت جزیرهها تا چند هزاره دیگر در اقیانوس هند باقی خواهند ماند و به این زودیها سر از اقیانوس آرام و نیوزلند در نخواهند آورد!
دروغهای پارسال (آوریل 2007)
نگاه کوتاهی هم داشته باشیم به دروغهای سال گذشته. البته فقط یک نگاه کوتاه!
- BMW اعلام کرد سیستم جدیدی طراحی کرده که رانندهها میتوانند موقع رانندهگی پیامهای مورد نظر خود را روی شیشه جلوی ماشین بنویسند و از این طریق با ماشینهای دیگر چت کنند. {عکس همین پایین آورده شده}
برو کنار لطفا: دروغ آوریل 2007 بیامو در انگلستان در مورد امکان نوشتن پیام روی شیشه اتوموبیل. به نظر من این ایده دیوانهکننده است و باید حتما روزی عملی شود. فکرش را بکنید اگر دیدید کسی بد رانندهگی میکند میتوانید یک حرف آبدار تحویلش دهید بدون اینکه گلویتان پاره شود. امکان مخزنیای که برای نسل جوان (به خصوص پسرها) فراهم میکند هم که نیازی به توضیح ندارد!
- گوگل از راهاندازی سرویس جیمیل کاغذی (Paper Gmail) خبرداد. کابران میتوانند نسخه کاغذی ایمیلهایشان را با پست به خانهها ارسال کنند. {+}
- نشریه رجیستر خبر داد گوگل و اپل قرار است با همکاری یکدیگر نلفن همراهی به نام ID تولید کنند که امکان دریافت یا ایجاد ارتباط را ندارد. {+}
- eBay بخش ویژهای به نام «ٰفروش فوقالعاده و باورنکردنی» در صفحه اول خود گذاشت که در آن اشیایی مانند «قالی پرنده» برای فروش گذاشته شده بودند! {عکس در فیلکر}
برای دیدن هزاران دروغ که در سالهای مختلف توسط افراد حقیقی یا حقوقی مختلف گفته شده با «موزه دروغها» و به خصوص «100 تا خفنترین دروغ آوریل» مراجعه کنید.
توجه: من این مطلب را روز 12 فرودین ماه مینویسم و 13 توی وبلاگ پست میکنم. هنوز نمیدانم فردا قرار است چه دروغهایی گفته شود. اگر بعدها توی بالاترین دیدید کسی با استفاده از سوژه المپیک چین دروغ 13 گفته لطفا به ریش من نخندید! من گردنی باریکتر ز مو دارمها!
ممنون.
بیشتر سیزده بازی کنید:
دروغهارا گردآوری کنیم
دوست دارم اینجا کلکسیون دروغ امسال درست کنم. هر جا دروغ ببنیم اینجا لینک میدهم. شما هم اگر دروغ گفتید لطفا خبر دهید. هر چه دروغ شاخدارتر بهتر! اما فراموش نکنید فقط تا پایان امروز فرصت دروغ گفتن دارید. بعد باید دستکم تا 364 روز دیگر راستگو باشید. پس بهتر است فرصت را برای دروغگویی از دست ندهید!
- تجاوز نظامی اسرائیل به حریم هوایی ایران، بمباران مرقد امام خمینی(ره) توسط دو جنگنده ی اسرائیلی (گامرون)
- مهران مدیری بازداشت شد (یولیوپرس)
- تغییرات جدید در بالاترین (شاخ به شاخ)
- گوگل مایکروسافت را خرید (KPTools)
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

