معرفی کتاب: فلسطین

این نوشته‌ را عینا از وبلاگ «نهیب حادثه» باز نشر می‌کنم.

الان که این متن نوشته می‌شود احتمالاً چند کشته‌ی جدید به تل اجساد غزه در حال اضافه شدن است. سخت است در میانه‌ی چنین وضعی آدم قصد کند به جای خون به جوش آوردن و داد زدن، پشت میز بنشیند و باقی را به خواندن کتاب قصه دعوت کند. اما اگر الان وقتش نباشد هیچ زمان دیگری هم وقتش نیست. سال ۲۰۰۱ روزنامه‌نگار تک‌رو و عجیبی به نام «جو ساکو» (Joe Sacco) کتابی منتشرکرد به نام «فلسطین» که مجموعه‌ای بود از کمیک استریپهایی که از سفرش به اسراییل و مناطق اشغالی کشیده بود. کمیک‌ها در ابتدا در قالب مجلدهای کوچک چاپ و در نهایت در هیبت یک کتاب مستقل توزیع شدند. این کتاب از هر جهت بی‌نظیر است. به عنوان یک اثر ژورنالیستی به شدت جذاب، دقیق و هدفمند است. به عنوان یک اثر روایی فوق‌العاده گیراست (البته باید حدود بیست صفحه اولش را بخوانیم تا قلابش در ذهنمان گیر کند. فصل اول بسیار گیج‌کننده است). از حیث نوآوری‌های تکنیکی هم در بالاترین سطح ممکن در ژانر خودش است.

مهم‌ترین نکته‌ی این کتاب ساختار «فراروایی» (meta-narrative) است یعنی روایت خود نویسنده را هم شامل می‌شود و بخش عظیمی از محتوای داستانی که نتیجه‌ی گزارشهای پیاپی جناب ساکو است در قالبی عرضه شده که  نویسنده خود را در معرض قضاوت هم خواننده و هم خود قرار می‌دهد. ساکو با تمام تعصبات و پیش‌داوریهای یک خارجی وارد فلسطین می‌شود و در حین ضبط وقایع آرام آرام متوجه تغییر خود نسبت به باورهای پیشینش می‌شود. خبرنگار/نقاشی که در انتهای کتاب در حال ترک فلسطین است آدمی‌ست خرد شده و عصبی که توان هضم آنچه دیده را ندارد. آدمی که با واقعیت خودش بیشتر روبه‌رو شده تا واقعیت تاریخ؛ فهمیده تا چه حد فهمیدن سخت است و دیده تا چه میزان دیدن شجاعت می‌خواهد. کتاب فقط روایت رنج و دردسر مردم فلسطین نیست. حکایت روبه‌رو شدن با روزمرگی این رنج است. اینجا قصه‌ی کشته شدن یک کودک تبدیل می‌شود به داستان طولانی زندگی یک مادر که با خاطره از دست دادن فرزندش هر روز زندگی می‌کند. شکنجه شدن یک شهروند معمولی در میان زمان درد و زمان به‌یاد آوردن درد آنقدر کشیده می‌شود که رنج شکنجه ی چند روزه در یک سلول در مقایسه با سختی زیستن با خاطراتش مقیاسی میکروسکوپی پیدا می‌کند. شهروندانی را می‌بینیم که آنقدر در فشاری متفاوت با مردمان معمولی باقی دنیا زندگی کرده‌اند که معیار حساسیتشان نسبت به چیزها به کل به هم ریخته: مرد جوانی که از به یادآوردن خاطره کشته‌شدن افراد فامیل هیچ غصه‌ای بر صورتش نمی‌نشیند، اما ذکر یک جمله‌ای این که دو ماه است بیکار مانده و جلوی زن و بچه خجالت می‌کشد آنقدر بر او فشار می‌آورد که اشک بندنیامدنی از چشمش روانه می‌شود.

کتاب پر است از روایت رنج و بیچارگی، اما چیزی که آن را یگانه می‌کند لحن راوی در برخورد با موقعیت‌های تازه است. طنز عمیق کتاب که عمدتاً معطوف به خود نویسنده است (مثلاً جایی که از مهمان نوازی عجیب فلسطینی ها می‌نالد چون به هر خانه که می‌رود صد بار باید چای بنوشد حتی اگر شده به زور) به اثر طعم عجیبی داده که به همان چای تلخ و شیرینی که  بارها می‌نوشد بی‌شباهت نیست. این کتاب باید خوانده و خوانده شود. برای هر کس که بخواهد زندگی روزمره یک فلسطینی را ببیند یا هر کس که دوست دارد تجربه‌ای غریب از روایت واقعی یک مصیبت معاصر را در قالبی کاملاً متفاوت بخواند.

چون غالب خوانندگان فارسی زبان دسترسی به منبع مستقیم خرید این اثر را ندارند، بنده‌ی حقیر جرم نقض کپی‌رایت را می‌خرم و یک نسخه تمیز و غیرقانونی را اینجا می‌گذارم. اگر پل صراطی درکار بود خوانندگان لطف کنند و من را مخفیانه رد کنند تا نویسنده و ناشر یقه‌ام را نچسبند. Joe-Sacco—Palestine

توضیح: سایز فایل بزرگ است، لطفاً صبور باشید.

نهیب حادثه

الان که این متن نوشته می‌شود احتمالاً چند کشته‌ی جدید به تل اجساد غزه در حال اضافه شدن است. سخت است در میانه‌ی چنین وضعی آدم قصد کند به جای خون به جوش آوردن و داد زدن، پشت میز بنشیند و باقی را به خواندن کتاب قصه دعوت کند. اما اگر الان وقتش نباشد هیچ زمان دیگری هم وقتش نیست. سال 2001 روزنامه‌نگار تک‌رو و عجیبی به نام جو ساکو (Joe Sacco) کتابی منتشرکرد به نام «فلسطین» که مجموعه‌ای بود از کمیک استریپهایی که از سفرش به اسراییل و مناطق اشغالی کشیده بود. کمیک‌ها در ابتدا در قالب مجلدهای کوچک چاپ و در نهایت در هیبت یک کتاب مستقل توزیع شدند. این کتاب از هر جهت بی‌نظیر است. به عنوان یک اثر ژورنالیستی به شدت جذاب، دقیق و هدفمند است. به عنوان یک اثر روایی فوق‌العاده گیراست (البته باید حدود بیست صفحه اولش را بخوانیم تا قلابش در ذهنمان گیر کند…

دیدن نوشتهٔ اصلی 461 واژهٔ دیگر

Advertisements

نویسنده: bamdadi

A little man with big dreams.

5 دیدگاه برای «معرفی کتاب: فلسطین»

  1. مانی ب :{این جنگ یک جنگ رهایی‌بخش است. جنگ یک ملت تحت ستم علیه ستمکاران، جنگ ملتی که وطن‌ش به سرقت رفته است، علیه کسانی که آن را سرقت کرده‌اند.}
    ایرانیان باید هشیارتراز این باشند و مسئله فلسطین را فقط «جنگ یک ملت» نبینند. فلسطین معضل جهانی است نه منطقه ای. غرب برای دستیابی به منابع و کنترل جهان ، «اسراییل» را بزور سلاح های کشتار جمعی و با برپایی جنگ های پی در پی سعی دارد در منطقه بچپاند و با تجزیه کشورهای منطقه– از موریتانیا تا افغانستان منطقه را بنفع «اسراییل بزرگ» آرایش دهد.
    بهمین منظور، شناخت سیاست قدرتهای غربی و امتدادش بسیار مهم است.
    در سال 1907 نخست وزیر امپراتوری بریتانیا، هنری کامبل بانرمن، در «بانرمن ریپورت» نوشت:
    در این جهان مردمانی (اعراب) هستند که مناطق گسترده مملو از منابع سرشار آشکار و از نظر دور را کنترل می کنند. این مردمان(مسلمانان)مسیر تقاطع راه ها در جهان را کنترل می کنند. سرزمینشان گهواره تمدن ها و پیدایش ادیان بوده است. این مردم یک دین ، یک زبان، یک تاریخ و آرمان و آرزوهای مشابه دارند. هیچ مانع طبیعی نمی تواند این مردمان را از هم جدا کند… اگر -خیال کنید شانسی – مردمان این سرزمین با هم متحد شوند و یک ملت را تشکیل دهند، آنوقت می توانند سرنوشت دنیا بدست گرفته و اروپا را از نقاط دیگر جهان جدا کنند. از آنجایی که باید این احتمالات جدی گرفته شود، باید یک زائده خارجی ( اسراییل) در قلب این منطقه کاشته شود و با برپایی جنگ های پی در پی و بی پایان سبب تضعیف نیروی آن شده تا از پیدایش چنین ملتی جلوگیری کند. این طرح (دسیسه) می تواند به اهداف غرب در این منطقه کمک زیادی رساند.
    بنابراین؛ سرنوشت فلسطین مسئله منطقه و یک ملت نیست. سرنوشت فلسطین به سرنوشت ایران و مردم جهان رابطه ی مستقیم و سرنوشت ساز دارد. فراموش نکنیم. ما وقتی از مردم فلسطین علیه مشتی جنایتکار دفاع می کنیم تنها مردم فلسطین و کودکانشان را مدح نظر نداریم بلکه به سرنوشت ایران و کشورهای منطقه و قاره ی آسیا ، آفریقا، و آمریکا هم حساس هستیم.

    http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=12945

    }The Alternate Information Center in Beit Sahour, a joint Palestinian-Israeli organization promoting justice, equality and peace for Palestinians and Israelis recently put up a post. It was a quote from The Bannerman Report written in 1907 by the Prime Minister of Great Britain, Sir Henry Campbell-Bannerman, and, as it was strategically important it was suppressed and was never released to the public until many years later:
    “There are people (the Arabs, Editor’s Note) who control spacious territories teeming with manifest and hidden resources. They dominate the intersections of world routes. Their lands were the cradles of human civilizations and religions. These people have one faith, one language, one history and the same aspirations. No natural barriers can isolate these people from one another … if, per chance, this nation were to be unified into one state, it would then take the fate of the world into its hands and would separate Europe from the rest of the world. Taking these considerations seriously, a foreign body should be planted in the heart of this nation to prevent the convergence of its wings in such a way that it could exhaust its powers in never-ending wars. It could also serve as a springboard for the West to gain its coveted objects.”{

    دوست داشتن

  2. گلن‌گرین‌والد نشریه‌ی جدیدی راه انداخته است به نام The Intercept. حتما دنبال کنید.

    در این قسمت اسناد جدیدی از پرونده‌ی اسنودن فاش می‌شود. افزایش همکاری‌‌های اطلاعاتی NSA و سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل، انگلیس و کشورهای عربی در سال‌های اخیر. اسناد منتشر شده نشان می‌دهند که دولت آمریکا و متحدان نزدیکش در تهاجم‌های اسرائیل علیه همسایه‌هایش نقش مستقیم بازی کرده‌اند. این دخالت مستقیم چهره‌ای متفاوت از «تظاهر اوباما به بی‌طرفی در مناقشه‌ی بین اسرائيل و فلسطنی و مذاکرات صلح» به تصویر می‌کشد.}

    اینهم شد اسناد. این موضوع و بیشتر از آن را که همه میدانند. سازمانهای جاسوسی غرب برای زدن ماسک «دموکراسی» همیشه اطلاعاتی را که همه می دانند برای فریب مردم منعکس می کنند. برای اینهم برنامه فریب مردم جهان هدف است. برنامه اسنودن و گرین والد بسیار مشکوک است. در دهه 90 ام ای 6 نام عده ای از لیست 135 نفری را که جوروج اورول لو داده بود منعکس کرد. فقط نام هایی که معرف حضور اکثر روشفنکران بود نه بیشتر. در مورد کودتای 28 مرداد هم همینگونه رفتار کرده اند.

    دوست داشتن

من همه‌ی کامنت‌های وارده را می‌خوانم. اما ‌لطفا توجه داشته باشید که بنا به برخی ملاحظات شخصی از انتشار و پاسخ دادن به کامنت‌‌هایی که (۱) ادبیات تند، گستاخانه یا بی‌ادبانه داشته باشند، یا (۲) در ارتباط مستقیم با موضوع پستی که ذیل آن نوشته شده‌اند نباشند و یا (۳) به وضوح با نشانی ای‌میل جعلی نوشته شده باشند معذور هستم. در صورتی که مطلبی دارید که دوست دارید با من در میان بگذارید، از صفحه‌ی تماس استفاده کنید. با تشکر از توجه شما به بامدادی.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s