خانم‌ها بیشتر از آقایان حرف نمی‌زنند

این موضوع که «خانم‌ها بیشتر از آقایان حرف می‌زنند» به صورت یک «باور» بین مردم در‌آمده است. خود من هم تا همین چند لحظه پیش این‌طور فکر می‌کردم که خانم‌ها «حراف‌تر» یا «خوش‌صحبت‌تر» از آقایان هستند. اما…

1159029578_8453

اما تحقیق علمی که در تابستان 2007 در دانشگاه آریزونا انجام گرفت نشان می‌دهد این باور درست نیست و دست‌کم جامعه آماری که این تحقیق روی آن انجام شده نشان می‌دهد که زن‌ها فقط 3٪ بیشتر از مرد‌ها حرف می‌زنند.

این تحقیق نشان داد به طور میانگین یک زن 16215 کلمه در روز و یک مرد 15669 کلمه در روز حرف می‌زند. کم‌حرف‌ترین فرد گروه حدود 500 کلمه در طول روز حرف زد و پرحرف‌ترین مرد 47000 کلمه در یک روز (بیچاره زنش!)

خانم آلیس فرید زبان‌شناس اعتقاد دارد باور عمومی به این‌که خانم‌ها زیاد حرف می‌زنند به نوعی محصول فرهنگی جوامع مردسالار است و به هدف کم‌ارزش جلوه دادن حرف‌های زنان شکل گرفته است.

این باور به مردها تلقین می‌کند «اگر می‌خواهید مرد خوش‌حالی باشد باید کم حرف بزنید» و به زن‌ها تلقین می‌کند «اگر می‌خواهید زن خوش‌حالی باشید باید زیاد حرف بزنید».

اما آقای جیمز پنه‌بکر از دانشگاه تگزاس نظر دیگری دارد. به گمان او خانم‌ها هنگام بحث‌ برسر موضوعات مورد اختلاف بیشتر از آقایان حرف می‌زنند و آقایان این موارد استثنایی را به کل موارد تعمیم می‌دهند و فکر می‌کنند خانم‌ها همیشه بیشتر حرف می‌زنند.

نکته جالب دیگر این‌که این تحقیق نشان داده است که زنان هنگام صحبت کردن از تعداد بیشتری «ضمیر» مانند «من» یا «آن‌ها» استفاده می‌کنند در حالی‌که مردان تمایل بیشتری به استفاده از «اسامی» دارند. در ضمن به نظر می‌رسد اختلاف اصلی میان «زن» و «مرد» نیست و  کم‌حرفی یا پرحرفی بیشتر به «درون‌گرا» یا «برون‌گرا» بودن افراد مربوط می‌شود.

مساله این نیست که افراد چقدر حرف می‌زنند یا نمی‌زنند، مساله این است که افراد چقدر خوب گوش می‌دهند. — پائولا هال


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

قلیان آزاد شد، تا نفس دارید بکشید

gheiloon«حضرات اقتدارگرا» انگار چند وقتی است خوب خوابیده‌اند. توی خبرها خواندم که «قلیان» مجددا در قهوه‌خانه‌های ایران آزاد شده است

نه این‌که فکر کنید حالا من اهل دود و دم هستم! ولی راستش هوای خنک و باحال دربند و درکه بدون قلیان بی‌معنی است. اهل سیگار هم که نباشید گاهی بدتان نمی‌آید گه‌گداری همراه با یک «دوست جان‌جانی» قلیانی بکشید.

تا آقایان دوباره «ملنگ» نشده‌اند و از سر بوالهوسی دوباره ممنوعش نکرده‌اند حسابی قلیان بکشیم! تا آخرین نفس!


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

خبرگزاری مردم جهان

با اصطلاح «رسانه‌های ارتباط جمعی» (Mass Media) یا «رسانه‌های گروهی» که حتما آشنا هستید. رسانه‌های گروهی در واقع همان رسانه‌های سنتی مانند روزنامه، رادیو، تلویزیون و وب‌گاه‌های خبری هستند که از طریق شبکه خبرگزاری‌های جهان تغذیه می‌شوند و سلطان بی‌رقیب عرصه اطلاع‌رسانی و سرگرمی در سال‌های قرن بیستم بودند (و تا حد زیادی هنوز هم هستند).به تدریج و با ظهور اینترنت و تعمیق فن‌آوری و گسترش ضریب نفوذ کاربرد آن شاهد ظهور گونه جدیدی از رسانه‌ها هستیم که از آن به عنوان رسانه‌های نوین (New Media) یا «رسانه‌های اجتماعی» (Social Media) یاد می‌کنند.

هزار چهره و یک باطن:

مفهوم «رسانه‌ اجتماعی» لزوما محدود به عرصه خبر نمی‌شود و به طور کلی شامل هرگونه استفاده از فن‌آوری‌های شبکه‌ است که با استفاده از «ارتباطات اجتماعی» به «تولید متن، تصویر، فیلم، … » بپردازد.

ْSocialMedia

همچنین شبکه‌های اجتماعی (Social Networking) مانند FaceBook یا Orkut فقط یکی از انواع رسانه‌های اجتماعی هستند. رسانه‌های اجتماعی می‌توانند به صورت وب‌لاگ‌ها، ویکی‌ها، وب‌گاه‌های اشتراک تصویر و فیلم مانند flickr یا YouTube، اشتراک وضعیت لحظه‌ای کاربران مانند twitter، اشتراک خبر مانند بالاترین، اشتراک وقایع و قرارها مانند Upcoming، اشتراک بوک‌مارک‌ها مانند del.ico.us و ده‌ها صورت دیگر جلوه‌گر شوند.

social_media

صورت‌های مختلف رسانه‌های اجتماعی (Social Media)

با وجود اختلاف ظاهری میان انواع مختلف «رسانه‌های اجتماعی، آن‌ها در یک خصوصیت مهم مشترک هستند و آن «به اشتراک گذاشته شدن اطلاعات» و «تولید اطلاعات به صورت گروهی» است.

خصوصیات (برتری‌های) رسانه‌های اجتماعی:

  • قابلیت به‌روز رسانی سریع: یک روزنامه چاپ شده نمی‌تواند محتوای خود را عوض کند یا اخبار جدید را به سرعت منتشر کند. در صورتی‌که یک وب‌لاگ (یکی از سمبل‌های رسانه‌های اجتماعی)‌ می‌تواند به سرعت به روزرسانی شود.
  • قابلیت کامنت‌گذاری و ارتباط متقابل: خواننده‌گان روزنامه یا شنونده‌گان رادیو نمی‌توانند نظرات خود را ذیل مطالب مختلف بیان کنند (دست‌کم در اغلب موارد)، حال‌ آن‌که این امکان در وب‌لاگ‌ها وجود دارد. (قابل بحث…)
  • سنجش محبوبیت مطالب: برخلاف رسانه‌های سنتی، نویسنده یک وب‌لاگ می‌تواند از میزان نسبی محبوبیت نوشته (یا عکس، …) خود آگاه شود. مثلا تعداد خواننده‌گان یک مطلب خاص، تعداد کامنت‌ها، تعداد دیگ‌ها و …
  • دسترسی کامل به بایگانی: فن‌آوری‌های «رسانه‌های اجتماعی» امکان دسترسی کاربران به بایگانی مطالب را فراهم می‌کنند. چنین امکانی در مورد مطالب رسانه‌های سنتی مانند روزنامه‌های چاپی یا رادیو وجود ندارد.

social media

  • مطالب ترکیبی به کمک متن، صوت، تصویر، فیلم، …: در یک روزنامه فقط متن و تصویر قابل ارائه است. در رادیو فقط صوت. اما در یک رسانه اجتماعی مانند وب‌لاگ می‌توان مطالب را به صورت ترکیبی از متن، صوت، تصویر، فیلم و انیمیشن ارائه کرد.
  • آزادی عمل مولف: برخلاف رسانه‌های جمعی کلاسیک که مولفین قبل از انتشار مطالب خود باید از «سردبیر» یا رئیس خود اجازه کسب کنند، مولفین رسانه‌های اجتماعی مختارند هر مطلبی را که تمایل داشتند در زمان دلخواه و با فرم مورد نظرشان منتشر کنند. تصور کنید روزی شما وارد دفتر شبکهCNN شوید و بگویید: «سلام! من یک ویدئوی جالب دارم. لطفا آن‌را پخش کنید!»
  • ارزان بودن، فراگیر بودن: راه‌اندازی یک شبکه تلویزیونی یا روزنامه نیازمند سرمایه و انرژی زیادی است که از عهده بیشتر افراد جامعه حتی کسانی که حرف زیادی برای گفتن دارند بر نمی‌آید. اما «رسانه‌های نوین» ارزان و ساده هستند و هر فردی که دارای «سواد شبکه‌ای» باشد می‌تواند «شبکه نوین» خود را راه‌اندازی کند و «صدایش» را به گوش دیگران برساند.
  • نامحدود بودن از نظر زمان ارائه و حجم مطالب: این یکی از مهم‌ترین خصوصیات رسانه‌های اجتماعی است. «رسانه‌های گروهی» سنتی جمله‌گی دارای محدودیت‌های ویژه‌ای از نظر زمان یا حجم مطالب ارائه شده دارند. مثلا یک شبکه تلویزیونی محدود به 24 ساعت شبانه روز است، اما شما می‌توانید بیشتر از 24 ساعت فیلم در یک شبانه‌روز در YouTube منتشر کنید. به این ترتیب رسانه‌های نوین در حال عوض کردن زیربنایی مفهوم «زمان رسانه‌ای» هستند.
  • قابلیت تکثیر، دسترسی، استفاده مجدد و ارجاع: رسانه‌های نوین قابل لینک‌دهی هستند و به راحتی می‌توان از مطالب آن‌ها استفاده مجدد کرد. به عنوان مثال من می‌توانم به کمک یک لینک ساده شما را به هر مطلبی که مایل باشم ارجاع دهم (چه صوتی باشد چه متنی چه تصویری،‌…). همچنین مطالب را می‌توانم به صورت خوراک منتشر یا تکثیر کنم. امکانی که در رسانه‌های سنتی وجود ندارد. نویسنده‌گان وب‌لاگ‌های دیگر می‌توانند در صورت تمایل به مطالب من ارجاع دهند یا در مورد آن‌ها در وب‌لاگ خود بنویسند. امکانی که در رسانه‌های سنتی وجود ندارد.

social media - world of mouth in the digital age

رسانه‌های اجتماعی‌‌: نوعی خبرگزاری دهان به دهان هستند که به ساده‌گی محدود نمی‌شود!

  • قابلیت شبکه‌سازی و دریافت اطلاعات از سرویس‌های دیگر: این هم یکی از خصوصیت‌های بنیادی و بسیار مهم رسانه‌های نوین یا رسانه‌های اجتماعی است. رسانه‌های نوین می‌توانند مطالب یا اطلاعات را از منابع مختلف و به صورت همزمان ارائه دهند. مثلا مطالب ستون سمت راست وب‌لاگ من از سرویس‌های مختلفی مانند Google، del.ico.us یا AideRSS ارائه می‌شود.
  • غیرمتمرکز بودن منابع خبری نوین: رسانه‌های اجتماعی و نوین امکان ابراز عقیده بخش بزرگ‌تری از مردم جامعه را ایجاد می‌کند. اگر در رسانه‌های سنتی فقط عده محدودی مولف یا خبرنگار اجازه نشر افکار و عقاید خود را دارند، در رسانه‌های نوین این پتانسیل وجود دارد که همه مردم افکار و عقاید خود را منتشر کنند. اگر در دهه‌های قبل مردم برای کسب اخبار و اطلاعات مربوط به جنگ ویتنام مجبور بودند به تعداد انگشت‌شماری رسانه جمعی «اعتماد» کنند (خبررسانی متمرکز)، امروز می‌توانند اخبار مربوط به عراق یا افغانستان را مستقیما از طریق متن یا تصویری که «مردم عادی» این کشورها در وب‌لاگ‌ها یا صفحه‌های شخصی خود منتشر می‌کنند دنبال کنند (خبررسانی غیرمتمرکز).
  • خبرگزاری دهان به دهان، همه چیز را همه‌گان می‌دانند: رسانه‌های اجتماعی می‌توانند به صورت نوعی خبرگزاری عمل کنند که می‌توان به آن عنوان «خبرگزاری دهان به دهان» داد. تصور کنید نویسنده یک وب‌لاگ به موضوع جالب توجهی برخورد می‌کند و آن را در وب‌لاگ خود منتشر می‌کند. خواننده‌گان وب‌لاگ او مطلب را به اشتراک می‌گذارند، یا در مورد آن می‌نویسند، یا به آن در وب‌لاگ خود لینک می‌دهند. خواننده‌گان این وب‌لاگ‌ها به نوبه خود به آن لینک می‌دهند یا در وب‌لاگ‌های خود می‌نویسند. به این ترتیب خبر به صورت دهان به دهان (بخوانید وب‌لاگ به وب‌لاگ!) پخش می‌شود. این شیوه خبرپراکنی به صورت ذاتی با شیوه خبرپراکنی سنتی که اخبار از مراکز رسمی و مشخص منتشر می‌شود فرق دارد.ممکن است گروهی «به درستی» کیفیت یا سندیت این‌گونه خبررسانی را به پرسش گیرند. هرچه باشد ممکن است اخبار یا مطالب دروغ یا چرند نیز به صورت دهن به دهن منتشر شود. اما نباید فراموش کرد وجود این شبکه اطلاع‌رسانی مردمی و غیرمترکز و غیررسمی می‌تواند در بسیاری از موارد «اتفاقات مهمی» را که «مراکز قدرت و رسانه» سعی در پنهان کردن آن از مردم دارند افشا کند و به این ترتیب می‌تواند مانند یک اهرم فشار اجتماعی از سوی مردم برای وادار کردن «حاکمیت» به «پاسخ‌گویی بیشتر» تبدیل شود.

wom

رسانه‌های نوین «خبرگزاری همه مردم جهان» هستند.

خبرگزاری مردم جهان

بدون تردید در حال مشاهده پدیده نوظهوری در عالم ارتباطات هستیم که از چند دهه پیش آغاز شد و احتمالا تا چند دهه دیگر به اوج خود خواهد رسید. پدیده‌ای که قرن‌های بعد به عنوان «دوره‌ای سرنوشت‌ساز و کلیدی» از آن یاد خواهند کرد. برای اولین بار در تاریخ «ممکن» است «مردم» ابزاری را به دست بیاورند که بتواند با ابزارهای «کنترل فکر دستگاه‌های قدرت» رقابت کند. به امید روزی که «خبرگزاری نوظهور مردم جهان» درب دکان دروغ و سودجویی «اقتدارگرایان غیرپاسخگو» را در سراسر جهان تخته کند.


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

انگار که نیورک‌تایمز را با همه شماره‌های آن تعطیل کنند…

نمی‌دانم با وب‌گاه بی‌نظیر wikileaks آشنا هستید یا نه. این وب‌گاه محل مشارکت همگانی برای گردآوری اسناد و مدارک افشاگرانه‌ای است که از دست مقامات در می‌رود و هدف آن افشای «حرکت‌های غیرقانونی یا غیراخلاقی مقامات دولتی یا شرکت‌های بزرگ» است.

images-4

اخیرا و به دنبال شکایت یک بانک سویسی از این وب‌گاه به اتهام انتشار اسناد محرمانه، یک قاضی در ایالت کالیفرنیای آمریکا دستور بسته شدن کامل این وب‌گاه را صادر کرده است و به دنبال این حکم نشانی اصلی آن‌ یعنی http://wikileaks.org هم بسته شده است. این اولین بار در تاریخ است که یک دادگاه آمریکایی دستور «تعطیلی کامل یک وب‌گاه» را به جرم انتشار برخی اسناد یا مدارک می‌دهد.

free_speech_cartoonسازمان خبرنگاران بدون مرز می‌نویسد: «چرا دادگاه به حذف اسناد مربوطه از این وب‌گاه اکتفا نکرده و دستور بستن کامل این وب‌گاه را داده است؟»

به نقل از جولی‌ ترنر (وکیل) این حکم مشابه این است که «تمام شماره‌های نشریه نیویورک تایمز در کل تاریخ انتشار آن توقیف شود، ساختمان آن پلمپ شود و به صاحب آن نیز گفته شود اجازه ورود هیچ‌کس را به ساختمان ندهد».

آزاد‌اندیشان آمریکایی، از مدت‌ها پیش نسبت به خطر روزافزونی که «آزادی بیان» و «دموکراسی» بزرگترین دموکراسی جهان را تهدید می‌کند هشدار داده بودند. اما این به عهده مردم است که بیش از پیش هوشیار باشند: «مردم آمریکا» و «مردم جهان».


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

نیم‌میلیارد بار فایرفاکس – نیم‌میلیارد دانه برنج

ترجمه از صفحه ویژه موزیلا به مناسبت نیم‌میلیارد بار دانلود فایرفاکس توسط کاربران و دعوت موزیلا به مشارکت در بازی «دانه برنج» برای کمک به مردمان گرسنه جهان.

فایرفاکس به 500,000,000 اُمین دانلود خود رسید. بدون شک این یک دست‌آورد مهم برای فایرفاکس است. تصور واقعی این عدد شاید کمی دشوار باشد:

  • 10000 بار بیشتر از تعداد تماشاگرانی که در کولوسیوم رم جا می‌شدند.
  • جرم 8500 هواپیمای بوینگ 747 به کیلوگرم.
  • با این مقدار دلار می‌توانید همراه با 15 نفر از دوستانتان به ایستگاه فضایی بین‌المللی سفر کنید…

شاید هم بتوانید 15 نفر از دوستان خود را به یک بازی دعوت کنید و به 25000 نفر غذا بدهید. با کمک شما ما می‌توانیم امروز یک رکورد دیگر در «برنج رایگان» بشکنیم: نیم‌میلیارد دانه برنج در یک روز. تصور کنید در حال بازی کردن با لغت‌ها به سیر کردن عده‌ای آدم گرسنه کمک کنید!


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

سلاح ضدماهواره و نگرانی‌های روزافزون

به لطف «ارکستر رسانه‌ای» بیشتر اتفاقات مهم جهان امروز دور از چشم‌های «مردم» نگاه داشته می‌شود. این مساله در کشورهای آزاد حساس‌تر است، چون قدرت نهادهای مردمی در این کشورها بسیار زیاد است در نتیجه اگر «افکار عمومی» کنترل نشود سلطه حاکمیت به شدت به خطر خواهد افتاد.اما برخی خبرها هستند که هرچند ظاهری عادی داشته باشند، ذهن‌های پرسش‌گر را نگران می‌کنند. به عنوان مثال استفاده اخیر ارتش آمریکا از یک موشک ضدماهواره بر ضد یک ماهواره از کار افتاده از این دست خبرهای نگران کننده است.

به گفته مقامات پنتاگون این ماهواره از کار افتاده حاوی سوخت سمی بوده است و باید از میان برداشته می‌شده است. تحلیل‌گران «بی‌طرف» البته حق دارند «حسن نیت» ناگهانی ارتشی که صدها و بلکه هزاران تن اورانیم سوخته (Depleted Uranium) در صربستان و عراق (و در واقع محیط زیست همه جهان) پخش کرده است را «مشکوک» تلقی کنند. ist2_3133748_universal_soldier_silhouetted

به غیر از «مردم جهان» که نگران صلح و امنیت خود و خانواده‌هایشان هستند، قدرت‌های دیگر نیز نگران توازن نظامی خود هستند و داستان از میان بردن ماهواره قدیمی را فقط یک بهانه برای آزمایش فن‌آوری‌های تسلیحاتی جدید می‌دانند.

پس ِ پشت هیاهوهای ظاهری برای برنامه‌های نظامی کشورهای کوچکی مانند ایران یا کره شمالی که هرگز کوچکترین تهدیدی برای امنیت جهان نبوده و نخواهند بود، «غول‌ نظامی جهان» در حال گسترش زرادخانه خود و افق امپراطوری خود به مرزهای فضا است. بی‌تردید چنین حرکت‌هایی از سوی بزرگترین نیروی اقتصادی-نظامی جهان، سایر قدرت‌ها (از جمله دوست، رقیب، دشمن، جهانی یا منطقه‌ای) را به سوی مسابقه تسلیحاتی و تشدید سرمایه‌گذاری بیشتر در فن‌آوری‌های نظامی سوق می‌دهد.

Armwrestling

بخت و اقبال «بشریت» بلند بود که از آخرین مسابقه تسلیحاتی ابرقدرت‌های جهان «زنده» به در آمد. اما معلوم نیست بشر همیشه همان‌قدر خوش‌شانس باشد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

تصاویر پیامبر در ویکی‌پدیا: آزادی یا اهانت؟

در خبرها خواندم که «وب‌گاه ویکی‌پدیا» با حدود 180000 درخواست برای حذف تصویرهای باستانی حضرت محمد از مطالب این وب‌گاه مواجه شده است. با وجودی‌که این تصاویر برای برخی مسلمانان ناراحت کننده و اهانت به مقدسات تلقی می‌شود، ویکی‌پدیا نیز دغدغه دفاع از آزادی اطلاعات و ایده‌ها را دارد و نمی‌خواهد خط قرمز «آزادی اطلاعات» را بشکند.

untitled

تصویر پیامبر اسلام را در حال پادرمیانی در مناقشه سنگ‌سیاه در خانه کعبه نشان می‌دهد.

برخی از مسلمانان اعتقاد دارند «تصویرگری از چهره پیامبر» مجاز نیست و بی‌احترامی به ایشان تلقی می‌شود. از سوی دیگر، مدیران «ویکی‌پدیا» (و بسیاری از کاربران آن) اعتقاد دارند نمی‌توان چنین اطلاعاتی را صرفا به خاطر این‌که عده‌ای آن‌را بی‌احترامی می‌دانند از یک دانش‌نامه عمومی حذف کرد.

Muhammad - Wikipedia, the free encyclopedia_1203340945656

ویکی‌پدیا در حال حاضر صفحه مربوط به حضرت محمد را قفل کرده است و نوشته تا وقتی‌ اختلافات برطرف نشود آن‌را باز نخواهد کرد.

نکته قابل توجه این است که این تصاویر جمله‌گی از میان آثار اسلامی مربوط به ایران و عثمانی انتخاب شده‌اند و تولید کننده‌گان آن‌ها خود مسلمان بوده‌اند. بسیاری از این تصاویر از آثار مهم هنری مذهبی دوران خود محسوب می‌شوند:

Miraj2

یکی از تصاویر بحث‌برانگیز یک مینیاتور ایرانی مربوط به قرن شانزدهم است. در میان این تصویر چهره پیامبر در حال «معراج» تصویر شده است.

در صفحه‌ ویژه‌ای که مخصوص بحث و بررسی درباره این موضوع است اشاره شده:

ویکی‌پدیا تصدیق می‌کند برخی از گروه‌های مسلمان اعتقادات فرهنگی‌ای دارند که آن‌ها را از نمایش تصاویر پیامبر اسلام یا پیامبران دیگر منع می‌کند. اما این اعتقادات در میان همه مسلمانان یک‌سان نیست و به عنوان مثال گروه‌های «شیعه» که اگرچه مخالف چنین تصاویری هستند اما در این زمینه کمتر سخت‌گیری می‌کنند.

مرز میان «آزادی اطلاعات» و «حریم اعتقادات و مقدسات مردمان مختلف» کجاست؟

سئوال اساسی این است: مرز میان «آزادی اطلاعات» و «حریم اعتقادات و مقدسات مردمان مختلف» کجاست؟ آیا باید از «آزادی اطلاعات» تحت هر شرایطی دفاع کرد؟

فکر می‌کنم بشر امروز حتی در مفهوم آزادی نیز دچار نوعی تعصب است. در بسیاری از جوامع در حال توسعه هنوز مفاهیم اولیه آزادی جا نیفتاده و به شدت سرکوب می‌شود. در چنین شرایطی هر گونه حمایت از «نظارت بر اطلاعاتی که ممکن است برای گروه‌هایی از مردمان اهانت‌آمیز تلقی شود» به ساده‌گی برچسب «محدود کردن آزادی» می‌خورد. از سوی دیگر نمی‌توان اطلاعات مرجع و مهمی مانند اسناد تاریخی را حذف کرد و از دسترس محققین دور نگاه داشت. شاید بهتر باشد ویکی‌پدیا برای ارائه چنین مطالبی راه‌کردی بیاندیشد. مثلا این تصاویر در صفحه اصلی نمایش داده نشوند ودر صورتی که کاربری مایل به دیدن آن‌ها باشد به صفحه‌ ویژه‌ای مراجعه کند.

Maome.jpg (JPEG Image, 600x360 pixels)_1203339341187

تصویر مربوط به قرن پانزدهم پیامبر را در حال خواندن قرآن و دعوت به اسلام نشان می‌دهد.

موضع‌گیری شفاف

از همین الان برای این‌که توسط «متعصب‌های راه آزادی» به «جرم مخالفت با آزادی» و یا «متعصبین مذهبی»‌ به جرم «حمایت از ویکی‌پدیای بی‌بند و بار» محاکمه و اعدام نشوم، تاکید می‌کنم به هیچ‌وجه منظور من این نیست که این تصاویر حذف شوند یا بمانند. این خبر بهانه‌ای شد که کمی به این موضوع فکر کنم (کنیم) و منظور این‌جا محکوم کردن یا جانبداری نبوده و نیست. با این وجود ته دلم دوست ندارم تعداد زیادی از آدم‌ها ناراحت باشند. ای کاش در این زمینه روش حذفی در پیش گرفته نمی‌شد و ویکی‌پدیا به جای پافشاری بر موضع خود به دنبال راه حل مناسبی می‌گشت.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

جنون خوراک خوانی و بیماری پرش افکار

یکی از مشکلاتی که مطالعه «خوراک‌ها» ممکن است ایجاد کند، بیماری «پرش افکار» و «ضعیف شدن قدرت تمرکز فکری» است. البته این نظریه از نظرگاه روان‌شناختی ثابت نشده و در این‌جا فقط قصد ایده‌پردازی دارم. تحقیق و ثابت کردنش بماند برای دانشمندان رفتارشناس.

ذهن آدم برای درک و تفسیر واقعیت‌های پیرامون نیازمند میزان معینی «تمرکز» و «مکث» است. اما خواندن سریع تعداد زیادی «خوراک» مربوط به وب‌لاگ‌های مختلف که هر کدام هم «ساز» متفاوتی می‌زنند می‌تواند «مغز» را دچار سردرگمی کند. در چنین شرایطی رفتار طبیعی مغز احتمالا «توجه کمتر» کردن به محتوای‌ مطالب و طوطی‌وار مرور کردن مطلب خواهد بود. به علاوه مغز ممکن است به کل قوای تمرکز خود را از دست دهد.

feeds

تصور کنید شما در حال مطالعه خوراک «دو در دو» هستید:

ist2_1631886_skull_on_fire

جایی که خوراک صدها وب‌لاگ مختلف گردآوری شده و پیش روی چشم‌هایتان قرار می‌گیرد. یکی از خاطرات کودکی‌اش نوشته، دیگری از دستگیری فلان فعال جنبش زنان، یکی در حال دفاع از دکترین‌های بازار آزاد است و بحث اقتصادی می‌کند، یکی از فلان فیلمی که دیده حرف می‌زند و دیگری روزمره‌های دیروزش را نوشته و تاکید کرده به تازه‌گی با خاله‌جانش آشتی نموده است و …

شما در حال خواندن این آش شله‌قلم‌کار هستید و پشت سر هم کلید j را فشار می‌دهید. گاه روی مطلبی 1 ثانیه درنگ می‌کنید و گه چند دقیقه. مغز بیچاره شما مثل هد هارددیسکی که در حال کپی کردن 10 فایل به طور همزمان باشد، مدام باید از یک نقطه به نقطه دیگر جهش کند. الان باید عاطفی بخواند، لحظه‌ بعد باید حس طنز داشته باشد، لحظه بعد باید به سیاست بیاندیشد، لحظه بعد خانواده‌گی و بعد اقتصادی و بعد انتقادی و بعد هنری و … و …

dodardosample

خواندن بدون «خواندن»

mhp01

مسعود بهنود و خاله خانقزی و معلم ابتدایی و توریست ایرانی در میلان و مباحث شوخی و جدی در IT و اسرائیل و ایران و ادبیات و عمه و گرسنگی و مایکروسافت و منطق‌گرا و عصبانی و آشپزی و آموزشی و خونسرد و بی‌تفاوت و یاگوم و ساختارگرایی در سینما با هم مخلوط می‌شوند و مغز را به حالت نیمه‌تعطیل در می‌آورند. بعد از مدتی انگار که خاموش شده یا کاراییش به حداقل رسیده باشد به کلمات و واژه‌ها می‌نگرد بی‌آن‌که درک کند، می‌بیند اما نمی‌خواند، نگاه می‌کند اما نمی‌فهمد…

خوراک‌ها زیاد هستند و شما می‌خواهید حتما همه آن‌ها را بخوانید. حتی شده هر یک 1 ثانیه اما باید بخوانید. چیزی به شما می‌گوید اگر همه خوراک‌ها را نخوانید جا مانده‌اید. اطلاعات خارج از وجود شما تولید شده است و شما از آن بی‌خبرید. اضطراب و هراس از جا ماندن وادارتان می‌کند که خوراک‌ها را نجویده ببلعید غافل از این‌که نجویده خوردن دل‌درد و دل‌پیچه به دنبال دارد.

آیا تا به حال از خوردن تعداد زیادی خوراک ناهمگون دچار «سوءهاضمه فکری» یا «فکرْدرد» نشده‌اید؟

پرش افکار و از دست دادن قدرت تمرکز ذهنی

بله داشتم برایت تعریف می‌کردم. دیروز رفته بودم بازارچه رضا که یه دونه ماوس بخرم. ماوس‌های جدید واقعا عالی کار می‌کنن، از نظر طراحی خیلی ظریف و نرم هستن و از لحاظ فنی هم عالی. به خصوص دست رو اصلا خسته نمی‌کنن. باورت نمی‌شه اگه بهت بگم بیشتر کسایی که توی محل کار من هستند اصلا نمی‌دونن ارگونومی چی هست. خوب اطلاعات عمومی‌شون کمه. واسه همینه که من اعتقاد دارم همه باید میزان معینی از سواد عمومی رو داشته باشن. به خصوص توی کشور ما با اون وضعیت آموزش و پرورش. تا حالا یه نگاهی به کتاب‌های درسی انداختی؟ وحشتناکن! یکی نیس بگه این کتابا برای بچه‌هایی نوشته شده که قراره مطلب جدیدی رو یاد بگیرن، اما از بس توی این کتابا مطالب مختلف قرار داده شده که دانش‌آموز فرصت فهم عمیق مطالب رو نداره. فکر می‌کنی علت این‌که ما توی کشورمون این‌قدر عقب مونده هستیم چیه؟ خوب همینه دیگه! دولت به فکر آموزش و پرورش نیست. مگه همین چند وقت پیش نبود که معلم‌ها اعتصاب کردن و جنبش اونا سرکوب شد. واسه چی؟ چون درخواست حقوق بیشتری کرده بودن. اصولا توی این مملکت هر وقت کسی بخواد به چیزی اعتراض کنه باهاش برخورد می‌شه. این به تاریخ ما برمی‌گرده که همیشه به نوعی استبدادزده بوده ….

شخص فوق به بیماری «پرش افکار» مبتلاست. او نمی‌تواند روی یک موضوع تمرکز کند و یک خط داستانی معین را به پایان برساند. در میان هر داستان، داستان دیگری می‌گشاید و سرنخ داستان اولیه را از دست می‌دهد و اگر به حال خود رهایش کنید ساعت‌ها بی‌هدف «یاوه‌سرایی» می‌کند. ist2_1653995_crazy_monkey_man_vector

آیا ممکن است مطالعه مستمر «خوراک‌ها» در «خوراک‌خوان‌ها» قدرت تمرکز ذهنی ما را به تدریج تضعیف کند؟ هر چه باشد خوراک‌های پشت‌سر هم از وب‌لاگ‌های مختلف نمونه‌‌ای از «پرش افکار وب‌لاگی» هستند و با خواندن هر روزه تعداد بسیار زیادی خوراک، ذهن توانایی «تمرکز و درک عمیق‌تر» را ممکن است از دست بدهد.

بحث بیشتر و …

این مبحث شاخه‌های زیاد دارد و دوست دارم بیشتر در این‌باره بنویسم. اما واقعا دوست دارم دوستان هم در این‌باره نظر بدهند یا در وب‌لاگ‌های خود بنویسند. سئوال‌های مهم این است:

1. آیا مطالعه تعداد زیادی خوراک با سرعت بالا می‌تواند قدرت درک و تمرکز مغز را کاهش دهد؟

2. اگر این‌طور است و خواندن خوراک‌های زیاد ممکن است قوای تمرکز ما را کاهش دهد، راه حل چیست؟

پی‌نوشت: ‌این مطلب را چند روز پیش نوشته بودم اما دیدن نوشته جالب «پانته‌آ» ترغیبم کرد که زودتر ارسالش کنم. «پانته‌آ» البته حسابی پنبه ما را زده ولی نکته مهمی که باید خطاب به او بگویم این است که «ابزارها» در خدمت ما هستند و روزی که ما برده ابزارهای‌مان شویم کارمان ساخته است. من اگر از «خوراک» یا AideRSS نوشتم اشاره به جنبه‌های مفید استفاده از ابزارهای مختلف کرده ام و کاش قبل از این‌که «پانته‌آ» حکم ما را صادر می‌کرد کمی در این‌باره صحبت می‌کرد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

وقتی شورای نگهبان مدافع حقوق مردم می‌شود

همانطور که می‌دانید فلسفه وجودی «شورای نگهبان قانون اساسی» حمایت و پاسداری از حقوق «مردم» است. شورای نگهبان تشکیل شده است که مانع دخالت‌های فرصت‌طلبانه «حاکمیت» در روند «انتخابات» یا «قانون‌گذاری» شود و از «حقوق» مردم دفاع کند.

اما در طول سال‌های گذشته و چندین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، مجلس و خبرگان، شورای نگهبان نقش دیگری داشته است. در واقع شورای نگهبان که یک نهاد «انتصابی» است به سود «حاکمیت» وارد میدان شده و «نامزدهای غیرهمسو» را رد صلاحیت می‌نمود: شورای نگهبان، پاسدار منافع مردم نبود و تبدیل شده بود به شورای نگهبان منافع اقلیت حاکم اقتدارگرا.

این وضعیت اکنون عوض شده است. برای اولین بار در تاریخ چند دهه اخیر، «شورای نگهبان» در نقش «مدافع و پاسدار» حقوق مردم وارد عمل می‌شود و 280 نفر از کاندیداهای رد صلاحیت شده توسط وزارت کشور را تایید می‌کند.

این حرکت در راستای بالا بردن اعتبار شورای نگهبان به عنوان یک نهاد مردمی و نه انتصابی صورت گرفته است. دیگر به ساده‌گی نمی‌توان از «غیر مردمی بودن رد صلاحیت‌ها» انتقاد نمود. چون نهاد «وزارت‌ کشور» زیر نظر دولت و رییس‌جمهور است که توسط مردم به صورت مستقیم انتخاب می‌شود. پس اگر «وزارت کشور» دست به رد صلاحیت‌های گسترده بزند، به دلیل این‌که یک نهاد «انتخابی‌» است به ساده‌گی در تیررس انتقاد منتقدین قرار نمی‌گیرد. از سوی دیگر، شورای نگهبان با حفظ پرستیژ خود نه تنها در رد صلاحیت‌ها نقش چندانی بازی نمی‌کند (این وظیفه را به نهاد انتخابی وزارت کشور سپرده است) بلکه حتی در نقش مدافع و پاسدار حقوق انتخاباتی مردم هم ظاهر می‌شود.

به نظر من این حرکت هوش‌مندانه‌ای از سوی حاکمیت «جمهوری اسلامی ایران» است که مهمترین هدف آن افزایش مشروعیت و حیثییت «شورای نگهبان» است.


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.
Balatarin

delicious.med.gif

دنباله

مهندس

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

اکتشاف جهان وب‌لاگ به کمک گوگل

به کمک ابزارهای جدیدی که گوگل در اختیار کاربران قرار داده است و روز به روز هم کامل‌تر می‌شود می‌توانید به صورت هدف‌مندتری وب‌لاگ‌های مورد علاقه خود را اکتشاف و یا «اخبار تولید شده توسط وب‌لاگستان» را دریافت کنید. در این‌جا به معرفی دو ابزار مهم گوگل در این زمینه می‌پردازیم.

اکتشاف توسط موتور جستجوی وب‌لاگ‌ گوگل (Google Blog Search)

g_bsrch_logoشاید به نظرتان بیاید که این سرویس چیز خاصی نیست و با همان موتور جستجوی معمولی گوگل هم می‌شود وب‌لاگ‌ها را جستجو کرد. ولی اگر از این سرویس استفاده کنید از کیفیت و دقت اطلاعاتی که به شما می‌دهد حیرت خواهید کرد. GBS خوراک‌های وب‌لاگ‌ها را ایندکس می‌کند و وب‌لاگ‌هایی که خوراک تولید نمی‌کنند را تحت پوشش قرار نمی‌دهد.

نکته قابل توجه این است که به کمک GBS می‌توانید فقط وب‌لاگ‌های فارسی را جستجو کنید. کافی است در قسمت تنظیمات زبان فارسی را انتخاب کنید:

Preferences_1202936827090

به کمک GBS نه تنها می‌توانید فقط وب‌لاگ‌های فارسی را جستجو کنید، بلکه می‌توانید جستجوی‌تان را به یک «بازه زمانی» خاص محدود کنید. مثلا، نوشته‌های وب‌لاگستان فارسی درباره «انتخابات» در «12 ساعت اخیر». سرعت ایندکس‌سازی وب‌لاگ‌ها توسط گوگل حیرت‌انگیز است:

انتخابات - Google Blog Search_1202937330159

برای آشنایی بیشتر با GBS اینجا را بخوانید.

اکتشاف به کمک گوگل‌ریدر

امکان نسبتا جدیدی که به قسمت اکتشاف (Discover) گوگل‌ریدر اضافه شده، گزینه مرور (Browse) است. به کمک آن می‌توانید «بسته‌های خوراکی آماده‌»‌ای (Feed Bundles) را که گوگل از پیش تهیه کرده است به فهرست اشتراکات خود اضافه کنید، یا با استفاده از «کلیدواژه‌» وب‌لاگ‌های موردنظرتان را بیابید:

google-reader-discover-browse

از قسمت توصیه‌ها (Discover –> Recommendations) هم غافل نشوید. در این‌جا گوگل با توجه به آمار وب‌لاگ‌هایی که مطالعه می‌کنید به شما پیشنهاداتی می‌کند که درخور توجه هستند:

Google Image Result for http---blogs.sun.com-plamere-resource-googl_reader_recommendations_detail.png_1202937839535

با توجه به گسترش روزافزون مطالب وب‌لاگستان فارسی (و انگلیسی) شیوه‌های «جستجو» و «انتخاب» وب‌لاگ روز به روز اهمیت بیشتری می‌یابند.


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.
Balatarin

delicious.med.gif

دنباله

مهندس

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

کمانگیر و داغ‌ترین وب‌لاگ‌ها

نمی‌دانم با فعالیت‌های جالب کمانگیر تحت عنوان پروژه «کی‌به‌کیه» آشنا هستید یا نه. کمانگیر با استفاده از شیوه‌های نرم‌افزاری در حال گردآوری آمار و تحلیل وب‌لاگستان فارسی است. کار فی‌نفسه جالب و هیجان انگیز است و پیشنهاد می‌کنم اگر تا به حال با این پروژه آشنا نشده‌اید حتما نگاهی به این‌جا و این‌جا بیاندازید. همینطور که کار گردآوری آمار جلو می‌رود کمانگیر آمارها و نتایجی را منتشر می‌کند که درخور توجه هستند.

در میان آمارهای منتشر شده اخیر پروژه «کی‌به‌کیه»، چیزی که مایه دلگرمی و حیرت من شده، حضور وب‌لاگ بامدادی در میان فهرست وب‌لاگ‌هایی است که بیشترین تعداد لینک‌های به اشتراک گذاشته شده توسط کاربران را داشته‌اند:

didish_sourceperdomains

در این‌جا لازم می‌دانم از همه دوستان و عزیزانی که در پررنگ شدن نوشته‌های این وب‌لاگ نقش داشته‌اند صمیمانه تشکر کنم. البته تشکر اصلی از خود کمانگیر است با طرح ابتکاری و هیجان‌انگیزی که شروع کرده است.

چند پیشنهاد به کمانگیر:

تعداد کارهایی که می‌توان با آمارهای گردآوری شده در بانک‌اطلاعاتی «کی‌به‌کیه» انجام داد احتمالا بی‌شمار است. اما چند پیشنهاد جهت نمونه:

1. انتشار آمار به صورت تفکیکی (جدا نمودن منابع خبری مثل بی‌بی‌سی از وب‌لاگ‌ها).

2. انتشار فهرست طولانی‌تری (مثلا 100 وب‌لاگ) از وب‌لاگ‌های داغ وب‌لاگستان. این‌کار باعث آشنایی مخاطبین ایرانی با سایر وب‌لاگ‌های خوب و جالب می‌شود.

3. قرار دادن ابزار جستجو query (هر چند محدود)‌ در وب‌گاه «کی‌به‌کیه» که کاربران بتوانند انواع گزارش‌ها را (دست کم به صورت متنی) تهیه کنند.

4. تهیه فهرست نرمال شده از وب‌لاگ‌های داغ. مثلا وب‌لاگی که با 5 پست در ماه 50 بار به اشتراک گذاشته می‌شود ضریب محبوبیتش 10 است، اما وب‌لاگی با 100 پست که 200 بار در ماه به اشتراک گذاشته می‌شود ضریب محبوبیتش 2 است؛ اگر چه وب‌لاگ فعال‌تری است اما ضریب محبوبیت کمتری دارد. به همین ترتیب می‌توان تعداد لینک‌هایی که به مطالب یک وب‌لاگ داده شده است را بر حسب تعداد پست‌های وب‌لاگ نرمال کرد. البته خود کمانگیر هم انگار اشاره‌ای به این موضوع کرده. به هر حال به نظر من نرمال کردن آمارهای خیلی اهمیت دارد و آمار را معنی‌دارتر می‌کند.

منتظر نتایج جالب این پروژه باشیم که مطمئنا روز به روز دقیق‌تر هم خواهد شد.


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

وقتی شرکت‌ها قرص سمی می‌خورند

در فیلم‌ها دیده‌ایم در روزگاران نه چندان دور چگونه جاسوس‌ها و مامورین مخفی دشمن همراه خو د «قرص سیانور» داشتند و در صورت به دام افتادن آن را می‌خوردند تا مجبور به افشای اطلاعات مهمی که دارند نشوند. در دنیای کسب‌ و کار و اقتصاد نیز اصطلاح «قرص سمی» (Poison Pill) به مجموعه تدابیری گفته می‌شود که یک شرکت می‌تواند جهت جلوگیری از «خریده شدن به صورت خصمانه» (Hostile Takeover) انجام دهد.در این‌جا چند روش‌ مختلف سیاست «قرص سمی» را ذکر می‌کنیم.poison_sign

قبل از خواندن این مطلب شما باید با مفهوم «خریدن شرکت‌های دیگر» (Takeover) و نوع خصمانه آن (hostile takeover) آشنا باشید. برای آشنایی بیشتر این مطلب را بخوانید. نوشته زیر به منظور آشنایی خواننده با مفهوم «قرص سمی» است و ادعای جامعیت و مانعیت ندارد.

در مثال‌های زیر منظور از شرکت «الف» شرکت مورد تهاجم و شرکت «ب» شرکت خریدار است.

در اساس‌نامه شرکت «الف»، حق رای و اختیارات کسانی که دارای «سهام ویژه» (Preferred Stocks) هستند بیشتر از سهام‌داران معمولی تعیین می‌شود. به گونه‌ای که حتی اگر همه سهام‌های معمولی شرکت «الف» توسط شرکت «ب» خریده شود، کنترل و مدیریت شرکت «الف» هنوز در اختیار سهام‌داران ویژه می‌ماند.

  • پیش‌بینی خرید سهام با تخفیف (Flipover and Flip-in)

    در اساس‌نامه شرکت «الف» ذکر می‌شود که در صورت خریده شدن این شرکت، سهام‌داران «الف» می‌توانند سهام شرکت را با تخفیف ویژه خریداری نمایند. این عمل در صورت رخ دادن باعث کم ارزش شدن آتی سهام خریدار می‌شود چون خریدار موظف است پاسخ‌گوی تعهدات شرکت «الف» نیز باشد.

    برخی شرکت‌ها در اساس‌نامه خود امکانی را پیش‌بینی می‌کنند که به سهام‌داران فعلی اجازه می‌دهد سهام خود را به شرکت خریدار با قیمت بالاتری بفروشند (تا 2 برابر میانگین ارزش سهام اخیر) در صورتی که شرکت خریدار بیش از حد معینی از کل سهام‌های شرکت «الف» را مالک شود. مثلا اگر شرکت «ب» بیش از یک سوم سهام‌های شرکت «الف» را خرید، سهام‌داران شرکت «الف» می‌توانند سهام خود را به بهای دو برابر به شرکت «ب» بفروشند.

    • وعده تعهدات بیشتر به مشتریان فعلی در صورت خریده شدنhostile-takeover-5

    شرکت «الف» می‌تواند به مشتریان خود وعده دهد که در صورت خریده‌ شدن توسط شرکت «ب» تعهدات بیشتری به آن‌ها ارائه خواهد داد. به این ترتیب جذابیت خود را برای خریده شدن کاهش دهد.

    یکی از مخوف‌ترین خرید‌های خصمانه در تاریخ نرم‌افزار، خریده شدن شرکت PeopleSoft توسط شرکت غول‌پیکر Oracle بود. PeopleSoft یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نرم‌افزارهای جامع اداری-مالی (ERP) بود و Oracle تصمیم داشت به هر قیمت ممکن سهم خود را در بازار این نوع محصولات تثبیت کرده و بتواند با قدرت بیشتری با رقیب اصلی‌اش در این زمینه یعنی شرکت SAP آلمانی رقابت کند.

    مدیران و اعضای هیات مدیره PeopleSoft‌ با خریده شدن این شرکت توسط Oracle مخالف بودند. به اعتقاد آن‌ها اگرچه اوراکل بهای ظاهرا خوبی برای خرید سهام سهامداران این شرکت پرداخت می‌کرد، ولی حذف یا تضعیف رقابت در بازار محصولات ERP تاثیرات درازمدت نامطلوبی بر این صنعت می‌گذاشت که به سود سهام‌داران این شرکت نبود.

    آن‌ها تصمیم گرفتند یک «قرص سمی» به شرکت بخورانند. به این ترتیب که به همه مشتریان PeopleSoft قول دادند در صورتی که این شرکت در 2 سال آینده توسط Oracle خریداری شود و خدمات پس از فروش محصولاتش در 4 سال آینده کاهش یابد، شرکت معادل 2 تا 4 برابر مبلغی که مشتریان بابت نرم‌افزار پرداخت کرده بودند را به عنوان جبران خسارت به آن‌ها پس می‌دهد. این طرح به طور کامل و با موفقیت اجرا نشد و اوراکل عاقبت خرید خصمانه خود را انجام داد.

    • انتخاب هیات‌مدیره به صورت چند مرحله‌ای

    یکی دیگر از روش‌های «قرص‌ سمی»، روش انتخاب غیرهمزمان اعضای هیات مدیره شرکت در چند مرحله است. مثلا فرض کنید شرکت «الف» دارای هیات‌مدیره‌ای 9 نفره باشد و هر سال فقط 3 تا از آن‌ها مشمول تغییر و انتخاب مجدد باشند. به این ترتیب اگر شرکت «ب» اقدام به تصاحب خصمانه شرکت «الف» کند، دست کم به مدت 1 سال با هیات‌‌مدیره‌ای مواجه خواهد بود که اکثریت آن بر ضدش هستند و کار ادغام را دشوار می‌کنند.

    • گرفتن وام‌های کلان

    شرکت «الف» اقدام به دریافت مبالغ هنگفتی وام می‌کند. بازپرداخت این وام‌ها به عهده شرکت «ب» خواهد افتاد و ممکن است از خرید خصمانه شرکت «ب» منصرف شود.monopoly_cartoon_by_thomas_nast

    قرص‌های سمی همیشه موثر نیستند

    روش‌های متعددی برای جلوگیری از خریده شدن به طور خصمانه یا «قرص‌های سمی» وچود دارد، اما این روش‌ها همیشه موثر نیستند و ما عملا شاهد خریداری یا ادغام شرکت‌های بزرگ توسط رقبای آن‌ها هستیم.

    خریداری یا ادغام شرکت‌های بزرگ توسط شرکت‌های بزرگ رقیبشان باعت گسترش انحصار در بازار و محدود شدن خلاقیت می‌شود (تجمع و تمرکز سرمایه) و از مهم‌ترین انتقاداتی است که به «سیستم سرمایه‌داری اقتصاد» وارد است.


    مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.


    مشترک خوراک بامدادی شوید
    کامل
    فقط مطالب
    فقط لینکدونی

    قصه نمازمصلحتی و چند تعمیم ساده

    من دوست دارم بعضی از داستان‌ها را که می‌شنوم بنویسم، کلیدواژه‌هایش را دربیاورم، آن‌ها را تعمیم دهم و بعد با آن‌ها «واژه‌سازی» یا «ایده‌پردازی» کنم. از این رهگذر گاهی «جرقه‌های» جالبی نصیبم می‌شود.این داستان واقعی را شخصی برایم گفت که عینا نقل می‌کنم و بعد هم کمی با آن کلنجار می‌رویم.

    داستان

    روزی 4 مسافر در راهی بودند. یکی از آن 4 نفر پیشنهاد داد برای خواندن نماز در مسجد سر راه توقف کنند. همه قبول کردند.

    یکی از مسافران در ماشین منتظر ماند و آن سه‌ی دیگر نمازشان را خواندند و برگشتند. وقتی راه افتادند، شخصی که در ماشین منتظر مانده بود گفت: «سه نفر امروز نماز خواندند، اولی از روی اعتقاد، دومی از روی عادت و سومی از روی مصلحت».

    همه با خنده و تعجب حرفش را تایید کردند. انگار هر‌یک خوب می‌دانست چرا «نماز» می‌خواند.

    کلیدواژه‌ها

    • اعتقاد، عادت، مصلحت (حالت‌ها)
    • نماز (عمل‌)
    • 3 فرد نماز خوان (افراد)smiley

    تعمیم‌دهی

    تعمیم1: تعمیم «حالت‌ها» به منفعت، ترس، اجبار، تعصب، حماقت و … علاوه بر اعتقاد، عادت، مصلحت.

    تعمیم2: تعمیم «نماز» به مذهب، دوستی، شغل، صله رحم، سیاست، مسئولیت‌های شخصی و اجتماعی، رفتار سیاسی، رفتار اجتماعی، نوشتن، ترجمه‌کردن و …

    تعمیم3: تعمیم «سه نفر» به افراد جامعه، مسئولین مملکتی، روشن‌فکران، دانش‌جویان، تحصیل‌کرده‌ها، مردم عادی کوچه و بازار، همسایه، خودم، شما، او و …

    واژه‌سازی یا ایده‌پردازی

    حالا می‌توانیم با استفاده از تعمیم‌های فوق واژه سازی کنیم. مثلا «نماز مصلحتی»، «دوستی از روی عادت»، «مردم مصلحت‌گرا»، «عشق از روی عادت»، «مذهب منفعتی»، «تجارت از روی ترس»، «سیاست‌مدار معتقد»، «سیاست‌گذار مصلحتی»، «جامعه‌شناسی از روی اجبار»، «صله رحم از روی حماقت»، «آرایش متعصبانه»، «مدیریت اجباری»، «مترجم منفعتی»، «نویسنده احمق»، «روشن‌فکر متعصب»، «دانش‌جوی مصلحتی» و …

    این فهرست را می‌توان تا صدها خط ادامه داد. عجیب نیست که برخی از این «واژه‌های» تخیلی خیلی خیلی آشنا به نظر می‌رسند؟!!!

    ulcer_color


    مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.


    مشترک خوراک بامدادی شوید
    کامل
    فقط مطالب
    فقط لینکدونی

    تکثیر غیرقانونی فیلم و کشتن غیرقانونی آدم‌ها

    به نظر شما تولیدکننده‌گان محصولات مختلف در قبال نحوه کاربرد آن‌ها توسط کاربرانشان مسئول هستند؟ آیا تولید کننده‌گان «چاقوهای جیبی» در قبال «قتل‌هایی که توسط چاقو‌های جیبی» تولید شده توسط آن‌ها صورت می‌گیرد مسئول هستند؟پاسخ به این سئوال اگرچه ممکن است ساده به نظر برسد اما در واقع کانون یکی از بزرگترین تناقض‌های فعلی دنیای حقوق و مالکیت معنوی است.

    پرونده بتاماکس در سال 1984

    در سال 1984 شرکت «یونیورسال استودیوز» از شرکتbetamax «سونی» شکایت کرد چون مدعی بود دستگاه‌های ضبط و پخش ویدئویی شرکت سونی کابران را به تکثیر غیرقانونی فیلم‌هایش و نقض کپی‌رایت (Copyright infringement) تشویق می‌کند. دادگاه حکم داد «مادامی که یک تکنولوژی کاربردهای گوناگونی دارد (قانونی و غیرقانونی)، نمی‌توان تولیدکننده‌گان آن‌را برای استفاده غیرقانونی کاربران از آن مسئول دانست.» این حکم مهم و تاریخی باعث ظهور و رشد سریع محصولات خانگی ضبط و پخش فیلم و موسیقی گردید.

    نتیجه پرونده بتاماکس باعث شد نوآوری‌هایی مانند کامپیوترهای شخصی، سی‌دی نویس‌ها، مرورگرهای وب، دستگاه‌های پخش mp3 و صدها محصول دیگر به خانه‌های کاربران راه یابند. محصولاتی که همیشه می‌توانند به صورت غیرقانونی نیز مورد استفاده قرار گیرند.

    تناقض آغاز می‌شود…

    در سال‌های اخیر با حمله حقوقی «صنعت سرگرمی» (entertainment industry) به شرکت‌های تولید کننده محصولات نرم‌افزاری peer-to-peer مانند Morpheus, Grokster, KaZaA زیر سئوال بردن مصونیت تولیدکننده‌گان که توسط «پرونده بتاماکس» ایجاد شده بود آغاز گردیده است.

    در جولای سال 2005 دادگاه از پذیرقتن مجدد نتیجه پرونده بتاماکس سرباز زد و بحث مهمی تحت عنوان «تلقین» (inducement) را در باب مسئولیت‌ (liability) تولیدکننده‌گان کالاهای مربوط به محصولات تحت مالیکت معنوی گشود.

    با توجه به این‌که پی‌گیری موارد نقض مالکیت معنوی توسط کاربران آسان نیست، «صنعت سرگرمی» و هالی‌وود مصمم است انگشت اتهام را به سوی تولیدکننده‌گان این محصولات متوجه کند. تصور کنید روزی که شرکت موزیلا در دادگاه محکوم شود، چون تعدادی از کاربران به کمک مرورگر فایرفاکس نرم‌افزارهایی را به صورت غیرقانونی دانلود یا آپلود کرده‌اند.

    تکثیر غیرقانونی فیلم نه! کشتن غیرقانونی آدم‌ها آری!

    احتمالا منطق و عقل سلیم به ما می‌گوید اگر تولیدکننده‌گان محصولات نرم‌افزاری مانند KaZaA در قبال استفاده غیرقانونی کاربران‌شان مسئول هستند، پس تولیدکننده‌گان اسلحه نیز در قبال استفاده‌های غیرقانونی از اسلحه مسئول هستند.

    اشتباه فکر کردید…! تلاش‌های موسسات و سازمان‌های مختلف برای مسئول کردن شرکت‌های تولیدکننده اسلحه در قبال کاربردهای غیرقانونی آن‌ها هنوز نتیجه لازم را نداده است.

    به نظر می‌رسد دغدغه‌هایی مهم‌تر از تکثیر غیرقانونی فیلم و موسیقی نیز برای بشر امروز وجود دارد. این‌طور نیست؟

    vcr-firearm


    مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.


    مشترک خوراک بامدادی شوید
    کامل
    فقط مطالب
    فقط لینکدونی

    کسانی که خواب ندارند؛ کسانی که نان ندارند

    داستان همیشگی تاریخ بشر: مبارزه مردمانی که «نان» ندارند علیه کسانی که نان آن‌ها را گرفته‌اند ولی از ترس نمی‌توانند راحت «بخوابند».

    نقل قول آزاد کرده‌ام از حافظه و از کتاب «جغرافیای گرسنگی» نوشته «خوزه دوکاسترو» که سال‌ها پیش خوانده‌ام. دیشب با دوستی گفتگو می‌کردبم و به این موضوع اشاره شد.

    تکلیف «مردم بدون نان» مشخص است: آن‌ها باید برای گرفتن حقوق خود مبارزه کنند. تکلیف «گروه بدون خواب» هم مشخص است: آن‌ها باید مواظب باشند مردم بساط امپراطوری را بر سرشان خراب نکنند.

    بلاتکلیف و منگ و مست و ناامید و منفعل و خسته می‌مانند «گروه میانه» که نقش جماعت هُرهُری مذهب «چوخْ‌بختیار» را بازی می‌کنند. «تازه به دوران رسیده‌گان فکری» یا به قول جلال «منوّرالفکران» که ناخواسته خائنین تاریخی به مردم بوده و هستند و خواهند بود.

    راه مردم اما راهی جدا از این‌هاست.

    _MG_0750-workers

    کارگران شهرداری – شهرری (عکس از بامدادی)


    مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.


    مشترک خوراک بامدادی شوید
    کامل
    فقط مطالب
    فقط لینکدونی

    این‌جا اوبونتو است، صدا و سیمای لینوکس

    این نوشته را دارم از داخل لینوکس و آفیس ِ آزاد (OpenOffice) می‌نویسم. چند ساعتی بود که تقریبا ناامید شده بودم. اینترنتم راه نمی‌افتاد و بدون اینترنت لینوکس بی‌معنی‌ است. اما عاقبت نوشته‌ای یک خطی در یکی از اتاق‌های تبادل‌نظر لینوکس کارم را راه انداخت.

    لینوکس کاربردوست نیست، اما حسابی سرحالتان می‌کند

    لینوکس اوبونتو انصافا نسبت به همه توزیع‌هایی که قبلا دیده یا شنیده بودم «کاربر دوست»تر است. اما در پاسخ به کامنت دوستی که گفته بود «لینوکس زمخت است و چندان کاربردوست نیست» باید بگویم با ایشان موافق هستم. نصب و راه‌اندازی لینوکس برای کاربری که با کامپیوتر آشنایی کمی دارد و به خصوص مسلط به زبان انگلیسی نیست دشوار است. به عنوان نمونه من الان چندین ساعت است برای نصب و راه‌اندازی کارت گرافیکی‌ام در حال خواندن و دانلود کردن هستم. مجبورم RunLevel سیستم را عوض کنم چون نمی‌توانم در حالی‌که محیط گرافیکی اجرا شده درایور را نصب کنم. بعد هم که موفق شدم این‌کار را انجام دهم متوجه شدم به چندین بسته بزرگ نیاز دارد که الان دارم آن‌ها را دانلود می‌کنم. راحت به شما بگویم در لینوکس اگر شانس آوردید و درایور کارت گرافیکی و مودم و … شناخته شد که هیچ. در غیر این صورت مجبورید چندین ساعت (و بلکه روز) برای نصب آن وقت صرف کنید. به خصوص اگر خط اینترنت شما چندان سریع نباشد.

    اما نباید زود ناامید شوید. توی همین مدت کوتاه کلی چیز یاد گرفته‌ام و از میزان کنترلی که روی سیستم دارم هیجان‌زده هستم. احساس می‌کنم خیلی از توانایی‌های کامپیوتری‌ام که در اثر استفاده از ویندوز تحلیل رفته بود کم‌کم باز می‌گردد. مجبورم تندتر تایپ کنم و بهتر جستجو کنم. اینترنت را به نوعی بخشی از دسکتاپم ببینم نه مفهومی جداگانه و دور. انگار دارد «حواس کامپیوتری» مرا بیدار و زنده می‌کند و برای این‌که بیدار و زنده باشم حاضرم چند ساعت وقت بیشتر صرف نصب کردن کارت گرافیکی‌ام کنم. لینوکس شاید «کاربردوست» نباشد اما بدون شک دست شما را برای تسلط بر کامپیوترتان حسابی باز می‌گذارد و البته کمی هم «سلول‌های خاکستری»‌تان را می‌دواند!

    همه باید فارس باشند حتی ترک‌ها!

    این سوال و جواب غم‌انگیز را هم در یکی از فوروم‌ها دیدم. البته این نمونه اصلا نباید باعث سوءتفاهم شود. چون انصافا بیشتر جاها کاربران متخصص به صورت داوطلبانه خیلی خوب همکاری می‌کنند و از دل و جان سوال‌های شما را -حتی اگر پیش‌پاافتاده باشد- ‍ پاسخ می‌دهند. اما محض نمونه‌ و جهت آشنایی با نوع نگرش بعضی از کاربران ایرانی بخوانید و خودتان قضاوت کنید که اگر این تبعیض قومی و زبانی نیست، پس چیست:

    How to add another typing language in Ubuntu Linux

    I’m a new Ubuntu user and since I’m living in Iran and also I’m a Turk I need to write in English, Farsi and Turkish and Azeri in Ubuntu in many programs such as OpenOffice.org Firefox and Gimp. so how can add these three languages beside English and use them simultaneously

    Answerer 1

    moosh bekhoret ! hala dige jolo ina migi I’m a turk , bashe! bashe! namak bekhorid namakdon beshkanid ! kam poole naft dadim khordid ?
    ye email bezan be [……] oon rahnamayeet mikoneh

    پی‌نوشت: پس از نصب لینوکس و انجام تنظیمات اولیه برای نوشتن به فارسی، برای نصب بسته‌های فارسی و قلم‌ها این صفحه خیلی راهنمای خوبی بود. اینجا نامش را می‌آورم به عنوان تشکر از کسانی که آن‌را تهیه کرده‌اند.


    مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.