کتابی به قیمت بیست و چهار میلیون دلار و بازخورد مثبت

اتفاقی که در فروشگاه آنلاین کتاب آمازون رخ داده و توسط یک خریدار نکته‌سنج و پی‌گیر کشف شده جالب بود. ماجرا از این قراره که آقای مایکل که یک محقق است می‌ره توی سایت آمازون که سفارش خرید کتاب مورد نظرش رو بده ولی متوجه می‌شه که دو جلد از چاپ جدید این کتاب قیمت باورنکردنی‌‌ای دارن: بیشتر از یک میلیون دلار!

اولش مایکل فکر می‌کنه ماجرا یه شوخیه و چند دانشجوی بیکار کتاب‌های دست‌دومشون رو خواستن با این قیمت برای فروش بذارن و کمی بخندن. اما این کتاب‌ها نو بودن و فروشنده‌های اونا (دو شرکت خرده فروش مختلف) هم نه تنها قانونی و موجه به نظر می‌رسیدن بلکه امتیاز خیلی بالایی هم توی آمازون داشتن (امتیاز خرده‌ فروشنده‌ها با توجه به بازخوردی که از خریداران می‌گیرن تعیین می‌شه و امتیاز بالا یعنی خرده‌ فروشنده‌ای که بیشتر می‌شه بهش اطمینان کرد). با این حال قیمت‌ها کاملا تصادفی می‌رسیدن و نه معقول و اندیشیده.

مایکل با کنجکاوی چند روز موضوع رو پی‌گیری می‌کنه و متوجه می‌شه که قیمت این دو جلد کتاب‌ مدام در حال افزایش یافتنه و هربار که قیمت یکی از این کتاب‌ها توسط فروشندهٔ اول زیاد می‌شه چند ساعت بعد فروشندهٔ دوم هم قیمت اون یکی کتاب رو زیاد می‌کنه. مایکل چند وقتی قیمت این دو جلد کتاب رو زیر نظر می‌گیره و متوجه می‌شه که دو خرده فروش قیمت کتاب‌هاشون رو به این صورت تعیین می‌کنند (به صورت خودکار توسط یک برنامهٔ کامپیوتری که ظاهرا هیچ قیمتی براش عجیب نیست):

فروشندهٔ اول می‌خواد مطمئن باشه که قیمت کتابش همیشه ارزان‌ترین قیمت بازار هست (منتها با اختلاف ناچیز از گران‌ترین نسخهٔ موجود در آمازون). در نتیجه گران‌ترین قیمت رو پیدا می‌کنه، مقداری ازش کم می‌کنه و قیمت کتاب تعیین می‌شه.

فروشندهٔ دوم می‌خواد مطمئن باشه که قیمت کتابش همیشه گران‌ترین قیمت بازار هست (با اختلاف معین از گران‌ترین نسخهٔ موجود در آمازون). در نتیجه گران‌ترین قیمت رو پیدا می‌کنه، مقداری بهش اضافه می‌کنه و قیمت کتاب تعیین می‌شه.

سیاست قیمت‌گذاری خرده‌ فروش اول معقول به نظر می‌رسه چون سعی می‌کنه با حداکثر بهایی که هم‌زمان ارزان‌ترین هم هست، کتابش رو بفروشه. اما سیاست دومی عجیب به نظر می‌رسه. چرا باید یک فروشنده بخواد قیمت کتابش از همه بیشتر باشه؟ کی ممکنه بخواد کتابی رو که گرون‌تره بخره؟

بعضی از مشتری‌ها ممکنه این‌کار رو بکنن چون فکر می‌کنند با پرداخت چند دلار بیشتر می‌تونن از سرویس بهتر یا مطمئن‌تری بهره‌مند بشن اما این ریسک بزرگی برای یک فروشنده هست، چون بیشتر خریداران این‌طور فکر نمی‌کنن و سراغ کتاب گرون‌تر نمی‌رن. پس چرا خرده فروش دوم الگوریتم قیمت‌گذاریش رو طوری نوشته که حتما از بقیه گران‌تر باشه؟

یه حدس می‌تونه این باشه که ایشون کتاب رو توی انبارش موجود نداره و از طرفی نمی‌خواد هم بگه ندارم، در نتیجه قیمت بیشتری از گرون‌ترین قیمت بازار روی کتابش می‌ذاره. در این حالت اولا اعتبارش نزد مشتری‌ها حفظ می‌شه و دوما بر فرض هم که کتاب فروخته شد، پول کافی برای این‌که کتاب رو از جای دیگه‌ای تهیه کنه داره.. اما اتفاقی که این‌جا افتاده و باعث شده قیمت این کتاب‌ها به شکل احمقانه‌ای بالا بره اینه که هر دوی این الگوریتم‌ها به هم برخورد کردن و تشکیل یک سیستم با بازخورد مثبت رو دادن (positive feedback). اولی قیمت کتابش رو بالا می‌بره چون قیمت دومی بالا رفته و دومی هم قیمت رو بالا می‌بره چون قیمت اولی بالاتر رفته. این روند همین‌طور ادامه پیدا کرده تا جایی که قیمت کتاب‌ها در روز 18 آوریل به حدود 24 میلیون دلار (+ چهار دلار پول پست) رسیده و ظاهرا باگ مربوطه توسط فروشندهٔ اول کشف شد و قیمت کتاب رو اصلاح کرد و چند ساعت بعد آن یکی فروشنده هم به صورت خودکار قیمتش اصلاح شد.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

Advertisements

نویسنده: bamdadi

A little man with big dreams.

3 دیدگاه برای «کتابی به قیمت بیست و چهار میلیون دلار و بازخورد مثبت»

  1. این توضیح شما درست نیست. اگر فروشنده اول کمترین قیمت بازار رو انتخاب کنه چون خرده فروشهای دیگر هم وجود دارند قیمت داخل حلقه مثبت نخواهد شد. توضیح درست یا بهتره بگم ترجمه درست متن اصلی اینه که این دو خرده فروش قیمتهای خودشون رو اختصاصن بر اساس همدیگر تعیین میکردند. دلیلش هم این بوده که تنها این دو دارنده ی آخرین دو جلد «دست اول» از آخرین چاپ کتاب در سال 1992 بودند. نه دو جلد از چاپ تازه

    دوست داشتن

    1. پدرام ممنون از توضیحت. من در واقع باید این نکته که فقط دو نسخه کتاب باقی مونده رو ذکر می‌کردم. اما در توضیحاتی که دادم (به غیر از نگفتن اون نکته) مشکلی نیست. چون به هر حال فرمول قیمت‌گذاری فروشندهٔ اول همان بوده که ارزان‌ترین رو پیدا می‌کرده. در این مورد به خصوص چون فقط یک فروشندهٔ دیگه بوده این ارزان‌ترین منحصر شده به قیمتی که اون‌ یکی فروشنده انتخاب می‌کرده که دست بر قضا تابعی از قیمت خودش بوده! در واقع یک اتفاق خاص رخ داده و باگ الگوریتم قیمت‌گذاری فروشنده پیدا شده، در غیر این‌صورت این باگ خودش رو نشون نمی‌داد.

      ممنون از توضحیت.

      دوست داشتن

  2. با توضیح پدرام جالب تر هم شد
    جالبه که گاهی اوقات خیلی از بیماری های خودتنظیمی داخل بدن ما هم چنین مکانیسمی دارند.
    بسیار عالی بود جناب بامدادی. مرسی.

    دوست داشتن

من همه‌ی کامنت‌های وارده را می‌خوانم. اما ‌لطفا توجه داشته باشید که بنا به برخی ملاحظات شخصی از انتشار و پاسخ دادن به کامنت‌‌هایی که (۱) ادبیات تند، گستاخانه یا بی‌ادبانه داشته باشند، یا (۲) در ارتباط مستقیم با موضوع پستی که ذیل آن نوشته شده‌اند نباشند و یا (۳) به وضوح با نشانی ای‌میل جعلی نوشته شده باشند معذور هستم. در صورتی که مطلبی دارید که دوست دارید با من در میان بگذارید، از صفحه‌ی تماس استفاده کنید. با تشکر از توجه شما به بامدادی.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s