لینک‌های روز (01-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

آموزش گام به گام خوراک و خوراک‌خوانی توسط وب‌لاگ‌نویسان فارسی

امروز روز اول ماه مه «‌روز جهانی خوراک» است؛ اما «روز جهانی کارگر» نیز هست. اولی طرحی‌ست نوین که قصد ترویج فن‌آوری‌های شبکه‌ای و رسانه‌های اجتماعی را دارد و دومی رسمی‌است کهن که سعی در یادآوری آرمان عدالت‌خواهی و تعادل در جامعه بشری را دارد. اگر خوب دقت کنیم هر دوی این رسم‌ها هدف مشابهی را دنبال می‌کنند: آزادی و برابری همه انسان‌ها. با گسترش فن‌آوری‌های شبکه‌ای و به خصوص رسانه‌های اجتماعی مردم امکان بیشتری برای بیان آزاد افکار خود پیدا می‌کنند و این به آن‌ها قدرت بیشتری برای رویارویی با ارباب تمرکز‌گرا و اقتدارگرا در سراسر جهان می‌دهد. دومی هم که روشن است هدفی جز آزادی و برابری مردم جهان دنبال نمی‌کند.

هر دوی این روزهای قدیم و جدید و «مهم» گرامی باد.

اما همان‌طور که گفته شد امروز روز جهانی خوراک (feed یا همان غلط متداول RSS) است. به همین مناسبت تصمیم گرفتم به جای این‌که با نوشته‌های خود آب در هاون بکوبم مجموعه‌ای از نوشته‌های خوب آموزشی اهالی وب‌لاگستان را درباره خوراک و خوراک‌خوانی گردآوری کنم. طبیعی است که مطالب زیادی در این‌باره نوشته شده و من فقط چند نمونه جالب را ذکر می‌کنم. اگر شما هم مطلب آموزشی درباره خوراک نوشته‌اید و مایل هستید در این‌جا اشاره شود لینک‌اش را بدهید.

با تشکر فراوان از میلاد عزیز (MrWebLog) که اولین بار روز خوراک را به من معرفی کرد و تشویق کرد دراین‌باره فکر کنم و بنویسم (مشترک این وب‌لاگ شوید).

RSSDay-Bamdadi

rssdaylogo1-1

توجه: این فهرست ممکن است به تدریج اضافه شود. اگر مطلب خوبی می‌شناسید معرفی کنید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (30-04-2008)

هرم مازلو و نظریه‌ی انگیزه‌های انسانی

با کمی جستجو متوجه شدم ترجمه کامل هرم مازلو به فارسی در دسترس نیست‌ (باورم نمی‌شود در اینترنت وجود نداشته باشد، احتمالا جایی هست ولی چندان جستجو‌پذیر نیست). با توجه به اهمیت و شهرت هرم مازلو در این‌جا ترجمه آن را می‌آورم.

توجه: انگیزه واقعی‌ام را از نوشتن این مقاله در پایان همین نوشته آورده‌ام.

آقای آبراهام مازلو (Abraham Maslow) نظریه روانشناسی خود را به عنوان «نظریه انگیزه‌های انسان» در سال 1943 ارائه کرد. او افراد موفق بسیاری را مورد مطالعه قرار داد که در میان آن‌ها مشاهیر علمی و سیاسی، دانشجویان برجسته دانشگاه‌ها و … حضور داشتند. او معتقد بود مطالعه افراد ناتوان و بی‌چاره به یک نظریه روان‌شناسی ناتوان و بی‌چاره منتهی می‌شود.

به نظریه مازلو انتقادات مهمی هم وارد است. مثلا گروهی بر این باورند که نیازهای اساسی انسان خطی و سلسه‌مراتبی نیستند و اجزای تغییر ناپذیر هستی انسان‌اند.

آشنایی با نظریه مازلو دید خوبی به فرد می‌دهد ولی نباید آن‌را بیش از حد تعمیم داد و سعی کرد همه رفتارهای انسانی را در چارچوب آن گنجاند.

هرم مازلو

مازلو نیازهای اساسی انسان را در یک هرم جای داده است که دارای 5 طبقه است. طبقات پایین‌تر هرم نیازهای حیاتی‌تر و ساده‌تر و طبقات بالاتر نیازهای پیچیده‌تر ولی کمتر حیاتی را نشان می‌دهند. نیازهای طبقه‌های بالاتر فقط وقتی مورد توجه فرد قرار می‌گیرند که نیازهای طبقه‌های پایین‌تر برطرف شده باشند.

هرگاه فردی به طبقه‌ بالاتر حرکت کرد، نیازهای طبقه پایین‌تر چندان مورد توجه اصلی او نخواهد بود. اگر هم به صورت موردی به یک نیاز در طبقه‌های پایین‌تر احتیاج پیدا کند به صورت موقتی اولویت آن نیاز را بالا می‌برد ولی هرگز به صورت دائمی به طبقه پایین‌تر باز نمی‌گردد. به عنوان مثال یک شخص موفق از لحاظ تجاری که کارش را نیز دوست دارد در صورتی که مبتلا به سرطان شود (نیاز طبقه پایین: سلامتی) وقت و انرژی زیادی را برای بهبود یافتن صرف می‌کند، اما همچنان به کار و موقعیت‌اش به عنوان یک فرد موفق خواهد بالید و احتمالا در صورت توان به کارش باز خواهد گشت.

Mazlo-Pyramid-Farsi

سلسه‌مراتب نیازهای انسان یا هرم مازلو. برای دیدن تصویر با وضوح کامل این‌جا کلیک کنید.

چهار طبقه پایین: نیازهای پایه

چهار طبقه اول هرم مازلو «نیازهای پایه» یا «نیازهای فقدانی» (Deficiency Needs) یا D-Needs نام دارند. این نیاز‌ها در صورتی که تامین شوند حس خاصی به فرد نمی‌دهند، اما در صورتی که تامین نشوند او را دچار اضطراب و نگرانی می‌کنند.

  • طبقه اول: جسمانی و فیزیولوژیکی
    دفع کردن، خوردن، نوشیدن، نفس کشیدن و …
  • طبقه دوم: امنیت
    امنیت شخصی در برابر جرائم، امنیت مالی و شغلی، بهداشت و سالم بودن، امنیت در برابر حوداث و بیماری‌ها
  • طبقه سوم: اجتماعی
    دوستی، صمیمیت، خانواده‌ی پشتیبان و با روابط مناسب داشتن
    انسان‌ها به تعلق داشتن و پذیرفته شدن احتیاج دارند. این حس می‌تواند از سوی گروه‌های بزرگ (مانند باشگاه‌های ورزشی، اداره، گروه‌های مذهبی، سازمان‌های حرفه‌ای و …) یا گروه‌های اجتماعی کوچک (مانند اعضای خانواده، همسر یا دوست نزدیک، معلم، همکار یا هم‌تحصیل نزدیک، اشخاص مورد اعتماد و …) ایجاد شود. افراد همچنین نیاز دارند توسط دیگران دوست داشته شوند و آن‌ها را دوست داشته باشند‌ (چه از نوع جنسی و چه از نوع غیرجنسی).
    در نبود چنین پذیرفته‌شدنی فرد در معرض تنهایی، اضطراب اجتماعی یا افسرده‌گی قرار می‌گیرد.
  • طبقه چهارم: رضایت و احترام
    انسان‌ها نیاز به احترام و رضایت دارند: «احترام به خود»، «رضایت از خود» و «احترام به دیگران». افراد ممکن است برای کسب احترام و توجه دیگران به فعالیت‌های مختلفی دست بزنند (حرفه‌ای یا تفریحی). عدم تعادل در مورد این نیازها می‌تواند به کمبود احترام به خود، اعتماد به نفس پایین، عقده‌های درونی و … منجر شود.

طبقه پنجم: نیازهای متعالی (نیازهای انگیزه‌بخش)

این نیازها به عنوان «نیازهای رشد‌دهنده» یا «نیازهای متعالی» یا B-Needs شناخته می‌شوند.

  • نیازهای ذهنی و فکری (Cognitive): انسان‌ها نیاز دارند ذهن و فکر و هوش خود را گسترش دهند. این نیازها شامل خواست طبیعی انسان برای یادگرفتن، اکتشاف، دیدن نقاط جدید و خلق کردن می‌شود.
  • نیازهای زیبایی‌شناسیک (Aesthetic): انسان‌ها برای رشد کردن (رسیدن به خودشکوفایی) به تصور زیبا یا چیزی که از لحاظ زیبایی‌شناسیک دلپذیر باشد نیاز دارند.

خودشکوفایی:
maslow
خودشکوفایی (Self-actualization) نیاز غریزی انسان‌ برای استفاده حداکثر از همه قابلیت‌ها و استعدادهایش، تلاش برای شکوفا کردن همه پتانسیل‌ها و تبدیل شدن به بهترین چیزی که امکان بودنش را دارد است.

به اعتقاد مازلو مرحله نهایی تکامل روان‌شناسیک فرد وقتی رخ می‌دهد که او از لحاظ برآورده شدن نیازهای پایه‌اش (طبقه‌های یک تا چهار) احساس امنیت و آرامش کند. در چنین وضعیتی، او تمرکز خود را بر شکوفا کردن استعدادهای نهفته‌اش برای تبدیل شدن به یک انسان موثر، خلاق، پخته و دارای بینش خواهد گذاشت.

خصوصیات افراد خودشکوفا از نظر مازلو

مازلو متوجه شده بود افراد خودشکوفا که از لحاظ توسعه روانی کامل‌ترین هستند در بسیاری از زمینه‌ها دارای خصوصیات شخصیتی مشترک هستند. این افراد:

  • واقعیت‌ها و حقایق جهان (و خودشان) را می‌پذیرند (به جای انکار یا فرار از آن‌‌ها). درک شفاف و واضح‌تری از واقعیت‌ها دارند و راحت‌تر با آن‌ها کنار می‌آبند. آن‌ها تجربه‌ها، اشخاص یا اشیاء را بهتر ارزیابی می‌کنند و به خوبی می‌توانند پدیده‌های تقلبی، مزورانه یا فریبا را تشخیص دهند.
  • در افکار و رفتارهایشان راحت و سبک‌بال هستند و فی‌البداهه تصمیم می‌گیرند یا می‌اندیشند. چندان دنباله‌رو قواعد مرسوم نیستند ولی آن‌ها را نادیده نیز نمی‌گیرند. ممکن است بر اساس رسم و قاعده یا عرف عمل کنند، اما هرگز اجازه نمی‌دهند عرف یا رسومات مانع از دسترسی آن‌ها از چیزی که مهم یا اساسی تلقی می‌کنند شود. آن‌ها به هیچ‌عنوان از بیرون تشویق نمی‌شوند و انگیزه‌ها و نیروی محرکه آن‌ها کاملا درونی است.
  • به شدت خلاق و دارای تخیل قوی هستند. این خلاقیت لزوما تخصصی یا ویژه نیست بلکه خلاقیتی است که معمولا در همه افراد وجود دارد ولی در اثر قید و بندهای فرهنگی و عرفی خفه شده است. خلاقیت این افراد تازه، صریح و متفاوت است همان‌گونه که نگاه کودکان به مسائل صریح، تازه و معصومانه است.
  • به حل مشکلات یا مسائل علاقه نشان می‌دهند و این محدود به خود فرد نمی‌شود، بلکه معمولا شامل مشکلات یا مسائل دیگران نیز هست. حل این مشکلات کانون اصلی توجه این افراد است که معمولا دارای نوعی ماموریت یا هدف فلسفی یا اخلاقی در زنده‌گی خود هستند.
  • از لذت‌های اساسی و پایه‌ای زنده‌گی لذت می‌برند و پیوسته آن‌ها را می‌ستایند. آن‌ها از زنده‌گی روزمره ، طبیعت، بچه‌ها، موسیقی و روابط جنسی لذت می‌برند. آن‌ها به نیازهای غریزی و جسمانی خود با تحسین، هیجان، لذت، حیرت و نوعی از خود بی‌خود شدن نزدیک می‌شوند.
  • با سایر افراد و انسان‌ها احساس نزدیکی، یگانه‌گی و محبت می‌کنند و این حس معمولا شرطی نیست و همراه با «بودن» و «وجود داشتن» آن‌ها حضور دارد.
  • روابط شخصی عمیق دارند. آن‌ها می‌توانند به دوستان خود بسیار نزدیک شوند و عشق‌های بزرگ داشته باشند. در واقع آن‌ها قادرند «مرزهای فردیت» (ego boundries) خود را (بیشتر از توانایی سایر افراد) پاک کنند. نتیجه این است که این افراد دارای حلقه نسبتا کوچکی از دوستان خیلی نزدیک هستند و با تعداد افراد اندکی رابطه نزدیک دارند. آن‌ها در برخورد با بیشتر افراد صبور و مهربان هستند، اما در انتقاد از اشخاص مزور (hypocrates)، متکبر (pompous) یا خودبزرگ‌بین (self-inflated)؛ واقع‌گرا، صریح و تند هستند.
  • روحیه آزادمنش و دموکرات دارند. این افراد عمیقا به دیگران و نظر آن‌ها فارغ از طبقه اجتماعی، باور سیاسی، نژاد، رنگ پوست و … احترام می‌گذارند و با آن‌ها رفتار دوستانه دارند. به نظر آن‌ها از هر کسی می‌توان چیزی آموخت؛ بنابراین به هر فرد به عنوان یک آموزگار بالقوه که می‌تواند دانش آن‌ها را افزایش دهد احترام می‌گذارند.
  • از تنهایی و داشتن حریم خصوصی لذت می‌برند. ممکن است از موضوعاتی که همه را ناراحت می‌کند فاصله بگیرند (از دور نظاره‌گر دعوا باشند) یا حتی ممکن است تا حدی غیراجتماعی یا مردم‌گریز جلوه کنند.
  • استقلال فرهنگی و محیطی دارند. این‌ افراد برای کسب رضایت واقعی به سایر افراد یا تایید فرهنگ عمومی وابسته نیستند، بلکه به توسعه شخصی و رشد پیوسته با توجه به استعدادها و منابعی که در دسترس دارند تکیه دارند. معنای زنده‌گی آن‌ها در این کلمات خلاصه می‌شود: «تصمیم‌گیری شخصی»، «حکومت شخصی بر زنده‌گی خود» ، فردی فعال و موثر و مسئول دارای نظمی خودانگیخته بودن (در برابر مفلوک و منتظر دستور یا نظر دیگران بودن)
  • دارای سیستم اخلاقی شخصی هستند که درونی و از قدرت یا نفوذ بیرونی مستقل است. به شدت اخلاق‌گرا هستند و به خوبی مفاهیم «وسلیه»، «هدف» و «وسیله‌های لازم برای رسیدن به هدف» را درک می‌کنند و برای آن‌ها وزن‌های اخلاقی خودسنجیده دارند. همچنین باورهای اخلاقی این افراد معمولا با باورهای اخلاقی متداول فرق می‌کند.
  • روحیه طنز فلسفی ولی غیربرخورنده دارند. آن‌ها معمولا به لطیفه‌هایی که برای گروهی از مردمان آزار دهنده است نمی‌خندند (مگر این‌که نوعی قرارداد یا رسم باشد که در یک لحظه خاص تصمیم به تبعیت از آن بگیرند). آن‌ها می‌توانند دیگران و از جمله خودشان را به باد طنز بگیرند، به خصوص وقتی احمق باشند یا بخواهند بزرگ باشند در حالی که کوچک‌اند. آن‌ها معمولا به سوی طنز هوشمندانه متمایل هستند.
  • دارای قوه تمییز و تشخیص هستند و می‌توانند همه چیز را به صورت بی‌طرفانه (بدون حب یا بغض) بنگرند.

maslow-farsi-2

هرم مازلو، بدون عنوان و نام طبقات که باعث خواناتر شدن‌اش می‌شود. (تصویر با اندازه بزرگ‌تر این‌جا)

چرا این مقاله را نوشتم؟

روزی نمی‌گذشت که در مقاله‌ای یا نوشته دوستی در یک وب‌لاگ یا حتی در کامنت دوستان از «هرم مازلو» چیزی نبینم. کم‌کم به این نتیجه رسیدم که انگار بدجوری از قافله «مازلو و مازلودان‌ها و مازلودوست‌ها» عقب مانده‌ام و برای این‌که این عقب‌مانده‌گی ناجور را جبران کنم دست به دامان اینترنت شدم که هرطوری شده من هم به جماعت «مازلویست» بپیوندم و بار «مازلویی» خودم را ببندم.

حالا شاید این حس عقب‌مانده‌گی را بتوانید با همین نظریه مازلو توضیح دهید. مثلا احتمالا من جایی توی طبقه چهار گیر افتاده‌ بودم و از این‌که همه مازلو می‌دانند و من چیزی نمی‌دانم احساس کمبود و عدم رضایت می‌کردم.

اما حالا اوضاع فرق می‌کند!

امیدوارم بعد از خواندن این نوشته-ترجمه شما هم مثل من دیگر وقتی جایی دیدید صحبت از «مازلو» و «هرم مازلو» می‌شود مجبور نشوید سرتان را به خجالت پایین بگیرید و سکوت کنید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (29-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (28-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (27-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

آن‌روزها ایران به مردان نقاب‌دار نیاز داشت

نوشته کوتاه زیر نقل قول از یک دوست فرزانه است.

در ایران تازه انقلاب شده بود و من با وجودی‌که تازه دوره دکترایم را در رشته اقتصاد در یکی از دانشگاه‌های آمریکا شروع کرده بودم عزم بازگشت به ایران کردم. شور و شوق عجیبی برای بازگشت به ایران داشتم که از انگیزه ادامه تحصیلاتم مهم‌تر بود. استاد راهنمایم که یک آمریکایی بود با من مخالف بود و تلاش زیادی کرد که مرا از انصراف تحصیل و بازگشت به ایران بازدارد. یکی از جملاتش این بود:

تلویزیون را روشن کن و ببین امروز ایران به «مردان نقاب‌دار ِ تفنگ به دست با مشت‌های گره کرده» نیازمند است. اما تخصص تو چیز دیگری است. بهتر است این‌جا بمانی و تحصیلات‌ات را تمام کنی. ایران روزی به مردان تحصیل‌کرده نیاز خواهد داشت و آن‌روز می‌توانی به کشورت بازگردی.

آن‌روزها حرفش را نشنیده گرفتم و دکترایم را رها کردم و به ایران بازگشتم. امروز می‌فهمم آن بی‌نوا «پیچش مو را دیده بود» و من در حیرت «مو» بودم.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (17-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

آیا ایتالیا هنوز یک دموکراسی است؟

آقای سیلویو برلوسکونی برای سومین بار نخست وزیر منتخب ایتالیا شد. ایتالیا به عنوان چهارمین اقتصاد بزرگ اروپا نقش ویژه‌ای در سیاست‌های اتحادیه اروپا بازی می‌کند.

ظهور آقای سیلویو برلوسکونی (Silvio Berlusconi) به عنوان قدرتمندترین چهره سیاسی ایتالیای یک دهه اخیر یکی از غم‌انگیزترین رویدادهای اروپا محسوب می‌شود. نقش‌های همزمان وی به عنوان «رهبر سیاسی» و «بزرگترین غول رسانه‌‌ای» ایتالیا، تردیدهایی را در زمینه «دموکراسی خواندن» ایتالیا به وچود آورده است.

این درست که آقای برلوسکونی از طریق صندوق‌های رای انتخاب شده است، اما موارد زیر باعث می‌شوند او نسبت به رقبای سیاسی‌اش در شرایط برتری قرار داشته باشد. او:

  • مهمترین شبکه‌های تلویزیونی خصوصی ایتالیا را کنترل می‌کند.
  • مالک چندین روزنامه پر نفوذ است.
  • از جمله ثروتمندترین مردان جهان است و به کمک لابی نیرومندی که در اختیار دارد تصویر خودش در شبکه‌های دولتی را نیز بازسازی کرده است.

7a35da01-cdc3-4d46-aeaf-1af2c647877c_w220باید توجه داشته باشیم دموکراسی فقط شمارش رای‌های افراد نیست. دموکراسی همچنین به امکان دسترسی بی‌طرفانه فردفرد رای‌دهنده‌گان به «انتخاب عادلانه از میان گزینه‌ها» بستگی دارد. این شرایط دست‌کم از سال 1994 در ایتالیا برقرار نبوده است.

دموکراسی به استقلال قدرت سیاسی از قدرت اقتصادی وابسته است. اگر چه در سایر کشورهای صنعنی نظیر انگلستان یا آمریکا نیز وابسته‌گی سیاست به قدرت‌های اقتصادی محسوس است اما در هیچ‌یک از این کشورها قدرت سیاسی و قدرت اقتصادی تا این حد نگران‌کننده به یکدیگر نزدیک نیستند.

فراموش نکنیم

عبور از دموکراسی و تبدیل یک کشور صنعتی به یک کشور «نظامی-فاشیستی» چندان غیر ممکن یا دور از ذهن نیست. فاصله میان «راست افراطی» و «فاشیسم» خیلی «کم» است. 70 سال پیش و روزهای طاعونی ایتالیای موسیلینی را فراموش نکنیم…

منابع {1}، {2}، {3}، {4}


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (16-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (14-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

سالروز یک فاجعه فرهنگی برای بشریت

آمار جنایت‌هایی که در عراق رخ می‌دهند به حدی سریع بالا می‌رود که به سختی می‌شود درک و تحلیل درستی از ابعاد آن داشت. اما در این روزها که بیش از پنج‌سال از اشغال عراق می‌گذرد بد نیست به یک جرم بزرگ و تقریبا فراموش شده اشاره کنیم.

06iraqblog-span

پنج سال پیش در چنین روزهایی (حدود یک هفته پس از اشغال بغداد)، سربازان ارتش آمریکا ناظران منفعل غارت شدن «کتابخانه و آرشیو ملی عراق (Iraq National Library and Archive) -یکی از قدیمی‌ترین و پراستفاده‌ترین در جهان- بودند.

عراق یکی از کهن‌سال‌ترین تمدن‌های جهان است و میراث فرهنگی عظیمی را در خود جای داده است. اولین کتابخانه جهان در شهر موصل در شمال عراق و در قرن 7ام قبل از میلاد ساخته شده بود که در سال 1927 از زیر خاک بیرون آمد. بخش اعظم کتاب‌های این کتاب‌خانه‌ (از جمله قدیمی‌ترین نسخه موجود از اولین کتاب ادبی تاریخ) به بهانه حفظ و نگهداری به انگلستان برده شد. در کشورهای عربی این اصطلاح از قدیم متداول بوده که «قاهره می‌نویسد، بیروت منتشر می‌کند و بغداد می‌خواند».

به نیروهای آمریکایی دستور مستقیم داده شده بود که دخالت نکنند. نیروهای آمریکایی در پاسخ درخواست کمک و حمایت کارکنان کتابخانه گفتند «ما سرباز هستیم، نه پلیس» یا «دستوراتی که به ما داده شده شامل حفاظت از این ساختمان‌ نمی‌شود». البته دستورهایی که به نیروهای ارتش آمریکا داده شده بود شامل حفاظت از وزارت نفت و مراکز فرمانده‌هی «مخابرات» (پلیس مخفی صدام حسین) می‌شد.

انفعال عامدانه نیروهای آمریکایی (مبنی بر عدم حفاظت از این مرکز کم‌نظیر فرهنگی) نه تنها از نظر اخلاقی قابل سرزنش است بلکه از نظر قوانین بین‌المللی نیز تخلف محسوب می‌شود. «معاهده‌نامه لاهه در حمایت از میراث فرهنگی در حین درگیری‌ نظامی» (Hague Convention: 1954) به وضوح بیان می‌کند نه تنها باید در حین جنگ از حمله به کتابخانه‌ها خودداری شود، بلکه باید از آن‌ها حفاظت کامل نیز به عمل آید.

منابع: {1} {2}


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (13-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

مواظب مغالطه مقابله فردی باشیم

مغاطله (fallacy) نوعی «شبه استدلال» است که علی‌رغم نادرست بودن از لحاظ ساختار منطقی، ممکن است در نگاه اول درست به نظر برسد. یکی از انواع مغالطه در منطق، مغالطه «مقابله فردی» (Ad hominem) است. این نوع مغالطه زمانی صورت می‌گیرد که «فرد دوم» به جای تلاش در جهت ابطال صدق و درستی اظهارات «فرد اول»، خود او را مورد هجوم یا حمله قرار می‌دهد. مثلا برای اثبات قابل قبول نبودن استدلال فلان شخص، چنین استدلال کنیم که وی به خاطر تقلب و نادرستی قبلا به زندان رفته است. چنین استدلالی مغاطله است زیرا خصوصیات یا شخصیت‌ فردی گوینده، ربطی به درستی یا نادرستی آن‌چه می‌گوید یا صحت و کذب استدلال‌هایش ندارد.

چند مثال عمومی از مغالطه مقابله فردی (Ad hominem)

  • آقای «الف» ادعا می‌کند گزاره «ی» درست است. گروه «ب» نیز ادعا می‌کنند گزاره «ی» درست است. نتیجه: آقای «الف» عضوی از گروه «ب» است.
    مثال: تو می‌گویی اختلاف درآمد زیاد میان فقرا و ثروتمندان قابل قبول نیست. کمو..نیست‌ها هم همین را می‌گویند. تو یک کمو..نیست هستی!
  • آقای «الف» ادعا می‌کند گزاره «ی» درست است. گروه «ب» ادعا می‌کنند گزاره‌های «ی» و «ه» درست‌اند. نتیجه: آقای «الف» ادعا می‌کند گزاره «ه» درست است.
    مثال1: تو می‌گویی اختلاف درآمد زیاد میان فقرا و ثروتمندان قابل قبول نیست. کمو..نیست‌ها هم همین را می‌گویند و به انقلاب اعتقاد دارند. تو به انقلاب اعتقاد داری!
    مثال2: تو می‌گویی اختلاف درآمد زیاد میان فقرا و ثروتمندان قابل قبول نیست. تو که واقعا به این حرف اعتقاد نداری؟ کمو..نیست‌ها هم همین را می‌گویند تو که کمو..نیست نیستی، هستی؟
  • تو ادعا می‌کنی این فرد بی‌گناه است. اما حرف تو مورد قبول نیست چون تو خودت یک مجرم هستی.
  • تو نمی‌توانی حرف «آقای الف» را در زمینه وجود خدا قبول کنی، چون او حتی شغل درست و حسابی ندارد.
  • فلان آهنگ‌ساز این آهنگ را ساخته، پس حتما چرند است.
  • پیشنهاد خانم «ب» مسخره است چون او در سال 2003 توی حساب مالیاتی‌اش تقلب کرده بود.
  • وقتی نماینده شرکت‌های سیگارسازی می‌گوید «سیگار برای سلامتی به طور جدی مضر نیست» استدلال‌هایش را باور نکنید، چون او فقط دارد از منافع شرکت‌اش دفاع می‌کند.

TheOversightFallacy

چند مثال از صدها موردی که برای شخص خودم پیش‌آمده:

  • مثال اول:
    – کشتار مردم فلوجه توسط سربازان آمریکایی کار وحشیانه‌ای بود و در صورت مطرح شدن در سطح حقوقی می‌تواند به عنوان جرم جنگی پی‌گیری شود.
    – من می‌دانم که تو هم گاهی عصبانی می‌شوی. خودت اگر جای سربازان آمریکایی بودی این‌کار را نمی‌کردی؟
    (معنای تلویحی: اکر خودت جای سرباز آمریکایی بودی همین کارو می‌کردی پس خفه‌شو حرف نزن)
  • مثال دوم:
    – توی کشورهای عربی اطراف خلیج فارس تعداد زیادی از کارگران هندی و فیلیپینی هستند که با دستمزد‌های فوق‌العاده پایین و شرایط هولناک مشغول به کارند. این وضعیت از نظر انسانی قابل قبول نیست.
    – تو خودت حاضر نیستی از حقوقی که می‌گیری به این کارگرهای بیچاره بدهی. پس چرا دم از دفاع از آن‌ها می‌زنی؟
    (معنای تلویحی: تو حاضر نیستی از حقوق خودت به این کارگران بیچاره بدی، پس خفه‌شو حرف نزن)
  • مثال سوم:
    شرایط زنده‌گی آواره‌گان افغان در ایران خوب نیست. این‌ها حق کار قانونی ندارند، مسکن مناسب ندارند، از بهداشت و تحصیلات و خدمات اجتماعی محرومند و هر لحظه هم ممکن است از کشور اخراج شوند.
    – تو خودت حاضری یکی از اتاق‌های خونه‌ات رو بدی به یک افغانی چون خانه نداره؟ حاضر نیستی، پس از آن‌ها دفاع بیهوده نکن.
    (معنای تلویحی: تو حاضر نیستی خونه‌ات رو بدی به یک آواره افغانی که توش زنده‌گی کنه، پس خفه‌شو حرف نزن)
  • مثال‌ چهارم:
    – فلان فیلم را دیدم. واقعا فیلم ضعیفی بود.
    – تو خودت بلدی فیلم بسازی؟ هر وقت یاد گرفتی فیلم بسازی برو و از فیلم‌ دیگران انتقاد کن.
    (معنای تلویحی: تو کارگردان یا فیلم‌ساز نیستی، پس خفه‌شو حرف نزن)
  • مثال پنجم:
    نوشیدنی‌های صنعتی و به خصوص نوشیدنی‌های انرژی‌زا که اخیرا خیلی هم متداول شده‌اند برای سلامتی خوب نیستند.
    – تو مگر دکتری که در این زمینه نظر می‌دهی؟
    (معنای تلویحی: تو پزشک نیستی، پس خفه‌شو حرف نزن)

اهمیت خواندن منطق

هر لحظه و هر روز در روزنامه‌ها، در گفتگوهایمان با آدم‌های اطراف، در استدلال‌های مقامات سیاسی و کلن در زنده‌گی روزانه‌مان شاهد «بیماری مغالطه‌کاری ناآگاهانه» یا «خطر مغالطه‌کاری آگاهانه» هستیم. شاید خودمان هم بی‌آن‌که متوجه باشیم گاه در دام مغاطله بیافتیم و با استدلالی پوچ و بی‌ارزش به جنگ «گزاره‌هایی که دوست نداریم» برویم. برای گریز از خطر مغالطه فقط و فقط یک راه وجود دارد:

مطالعه و آشنایی با منطق یکی از ضروری‌ترین و اولیه‌ترین نیازهای «من» و «شما» و «همه‌» است.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

روش ارسال خودکار لینک‌های خوشمزه به وب‌لاگ

همانطور که قبلا هم توضیح دادم لینکدونی یا لینک‌های خوشمزه را از مهمترین بخش‌های وب‌لاگ‌ می‌دانم. انتخاب لینک‌ و دادن کامنت یا شرح کوتاه برای هر کدام از آن‌ها و ارسال آن به سایت‌های نشانه‌گذاری اجتماعی (Social BookMarking) مانند del.cio.us به هیچ عنوان دست‌کمی از نوشتن یک پست کامل و مفید ندارد.

گذاشتن این لینک‌ها در قسمت سایدبار یا ارسال آن در خوراک توسط فیدبرنر؛ آن‌طور که متداول است؛ راه‌حل خوبی نیست چرا که لینک‌ها به صورت ماندگار در خود وب‌لاگ و آرشیو آن ثبت نمی‌شوند و خواننده‌گان هم امکان کامنت گذاشتن برای آن‌ها را ندارند. فراموش نکنید این لینک‌ها وب‌لاگ شما را به مطالب وب‌لاگ‌ها یا وب‌گاه‌های دیگر مرتبط می‌کنند و حضور آن‌ها در آرشیو وب‌لاگتان به افزایش اعتبار و نفوذ شبکه‌ای وب‌لاگ شما کمک می‌کند. مگر وب‌لاگ نوشتن چیزی جز یک فرایند «گروهی-شبکه‌ای» است؟

در همین راستا مدت‌ها به دنبال روشی بودم که بتوانم به صورت خودکار لینک‌های خوشمزه‌ یا لینکدونی‌ام را در خود وب‌لاگ به صورت پست داشته باشم. یعنی مثلا هر روز به صورت خودکار لینک‌های انتخاب شده در 24 ساعت اخیر همراه با کامنت به صورت یک پست به بامدادی ارسال شود. خوش‌بختانه چنین روشی وجود دارد و بسیار هم ساده است. چون بعضی از دوستان در این زمینه سئوال کردند بهتر دیدم همین‌جا خلاصه روش را معرفی کنم. روش مربوط به وردپرس را شرح می‌دهم اما در مورد بلاگر نیز تقریبا همین است.

مراحل

1. برای این‌کار اول باید یک حساب در del.ico.us داشته باشید. به قسمت «تنظیمات» (Settings) بروید:

del.ico.us-1

2. روی گزینه «ارسال روزانه به وب‌لاگ» (daily blog posting) کلیک کنید:

del.ico.us-2

3. روی گزینه «افزودن یک چیز جدید» (add a new thingy) کلیک کنید:

del.ico.us-3

4. فرم «مشخصات وب‌لاگ» خود را پر کنید:

del.ico.us-4

بهتر است از یک نام کاربری مخصوص ارسال لینکدونی استفاده کنید. این نام کاربری محدودیت دسترسی به وب‌لاگ شما را دارد و فقط می‌تواند مطلب ارسال کند. در مورد بامدادی من از نام کاربری bamdadicont استفاده می‌کنم که سطح دسترسی contributor دارد.

مشخصات فرم برای وب‌لاگ‌های وردپرس به این ترتیب است:

job_name: نامی که می‌خواهید به این افزونه در del.ico.us بدهید.

out_name: نام کاربری وب‌لاگ شما

out_pass: کلمه عبور نام کاربری بالا

out_url: نشانی XML-RPC وب‌لاگ شما. در مورد وردپرس به این صورت است: https://bamdadi.wordpress.com/xmlrpc.php

out_time: زمانی از شبانه‌روز که مایلید لینک‌های روزانه ارسال شود (بر حسب زمان گرینیچ)

out_blog_id: شماره وب‌لاگی که می‌خواهید ارسال کنید (اگر فقط یک وب‌لاگ دارید عدد 1 را وارد کنید)

out_cat_id: (اختیاری) شماره دسته‌بندی که می‌خواهید مطالب لینکدونی تحت آن ارسال شود.

5. اصلاحات نهایی

از این به بعد به صورت خودکار لینک‌هایی که خوشمزه کرده‌اید به وب‌لاگتان به صورت یک پست ارسال می‌شود. ممکن است دوست داشته باشید عنوان آن‌را عوض کنید؛ مثلا من عنوان آن‌را به «لینک‌های روز…» تغییر می‌دهم. همچنین می‌توانید دسته‌بندی (مثلا لینکدونی) یا برچسب‌های متناسب را به این پست بیافزایید. این کارها به صورت دستی انجام می‌شود ولی به زیبایی و خواناتر شدن محصول نهایی بسیار کمک می‌کند.

del.ico.us-5

سعی کردم توضیحات به اندازه کافی واضح باشد. اما به هر حال اگر مشکلی بود حتما بپرسید. امیدوارم شاهد حضور هر چه بیشتر لینکدونی‌ها در خود وب‌لاگ باشیم.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (11-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

جهانی‌سازی واقعا موجود و یک سئوال

توی ترانزیت فرودگاه نشسته‌ام و صدها زن و مرد فلاکت‌زده هندی و تایلندی و اندونزیایی که بعد از یک‌سال جان کندن به مرخصی می‌روند فضای فرودگاه و صندلی‌های اطرافم را پر کرده‌اند.

خیلی دوست دارم بدانم پشتیبانان پر و پا قرص «جهانی شدن» و مدافعان برداشته شدن مرزهای اقتصادی کشورهای «در حال توسعه» یا «توسعه نیافته» به روی محصولات کشورهای «توسعه یافته»، که مدام هم قیافه حق به جانب و بشردوستانه به خود می‌گیرند، چرا برای باز شدن مرزهای سیاسی و جغرافیایی کشورهای شمال به روی مردمان فقیر کشورهای جنوب تلاش نمی‌کنند؟ البته باز شدن مرز نه به معنی امروزین آن،‌ یعنی سوءاستفاده از کار ارزان مردم جنوب با حداقل حقوق انسانی.

آیا اگر کارگر هندی یا تایلندی یا مکزیکی، «تبعه قانونی» آلمان یا آمریکا باشد هم می‌شود این‌طور مثل برده (حقوق 150 دلار در ماه، 335 روز کار بی‌وقفه در سال بدون حتی یک روز تعطیل) از او کار کشید؟

چه اشکال دارد به جای آن‌که شهروند هندی یا مکزیکی که در جستجوی لقمه‌ای نان عزم کشور دیگری را می‌کند به عنوان یک شهروند آمریکایی یا آلمانی در این کشورها به رسمیت شناخته شود و حقوق دریافت کند؟ مگر نه این‌که «جهانی شدن» آرمان انسانی نومحافظه‌کاران مهربان است؟ پس این همه کنترل سنگین و محدودیت در قوانین مهاجرت برای چیست؟ آیا می‌ترسند فقر این مردمان گریبان‌شان را بگیرد؟ از کار ارزان مردمان جنوب نمی‌هراسند اما از این‌که جور فقر و بیچاره‌گی‌شان را بکشند فراری‌اند؟


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (10-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (09-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

آدابِ معاشرت در شهری به نام وبلاگستان

به بهانه نوشته‌های اخیر خواب بزرگ و سی‌ و پنج درجه درباره وسوسه‌ها و مصائب لینک‌دادن یا لینک‌ندادن…

آداب ِ معاشرت در دنیای واقعی

handshake_01در دنیای واقعی بسیاری از رفتارها برای «ما» به عنوان «شهروندان جامعه» جا افتاده است. آن‌ها را به عنوان یک «مجموعه رفتاری» پذیرفته‌ایم چرا که پذیرفتن آن‌ها زنده‌گی‌مان را به عنوان عضوی از گروه راحت‌تر یا مطلوب‌تر می‌کند و ضرر چندانی هم ندارد ولی مخالفت کردن با آن‌ها احتمالا دردسر زیادی ایجاد می‌کند و سود چندانی هم ندارد. مثال ساده‌اش هم این است: اگر فردی ناآشنا ولی با رفتاری دوستانه و مودبانه در خیابان به ما «سلام» کند و دست‌اش را به سوی ما دراز کند پاسخ سلام‌اش را می‌دهیم و دستش را خواهیم فشرد، چه برسد به همسایه‌ها و هم‌محله‌ای‌ها که احترام‌شان را همیشه نگاه می‌داریم و چه بسا گاه و بی‌گاه احوال خانواده‌ یا کسب و کارشان را هم بپرسیم.

این‌ افراد لزوما دوستان ما نیستند و کاری هم به زنده‌گی خصوصی ما ندارند. با این وجود ما داشتن رفتار دوستانه و مودبانه با آن‌ها را مطلوب و تا حدی ضروری می‌دانیم؛ چرا که می‌خواهیم در کنار این افراد زنده‌گی کنیم و داشتن امنیت و آسایش روانی‌‌ در محیط زنده‌گی‌مان را دوست داریم. این سلام و احوال‌پرسی‌های چند دقیقه‌ای و بی‌ضرر به زنده‌گی شخصی و خصوصی ما آسیبی وارد نمی‌کند: کماکان افکار و ایده‌های خودمان را داریم و با دوستان یا افرادی که تعلق خاطر داریم یا طرز فکر یا احساس‌شان را می‌پسندیم معاشرت می‌کنیم.

حسن ِ همجواری ِ مجازی 

وب‌لاگ به عنوان بارزترین مصداق‌ «رسانه‌ اجتماعی» در ذات خود محیطی «اجتماعی» و «گروهی» است و این به معنی نداشتن حریم خصوصی یا روابط دوستانه و صمیمانه نیست. چرا که این‌دو در تضاد با هم نیستند. اگر وبلاگستان را به جامعه‌ای بزرگ تشبیه کنیم، زنده‌گی در این جامعه آداب و رسومی می‌طلبد. در چنین جامعه‌ای به اقتباس از دنیای واقعی (شاید) رسم ادب ایجاب کند پاره‌ای ملاحظات «بی‌ضرر» ولی «مفید برای روحیه‌ اجتماعی» را رعایت کنیم.

  • اگر کسی به من ای‌میل زد یا در وب‌لاگ‌ام کامنت گذاشت و پرسش یا موضوعی برای مطرح کردن داشت، پاسخ‌اش را هر چند کوتاه می‌دهم، همان‌گونه که اگر در خیابان شخصی از من نشانی‌ بپرسد، تا حد امکان راهنمایی‌اش می‌کنم…
  • اگر وب‌لاگ نویسی به من در وب‌لاگ‌اش لینک داد و من از این قضیه با خبر شدم، به او در وب‌لاگ خودم لینک می‌دهم، همان‌گونه که اگر یک همسایه یا هم‌محله‌ای به من سلام کند به او سلام می‌کنم و احوال‌اش را می‌پرسم. فراموش نکنیم در دنیای مجازی لینک دادن به نوعی همان همسایه شدن است…

یک پارادوکس و یک راه حل

از یک‌سو می‌خواهیم دوستان و همفکران مجازی خود را دست‌چین کنیم و از سوی دیگر شاید بخواهیم آداب و معاشرت دنیای مجازی را رعایت کنیم و به هر شخصی که به ما لینک داده لینک بدهیم. به ظاهر شبیه یک تناقض‌نما یا پارادوکس می‌رسد!

راه حل شخصی من برای حل این معمای کوچک وب‌لاگی (میان حق شخصی به انتخاب دوستان وب‌لاگی و احترام به ماهیت گروهی یا اجتماعی وب‌لاگ) میانه‌روی است. وب‌لاگ‌هایی را که دوست دارم در «محله‌های نزدیک» قرار می‌دهم، وب‌لاگ‌هایی که بیشتر جنبه تبادل لینک دارند را در «محله‌های دور». به این ترتیب در سطح شبکه‌ای ارتباط خودم را با «همسایه‌هایم» تایید می‌کنم و در سطح مفهومی نیز بر سلایق و دوستانم تاکید می‌کنم. به عبارت دیگر :

با همسایه‌ها «سلام و احوال‌پرسی» می‌کنم و با دوستانم «معاشرت».  

city

خیلی دور،  خیلی نزدیک

به دلایل واضح در دنیای مجازی آدم‌ها از هم «خیلی دور» و به هم «خیلی نزدیک» هستند. از هم «خیلی دور» هستند چون غالبا هویت واقعی یکدیگر را نمی‌دانند و برخوردهایشان محدود به کیبرد و صفحه نمایش است که رنگ و بو یا «جاذبه وحشی غریزی» ندارد. اما آدم‌ها در این دنیای مجازی به شیوه‌ای اعجا‌ب‌آور به هم «نزدیک‌اند» چرا که «فاصله‌های مکانی» به یک «لینک» یا «کلیک ساده ماوس» و «فاصله‌های زمانی» به قابلیت بازخوانی حال و گذشته یکدیگر در لابه‌لای آرشیوهای دیجیتال اینترنت (همیشه قابل دسترس) تقلیل داده شده است.

به احترام این همه آدم‌های «خیلی دور و خیلی نزدیک»  و به خصوص  همسایه‌های مجازی‌مان، در «لینک‌» دادن یا «سلام» کردن سهل‌گیرتر باشیم و به این ترتیب  «شهر مجازی» نوظهورمان را به محیطی «دارای فرهنگ و همبسته‌گی اجتماعی بالا» تبدیل کنیم.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (08-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (07-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

منظومه وبلاگستان فارسی

محققین دانشگاه حقوق هاروارد تحقیقی در رابطه با وب‌لاگستان فارسی انجام داده‌اند که با توجه به روش‌مندی علمی و نتایج بسیار جالب آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. (متن کامل آن‌را می‌توانید از این‌جا دریافت کنید). با توجه به این‌که بسیاری از خواننده‌گان فارسی‌زبان ممکن است نتوانند متن اصلی را به زبان انگلیسی مطالعه کنند در این‌جا چند برش خلاصه شده و چند نمودار از این تحقیق را می‌آورم و برای سهولت نمودارها را ترجمه و بعضا زیرنویسی کرده‌ام.

گروه‌بندی وب‌لاگ‌ها

وب‌لاگ‌های فارسی و در واقع وب‌لاگ‌نویسان را به چهار دسته بزرگ تقسیم می‌کنیم:

  1. طرفداران‌ جدایی دین از سیاست (سکولار) / اصلاح‌طلبان (secular/reformist)
    «ایرانیان خارج از کشور و سکولار» با علامت اختصاری secPat
    «اصلاح‌طلبان سیاسی» با علامت اختصاری refPol بیشتر روزنامه‌نگاران معترض یا وب‌لاگ‌نویس‌های مشهوری که در سال‌های اخیر از ایران رفته‌اند، همین‌طور منتقدان همیشه‌گی حاکمیت ایران در خارج از کشور
  2. محافظه‌کاران / مذهبی‌ها (conservative/religious)
    «محافظه‌کاران سیاسی» با علامت اختصاری conPol
    «جوانان مذهبی» با علامت اختصاری relYth
    «دوازده‌امامی‌ها» یا وب‌لاگ‌نویسانی که شدیدا طرفدار نظام جمهوری اسلامی، انقلاب، فلسفه سیاسی اسلام و نگرش خاصی به شیعه هستند با علامت اختصاری Twelver یا 12er
  3. ادبیات فارسی و شعر (persian poetry and literature) با علامت اختصاری poet وب‌لاگ‌هایی که درباره شعر و ادبیات فارسی می‌نویسند.
  4. شبکه‌های ترکیبی (mixed networks) با علامت اختصاری mixNet نسبتا متفاوت با سه دسته قبلی از این لحاظ که پراکنده‌گی بالا دارند (غیر متمرکز هستند). دارای ایدئولوژی مشابهی نیستند و متشکل از گروه‌های کوچک‌تری هستند که از لحاظ سلیقه‌ها یا عضویت در شبکه‌های اجتماعی با هم پیوند دارند. مثلا وب‌لاگ‌هایی با محوریت ورزش، فرهنگ اقلیت یا رسانه‌های مردم‌پسند.

منطومه وبلاگستان فارسی

اگر وبلاگستان فارسی را یک منظومه ستاره‌ای تصور کنیم، گروه‌های یاد شده به صورت زیر نمودار می‌شوند:( تصویر اصلی بدون ترجمه‌های من)

Iran_blogosphere_map

وضعیت مکانی

وب‌لاگ نویسان ایرانی بیشتر داخل ایران هستند، اما در گروه «ایرانیان خارج از کشور و سکولار» (secPat) ، اقلیت بزرگتری خارج از ایران هستند:

location

وضعیت جنسیت

در کل تعداد وب‌لاگ‌نویسان مرد (مذکر) بیشتر است ولی در بعضی قسمت‌ها مانند «ایرانیان خارج از کشور و سکولار» (secPat)، «شعر و ادبیات» (poet) و به خصوص «شبکه‌های ترکیبی» (mixNet) زنان وب‌لاگ نویس اقلیت‌های بزرگ‌تری را تشکیل می‌دهند:

gender

وضعیت گمنامی

برخلاف انتظار گروه «طرفداران‌ جدایی دین از سیاست (سکولار) / اصلاح‌طلبان» (secular/reformist) ، حتی آن‌هایی که از داخل ایران می‌نویسند، چندان علاقه‌ای به گمنام نوشتن ندارند و بیشتر از «نام» در وب‌لاگ‌هایشان استفاده می‌کنند. این درحالی‌است که وب‌لاگ‌نویس‌های «محافظه‌کار سیاسی» و «شبکه‌های مختلط» تمایل بیشتری به عدم استفاده از نام دارند. به طور نسبی گروه «شاعرها» بیشتر از سایر گروه‌ها متمایل با استفاده از «نام‌هایی» است که به نظر واقعی می‌رسند.

anonymity

وضعیت سنی

آمارهای توزیع سنی (برای وب‌لاگ‌هایی که سن نویسنده آن‌ها قابل تخمین بوده) نشان می‌دهد طیف جوان در وب‌لاگستان بیشتر است:

توزیع سنی وبلاگنویسان ایرانی

موضوعات مورد بحث

topics-politics-public-affair

topic-islam-religion

topic-personal-life

topic-topical

وضعیت فل…ل…ت…ر شدن وب‌لاگستان

در دو نمودار زیر می‌توانید قسمت‌های قابل دیده شدن و غیرقابل دیده شدن وب‌لاگستان فارسی را مشاهده کنید. همانطور که دیده می‌شود بیشتر از همه وب‌لاگ‌های اصلاح‌طلبان یا افراد سکولار محدود شده است.

visible-blocked

یا به صورت عددی:

visible-blocked-table

وب‌لاگستان فارسی یک‌دست نیست

در مقدمه تحقیق فوق آمده است:

برخلاف نظر عمومی که وبلاگ نویسان ایرانی از گروهی دموکرات منتقد حکومت ایران تشکیل شده است، ما متوجه حضور طیف گسترده‌ای از عقاید از مذهبی‌های محافظه‌کار تا گروه ‌های سکولار و اصلاح‌طلب شدیم با موضوعات مورد بحثی که از سیاست و حقوق بشر گرفته تا شعر و مذهب و فرهنگ عامه را شامل می‌شود. تحقیق ما نشان می‌دهد که در واقع منظومه وبلاگستان فارسی یک فضای بحث و گفتگو با حدود 60000 وب‌لاگ فعال است که در آن وب‌لاگ‌نویسانی با عقاید و سلایق گوناگون حضور دارند.

متن کامل

در صورت علاقه تاکید می‌کنم متن کامل گزارش این تحقیق را از این‌جا دریافت و مطالعه کنید. چون علاوه بر نمودارها، تحلیل‌های روشن‌گری نیز ارائه داده است. ترجمه، جدا کردن نمودارها و زیرنویسی آن‌ها در محیط گرافیکی چند ساعت وقت گرفت، امیدوارم حاصل کار برای آشنایی خواننده فارسی‌زبان با تحقیق انجام شده و ایده‌های حاصل از آن مفید واقع شود.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (05-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

چرا خودتان را دوست ندارید؟

یک سئوال همیشه توی ذهنم بوده، اما از پرسیدن‌اش خودداری کرده‌ام. اما امروز با دیدن داشبورد جدید وردپرس احساس می‌کنم باید بپرسم. یک سئوال ساده دارم از همه دوستان عزیزی که از وردپرس یا وردپرس دات کام استفاده نمی‌کنند: «چرا خودتان را دوست ندارید؟»

wordpress.com

خودتان را دوست داشته باشید؛ به خودتان فرصت بدهید

اگر خودتان را دوست دارید فقط 5 دقیقه داخل وردپرس دات کام شوید. یک نام کاربری و یک وب‌لاگ آزمایشی درست کنید و یک پست آزمایشی بنویسید. فقط 5 دقیقه!


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

چرا کشتن نظامیان مجاز است

بارها و بارها در اخبار و رسانه‌ها شنیده‌ایم که در فلان حمله هوایی چند غیرنظامی (با تاکید بر تعداد کودکان یا زنان) کشته شدند. بعضا وقتی ماجرا بیخ پیدا می‌کند برخی مقامات یا دولت‌ها «کشتار غیرنظامیان» را در این حملات وحشیانه محکوم می‌کنند. ولی کمتر پیش می‌آید بشنویم که مثلا فلان دولت «کشتار نظامیان» را محکوم کرده باشد. به نظر می‌رسد مطابق عرف و قانون بین‌المللی کشته شدن نظامیان در درگیری‌های نظامی امری طبیعی و عادی است. هر چه باشد آن‌ها نظامی و مسلح هستند و شغل‌شان جنگیدن و کشته شدن است.آیا می‌شود معلمی را به جرم درس دادن یا پزشکی را به جرم طبابت محکوم کرد؟ طبعا نظامیان را نیز به جرم جنگیدن، کشتن نظامیان دیگر یا کشته شدن نمی‌شود محکوم کرد چون شغل‌شان همین است.

march_blackیادم هست با دوستی صحبت حمله هوایی احتمالی آمریکا به ایران بود و ایشان می‌گفت جای نگرانی نیست، چون آمریکا فقط مراکز نظامی را هدف قرار می‌دهد و کاری به «مردم» ندارد. برای لحظه‌ای فرض را بر این گرفتم که واقعا آمریکا فقط از موشک‌ها و بمب‌های دقیق لیزری (سلاح‌های هوشمند) استفاده می‌کند و چنین حمله‌ای تلفات «غیرنظامی» نخواهد داشت و فقط و فقط مراکز نظامی را نابود خواهد کرد.

پرسشی که به ذهنم خطور کرد این بود که نظامیانی که در این مراکز نظامی نشسته‌اند و افرادی آموزش دیده و مسلح‌اند (بر خلاف غیرنظامیان ناتوان) و توانایی دفاع از خود را دارند چه کسانی هستند. هر چه باشد حتی یک حمله هوایی دقیق و انسانی آمریکا به ایران دست‌کم این افراد را خواهد کشت. بدون این‌که زیاد فکر کنم دو نمونه از «نظامیانی» که در فاصله کمتر از 20 متر با من زنده‌گی می‌کنند به ذهم آمدند. در نظامی بودنشان شکی نبود، هم رسما در حال خدمت سربازی بودند و هم لباس نظامی می‌پوشیدند.

1. «س» 23 ساله الان سرباز است. جوانی لاغر با گردنی باریک و صورتی کشیده که لباس ستوانی به زور روی شانه‌هایش می‌ایستد و اگر تکان تندی به خودش بدهد ممکن است کلا از سرشانه‌هایش بلغزد و بیفتد. طبیعتا در صورت هرگونه حمله نظامی آمریکا به ایران، بمباران واحد مهندسی ارتش در تهران که «س» در آن خدمت می‌کند و کشته شدن احتمالی او سوژه مهمی برای رسانه‌‌ها نخواهد بود. چرا که او فقط یک نظامی بوده است. چنین بمبارانی یک بمباران «درست» تلقی می‌شود، بمبارانی بدون تلفات جانبی (Colateral Damage) یا یک بمباران تمیز که با استفاده از «بمب‌های هوشمند» و فن‌آوری‌های نظامی دقیق از تلفات «نادرست» غیرنظامیان اجتناب کرده و «فقط» نظامیان را کشته است.

sarbazi

2. «م» پسر روبه‌رویی خانه ما هم این روزها دوران سربازی‌اش را سپری می‌کند و «نظامی» و «مسلح» تلقی می‌شود. او هر روز صبح ساعت 6 از خانه خارج می‌شود تا به عنوان یک سرباز وظیفه و یک فرد «نظامی» آموزش‌های لازم را برای دفاع از خود در برابر موشک‌های کروز ببیند. همچنین او به عنوان یک «نظامی بالقوه خطرناک» هر روز به مدت چند ساعت آموزش‌های لازم را برای رویارویی با ناو آمریکایی‌ای که این موشک‌ها را شلیک می‌کند می‌بیند. بنابراین در صورتی که ناو آمریکایی از فاصله 2000 کیلومتری یک موشک کروز به سوی پادگان ایشان در تهران شلیک کند و او کشته شود چون یک نظامی تمام و عیار تلقی می‌شده و بی‌دفاع و مظلوم نبوده (مثل زنان و کودکان بی‌دفاع توی خانه‌ها) کشته‌شدنش سوژه داغی برای رسانه‌‌ها یا سازمان‌های حقوق‌بشر نخواهد بود. بازهم به این دلیل که موشک کروز «تمیز» کار کرده و تلفات غیرنظامی به بار نیاورده است.

toonBombBig

نهایت اخلاق در جنگ‌های امروز استفاده از «بمب‌های هوشمند‌» (Smart Bomb) است. این بمب‌ها تمیز و اخلاقی می‌‌کشند یعنی فقط نظامیان را می‌کشند. یعنی غیر نظامیان را نمی‌کشند.

جنگ در اخلاقی‌ترین حالت ممکن

جنگ در بهترین، انسانی‌ترین و اخلاقی‌ترین حالت‌اش جان آدم‌هایی مثل آقای «س» ستوان وظیفه 23 ساله و آقای «م» سرباز وظیفه 19 ساله را می‌گیرد. خوش‌بختانه چون آن‌ها لباس نظامی به تن دارند این موضوع مشکل چندانی برای ارتش مهاجم ایجاد نمی‌کند. ‌آخر می‌دانید، در دنیای ما کشتن نظامیان قانونی و پذیرفته شده است. کشتن سرباز فقط وقتی خود را تسلیم کرده باشد جرم جنگی محسوب می‌شود، ولی متاسفانه آقای «م» نمی‌تواند یا فرصت کافی ندارد خودش را به «جناب آقای موشک کروز» تسلیم کند.

رسانه‌ها با هنرمندی و ظرافت هرچه تمام‌تر گزارش می‌دهند در حملات هوایی آمریکا یا اسرائیل این تعداد غیرنظامی کشته شدند و این را با لحنی ملامت بار می‌گویند، چرا که به وضوح عملی محکوم است. اما سئوال اساسی که هرگز مطرح نمی‌شود این است که اصولا کشتن نظامیان کی مجاز شده بود که حالا کشتن غیرنظامیان مجاز نیست؟ به این ترتیب با تاکید بر محکومیت کشتار غیرنظامیان، کشتن نظامیان تبدیل به امری بدیهی و پذیرفته می‌شود. خط‌کشی میان «آدم‌های نظامی» و «آدم‌های غیرنظامی» دقیق و تمیز انجام می‌شود و راحت‌الحقوم منطقی به سفره بیننده‌گان میلیونی تحویل داده می‌شود: در جنگ دو جور آدم داریم. آدم‌هایی که از آن لباس‌ها به تن دارند و آدم‌هایی که از آن لباس‌ها ندارند. کشتن اولی‌ها بلامانع است.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (03-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

آشنایی با بازی گروهی مافیا

توجه: این نوشته در مورد بازی گروهی‌ای به نام «مافیا» است و هیچ ارتباطی به کامپیوتر یا بازی‌ کامپیوتری به همین نام ندارد.

من و دوستان شفیق‌ام هنوز هم وقتی در برنامه‌های گل‌گشت یا شب‌نشینی‌های دوستانه دور هم جمع می‌شویم بازی‌های گروهی می‌کنیم. یکی از این بازی‌های جالب و هیجان‌انگیز به نام «مافیا» را معرفی می‌کنم.

  • اول این‌که باید تعداد نفرات دست‌کم 5 یا 6 نفر باشد و بهترین تعداد 9 به بالاست.
  • دوم این‌که بهتر است همه با هم دوست باشید و رفتار و حالت‌های یکدیگر را بشناسید.

روند بازی

یک نفر می‌شود حاکم (یا راوی). حدود 40 درصد تعداد بازیگران هم می‌شوند دزد. یک‌نفر رئیس‌پلیس و باقی پلیس. البته هویت این‌ اشخاص هنوز معلوم نیست و با قرعه‌کشی به صورت ناشناس تعیین می‌شود. برای ساده‌گی فرض کنیم کلا 10 نفر باشیم. 1 نفر حاکم، 3 نفر دزد، 1 نفر ریس‌‌پلیس و 5 نفر هم پلیس می‌شوند.

lib018065

حاکم به هر یک از بازیگران برگه‌هایی می‌دهد که روی 3 تا از آن‌ها دزد نوشته شده (‌این مساله کاملا باید سری باشد).

1. به دستور حاکم همه چشم‌های خود را می‌بندند (و سرشان را هم پایین می‌گیرند)

2. به دستور حاکم دزدها چشم‌هایشان را باز می‌کنند. با این‌کار باند دزدها همدیگر را می‌شناسند و در طول بازی از یکدیگر حمایت خواهند کرد. بعد به دستور حاکم همه دوباره چشم‌هایشان را می‌بندند.

3. به دستور حاکم رئیس‌پلیس چشم‌هایش را باز می‌کند. فقط حاکم می‌داند رئیس‌پلیس کیست. رئیس‌پلیس هم از هویت دزدها یا سایر پلیس‌ها بی‌خبر است. بعد به دستور حاکم رئیس‌پلیس چشم‌هایش را می‌بندد.

4. روز می‌شود. به دستور حاکم همه چشم‌هایشان را باز می‌کنند. دور اول بازی آغاز می‌شود.

بازی به صورت دوره‌ای انجام می‌شود. در طول هر دور افراد مختلف صحبت می‌کنند یا به دیگران اتهام دزد بودن می‌زنند. افراد از خود دفاع می‌کنند یا دلیل می‌آورند چرا فکر می‌کنند شخص معینی دزد یا پلیس است. بعد از پایان این دوره رای گیری می‌شود و همه به کسانی که مشکوک هستند رای می‌دهند. کسی که بیشترین رای را بیاورد به عنوان دزد شناخته شده و از بازی خارج می‌شود. او اعلام می‌کند دزد بوده یا پلیس.

5. شب می‌شود. به دستور حاکم همه چشم‌هایشان را می‌بندند.

6. به دستور حاکم دزدها چشم‌هایشان را باز می‌کنند و بی‌صدا به یک نفر اشاره می‌کنند. آن شخص توسط دزدها به قتل می‌رسد. به دستور حاکم دزدها چشم‌های خود را می‌بندند.

7. به دستور حاکم رئیس‌پلیس چشم‌هایش را باز می‌کند. حاکم هویت یکی از دزدها را بی‌صدا و با اشاره برای رئیس‌پلیس افشا می‌کند. به دستور حاکم رئیس‌پلیس چشم‌هایش را می‌بندد.

8. روز می‌شود. به دستور حاکم همه چشم‌هایشان را باز می‌کنند. حاکم به همه اطلاع می‌دهد که یکی از پلیس‌ها شب گذشته به قتل رسیده و او را معرفی می‌کند. شخص کشته شده از بازی خارج می‌شود. دور دوم بازی شروع می‌شود.

9. تکرار مراحل 4 تا 8. به همین ترتیب بازی ادامه می‌یابد. در پایان هر دور رای گیری می‌شود و یک نفر به عنوان دزد از بازی خارج می‌شود.

10. در صورتی که همه دزدها از بازی خارج‌ شوند گروه پلیس‌ها برنده هستند. در صورتی که تعداد پلیس‌ها مساوی (یا کمتر) از دزدها شود گروه دزدها برنده است (چون پلیس‌ها دیگر شانسی در پیروز شدن رای گیری ندارند)

detective2

ظرافت‌های بازی

بازی پیچیده‌گی‌ها و ظرافت‌های خاصی دارد. چند نمونه از آن‌ها:

  • دزدها چون هویت هم را می‌شناسند با هم هماهنگ‌ هستند و می‌توانند افکار عمومی را طوری شکل دهند که یک پلیس به عنوان دزد از بازی خارج شود. همین‌طور هنگام رای دادن می‌توانند با هماهنگی و تمرکز آراء روی یک پلیس‌ خاص کاری کنند که او رای زیادی بیاورد و از بازی خارج شود.
  • از سوی دیگر، هماهنگی بیش از حد دزدها در جوسازی یا رای دادن می‌تواند باعث مشکوک شدن آن‌ها و فاش شدن هویت‌شان شود.
  • چون هر شب یک پلیس به قتل می‌رسد، پلیس‌هایی که زیاد باهوش باشند احتمالا به سرعت توسط گروه دزدها ترور می‌شوند. از طرفی اگر در طول یک دور گفتگو اختلاف جدی میان یک فرد و چند فرد دیگر باشد و آن فرد ترور شود، احتمالا گروه مخالف دزد بوده‌‌اند. پس دست دزدها در ترور افراد باهوش و خطرناک چندان هم باز نیست.
  • دزدها ممکن است برای گمراه کردن پلیس‌ها به یکدیگر اتهام دزدی بزنند و از پلیس‌ها دفاع کنند.
  • رئیس‌پلیس کم‌کم دزدها را می‌شناسد (چون هر شب حاکم یکی از دزدها ها را به او معرفی می‌کند). اما اگر اطلاعات مهمی که دارد را صریحا فاش کند دزدها حتما شب بعد او را ترور خواهند کرد. به‌علاوه معلوم نیست اگر ادعا کند رئیس‌پلیس است کسی حرفش را باور کند. چون ممکن است دزد باشد و دروغ بگوید.
  • رفتار آدم‌ها وقتی دزد هستند با وقتی پلیس هستند فرق می‌کند. پلیس‌ها یک چهره دارند و صادقانه برای حدس زدن این‌که چه کسی دزد است تلاش می‌کنند. اما دزدها دو چهره دارند و باید وانمود کنند پلیس هستند. این نکته باعث تفاوت‌های رفتاری یا گفتاری ظریفی در افراد می‌شود که می‌تواند در بازی بسیار کاربرد داشته باشد.

tt_sp

بازی گروهی یا شطرنج روانی؟

مافیا یک بازی جدی و بسیار فکری، تلفیقی از روان‌شناسی و دقت تحلیل و موشکافی منطقی و در عین حال فوق‌العاده هیجان‌انگیز است. حتما آن‌را در جمع‌های دوستانه و تفریحی خود امتحان کنید.

به صورت کامل‌تر قوانین این بازی در ویکی‌پدیا آمده که تقریبا مشابه همین است که ما بازی می‌کنیم و این‌جا تعریف کردم ولی نقش‌ها اسم دیگری دارد (مافیا یا مجرم به جای دزد، شهروند یا بی‌گناه به جای پلیس، راوی به جای حاکم). نسخه‌های متعددی از این بازی وجود دارد که بسته به تعداد و کشش روانی جمع می‌توانید آن‌را پیچیده‌تر کنید. نسخه‌های پیچیده‌تر این بازی هم این‌جا توضیح داده شده و قصد من معرفی است و نه روایت جزئیات.

خوش باشید و از این بازی لذت ببرید. مواظب باشید که در این بازی ممکن است میانه دوستان خیلی خوب یا حتی زن و شوهرها شکرآب شود!

لینک‌های روز (02-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (01-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

خبر فوری: بازی‌های المپیک چین تحریم شد

توجه: این نوشته دروغ روز سیزده فروردین 1387 یا اول آوریل 2008 است.

بالاخره فشارهای بین‌المللی برای اعمال فشار بر دولت چین به خاطر برخوردهای خشن و تبعیض‌آمیز با مردم تبت نتیجه داد. به دنبال حمایت اتحادیه اروپا و بسیاری از کشورهای جهان از تحریم بازی‌های المپیک چین، دیشب اجلاس اضطراری کمیته المپیک تشکیل شد و چین رسما از میزبانی بازی‌های المپیک خلع گردید.با توجه به این‌که تنها کشورهای معدودی (ساحل عاج، گینه بیسائو، مراکش و ایران) اعلام آماده‌گی کردند که می‌توانند بازی‌های المپیک را در زمان مقرر برگزار کنند مراسم قرعه‌کشی برای انتخاب میزبان جدید بازی‌های المپیک برگزار شد و با کمال شگفتی ایران به عنوان میزبان بازی‌های المپیک سال 2008 انتخاب گردید.

iran-olympics-2008

بازی‌های المپیک 2008 در ایران برگزار می‌شود.

سیزدهم فروردین و اول آوریل

در روز سیزدهم فروردین در تقویم ایرانی که معادل با اول آوریل تقویم مسیحی است دروغ گفتن آزاد است. این امکان لذت‌بخش را فرهنگ بشری در اختیار ما قرار داده تا اگر در طول سال هوس دروغ گفتن به سرمان زده بود و خودمان را کنترل کرده بودیم، دست‌کم در این روز به صورت قانونی و بی‌دردسر امکان گفتن‌اش را داشته باشیم. البته هستند کسانی که از این امکان بی‌نظیر سوءاستفاده می‌کنند و در روزهای دیگر سال هم دروغ می‌گویند. اما از آن‌ها که بگذریم بیشتر آدم‌ها فقط در روز سیزدهم فروردین یا اول آوریل دروغ‌های شاخدار می‌گویند.

در ایران موضوع دروغ سیزده به شدت غرب نیست. دست‌کم دروغ‌های شاخدار در سطح رسانه‌ها کمتر توی ایران سابقه دارد. ظاهرا اولین دروغ سیزده در مطبوعات در روزنامه نبرد منتشر شد که خبر درگذشت نماینده محبوب شهر را داد که تعداد زیادی از مردم هم به قصد شرکت در مراسم تشییع به سمت خانه‌اش به خیابان‌ها ریختند! از موارد معاصر هم دروغ چند سال پیش مرحوم روزنامه شرق بود که نوشته بود برج تهران کج شده. یادش به خیر…

به همین مناسبت با هم نگاهی به چند دروغ‌ معروف و تاثیرگذار که در روز اول آوریل گفته شده می‌اندازیم.

درخت ماکارونی:

یکی از مشهورترین دروغ‌های آوریل را بی‌بی‌سی گفته است ‌(چه جمله معنی داری شد!). Spaghetti_harvestدر سال 1957 شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی در برنامه‌ پانورامای خود تصاویر شبه مستندی پخش کرد که مردم سوئیس را در حال برداشت محصول ماکارونی از درخت‌ها نشان می‌داد. بیننده‌گان بی‌شماری با بی‌بی‌سی تماس گرفتند که بدانند چطور می‌توانند خودشان درخت ماکارونی بکارند.

تصویر روبه‌رو نمایی از این برنامه را نشان می‌دهد. زن سوییسی در حال برداشت محصول ماکارونی از درخت سحرآمیزش است و ذره‌ای هم به نظر نمی‌رسد در حال «دروغ گفتن» باشد!

تمدنی به نام سان‌سریف در جنوب اقیانوس:

sserriffeدر سال 1977 روزنامه گاردین در مورد کشوری به نام «سان‌سریف» و دو جزیره به نام‌های «کاس بالا» و «کاس پایین» نوشت که در جنوب اقیانوس هند واقع شده بودند. پایتخت این تمدن شهر «بودونی» بود و رهبرش فردی به نام «ژنرال پیکا». در گزارش مفصلی که هفت صفحه روزنامه را اشغال کرده بود، گاردین از دهمین سالروز استقلال این کشور و تاریخ‌چه آن نوشته بود و همین‌طور توضیح داده بود که چگونه جریان‌های خاص اقیانوس باعث می‌شوند موقعیت دقیق جغرافیایی این جزیره ثابت نباشد. گاردین برای این‌که گزارش با باورکردنی کند، حتی چند آگهی مرتبط با این کشور را نیز از شرکت‌های بزرگ کنار مقاله چاپ کرده بود!

خواننده‌گان هیجان‌زده وقتی متوجه شدند «سان‌سریف» (sans serif) فقط نام یک قلم برای چاپ است و چنین تمدنی وجود خارجی ندارد کلی حالشان گرفته شد!

کشور سان‌سریف و دروغ‌بزرگ گاردین از موفق‌ترین نمونه‌های دروغ آوریل (دروغ سیزده) بوده است و به شکل‌های مختلف در ادبیات «طنز» انگلستان و غرب از آن اقتباس شده است. خود گاردین بارها و بارها در سال‌های بعد از تم این جزیره برای سایر دروغ‌هایش استفاده کرده که آخرین آن در اول آوریل سال 2006 بود که نوشته بود «سان‌سریف هم‌اکنون در حوالی جنوب نیوزلند است». البته این‌جا خطای محاسباتی هم رخ داده چون سرعت حرکت جزیره قبلا معادل 1.4 کیلومتر در سال اعلام شده بود و با این سرعت جزیره‌ها تا چند هزاره‌ دیگر در اقیانوس هند باقی خواهند ماند و به این زودی‌ها سر از اقیانوس آرام و نیوزلند در نخواهند آورد!

دروغ‌های پارسال (آوریل 2007)

نگاه کوتاهی هم داشته باشیم به دروغ‌های سال گذشته. البته فقط یک نگاه کوتاه!

  • BMW اعلام کرد سیستم جدیدی طراحی کرده که راننده‌ها می‌توانند موقع راننده‌گی پیام‌های مورد نظر خود را روی شیشه جلوی ماشین بنویسند و از این طریق با ماشین‌های دیگر چت کنند. {عکس همین پایین آورده شده}

bmwinstantmessaging

برو کنار لطفا: دروغ آوریل 2007 بی‌ام‌و در انگلستان در مورد امکان نوشتن پیام روی شیشه اتوموبیل. به نظر من این ایده دیوانه‌کننده است و باید حتما روزی عملی شود. فکرش را بکنید اگر دیدید کسی بد راننده‌گی می‌کند می‌توانید یک حرف آب‌دار تحویلش دهید بدون این‌که گلویتان پاره شود. امکان مخ‌زنی‌ای که برای نسل جوان (به خصوص پسرها) فراهم می‌کند هم که نیازی به توضیح ندارد!

  • گوگل از راه‌اندازی سرویس جی‌میل کاغذی (Paper Gmail) خبرداد. کابران می‌توانند نسخه کاغذی ای‌میل‌هایشان را با پست به خانه‌ها ارسال کنند. {+}
  • نشریه رجیستر خبر داد گوگل و اپل قرار است با همکاری یکدیگر نلفن همراهی به نام ID تولید کنند که امکان دریافت یا ایجاد ارتباط را ندارد. {+}
  • eBay بخش ویژه‌ای به نام «ٰفروش فوق‌العاده و باورنکردنی» در صفحه اول خود گذاشت که در آن اشیایی مانند «قالی پرنده» برای فروش گذاشته شده بودند! {عکس در فیلکر}

برای دیدن هزاران دروغ که در سال‌های مختلف توسط افراد حقیقی یا حقوقی مختلف گفته شده با «موزه دروغ‌ها» و به خصوص «100 تا خفن‌ترین دروغ آوریل» مراجعه کنید.

توجه: من این مطلب را روز 12 فرودین ماه می‌نویسم و 13 توی وب‌لاگ پست می‌کنم. هنوز نمی‌دانم فردا قرار است چه دروغ‌هایی گفته شود. اگر بعدها توی بالاترین دیدید کسی با استفاده از سوژه المپیک چین دروغ 13 گفته لطفا به ریش من نخندید! من گردنی باریک‌تر ز مو دارم‌ها!

ممنون.

بیشتر سیزده بازی کنید:

دروغ‌هارا گردآوری کنیم

دوست دارم این‌جا کلکسیون دروغ امسال درست کنم. هر جا دروغ ببنیم این‌جا لینک می‌دهم. شما هم اگر دروغ گفتید لطفا خبر دهید. هر چه دروغ شاخ‌دارتر بهتر! اما فراموش نکنید فقط تا پایان امروز فرصت دروغ گفتن دارید. بعد باید دست‌کم تا 364 روز دیگر راست‌گو باشید. پس بهتر است فرصت را برای دروغ‌گویی از دست ندهید!


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

تقویم تاریخ

یکی از روش‌های خوب برای آشنا شدن با وقایع جهان و تاریخ مراجعه روزانه به فهرست اتفاقاتی است که در یک روز خاص تقویمی در تاریخ رخ داده است. متاسفانه تعداد وب‌گاه‌هایی که تاریخچه روز یا به قول رادیو ایران «تقویم تاریخ» ارائه می‌دهند بسیار زیاد است و همه آن‌ها هم مستند و با کیفیت یا جامع نیستند و در کل باعث سردرگمی می‌شود.

images_Logo1یکی از برنامه‌های مورد علاقه من برنامه «تقویم تاریخ رادیو» بود. در واقع قبل از این‌که من آلبوم «زمان» پینک‌فلوید را بشناسم قسمت آغازین آن‌را از طریق برنامه تقویم تاریخ بارها شنیده بودم. متاسفانه تقویم تاریخ (به دلایل واضح) تاریخ را به شیوه بی‌طرفانه نقل نمی‌کند و حتی برخی اتفاقات مهم را نیز یکسره گزارش نمی‌کند.

در این‌جا یک روش خوب و ساده را معرفی می‌کنم که کارتان را راحت می‌کند. با صرف روزانه 10 دقیقه در دانش‌نامه ویکی‌پدیا که یک مرجع بی‌طرف و نسبتا معتبر است می‌توانید دانش خود را از وقایع جهان بالاتر ببرید. برای این‌کار کافی است تاریخ امروز را به صورت میلادی در انتهای نشانی ویکی‌پدیا بنویسید. مثلا:

today

یا این‌که تاریخ مربوطه را در خود ویکی‌پدیا جستجو کنید، یا روی لینک‌های زیر کلیک کنید:

January   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
February   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
March   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
April   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30
May   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
June   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30
July   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
August   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
September   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30  
October   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 29 31
November   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30  
December   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31

مرور اتفاقات تاریخی دانش و بینش جالبی به آدم می‌دهد. از طرف دیگر بعضی وقایع هستند که اگرچه آن‌ها را می‌دانیم ولی تکرار آن‌ها در وب‌خوانی‌های هرروزه اهمیت‌شان را یادآوری می‌کند.

پی‌نوشت: همانطور که بالا هم اشاره کردم و آقای منیری هم تاکید کردند برنامه «تقویم تاریخ» رادیو ایران روزنگار تاریخ فارسی دارد. یک وب‌گاه دیگر را هم آقای منیری معرفی کردند به نام «امروز در تاریخ ایرانیان». اهمیت این دو وب‌گاه از لحاظ فارسی بودنشان است و محوریت تاریخ ایران. از آقای منیری عزیز برای این معرفی ممنونم.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

شهروند اینترنتی کیست؟

netizen-logoاصطلاح «شهروند اینترنتی» یا «نِت‌وَند» (Netizen یا Cybercitizen) برای توصیف کاربری که در گروه‌ها و اجتماعات دنیای آن‌لاین فعالیت دارد به کار برده می‌شود. «شهروند اینترنتی» با استفاده از اینترنت به ایجاد یا گسترش گروه‌های آن‌لاین کمک می‌کند، با دیگر شهروندان اینترنتی تبادل فکر و ایده می‌کند، اطلاعات و دانش موجود را منظم یا تکمیل می‌کند و از اینترنت به عنوان بستری برای رشد و بالنده‌گی فکری و اجتماعی استفاده می‌کند. اگر اینترنت را یک کشور فرض کنیم، شهروند اینترنتی یکی از شهروندان قانونی این کشور محسوب می‌شود.

واژه‌شناسی

اصطلاح «شهروند اینترنتی» را برای اولین بار آقای مایکل هاوبن (Michael Hauben) به‌کار برد و در واقع اختراع کرد. او با زیرکی واژه‌های شهروند (Citizen) و شبکه (Network) یا اینترنت (Intenret) را به هم پیوند زد و واژه معنادار و زیبای Netizen را ساخت. واژه‌ای که در خود مفهوم شهروندیت یعنی دارای حق و حقوق شهروندی بودن و شبکه به معنای ارتباطات نوین را نهفته دارد.

testacb

همه کاربران اینترنت که از امکانات آن در خانه، محل کار یا مدرسه یا جاهای دیگر استفاده می‌‌کنند «شهروندان اینترنتی» هستند.

اما شهروندان اینترنتی که دانش بیشتری درباره اینترنت، شبکه و «شبکه‌ٔ شبکه‌ها» دارند مسئولیت بیشتری در قبال گسترش و رشد کاربرد اینترنت دارند. این مسئولیت از نوع خودانگیخته است، یعنی شخصی که بینش شبکه‌ای بیشتری دارد خود به خود در قبال توسعه و رشد آن احساس مسئولیت بیشتری می‌کند. همچنین مسئولیت این افراد برای تشویق و گسترش آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات طبعا بیشتر است.

شهروندان اینترنتی و کاربران مولف‌

user-authorsمفهوم شهروند اینترنتی بی‌شباهت به مفهوم «کاربران مولف» که پیش از این دو موردش نوشته بودم نیست. هر دو ساکن دنیای آنلاین هستند، هر دو در حرکت‌های شبکه‌ای و گروهی مشارکت می‌کنند، از آن تاثیر می‌گیرند و بر آن تاثیر می‌گذارند و هر دو از حالت مصرف کننده محض اطلاعات خارج شده و «تولید کننده اطلاعات» هستند.

حقوق شهروندان اینترنتی

Cyberrightهمانگونه که «شهروندان» یک کشور دارای مجموعه‌ای از حقوق شهروندی هستند (مثلا حق تحصیل، حق خروج از کشور، حق خرید و فروش ملک، …)، شهروندان اینترنتی نیز دارای حقوقی هستند که باید به رسمیت شناخته شود. مهم‌ترین این حقوق «حق آزادی بیان» در اینترنت و «حق دسترسی آزاد به اطلاعات» است.

مفهوم و اهمیت «شهروند اینترنتی» در جوامعی که با محدودیت آزادی بیان مواجه هستند (مثل ایران یا چین) پررنگ‌تر است. چرا که در این جوامع هنوز حق و حقوق شهروندان در اینترنت به درستی تضمین نمی‌شود. حق دسترسی آزاد به اطلاعات با محدودیت و فی-ل.تر شدن، و حق آزادی بیان با روش‌های سرکوب یا تهدید از شهروندان اینترنتی گرفته می‌شود.

همانند همه حقوق شهروندی که در طول تاریخ توسط پایداری و مبارزه مردم به دست آمده و نهادینه شده است، حقوق شهروندان اینترنتی نیز فقط با همیاری، پشتکار و دانش همه‌گانی به دست خواهد آمد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (29-03-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (28-03-2008)

  • FriendFeed هم API بیرون داد
    یک حرکت مهم که ارزش فرندفید را دوچندان می کند. از این پس شاهد حضور فرندفید خارج از وب‌گاهش خواهیم بود.

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

پیش‌بینی‌های آرتور سی‌کلارک

jashn_small3دوستان گرامی من یک‌فتحی و زنگوله به صورت عام (و خاص) از همه دعوت کرده‌اند که به مناسبت رسیدن بهار و سال نو در «جشنواره نوروزی» شرکت کنند و یک مطلب جالب و سرگرم‌کننده به خواننده‌ها هدیه دهند. من هم بهار را دوست دارم، هم تخیل را و هم آرتور سی‌کلارک را که چند وقت پیش درگذشت.

هدیه نوروزی من ترجمه خلاصه شده‌ای است از نوشته ‌بی‌بی‌سی در مورد پیش‌بینی‌های آرتور سی‌کلارک که به صورت مستقیم در مقاله‌های علمی‌اش یا غیرمستقیم در داستان‌های علمی‌تخیلی‌اش کرده بود.

1. آسانسور فضایی

آسنانسور فضایی در اصل ریسمان-قرقره‌ای بزرگ است که بین سفینه فضایی و نقطه‌ای در زمین نصب شده و برای انتقال اجسام از زمین به فضا استفاده خواهد شد.

_40873654_space_elevator_nasa_203آرتور اولین بار این ایده را در سال 1972 در رمان «چشمه‌های بهشت» خود مطرح کرد که در آن مهندسین بر فراز کوهی که در میان یک جزیره خیالی قرار داشت یک آسانسور فضایی ساختند. کلارک ایده خود را با جزییات بیشتر در یک مقاله فنی به نام «آسانسور فضای تجربه ذهنی یا کلیدی به جهان؟» در سال 1981 مجددا مطرح کرد.

شاید فکر کنید این ایده فقط در حد داستان علمی تخیلی است، اما بسیاری آن‌را جدی می‌دانند. ناسا مدت‌هاست که روی پروژه آسانسور فضایی تحقیق می‌کند و دست‌آوردهای اخیر دانشمندان در زمینه ساخت نانوتیوب‌های کربنی احتمال ساخت ریسمانی که به اندازه مورد نیاز چنین کاربردی مقاوم باشد را بالا برده است.

حتی مسابقه‌ای به نام «آسانسور:2010» وجود دارد که به برنده‌گان جایزه‌های نیم‌میلیون‌دلاری می‌دهد و هدف آن تشویق تحقیق و توسعه در این زمینه است.

2. مشکل کامپیوترها در سال 2000

_40873646_clarke_bbc_203کلارک در یکی از رمان‌های خود پیش‌بینی کرده بود که در آستانه تحویل هزاره برخی از نرم‌افزارهای کامپیوتری در تشخیص سال 2000 به عنوان سالی که بعد از 1999 می‌آید دچار اشتباه خواهند شد. باگ سال 2000 دولت‌ها و شرکت‌ها و حتی مردم را نگران کرده بود تا حدی که برخی به مردم توصیه کرده بودند در آستانه تحویل سال از هواپیما استفاده نکنند.

در نهایت سال 2000 آمد و باگ 2000 مشکل چندانی برای شرکت‌ها یا دولت‌ها به وجود نیاورد.

3. فرود روی سیارک‌ها و نگاهبانی از زمین

_41051510_aster_jaxa_203این پیش‌بینی کلارک نه تنها به حقیقت پیوست بلکه به نام همان رمانی که در آن پیش‌بینی کرده بود یعنی «ملاقات با راما» شهرت دارد.

کلارک پیش‌بینی کرده بود یک شیء متعلق به تمدنی بیگانه به سمت منظومه می‌آید. اگر چه تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است اما آستروئید‌ها (سیارک‌های کوچک، بیشتر بین مریخ و مشتری) و شهاب‌سنگ‌های زیادی به زمین نزدیک شده‌اند.

در سال 2005 یک کاوش‌گر ژاپنی روی یکی از این اجسام که به اشیاء نزدیک زمین (Near Earth Objects) مشهور هستند فرود آمد.

4. ماهواره‌های مخابراتی

_44503661_geostation_sat_203inدر سال 1945 کلارک اولین فردی بود که به فکرش رسید با قرار دادن تعداد معینی ماهواره در مدارهای زمین‌ایستا (Geostatoinary orbit) می‌توان شبکه جهانی مخابراتی ایجاد کرد. ماهواره‌ای که در فاصله 35786 کیلومتر و بالای خط استوای زمین قرار بگیرد سرعتی مساوی حرکت وضعی زمین خواهد داشت بنابراین موقعیت خود را نسبت به زمین همواره حفظ می‌کند.

19 سال پس از انتشار مقاله کلارک یعنی در سال 1964 اولین ماهواره زمین‌ایستا به فضا پرتاب شد: سینکوم 3 (Syncom 3).

امروز تقریبا همه نقاط زمین تحت پوشش مخابراتی-ارتباطی ماهواره‌ها زمین‌ایستا قرار دارد.

5. مسافرت فضایی با سوخت هسته‌ای

_39150824_prom203cr«پیش‌درآمدی بر فضا» (Prelude to Space) نه تنها اولین رمان علمی‌تخیلی کلارک بود، بلکه مقدمه‌ای شد برای مجموعه ایده‌هایی که او برای مسافرت‌های فضایی انسان پیشنهاد کرد. سفینه فضایی تخیلی کلارک «پرومته» نام داشت و با سوخت هسته‌ای کار می‌کرد.

بعد‌ها شوروی چند ماهواره به فضا ارسال کرد که با راکتور هسته‌ای کار می‌کردند. یکی از آن‌ها کازموس 954 در سال 1978 در کانادا سقوط کرد و آلوده‌گی زیست‌محیطی به بار آورد.

چند سال پیش دانشمدان ناسا مجددا به ایده استفاده از سوخت هسته‌ای در کاوش‌گراها توجه نشان دادند: پروژه تحقیقاتی به نام «پرومته» که قرار بود کاوش‌گرهایی که با استفاه از سوخت هسته‌آی بتوانند مسیرهای بسیار طولانی را طی کنند طراحی کند. اما این پروژه ناموفق بود و به فراموشی سپرده شد.

به نظر نمی‌رسد در آینده قابل پیش‌بینی استفاده از فن‌آوری هسته‌ای در کاوش‌گرها در دستور کار هیچ موسسه تحقیقات فضایی قرار بگیرد.

6. جلوگیری از بروز زلزله

_44503311_quake203کلارک در داستانی علمی‌تخیلی به نام «ریشتر 10» روشی برای پیش‌بینی و جلوگیری از زلزله ارائه داد: جوش‌نقطه‌ای گسل‌های بزرگ در چندین نقطه مختلف که مانع از حرکت ناگهانی آنها و زمین‌لرزه بشود. جوش‌نقطه‌ای هم به کمک انفجار بمب‌های هسته‌ای قدرتمند در اعماق زمین انجام می‌شود.

با دانش امروز این پیش‌بینی کلارک در حد تخیل ‌علمی است. پیش‌بینی زمین‌لرزه دانشی غیرقطعی است که هیچ روش قابل تکرار و استانداردی برای آن وجود ندارد. علاوه بر این نیروهای تکتونیک لایه‌های زیرین زمین بسیار عظیم‌اند و کوه‌ها و بستر عمیق اقیانوس‌ها را پدید می‌آورند و تغییر می‌دهند. جوش‌دادن گسل‌های عظیم حتی اگر عملی شود، فقط می‌تواند اثر کوتاه مدتی در مهار این جنبش‌های عظیم داشته باشد.

7. پشتیبان‌گیری از مغز

کلارک به ایده پشتیبان‌گیری یا انتقال اطلاعات مغز انسان به کامپیوتر علاقه داشت. در کتاب «3001: ادیسه پایانی» او در مورد موجودات آینده می‌نویسد:

به محض این‌که ماشین‌ها بهتر از بدن‌هایشان شدند، زمان عظیمت فرا رسید. اول مغزها و بعد فقط افکارشان را به خانه‌های پر زرق‌ و برق جدید از جنس فلز و سنگ‌های بلورین منتقل کردند. در این کالبدهای جدید آن‌ها کهکشان‌ها را درنوردیدند. دیگر سفینه فضایی نساختند، آن‌ها خود سفینه فضایی بودند.

به نظر کلارک در صورت امکان‌پذیر شدن چنین ایده‌ای افراد می‌توانند حافظه و شخصیت‌ خود را در پایان زندگی‌شان به کامپیوتر منتقل کنند. او در یک گفتگوی تلویزیونی در سال 2005 به بی‌بی‌سی گفت:_44502012_clarke_ap203b

وقتی بدن‌ افراد شروع به تحلیل رفتن می‌کند افکارشان را منتقل می‌کنید، بنابراین آن‌ها جاودانه خواهند بود. فقط کافی‌است روی یک سی‌دی ذخیره‌اش کنید و بعد سی‌دی را توی دستگاه بگذارید – به همین ساده‌گی!!

اگر چه علم هنوز به چنین مرحله‌ای نرسیده است اما پروژه‌های مقدماتی در این زمینه در حال انجام است. مثلا مایکروسافت پروژه‌ای به نام «بیت‌های زندگی من» (MyLifeBits) شروع کرده است که هدف آن ذخیره دیجیتال «یک عمر مقاله، کتاب، کارت پستال، سی‌دی، نامه، یادداشت‌، کاغذ، عکس‌، نقاشی، پریزنتیشن‌، فیلم‌ خانه‌گی و سخنرانی‌ یا صدای ضبط شده» است… نوع ابتدایی ضبط و نگاهداری خاطره زنده‌گی.

8. منجمد کردن افراد

یکی از دغدغه‌های فکری کلارک مسافرت‌های بین‌سیاره‌ای بود. مسافرت‌هایی که ممکن است سال‌ها طول بکشد. کلارک از خود می‌پرسید چگونه انسان خواهد توانست در این‌گونه سفرها بر عامل زمان غلبه کند؟_44503394_alcorap203

یک راه حل که در داستان «ترانه‌های زمین دور» مطرح کرد «تعلیق در دمای پایین» (cryogenic suspension) بود. در این داستان خورشید در حال انفجار است و بشر مجبور است زمین را ترک کند.

در حال حاضر نگاه‌داری افراد زنده در دمای پایین ممکن نیست و در بسیاری از کشورها هرگونه تلاش برای چنین اقدامی ممنوع است. تاکنون بیش از 150 نفر پس از مرگ در نیتروژن مایع به صورت یخ‌ زده نگاه‌داشته شده‌اند. اگر چه شواهد نشان می‌دهد مغز ساختار خود را در این شرایط حفظ می‌کند هیچ تضمینی وجود ندارد که این یک فرایند بازگشت پذیر باشد و حتی در صورت بازگشت‌پذیر بودن،‌ معلوم نیست هویت یا شخصیت فرد محفوظ مانده باشد.

در پزشکی اعضای بدن را قبل از پیوند در محیط خیلی سرد نگاه‌داری می‌کنند.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

فیس‌بوک دوستان شما را پیدا می‌کند

در مورد «سیستم‌های پیشنهاددهنده» (Recommendation Systems) قبلا نوشته بودم. این سیستم‌ها بر اساس اطلاعات مفصلی که از نحوه فعالیت کاربران (سلیقه آن‌ها) گردآوری می‌کنند به کاربر پیشنهادهایی می‌دهند که به احتمال زیاد مورد توجه او قرار خواهد گرفت.

برای اطلاعات بیشتر نوشته‌های قبلی‌ام با عنوان «آشنایی با سیستم‌ها پیشنهاددهنده و جای‌گاه آن‌ها در وب‌ آینده» یا «فیلم بعدی که می‌بینید چیست؟»  را بخوانید.

facebooklogofresh این‌جا خواندم که «شبکه اجتماعی فیس‌بوک» (FaceBook) در یک حرکت انقلابی ولی بی‌سر و صدا چنین امکانی را فراهم آورده است. در واقع فیس‌بوک «سیستم پیشنهاد دهنده دوست» را راه‌اندازی کرده است و بر اساس تحلیل شبکه دوستان شما افرادی را که احتمال می‌دهد شما هم بشناسید به شما معرفی می‌کند.

 people-you-may-knowاگرچه فیس‌بوک اولین شبکه اجتماعی‌ای نیست که «سیستم پیشنهاد دهنده دوست»‌ ارائه می‌دهد (LinkedIn قبلا این‌کار را می‌کرد) اما چنین حرکتی از سوی روبه‌رشدترین شبکه اجتماعی موجود قابل توجه است و می‌تواند زمینه را برای انواع پیچیده‌تر «سیستم‌های پیشنهاد دهنده افراد» فراهم کند.

پتاسیل بزرگ

فکرش را بکنید «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» در «شبکه‌های اجتماعی» چه پتانسیلی عظیمی دارند. ساده‌ترین‌اش همین است که الان می‌بینید، معرفی دوستان احتمالی شما. اما می‌تواند متنوع یا پیچیده‌تر هم باشد.

مثال ساده: فرض کنید قصد سفر به کشوری خاص را دارید و دوست دارید در کشور مقصد کسی را بیابید که شما را راهنمایی کند و در صورت امکان با شما همسفر باشد. یک «سیستم‌ پیشنهاد دهنده مناسب+شبکه‌ اجتماعی» می‌تواند بهترین همسفر یا راهنما را در کشور مقصد برای شما انتخاب کند. هر چه باشد خلق و خو و نوع دوستان شما توسط سیستم شناخته شده است و کافی است نمونه نزدیک آن را در کشور مقصد بیابد. احتمالا کسی که خودش علاقه‌مند به همسفر شدن با کسی مثل شما باشد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (25-03-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

اپل ناجوانمردانه قلب فایرفاکس را نشانه می‌گیرد

حتما خبر دارید که شرکت اپل هفته پیش برای اولین‌بار نسخه نهایی مرورگر سافاری را برای کابران ویندوز ارائه داد. ارائه این مرورگر حق انتخاب کاربران را افزایش می‌دهد و بازار رقابت را نیز داغ‌تر می‌کند و به خودی‌خودی خبر خوبی است. اما مشکل این‌جاست که اپل برای بازاریابی و گسترش محبوبیت محصول جدید خود از قدرت و نفوذ خود در بازار به شیوه‌ای بحث‌برانگیز استفاده می‌کند.

توجه: این نوشته در پی مقایسه فنی امکانات مرورگر سافاری با سایر مرورگرها نیست.

روش بحث‌برانگیز ارائه سافاری

اپل دارای بزرگترین فروشگاه‌‌ فروش موسیقی آن‌لاین در جهان است (70 درصد فروش جهانی موسیقی از طریق اینترنت ، 6 میلیون آهنگ، 4 میلیارد فروش). همین‌طور دستگاه‌های پخش موسیقی آی‌پاد اپل محبوبیت‌ترین در بازار هستند (110 میلیون آی‌پاد تاکنون فروخته شده). فروشگاه‌ موسیقی اپل و دستگاه‌های آی‌پاد این شرکت هر دو از طریق نرم‌افزاری به نام iTunes مدیریت می‌شوند. پس می‌توان گفت دست کم کابرانی که از آی‌پاد استفاده می‌کنند روی کامپیوتر شخصی خود نرم‌افزار iTunes را هم دارند.

همه کاربرانی که iTunes دارند به صورت خودکار سافاری (Safari) را نیز دریافت می‌کنند: به عنوان «هدیه‌ای از طرف اپل». توجه کنید این نرم‌افزار مخصوص به روزرسانی نرم‌افزارهای نصب شده کاربر (Apple Software Update) است و استفاده از آن برای نصب نرم‌افزار جدید، نوعی سو‌ءاستفاده و فرصت‌طلبی به نظر می‌رسد. کاری که متاسفانه اپل انجام می‌دهد.

Safari-iTunes-update

عکس از CNet

سافاری بر ضد فایرفاکس و اپرا

safari-logoابا توجه به تعداد قابل توجه کاربرانی که از iTunes استفاده می‌کنند این خطر وجود دارد که اقدام شرکت اپل به ضرر مرورگرهای فایرفاکس یا اپرا (و حتی اینترنت اکسپلورر) تمام شود. این اقدام اپل بی‌شباهت به اقدام مایکروسافت نیست که اینترنت‌اکسپلورر خود را به صورت نرم‌افزار همراه با سیستم‌عامل ویندوز ارائه داد (می‌دهد)، اقدامی که در نهایت منجر به تضعیف و نابودی عملی مرورگر نت‌اسکیپ شد.

آقای جان لیلی مدیر عامل شرکت موزیلا (تولید کننده فایرفاکس) نسبت به نادرست بودن روش نصب سافاری چنین هشدار می‌دهد و چنین عملی را مشابه توزیع نرم‌افزارهای هرز می‌داند:

کاری که اپل انجام می‌دهد درست نیست. این کار اعتمادی را که معمولا مشتریان به شرکت‌های بزرگ دارند زیر سوال می‌برد، و این خوب نیست. نه فقط برای اپل، بلکه برای امنیت کل وب.

اپل نصب نرم‌افزاری که کاربران درخواست نکرده‌اند (یا شاید اصلا نخواسته باشند) را به صورت «پیش‌فرض» قرار می‌دهد. این کار نادرست است و روی لبه مرز نرم‌افزارهای هرز (MalWare) راه رفتن است.

حرکتی هوشمندانه یا یک اشتباه بزرگ؟

از نظرگاه محدود و کوتاه مدت که نگاه کنیم حرکت اپل اقدامی هوشمندانه به نظر می‌رسد. چرا که حتی اگر موزیلا یا اپرا نسبت به این اقدام اپل رسما اعتراض کنند و کار به دادگاه بکشد و بر فرض دادگاه بر ضد اپل رای دهد، باز هم اپل برنده است. چون در طول چند ماه آینده،‌ تعداد زیادی از کاربران از طریق iTunes‌ سافاری را دریافت خواهند کرد. به این ترتیب دست‌کم در کوتاه مدت اپل برنده به نظر می‌رسد: میلیون‌ها کاربر از طریق iTunes‌ دارای Safari خواهند شد و حضور مقتدرانه سافاری را تضمین خواهند کرد.

Usage_WebBrowsers_Chart

سهم مرورگرهای مختلف در وب زمستان 2008 (منبع ویکی‌پدیا با تغییرات)

اما مواردی چون

  • خرج کردن از اعتمادی که شرکت طی سال‌ها به دست آورده است و به خطر انداختن اعتبار شرکت نزد مشتریان
  • به خطر انداختن بازار رقابت وب و نرم‌افزار و تشویق شرکت‌های رقیب به ارائه روش‌های مشابه
  • خطر اقدامات تنبیهی سنگین از سوی سیستم قضایی و رقبا را به جان خریدن

شاید در دراز مدت اقدام شرکت اپل را تصمیمی نادرست و اشتباه نشان دهد.

آینده نشان خواهد داد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

درخواست استراتژیک ایران از چین و روسیه

در خبرها آمده است:

در نشست دوره‌ای «سازمان همکاری‌ شانگهای» یا «پیمان شانگهای» که در تاجیکستان برگزار می‌شود، ایران رسما درخواست عضویت در این سازمان را کرد. تاجیکستان در سال جاری میلادی ریاست سازمان را برعهده دارد و نشست سران نیز در شهر دوشنبه برگزار می شود.

سازمان همکاری‌ شانگهای چیست؟

«سازمان همکاری‌ شانگهای» یا (Shanghai Cooperation Organisation) در سال 2001 توسط کشورهای چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان تاسیس شد و هدف آن گسترش همکاری‌های امنیتی-اقتصادی-فرهنگی میان اعضا است (با تاکید روی همکاری‌های امنیتی).

کشورهای ایران، پاکستان، هندوستان، مغولستان نیز اعضای ناظر این سازمان هستند.

غول خفته‌ای به نام «سازمان همکاری‌ شانگهای»

اگر چه به صورت مستقیم در اساس‌نامه این سازمان ذکر نشده ولی اهمیت استراتژیک 250px-SCO_Taiwan_Mapاین سازمان را از لحاظ رقابت با نیروی نظامی ناتو و ایالات متحده را نمی‌توان نادیده گرفت. ناظران غربی اعتقاد دارند این سازمان در واقع نوعی «پیمان ورشوی مدرن» است. کشورهای عضو و ناظران این سازمان روی هم رفته بزرگترین قدرت اقتصادی-نظامی و بزرگ‌ترین تولید کننده و مصرف‌کننده انرژی در جهان هستند. همچنین این کشورها دارای 25٪ خاک کره زمین هستند.

اهمیت استراتژیک بالقوه این سازمان وقتی بالفعل می‌شود که اعضای ناظری مانند هندوستان (قطب عظیم اقتصادی-صنعتی) و ایران (دارای دومین ذخایر نفت و گاز در جهان و دارای نقش کلیدی در خاورمیانه به صورت عضو دائمی این سازمان درآیند.

سازمان همکاری‌ شانگهای و مسابقه تسلیحاتی

جاه‌طلبی‌های روزافزون آمریکا در راستای حفظ هژمونی و سلطه خود به عنوان ابرقدرت جهانی را باید از مهمترین انگیزه‌های تشکیل «سازمان همکاری‌ شانگهای» دانست. به عنوان مثال گسترش فعالیت‌های نظامی آمریکا به فضا، گسترش ناتو و طرح نصب سپر دفاعی موشکی در اروپای شرقی، اشغال نظامی افغانستان و به دنبالش عراق و تهدیدهای روزافزون علیه ایران.

قابل توجه است که اولین مانور نظامی مشترک اعضای «سازمان همکاری‌ شانگهای» در اگوست 2003 انجام شد. یعنی درست چند ماه پس از حمله نظامی آمریکا به عراق.

سازمان همکاری‌ شانگهای: ابرقدرت پنهان

با توجه به نزدیکی روزافزون روسیه و چین، سازمان همکاری‌ شانگهای برای تبدیل شدن به مهمترین وزنه سیاسی-اقتصادی-نظامی در معادلات جهانی یا به عبارت دیگر «ابرقدرت جهانی» دست‌کم به سه عامل زیر نیازمند است:shanghaico_logo

1. عضویت هند: حضور هند و اتحاد استراتژیک آن با کشورهای روسیه و چین «مثلث خطری» را تشکیل خواهد داد که قادر است موازنه قدرت را در سطح جهان عوض کند (دست‌کم از لحاظ تئوری). آمریکا در سال‌های اخیر پیوسته از نزدیک شدن هند به کشورهایی مانند چین و روسیه واهمه داشته است و برای بازنگاه داشتن هند، امتیازهای فراوانی به این کشور داده است. (نمونه همکاری‌های هسته‌ای آمریکا و هند)

2. عضویت ایران: در صورت نزدیکی و اتحاد با ایران، پشتوانه «نفت و گاز ایران» استقلال سیاسی و قابلیت مانور قدرت‌هایی مانند «چین» یا «هندوستان» را به مراتب در سطح جهانی افزایش می‌دهد و در واقع آسیب‌پذیری این کشورها را کم می‌کند. به اعتقاد من یکی از مهمترین دلایل فشارهای وارد شده به «ایران» از سوی غرب را باید در همین موضوع ریشه‌یابی کرد. حاکمیت «ساز مخالف‌زن» ایران که به دلایل مختلف قادر به اتحاد استراتژیک با غرب نیست، مستعد گرایش و پیمان با شرق است. آمریکا به شدت با هرگونه نزدیکی «ایران» با «چین» یا «هند» مخالف است. نمونه‌ مخالفت آمریکا را در موضوع خط لوله ایران-پاکستان-هند دیده‌ایم. آمریکا پاکستان را به تحریم تهدید کرد و باج‌دهی‌های هسته‌ای‌اش به هند  هنوز هم ادامه دارد.

3. عضویت پاکستان: پیوستن بزرگ‌ترین متحد آمریکا (غرب) در آسیای جنوبی (مرکزی) که پیوند کلیدی میان «ایران و چین» را نیز تقویت خواهد کرد می‌تواند رویای ابرقدرت درحال ظهور باشد.

اهمیت روزافزون سازمان همکاری شانگهای

نوام چامسکی درباره هند و اهمیت روزافزون «سازمان همکاری‌های شانگهای» می‌گوید:

هند هر دو مسیر را پیش می‌رود. بخشی از انگیزه آمریکا برای دادن امتیازهای هسته‌ای به هند تشویق این کشور به عضویت در «حلقه آمریکا» (US Orbit) بود. اما هندی‌ها بازی دوگانه‌ می‌کنند.‌ آن‌ها روابط خود با چین را بهبود داده‌اند. از لحاظ تجاری، سرمایه‌گذاری‌های مشترک یا روابط دیگر. هندی‌ها اگر چه هنوز به عضویت سازمان همکاری‌ شانگهای در نیامده‌اند، اما به عنوان ناظر در این سازمان که به طور غالب «چینی» است ولی به سرعت در حال رشد است و می‌تواند دربرابر ناتو مطرح شود،حضور دارند. این سازمان متشکل از کشورهای آسیای مرکزی و روسیه با منابع عظیمش است و همین‌طور چین که یک اقتصاد بزرگ در حال رشد است. این سازمان آمریکا را شامل نمی‌شود و درخواست آمریکا برای حضور به عنوان ناظر را تا‌کنون رد کرده است.

به تدریج ممکن است کشورهای دیگر منطقه نیز به آن ملحق شوند. کره جنوبی که تا کنون عضو نبوده ولی ممکن است به عنوان یک کشور صنعتی به عضویت این سازمان درآید. ژاپن نیز اگرچه تاکنون نقش خود را به عنوان وابسته (Client) آمریکا پذیرفته، اما این موضوع لزوما دائمی نخواهد بود.

چرا عضویت ایران در این سازمان مهم است؟

با توجه به مواردی که بر شمردم، عضویت ایران در «سازمان همکاری‌ شانگهای» (در صورت عملی شدن) می‌تواند «نقطه عطفی» در حیات این سازمان تلقی شود. چرا که حضور ایران در این سازمان ممکن است در درازمدت هند را نیز تشویق به پیوستن کند. از دیدگاه ایران نیز حضور در این سازمان می‌تواند راه خروجی از سیاست‌های فشار غرب از طریق تحریم و تهدید تلقی شود.

ایران بارها تمایل خود را برای عضویت در این سازمان اعلام کرده است. ولی «شرایط جهانی» تا این لحظه اجازه نزدیکی بیشتر ایران را به هند و چین نداده است. به خصوص آمریکا شدیدا با این موضوع مخالف است. درخواست رئیس‌جمهور ایران آقای احمدی‌نژاد برای نزدیکی بیشتر به این سازمان با برخورد منفی آمریکا روبه‌رو شد. دونالد رامسفلد وزیر دفاع وقت آمریکا دراین‌باره گفت:

به نظر من خیلی عجیب است که کسی بخواهد کشوری مانند ایران که بزرگترین ملت تروریستی در جهان است را به عضویت سازمانی در آورد که مدعی مقابله با تروریسم است.

طبیعی است که رامسفلد واقعا منظورش «تروریست بودن» ایران نیست. «سازمان همکاری‌ شانگهای» هم البته برای برخورد با تروریسم طراحی نشده است. ترجمه روان و ساده این جملات صادفانه ولی پنهان پشت واژه‌های سیاسی این است:

من به نماینده‌گی از اقلیت حاکم بر آمریکا از عضویت ایران در سازمانی که هدفش (ماهیتش) ‌رقابت اقتصادی-نظامی با ناتو و آمریکاست مخالف هستم.

طبیعتا نفوذ اقتصادی-نظامی آمریکا در جهان امروز به حدی است که می‌تواند عامل تعیین کننده‌ مهمی در تصمیم‌گیری دولت‌ها، حتی دولت‌های قدرتمندی مانند چین یا هند باشد. ولی به نظر می‌رسد امپراطوری آمریکا دوران اوج خود را پشت سرگذاشته است و روزهای افول در راه است. شاید همین نکته است که آمریکا را از هر لحظه‌ دیگری در صد سال اخیر برای امنیت ایران و جهان «خظرناک‌تر» می‌کند.

و این خود حکایت دیگری است…


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (24-03-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (23-03-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

خشونت‌ورزی تقریبا مانند خودکشی است

مذهب من خیلی ساده است. مذهب من مهربان بودن است.  — دالای لاما

آدم‌ها را باید از نوع رفتارشان در روزهای سخت شناخت. ببینید رفتار سیاسی دالای‌لاما به عنوان رهبر محبوب مردم تبت چگونه است. رفتار سیاسی رهبرانی چون او باید الگوی سیاست‌مداران جهان قرار بگیرد.

دالای لاما در پاسخ درخواست‌های برخی «گروه‌های مستقل تبتی» مبنی بر تحریم بازی‌های المپیک و همین‌طور دولت چین که وی را متهم به «گروگان گرفتن بازی‌های المپیک» کرده است گفت:

المپیک باید در چین برگزار شود و مردم چین باید از آن احساس غرور کنند. این حق چین است که میزبان بازی‌های المپیک باشد. تحریم بازی‌ها حرکتی رایکال و افراطی است و این اتهام دولت چین نیز بسیار تحریک‌آمیز است.

صرف‌نظر از نگرش صلح‌طلبانه‌اش، او می‌داند که نباید پل‌های مذاکره را خراب کند و باید راه را برای راه‌حل صلح‌آمیز و توافق با دولت چین باز بگذارد. واقعا باید به منش سیاسی او آفرین گفت. وی در جای دیگر می‌گوید:

این یک جنبش مردمی است. من خودم را خدمت‌گذار مردم می‌دانم و نمی‌توانم به آن‌ها بگویم چکار بکنند یا نکنند، من چنین قدرتی ندارم. همه اصول اعتقادی من را می‌شناسند که کاملا مخالف خشونت است. خشونت‌ورزی تقریبا مانند خودکشی است.

با توجه به این‌که دولت چین مانع ورود خبرنگاران و جهان‌گردان به تبت می‌شود اولین و مهم‌ترین کاری که جامعه بین‌المللی باید انجام دهد تلاش برای به دست آوردن اطلاعات از وضعیت تبت است. چه عمدی و چه غیر عمدی «نسل‌کشی فرهنگی» در تبت در جریان است. نوعی تبعیض: با تبتی‌ها در سرزمین خودشان مانند «شهروندان درجه دوم» رفتار می‌شود.

دالایی لاما بارها تاکید کرده که خواستار استقلال تبت نیست و خواستار «خودمختاری فرهنگی» (Culural Autonomy) تبت است که از سوی دولت چین پذیرفته نمی‌شود.

dalai-lama

در مورد تبت و وقایع اخیر اینجا بیشتر نوشته‌ام.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

در تبت چه خبر است؟

به بهانه سرکوب و کشتار مردم در تبت کنجکاو شدم کمی در این‌باره بیشتر بدانم چون اطلاعات خودم در مورد تبت و چین محدود است و مایل بودم تصویر روشن‌تری از آن‌چه امروز در تبت می‌گذرد داشته باشم. ادعا نمی‌کنم با خواندن این چند خط خواننده با تبت آشنا می‌شود اما اگر «ایده‌ محدودی» از تاریخ پر فراز و نشیب این منطقه «با اهمیت» و وضعیت معاصرش بگیرد باز از نوشتن این مطالب راضی خواهم بود. مطالبی که این‌جا آورده‌ام مجموعه جستجو در منابع مختلف آنلاین و نتیجه‌گیری‌های شخصی خودم از اطلاعات به دست آمده است. اگر موردی به نظرتان اشتباه آمد لطفا خبر دهید.

تبت کجاست؟China-Tibet

ناحیه تبت از نظر جغرافیایی یک فلات بزرگ در آسیای مرکزی است که میانگین ارتفاع آن از سطح دریا 4900 متر است. این ناحیه بلندترین منطقه جهان است و به «بام دنیا» شهرت دارد.

از لحاظ جغرافیای سیاسی «منطقه خودمختار تبت» بخشی از خاک جمهوری خلق چین است (صرف‌نظر از اختلافات موجود) واز لحاظ وسعت دومین استان بزرگ چین محسوب می‌شود ولی جمعیت نسبتا اندکی دارد (حدود 2.7 میلیون نفر). پایتخت تبت شهر «لهاسا» است.

ساکنین فلات تبت شامل ناحیه خودمختار تبت، بوتان، نپال، شمال هند به «زبان‌ تبتی» سخن می‌گویند که از دسته زبان‌های تبتی-برمه‌ای است که خود از خانواده بزرگ زبان‌های چینی-تبتی محسوب می‌شود. پراکنده‌گی خانواده‌ زبانی تبتی-چینی و سایر خانواده‌های زبانی جهان را ببینید.

تبت در تاریخ

روزگاری تبت از قدرت‌های بزرگ آسیا محسوب می‌شده است. در قرن نهم میلادی تبت امپراطوری بزرگی در کنار چین و اسلام بوده است.

World_820_tibet

نقشه جهان در سال 820 میلادی (تصویر از ویکی‌پدیا)

اما در قرن‌های اخیر تقریبا همیشه تبت تحت سلطه چین (و مغول‌ها) بوده است. با این وجود هنوز بر سر مرزها و مالکیت آن بین چین و هندوستان اختلافاتی وجود دارد. وضعیت ادعاها به این صورت است:

Tibet-claims

نقشه از ویکی‌پدیا، زیرنویس از بامدادی

دالای لاما کیست؟

«دالای لاما» به معنی لغوی «پیشوای روحانی» بر خلاف تصور عمومی یک «نام خاص» نیست و در واقع «عنوانی» است که تبتی‌ها به رهبر و پیشوای روحانی (بودایی) خود می‌دهند. در حال حاضر آقای «تنزین گیاتسو» دالای لامای چهاردهم و رهبر مردم تبت است.

دالای لامای، مخالفت با خشونت و آپارتاید در تبتDalai_Lama

«دالای لاما» مخالف اعمال خشونت است. در سال 1989 رهبر روحانی و سیاسی تبت یا «دالای لاما» به خاطر «مخالفت دائمی با اعمال خشونت در جریان مبارزاتش برای دست‌یابی مردم تبت به خودمختاری» جایزه صلح نوبل دریافت کرد. وی در سال 1991 خبر از تبعیض نژادی یا جدایی‌خواهی نژادی (آپارتاید) که توسط چینی‌های مهاجر در تبت ایجاد شده است داد:

چینی‌های مهاجری که در تبت سکنی گزیده‌اند جامعه جداگانه‌ای برای خود تشکیل داده‌اند. آپارتاید چینی که حقوق اجتماعی و اقتصادی تبتی‌ها را در سرزمین مادری‌شان نادیده می‌گیرد و این خطر وجود دارد که با زیاد شدن جمعیت آن‌ها جامعه تبتی کاملا جذب و حل شود.

نژادپرستی‌ای که «دالای لاما» هشدارش را می‌دهد، البته در میان برخی از چینی‌ها دیده می‌شود. به عنوان نمونه یک وب‌لاگ نویس چینی‌ (هان) خطاب به تبتی‌ها می‌نویسد:

اگر رفتار خوبی داشته باشید ما از فرهنگ و منافع شما محافظت خواهیم کرد. اگر رفتار خوبی نداشته باشید، ما باز هم از فرهنگ شما محافظت خواهیم کرد البته با قرار دادن آن در موزه‌ها.

«دالای لاما» مخالف کاربرد روش‌های خشونت‌آمیز است و همواره معتقد بوده است راه حل «میانه‌‌ای» برای دست‌یابی تبت به خودمختاری حقیقی وجود دارد. وی بارها تاکید کرده خواستار جدا شدن تبت از چین نیست، بلکه خودمختاری تبت و جلوگیری از مهاجرت گسترده چینی‌ها به تبت را طالب است. با توجه به جمعیت اندک تبت و نگاه اقتدارگرایانه و تمامیت‌خواه حاکمیت مرکزی چین به ناحیه تبت، دغدغه‌های «دالای لاما» غیرمنطقی به نظر نمی‌رسد.

تاریخ‌چه مشکلات تبت:

مشکلات تاریخی اصلی تبت به قرن 19 هم و رقابت شدید امپراطوری روسیه تزاری و امپراطوری بریتانیا بر سر کنترل آسیای مرکزی باز می‌گردد که در نهایت به حمله نظامی واشغال تبت توسط نیروهای انگلیسی انجامید. بعدها قرارداد صلحی میان سران تبت و انگلستان امضا شد که بسیاری از تاریخ‌دانان تبتی آن‌را نشانه هویت مستقل کشور تبت می‌دانند‌. امپراطوری چین از حضور انگلستان در تبت ناخرسند بود ولی به علت ضعف تاریخی وادار شد به روش‌های دیپلماتیک اکتفا کند و از آن پس نیز همواره از لحاظ سیاسی بر مالیکت تبت تاکید کرده است.

  • قرن 7 تا 11 میلادی: امپراطوری تبت
  • قرن 13: اشغال توسط مغول‌ها
  • قرن‌ 16 و 17: مغول‌های حاکم بر تبت به آیین بودا روی می‌آورند و عنوان «دالای لاما» به رهبران مذهبی مغول-تبت اطلاق ‌می‌شود.
  • قرن 19: گسترش قلمرو امپراطوری‌های انگلستان (شبه قاره هند و افغاستان) و روسیه تزاری ‌در آسیای مرکزی.
  • 1904: ارتش انگستان تبت و لهاسا را اشغال می‌کند.
  • 1906: در توافقی انگلستان به چین تعهد می‌دهد که در امور تبت دخالت نکند و در مقابل چین مانع دخالت و نفوذ دولت‌های دیگر (به خصوص روسیه) در تبت شود. در این معاهده انگلستان تبت را تحت‌الحمایه‌ چین می‌شناسد.
  • 1950: به فرمان مائو ارتش آزادی‌بخش خلق چین، تبت را آزاد می‌کند (یا اشغال می‌کند بسته به این‌که از چه زاویه‌ای نگاه کنید). در این دوران نخبگان و رهبران تبت از دخالت چین حمایت می‌کنند.
  • 1959: تبتی‌ها قیام می‌کنند (به علت اختلافاتی که برسر اصلاحات ارضی و مخالف با آیین بوداییت دولت خلق چین پیش آمده بود) که سرکوب می‌شود. هزاران نفر کشته می‌شوند و رهبر تبتی‌ها یا «دالای لاما» با هشتاد هزار نفر از طرفدارانش به هندوستان می‌گریزد و تشکیلات مرکزی تبت (CTA) یا دولت درتبعید تبت را تشکیل می‌دهد)
  • 1965: منطقه خودمختار تبت تشکیل می‌شود [به عنوان بخشی از خاک چین]
  • 1966: آغاز انقلاب فرهنگی در چین. «گارد سرخ تبت» مجسمه بودا را خراب و معابد را تعطیل می‌کند.
  • 1972: ریچارد نیکسون از چین بازدید می‌کند و برنامه آموزش مبارزه چریکی تبتی‌ها علیه دولت چین را (که توسط سازمان سیا انجام می‌شد) متوقف می‌کند.
  • 1989: حکومت نظامی در لهاسا برقرار می‌شود. دانشجویان به شدت در میدان تیانانمن سرکوب می‌شوند.
  • 1990: پایان حکومت نظامی. دالای لاما دولت در تبعید را منحل می‌کند.
  • 1994: دالای لاما مذاکرات با دولت چین را به حال تعلیق در می‌آورد (به دلیل عدم پیشرفت مذاکرات)
  • مارس 1999: چین اعلام می‌کند دالای لاما در صورتی که بپذیرد تبت بخشی از خاک چین است، می‌تواند باز گردد.
  • دسامبر 1999: دالای لاما ضمن اعلام راضی بودن تبت به داشتن حاکمیت خودگردان، چین را به «نسل کشی» و «قتل عام نژادی» متهم می‌کند.
  • جولای 2006: گروه‌های تبتی، چین را متهم به شتاب بخشیدن به ورود چین‌های «هان» (Han) به منطقه تبت می‌کنند.
  • مارس 2008: شورش ضد چین در لهاسا در سال‌روز گرامی‌داشت سرکوب سال 1959

ناآرامی‌های اخیر چرا به وجود آمد؟

tibet-womanمطمئنا همه عوامل دست‌اندرکار ایجاد ناآرامی‌های اخیر بر ما آشکار نیست و معمولا ناآرامی‌های این‌چنین معلول یک علت نیستند. اما مهم‌ترین و واضح‌ترین دلیل را باید در روی‌کرد تمامیت‌گرا و اقتدارگرایانه دولت مرکزی چین نسبت به مردم تبت جستجو کرد. با وجودی‌که رهبر تبت اندیشه و منش ضد خشونت دارد و همواره عدم توسل به هرگونه خشونت را به مردم تبت توصیه کرده، اما مردمی که مدت‌ها در شرایط فشار و تبعیض تاریخی زنده‌گی کرده‌اند آستانه تحریک پایین‌تری دارند و هر حادثه‌ ناچیزی ممکن است خشم نهفته آن‌ها را منفجر کند، مانند جرقه‌ای که در انبار باروت افتد.

دولت چین معارضین تبتی را به اعمال خشونت متهم می‌کند اما رفتار تبعیض‌آمیز و گاه وحشیانه‌اش با مردم تبت را که زمینه‌ساز این خشونت شده‌، نادیده می‌گیرد. دموکراسی همین حالا! می‌نویسد (با تلخیص):

ناآرامی‌های اخیر تبت به دنبال راه‌پیمایی روز 10 مارس روحانیان بودایی در لهاسا به مناسبت سالروز سرکوب «قیام سال 1959 مردم تبت علیه سلطه چین» آغاز شد. این تظاهرات توسط نیروهای امنیتی چین سرکوب شد و در جریان آن ده‌ها نفر کشته و صدها نفر دستگیر شدند. دولت چین گزارش‌دهی خبرنگاران خارجی را از ماجراهای لهاسا به شدت محدود کرده است [در واقع به بسیاری از خبرنگاران خارجی ویزا نمی‌دهد]

«دالای‌لاما» رهبر معنوی تبت، دولت چین را به «قتل‌عام فرهنگی» مردم تبت متهم کرده و تهدید کرده که در صورت ادامه خشونت‌ها از مقام خود به عنوان رهبر سیاسی تبت کناره گیری خواهد کرد. دولت چین نیز بالاخره اعتراف کرد که ناآرامی‌های چند روز اخیر به سرعت در حال گسترش است و به نقاط دیگر تبت کشیده شده است. [کناره‌گیری دالای لاما از مقام رهبری مردم تبت می‌تواند باعث تشدید ناآرامی‌ها شود]

راه‌پیمایی روحانیان تبت در 10 مارس 2008 بنا بود یک راه‌پیمایی آرام و صلح‌آمیز باشد (دالای لاما مخالف روش‌های خشونت‌آمیز است) اما دولت چین با آن‌ها برخورد خشن و سرکوبی کرد. سرکوب این روحانیان باعث خشم مردم تبت شد. جرا که این مردم به شدت تحت فشار بوده‌اند: دولت چین تاکنون 3 تا 5 میلیون‌ مهاجر چینی به تبت ارسال کرده، به مردم و روحانیون فشار آورده که از «دالای لاما» رو بگردانند و به دقت مراقب جزییات حرکت آن‌ها بوده است. در واقع دولت چین آشکارا از مردم تبت خواسته است که «دیگر تبتی نباشند».

بازی‌های المپیک

200px-Beijing2008GamesOverlogoچین امسال میزبان بازی‌های المپیک است که قرار است به عنوان یک رویداد مهم و محبوب بین‌المللی، تصویر حاکمیت چین را در ذهن مردم جهان بهبود بخشد. به عبارت دیگر خوب و با شکوه برگزار شدن «بازی‌های المپیک 2008 چین» برای حاکمیت آن اهمیت حیاتی دارد. آخرین چیزی که دولت چین می‌خواهد شورش و ناآرامی و کشت و کشتار است که «شیرینی و ملاحت» بازی‌های المپیک را «تلخ» کند. شاید همانگونه که «دولت در تبعید» تبت از کشورهای جهان خواسته تحریم «بازی‌های المپیک چین» از سوی کشورهای جهان به دولت چین برای پایان اعمال خشونت فشار آورد. آقای «واسلاو هاول» در کامنت‌آزاد می‌نویسد:

درخواست کردن از دولت چین برای خودداری از برخورد وحشیانه با مردم تبت کافی نیست و عامل بازدارنده بسیار ضعیفی است. جامعه جهانی باید رفتار وحشیانه دولت چین را محکم‌تر و قاطعانه‌تر محکوم کند. سازمان ملل و به دنبالش اتحادیه اروپا و آسیا و کشورهای دیگر باید از همه ابزارهایی که در توان دارند برای اعمال فشار به دولت چین استفاده کنند و آن را وادار کنند که:

  1. اجازه حضور خبرنگاران و رسانه‌های خارجی را در تبت و استان‌های مجاور بدهد. با این‌کار امکان تحقیقات بی‌طرفانه‌تر اوضاع وجود خواهد داشت.
  2. همه دستگیرشده‌گانی که در تظاهرات صلح‌آمیز شرکت داشتند و از حق مسلم خود برای اعتراض مسالمت‌آمیز استفاده می‌کردند آزاد کند.
  3. تضمین به عدم استفاده از شکنجه دهد و برای کلیه متهمین دادگاه بی‌طرف و صالح تشکیل دهد.
  4. در صورتی‌که موارد فوق توسط دولت چین تامین نگردد کمیته بین‌المللی بازی‌های المپیک باید به طور جدی تحریم چین را در نظر بگیرد.

کشت و کشتار و خشونت و سرکوب می‌تواند «تبلیغ موفقیت سرمایه‌داری به شیوه چینی» را به «ضد تبلیغ دولت اقتدارگرای تمامیت‌گرا» تبدیل کند. به نظر می‌رسد حتی صحبت از تحریم بازی‌های المپیک دولت چین را به شدت نگران می‌کند: دولت چین دیروز اعلام کرد دالای لاما «بازی‌های المپیک» را به گروگان گرفته است!

در همین رابطه در بامدادی: خشونت‌ورزی تقریبا مانند خودکشی است.

چند خبر:

مطالعه بیشتر:


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (22-03-2008)

  • هیجان انگیز نیست؟‌به زوری گریس‌مانکی‌اش هم در فایرفاکس تولید می‌شود. یک صفحه عربی یا فرانسه را باز کنید و به انگلیسی بخوانید!

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

بازگشت دوباره : ریدبرنر خاموش نشده!

readburner-welcomeآخرین باری که توی سایت ReadBurner رفتم وقتی بود که الکساندر خبر تعطیل شدنش را نوشته بود و بعد هم دیگر چندان سراغش نرفتم جز این‌که با اندوه دراین‌باره نوشتم. الان که همین‌طور تصادفی سر زدم کلی ذوق زده شدم وقتی دیدم ریدبرنر دوباره زنده شده! و انگار یک تیم با امکانات مناسب دارند رویش کار می‌کنند در واقع با الکساندر احتمالا شریک شده‌اند.

فعلا صفحه موقت فارسی نسخه‌ آزمایشی‌اش را ببینید. وب‌لاگ‌اش هم راه‌اندازی شده. منتظر باشیم‌. 🙂


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

دانشگاه برنامه‌نویسی گوگل

قبلا در مورد «موتور جستجوی متن گوگل» (Google Code Search) نوشته بودم. امروز متوجه شدم گوگل یک وب‌گاه جدید به نام «دانشگاه متن گوگل» (Google Code University) راه‌اندازی کرده و در آن دوره‌های آموزشی مختلف کامپیوتر و برنامه‌نویسی را به صورت رایگان ارائه می‌دهد.

Google Code University - Google Code

متاسفانه احتمالا GCU برای کاربران ایران محدود است ولی راه‌اندازی اولین دانشگاه گوگل جالب توجه است. احتمالا در آینده شاهد گسترش کمی و کیفی چنین حرکاتی خواهیم بود.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (21-03-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی