لینک‌های روز: درست 35 سال پیش ویکتور خارا برای آخرین بار خواند

  • باستان‌شناسان روسی پایتخت گمشده‌ی دولت یهود را کشف کردند
    پایتخت گمشده‌ی پادشاهی «خزر» (تمدنی باستانی، که در قرن‌های‌ هشتم تا دهم میلادی مذهب رسمی دولتش آیین یهود بود) واقع در شمال دریای خزر کشف شد.  صهیونیست‌ها معتقدند فلسطین سرزمین ملت یهود است،  به قول «آنتونی لوینشتاین» اما، حالا که سرزمین تاریخی «دولت یهود» کشف شده، شاید بهتر باشد  دست از سر فلسطینی‌ها بردارند و به خانه‌ی واقعی خود بروند (لطفا این عبارت را سمبولیک برداشت کنید نه لفظی)
    با تشکر از کمانگیر که این «اشتباه‌ِ دیگر من» را گوشزد کرد و باعث شد متن بالا را اصلاح کنم.
  • برای خاطر کتاب‌ها: کاش این‌ها را نخرید، نخوانید
    همانطور که یکی از بهترین کارهایی که یک وبلاگ‌نویس می‌تواند انجام دهد معرفی کتاب است، معرفی‌ کتاب‌هایی که بد ترجمه‌ یا تالیف شده‌اند و ارزش خواندن ندارند هم خیلی مفید است!
  • فشار اقتصادی به قصد انزوای کامل ایران « هزاران نقطه
    نوشته‌های سیاسی هزاران نقطه نیازی به معرفی ندارند. دانش و اطلاعات سیاسی بسیار دست اول و به‌روزی دارد و حرفه‌ای و کامل می‌نویسد. این هم یکی از نوشته‌های جامع و مستند او درباره‌ی برنامه‌‌ی سیستماتیک و حساب‌شده‌ای است که برای انزوای کامل ایران ریخته‌اند.
  • برای ویکتور خارا
    به یاد صدای ماندگار مردم شیلی که وحشیانه سرکوب شد. نویسنده‌ی وبلاگ «آقا اجازه» صفحه‌ی تاثیرگذاری به همین یاد درسته کرده و چند تا از ترانه‌های ویکتور خارا را هم از اسپانیولی به فارسی ترجمه کرده.

    برای خواندن نیست که می‌خوانم
    و نه برای صدایی خوب،
    می‌خوانم چون گیتار پر احساسم
    قلبی زمینی دارد
    و بال‌هایی چون کبوتری کوچک.
    و چون آب مقدس
    است،
    که دردها و شادی‌ها را تعمید می‌دهد…

پیشنهاد می‌کنم متن کامل این‌ ترجمه‌های زیبا را بخوانید.

اینجا آمریکای جنوبی است، حیاط خلوت ایالات متحده‌ی آمریکا. سازمان جاسوسی سیا، شرکت‌های بزرگ بین‌المللی و بانک‌های بزرگ از آن‌طرف دنیا در اینجا دولت مردمی سالوادور آلنده را سرنگون کرده و حکومت فاشیستی ژنرال پینوشه را سرکار آورده‌اند. اکنون زمان تصفیه حساب است. روز 15 سپتامبر 1973 است. ویکتور خارا را شکنجه کرده‌اند و او روی زمین افتاده است. دنده‌هایش و دستهایش را با تبر شکسته‌اند. رییس زندان استادیوم سرمست از پیروزی نزد ویکتور خارا می‌آید. چه اشتباهی! دیکتاتورها همواره احمق هستند: «دوست داری برای دوستانت گیتار بزنی و بخوانی؟» ویکتور جواب مثبت می‌دهد. رییس زندان دستور می‌دهد گیتارش را بیاورند. ویکتور خارا با دستهای شکسته و خونین گیتارش را در آغوش می‌گیرد و سرود اتحاد را می‌خواند. (متن از وبلاگ «آقا اجازه»)

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی
Advertisements

منتشرشده توسط

4 دیدگاه برای «لینک‌های روز: درست 35 سال پیش ویکتور خارا برای آخرین بار خواند»

من همه‌ی کامنت‌های وارده را می‌خوانم. اما ‌لطفا توجه داشته باشید که بنا به برخی ملاحظات شخصی از انتشار و پاسخ دادن به کامنت‌‌هایی که (۱) ادبیات تند، گستاخانه یا بی‌ادبانه داشته باشند، یا (۲) در ارتباط مستقیم با موضوع پستی که ذیل آن نوشته شده‌اند نباشند و یا (۳) به وضوح با نشانی ای‌میل جعلی نوشته شده باشند معذور هستم. در صورتی که مطلبی دارید که دوست دارید با من در میان بگذارید، از صفحه‌ی تماس استفاده کنید. با تشکر از توجه شما به بامدادی.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s