بیشک امکان جدید گوگلریدر که به خوانندگان اجازه به اشتراک گذاشتن همراه با یادداشت را میدهد، امکانی مورد نیاز، ضروری و عالی است. برای آشنایی بیشتر با این امکانات نوشتههای یکفتحی و یکپزشک را ببینید.
اما شیوهای که گوگل برای پیادهسازی آن انتخاب کرده است مورد بحث است. چرا که گوگل به کاربران اجازه میدهد حتی محتوای مطالب دیگران را تغییر دهند. این موضوع میتواند به بیاعتمادی خوانندگان یا سردرگمی آنها منجر شود، چرا که مطالب به اشتراک گذاشته شده لزوما مطالب اصلی نیستند.
برای اینکه بهتر متوجه این خطر شوید یک مثال عملی میزنم. یکی از نوشتههای بامدادی را به عنوان «کاریکاتور روز: استاندارد دوگانه» به کمک این امکان جدید گوگلریدر به اشتراک میگذارم اما کاملا محتوای آنرا عوض میکنم.
1. مطلب اصلی من در بامدادی

2. همان مطلب پس از به اشتراک گذاشته شدن
همان مطلب را به اشتراک میگذارم، اما به گونهای دیگر: به عمد محتوای مطلب را کاملا عوض میکنم.

3. پس خوانندگان چگونه اعتماد کنند؟

تا جایی که موضوع فقط تغییر عنوان و اضافه کردن یک یادداشت باشد که مشکلی نیست و خیلی هم خوب و جالب است. اما وقتی کار به تغییر محتوا برسد جایی از کار میلنگد. چرا که کاربرانی که صفحه اشتراکهای گوگلریدری من را میخوانند نمیتوانند به اصالت محتوای مطالبی که به اشتراک گذاشتهام اطمینان کنند. این موضوع میتواند به از دست رفتن اعتبار مطالب اشتراکی منجر شود.
گوگل باید این امکان را بردارد
به نظر من گوگل باید به سرعت و قبل از اینکه کار به جاهای باریک کشیده شود، این امکان را اصلاح کند. یعنی کماکان به کاربران امکان تغییر عنوان یا اضافه کردن یادداشت را بدهد، ولی اجازه تغییر در متن اصلی پست را ندهد.

کاربران نباید امکان تغییر محتوای مطالبی که به اشتراک میگذراند را داشته باشند.
بعد از تحریر
چند نکته جالب هم که برگرفته از کامنتهای دوستان است اضافه میکنم که نظرات مخالف، یعنی دوستانی که به نظر میرسد با نظر من مبنی بر خطر تغییر محتوای مطالب به اشتراک گذاشته موافق نیستند هم منعکس شده باشد:
- روبو اعتقاد دارد چون لینک به اصل مطلب در هر حال وجود دارد، کاربران همیشه میتوانند مطلب به اشتراک گذاشته شده را با مطلب اصلی مقایسه کنند.
- همچنین آریا معتقد است موارد مفید استفاده از امکان ویرایش محتوا هم بسیار است، مثلا خلاصه کردن، حذف تبلیغات یا موضوعات غیر مرتبط.
- کیوان آزاد بودن ویرایش محتوای مطالب به اشتراک گذاشته شده را با آزادی تغییر محتوا در ویکیپدیا مقایسه کرده که به نظر من مقایسه بسیار جالبی است چون تاکید برآزادی عمل کرده.
- همانطور که دوست دیگری به نام علی شمس صادقانه گفته «داشتن آزادی بهتر از نداشتنشه!».
- در ضمن تعدادی از این دوستان هم معتقدند چون بیشتر لینکهای اشتراکی را دوستان افراد میخوانند، گوگل فرض را بر اعتماد گذاشته است.
مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی







در دنیای واقعی بسیاری از رفتارها برای «ما» به عنوان «شهروندان جامعه» جا افتاده است. آنها را به عنوان یک «مجموعه رفتاری» پذیرفتهایم چرا که پذیرفتن آنها زندهگیمان را به عنوان عضوی از گروه راحتتر یا مطلوبتر میکند و ضرر چندانی هم ندارد ولی مخالفت کردن با آنها احتمالا دردسر زیادی ایجاد میکند و سود چندانی هم ندارد. مثال سادهاش هم این است: اگر فردی ناآشنا ولی با رفتاری دوستانه و مودبانه در خیابان به ما «سلام» کند و دستاش را به سوی ما دراز کند پاسخ سلاماش را میدهیم و دستش را خواهیم فشرد، چه برسد به همسایهها و هممحلهایها که احترامشان را همیشه نگاه میداریم و چه بسا گاه و بیگاه احوال خانواده یا کسب و کارشان را هم بپرسیم.

اصطلاح «شهروند اینترنتی» یا «نِتوَند» (
مفهوم شهروند اینترنتی بیشباهت به مفهوم «
همانگونه که «شهروندان» یک کشور دارای مجموعهای از حقوق شهروندی هستند (مثلا حق تحصیل، حق خروج از کشور، حق خرید و فروش ملک، …)، شهروندان اینترنتی نیز دارای حقوقی هستند که باید به رسمیت شناخته شود. مهمترین این حقوق «حق آزادی بیان» در اینترنت و «حق دسترسی آزاد به اطلاعات» است.
ابا توجه به تعداد قابل توجه کاربرانی که از iTunes استفاده میکنند این خطر وجود دارد که 


















جوانی 20 ساله هستید و دنیایتان پر از ایدهها و آرزوها و هیجانات رنگارنگ است و احتمالا کلهتان هم کمی بوی قورمه سبزی میدهد. دانشجویید و زیاد هم در قید و بند کار و شغل و همسر و فرزند و درآمد و مسئولیت نیستید. برای خودتان وبلاگی (وبلاگهایی) دارید و در آن هر چه دل تنگتان میخواهد میگویید. توی تویتتر آمار روزانهتان را میدهید، توی یوتیوب پای فیلمها کامنت میگذارید یا نظرات نغزی در وبلاگهای دوستان به یادگار میگذارید.

، شفاف شفاف







سازمان خبرنگاران بدون مرز مینویسد: «چرا دادگاه به حذف اسناد مربوطه از این وبگاه اکتفا نکرده و دستور بستن کامل این وبگاه را داده است؟»













«رایگان» بیشتر یک توهم است. شاید به مناسبت یک جشن یک نوشیدنی رایگان دریافت کنیم، اما بدون چشمداشت در موقعیتهای دیگر برای نوشیدن آن پول پرداخت میکنیم.
تصور کنید شرکت بزرگ و ثروتمندی را که با ارائه رایگان یا بسیار ارزان محصولات خود، رقبای خوب اما کمثروتتر خود را نابود میکند. این اتفاق در عمل رخ میدهد. مثلا IBM با ارائه رایگان «محیطهای همبسته تولید و توسعه» (IDE) برای جاوا ، عملا در حال نابود کردن محصولات بسیار خوب شرکت Borland است. نتیجه پیروزی IBM در این نبرد نابرابر، کمتر شدن خلاقیت و نوآوری در این زمینه خواهد بود.
فوقالعاده ارائه داد. باز هم رایگان به شرط تبلیغ. بعد گوگل Google Office را به صورت رایگان (و برای شرکتها بسیار ارزان) ارائه میدهد و عملا قصد دارد به روش ناجوانمردانهای مایکروسافت را نابود کند. چون مدل تجاری مایکروسافت به درآمد ناشی از فروض محصولات Office وابسته است.

بخشیم. به این امید که روزی طاعون انحصار رسانهای گریبان جامعه بشری را رها کند.
















اگر نمیکنید که توصیه میکنم حتما شروع کنید و اگر هم از فیدخوانهای قدیمی هستید حتما متوجه شدهاید که تعداد فیدهایی که هر روز باید بخوانید اینقدر زیاد هستند که عملا فرصت مطالعه همه آنها را ندارید. بگذارید آب پاکی را روی دستتان بریزم. این تازه آغاز ماجراست و روز به روز اوضاع بدتر خواهد شد. با گسترش وب و حضور روزافزون «کاربر-مولفها» (user-authors) حجم مطالبی که هر روز تولید میشود به سرعت خارج از وقت و حوصله شما میشود. فیدها مانند یک جانوروحشی هستند که باید تربیت شوند!



















