چرا از تعطیل شدن گوگل ریدر خوشحال شدم

اتفاقی که چندان هم دور از انتظار نبود (دیر و زود داشت، اما سوخت و سوز نداشت) بالاخره افتاد. گوگل از چند ماه دیگر ارائه سرویس گوگل ریدر را متوقف می‌کند. اگر نمی‌دانید گوگل ریدر یا فیدخوان چیست توضیح دادنش کار این پست کوتاه نیست. اما می‌توانید چند تا لینک اول این یا این را بخوانید. برخلاف خیلی از دوستانی که این  موضع را اتفاقی ناگوار و غیرقابل جبران می‌بینند، به نظرم موضوع کم اهمیت و شاید خوبی باشد. دلایلم را این‌جا ذکر می‌کنم:

1) گوگل ریدر مدت‌هاست جنبه‌ی اجتماعی و تبادل نظر بین کاربران خود را از دست داده است. این اتفاق در واقع از زمانی افتاد که گوگل تصمیم گرفت لایه‌ی اجتماعی گوگل ریدر را حذف کند و کاربران را تشویق کند که چنین کارهایی را در گوگل پلاس انجام دهند. بعد از آن، گوگل ریدر تبدیل به یک ابزار فردی شد که می‌شد به کمک آن فید سایت‌های مختلف را دنبال کرد.

2) خوب حالا که گوگل ریدر به یک ابزار فردی (یعنی مصرف فردی دارد) تبدیل شده با این‌که انصافا ابزار خوبی هم بوده، اما از دست رفتن‌اش موضوع ناگوار یا غیرقابل جبرانی نیست. مگر این‌که فرض کنیم پایان گوگل ریدر به معنای پایان فید و فیدخوانی باشد. تا وقتی که فید وجود داشته باشد ابزارهای فیدخوان هم خواهند بود و علاقه‌مندان می‌توانند به راحتی صدها یا هزارها سایت خبری را دنبال کنند.

3) ممکن است بگویید ابزارهای فیدخوان دیگر به خوبی گوگل ریدر نیستند. اولا که من مطمئن نیستم همین حالا هم ابزارهای خوب دیگری وجود نداشته باشند که زیر سایه‌ی گوگل ریدر تا امروز پنهان نمانده باشند. ثانیا بر فرض هم که فعلن ابزار مناسب جایگزینی وجود نداشته باشد، با سکوت گوگل ریدر فضای خوبی ایجاد می‌شود که ابزارهای بهتر و قوی‌تر تولید شوند. گوگل ریدر دیگر دینامیک و پویا نبود. تبدیل شده بود به یک دایناسور گنده که چه بسا امکان نوآوری و ظهور ابزارهای مشابه بهتر را گرفته بود. از شما چه پنهان از این نظر، خوشحال شدم که خبر تعطیل شدن گوگل‌ریدر را شنیدم.

در این پست قصد ندارم ابزار جایگزینی به شما معرفی کنم (چون هنوز به نتیجه‌ی قطعی نرسیده‌ام). همین را بگویم که من از همین حالا در حال تست کردم چند فیدخوان دیگر هستم و تقریبا مطمئن هستم که به زودی ابزارهای بهتری به بازار خواهد آمد. دنیای وب (چه در جامعه‌ی متن آزاد و چه در محیط‌های مبتنی بر کسب و کار﴾ سرشار از پتانسیل برای نوآوری است. رفتن گوگل‌ریدر بهترین اتفاقی است که برای ظهور ایده‌ها و ابزارهای جدید در عرصه‌ی فیدخوان می‌تواند بیفتد.

جایگزین گوگل ریدر باید خصوصیت‌های زیر را داشته باشد:

  • آنلاین باشد و احتیاجی به نصب نرم‌افزار یا ترجیحا افزونه نداشته باشد.
  • امکان ورودی و خروجی گرفتن داشته باشد.
  • مستقل از گوگل‌ریدر عمل کند (یعنی برای کار کردن به موتور گوگل‌ریدر احتیاج نداشته باشد).
  • فارسی و چیدمان از راست به چپ را همزمان با متون لاتین پشتیبانی کند.
  • سیستم جا افتاده و بالغی باشد (یا چشم‌انداز تبدیل شدن به آن را داشته باشد).

بعضی از دوستان از گوگل خرده گرفته‌اند که با این‌کار شعار خودش یعنی بدجنس نباش را زیر پا گذاشته. خطاب به این دسته از دوستان خوبم عرض کنم که از این نگاه لطیفی که به مسائل دارید خوشحالم، اما متاسفانه باید عرض کنم که آدرس را عوضی گرفته‌اید. سیستم‌های نظارت و کنترلی که با استفاده از ابزارهای اطلاعاتی و وب در سراسر جهان پیشرفته در حال شکل گرفتن هستند چنان شبکه‌ی نیرومند و انحصاری‌ای هستند که گوگل نه تنها نمی‌تواند بخشی از آن نباشد بلکه با همه‌ی بدجنسی‌هایش! تویش گم می‌شود.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

گوگل پلاس و آن‌چه در فیس‌بوک منتشر نمی‌شود

قبلا جایی گفته بودم که یکی از مهم‌ترین خصوصیت‌های شبکه اجتماعی نوظهور گوگل+ این است که روابط در گوگل+ یک جانبه هستند. یعنی عنصر رابطه (کوچترین رابطه ممکن) یک پیکان یک طرفه است از کاربر «الف» به کاربر «ب». این موضوع در شبکه‌های اجتماعی مهم دیگر نظیر فیس‌بوک یا لینکداین ذاتا دوجانبه است. یعنی در این شبکه‌های اجتماعی عنصر پایه رابطه یک پیکان دوجانبه است و کاربر الف برای این‌که بتواند چنین رابطه‌ای را با کاربر ب ایجاد کند نیازمند تایید اختصاصی کاربر ب است.  به عبارت دیگر روابط در گوگل+ ذاتا نامتقارن‌اند، در حالی که روابط در فیس‌بوک ذاتا متقارن‌اند.

اما اهمیت این اختلاف در چیست؟

غلبه روابط دوجانبه و عاطفی در فیس‌بوک

همان‌طور که این نوشته به درستی اشاره کرده، عامل عاطفی در روابط فیس‌بوک نقش مهمی را باز می‌کند. یعنی پیش‌فرض یک رابطه در فیس‌بوک «دوستی» (friendship) است و دو نفر در فیس‌بوک با رابطه‌ای «دوستانه» یا «عاطفی» (emotional glue) با هم لینک می‌شوند. پس روابط فیس‌بوک بنا به تعریف و پیش‌فرض «عاطفی دوجانبه» هستند. برخلاف تویتتر (یک شبکه نامتقارن دیگر) در فیس‌بوک یک نفر نمی‌تواند فقط بر اساس «کنجکاوی» یا «علاقه» (interest glue) به دیگری «لینک» شود. همین‌طور برخلاف لینکداین دونفر نمی‌توانند بر اساس اشتراک حرفه‌ای (professional glue) به هم لینک شوند. در توییتر چسبی که افراد را به هم وصل می‌کند از جنس «علاقه یک جانبه» (unidirectional interest) است در حالی که در فیس‌بوک این چسب از جنس «عاطفه دوجانبه» (bidirectional emotion) است.

غلبه مطالب عاطفی و عام در فیس‌بوک

نتیجه این می‌شود که فیس‌بوک برای انتشار «اخبار غیرمحبوب از نظر اکثریت» بستر مناسبی را فراهم نمی‌کند. یک کاربر فیس‌بوک معمولا اخباری را در دیوار فیس‌بوک خودش منتشر می‌کند که احتمال دهد از نظر عاطفی اکثریت دوستان (رابطه‌های عاطفی دوجانبه‌ای که دارد) را تحت تاثیر قرار می‌دهد و به همان ترتیب دوستان او فقط به شرطی آن‌را بازنشر می‌کنند که احتمال دهند دوستان‌شان (دوستان دوستان شخص اول) از نظر عاطفی با مطلب رابطه برقرار خواهند کرد. این مساله عامل محدود کننده بزرگی در تعیین نوع اخباری است که در فیس‌بوک شانس بازانتشار وسیع دارند.

این یک نکته کلیدی است: «جلب توجه عاطفی» عامل اصلی نشر و بازنشر اخبار در فیس‌بوک است. فقط مطالبی به صورت گسترده در فیس‌بوک بازنشر می‌شوند که مورد توجه عاطفی بخش بسیار بزرگی از جمعیت فیس‌بوک قرار گرفته باشند. در نتیجه فقط تعداد بسیار اندکی از مطالب شانس این را خواهند یافت که در فیس‌بوک به صورت گسترده بازنشر شوند و باقی مطالب به عنوان مطالب جدی، تخصصی، کسل کننده و غیره از بازنشر شدن در فیس‌بوک محروم می‌مانند.

ترکیب علاقه و عاطفه در گوگل+

اما گوگل+ به مدد روابط یک‌جانبه و نامتقارن (شبیه توییتر) که بدون اجازه دیگران هم قابل ایجاد شدن است (من می‌توانم بدون اجازه مستقیم کاربر ایکس او را به حلقه خودم اضافه کنم) و ساختار شبکه اجتماعی با امکانات تعاملی شبیه فیس‌بوک در واقع هر دوی این‌ها را با هم ایجاد می‌کند. حلقه‌های مختلف گوگل+ در واقع ترکیب جالبی از «چسب عاطفه» و «چسب علاقه» هستند. افراد می‌توانند یک بحث جدی را برای حلقه‌ای از افراد که به آن بحث جدی «علاقه‌‌مند» هستند منتشر کنند.

به زبان بازار که صحبت کنیم، فیس‌بوک انگار هیچ بازار هدف ویژه‌ای ندارد و در نتیجه مطالب غیرعام (از نظر عاطفی) در آن نفوذ شبکه‌ای پیدا نمی‌کنند، در حالی که در گوگل‌+ امکان عرضه کالاهای خاص برای بازارهای جاویژه (niche market) فراهم است.


با توجه به فیلتر بودن بامدادی در ایران، لطفا مطالب آن‌را از طریق اشتراک در خوراک آن پی‌گیری کنید. استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

امکان جدید گوگل: هر وب‌سایتی که می‌خواهید را دنبال کنید

در جریان امکان جدید گوگل‌ریدر (GoogleReader) که هستید؟ از این به بعد گوگل‌ریدر به شما این امکان را می‌دهد تا تغییرات هر وب‌سایتی که را که می‌خواهید حتی اگر خوراک یا فید نداشته باشد دنبال کنید. کاری که البته سایت‌هایی مانند page2rss هم انجام می‌دهند اما امکان گوگل همه‌ی تغییرات یک صفحه را برای شما دنبال می‌کند و به صورت بخش لاینفکی از تجربه‌ی خوراک‌خوانی شما در می‌آید.

برای استفاده از این سرویس کافی است نشانی یک صفحه‌ی دلخواه وب را در قسمت Add a Subscription اضافه کنید. از این به بعد نه تنها مطالب جدید، بلکه هر تغییری در آن صفحه ایجاد شود شما متوجه خواهید شد.

پیش‌فرض: فرض کرده‌ام که با خوراک یا فید(feed) آشنا هستید و می‌توانید هزاران وبلاگ و سایت را در چند دقیقه مرور کنید. اگر با فید (Feed) و روش خواندن آن‌ آشنا نیستید که خوب … پیشنهاد می‌کنم اول با آن آشنا شوید.

h’v.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

تیرباران کودکان افغان و توضیحات تکمیلی

دیروز در مورد خبر قتل عام کودکان افغان توسط نیروهای آمریکایی نوشتم و چند تا از دوستان به حق و به درستی خواستار معرفی منبع رسمی برای این خبر شدند. البته من یکی از منابع را همان‌جا ذکر کرده بودم. اما شاید منظور از منابع رسمی چیز دیگری باشد. راستش را بخواهید در دنیایی که دولت‌ها توی روز روشن دروغ می‌گویند من دیگر نمی‌دانم منظور از منبع رسمی چیست و اصولا تا چه حدی می‌شود به کدام منبع رسمی اعتماد کرد. به هر حال:

  • اگر منظور از منبع رسمی گزارش بازرسان سازمان ملل باشد که اصولا داستان از همان‌جا شروع شد که چنین گزارش مقدماتی‌ای توسط بازرس ویژه‌ی سازمان ملل مطرح شد.
  • اگر منظور از منبع رسمی، سخن‌گوی دولت‌‌ها باشد که آقای کرزای رئیس‌جمهور افغانستان در این مورد واکنش نشان داده و خواستار تحویل نظامیان جنایت‌کار شده است، این هم خبر از سایت رسمی رئیس‌جمهور افغانستان.
  • اگر منظور روزنامه‌های تحت وب باشد که تایمز‌آن‌لاین دست‌کم در دو مورد به این موضوع پرداخته. این‌جا و این‌جا.
  • و اگر منظور روزنامه‌های کثیرالانتشار و مشهور باشد که نیویورک‌تایمز این‌جا و این‌جا در موردش نوشته، اگر چه طوری خبر را در مقایسه با توجیهاتی مانند حمله به تروریست‌ها و عملیات ضدطالبان بی‌اهمیت جلوه داده که باید با میکروسکوپ آن‌را پیدا کنید. اما اگر دقت کنید پیدایش می‌کنید. روزنامه‌ی جروسلم‌پست هم در این زمینه خبری دارد.
  • اگر منظور رای و حکم قانونی دادگاه باشد که هنوز دادگاهی تشکیل نشده است و صادقانه بگویم فکر می‌کنم همان‌قدر تشکیل شود که دادگاه جنایت‌های جنگی ارتش آمریکا و ارتش‌های کشورهای قدرتمند دیگر در شصت سال اخیر تشکیل شده است.
  • اگر منظور وبلاگ‌ها و منابع شخصی باشند که دیگر بی‌شمارند و با یک جستجوی ساده توی گوگل قابل دسترسی.

اما حالا بگذارید کمی هم نتیجه‌گیری کنیم.

صرف‌نظر از اصل خبر که بخش کوچکی از تراژدی انسانی‌ای که در افغانستان در حال رخ دادن است را به ما نشان می‌دهد، نکته‌ی غم‌انگیز دیگر این است که اگر این خبر جور دیگری، مثلا خبر کشته شدن سه سرباز اسیر آمریکایی در خواب توسط نیروهای طالبان بود، به احتمال زیاد وضعیت کاملا فرق می‌کرد.

اولا که به جای چند منبع رسمی در حاشیه‌ی خبرها،‌ هزاران روزنامه و خبرگزاری و شبکه‌ی تلویزیونی به صورت 24 در 7 گزارش و تفسیر و مقاله تهیه می‌کردند تا هیچ جای تردیدی باقی نماند که حتی مرغ‌های توی آسمان و ماهی‌های زیر آب در سراسر کره‌ی زمین هم این خبر را بشنوند.

ثانیا «من» یعنی من استریوتایپ‌زده‌ که بخش قابل توجهی از ذهنیتم از دنیایی دورتر از خانه‌ و شهرم را پارادیم رسانه‌ای غربی شکل داده است حتی به ذهنم هم خطور نمی‌کرد که بپرسم، اِ کشتند؟ سرباز اسیر کشتند؟ مدرکش کو؟ منبعش کو؟ کدام خبرگزاری رسمی در موردش نوشته؟ آیا سازمان ملل بیانیه داده؟ گزارشش‌ کو؟ نه… از این جور سوال ها به ذهنم هم خطور نمی‌کرد. چون با استریوتایپ ذهنی-رسانه‌ای من سازگار بود. خوب طالبان‌اند دیگر. یک مشت وحشی. کشته‌اند، می‌کشند و این طبیعی است. حتما خبر درست است. مگر می‌شود درست نباشد.

اما وقتی خبر جنایت آشکار و تابلوی سربازان غربی را می‌شنوم چون با استریوتایپ ذهنی من از انسان غربی سازگار نیست، کنجکاوی و حساسیت منطقی‌ام بیشتر خودش را نشان می‌دهد. به خودم می‌گویم، نه نمی‌تواند درست باشد. غربی هستند بابا! این‌جوری نیستند که. این‌جوری نمی‌کشند.  تازه گیرم که بکشند، این‌طوری که نمی‌کشند. انسان غربی معمولا تمیز و عام و سیستماتیک و پست‌مدرنی می‌کشد. انسان غربی که نمی‌آید کودک‌های دوازده ساله را در خانه‌شان تیرباران کند… پس لابد جایی از خبر می‌لنگد. دروغ است. پروپاگاناست…

حالا اشتباه برداشت نشود. منظورم این نیست تا خبری بر ضد غرب یا آمریکا بود آن را بپذیریم. برعکس. کلن تاکید من این است که روی اعتبار همه‌‌ی خبرها به یک اندازه موشکاف و حساس باشیم. این را در مورد همین داخل ایران خودمان هم در نظر داشته باشیم. حتما شما بهتر از من می‌دانید که خیلی از این ای‌میل‌ها و خبرهایی که به ظاهر طرفدار جنبش سبز هستند و دست به دست می‌شوند بی‌مبنا، غیرمستند، غیردقیق یا دست‌کاری شده (یا همه‌ی این‌ها باهم) هستند؟ آیا در مورد آن‌ها هم موشکافی می‌کنیم و سر و ته منبع‌هایشان را در می‌آوریم یا تا یکی از این‌جور خبرهای آن‌چنانی سبز به دستمان می‌رسد فوری توی ای‌میل و فیس‌بوک و این‌جا و آن‌جا برای همه‌ی دوستان و آشنایان فورواردش می‌کنیم؟

.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

دو به علاوه‌ی یک خبر: مونیتور سه‌بعدی، الگوریتم کوانتومی و نت‌بوک‌‌های گوگل

سه خبر را داشته باشید. دو تا از این خبرها احتمالا مهم‌تر هستند.

یک: برای اولین بار گوگل از محاسبات کوانتومی در الگوریتم‌هایش استفاده می‌کند

گزارش اخیر نیوساینتیست رسما فک خواننده را می‌اندازد (ببخشید اصطلاح دیگری سراغ دارید؟). گوگل بر اساس تراشه‌های ساخت یک شرکت کانادایی که مدعی است از محاسبات کوانتومی استفاده می‌کند در الگوریتم‌های جستجوی تصویر و فیلم خود استفاده می‌کند. این الگوریتم‌ها به صورت ذاتی سریع‌تر از الگوریتم‌های معمولی هستند.

مثلا یک کامپیوتر کلاسیک برای پیدا کردن یک توپ که داخل یک کشو از میان یک میلیون کشوی دیگر پنهان شده است باید حدود نیم میلیون آزمایش (باز کردن کشو و دیدن داخل آن) انجام دهد. اما کامپیوتری که از ساختار کوانتومی استفاده می‌کند می‌تواند همین کار را با 1000 آزمایش انجام دهد. علت این اختلاف سرعت به زیربنایی‌ترین واحد ذخیره‌ یا نمایش اطلاعات بر می‌‌گردد که در کامپیوترهای معمولی دودویی (binary) است و مصداق آن بیت (bit) است در حالی‌که در یک کامپیوتر کوانتومی کوبیت یا کیوبیت (qubit) است. متاسفانه شرح اختلاف این‌دو دانشی فراتر از سطح سواد بنده می‌طلبد، اما تا دلتان بخواهد در موردش مطلب هست. موضوع عجیب این است که محاسبات کوانتومی بیشتر سوژه‌ی مربوط به آینده‌ به نظر می‌رسد و دیدن این‌که دانش آن به مرحله‌ی عملی رسیده واقعا شگفت‌آور است.

دو: مونیتور سه بعدی اپل ؟

ممکن است فکر کنید که باز هم یکی از آن اختراع‌های تخیلی که تا عمل خیلی فاصله دارد. شاید این‌طور باشد اما این فیلم کوتاه نشان می‌دهد که چنین تکنولوژی‌هایی دست کم در سطح آزمایشگاهی وجود دارد. اشیای نمایش داده شده در مونتیور کاملا سه بعدی به نظر می‌رسند و اندازه و شکل آن‌ها بستگی به زوایه‌ی دید و فاصله‌ی شما از مونیتور دارد. این فیلم مربوط به اپل نیست، اما اپل درخواست ثبت یک اختراع (patent) را کرده که نشان می‌دهد خبرهایی هست.

این هم خبر دوم. اما خبر دو به علاوه ی یکم:

دو به علاوه‌ی یک: نِت‌بوک‌ با نشان تجاری گوگل

کمتر از یک ماه دیگر تلفن‌های همراه با نشان تجاری گوگل به بازار می‌آیند. همین‌طور بعضی منابع مدعی هستند اطلاعاتی به دست آورده‌اند که نشان می‌دهد گوگل در آینده نزدیک (کمتر از یک سال) نِت‌بوک‌های (Netbook) خودش را هم عرضه خواهد کرد.

تلفن‌ها با سیستم‌ عامل آندرویید و نِت‌بوک‌ها با سیستم‌ عامل کروم، هر دو از سر تا پا متعلق به گوگل!

قصد و توان پیش‌گویی ندارم اما باور کنید این سرعت رشد گوگل یا منجر به سقوط ناگهانی و فروپاشی‌اش می‌شود و یا یک انحصار هولناک در زمینه‌ی فن‌آوری‌های اطلاعاتی و شبکه‌ای ایجاد خواهد کرد و هیچ‌کس که نداند من و شمای ایرانی خوب می‌دانیم انحصار یعنی چه.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

لینک‌های روز: با رمز یا مسیح کسی را کتک زدید؟


* بدیهی است (هست؟) که این نقل‌قول‌ها برای آشنایی و مطالعه‌ی اولیه است و نه فقط این‌جا بلکه در همه‌ی نقل‌قول‌ها و هر جا به منبعی لینک یا ارجاع می‌دهم یا نقل قولی می‌کنم «اکیدا» و «قویا» توصیه می‌کنم مطلب اصلی به صورت کامل خوانده شود تا نیت و پیام اصلی گوینده یا نویسنده به درستی منتقل شود.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

ترجمه‌ی خودکار متن‌های فارسی به انگلیسی و برعکس توسط سرویس جدید گوگل

در جریان باشید که سرویس ترجمه‌ی گوگل امکان ترجمه از فارسی به زبان‌های دیگر (و برعکس) را اضافه کرده است. یک ابزار بسیار مهم برای همه‌ی کسانی که با زبان فارسی سر و کار دارند.

کار کردن با آن بسیار ساده است. به این صفحه بروید، زبان مبدا و مقصد مورد نظرتان را انتخاب کنید و متن را در قسمت سمت چپ بنویسید:

Text and Web - Google Translate_1245391632058

انگلیسی به فارسی هم کار می‌کند:

Text and Web - Google Translate_1245392841546

ترجمه به وضوح اشکال دارد، اما در حد قابل فهمی به فارسی ترجمه شده است.  این سرویس فعلن در مرحله‌ی نسخه‌ی‌ آزمایشی اولیه (آلفا) است.

نکته:

حتی می‌توانید کل یک صفحه‌ی اینترنتی را مستقیما به فارسی ترجمه کنید. کافی است در قسمت سمت چپ، به جای متن، نشانی سایت مورد نظرتان را بدهید.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

کهکشان تیم برنرز لی – یک

نام مجموعه‌ی «کهکشان تیم برنرز لی» را با الهام از مفهوم «کهکشان گوتنبرگ» انتخاب کرده‌ام و تا آن‌جا که می‌دانم تاکنون جایی از این اصطلاح استفاده نشده است.

مایکروسافت اعلام کرد که فروش سی‌دی‌های دایره‌المعارف انکارتا (Encarta) که «پرفروش‌ترین دایره‌المعارف نرم‌افزاری در هشت سال گذشته» بوده است را متوقف خواهد کرد و وب‌سایت آن هم سال دیگر تعطیل خواهد شد.

ظهور غول کوچکی به نام ویکی‌پدیا (Wikipedia) که بارها از هر آن‌چه انکارتا می‌توانست باشد بزرگ‌تر است و غول بزرگ‌تری به نام «وب فهرست شده توسط گوگل» جایی برای حیات دایره‌العارف‌هایی مانند انکارتا که به صورت سنتی و به طریقه‌ی دستی و خط به خط و صفحه به صفحه به روزرسانی می‌شوند باقی نگذاشته است. خلاصه بگویم:

انکارتا نتوانست با وب رقابت کند.

آیا سرنوشت مشابهی در انتظار بریتانیکا و دایره‌المعارف‌های کلاسیک دیگر است؟ شاید بتوانید حدس بزنید.


بامدادی نجواها یک‌عکاس [silent-clicks]
استفاده از مطالب و عکس‌های منتشر شده در وبلاگ‌ها و فوتوبلاگ‌های من به شرط «نقل قول دقیق»، «ذکر ماخذ» و «ارجاع لینک به اصل پست» بلا مانع است.

لینک‌های روز: جستجوپذیری و پروفایل شخصی در گوگل

لینک‌های روز: مرگ بوشیسم و زنده شدن لوترکینگ

obama-mlk

حدود چهل سال پیش، در چهارم آوریل 1968، مارتین لوتر کینگ در راه آرمان‌های «تحول‌خواهانه‌ای» که داشت جان‌اش را از دست داد. بی‌شک پیروزی امروز باراک اوباما را باید در امتداد تلاش‌های لوتر کینگ در زمینه‌ی حقوق مدنی و به خصوص حقوق سیاه‌پوستان دید.

آخرین روز ریاست‌جمهوری «جورج بوش» آمریکا تعطیل رسمی بود: روز مارتین لوتر کینگ (سومین دوشنبه از ماه ژانویه). فردای جشن ملی «مارتین لوترکینگ» باراک اوباما به عنوان اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست تاریخ آمریکا وارد کاخ سفید شد.

ایجاد تغییرات ساختاری در بافت قدرت حاکم بر آمریکا کاری در حد محال است. شاید باراک اوباما نخواهد به سرنوشت «مارتین لوتر کینگ» دچار شود. با این حال آرزو می‌کنم این تلاقی تاریخی مفاهیم و نشانه‌ها نشانه‌ی تحولات مثبتی باشد: امیدوارم رفتن بوش پایان تفکر بوشیسم باشد و آمدن اوباما زنده شدن خواست و اراده‌ی مارتین لوتر کینگ.

  • پدرسوختگی‌های راست پدرسوخته
    این روزها در حال خواندن «دکترین شوک» نوشته‌ی نوامی کلاین هستم و دهانم از شدت «شوک» همین‌طور باز مانده است. کتابی است که به نظرم خواندنش جزو واجبات است و اگر حرفم را قبول ندارید، دست‌کم این خلاصه‌ی آق‌بهمن را درموردش بخوانید، شاید نظرتان عوض شد.
    .
  • با 298 میلیون کاربر چینی‌ها پرتعدادترین جامعه‌ی اینترنتی شدند
    یک نقطه‌ی عطف تاریخی در اینترنت. تا آینده‌ی قابل‌پیش‌بینی پرتعدادترین کاربران اینترنت چینی خواهند بود و این در حالی است که امروز از هر چهار چینی، فقط یک نفر به اینترنت دسترسی دارد. طنز سیاه این واقعیت این است که پرتعدادترین کاربران اینترنت در کشوری زندگی می‌کنند که کارآمدترین سیستم‌های سان.سور  دولتی اینترنت را داراست.به وب چینی خوش آمدید!
    .
  • رادیو در بحران (آغاز تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی) : سیبستان
    آغاز به کار تلویزیون فارسی بی بی سی تمام رادیوهای موجود در خارج از ایران از جمله خود رادیو بی بی سی را وارد بحران می کند و وضع را برای رادیوهای کوچکتری مثل رادیو زمانه سخت دشوار خواهد کرد.
    هر رسانه تازه و جذابی که به میدان بیاید به طور طبیعی باعث می شود رسانه های دیگر برای متعادل شدن وضع بازار رسانه ای دست به کار تحولات و تغییراتی در شیوه کار خود شوند. مثلا وقتی روزنامه همشهری منتشر شد به دلیل استانداردهای تازه ای که از نظر ارتباط با مخاطب و سطح کار حرفه ای وارد بازار کرد رسانه های رقیب را دستخوش تحول کرد و آنها خواسته یا ناخواسته تن به تغییر در زبان و قطع و شیوه چاپ و نحوه انتخاب موضوع و مانند آن دادند. یک دهه بعد فضای مطبوعاتی ایران چنان همرنگ شده بود که دیگر در آن میان همشهری اتفاق تازه ای نباشد.
    ورود تلویزیون فارسی بی بی سی به بازار رسانه ای هم شوک تازه ای وارد بازار می کند که زمانی طول خواهد برد تا بازار این شوک را جذب کند و سیاست های تازه ای را برای متعادل سازی پیش بگیرد. وضع کنونی به نحو بازگشت ناپذیری تغییر کرده است و می توان اطمینان داشت که عمر دایناسورهای لوس آنجلسی به پایان رسیده و حتی غولهایی مثل صدای آمریکا هم ناگزیرند خانه تکانی کنند. تغییرات در ایران هم بزودی فرمول بندی خواهد شد اگر تا هم امروز نشده باشد.
    .
  • نون والقلم – رسانه ها و جنگ در غزه
    در اسراییل سه روزنامه‌ی «یدیعوت احرونوت» Yedioth Ahronoth ،«معاریو» Maariv و«هارتس» Haaretz (همگی دارای سایت دوزبانه عبری و انگلیسی) مهم‌تر و تاثیرگذارتر از دیگر روزنامه‌ها هستند. یدیعوت احرونوت، تیراژ بالایی دارد و به دلیل حضور دیدگاه‌هایی از طیف‌های مختلف،خوانندگان متنوعی دارد. معاریو، روزنامه‌ای راست‌گرا محسوب می‌شود اما در ماه‌های اخیر كمی معتدل‌تر شده است و هارتس نیز اگرچه تیراژ دو روزنامه پیشین را ندارد، اما اعتبار و تاثیری بیشتر از دو روزنامه دیگر دارد، زیرا خوانندگان این روزنامه را نخبگان سیاسی و اقتصادی تشكیل می‌دهند.
    .
  • چرا اسرائیل از غزه عقب نشست ؟
    در غیاب هر نوع دلیل قانع کننده برای توقف ناگهانی حمله اسرائیل، از شواهد امر میتوان چنین نتیجه گرفت که اسرائیل به این دلیل تصمیم گرفت تا جنگ را به پایان رساند که به خوبی متوجه بود که تصویر آن دولت در ذهن مردم دنیا با سرعتی غیر قابل تصور به یک نقطهٔ عطف «غیر قابل بازگشت» نزدیک میشد که پس از آن ترمیم چهره اسرائیل و بازگرداندن آن به یک چهره معمولی و قابل دوست داشتن تقریبا غیر ممکن مینمود.
    .
  • تک‌کرانچ خطاب به گوگل: فیدبرنر را فورا جمع و جور کن
    تک‌کرانچ بیش از دو میلیون خواننده دارد و این مساله برای ما قابل قبول نیست که مطالب ما به خاطر ضعف سیستم فیدبرنر دیر منتشر شود. همین‌طور در روزهای اخیر که فیدبرنر آمار مشترکین را هم اشتباه نشان می‌دهد (آمار تک‌کرانچ به صفر نفر رسید!) و به نظر می‌رسد اراده‌ی کافی در گوگل برای رفع این عیب‌ها وجود ندارد.
    پیام خیلی ساده است: اگر گوگل می‌خواهد به مدیریت فیدهای ما ادامه دهد، باید خیلی بهتر از این‌ها عمل کند. والسلام!
    .
  • اولین اشتباه مهم اوباما؟
    مسئله سر هیلاری کلینتون است و اینکه اوباما او را برای وزارت خارجه اش انتخاب کرد. باز هم روشنتر بگویم، مسئله ام سر دیدگاه و طرز فکری است که هیلاری کلینتون دارد در مورد خاور میانه، بخصوص در مورد ایران و در مورد مسئلهٔ اسرائیل.
    در اینکه به هر حال کلینتون از بوش و یا رایس مثبت تر است و دیدگاه بازتری نسبت به دنیا و نیز در مورد خاور میانه دارد به هر حال شکی نیست، ولی مسئله اینجاست که او به اندازه «کافی» متفاوت نیست که بتواند جوابگوی خط مشی سیاسی جدیدی باشد که اوباما دنبال آن است.

الگوریتم گوگل در خدمت شناسایی مقاله‌های مهم علمی

اهمیت و ارزش یک مقاله‌ی عملی  را چطور می‌شود به کمک یک الگورتیم ارزیابی کرد؟ اولین راهی که به ذهن می‌رسد این است که تعداد دفعاتی که به آن مقاله در سایر منابع علمی اشاره (استناد) شده را بشماریم. در واقع این روش کلاسیک مدت‌هاست که برای سنجش اعتبار مقاله‌های علمی به کار می‌رود. اما این روش چند اشکال دارد:

  1. همه‌ی ارجاع‌ها ارزش یکسانی ندارند. اگر یک مقاله‌ی مهم به مقاله‌ای ارجاع دهد خیلی فرق می‌کند تا یک مقاله‌ی فرعی نامش را ذکر کند. (مثلا تصور کنید به نام یک دانشمند در این مقاله ارجاع داده شود!)
  2. دانشمندان در حوزه‌های مختلف ارجاع‌هایشان را به شیوه‌های مختلفی می‌دهند. مثلا به طور میانگین به یک مقاله‌ در حوزه‌ی علوم حدود شش بار ارجاع داده می‌شود، در فیزیک سه بار و در ریاضیات حدود یک بار.
  3. به مقاله‌های نوآورانه در حوزه‌های جدید ممکن است زیاد ارجاع داده نشود، چون حوزه‌ای مورد بحث هنوز کوچک است و قرار است در آینده بزرگ شود.
  4. به مقاله‌های خیلی مهم بعد از مدتی دیگر ارجاع داده نمی‌شود، چون به عنوان اصول اساسی وارد کتاب‌های درسی و دانشگاهی می‌شوند.

شیوه‌ی ارجاع دادن مقاله‌ها به یکدیگر تشکیل یک شبکه‌ی پیچیده می‌دهد که بی‌شباهت به شبکه‌ی اینترنت نیست. چند محقق آمده‌اند و الگوریتمی شبیه سیستم رتبه‌بندی گوگل یا پیج‌رنک (PageRank) را برای مقاله‌ها و محققان به کار برده‌اند. بر اساس روش پیج‌رنک صفحه‌ها (یا مقاله‌ها) بر اساس تعداد لینک‌هایی که به آن‌ها داده شده امتیاز بندی می‌شوند و «وزن» لینک‌ها هم در محاسبه‌ها منظور می‌شود. یعنی لینک گرفتن از سایت (مقاله‌) با پیج‌رنک بالاتر امتیاز بیشتری دارد.

الگوریتم تعداد 353,268 مقاله که کل مقاله‌های متنشر شده توسط انجمن فیزیک آمریکا از سال 1893 است را بررسی و 3,110,839 لینک (ارجاع) بین این مقاله‌ها را شناسایی کرد. در مرحله‌ی بعد هم با توجه به امتیازها فهرست مقاله‌های برتر استخراج شد.

برای بخش قابل توجهی از مقاله‌ها، امتیاز کلاسیک مبتنی بر تعداد ارجاعات (citation indices) و امتیاز گوگل‌رنک با هم هم‌خوانی داشت. اما استثناهایی هم پیدا شدند: مقاله‌هایی که با وجود داشتن پیج‌رنک بسیار بالا، در فهرست‌های کلاسیک جایگاه بارزی نداشتند. {+} این مقاله‌ها انگار توسط الگوریتم «کشف» شده بودند.

نگاهی به فهرست ده مقاله‌ی اول هم جالب است. بیشتر مولفان این فهرست جایزه‌ی نوبل برده‌اند، اما چیزی که عجیب‌تر است این که مولف مقاله‌ی اول فهرست نیکلا کابیبو (Nicola Cabibbo) جایزه‌ی نوبل نبرده، در حالی که دو دانشمندی (Makoto Kobayashi and Toshihide Maskawa) که جایزه‌ی نوبل فیزیک 2008 را برده‌اند کارهای تحقیقاتی‌شان به شدت مبتنی بر کارهای تحقیقاتی آقای کابیبو بوده. آیا این نوعی «پیش‌بینی» است؟

pagerankings-graph

البته این روش بی‌عیب هم نیست. محققانی که این روش را بررسی کرده‌اند هشدار داده‌اند که روش‌های جستجوی کلاسیک برای یاقتن مقاله‌های علمی باید کماکان مورد استفاده قرار بگیرد، چون استفاده از روش پیج‌رنک دو خطر دارد:

  1. یک مقاله‌ی معمولی که ممکن است به طور موقت در صدر فهرست پیج‌رنک قرار بگیرد به طور غیرمتناسبی ارجاع کسب خواهد کرد و این تعداد ارجاعات باعث می‌شوند که حتی ارجاعات بیشتری کسب کند و واقعا تبدیل به یک مقاله‌ی خیلی مهم شود (self-fulfilling prophecy).
  2. امکان امتیاز ویژه داده شدن به یک سری مقاله‌های خاص نسبت به بقیه‌ی مقاله‌ها وجود دارد. جای‌گاه‌ها ممکن است فروخته شوند (مشابه لینک‌های حمایت شده در گوگل) یا این‌که به خاطر نوسانات ذاتی الگوریتم ناگهان یک مقاله‌ی معمولی در بالاها ظاهر شود.

از دو ایراد بالا که بگذریم (یعنی حواسمان به آن‌ها باشد) با استفاده از الگوریتمی که مشابه الگوریتم پیج‌رنگ گوگل است، «احتمالا» می‌توان مقاله‌های مهم و یا ارزشمندی که به دلایل مختلف چندان به چشم نیامده‌اند را شناسایی کرد. یا با داده‌کاوی مفصل‌تر روی تعداد بیشتری مقاله و احتمالا تعداد متنوع‌تری حوزه‌ی علمی، شاید بتوان دانشمندان یا ایده‌های در حال ظهور را به سرعت شناسایی کرد، حتی قبل از آن‌که شهرت جهانی بیابند! به قول این وبلاگ‌نویس «الگوریتم گوگل برندگان جایزه‌ی نوبل را پیش‌بینی می‌کند!»

پی‌نوشت: دنبال اصل مقاله‌ گشتم، اما رایگان پیدا نکردم. خوش به حال کسانی که در دانشگاه‌ها دسترسی کامل و رایگان به هر متن علمی که «اراده» کنند دارند.

پی‌نوشت تکمیلی: مقاله را یکی از دوستان برایم فرستاد (با سپاس). یکی دیگر از دوستان پیشنهاد داد که بفرستد (با سپاس) و خودم هم توی اینترنت پیدا کردم (با سپاس از خودم)!

رابطه‌ی عجیب میان جوش آوردن آب و وب‌گردی

تا همین چندی پیش باور عمومی (و حتی تخصصی) این بود که فن‌آوری اطلاعات تاثیر چندانی بر تولید گازهای گل‌خانه‌ای (مثلا گازکربنیک) و فرایند گرمایش زمین ندارد. اما با انجام تحقیقات بیشتر، نادرست بودن این پیش‌فرض روز به روز بیشتر معلوم می‌شود. امروز خبری خواندم که برایم تازگی داشت:
باورتان می‌شود؟ به نظر خیلی زیاد می‌رسد. اما تحقیق انجام شده چنین می‌گوید:
جوش آوردن یک کتری آب (با کتری برقی) حدود 15 گرم گازکربنیک تولید می‌کند. هر بار جستجو درگوگل، به صورت غیرمستقیم حدود 7 گرم گازکربنیک تولید می‌کند، چون کامپیوتر شما، مسیریاب‌ها (router) و تجهیزات مخابرتی اینترنت و همین‌طور سرورها و کامپیوترهای گوگل با برق کار می‌کنند و تولید برق هم معمولا گاز گل‌خانه‌ای تولید می‌کند.
تحقیق دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد که مشاهده‌ی یک وب‌سایت معمولی «به ازای هر یک ثانیه» حدود 0.02 گرم گازکربنیک تولید می‌کند. معنای این حرف برای معتادان اینترنت و وب‌گردی این است که
یک ‌ساعت گشت‌ و گذار در فرندفید معادل پنج بار جوش آوردن آب با یک کتری‌برقی گازکربنیک وارد جو زمین می‌کند!
یک بار جستجو در گوگل معادل شش دقیقه وب‌گردی معمولی زمین را گرم می‌کند!
تصورش را بکنید چند صد میلیون‌نفر در جهان روزانه ساعت‌ها وب‌گردی می‌کنند، در هر روز 200 میلیون‌ جستجو در اینترنت انجام می‌شود!
.
پی‌نوشت 1: مگر این حرف‌ها به گوش معتادها و خوره‌های اینترنت فرو می‌رود؟!
پی‌نوشت 2: حالا این‌همه چای درست می‌کنی اشکال نداره‌، نوش جان، دیگه این‌قدر وب‌گردی نکن، گوش نمی‌دی که!

داده‌کاوشی و سیستم پیش‌اخطار گوگل

مبحث داده‌کاوُشی (Data Mining) یکی از جالب‌ترین موضوعات علوم کامپیوتر است. ایده‌ این است که با تحلیل بانک‌هایِ اطلاعاتی بزرگ شامل داده‌های خام می‌توان به الگوها یا اطلاعات نوینی دست یافت که شاید در نگاه اول هیچ‌گونه همبستگی آشکاری با موضوع اصلی بانک اطلاعاتی نداشته باشند. مثلا فرض کنید با داده‌کاوی روی اطلاعات فروش یک فروشگاه زنجیره‌ای بتوان الگوهای خرید گروه‌های مختلف سنی یا جنسیتی مشتریان را شناسایی کرد و با توجه به این الگوها چیدمان یا حتی قیمت‌های اجناس داخل فروشگاه را اصلاح نمود.

یک مصداق دیگر داده‌کاوی را توی خبرها دیدم و به نظرم جالب رسید چون یک نمونه‌ی شاخص داده‌کاوُشی است از نوعی که شاید اصلا به ذهن نرسد. این بار «گوگل شیوع آنفلوانزا را در منطقه‌های مختلف پیش‌بینی می‌کند!»

در واقع ایده همان داده‌کاوُشی روی بانک اطلاعاتی است. گوگل تک‌تک کلید‌واژه‌های کاربران را هنگام جستجو ذخیر و نگهداری می‌کند، همین‌طور موقعیت جغرافیایی کاربران را. بعد گوگل در این سایت جدید خود، با توجه به آمار جستجوهای مربوط به این بیماری (مثلا درد، مسکن، تب، سرفه و …) و اوج گرفتن موضعی آن‌ها شیوع این بیماری را در ناحیه‌ی معینی از آمریکا پیش‌بینی می‌کند و به این ترتیب به کاربرانی که در آن ناحیه زندگی می‌کنند هشدار می‌دهد که در معرض خطر ابتلا به آنفلوانزا هستند. این نوع پیش‌اخطار (Early Warning) در عمل می‌تواند بسیار موثر باشد. مردم و همین‌طور پزشکان با علم به این‌که اِپیدمی آنفلوانزا در راه است می‌توانند تدابیری بیاندیشند تا سرعت رشد آن‌ را کاهش دهند.

flu

این جور سرویس‌ها را پیش از آن‌که بخواهیم کاربردی ببینیم باید به عنوان نمونه‌های جالبی از تلاش برای دستیابی به روش‌ها و تکنیک‌های داده‌کاوشی در نظر بگیریم.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز: جهان‌بینی فراتر از مدل‌سازی علمی؛ شباهت کیهان و فاکس‌نیوز؛ آزمایش جسورانه‌ی بشر برای شناخت ذره‌ی الهی

  • بامداد عزیزم، جهان را ببینیم، جهان بینی طلبمان!
    نوشته‌ی کمانگیر در ادامه‌ی گفتگویی که بر سر جنگ و موضع ضد جنگ شروع شد ولی کم‌کم به سطوح مبنایی‌تر کشیده شد. در همین رابطه آزاده همسر کمانگیر هم نوشته است به نام «آمار یا جهان‌بینی، مساله این است». خطاب به این دو دوست گرامی کامنتی را که ذیل مطلب آزاده نوشتم، تکرار می‌کنم:
    «ممنون که در این زمینه نوشتی. البته من منظورم از جهان‌بینی «روش علمی» نیست، بلکه به صورت کلان‌تر نوع نگاه محقق یا دانشمند به جهان اطراف، به اخلاق و کلا نگرشش به هستی منظورم هست.
    یک دانشمند ممکن است از کار کردن برای پروژه‌ی نظامی تولید فلان سلاح شیمیایی جدید سرباز بزند، نه به خاطر این‌که علم محدودیتی براش ایجاد کرده باشد بلکه به خاطر این‌که در جهان‌بینی علمی‌ای که برای خودش دارد، علم نباید در خدمت تولید سلاح به کار گرفته شود.
    اگر دانشمندی بر اساس جهان‌بینی‌ای که دارد نخواهد از علمش روی تولید سلاح‌های جدید استفاده کند، هیچ‌ مدل‌سازی علمی‌ یا به صورت ریزتر هیچ‌ آمار و ارقامی نمی‌تواند او‌ را متقاعد کند که نظرش اشتباه بوده و مثلا به این نتیجه برساندش که روی سلاح جدید شروع به تحقیق کند. چون این‌جا حیطه‌‌ی شناخت «ورای علم» هست.
    من متاسفم که بگویم کمانگیر دانسته یا نادانسته، حرف من را نگرفته است. او بحث را کشانده به روش تحقیق علمی و مدل‌سازی و … که البته همان‌جا هم می‌توان درباره‌ی نقش پررنگ جهان‌بینی سخن گفت ولی به هر حال باز عرصه‌، زمینه‌ی علمی است و جایگاه آمار و تحقیقات میدانی نسبتا پررنگ. درحالی‌که من کلی‌‌تر از علوم تجربی صحبت کردم و اعتقاد دارم هنوز خیلی مانده که بشر بتواند اخلاقیات یا هستی‌شناسی را به حیطه‌ی علوم تجربی وارد کند.»
  • مهندسی ابزاری، ابزار مهندسی
    غنیمتی است که آدمی مثل «هزاران نقطه» در وبلاگستان فارسی حضور دارد. توصیه می‌کنم متن کامل نوشته‌ی او را درباره‌ی مقایسه «کیهان» و «فاکس‌نیوز» بخوانید.
    یک تحلیلگر، یک خبرنگار و یا یک برنامه ساز در فاکس نیوز، هیچ گاه با دبیر یا سردبیر خود بحث نمی کند که چگونه باید به جنگ عراق پرداخت. او باور دارد که عملیات عراق، جنگی موفقیت آمیز بوده و حالا فقط در صدد تصاویر، گفت وگوها و اخبار و آماری است که نشان دهد این حرف درست است. او باور دارد دشمنانی هستند که سوءنیت به خاک و منافع آمریکا دارند و آمریکا باید هر جا و هر طور که می تواند، آنها را شکست دهد.
    حسین شریعتمداری، نه آدم بیسوادی است و نه بی تجربه. دست به آمارش هم عالی است چرا که اطلاعات دست اول و بکر و تازه را از منابع اطلاعاتی به دست می آورد. حتی به وضوح آن را به رخ می کشد و گفته های آقا درباره عزل و نصب وزیران را هم «کد» می دهد که آقا چه گفته اند و منظورشان چه بوده است. شریعتمداری کیهان اما، باور دارد حرف هایی که می زند درست است و راه همین است که هست.
  • فیس‌آف: ویژه‌ی هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی
    کار جالبی از وبلاگ بلاگ‌نوشت در ادامه‌ی پروژه‌ی فیس‌آف. دیدگاه‌های چند وبلاگ‌نویس درباره‌ی وبلاگ.
  • امکان جدید وردپرس دات کام: پست ویژه
    از این به بعد می‌توانید یکی از پست‌های خود را به صورت پست ویژه بالای وبلاگ وردپرس دات کام خود متمایز کنید و نمایش دهید. امکانی بسیار مهم که مدت‌ها بود انتظارش را می‌کشیدیم.
  • گوگل آرشیو همه‌ی روزنامه‌های جهان را به بانک‌اطلاعاتی خود اضافه می‌کند
    یک حرکت مهم دیگر در راستای شعار بزرگ گوگل که گفته بود «می‌خواهد همه‌ی اطلاعات بشر را ایندکس کند». سئوال اساسی این است، آیا می‌خواهیم «این همه» اطلاعات در بانک‌های اطلاعاتی یک شرکت ذخیره شود؟
  • تحریم خطوط کشتی‌رانی جمهوری اسلامی و 18 شرکت همکار آن از سوی آمریکا
    فاجعه‌ای دیگر برای مردم ایران، هدیه‌ی مشترکی از سیاست‌گذاران بی‌کفایت ایران و امپراطور  توسعه‌طلب. این به معنای گران شدن نرخ بیمه، و نرخ حمل و نقل دریایی برای واردات و صادرات ایران است، یعنی ضربه‌ی مهلکی که مستقیما دودش به چشم مردم می‌رود.
  • در جستجوی رازهای پیدایش جهان
    به کمک شتاب‌دهنده‌ی 27 کیلومتری سرن، دانشمندان تلاش می‌کنند تا لحظات اولیه‌ی پیدایش جهانی که می‌شناسیم را در مقیاسی کوچک شبیه‌سازی کنند. این شاید گستاخانه‌ترین آزمایشی باشد که بشر تاکنون انجام داده است.
تایید فرضیه‌ی تبدیل ذرات بدون جرم به ذرات دارای جرم، به منزله‌ی گامی مهم در پذیرش فرضیه‌ی انفجار بزرگ (مه‌بانگ یا بیگ‌بنگ) به عنوان مبداء پیدایش کائنات و تشکیل کهکشان‌ها و در نهایت، منظومه‌ی شمسی و کره‌ی زمین خواهد بود. پیتر هیگینز، پژوهشگر هفتاد و نه ساله بریتانیایی گفته است که به اعتقاد وی، آزمایش سرن خواهد توانست وجود «ذره‌ی الهی» را نشان دهد.

لینک‌های روز (29-08-2008)

روسیه در گرجستان بمب خوشه‌ای به کار برده است

لینکدونی بدون لینک:

  • کانون EOS 50D هم آمد، تنها چیز هیجان‌انگیزی که دارد امکان عکس‌ گرفتن در نورهای خیلی کم با ISO 12800 است!
  • می‌دونستید بیشتر از 85 درصد درآمد موزیلا (تولید کننده‌ی فایرفاکس) از قراردادی با گوگل می‌آید؟ فقط به ازای نمایش دادن موتور جستجوی گوگل به عنوان پیش‌فرض در فایرفاکس!

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (27-07-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

وردپرس خود را توربو کنید

همین چند ساعت پیش، وردپرس دات کام امکان جدیدی اضافه کرد به نام «توربو» که به کمک آن می‌توانید سرعت وردپرس خودتان را بالا ببرید. در واقع وردپرس در حالت توربو با استفاده از Google Gears،‌ بخشی از برنامه‌ی پردازش و نگهداری اطلاعات خودش را به کامپیوتر شخصی کاربر منتقل می‌کند و با این‌کار محیط مدیریتی وردپرس سریع‌تر اجرا می‌شود و به پنهای باند اینترنت کمتری نیاز دارد.

این امکان جدید به خصوص برای کاربران ایرانی که معمولا سرعت اینترنتشان کم است به درد می‌خورد.

فعال کردن آن هم ساده است. کافی است توی محیط مدیریت وردپرس دات کام، قسمت بالا سمت راست لینک Turbo را بزنید و مراحلی را که به شما می‌گوید انجام دهید:

دست آخر که همه‌ی کارها را انجام دادید دوباره روی همین لینک کلیک کنید. باید به شما پیامی مانند زیر نشان بدهد، اگر فعال نشده بود، همان‌جا می‌توانید فعالش کنید:

نتیجه‌ی کار بلافاصله محسوس است! حتما امتحان کنید.

نکته: من این را از داخل ایران تست نکرده‌ام. لطفا اگر مشکلی توی دانلود گوگل‌گیرز بود به من اطلاع دهید.

پی‌نوشت:

نرم‌افزار GoogleGears را این‌جا قرار دادم. دریافت و نصب کنید، شاید از این طریق بشه داخل ایران راهش انداخت.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

دانش بدون نظریه

به یک مقاله جالب برخوردم به نام «روش علمی گوگل». اول به نظرم رسید درباره‌ی گوگل است و اتفاقا چند مثال هم از گوگل دارد، ولی به کمک مثال‌ها به مفهومی فراتر از گوگل می‌رسد که بسیار جالب و خواندنی است.

قسمت‌هایی از آن‌را ترجمه‌ی آزاد کردم ولی اگر به موضوع علاقه‌مند شدید اصل آن را از دست ندهید که مفصل‌تر است.

گروهی بر این باورند که با ظهور بانک‌های اطلاعاتی خیلی خیلی بزرگ، شیوه‌ی یادگیری ما (به عنوان نوع انسان) کاملا دگرگون می‌شود. روش علمی کلاسیک بر اساس ساخت فرضیه و مدلی که رویدادهای تجربی را توصیف کند، پایه‌گذاری شده است. اما ما اکنون به اندازه‌ی کافی داده از مشاهداتمان داریم که بتوانیم بدون این‌که مدل یا فرضیه‌ای داشته باشیم، رویدادها یا مشاهدات بعدی را پیش‌بینی کنیم (کاری که علم انجام می‌دهد: قدرت پیش‌بینی).

غلط‌گیر املایی گوگل

وقتی در گوگل جستجو می‌کنید گوگل غلط‌های املایی‌ شما را در نوشتن کلیدواژه‌ها اصلاح می‌کند و به شما پیشنهاداتی می‌دهد. گوگل برای این‌کار از هیچ تئوری یا مدلی که قوانین درست نوشتن را شرح دهد استفاده نمی‌کند. به جای آن، گوگل روی مجموعه‌ی بزرگی از داده کار می‌کند که متشکل از عبارت‌هایی مانند این است:‌ «x نفر به این سئوال که آیا منظورتان y بود پاسخ بله داده‌اند» استفاده می‌کند. این الگورتیم هیچ تصوری از املای صحیح لغت‌ها در زبان انگلیسی ندارد و فقط به آمار مراجعه می‌کند و می‌تواند غلط‌های املایی را در همه‌ی زبان‌ها اصلاح کند (به شرطی که داده‌ به اندازه‌ی کافی به آن زبان وجود داشته باشد).

ابزار ترجمه‌‌ی گوگل

گوگل از فلسفه‌ی مشابهی برای ترجمه‌ از یک زبان به زبان دیگر استفاده می‌کند. ابزار ترجمه‌ی گوگل می‌تواند متن‌های آلمانی را به چینی یا انگلیسی را به فرانسوی ترجمه کند و این‌کار را با تطبیق‌دهی «عبارت شما» با مجموعه‌ها‌ی عظیم ترجمه‌هایی که توسط انسان انجام شده انجام می‌دهد. برای نمونه، گوگل موتور ترجمه‌ی انگلیسی/فرانسوی خود را با تغذیه‌ی متن‌های کانادایی که معمولا دوزبانه هستند تربیت کرده است. گوگلی‌ها برای این‌کار از هیچ تئوری نحوی زبانی یا الگوریتم هوش مصنوعی استفاده نکرده‌اند. آن‌ها فقط میلیاردها «نکته» و «لینک» دارند که می‌گوید «این آن است» یا به عبارتی «این» در زبان اول «آن» در زبان دوم است. آقای پیتر نورویگ رئیس بخش تحقیقات گوگل با اشاره‌ی پنهان به تجربه‌ی فکری اتاق چینی در نظریه‌ی هوش مصنوعی می‌گوید:

هیچ‌یک از اعضای تیمی که روی موتور ترجمه‌ی چینی گوگل کار می‌کردند، چینی صحبت نمی‌کرد.

دانش بدون نظریه

اگر می‌شود بدون دانستن حتی یک کلمه انگلیسی، غلط‌های املایی عبارت‌های نوشته شده‌ی انگلیسی را گرفت، یا اگر می‌شود بدون دانستن حتی یک کلمه چینی، متون انگلیسی را به چینی ترجمه کرد، سئوالی که مطرح می‌شود این است که دیگر چه چیزهایی را می‌توان بدون داشتن فرضیه یا مدل دریافت؟

آقای کریس‌آندرسن در وایرد (Wired) می‌نویسد:

به کمک ریاضیات کاربردی و با داشتن میزان به اندازه‌ی کافی بزرگ داده (data) از رفتار انسان‌های مختلف، می‌توانیم با دقت کافی رفتار آدم‌ها را پیش‌بینی کنیم. کسی چه می‌داند چرا افراد این‌گونه رفتار می‌کنند، مهم این است که این‌کارها را می‌کنند و ما می‌توانیم آن‌را پیش‌بینی کنیم (معادل این‌که بگوییم: برای چه کسی مهم است که من چینی نمی‌دانم یا می‌دانم، مهم این است که من به اندازه‌ی کافی داده دارم که حدس بزنم ترجمه‌ی این عبارت به چینی چه می‌شود).

پتابایت‌های (هزاران ترابایت) داده کافی هستند که بگوییم هبستگی (correlation) ‌کافی است. می‌توانیم به کمک الگوریتم‌های آماری و محاسبه‌ی خوشه‌ای (cluster computing)، حجم بسیار بزرگی از داده را تحلیل کنیم و نتایج کاربردی و مفید بگیریم، بدون این‌که فرضیه‌ای داشته باشیم که به ما بگوید این‌ها چه معنایی دارند.

دانشمندان علوم مختلف مانند اخترشناسی، فیزیک، ژنتیک، زبان‌شناسی و زمین‌شناسی در حال گردآوری و تولید پیوسته‌ی داده هستند که حجم آن امروز به پتابایت‌ها می‌رسد و در کمتر از یک دهه‌ی دیگر به سطح اکسابایت (exabyte = 1000 petabyte) خواهد رسید. به کمک روش‌های «یادگیری ماشین» (Machine Learning) ماشین‌ها می‌توانند از این دریای اطلاعات الگوهایی استخراج کنند که هیچ انسانی هرگز نمی‌تواند کشف کند. این‌ها الگوهای هبستگی هستند و ممکن است سببی (Causative) باشند یا نباشند،‌ اما به کمک آن‌ها می‌توانیم چیزهای جدید یاد بگیریم. بنابراین آن‌ها کاری را که علم انجام می‌دهد انجام می‌دهند؛ اگرچه نه به شیوه‌ی سنتی.

همیشه اگر همبستگی به اندازه‌ی کافی باشد قابل قبول است. بخش بزرگی از علم پزشکی این‌گونه پیشرفت کرده. پزشک شاید نداند علت اصلی بروز خیلی از بیماری‌ها چیست، اما می‌تواند نشانه‌های آن را تشخیص دهد و مسیر بیماری را پیش‌بینی کند. در واقع مدل درمانی او بر اساس همبستگی تعداد زیادی بیماری با خصوصیات مشابه شکل گرفته است.

نکته‌ی مهم این است که این روش در حال ظهور به یک ابزار جدید در «روش علمی» تبدیل می‌شود و قرار نیست جای‌گزین آن شود.

در همین‌رابطه:


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (29-06-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (24-06-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (13-06-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (09-06-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (30-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (20-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (15-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (13-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

مواظب باشید: امکانات جدید گوگل‌ریدر خطرناکند

بی‌شک امکان جدید گوگل‌ریدر که به خوانندگان اجازه به اشتراک گذاشتن همراه با یادداشت را می‌دهد، امکانی مورد نیاز، ضروری و عالی است. برای آشنایی بیشتر با این امکانات نوشته‌های یک‌فتحی و یک‌پزشک را ببینید.

اما شیوه‌ای که گوگل برای پیاده‌سازی آن انتخاب کرده است مورد بحث است. چرا که گوگل به کاربران اجازه می‌دهد حتی محتوای مطالب دیگران را تغییر دهند. این موضوع می‌تواند به بی‌اعتمادی خوانندگان یا سردرگمی آن‌ها منجر شود، چرا که مطالب به اشتراک گذاشته شده لزوما مطالب اصلی نیستند.

برای این‌که بهتر متوجه این خطر شوید یک مثال عملی می‌زنم. یکی از نوشته‌های بامدادی را به عنوان «کاریکاتور روز: استاندارد دوگانه» به کمک این امکان جدید گوگل‌ریدر به اشتراک می‌گذارم اما کاملا محتوای آن‌را عوض می‌کنم.

1. مطلب اصلی من در بامدادی

GoogleReader-Flaw-before

2. همان مطلب پس از به اشتراک گذاشته شدن

همان مطلب را به اشتراک می‌گذارم، اما به گونه‌ای دیگر: به عمد محتوای مطلب را کاملا عوض می‌کنم.

GoogleReader-Flaw-after

3. پس خوانندگان چگونه اعتماد کنند؟

 

GoogleReader-Bamdadiblog

تا جایی که موضوع فقط تغییر عنوان و اضافه کردن یک یادداشت باشد که مشکلی نیست و خیلی هم خوب و جالب است. اما وقتی کار به تغییر محتوا برسد جایی از کار می‌لنگد. چرا که کاربرانی که صفحه اشتراک‌های گوگل‌ریدری من را می‌خوانند نمی‌توانند به اصالت محتوای مطالبی که به اشتراک گذاشته‌ام اطمینان کنند. این موضوع می‌‌تواند به از دست رفتن اعتبار مطالب اشتراکی منجر شود.

گوگل باید این امکان را بردارد

به نظر من گوگل باید به سرعت و قبل از این‌که کار به جاهای باریک کشیده شود، این امکان را اصلاح کند. یعنی کماکان به کاربران امکان تغییر عنوان یا اضافه کردن یادداشت را بدهد، ولی اجازه تغییر در متن اصلی پست را ندهد.

کاربران نباید امکان تغییر محتوای مطالبی که به اشتراک می‌گذراند را داشته باشند.

بعد از تحریر

چند نکته جالب هم که برگرفته از کامنت‌های دوستان است اضافه می‌کنم که نظرات مخالف، یعنی دوستانی که به نظر می‌رسد با نظر من مبنی بر خطر تغییر محتوای مطالب به اشتراک گذاشته موافق نیستند هم منعکس شده باشد:

  • روبو اعتقاد دارد چون لینک به اصل مطلب در هر حال وجود دارد، کاربران همیشه می‌توانند مطلب‌ به اشتراک گذاشته شده را با مطلب اصلی مقایسه کنند.
  • همچنین آریا معتقد است موارد مفید استفاده از امکان ویرایش محتوا هم بسیار است، مثلا خلاصه کردن، حذف تبلیغات یا موضوعات غیر مرتبط.
  • کیوان آزاد بودن ویرایش محتوای مطالب به اشتراک گذاشته شده را با آزادی تغییر محتوا در ویکی‌پدیا مقایسه کرده که به نظر من مقایسه بسیار جالبی است چون تاکید برآزادی عمل کرده.
  • همانطور که دوست دیگری به نام علی شمس صادقانه گفته «داشتن آزادی بهتر از نداشتنشه!».
  • در ضمن تعدادی از این دوستان هم معتقدند چون بیشتر لینک‌های اشتراکی را دوستان افراد می‌خوانند، گوگل فرض را بر اعتماد گذاشته است.

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (04-05-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (30-04-2008)

لینک‌های روز (14-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (07-04-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (25-03-2008)


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

لینک‌های روز (22-03-2008)

  • هیجان انگیز نیست؟‌به زوری گریس‌مانکی‌اش هم در فایرفاکس تولید می‌شود. یک صفحه عربی یا فرانسه را باز کنید و به انگلیسی بخوانید!

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

امکان دیدن تعداد مشترکین خوراک‌ها در گوگل‌ریدر

قابل توجه خوراک‌خوان‌های مشتاق و کنجکاو (منظورم همان فضول) مثل خودم. حالا امکانش را دارید که تعداد مشترکین خوراک‌ها در گوگل‌ریدر را ببینید.

google-reader-sub-count

google-reader-sub-count-2

البته این آمار معنای خاص خودش را دارد و فقط شامل مشترکینی است که از امکان Google Feedfetcher استفاده می‌کنند مانند اورکات، گوگل‌ریدر، صفحه شخصی گوگل و …


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

اکتشاف جهان وب‌لاگ به کمک گوگل

به کمک ابزارهای جدیدی که گوگل در اختیار کاربران قرار داده است و روز به روز هم کامل‌تر می‌شود می‌توانید به صورت هدف‌مندتری وب‌لاگ‌های مورد علاقه خود را اکتشاف و یا «اخبار تولید شده توسط وب‌لاگستان» را دریافت کنید. در این‌جا به معرفی دو ابزار مهم گوگل در این زمینه می‌پردازیم.

اکتشاف توسط موتور جستجوی وب‌لاگ‌ گوگل (Google Blog Search)

g_bsrch_logoشاید به نظرتان بیاید که این سرویس چیز خاصی نیست و با همان موتور جستجوی معمولی گوگل هم می‌شود وب‌لاگ‌ها را جستجو کرد. ولی اگر از این سرویس استفاده کنید از کیفیت و دقت اطلاعاتی که به شما می‌دهد حیرت خواهید کرد. GBS خوراک‌های وب‌لاگ‌ها را ایندکس می‌کند و وب‌لاگ‌هایی که خوراک تولید نمی‌کنند را تحت پوشش قرار نمی‌دهد.

نکته قابل توجه این است که به کمک GBS می‌توانید فقط وب‌لاگ‌های فارسی را جستجو کنید. کافی است در قسمت تنظیمات زبان فارسی را انتخاب کنید:

Preferences_1202936827090

به کمک GBS نه تنها می‌توانید فقط وب‌لاگ‌های فارسی را جستجو کنید، بلکه می‌توانید جستجوی‌تان را به یک «بازه زمانی» خاص محدود کنید. مثلا، نوشته‌های وب‌لاگستان فارسی درباره «انتخابات» در «12 ساعت اخیر». سرعت ایندکس‌سازی وب‌لاگ‌ها توسط گوگل حیرت‌انگیز است:

انتخابات - Google Blog Search_1202937330159

برای آشنایی بیشتر با GBS اینجا را بخوانید.

اکتشاف به کمک گوگل‌ریدر

امکان نسبتا جدیدی که به قسمت اکتشاف (Discover) گوگل‌ریدر اضافه شده، گزینه مرور (Browse) است. به کمک آن می‌توانید «بسته‌های خوراکی آماده‌»‌ای (Feed Bundles) را که گوگل از پیش تهیه کرده است به فهرست اشتراکات خود اضافه کنید، یا با استفاده از «کلیدواژه‌» وب‌لاگ‌های موردنظرتان را بیابید:

google-reader-discover-browse

از قسمت توصیه‌ها (Discover –> Recommendations) هم غافل نشوید. در این‌جا گوگل با توجه به آمار وب‌لاگ‌هایی که مطالعه می‌کنید به شما پیشنهاداتی می‌کند که درخور توجه هستند:

Google Image Result for http---blogs.sun.com-plamere-resource-googl_reader_recommendations_detail.png_1202937839535

با توجه به گسترش روزافزون مطالب وب‌لاگستان فارسی (و انگلیسی) شیوه‌های «جستجو» و «انتخاب» وب‌لاگ روز به روز اهمیت بیشتری می‌یابند.


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.
Balatarin

delicious.med.gif

دنباله

مهندس

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

آیا محصولات و خدمات رایگان خطرناکند؟

وب‌گاه ریدرایت‌وب (ReadWriteWeb) از آن منابعی است که من معمولا موقع خواندن مطالبش در گوگل‌ریدر بی‌خیال کلید Shift-S می‌شوم، چون بی‌معنی است اگر همه نوشته‌های یک وب‌گاه را به اشتراک بگذارم. چیزی که این وب‌گاه را متمایز می‌کند نوشته‌های تحلیلی و بینش باز و پختهٔ نویسندگان آن نسبت به فن‌آوری‌های نوین است که در عین حال به صورت ساده و قابل فهم برای کابران غیرمتخصص و علاقه‌مند ارائه می‌شود. 

مقالهٔ «خطر رایگان» یا The Danger of Free نوشته آلکس ایسکولد را خواندم و حیفم آمد خلاصه‌ای از آن را این‌جا ترجمه نکنم. توصیه می‌کنم مقاله کامل را هم بخوانید. (برای سرعت و سهولت ترجمه تقریبا آزاد است، اگر چه فقط اندکی) ‌نه این‌که با موضوعات مطرح شده لزوما موافق باشم، ولی نوشته سرشار از ایده‌هایی است که قبلا کمتر به آن‌ها اندیشده بودم.

 

همه ما دوست داریم محصولات یا خدمات را به صورت رایگان دریافت کنیم. اما در عین حال می‌دانیمnofreelunch «رایگان» بیشتر یک توهم است. شاید به مناسبت یک جشن یک نوشیدنی رایگان دریافت کنیم، اما بدون چشم‌داشت در موقعیت‌های دیگر برای نوشیدن آن پول پرداخت می‌کنیم. 

اما اخیرا و به دنبال تحولات دنیای اینترنت، کم‌کم این تصور در ذهن ما شکل می‌بندد که همه‌چیز باید رایگان باشد و اگر کسی از ما برای خدماتی که ارائه می‌دهد درخواست پول کرد «غیرمنطقی» است. چرا این‌ تصور در ذهن ما ایجاد شده است؟ چون روز به روز شرکت‌های تجاری اینترنتی برای درآمد خود به «تبلیغات» تکیه می‌کنند و حاضرند خدمات و محصولات را به صورت رایگان ارائه دهند، به شرطی که تبلیغات در کنار آن ارائه شود.

چرا رایگان می‌تواند کثیف باشد؟

خدمات رایگان اگرچه به ظاهر پسندیده است، اما بعضا می‌تواند به عنوان ابزاری شیطانی مورد استفاده قرار گیرد.ibm-logo تصور کنید شرکت بزرگ و ثروتمندی را که با ارائه رایگان یا بسیار ارزان محصولات خود، رقبای خوب اما کم‌ثروت‌تر خود را نابود می‌کند. این اتفاق در عمل رخ می‌دهد. مثلا IBM با ارائه رایگان «محیط‌های همبسته تولید و توسعه» (IDE) برای جاوا ، عملا در حال نابود کردن محصولات بسیار خوب شرکت Borland است. نتیجه پیروزی IBM در این نبرد نابرابر، کمتر شدن خلاقیت و نوآوری در این زمینه خواهد بود.

از رایگان تا امپراطوری

پادشاه وب، گوگل نیز قلمرو خود را به کمک همین راهبرد گسترش داده است. در یک حرکت هوشمندانه گوگل فن‌آوری جستجوی خود را به صورت رایگان در اختیار شرکت‌های بزرگ گذاشت، به شرطی که آن‌ها اجازه دهند گوگل در کنار نتایج جستجو تبلیغات کند. بعد گوگل جی‌میل را به صورت رایگان و با امکاناتgoogle-logo فوق‌العاده ارائه داد. باز هم رایگان به شرط تبلیغ. بعد گوگل Google Office را به صورت رایگان (و برای شرکت‌ها بسیار ارزان) ارائه می‌دهد و عملا قصد دارد به روش ناجوانمردانه‌ای مایکروسافت را نابود کند. چون مدل تجاری مایکروسافت به درآمد ناشی از فروض محصولات Office وابسته است.

گوگل (یا نظایر آن) می‌تواند این‌کارها را امروز انجام دهد و رقبایش را ضعیف یا نابود کند، اما در آینده چطور؟ پس از پیروزی و حذف رقبا تکلیف رقابت و نوآوری چه می‌شود؟ آیا این یک قمار خطرناک برای کابران نیست؟ این روش پیروزی در رقابت عادلانه و درست نیست. موضوع این نیست که محصولات گوگل در حال حاضر عالی و سبک هستند، موضوع این است که این‌‌نوع رقابت و این فلسفه به انحصار و حذف رقبا و در نهایت ضرر کابران و مردم می‌انجامد.

نسل رایگانjumping-kids

نسل جوان و جدیدی که با فن‌آوری‌های چندین سال اخیر رشد می‌کند انتظار دارد همه چیز رایگان باشد و این واقعیت سنتی که باید برای برخی از خدمات هزینه پرداخت کرد در ذهنش شکل نمی‌بندد. آیا این خطرناک نیست؟ لباس رایگان نیست، غذا رایگان نیست، چرا همه خدمات در وب باید رایگان باشد؟ نسلی که به همه چیز به صورت رایگان نگاه کند دچار پارادکوس نمی‌شود؟

نتیجه

به جز موارد استثنایی هیچ‌‌چیز رایگان نیست. اگر جایی دیدید که غذای رایگان می‌دهند، به احتمال زیاد «چیز دیگری» هم در کنار آن است. در محیط وب هم همین است. اگر چیزی رایگان است، «چیز دیگری» هم در کنارش است. «کتابخانه‌های عمومی» رایگان هستند، چون ما «مالیات» پرداخت می‌کنیم. نرم‌افزارها و خدمات شرکت‌ها چطور؟‌‌ آیا برای آن‌ها نباید پرداخت کرد؟  آیا ارائه محصولات رایگان به منظور «حذف رقبا» درست است؟

پی‌نوشت: موضوع حذف رقبا به شیوه‌های ناجوانمردانه، فقط دغدغه سال‌های اخیر و ظهور وب نیست. این دغدغه‌ از قرن‌های پیش و از روزهای اول ظهور جهان سرمایه‌داری در ذهن «علاقه‌مندان به بشریت» و نه «پرستش‌کنندگان سود» به صورت یکی از مهمترین «ایرادات نهادینه‌  مدل سرمایه‌داری» بارها و به شیوه‌های مختلف مطرح شده است.

تحقیر مایکروسافت در صفحات راهنمای گوگل

لحن تحقیر‌آمیز گوگل در رابطه با مرورگر وب مایکروسافت، مرا به یاد صحبت معلمی می‌اندازد که در وصف هنر آموزشیش روزی گفت: «ببین من چقدر خوب درس دادم، حتی فلان شاگرد ِ خنگ هم مطلب را گرفت». گوگل هم انگار می‌خواهد بگوید، «گوگل‌ریدر خیلی محصول خوبی است، چون حتی با مرورگر ِ «خنگ» مایکروسافت هم کار می‌کند! ولی ما البته توصیه می‌کنیم از مرورگر دیگری استفاده کنید!».

این مطلب ترجمه بخشی از صفحه راهنمای گوگل‌ریدر است:

نیازهای سیستمی (system requirements) برای استفاده از گوگل ریدر چیست؟

برای داشتن بهترین تجربه کاربری، گوگل‌ریدر به یک مرورگر به روز و جدید نیاز دارد. ما فایرفاکس یا سافاری را توصیه می‌کنیم، اما اینترنت اکسپلورر هم کار می‌کند. […]

نکته:‌ نشانی این صفحه راهنمای گوگل‌ریدر را دوست خوبم آدینا (Adina  dot ir at gmail dot com به من داد که متاسفانه وب‌لاگی از او ندارم که در این‌جا لینک بدهم.

ایرانی‌ها گوگل‌ریدر اشتراکی را قبضه کرده‌اند

ReadBurner_1200654787500
اگر فرض را بر این بگیریم که معمولا ایرانی‌ها از بالاترین و دودردو فارسی استفاده می‌کنند و لینک‌‌های ارسال شده در آن‌ها را در گوگل‌ریدر به اشتراک می‌گذارند، آمار وب‌گاه ریدبرنر در زمینه حضور ایرانیان در گوگل‌ریدر اشتراکی خیره کننده است! البته راستش این آمار ظاهرا مربوط به کسانی می‌شود که فید خود را درریدبرنر ثبت کرده‌اند و ظاهرا به لطف حضور دکترهای وبلاگستان فارسی جناب مزیدی و یک پزشک ، ایرانی‌ها از این محصول بیشتر استفاده می‌کنند.

کاربران غیرایرانی که باید پذیرفت تعدادشان به مراتب بیشتر از کاربران ایرانی‌ست، ظاهرا از امکان «به اشتراک گذاشتن» در گوگل‌ریدر و عضویت در ریدبرنر چندان استفاده نمی‌کنند. برخلاف کاربران ایرانی. نه اجازه دهید بگویم «کاربرمولف‌های ایرانی». با توجه به ضریب نفوذ اندک اینترنت در ایران،‌ حضور پر رنگ ایرانیان در «تولید گروهی» جالب توجه است (من به اشتراک گذاشتن لینک‌ها را نوعی همکاری و تولید گروهی می‌دانم).

در همین زمینه:

حتما از وب‌گاه ReadBurner استفاده کنید. در این‌‌ وب‌گاه می‌توانید از آخرین وضعیت پست‌های به اشتراک‌ گذاشته شده توسط گوگل‌ریدر باخبر شوید. قسمت فارسی آن نیز جالب توجه تر است: پست‌های فارسی محبوب روز، پست‌های فارسی محبوب هفته، پست‌های فارسی محبوب همه دوران!

همچنین وب‌گاه SharedReader نیز همین کار را انجام می‌دهد. البته راستش من تا الان که داشتم تستش می‌کردم هنوز مشکل داشت و نتوانستم درست و حسابی واردش بشوم. به هر حال فلسفه‌اش مثل همان ریدبرنر است و لینک‌های اشتراکی در گوگل‌ریدر را تعقیب می‌کند.

چرا مایکروسافت از گوگل می‌ترسد؟

بزرگترین خطری که مایکروسافت را تهدید می‌کند گوگل است. موضوع فقط رقابت بر سر موتور جستجو و یا تبلیغات اینترنتی نیست.گوگل ماهیت و فلسفه وجودی مایکروسافت را نشانه گرفته است.

شبکه همان کامپیوتر است

روزگاری بنیان‌گذار شرکت سان گفت: «شبکه همان کامپیوتر است». بنیان‌گذاران شرکت مایکروسافت اما، چنان از بازار عظیم و بادآورده کامپیوترهای شخصی به هیجان آمده بودند که فرصت یا تمایل اندیشیدن به «شبکه» و «کاربران به هم متصل» و «کامپیوتر فراتر از میزکار» را نداشتند. از نظر آن‌ها کامپیوتر، یک واحد محاسباتی «تنها و منزوی» بود، برای تک‌تک نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای آن باید هزینه می‌شد و فقط هم با محصولات مایکروسافت همخوانی می‌داشت.

yeastsex

سان گفت شبکه همان کامپیوتر است. گوگل نیز چنین می‌اندیشد.

اولین حامی گوگل بنیان‌گذار سان: باز هم «شبکه همان کامپیوتر است»

آقای اندی بکتول‌شایم یکی از بنیان‌گذاران سان، در چند ملاقات کوتاه که با لاری و سرگئی داشت تشخیص داد آن‌ها به شعار «شبکه همان کامپیوتر است» اعتقاد دارند و ایده‌هایشان متعلق به «آینده» است. بی‌دلیل نبود آقای بکتول‌شایم در نقش اولین حامی گوگل‌ در زمانی که این شرکت حتی هنوز ثبت نشده بود، ظاهر شد. از نظر بنیان‌گذاران گوگل «شبکه همان کامپیوتر است» و البته باید خصوصیات «هوشمندی» و «دسترسی آزاد به همه اطلاعات» را نیز به این شبکه (بخوانید کامپیوتر) اضافه کرد. رویکردی که یکصد و هشتاد درجه با رویکرد مایکروسافت در تضاد بود.

ارزان بهتر از گران

گوگلی‌ها از همان آغاز سرورهای خود را طوری طراحی کردند که می‌توانست هر سخت‌افزاری که توانایی محاسبه داشته باشد را در بر گیرد. به کمک این فن‌آوری ارزان آن‌ها توانستند سرورهایی بسازند که از لحاظ سرعت و قیمت (بهای تمام شده برای هر عمل محاسبانی) بزرگترین و سریع‌ترین سوپرکامپیوترهای جهان را فرسنگ‌ها پشت‌سر گذاشت. گوگل نمی‌خواست برای خرید سرورهای گران و نرم‌افزارهای گران‌تر هزینه کند، بنابراین سخت‌افزار و نرم‌افزار خودش را بر اساس «سرورهای ارزان» و نرم‌‌افزارهای رایگان موجود بنیاد گذاشت و ثابت کرد «ارزان بهتر از گران است».

محاسبه غیرمتمرکز

گوگل از همان آغاز، هدف و شیوه کسب‌وکارش را حرکت به سوی «محاسبه غیرمترکز» یا Cloud Computing (نوعی از Distributed Computing) قرار داد،‌ حال آن‌که «مایکروسافت» اصولا ساختار کسب‌‌وکارش را برپایه «کامپیوترهای شخصی» و «سرورهای متمرکز» شکل داده بود. برخلاف سرورهای متمرکز سنتی، کاربران آینده تصوری از نوع، محل و خصوصیات سرور مورد استفاده شان ندارند. آن‌ها از ظرفیت و توان محاسباتی سرورهایی که مانند یک «ابر» مبهم و غیرمتمرکز هستند استفاده می‌کنند بدون این‌که به یک سیستم‌عامل یا محیط خاص وابسته باشند.

cloud computing

وب آینده: سرورهای پراکنده و غیرمتمرکز – «اینترنت همان سرور است»

هدف: ریشه‌های مایکروسافت61_google_microsoft

گوگل با ارائه نرم‌افزار و خدمات تحت وب و بانک‌اطلاعاتی عظیم خود که شامل وب‌گاه‌، تصویر، کتاب‌، نقشه‌، فیلم و … که همگی نیز تحت وب قابل دسترس هستند، به تدریج ولی با روندی «مداوم و محسوس» در حال کم کردن وابستگی کاربران به محصولات مایکروسافت است. این درحالی‌است که مایکروسافت روی «افزایش وابستگی کاربران به محصولات خود» سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی استراتژیک کرده است و می‌کند. این وابستگی روز به روز در حال کمرنگ‌تر شدن است و گوگل مهمترین نقش را در این کمرنگ شدن بازی می‌کند: «زنگ خطر جدی برای امپراطوری مایکروسافت!»

مایکروسافت که در سال‌های اخیر نشان داده «غولی محافظه‌کار و کم خلاقیت» است این بار با خطری مواجه شده است که درست «ریشه‌های» آن‌را نشانه گرفته است: گوگل!

مایکروسافت خطر را احساس کرده‌ است، اما آیا زمان و اراده کافی برای جبران دارد؟

توجه: مطالب این نوشته عقاید شخصی نویسنده می‌باشد و به غیر از موارد ذکر شده، ترجمه یا گردآوری نیست.

اول جستجو در گوگل، دوم برنامه‌نویسی

بخش بزرگی از نرم‌افزارها را «الگورتیم‌»ها (Algorithms)، «الگو»ها (Patterns) یا «بسته‌»های (Package) استاندارد تشکیل می‌دهند. چه بسا بخشی از نرم‌افزاری که قصد نوشتنش را دارید قبلا توسط شخص دیگری طراحی یا نوشته شده باشد. قبل از این‌که به اصطلاح «دست به کد» شوید با استفاده از ابزار Google Code Search کمی در دنیای «متن»های موجود بگردید.

Google Code Search_1199878165218

حتی اگر برنامه‌ای که می‌نویسید کاملا جدید است و مطمئن هستید نمونه‌‌ آن قبلا نوشته نشده، دست‌کم می‌توانید از انبوه برنامه‌های موجود در بانک اطلاعاتی گوگل ایده‌های جدید بگیرید و سرعت و کیفیت برنامه‌‌نویسی‌تان را بالا ببرید.

binary search - Google Code Search

در قسمت جستجوی پیشرفته علاوه بر این‌که می‌توانید جستجوی خود را به زبان‌ برنامه‌نویسی خاصی محدود کنید، امکان جستجو داخل بسته‌های نرم‌افزار Pacakges نیز وجود دارد. البته استفاده از اپراتورها امکانات بسیار گسترده‌تری به شما می‌دهد.

همچنین در صورت تمایل می‌توانید «متن» برنامه‌های جدیدی که نوشته‌اید را در GCS ثبت کنید.

صفحه اول گوگل در سال‌ 1960

اگر گوگل در سال 1960 وجود می‌داشت احتمالا صفحه اول آن چیزی مثل این می‌بود:

google_circa_1960

گوگل

لطفا عبارت مورد جستجوی خود را با دست‌خط خوانا بنویسید.

آدرس پستی: …

لطفا به ما چهار الی شش هفته برای ارسال نتایج فرصت بدهید.

منبع: digg.com

آموزش گرامر به کمک گوگل

اگر در حال نوشتن یک متن انگلیسی (یا زبان دیگری) می‌باشید و در مورد ترکیب‌بندی گرامری جمله خود تردید دارید می‌توانید آن را در گوگل جستجو کنید و ترکیبی را که تعداد موارد بیشتری از آن در گوگل ثبت شده بود به عنوان ترکیب صحیح‌تر برگزینید.

به عنوان مثال فرض کنید شما مطمئن نیستید کدامیک از عبارت‌های «a stranger» یا «an stranger» درست است. دو جستجوی ساده در گوگل تردید شما را رفع خواهد کرد:

google grammer1

google grammer2

اختلاف فاحش میان تعداد نتایج نشان می‌دهد که ترکیب «an stranger» غلط است و اصولا نباید از آن استفاده کنید.

گاهی هم ممکن است میان دو ترکیب که هر دوی آن‌ها تا حدودی صحیح می‌باشند تردید کنید. مثلا برای انتخاب ترکیب بهتر از میان دو عبارت «please accept my apology» و «please accept my apologies» باز هم می‌توانید از گوگل کمک بگیرید:

google grammer4

google grammer3

در این حالت متوجه می‌شوید که عبارت «please accept my apologies» کاربرد متداول‌تری دارد و گزینه مناسب‌تری است.