آیا محصولات و خدمات رایگان خطرناکند؟

وب‌گاه ریدرایت‌وب (ReadWriteWeb) از آن منابعی است که من معمولا موقع خواندن مطالبش در گوگل‌ریدر بی‌خیال کلید Shift-S می‌شوم، چون بی‌معنی است اگر همه نوشته‌های یک وب‌گاه را به اشتراک بگذارم. چیزی که این وب‌گاه را متمایز می‌کند نوشته‌های تحلیلی و بینش باز و پختهٔ نویسندگان آن نسبت به فن‌آوری‌های نوین است که در عین حال به صورت ساده و قابل فهم برای کابران غیرمتخصص و علاقه‌مند ارائه می‌شود. 

مقالهٔ «خطر رایگان» یا The Danger of Free نوشته آلکس ایسکولد را خواندم و حیفم آمد خلاصه‌ای از آن را این‌جا ترجمه نکنم. توصیه می‌کنم مقاله کامل را هم بخوانید. (برای سرعت و سهولت ترجمه تقریبا آزاد است، اگر چه فقط اندکی) ‌نه این‌که با موضوعات مطرح شده لزوما موافق باشم، ولی نوشته سرشار از ایده‌هایی است که قبلا کمتر به آن‌ها اندیشده بودم.

 

همه ما دوست داریم محصولات یا خدمات را به صورت رایگان دریافت کنیم. اما در عین حال می‌دانیمnofreelunch «رایگان» بیشتر یک توهم است. شاید به مناسبت یک جشن یک نوشیدنی رایگان دریافت کنیم، اما بدون چشم‌داشت در موقعیت‌های دیگر برای نوشیدن آن پول پرداخت می‌کنیم. 

اما اخیرا و به دنبال تحولات دنیای اینترنت، کم‌کم این تصور در ذهن ما شکل می‌بندد که همه‌چیز باید رایگان باشد و اگر کسی از ما برای خدماتی که ارائه می‌دهد درخواست پول کرد «غیرمنطقی» است. چرا این‌ تصور در ذهن ما ایجاد شده است؟ چون روز به روز شرکت‌های تجاری اینترنتی برای درآمد خود به «تبلیغات» تکیه می‌کنند و حاضرند خدمات و محصولات را به صورت رایگان ارائه دهند، به شرطی که تبلیغات در کنار آن ارائه شود.

چرا رایگان می‌تواند کثیف باشد؟

خدمات رایگان اگرچه به ظاهر پسندیده است، اما بعضا می‌تواند به عنوان ابزاری شیطانی مورد استفاده قرار گیرد.ibm-logo تصور کنید شرکت بزرگ و ثروتمندی را که با ارائه رایگان یا بسیار ارزان محصولات خود، رقبای خوب اما کم‌ثروت‌تر خود را نابود می‌کند. این اتفاق در عمل رخ می‌دهد. مثلا IBM با ارائه رایگان «محیط‌های همبسته تولید و توسعه» (IDE) برای جاوا ، عملا در حال نابود کردن محصولات بسیار خوب شرکت Borland است. نتیجه پیروزی IBM در این نبرد نابرابر، کمتر شدن خلاقیت و نوآوری در این زمینه خواهد بود.

از رایگان تا امپراطوری

پادشاه وب، گوگل نیز قلمرو خود را به کمک همین راهبرد گسترش داده است. در یک حرکت هوشمندانه گوگل فن‌آوری جستجوی خود را به صورت رایگان در اختیار شرکت‌های بزرگ گذاشت، به شرطی که آن‌ها اجازه دهند گوگل در کنار نتایج جستجو تبلیغات کند. بعد گوگل جی‌میل را به صورت رایگان و با امکاناتgoogle-logo فوق‌العاده ارائه داد. باز هم رایگان به شرط تبلیغ. بعد گوگل Google Office را به صورت رایگان (و برای شرکت‌ها بسیار ارزان) ارائه می‌دهد و عملا قصد دارد به روش ناجوانمردانه‌ای مایکروسافت را نابود کند. چون مدل تجاری مایکروسافت به درآمد ناشی از فروض محصولات Office وابسته است.

گوگل (یا نظایر آن) می‌تواند این‌کارها را امروز انجام دهد و رقبایش را ضعیف یا نابود کند، اما در آینده چطور؟ پس از پیروزی و حذف رقبا تکلیف رقابت و نوآوری چه می‌شود؟ آیا این یک قمار خطرناک برای کابران نیست؟ این روش پیروزی در رقابت عادلانه و درست نیست. موضوع این نیست که محصولات گوگل در حال حاضر عالی و سبک هستند، موضوع این است که این‌‌نوع رقابت و این فلسفه به انحصار و حذف رقبا و در نهایت ضرر کابران و مردم می‌انجامد.

نسل رایگانjumping-kids

نسل جوان و جدیدی که با فن‌آوری‌های چندین سال اخیر رشد می‌کند انتظار دارد همه چیز رایگان باشد و این واقعیت سنتی که باید برای برخی از خدمات هزینه پرداخت کرد در ذهنش شکل نمی‌بندد. آیا این خطرناک نیست؟ لباس رایگان نیست، غذا رایگان نیست، چرا همه خدمات در وب باید رایگان باشد؟ نسلی که به همه چیز به صورت رایگان نگاه کند دچار پارادکوس نمی‌شود؟

نتیجه

به جز موارد استثنایی هیچ‌‌چیز رایگان نیست. اگر جایی دیدید که غذای رایگان می‌دهند، به احتمال زیاد «چیز دیگری» هم در کنار آن است. در محیط وب هم همین است. اگر چیزی رایگان است، «چیز دیگری» هم در کنارش است. «کتابخانه‌های عمومی» رایگان هستند، چون ما «مالیات» پرداخت می‌کنیم. نرم‌افزارها و خدمات شرکت‌ها چطور؟‌‌ آیا برای آن‌ها نباید پرداخت کرد؟  آیا ارائه محصولات رایگان به منظور «حذف رقبا» درست است؟

پی‌نوشت: موضوع حذف رقبا به شیوه‌های ناجوانمردانه، فقط دغدغه سال‌های اخیر و ظهور وب نیست. این دغدغه‌ از قرن‌های پیش و از روزهای اول ظهور جهان سرمایه‌داری در ذهن «علاقه‌مندان به بشریت» و نه «پرستش‌کنندگان سود» به صورت یکی از مهمترین «ایرادات نهادینه‌  مدل سرمایه‌داری» بارها و به شیوه‌های مختلف مطرح شده است.

یک کهکشان پر از مردم

همانطور که در این بلاگ قبلا نوشته‌ام و باز هم خواهم نوشت، وب در حال گذر از وب «مولف‌ها» به وب «کاربران ِ مولف‌»ست. یعنی من و شمایی که تا دیروز فقط می‌توانستیم مطالب را بخوانیم و به اصطلاح فقط کاربر بودیم، کم‌کم نقش پررنگ‌تری در «تولید محتوی» در وب بازی می‌کنیم. این یعنی نابودی قابل پیش‌بینی «انحصار رسانه‌ای» که حق مردم جهان برای دسترسی آزاد و درست به اخبار و حقایق را زیر سئوال برده است. این یعنی چشم‌انداز نزدیک‌تری به صلح و آرامش در سطح جهان چرا که مهمترین بسترساز «ماشین‌ اقتصادی-نظامی» اقلیت حاکم بر جهان همین «انحصار رسانه‌ای» است. این یعنی افق روشن‌تر برای مردم جهان که تشنه صلح و آرامش هستند.

media-monoply

همه ما می‌توانیم کاربرمولف باشیم

گمان نکنید برای «تولید محتوی» کردن حتما باید نویسنده بلاگ باشیم، چند نمونه از نحوه «تولید محتوی» در «وب نوین»:

1. خواندن خوراک وب‌گاه‌ها یا بلاگ‌های دیگر
2. به اشتراک گذاشتن خوراک‌ها با دیگران در گوگل‌ریدر یا نظیر آن
3. ارسال لینک‌های جالب به بالاترین، خوشمزه‌ها، دیگ و …
4. ارسال فیلم‌ها یا عکس‌هایی که از موضوعات مختلف می‌گیرید به وب‌گاه‌هایی نظیر YouTube یا Flickr
5. مشارکت در «نظر سنجی‌های تحت وب»
6. نوشتن کامنت پای مطالب جالب
7. ایجاد ارتباطات مجازی و تشکیل شبکه‌های اجتماعی تحت وب در سایت‌هایی مانند فیس‌بوک، مای‌سپیس، ارکات و …
8. اکتفا نکردن به منابع خبری تجاری و استفاده روزافزون از منابع خبری دیگر (alternative media) برای دسترسی «واقع‌بینانه‌تر» و «انسانی‌تر» به رویدادها و اخبار جهان.
9. استفاده از امکانات روزافزون «وب» برای ارتباط با «آدم‌های دیگر»، «فرهنگ‌های دیگر»، «رنگ‌های دیگر»، «زبان‌های دیگر» برای گسترش و تعمیق دیدگاه و جهان‌بینی انسانی‌مان.
10. شما بگویید…
100. شما بگویید…
1000. شما بگویید…

دهکده جهانی یک کهکشان پر از مردم

در کل می‌توان گفت هرگونه ورودی (input) از طرف شما در وب، به نوعی «تولید توسط شما» محسوب می‌شود. با همکاری و مشارکت بیشتر با یکدیگر، حرکت به سوی «وب نوین» و «وب کاربران مولف» را سرعتglobalvillage بخشیم. به این امید که روزی طاعون انحصار رسانه‌ای گریبان جامعه بشری را رها کند.

این یک کار گروهی عظیم است که به اعتقاد من می‌رود که آینده بشریت را عوض کند، همانطور که روزگاری اختراع صنعت چاپ و ظهور «کهکشانِ گوتنبرگ» سرنوشت بشریت را تغییر داد. سال‌ها بعد «اینترنت» به درستی اغلب پیش‌بینی‌های مک‌لوهان درباره «دهکدهٔ جهانی» را محقق ساخت. آیا ظهور «وب نوین» تعمیم این مفهوم به «کهکشانِ کاربرانِ مولف» نیست؟

با تشکر از یک‌فتحی عزیز که مرا هول داد که بنویسم. چون امروز کمی خسته بودم…

مطالب «بامدادی» را از طریق خوراک‌خوان دریافت کنید.

اگر بتهوون زنده بود فیلم می‌ساخت و ناخونکی هم به مجسمه‌سازی می‌زد؟

در خبرها خواندم نخستین اپرای فیلم‌ساز ایرانی آقای «عباس کیارستمی» قرار است به زودی در فرانسه اجرا شود. برای این‌که سوءتفاهم نشود همین اول کار تاکید می‌کنم از طرفداران آثار (فیلم و عکس) ناب و انسان‌گرای کیارستمی هستم و همیشه دید منحصر به فرد و جهانی او را در «فیلم‌ها» و «عکس‌هایش» ستوده‌ام. اما پرسش من این است آیا شایسته‌تر نیست آقای کیارستمی وقت و انرژی خود را در عرصه‌هایی که نبوغ و استعدادش را دارد صرف کند؟ شاید در دفاع از این موضوع گفته شود اپرا ریشه‌هایی در تئاتر دارد و تئاتر هم بی‌ارتباط به سینما نیست. اما متاسفانه اپرا بیشتر به رقص و موسیقی نزدیک است تا تئاتر.

kiarostami - 060609_2

قصد پیش‌داوری ندارم (گرچه نفس همین نوشته نوعی پیش‌داوری است!)‌ و باید منتظر باشیم و اپرای ایشان را که بر اساس یکی از آثار موتسارت است بشنویم و ببینیم و بعد قضاوت کنیم. اما به احتمال زیاد (تجربه تاریخ به ما می‌گوید آدم‌ها حتی بزرگان همه فن حریف نیستند) کار و اجرای چشمگیری نخواهد شد. گیرم کیارستمی یک اپرای دست سوم شل و ول هم در کارنامه هنری خودش ثبت کرد. خوب که چه؟ با همان وقت و انرژی شاید می‌توانست یک شاهکار سینمایی دیگر خلق کند. نشنیده‌ایم و نخوانده‌ایم میکل‌آنجلو (با آن‌همه استعداد و نبوغ) سمفونی بنویسد یا بتهوون (که نمونه‌اش دیگر شاید در عالم موسیقی پیدا نشود) ناخونکی هم به مجسمه‌سازی بزند. اتلاف استعداد و فرصت است آخر اگر میکل‌آنجلو مجسمه نسازد و بتهوون کاری غیر از موسیقی کند…

به گفته خود کیارستمی «همه ما موسیقی خلق می‌کنیم، اما با ابزار متفاوت…. به این نتیجه رسیده‌ام که روی صحنه بردن اپرا نباید چندان سخت‌تر از ساختن یک فیلم باشد. محدودیت‌های زیادی در اپرا هست، اما اینها مانع ادامه کار نمی‌شود.»

همانطور که گفتم باید صبر کنیم و ببینیم‌ و بشنویم…

KiarostamiExhibition03

تحقیر مایکروسافت در صفحات راهنمای گوگل

لحن تحقیر‌آمیز گوگل در رابطه با مرورگر وب مایکروسافت، مرا به یاد صحبت معلمی می‌اندازد که در وصف هنر آموزشیش روزی گفت: «ببین من چقدر خوب درس دادم، حتی فلان شاگرد ِ خنگ هم مطلب را گرفت». گوگل هم انگار می‌خواهد بگوید، «گوگل‌ریدر خیلی محصول خوبی است، چون حتی با مرورگر ِ «خنگ» مایکروسافت هم کار می‌کند! ولی ما البته توصیه می‌کنیم از مرورگر دیگری استفاده کنید!».

این مطلب ترجمه بخشی از صفحه راهنمای گوگل‌ریدر است:

نیازهای سیستمی (system requirements) برای استفاده از گوگل ریدر چیست؟

برای داشتن بهترین تجربه کاربری، گوگل‌ریدر به یک مرورگر به روز و جدید نیاز دارد. ما فایرفاکس یا سافاری را توصیه می‌کنیم، اما اینترنت اکسپلورر هم کار می‌کند. […]

نکته:‌ نشانی این صفحه راهنمای گوگل‌ریدر را دوست خوبم آدینا (Adina  dot ir at gmail dot com به من داد که متاسفانه وب‌لاگی از او ندارم که در این‌جا لینک بدهم.

انسانیت تابع مد روز نیست

آدم بعضی نوشته‌های وب‌لاگ‌‌ها را که می‌خواند موج امید در دلش جوانه می‌زند. امید به این‌که هنوز هم می‌توان در دفاع از انسانیت حرف زد و بر خلاف «موج مد زمانه» شنا کرد. این پست را می‌نویسم به افتخار همه وب‌لاگ‌نویسان ایرانی‌‌ای که در دفاع از مردم مظلوم فلسطین «جمله‌ای» یا «کلمه‌ای» می‌نویسند.

می‌گویم: برق غزه قطع شده است. بیمارستان تنها برای چهار روز امکان تولید برق دارد.

می‌گوید: بابا دلت خوشه‌ها! ما خودمون کم تو ایران مشکل داریم!

می‌گویم: ولی مردم فلسطین واقعا مظلوم و بی‌دفاع هستند. دست‌کم در نوشته‌هایمان از مظلومیتشان بگوییم.

می‌گوید: اتفاقا اصلا هم مظلوم نیستن. اینا خودشون نمی‌خوان صلح بشه. هر بار که اسرائیل پیشنهاد صلح به اینا می‌ده، می‌زنن صلح و می‌شکنن.

می‌گویم: پس محاصره دریایی، هوایی و زمینی غزه و بستن آب و غذا و دارو و کمک‌های سازمان ملل به روی مردم جنایت نیست؟ تبدیل یک سرزمین به بزرگترین زندان جهان جنایت نیست؟

می‌گوید: خوب که چی؟! جمهوری اسلامی کم به اینا کمک کرده؟‌ تمام پول مملکت داره برای اینا می‌ره! چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!

چیزی نمی‌گویم. اعصابم به هم می‌ریزد و احساس می‌کنم کلماتم در برابر قدرتِ ارتجاع، ضعیف و پوچ هستند.

children of gaza in dark

آرزوهای یک کاربر پرتوقع گوگل‌ریدر

همانطور که می‌دانید اخیرا شرکت NewsGator نرم‌افزار خوراک‌خوان پرطرفدار و پرقدرت فیددیمون FeedDemon را رایگان کرده است. طبیعتا من بلافاصله آن‌را نصب کردم و مجذوب سادگی و در عین حال غنای این محصول شدم. به خصوص برای مدیریت تعداد بسیار زیاد خوراک فوق‌العاده است. GoogleReader-FeedDemon

اما مشکل این‌جاست که این محصول با GoogleReader هماهنگ نمی‌شود و امکان Share کردن در GoogleReader چیزی نیست که بشود به این سادگی از آن گذشت. من به عنوان یک کاربر پرتوقع! دلم می‌خواهد بتوانم به طور همزمان از هر دوی این محصولات استفاده کنم ولی در عین حال دلم می‌خواهد اگر پستی را در فیددیمون به اشتراک گذاشتم در ریدبرنر شناخته شود. راه حل چیست؟

راه حل این است که یک آدم یا شرکت مبتکر و زرنگ مثلا همین الکساندر موسس ریدبرنر ReadBurner خودمان پیدا بشود و این‌دو را به هم وصل کند! فکرش را بکنید چه خبر خواهد شد! قدرت و محبوبیت فیددیمون و قابلبت‌های گروهی گوگل ریدر. معماریش چیزی شبیه به نمودار سمت چپ می‌شود.

گام بعدی هم این است که ریدبرنر به یک Shared Feed Aggregator کامل تبدیل شود و علاوه بر نیوزگیتور و گوگل‌ریدر، لینک‌های به اشتراک گذاشته شده را از فیدخوان‌های دیگر هم گردآوری کند! در این صورت ریدبرنر یک دیگ بدون رقیب خواهد شد!

کاربران می‌توانند در نمایه یا پروفایل خود در ریدبرنر حساب گوگل‌ریدر و نیوزگیتور خودشان را معرفی کنند. بعد شروع کنند به کار کردن با فیددیمون. هر پستی را که Share کنند به صورت خودکار از طریق ریدبرنر شناسایی می‌شود و به فهرست اشتراکی‌ها اضافه می‌شود.

برنامه خوراک‌خوان فیددیمون را از این‌جا دریافت کنید.

چرا عاشورا خطرناک است

در ارتباط با تلخ‌نوشته شاتوت و تحلیل کوتاه سارای عزیز

مراسم سوگواری برای «امام حسین» در فرهنگ ایران و ایرانیان بسیار ریشه‌دار است و در گذر زمان به صورت یک آیین فراگیر مردمی درآمده است. علت ریشه‌دار بودنش هم مظلومیت ملت ایران در طول تاریخ پر فراز و نشیب آن است که به صورت سوگواری برای شخصیتی که سمبل «آزادگی» و «مظلومیت» می‌دانندش تجلی کرده است. ahura-down-with-shah

و دقیقا علت این‌که حاکمیت با تمام وجود می‌خواهد این مراسم را تحت کنترل خود داشته باشد همین است. چون به هیچ عنوان مایل نیست این آیین عمیقا ریشه‌دار مردمی رنگ‌بویی فراتر از «سینه‌زنی» و «اطعام» به خود بگیرد و به فریادی برای آزادی‌خواهی تبدیل شود.

در کشور ما که یک سیستم «اقتدارگرا» بر آن حاکم است،‌ «عاشورا» هم مثل آیین‌های فراگیر دیگر نباید «مردمی» باشد. چرا که هیچ چیز به اندازه یک سنت ریشه‌دار و بسیار فراگیر که در بطن خود نیز «آزادی‌خواهی» آن‌هم به شیوه مظلومانه و دفاعی «امام حسین» را نهفته داشته باشد و از«کنترل» نیز خارج شده باشد، «خطرناک» نیست.

حتی «تکیه‌ها»،‌«دسته‌ها» و «مداح‌ها» که سابقا به صورت کاملا «خودجوش» و «مردمی» تشکیل می‌شدند این روزها توسط «گروه برگزیده» هدایت و مدیریت می‌شوند (به ویژه در مناطق شهری و پر جمعیت‌تر که «خطر مردم» بیشتر است.)

عاشورا «خطرناک» است بنابراین باید زیر نظر «اقلیت حاکم» و وابستگان آن‌ها برگزار شود. باید از پایگاه‌ها و مراکز «ویژه» و با «چیدمان» معین و مشخص کنترل و محدود شود، نکند این شور گرم و دامن‌گیر آزادی‌خواهی ناگهان به انفجار خشم یک ملت سرکوب شده تبدیل شود.

«عاشورا» شاید محدود و کنترل شود. «آزادی‌خواهی» و «مظلومیت» مردم ایران اما «فراموش» نخواهد شد. فراموش نکنیم تاریخ فراز و نشیب بسیار دارد و مردم مظلوم این سرزمین نیز «گرگ باران دیده‌‌اند».

ایرانی‌ها گوگل‌ریدر اشتراکی را قبضه کرده‌اند

ReadBurner_1200654787500
اگر فرض را بر این بگیریم که معمولا ایرانی‌ها از بالاترین و دودردو فارسی استفاده می‌کنند و لینک‌‌های ارسال شده در آن‌ها را در گوگل‌ریدر به اشتراک می‌گذارند، آمار وب‌گاه ریدبرنر در زمینه حضور ایرانیان در گوگل‌ریدر اشتراکی خیره کننده است! البته راستش این آمار ظاهرا مربوط به کسانی می‌شود که فید خود را درریدبرنر ثبت کرده‌اند و ظاهرا به لطف حضور دکترهای وبلاگستان فارسی جناب مزیدی و یک پزشک ، ایرانی‌ها از این محصول بیشتر استفاده می‌کنند.

کاربران غیرایرانی که باید پذیرفت تعدادشان به مراتب بیشتر از کاربران ایرانی‌ست، ظاهرا از امکان «به اشتراک گذاشتن» در گوگل‌ریدر و عضویت در ریدبرنر چندان استفاده نمی‌کنند. برخلاف کاربران ایرانی. نه اجازه دهید بگویم «کاربرمولف‌های ایرانی». با توجه به ضریب نفوذ اندک اینترنت در ایران،‌ حضور پر رنگ ایرانیان در «تولید گروهی» جالب توجه است (من به اشتراک گذاشتن لینک‌ها را نوعی همکاری و تولید گروهی می‌دانم).

در همین زمینه:

حتما از وب‌گاه ReadBurner استفاده کنید. در این‌‌ وب‌گاه می‌توانید از آخرین وضعیت پست‌های به اشتراک‌ گذاشته شده توسط گوگل‌ریدر باخبر شوید. قسمت فارسی آن نیز جالب توجه تر است: پست‌های فارسی محبوب روز، پست‌های فارسی محبوب هفته، پست‌های فارسی محبوب همه دوران!

همچنین وب‌گاه SharedReader نیز همین کار را انجام می‌دهد. البته راستش من تا الان که داشتم تستش می‌کردم هنوز مشکل داشت و نتوانستم درست و حسابی واردش بشوم. به هر حال فلسفه‌اش مثل همان ریدبرنر است و لینک‌های اشتراکی در گوگل‌ریدر را تعقیب می‌کند.

بابی فیشر بازی را به مرگ باخت

قهرمان سابق شطرنج جهان و بازیگر مورد علاقه دوران دبیرستان من درگذشت. عاشق غرور بی‌منطق، کله‌شقی‌های عجیب و غریب و بازی‌های دینامیک و نبوغ‌آمیزش بودم. متاسفانه فیشر در سال‌های اخیر زندگی تراژیک توام با پریشانی و‌ اضطراب داشت که به مرگش ختم شد.

می‌دانستید:

  • به خاطر عقاید و رفتار تندروانه‌اش به صورت «غیرمستقیم» از آمریکا اخراج شده بود و سال‌های آخر عمرش را در ایسلند در تبعیدی ناخواسته گذرانید (از 2005)
  • فیشر تا لحظه مرگش خودش را قهرمان جهان می‌دانست،‌ چون در سال 1975 به علت ترک مسابقه، از کارپف شکست نخورده بود.
  • او مواضع ضد یهودی داشت و منکر هولوکاست بود.
  • بعد از حادثه 11 سپتامبر در یک مصاحبه رادیویی گفت:‌ «چه کسی به کشته شدن فلسطینیان توسط اسرائیل و حمایت آمریکا توجه می‌کند؟ اگر آمریکا سیاست خارجه خود را عوض نکند، نابود خواهد شد.»

 

Fischer_at_20_by_Hans_Namuth_From_Holiday_Magazine_small

نکته: صفحه بابی فیشر در ویکی‌پدیا زودتر ازهمه سایت‌های خبری به روز شد. دوستان، وب در حال عوض شدن است. وب‌ آینده، وب کاربران مولف است.

در این رابطه:

داستان معجزه‌ای که معجزه نبود

ماجرای تلخ «سارا» را که با نثر روایی شیرینش تعریف کرده بود خواندم و یاد یک داستانی واقعی افتادم که برای یکی از آشنایان پیش آمده است:

دو تا خواهر بودند که پا سن گذاشته بودند. خواهر بزرگ فرزندی نداشت و از فرط کهولت به سختی چشمانش می‌دید و به خصوص نمی‌توانست درست راه برود. خواهر کوچک‌تر اگر چه مسن بود ولی سرپا بود و حسابی با انرژی! بستگان نزدیک تصمیم می‌گیرند آرزوی دیرینه این دو خواهر را که زیارت امام رضا بود برآورده کنند و دسته‌جمعی به مشهد می‌روند. چون خواهر بزرگه نمی‌توانست راه برود تصمیم گرفتند برایش صندلی چرخ‌دار بگیرند. اما خواهر کوچیکه با این‌که می‌توانست راه برود شروع کرد به بهانه‌گیری که برای من هم صندلی چرخ‌دار باید بگیرید! (گاهی اوقات آدم‌های مسن اینطوری می‌شوند!)miracle_cartoon

دو پیرزن سوار بر صندلی چرخ‌دار وارد حرم امام رضا می‌شوند. اما خواهر کوچیکه ناگهان هیجان امام رضا ورش می‌دارد و از روی صندلی‌چرخ‌دار بلند می‌شود و داد می‌زند‌:‌ «ای امام رضا جان!»

مردم بی‌خبر از ماجرا گمان می‌کنند پیرزن فلج بوده و امام رضا شفایش داده و ناگهان ولوله‌ای در فضای حرم ایجاد می‌شود و همه صلوات می‌فرستند و دعا می‌خوانند و می‌خواهند به این معجزه مسلم نزدیک شوند و به آن دست بزنند.

معجزه واقعی البته بعد اتفاق می‌افتد: بعد از حدود یک ساعت تلاش و تقلا بستگان و اقوام بالاخره موفق می‌شوند پیرزن نیمه‌جان را از زیر هجوم و فشار جمعیت «مسلمان» خارج کنند.

در چنین مواردی اگر هزار نفر شاهد عاقل و بالغ شهادت دهند که این خانم از اول سالم بوده و به خاطر هوس روی صندلی‌چرخ‌دار نشسته بوده، کسی باور نمی‌کند که هیچ، حتی ممکن است به جرم انکار معجزه بلایی هم سرش بیاورند!

نکته: اضافه کنم قصدم از این نوشته کوتاه به هیچ‌وجه تحقیر احساسات مردم ساده‌دل نیست. خواستم تاکید کنم اگر کسی خرده شیشه داشته باشد و اندکی رندی، چقدر ساده می‌تواند از احساسات مذهبی مردم عوام سوءاستفاده کند. فکر کنم همه می‌دانیم از چه چیز صحبت می‌کنم…

انتخاب خودکار بهترین پست‌های وب‌لاگستان

همانطور که قبلا در مطلب «به خودتان رحم کنید و از AideRSS و گوگل‌ریدر استفاده کنید» نوشتم با توجه به گسترش روزافزون کمیت و کیفیت وب‌لاگ‌های فارسی، روز به روز امکان پی‌گیری و مطالعه آن‌ها دشوارتر می‌شود. حتی با استفاده از فید وب‌لاگ‌ها یا سرویس‌های جالبی مانند دودردو، باز هم فیدخوان‌ها از تعدد نوشته‌ سرریز می‌کنند. برای کاربرانی که وقت محدودی در شبانه‌روز را برای مطالعه وب‌لاگستان اختصاص داده‌اند، شاید مناسب‌تر باشد به جای این‌که فهرست بلندبالای پست‌های جدید همه وب‌لاگ‌ها را ورق بزنند، نگاهی به «گزیده»های هر وب‌لاگ داشته باشند. یعنی فقط بهترین پست‌های هر وب‌لاگ را ببینند. (معیار گزینش، مقایسه پست‌های یک‌وبلاگ با سایر پست‌های همان وب‌لاگ می‌باشد. به این ترتیب بهترین پست‌های هر وب‌لاگی شانس نمایش داده شدن را خواهند داشت.)

با استفاده از وب‌گاه جالب AideRSS می‌توان پست‌های یک وب‌گاه را بر اساس معیار PostRank طبقه‌بندی کرد. تصمیم گرفتم گزیده‌ای از پست‌های وب‌لاگ‌های فارسی را از طریق AideRSS انتخاب کرده و فیدش را در این وب‌لاگ قرار دهم.

بهبودسازی روش تعیین فید برگزیده

ابتدا تصور من بر این بود اگر فید وب‌لاگ‌های تجمعی مانند دودردو فارسی یا لینک‌های اشتراکی خودم در گوگل ریدر را در AideRSS قرار دهم، چکیده‌ جالبی از همه پست‌های وب‌لاگستان که در دودردو هستند را خواهم داشت. اما با توجه به این‌که AideRSS پست‌های هر منبع را با سایر پست‌های همان منبع مقایسه می‌کند، نتیجه کار روی فیدهای تجمعی مانند دودردو فارسی خوب از آب در نمی‌آید. بنابراین تصمیم گرفتم فید وب‌لاگ‌ها را به صورت منفرد توسط AideRSS گزینش کنم و محصول نهایی را در فیدبرنر بسوزانم. این‌کار نتیجه بهتری داد که الان هم در دسترس شماست. به این وسیله مشکل پست‌های تکراری هم حل شد، چون کلیه منابع متمایز و یکتا هستند.

تا این‌ لحظه 200 وب‌لاگ

در حال حاضر حدود 200 وب‌لاگ فارسی را که در چند هفته اخیر بیشتر فعال بوده‌اند و به خصوص به صورت نسبی پست‌هایشان در وب‌لاگستان مورد توجه قرار گرفته است را به این مجموعه اضافه کرده‌ام. فهرست این وب‌لاگ‌ها را با فرمت OPML می‌توانید از اینجا دریافت کنید. البته این فهرست در حال اضافه شدن است.

وب‌لاگ شما چطور؟

در صورتی که تمایل دارید وب‌لاگ شما نیز به این فهرست اضافه شود به من اطلاع دهید. البته اضافه شدن وب‌لاگ شما به این معنی نیست که پست‌های شما در «فید برگزیده وب‌لاگستان فارسی» لزوما دیده خواهند شد. چون انتخاب بهترین فیدهای شما به صورت خودکار انجام می‌پذیرد و بستگی به تعداد کامنت‌ها، تعداد دنبالک‌ها، تعداد ارسال‌ها به del.ico.us یا digg و سایت‌های مشابه دارد.

بخش بزرگی از وب‌لاگ‌ها لینک فید ندارند

متاسفانه هنوز بخش بزرگی از وب‌لاگ‌های فارسی و حتی تعداد قابل توجهی از وب‌لاگ‌های مشهور هنوز لینک فید نوشته‌های خود را در وب‌لاگشان قرار نداده‌اند. بسی جای تاسف است و فکر می‌کنم درباره اهمیت «فید» و «فیدخوان»ها اطلاع‌رسانی به مراتب بیشتری لازم است.

نظرات شما

اگر علاقه‌مند هستید فید بالا را آزمایش کنید. یا خودتان در AideRSS فید مشابهی درست کنید و امکانات مختلف آن‌را بررسی کنید. و در صورت امکان لطف کنید و نظرات خود را به من نیز بگویید.

وقتی فرانسه در جهت صحیح حرکت کند

فرانسه با امارات بر سر ایجاد پایگاهی نظامی در این کشور به توافق رسیده است. با امضای این توافقنامه، نیروی دریایی فرانسه برای نخستین بار دارای پایگاهی در منطقه نفت خیز خلیج فارس خواهد شد.

France-Emirates

پایگاه نظامی فرانسه دفاعی است

به گفته سارکوزی «فرانسه،‌ پس از آمریکا اولین کشور غربی است که در منطقه استراتژیک خلیج‌فارس حضور دفاعی دائمی خواهد داشت». پرسشی که در ذهن‌های عاقل نقش می‌بندند این است که فرانسه در خلیج‌فارس از چه چیزی قرار است «دفاع» کند؟ فرضا در صورتی که «فرانسه‌» مورد تهاجم نظامی قرار بگیرد، آیا این کشور می‌تواند از پایگاه جدیدش در «امارات» که بیش از 5000 کیلومتر با فرانسه فاصله دارد به منظورهای «دفاعی» استفاده کند؟

فن‌آوری هسته‌ای باعث افزایش اعتماد می‌شود

فرانسه و امارات عربی متحده همچنین قرارداد همکاری‌های هسته‌ای امضا کرده‌اند‌ که به موجب آن فرانسه به امارات برای برخورداری از انرژی هسته ای غیرنظامی کمک خواهد کرد. پیشتر، قراردادهای مشابهی میان فرانسه و چند کشور دیگر عربی (مانند لیبی و الجزایر) امضا شده بود. سارکوزی همچنین وعده داده است فن‌آوری هسته‌ای صلح‌آمیز را در اختیار عربستان و قطر قرار دهد. آقای سارکوزی اعتقاد دارد دست یافتن کشورهای عربی به این تکنولوژی، باعث افزایش اعتماد میان جهان اسلام و غرب خواهد شد. البته این موضوع باعث افزایش اعتماد «شرکت‌های چندملیتی انرژی فرانسه» به «نماینده» انتخابی‌شان نیز می‌شود.

کسانی که دوست دارند اوضاع جهان را بفهمند ممکن است از خود بپرسند چرا ایران با جمعیت بیشتر و وسعت قابل توجه احتیاجی به منابع انرژی از نوع دیگر ندارد، اما «کشور‌های عربی به علت افزایش مصرف انرژی که ناشی از توسعه اقتصادی آن‌هاست» به انرژی هسته‌ای نیاز دارند:

بی‌بی‌سی: تحلیلگران می گویند کشورهای حاشیه خلیج فارس به علت افزایش مصرف انرژی که ناشی از توسعه اقتصادی است، تمایل به استفاده از فناوری هسته‌ای دارند.

بی‌بی‌سی: برخی از منتقدین بین‌المللی می‌گویند ایران با توجه به منابع عظیم نفت و گازش احتیاجی به فن‌آوری هسته‌ای ندارد.

پاداش فرانسه

به لطف پررنگ شدن حضور «راست اقتدارگرا» در فضای سیاسی فرانسه و نزدیک شدن بیش‌ از پیش فرانسه به سیاست‌های جهانی آمریکا، این کشور دارای اولین پایگاه نظامیش در منطقه خلیج‌فارس می‌شود و قراردادهای شیرین هسته‌ای متعدد «جهت افزایش اعتماد» با کشورهای منطقه امضا می‌کند. حرکتی که بدون تردید با چراغ سبز عموی بزرگوار و به عنوان دستمزد حرکت فرانسه در جهت «صحیح» انجام شده است.

برای صرفه‌جوی در مصرف گاز نیازی به فیلسوف بودن نیست

سرما و یخبندان کم‌سابقه آمده و به هزار دلیل مختلف «گاز» در کشور کم آمده است. یعنی یکی از منابع مهم «انرژی» در کشور کم آمده است، یعنی به «اندازه کافی» وجود ندارد. یعنی به «همه» نمی‌رسد. یعنی «کافی» نیست.  یعنی بعضی از مردم نمی‌توانند «خانه‌هایشان» را گرم کنند،‌ یعنی…

زیاد پیچیده نیست، باید صرفه‌جویی کنیم! نیازی به فلسفه و منطق و تحلیل ندارد. این‌که فلان مقام مملکتی «شکر» خورده و «فلان» حرف بی‌ربط را زده چه ارتباطی به این واقعیت دارد که الان در حال حاضر گاز کم است و من و شما که در تهران گاز داریم، باید بخاری خانه‌مان را خاموش کنیم تا شاید گاز به تعداد بیشتری از «آدم‌ها» برسد.

در دمای «18 درجه» و «10 درجه» هم می‌توان «راحت» بود. کافی‌است کمی لباس بیشتری بپوشیم.

این‌قدر به حرف‌های این و آن گوش ندهیم و به جای این همه «فلسفه‌بافی» که چه می‌شود و چه نمی‌شود، درجه بخاری یا شوفاژ را کم کنیم، یا برای ساعتی کلا خاموشش کنیم. مصرف برق را کم کنیم یا اگر امکانش هست کلا خاموشش کنیم. کمی دورتر از خودمان و خانواده‌مان را ببینیم. «خیلی» سخت نیست.

در همین رابطه:

صرفه جویی یعنی چی؟! شما وقتی خونت سرده چیکار می کنی؟؟ چه معنی داره که وقتی مصرف کمی زیاد میشه که مطمئنا دلیلش نیاز بیشتر مردمه گاز را به روی ما می بندین!

در همین رابطه:

می گن اسراف نکنین، صرفه جویی کنین، به فکر هم وطن هایی باشین که دارن یخ می زنن و یکی یکی می میرن!، میرن بهشت دیگه، نه؟ یکی نیست بگه آخه چجوری!؟ ما که همینجوریش خودمون داریم یخ می زنیم !

در همین رابطه کمی وب‌لاگستان را جستجو کنید…

مهاجرین ِ اخراج شدهٔ افغانی یخْ نمی‌زنند

هفته‌ای نمی‌گذرد که خبر اخراج تعداد بیشتری از مهاجرین (بهتر است بگوییم پناه‌جویان) ‌افغان از ایران را نشنویم. این‌بار هم اخبار تلخ، حکایت از اخراج 400 نفر از مهاجرین افغان می‌کند:

به گفته مقامات محلی، شمار مهاجران اخراج شده از ایران، در روزهای اخیر، اکنون به هشتصد تن رسیده است. اخراج جمعی مهاجرین افغان از ایران، در حالی صورت می‌گیرد که ولایت هرات، در روزهای اخیر، شاهد بارش برف سنگین و سرمای مرگباری بوده است. به علت مسدود بودن راه اسلام‌قلعه به هرات، مهاجران اخراج شده در مرز گیر کرده‌اند و هیچ‌گونه امکاناتی برای انتقال آنها به شهر هرات یا ارسال کمک به آنها وجود ندارد. رئیس اداره مهاجرین هرات گفت: «ایران این مهاجران را در هوای سرد و برفی به کام مرگ فرستاده است».

shepehrd3

در شرایطی که سرما در مناطق مختلف ایران و افغانستان بی‌داد می‌کند، این‌همه تعجیل در اخراج این مردم بی‌شهر و کاشانه برای چیست؟ دست‌کم اگر «جهان‌وطن» نیستیم و دلمان نمی‌خواهد این مردم بی‌نوا در کشور ما زندگی کنند، «انسان» باشیم و تا فصل گرمسیر در اخراج آن‌ها تعلل کنیم.

تک‌تک افرادی که در اخراج این افراد نقش داشته‌اند، درقبال «هرگونه آسیب جسمی و روحی مهاجرین اخراج شده» مسئول هستند.

پی‌نوشت: ظاهرا اعتراضات رسمی و غیررسمی گسترده  نتیجه داد و به دستور رئیس‌جمهور ایران اخراج‌ها «به طور موقت» متوقف شده است.

چرا مایکروسافت از گوگل می‌ترسد؟

بزرگترین خطری که مایکروسافت را تهدید می‌کند گوگل است. موضوع فقط رقابت بر سر موتور جستجو و یا تبلیغات اینترنتی نیست.گوگل ماهیت و فلسفه وجودی مایکروسافت را نشانه گرفته است.

شبکه همان کامپیوتر است

روزگاری بنیان‌گذار شرکت سان گفت: «شبکه همان کامپیوتر است». بنیان‌گذاران شرکت مایکروسافت اما، چنان از بازار عظیم و بادآورده کامپیوترهای شخصی به هیجان آمده بودند که فرصت یا تمایل اندیشیدن به «شبکه» و «کاربران به هم متصل» و «کامپیوتر فراتر از میزکار» را نداشتند. از نظر آن‌ها کامپیوتر، یک واحد محاسباتی «تنها و منزوی» بود، برای تک‌تک نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای آن باید هزینه می‌شد و فقط هم با محصولات مایکروسافت همخوانی می‌داشت.

yeastsex

سان گفت شبکه همان کامپیوتر است. گوگل نیز چنین می‌اندیشد.

اولین حامی گوگل بنیان‌گذار سان: باز هم «شبکه همان کامپیوتر است»

آقای اندی بکتول‌شایم یکی از بنیان‌گذاران سان، در چند ملاقات کوتاه که با لاری و سرگئی داشت تشخیص داد آن‌ها به شعار «شبکه همان کامپیوتر است» اعتقاد دارند و ایده‌هایشان متعلق به «آینده» است. بی‌دلیل نبود آقای بکتول‌شایم در نقش اولین حامی گوگل‌ در زمانی که این شرکت حتی هنوز ثبت نشده بود، ظاهر شد. از نظر بنیان‌گذاران گوگل «شبکه همان کامپیوتر است» و البته باید خصوصیات «هوشمندی» و «دسترسی آزاد به همه اطلاعات» را نیز به این شبکه (بخوانید کامپیوتر) اضافه کرد. رویکردی که یکصد و هشتاد درجه با رویکرد مایکروسافت در تضاد بود.

ارزان بهتر از گران

گوگلی‌ها از همان آغاز سرورهای خود را طوری طراحی کردند که می‌توانست هر سخت‌افزاری که توانایی محاسبه داشته باشد را در بر گیرد. به کمک این فن‌آوری ارزان آن‌ها توانستند سرورهایی بسازند که از لحاظ سرعت و قیمت (بهای تمام شده برای هر عمل محاسبانی) بزرگترین و سریع‌ترین سوپرکامپیوترهای جهان را فرسنگ‌ها پشت‌سر گذاشت. گوگل نمی‌خواست برای خرید سرورهای گران و نرم‌افزارهای گران‌تر هزینه کند، بنابراین سخت‌افزار و نرم‌افزار خودش را بر اساس «سرورهای ارزان» و نرم‌‌افزارهای رایگان موجود بنیاد گذاشت و ثابت کرد «ارزان بهتر از گران است».

محاسبه غیرمتمرکز

گوگل از همان آغاز، هدف و شیوه کسب‌وکارش را حرکت به سوی «محاسبه غیرمترکز» یا Cloud Computing (نوعی از Distributed Computing) قرار داد،‌ حال آن‌که «مایکروسافت» اصولا ساختار کسب‌‌وکارش را برپایه «کامپیوترهای شخصی» و «سرورهای متمرکز» شکل داده بود. برخلاف سرورهای متمرکز سنتی، کاربران آینده تصوری از نوع، محل و خصوصیات سرور مورد استفاده شان ندارند. آن‌ها از ظرفیت و توان محاسباتی سرورهایی که مانند یک «ابر» مبهم و غیرمتمرکز هستند استفاده می‌کنند بدون این‌که به یک سیستم‌عامل یا محیط خاص وابسته باشند.

cloud computing

وب آینده: سرورهای پراکنده و غیرمتمرکز – «اینترنت همان سرور است»

هدف: ریشه‌های مایکروسافت61_google_microsoft

گوگل با ارائه نرم‌افزار و خدمات تحت وب و بانک‌اطلاعاتی عظیم خود که شامل وب‌گاه‌، تصویر، کتاب‌، نقشه‌، فیلم و … که همگی نیز تحت وب قابل دسترس هستند، به تدریج ولی با روندی «مداوم و محسوس» در حال کم کردن وابستگی کاربران به محصولات مایکروسافت است. این درحالی‌است که مایکروسافت روی «افزایش وابستگی کاربران به محصولات خود» سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی استراتژیک کرده است و می‌کند. این وابستگی روز به روز در حال کمرنگ‌تر شدن است و گوگل مهمترین نقش را در این کمرنگ شدن بازی می‌کند: «زنگ خطر جدی برای امپراطوری مایکروسافت!»

مایکروسافت که در سال‌های اخیر نشان داده «غولی محافظه‌کار و کم خلاقیت» است این بار با خطری مواجه شده است که درست «ریشه‌های» آن‌را نشانه گرفته است: گوگل!

مایکروسافت خطر را احساس کرده‌ است، اما آیا زمان و اراده کافی برای جبران دارد؟

توجه: مطالب این نوشته عقاید شخصی نویسنده می‌باشد و به غیر از موارد ذکر شده، ترجمه یا گردآوری نیست.

من ایدز دارم، در آغوشم بگیر

مشغول کار بودم که دوستی برایم این پوستر را فرستاد. چشمم را گرفت و کمی گشتم و توضیحش را هم پیدا کردم.

I-have-aids-please-hug-me-1 - new border

این یکی از مشهورترین پوسترهایی است که تاکنون در زمینه ایدز منتشر شده: «من ایدز دارم، لطفا در آغوشم بگیر! من نمی‌توانم تو را مبتلا کنم». پوستر اشاره به برخوردهای نامناسب اطرافیان بیماران ایدزی و به خصوص کودکانی که هیچ نقشی در بیمار شدن خود نداشته‌اند دارد.

ایده اولیه طرح متعلق به پسربچه 13 ساله‌ای به نام «رایان وایت» است که به دنبال بیماری هموفیلی به ایدز مبتلا و به خاطر بیماریش در سال 1985 از مدرسه اخراج شد. بازتولید یک نقاشی کودکانه با پیامی که پوستر قصد انتقالش را دارد کاملا همخوانی دارد. تصویر این کودک به سمبل جنبش‌های مبارزه با برخورد تبعیض‌آمیز با بیماران مبتلا به ایدز تبدیل شد. این جنبش‌ها سعی دارند «پذیرش و آگاهی» را جایگزین «جهل و تبعیض» کنند. — آمریکا 1987

شبکه‌های اجتماعی آینده

در سال‌های اخیر «شبکه‌های اجتماعی» با سرعتی بی‌نظیر گسترش یافته‌اند. به همان نسبت تعدد و پراکندگی آن‌ها به حدی رسیده‌ که استانداردسازی مکانسیم «ارتباطی آن‌ها با یکدیگر» تبدیل به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌‌های «وب ‌‌آینده» شده است.با توجه به این‌که «وب آینده» متعلق به «کاربران ِ مولف» می‌باشد، اهمیت ابزارهای ایجاد «همبستگی اجتماعی» روز به روز پررنگ‌تر می‌شود.

شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی مانند MySpace ،FaceBook ،hi5 ، Friendster ،Orkut بستر جالبی برای ایجاد شبکه‌های مجازی میان افراد هستند و در مدت زمانی کوتاه به سرعت رشد کرده‌اند. به عنوان مثال FaceBook حدود 58 میلیون کاربر فعال دارد که هر هفته بیش از 60 میلیون عکس در این وب‌گاه قرار می‌دهند. در نتیجه FaceBook به بزرگترین وب‌گاه عکس در آمریکا بدل شده است. (آمار پایان 2007)

مشکل تعدد شبکه‌های اجتماعی

طولی نکشید که تعدد شبکه‌های اجتماعی دردسرساز شد. چرا که کاربران فقط عضو یک شبکه اجتماعی نیستند و ارتباطات آن‌ها در شبکه‌های مختلف گسترده شده است. هر شبکه ساز خود را می‌زند و برای ورود به آن «نام کاربری» و «کلمه عبور» جداگانه‌ای لازم است. به عنوان مثال 64٪ کاربران FaceBook عضو MySpace هم هستند. همینطور شبکه‌های اجتماعی Bebo، Hi5 و Freindster حدود 49٪ کاربرانشان را با MySpace مشترک هستند. (آمار پایان 2007)

Social Network Aggragetors-isolated-networks

مشکل کاربران به عضویت در «شبکه‌های مختلف و پراکنده» ختم نمی‌شود. کاربران دیگر فقط «کاربر» نیستند و «محتوی» نیز تولید می‌کنند و در واقع کاربرانی «مولف» یا «کاربرِْمولف» هستند. اطلاعات تولیدشده توسط «کاربرْمولف‌»ها به تدریج بیشتر و پراکنده‌تر می‌شود. یک «کاربرْمولف» ممکن است خبرهای کوتاه متنی‌اش را در Twitter، عکس و تصویرهایش را در Flickr، فیلم‌هایش را در YouTube، لینک‌هایش مورد علاقه‌اش را در del.ico.us، نوشته‌هایش را در وب‌لاگ‌های مختلف (و …) قرار دهد. واضح است مدیریت کردن منابع مختلف برای کاربرْمولف‌ها روزبه‌روز دشوارتر می‌شود و باید برای حل این مشکل تدبیری اندیشید.

شاه کلید مشکلات:‌ اضافه کردن یک واسطه

در میان برنامه‌نویسان مشهور است هیچ مشکلی در نرم‌افزار نیست که با اضافه کردن یک لایه جدید حل نشود!

برای حل مشکل تعدد و پراکندگی «شبکه‌های اجتماعی» راه‌حل اضافه کردن یک (یا چند) لایه جدید است. «لایه جدید»، «مترجم» یا واسطه‌ای است که نقش پل ارتباطی میان «شبکه‌های اجتماعی» مختلف را بازی می‌کند و به این ترتیب همه آن‌ها را به یک شبکه بزرگ تبدیل می‌کند. به این «واسطه» جدید «گردهم‌آورنده شبکه‌های اجتماعی» یا Social Network Aggregator می‌گویند.

Social Network Aggragetors

در آینده‌ٔ نه چندان دور، «کاربران ِ مولف» به راحتی می‌توانند انبوه متنوع محصولات و علاقه‌مندی‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارند،‌ بدون این‌که نگران محیط کاربری خود باشند.

این مطلب ادامه دارد.

کار سخت حضور داشتن است، تحریم همیشه آسان بوده و هست

در رابطه با پست «نیک‌آهنگ» عزیز.

سابقه انتخابات در ایران نشان داده است که هر بار «مردم» و به ویژه طبقه متوسط تحصیل‌کرده انتخابات را تحریم کرده و یا نسبت به آن منفعلانه عمل کرده است، جناح «تندرو» و «اقتدارگرا» پیروز قطعی بوده است.

حتی اگر همه انتقادها مبنی بر آزاد نبودن واقعی انتخابات و تردیدهایی در مورد صحت شمارش آراء و غیره درست باشد، باز هم دست روی دست گذاشتن و عملا کشور را به دست «تندروی‌های اقتدارگرا» سپردن راه حل درستی به نظر نمی‌رسد (راه حل بهتری می‌شناسید؟)

iran-elections

همه چیز را باید نسبی دید و دموکراسی را هم باید در بستر اجتماعی و سیاسی واقعی جامعه ارزیابی کرد و نه تخیلات و آرزوها. معیار دموکراسی در ایران با معیار دموکراسی در فنلاند فرق می‌کند، همانگونه که زیرساخت‌های اجتماعی و بنیادهای سیاسی ایران با فنلاند فرق می‌کند.

در پاسخ به همه دوستانی که طرفدار دکترین‌های تحریم و خروج هستد، فقط یک جمله به ذهنم می‌رسد. هر کس باید از خودش بپرسد، آیا «ایران احمدی‌نژاد» مساوی با «ایران خاتمی» است؟ اگر واقعا فکر می‌کنید فرقی ندارد که هیچ. اما

اگر اعتقاد دارید با همه محدودیت‌های موجود درایت، وجهه و توان فکری نمایندگان مجلس یا رئیس‌جمهور بی‌اهمیت نیست، همت کنید و کار سخت را انجام دهید. کار سخت، «حضور داشتن» است و فرار و گوشه‌گیری همیشه ساده‌ترین گزینه بوده و خواهد بود.

هیچ وب‌لاگی دیگر گم نمی‌شود

من هیجان‌زده هستم. اجازه دهید هیجانم را با شما قسمت کنم چون احساس می‌کنم در آستانه تولد «وب نو» به معنی «وب کاربران-مولف» هستیم.

کاربرمولف کیست؟

«کاربرْمولف»، کاربری است که در تولید یا تغییر شکل محتویات وب نقش بازی می‌کند. «کاربرْمولف» ممکن است نویسنده یک وب‌لاگ باشد یا شخصی که در آن وب‌لاگ کامنت می‌گذارد یا به آن لینک می‌دهد. حتی کاربری که در بالاترین یا digg رای می‌دهد نیز «کاربرْمولف» است.

در کل می‌توان گفت هر کاربری که به صورت دوجانبه از طریق وب با همگان در ارتباط باشد «کاربرمولف» است.

هیچ توجه کرده‌اید وب‌لاگ‌ها چقدر شکوفا شده‌اند؟ هیچ توجه کرده‌اید تعداد «کاربران مولف» (user-author) ها چقدر زیاد شده است؟ تا همین چندی پیش، خیلی احتمال داشت که نوشته‌های خوب وب‌لاگ‌ها نادیده و ناخوانده بماند. وب‌لاگستان قلمرو اختصاصی تعداد محدودی وب‌لاگ مشهور بود که در بلاگ‌رول خیلی از وب‌لاگ‌ها دیده می‌شدند و تنها وب‌لاگ‌هایی بودند که واقعا خوانده می‌شدند.user-authors

باقی، انبوه و انبوه هزاران وب‌لاگ بودند که مولفان آن‌ها در آرزوی داشتن مخاطب دست و دلشان به نوشتن نمی‌رفت. اگر شما وقت صرف می‌کردید، مطلب گردآوری می‌کردید، ترجمه می‌کردید، عکس و تصویر و نمودار تهیه می‌کردید و یک مطلب خوب و جدید و آموزنده توی وب‌لاگتان می‌گذاشتید به احتمال زیاد اصلا دیده نمی‌شد و تمام زحمات خوب شما بی‌نتیجه می‌ماند!

نفس این روزها در حال به شمارش افتادن است. در وانفسای س.ا.ن.س.و.ر. و خفقان در فضای کشور و در شرایطی که یخ‌بندان سیاسی و اجتماعی، برف و سرمای زمستان سخت امسال را تحت شعاع خود قرار داده است، شاهد گرمای روزافزون جامعه ایرانی «کاربر-مولف» هستیم.

بالاترین آمد و انگار نفس مسیحایی بر کالبد وب‌لاگستان دمید. وب‌لاگ‌ها دست کم این شانس را داشتند که برای «چند ساعت» هم که شده نوشته خود را در معرض دید همگان قرار دهند. امکان بزرگی بود! چه بسیار وب‌لاگ‌ها که از این طریق توانستند صدای خود را به گوش مخاطبین ناشناس برسانند.

سر و کله «وردپرس.دات.کام» پیدا شد. به سرعت محبوب شد. محله کوچک و صمیمی‌ای شد که هر لحظه می‌شد پست‌ها و وب‌لاگ‌های پرکار را دید. و انگار چیزی فرق کرده بود! فهرست «بهترین پست‌های روز» یا «بهترین وب‌لاگ‌های روز» قلمرو اختصاصی چند وب‌لاگ مشهور نبود. انگار این‌جا همه حق داشتند حضور داشته باشند. کافی بود نوشته خوبی بنویسی و فورا توی فهرست روز خودش را نشان دهد. مخاطبین حق انتخاب بیشتری پیدا کرده بودند.

گوگل‌ریدر را باز می‌کنم و نگاهی به فهرست مطالب منتشر شده در دو-در-دو فارسی می‌اندازم. پشت سر هم دکمه j را فشار می‌دهم و مطالب را با لذت دنبال می‌کنم. مطالب خوب به سرعت خودشان را نشان می‌دهند. مهم نیست وب‌لاگ طرف مشهور یا گمنام باشد. مطلبش با من حرف می‌زند و از میان صدها نوشته خودنمایی می‌کند. یک لحظه صبر کنید! قبلا من این شانس را نداشتم، انگار!‌

بعد گوگل‌ انگار منتظر بوده باشد همه را غافلگیر کند، گوگل‌ریدر اشتراکی را می‌آورد! مطالبی را که دوستان مجازیم در گوگل‌ریدر اشتراکی نشان کرده‌اند نگاه می‌کنم. انگار کیفیت مطالب این‌جا بهتر است! به هر حال هر چه باشد مطالب این‌جا یک‌بار از ف.ی.ل.ت.ر. سلیقه دوستان عبور کرده‌ است.

فیدبرنر هم یک درجه آزادی بیشتر برای وب‌لاگ نویسان فراهم کرد. وب‌لاگ‌نویس‌ها دیگر مجبور نیستند به یک محیط مشخص مانند بلاگ‌سپات یا وردپرس یا ایکس یا وای بچسبند و از ترس از دست دادن مخاطبین خود تا ابد همانجا بپوسند. دیروز بلاگ‌فا، امروز وردپرس، فردا شاید جایی بهتر! دموکراسی واقعی یعنی «آزادی همراه با فرصت»! من آزاد هستم که محیط وب‌لاگم را عوض کنم و هم امکانش را دارم، بدون این‌که مخاطبین خود را از دست بدهم! شک دارید؟ وب‌لاگ آقای مزیدی را نگاه کنید. ایشان یک‌شبه از مزیدی1 به مزیدی2 اسباب‌کشی کرد بدون این‌که حتی یک خواننده‌اش را از دست بدهد.1_indymedia_radiologo

هر روز تعداد بیشتری وب‌لاگ را به فیدخوانم اضافه می‌کنم. از این‌که فرصت خواندن همه آن‌ها را نداشته باشم نمی‌ترسم. چون فید همه آن‌ها را در گوگل‌ریدر عمومی کرده‌ام و بعد در فیدبرنر سوزانده‌ام. AideRSS خلاصه بهترین‌هایشان را به من نشان می‌دهد. وقتم صرف جویی می‌شود، وب‌لاگ‌های زیادی را می‌بینم، حق انتخاب بیشتری دارم. آیا این چیزی نبود که سال‌ها همه ما دنبالش بودیم؟

هنوز تمام نشده… ریدبرنر مکمل گوگل‌ریدر خواهد شد و تردید ندارم یا گوگل آن‌را می‌خرد و یا سرویس مشابهی در گوگل‌ریدر ایجاد خواهد کرد. همه دست‌اندرکار این هستند که ما دیگر نوشته خوبی را از دست ندهیم. باور کنید تجربه وب‌، در حال تغییرات اساسی است. وب در حال پخش شدن است و نقاط ساکت و پراکنده سابق به شبکه جهانی کاربران مولف تبدیل می‌شوند.

در «وب‌ نو»ی در حال ظهور، هیچ وب‌لاگی گم نمی‌شود.

سادگی، بالاترین پیچیدگی است

سادگی، بالاترین پیچیدگی است.

لئوناردو داوینچی

خوب پاسخ پرسش «سادگی چیست» را همان اول کار لئوناردو به شیوه ایجاز داد! اما اجازه دهید بیشتر مطلب را باز کنیم.

بیشتر فلاسفه و دانشمندان بر این باور هستند که در شرایط برابر، نظریه‌های ساده‌تر بهتر هستند. در این‌جا سادگی یک نظریه به معنی استفاده از پیش‌فرض‌ها یا بدیهیات کمتر در مقایسه با نظریه‌های مشابه است؛ یعنی «پدیده‌ها باید با کمترین پیش‌فرض‌های ممکن توصیف شوند». در همین رابطه «اصل یا تیغ اُکام» مشهور است: «در شرایط مساوی، ساده‌ترین راه‌حل بهترین راه‌حل است.» در واقع اصل اُکام مانند یک تیغ عمل می‌کند و پیش‌فرض‌های اضافی را از نظریه‌های مختلف حذف می‌کند.

Simple is Better

شاید «سادگی اصل اُکام» به نظرتان پیش‌پا افتاده و بدیهی برسد. حتی اگر این‌طور باشد، چیزی از اهمیت آن در علم و فلسفه کاسته نمی‌شود. حتی در زندگی روزمره‌مان نیز کاربرد‌های این اصل را می‌توانیم تشخیص دهیم. مثلا ضرب‌المثل «لقمه را از پشت سر توی دهان گذاردن» به نوعی بیان‌گر همین اصل سادگی است. یعنی برای حل یک مشکل احتیاجی به اضافه‌ کردن بی‌دلیل شاخ و برگ و پیچیده‌سازی آن نیست.

Occum's Razor1 اصل اُکام:

اگر چند راه حال مختلف برای حل یک مشکل داری، ساده‌ترین راه‌حل را انتخاب کن!

«اصل سادگی» از پایه‌های اساسی «روش علمی» می‌باشد. «آلبرت اینشتین» در این‌باره می‌گوید: «هدف نهایی همه علوم توصیف منطقی بیشترین حقایق تجربی با استفاده از کمترین پیش‌فرض‌ها است».

which-one-is-simpler-hence-better

در شرایط برابر ساده‌ترین روش معمولا بهترین روش است. به نظر شما این‌طور نیست؟

احمق ساده نگهش دار!kiss

افرادی که از دست پیچیده‌سازی‌های بیهوده ذله شده‌اند، ناراحتی و نفرت خود را نسبت به این‌ نوع پیچیده‌سازی‌ها با عبارت بالا نشان می‌دهند! قانون «احمق ساده نگهش دار!» که همان KISS یا !Keep It Simple Stupid است با «لحنی بی‌شیله‌پیله و ساده» به ما حالی می‌کند که باید از پیچیدگی‌های بیهوده پرهیز کنیم!

    در زبان فارسی البته گفتن «احمق!» کار چندان «ساده»ای نیست و این عبارت خودش را نقض می‌کند. شاید بهتر باشد در فارسی از عبارت‌هایی مانند «خوشگله! ساده نگهش دار!»، «خنگ! ساده‌اش بهتره!»، «آی‌کیو! ساده باشه بهتر نیس؟»، «هی! ادعا! الکی پیچیدش نکن!» و مانند این‌ها استفاده کنیم!

    داستان فضانوردان

    می‌گویند دانشمندان ناسا مدت‌ها درپی ‌حل مشکل «نوشتن» در فضا بودند. خودکارهای موجود به درد محیط «جاذبه-صفر» نمی‌خورد، چون جاذبه‌ای وجود نداشت که جوهر را حرکت دهد. پس از صرف میلیون‌ها دلار و انجام تحقیقات گسترده، عاقبت دانشمندان ناسا موفق شدند خودکاری اختراع کنند که با آن می‌شد در همه محیط‌ها به ویژه در فضا که جاذبه صفر است نوشت.

    در تمام این مدت فضانوردان روس‌ از مداد استفاده می‌کردند!

    سادگی و دنیای کامپیوتر

    قوانین حاکم بر دنیای نرم‌افزار و اینترنت نیز چندان تفاوتی با قوانین حاکم بر فیزیک یا فلسفه ندارند. به‌ویژه در مرحله طراحی که رعایت «اصل سادگی» می‌تواند تکلیف موفقیت یا شکست یک پروژه را روشن کند. به عنوان مثال یکی از ارکان اصلی «فلسفه یونیکس» از زمان تولدش تا هم‌ اکنون که از طریق لینوکس میان جامعه «متن‌آزاد» گسترش یافته است قاعده KISS و رعایت سادگی می‌باشد. آقای «دنیس ریچی» خالق زبان C و یکی از بنیان‌گذاران سیستم‌ عامل یونیکس» می‌گوید:

    یونیکس ساده است. اما فقط یک نابغه می‌تواند سادگی‌اش را درک کند.

    ساده، اما نه ساده‌تر!

    فراموش نکنیم برای ساده‌سازی موضوعات، همیشه مرزی وجود دارد که اگر از آن عبور کنیم از قله «ساده‌گرایی» به دره «ساده‌انگاری» و «کوته‌بینی» سقوط خواهیم کرد.

    همه چیز را تا جایی که امکان دارد ساده کنید، اما نه ساده‌تر!

    آلبرت انیشتین

    توجه:‌ این نوشته تالیف، ترجمه و گردآوری از منابع مختلف می‌باشد.

    اول جستجو در گوگل، دوم برنامه‌نویسی

    بخش بزرگی از نرم‌افزارها را «الگورتیم‌»ها (Algorithms)، «الگو»ها (Patterns) یا «بسته‌»های (Package) استاندارد تشکیل می‌دهند. چه بسا بخشی از نرم‌افزاری که قصد نوشتنش را دارید قبلا توسط شخص دیگری طراحی یا نوشته شده باشد. قبل از این‌که به اصطلاح «دست به کد» شوید با استفاده از ابزار Google Code Search کمی در دنیای «متن»های موجود بگردید.

    Google Code Search_1199878165218

    حتی اگر برنامه‌ای که می‌نویسید کاملا جدید است و مطمئن هستید نمونه‌‌ آن قبلا نوشته نشده، دست‌کم می‌توانید از انبوه برنامه‌های موجود در بانک اطلاعاتی گوگل ایده‌های جدید بگیرید و سرعت و کیفیت برنامه‌‌نویسی‌تان را بالا ببرید.

    binary search - Google Code Search

    در قسمت جستجوی پیشرفته علاوه بر این‌که می‌توانید جستجوی خود را به زبان‌ برنامه‌نویسی خاصی محدود کنید، امکان جستجو داخل بسته‌های نرم‌افزار Pacakges نیز وجود دارد. البته استفاده از اپراتورها امکانات بسیار گسترده‌تری به شما می‌دهد.

    همچنین در صورت تمایل می‌توانید «متن» برنامه‌های جدیدی که نوشته‌اید را در GCS ثبت کنید.

    فیلم بعدی که می‌بینید چیست؟

    فرض کنید جایی زندگی می‌کنید که هر فیلمی را انتخاب کنید در دسترس‌تان دارید. همچنین شما از آن دسته آدم‌هایی هستید که علاوه بر مبتلا بودن به جنون سینما، به بیماری وسواس در انتخاب و دیدن فیلم‌ هم دچار هستید. در این صورت آیا برای انتخاب فیلم سردرگم نخواهید شد؟ از میان هزاران فیلم تولید شده در سال، شاید فقط 50 تای آن‌ها برایتان جالب باشد. از کجا خواهید فهمید کدام‌یک باب دندان شماست؟ و اگر سلیقه شما محدود به فیلم‌های روز نباشد و علاقه‌مند به کل تاریخ حدودا 100 ساله سینما باشید، آن‌وقت انتخاب فیلم بعدی از میان چند صد هزار فیلم موجود کار چندان ساده‌ای نیست! مجلات و وب‌گاه‌ها حتی اگر معتبر هم باشند چندان کمکی نمی‌کنند. معیار انتخاب آن‌ها یا موضوعات تجاری و صنعت سینماست و یا سلیقه ویژه هنری منتقدی که درباره یک فیلم خاص می‌نویسد. به هر حال نظر شما نیست.پس راه حل خوب چیست؟

    m o v i e l e n s_1199773736500

    چند روز پیش در مورد سیستم‌های پیشنهاد دهنده و نقش روزافزون و کلیدی آن‌ها در وب آینده صحبت کردم. حالا هم قصد دارم یک «سیستم‌ پیشنهاد دهنده» که در واقع یک پروژه تحقیقاتی در دانشگاه مینیسوتا می‌باشد را معرفی کنم. وب‌گاه MovieLens که «به شما کمک می‌کند فیلم‌های مناسب سلیقه‌تان را بیابید».

    این وب‌گاه پیشنهاد دهنده بر اساس همکاری گروهی (collaborative filtering) کار می‌کند. پس از ثبت‌نام و ورود شما باید دست‌کم 15 فیلم را از میان فهرست فیلم‌هایی که به صورت تصادفی به شما نشان داده می‌شود انتخاب و از 1 تا 5 درجه گذاری کنید. این 15 فیلم در واقع مبنای ارزیابی سلیقه شما توسط سیستم پیشنهاد دهنده وب‌گاه می‌شود و هر چه تعداد فیلم‌هایی که ارزش‌گذاری می‌کنید بیشتر باشد وب‌گاه بیشتر با سلیقه شما آشنا می‌شود.

    m o v i e l e n s_1199773726171

    کار با وب‌گاه بسیار ساده است و مثل IMDB یا Amazon شما را با انبوه تبلیغات و اطلاعات فرعی سردرگم نمی‌کند. رده بندی فیلم‌ها نیز سریع و ساده انجام می‌شود و اصولا فلسفه وب‌گاه بر اساسا «تصفیه‌سازی اطلاعات بر اساس همکاری گروهی» و «ارائه پیشنهاد بر اساس سلیقه شخص شما» است و هدف دیگری را دنبال نمی‌کند.

    m o v i e l e n s_1199770223468

    از همه جالب‌تر آمارهایی است که از مقایسه سلیقه شما با سلیقه عمومی ارائه می‌دهد. مثلا می‌توانید بفهمید (اگر تا به حال نمی‌دانستید!) که بیشتر به چه نوع فیلم‌هایی علاقه دارید. من تا قبل از امروز نمی‌دانستم! وب‌گاه به شما می‌گوید کدام قسمت از سلیقه شما با سلیقه میانگین کاربران همخوانی دارد و در کدام موارد از عموم فاصله زیادی دارید. در واقع وب‌گاه قسمت‌های شخصی‌تر و در واقع شاخ و برگ سلیقه شما را تشخیص می‌دهد.

    m o v i e l e n s_1199767477656

    واقعا کار می‌کند!

    نتیجه حیرت‌انگیز است! پس از این‌که حدود 30 تا از فیلم‌هایی که قبلا دیده بودم در سیستم ارزش‌گذاری کردم، پیشنهادهای سیستم واقعا با سلیقه من سازگار شده بود. در حال حاضر بیشتر از 200 تا از فیلم‌هایی که دیده‌ام را به سیستم معرفی کرده‌ام و فهرست بلند‌بالایی از آرزوهایم (WishList) را نشان کرده‌ام که در اولین فرصت سفارش دهم.

    در ضمن MovieLens مرا در گروه «ببر» قرار داده است. «ببرها شاید به نظر موجودات خطرناک و کشنده‌ای برسند اما بعد از یک روز پر مشغله بدشان نمی‌آید همراه با یک دوست شفیق یک فیلم عاشقانه نگاه کنند».

    شما متعلق به کدام گروه هستید؟

    اصلاح مشکل تغییر نشانی فیدها در فیدبرنر

    این پست به آقای دکتر مزیدی تقدیم می‌شود.موضوع شاید کمی مبهم به نظر برسد. اما نکته‌ای است که جناب دکتر مزیدی عزیز به درستی در کامنت پست قبلی به آن اشاره کردند. مزایای استفاده از فیدبرنر به جای خود، اما این موضوع که فیدبرنر نشانی پست‌ها را عوض می‌کند چندان جالب نیست. مثلا برای این پست فیدبرنر به جای این‌که لینک اصلی پست را به وب‌لاگ من نشان دهد یعنی:
    «https://bamdadi.com/2008/01/05/love-yourself-and-use-aiderss-and-googlereader»
    آن را به صورت زیر تبدیل می‌کند:
    «http://feeds.feedburner.com/~r/bamdadi/~3/211475501»

    دکتر پرسیده بودند آیا راهی هست که بشود از فیدبرنر استفاده کرد و در عین‌حال کاری کرد که مشترکین فیدها را با نشانی اصلی آن‌ها مشاهده کنند؛ یعنی آدرس به صورت اول در فید دریافتی مشترکین نشان داده شود؟

    بله خوش‌بختانه راه حل وجود دارد ولی به قیمت از دست دادن آمارهای بازدیدکنندگان در فیدبرنر!

    مهمترین علتی که فیدبرنر نشانی فید‌ها را به وب‌گاه خودش ارجاع (در واقع re-direct) می‌کند بحث آمار می‌باشد. هر کاربری که روی پستی کلیک کند، درخواست ابتدا به فیدبرنر ارسال گشته و در آن‌جا آمارهای مربوط به آن ثبت می‌گردد. سپس سرور فیدبرنر درخواست را به صفحه اصلی پست در خود وب‌لاگ ارجاع می‌دهد.

    before-after

    طبیعی‌است اگر آدرس پست‌ها از داخل فید مستقیما به وب‌لاگ داده شود، فیدبرنر راهی برای دریافت اطلاعات نخواهد داشت و آماری هم در این زمینه ثبت نخواهد کرد.

    اگر چندان علاقه‌ای به آمارهای فیدبرنر ندارید و ترجیح می‌دهید فیدهای وب‌لاگتان مستقیما به آدرس وب‌لاگ خودتان باشد، گزینه‌های مربوط به آمار بازدیدکنندگان را در فیدبرنر خاموش کنید:

    Analyze -- FeedBurner Stats_1199542248734

    توجه داشته باشید که بعد از اعمال تغییرات فوق مدتی طول می‌کشد که اثر آن را در فیدهایتان مشاهده کنید.

    سئوال:

    به نظر شما کدام بهتر است؟ داشتن آمارهای گوناگون از وضعیت بازدیدکنندگان از وب‌لاگتان و پذیرفتن این نقطه‌ضعف که فیدهای شما با نشانی وب‌لاگ شما ارسال نشود؟ یا این‌که یکسره قید آمارها را بزنید و در عوض خیالتان راحت باشد که پست‌ها لینک به وب‌لاگ خودتان دارند؟

    نکته:

    دوستانی که به تنظیمات وب‌سرور سایت شخصی خود دسترسی دارند می‌توانند با انجام تنظیمات لازم در وب‌سرور و فیدبرنر به هر دو هدف فوق برسند. یعنی هم آمارهای جالب و کامل فیدبرنر را داشته باشند و هم فیدهایشان به نشانی اصلی وب‌لاگشان باشد. برای مشاهده جزییات انجام این کار این لینک را دنبال کنید.

    به خودتان رحم کنید و از AideRSS و گوگل‌ریدر استفاده کنید!

    فکر می‌کنم بیشتر ما روزگاری را به یاد می‌آوریم که موتورهای جستجو نتایج را بر اساس مقایسه لغت به لغت کلید‌واژه‌های فرد بیچاره جستجوگر و محتویات صفحات انجام می‌دادند. نتایج جستجو مزخرف بود و به سختی می‌شد چیز دندان‌گیری توی موتورهای جستجو پیدا کرد.

    بعد گوگل آمد و با ارائه روشی برای ارزش‌گذاری صفحات وب که به آن عنوان PageRank داده بود طوفانی به راه انداخت. طوفانی که به سرعت نتایج جستجو در گوگل را دلچسب و دوست‌داشتنی کرد.

    نمی‌دانم شما چقدر از فید و فیدخوان‌ها استفاده می‌کنید. pagerank_googleاگر نمی‌کنید که توصیه می‌کنم حتما شروع کنید و اگر هم از فیدخوان‌های قدیمی هستید حتما متوجه شده‌اید که تعداد فید‌هایی که هر روز باید بخوانید اینقدر زیاد هستند که عملا فرصت مطالعه همه آن‌ها را ندارید. بگذارید آب پاکی را روی دستتان بریزم. این تازه آغاز ماجراست و روز به روز اوضاع بدتر خواهد شد. با گسترش وب و حضور روزافزون «کاربر-مولف‌ها» (user-authors) حجم مطالبی که هر روز تولید می‌شود به سرعت خارج از وقت و حوصله شما می‌شود. فیدها مانند یک جانوروحشی هستند که باید تربیت شوند!

    وب‌گاه AideRSS تصمیم گرفته است به شما کمک کند. این وب‌گاه به پست‌های مختلف یک منبع امتیاز می‌دهد (PostRank) و شما می‌توانید فقط مشترک فیدهای برگزیده مثلا «خیلی خوب» یا «خوب» بشوید بدون این‌که وقت خود را برای پست‌های کم‌ارزش تلف کنید. امتیازدهی بر اساس معیارهای مختلفی چون تعداد کامنت‌ها، تعداد ارسال‌ها/ارجاع‌ها به/در سایت‌هایی مانند del.ici.us یا Technorati و … می‌باشد.

    نه تنها گزینش بلکه ترکیب!

    AideRSS یک‌کار مهم دیگر هم انجام می‌دهد و آن‌هم ترکیب چندین فید با یکدیگر و تبدیل آن‌ها به یک «فید ترکیبی» است. کاری که FeedBurner در حال حاضر انجام نمی‌دهد. به کمک AideRSS وب‌گاه یا فید موردنظر خود را تحلیل کنید و سپس بسته به میزان علاقه‌ای که به منبع مورد نظر دارید، AideRSS فید ترکیبی اصلاح شده‌ای در اختیار شما قرار می‌دهد.

    تصفیه و ترکیب فیدها بر اساس امتیاز

    به این ترتیب می‌توانید فقط لینک‌های خوب یا عالی منابع مورد نظرتان را بخوانید. مثلا برای وب‌گاه جالب «دودردو فارسی» نتایج AideRSS را ببینید. در این‌جا من فقط «پست‌های خوب» را انتخاب کرده‌ام که از لحاظ آماری حدود 24٪ پست‌های این‌ وب‌گاه را تشکیل می‌دهند:

    -1-persian- via doxdo in Google Reader - AideRSS_1199456218359

    همانطور که قبلا هم گفتم AideRSS همه فیدهایی که انتخاب می‌کنید را با هم ترکیب می‌کند و به شما یک آدرس فید یکتا می‌دهد. البته اگر مایل باشید فید وب‌لاگ‌هایی که به آن معرفی می‌کنید، پس از تصفیه‌سازی و انتخاب بهترین پست‌ها به صورت مجزا نیز در اختیارتان قرار می‌دهد: مثل فید «دودردو فارسی برگزیده توسط AideRSS». اگر تصمیم به استفاده از فیدترکیبی گرفتید در آینده هرگاه صلاح دانستید می‌توانید مشخصات آن‌را عوض کنید، بدون این‌که آدرس فید عوض شود. به عنوان مثال در حال حاضر من فقط « پست‌های خوب» دودردو را به فید ترکیبی خودم اضافه کرده‌ام. اما ممکن است در آینده ترجیح بدهم فیدهای کمتر ولی با کیفیت‌تری را از دودردو فارسی ببینم و مثلا درجه انتخاب را از «خوب» به «خیلی خوب» تغییر دهم:

    My Feeds - AideRSS_1199451674531

    توجه: زیاده‌روی نکنید اما اگر واقعا «کریزی ایناف» هستید،‌ به خواندن ادامه دهید!!

    برای این‌که کار از همه نظر بی‌عیب باشد، می‌توانم توی فیدبرنر یک فید جدید درست کنم به نام مثلا «بهترین پست‌های وب‌لاگستان فارسی» که حاوی فید ترکیبی AideRSS ام باشد. با این‌کار انعطاف‌پذیری من برای مدیریت فیدهایم به حد اعلا می‌رسد! شک دارید؟ با من بمانید…

    این‌که چیزی نیست، حالا کجایش را دیده‌اید!

    حال نوبت به طوفان است! من یک فید اشتراکی در گوگل ریدر درست می‌کنم به عنوان «Farsi-Blogs». بعد فید Public آن‌را در فیدبرنر می‌سوزانم. (این فید شامل همه پست‌های خوب و بد است.) بعد این فید را به AideRSS اضافه می‌کنم و طوری تنظیم می‌کنم که فقط پست‌های «خوب‌» و پر امتیاز را نشانم دهد.

    My Feeds - AideRSS_1199451674531

    از طرفی فید AideRSS ام به صورت خودکار به فیدبرنر ارسال می‌شود که آن‌را هم به گوگل‌ریدر اضافه می‌کنم و در نتیجه همیشه «بهترین پست‌های وب‌لاگستان فارسی» را دارم:

    Google Reader (1000 )_1199451894578

    از این به بعد «بهترین پست‌های وب‌لاگستان فارسی» را دارم بدون این‌که دیگر کاری به کار AideRSS داشته باشم. هر فید جدیدی را که دلم بخواهد در گوگل‌ریدر برچسب Farsi-Blogs می‌زنم، به صورت خودکار Public می‌شود، به صورت خودکار به فیدبرنر و بعد به AideRSS می‌رود، آن‌جا به صورت خودکار بهترین‌هایش انتخاب می‌شود، نتیجه به صورت خودکار به فیدبرنر رفته و در گوگل‌ریدر خوانده می‌شود!

    برای درک راحت‌تر ِ«مسیر جریان اطلاعات» به نمودار زیر توجه کنید:

    AideRSS-Google Reader DataFlow

    معجزه AideRSS، GoogleReader، FeedBurner! مسیر جربان ِ داده (Data Flow Diagram)

    توجه کنید، با روش ذکر شده می‌توانید فیدهای دیگری هم درست کنید. مثلا «بهترین اخبار فن‌آوری اطلاعات» که چکیده‌ای از وب‌لاگ‌های مشهور بین‌المللی باشد و یا …

    معجزه است مگر نه؟ به شما گفتم به خودتان رحم کنید! از امکانات «تصفیه اطلاعات» استفاده کنید تا اولا در شلوغی روزافزون مطالب وب روح و روان‌تان آرام بماند و ثانیا بتوانید بهترین اخبار را در کمترین زمان بخوانید!
    حاصل کار:

    فید «بهترین پست‌های وبلاگستان»

    rss-best-of-farsi-blogs

    توجه: فید‌ها فعلا در مرحله تحقیقاتی می‌باشند. شما هم اگر خواستید آزمایش کنید. هنوز در حال بررسی تنظیمات مختلف ّAideRSS و فیدبرنر هستم تا نتیجه بهتر بگیرم.

    aiderss-logo-devils-workshop-thumb

    آشنایی با «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» و جایگاه آن‌ها در وب آینده

    نسل جدید برنامه‌های تحت وب به عنوان «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» (Recommender Systems) شناخته می‌شوند. این برنامه‌ها به کمک انباشت و گردآوری مشخصات کاربران و دسته‌بندی سلایق و آمارگیری از علاقه‌مندی‌های آن‌ها، به کاربران پیشنهاداتی می‌دهند که احتمالا مورد علاقه آن‌ها خواهد بود. این پیشنهادات می‌تواند در زمینه معرفی فیلم، کتاب، موسیقی، تصویر، خبر، صفحات وب‌ و یا موارد دیگر باشد.

    یک «سیستم‌ پیشنهاد دهنده» با گردآوری مداوم اطلاعات از رفتار هزاران هزاران کاربر و به کارگیری شیوه‌های «داده کاوُشی» (Data Mining) می‌تواند «روند»ها را تشخیص داده و به «کاربر نوعی» پیشنهاد کند چه موسیقی گوش دهد یا چه مطلبی بخواند.

    recommender system

    اگر تا به حال حدس نزده‌اید، اجازه دهید تاکید کنم که تقریبا همه ما به نوعی با «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» آشنا هستیم و دست‌کم با یکی از انواع موجود آن کار کرده‌ایم. بالاترین؟‌ بله درست حدس زدید. وب‌گاه‌هایی مانند بالاترین یا نمونه‌های بین‌المللی آن مانند digg.com و reddit.com در واقع سیستم‌های پیشنهاد دهنده‌ای هستند که با گردآوری و برآیندگیری از نظرات کاربران، اطلاعات را با کاربرد «هوش جمعی» فیلتر می‌کنند و در اختیار مخاطب علاقه‌مند قرار می‌دهند. به این کار «تصفیه اطلاعات با همکاری گروهی» (Collaborative Filtering) می‌گویند.

    اما digg و بالاترین از اطلاعات کاربران استفاده محدودی می‌کنند. کاربران در واقع با رای‌های خود به سیستم معرفی می‌شوند و در حال حاضر امکان تفکیک و دسته‌بندی اطلاعات بر اساس سلیقه کاربران وجود ندارد.

    درگاه‌های ورودی وب آینده:

    اگر در وب‌ کلاسیک،‌ درگاه‌های ورودی کاربران به دنیای وب، جستجوگرهایی بودند که فقط بر اساس کلیدواژه، وب را دسته‌بندی می‌کردند، در وب‌ آینده (وب مفهومی)، کاربران برای شروع تجربه وب‌گردی خود به جای جستجوی تصادفی و کور، به «وب‌گاه‌های پیشنهاد دهنده» مراجعه می‌کنند تا از وقت و فرصت خود در وب بهتر استفاده کنند.

    تصور کنید شما علاقه‌مندید درباره اخبار علمی بیشتر بخوانید. به نظر شما جستجو در موتور جستجو با کلیدواژه «علم» مفیدتر و سریع‌تر است یا ورود به صفحه «علم و فن» در سایت StumbleUpon.com؟

    البته همان‌طور که گفتم هنوز وب‌گاه‌های مانند digg یا StumbleUpon از لحاظ کیفیت و دقت طبقه‌بندی اطلاعات و پیشنهاداتی که می‌دهند بسیار محدود هستند. اما این تازه آغاز داستانی است که به وب مفهومی ختم می‌شود. صبور باشید…

    Buzz_1199370547140

    مزایای استفاده از سیستم‌های‌ پیشنهاد دهنده

    • مبتنی بر بودن بر اطلاعات زنده و واقعی: مهمترین مزیت سیستم‌های پیشنهاد دهنده این است که بر اساس فعالیت کاربران و گردآوری رفتار و سلایق آن‌ها عمل می‌کند. به این ترتیب پیشنهاد آن‌ها بر اساس حدس و گمان نمی‌باشد.
    • عالی برای اکتشاف فضاهای جدید: با استفاده از سیستم‌های پیشنهاد دهنده می‌توانید به فیلم‌ها، تصاویر و خلاصه کلام مطالبی دست یابید که در حالت عادی شاید هرگز به ‌آن‌ها نمی‌رسیدید. به این ترتیب افق کاربری شما در وب گسترش می‌یابد و به جای اتلاف وقت و انرژی برای جستجوی کور و تصادفی در جستجوگرهای وب، وقت خود را صرف استفاده مفید از مطالب جدید خواهید کرد.
    • تنظیم شده با خصوصیت‌های فردی شما: شما توصیه دوستان نزدیک و اعضای خانواده خود را به خاطر شناخت عمیقی که از شما دارند جدی می‌گیرید. چرا شما به نظر آن‌ها اعتماد می‌کنید؟ چون نظر آن‌ها مبتنی بر شناختی است که از شما دارند. به همین ترتیب می‌توانید به پیشنهاد سیستم‌هایی که از خلق و خوی شما آگاهی نسبی بیشتری دارند اطمینان بیشتری داشته باشید. این در حالی است که در وب‌ 1.0 پیشنهادات به صورت تصادفی و در غالب تبلیغات کور به شما ارائه می‌شد که طبیعتا با ضریب اطمینان بسیار پایینی از سوی شما مواجه می‌شد.
    • همیشه به-روز و جدید بمانید: با استفاده از «هوش جمعی» که چکیده رفتار هزاران کاربر مانند خود شماست، می‌توانید از جدیدترین و داغ‌ترین اتفاقات در زمینه‌های مورد علاقه‌تان با خبر بمانید.
    • کاهش هزینه نگهداری سازمانی: در سیستم‌های پیشنهاد دهنده، با توجه به این‌که کاربران اطلاعات را بر اساس سلایق خود شکل می‌دهند، دستکاری و مدیریت اطلاعات وب‌گاه و به‌-روزرسانی آن توسط خود کاربران انجام می‌شود. به این ترتیب هزینه نگهداری و سازماندهی وب‌گاه در مقایسه با وب‌گاه‌های سنتی بسیار کمتر است.

    انواع سیستم‌های پیشنهاددهنده

    سیستم‌های پیشنهاد دهنده به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

    • پیشنهاد بر اساس همکاری گروهی (collaborative): متداول‌ترین شیوه است و فرض آن بر این است که الگوی مورد پسند همگان در گذشته، احتمالا هم‌اکنون نیز مورد پسند است.
    • پیشنهاد بر اساس محتوی (content-based): به کمک فهرست‌سازی و شیوه‌های تحلیل محتوی، کلید‌واژه، برچسب گذاری، تهیه گراف از مطالب مرتبط و … سعی در ایجاد ارتباط مفهومی میان مطالب موجود و مطلبی که مورد علاقه شماست می‌کند.
    • پیشنهاد بر اساس تلفیق محتوی و همکاری گروهی (hybrid): استفاده از هر دو تکنیک فوق

    معرفی چند نمونه

    شخصا اعتقاد به آموزش به صورت پایه‌ای دارم و بنابراین در این پست قصدم آشنا کردن شما با مفهوم «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» و اهمیت فوق‌العاده زیاد آن‌ها در وب آینده است و نه معرفی چند وب‌گاه. با این وجود خالی از لطف نیست اگر چند نمونه از وب‌گاه‌های نسل جدید را این‌جا معرفی کنیم:

    • Last.fm: سیستم پیشنهاد دهنده موسیقی. در این وب‌گاه مشترک شوید و نرم‌افزار مربوط به آن را در دستگاه خود نصب نمایید. از این به بعد هر آهنگی که در Windows Media Player و یا i-Tunes و یا از طریق خود Last.fm گوش دهید در پروفایل شما ذخیره می‌شود. کم‌کم Last.fm سلیقه موسیقایی شما دستش می‌آید و با انجام کمی «داده کاوشی» و مقایسه سلیقه شما با سلیقه هزاران کاربر دیگر به شما موسیقی‌های جدیدی برای گوش دادن پیشنهاد می‌کند. اما می‌توانید بدون این‌که مشترک Last.fm هم باشید اطلاعات جالبی بدست آورید. مثلا می‌توانید بفهمید کاربرانی که به Pink Floyd علاقه‌مند هستند، Led Zeppelin یا The Doors نیز گوش می‌دهند! و این اطلاعاتی است که از تحلیل مستقیم سلایق کاربران به دست آمده است!

    Similar to Pink Floyd at Last.fm

    Last.fm وب‌سایتی برای آینده است. در دنیای وب مفهومی منتظر ظهور روزافزون وب‌گاه‌هایی مانند آن باشید. در Last.fm برایند شگفت‌انگیز سلیقه‌های هزاران کاربر را در موسیقی ببینید.

    • Amazon: سیستم پیشنهاد دهنده کتاب
    • Yahoo Movies, imdb, Netflix: سیستم‌پیشنهاد دهنده فیلم
    • flickr explor: سیستم‌ پیشنهاد دهنده عکس‌‌های برگزیده
    • Google‌ News: سیستم پیشنهاد دهنده اخبار
    • Facebook: این قابلیت را دارد که به عنوان سیستم پیشنهاد ‌دهنده دوست عمل کند.
    • بالاترین , StumbleUpon, Digg: سیستم‌های پیشنهاد دهنده برای اکتشاف وب
    • Phototree: سیستم پیشنهاد دهنده عکس. پس از ثبت‌نام در چرخیدن در این وب‌گاه و انتخاب چند عکس مورد علاقه‌تان، Phototree با توجه به سلیقه شما، عکس‌های بیشتری را پیشنهاد می‌کند.
    • del.ici.us popular: گردآوری محبوب‌ترین لینک‌های کاربران
    • AmphetaRate: گردآوری و پیشنهاد RSS (در این‌باره در آینده حتما می‌نویسم. فوق‌العاده است!)
    • Google Reader Discover: سیستم پیشنهاددهنده RSS

    Google Reader Dicover
    اخیرا گوگل ریدر هم اقدام به اضافه کردن سیستم پیشنهاد دهنده کرده است. به این ترتیب آمار و اطلاعات مربوط به مطالبی که مطالعه می‌کنید را گردآوری کرده و به شما پیشنهاداتی جهت مطالعه بیشتر می‌کند.

    خلاصه کلام

    با توجه به افزایش روزافزون و در واقع سرسام‌آور اطلاعات و مطالب جالب دیدنی یا خواندنی شاهد حضور رو به افزایش «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» به عنوان «فیلترهای هوشمند اطلاعات» خواهیم بود. گامی دیگر به سوی وب مفهومی.

    مطالعه بیشتر

    نظریه مثلثی عشق

    مدل‌ها با انتزاعی کردن کمی یا کیفیی پدیده‌ها یا فرایند‌های پیرامون ما، مطالعه و شناخت آن‌ها را راحت‌تر می‌کنند. اما مدل‌ و مدل‌سازی فقط مربوط به مهندسی و علوم تجربی نمی‌شود. به عنوان مثال به مدل‌سازی «مفهوم عشق» یا «دلبستگی» توجه کنید که توسط روانکاو برجسته رابرت اشترن‌برگ در سال 1987 انجام شده است و به شناخت و درک بهتر روابط عاشقانه کمک می‌کند.

    نظریه مثلثی عشق سعی در مدل‌سازی پدیده دلبستگی در روابط متقابل میان اشخاص می‌کند. در این مدل، سه معیار اساسی وجود دارد که عبارتند از :«صمیمیت»، «شور/شهوت»، «تعهد».

    با توجه به میزان حضور هر یک از شاخص‌های سه‌گانه ذکر شده در رابطه عاشقانه میان افراد، می‌توان درجات یا انواع مختلفی از عشق تعریف نمود. بر اساس این مدل‌، به نظر می‌رسد روابط عاشقانه‌ای که بر اساس فقط یکی از شاخص‌های ذکر شده باشند، ناپایدار خواهند بود.

    مدل مثلثی عشق

    Love Triangle

    هشت حالتی که عشق می‌تواند رخ دهد:

      صمیمیت
    (Intimacy)
    شور / شهوت
    (Passion)
    تعهد
    (Commitment)
    بی‌عشقی (NonLove)      
    مهر و دوستی (Liking or Friendship) X  

    سودایی (Infatuation)   X  
    عشق توخالی (Empty Love)     X
    رومانتیک (Romantic) X X
    مشفقانه (Companionate love) X   X
    سطحی و کورکورانه (Fatuous love)   X X
    کامل (Consummate love) X X X

    توجه: معادل فارسی مناسبی برای کلمه Passion پیدا نکردم. در زبان انگلیسی Passion تلفیقی از مفاهیم گرایش جسمانی، هیجان، شور و سودا است.

    • بی‌عشقی: عدم حضور هیچ‌کدام از اجزای سه‌گانه عشق.
    • مهر و دوستی: به معنی حس دوستی‌ واقعی. در این حالت فرد نسبت به دیگری احساس تعلق، نزدیکی و صمیمیت دارد، اما این حس همراه با تعهد درازمدت و یا شوق و گرایشات جسمانی نیست.
    • عشق سودایی: عشق بدون حس صمیمیت و نزدیکی‌ و همینطور تعهد درازمدت که گاه نیز به آن «عشق در نگاه اول» می‌گویند. این‌نوع عشق ممکن است به سرعت از بین برود مگر این‌که به حالت‌های قوی‌تر تبدیل شود.
    • عشق توخالی: گاه عشق‌های قوی به عشق‌های بی‌محتوی تبدیل می‌شوند که در آن تعهد باقی‌ مانده است اما «مهر و صمیمیت» و «شور / شهوت» از میان رفته است.
    • عشق رُمانتیک: عاشقان رومانتیک علاوه بر داشتن صمیمیت و نزدیکی دارای شور و سودای عاشقانه نیز می‌باشند.
    • عشق مشفقانه: معمولا در ازدواج رخ می‌دهد. در این گونه عشق شور و شوق و گرایشات جسمانی از میان رفته است، اما مهر و محبت شدید و تعهد به طرفین باقی‌مانده است. این‌گونه عشق معمولا بین کسانی ایجاد می‌شوند که می‌خواهند عمری را با یکدیگر سپری کنند ولی گرایش جنسی یا جسمانی به یکدیگر ندارند. این نوع عشق از دوستی قوی‌تر است، چون عامل تعهد نیز به آن اضافه شده است. نوع محبتی که میان اعضای خانواده وجود دارد نیز معمولا از این نوع عشق است. همینطور عشقی که میان دوستان خیلی نزدیک که زمان زیادی را با یکدیگر سپری کنند ولی گرایشات جسمی بین آن‌دو نباشد.
    • عشق سطحی و کورکورانه: این عشق ماحصل گردبادی است که شور و گرایشات جسمانی همچنین تعهد درازمدت به یکدیگر، بدون حضور صمیمیت و نزدیکی روحی ایجاد می‌کند. در واقع دو فرد دوستان یکدیگر نیستند و تعهد و غریزه آن‌ها را به هم نزدیک کرده است.
    • عشق کامل: کامل‌ترین شکل عشق است و نمایانگر رابطه‌ای است که بسیاری از مردم در تلاش و آرزوی رسیدن به آن هستند. نگاه داشتن و حفظ کیفیت عشق کامل معمولا از دستیابی به آن دشوارتر است. اجزای عشق کامل (صمیمیت و دوستی + شور / شهوت + تعهد) باید به عمل تبدیل شوند. بدون بیان کردن و ابراز عشق، حتی کامل‌ترین عشق‌ها نیز می‌میرند. عشق کامل ممکن است دائمی نباشد؛ مثلا اگر شور و تمایلات جسمانی به تدریج ضعیف شود، عشق ِ کامل به عشق مشفقانه (صمیمت و دوستی + تعهد) تبدیل می‌شود.

    اندازه‌گیری و تعیین نوع عشق شما:

    برای تعیین وضعیت عشقی خود کمی صبر کنید! در حال ترجمه مجموعه‌ای از پرسش‌ها هستم که با پاسخ‌‌گویی به آن‌ها می‌توانید میزان حضور سه شاخص ذکر شده را در رابطه خود با طرف مقابل‌تان اندازه‌گیری کنید. پس صبور باشید‍ لطفا!

    مطالعه بیشتر:

    سرویس جدید موزیلا: چت با بر و بچه‌های فایرفاکس

    خبر غیر منتظره و در عین حال نه چندان عجیب است. موزیلا امکان چت را به خدمات فایرفاکس اضافه می‌کند! این سرویس در حال حاضر به صورت آزمایشی و در ساعت‌های محدودی فعال است و برای خدمات به کاربران (Mozilla Support) استفاده می‌شود. از این پس کاربران فایرفاکس می‌توانند به صورت زنده مشکلات خود را با کارشناسانی که به صورت داوطلبانه آن‌ها را راهنمایی می‌کنند مطرح کنند.

    Firefox- Get Live Firefox Chat Support from Mozilla_1199200756156

    این فاکس‌که (Foxkeh) است!

    قابل توجه کسانی که بزرگترین ایراد محصولات متن‌آزاد را ضعیف بودن خدمات مشتریان می‌دانند: به زودی شاهد همکاری داوطلبانه هزاران کاربر متخصص در سراسر جهان جهت پاسخ‌گویی زنده به سوالات کاربران فایرفاکس خواهیم بود.

    کدام شرکت در جهان خواهد توانست با «همه مردم جهان» رقابت کند؟

    نوشته های خود را امضای مفهومی کنید

    اگر علاقه‌مند به نوشتن هستید و دوست دارید خوانندگان ثابت و جدی پیدا کنید، باید همواره یک نکته مهم را به خاطر داشته باشید:

    در میان هزاران هزار وب‌لاگ، نوشته شما به سختی می‌تواند از نوشته سایرین متمایز باشد. وقتی هم که نوشته‌تان با نوشته‌ دیگران یکسان بود، شما خواننده‌ای را به سمت خود جلب نخواهید کرد.

    پس فرض را بر این می‌گیریم که شرط کلیدی برای یافتن خوانندگان جدی، مفید بودن و در عین حال متمایز بودن وب‌لاگ شماست. بهترین شیوه‌ای که می‌تواند نوشته‌های شما را متمایز کند، شخص خود شما هستید! به یک دلیل ساده. شما در سراسر جهان بی‌همتا هستید! (آیا در این مورد تردیدی هم دارید؟)‌ فقط باید این موضوع را در نوشته‌هایتان منعکس کنید. این یعنی «امضا کردن نوشته‌هایتان» آن‌هم از نوع مفهومی. صدالبته اگر مایل بودید می‌توانید نام خود را پایین نوشته ذکر کنید، اما این کافی نیست. چیزی که موثرتر و ماندگارتر است «امضای مفهومی» است. یعنی رنگ و بوی شخصیت شما در لابه‌لای واژه‌هایتان. خوانندگان با خواندن سطور باید ذهن و حسی را که این واژگان را کنار هم چیده است حس کنند.

    signature1

    خواص داشتن امضای مفهومی چیست:

    • خوانندگان به شما به عنوان مولف یا نگارنده مرتبط می‌شوند، نه فقط با مطالب شما.
    • چیزی که می‌نویسید به سادگی قابل کپی‌برداری یا تقلید کورکورانه نیست.
    • اعتماد بیشتری در دل خواننده ایجاد می‌کنید چون از وجود و شخصیت خودتان در نوشته‌هایتان گنجانده‌اید.
    • به شما کمک می‌کند تا نوشته‌هایتان با سایر نوشته‌ها متفاوت باشید.

    چگونه نوشته های خود را امضای مفهومی کنیم؟

    چند پیشنهاد ساده برای این‌که ردپایی از «خود» در نوشته‌هایتان باقی بگذارید:

    • چطور شد که به فکر این افتادید که در یک مورد بخصوص بنویسید؟ آیا جایی در این مورد چیزی دیدید؟ با دوستی صحبت می‌کردید که ذهنتان به این سمت رفت؟ …
    • تاثیر موضوع مورد نوشته‌تان در خود شما چه بوده است؟ مثلا اگر در مورد خصوصیت جدیدی در وردپرس می‌نویسید، توضیح دهید این خصوصیت جدید را شخصا چگونه می‌بینید.
    • در مورد نظر دیگران گمانه‌زنی کنید و چند گزینه در اختیار مخاطبین قرار دهید که اگر چه گزینه‌های شما هستند، ولی حق انتخاب را به مخاطب می‌دهند.

    مواظب دام باشید:

    البته لطفا در مایه گذاشتن از شخص خودتان زیاده‌روی نکنید و کاری نکنید که وب‌لاگتان هیچ سودی برای مخاطب نداشته باشد و تبدیل به ذهنیت‌گرایی‌های فردی و درونی شود. فراموش نکنید خوانندگان در درجه اول در جستجوی مطالب مفید و به دردبخور هستند. با در نظر گرفتن این نکته، نوشته خودتان را امضای مفهومی کنید.

    i_love_blogging

    اجازه دهید خواننده شما را حس کند. شما نوشتن را دوست دارید…

    ———————————————————————————————–

    منبع: جستجوی پراکنده در وب‌لاگ‌های انگلیسی، به ویژه این وب‌لاگ

    آزادی نرم‌افزارهای ‌آزاد چگونه تضمین می‌شود؟

    book-locked-smaller

    همانطور که می‌دانید در اغلب کشورهای جهان و به ویژه کشورهای صنعتی، قوانین ویژه‌ای جهت حمایت از حقوق مادی یا معنوی پدیدآورندگان نرم‌افزار (و سایر محصولات یا ایده‌ها)‌ وجود دارد. این قوانین طیف گسترده‌ای از موضوعات حقوقی را در بر می‌گیرند و به تولیدکنندگان اجازه می‌دهند در صورت نیاز از آن‌ها جهت حفظ منافع خود استفاده نمایند. قوانین حمایت از حقوق پدید‌آورندگان شامل حق ثبت اختراعات، حق طبع و نشر، نشان‌های تجاری، آدرس اینترنتی (Domain) و بسیاری موارد دیگر می‌شود.

    از سوی دیگر اشخاص، گروه‌ها و موسساتی می‌باشند که اعتقاد به آزادی در دنیای نرم‌افزار دارند. آن‌ها ضمن تولید نرم‌افزار آن‌را به صورت رایگان همراه با متن (برنامه اصلی نرم‌افزار) در اختیار عموم مردم قرار می‌دهند. این‌گونه محصولات به «متن‌آزاد» (Open Source) مشهور می‌باشند. محصولات «متن‌آزاد» بخش بزرگی از نرم‌افزارهای آزاد را تشکیل می‌دهند.

    خوب حال سئوال این‌جاست که اگر یک عامل سوءاستفاده‌گر و فرصت‌طلب اقدام به ثبت تجاری نرم‌افزار «متن‌آزاد» یا ایده‌های به کار گرفته‌شده در آن کرد و آن را به عنوان یک نرم‌افزار تجاری و محصول شخصی خود جا زد، تکلیف چیست؟ در واقع پرسش این‌جاست «چه کسی از محصولات «متن‌آزاد» که در دسترس همه می‌باشند در برابر قوانین مالکیت حقوق معنوی حمایت می‌کند؟»

    copyright

    Copyright به معنی «حق طبع و نشر در انحصار پدیدآورنده‌(گان)»

    پس تا این‌جا به طور خلاصه:

    • اشخاص با گروه‌هایی هستند که محصولات نرم‌‌افزاری را با مقاصد تجاری تولید می‌کنند.
    • قوانینی وجود دارد که از حقوق این اشخاص دفاع می‌کند.
    • اشخاص یا گروه‌هایی هستند که محصولات نرم‌افزاری رایگان و آزاد یا به اصطلاح «متن‌آزاد» تولید می‌کنند.
    • با توجه به آزاد و در دسترس بودن محصولات آزاد، اشخاص منفعت‌طلب می‌توانند آن‌ها را به عنوان محصولات تجاری و انحصاری ثبت نمایند و آزادی آن‌ها را محدود نمایند.

    گروه‌ها و جنبش‌های «متن‌آزاد» برای جلوگیری از این مساله راه حلی یافته‌اند. آن‌ها محصول خود را به صورت کاملا آزاد عرضه نمی‌کنند، بلکه آن‌را تحت موافقت‌نامه یا مجوزی مشهور به کپی‌لفت یا Copyleft به معنی «حق طبع و انتشار آزاد همواره تضمین شده است» عرضه می‌کنند.

    اگر متوجه بازی کلامی شده باشید، Copyleft در واقع بازی کلامی با واژه Copyright است. هر گونه تکثیر یا اعمال تغییرات در محصولاتی که تحت حمایت Copyleft باشد آزاد و بلامانع است. اما شرط آن این است که تکثیر کننده کلیه حقوق مربوط به تکثیر یا اعمال تغییرات را به تک‌تک کاربران بعدی نیز منتقل کند. به این ترتیب هیچ‌کس نمی‌تواند به صورت یک‌جانبه اقدام به انحصاری کردن این محصولات بنماید.

    copyleft

    Copyleft به معنی «تضمین آزادی حق طبع و نشر و اعمال تغییرات برای همه»

    Copyleft محدود کردن همگان به آزادی است! بیایید دست به دست هم دهیم و همدیگر را به آزادی محدود کنیم.

    اصطلاح «کپی‌لِفت» یک مفهوم عمومی می‌باشد و شامل موافقت‌نامه‌های تخصصی‌تری می‌شود. در صورتی که از علاقه‌مندان جنبش آزادی نرم‌افزار می‌باشید و یا قصد دارید نرم‌افزار «متن‌آزاد» تولید کنید، حتما با مجوزهای زیر آشنا شوید:

    • GNU General Public License یا GNU GPL: متداول‌ترین مجوز برای نرم‌افزارهای آزاد. حق چاپ و تکثیر و تغییرات برای همگان آزاد می‌باشد.
    • GNU Free Documentation Licence یا GNU FDL: معادل GNU GPL برای محصولات نوشتاری. حق چاپ، تکثیر و تغییرات برای همه خوانندگان آزاد می‌باشد.

    مطالعه بیشتر:

    آیا زمان در حال کند شدن است؟

    همانطور که می‌دانید شواهد نشان می‌دهد جهان در حال بزرگ شدن است و تا حدود یک دهه پیش همه گمانه‌ها بر این بود که سرعت رشد جهان (دست کم در حال حاضر) روند ثابتی دارد.

    چندی پیش (1998) گروهی از فیزیکدانان نشان دادند که جهان نه تنها در حال گسترش است بلکه روند این گسترش در حال افزایش است. آن‌ها برای ثابت کردن این نظریه ابرنواخترهای (ستاره‌های در حال انفجار) ‌ویژه‌ای را مورد بررسی قرار دادند که میزان نوردهی آن‌ها مشابه یکدیگر بوده و به عنوان «شمع‌‌های استاندارد» شناخته می‌شوند. شدت نوردهی این «شمع‌های استاندارد» فاصله ‌آن‌ها را با زمین تعیین می‌کند. با مقایسه فاصله این «ستاره‌های در حال انفجار» با میزان «انتقال به قرمز» نور کهکشان مادر، محققین می‌توانند سرعت گسترش جهان را در زمان‌های مختلف تاریخ محاسبه کنند. آن‌ها انفجارهای ستاره‌ای یا «شمع‌های استاندارد» با فاصله‌های مختلف از زمین را زیر نظر گرفتند و متوجه شدند شدت نوردهی ابرنواخترهای نزدیک نسبت به ابرنواخترهای دور با سرعت کمتری زیاد می‌شود {+}. این موضوع آن‌ها را متقاعد کرد که سرعت رشد جهان در حال افزایش است. (گسترش شتابدار کیهان)

    اما اخیرا چند دانشمند این پرسش را مطرح کرده‌اند که شاید علت پدیده مشاهده شده، افزایش سرعت رشد کیهان نباشد و این خود ِزمان است که در حال کند شدن می‌باشد. برای ناظری مثل ما که با توجه به درک خود از زمان به وقایع اطراف نگاه می‌کند نتیجه یکی است: چه «سرعت رشد جهان در حال اضافه شدن باشد و زمان روند ثابتی داشته باشد»، «چه سرعت رشد جهان ثابت باشد و زمان در حال کند شدن باشد». پروفوسور سنوویلا در این‌باره می‌گوید:‌«ما نمی‌گوییم بزرگ شدن جهان توهم است. توهم به اعتقاد ما، افزایش سرعت رشد جهان است.»

    800px-CMB_Timeline300

    مدل‌های موجود فیزیک حرکت زمان را متعارف و یک‌نواخت در نظر می‌گیرند. اما اگر جریان زمان روند کند شونده داشته باشد چطور؟

    اگر این فرض درست باشد و زمان واقعا در حال کند شدن باشد پرسش بعدی این است که روند کند شدن زمان تا کجا ادامه خواهد یافت؟ آیا روزی زمان کاملا متوقف خواهد؟

    منابع:

    چه کسی بی‌نظیر را کشت؟

    همیشه در پاسخ به دوستانی که اوضاع سیاسی ایران را نابسامان توصیف کرده‌اند مثال پاکستان را زده‌ام. کشوری که علی‌رغم به یدک کشیدن عنوان «جمهوری اسلامی» از بسیاری جهات با «جمهوری اسلامی ایران» فرق می‌کند. در واقع مهمترین تفاوت پاکستان با ایران، اوضاع سیاسی به شدت متشنج آن است و این واقعیت که این کشور دارای سلاح‌های هسته‌ای است. این به این معنی است که هرگونه بحران جدی و یا جنگ داخلی در آن می‌تواند منجر به فاجعه‌ای جهانی گردد. برخلاف عنوان نوشته، واقعا قصد آن را ندارم دنبال قاتل اصلی «بوتو» بگردم. چون در نبود اطلاعات کافی فقط حدس و گمان می‌توان زد. اما ترور دیروز بهانه‌ای شد برای این‌ که کمی در اوضاع و احوال تاریخ معاصر پاکستان وب‌گردی کنم و بدک ندیدم خلاصه‌ای از خوانده‌هایم را این‌جا بیاورم.

    BhuttoEPA3008_468x342

    پاکستان ششمین کشور پرجمعیت دنیا و دومین کشور پرجمعیت مسلمان است. این کشور در سال 1947 پس از جدایی از هند تحت رهبری محمد علی جناح تشکیل گردید و از سال 1956 به «جمهوری اسلامی پاکستان» تغییر نام داد. در آغاز پیدایش و به دلیلی ترجیحات استعماری پاکستان از دو قسمت کاملا جدا -از لحاظ جغرافیایی- تحت عنوان پاکستان غربی (پاکستان فعلی) و پاکستان شرقی (بنگلادش فعلی) تشکیل شده بود. در سال 1971 پاکستان شرقی به کشور مستقل «بنگلادش» تبدیل گردید.

    تاریخی سرشار از کودتاهای نظامی

    پاکستان در تاریخ 60 ساله خود، شاهد چهار کودتای موفق بوده است. در کودتای سال 1977، خانم بی‌نظیر بوتو پدرش «ذوالفقار بوتو»، رئیس جمهور وقت پاکستان را از دست داد. کوران سیاسی پاکستان، دیروز جان خود وی را گرفت.

    فهرست کودتاهای «موفق» انجام شده در تاریخ پاکستان از آغاز تا امروز:

    • 1958: کودتای «ژنرال ایوب خان» و سرنگونی حکومت «اسکندر میرزا»
    • 1970: کودتای «ژنرال یحیی‌ خان» و سرنگونی حکومت «ایوب خان»
    • 1977: کودتای «ژنرال محمد ضیاالحق» و سرنگونی حکومت «ذوالفقار علی بوتو» (کودتا با حمایت آمریکا انجام شد و ذوالفقار علی بوتو پس از کودتا محاکمه و اعدام شد.)
    • 1999: کودتای «ژنرال پرویز مشرف» و سرنگونی حکومت «نواز شریف»

    625px-Major_ethnic_groups_of_Pakistan_in_1980

    نیمه شمالی پاکستان را اقلیت‌های پشتون تشکیل می‌دهند که از لحاظ قومی و مذهبی با گروه‌های قومی جنوب افغانستان نزدیکی بسیار دارند. در این مناطق است که نیروهای محلی و شبه‌نظامیان زیرزمینی قوای طالبان را حمایت می‌کنند. خانم «بوتو» تاکید کرده بود در صورت رسیدن به قدرت با گروه‌های حامی طالبان به شدت برخورد خواهد کرد.

    «بی‌نظیر بوتو» که بود؟
    «بی‌نظیر بوتو» (متولد 1953) در چند دهه اخیر از شخصیت‌های ‌سیاسی مهم پاکستان به شمار می‌رفت. بی‌نظیر در یک خانواده سیاسی بزرگ شد. پدرش «ذوالفقار علی بوتو» رئیس جمهور محبوب پاکستان در سال‌های 1971 تا 1973 بود که به دنبال کودتای نظامی سرنگون و اعدام شد. به عنوان دبیرکل «حزب مردم پاکستان» وی اولین زنی بود که در یک کشور مسلمان به مقام نخست وزیری ‌رسید. وی دوبار در سال‌های 1988 و 1993 به مقام نخست وزیری رسید و هر دوبار هم به اتهام رشوه‌خواری و فساد از سمت خود برکنار شد. بوتو از سال 1998 به تبعید خودخواسته‌‌ای در کشور امارات متحده عربی تن داد و اواخر مهرماه امسال به پاکستان بازگشت تا در عرصه سیاسی پاکستان مجددا نقش بازی کند.

    چه کسانی از مرگ بوتو سود می‌برند؟

    پاسخ سوال چه کسی بوتو را کشت به احتمال زیاد هرگز در تاریخ مشخص نخواهد شد و حرف و حدیث از حد گمانه‌زنی سندیت بیشتری نخواهد یافت. اما به هر حال مثل هر ماجرای جنایی دیگری باید متهمین را در میان گروه‌ها و یا افرادی جستجو کرد که از کشته شدن «بوتو» نفع می‌برند.

    • طالبان و القاعده
      نباید این احتمال را از نظر دور داشت که خانم «بوتو» تاکید کرده بود در صورتی که به قدرت برسد با گروه‌های حامی «طالبان» و «القاعده» در شمال پاکستان به شدت برخورد خواهد کرد. وی حتی تا حدی پیش رفته بود که گفته بود «در صورتی که نیروهای نظامی پاکستان برای برخورد با پایگاه‌های طالبان در پاکستان کافی نباشد دست نیروهای آمریکایی را برای انجام عملیات نظامی داخل خاک پاکستان باز خواهد گذاشت.» این احتمال وجود دارد که گروه‌های پشتیبان طالبان دست به کار شده و کار را قبل از این‌که دیر شود تمام کرده باشند. به خصوص این‌که تعدادی از رهبران این گروه‌ها نیز بارها قول داده بودند که «بوتو» را ترور کنند. یکی از مقامات «القاعده» در در افغانستان ادعا کرده که ترور «بوتو» کار «القاعده» بوده است. البته این ادعا به خودی خود چیزی را ثابت نمی‌کند ولی احتمال دخالت «القاعده» را دست کم در لایه اجرایی ترور بسیار بالا می‌برد. القاعده قبلا هم برای کشتن بوتو دست به ترور(های) ناموفق زده بود.
    • ژنرال پرویز مشرف
      خوب این یکی شاید خیلی واضح باشد که مشرف از حذف رقیب محبوبش نباید چندان ناراضی باشد. بخش قابل توجهی از مردم پاکستان (همینطور چند نفر از همکاران من که پاکستانی هستند) همه بدون این‌که تردیدی به خود راه دهند باور دارند که دست «ژنرال مقتدر» و «دموکراسی دوست» در ماجرای ترور «بی‌نظیر» در کار بوده است. دست کم می‌توان گفت، حتی اگر ژنرال مستقیما در ترور اخیر نقشی نداشته، تلاشی هم برای جلوگیری از بروز آن نکرده است. جالب است بدانید خانم بوتو در ای‌میلی که درخواست کرده بود در صورت کشته شدنش منتشر شود پرویز مشرف را به خاطر پوشش ضعیف امنیتی متهم کرده بود. وی تاکید کرده بود در صورتی که آسیبی به وی در پاکستان وارد شود، ژنرال مشرف را مسئول آن می‌داند.
      از طرف دیگر می‌توان تحلیل‌ کرد ‌که مشرف از مرگ بوتو متضرر شده است چون آشوب و تنش در پاکستان موقعیش را تضعیف خواهد کرد. بنابراین بعید است که نقش مستقیمی در ترور وی داشته باشد. فکر می‌کنم هنوز برای نتیجه‌گیری در این زمینه زود است و شاید هرگز هم مشخص نشود.
    • گروه‌های محلی و تندرو داخلی پاکستان
      اختلافات فرقه‌ای و قومی در مناطق مختلف پاکستان که هریک وابستگی‌های مستقیم و غیرمستقیمی با قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی دارند داستان ترور خانم بوتو را پیچیده‌تر می‌کند. واقعیت این است که بوتو همانطور که طرفداران زیادی داشت، دشمنان متنوع و گسترده‌ای نیز داشت که برخی از آن‌ها حتی از این‌که در مطبوعات او را به ترور کردن تهدید کنند ترسی نداشتند. از نظر بسیاری از گروه‌های تندرو داخلی «بی‌نظیر» یک سیاست‌مدار غرب‌زده و سکولار و خیانت‌کار به کشور و دین بود. گروه‌هایی نیز مانند جیش المحمد و حزب‌الله مجاهدین و … که توسط سازمان‌های امنیتی-اطلاعاتی پاکستان جهت انجام عملیات در منطقه کشمیر تجهیز شده‌اند، رسما و علنا بوتو را خائن به کشور می‌دانستند.

    Benazir-Bhutto

    بسیاری از دشمنان فرقه‌ای بوتو، او را یک سکولار غرب‌زده می‌دانستند.

    • رقبای سیاسی دیگر
      در این میان رقبای سیاسی «حزب مردم پاکستان» و خانم بوتو که از محبوبیت ویژه‌ای هم برخوردار بود از لحاظ سیاسی از حذف رقیب خود خوشنود خواهند شد. «نواز شریف» نخست‌وزیر سابق پاکستان و رهبر شاخه‌ای از حزب «لیگ مسلمانان پاکستان» پس از این‌که توسط مشرف سرنگون شد به عربستان سعودی پناه برد. وی چند ماه پیش جهت شرکت در انتخابات به پاکستان بازگشت.
      او در اعتراض به ترور اخیر اعلام کرد که انتخابات را تحریم می‌کند و از مشرف خواست به خاطر عدم تامین امنیت بی‌نظیر بوتو از سمت خود استعفا دهد.
    • ناشناس، ناشناس، ناشناس!
      شخص «بی‌نظیر بوتو» بارها هشدار داده بود که گروه‌ها و اشخاص متعددی در پاکستان و خارج از پاکستان وجود دارند که خواستار کشتن او می‌باشند. بدون داشتن اطلاعات کافی از ماجراهای پنهان، بیماری توهم و توطئه‌نگری جایگزین استدلال منطقی می‌شود. مثل اکثر ترورهای سیاسی در سطح جهان، عاملان این ترور نیز احتمالا هرگز مشخص نخواهند شد و در بهترین حالت تحقیقات در سطح عوامل اجرایی و روسای مستقیم آن‌ها متوقف خواهد گردید. تاریخ دراین‌باره قضاوت خواهد کرد…

    برخی لینک‌های مرتبط:

    چگونه بهترین نرم‌افزار رایگان را پیدا و انتخاب کنیم؟

    بنا به دلایل مختلف ممکن است نتوانید یا نخواهید از نرم‌افزارهای تجاری استفاده کنید. ممکن است به خاطر محدودیت‌های مربوط به محیط کار مجبور به استفاده از نرم‌افزارهای ثبت‌شده و مجاز ‌باشید و در ضمن نخواهید برای خرید نرم‌افزارهای کاربردی تجاری هزینه کنید. شاید هم یکی از حامیان جدی و پر و پا قرص نرم‌افزارهای رایگان و جنبش «آزادی نرم‌افزار» می‌باشید و ترجیح می‌دهید تا جایی که امکانش هست از نرم‌افزارهای غیرتجاری استفاده کنید. راه‌حل شما استفاده از نرم‌افزارهای رایگان یا متن‌‌آزاد می‌باشد. معمولا برای هر کاربردی تعداد بی‌شماری نرم‌افزار متن‌‌آزاد و رایگان در اینترنت پیدا می‌شود، اما انتخاب بهترین آن‌ها معمولا دشوار و وقت‌گیر است.

    در این‌جا قصد دارم به جای پرداختن به این‌که کدام «ماهی» خوشمزه تر است به روش‌های مختلف «ماهیگیری» بپردازم. به این‌ ترتیب می‌توانید هر وقت که لازم شد، بهترین نرم‌افزار رایگان مورد نظرتان را بیابید.

    روش اول: استفاده از صفحه‌های جامع ویکی‌پدیا

    در ویکی‌پدیا صفحه‌هایی وجود دارد که به صورت فهرست‌وار نرم‌افزارهای مختلف مربوط به یک کاربرد خاص را با یکدیگر مقایسه می‌کند. با توجه به این‌که این صفحات به صورت روزانه توسط کاربران «ویکی‌پدیا» به‌روز‌رسانی می‌شود، معمولا جدیدترین و تازه‌ترین فهرست را می‌توانید در این صفحات بیابید. برای دستیابی به فهرست کامل این صفحات به این نشانی مراجعه کنید. به سرعت متوجه خواهید شد که تقریبا در هر موضوعی که فکرش را بکنید صفحه‌ای اختصاصی برای مقایسه نرم‌افزارهای موجود در آن زمینه وجود دارد:

    Category-Software comparisons - Wikipedia, the free encyclopedia_1198826614953

    به عنوان نمونه برای انتخاب «نرم‌افزار پخش صدا و فیلم» می‌توانید به این صفحه ویکی‌پدیا مراجعه کنید. فهرست فوق‌العاده کاملی از نرم‌افزارهای پخش صدا و فیلم را خواهید دید که در جداول مختلف اطلاعات عمومی و تخصصی کافی به شما ارائه می‌دهد. به عنوان مثال در جدول زیر مشخص شده است کدام نرم‌افزار رایگان (Free) و کدامیک متن‌‌آزاد و رایگان (GPL) می‌باشد:

    Comparison of media players - Wikipedia, the free encyclopedia_1198826104890

    صفحه‌های مقایسه‌ای جالبی را که توصیه می‌کنم حتما نگاه کنید:

    روش دوم: استفاده از وب‌گاه‌های ویژه معرفی نرم‌افزارهای رایگان شاخص

    استفاده از ویکی‌پدیا که در قسمت اول به آن اشاره کردم در بیشتر موارد کار شما راه می‌اندازد. اما باز هم انتخاب نهایی را به عهده دانش فنی خود شما می‌گذارد و به شما پیشنهاد خاصی نمی‌کند. اگر وقت و حوصله تحقیقات گسترده ندارید و صرفا می‌خواهید یک نرم‌افزار رایگان داشته باشید که امتحان خودش را نیز پس داده است، بهتر است به وب‌گاه‌هایی مراجعه کنید که مجموعه نرم‌افزارهای خوب و شاخص رایگان را معرفی می‌کنند. این وب‌گاه‌ها که به عنوان فهرست‌های متن‌‌آزاد (Open Source Direcotries) شناخته می‌شوند مکان مناسبی برای شناسایی محصولات متن‌‌آزاد مورد نیاز شما می‌باشند. به این ترتیب کارتان راحت می‌شود و کافی است در زمینه مورد نظرتان نرم‌افزار پیشنهادی این دست وب‌گاه‌ها را که معمولا گزینه‌های خوبی هم هستند، انتخاب و دانلود کنید.

    به عنوان مثال وب‌گاه Open Source Living از این نمونه است. این وب‌گاه انواع نرم‌افزارهای کاربردی را در دسته‌بندی‌های ساده و مشخص به شما معرفی می‌کند بدون این‌که شما را با لینک‌های تودرتو و یا تجاری سردرگم کند. حداکثر با دو یا سه «کلیک» می‌توانید به لینک اصلی دانلود نرم‌افزار مورد نیازتان برسید. نمایی از دسته‌بندی‌های صفحه اول این وب‌گاه:

    Open Source Living_1198828695265

    وب‌گاه «متن‌‌آزاد به عنوان یک امکان دیگر» (OpenSource as Alternative) نیز مجموعه مفصل‌تری از نرم‌افزار‌های متن‌‌آزاد به شما معرفی می‌کند. این وب‌گاه علاوه بر معرفی مستقیم محصولات، برخی اطلاعات مقایسه‌ای نیز میان محصولات تجاری و متن‌‌آزاد ارائه می‌دهد:

    Open Source Alternative - Find Open Source Alternatives to commercial software_1198829068484

    چند نمونه از وب‌گاه‌های معرفی محصولات متن‌‌آزاد و رایگان:

    البته به این فهرست اکتفا نکنید. کافی است در گوگل کلید‌واژه Open Source Directory را جستجو کنید و وب‌گاه‌های خیلی خوب دیگری را نیز پیدا کنید.

    همانطور که در ابتدای نوشته هم اشاره کردم، هدفم بیشتر «ماهیگیری» بود تا توضیح در مورد «انواع و اقسام ماهی‌ها». مطمئن هستم یک «ماهیگیر» خوب به سرعت می‌تواند انواع «ماهی» را همراه با خصوصیات مربوط به «طعم» و «خواص» آن‌ها بشناسد!

    با استفاده از نرم‌افزارهای متن‌‌آزاد از «آزادی و دموکراسی در دنیای نرم‌افزار» حمایت کنیم.

    پیام کوتاه سریع‌تر از اینترنت:‌بی‌نظیر بوتو کشته شد

    خبر از بس تازه هست هنوز توی اینترنت خبر مجروح شدن «بی‌نظیر بوتو» رو نوشتن. من به فاصله 5 دقیقه دو تا پیامک (SMS) از BBC دریافت کردم. اولیش این بود که بی‌نظیر بوتو به شدت مجروح شده. دومیش این بود که کشته شده!

    هنوز وب‌سایت BBC به روز رسانی نشده!

    BBC NEWS - News Front Page_1198762333031

    پیامک اول:

    Pakistani opposition leader Benazir Bhutto has been wounded in a suspected suicide bomb blast at a rally in Rawalpindi, party officials say. – BBC

    پیامک دوم:

    Pakistan’s opposition leader Benazir Bhutto has been killed by a suicide bomb attack during a pre-election rally, a millitary spokesman says. – BBC

     

    تحلیل سیاسی بماند برای بعد. اما چیزی که برای من اینقدر جالبه سرعت بیشتر سرویس پیامک از سرویس وب هست!

    پی‌نوشت 1: در حال کامل کردن این پست بودم که بالاخره بر و بچه‌های وب هم جنبیدند:

    BBC NEWS - News Front Page_1198762870296

    پی‌نوشت 2: در بعضی کشورها اپراتورهای تلفن همراه مشترکین خود را به صورت خودکار در سرویس پیامک BBC ثبت می‌کنند. در سایر نقاط علاقه‌مندان باید شخصا اقدام به ثبت‌نام در این سرویس نمایند. برای راهنمایی بیشتر اینجا را ببینید.

    بالاترین: کمیت یا کیفیت؟

    علیرضا، «پزشگ یگانهٔ» وب‌لاگستان فارسی می‌نویسد:

    وبلاگ یا سایتی دارید که می خواهید بدون زحمت پرخواننده‌اش کنید، دیگر دوره «مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد»، گذشته است، چرا که می‌شود با سوء استفاده از سایت لینک‌پراکنی اجتماعی «بالاترین»، بدون زحمت به خیلی جاها رسید. تعجب می‌کنید؟! فرمول مشخصی برای این کار وجود دارد:

    – از آنجا که همه، همیشه وقت ندارند که بالاترین را پایش کنند، نویسنده وبلاگ یا سایت مورد نظر وارد بالاترین می‌شود، لینک‌های خیلی داغ را انتخاب می کند و مطالب مورد نظر را گوشه‌ای از هارد کپی می‌کند.

    – مدتی بعد که می تواند، از یک روز، یک هفته تا چند هفته متغیر باشد، عین مطلب را در وبلاگ کپی‌پیست، می‌کند.

    – از آنجا که لینک مورد نظر یک بار رأی آورده و در یک آزمایش جمعی نظرها را به خود جلب کرده، دفعه دوم هم احتمال زیاد دارد که داغ شود و کلیک‌های زیادی به دست بیاورد.

    «یک‌پزشک» در پایان دو پیشنهاد جهت بهبود این وضعیت ارائه می‌کند. پیشنهاد دوم مبنی بر «شناسایی خودکار مطالب تقلیدی» است. متاسفانه فکر نمی‌کنم راه حل «ساده‌ای» برای مبارزه خودکار با این جور نوشته‌های تقلیدی وجود داشته باشد. شناسایی نوشته‌های تکراری و یا الگوبرداری شده توسط نرم‌افزار بسیار پیچیده خواهد بود و به نظر می‌رسد تیم فنی بالاترین امکان مالی و اجرایی پیاده کردن آن را ندارند.

    و اما در مورد راه‌حل پیشنهادی دوم یعنی تعیین «گروه ویرایش‌گران فعال» که «به صورت خودکار لینک‌هایی که رأی منفی نقض کپی‌رایت می‌گیرند، به آنها فرستاده شود و آنها پس از چک کردن مطلب اصلی و مطلب کپی‌شده و مطمئن شدن از روند، لینک دوم را حذف کنند.» (نقل قول از وب‌لاگ یک‌پزشک)

    به نظر من روش موثر نهایی برای بالا بردن کیفیت بالاترین استفاده از سرمایه اصلی آن یعنی خود «کاربران» می‌باشد. باید تدابیری اندیشید که نقش «همکاری گروهی کاربران» را پررنگ‌تر کند. یعنی علاوه بر این‌که کاربران در ارسال لینک و دادن امتیاز همکاری می‌کنند در کنترل کیفیت لینک‌های ارسال شده هم همکاری کنند.

    در بالاترین امروزی چنین کنترل کیفیتی به صورت «موثر» وجود ندارد. کاربران فعال بر اساس «کمیت» و میزان فعالیت «کمی» خود تشخیص داده می‌شوند و سطح اختیاراتشان نیز به صورت «کمی» زیاد می‌شود. به این ترتیب «کاربران فعال» یا «کاربران با مطالب باکیفیت» نقش «سردبیری» یا «ویراستاری» بیشتری نسبت به کاربران «غیرفعال» یا «کاربران با مطالب کم‌کیفیت یا تقلیدی» ندارند.

    سیستم امتیازدهی و رده‌بندی کاربران در بالاترین باید به جای معیارهای کمی مانند تعداد پست‌ها و یا رای‌های داده شده به نوعی کیفت پست‌های داده شده را هم در نظر بگیرد یا این‌که نوعی «طبقه‌بندی کیفی» هم در کنار طبقه‌بندی فعلی وجود داشته باشد. کاربران «کیفی» دارای اختیارات بیشتری باشند و به نوعی «سردبیری گروهی» بالاترین را عهده‌دار باشند. یکی از مهمترین وظایف کاربران کیفی شناسایی و ارتقا کاربران با کیفیت دیگر و هنچنین شناسایی و دادن امتیاز منفی به کاربران کم کیفیت.

    فرض کنید کاربرانی که به حد معینی از «امتیازهای کیفی» می‌رسند به «بالایار» ارتقا داده شوند. این کاربران می‌توانند به صورت داوطلبانه به پاکسازی بالاترین از لینک‌های تقلیدی و یا تخلفات کمک کنند. یکی از دیگر از اختیارات «بالایارها» می‌تواند رای «مثبت یا منفی دادن به خود کاربران» باشد. کاربرانی که پست‌های نامناسب یا تقلیدی به بالاترین ارسال می‌کنند از سوی بالایارها رای منفی دریافت خواهند نمود و می‌توان با انجام تغییراتی در فرمول امتیازدهی بالاترین این رای‌های منفی یا مثبت به کاربران را نیز لحاظ کرد…

    اما ‌آیا این کار منجر به تشکیل «محفل قدرت» می‌شود؟

    برای جلوگیری از تشکیل «محفل قدرت» و «باندبازی میان اعضای گروه ویراستاری»، می‌توان همان کاری را کرد که بشریت در دنیای واقعی و در جوامع دموکراتیک انجام می‌دهد. «بالایار» بودن فقط برای مدت زمان معینی امکان‌پذیر باشد و پس از آن «بالایار» به کاربر عادی تبدیل گردد.

    و خلاصه این‌که:

    حرف و پیشنهاد در این زمینه بسیار می‌شود داد. اما جان کلام این است که بالاترین باید به سرمایه اصلی خود یعنی کاربرانش اجازه مشارکت کیفی برای بهبود بالاترین بدهد.

    میکرو نیروگاه هسته‌ای جهت نصب در منازل!

    شرکت توشیبا برای اولین بار موفق شده است نیروگاه‌ اتمی با ابعادی حدود 100 برابر کوچک‌تر از نیروگاه‌های متعارف هسته‌ای تولید کند. این نیروگاه که حدود 200 کیلووات قدرت خواهد داشت می‌تواند جهت تولید برق مصرفی مجتمع‌های مسکونی و یا خانواده‌هایی که در نقاط دوردست زندگی می‌کنند به کار گرفته شود.toshiba-micro-nuclear

    این «میکرو نیروگاه هسته‌ای» به صورت کاملا خودکار عمل می‌کند و طراحی آن «خراب-ایمن» (fail-safe) می‌باشد به این معنی که در صورت بروز هر گونه مشکلی به صورت بی‌خطر خاموش می‌شود.

    ابعاد این نیروگاه در حدود 6 در 2 متر بوده و می‌تواند به راحتی در زیرزمین یک مجتمع مسکونی جای گیرد. مصرف‌کننده نیروگاه را به صورت آماده همراه با سوخت هسته‌ای که در آن قرار داده شده است دریافت می‌کند.

    فن‌آوری منحصر به فرد و جدیدی در ساخت این نیروگاه به کار رفته است. داخل آن مخازنی مملو از ایزوتوپ لیتیوم-6 وجود دارد که می‌تواند تابش‌های نوترون را جذب کند. مخازن حاوی لیتیوم به لوله‌هایی عمودی متصل هستند که در داخل راکتور قرار می‌گیرد. کلیه فرایند خودگردان بوده و بدون دخالت مصرف‌کننده می‌تواند تا 40 سال به کار خود ادامه ‌دهد! بهای برق تولید شده به صورت میانگین 5 سنت برای هر کیلووات‌ساعت خواهد بود (حدود 500 ریال با قیمت فعلی دلار البته!).

    توشیبا قصد دارد فروش این نوع نیروگاه‌ها را از سال 2008 در ژاپن و تا سال 2009 در آمریکا و اروپا آغاز کند. منتظر اخبار بیشتر در این زمینه باشیم.

    بیشتر بدانید:

    یکی از مهمترین انتقاداتی که از فن‌آوری تولید برق هسته‌ای (شکافت هسته‌ای)‌ می‌کنند موضوع آلودگی محیط زیست و زباله‌های هسته‌ای می‌باشد. آیا می‌دانستید سوزاندن زغال‌سنگ (و نفت) نیز باعث انتشار مواد رادیواکتیو در محیط زیست می‌شود؟ در واقع آمارها نشان می‌دهد مصرف سالیانه زغال‌سنگ در جهان آلودگی هسته‌ای بیشتر از میزانی که در سانحه چرنوبیل وارد جو شد، ایجاد می‌کند! باور نمی‌کنید؟ این مقاله ساینتیفیک آمریکن را بخوانید!

    سای-فون آماده شد: با س.ا.ن.س.و.ر اینترنت برای همیشه خداحافظی کنید

    محققین دانشگاه تورونتو در آستانه معرفی نرم‌افزاری هستند که برای جلوگیری از س.ا.ن.س.و.ر اینترنت در کشورهای جهان سوم مورد استفاده مردم قرار خواهد گرفت.

    نرم‌افزار سای-فاون (Psiphon) که تحت وب کار می‌کند به کاربر اجازه می‌دهد به وب‌گاه‌های س.ا.ن.س.و.ر شده توسط دولت‌ها دسترسی پیدا کنند.

    سایفون چگونه کار می‌کند؟

    Psiphon

    سای-فون بر اساس همکاری کاربران وب در سراسر جهان شکل خواهد گرفت. به این ترتیب که کاربرانی که در کشورهای آزاد زندگی می‌کنند نرم‌افزار را در کامپیوتر خود نصب می‌کنند و آن‌گاه نقش سرور را برای کاربرانی که در کشورهای محدود زندگی می‌کنند بازی خواهند کرد. کاربری که به عنوان مثال از ایران می‌خواهد از دیوار س.ا.ن.س.و.ر عبور کند (سای-فونایت Psiphonite)، می‌تواند با استفاده از پلی که دوستش (سای-فونود Psiphonode)‌ در کشوری دیگری برای او ایجاد کرده است این کار را انجام دهد.

    به این ترتیب عملا ما شاهد ظهور هزاران و بلکه میلیون‌ها سرور جدید خواهیم بود و س.ا.ن.س.و.ر کردن همه آن‌ها عملا غیرعملی خواهد بود! در واقع انگار یک شبکه خصوصی عظیم متشکل از کاربرانی در سراسر جهان در اختیار مردم کشورهای س.ا.ن.س.و.ر. زده قرار بگیرد. هیجان‌انگیز نیست؟

    به کوری چشم دشمنان آزادی

    آیا همه گیر شدن سای-فاون (یا فن‌آوری‌های مشابه) ‌در بستر همکاری همگانی کاربران جهان، نقطه پایانی بر پدیده س.ا.ن.س.و.ر خواهد گذاشت؟ آیا شاهد به روز سیاه نشستن جاودان دشمنان آزادی بیان و دموکراسی خواهیم بود؟

    مگر در شکست ارتجاع و پیروزی نهایی مردم تردیدی هم دارید؟

    منابع:

    صدای سه بعدی را با هدفون تجربه کنید

    حدود 6 ماه پیش در یک میهمانی، دوستی با اصرار زیاد به یک اتاق خلوت کشانیدم و از من خواست که چشم‌هایم را ببندم و به یک فایل صوتی گوش دهم. اصرار داشت که باید چراغ اتاق را خاموش کند و من از هدفون استفاده کنم! مطمئن بودم که سرکاری است و احتمالا وسط شنیدنش ناگهان با صدای ناهنجاری مثلا من را خواهد ترسانید. شوخی بی‌مزه‌ای می‌بود…اما شوخی نبود. خیلی هم جدی بود.

    فایلی که دوستم برایم پخش کرد در واقع اولین تجربه شنیدن صدای هولوفونیک (سه بعدی) من بود. دست‌کم خودم این‌طور فکر می‌کردم. هیجان‌زده شده بودم. چشم‌هایم را بسته بودم و در یک آرایشگاه بودم. فرد آرایشگر مدام با من صحبت می‌کرد و من حرکت قیچی‌اش را روی موهایم حس می‌کردم. باورم نمی‌شد حواس انسان اینقدر راحت فریب صداهای مجازی را بخورد. باورتان نمی‌شود؟‌ چرا امتحان نمی‌کنید؟ فایل صوتی «آرایشگر مجازی» را از این‌جا دریافت کنید. توجه داشته‌ باشید که تصور سه بعدی که در ذهن شما ایجاد می‌شود فقط به وسیله دو منبع صوتی (گوشی سمت چپ و راست) ایجاد شده است. به همین دلیل فن‌آوری صدای هولوفونیک با صداهای سه بعدی که توسط چندین منبع مختلف تولید می‌شوند فرق می‌کند.

    اما من اشتباه کرده بودم! این اولین باری نبود که من به صدای هولوفونیک گوش می‌دادم! در واقع بدون این‌که بدانم مدت‌های طولانی به این نوع صداها گوش داده بودم! آلبوم «آخرین برش!» یا Final Cut محصول «پینک فلوید» و یا «خوبی‌ها و بدی‌های جاده‌گردی» (ترجمه وحشتناکی از The Pros and Cons of Hitchhiking) ‌اثر «راجر واترز» از نمونه آثار مورد علاقه من بودند که این فن‌آوری در ضبط آن‌ها به کار رفته بود!!! مدت‌ها به آن‌ها گوش داده بودم بدون این‌ دقت کنم فن‌آوری صدای سه‌بعدی در آن‌ها به کار رفته است! (یکی از دوستان خوب بالاترینی توضیح دادند که نسخه اولیه این آلبوم‌ها به صورت عادی ضبط شده بودند و نسخه‌های دست من هم همان‌ها بوده است، دست کم زیاد از خودم ناامید نباید باشم!)توجه: این نوشته را در امتداد نوشته خوب R2G Soft می‌نویسم. با تشکر ویژه از ایشان.

    صدای هولوفونیک چیست؟

    همانطور که ما به کمک «دو چشم» که با فاصله معینی از یکدیگر قرار دارند می‌توانیم «عمق» و «پرسپکتیو» را تشخیص دهیم، گوش‌های ما نیز به ما کمک می‌کنند جهت‌ و فاصله صداهای تولید شده در محیط پیرامونمان را تشخیص دهیم.

    صداهایی که از یک منبع معین صوتی به گوش چپ یا راست ما می‌رسد دقیقا مشابه هم نیستند. آن‌ها از لحاظ «شدت صوت»، «تاخیر زمان» و «فرکانس» با یکدیگر تفاوت دارند و مغز ما بر اساس همین تفاوت‌هاست که به درکی از «جهت»، «فاصله» و «نوع» منبع صوتی دست می‌یابد.

    نکته: فرکانس پدیده‌ای وابسته به منبع صوتی است و تغییر نمی‌کند. اما فرکانس‌های مختلف در طول مسیر انتشار با شدت‌های متفاوتی تضعیف می‌شوند (از لحاظ دامنه). بنابراین گوش‌های راست و چپ ممکن است صدایی را که از لحاظ فرکانس مشابه‌ است به گونه‌ی متفاوتی بشنودن.

    با چیدمان معین میکروفون‌ها و شبیه‌سازی مدل شنوایی گوش‌های انسان می‌توان صداهایی تولید کرد که مغز ما را فریب داده تا «جهت» یا «فاصله»هایی را که در واقع وجود ندارند، باور کند.

    binaural recording

    ضبط صدا به شیوه باینرورال

    البته محدودیت‌های این روش این است که روی بعضی از اشخاص موثر نیست. به بیان دیگر آن‌ها را گول نمی‌زند! (شما ترجیح می‌دهید از کدام دسته باشید؟ – من که خوشحالم از این‌که مغزم گول می‌خورد و این تجربه جالب را می‌توانم بشنوم!)

    محدودیت دیگر این صداها این است که در تولید صداهایی که از سمت مقابل می‌آیند ناموفق است. اگر نمونه‌هایی را که در اینجا گردآوری کرده‌ام گوش دهید متوجه خواهید شد بیشتر صداهای مجازی از سمت کنار یا عقب به گوش‌تان می‌رسد.

    شنیدن از دیدن بهتر است!

    کی‌ گفته «شنیدن کی بود مانند دیدن»؟ در این مورد به خصوص شما اگر صد صفحه نوشته‌ و مقاله بخوانید به اندازهٔ یک دقیقه شنیدن خود این صداها نمی‌ارزد! لذا پیشنهاد می‌کنم به مشهورترین نمونه‌های صداهای هولوفونیک که گردآوری کرده‌ام گوش دهید. شاید شما هم بعد از شنیدن این فایل‌ها مثل من سرگشته و حیران باشید که چه کارهایی که از این موجود دوپا و دوگوش بی‌نمی‌آید!

    دانلود کنید و بشنوید:

    تجربه اولین‌بار شنیدن این فایل‌ها خیلی جالب است. حتما در یک محیط ساکت با چشم‌های بسته و با گوشی امتحان کنید! این کار باعث می‌شود بهتر متوجه ظرافت جلوه‌های ویژه صوتی به کار گرفته شده بشوید.

    منابع:

    صفحه اول گوگل در سال‌ 1960

    اگر گوگل در سال 1960 وجود می‌داشت احتمالا صفحه اول آن چیزی مثل این می‌بود:

    google_circa_1960

    گوگل

    لطفا عبارت مورد جستجوی خود را با دست‌خط خوانا بنویسید.

    آدرس پستی: …

    لطفا به ما چهار الی شش هفته برای ارسال نتایج فرصت بدهید.

    منبع: digg.com

    جورج بوش وجود گازکربنیک را تایید کرد

    نوشته زیر را از نشریه اینترنتی پیاز ترجمه کرده‌ام. نشریه پیاز یکی از مشهورترین وب‌‌گاه‌های طنز خبری-انتقادی آمریکا می‌باشد. امیدوارم از خواندن نمونه زیر لذت ببرید:

    واشنگتن: در یک سخنرانی غیرمنتظره که دانشمندان و کارشناسان محیط زیست سراسر جهان آن‌را تکان‌دهنده ‌دانستند، رئیس‌جمهور جورج بوش، برای نخستین بار در دوران زندگی سیاسیش به دنبال انتشار گزارش «چشم‌انداز جهانی ‌محیط زیست» توسط سازمان ملل، رسما و به صورت علنی وجود «گازکربنیک» را تایید کرد.

    وی گفت: «گاز کربنیک مولکولی است که از یک اتم کربن و دو اتم اکسیژن تشکیل شده است، به صورت طبیعی در محیط و در بازدم انسان یافت می‌شود و توسط گیاهان تجزیه می‌گردد.»

    بوش خطاب به یکی از خبرنگاران حیرت‌زده کاخ سفید گفت «به عنوان کشور صنعتی پیشتاز در جهان، ما نمی‌توانیم بیشتر از این به وفاق عمومی میان دانشمندانی که در حال مطالعه اتسفر زمین هستند دارند بی‌توجه باقی بمانیم. گازکربنیک یک واقعیت است!»

    Bush-Acknowledges.article

    اظهارات اخیر بوشه تلویحا تایید می‌کند که احتمالا مفاهیم گوناگونی
    مانند «بازدم»،« نوشیدنی‌های گازدار» و «فوتوسنتز» نیز وجود دارند.

    با توجه به این‌که گازکربنیک -که برای نخستین بار در قرن هفدهم توسط فیزیکدان فنلاندی «جان باپتیستا فون هلمونت» به عنوان «روح وحشی» معرفی شده بود- توسط کابینه جورج بوش پیوسته انکار می‌شد، سخنان رئیس‌جمهور یک پیروزی بزرگ برای پشتیبانان نظریه وجود گازکربنیک محسوب می‌شود.

    خانم لیندا ماتسون، معلم علوم مقطع سوم راهنمایی به خبرنگار ما گفت: «این سخنان یک قدم بزرگ به پیش برای شیمی پایه کشور می‌باشد. رئیس‌جمهور با این موضع‌گیری شجاعانه خود راه را برای تایید این نظر که سایر مولکول‌های شیمیایی مانند H2O نیز در واقع وجود دارند باز کرده است.»

    با این وجود بسیاری از یاران و نزدیکان جورج بوش که وی آنان را از حامیان خود می‌دانست، ناامیدی و نارضایتی خود را از بیانات اخیر وی اعلام کردند. روحانی «لوک هاتفیلد» گفت: «هیچ چیز در مورد گازکربنیک در انجیل ذکر نشده است. بعد از این باید منتظر چه باشیم؟ لابد ادعاهایی مبنی بر این‌که به اصطلاح سوخت‌های فسیلی از موجودات افسانه‌ای مانند دایناسورها تشکیل شده‌اند؟ این یک گام رو به عقب برای کشور بوده است.»

    یک سخنگوی کاخ سفید، سخنرانی اخیر را «محتاطانه» توصیف کرد و تاکید کرد رئیس‌جمهور هنوز آمادگی لازم را برای هرگونه موضع‌گیری در مورد وجود داشتن یخ‌های قطبی، لایه اوزون یا مفهوم بحث‌برانگیزی که بسیاری از دانشمندان آن‌را «آب و هوا» می‌نامند، ندارد.

    اصل نوشته در نشریه پیاز

    آموزش گرامر به کمک گوگل

    اگر در حال نوشتن یک متن انگلیسی (یا زبان دیگری) می‌باشید و در مورد ترکیب‌بندی گرامری جمله خود تردید دارید می‌توانید آن را در گوگل جستجو کنید و ترکیبی را که تعداد موارد بیشتری از آن در گوگل ثبت شده بود به عنوان ترکیب صحیح‌تر برگزینید.

    به عنوان مثال فرض کنید شما مطمئن نیستید کدامیک از عبارت‌های «a stranger» یا «an stranger» درست است. دو جستجوی ساده در گوگل تردید شما را رفع خواهد کرد:

    google grammer1

    google grammer2

    اختلاف فاحش میان تعداد نتایج نشان می‌دهد که ترکیب «an stranger» غلط است و اصولا نباید از آن استفاده کنید.

    گاهی هم ممکن است میان دو ترکیب که هر دوی آن‌ها تا حدودی صحیح می‌باشند تردید کنید. مثلا برای انتخاب ترکیب بهتر از میان دو عبارت «please accept my apology» و «please accept my apologies» باز هم می‌توانید از گوگل کمک بگیرید:

    google grammer4

    google grammer3

    در این حالت متوجه می‌شوید که عبارت «please accept my apologies» کاربرد متداول‌تری دارد و گزینه مناسب‌تری است.

    نشان‌گرهای علمی توزیع ثروت: منحنی لورنز و شاخص جینی – بخش اول

    یکی از مهمترین نشانه‌های رشد اجتماعی و وضعیت رفاه در یک جامعه فرضی، تعادل و توازن توزیع ثروت در آن جامعه می‌باشد. برای بررسی وضعیت توزیع ثروت در جامعه ابتدا باید ابزارهای اندازه‌گیری و بیان آن را بشناسیم.

    منحنی لورنز:

    «منحنی لورنز» (Lorenz Curve) از شاخص‌های مهم وضعیت «توزیع ثروت» در جامعه می‌باشد. بسیاری از کارشناسان آن را شاخص مهمی برای نمایش نابرابری‌های اجتماعی به صورت کلی نیز می‌دانند. ارتباط این دو مفهوم یعنی «نابرابری توزیع ثروت» و «نابرابرهای اجتماعی» در جوامعی که دارای اقتصاد آزاد می‌باشند آشکارتر است.

    در صفحه منحنی لورنز، محور عمودی نشان‌گر درصد تجمعی درآمد و محور افقی نشان‌گر درصد تجمعی جمعیت جامعه است. در حالت «توزیع کاملا یکنواخت ثروت میان اعضای جامعه»، منحنی لورنز به «خط توزیع کاملا برابر» تبدیل می‌شود (نمودار زیر را ببنید). در حالت «نابرابری کامل» یعنی وضعیتی که همه ثروت جامعه دست یک نفر باشد و بقیه اعضای جامعه هیچ دارایی یا درآمدی نداشته باشند منحنی لورنز به «خط توزیع کاملا نابرابر» تبدیل می‌شود. در جوامع واقعی منحنی لورنز در فاصله بین این دو خط قرار می‌گیرد.

    مطابق با تعریف فوق «هر چقدر منحنی لورنز در یک جامعه فرضی به «خط توزیع کاملا برابر» نزدیک‌تر باشد توزیع ثروت در آن جامعه عادلانه‌تر انجام گرفته است.»

    image

    شاخص جینی:

    مفهوم شاخص یا «ضریب جینی» (Gini Index) وابستگی نزدیکی به مفهوم «منحنی لورنز» دارد. ضریب جینی عددی است بین صفر و یک و برابر است با «سطح محصور» بین «منحنی لورنز» و «خط توزیع کاملا برابر».

    در حالتی که منابع و ثروت‌های جامعه به صورت «کاملا عادلانه» بین افراد توزیع شده باشد،‌ منحنی لورنز به خط «توزیع کاملا برابر» می‌چسبد و ضریب جینی برابر صفر می‌شود.

    برعکس در حالت «توزیع کاملا نابرابر ثروت» در یک جامعه یعنی انحصار مطلق (همه ثروت جامعه دست یک نفر باشد در حالی‌که سایر افراد ثروتی معادل صفر دارند) ضریب جینی مساوی با یک خواهد بود.

    image

    شاخص رابین‌هود:

    یکی از دیگر از شاخص‌های سنجش «نابرابری توزیع درآمد» شاخص رابین‌هود (Robin Hood Index) است. این شاخص به صورت زیر تعریف می‌شود:

    درصدی از درآمد کل جامعه که لازم است مجددا توزیع گردد (از بخش ثروتمندتر جمعیت گرفته شود و به بخش فقر داده شود) تا به برابری کاملا عادلانه توزیع برسیم.

    از نظر گرافیکی می‌توان شاخص رابین‌هود (یا هوور) را به کمک منحنی لورنز نمایش داد.به این ترتیب که شاخص رابین‌هود برابر است با بیشترین فاصله منحنی لورنز و «خط توزیع کاملا برابر».

    سایر شاخص‌های سنجش نابرابری اقتصادی:

    شاخص‌های علمی دیگری نیز برای سنجش نابرابری‌های اقتصادی در سطح جامعه فرضی وجود دارند که مهمترین آن‌ها عبارتند از شاخص آتکینسن و شاخص تایل.

    خلاصه:

    منحنی لورنز و ضریب جینی از جمله مهمترین شاخص‌های سنجش نابرابری توزیع ثروت در جامعه می‌باشند. این شاخص‌ها به دلیل نسبی بودن و همچنین در نظر گرفتن پراکندگی آماری داده‌ها از شاخص‌هایی مانند درآمد سرانه یا تولید ناخالص ملی دقیق‌تر می‌باشند. همانطور که در قسمت بعدی این مقاله نشان خواهیم داد، علی‌رغم رشد نابرابری‌های اقتصادی در برخی از جوامع، درآمد سرانه روند افزایشی از خود نشان می‌دهد و این به معنی فقیرتر شدن فقرا و ثروتمندتر شدن ثروتمندان یا افزایش فاصله طبقاتی می‌باشد. شاخص جینی در اکثر کشورهای رشد یافته به خصوص کشورهای اسکاندیناوی دارای کمترین میزان می‌باشد و این نشانه توزیع عادلانه‌تر ثروت در این جوامع است.

    در این گونه موارد نادیده گرفتن شاخص‌های دقیق‌تری مانند منحنی لورنز و ضریب جینی و توجه به شاخص‌های مبهمی مانندن در‌‌آمدسرانه می‌تواند بسیار گمراه کننده باشد.

    ادامه دارد…

    منابع:

    حداقل درآمد برای همه افراد

    «حداقل تضمین‌شده درآمد» یا Basic Income Guarantee: BIG یک طرح پیشنهادی [توسط طیف‌های راست اقتصادی] برای توزیع عادلانه‌تر درآمدهای جامعه است و تضمین می‌کند که در‌آمد سالیانه «شهروندان واجد شرایط» از میزان معینی کمتر نباشد، صرف نظر از وضعیت شغلی آن‌ها (شاغل یا بیکار).

    این طرح زیر نظر دولت اجرا شده و تضمین می‌کند هر شهروند حداقل از درآمد معینی که برای زندگی‌ کردنش کافی باشد برخوردار گردد. مبلغی که معمولا برای پرداخت حداقل پیشنهاد شده است 20٪ یا یک پنجم درآمد سرانه مردم کشور می‌باشد (به عبارتی تولید ناخالص ملی کشور تقسیم بر جمعیت کشور تقسیم بر پنج).

    نکته دیگر این‌که همه افراد جامعه این مبلغ را دریافت می‌کنند. یعنی این مستمری یا دستمزد حداقل به ثروتمندان و فقرا به صورت یکسان پرداخت می‌شود.

    منابع تامین بودجه:

    منابع مختلفی برای تامین بودجه این طرح پیشنهاد شده است که مهمترین آن‌ انواع مالیات (درآمد، فروش، سرمایه‌های کسب شده، وراثت، …) می‌باشد.

    برخی کشورها و مناطقی که این طرح در آن‌ها اجرا شده است:

    • پرتغال (میزان تضمین شده درآمد فعلی هنوز زیر خط فقر می‌باشد)
    • کشور برزیل (در حال اجرا کردن این طرح می‌باشد)
    • ایالت آلاسکا در آمریکا از طریق توزیع بخشی از در‌آمد نفت

     

    حداقل در‌آمد و حقوق بشر:

    مارتین لوتر کینگ در آخرین کتاب خود «از این‌جا به کجا می‌رویم: آشوب یا جامعه؟» می‌نویسد:

    من اکنون متقاعد شده‌ام که ساده‌ترین روش‌ موثرترین روش‌ است: راه حل مساله فقر ریشه‌کن کردن مستقیم آن یا اعمال طرح «حداقل تضمین شده دستمزد» می‌باشد.

    در بیانیه سایت «بنیاد حداقل در‌آمد جهانی» آمده است:

    علی‌رغم ثروت اقتصادی، دانش علمی و توانایی فنی بشر امروز، بیش از یک میلیارد نفر در سیاره ما در فقر شدید (کمتر از یک دلار در روز) به سر می‌برند. بیش از 850 میلیون نفر از فقر غذایی شدید رنج می‌برند و میلیون‌ها کودک هر سال به این دلیل می‌میرند. باید به این تراژدی پایان داد.

    ما به جامعه‌ای مبتنی بر آزادی و اقتصاد آزاد اعتقاد داریم،‌ اما «حق زندگی» نباید وابسته به شرایط متغیر اقتصادی یا خیریه باشد. بنابراین ما از ایجاد سیستم [تضمین] «درآمد حداقل جهانی» حمایت می‌کنیم که ضمانت می‌کند هر زن، مرد و کودکی ابزار و امکان «زنده» ماندن را دارا خواهد بود.

    این طرح طرفداران قابل توجهی در بسیاری از کشورهای پیشرفته و برخی کشورهای در حال توسعه دارد. متاسفانه تا به امروز در ایران کمتر به این موضوع پرداخته شده است و به نظر نمی‌رسد در آینده نزدیک هم شاهد وقوع چنین بحث‌هایی در سطوح اجرایی کشور باشیم.

     

    منابع:

    مسئولیت یک انتخاب

    توی فروشگاه می‌روم و دو عدد بستنی می‌خواهم. فروشنده بلافاصله بستنی‌ها را داخل یک کیسه نایلونی دسته‌دار قرار می‌دهد و با لبخند به من تحویل می‌دهد.

    می‌گویم: ممنون، اما احتیاجی به کیسه نیست. بهتر است در مصرف کیسه‌های نایلونی تا جایی که امکانش هست صرفه‌جویی کنیم.

    می‌گوید: این چه حرفیه قربان! قابل نداره. کیسه باشه راحت‌تر هستید.

    می‌گویم: موضوع پولش نیست، کیسه‌های نایلونی در محیط زیست باقی می‌مانند و تا سال‌ها از بین نمی‌روند. به همین دلیل بهتر است از آن‌ها کمتر استفاده کنیم. شما هم بهتر است تا مشتری درخواست نکرده از مصرف آن‌ها خودداری کنید.

    نگاه معنی‌داری به من می‌اندازد؛ «بابا دلت خوش است ها!». بعد کمی با خودش کلنجار می‌رود. انگار که بخواهد لحنش را کمی اصلاح کند و جمله مناسبی پیدا کند که به آدم بی‌درد و بی‌کاری مثل من بگوید. عاقبت می‌گوید: «این روزها مردم گرفتارند و کسی فرصت ندارد به این چیزها فکر کند.»

    رو ترش می‌کند و به سراغ مشتری بعدی می‌رود و مرا با این کلنجار همیشگی تنها می‌گذارد که آیا اشتباه کردم این موضوع را با او مطرح کردم؟

    خوش‌بین هستم و امیدوار و این برخوردهای کوچک ولی مستمر، روحیه اجتماعی‌ام را می‌فرساید. نمی‌توانم به خودم بقبولانم سکوت و بی‌تفاوتی پیشه کنم. باور دارم موضوعاتی مانند محیط‌زیست یا جنگ که امنیت و بقای بشر امروز را تهدید می‌کنند روی دوش فرد فرد ما مسئولیتی قرار داده است. «مسئولیت ِ یک انتخاب» که شاید در مقیاس «فرد» کم اهمیت و ناچیز به نظر برسد، اما چون به سطح ِ «گروه» و «جامعه» تسری یابد موثرترین اهرم فشار برای «اصلاحات پایدار» خواهد بود.

    Ambigrams

    Ambigram_rotating.gif (GIF Image, 180x180 pixels)_1197960183109

    «امبی‌گرام» یا «دوگانه‌نویس» یا «متقارن‌نما» طرحی است حاوی نوعی تقارن که از دو جهت متضاد قابل خواندن می‌باشد. برخی امبی‌گرام‌ها تقارن آینه‌ای دارند و برخی دیگر حاوی تقارن دورانی هستند.

     

    دان براون در کتاب پرفروش و انصافا هیجان‌انگیز خود (البته صرف‌نظر از اشتباهات فاحش علمی!) فرشته‌ها و دیوها از امبی‌گرام‌های زیر استفاده کرده است:

    ambigrammen-Agnles and Demons

    ردیف اول از چپ به راست:  Angles and Demons, Earth-Air-Fire-Water, Iluminati و ردیف دوم (چهار عنصر تشکیل دهنده جهان به اعتقاد فیلسوفان قدیم): air, fire, earth, water

     

    اما امبی‌گرام‌ها خارج از دنیای داستانی هم وجود دارند. به علت داشتن تقارن و همینطور زیبایی ویژه هنری امبی‌گرام‌ها مورد علاقه یکسان هنرمندان همینطور مهندسین و دانشمندان هستند.

    Ambigram_GOES_logo

    ناسا برای مجموعه ماهواره‌های هواشناسی خود را که نسبت به زمین موضع ثابتی دارند یک لوگوی امبی‌گرام انتخاب کرده است. این لوگو امبی‌گرام کلمه GOES به معنی
    Geostationary Operational Environmental Satellite است.

     

     

    در دنیای ریاضیات هم می‌توانید امبی‌گرام‌ها را بیابید. این نوع امبی‌گرام از الگوی خودتکرار استفاده می‌کند و به نوعی فراکتال تبدیل می‌شود

    tree-fractal-ambigram

    امبی‌گرام فراکتالی درخت اثر اسکات کیم

    گروه موسیقی آبا (Abba) را می‌شناسید؟ لوگوی این گروه هم یک امبی‌گرام بسیار ساده است که احتمالا دیده‌اید:

    Abba_logo

    امبی‌گرام گروه موسیقی آبا

     

    همینطور پل مک‌کارتی خواننده  گروه موسیقی بیتلز برای طرح روی جلد یکی از آلبوم‌های موسیقی خود از یک امبی‌گرام استفاده کرده است که نام خودش را همراه با تقارن آینه‌ای نشان می‌دهد:

    Chaos_and_Creation_in_the_Backyard_sleeve

    امبی‌گرام پل‌مک‌کارتی خواننده گروه بیتلز طرح روی جلد آلبوم آشوب و آفرینش در حیاط پشتی

     

    برخی از امبی‌گرام‌ها در صورتی‌که به صورت معکوس خوانده شوند، کلمه دیگری را نمایش می‌دهند. یکی از مشهورترین این نوع امبی‌گرام‌ها، امبی‌گرام درست-نادرست (True-False) است:

    truefalseambigram

     

    اما امبی‌گرام‌ها فقط مربوط به کلمات نمی‌شوند. امبی‌گرام‌ها می‌توانند تصویری باشند. به چند نمونه خیره کننده از اشر (Escher) توجه کنید:

    moebius_strip_II

    نوار موبیوس اثر اشر

     

     

    DrawingHands-Escher

    دست‌های در حال طراحی اثر اشر

     

    day_and_night-escher

    شب و روز، اثر اشر

     

    اگر تا این‌جای این متن را خوانده‌اید این‌ها را هم ببینید:

    ایران: مقام صد و شصت و ششم در فهرست آزادی مطبوعات

    «سازمان خبرنگاران بدون مرز» در فهرست آزادی مطبوعات سال 2007 خود، کشور ایران را در رده 166 (فقط 3 ردیف مانده به آخر) قرار داده است. این در حالی است که ایران در فهرست مشابه سال 2002 در رده 122 ام قرار داشت که اگر چه کارنامه درخشانی نیست اما نشان می‌دهد به وضوح شاخص‌های آزادی مطبوعات در ایران در سال‌های اخیر افت کرده است.

    800px-Reporters_Without_Borders_2007_Press_Freedom_Rankings_Map

    نمودار وضعیت آزادی مطبوعات در کشورهای جهان – رنگ‌های تیره به معنی محدودیت بیشتر می‌باشد.

    منطقه‌های بحرانی:‌ آسیا و خاورمیانه

    در این گزارش آمده است:

    از بیست کشور انتهای فهرست هفت کشور از آسیا (پاکستان، سری‌لانکا، لائوس، ویتنام،ن، برمه و کره شمالی)، پنچ کشور از آفریقا (اتیوپی، گینه استوایی، گینه، لیبی، سومالی، اریتره)، چهار کشور از خاورمیانه‌ (سوریه، عراق، اسرائیل قسمت فلسطینی، ایران)، سه کشور از کشورهای شوروی سابق (روسیه سفید، ازبکستان، ترکمنستان) و یک کشور از آمریکا (کوبا) می‌باشد.

    اینترنت در معرض خطر روزافزون سانسور و خفقان

    در بخش دیگری از این گزارش اشاره می‌شود:

    نقش اینترنت در شکستن محدودیت‌های مطبوعات روزبه‌روز بارزتر می‌شود… در مالزی (124‌ ام)، تایلند‌ (135 ام)، ویتنام (162 ام)، مصر (146 ام) [و ایران (166 ام)] وب‌لاگ‌نویسان دستگیر شده و وب‌سایت‌های خبری تعطیل یا سانسور می‌شوند…

    هر روز تعداد بیشتری از دولت‌ها متوجه اهمیت اینترنت در مبارزه برای دموکراسی گشته‌ و دست به شیوه‌های موثرتر جهت سانسور آن می‌زنند.

    در حال حاضر در سراسر جهان دست‌کم 64 نفر به خاطر مطالبی که در اینترنت قرار داده‌اند در زندان به سر می‌برند.

    نگاهی به فهرست:

    • در صدر این فهرست کشورهای ایسلند، نروژ، استونی، اسلواکی و بلژیک قرار دارند و در قعر آن به ترتیب از آخر اریتره، کره شمالی، ترکمنستان، ایران و کوبا.
    • وضعیت هفت کشور صنعتی در این فهرست به این صورت است: کانادا 18، آلمان 20، انگلستان 24، فرانسه 31، ایتالیا 35، ژاپن 37، آمریکا 48.
    • روسیه در رده 144 و چین در رده 163 و هند در رده 120 قرار دارند.
    • وضعیت برخی از کشورهای اطراف ایران و خاورمیانه:
        1. اسرائیل (مناطق یهودی‌نشین) 44
        2. کویت 63
        3. امارات متحده عربی 65
        4. قطر 79
        5. ترکیه 101
        6. اسرائیل (مناطق فلسطینی) 112
        7. بحرین 118
        8. اردن 122
        9. مصر 146
        10. افغانستان 142
        11. پاکستان 152
        12. سوریه 154
        13. لیبی 155
        14. عراق 157
        15. ایران 166

    وضعیت ایران در میان کشور‌های منطقه که بعضا از لحاظ اجتماعی و یا اقتصادی بسیار کم‌توسعه‌یافته‌تر از ایران هستند واقعا اسف‌بار است.

    رابطه آزادی مطبوعات و آزادی اجتماعی:

    گزارش وضعیت آزادی در کشورها که توسط موسسه خانه آزادی تهیه شده است نشان می‌دهد هماهنگی چشم‌گیری بین «آزادی مطبوعات» و «آزادی به مفهوم عام آن» یا «آزادی‌های اجتماعی» وجود دارد. کافی است نمودار زیر را با «نمودار وضعیت آزادی مطبوعات» که در بالا آمده است مقایسه کنید:

    Freedom_House_world_map_2007_blue

    وضعیت آزادی در کشورهای مختلف جهان: رنگ آبی به معنی «غیر آزاد»، نارنجی به معنی« نیمه-آزاد» و سبز به معنی« آزاد» می‌باشد.

    خبر ظاهرا خوب برای ایران

    سایت آلترنت می‌نویسد گزارش سازمان اطلاعاتی [آمریکا] فاش کرد هشدارهای چنی و بوش در مورد ایران فریب‌کارانه بوده است. خلاصه مهمترین نکات گزارش مرکز ملی ارزیابی اطلاعاتی آمریکا (NIE) به نقل از همین نوشتار:

    • ما اعتقاد داریم ایران برنامه نظامی هسته‌ای خود را در پاییز 2003 متوقف کرد.
    • ما ارزیابی می‌کنیم (با ضریب اطمینان متوسط) که ایران برنامه نظامی هسته‌ای خود را دست کم تا اواسط سال 2007 مجددا آغاز نکرده است.
    • ما اطلاعات کافی در مورد نیت ایران مبنی بر تمایل بر مسکوت گذاشتن برنامه نظامی هسته‌ای خود تا آینده نامشخص نداریم.
    • ما اعتقاد داریم (با ضریب اطمینان متوسط)‌ که ایران احتمالا از لحاظ فنی قادر خواهد بود بین سال‌های 2010 تا 2015 اورانیوم بسیار غنی شده [مناسب جهت ساخت بمب هسته‌ای] تولید کند.
    • ما اعتقاد داریم (با ضریب اطمینان بالا) که ایران از لحاظ فنی قادر نخواهد بود پولوتونیوم مورد نیاز جهت ساخت یک بمب هسته‌ای را تا قبل از سال 2015 تولید کند.
    • با توجه به این نتایج، گزارش NIE در پایان تاکید می‌کند که تصور نمی‌کند ایران قصد دستیابی به سلاح هسته‌ای داشته‌ باشد.

    نیوروک تایمز ضمن انتشار گزارش NIE می‌نویسد:

    ارزیابی جدید توسط سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا نتیجه‌گیری می‌کند که ایران برنامه نظامی هسته‌ای خود را در سال 2003 متوقف کرده است و تا به امروز نیز این برنامه متوقف مانده است. این موضوع در تضاد با نتیجه‌گیری دو سال اخیر است که گفته بود ایران با جدیت در تلاش برای ساخت بمب هسته‌ای می‌باشد.

    نتایج این گزارش جدید می‌تواند موجب تغییر شکل سیاست‌های کابینه بوش در آخرین سال خود باشد. کابینه‌ای که متوقف ساختن برنامه نظامی هسته‌ای ایران را محور سیاست امور خارجه خود قرار داده بود.

    ُ‌ُجان دی پاو در سایت دموکراسی ِ آزاد از وضعیت پیچیده پرونده هسته‌ای ایران می‌گوید:

    او در این مقاله توضیح می‌دهد علی‌رغم این‌که گزارش اخیر سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا خطر بروز جنگ با ایران را کاهش داده است، هنوز پیچیدگی‌های این پرونده به قوت خود باقی است و راه درازی تا آرام شدن اوضاع در پیش است.

    داستان «حزب محبوب و منفور توده»

    من جوان هستم و عمرم به سختی به سال‌های قبل از انقلاب قد می‌دهد. اما همیشه نام «حزب توده ایران» را همراه با لعن و نفرین شنیده‌ام. از طرفی می‌دانم که همین «حزب توده ایران» روزگاری به عنوان یک نهاد پیشرو مورد توجه بخش قابل توجهی از روشنفکران ایران بوده است. همیشه از خود می‌پرسیدم رمز این دوگانگی حزب توده چیست که از یک‌سو مورد توجه و استقبال جمعیت قابل توجهی از انسان‌های شریف و دلسوز قرار گرفت و از سوی دیگر توسط اغلب کسانی که فضای آن روزگار را تنفس کرده بودند محکوم و طرد شد؟

    جان کلام را آقای «شاهرخ مسکوب»‌ در «کتاب مرتضی کیوان» گفته‌اند. این‌قدر این نوشته کامل و صادقانه و شفاف است که آن‌را عینا در این‌جا می‌آورم (به جز حذف چند پاراگراف جهت اختصار):

    توجه: تاکید‌ها از من است.

    در آن سال‌ها حزب توده کشتگاه آرزوهای بسیاری از زحمتکشان و روشنفکران سرزمین بلادیدهٔ ما بود که از بیداد اجتماعی به جان آمده بودند و به جان می‌کوشیدند تا چرخ را بر هم زنند و عالمی و آدمی دیگر بسازند. در ایرانی که فقر و جهل و ستم در آن جولان می‌داد و با مردمی آرزومند آزادی و بهتری، توده‌ای بودن به معنای مبارزه با ناکامی‌های اجتماعی بود و در افتادن با ستمکاران و در جبهه کار و آفرینش جای گرفتن!

    از همه این‌ها گذشته عضویت در حزب توده به منزلهٔ پیوستن، همفکری و همراهی با «احزاب برادر» بود. از این راه ما در جنبشی پیشرو و همگانی، یعنی نهضت چپ جهانی جای می‌گرفتیم. و برای ما، مردمی ناتوان و نامراد، همراهی با چنین یارانی، تنها مایهٔ اطمینان خاطر به درستی راهی که می‌رفتیم نبود، بلکه همچنین هویت تازه و خودخواسته‌ای بود که ستمدیدگان را قوی‌دست و محکومان را از حاکمان خود نیرومندتر می‌کرد. برای همین در نظر ما «انترناسیونالیسم» منافاتی با «ناسیونالیسم» نداشت که هیچ، پشتیبان نیروبخش آن نیز بود. از برکت وجود چنین همبستگی بزرگی ملال ابتذال روزمره را از سر می‌گذراندیم و همدرد دلاوران جنگ‌های داخلی اسپانیا زندگی خود را زنده می‌کردیم. رفیق و همراه «الوار و آراگن، پابلو نرودا و گارسیا لورکا» و مانند «تورز» فرزند خلق بودیم…

    و برای آزاد زیستن می‌پنداشتیم که مارکسیسم (آن هم آن خام و خشنی که ما شناخته بودیم) تنها راه و روش «علمی» و کارساز و دوای دردهای اجتماعی است. اعتقاد به یک نظام «عقلی» مستبد و خلاف عقل، که همه حال‌ها و جنبه‌های غیرعقلانی، عاطفی، غریزی، وجودی و ناشناختهٔ انسان را نادیده می‌گرفت و در عوض امیدی استوار به رستاخیزی این‌جهانی و رسیدن به بهشتی زمینی را نوید می‌داد، به صورت درمان دردهای اجتماعی و مرهم زخم‌های روانی ما درآمده بود.

    و ما از آزادی تصوری ویژه خود داشتیم و «آزادی» برآمده از ایدئولوژی در کشورهای سوسیالیستی را نمی‌شناختیم. هنوز کمتر کسی از درون آن بهشت زمینی خبر داشت و ما باور نداشتیم که دستگاه رهبری و به دنبال آن سیاست حزب، وابسته به دیگران است و «دیگران» تنها سنگ خود را به سینه می‌زنند و به نام «انترناسیونالیسم» ، ناسیونالیسم خود را باد می‌کنند. از این دست هر چه می‌شنیدیم، همه را تبلیغ دشمن می‌دانستیم؛ درحقیقت چنان بود که گویی نمی‌شنیدیم. سیر پیچیده تحول اجتماعی را در روند «مبارزهٔ طبقاتی» ساده کرده بودیم و گمان داشتیم که راز و رمز پیشبرد تاریخ را یافته‌ایم… در حقیقت اسیر همان خطای ساده‌لوحانه در امر سیاست بودیم که نقش ایمان و فداکاری را دست بالا و نقش واقعیت و شعور را دست کم می‌گیرد!

    البته در آن نخستین سال‌های «آزادی» پس از استبداد رضاشاهی، جوان‌هایی بدون هیچ تجربه اجتماعی، به سائقهٔ «آگاهی» به نهضت چپ نمی‌پیوستند، بشر دوستی و میهن‌پرستی و درد عدالت بود که بیشتر ما را به حزب توده می‌راند، نه دانش یا تجربه سیاسی! اختناق را پس از اختناق –رفتن رضاشاه- شناختیم، اشغال ایران را می‌دیدیم، سرود مستانهٔ قدرتمندان را می‌شنیدیم، در فقر و جهل و ظلم غوطه می‌خوردیم و می‌‌خواستیم این بساط بیداد را هر چه زودتر واژگون کنیم. ما برای این توده‌ای شده بودیم و خودمان را به آب و آتش می‌زدیم. نمی‌دانستیم و در آن سال‌ها بسیاری از روشنفکران ایران و جهان (به علت‌هایی فراتر از حد این گفتار) گرفتاری نهضت‌های چپ را، در چنبره استالینیسم نمی‌دانستند و عاقبت آن‌را نمی‌دیدند. سال‌های بعد که حقیقت تلخ و نادلپذیر برملا شد، کسانی از سر خشم و دلسوزی می‌گفتند اینان گول خوردند، با جوانی و عمرشان بازی کردند و غیره و غیره … و این را طوری می‌گفتند که گویی فدای ساده‌لوحی خود شدند. در حقیقت شکست یکی از بزرگ‌ترین و دردناک‌ترین تجربه‌های اجتماعی-فرهنگی صدسالِ اخیر انسان، در اروپا و آسیا (و نیز ایران) را، تنها به یک «اشتباه» فروکاستن و گذشت و فداکاری گروه عظیم هواداران آن را ناشی از فریب و سادگی دانستن، خود ساده‌لوحی بزرگی است در فهم و شناخت تاریخ این عصر.

    در وطنی بی‌پناه و اجتماعی دشمن‌خو، حزب پناه‌گاه و خانواده، یار و یاور ما بود و به پشت گرمی او به گفته مولانا «ترک گله کرده، دل یکدله»، به راه خود می‌رفتیم، در افق بی‌کرانهٔ پندارهایمان، همهٔ راه‌های جهان در چشم‌انداز ما گشوده می‌نمود و رهسپار هدفی انسانی و شریف، هیچ دمی از عمر بیهوده نمی‌گذشت. تا روزی که دیدم که «کشتگاهم خشک ماند و یکسره تدبیرها- گشت بی‌سود و ثمر».

    بازی شطرنج روز: کاسپاروف با مهره سفید – پوتین با مهره سیاه

    یکی از قهرمانان دوران نوجوانی من «گاری کاسپاروف» بازیگر شطرنج روسی بود. بازی‌هایش را مرور می‌کردم، اخبار مربوط به مسابقه‌هایش را با هیجان پی‌گیری می‌کردم و از دقت، عمق و سرعتِ عمل او در تحلیل بازی‌های شطرنج حیران بودم! اگر با شطرنج آشنا باشید حتما می‌فهمید من چه می‌گویم!

    کاسپاروف اما فقط قهرمان نوجوانی من نبود. او در جامعه شطرنج‌دوست روسیه هم بسیار محبوب بود و عاقبت هم این محبوبیت او را به صرافت این انداخت که به صورت جدی وارد عرصه سیاست روسیه شود. البته او از بیش از دو دهه قبل فعالیت‌های سیاسی داشت (مثلا حمایت از بوریس یلتسین در سال 1996) اما این بار لحن و تصمیم او جدی‌تر بود.

    او با تاسیس جبهه متحد مردم (United Civil Front)‌ به سرعت خود را به عنوان یکی از منتقدین جدی سیاست‌های دولت فعلی روسیه معرفی کرد. او همچنین نقش پررنگی در تاسیس ائتلاف «روسیهٔ‌ دیگر» داشت که متشکل از گروه‌ها و احزاب مخالف «ولادیمیر پوتین»  است اما بیشتر طیف چپ را شامل می‌شود. کاسپاروف در پاییز 2007 رسما اعلام کرد که نامزد ریاست جمهوری روسیه به نمایندگی از ائتلاف «روسیه دیگر» خواهد بود و قول داد برای «روسیهٔ دموکراتیک و مردمی» مبارزه کند.

    کتک خوردن کاسپاروف با صفحه شطرنج!

    اوایل سال 2005 یکی از مخالفین کاسپاروف درست پس از این‌که روی یک صفحه شطرنج چوبی از او امضا گرفت، صفحه شطرنج را محکم به سر کاسپاروف کوبید. وی گفت «من تو را به عنوان یک بازیگر شطرنج دوست داشتم اما کاسپاروف سیاسی را دوست ندارم!».

    kasparov19

     

    کسانی که با صدای بلند حرف می‌زنند مرده‌اند!

    اولگ کالوگین از مقامات سابق سازمان امنیتی جاسوسی روسیه (کی.جی.بی) می‌گوید:‌

    من زیاد از جزییات حرف نمی‌زنم. کسانی که جزییات را می‌دانستند همه مرده‌اند چرا که آن‌ها با صدای بلند حرف می‌زدند. من ساکت هستم. فقط یک مرد هست که دارای صدای بلند است و او احتمالا دچار دردسر خواهد شد: «قهرمان سابق شطرنج جهان گری کاسپاروف». او در حمله به پوتین شاخص بوده است و فکر می‌کنم احتمالا نفر بعدی در فهرست [سیاه] باشد!

     

    کاسپاروف بازداشت شد

    در این‌که کاسپاروف بتواند رئیس‌جمهور روسیه شود تردید دارم. مواضع انتقادی و نگرش چپ‌گرایانهٔ او نسبت به حاکمیت اقتدارگرای روسیه و به ویژه ولادیمیر پوتین اگر چه ممکن است خوش‌آیند گروه‌های بزرگی از مردم باشد، خوش‌آیند مردان قدرت و ثروت روسیه نیست. بنابراین بعید می‌دانم او بتواند از موانع مختلفی که پیش رویش خواهد بود عبور کند و وارد کرملین شود. راستش شخصا هم ترجیح می‌دهم او رئیس‌جمهور نشود. به نظرم او (یا هر شخص دیگر) در لباس محقر منقد سیاسی-اجتماعی مفیدتر است تا جامه فاخر سیاست.

     

    در این‌باره:

    هم‌اکنون از ویکی‌پدیا حمایت کنید

    ترجمه صفحه جدید «هم‌اکنون حمایت کنید» در ویکی‌پدیا. به روش موثر و جالبی که سعی در متقاعد کردن مخاطب در حمایت از ویکی‌پدیا کرده است دقت کنید:

    Donate - Wikimedia Foundation_1194721467421

    شما می‌توانید به ویکی‌پدیا کمک کنید که دنیا را عوض کند!

    امروز حمایت کنید و ما را در رسیدن به فهرست آرزوهایمان یاری کنید…

    اگر شما و 99 نفر دیگر به مبلغ زیر حمایت کنند…

    • 200 دلار – می‌توانیم ویکی‌پدیا را در کشورهای در حال توسعه از طریق کتاب، جزوه و DVD قابل دسترس کنیم.
    • 100 دلار – می‌توانیم هزینه دو برنامه دانشگاهی ویکی‌پدیا در آفریقا را تامین کنیم.
    • 60 دلار – می‌توانیم 3 محصل را به کنفرانس سالیانه ویکی‌مانیا بفرستیم.
    • 40 دلار – می‌توانیم 100 میلیون صفحه-بازدید اطلاعات رایگان در اختیار بازدیدکنندگان قرار دهیم.

    چقدر مایل هستید بدهید؟

    ———————————————————

    پی‌نوشت:
    اگر کارت اعتباری ندارید و مایل به حمایت از ویکی‌پدیا هستید با من تماس بگیرید.