سوال: بر اساس شاخص توسعه انسانی (human development index)، توسعهیافتهترین کشور آفریقایی کدام است؟
راهنمایی: شاخص توسعهٔ انسانی بر مبنای محاسبات آماری و با در نظر گرفتن معیارهایی نظیر سطح رفاه عمومی به خصوص رفاه کودکان محاسبه میشود که شامل سه بعد اصلی زیر است:
- عمر طولانی و سالم: امید به زندگی در لحظهٔ تولد
- دسترسی به دانش و معرفت: میانگین سالهای آموزش در مدرسه، مدت زمان رسمی آموزش در مدرسه
- سطح زندگی قابل قبول (درآمد سرانهٔ ناخالص ملی)
بر اساس شاخص توسعهٔ انسانی کشورهای دنیا به چهار دستهٔ اصلی «توسعهٔ انسانی بسیار زیاد»، «توسعهٔ انسانی زیاد»، «توسعهٔ انسانی متوسط» و «توسعهٔ انسانی کم» تقسیم میشوند. کشور مورد نظر ما در دستهٔ «توسعهٔ انسانی زیاد» قرار دارد و توسعهیافتهترین کشور آفریقایی است.
با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آنرا از طریق اشتراک در خوراک آن پیگیری کنید. استفاده از مطالب و عکسهای منتشر شده در وبلاگها و فوتوبلاگهای من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.
همین توسعهیافتگی لیبی میتونه نشون بده چرا مردم این کشور مطالبات دموکراتیک دارن.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B2%D9%84%D9%88
اشتباه نکنید . شاخص مورد نظر خیلی برازش خاصی با پیشرفته بودن و یا رفاه جامع انسانی و داشتن کرامت انسانی ندارد. کشوری که با پول نفت مردمانش را پولدار نگهدارد برایشان مدرسه و بیمارستان بسازد میتواند که این شاخص را بالا ببرد. تقریبا تمام کشورهای جنوب خلیج فارس درجاتی مناسب (مثل بعضی از کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی) دارند ولی این کجا و آن کجا.
در مورد لیبی هم به همین صورت است. به غیر از آن لیبی در اوائل دهه ۸۰ درآمد سرانهاش از ایتالیا ( که زمانی تحت استعمارش بود) هم بالاتر بود. ولی باز این کجا و آن کجا.
اشتباهی در کار نیست. داشتن مدرسه یا غذا یا طول عمر خوب است و بهتر از نداشتن مدرسه یا سوءتغذیه یا عمر کوتاه است. حالا چه با پول نفت ایجاد شود و چه با پول مالیات.
بحث این که چقدر این توسعه پایدار است و یا شاخصهای دیگر مثل آزادی بیان یا آزادی فعالیتهای اقتصادی و غیره چقدر است بماند. اما نفس این چیزها بد نیست و گرفتن آنها با بمب و به بهانههای واهی نمیتواند توجیهی داشته باشد.
كاملا درست مي فرماييد.
اجازه دهيد به سبك خود حضرتعالي بگويم:
اشتباهي در كار نيست. سقوط ديكتاتور خوب است و بهتر از دوام سلطه ي يك شخص يا يك خانواده بر هستي و سرنوشت انسانها است. حال چه با مبارزه ي مسلحانه حاصل شود و چه با يك تحول مسالمت آميز.
بحث اين كه چقدر سرنگوني ديكتاتور به زور اسلحه به معني تامين آزادي انسانها خواهد بود يا شاخصهاي ديگر مثل گفتمان دموكراتيك نزد انقلابيون يا درجه ي استقلال ايشان از قدرتهاي خارجي و غيره چقدر است بماند. اما به هرحال نفس سرنگوني ديكتاتورها بد نيست و محكوم ساختن اين روند به بهانه هاي واهي نمي تواند توجيهي داشته باشد.
پ.ن.) اين سخناني كه در بالا آوردم البته از نظر خود من صحت كافي ندارند و بلكه خطرناك هم ارزيابي مي شوند. ولي درست به همين دليل پاسخ شما درباره ي ارجمندي امكانات زيستي در ليبي قذافي اشتباه و نادرست به نظرم مي رسد.
هنوز خیلی خیلی زود است که بتوانیم بفهمیم که اینها از مردم گرفته شده و یا خیر. و بعد این که هر تغییری یک هزینهآی دارد . امید این است که این هزینه کوتاه مدت باشد. در مورد مردم عراق این هزینه به هیچ وجه کوتاه مدت و یا کم نبود. اما باز نشانهای ندیدهام که مردم بخواهند به دوران صدام برگردند. آنها میان گزینهی باصدام و بدون صدام نوسان نمیکنند. آنها روزگار بدون صدام را میخواهند اما همچنین بدون آمریکا و همچنین بدون ناامنی. اشتباه است که خودمان را محدود به این دو حالت بکنیم.
در ضمن همانطور که اشاره کردی شاخص مورد نظر خیلی یک شاخص پایدار نیست. اگر که عوامل ایجاد کنندهاش (نفت) از بین برود فروکش کردن آن شاید به یکی دو دهه نکشد. مثال مقایسه لیبی و ایتالیا را هم از همین رو آوردم که عدم پایداریها را بزرگ کنم (اگر چه اصولا تاثیرات hdi طولانی مدتتر از gdp است).
دوست عزیز شهریار.
اولا که بحث هزینه است و حق تعیین سرنوشت. و گرنه مگر گزینههای پیش روی یک ملت حتما باید یکی از دو گزینهٔ «دیکتاتوری صدامی» و «نابودی کشور و جنگ داخلی و تجاوز نظامی» باشد؟ نکته اینجاست که من خودم را به این دو گزینه محدود نکردهام، اما ظاهرا بسیاری فقط این دو گزینه را میبینند و در نتیجه هر گونه انتقاد از سیاستهای نظامی و توسعهطلبانه علیه این کشورها را حمایت از دیکتاتوری تلقی میکنند. تو گویی هیچ راه دیگری نبوده و نیست و نمیتواند وجود داشته باشد.
در مورد انتقاد از شاخص توسعهٔ انسانی. ببینید اصولا هر کدام از این شاخصها به خاطر ماهیت تجمیعیای که دارند دارای میزان زیادی خطای عمومی سازی و حذفسازی جزییات زمانی یا مکانی یا معنایی مهم هستند. من به خوبی به ایرادهایی که چنین شاخصهایی دارند واقف هستم. اما سوالی که از شما و دوستان میپرسم این است که من در مواجهه با فضای کاملا غیرعلمی و تقریبا مذهبی حاکم بر «دیکتاتور رفت هورا!!» یک مثال «اندکی اکادمیکتر» و «قابل استنادتر» در مقایسه با «هورا کشیدن» ارائه دادم. در مقابل دوستان ناگهان موضع آکادمیک میگیرند و ایرادهای شاخص فلان را از توی وب استخراج میکنند (دیدم که دوستی اینکار را کرده بود). بحثی است درست و متین و اصلا همین هم باید باشد. اما حالا که اینقدر حواسمان هست و دقیق بحث میکنیم اجازه دهید یک پله برگردیم عقب و ببینیم آن گزارههایی که بدیهی فرض کردیم را هم آیا همینقدر منطقی و علمی یا موشکافانه نقد میکنیم؟ مثلا گزارههایی شبیه «وضع فلان کشور بد است پس اقدام نظامی علیه آن توجیه دارد و هر هزینه ای هم که داشته باشد باز بهتر از قبل است».
خیلی جالب بود… اصلاً فکرش رو نمیکردم. البته از لحاظ توسعهی سیاسی٬ که آمار هم نمیدونم داره یا نه٬ لیبی حتماً کشور توسعهیافتهای نیست. وگرنه ما الان نگرالن این نبودیم که در لیبی بعد از قذافی چه خواهد شد…
سلام جناب بامدادی
متاسفانه رسانه ها همه چیز را وارونه میکنند
این هم تکمیلی برای دو پست اخیرتان
http://www.ayenehrooz.com/?p=10745
دروغ های جاسوسان سازمان سیا و ام آی 6 که خود را «ژورنالیست» معرفی می کنند و مرتکب جنایت علیه بشریت شده اند، در صدد کشتن خبرنگاران خارجی و شهروندان لیبی هستند.
تری میسان نظیر مهدی داریوش ناظم رعایا تأیید کرد که لیبی هنوز بطور کامل زیر کنترل اوباشان نیست.
او هم نظیر ناظم رعایا جان خود را در معرض جاسوسان سازمان سیا ، ام آی 6 که نقاب دروغین «ژورنالیست» بر صورت کریه خود زده اند می بیند.
لطفا» ویدئو زیر را از نظر گذرانده و بطور وسیع در اینترنت پخش کنید.
http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=26132
Gaddafi was a better man than Saddam, and the early years of his political career were not without genuine achievements: overthrowing King Idris’s monarchy, eliminating the UK and US military bases from Libya, nationalizing the country’s natural resources, building a welfare state. Libya under Gaddafi was also the country that initiated the oil embargo against the US support for Israel during the Yom Kippur war.
Down to US, NATO and Turkey. Down with corrupt Iranian elite and agents of the West, including Larijani/Tavakkoli who congratulated the CIA agents pose as ‘rebels’.
Down with Erdogan, the idiot Zionist servant.
Moscow and Beijing must accept their shares of the blame in destruction of Libya.
Death to Russia, Death to China where let Libya to be destroyed. We want nothing but TOTAL DESTRUCTION OF THE WEST AND THOSE WHO DID NOT USE ‘VETO’ POWER TO PREVENT LIBYA DESTRUCTION.
SHAME ON CHINA, RUSSIA AND RACIST INDIA.
the rise and fall, decolonization and neocolonization, of Libya, has been turned into a farce, not only by the absurd propaganda of the coup leadersbut also by the equally absurd phrase-making of those leftists, especially Arab and Wester. Cry that we are come to this great stage of fools.
DOWN WITH JUAN COLE (BAHAI), THE ZIONIST JEWS INCLUDING ROBERT FISK, RICHARD FOLK, LOUIS PROYECT, NOAM CHOMSKY,AND HIS SITE ZMAG, WHICH IS THE US GOV FRONT, POSING AS ‘PROGRESSIVE’, TO DIVIDE THE STUPID ‘LEFT’ IN THE WEST. There is neither ‘progressive’ or ‘left’ in the west. They try to fool you to push the interest of the racist states of the West.
شهروندان لیبی و حامیان معمر قذافی توسط «شورشیان» قتل عام شدند.
A grisly scene was discovered in Tripoli today, when reporters came across a former Gadhafi camp in central Tripoli where pro-regime fighters were found massacred, including a number that were bound before their execution.
چندین نفر از کشته شدگان را در زمین بیمارستان پیدا کردند که برای سازمان ملل شوکه آور بود. اکنون غرب شیاد مکررا» اعلام می کند که قذافی و «شورشیان» هر دو مرتب جنایت علیه بشریت شده اند ولی از جنایت ناتو/آمریکا سخنی بمیان نمی آورد.
بنظر می رسد که غرب در نظر دارد از «شورشیان» تروریست حداکثر استفاده را بکند و بعد از غلبه کامل بر لیبی آنان را مانند طالبان با چسباندن مارک تروریست به قتل رساند. این کار توسط آمریکا ، انگلیس و فرانسه علیه مردم مسلمان مرتب در تاریخ تکرارشده است اما مسلمانان جاهل هنوز دوزاریشان نیافته است و همچنان با غرب علیه منافع خود همکاری دارند.
باند مرتجع لاریجانی/توکلی مانند سران نوکرصفت عرب ازعاملین سازمان سیا/ ام آی 6 و موساد – «شورشیان» – حمایت کردند.
با وجود بمباران شدید لیبی توسط ناتو/ آمریکا، غرب هنوز نتوانسته است پایتخت را بزیر کنترل کامل خود در آورد.
UN spokesman Rupert Colville promised an investigation into the killings, and urged rebel leaders to “take active steps to ensure that no crimes, or acts of revenge, are committed.”
به سخنگوی سازمان ملل باید گفت: خفه شوید – خجالت بکشید . شما بیش از آنچه که فکر می کنید در دنیا افشا شده اید. مردم از بازی شما خسته شده اند. گورتان را گم کنید. شما در جنایت علیه بشریت با غرب شریک اید.
Yet the growing concern about the behavior of the rebels hardly begins or ends with this single incident. Amnesty International is also reporting that the rebel faction has been conducting mass arrests of black people across the nation, terming all of them “foreign mercenaries” but with growing evidence that a large number were simply migrant workers.
به نظر من این تحلیل بسیار از حرف شما دقیق تر است:
http://www.amirhm.com/2011/08/blog-post_25.html?utm_source=feedburner&utm_medium=feed&utm_campaign=Feed%3A+amir-hm+%28%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%29
بگزارش خبرگزاریها، امروز (٣۱ مرداد ۱٣۹۰) طرابلس پایتخت لیبی پس از پنج ماه بمباران «بشردوستانه» استعمارگران امپریالیسم غرب بفرماندهی عمال صهیونیزم جهانی اعم از صهیونیستهای یهودی، مسیحی و اسلامی، سقوط کرد و همین سرهنگ قذافی و یارانش که ٤٢ سال پیش آنها را از کشور بیرون رانده بودند، با اشعال پایتخت از سوی آدمکشان حرفه ای غرب که از آغاز دوران برده داری بدین سو به این حرفه خو گرفته اند، خلع دولت زیر رهبری وی از قدرت، تقریبا حتمی شده است.
لازم به تأکید است که مسئولیت فاجعه هولناک بازگشت استعمار وحشی به لیبی و تمام پیامدهای آن، قبل از همه بر عهده شورای به اصطلاح امنیت سازمان ملل متحد زیر سیطره امپریالیستهای آمریکا و اروپا می باشد که بخصوص طی بیست سال اخیر نقش اسب تروای استعمار را ایفا نموده و برای اشغال لیبی نیز در اثر سیاستهای همواره مرموز چین و دولت سرمایه داری مافیایی روسیه، قطعنامه کذایی ١٩٧٣ را صادر کرد.
طبق یکسری برآوردهای تخصصی، در جریان پنج ماه بمباران بلاوقفه لیبی، تمام زیرساختهای این پیشرفته ترین کشور در میان کشورهای آفریقایی و خاورمیانه که برای نمایش یکی از معجزه آساترین دستاوردهای خود (آبرسانی صحرای وسیع لیبی) آماده می شد، بکلی نابود گردید و صدها هزار نفر از مردم آن یا کشته و مجروح شدند و یا خانه و کاشانه خود را ترک نموده، بدامن وحوش غرب پناه بردند.
یکی دیگر از فاجعه بارترین پیامدهای جنگ استعماری که از همان روزهای اول خود را نشان داد، بیکاری توده ای، بیکار شدن و فرار بیش از یک میلیون نفر کارگر خارجی از این کشور بود.
بسیاری از ناآگاهان، سعی می کنند وحشیگری امپریالیسم جهانی در لیبی را با حاکمیت تقریبا ٤٢ ساله سرهنگ معمر قذافی توجیه نمایند بدون اینکه توجه داشته باشند عمر رژیمهای پادشاهی انگلیس، هلند، بلژیک، دانمارک، سوئد، نروژ، ژاپن، مترسکهای کشورهای حاشیه خلیج فارس و دریای عمان و دیگر کشورهای سلطنتی، دهها و صدها بیشتر از عمر رژیم قذافی در لیبی می باشد که هنوز هم پایانی بر هیچیک از آنها متصور نیست.
بازگشت استعمار به لیبی، تازه آغاز تراژدیهای بغایت هولناکتر مردم این کشور است. از این پس، مردم این کشور باید در انتظار روزهایی بنشینند که طبق دستور العمل بانک جهانی سن بازنشستگی افزایش داده خواهد شد، بهداشت و طب و تحصیل رایگان و دیگر امتیازات اجتماعی از بین خواهد رفت، اعتیاد، فحشا، دزدی، قتل و جنایت، همچون عراق، افغانستان، یوگسلاوی، جمهوری های سابقا عضو در اتحاد شوروی بیداد نموده و از میان مردم، همه روزه صدها و یا بسته به تعداد جمعیت کشور، هزاران نفر را قربانی خواهد گرفت. فجیع تر از همه این است، که از این پس، خاک صحراهای گسترده لیبی زیر سم وحوش دو پای غرب استعمارگر بر آسمان بلند خواهد شد و ثروتهای زیر و روی آن برای تسکین دردهای بحران ساختاری سرمایه داری در غرب امپریالیستی، بی محابا به تاراج خواهد رفت.
بدون اینکه بخواهم تمام جوانب فاجعه اشغال استعماری لیبی را ریز بریز و مورد بمورد بشمارم، با صراحت تمام اعلام می کنم که، بازگشت استعمار غرب به کشور لیبی و فاجعه کشتار جنون آمیز مردم آن و همچنین، دیگر کشورهای استعمارزده، مایه ننگ و سرافکندگی ابدی بشریت مدعی آگاهی، آزادیخواهی، صلحدوستی و عدالت طلبی، قبل از همه، اقشار و طبقات اجتماعی محروم و استثمار شونده می باشد که از تمام فرصتها و امکانات موجود برای توقف ماشین آدمکشی استعمارگران و جنگ سالاران غرب امپریالیستی و عقب راندن آن بهره نجستند.
http://iaawn.blogspot.com/
رونامه ها نوشته اند:
{اوغلو كه با شبكه تلويزيوني «ان.تي.وي» گفتوگو ميكرد، گفت: سه روز پيش كه در ديداري سرزده به «بنغازي» رفتم و با رهبران شوراي انتقالي ليبي ديدار كردم، تصرف طرابلس به دست مخالفان را به ورود پيامبر اسلام (ص) به مكه تشبيه كردم و از آنها خواستم تا مانند پيامبر رفتار كرده و همه را ببخشند.
اين تشبيه توسط آقاي اوغلو، در حالي صورت ميگيرد كه پيش از اين، «كلود گيان»، وزير امور خارجه اسبق فرانسه گفته بود، حضور ناتو در ليبي، تداوم جنگهاي صليبي است و گویا اين تشبيه كه گروهي در ليبي را به ياران رسول خدا و حتماً رهبران آنها را هم به پیامبر خدا تشبيه كرده، همان نكته را به اذهان میآورد كه احتمالا حزب عدالت و توسعه، هرچند نام اسلام را بر دوش ميكشد، بیش از آن به فكر گسترش افكار شوونيستي و ناسيوناليستي بازمانده از دوران عثماني است و حال كه نميتواند به فتح سرزمين بپردازد، به فتح اقتصاد و افكار اين كشورها روي آورده است.
در همین باره، «محمد نورالدين» در يادداشتي كه امروز در روزنامه «السفير» چاپ بيروت منتشر كرده، با اشاره به اين رويداد نوشته است: بیگمان، آنچه در ليبي روي داد، جنگ اسلام و شرك نبود، بلكه نبردي بود ميان ساكنان صحراي ليبي و با حمايت كشورهاي عضو ناتو ـ با هدف غارت ثروتهاي اين كشور ـ و همه به خوبي بر اين نكته آگاهند كه كشورهاي عضو اين سازمان، چه نقشههايي براي اين كشور در سر دارند و هنوز قذافي پيدا نشده، براي ماترك او به رايزني و برگزاري نشست و كنفرانس آشكار و پنهان روي آوردهاند.}
نابود باد دلقکان نوکرصفت ترک – مرگ بر ترکیه سگ زنجیری صهیونیسم/امپریالیسم – جنایتکاران جنگی اردوغان و اوغلو که در قتل عام مردم لیبی سهم بسزایی دارند را در سایت های خود بطور وسیع افشا کنید.
مردم ترکیه باید جوابگو باشند که چرا با سکوت خود با این جنایتکاران همکاری می کنند.
گریگ موری می نویسد:
I had hoped that the general population in Europe is so educated now that obvious outright lies would be rejected. I even hoped some journalists would seek to expose lies
این موضوع در مورد مردم ترکیه و ایران هم صدق می کند. مردم آمریکا که همچنان در فروشگاهها مشغول خرید بنجل هستند.
موری نوشت که مردم سیرته که از قذافی حمایت می کنند نظیر حامیان در طرابلس دلیرانه علیه متجاوزین ناتو/سازمان سیا جنگیدند.
http://www.craigmurray.org.uk/archives/2011/08/sirte-the-apotheosis-of-liberal-intervention/
سیستم نئولیبرالیزم غرب نه تنها مردمان خود را بی تفاوت نسبت به جنایت های دول فاسد خود بار آورده است، بلکه روی مردم مسلمان هم بی تأثیر نبوده است. مسلمانان جاهل، خودفروش و کودن – نظیر جاسوسان وعاملین سازمان سیا و ناتو در لیبی و سوریه که پروپاگاندای صهیونیستی لقب «شورشیان» به آنان داده ااست – با چنددستگی که توسط غرب به آن دامن زده می شود تیشه به ریشه خود می زنند و خود را مبدل به سربازان کم ارزش و بی بها برای کشور گشایی غرب کرده اند. غرب ابتدا از آنان برای مقاصد پلید خود از جمله بزیر کشیدن کشورهای اسلامی و دزدیدن منابع طبیعی و انسانی و بازارشان مورد استفاده قرار می دهد و سپس چوب را تا ته به پشت تک تک آنان فرود می کند.
بنظر می رسد افراد فرصت طلب و خودفروش از این کار لذت می برند زیرا باعث ارضای جسم و روح آنان می شود.
از آنجاییکه افراد نمی توانند باور کنند که سران نوکر صفت عرب و ترک علیه منافع مردم مسلمان با غرب همکاری دارند و آنان را
به این روز سیاه انداخته اند؛ آقای *پل گریگ رابرتز* که مقالاتی علیه سیاستهای غرب در کشورهای اسلامی می نوشت، بعد از دیدن
همکاری سران نوکرصفت عرب و ترک و نوشتن نقدی بر آن ، ازنوشت این مقالات دست برداشت و اکنون بیشتر کوشش خود را در زمینه ی اقتصادی بکار می گیرد.
ترکیه ؛ عربستان سعودی و سران مرتجع عرب در خلیج فارس و همچنین اخوان المسلمین ایران در کیهان ، سایت الف و خانواده فاسد لاریجانی که به اوباش سازمان سیا و ناتو تبریک گفتند در جایی که هنوز طرابلس در آتش می سوخت ومردم سیرته و توسط «شورشیان» و بمباران ناتو قتل عام می شدند.
الیت فاسد ایران با ناتو و جاسوسان سازمان سیا علیه قذافی و مردم لیبی همکاری صد در صد داشت.
نابود باد باند فاسد و مرتجع لاریجانی / حسین شریعمداری / احمد توکلی ، از اخوان المسلمین ایران ، که با غرب همکاری صد در صد علیه مردم لیبی داشت و خواهیم دید که عاملین به ساز چه کسانی خواهند رقصید. آیا غیر از امپریالیسم و صهیونیسم و عربستان سعودی کس دیگری را سراغ دارید که «شورشیان » با آنان بخوابند؟ مسلما» جواب *نخیر* خواهد بود.
اکنون در مقابل اخوان المسلمین جاسوس و عامل در سوریه ایران بازهم مانند سودان سیاست منفعلی را پیشه کرده است و «شورشیان» سوریه که همان جاسوسان اخوان المسلمین باشند را افشا نکرده است. خواهیم دید که در سوریه هم خانواده مرتجع لاریجانی (که غرب لقب «خانواده کندی» به آنان داده است) از اولین افرادی باشند که سرنگونی رژیم در سوریه و ایران را به غرب تبریک بگویند تا خود بر ایران حکمرانی کنند. زهی خیال باطل. شرمتان باد.
مردم ایران پوزه دشمنان ایرانی نما را قبل از هر کاری بر زمین خواهند زد. این افراد دغل باز از دشمنان ایران و ایرانیان هستند و برای رسیدن به قدرت مانند مجاهدین تروریست حاضرند در هر رختخوابی که لازم باشد بخوابند.
* * *
رژیم آفریقای جنوبی حاضر نشده است که عاملین سازمان سیا/ناتو و ترکیه را به رسمیت بشناسد. ما از آقای احمدی نژاد تقاضا داریم که این جنایتکاران را برسمیت نشناسد و از افرادی که نه ته پیازند و نه سر پیاز – مانند علی لاریجانی – خود سر به این عامل و آن جاسوس از طرف مردم ایران تبریک نگویند.
مردم باید از دول دنیا تقاضا کنند که بجای برسمیت شناختن اوباش سازمان سیا مشت خود را بر پوزه تک تک آنان بکوبند زیرا
با برسمیت شناختن جنایت علیه بشریت هیچکس – تکرار می کنم – هیچکس * امنیت * نخواهد داشت. فقط جاهلان و فرصت طلبانند که قادر به شناخت منافع خود نیستند.
ترکیه سگ زنجیری امپریالیسم از طریق رییس جمهورش عبدالله گل اعلام می کند که»ما» به بشار اسد دیگر *اعتماد* نداریم. این مرد کوچک نمی داند که مردم به ترکیه – اسب تروا – با بیشترین تعداد ژورنالیست های در بند در دنیا اعتماد ندارند.
باید به این شخص گفت که تو چطور جرات می کنی چنین بگویی؟ مردم سوریه بارها با تظاهرات میلیونی بنفع اسداعلام کرده اند که به رهبر خوداعتماد دارند و سوریه خواهد توانست اغتشاشات کنونی را که توسط دشمنان از جمله سران نوکر صفت ترک به نفع امپریالیسم/صهیونیسم برای آرایش «حکومت جهانی» به طریقه «پروتوکال » دامن زده می شود را بزیر کنترل در آورد. ترکیه با این خوش خدمتی می خواهد مقام نوکر ارشد در منطقه را کسب کند و روی دست عربستان سعودی بلند شود.
وبلاگ نویسان ایرانی باید دسیسه دشمنان از جمله ترکیه علیه مردم منطقه را در وبلاگ های خود بطور وسیع افشا کنند تا از یک لیبی دیگر جلوگیری شود. سکوت در این باره همانا همکاری با دشمنان مردم منطقه است.
نقش ناتو و ترکیه در قتل عام مردم لیبی در دنیا افشا شده است. سران نوکرصفت ترک نظیر سران غرب، جنایتکار جنگی محسوب می شوند و باید دستگیر شوند و به دادگاه بین المللی – ابزار دول قدرتمند که باغ وحشی بیش نیست – گسیل داده شوند.
ایرانیان باید از رفتن به ترکیه وکمک بلیونها دلار به اقتصاد نئولیبرالیزم آن کشور جدا»
خودداری کنند زیرا این کمک ها در حقیقت حمایت ا سران نوکرصفت ترک است که بیش از 62 سال است به اسراییل خدمت می کنند و چکمه ها و تنبان های سربازان اسراییلی را می دوزند. این چکمه ها محکم به در خانه های مردم در بند – فلسطینی ها – می کوبد تا برچشم و صورت آنان فرود آید.
جنگ «بشر دوستانه» علیه سوریه؟
http://g-honar-v-mobarze.blogfa.com/post-116.aspx
طرح نظامی گسترده علیه سوریه:
در حالی که لیبی، سوریه و ایران روی نقشۀ نظامی به عنوان هدف مشخص شده اند، این گسترش استراتژیک، اگر به اجرا گذاشته شود، روسیه و چین را تهدید خواهد کرد. هر دو کشور سرمایه گذاری ها و مبادلات نظامی و تجاری با سوریه و ایران دارند. از سوی دیگر ایران در بطن سازمان هم کاری شانگهای در مقام ناظر حضور دارد.
گسترش جنگ جزء برنامۀ نظامی است. از سال 2005، ایالات متحده و هم پیمانانش به انضمام شرکای دیگر ناتو و اسرائیل، در گسترش و ذخیرۀ بسیار زیاد سلاح های پیش رفته فعالیت داشته اند. سامانه های دفاع ضد هوایی ایالات متحده، کشورهای عضو پیمان ناتو و اسرائیل کاملا به شکل مجموعه ای واحد در آمده است.
نقش اسرائیل و ترکیه آنکارا و تل آویو هر دو در شورش های مسلحانه دخالت دارند. چنین عملیاتی با هم آهنگی هر دو دولت و مأموران اطلاعاتی آنها صورت می پذیرد. بر اساس گزارشات رسیده، موساد سازمان اطلاعاتی اسرائیل به شکل مخفیانه از گروه های مسلمان با گرایش سلفی افراطی که اواسط ماه مارس در جنوب سوریه در آغاز جنبش اعتراضی در «درعا» وارد عمل شدند پشتیبانی کرده است. گزارشات حاکی از این امر است که امور مالی جنبش اعتراضی از جانب عربستان سعودی تأمین شده است. دولت ترکیه، نخست وزیر اردوغان از گروه های اپوزیسیون در تبعید و در عین حال از شورشیان مسلح اخوان المسلمین در شمال سوریه پشتیبانی می کند.
«اخوان المسلمین» (برادران مسلمان) (که رهبر ارشد آن در انگستان در تبعید به سر می برد) به همین گونه حزب التحریر (حزب آزادی) از اجزاء این شورش هستند. هر دو سازمان از پشتیبانی سرویس اطلاعاتی انگلستان (ام 16) برخوردارند. هر دو سازمان اسلامی اعتراف کرده اند که هدفشان متزلزل ساختن دولت مدنی (غیر مذهبی) سوریه است.
در ماه ژوئن، یگا ن های نظامی ترکیه، رسما به بهانۀ نجات پناهندگان سوریه، از مرز شمالی سوریه عبور کرده بودند. دولت بشارالاسد ترکیه را به حمایت از نیروهای شورشی در شمال کشورش متهم کرد : ژوئن در شمال سوریه، نیرویی معادل 500 نفر از مبارزان شورشی به مواضع ارتش سوریه حمله کردند. شورشیان گزارش داده اند که هدف آنها یک پادگان اطلاعاتی ارتش در نزدیکی مرز ترکیه بوده است، و طی 36 ساعت نبرد 72 سرباز کشته شدند. یکی از افسران اعلام کرد که «ما کشف کردیم که این جنایتکاران (مبارزان شورشی) از سلاح های ارتش ترکیه استفاده می کنند و این موضوع خیلی نگران کننده است».
این بار، نخستین باری بود که رژیم اسد ترکیه را به حمایت از شورشیان متهم می دانست [...]. افسران گزار شداده اند که شورشیان یگان نظامی ارتش سوریه را به خارج از «جیزر ال شوقور» به عقب نشینی واداشتند و سپس کنترل شهر را به دست گرفتند، و پیش از آن که نیروهای دولتی از راه برسند، ساختمان های دولتی را غارت کرده و به آتش کشیدند [...]
یکی از افسران سوری که که بازدید منطقه ای را هدایت می کرد اعلام داشت که شورشیان از شاخه های القاعده تشکیل شده بودند و سلاح ها و مهمات ترکیه استفاده می کردند ولی دولت آنکارا را به دلیل پشتیبانی نظامی از آنها متهم نکرد.»
اگرچه رسانه های غربی حمایت خارجی از شورشیان اسلام گرا را کتمان کرده اند، با این وجود برخی منابع اطلاعات غربی آن را تأیید کرده اند. بر اساس گزارش افسر اسبق سرویس اطلاعاتی بریتانیا (ام آی 6) آلیستر کروک( به همین گونه مشاورین ارشد اتحادیۀ اروپا) : «دو نیروی مهم پشت این شورش در سوریه است، سنی های افراطی و گروه های سوری تبعید شده به فرانسه و ایالات متحده. او توضیح داد که سنی های افراطی از مکتب ابو موسی – ال – زرقاوی پی روی می کنند، او یک اسلام گرای اردنی بود که البته امروز در قید حیات نیست و تفکرش بر این اساس بوده که یک امارات سنی به نام «بلاد -ال- شم» در اردن، لبنان، فلسطین و در سوریه ایجاد کند. طرفدران زرقاوی فقید از چریک های شهری با تجربه هستند که در عراق جنگیده اند و امور مالی شان از خارج تأمین می شود. مبارزان زرقاوی در تظاهرات نفوذ می کنند و از درون جمعیت به نیروهای اسد ضربه می زنند و با این شیوه خسارات جانی سنگینی را تحمیل کرده اند.»
علاوه براین افسر اسبق سرویس اطلاعاتی بریتانیا اظهار داشت که ایالات متحده و اسرائیل امور مالی تروریست ها را به عهده دارند : «کروک اعلام کرد که گروه های تبعیدی در پی سرنگون ساختن رژیم ضد اسرائیلی سوریه هستند، و از جانب ایالات متحده کمک مالی دریافت کرده و از آموزش نظامی نیز برخوردار هستند. این گروه ها در عین حال با اسرائیل نیز در رابطه هستند. آنها رؤسای قبایل سنی را خریداری می کنند که برایشان آدم به خیابان بفرستند، و با سازمان های غیر دولتی برای تغذیۀ رسانه های غربی هم کاری می کنند، یعنی داستان هایی که تأیید شده نیست و غالبا از خشونت حرف می زند، ولی در عین حال با گروه های افراطی هم کاری می کنند، و امید آنها به اوج گیری خشونتهایی بستگی دارد که مداخلۀ ناتو را تسریع سازد.
گروه های سیاسی در لبنان نیز مداخله دارند. سرویس اطلاعاتی لبنان تأیید کرده است که تحویل سلاح خودکار به سلفی مسلکان به شکل مخفیانه انجام گرفته است (تحویل سلاح توسط سیاستمداران لبنانی و پشتیبانی عربستان سعودی انجام گرفته است).
پیمان هم کاری بین ترکیه و اسرائیل
اسرائیل و ترکیه یک قراداد نظامی با یکدیگر به امضا رسانده اند که مستقیما سوریه و سواحل استراتژیک لبنان و سوریه در شرق مدیترانه که ذخائر گازی در سواحل لبنانی و راه لوله های گاز را نیز در بر می گیرد.
از دوران دولت کلینتون، یک اتحادیۀ مثلثی بین ایالات متحده، اسرائیل و ترکیه گسترش یافت. در این پیمان سه جانبه، هر آن چه که به امور خاورمیانه مربوط می شود، به فرماندهان مرکز فرماندهی مشترک و تصمیمات فرماندهان نظامی بین سه کشور بستگی خواهد داشت. این پیمان مثلثی، بر اساس اتحاد نظامی بین اسرائیل، ترکیه و ایالات متحده اداره می شود، که در آن رابطۀ تنگاتنگ برجستۀ دو جانبه بین آنکارا و تل آویو قابل تفکیک است [...]
این پیمان هم کاری سه جانبه از سوی دیگر با توافقات همکاری نظامی اسرائیل و ناتو در سال 2005 ترکیب می شود که چندین زمینۀ منافع مشترک دیگر را در بر می گیرد که عبارت است از مبارزه علیه تروریسم و تمرین های نظامی مشترک. از دیدگاه اسرائیل این همکاری های نظامی با ناتو را به عنوان ابزار بازدارندگی در رویارویی با دشمنان اصلی اش یعنی علیه سوریه و ایران به کار می برد. در این مدت تغییر و تحولاتی بین رهبران ترکیه صورت پذیرفت که منجربه پر رنگ تر شدن بخش اسلام گرا در بطن نیروهای نظامی شد. در پایان ماه ژوئیه، فرمانده ارتش و فرماندۀ کل مرکز فرماندهی ارتش، ژنرال ایزیک کوزانر از مقامش کناره گیری کرد، و به همین شکل فرماندهان نیروی دریایی و نیروی هوایی.
ژنرال کوزانر نمایندۀ طیف غیر مذهبی در بطن نیروهای نظامی بود، و ژنرال نکدت اوزل بود که پس از استعفای او به عنوان فرماندۀ جدید ارتش برگزیده شد. این تحولات بسیار پر اهمیت است ، زیرا به سوی پشتیبانی از منافع ایالات متحده حرکت می کند، و در عین حال حاکی از یک ویراژ نظامی به نفع اخوان المسلمین است که شورش در شمال سوریه را نیز در بر می گیرد.
«گزینش های جدید موجب تقویت اردوغان و حزب حاکم در ترکیه شده است [...] قدرت نظامی قادر است طرح های بلند پروازانه ای را در منطقه به اجرا گذارد. پیش بینی می شود که اگر سناریوی لیبی در مورد سوریه به اجرا گذاشته شود، ترکیه درخواست مداخلۀ نظامی خواهد کرد.»
شورشیان اخوان المسلمین در شمال سوریه. 16 ژوئن 2011
[یادداشت : این عکس از خیلی جهات گول زننده است، زیرا شورشیان مسلح آموزش دیده و سلاح های مدرن در اختیار دارند.]
گسترش پیمان نظامی ناتو
مصر، دولت های خلیج (مترجم : خلیج فارس) و عربستان سعودی (در بطن پیمان نظامی گسترش یافته) از هم کاران ناتو هستند که نیروهایشان می تواند در اردوی نظامی علیه سوریه وارد کارزار شود. اسرائیل یکی از اعضای تمام عیار ناتو است، به ویژه از تاریخ قراداد 2005. روند برنامۀ نظامی در اتحادیۀ گسترش یافتۀ ناتو موجب هم کاری بین پنتاگون، ناتو، نیروهای دفاعی اسرائیل، به همین ترتیب مشارکت نظامی فعال دولت های عرب در خط مقدم، که از بین آنها عربستان سعودی، دولت های خلیج و مصر : در مجموع 10 کشور عربی به علاوۀ اسرائیل از اعضای گفتگوی مدیترانه و اتحادیۀ استانبول هستند.
ما در چهار راه خطرناکی قرار گرفته ایم. انعکاس ژئوپولیتیک عمیقی ایجاد شده است.
سوریه با اردن، اسرائیل، لبنان، ترکیه و عراق هم مرز است، و در درۀ فرات گسترش می یابد و در چهار راه مهم را ه های دریایی و راه لوله های گاز واقع شده است.
سوریه متحد ایران است، و یکی از پایگاه های دریایی روسیه در مرز شمالی سوریه واقع شده است. ایجاد پایگاه ترتوس و به همین گونه پیش رفت سریع هم کاری های با داماس در زمینۀ تکنولوژی نظامی، سوریه را به یک پل و سپر مفید برای روسیه در خاور میانه تبدیل کرده است.
داماس یک متحد مهم برای ایران و دشمن آشتی ناپذیر اسرائیل است. روشن است که حضور پایگاه نظامی روسیه در منطقه، مطمئنا تغییراتی در توازن نیروها به وجود می آورد.
روسی هاز رژیم سوریه حمایت می کند و تقریبا روشن است که چنین وضعیتی روابط مسکو و اسرائیل را خدشه دار خواهد ساخت. این موضوع حتی رژیم ایران را در مورد مذاکراتش روی مسئلۀ هسته ای نافرمان تر خواهد ساخت.
[...] blogger Bamdadi ρωτά τους αναγνώστες του: “Ποια χώρα έχει τον υψηλότερο [...]
[...] blogger Bamdadi ρωτά τους αναγνώστες του: “Ποια χώρα έχει τον υψηλότερο [...]