آیا جرات دارید از قذافی حمایت کنید؟

چند ساعت پیش دوستی از من پرسید «تو با دخالت نظامی در لیبی موافقی؟». احساس کردم نمی‌توانم بی‌آن‌که متهم به حمایت از دیکتاتوری که به قول همان دوستم «مردم خودش را می‌کشد» شوم، از حملهٔ نظامی به لیبی انتقاد کنم.

من به صورت خاص طرف‌دار سرهنگ قذافی و  جنایت‌های جنگی‌اش (که کمتر یا بیشتر از بسیاری از سران سیاسی کشورهای شرق و غرب جهان نیست) نیستم اما نمی‌توانم عمیقا و شدیدا نسبت به عواقب حملهٔ نظامی کشورهای قدرتمند جهان به  یک کشور ضعیف جهان سومی به نام لیبی بدبین نباشم. مهم‌ترین دلیلش این است که وقتی به تاریخ بعد از جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنم نمونهٔ موفق و کم‌‌عارضهٔ چنین دخالت‌هایی را نمی‌یابم. جنگ و تجاوز نظامی مادر بسیاری از نژندی‌هاست و مهر تایید زدن به مصایب آشکار و پنهان آن کار ساده‌ای مثل انتخاب بین سیاه یا سفید نیست.

اما چه کنیم که «قذافی رسانه‌ها» به چنان هیولایی تبدیل شده است که ‍پاسخ طبیعی هر انسان شریفی به «جنایت‌های» او محکوم کردن است.  از آن‌جایی که رهبران جهان، طیف انتخاب‌های ممکن را به دو گزینهٔ «دست روی دست گذاشتن و شاهد قتل عام مردم لیبی توسط هیولایی به نام قذافی بودن» یا «اقدام نظامی نرم  در جهت حمایت از مردم ضعیف و بی‌پناه لیبی» تقلیل داده‌اند هر که مخالف اولی باشد ناگزیر باید دومی را تایید کند. در چنین شرایطی  هزینهٔ اخلاقی  اعتراض به اقدام نظامی برای معترضان بالقوه بالاتر رفته است.

به عبارت ساده‌تر:

جهان رسانه‌ای (به کمک اغراق، تکرار، حذف، باز تعریف اولویت‌ها و …)  شرایط لیبی رابه گونه‌ای تقلیل داده است که دیالوگ‌های زیر به گفتمان غالب تبدیل شده‌اند:

– با کشتار مردم لیبی توسط قذافی مخالفی؟

– بله،  البته!

– پس خفه شو و از اقدام نظامی علیه لیبی حمایت کن.

یا همین دیالوگ به گونه‌ای دیگر:

– من مخالف اقدام نظامی علیه لیبی هستم.

– آها! خوب  گیرت انداختم فاشیست کوچولو. تو داری از یک دیکتاتور خون‌خوار به نام قذافی حمایت می‌کنی!

آیا به عنوان یک صلح‌دوست فرضی جرات دارید بین سیاه و سفید، سیاه را انتخاب کنید؟  آیا جرات دارید از قذافی حمایت کنید؟

.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

Advertisements

منتشرشده توسط

29 دیدگاه برای «آیا جرات دارید از قذافی حمایت کنید؟»

    1. در موردش این‌جا نوشتم.

      https://bamdadi.com/2011/03/21/attacking-libya-1

      در مورد گزینه اولین و مهم‌ترین آن این می‌بود که به لیبی اجازهٔ دفاع داده می‌شد… یا هیات بررسی وارد لیبی می‌شد … مذاکره با طرفین درگیر … حضور نیروهای پاسدار صلح بعد از توافق … مشورت با همهٔ اعضای سازمان ملل و نه فقط کشورهای نیرومند …

      این طور با عجله تصمیم گرفتن بدون دخالت خود لیبی و خیلی از کشورهای دیگر منطقه و جهان بسیار جای تامل دارد.

      دوست داشتن

  1. بامدادي جان نگاه کنيد. ماجرا همچين يک سويه هم نيست که بگيم رسانه هاي غربي ماجرا رو الکي بزرگ کردن. ويل دورانت جمله اي داره با اين مضمون که هيچ ملتي از بين نمي رود مگر از درون خودش. اين جا ابعاد ماجرا واقعاً حيرت انگيزه و في المثل با نموه اي مثل رژيم صدام حسين که نهايت نرمش رو به خرج داد و در عين حال درگير جنگ داخلي هم نبود( گمان مي کنم جنگ خليج در اين نرمش چندان بي تاثير نبوده)
    حتماً مصاحبه هاي سيف الاسلام و خود معمر قذافي رو دنبال کرديد. خب اين وجهه ي هيولايي رو غرب از قذافي نساخت. گفته هاش به خودي خود مخصوصاً تو يک هفته ي اخير اون قدر ترسناکن که خود به خود اون وجه هيولايي ازش ساخته شد. موقعي که نيروهاي طرفدار قذافي به بن غازي حمله مي کرد گفت مبني بر اين که نيرو هاي او يه تک تک خانه ها خواهند رفت اون هايي که اسلحه ندارن نگران نباشن. خب اين به جز اعلام غير رسمي قتل عام يه شهر چه معنايي داره. و خب در کنار اينا بگذار تهديد آشکار غرب به انجام اعمال تروريستي عليه اون ها( چيزي که سابقه اش رو هم داره) و خب اين خيلي فرق داره با چيزي که احمدي نژاد مي گه يا مثلاً تو مقياس خيلي نرم ترش چاوز مي گه يا خود قذافي مطرح مي کرد. قذافي روي عصبانيت بد مرزي رو شکست و خب علناً حرفش اعلام جنگ تلقي مي شه و خب من گمون مي کنم به طور مثال باز هم صدام حتي در هنگام سقوط خيلي نرم تر برخورد کرد با موضوع( من به هيچ وجه از صدام طرفداري نمي کنم) و خب حرفاش رو بذارين در کنار دهن کجي آشکارش به قطعنامه ي شوراي امنيت( ماجرا ديگه خيلي از قواعد مرسوم حاکم بر حوزه ي روابط بين الملل فراتر مي رفت)
    من منکر اين نمي شم که غرب از حمله به ليبي منافع خودش رو دنبال مي کنه منکر ضرر هاش هم نيستم ولي مي بايست ضرر اين طرف رو هم در نظر گرفت و ضرر هاش رو مقايسه کرد بعد اينا رو با هم سنجيد. بعد ليبي عراق نيست. ليبي درگير جنگ داخليه. شوراي حکومت ملي تشکيل دادن پس از اين لحاظ دولت انتقالي مجرب داره چون خود رهبران شورا از توي حکومت قذافي در اومدن من جمله رييس دادگستري کل کشور که رياست شورا رو هم بر عهده داره( اين شرايط در عراق حکم فرما نبود)
    دوم اين که به خاطر بودن قسمتي از ارتش با مخالفان احتمال انحلال ارتش بسيار کم هست. دقت کنيد که بززرگترين مشکل عراق نه بمباران هوايي جنگ و نه حتي تلفات زمان جنگ بلکه ماجراهاي بعد از جنگ بود. در عراق اولين اقدامخ آمريکا انحلال ارتش بود و خب همين موجب چيزي شد که تو عراق مي بينم. و خب مثلاً اگه بخوايم مقايسه ش بکنيم با ايران زمان جنگ دو که تحت اشغال در اومد. ماجرا زياد به ضرر ايران تموم نشد. هر چند در کوتاه مدت يه قحطي بزرگ رو داشتيم.
    و البته اتفاقي که داره تو ليبي مي افته قشنگ يه جنگ داخليه که بسيار قابل مقايسه است با اسپانياي دهه ي 30. و خب اين جا قذافي داشت چيزي رو باب مي کرد که اگر اجازه ي فراگيريش داده مي شد از بعد بين المللي حقيقتاً فاجعه بود يعني بمباران هوايي مردم يه مملکت به خاطر تمرد از ديکتاتور. و خب شما گمان نمي کنيد اگر اين قذافي زخم خورده دوباره بر مردمش مسلط مي شد وضع حتي ذره اي بهتر از چيزي بود که مي تونه بعد از حمله بشه؟

    دوست داشتن

    1. به صورت خاص مخالفتی ندارم. قذافی آدم مهربانی نیست و من فقط هشدار دادم به خاطر محکوم کردن قذافی به دام حمایت از جنگ نیفتیم.

      دوست داشتن

  2. اين که بگيم همه ي اينا بازي رسانه ايه واقعاً مسخره است. حتي اگر دو قلم سخنان قذافي که قطعاً مال خودشه رو داشته باشيم و بمباران هوايي شهرهاي خودي رو اصلاً نيازي نيست فراتر برن و بيشتر تبليغ بشه. خب حداقل نمي شه اين دو ماجرا رو انکار کرد. همين دو ماجرا نشانه ي اينه که داره يه فاجعه ي انساني تو ليبي اتفاق مي افته. لابد بعد از پيروزيش هم ايشون به شيوه ي قرون وسطي از کشته ي مخالفينش پشته مي ساخت و حمام هاي اسيد بر پا کرد بگيم زنده باد برادر قذافي. اين که فکر کنيم با وجود پشتيباني هوايي طرفداران قذافي و نيروهاي آموزش ديده ش مخالفين پيروز مي شدند واقعاً ساده دليه؟
    ماجرا اينه يا يه قذافي زخم ديده و حاضر به يراق براي يه کشتار وسيع يا اشغال. خيلي دلم مي خواست شق سومي هم در کار بود. در ضمن قضيه ي عراق و صدام حسين که کاملاً حاضر به سازش بود خيلي فرق داره با قذافي که حداقل اون قدر به حرف خودش پايبند نيست که آتش بس اعلامي رو به سادگي مي شکنه.
    و در ضمن تغيير رو بايد در ميان مدت يا بلند مدت بر رسي کرد و هم چنين نوع حمله ي نظامي انجام شده. آيا به طور مثال به نظر شما ناتو نبايد در روآندا دخالت مي کرد.

    دوست داشتن

    1. بله البته که مسخره است که همه چیز را ساختگی و بازی رسانه‌ای بدانیم. این هم البته مسخره است که ناگهان تصور کنیم لیبی مملو از مبارزان سلحشور مسلح شده باشد که دولت مرکزی را به چالش نظامی جدی کشیده باشند. ماجراهای دیگری در لیبی اتفاق افتاده است که به علت ماهیت ‍پنهان آن‌ها از چشم رسانه‌ها دور مانده است و فقط قسمت ظاهری ماجرا عیان می‌شود. شکی نیست که در لیبی کشتار و سرکوب رخ داده است اما آیا ماهیت و کمیت این سرکوب و ریشه‌های بروز آن به شیوه‌ای بوده باشد که دخالت نظامی و بمباران یک کشور را توجیه کند موضوعی است که جای بررسی و شکاکیت جدی دارد.

      این از شکاکیت بنده. می‌توانیم امیدوار باشیم که غرب برای اولین بار در تاریخ خودش واقعا برای کمک به مردم بی‌نوا هزینهٔ سنگین عملیات نظامی را تقبل کرده باشد. می‌توانیم صبر کنیم و ببینیم عاقبت این تهاجم نظامی به کجا می‌رسد.

      دوست داشتن

      1. غرب به هیچ وجه محض گل روی مردم لیبی دست به دخالت بشردوستانه نمی زند. حتی در همین مورد لیبی. اگر غرب هزینه حمله نظامی را می پردازد حتما منافعی هم در کار است ولی همه اینها دلیل نمی شود اصل دخالت بشر دوستانه را زیر سوال ببریم. واقعیت این است که قذافی یک هیولای نیمه دیوانه است که کشوری را با آن جمعیت اندک و آن درآمد کلان در اوج فلاکت نگه داشته خفقان سیاسی وحشتناکی ایجاد کرده و سیستم حکومتی من درآوردی اش آنقدر عجیب است که فقط از ذهنی با بهره ی هوشی بسیار پایین و به شدت خودشیفته ممکن است تراوش کند.
        غرب اگر به لیبی حمله کند هم به نفع غرب است هم به نفع مردم لیبی. گور بابای ناراضی!(شما را عرض می کنم!)

        دوست داشتن

        1. مردم لیبی چه گناهی کرده‌اند که باید تاوان سیستم‌ حکومت من‌درآوردی و غیرعادی‌شان را با بمباران کشورشان توسط هواپیماهای اروپایی و آمریکایی بپردازند؟ مشکل کم دارند که حالا برایشان درد بیشتر تجویز کنیم؟

          دوست داشتن

  3. خب البته يه نکته اي اين جا مطرح هست. ما تا حدود يک هفته يا شايد کم تر يا بيشتر( زمان دقيق خاطرم نيست) تظاهرات توي ليبي داشتيم و خب هيچ نيروي نظامي از ابتدا به ساکن در اختيار مردم نبود و نيروهاي نظامي وابسته به قذافي تلفات سنگيني رو توي مردم معترض داشتيم. بعد از اون تعدادي از مقامات بلندپايه در اعتراض به موضوع استعفا دادن و بخشي از ارتش شروع به تمرد از دستور کرد( اين که اين افراد چرا به معترضين پيوستن مي تونه عوامل مختلفي داشته يا اين که غرب در اين موضوع دست داشته يا نه، حداقل بر من معلوم نيست چون نه از اوضاع اپوزيسيون ليبي اطلاع چنداني دارم( که گويا البته اولين بار نيست که بخشي از اون درگيري مسلحانه با قذافي داشته، گويا چند سال پيش مبارزه ي مسلحانه اي روي داده ولي شکست خورده و به شدت سرکوب شده( اين رو جايي خوندم ولي منبعش رو پيدا نکردم لذا مطمئن نيستم صحت داشته باشه)) و نه با چيدمان گروه هاي ن جا آشنايي دارم و نه جامعه ي آن جا رو لمس کردم( خودتون چند وقت پيش در اين باب منتها معطوف به ايران نوشته بوديد که دور بودن امکان درک شرايط دقيق رو از آدم مي گيره، تحليلي که خيلي دوست داشتم منتها معتقدم صرف بودن در جايي هم نمي شه کامل نبض جامعه رو درک کرد) و البته منکر ارتباطش با غرب( البته نه غرب به عنوان يک بلوک واحد) هم نمي شم.) و خب البته ساختار کاملاً غير مدرن و از نگاه ديگه فدرال حکومت ليبي هم در اين بين بي تاثير نيست. اصلاحات و فضاي باز سياسي هم تو دو سه سال اخير صورت گرفته بود و…
    و البته يک نکته. قذافي به بمباران هوايي طرابلس دست زد و به سرکوب شديد و خشونت بار مخالفين پرداخت و خب باز هم خود قذافي در بمباران پايتختش بر غربي ها مقدمه. حالا اين به کنار و مي گيم کاري که در عرف بين المللي دست کمي از جنايت جنگي نداره. اما مصاحبه ي شديد اللحن سيف الاسلام در انگلستان و خود قذافي که حقيقتاً بوي کشتار دسته جمعي مي داد حالا اين رو همراه کنيد با تهديد آشکار عليه غرب. خب من مي گم حتي اگه يکي از اين چند تا موضوع نبود امکان داشت غرب سياست يکي به نعل يکي به تخته ي خودش رو ادامه بده و باز اگر حمله اي هم صورت مي گرفت توجيه ناپذير بود. خب اين جا طبيعيه که قطعنامه اي صادر کرد مبني بر منع پرواز در آسمان ليبي. قذافي روز پنجشنبه ماجرا رو به ظاهر پذيرفت و اعلام آتش بس کرد اما بر خلاف تعهدش حملات هوايي و زميني رو روز جمعه از سر گرفت. آن وقت در اين شرايط که قطعنامه به آساني ناديده گرفته مي شه شما چه پيشنهادي داريد براي التزام عملي قذافي به اجراي قطعنامه.
    من نه منکر موضوع مي شم که کشورهايي از ماجرا سود مي برن و اين که به نظر من اين درست نيست. منتها آيا به نظر شما بهتره مثل مورد رواندا نسل کشي تمام و کمال انجام بگيره و ناتو فقط بياد جنازه جمع کنه. آن هم در حالي که دست کم 6000 نفر کشته شدن.
    اگر غرب نقشه اي هم داشته که بعيد هم نيست اين خود قذافي بود که به تنهايي يک سناريوي ساده رو به بدترين نقطه ي ممکن کشوند. بنده هم به پايان ماجرا خوشبين نيستم ولي زماني که امکان انتخاب بر سر بد و بدتر باشه و هيچ سناريوي محتمل ديگه براي اجتناب از بدتر نباشه چه بايد کرد.

    دوست داشتن

    1. شرایط خفقان در لیبی منجر به بروز ناآرامی‌های مردمی شد. اما سرعت سیر تحولات به برخورد نظامی را با چنین قاطعیتی به فذافی نسبت می‌دهید؟ یعنی قذافی در مواجهه با مردم عادی دست به دامان نیروهای زرهی و هوایی شد؟

      بیشتر به نظر می‌رسد که نیروهای اپوزیسون (مسلح و نیرومند شده با حمایت از خارج) از شرایط مطلوب به وجود آمده استفاده کردند و حکومت مرکزی هم واکنش نشان داد. من بحثم محکوم کردن این اپوزیسون‌ها نیست (من اطلاعات خاصی ندارم و نمی‌دانم که هستند و چگونه‌اند) فقط می‌خواهم بگویم شرایط بیشتر به جنگ داخلی می‌ماند و نه قتل عام شهروندان به دست حکومت مرکزی دیوانه. این غرب و رسانه‌هایش هستند که می‌خواهند به ما بقبولانند که حکومت مرکزی دیوانه است و همین‌طور بی‌دلیل آدم می‌کشد و ما با یک جنگ داخلی طرف نیستیم.

      دوست داشتن

  4. «ماجراهای دیگری در لیبی اتفاق افتاده است که به علت ماهیت پنهان آن‌ها از چشم رسانه‌ها دور مانده است و فقط قسمت ظاهری ماجرا عیان می‌شود»

    اگه از اون ماجراهای پنهان خبر داری، خب بیا با ما هم مطرح کن تا مطلع بشیم. اما اگه از چیزی خبر نداری، پس اون ماجراها ساخته‌ی ذهن خودته!

    می‌دونی چیه، خوبی‌ه این نظریه‌پردازی‌هایی که می‌کنی اینه که در نهایت هیچ ضرری واسه‌ت نداره. اگه بعد از جنگ اتفاقات دیگه‌ای افتاد و خبرهای پنهانی جدیدی منتشر شد، میای می‌گی «دیدی گفتم پشت‌پرده ماجراهایی بوده!»؛ اگه هم جنگ تموم شد و همه رفتن پی کارشون و دولت جدیدی تشکیل شد و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد، هیشکی نمیاد ازت بپرسه «آقا پس اون ماجراهایی که می‌گفتی چی شد؟ اتفاقی که نیفتاد!»، تو هم سوت‌زنان از کنار حرف‌های خودت رد می‌شی.

    در هر صورت بهتره بر پایه‌ی مستندات و دلایل محکم حرف بزنیم. برای مثال اون دو تا گزینه‌ای که توی متن گفتی کاملن مستند و واقعی هستن.
    همون‌طور که توی نظر قبلی‌م گفتم، اگه گزینه‌ی دیگه‌ای هم [براساس مستندات] وجود داره بیا مطرح کن تا بقیه هم مطلع بشن.

    دوست داشتن

    1. اگر مطلع شدم اطلاع می‌دهم. من به صورت کلی گفتم که حضور اپوزیسون مسلح نشان دهندهٔ نوعی حمایت از خارج است.

      این‌ ایده که نظریه‌پردازی حتما باید برای نویسنده ضرری داشته باشد (البته اگر چنین برداشتی از حرف شما شود) ظالمانه نیست؟

      مستندات را من توی پست بعدی آورده‌ام. موضوع کشتار در لیبی به شدت بزرگ‌نمایی شده، نقش طرفین درگیر عوض شده و به رویاروی مردم عادی و دولت تقلیل داده شده. دست کم یک مثالش را هم مستند (به نقل از وزیر دفاع آمریکا آورده‌ام).

      من سازمان تحقیقاتی و موسسه نشر خبر نیستم. سهم من بررسی همین تردیدها و تناقض‌های کوچک است و شما هم کمک کنید تا بیشترش را بیابیم.

      دوست داشتن

  5. سلام بامدادی عزیز،
    من یک سوال دارم که اگر امکانش برایتان باشد و آن‌ را جواب دهید خیلی ممنونتان می‌شوم. شما دو گزینه را در متنتان مطرح کردید و نوشتید که مادامی که انتخاب از بین این دو باشد، این انتخاب دقیق نخواهد بود (به دلیل طیف محدودش). لطفاً گزینه‌ (ها) ی دیگر را نام ببرید.

    ممنون.

    دوست داشتن

  6. بامدادی جان فکر میکنم که کجکی دیدن داستان برای باهوش به نظر رسیدن کافی نباشد! اصولا لازم نیست زحمت بکشید و از هر مسئله سیاسی ، آن لایه های پنهانش را برای ما شرح بدهید.

    دوست داشتن

    1. بله کافی نیست و باهوش یا بی‌هوش به نظر رسیدن هدف اولیه یا ثانویهء من نبوده.

      ممنون از توصیه شما. اما من تصمیم دارم زحمت بکشم و کاری که دوست دارم را در حد توان و علاقه‌ام ادامه دهم.

      دوست داشتن

  7. خوب حالا چی کار کنیم؟! لیبی را تحریم اقتصادی کنیم؟ اوه نه در آن صورت هواپیماهای توپولوف لیبی سقوط می کنند و فشار اقتصادی به جای اینکه به دولت لیبی بیاید به ملت مسلمان لیبی می آید و آنوقت تقصیر آمریکاست. به لیبی حمله نظامی کنیم؟ نه دیگه در صورت حمله نظامی اگر بعد از اشغال خود مردم لیبی هم همدیگر را بکشند تقصیر آمریکاست. البته اگر بلک واتری هم پیدا شود که دیگر حتی اگر یک مسلمان به دست یک مامور فاسد کشته بشود که دیگر غرب میماند و رسانه های ما و پرو پاگاندای رسانه ای پرس تی وی و المنار و هزار و یک کوفت زهر مار دیگر و در آن صورت به هیچ وجه کار ما»اغراق، تکرار، حذف، باز تعریف اولویت‌ها» نیست و تقصیر آمریکاست. دست روی دست بذاریم و نگاه کنیم؟ در آن صورت که دیگر حتما تقصیر آمریکاست که با سکوتش به قذافی مجال جولان داده.
    آقا تقصیر آمریکاست. قذافی هم هیولا نیست! فوق فوقش یک احمق خود-بزرگ بین است که کار های هیولایی می کند و حرفهای ابلهانه می زند .آن هم راه حل دارد. یک کم آقای دکتر احمدی نژاد نصیحتش کنه خوب سرش می خوره به سنگ

    دوست داشتن

  8. ***وقتی به تاریخ بعد از جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنم نمونهٔ موفق و کم‌‌عارضهٔ چنین دخالت‌هایی را نمی‌یابم. ***

    عجب! پس احتمالا باید آخرین انسان در کوزوو هم می مرد و این راه حل های پرعارضه بعد از جنگ جهانی دوم انجام نمیشد تا شما سوژه داشته باشید که قتل عام در کوزوو به دست صرب ها را بر سر غرب با آن ژست های متمدنانه اش بکوبید که «دیدید در بغل گوشتان مسلمانان را کشتند و شما دست روی دست گذاشتید». آن جوری بیشتر حال میداد نه؟ البته اینجوری هم بد نشد ! دخالت موفق ناتو ( که جان هزاران انسان را نجات داد) را خیلی راحت و بی دلیل «نمونه ای غیرموفق و پر عارضه» می دانیم تا مراتب روشنفکری و انسانیتمان را به سمع و نظر امت مسلمان برسانیم .

    دوست داشتن

    1. بله اتفاقا کوزوو نمونهٔ عالی‌ای از دخالت منفعت‌جویانه غرب در منطقه‌ای استراتژیک بود که به دروازه‌ای برای توسعهء ناتو به سمت شرق تبدیل شد. بزرگ‌نمایی تعداد کشته‌شدگان و تقلیل جنگ داخلی و بین قومی به کشتار سیستماتیک از شاهکارهای رسانه‌ای آن دوران محسوب می‌شود. اما انگار قرار نیست از تاریخ کمترین درس‌ها را بگیریم؟

      دوست داشتن

  9. من در درگیری اخیر کاملا طرف قذافی هستم ، قذافی با اینکه یکم دیکتاتوره اما مردمش میخوانش و این جنگ داخلی رو هم مزدورهای آمریکا در شرق لیبی درست کرده اند (نشانه های حمایت ناتو از شورشیان لیبیایی واضحه) وگرنه مردم لیبی از قذافی راضین . حالا هم که ناتو دیده دست آموزهاش از پس قذافی بر نمیان اومده تا خودش نفت لیبی رو یباره هاپولی کنه

    دوست داشتن

من همه‌ی کامنت‌های وارده را می‌خوانم. اما ‌لطفا توجه داشته باشید که بنا به برخی ملاحظات شخصی از انتشار و پاسخ دادن به کامنت‌‌هایی که (۱) ادبیات تند، گستاخانه یا بی‌ادبانه داشته باشند، یا (۲) در ارتباط مستقیم با موضوع پستی که ذیل آن نوشته شده‌اند نباشند و یا (۳) به وضوح با نشانی ای‌میل جعلی نوشته شده باشند معذور هستم. در صورتی که مطلبی دارید که دوست دارید با من در میان بگذارید، از صفحه‌ی تماس استفاده کنید. با تشکر از توجه شما به بامدادی.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s