چرا مایکروسافت از گوگل می‌ترسد؟

بزرگترین خطری که مایکروسافت را تهدید می‌کند گوگل است. موضوع فقط رقابت بر سر موتور جستجو و یا تبلیغات اینترنتی نیست.گوگل ماهیت و فلسفه وجودی مایکروسافت را نشانه گرفته است.

شبکه همان کامپیوتر است

روزگاری بنیان‌گذار شرکت سان گفت: «شبکه همان کامپیوتر است». بنیان‌گذاران شرکت مایکروسافت اما، چنان از بازار عظیم و بادآورده کامپیوترهای شخصی به هیجان آمده بودند که فرصت یا تمایل اندیشیدن به «شبکه» و «کاربران به هم متصل» و «کامپیوتر فراتر از میزکار» را نداشتند. از نظر آن‌ها کامپیوتر، یک واحد محاسباتی «تنها و منزوی» بود، برای تک‌تک نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای آن باید هزینه می‌شد و فقط هم با محصولات مایکروسافت همخوانی می‌داشت.

yeastsex

سان گفت شبکه همان کامپیوتر است. گوگل نیز چنین می‌اندیشد.

اولین حامی گوگل بنیان‌گذار سان: باز هم «شبکه همان کامپیوتر است»

آقای اندی بکتول‌شایم یکی از بنیان‌گذاران سان، در چند ملاقات کوتاه که با لاری و سرگئی داشت تشخیص داد آن‌ها به شعار «شبکه همان کامپیوتر است» اعتقاد دارند و ایده‌هایشان متعلق به «آینده» است. بی‌دلیل نبود آقای بکتول‌شایم در نقش اولین حامی گوگل‌ در زمانی که این شرکت حتی هنوز ثبت نشده بود، ظاهر شد. از نظر بنیان‌گذاران گوگل «شبکه همان کامپیوتر است» و البته باید خصوصیات «هوشمندی» و «دسترسی آزاد به همه اطلاعات» را نیز به این شبکه (بخوانید کامپیوتر) اضافه کرد. رویکردی که یکصد و هشتاد درجه با رویکرد مایکروسافت در تضاد بود.

ارزان بهتر از گران

گوگلی‌ها از همان آغاز سرورهای خود را طوری طراحی کردند که می‌توانست هر سخت‌افزاری که توانایی محاسبه داشته باشد را در بر گیرد. به کمک این فن‌آوری ارزان آن‌ها توانستند سرورهایی بسازند که از لحاظ سرعت و قیمت (بهای تمام شده برای هر عمل محاسبانی) بزرگترین و سریع‌ترین سوپرکامپیوترهای جهان را فرسنگ‌ها پشت‌سر گذاشت. گوگل نمی‌خواست برای خرید سرورهای گران و نرم‌افزارهای گران‌تر هزینه کند، بنابراین سخت‌افزار و نرم‌افزار خودش را بر اساس «سرورهای ارزان» و نرم‌‌افزارهای رایگان موجود بنیاد گذاشت و ثابت کرد «ارزان بهتر از گران است».

محاسبه غیرمتمرکز

گوگل از همان آغاز، هدف و شیوه کسب‌وکارش را حرکت به سوی «محاسبه غیرمترکز» یا Cloud Computing (نوعی از Distributed Computing) قرار داد،‌ حال آن‌که «مایکروسافت» اصولا ساختار کسب‌‌وکارش را برپایه «کامپیوترهای شخصی» و «سرورهای متمرکز» شکل داده بود. برخلاف سرورهای متمرکز سنتی، کاربران آینده تصوری از نوع، محل و خصوصیات سرور مورد استفاده شان ندارند. آن‌ها از ظرفیت و توان محاسباتی سرورهایی که مانند یک «ابر» مبهم و غیرمتمرکز هستند استفاده می‌کنند بدون این‌که به یک سیستم‌عامل یا محیط خاص وابسته باشند.

cloud computing

وب آینده: سرورهای پراکنده و غیرمتمرکز – «اینترنت همان سرور است»

هدف: ریشه‌های مایکروسافت61_google_microsoft

گوگل با ارائه نرم‌افزار و خدمات تحت وب و بانک‌اطلاعاتی عظیم خود که شامل وب‌گاه‌، تصویر، کتاب‌، نقشه‌، فیلم و … که همگی نیز تحت وب قابل دسترس هستند، به تدریج ولی با روندی «مداوم و محسوس» در حال کم کردن وابستگی کاربران به محصولات مایکروسافت است. این درحالی‌است که مایکروسافت روی «افزایش وابستگی کاربران به محصولات خود» سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی استراتژیک کرده است و می‌کند. این وابستگی روز به روز در حال کمرنگ‌تر شدن است و گوگل مهمترین نقش را در این کمرنگ شدن بازی می‌کند: «زنگ خطر جدی برای امپراطوری مایکروسافت!»

مایکروسافت که در سال‌های اخیر نشان داده «غولی محافظه‌کار و کم خلاقیت» است این بار با خطری مواجه شده است که درست «ریشه‌های» آن‌را نشانه گرفته است: گوگل!

مایکروسافت خطر را احساس کرده‌ است، اما آیا زمان و اراده کافی برای جبران دارد؟

توجه: مطالب این نوشته عقاید شخصی نویسنده می‌باشد و به غیر از موارد ذکر شده، ترجمه یا گردآوری نیست.

شبکه‌های اجتماعی آینده

در سال‌های اخیر «شبکه‌های اجتماعی» با سرعتی بی‌نظیر گسترش یافته‌اند. به همان نسبت تعدد و پراکندگی آن‌ها به حدی رسیده‌ که استانداردسازی مکانسیم «ارتباطی آن‌ها با یکدیگر» تبدیل به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌‌های «وب ‌‌آینده» شده است.با توجه به این‌که «وب آینده» متعلق به «کاربران ِ مولف» می‌باشد، اهمیت ابزارهای ایجاد «همبستگی اجتماعی» روز به روز پررنگ‌تر می‌شود.

شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی مانند MySpace ،FaceBook ،hi5 ، Friendster ،Orkut بستر جالبی برای ایجاد شبکه‌های مجازی میان افراد هستند و در مدت زمانی کوتاه به سرعت رشد کرده‌اند. به عنوان مثال FaceBook حدود 58 میلیون کاربر فعال دارد که هر هفته بیش از 60 میلیون عکس در این وب‌گاه قرار می‌دهند. در نتیجه FaceBook به بزرگترین وب‌گاه عکس در آمریکا بدل شده است. (آمار پایان 2007)

مشکل تعدد شبکه‌های اجتماعی

طولی نکشید که تعدد شبکه‌های اجتماعی دردسرساز شد. چرا که کاربران فقط عضو یک شبکه اجتماعی نیستند و ارتباطات آن‌ها در شبکه‌های مختلف گسترده شده است. هر شبکه ساز خود را می‌زند و برای ورود به آن «نام کاربری» و «کلمه عبور» جداگانه‌ای لازم است. به عنوان مثال 64٪ کاربران FaceBook عضو MySpace هم هستند. همینطور شبکه‌های اجتماعی Bebo، Hi5 و Freindster حدود 49٪ کاربرانشان را با MySpace مشترک هستند. (آمار پایان 2007)

Social Network Aggragetors-isolated-networks

مشکل کاربران به عضویت در «شبکه‌های مختلف و پراکنده» ختم نمی‌شود. کاربران دیگر فقط «کاربر» نیستند و «محتوی» نیز تولید می‌کنند و در واقع کاربرانی «مولف» یا «کاربرِْمولف» هستند. اطلاعات تولیدشده توسط «کاربرْمولف‌»ها به تدریج بیشتر و پراکنده‌تر می‌شود. یک «کاربرْمولف» ممکن است خبرهای کوتاه متنی‌اش را در Twitter، عکس و تصویرهایش را در Flickr، فیلم‌هایش را در YouTube، لینک‌هایش مورد علاقه‌اش را در del.ico.us، نوشته‌هایش را در وب‌لاگ‌های مختلف (و …) قرار دهد. واضح است مدیریت کردن منابع مختلف برای کاربرْمولف‌ها روزبه‌روز دشوارتر می‌شود و باید برای حل این مشکل تدبیری اندیشید.

شاه کلید مشکلات:‌ اضافه کردن یک واسطه

در میان برنامه‌نویسان مشهور است هیچ مشکلی در نرم‌افزار نیست که با اضافه کردن یک لایه جدید حل نشود!

برای حل مشکل تعدد و پراکندگی «شبکه‌های اجتماعی» راه‌حل اضافه کردن یک (یا چند) لایه جدید است. «لایه جدید»، «مترجم» یا واسطه‌ای است که نقش پل ارتباطی میان «شبکه‌های اجتماعی» مختلف را بازی می‌کند و به این ترتیب همه آن‌ها را به یک شبکه بزرگ تبدیل می‌کند. به این «واسطه» جدید «گردهم‌آورنده شبکه‌های اجتماعی» یا Social Network Aggregator می‌گویند.

Social Network Aggragetors

در آینده‌ٔ نه چندان دور، «کاربران ِ مولف» به راحتی می‌توانند انبوه متنوع محصولات و علاقه‌مندی‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارند،‌ بدون این‌که نگران محیط کاربری خود باشند.

این مطلب ادامه دارد.

هیچ وب‌لاگی دیگر گم نمی‌شود

من هیجان‌زده هستم. اجازه دهید هیجانم را با شما قسمت کنم چون احساس می‌کنم در آستانه تولد «وب نو» به معنی «وب کاربران-مولف» هستیم.

کاربرمولف کیست؟

«کاربرْمولف»، کاربری است که در تولید یا تغییر شکل محتویات وب نقش بازی می‌کند. «کاربرْمولف» ممکن است نویسنده یک وب‌لاگ باشد یا شخصی که در آن وب‌لاگ کامنت می‌گذارد یا به آن لینک می‌دهد. حتی کاربری که در بالاترین یا digg رای می‌دهد نیز «کاربرْمولف» است.

در کل می‌توان گفت هر کاربری که به صورت دوجانبه از طریق وب با همگان در ارتباط باشد «کاربرمولف» است.

هیچ توجه کرده‌اید وب‌لاگ‌ها چقدر شکوفا شده‌اند؟ هیچ توجه کرده‌اید تعداد «کاربران مولف» (user-author) ها چقدر زیاد شده است؟ تا همین چندی پیش، خیلی احتمال داشت که نوشته‌های خوب وب‌لاگ‌ها نادیده و ناخوانده بماند. وب‌لاگستان قلمرو اختصاصی تعداد محدودی وب‌لاگ مشهور بود که در بلاگ‌رول خیلی از وب‌لاگ‌ها دیده می‌شدند و تنها وب‌لاگ‌هایی بودند که واقعا خوانده می‌شدند.user-authors

باقی، انبوه و انبوه هزاران وب‌لاگ بودند که مولفان آن‌ها در آرزوی داشتن مخاطب دست و دلشان به نوشتن نمی‌رفت. اگر شما وقت صرف می‌کردید، مطلب گردآوری می‌کردید، ترجمه می‌کردید، عکس و تصویر و نمودار تهیه می‌کردید و یک مطلب خوب و جدید و آموزنده توی وب‌لاگتان می‌گذاشتید به احتمال زیاد اصلا دیده نمی‌شد و تمام زحمات خوب شما بی‌نتیجه می‌ماند!

نفس این روزها در حال به شمارش افتادن است. در وانفسای س.ا.ن.س.و.ر. و خفقان در فضای کشور و در شرایطی که یخ‌بندان سیاسی و اجتماعی، برف و سرمای زمستان سخت امسال را تحت شعاع خود قرار داده است، شاهد گرمای روزافزون جامعه ایرانی «کاربر-مولف» هستیم.

بالاترین آمد و انگار نفس مسیحایی بر کالبد وب‌لاگستان دمید. وب‌لاگ‌ها دست کم این شانس را داشتند که برای «چند ساعت» هم که شده نوشته خود را در معرض دید همگان قرار دهند. امکان بزرگی بود! چه بسیار وب‌لاگ‌ها که از این طریق توانستند صدای خود را به گوش مخاطبین ناشناس برسانند.

سر و کله «وردپرس.دات.کام» پیدا شد. به سرعت محبوب شد. محله کوچک و صمیمی‌ای شد که هر لحظه می‌شد پست‌ها و وب‌لاگ‌های پرکار را دید. و انگار چیزی فرق کرده بود! فهرست «بهترین پست‌های روز» یا «بهترین وب‌لاگ‌های روز» قلمرو اختصاصی چند وب‌لاگ مشهور نبود. انگار این‌جا همه حق داشتند حضور داشته باشند. کافی بود نوشته خوبی بنویسی و فورا توی فهرست روز خودش را نشان دهد. مخاطبین حق انتخاب بیشتری پیدا کرده بودند.

گوگل‌ریدر را باز می‌کنم و نگاهی به فهرست مطالب منتشر شده در دو-در-دو فارسی می‌اندازم. پشت سر هم دکمه j را فشار می‌دهم و مطالب را با لذت دنبال می‌کنم. مطالب خوب به سرعت خودشان را نشان می‌دهند. مهم نیست وب‌لاگ طرف مشهور یا گمنام باشد. مطلبش با من حرف می‌زند و از میان صدها نوشته خودنمایی می‌کند. یک لحظه صبر کنید! قبلا من این شانس را نداشتم، انگار!‌

بعد گوگل‌ انگار منتظر بوده باشد همه را غافلگیر کند، گوگل‌ریدر اشتراکی را می‌آورد! مطالبی را که دوستان مجازیم در گوگل‌ریدر اشتراکی نشان کرده‌اند نگاه می‌کنم. انگار کیفیت مطالب این‌جا بهتر است! به هر حال هر چه باشد مطالب این‌جا یک‌بار از ف.ی.ل.ت.ر. سلیقه دوستان عبور کرده‌ است.

فیدبرنر هم یک درجه آزادی بیشتر برای وب‌لاگ نویسان فراهم کرد. وب‌لاگ‌نویس‌ها دیگر مجبور نیستند به یک محیط مشخص مانند بلاگ‌سپات یا وردپرس یا ایکس یا وای بچسبند و از ترس از دست دادن مخاطبین خود تا ابد همانجا بپوسند. دیروز بلاگ‌فا، امروز وردپرس، فردا شاید جایی بهتر! دموکراسی واقعی یعنی «آزادی همراه با فرصت»! من آزاد هستم که محیط وب‌لاگم را عوض کنم و هم امکانش را دارم، بدون این‌که مخاطبین خود را از دست بدهم! شک دارید؟ وب‌لاگ آقای مزیدی را نگاه کنید. ایشان یک‌شبه از مزیدی1 به مزیدی2 اسباب‌کشی کرد بدون این‌که حتی یک خواننده‌اش را از دست بدهد.1_indymedia_radiologo

هر روز تعداد بیشتری وب‌لاگ را به فیدخوانم اضافه می‌کنم. از این‌که فرصت خواندن همه آن‌ها را نداشته باشم نمی‌ترسم. چون فید همه آن‌ها را در گوگل‌ریدر عمومی کرده‌ام و بعد در فیدبرنر سوزانده‌ام. AideRSS خلاصه بهترین‌هایشان را به من نشان می‌دهد. وقتم صرف جویی می‌شود، وب‌لاگ‌های زیادی را می‌بینم، حق انتخاب بیشتری دارم. آیا این چیزی نبود که سال‌ها همه ما دنبالش بودیم؟

هنوز تمام نشده… ریدبرنر مکمل گوگل‌ریدر خواهد شد و تردید ندارم یا گوگل آن‌را می‌خرد و یا سرویس مشابهی در گوگل‌ریدر ایجاد خواهد کرد. همه دست‌اندرکار این هستند که ما دیگر نوشته خوبی را از دست ندهیم. باور کنید تجربه وب‌، در حال تغییرات اساسی است. وب در حال پخش شدن است و نقاط ساکت و پراکنده سابق به شبکه جهانی کاربران مولف تبدیل می‌شوند.

در «وب‌ نو»ی در حال ظهور، هیچ وب‌لاگی گم نمی‌شود.

اول جستجو در گوگل، دوم برنامه‌نویسی

بخش بزرگی از نرم‌افزارها را «الگورتیم‌»ها (Algorithms)، «الگو»ها (Patterns) یا «بسته‌»های (Package) استاندارد تشکیل می‌دهند. چه بسا بخشی از نرم‌افزاری که قصد نوشتنش را دارید قبلا توسط شخص دیگری طراحی یا نوشته شده باشد. قبل از این‌که به اصطلاح «دست به کد» شوید با استفاده از ابزار Google Code Search کمی در دنیای «متن»های موجود بگردید.

Google Code Search_1199878165218

حتی اگر برنامه‌ای که می‌نویسید کاملا جدید است و مطمئن هستید نمونه‌‌ آن قبلا نوشته نشده، دست‌کم می‌توانید از انبوه برنامه‌های موجود در بانک اطلاعاتی گوگل ایده‌های جدید بگیرید و سرعت و کیفیت برنامه‌‌نویسی‌تان را بالا ببرید.

binary search - Google Code Search

در قسمت جستجوی پیشرفته علاوه بر این‌که می‌توانید جستجوی خود را به زبان‌ برنامه‌نویسی خاصی محدود کنید، امکان جستجو داخل بسته‌های نرم‌افزار Pacakges نیز وجود دارد. البته استفاده از اپراتورها امکانات بسیار گسترده‌تری به شما می‌دهد.

همچنین در صورت تمایل می‌توانید «متن» برنامه‌های جدیدی که نوشته‌اید را در GCS ثبت کنید.

فیلم بعدی که می‌بینید چیست؟

فرض کنید جایی زندگی می‌کنید که هر فیلمی را انتخاب کنید در دسترس‌تان دارید. همچنین شما از آن دسته آدم‌هایی هستید که علاوه بر مبتلا بودن به جنون سینما، به بیماری وسواس در انتخاب و دیدن فیلم‌ هم دچار هستید. در این صورت آیا برای انتخاب فیلم سردرگم نخواهید شد؟ از میان هزاران فیلم تولید شده در سال، شاید فقط 50 تای آن‌ها برایتان جالب باشد. از کجا خواهید فهمید کدام‌یک باب دندان شماست؟ و اگر سلیقه شما محدود به فیلم‌های روز نباشد و علاقه‌مند به کل تاریخ حدودا 100 ساله سینما باشید، آن‌وقت انتخاب فیلم بعدی از میان چند صد هزار فیلم موجود کار چندان ساده‌ای نیست! مجلات و وب‌گاه‌ها حتی اگر معتبر هم باشند چندان کمکی نمی‌کنند. معیار انتخاب آن‌ها یا موضوعات تجاری و صنعت سینماست و یا سلیقه ویژه هنری منتقدی که درباره یک فیلم خاص می‌نویسد. به هر حال نظر شما نیست.پس راه حل خوب چیست؟

m o v i e l e n s_1199773736500

چند روز پیش در مورد سیستم‌های پیشنهاد دهنده و نقش روزافزون و کلیدی آن‌ها در وب آینده صحبت کردم. حالا هم قصد دارم یک «سیستم‌ پیشنهاد دهنده» که در واقع یک پروژه تحقیقاتی در دانشگاه مینیسوتا می‌باشد را معرفی کنم. وب‌گاه MovieLens که «به شما کمک می‌کند فیلم‌های مناسب سلیقه‌تان را بیابید».

این وب‌گاه پیشنهاد دهنده بر اساس همکاری گروهی (collaborative filtering) کار می‌کند. پس از ثبت‌نام و ورود شما باید دست‌کم 15 فیلم را از میان فهرست فیلم‌هایی که به صورت تصادفی به شما نشان داده می‌شود انتخاب و از 1 تا 5 درجه گذاری کنید. این 15 فیلم در واقع مبنای ارزیابی سلیقه شما توسط سیستم پیشنهاد دهنده وب‌گاه می‌شود و هر چه تعداد فیلم‌هایی که ارزش‌گذاری می‌کنید بیشتر باشد وب‌گاه بیشتر با سلیقه شما آشنا می‌شود.

m o v i e l e n s_1199773726171

کار با وب‌گاه بسیار ساده است و مثل IMDB یا Amazon شما را با انبوه تبلیغات و اطلاعات فرعی سردرگم نمی‌کند. رده بندی فیلم‌ها نیز سریع و ساده انجام می‌شود و اصولا فلسفه وب‌گاه بر اساسا «تصفیه‌سازی اطلاعات بر اساس همکاری گروهی» و «ارائه پیشنهاد بر اساس سلیقه شخص شما» است و هدف دیگری را دنبال نمی‌کند.

m o v i e l e n s_1199770223468

از همه جالب‌تر آمارهایی است که از مقایسه سلیقه شما با سلیقه عمومی ارائه می‌دهد. مثلا می‌توانید بفهمید (اگر تا به حال نمی‌دانستید!) که بیشتر به چه نوع فیلم‌هایی علاقه دارید. من تا قبل از امروز نمی‌دانستم! وب‌گاه به شما می‌گوید کدام قسمت از سلیقه شما با سلیقه میانگین کاربران همخوانی دارد و در کدام موارد از عموم فاصله زیادی دارید. در واقع وب‌گاه قسمت‌های شخصی‌تر و در واقع شاخ و برگ سلیقه شما را تشخیص می‌دهد.

m o v i e l e n s_1199767477656

واقعا کار می‌کند!

نتیجه حیرت‌انگیز است! پس از این‌که حدود 30 تا از فیلم‌هایی که قبلا دیده بودم در سیستم ارزش‌گذاری کردم، پیشنهادهای سیستم واقعا با سلیقه من سازگار شده بود. در حال حاضر بیشتر از 200 تا از فیلم‌هایی که دیده‌ام را به سیستم معرفی کرده‌ام و فهرست بلند‌بالایی از آرزوهایم (WishList) را نشان کرده‌ام که در اولین فرصت سفارش دهم.

در ضمن MovieLens مرا در گروه «ببر» قرار داده است. «ببرها شاید به نظر موجودات خطرناک و کشنده‌ای برسند اما بعد از یک روز پر مشغله بدشان نمی‌آید همراه با یک دوست شفیق یک فیلم عاشقانه نگاه کنند».

شما متعلق به کدام گروه هستید؟

اصلاح مشکل تغییر نشانی فیدها در فیدبرنر

این پست به آقای دکتر مزیدی تقدیم می‌شود.موضوع شاید کمی مبهم به نظر برسد. اما نکته‌ای است که جناب دکتر مزیدی عزیز به درستی در کامنت پست قبلی به آن اشاره کردند. مزایای استفاده از فیدبرنر به جای خود، اما این موضوع که فیدبرنر نشانی پست‌ها را عوض می‌کند چندان جالب نیست. مثلا برای این پست فیدبرنر به جای این‌که لینک اصلی پست را به وب‌لاگ من نشان دهد یعنی:
«https://bamdadi.com/2008/01/05/love-yourself-and-use-aiderss-and-googlereader»
آن را به صورت زیر تبدیل می‌کند:
«http://feeds.feedburner.com/~r/bamdadi/~3/211475501»

دکتر پرسیده بودند آیا راهی هست که بشود از فیدبرنر استفاده کرد و در عین‌حال کاری کرد که مشترکین فیدها را با نشانی اصلی آن‌ها مشاهده کنند؛ یعنی آدرس به صورت اول در فید دریافتی مشترکین نشان داده شود؟

بله خوش‌بختانه راه حل وجود دارد ولی به قیمت از دست دادن آمارهای بازدیدکنندگان در فیدبرنر!

مهمترین علتی که فیدبرنر نشانی فید‌ها را به وب‌گاه خودش ارجاع (در واقع re-direct) می‌کند بحث آمار می‌باشد. هر کاربری که روی پستی کلیک کند، درخواست ابتدا به فیدبرنر ارسال گشته و در آن‌جا آمارهای مربوط به آن ثبت می‌گردد. سپس سرور فیدبرنر درخواست را به صفحه اصلی پست در خود وب‌لاگ ارجاع می‌دهد.

before-after

طبیعی‌است اگر آدرس پست‌ها از داخل فید مستقیما به وب‌لاگ داده شود، فیدبرنر راهی برای دریافت اطلاعات نخواهد داشت و آماری هم در این زمینه ثبت نخواهد کرد.

اگر چندان علاقه‌ای به آمارهای فیدبرنر ندارید و ترجیح می‌دهید فیدهای وب‌لاگتان مستقیما به آدرس وب‌لاگ خودتان باشد، گزینه‌های مربوط به آمار بازدیدکنندگان را در فیدبرنر خاموش کنید:

Analyze -- FeedBurner Stats_1199542248734

توجه داشته باشید که بعد از اعمال تغییرات فوق مدتی طول می‌کشد که اثر آن را در فیدهایتان مشاهده کنید.

سئوال:

به نظر شما کدام بهتر است؟ داشتن آمارهای گوناگون از وضعیت بازدیدکنندگان از وب‌لاگتان و پذیرفتن این نقطه‌ضعف که فیدهای شما با نشانی وب‌لاگ شما ارسال نشود؟ یا این‌که یکسره قید آمارها را بزنید و در عوض خیالتان راحت باشد که پست‌ها لینک به وب‌لاگ خودتان دارند؟

نکته:

دوستانی که به تنظیمات وب‌سرور سایت شخصی خود دسترسی دارند می‌توانند با انجام تنظیمات لازم در وب‌سرور و فیدبرنر به هر دو هدف فوق برسند. یعنی هم آمارهای جالب و کامل فیدبرنر را داشته باشند و هم فیدهایشان به نشانی اصلی وب‌لاگشان باشد. برای مشاهده جزییات انجام این کار این لینک را دنبال کنید.

به خودتان رحم کنید و از AideRSS و گوگل‌ریدر استفاده کنید!

فکر می‌کنم بیشتر ما روزگاری را به یاد می‌آوریم که موتورهای جستجو نتایج را بر اساس مقایسه لغت به لغت کلید‌واژه‌های فرد بیچاره جستجوگر و محتویات صفحات انجام می‌دادند. نتایج جستجو مزخرف بود و به سختی می‌شد چیز دندان‌گیری توی موتورهای جستجو پیدا کرد.

بعد گوگل آمد و با ارائه روشی برای ارزش‌گذاری صفحات وب که به آن عنوان PageRank داده بود طوفانی به راه انداخت. طوفانی که به سرعت نتایج جستجو در گوگل را دلچسب و دوست‌داشتنی کرد.

نمی‌دانم شما چقدر از فید و فیدخوان‌ها استفاده می‌کنید. pagerank_googleاگر نمی‌کنید که توصیه می‌کنم حتما شروع کنید و اگر هم از فیدخوان‌های قدیمی هستید حتما متوجه شده‌اید که تعداد فید‌هایی که هر روز باید بخوانید اینقدر زیاد هستند که عملا فرصت مطالعه همه آن‌ها را ندارید. بگذارید آب پاکی را روی دستتان بریزم. این تازه آغاز ماجراست و روز به روز اوضاع بدتر خواهد شد. با گسترش وب و حضور روزافزون «کاربر-مولف‌ها» (user-authors) حجم مطالبی که هر روز تولید می‌شود به سرعت خارج از وقت و حوصله شما می‌شود. فیدها مانند یک جانوروحشی هستند که باید تربیت شوند!

وب‌گاه AideRSS تصمیم گرفته است به شما کمک کند. این وب‌گاه به پست‌های مختلف یک منبع امتیاز می‌دهد (PostRank) و شما می‌توانید فقط مشترک فیدهای برگزیده مثلا «خیلی خوب» یا «خوب» بشوید بدون این‌که وقت خود را برای پست‌های کم‌ارزش تلف کنید. امتیازدهی بر اساس معیارهای مختلفی چون تعداد کامنت‌ها، تعداد ارسال‌ها/ارجاع‌ها به/در سایت‌هایی مانند del.ici.us یا Technorati و … می‌باشد.

نه تنها گزینش بلکه ترکیب!

AideRSS یک‌کار مهم دیگر هم انجام می‌دهد و آن‌هم ترکیب چندین فید با یکدیگر و تبدیل آن‌ها به یک «فید ترکیبی» است. کاری که FeedBurner در حال حاضر انجام نمی‌دهد. به کمک AideRSS وب‌گاه یا فید موردنظر خود را تحلیل کنید و سپس بسته به میزان علاقه‌ای که به منبع مورد نظر دارید، AideRSS فید ترکیبی اصلاح شده‌ای در اختیار شما قرار می‌دهد.

تصفیه و ترکیب فیدها بر اساس امتیاز

به این ترتیب می‌توانید فقط لینک‌های خوب یا عالی منابع مورد نظرتان را بخوانید. مثلا برای وب‌گاه جالب «دودردو فارسی» نتایج AideRSS را ببینید. در این‌جا من فقط «پست‌های خوب» را انتخاب کرده‌ام که از لحاظ آماری حدود 24٪ پست‌های این‌ وب‌گاه را تشکیل می‌دهند:

-1-persian- via doxdo in Google Reader - AideRSS_1199456218359

همانطور که قبلا هم گفتم AideRSS همه فیدهایی که انتخاب می‌کنید را با هم ترکیب می‌کند و به شما یک آدرس فید یکتا می‌دهد. البته اگر مایل باشید فید وب‌لاگ‌هایی که به آن معرفی می‌کنید، پس از تصفیه‌سازی و انتخاب بهترین پست‌ها به صورت مجزا نیز در اختیارتان قرار می‌دهد: مثل فید «دودردو فارسی برگزیده توسط AideRSS». اگر تصمیم به استفاده از فیدترکیبی گرفتید در آینده هرگاه صلاح دانستید می‌توانید مشخصات آن‌را عوض کنید، بدون این‌که آدرس فید عوض شود. به عنوان مثال در حال حاضر من فقط « پست‌های خوب» دودردو را به فید ترکیبی خودم اضافه کرده‌ام. اما ممکن است در آینده ترجیح بدهم فیدهای کمتر ولی با کیفیت‌تری را از دودردو فارسی ببینم و مثلا درجه انتخاب را از «خوب» به «خیلی خوب» تغییر دهم:

My Feeds - AideRSS_1199451674531

توجه: زیاده‌روی نکنید اما اگر واقعا «کریزی ایناف» هستید،‌ به خواندن ادامه دهید!!

برای این‌که کار از همه نظر بی‌عیب باشد، می‌توانم توی فیدبرنر یک فید جدید درست کنم به نام مثلا «بهترین پست‌های وب‌لاگستان فارسی» که حاوی فید ترکیبی AideRSS ام باشد. با این‌کار انعطاف‌پذیری من برای مدیریت فیدهایم به حد اعلا می‌رسد! شک دارید؟ با من بمانید…

این‌که چیزی نیست، حالا کجایش را دیده‌اید!

حال نوبت به طوفان است! من یک فید اشتراکی در گوگل ریدر درست می‌کنم به عنوان «Farsi-Blogs». بعد فید Public آن‌را در فیدبرنر می‌سوزانم. (این فید شامل همه پست‌های خوب و بد است.) بعد این فید را به AideRSS اضافه می‌کنم و طوری تنظیم می‌کنم که فقط پست‌های «خوب‌» و پر امتیاز را نشانم دهد.

My Feeds - AideRSS_1199451674531

از طرفی فید AideRSS ام به صورت خودکار به فیدبرنر ارسال می‌شود که آن‌را هم به گوگل‌ریدر اضافه می‌کنم و در نتیجه همیشه «بهترین پست‌های وب‌لاگستان فارسی» را دارم:

Google Reader (1000 )_1199451894578

از این به بعد «بهترین پست‌های وب‌لاگستان فارسی» را دارم بدون این‌که دیگر کاری به کار AideRSS داشته باشم. هر فید جدیدی را که دلم بخواهد در گوگل‌ریدر برچسب Farsi-Blogs می‌زنم، به صورت خودکار Public می‌شود، به صورت خودکار به فیدبرنر و بعد به AideRSS می‌رود، آن‌جا به صورت خودکار بهترین‌هایش انتخاب می‌شود، نتیجه به صورت خودکار به فیدبرنر رفته و در گوگل‌ریدر خوانده می‌شود!

برای درک راحت‌تر ِ«مسیر جریان اطلاعات» به نمودار زیر توجه کنید:

AideRSS-Google Reader DataFlow

معجزه AideRSS، GoogleReader، FeedBurner! مسیر جربان ِ داده (Data Flow Diagram)

توجه کنید، با روش ذکر شده می‌توانید فیدهای دیگری هم درست کنید. مثلا «بهترین اخبار فن‌آوری اطلاعات» که چکیده‌ای از وب‌لاگ‌های مشهور بین‌المللی باشد و یا …

معجزه است مگر نه؟ به شما گفتم به خودتان رحم کنید! از امکانات «تصفیه اطلاعات» استفاده کنید تا اولا در شلوغی روزافزون مطالب وب روح و روان‌تان آرام بماند و ثانیا بتوانید بهترین اخبار را در کمترین زمان بخوانید!
حاصل کار:

فید «بهترین پست‌های وبلاگستان»

rss-best-of-farsi-blogs

توجه: فید‌ها فعلا در مرحله تحقیقاتی می‌باشند. شما هم اگر خواستید آزمایش کنید. هنوز در حال بررسی تنظیمات مختلف ّAideRSS و فیدبرنر هستم تا نتیجه بهتر بگیرم.

aiderss-logo-devils-workshop-thumb

آشنایی با «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» و جایگاه آن‌ها در وب آینده

نسل جدید برنامه‌های تحت وب به عنوان «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» (Recommender Systems) شناخته می‌شوند. این برنامه‌ها به کمک انباشت و گردآوری مشخصات کاربران و دسته‌بندی سلایق و آمارگیری از علاقه‌مندی‌های آن‌ها، به کاربران پیشنهاداتی می‌دهند که احتمالا مورد علاقه آن‌ها خواهد بود. این پیشنهادات می‌تواند در زمینه معرفی فیلم، کتاب، موسیقی، تصویر، خبر، صفحات وب‌ و یا موارد دیگر باشد.

یک «سیستم‌ پیشنهاد دهنده» با گردآوری مداوم اطلاعات از رفتار هزاران هزاران کاربر و به کارگیری شیوه‌های «داده کاوُشی» (Data Mining) می‌تواند «روند»ها را تشخیص داده و به «کاربر نوعی» پیشنهاد کند چه موسیقی گوش دهد یا چه مطلبی بخواند.

recommender system

اگر تا به حال حدس نزده‌اید، اجازه دهید تاکید کنم که تقریبا همه ما به نوعی با «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» آشنا هستیم و دست‌کم با یکی از انواع موجود آن کار کرده‌ایم. بالاترین؟‌ بله درست حدس زدید. وب‌گاه‌هایی مانند بالاترین یا نمونه‌های بین‌المللی آن مانند digg.com و reddit.com در واقع سیستم‌های پیشنهاد دهنده‌ای هستند که با گردآوری و برآیندگیری از نظرات کاربران، اطلاعات را با کاربرد «هوش جمعی» فیلتر می‌کنند و در اختیار مخاطب علاقه‌مند قرار می‌دهند. به این کار «تصفیه اطلاعات با همکاری گروهی» (Collaborative Filtering) می‌گویند.

اما digg و بالاترین از اطلاعات کاربران استفاده محدودی می‌کنند. کاربران در واقع با رای‌های خود به سیستم معرفی می‌شوند و در حال حاضر امکان تفکیک و دسته‌بندی اطلاعات بر اساس سلیقه کاربران وجود ندارد.

درگاه‌های ورودی وب آینده:

اگر در وب‌ کلاسیک،‌ درگاه‌های ورودی کاربران به دنیای وب، جستجوگرهایی بودند که فقط بر اساس کلیدواژه، وب را دسته‌بندی می‌کردند، در وب‌ آینده (وب مفهومی)، کاربران برای شروع تجربه وب‌گردی خود به جای جستجوی تصادفی و کور، به «وب‌گاه‌های پیشنهاد دهنده» مراجعه می‌کنند تا از وقت و فرصت خود در وب بهتر استفاده کنند.

تصور کنید شما علاقه‌مندید درباره اخبار علمی بیشتر بخوانید. به نظر شما جستجو در موتور جستجو با کلیدواژه «علم» مفیدتر و سریع‌تر است یا ورود به صفحه «علم و فن» در سایت StumbleUpon.com؟

البته همان‌طور که گفتم هنوز وب‌گاه‌های مانند digg یا StumbleUpon از لحاظ کیفیت و دقت طبقه‌بندی اطلاعات و پیشنهاداتی که می‌دهند بسیار محدود هستند. اما این تازه آغاز داستانی است که به وب مفهومی ختم می‌شود. صبور باشید…

Buzz_1199370547140

مزایای استفاده از سیستم‌های‌ پیشنهاد دهنده

  • مبتنی بر بودن بر اطلاعات زنده و واقعی: مهمترین مزیت سیستم‌های پیشنهاد دهنده این است که بر اساس فعالیت کاربران و گردآوری رفتار و سلایق آن‌ها عمل می‌کند. به این ترتیب پیشنهاد آن‌ها بر اساس حدس و گمان نمی‌باشد.
  • عالی برای اکتشاف فضاهای جدید: با استفاده از سیستم‌های پیشنهاد دهنده می‌توانید به فیلم‌ها، تصاویر و خلاصه کلام مطالبی دست یابید که در حالت عادی شاید هرگز به ‌آن‌ها نمی‌رسیدید. به این ترتیب افق کاربری شما در وب گسترش می‌یابد و به جای اتلاف وقت و انرژی برای جستجوی کور و تصادفی در جستجوگرهای وب، وقت خود را صرف استفاده مفید از مطالب جدید خواهید کرد.
  • تنظیم شده با خصوصیت‌های فردی شما: شما توصیه دوستان نزدیک و اعضای خانواده خود را به خاطر شناخت عمیقی که از شما دارند جدی می‌گیرید. چرا شما به نظر آن‌ها اعتماد می‌کنید؟ چون نظر آن‌ها مبتنی بر شناختی است که از شما دارند. به همین ترتیب می‌توانید به پیشنهاد سیستم‌هایی که از خلق و خوی شما آگاهی نسبی بیشتری دارند اطمینان بیشتری داشته باشید. این در حالی است که در وب‌ 1.0 پیشنهادات به صورت تصادفی و در غالب تبلیغات کور به شما ارائه می‌شد که طبیعتا با ضریب اطمینان بسیار پایینی از سوی شما مواجه می‌شد.
  • همیشه به-روز و جدید بمانید: با استفاده از «هوش جمعی» که چکیده رفتار هزاران کاربر مانند خود شماست، می‌توانید از جدیدترین و داغ‌ترین اتفاقات در زمینه‌های مورد علاقه‌تان با خبر بمانید.
  • کاهش هزینه نگهداری سازمانی: در سیستم‌های پیشنهاد دهنده، با توجه به این‌که کاربران اطلاعات را بر اساس سلایق خود شکل می‌دهند، دستکاری و مدیریت اطلاعات وب‌گاه و به‌-روزرسانی آن توسط خود کاربران انجام می‌شود. به این ترتیب هزینه نگهداری و سازماندهی وب‌گاه در مقایسه با وب‌گاه‌های سنتی بسیار کمتر است.

انواع سیستم‌های پیشنهاددهنده

سیستم‌های پیشنهاد دهنده به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

  • پیشنهاد بر اساس همکاری گروهی (collaborative): متداول‌ترین شیوه است و فرض آن بر این است که الگوی مورد پسند همگان در گذشته، احتمالا هم‌اکنون نیز مورد پسند است.
  • پیشنهاد بر اساس محتوی (content-based): به کمک فهرست‌سازی و شیوه‌های تحلیل محتوی، کلید‌واژه، برچسب گذاری، تهیه گراف از مطالب مرتبط و … سعی در ایجاد ارتباط مفهومی میان مطالب موجود و مطلبی که مورد علاقه شماست می‌کند.
  • پیشنهاد بر اساس تلفیق محتوی و همکاری گروهی (hybrid): استفاده از هر دو تکنیک فوق

معرفی چند نمونه

شخصا اعتقاد به آموزش به صورت پایه‌ای دارم و بنابراین در این پست قصدم آشنا کردن شما با مفهوم «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» و اهمیت فوق‌العاده زیاد آن‌ها در وب آینده است و نه معرفی چند وب‌گاه. با این وجود خالی از لطف نیست اگر چند نمونه از وب‌گاه‌های نسل جدید را این‌جا معرفی کنیم:

  • Last.fm: سیستم پیشنهاد دهنده موسیقی. در این وب‌گاه مشترک شوید و نرم‌افزار مربوط به آن را در دستگاه خود نصب نمایید. از این به بعد هر آهنگی که در Windows Media Player و یا i-Tunes و یا از طریق خود Last.fm گوش دهید در پروفایل شما ذخیره می‌شود. کم‌کم Last.fm سلیقه موسیقایی شما دستش می‌آید و با انجام کمی «داده کاوشی» و مقایسه سلیقه شما با سلیقه هزاران کاربر دیگر به شما موسیقی‌های جدیدی برای گوش دادن پیشنهاد می‌کند. اما می‌توانید بدون این‌که مشترک Last.fm هم باشید اطلاعات جالبی بدست آورید. مثلا می‌توانید بفهمید کاربرانی که به Pink Floyd علاقه‌مند هستند، Led Zeppelin یا The Doors نیز گوش می‌دهند! و این اطلاعاتی است که از تحلیل مستقیم سلایق کاربران به دست آمده است!

Similar to Pink Floyd at Last.fm

Last.fm وب‌سایتی برای آینده است. در دنیای وب مفهومی منتظر ظهور روزافزون وب‌گاه‌هایی مانند آن باشید. در Last.fm برایند شگفت‌انگیز سلیقه‌های هزاران کاربر را در موسیقی ببینید.

  • Amazon: سیستم پیشنهاد دهنده کتاب
  • Yahoo Movies, imdb, Netflix: سیستم‌پیشنهاد دهنده فیلم
  • flickr explor: سیستم‌ پیشنهاد دهنده عکس‌‌های برگزیده
  • Google‌ News: سیستم پیشنهاد دهنده اخبار
  • Facebook: این قابلیت را دارد که به عنوان سیستم پیشنهاد ‌دهنده دوست عمل کند.
  • بالاترین , StumbleUpon, Digg: سیستم‌های پیشنهاد دهنده برای اکتشاف وب
  • Phototree: سیستم پیشنهاد دهنده عکس. پس از ثبت‌نام در چرخیدن در این وب‌گاه و انتخاب چند عکس مورد علاقه‌تان، Phototree با توجه به سلیقه شما، عکس‌های بیشتری را پیشنهاد می‌کند.
  • del.ici.us popular: گردآوری محبوب‌ترین لینک‌های کاربران
  • AmphetaRate: گردآوری و پیشنهاد RSS (در این‌باره در آینده حتما می‌نویسم. فوق‌العاده است!)
  • Google Reader Discover: سیستم پیشنهاددهنده RSS

Google Reader Dicover
اخیرا گوگل ریدر هم اقدام به اضافه کردن سیستم پیشنهاد دهنده کرده است. به این ترتیب آمار و اطلاعات مربوط به مطالبی که مطالعه می‌کنید را گردآوری کرده و به شما پیشنهاداتی جهت مطالعه بیشتر می‌کند.

خلاصه کلام

با توجه به افزایش روزافزون و در واقع سرسام‌آور اطلاعات و مطالب جالب دیدنی یا خواندنی شاهد حضور رو به افزایش «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» به عنوان «فیلترهای هوشمند اطلاعات» خواهیم بود. گامی دیگر به سوی وب مفهومی.

مطالعه بیشتر

سرویس جدید موزیلا: چت با بر و بچه‌های فایرفاکس

خبر غیر منتظره و در عین حال نه چندان عجیب است. موزیلا امکان چت را به خدمات فایرفاکس اضافه می‌کند! این سرویس در حال حاضر به صورت آزمایشی و در ساعت‌های محدودی فعال است و برای خدمات به کاربران (Mozilla Support) استفاده می‌شود. از این پس کاربران فایرفاکس می‌توانند به صورت زنده مشکلات خود را با کارشناسانی که به صورت داوطلبانه آن‌ها را راهنمایی می‌کنند مطرح کنند.

Firefox- Get Live Firefox Chat Support from Mozilla_1199200756156

این فاکس‌که (Foxkeh) است!

قابل توجه کسانی که بزرگترین ایراد محصولات متن‌آزاد را ضعیف بودن خدمات مشتریان می‌دانند: به زودی شاهد همکاری داوطلبانه هزاران کاربر متخصص در سراسر جهان جهت پاسخ‌گویی زنده به سوالات کاربران فایرفاکس خواهیم بود.

کدام شرکت در جهان خواهد توانست با «همه مردم جهان» رقابت کند؟

نوشته های خود را امضای مفهومی کنید

اگر علاقه‌مند به نوشتن هستید و دوست دارید خوانندگان ثابت و جدی پیدا کنید، باید همواره یک نکته مهم را به خاطر داشته باشید:

در میان هزاران هزار وب‌لاگ، نوشته شما به سختی می‌تواند از نوشته سایرین متمایز باشد. وقتی هم که نوشته‌تان با نوشته‌ دیگران یکسان بود، شما خواننده‌ای را به سمت خود جلب نخواهید کرد.

پس فرض را بر این می‌گیریم که شرط کلیدی برای یافتن خوانندگان جدی، مفید بودن و در عین حال متمایز بودن وب‌لاگ شماست. بهترین شیوه‌ای که می‌تواند نوشته‌های شما را متمایز کند، شخص خود شما هستید! به یک دلیل ساده. شما در سراسر جهان بی‌همتا هستید! (آیا در این مورد تردیدی هم دارید؟)‌ فقط باید این موضوع را در نوشته‌هایتان منعکس کنید. این یعنی «امضا کردن نوشته‌هایتان» آن‌هم از نوع مفهومی. صدالبته اگر مایل بودید می‌توانید نام خود را پایین نوشته ذکر کنید، اما این کافی نیست. چیزی که موثرتر و ماندگارتر است «امضای مفهومی» است. یعنی رنگ و بوی شخصیت شما در لابه‌لای واژه‌هایتان. خوانندگان با خواندن سطور باید ذهن و حسی را که این واژگان را کنار هم چیده است حس کنند.

signature1

خواص داشتن امضای مفهومی چیست:

  • خوانندگان به شما به عنوان مولف یا نگارنده مرتبط می‌شوند، نه فقط با مطالب شما.
  • چیزی که می‌نویسید به سادگی قابل کپی‌برداری یا تقلید کورکورانه نیست.
  • اعتماد بیشتری در دل خواننده ایجاد می‌کنید چون از وجود و شخصیت خودتان در نوشته‌هایتان گنجانده‌اید.
  • به شما کمک می‌کند تا نوشته‌هایتان با سایر نوشته‌ها متفاوت باشید.

چگونه نوشته های خود را امضای مفهومی کنیم؟

چند پیشنهاد ساده برای این‌که ردپایی از «خود» در نوشته‌هایتان باقی بگذارید:

  • چطور شد که به فکر این افتادید که در یک مورد بخصوص بنویسید؟ آیا جایی در این مورد چیزی دیدید؟ با دوستی صحبت می‌کردید که ذهنتان به این سمت رفت؟ …
  • تاثیر موضوع مورد نوشته‌تان در خود شما چه بوده است؟ مثلا اگر در مورد خصوصیت جدیدی در وردپرس می‌نویسید، توضیح دهید این خصوصیت جدید را شخصا چگونه می‌بینید.
  • در مورد نظر دیگران گمانه‌زنی کنید و چند گزینه در اختیار مخاطبین قرار دهید که اگر چه گزینه‌های شما هستند، ولی حق انتخاب را به مخاطب می‌دهند.

مواظب دام باشید:

البته لطفا در مایه گذاشتن از شخص خودتان زیاده‌روی نکنید و کاری نکنید که وب‌لاگتان هیچ سودی برای مخاطب نداشته باشد و تبدیل به ذهنیت‌گرایی‌های فردی و درونی شود. فراموش نکنید خوانندگان در درجه اول در جستجوی مطالب مفید و به دردبخور هستند. با در نظر گرفتن این نکته، نوشته خودتان را امضای مفهومی کنید.

i_love_blogging

اجازه دهید خواننده شما را حس کند. شما نوشتن را دوست دارید…

———————————————————————————————–

منبع: جستجوی پراکنده در وب‌لاگ‌های انگلیسی، به ویژه این وب‌لاگ

آزادی نرم‌افزارهای ‌آزاد چگونه تضمین می‌شود؟

book-locked-smaller

همانطور که می‌دانید در اغلب کشورهای جهان و به ویژه کشورهای صنعتی، قوانین ویژه‌ای جهت حمایت از حقوق مادی یا معنوی پدیدآورندگان نرم‌افزار (و سایر محصولات یا ایده‌ها)‌ وجود دارد. این قوانین طیف گسترده‌ای از موضوعات حقوقی را در بر می‌گیرند و به تولیدکنندگان اجازه می‌دهند در صورت نیاز از آن‌ها جهت حفظ منافع خود استفاده نمایند. قوانین حمایت از حقوق پدید‌آورندگان شامل حق ثبت اختراعات، حق طبع و نشر، نشان‌های تجاری، آدرس اینترنتی (Domain) و بسیاری موارد دیگر می‌شود.

از سوی دیگر اشخاص، گروه‌ها و موسساتی می‌باشند که اعتقاد به آزادی در دنیای نرم‌افزار دارند. آن‌ها ضمن تولید نرم‌افزار آن‌را به صورت رایگان همراه با متن (برنامه اصلی نرم‌افزار) در اختیار عموم مردم قرار می‌دهند. این‌گونه محصولات به «متن‌آزاد» (Open Source) مشهور می‌باشند. محصولات «متن‌آزاد» بخش بزرگی از نرم‌افزارهای آزاد را تشکیل می‌دهند.

خوب حال سئوال این‌جاست که اگر یک عامل سوءاستفاده‌گر و فرصت‌طلب اقدام به ثبت تجاری نرم‌افزار «متن‌آزاد» یا ایده‌های به کار گرفته‌شده در آن کرد و آن را به عنوان یک نرم‌افزار تجاری و محصول شخصی خود جا زد، تکلیف چیست؟ در واقع پرسش این‌جاست «چه کسی از محصولات «متن‌آزاد» که در دسترس همه می‌باشند در برابر قوانین مالکیت حقوق معنوی حمایت می‌کند؟»

copyright

Copyright به معنی «حق طبع و نشر در انحصار پدیدآورنده‌(گان)»

پس تا این‌جا به طور خلاصه:

  • اشخاص با گروه‌هایی هستند که محصولات نرم‌‌افزاری را با مقاصد تجاری تولید می‌کنند.
  • قوانینی وجود دارد که از حقوق این اشخاص دفاع می‌کند.
  • اشخاص یا گروه‌هایی هستند که محصولات نرم‌افزاری رایگان و آزاد یا به اصطلاح «متن‌آزاد» تولید می‌کنند.
  • با توجه به آزاد و در دسترس بودن محصولات آزاد، اشخاص منفعت‌طلب می‌توانند آن‌ها را به عنوان محصولات تجاری و انحصاری ثبت نمایند و آزادی آن‌ها را محدود نمایند.

گروه‌ها و جنبش‌های «متن‌آزاد» برای جلوگیری از این مساله راه حلی یافته‌اند. آن‌ها محصول خود را به صورت کاملا آزاد عرضه نمی‌کنند، بلکه آن‌را تحت موافقت‌نامه یا مجوزی مشهور به کپی‌لفت یا Copyleft به معنی «حق طبع و انتشار آزاد همواره تضمین شده است» عرضه می‌کنند.

اگر متوجه بازی کلامی شده باشید، Copyleft در واقع بازی کلامی با واژه Copyright است. هر گونه تکثیر یا اعمال تغییرات در محصولاتی که تحت حمایت Copyleft باشد آزاد و بلامانع است. اما شرط آن این است که تکثیر کننده کلیه حقوق مربوط به تکثیر یا اعمال تغییرات را به تک‌تک کاربران بعدی نیز منتقل کند. به این ترتیب هیچ‌کس نمی‌تواند به صورت یک‌جانبه اقدام به انحصاری کردن این محصولات بنماید.

copyleft

Copyleft به معنی «تضمین آزادی حق طبع و نشر و اعمال تغییرات برای همه»

Copyleft محدود کردن همگان به آزادی است! بیایید دست به دست هم دهیم و همدیگر را به آزادی محدود کنیم.

اصطلاح «کپی‌لِفت» یک مفهوم عمومی می‌باشد و شامل موافقت‌نامه‌های تخصصی‌تری می‌شود. در صورتی که از علاقه‌مندان جنبش آزادی نرم‌افزار می‌باشید و یا قصد دارید نرم‌افزار «متن‌آزاد» تولید کنید، حتما با مجوزهای زیر آشنا شوید:

  • GNU General Public License یا GNU GPL: متداول‌ترین مجوز برای نرم‌افزارهای آزاد. حق چاپ و تکثیر و تغییرات برای همگان آزاد می‌باشد.
  • GNU Free Documentation Licence یا GNU FDL: معادل GNU GPL برای محصولات نوشتاری. حق چاپ، تکثیر و تغییرات برای همه خوانندگان آزاد می‌باشد.

مطالعه بیشتر:

چگونه بهترین نرم‌افزار رایگان را پیدا و انتخاب کنیم؟

بنا به دلایل مختلف ممکن است نتوانید یا نخواهید از نرم‌افزارهای تجاری استفاده کنید. ممکن است به خاطر محدودیت‌های مربوط به محیط کار مجبور به استفاده از نرم‌افزارهای ثبت‌شده و مجاز ‌باشید و در ضمن نخواهید برای خرید نرم‌افزارهای کاربردی تجاری هزینه کنید. شاید هم یکی از حامیان جدی و پر و پا قرص نرم‌افزارهای رایگان و جنبش «آزادی نرم‌افزار» می‌باشید و ترجیح می‌دهید تا جایی که امکانش هست از نرم‌افزارهای غیرتجاری استفاده کنید. راه‌حل شما استفاده از نرم‌افزارهای رایگان یا متن‌‌آزاد می‌باشد. معمولا برای هر کاربردی تعداد بی‌شماری نرم‌افزار متن‌‌آزاد و رایگان در اینترنت پیدا می‌شود، اما انتخاب بهترین آن‌ها معمولا دشوار و وقت‌گیر است.

در این‌جا قصد دارم به جای پرداختن به این‌که کدام «ماهی» خوشمزه تر است به روش‌های مختلف «ماهیگیری» بپردازم. به این‌ ترتیب می‌توانید هر وقت که لازم شد، بهترین نرم‌افزار رایگان مورد نظرتان را بیابید.

روش اول: استفاده از صفحه‌های جامع ویکی‌پدیا

در ویکی‌پدیا صفحه‌هایی وجود دارد که به صورت فهرست‌وار نرم‌افزارهای مختلف مربوط به یک کاربرد خاص را با یکدیگر مقایسه می‌کند. با توجه به این‌که این صفحات به صورت روزانه توسط کاربران «ویکی‌پدیا» به‌روز‌رسانی می‌شود، معمولا جدیدترین و تازه‌ترین فهرست را می‌توانید در این صفحات بیابید. برای دستیابی به فهرست کامل این صفحات به این نشانی مراجعه کنید. به سرعت متوجه خواهید شد که تقریبا در هر موضوعی که فکرش را بکنید صفحه‌ای اختصاصی برای مقایسه نرم‌افزارهای موجود در آن زمینه وجود دارد:

Category-Software comparisons - Wikipedia, the free encyclopedia_1198826614953

به عنوان نمونه برای انتخاب «نرم‌افزار پخش صدا و فیلم» می‌توانید به این صفحه ویکی‌پدیا مراجعه کنید. فهرست فوق‌العاده کاملی از نرم‌افزارهای پخش صدا و فیلم را خواهید دید که در جداول مختلف اطلاعات عمومی و تخصصی کافی به شما ارائه می‌دهد. به عنوان مثال در جدول زیر مشخص شده است کدام نرم‌افزار رایگان (Free) و کدامیک متن‌‌آزاد و رایگان (GPL) می‌باشد:

Comparison of media players - Wikipedia, the free encyclopedia_1198826104890

صفحه‌های مقایسه‌ای جالبی را که توصیه می‌کنم حتما نگاه کنید:

روش دوم: استفاده از وب‌گاه‌های ویژه معرفی نرم‌افزارهای رایگان شاخص

استفاده از ویکی‌پدیا که در قسمت اول به آن اشاره کردم در بیشتر موارد کار شما راه می‌اندازد. اما باز هم انتخاب نهایی را به عهده دانش فنی خود شما می‌گذارد و به شما پیشنهاد خاصی نمی‌کند. اگر وقت و حوصله تحقیقات گسترده ندارید و صرفا می‌خواهید یک نرم‌افزار رایگان داشته باشید که امتحان خودش را نیز پس داده است، بهتر است به وب‌گاه‌هایی مراجعه کنید که مجموعه نرم‌افزارهای خوب و شاخص رایگان را معرفی می‌کنند. این وب‌گاه‌ها که به عنوان فهرست‌های متن‌‌آزاد (Open Source Direcotries) شناخته می‌شوند مکان مناسبی برای شناسایی محصولات متن‌‌آزاد مورد نیاز شما می‌باشند. به این ترتیب کارتان راحت می‌شود و کافی است در زمینه مورد نظرتان نرم‌افزار پیشنهادی این دست وب‌گاه‌ها را که معمولا گزینه‌های خوبی هم هستند، انتخاب و دانلود کنید.

به عنوان مثال وب‌گاه Open Source Living از این نمونه است. این وب‌گاه انواع نرم‌افزارهای کاربردی را در دسته‌بندی‌های ساده و مشخص به شما معرفی می‌کند بدون این‌که شما را با لینک‌های تودرتو و یا تجاری سردرگم کند. حداکثر با دو یا سه «کلیک» می‌توانید به لینک اصلی دانلود نرم‌افزار مورد نیازتان برسید. نمایی از دسته‌بندی‌های صفحه اول این وب‌گاه:

Open Source Living_1198828695265

وب‌گاه «متن‌‌آزاد به عنوان یک امکان دیگر» (OpenSource as Alternative) نیز مجموعه مفصل‌تری از نرم‌افزار‌های متن‌‌آزاد به شما معرفی می‌کند. این وب‌گاه علاوه بر معرفی مستقیم محصولات، برخی اطلاعات مقایسه‌ای نیز میان محصولات تجاری و متن‌‌آزاد ارائه می‌دهد:

Open Source Alternative - Find Open Source Alternatives to commercial software_1198829068484

چند نمونه از وب‌گاه‌های معرفی محصولات متن‌‌آزاد و رایگان:

البته به این فهرست اکتفا نکنید. کافی است در گوگل کلید‌واژه Open Source Directory را جستجو کنید و وب‌گاه‌های خیلی خوب دیگری را نیز پیدا کنید.

همانطور که در ابتدای نوشته هم اشاره کردم، هدفم بیشتر «ماهیگیری» بود تا توضیح در مورد «انواع و اقسام ماهی‌ها». مطمئن هستم یک «ماهیگیر» خوب به سرعت می‌تواند انواع «ماهی» را همراه با خصوصیات مربوط به «طعم» و «خواص» آن‌ها بشناسد!

با استفاده از نرم‌افزارهای متن‌‌آزاد از «آزادی و دموکراسی در دنیای نرم‌افزار» حمایت کنیم.

پیام کوتاه سریع‌تر از اینترنت:‌بی‌نظیر بوتو کشته شد

خبر از بس تازه هست هنوز توی اینترنت خبر مجروح شدن «بی‌نظیر بوتو» رو نوشتن. من به فاصله 5 دقیقه دو تا پیامک (SMS) از BBC دریافت کردم. اولیش این بود که بی‌نظیر بوتو به شدت مجروح شده. دومیش این بود که کشته شده!

هنوز وب‌سایت BBC به روز رسانی نشده!

BBC NEWS - News Front Page_1198762333031

پیامک اول:

Pakistani opposition leader Benazir Bhutto has been wounded in a suspected suicide bomb blast at a rally in Rawalpindi, party officials say. – BBC

پیامک دوم:

Pakistan’s opposition leader Benazir Bhutto has been killed by a suicide bomb attack during a pre-election rally, a millitary spokesman says. – BBC

 

تحلیل سیاسی بماند برای بعد. اما چیزی که برای من اینقدر جالبه سرعت بیشتر سرویس پیامک از سرویس وب هست!

پی‌نوشت 1: در حال کامل کردن این پست بودم که بالاخره بر و بچه‌های وب هم جنبیدند:

BBC NEWS - News Front Page_1198762870296

پی‌نوشت 2: در بعضی کشورها اپراتورهای تلفن همراه مشترکین خود را به صورت خودکار در سرویس پیامک BBC ثبت می‌کنند. در سایر نقاط علاقه‌مندان باید شخصا اقدام به ثبت‌نام در این سرویس نمایند. برای راهنمایی بیشتر اینجا را ببینید.

بالاترین: کمیت یا کیفیت؟

علیرضا، «پزشگ یگانهٔ» وب‌لاگستان فارسی می‌نویسد:

وبلاگ یا سایتی دارید که می خواهید بدون زحمت پرخواننده‌اش کنید، دیگر دوره «مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد»، گذشته است، چرا که می‌شود با سوء استفاده از سایت لینک‌پراکنی اجتماعی «بالاترین»، بدون زحمت به خیلی جاها رسید. تعجب می‌کنید؟! فرمول مشخصی برای این کار وجود دارد:

– از آنجا که همه، همیشه وقت ندارند که بالاترین را پایش کنند، نویسنده وبلاگ یا سایت مورد نظر وارد بالاترین می‌شود، لینک‌های خیلی داغ را انتخاب می کند و مطالب مورد نظر را گوشه‌ای از هارد کپی می‌کند.

– مدتی بعد که می تواند، از یک روز، یک هفته تا چند هفته متغیر باشد، عین مطلب را در وبلاگ کپی‌پیست، می‌کند.

– از آنجا که لینک مورد نظر یک بار رأی آورده و در یک آزمایش جمعی نظرها را به خود جلب کرده، دفعه دوم هم احتمال زیاد دارد که داغ شود و کلیک‌های زیادی به دست بیاورد.

«یک‌پزشک» در پایان دو پیشنهاد جهت بهبود این وضعیت ارائه می‌کند. پیشنهاد دوم مبنی بر «شناسایی خودکار مطالب تقلیدی» است. متاسفانه فکر نمی‌کنم راه حل «ساده‌ای» برای مبارزه خودکار با این جور نوشته‌های تقلیدی وجود داشته باشد. شناسایی نوشته‌های تکراری و یا الگوبرداری شده توسط نرم‌افزار بسیار پیچیده خواهد بود و به نظر می‌رسد تیم فنی بالاترین امکان مالی و اجرایی پیاده کردن آن را ندارند.

و اما در مورد راه‌حل پیشنهادی دوم یعنی تعیین «گروه ویرایش‌گران فعال» که «به صورت خودکار لینک‌هایی که رأی منفی نقض کپی‌رایت می‌گیرند، به آنها فرستاده شود و آنها پس از چک کردن مطلب اصلی و مطلب کپی‌شده و مطمئن شدن از روند، لینک دوم را حذف کنند.» (نقل قول از وب‌لاگ یک‌پزشک)

به نظر من روش موثر نهایی برای بالا بردن کیفیت بالاترین استفاده از سرمایه اصلی آن یعنی خود «کاربران» می‌باشد. باید تدابیری اندیشید که نقش «همکاری گروهی کاربران» را پررنگ‌تر کند. یعنی علاوه بر این‌که کاربران در ارسال لینک و دادن امتیاز همکاری می‌کنند در کنترل کیفیت لینک‌های ارسال شده هم همکاری کنند.

در بالاترین امروزی چنین کنترل کیفیتی به صورت «موثر» وجود ندارد. کاربران فعال بر اساس «کمیت» و میزان فعالیت «کمی» خود تشخیص داده می‌شوند و سطح اختیاراتشان نیز به صورت «کمی» زیاد می‌شود. به این ترتیب «کاربران فعال» یا «کاربران با مطالب باکیفیت» نقش «سردبیری» یا «ویراستاری» بیشتری نسبت به کاربران «غیرفعال» یا «کاربران با مطالب کم‌کیفیت یا تقلیدی» ندارند.

سیستم امتیازدهی و رده‌بندی کاربران در بالاترین باید به جای معیارهای کمی مانند تعداد پست‌ها و یا رای‌های داده شده به نوعی کیفت پست‌های داده شده را هم در نظر بگیرد یا این‌که نوعی «طبقه‌بندی کیفی» هم در کنار طبقه‌بندی فعلی وجود داشته باشد. کاربران «کیفی» دارای اختیارات بیشتری باشند و به نوعی «سردبیری گروهی» بالاترین را عهده‌دار باشند. یکی از مهمترین وظایف کاربران کیفی شناسایی و ارتقا کاربران با کیفیت دیگر و هنچنین شناسایی و دادن امتیاز منفی به کاربران کم کیفیت.

فرض کنید کاربرانی که به حد معینی از «امتیازهای کیفی» می‌رسند به «بالایار» ارتقا داده شوند. این کاربران می‌توانند به صورت داوطلبانه به پاکسازی بالاترین از لینک‌های تقلیدی و یا تخلفات کمک کنند. یکی از دیگر از اختیارات «بالایارها» می‌تواند رای «مثبت یا منفی دادن به خود کاربران» باشد. کاربرانی که پست‌های نامناسب یا تقلیدی به بالاترین ارسال می‌کنند از سوی بالایارها رای منفی دریافت خواهند نمود و می‌توان با انجام تغییراتی در فرمول امتیازدهی بالاترین این رای‌های منفی یا مثبت به کاربران را نیز لحاظ کرد…

اما ‌آیا این کار منجر به تشکیل «محفل قدرت» می‌شود؟

برای جلوگیری از تشکیل «محفل قدرت» و «باندبازی میان اعضای گروه ویراستاری»، می‌توان همان کاری را کرد که بشریت در دنیای واقعی و در جوامع دموکراتیک انجام می‌دهد. «بالایار» بودن فقط برای مدت زمان معینی امکان‌پذیر باشد و پس از آن «بالایار» به کاربر عادی تبدیل گردد.

و خلاصه این‌که:

حرف و پیشنهاد در این زمینه بسیار می‌شود داد. اما جان کلام این است که بالاترین باید به سرمایه اصلی خود یعنی کاربرانش اجازه مشارکت کیفی برای بهبود بالاترین بدهد.

سای-فون آماده شد: با س.ا.ن.س.و.ر اینترنت برای همیشه خداحافظی کنید

محققین دانشگاه تورونتو در آستانه معرفی نرم‌افزاری هستند که برای جلوگیری از س.ا.ن.س.و.ر اینترنت در کشورهای جهان سوم مورد استفاده مردم قرار خواهد گرفت.

نرم‌افزار سای-فاون (Psiphon) که تحت وب کار می‌کند به کاربر اجازه می‌دهد به وب‌گاه‌های س.ا.ن.س.و.ر شده توسط دولت‌ها دسترسی پیدا کنند.

سایفون چگونه کار می‌کند؟

Psiphon

سای-فون بر اساس همکاری کاربران وب در سراسر جهان شکل خواهد گرفت. به این ترتیب که کاربرانی که در کشورهای آزاد زندگی می‌کنند نرم‌افزار را در کامپیوتر خود نصب می‌کنند و آن‌گاه نقش سرور را برای کاربرانی که در کشورهای محدود زندگی می‌کنند بازی خواهند کرد. کاربری که به عنوان مثال از ایران می‌خواهد از دیوار س.ا.ن.س.و.ر عبور کند (سای-فونایت Psiphonite)، می‌تواند با استفاده از پلی که دوستش (سای-فونود Psiphonode)‌ در کشوری دیگری برای او ایجاد کرده است این کار را انجام دهد.

به این ترتیب عملا ما شاهد ظهور هزاران و بلکه میلیون‌ها سرور جدید خواهیم بود و س.ا.ن.س.و.ر کردن همه آن‌ها عملا غیرعملی خواهد بود! در واقع انگار یک شبکه خصوصی عظیم متشکل از کاربرانی در سراسر جهان در اختیار مردم کشورهای س.ا.ن.س.و.ر. زده قرار بگیرد. هیجان‌انگیز نیست؟

به کوری چشم دشمنان آزادی

آیا همه گیر شدن سای-فاون (یا فن‌آوری‌های مشابه) ‌در بستر همکاری همگانی کاربران جهان، نقطه پایانی بر پدیده س.ا.ن.س.و.ر خواهد گذاشت؟ آیا شاهد به روز سیاه نشستن جاودان دشمنان آزادی بیان و دموکراسی خواهیم بود؟

مگر در شکست ارتجاع و پیروزی نهایی مردم تردیدی هم دارید؟

منابع:

صفحه اول گوگل در سال‌ 1960

اگر گوگل در سال 1960 وجود می‌داشت احتمالا صفحه اول آن چیزی مثل این می‌بود:

google_circa_1960

گوگل

لطفا عبارت مورد جستجوی خود را با دست‌خط خوانا بنویسید.

آدرس پستی: …

لطفا به ما چهار الی شش هفته برای ارسال نتایج فرصت بدهید.

منبع: digg.com

آموزش گرامر به کمک گوگل

اگر در حال نوشتن یک متن انگلیسی (یا زبان دیگری) می‌باشید و در مورد ترکیب‌بندی گرامری جمله خود تردید دارید می‌توانید آن را در گوگل جستجو کنید و ترکیبی را که تعداد موارد بیشتری از آن در گوگل ثبت شده بود به عنوان ترکیب صحیح‌تر برگزینید.

به عنوان مثال فرض کنید شما مطمئن نیستید کدامیک از عبارت‌های «a stranger» یا «an stranger» درست است. دو جستجوی ساده در گوگل تردید شما را رفع خواهد کرد:

google grammer1

google grammer2

اختلاف فاحش میان تعداد نتایج نشان می‌دهد که ترکیب «an stranger» غلط است و اصولا نباید از آن استفاده کنید.

گاهی هم ممکن است میان دو ترکیب که هر دوی آن‌ها تا حدودی صحیح می‌باشند تردید کنید. مثلا برای انتخاب ترکیب بهتر از میان دو عبارت «please accept my apology» و «please accept my apologies» باز هم می‌توانید از گوگل کمک بگیرید:

google grammer4

google grammer3

در این حالت متوجه می‌شوید که عبارت «please accept my apologies» کاربرد متداول‌تری دارد و گزینه مناسب‌تری است.

نشان‌گرهای علمی توزیع ثروت: منحنی لورنز و شاخص جینی – بخش اول

یکی از مهمترین نشانه‌های رشد اجتماعی و وضعیت رفاه در یک جامعه فرضی، تعادل و توازن توزیع ثروت در آن جامعه می‌باشد. برای بررسی وضعیت توزیع ثروت در جامعه ابتدا باید ابزارهای اندازه‌گیری و بیان آن را بشناسیم.

منحنی لورنز:

«منحنی لورنز» (Lorenz Curve) از شاخص‌های مهم وضعیت «توزیع ثروت» در جامعه می‌باشد. بسیاری از کارشناسان آن را شاخص مهمی برای نمایش نابرابری‌های اجتماعی به صورت کلی نیز می‌دانند. ارتباط این دو مفهوم یعنی «نابرابری توزیع ثروت» و «نابرابرهای اجتماعی» در جوامعی که دارای اقتصاد آزاد می‌باشند آشکارتر است.

در صفحه منحنی لورنز، محور عمودی نشان‌گر درصد تجمعی درآمد و محور افقی نشان‌گر درصد تجمعی جمعیت جامعه است. در حالت «توزیع کاملا یکنواخت ثروت میان اعضای جامعه»، منحنی لورنز به «خط توزیع کاملا برابر» تبدیل می‌شود (نمودار زیر را ببنید). در حالت «نابرابری کامل» یعنی وضعیتی که همه ثروت جامعه دست یک نفر باشد و بقیه اعضای جامعه هیچ دارایی یا درآمدی نداشته باشند منحنی لورنز به «خط توزیع کاملا نابرابر» تبدیل می‌شود. در جوامع واقعی منحنی لورنز در فاصله بین این دو خط قرار می‌گیرد.

مطابق با تعریف فوق «هر چقدر منحنی لورنز در یک جامعه فرضی به «خط توزیع کاملا برابر» نزدیک‌تر باشد توزیع ثروت در آن جامعه عادلانه‌تر انجام گرفته است.»

image

شاخص جینی:

مفهوم شاخص یا «ضریب جینی» (Gini Index) وابستگی نزدیکی به مفهوم «منحنی لورنز» دارد. ضریب جینی عددی است بین صفر و یک و برابر است با «سطح محصور» بین «منحنی لورنز» و «خط توزیع کاملا برابر».

در حالتی که منابع و ثروت‌های جامعه به صورت «کاملا عادلانه» بین افراد توزیع شده باشد،‌ منحنی لورنز به خط «توزیع کاملا برابر» می‌چسبد و ضریب جینی برابر صفر می‌شود.

برعکس در حالت «توزیع کاملا نابرابر ثروت» در یک جامعه یعنی انحصار مطلق (همه ثروت جامعه دست یک نفر باشد در حالی‌که سایر افراد ثروتی معادل صفر دارند) ضریب جینی مساوی با یک خواهد بود.

image

شاخص رابین‌هود:

یکی از دیگر از شاخص‌های سنجش «نابرابری توزیع درآمد» شاخص رابین‌هود (Robin Hood Index) است. این شاخص به صورت زیر تعریف می‌شود:

درصدی از درآمد کل جامعه که لازم است مجددا توزیع گردد (از بخش ثروتمندتر جمعیت گرفته شود و به بخش فقر داده شود) تا به برابری کاملا عادلانه توزیع برسیم.

از نظر گرافیکی می‌توان شاخص رابین‌هود (یا هوور) را به کمک منحنی لورنز نمایش داد.به این ترتیب که شاخص رابین‌هود برابر است با بیشترین فاصله منحنی لورنز و «خط توزیع کاملا برابر».

سایر شاخص‌های سنجش نابرابری اقتصادی:

شاخص‌های علمی دیگری نیز برای سنجش نابرابری‌های اقتصادی در سطح جامعه فرضی وجود دارند که مهمترین آن‌ها عبارتند از شاخص آتکینسن و شاخص تایل.

خلاصه:

منحنی لورنز و ضریب جینی از جمله مهمترین شاخص‌های سنجش نابرابری توزیع ثروت در جامعه می‌باشند. این شاخص‌ها به دلیل نسبی بودن و همچنین در نظر گرفتن پراکندگی آماری داده‌ها از شاخص‌هایی مانند درآمد سرانه یا تولید ناخالص ملی دقیق‌تر می‌باشند. همانطور که در قسمت بعدی این مقاله نشان خواهیم داد، علی‌رغم رشد نابرابری‌های اقتصادی در برخی از جوامع، درآمد سرانه روند افزایشی از خود نشان می‌دهد و این به معنی فقیرتر شدن فقرا و ثروتمندتر شدن ثروتمندان یا افزایش فاصله طبقاتی می‌باشد. شاخص جینی در اکثر کشورهای رشد یافته به خصوص کشورهای اسکاندیناوی دارای کمترین میزان می‌باشد و این نشانه توزیع عادلانه‌تر ثروت در این جوامع است.

در این گونه موارد نادیده گرفتن شاخص‌های دقیق‌تری مانند منحنی لورنز و ضریب جینی و توجه به شاخص‌های مبهمی مانندن در‌‌آمدسرانه می‌تواند بسیار گمراه کننده باشد.

ادامه دارد…

منابع:

حداقل درآمد برای همه افراد

«حداقل تضمین‌شده درآمد» یا Basic Income Guarantee: BIG یک طرح پیشنهادی [توسط طیف‌های راست اقتصادی] برای توزیع عادلانه‌تر درآمدهای جامعه است و تضمین می‌کند که در‌آمد سالیانه «شهروندان واجد شرایط» از میزان معینی کمتر نباشد، صرف نظر از وضعیت شغلی آن‌ها (شاغل یا بیکار).

این طرح زیر نظر دولت اجرا شده و تضمین می‌کند هر شهروند حداقل از درآمد معینی که برای زندگی‌ کردنش کافی باشد برخوردار گردد. مبلغی که معمولا برای پرداخت حداقل پیشنهاد شده است 20٪ یا یک پنجم درآمد سرانه مردم کشور می‌باشد (به عبارتی تولید ناخالص ملی کشور تقسیم بر جمعیت کشور تقسیم بر پنج).

نکته دیگر این‌که همه افراد جامعه این مبلغ را دریافت می‌کنند. یعنی این مستمری یا دستمزد حداقل به ثروتمندان و فقرا به صورت یکسان پرداخت می‌شود.

منابع تامین بودجه:

منابع مختلفی برای تامین بودجه این طرح پیشنهاد شده است که مهمترین آن‌ انواع مالیات (درآمد، فروش، سرمایه‌های کسب شده، وراثت، …) می‌باشد.

برخی کشورها و مناطقی که این طرح در آن‌ها اجرا شده است:

  • پرتغال (میزان تضمین شده درآمد فعلی هنوز زیر خط فقر می‌باشد)
  • کشور برزیل (در حال اجرا کردن این طرح می‌باشد)
  • ایالت آلاسکا در آمریکا از طریق توزیع بخشی از در‌آمد نفت

 

حداقل در‌آمد و حقوق بشر:

مارتین لوتر کینگ در آخرین کتاب خود «از این‌جا به کجا می‌رویم: آشوب یا جامعه؟» می‌نویسد:

من اکنون متقاعد شده‌ام که ساده‌ترین روش‌ موثرترین روش‌ است: راه حل مساله فقر ریشه‌کن کردن مستقیم آن یا اعمال طرح «حداقل تضمین شده دستمزد» می‌باشد.

در بیانیه سایت «بنیاد حداقل در‌آمد جهانی» آمده است:

علی‌رغم ثروت اقتصادی، دانش علمی و توانایی فنی بشر امروز، بیش از یک میلیارد نفر در سیاره ما در فقر شدید (کمتر از یک دلار در روز) به سر می‌برند. بیش از 850 میلیون نفر از فقر غذایی شدید رنج می‌برند و میلیون‌ها کودک هر سال به این دلیل می‌میرند. باید به این تراژدی پایان داد.

ما به جامعه‌ای مبتنی بر آزادی و اقتصاد آزاد اعتقاد داریم،‌ اما «حق زندگی» نباید وابسته به شرایط متغیر اقتصادی یا خیریه باشد. بنابراین ما از ایجاد سیستم [تضمین] «درآمد حداقل جهانی» حمایت می‌کنیم که ضمانت می‌کند هر زن، مرد و کودکی ابزار و امکان «زنده» ماندن را دارا خواهد بود.

این طرح طرفداران قابل توجهی در بسیاری از کشورهای پیشرفته و برخی کشورهای در حال توسعه دارد. متاسفانه تا به امروز در ایران کمتر به این موضوع پرداخته شده است و به نظر نمی‌رسد در آینده نزدیک هم شاهد وقوع چنین بحث‌هایی در سطوح اجرایی کشور باشیم.

 

منابع:

هم‌اکنون از ویکی‌پدیا حمایت کنید

ترجمه صفحه جدید «هم‌اکنون حمایت کنید» در ویکی‌پدیا. به روش موثر و جالبی که سعی در متقاعد کردن مخاطب در حمایت از ویکی‌پدیا کرده است دقت کنید:

Donate - Wikimedia Foundation_1194721467421

شما می‌توانید به ویکی‌پدیا کمک کنید که دنیا را عوض کند!

امروز حمایت کنید و ما را در رسیدن به فهرست آرزوهایمان یاری کنید…

اگر شما و 99 نفر دیگر به مبلغ زیر حمایت کنند…

  • 200 دلار – می‌توانیم ویکی‌پدیا را در کشورهای در حال توسعه از طریق کتاب، جزوه و DVD قابل دسترس کنیم.
  • 100 دلار – می‌توانیم هزینه دو برنامه دانشگاهی ویکی‌پدیا در آفریقا را تامین کنیم.
  • 60 دلار – می‌توانیم 3 محصل را به کنفرانس سالیانه ویکی‌مانیا بفرستیم.
  • 40 دلار – می‌توانیم 100 میلیون صفحه-بازدید اطلاعات رایگان در اختیار بازدیدکنندگان قرار دهیم.

چقدر مایل هستید بدهید؟

———————————————————

پی‌نوشت:
اگر کارت اعتباری ندارید و مایل به حمایت از ویکی‌پدیا هستید با من تماس بگیرید.

یک سناریوی ساده برای زندانی شدن

prison

اگر پیش نویس قانون مجازات جرایم رایانه‌ای را مطالعه کنید به مواردی بر خواهید خورد که اگر شاخ روی سرتان سبز نشود، دست‌کم دهانتان به مدت چند ساعت (و بلکه چند روز) نیمه باز می‌ماند. در نقد و موشکافی این قانون عجیب و غریب که مثل جانوری به هیبت شتر-گاو-پلنگ تهیه گردیده است اینجانب نه توانایی فنی (چرا که حقوقدان نیستم) و نه فرصت (چرا که حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود) نقد تفصیلی آن را دارم. بسنده می‌کنم به یک نمونه کوچک به مصداق مشت نمونه خروار:

سناریوی ساده:

شما مسئول فنی بانک‌اطلاعاتی متعلق به یک نهاد دولتی هستید. سایت شما توسط گروهی ناشناس (دشمن) هک می‌شود و اطلاعات نازنین آن (مثلا جزئیات وام‌هایی که حضرات از ما بهتران اداره شما در سال گذشته گرفته‌اند) لو می‌رود. با توجه به اینکه مملکت دارای صاحب بوده و به خصوص پس از تصویب قانون مجازات جرایم رایانه‌ای همه چیز سر جای خودش قرار گرفته است، شما به عنوان مسئول فنی سایت این اداره محترم توسط یک اداره محترم‌تر مورد بازجویی و پرسش قرار می‌گیرید:

  • سئوال: آیا شما اصول حفاظتی را رعایت کرده بودید؟
  • جواب: تا آنجایی که دانش و امکاناتم اجازه می‌داد پیش‌بینی‌های امنیتی را کرده بودم. اما موضوع حفاظت شبکه موضوع گستزده و پیچیده‌ای است و صرف‌نظر از این‌که چه تدابیری اندیشیده باشید، همیشه راه‌های مفصل‌تر و پیچیده‌تر جهت بهبود حفاظت وجود دارد.
  • نظر بازجو: دروغ می‌گویی!! تو مخصوصا کاری کردی که سیستم امنیتی سایت این ادراه ضعیف باشد که دشمن بتواند در آن رخنه کند.

پس از اتمام بازجویی:

مطابق با ماده 6 قانون جرایم اینترنتی و به جرم بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و یا عدم رعایت اصول حفاظتی که سبب دسترسی اشخاص فاقد صلاحیت به داده‌‌ها گردیده است شما به دو سال حبس یا پرداخت جزای نقدی بیست میلیون ریال و محرومیت از خدمات دولتی تا پنج سال محکوم گردید‌ه اید.

مبارک است!!

prison

در همین راستا بخوانید:

1. جرایم اینترنتی – همشهری {+}
2. قانون جرایم رایانه‌ای سرانجام تدوین شد {+}
3. تعریف جرم رایانه‌ای از زبان ویکی‌پدیا {+}
4. وب‌سایت جرایم اینترنتی {+}

چرا از مایکروسافت متنفرم؟

اگر عبارت «i hate microsoft» به معنی من از مایکروسافت متنفر هستم را در گوگل جستجو کنید با 77300 نتیجه جستجو مواجه خواهید شد. کمی وقت صرف کنید و چندتا از این 77300 صفحه را بخوانید(به خصوص این را). خیلی زود متوجه خواهید شد مایکروسافت توسط بسیاری از کاربران حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای محصولات نرم‌افزاری متهم به انحصار‌طلبی، برخورد زورگویانه و غیرحرفه‌ای با رقبایش به خصوص جنبش‌های کدباز و نرم‌افزارهای رایگان، داشتن نگرش محدود و مصرف‌گرایانه و همچنین ارائه محصولاتی با کیفیت پایین می‌باشد. متهم کنندگان مایکروسافت با دقت و بی‌رحمی مثال زدنی پاشنه آشیل این شرکت را نشانه گرفته‌اند و به قول معروف پته‌اش را رو کرده‌اند.

box-firefox

بنا به دلایل تقریبا مشابهی من نیز از منتقدین جدی مایکروسافت بوده‌ام، خوب دقت کنید تکرار می‌کنم من منتقد مایکروسافت بودم! اما درست چند لحظه پیش اتفاقی افتاد که باعث شد با تمام وجودم از مایکروسافت متنفر شوم. در واقع به عنوان یک ایرانی احساس می‌کنم مایکروسافت به من توهین کرده است.

شرح ماجرا:
داستان خیلی ساده است. تصمیم گرفتم در windows live سرویس جدید مایکروسافت که کلی هم تبلیغات و سر و صدا در موردش به راه انداخته است یک اکانت ناقابل باز کنم. با کمال تعجب متوجه شدم اثری از ایران در میان لیست کشور‌ها نیست! باور نمی‌کنید؟ خودتان این صفحه را باز کنید و ببینید. در ضمن من تصویر آن را هم اینجا گذاشته‌ام:

NO IRAN

 

NO IRAN2

برای شرکت مایکروسافت واقعا خفت‌بار است که در شرایطی که همه شرکت‌های رقیب یک‌صدا و یک‌پارچه در راستای جهانی‌سازی محصولات خود حرکت می‌کنند، حتی حاضر نیست اسم کشور ایران را در فهرست کشورهای خود قرار دهد. توجه داشته باشید که این موضوع هیچ ارتباطی به مشکلات ایران با آمریکا ندارد. تقریبا همه شرکت‌های بزرگ آمریکایی رقیب مایکروسافت ایران را در فهرست خود دارند. پس موضوع چیز دیگری است. موضوع تبعیض نژادی و ارتجاع است که توسط مایکروسافت و امثال آن در دنیای نرم‌افزار اعمال می‌شود.

gates_bullets

 

بیل گیتس بنیان‌گذار مایکروسافت درباره مزایای محصول جدید Windows Live توضیح می‌دهد. یکی از این خدمات جدید توجه به افراد است. سئوالی که باید از آقای بیل گیتس پرسید این است:‌‌ آیا به نظر شما ایرانیان حقوق انسانی ندارند و جزو اشخاص محسوب نمی‌شوند؟

بیایید با هم یک‌صدا شویم و بگوییم: به عنوان یک ایرانی از مایکروسافت متنفر هستم، چرا که مایکروسافت با وقاحت هر چه تمام‌تر نام کشور من را از میان فهرست کشور‌های جهان حذف کرده است!

چکار کنیم که مایکروسافت بسوزد:
چند نمونه از مواردی که هر کاربری حتی آن‌هایی که دانش کامپیوتری اندکی دارند می‌تواند برای ضربه زدن به مایکروسافت انجام دهد:

  1. به جای Internet Explorer از FireFox یا Opera استفاده کنیم.
  2. به جای جستجو در سایت msn و live از سرویس‌های شرکت Google استفاده کنیم.
  3. به جای msn live , msn messenger از Yahoo Messenger, GTalk و غیره استفاده کنیم.
  4. به جای سرویس ای‌میل HotMail از Gmail یا Yahoo Mail استفاده کنیم.
  5. به جای OutLook از ThunderBird استفاده کنیم.
  6. به جای استفاده از Encarta از Wikipedia استفاده کنیم.
  7. به جای استفاده از محصولات Office از محصولات OpenOffice استفاده کنیم.
  8. مهمتر از همه، اگر امکانش را دارید به جای Windows از لینوکس یا Apple استفاده کنید.
  9. و موارد بی‌شمار دیگر که مطمئن هستم با کمی اندیشه و تفحص می‌توانید پیدا کنید‌ (برای نمونه به این سایت جالب بروید و نشان‌گر موش خود روی عکس محصولات مایکروسافت در بالای صفحه قرار دهید تا نرم‌افزارهای جایگزین به شما معرفی شود.)

در سطح تخصصی هم که نیازی به راهنمایی من نیست، چون خود دوستان کامپیوترکار بهتر از من می‌دانند که جایگزین نرم‌افزارهای تخصصی مایکروسافت چیست.

microsoft

 

Technorati Tags:

دروغ‌گویی از نوع پرشین‌بلاگ

persianblog

همانطور که می‌دانید چندی پیش به دنبال ادعای کذایی مبنی بر هک شدن برخی سایت‌های سرویس دهنده وب‌لاگ در ایران این سایت‌ها به دومین‌های ir منتقل گردیند. حرف و حدیث‌های زیادی پیرامون ماجرای پشت پرده در وب‌لاگستان زده شد و کار به جایی رسید که همه شک کردند موضوع اصلا هیچ ربطی به امنیت سایت یا هک شدن آن توسط هکرهای بدجنس عراقی نداشته است. قضیه از جای دیگری آب می‌خورده است و گویا دست از ما بهتران در کار بوده. (در این جا قصد تکرار کل داستان را ندارم،‌ این لینک‌ها را بخوانید [1] [2])

اگر لطف بفرمایید و این لینک را ببنید متوجه خواهید شد در آدرس قبلی اولین سرویس دهنده ایرانی وب‌لاگ فارسی نه تنها به صورت خودکار از persianblog.com به persianblog.ir هدایت نمی‌شوید،‌ بلکه محض رضای خدا حتی یک دانه لینک یا توضیح درباره نشانی جدید پرشین‌بلاگ در این صفحه وجود ندارد. از آن هم بالاتر، در این سایت نوشته شده است که persianblog.com به صورت کاملا قانونی از یک گروه عراقی خریداری شده است!!! بابا دیگه هر چیزی حدی داره!!!

بر فرض که این سایت توسط هکرهای عراقی هک شده باشد و این داستان آبکی را انگار که یک فیلم‌نامه بالیودی یا هالیودی باشد بپذیریم، کماکان این سوال بدون جواب باقی می‌ماند که مالکیت دومین چرا واگذار شده است؟ یکی از مهمترین سرویس‌دهنده وب‌لاگ در ایران چقدر ارزش دارد و چگونه از یک عراقی به صورت کاملا قانونی خریداری شده است؟

گردانندگان persianblog.com و عوامل پشت‌پرده این ماجرا که بوی گند آن کم‌کم در کل فضای وبلاگستان فارسی پیچیده است یا بی‌شرمانه فکر می‌کنند که مردم خیلی احمق هستند و یا اینکه خودشان را به نفهمی زده‌اند. ما که از داستان پشت‌پرده خبر نداریم،‌ اما هر چه که هست بوی خیلی بدی می‌دهد.

این را هم بگویم که من هیچ قضاوتی نمی‌خواهم بکنم که به کسی بر بخورد. صرفا احساس می‌کنم جایی از این داستان می‌لنگد. همین! مطمئن هستم صاحبان قبلی persianblog هم شاید دستشان آنقدر باز نیست که همه واقعیت را رو کنند.

در این رابطه:

ادامه نوشته »

وب 2.0: وقتی که کاربران مولف می‌شوند – قسمت اول

در دوران‌های قدیم (البته با معیارهای جامعه اطلاعاتی قدیم یعنی همان دهه 1990!) یا به اصطلاح دوران وب 1.0 کاربران اینترنت به دو دسته مجزا تقسیم می‌شدند. دسته اول گروه معدودی از متخصصین بودند که در شرکت‌های نرم‌افزاری یا اطلاع‌رسانی کار می‌کردند و محصولات مختلف اطلاعاتی شامل نرم‌افزار، خبر یا مطالب علمی را تهیه می‌کردند. گروه دوم‌ جماعت گسترده‌ای از کاربران عادی بودند که صرفا نقش مصرف‌کننده داشتند و درتالیف یا شکل‌دهی نوع، محتوا، یا اولیت محصولات مورد استفاده خود نقش چندانی بازی نمی‌کردند. به عبارت دیگر وب 1.0 یک شاهراه یک‌طرفه بود و جریان اطلاعات از سوی شرکت‌های تولید کننده به سمت کاربران مصرف‌کننده جاری بود.

با ظهور پدیده‌ای که بعدها به اسم وب 2.0 شناخته ‌شد، تعاریف کلاسیک مصرف‌کننده و تولید‌کننده در عالم وب به تدریج دگردیسی یافت. اگر بازدیدکنندگان سایت‌های خبری و اطلاع‌رسانی در وب 1.0 صرفا نقش مصرف‌کنندگان بی‌اراده آن سایت‌ها را داشتند، وب 2.0 این امکان را به وجود آورد که بازدیدکنندگان در پروسه تولید و تکامل اطلاع نقش بازی کنند و به مولفینی خرد تبدیل گردند. اصطلاح «تولید توسط انبوه مصرف‌کنندگان» یا مصرف‌کنندگان مولف در تقابل با تولید توسط گروه انگشت‌شماری از افراد متخصص قرار می‌گیرد. گسترش و فراگیر شدن نقش کاربران به عنوان مولفینی نوظهور شاید مهمترین اتفاقی باشد که در سال‌های اخیر سازوکار جامعه اطلاعاتی را تحت‌تاثیر خود قرار داده است.

سه مثال از نقش خیره‌ کننده مولفین نوظهور در جامعه‌اطلاعاتی به نمایندگی وب 2.0:

1. ویکی‌ها – ویکی‌پدیا:

wikipediaاز میان پدیده‌های تولید گروهی توسط کاربران در وب 2.0 می‌توان به محصولات ویکی اشاره کرد. ویکی‌ها یکی از مهمترین نماد‌های تولید گروهی و سینرژی در وب 2.0 هستند. به عنوان مثال دایره‌المعارف ویکی‌پدیا چیزی نیست جز یک نرم‌افزار قدرتمند که در چهارچوبی با قابلیت‌های ویکی طراحی شده و به کاربرانش اجازه می‌دهد دانش، عقاید یا افکار خود را در آن درج نمایند. به این ترتیب تک‌تک کاربرانی که از محصول ویکی‌پدیا استفاده می‌کنند به صورت مولفین آن در می‌آیند و محصول نهایی که به طور پیوسته‌ای در حال کامل‌تر شدن است حاصل سینرژی فکری کل کاربران آن می‌باشد. با وجودیکه بخش بزرگی از مولفین ویکی‌پدیا را کاربران عادی تشکیل می‌دهند اما دانش جمعی بوجود آمده در آن از نظر تنوع، گستردگی و دقت به طور روزافزونی با دایرة‌المعارف‌های مشهوری مانند بریتانیکا یا انکارتا که توسط گروهی معدود از متخصصین بوجود آمده‌اند رقابت می‌کند (اینجا).

2. باز هم گوگل – هوش مصنوعی از نوع هوش جمعی کاربران:

اما مشارکت مصرف‌کنندگان محدود به نمونه‌های ویکی نمی‌شود. برای دیدن یک نمونه جالب تولید گروهی توسط انبوه بازدیدکنندگان بیایید به شرکت گوگل سری بزنیم. شرکتی که اخبار نوآوری‌ها و ابتکاراتش را هر روز در دنیای وب 2.0 می‌شنویم. پروژه برچسب‌گذاری عکس گوگل یکی از مصادیق بارز تولید گروهی توسط کاربران است. در این سایت عکس‌هایی به صورت تصادفی نمایش داده می‌شود و شما باید با توجه به برداشت خود از عکس چند برچسب یا عنوان برای عکس انتخاب ‌کنید. به همین سادگی! اما نتیجه آن شگفت‌انگیز است. محصول کار ساده‌ای که شما همراه با صدها هزار کاربر دیگر گوگل در برچسب‌‌گذاری عکس‌ها انجام می‌دهید باعث بهبود دقت و کیفیت جستجوی عکس‌ها توسط گوگل می‌‌شود. برچسب‌هایی که توسط انسان‌ها انتخاب شده‌اند به وضوح بهتر از برچسب‌هایی هستند که توسط نرم‌افزارهای تشخیص و تحلیل عکس به دست می‌آیند. در اینجا گوگل با استفاده از هوش تک‌تک کاربران به نوعی هوش مصنوعی دست یافته‌ که قادر به انجام عملیاتی است که هیچ نرم‌افزار هوش‌مصنوعی دیگری قادر به انجام آن نیست.

3. فایرفاکس و محصولات کدباز:

firefox

در دنیای وب 2.0، پیدا کردن نمونه‌های تولید توسط انبوه مصرف‌کنندگان و دیدن اثرات شگفت‌انگیز سینرژی گروهی چندان دشوار نیست. به احتمال زیاد اگر با مفهوم نرم‌افزارهای کدباز یا open source آشنا نباشید دست‌کم نام مرورگر وب فایرفاکس (FireFox) یا سیستم عامل لینوکس را شنیده‌اید. محصولات نرم‌افزاری کدباز نیز نمونه‌هایی از فرایند تالیف گروهی می‌باشند. این‌بار محصول دانش‌نامه مفصل بشری یا فهرست دقیقی از عکس‌های موجود در وب نیست. محصول نرم‌افزار است! مولفین گمنام و داوطلب از سراسر جهان توانسته‌اند یکی از موفق‌ترین محصولات نرم‌افزاری معاصر یعنی مرورگر فایرفاکس را تولید کنند. داستان ویکی‌پدیا و بریتانیکا اینجا هم تکرار می‌شود. فایرفاکس یعنی محصول تالیف گروهی از برنامه‌نویسان پراکنده و غیرمتمرکز رقیب جدی مرورگر مایکروسافت با تیم برنامه‌نویسی مفصل و امکانات مالی گسترده می‌گردد.

ادامه دارد…

نژادپرستی پنهان در ایران! مراقب باشیم

فکر نمی کنم هیچ انسان صلح دوست و شریفی پیدا شود که در نفی تفکر و کنش نژادپرستانه تردیدی از خود نشان دهد. موضوعاتی مانند نژادپرستی و خطرات هولناک آن برای جامعه بشری کاملا شناخته شده هستند و مسبب جنایت‌های هولناکی در طول تاریخ بشریت بوده‌اند. در جامعه‌ی ایرانی و بسیاری از جوامع شرقی دیگر، نژادپرستی به آن گونه‌ای که در غرب شاهد هستیم (بودیم) وجود ندارد. دست کم در جوامعی مانند ایران، کمتر شاهد نژادپرستی سیستماتیک که مورد تایید فرهنگ و قدرت رسمی باشد بوده‌ایم، و اگر هم نمونه‌هایی وجود داشته (مانند تراژدی ارامنه در ترکیه عثمانی) در این گفتار به آن نمی‌پردازم.

در اینجا فقط اشاره ای گذرا می‌کنم به پدیده‌ی نژادپرستی پنهان یا غیرمستقیم که درجوامعی مانند ایران بیشتر به چشم می‌خورد و در واقع خطر اصلی نژادپرستی در ایران است. نژادپرستی پنهان، به آن‌گونه تفکر یا رفتار نژادپرستانه می‌گوییم که شخص (فاعل) بدون اینکه خود بداند مرتکب فکر یا کنش نژادپرستانه می‌شود علی رغم اینکه حتی ممکن است مخالف نژادپرستی باشد.

توجه داشته باشید این نوشته در حد یک تلنگر کوچک و یادآوری دوستانه است و به نوعی از تجربه شخصی من فراتر نمی‌رود . واقعیت این است که اینترنت تقریبا تنها منبع در دسترس من به آمار و اطلاعات است و با کمی جستجو در آن متوجه فقر اطلاعاتی گسترده در مورد موضوع نزادپرستی پنهان در ایران شدم. احتمالا درتحقیقات تحصیلات تکمیلی و یا دنیای کتاب‌ها مطالب بیشتری در این زمینه وجود داشته باشد، و خوشحال می شوم در صورتی که کسی از دوستان مرجع خوبی را می شناسد معرفی کند. در دانشنامه ویکی‌پیدیای انگلیسی هم هیچ مطلبی در مورد نژادپرستی غیرمستقیم یا پنهان وجود ندارد (اینجا را نگاه کنید) و در منابع اینترنتی فارسی اوضاع تقریبا ناامید کننده است.

اغلب ما خود را نژادپرست نمی‌دانیم. این کلمه اصولا در فرهنگ ما (و اغلب فرهنگ های دیگر) به شدت نکوهیده و منفی است. اما باید توجه داشت که موضوع اصلی عنوان‌ها یا واژه‌ها نیستند بلکه باید دید واقعیت اندیشه و عمل ما چگونه است. نژادپرستی پنهان بی‌آنکه بخواهیم یا بدانیم روی موضع‌گیری‌ها و تحلیل‌هایمان درباره‌ی محیط پیرامون تاثیر می‌گذارد و در سطح اجتماعی نیز می‌تواند پناسیل ایجاد نتایج فاجعه‌آمیز را داشته باشد.

من به عنوان یک ایرانی، اگر چه به ندرت صورت‌های مستقیم نژادپرستی را در جامعه‌ی ایرانی مشاهده کرده‌ام، اما به کرات و تقریبا به صورت بسیار گسترده‌ای شاهد انواع نژادپرستی‌های پنهان یاغیرمستقیم بوده‌ام. متاسفانه باید این حقیقت را پذیرفت که اختلافات زبانی – فرهنگی – مذهبی – قومی از سوی برخی از ما ایرانیان به عنوان پدیده‌هایی طبیعی و انسانی تلقی نمی‌شود و بعضا با تحقیر، دوری‌جویی یا بی‌اعتنایی همراه است.

و اما چند مثال از تجربه های شخصی خودم در مورد برخی نمودهای نژادپرستی پنهان در ایران. تکرار می‌کنم اینها فقط نمونه‌‌ی تجربه‌های شخصی من هستند، ولی روزمره بودن یا دم‌دست بودن این نوع تجربه‌ها نشان دهنده بی‌اعتبار بودن آنها نیست. مسلما برای بررسی دامنه‌ی گسترش و ابعاد این موضوع یک کار گسترده‌ی دانشگاهی لازم است.

1. گروه‌های غیرمسلمان در ایران: یادم هست از روزهای دانشجویی‌ام که نزدیک دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران در امیرآباد شمالی، یک ساندویج فروشی ارمنی بود (هنوز هم هست) به اسم مارتین. خیلی از دانشجوها و دوستان روزهایی که از غذای سلف سرویس دانشگاه خوششان نمی‌آمد از مارتین غذا می‌گرفتند. پس از مدتی متوجه شدم بعضی از دوستان دانشجو از خوردن غذاهای مارتین پرهیز می‌کنند و بعد که بیشتر بررسی کردم علت آن را در مسائل مذهبی یافتم. این دوستان اعتقاد داشتند که نباید غذایی را که دست نامسلمان به آن خورده تناول کرد. (فکر می کنم همه می‌دانند من در مورد چه چیز صحبت می‌کنم). نمونه‌ی این جور وسواس‌های مذهبی را در میان نسل‌های گذشته زیاد دیده بودیم، ولی دیدن آن در میان طبقه‌ی دانشجوی معاصر تعجب‌برانگیز است.

حتی اختلافات و تعصبات میان اقلیت‌های مذهبی مسلمان هم قابل توجه است. یکی از دوستان صمیمی من که مسلمان شیعه است برای اینکه بتواند با دختری که دوست داشت ازدواج کند حدود شش سال با خانواده و بستگان دور و نزدیکش مبارزه کرد، چرا که دختر از یک خانواده مسلمان سنی بود. این موضوع در شهر تهران و در یک خانواده‌ی تحصیل کرده اتفاق افتاد. نمونه‌های حادتر این نوع تعصبات در نقاط کمتر توسعه یافته‌ی ایران نیز به چشم می‌خورد.

2. اختلافات زبانی – قومی در مناطقی که زیستگاه چند فرهنگ مختلف است: در منطقه‌ی خوزستان مردمانی از فرهنگ های عرب – بختیاری و قشقایی در کنار یکدیگر زندگی می کنند. تفاوت‌های زبانی و فرهنگی مسلما طبیعی است و کسی در آن شکی ندارد. اما برخورد تبعیض‌آمیز و تحقیرآمیزی که از سوی اعضای یک گروه زبانی نسبت به گروه دیگر می‌شود پدیده‌ای است که به نظر من از مصادیق نژادپرستی پنهان در خوزستان به شمار می‌رود. برخی از فارس‌زبانان خوزستانی عملا نسبت به عرب‌های خوزستان موضع‌گیری نژادپرستانه دارند. یک بار با یکی از همین دوستان در مورد مسائل عراق صحبت می‌کردم و بحث به بمب‌گذاری ها و ناآرامی‌های شدید عراق رسید. پاسخی که شنیدم حیرت‌انگیز بود. وی گفت عراقی‌ها هم عرب هستند و من عرب‌ها را خوب می‌شناسم، آنها اصولا حرف حساب سرشان نمی‌شود و …

نمونه‌ی این گونه طرز تفکرها در سایر منطقه‌هایی که گروهایی با فرهنگ یا زبان مختلف در کنار هم زندگی می‌کنند نیز وجود دارد. نمونه‌ی فارس-عرب در خوزستان شاید یکی از بارزترین آنها باشد.

3. گروه های مهاجر که از نظر فرهنگی و زبانی متفاوت هستند: در تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ فارس‌زبان، نگاهِ به اعتقاد من تحقیرآمیزی نسبت به ایرانیانی که از سایر مناطق مهاجرت کرده‌اند وجود دارد. به عنوان نمونه ایرانیان آذری از قدیمی‌ترین اقوام ساکن در ایران زمین هستند، ولی به صورت تاریخی تمرکز جمعیتی آنها در نقاط مرکزی ایران کمتر بوده است. تحولات صده‌ی گذشته همراه با مرکزیت تهران به عنوان قطب سیاسی – اقتصادی کشور جمعیت قابل توجهی از مردمان آذری تبار را به تهران کشانید (همینطور ایرانیان کرد، بختیاری و اقوام دیگر از مناطق دیگر ایران) که به هر حال به نوعی مهاجران به تهران تلقی می‌شدند. متاسفانه برخورد ساکنین فارس‌زبان این مناطق با گروه‌هایی که به تازگی مهاجرت کرده بودند همیشه دوستانه نبوده است. به عنوان یک مثال توجه کنید به این واقعیت اجتماعی که تعداد لطیفه یا جوک‌هایی که در آن هوش و فرهنگ آذری مورد تحقیر واقع می‌شود شاید بزرگترین سهم را در میان فرهنگ طنز عامه‌ی ایرانی (به نوعی ایران مرکزی، یا ایران مهاجر پذیر) داشته باشد.

اگر برخورد با هموطنان ایرانی که فرضا از شهری به شهر دیگر مهاجرت کرده‌اند همراه با برخوردهای تبعیض آمیز بوده است، می‌توانید تصور کنید که برخورد با مهاجران غیرایرانی بهتر نخواهد بود. من شخصا شاهد برخوردهای تبعیض‌آمیز و تحقیرکننده نسبت به مهاجرین افغانی در ایران بوده‌ام، که خواه‌ناخواه باید بپذیریم نمونه‌ای از نژادپرستی پنهان (و حتی در مواردی کاملا صریح و آشکار) است.

4. سنت ها و رسوبات فرهنگی: برخی از ریشه‌های نژادپرستی پنهان را باید در لابه‌لای سنت‌ها و میراث گذشتگانمان جستجو کنیم. به عنوان مثال با وجودی‌که به صورت تاریخی و جغرافیایی در منطقه‌ی ایران زمین سیاه‌پوست نداریم، در فرهنگ ما آدمهای با پوست سفید دارای مزیت هستند و این موضوع بعضا در بحث‌های مربوط به انتخاب همسر خودش را نشان می‌دهد. بسیاری از خانواده‌ها هنوز اشخاص با پوست روشن را در برابر اشخاصی که پوست سبزه یا تیره‌تر دارند دارای مزیت ویژه می‌دانند.

اگر به این موضوع اعتقاد داریم که نژادپرستی پدیده‌ای خطرناک و نکوهیده است، باید مراقب انتشار و گسترش آن حتی در زوایای پنهان فرهنگی و شکل‌های غیرمستقیم آن نیز باشیم. به اعتقاد من صورت‌های پنهان و غیر مستقیم نژادپرستی هم به همان اندازه‌ی اشکال بارز و مستقیم آن خطرناک هستند. خطر نژادپرستی پنهان این است که مانند یک بیماری پنهان در درون جامعه رشد می‌کند و به تدریج فضای صلح و همبستگی اجتماعی را به سوی تنش و بحران‌های درازمدت اجتماعی سوق می‌دهد. فراموش نکنیم در صورت بروز بحران‌های اجتماعی -که در تاریخ ایران نیز کم نبوده و احتمالا نخواهند بود- وجود زمینه‌های نژادپرستی و نفرت‌های انباشته‌ شده‌ی دیرینه، می‌تواند زمینه‌ساز خشونت‌های هولناک بین فرقه‌ای یا قومی در ایران گردد.