حلیم بخوریم اما توی دیگ نیفتیم

دوستانی که گاه و بی‌گاه نوشته‌های این حقیر را در بامدادی دنبال می‌کنند متوجه علاقه و اعتقاد و توجه من به پدیده‌ی «رسانه‌های اجتماعی» (Social Media) و زیرمجموعه‌های آن مانند «وبلاگ‌ها» (blogs)، «شبکه‌های اجتماعی» (Social Networks) و انواع «سیستم‌های پیشنهاد‌دهنده»‌ که با گردآوری اطلاعات از کاربران مطالب برگزیده پیشنهاد می‌کنند، هستند.

اما این روزها جی‌میل من پر شده از دعوت‌نامه‌های فله‌ای به سایت‌هایی مثل Yaari و البته نه فقط آن، چندین سایت دیگر هم هست که اسم نمی‌آورم. به هیچ‌وجه مخالفت نوآوری و استفاده از امکانات جدید شبکه‌ای نیستم، اما حرف من این است که باید از این ابزارها هوشمندانه استفاده کنیم: برای رشد ارتباطات اجتماعی مجازی یا حقیقی‌مان با سایر آدم‌ها، برای شناختن فضاها یا افق‌های جدید، برای گسترش وسعت ذهن و افق اندیشه و یادگرفتن و یاد دادن و داشتن تریبونی که صدایمان را به گوش دیگران برسانیم.

گاهی انگار فراموش می‌کنیم این‌ها ابزار هستند و نه هدف. پرستیدن ابزار یا بیش از حد به آن بها دادن همان‌قدر خطرناک است که یکسره رها کردن تحولات و فن‌آوری‌های جدید و اسیر ماندن در حباب عادت‌های قدیم.

من از Orkut  استفاده می‌کردم و بعد هم از Facebook با کمال میل. توییتر منحصر به فرد و فوق‌العاده است و ارزش حضور و ماندن را دارد. فرندفید هم به خاطر خاصیت گردآوری کننده‌ای که دارد جالب است و ارزش دارد که در آن حضور داشته باشیم. اما تا کجا؟ چند تا سایت؟

گیرم که همه‌‌ی این سایت‌های جدید باحال و پرامکانات باشند. وقت و انرژی ما چطور؟ محدودیتی ندارد؟ بهایی ندارد؟ آیا نباید جایی مرزی برای خودمان بگذاریم و به جای بازی کردن و چرخیدن بی‌حاصل در سایت‌های جدید، به استفاده‌ی مفید کردن از همین‌هایی که عضو هستیم توجه کنیم؟

شخصا اگر خیلی پرکار باشم و وقت آزاد زیادی داشته باشم و پر از خلاقیت و شعور و دانش باشم خیلی هنر کنم بتوانم حضورم را در فیس‌بوک، ارکات، توییتر، فرندفید و وبلاگستان حفظ کنم. یعنی حضور مفید یا خلاقانه‌ام را. پس در شرایطی که همین شبکه‌های اجتماعی فعلی را هم به سختی می‌توانم مفید نگاه‌دارم، چرا باید دنبال این باشم که توی ده‌ها شبکه‌ی اجتماعی جدید که هر روز و هر شب مثل قارچ سبز می‌شوند عضو شوم؟

این عضویت‌های بی‌فایده و بی‌ثمر در این همه شبکه‌ی اجتماعی «خالی از کاربر» و «خالی از خلاقیت» و «خالی از مطلب» چه خاصیتی برای من دارد؟ سوادم را زیاد می‌کند؟ روابط اجتماعیم را بیشتر و سازنده‌تر می‌کند؟ درک و بینشم را عمیق‌تر می‌کند؟ شعور انسانی‌ام را بیشتر می‌کند؟ یا فقط یک وقت‌تلف‌کنی بی‌حاصل به برنامه‌ی روزانه‌ام -که همین‌جوری هم کاملا پر است- اضافه می‌کند؟ باور کنید ولگردی توی این‌همه سایت پراکنده حتی سرگرم‌ کننده هم نیست. بخواهم سرگرم شوم همان فرندفید برای ساعت‌ها و روزها سرگرم شدن کافی است.

چه چیزی را می‌خواهیم ثابت کنیم؟ نوعی رکورد شکستن است یا جایزه‌ای چیزی درکار است که من بی‌خبرم؟

حلیم بخوریم، اما توی دیگ حلیم نیفتیم.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

وردپرس خود را توربو کنید

همین چند ساعت پیش، وردپرس دات کام امکان جدیدی اضافه کرد به نام «توربو» که به کمک آن می‌توانید سرعت وردپرس خودتان را بالا ببرید. در واقع وردپرس در حالت توربو با استفاده از Google Gears،‌ بخشی از برنامه‌ی پردازش و نگهداری اطلاعات خودش را به کامپیوتر شخصی کاربر منتقل می‌کند و با این‌کار محیط مدیریتی وردپرس سریع‌تر اجرا می‌شود و به پنهای باند اینترنت کمتری نیاز دارد.

این امکان جدید به خصوص برای کاربران ایرانی که معمولا سرعت اینترنتشان کم است به درد می‌خورد.

فعال کردن آن هم ساده است. کافی است توی محیط مدیریت وردپرس دات کام، قسمت بالا سمت راست لینک Turbo را بزنید و مراحلی را که به شما می‌گوید انجام دهید:

دست آخر که همه‌ی کارها را انجام دادید دوباره روی همین لینک کلیک کنید. باید به شما پیامی مانند زیر نشان بدهد، اگر فعال نشده بود، همان‌جا می‌توانید فعالش کنید:

نتیجه‌ی کار بلافاصله محسوس است! حتما امتحان کنید.

نکته: من این را از داخل ایران تست نکرده‌ام. لطفا اگر مشکلی توی دانلود گوگل‌گیرز بود به من اطلاع دهید.

پی‌نوشت:

نرم‌افزار GoogleGears را این‌جا قرار دادم. دریافت و نصب کنید، شاید از این طریق بشه داخل ایران راهش انداخت.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

دانش بدون نظریه

به یک مقاله جالب برخوردم به نام «روش علمی گوگل». اول به نظرم رسید درباره‌ی گوگل است و اتفاقا چند مثال هم از گوگل دارد، ولی به کمک مثال‌ها به مفهومی فراتر از گوگل می‌رسد که بسیار جالب و خواندنی است.

قسمت‌هایی از آن‌را ترجمه‌ی آزاد کردم ولی اگر به موضوع علاقه‌مند شدید اصل آن را از دست ندهید که مفصل‌تر است.

گروهی بر این باورند که با ظهور بانک‌های اطلاعاتی خیلی خیلی بزرگ، شیوه‌ی یادگیری ما (به عنوان نوع انسان) کاملا دگرگون می‌شود. روش علمی کلاسیک بر اساس ساخت فرضیه و مدلی که رویدادهای تجربی را توصیف کند، پایه‌گذاری شده است. اما ما اکنون به اندازه‌ی کافی داده از مشاهداتمان داریم که بتوانیم بدون این‌که مدل یا فرضیه‌ای داشته باشیم، رویدادها یا مشاهدات بعدی را پیش‌بینی کنیم (کاری که علم انجام می‌دهد: قدرت پیش‌بینی).

غلط‌گیر املایی گوگل

وقتی در گوگل جستجو می‌کنید گوگل غلط‌های املایی‌ شما را در نوشتن کلیدواژه‌ها اصلاح می‌کند و به شما پیشنهاداتی می‌دهد. گوگل برای این‌کار از هیچ تئوری یا مدلی که قوانین درست نوشتن را شرح دهد استفاده نمی‌کند. به جای آن، گوگل روی مجموعه‌ی بزرگی از داده کار می‌کند که متشکل از عبارت‌هایی مانند این است:‌ «x نفر به این سئوال که آیا منظورتان y بود پاسخ بله داده‌اند» استفاده می‌کند. این الگورتیم هیچ تصوری از املای صحیح لغت‌ها در زبان انگلیسی ندارد و فقط به آمار مراجعه می‌کند و می‌تواند غلط‌های املایی را در همه‌ی زبان‌ها اصلاح کند (به شرطی که داده‌ به اندازه‌ی کافی به آن زبان وجود داشته باشد).

ابزار ترجمه‌‌ی گوگل

گوگل از فلسفه‌ی مشابهی برای ترجمه‌ از یک زبان به زبان دیگر استفاده می‌کند. ابزار ترجمه‌ی گوگل می‌تواند متن‌های آلمانی را به چینی یا انگلیسی را به فرانسوی ترجمه کند و این‌کار را با تطبیق‌دهی «عبارت شما» با مجموعه‌ها‌ی عظیم ترجمه‌هایی که توسط انسان انجام شده انجام می‌دهد. برای نمونه، گوگل موتور ترجمه‌ی انگلیسی/فرانسوی خود را با تغذیه‌ی متن‌های کانادایی که معمولا دوزبانه هستند تربیت کرده است. گوگلی‌ها برای این‌کار از هیچ تئوری نحوی زبانی یا الگوریتم هوش مصنوعی استفاده نکرده‌اند. آن‌ها فقط میلیاردها «نکته» و «لینک» دارند که می‌گوید «این آن است» یا به عبارتی «این» در زبان اول «آن» در زبان دوم است. آقای پیتر نورویگ رئیس بخش تحقیقات گوگل با اشاره‌ی پنهان به تجربه‌ی فکری اتاق چینی در نظریه‌ی هوش مصنوعی می‌گوید:

هیچ‌یک از اعضای تیمی که روی موتور ترجمه‌ی چینی گوگل کار می‌کردند، چینی صحبت نمی‌کرد.

دانش بدون نظریه

اگر می‌شود بدون دانستن حتی یک کلمه انگلیسی، غلط‌های املایی عبارت‌های نوشته شده‌ی انگلیسی را گرفت، یا اگر می‌شود بدون دانستن حتی یک کلمه چینی، متون انگلیسی را به چینی ترجمه کرد، سئوالی که مطرح می‌شود این است که دیگر چه چیزهایی را می‌توان بدون داشتن فرضیه یا مدل دریافت؟

آقای کریس‌آندرسن در وایرد (Wired) می‌نویسد:

به کمک ریاضیات کاربردی و با داشتن میزان به اندازه‌ی کافی بزرگ داده (data) از رفتار انسان‌های مختلف، می‌توانیم با دقت کافی رفتار آدم‌ها را پیش‌بینی کنیم. کسی چه می‌داند چرا افراد این‌گونه رفتار می‌کنند، مهم این است که این‌کارها را می‌کنند و ما می‌توانیم آن‌را پیش‌بینی کنیم (معادل این‌که بگوییم: برای چه کسی مهم است که من چینی نمی‌دانم یا می‌دانم، مهم این است که من به اندازه‌ی کافی داده دارم که حدس بزنم ترجمه‌ی این عبارت به چینی چه می‌شود).

پتابایت‌های (هزاران ترابایت) داده کافی هستند که بگوییم هبستگی (correlation) ‌کافی است. می‌توانیم به کمک الگوریتم‌های آماری و محاسبه‌ی خوشه‌ای (cluster computing)، حجم بسیار بزرگی از داده را تحلیل کنیم و نتایج کاربردی و مفید بگیریم، بدون این‌که فرضیه‌ای داشته باشیم که به ما بگوید این‌ها چه معنایی دارند.

دانشمندان علوم مختلف مانند اخترشناسی، فیزیک، ژنتیک، زبان‌شناسی و زمین‌شناسی در حال گردآوری و تولید پیوسته‌ی داده هستند که حجم آن امروز به پتابایت‌ها می‌رسد و در کمتر از یک دهه‌ی دیگر به سطح اکسابایت (exabyte = 1000 petabyte) خواهد رسید. به کمک روش‌های «یادگیری ماشین» (Machine Learning) ماشین‌ها می‌توانند از این دریای اطلاعات الگوهایی استخراج کنند که هیچ انسانی هرگز نمی‌تواند کشف کند. این‌ها الگوهای هبستگی هستند و ممکن است سببی (Causative) باشند یا نباشند،‌ اما به کمک آن‌ها می‌توانیم چیزهای جدید یاد بگیریم. بنابراین آن‌ها کاری را که علم انجام می‌دهد انجام می‌دهند؛ اگرچه نه به شیوه‌ی سنتی.

همیشه اگر همبستگی به اندازه‌ی کافی باشد قابل قبول است. بخش بزرگی از علم پزشکی این‌گونه پیشرفت کرده. پزشک شاید نداند علت اصلی بروز خیلی از بیماری‌ها چیست، اما می‌تواند نشانه‌های آن را تشخیص دهد و مسیر بیماری را پیش‌بینی کند. در واقع مدل درمانی او بر اساس همبستگی تعداد زیادی بیماری با خصوصیات مشابه شکل گرفته است.

نکته‌ی مهم این است که این روش در حال ظهور به یک ابزار جدید در «روش علمی» تبدیل می‌شود و قرار نیست جای‌گزین آن شود.

در همین‌رابطه:


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

با خوراک‌هایتان چت کنید

سایت IMFeeds خوراک‌های شما را به صورت پیام به سرویس چت شما ارسال می‌کند (خبر این‌جا). این برای کسانی خوب است که می‌خواهند به صورت لحظه‌ به لحظه در صحنه‌ی وب و مطالب تولید شده در آن حضور داشته باشند.  شیوه‌ی ثبت‌نام در آن هم منحصر به فرد و جالب است. ثبت‌نام از طریق خود سرویس چت شما انجام می‌شود!

نکته: با این روش قبل از گوگل‌ریدر از خوراک‌های به روز شده با خبر می‌شوید.

1. اگر از یاهومسنجر استفاده می‌کنید imfeeds را به فهرست دوستان خود اضافه کنید. در مورد گوگل‌تاک هم imfeeds@gmail.com را به دوستان خود اضافه کنید. (فهرست کامل این‌جا)

2. توی سرویس چت تایپ کنید join.

بالافاصله به شما لینکی می‌دهد که با کلیک روی آن می‌توانید حساب خود را ایجاد کنید:

3. بعد از تشکیل حساب، تنها کاری که می‌ماند معرفی خوراک‌هایی است که دوست دارید به شما ارسال شود. این‌کار را هم از طریق سایت خودش می‌توانید انجام دهید، هم به روش ساده‌تر زیر:


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

گفتگوی زیبایی که خاموش می‌شود

توییتر را دوست دارم، جمله‌هایی که باید در 140 حرف جایشان داد و به سرعت برای دوستانی که تو رو دنبال می‌کنند منتشر می‌شود و پاسخ‌هایی که به همان شیوه‌ی خلاصه‌گویی به تو می‌دهند. زیبایی توییتر در سادگی و کاربردی بودنش است و در قدرت «لحظه‌نگاریش» که در همان لحظه هم پاسخ می‌گیری. یک گفتگوی چند جانبه‌ی لحظه‌ای که پیوسته ادامه دارد: در هر لحظه در سراسر جهان؛ هزاران نفر توییت می‌کنند. اما شواهد نشان می‌دهد که این گفتگوی زیبا محکوم به خاموشی است. توییتر اهداف جاه‌طلبانه‌ای دارد ولی به خاطر دست‌کم گرفتن پیچیدگی کار محکوم به خاموشی است؛ دست‌کم اگر در رویه‌‌ی فعلی‌اش تغییر اساسی ایجاد نکند.

دشواری‌ توییتر چیست؟

سرورهای توییتر پاسخ‌گوی تعداد روزافزون کاربران «توییت‌کن» نیستند. روزی (و اخیرا ساعتی) نمی‌گذرد که دچار اختلال نشوند و زیر بار انبوه پیام‌ها کمر خم نکنند. مشکل اصلی توییتر را اگر بخواهم در یک جمله خلاصه کنم می‌شود:

پیام‌رسانی گروهی (Group Messaging) در مقیاس بزرگ کار بسیار پیچیده‌ای است.

توییتر یک سیستم پیام‌رسان بزرگ است (این‌جا را ببینید). هر پیامی که می‌نویسید به تعداد مشخصی کاربر به طور همزمان ارسال می‌شود. پاسخ‌های هر کدام از آن‌ها هم به همه‌ی کسانی که آن‌ها را فالو می‌کنند ارسال می‌شود. ارسال (و دریافت) تعداد زیادی پیام برای تعداد زیادی کاربر کار ساده‌ای نیست. در واقع اصلا گول ظاهر ساده‌ی توییتر را نخورید: کاری که توییتر انجام می‌دهد بسیار پیچیده و سنگین است.

عده‌ای اعتقاد دارند، به ازای هر کاربری که در توییتر اضافه می‌شود، حجم عملیات محاسباتی لازم  به صورت نمایی (Exponential) افزایش می‌یابد. وضعیتی که رویارویی با آن دست‌کم با معماری فعلی توییتر به مرزهای «غیر ممکن» نزدیک شده است.

شبکه‌های اجتماعی هم مشکل مشابهی دارند؛ ولی معمولا با پیچیدگی کمتر، چرا که بیشتر پیام‌های کاربران به یک کاربر خاص ارسال می‌شود، برخلاف توییتر که در آن همه‌ی پیام‌ها برای همه‌ی مخاطبان یک کاربر یا یک گروه از پیش تعریف شده ارسال می‌شود. با این‌حال شبکه‌های اجتماعی هم سال‌ها دست به گریبان حل مشکل پیام‌رسانی گروهی بودند. راه‌حل برخورد با مساله‌ای چنین پیچیده، باید نوآورانه و متناسب با مقیاس کار باشد. کاری که مثلا گوگل در برخوردش با حجم عظیم اطلاعات و پردازش لحظه‌ای انجام داد.

هیچ‌ ارزانی‌ای بی‌حکمت نیست

توییتر از چارچوب «روبی روی ریل» (RubyOnRails) استفاده می‌کند که اگر چه برای محصولات شبکه‌ای با تعداد کاربران محدود یا پیچیدگی کمتر مناسب است، احتمالا برای نرم‌افزار سنگین و پرمحاسبه‌ای مانند توییتر انتخاب بهینه‌ای نبوده است. «روبی روی ریل» به طراحان توییتر اجازه داد که محصول خود را خیلی زود و ارزان به بازار عرضه کنند، اما برای کاری در این مقیاس نمی‌تواند با معماری‌های مبتنی بر جاوا یا C رقابت کند. سرنوشت توییتر به ما یادآوری می‌کند که «هیچ ارزانی‌ای بی‌حکمت نیست».

چند روزی است که برای حل موقتی مشکل، تیم فنی توییتر سرویس پاسخ (Reply) را خاموش می‌کنند. این یک اشتباه بزرگ است و نه تنها راه حل نیست،‌ بلکه کاربران را از توییتر به رقیب قدرتمند و تازه‌نفس‌اش فرندفید می‌راند. حل مشکل توییتر راه‌کار اساسی می‌طلبد.

توییتر محبوب‌ترین سرویس میکروبلاگینگ یا لحظه‌نگاری است. اما برای این‌که زنده بماند باید معماری خود را به طور زیربنایی عوض کند و برای این‌کار به مدیریت جذب سرمایه نیاز دارد. در بازار پر رقابت امروز، اگر توییتر نجنبد، چندی نخواهد گذشت که برای همیشه خاموش خواهد شد.

با استفاده از: {1}، {2}، {3}

پی‌نوشت:

درباره‌ی بحث این‌که مشکل توییتر به چارچوب روبی‌روی‌ریل برمی‌گردد یا خیر این مطالب را ببینید: {4}، {5}، {6}


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

یک پیشنهاد اینترنتی: ایجاد پسوند دامنه‌‌ی اختصاصی برای وب‌لاگ‌ها

با توجه به این‌که روز به روز تعداد پسوند دومین‌ها (Top Level Domains or TLD) در اینترنت زیادتر می‌شود، به نظرتان مناسب نیست یک پسوند دومین مخصوص برای وبلاگ‌ها ایجاد شود؟ مثلا دات بلاگ؟

به نظر من با توجه به اهمیت «رسانه‌های اجتماعی» و نقش پررنگ‌‌شونده‌ی وبلاگ‌های شخصی در شکل‌دهی محتوای اینترنت، از این حرکت استقبال زیادی خواهد شد. این پسوند دامنه می‌تواند در کنار «پسوندهای عمومی حفاظت نشده»‌ی دیگر که در دسترس عموم هستند (مثل com ، net ، edu ، org ، name و غیره) قرار گیرد.

تصورش را بکنید، نشانی وبلاگ‌ها چنین چیزی خواهد شد: http://www.blogname.blog  (مثلا بامدادی می‌شود http://www.bamdadi.blog)!

نظرتان چیست؟ اصولا چنین درخواستی جای مطرح شدن با ICANN را دارد؟ شاید هم با این خبر بی‌ارتباط نباشد. ظاهرا قرار است صدها و بلکه هزارها پسوند دامنه‌ی جدید (بیشتر برای شرکت‌هایی که توی زمینه‌های خاص فعالیت می‌کنند) ظرف چند ماه آینده اضافه کنند. آیا دات بلاگ هم یکی از این پسوندهای جدید خواهد بود؟


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

وبلاگستان فارسی در سال 1386 از دید تحقیق انجام شده توسط وزارت ارشاد

دفتر مطالعات و توسعه‌ی رسانه‌ها وابسته به وزارت ارشاد تحقیقی را توسط آقای حمید ضیایی‌پور در رابطه با وبلاگستان فارسی در سال 1386 انجام داده است که در این‌جا اشاره‌‌ای به آن می‌کنم. توصیه می‌کنم متن اصلی مقاله را از نشانی‌های زیر دریافت و مطالعه کنید. این تحقیق بر روی جامعه‌ی آماری متشکل از 200 وبلاگ سیاسی و اجتماعی فارسی در سال 1386 انجام شده است. (تشکر ویژه‌ از وبلاگ گزیده‌ی ارتباطات آن‌لاین به خاطر پوشش اخبار رسانه‌ای)

این تحقیق چکیده‌ی نتایج خود را این‌چنین ذکر می‌کند (تاکید‌های ایتالیک از من است)

از لحاظ شکلی

  1. وبلاگستان فارسی به سمت انتشار وبلاگ‌های با هویت مشخص‌تر و تعریف شده تر در حال حرکت است.
  2. وبلاگستان فارسی در سال 86 به نسبت سال 85 بطور محسوسی سیاسی‏تر شده است . البته این گرایش در وبلاگ‌های با گرایش‌های سیاسی متفاوت، مختلف می‌باشد .
  3. مقایسه میانگین کامنت‌های 4 گروه از وبلاگ‌نویسان با گرایش‌های مختلف نشان می‌دهد که وبلاگ‌های اصولگرا با میانگین 64 درصد برای کامنتهای زیاد ، بالاتر از سایر گرایش های وبلاگی قرار گرفته‌اند.
  4. از نظر کمی، تعداد مطالب تولیدی وبلاگ نویسان در سالهای اخیر روند کاهشی را طی می کند و وبلاگستان فارسی هر سال نسبت به سال قبل کم‏کارتر می شود.
  5. وبلاگستان فارسی علی رغم کاهش حجم مطالب منتشره ، روندی کیفی در ارتباط با مخاطب را طی می کند و هر روز پخته‏تر می‏شود.
  6. رکورد بیشترین وبلاگ فاقد سیستم شمارنده به گروه وبلاگ‌های منتقد با 84 درصد اختصاص دارد.
  7. رکورد بالاترین میزان انتشار در داخل کشور متعلق به وبلاگ نویسان اصولگرا با شاخص 100 درصد و رکورد بالاترین میزان انتشار در خارج کشور متعلق به وبلاگ نویسان منتقد با 58 درصد است .
  8. بیشتر وبلاگ‌های اصولگرا در سال 86 ترجیح داده اند با نام اصلی و با هویت واقعی خود مطلب بنویسند.
  9. وبلاگ‌های با گرایش اصولگرا ( 38 درصد ) سیاسی‌تر از میانگین کل وبلاگ‌ها ( 24.5 درصد ) در سال 86 می‏باشد.
  10. وبلاگ‌های اصولگرا دارای سطح بالاتری از تعامل با مخاطب در بین وبلاگ‌های بررسی شده است.
  11. میانگین وبلاگ‌های اصولگرای فاقد سیستم کانترینگ با 74 درصد از میانگین همین شاخص در کل وبلاگ‌ها با 54 درصد بالاتر است .
  12. تمام وبلاگهاي اصولگراي مورد بررسي در تحقيق حاضر از داخل ايران به روز رساني شده‏اند.
  13. وبلاگ‏نويسان اصلاح طلب به وبلاگ نويسي با نام مستعار يا بدون ذكر نام بیشتر گرایش دارند.
  14. وبلاگ‌های اصلاح طلب در کنار وبلاگ‌های اصولگرا سیاسی‌ترین وبلاگ‌های فارسی به شمار می‏روند.
  15. وبلاگ‌های اصلاح طلب گرایش بیشتری به پنهان کردن تعداد بازدید کنندگانشان نشان داده‏اند.
  16. از نظر کشور محل انتشار ، شاهد هیچ تفاوت محسوسی در بین وبلاگ‌های اصلاح طلب در سال‏های اخیر نیستیم.
  17. گرایش سیاسی – اجتماعی نویسی توامان در وبلاگ‌های منتقد با 58 درصد از سایر گروه‌های وبلاگی با متوسط 49.5 درصد قوی‌تر است .
  18. تعامل وبلاگ‌های منتقد با مخاطبانشان در طول این دو سال (1385 و 1386) نسبتاً ثابت باقی مانده و اندکی افزایش یافته است.
  19. گرایش به درج نام واقعی در میان وبلاگ‌های بی طرف بسیار شدید بوده و اکثر وبلاگ‌های مورد بررسی در این گروه دارای نام واقعی وبلاگ نویس می‏باشند.
  20. بیشتر وبلاگ‏نویسان بی‌طرف نوشتن در زمینه مسایل اجتماعی را به سیاسی نویسی ترجیح داده‏اند و وبلاگ‏نویسان بی‏طرف رکورد بالاترین میزان وبلاگ‌نویسی با گرایش صرفاً اجتماعی را دارا می‏باشند.

از لحاظ محتوایی

با بررسی محتوایی وبلاگستان در سال 1386 می‏توان خطوط القا و دیدگاه‏های زیر را استنباط کرد:

  1. ضرورت حمایت قاطعانه از دولت عدالت طلب احمدی نژاد
  2. افشای روابط پشت پرده اصلاح طلبان با مافیای ثروت
  3. انتقاد به شخصیتهای اصلاح طلب
  4. حمایت از سفرهای استانی رئیس‏جمهور
  5. راه اندازی حرکتهای وبلاگی در دفاع از اصول انقلاب و ارزشهای اسلامی
  6. حمایت از طرح امنیت اجتماعی
  7. انتقاد به خاتمی و گروه‌های اصلاح‏طلب تندرو
  8. انتقاد به طرح سهمیه بندی بنزین و برخی دیگر از سیاست‏های دولت
  9. انتقاد و اعتراض به فیلم ضد ایرانی 300
  10. اعتراض به سخنرانی رئیس‏جمهور در دانشگاه کلمبیا
  11. پرداختن به موضوع زنان ، فمینیسم ، روابط دختر و پسر
  12. پرداختن انتقادی به موضوع انتخابات مجلس هشتم
  13. انتقاد به روند انتخاب سرمربی تیم ملی فوتبال
  14. طرح این موضوع که زنان ، تفریحات سالم ندارند
  15. پرداختن به موضوع ازدواج مجدد در جامعه به بهانه پخش سریال الیاس و هستی و حاج‌آقا فتوحی
  16. انتقاد به توقیف روزنامه شرق
  17. انتقاد به قطع گاز مردم برخی شهرهای کشور در زمستان
  18. تشویق مردم به حضور فعالانه در انتخابات
  19. انتقادات شدید از سیاستهای دولت احمدی نژاد
  20. لزوم جدایی دین از سیاست
  21. انتقاد به حزب اعتماد ملی و کروبی به خاطر جدایی از اصلاح طلبان
  22. انتقاد به روند فعال شدن نظامیان در امور سیاسی
  23. انتقاد به بسته شدن فضای سیاسی در دانشگاهها
  24. انتقاد به محدود شدن آزادی رسانه ها و اینترنت
  25. القا این نکته که: «انگار فرقی می‏کند که من رأی بدهم یا تو رأی بدهی آخر سر همان می شود که باید بشود».
  26. القا این نکته که : «نیازی به هوش فراوان و توان تحلیل فوق العاده نیست تا حس کرد که خطر جنگ چه اندازه به ایران نزدیک است و شبح لعنتی نفرت انگیز حمله نظامی چطور بالای سرمان در حرکت است».
  27. انتقاد به وضعیت مدیریت هواپیماها و فرودگاهها
  28. این پست وبلاگی به خوبی بیانگر خطوط القا در وبلاگ‌های منتقد و مخالف نظام است : « ایران چندین مقام اولی در جهان دارد. مقام اول پیوند کلیه در جهان، مقام اول جراحی زیبایی بینی، مقام اول تورم در خاورمیانه، مقام اول تصادفات جاده‌ای و هوایی، مقام اول روزنامه‌نگاران زندانی در خاورمیانه، مقام اول تعطیلی روزنامه‌ها و مجلات رسمی کشور، مقام اول فراری دادن دانشجو‌ها و مغزها از کشور، مقام اول برگزاری انتخابات در خاورمیانه، مقام اول زندانی و محروم از تحصیل کردن دانشجویان منتقد، مقام اول روزهای تعطیل سال، مقام اول تذکر و ارشاد شهروندان، مقام اول مصرف تریاک، مقام اول کورشدن شهروندان به علت مصرف الکل دست‌ساز خانگی، مقام اول آتش گرفتن خودرو‌های ساخت وطن و سوختن شهروندان در ماشین، مقام اول توهین به ملیت توسط سیاستمداران، با افتخارآمیز خواندن بیانیه‌ای که سه جزیره‌ ایرانی را اشغالی نامیده است، مقام اول خودکشی شدن زندانیان در زندان، مقام اول امضا کردن پتیشن و بیانیه توسط کاربران اینترنتی .»
  29. بیان خاطرات زندگی در خارج از کشور
  30. راهنمایی در باره نحوه اخذ پناهندگی یا پذیرش دانشگاهی در خارج
  31. حمایت از آزادی بیان و سبک زندگی
  32. انتقاد به گرانی مسکن و سایر خدمات و کالاها
  33. ارایه آموزشهای اجتماعی در باره مسایل مبتلا به مردم و جوانان
  34. ارایه کارکردهای آموزشی و علمی در زمینه مسایل اجتماعی و زندگی روزمره
  35. انتقاد به صدا و سیما به خاطر فقدان برنامه ریزی درست برای پر کردن اوقات فراغت جوانان

چند نمودار

نمودار وبلاگ‏ها بر مبنای نام نويسنده:

clip_image002

نمودار وبلاگ‏ها بر مبنای زمينه نگارش:

clip_image002[5]

نمودار وبلاگ‏ها بر مبنای گرايش:

clip_image002[7]

نمودار وبلاگ‌ها برمبنای فراواني پست در ماه:

clip_image002[9]

نمودار وبلاگ‌ها برمبنای فراواني بازدید کننده در ماه:

clip_image002[11]

نمودار وبلاگ‌ها برمبنای کشور محل انتشار:

clip_image002[13]

در این تحلیل به صورت تفکیکی آمار و نمودارهایی برای وبلاگ‌ها با گرایش سیاسی مختلف (اصول‌گرا، اصلاح‌طلب، منتقد، بی‌طرف)‌ ارائه شده که جالب توجه است. به عنوان مثال بیشتر وبلاگ‌های اصول‌گرا و اصلاح‌طلب با نام اصلی و از داخل ایران نوشته می‌شوند، حال آن‌که وضعیت وبلاگ‌های متنقد کاملا متفاوت است.

نکته 1: یکی از مهمترین روش‌های تعیین میزان اعتبار این تحقیق بررسی جامعه‌ی آماری انتخاب شده برای انجام این تحقیق است. هر چقدر این 200 وبلاگ انتخاب شده نماینده‌ی دقیق‌تری از واقعیت وبلاگستان فارسی باشند، نتیجه‌ی تحقیق نیز دقیق‌تر است.

نکته 2: مقایسه نتایج این تحقیق با تحقیق دانشگاه هاروارد درباره‌ی وبلاگستان فارسی (در قسمت‌هایی که با هم همپوشانی دارند) جالب است.

پی‌نوشت: حتما انتقادات کمانگیر را به روش علمی این تحقیق و میزان اعتبار آن ببینید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

خوابگرد یک فراوبلاگ است

وبلاگ خوابگرد را می‌شناسید؟ مشترک خوراک‌اش هستید؟ نکند خودتان را از خواندن خوابگرد محروم کرده باشید؟

این نوشته را به بهانه‌ی گفتگویی که نشریه‌ی هفت‌سنگ با آقای «سید رضا شکراللهی» نویسنده‌ی وبلاگ «خوابگرد» انجام داده می‌نویسم.

گفتگو توسط آقایان محسن حاتمی، جلال سمیعی و محمدمهدی مولایی انجام شده است. توصیه می‌کنم حتما بخوانید:

گفتگوی هفت‌سنگ با خوابگرد: پدرخوانده‌ای که داخل «گیومه» اتفاق افتاد

همین‌طور چند وبلاگ‌نویس خوب دیگر هم درباره‌ی خوابگرد نوشته‌اند. لینک‌ها را این‌جا می‌آورم:

اما نظر خودم را هم در مورد «خوابگرد» خیلی کوتاه بگویم. به نظر من خوابگرد یک «فراوبلاگ» است (فراتر از وب‌لاگ). فراوبلاگ نه لزوما به معنی برتر بودن (که البته خصوصیت‌های یک وبلاگ برتر را واقعا دارد)‌، بلکه به معنای «بیشتر از یک وبلاگ بودن». خوابگرد انگار یک وب‌گاه مفصل و حجیم است با لایه‌های مختلف و پستوهای تودرتو. از یک دیدگاه شاید «خوابگرد» یک نشریه‌ی آنلاین باشد که یک‌تنه نوشته می‌شود؛ اما خوابگرد فقط یک نشریه‌ی آنلاین نیست،‌ چون به شکل بارزی خُلق و خو و زندگی شخصی نویسنده‌اش بر آن سایه انداخته است. در لابه‌لای این وب‌گاه-نشریه؛ وبلاگی هم گنجانیده شده؛ اما نه به صورت واضح و آشکار که مثلا با /khabgard/blog مرزبندی شده باشد. وبلاگ خوابگرد در لابه‌لای سطرهای خوابگرد پنهان است و خواننده‌های مستمر می‌توانند آن را از سایر قسمت‌های «خوابگرد» تمیز دهند.

اجازه دهید همان اصطلاح خودم را دوباره به کار ببرم که به نظرم بهتر از پاراگراف بالا «خوابگرد» را توصیف می‌کند:

خوابگرد یک فراوبلاگ است.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

فیس‌بوک دیگر دوم نیست

خبر به اندازه‌ی کافی مهم بود که یک پست را به آن اختصاص بدهم: آینده‌ی شبکه‌های اجتماعی و به نوعی آینده‌ی وب در دست‌های این سرویس پرتوان و نوآور است.

در همین رابطه: فیس‌بوک اول شد


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

مواظب باشید: امکانات جدید گوگل‌ریدر خطرناکند

بی‌شک امکان جدید گوگل‌ریدر که به خوانندگان اجازه به اشتراک گذاشتن همراه با یادداشت را می‌دهد، امکانی مورد نیاز، ضروری و عالی است. برای آشنایی بیشتر با این امکانات نوشته‌های یک‌فتحی و یک‌پزشک را ببینید.

اما شیوه‌ای که گوگل برای پیاده‌سازی آن انتخاب کرده است مورد بحث است. چرا که گوگل به کاربران اجازه می‌دهد حتی محتوای مطالب دیگران را تغییر دهند. این موضوع می‌تواند به بی‌اعتمادی خوانندگان یا سردرگمی آن‌ها منجر شود، چرا که مطالب به اشتراک گذاشته شده لزوما مطالب اصلی نیستند.

برای این‌که بهتر متوجه این خطر شوید یک مثال عملی می‌زنم. یکی از نوشته‌های بامدادی را به عنوان «کاریکاتور روز: استاندارد دوگانه» به کمک این امکان جدید گوگل‌ریدر به اشتراک می‌گذارم اما کاملا محتوای آن‌را عوض می‌کنم.

1. مطلب اصلی من در بامدادی

GoogleReader-Flaw-before

2. همان مطلب پس از به اشتراک گذاشته شدن

همان مطلب را به اشتراک می‌گذارم، اما به گونه‌ای دیگر: به عمد محتوای مطلب را کاملا عوض می‌کنم.

GoogleReader-Flaw-after

3. پس خوانندگان چگونه اعتماد کنند؟

 

GoogleReader-Bamdadiblog

تا جایی که موضوع فقط تغییر عنوان و اضافه کردن یک یادداشت باشد که مشکلی نیست و خیلی هم خوب و جالب است. اما وقتی کار به تغییر محتوا برسد جایی از کار می‌لنگد. چرا که کاربرانی که صفحه اشتراک‌های گوگل‌ریدری من را می‌خوانند نمی‌توانند به اصالت محتوای مطالبی که به اشتراک گذاشته‌ام اطمینان کنند. این موضوع می‌‌تواند به از دست رفتن اعتبار مطالب اشتراکی منجر شود.

گوگل باید این امکان را بردارد

به نظر من گوگل باید به سرعت و قبل از این‌که کار به جاهای باریک کشیده شود، این امکان را اصلاح کند. یعنی کماکان به کاربران امکان تغییر عنوان یا اضافه کردن یادداشت را بدهد، ولی اجازه تغییر در متن اصلی پست را ندهد.

کاربران نباید امکان تغییر محتوای مطالبی که به اشتراک می‌گذراند را داشته باشند.

بعد از تحریر

چند نکته جالب هم که برگرفته از کامنت‌های دوستان است اضافه می‌کنم که نظرات مخالف، یعنی دوستانی که به نظر می‌رسد با نظر من مبنی بر خطر تغییر محتوای مطالب به اشتراک گذاشته موافق نیستند هم منعکس شده باشد:

  • روبو اعتقاد دارد چون لینک به اصل مطلب در هر حال وجود دارد، کاربران همیشه می‌توانند مطلب‌ به اشتراک گذاشته شده را با مطلب اصلی مقایسه کنند.
  • همچنین آریا معتقد است موارد مفید استفاده از امکان ویرایش محتوا هم بسیار است، مثلا خلاصه کردن، حذف تبلیغات یا موضوعات غیر مرتبط.
  • کیوان آزاد بودن ویرایش محتوای مطالب به اشتراک گذاشته شده را با آزادی تغییر محتوا در ویکی‌پدیا مقایسه کرده که به نظر من مقایسه بسیار جالبی است چون تاکید برآزادی عمل کرده.
  • همانطور که دوست دیگری به نام علی شمس صادقانه گفته «داشتن آزادی بهتر از نداشتنشه!».
  • در ضمن تعدادی از این دوستان هم معتقدند چون بیشتر لینک‌های اشتراکی را دوستان افراد می‌خوانند، گوگل فرض را بر اعتماد گذاشته است.

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

گفتگوی سه بُعدی با فرندفید

به محض ورود به محیط فرندفید (FriendFeed) متوجه متفاوت بودن تجربه آن با سایر سرویس‌های تبادل نظر یا گفتگو می‌شوید. به نظرم رسید برای مدل کردن این تفاوت و مقایسه آن با تجربه‌های سنتی‌تر گفتگوی مجازی از مفهوم «بُعد» استفاده کنم. در صورتی که برای بهتر شدن این مدل نظری دارید لطفا دریغ نکنید.

گفتگوی بدون بعد (نقطه‌ای)

پشت کامپیوتر خود نشسته‌اید و اتصال به شبکه یا اینترنت ندارید و با خودتان زیر لب حرف می‌زنید.

  • مخاطبین گفتگو: محدود (هیچ‌کس)
  • سرویس شبکه‌ای مورد استفاده طرفین گفتگو: محدود (وجود ندارد)

0-dimension-chat

گفتگوی یک بعدی (خطی)

یکی از نرم‌افزارهای سنتی چت مانند یاهو مسنجر یا گوگل‌تاک را اجرا کرده‌اید و در حال گفتگو با یکی از دوستان مجازی خود هستید.

  • مخاطبین گفتگو: محدود (یک نفر)
  • سرویس شبکه‌ای مورد استفاده طرفین گفتگو: محدود (یک)

1-dimension-chat

گفتگوی دوبعدی (صفحه‌ای‌)

داخل اتاق گفتگوی یک سرویس مشخص مانند یاهو هستید و با عده‌ای از دوستان مجازی که همه از همان سرویس استفاده می‌کنند چت می‌کنید.

  • مخاطبین گفتگو: نامحدود (یک نفر یا بیشتر)
  • سرویس شبکه‌ای مورد استفاده طرفین گفتگو: محدود (یک)

2-dimension-chat

گفتگوی سه‌بعدی (حجمی)

داخل سرویسی مانند فرندفید (FriendFeed) هستید و با عده‌ای از دوستان مجازی خود که هر کدام از سرویس‌های مختلفی استفاده می‌کنند گفتگو می‌کنید. یکی در تویتر می‌نویسد و دیگری لینکی را به اشتراک گذاشته یا در وب‌لاگش پستی را ارسال کرده. هر یک از کاربران از هر سرویسی که استفاده کند می‌تواند با باقی کاربران گفتگو کند. در حال حاضر امکان گفتگوی مستقیم میان کاربران و سرویس‌های مختلف وجود ندارد (مثلا نمی‌شود از داخل فرندفید کامنت برای یک وب‌لاگ گذاشت)

  • مخاطبین گفتگو: نامحدود (یک نفر یا بیشتر)
  • سرویس شبکه‌ای مورد استفاده طرفین گفتگو: نامحدود (یک‌سرویس یا بیشتر)

3-dimension-chat

در آینده شاهد گفتگوی سه‌بعدی به معنی واقعی خواهیم بود. یعنی همه کاربران مجازی می‌توانند از طریق سرویس‌های مختلف به طور مستقیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنند (مثلا از داخل فرندفید پای فیلمی در توتیوب کامنت بگذارند). در حال حاضر این امکان فقط برای تویتر (Twitter) وجود دارد و می‌توانید از داخل فرندفید پاسخ دیگران را در تویتر بدهید.

نمونه‌ی گفتگوی سه‌بُعدی در فرندفید

 

نکته: شیوه ارتباطی را هم می‌توان به این مدل اضافه کرد. مثلا یک بعد جدید می‌تواند «متن»، «صدا»، «تصویر» یا ترکیب آن‌ها مانند «صدا و تصویر» باشد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

خبرگزاری فارس و دو راه حل

مدیر عامل خبرگزاری فارس در مصاحبه‌ای فاش کرد نوشتن وب‌لاگ را برای خبرنگاران خبرگزاری فارس ممنوع کرده است:

من با این چیزی که بین خبرنگاران مُد شده که در حالی‌که فعال رسانه‌ای هستند وب‌لاگ هم درست می‌کنند، مخالفم و آن را مطلوب نمی‌دانم. این‌که یک خبرنگاری (که واجد ابزار رسانه‌ای برای ارایه پیام به جامعه است) وقت زیادی را برای وب‌لاگ شخصی‌اش بگذارد، بیش از آنکه نشان نخبه‌گرایی و اطلاع‌رسانی باشد، بخاطر «مطرح کردن» خودش است.

در صورتی که این صحبت‌ها واقعیت داشته باشد و تکذیب نشود یا محترمانه پس گرفته نشود، به نظر من دو راه حل برای خبرگزاری فارس وجود دارد:

راه حل اول:

خبرگزاری فارس هر روز صبح اول وقت خبر زیر را به سراسر جهان مخابره کند:
«به گزارش خبرگزاری فارس مرغ یک پا دارد و شتر خزنده‌ای با سه بال است. خورشید دور مکعبی به نام زمین می‌گردد. درخت یک حشره موذی است که در سواحل مریخ یافت می‌شود. در ضمن ماست هم سیاه است، همواره سیاه بوده و خواهد بود.»

راه حل دوم:

خبرگزاری فارس مدیرعامل این خبرگزاری را به علت قدم زدن در دوران ما قبل تاریخ و فاصله بی‌نهایت زیادی که با درک اهمیت و ضرورت رسانه‌های اجتماعی و فن‌آوری‌های شبکه‌ای و انقلاب انفورماتیک دارد برکنار کند.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

آموزش گام به گام خوراک و خوراک‌خوانی توسط وب‌لاگ‌نویسان فارسی

امروز روز اول ماه مه «‌روز جهانی خوراک» است؛ اما «روز جهانی کارگر» نیز هست. اولی طرحی‌ست نوین که قصد ترویج فن‌آوری‌های شبکه‌ای و رسانه‌های اجتماعی را دارد و دومی رسمی‌است کهن که سعی در یادآوری آرمان عدالت‌خواهی و تعادل در جامعه بشری را دارد. اگر خوب دقت کنیم هر دوی این رسم‌ها هدف مشابهی را دنبال می‌کنند: آزادی و برابری همه انسان‌ها. با گسترش فن‌آوری‌های شبکه‌ای و به خصوص رسانه‌های اجتماعی مردم امکان بیشتری برای بیان آزاد افکار خود پیدا می‌کنند و این به آن‌ها قدرت بیشتری برای رویارویی با ارباب تمرکز‌گرا و اقتدارگرا در سراسر جهان می‌دهد. دومی هم که روشن است هدفی جز آزادی و برابری مردم جهان دنبال نمی‌کند.

هر دوی این روزهای قدیم و جدید و «مهم» گرامی باد.

اما همان‌طور که گفته شد امروز روز جهانی خوراک (feed یا همان غلط متداول RSS) است. به همین مناسبت تصمیم گرفتم به جای این‌که با نوشته‌های خود آب در هاون بکوبم مجموعه‌ای از نوشته‌های خوب آموزشی اهالی وب‌لاگستان را درباره خوراک و خوراک‌خوانی گردآوری کنم. طبیعی است که مطالب زیادی در این‌باره نوشته شده و من فقط چند نمونه جالب را ذکر می‌کنم. اگر شما هم مطلب آموزشی درباره خوراک نوشته‌اید و مایل هستید در این‌جا اشاره شود لینک‌اش را بدهید.

با تشکر فراوان از میلاد عزیز (MrWebLog) که اولین بار روز خوراک را به من معرفی کرد و تشویق کرد دراین‌باره فکر کنم و بنویسم (مشترک این وب‌لاگ شوید).

RSSDay-Bamdadi

rssdaylogo1-1

توجه: این فهرست ممکن است به تدریج اضافه شود. اگر مطلب خوبی می‌شناسید معرفی کنید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

آن‌روزها ایران به مردان نقاب‌دار نیاز داشت

نوشته کوتاه زیر نقل قول از یک دوست فرزانه است.

در ایران تازه انقلاب شده بود و من با وجودی‌که تازه دوره دکترایم را در رشته اقتصاد در یکی از دانشگاه‌های آمریکا شروع کرده بودم عزم بازگشت به ایران کردم. شور و شوق عجیبی برای بازگشت به ایران داشتم که از انگیزه ادامه تحصیلاتم مهم‌تر بود. استاد راهنمایم که یک آمریکایی بود با من مخالف بود و تلاش زیادی کرد که مرا از انصراف تحصیل و بازگشت به ایران بازدارد. یکی از جملاتش این بود:

تلویزیون را روشن کن و ببین امروز ایران به «مردان نقاب‌دار ِ تفنگ به دست با مشت‌های گره کرده» نیازمند است. اما تخصص تو چیز دیگری است. بهتر است این‌جا بمانی و تحصیلات‌ات را تمام کنی. ایران روزی به مردان تحصیل‌کرده نیاز خواهد داشت و آن‌روز می‌توانی به کشورت بازگردی.

آن‌روزها حرفش را نشنیده گرفتم و دکترایم را رها کردم و به ایران بازگشتم. امروز می‌فهمم آن بی‌نوا «پیچش مو را دیده بود» و من در حیرت «مو» بودم.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

روش ارسال خودکار لینک‌های خوشمزه به وب‌لاگ

همانطور که قبلا هم توضیح دادم لینکدونی یا لینک‌های خوشمزه را از مهمترین بخش‌های وب‌لاگ‌ می‌دانم. انتخاب لینک‌ و دادن کامنت یا شرح کوتاه برای هر کدام از آن‌ها و ارسال آن به سایت‌های نشانه‌گذاری اجتماعی (Social BookMarking) مانند del.cio.us به هیچ عنوان دست‌کمی از نوشتن یک پست کامل و مفید ندارد.

گذاشتن این لینک‌ها در قسمت سایدبار یا ارسال آن در خوراک توسط فیدبرنر؛ آن‌طور که متداول است؛ راه‌حل خوبی نیست چرا که لینک‌ها به صورت ماندگار در خود وب‌لاگ و آرشیو آن ثبت نمی‌شوند و خواننده‌گان هم امکان کامنت گذاشتن برای آن‌ها را ندارند. فراموش نکنید این لینک‌ها وب‌لاگ شما را به مطالب وب‌لاگ‌ها یا وب‌گاه‌های دیگر مرتبط می‌کنند و حضور آن‌ها در آرشیو وب‌لاگتان به افزایش اعتبار و نفوذ شبکه‌ای وب‌لاگ شما کمک می‌کند. مگر وب‌لاگ نوشتن چیزی جز یک فرایند «گروهی-شبکه‌ای» است؟

در همین راستا مدت‌ها به دنبال روشی بودم که بتوانم به صورت خودکار لینک‌های خوشمزه‌ یا لینکدونی‌ام را در خود وب‌لاگ به صورت پست داشته باشم. یعنی مثلا هر روز به صورت خودکار لینک‌های انتخاب شده در 24 ساعت اخیر همراه با کامنت به صورت یک پست به بامدادی ارسال شود. خوش‌بختانه چنین روشی وجود دارد و بسیار هم ساده است. چون بعضی از دوستان در این زمینه سئوال کردند بهتر دیدم همین‌جا خلاصه روش را معرفی کنم. روش مربوط به وردپرس را شرح می‌دهم اما در مورد بلاگر نیز تقریبا همین است.

مراحل

1. برای این‌کار اول باید یک حساب در del.ico.us داشته باشید. به قسمت «تنظیمات» (Settings) بروید:

del.ico.us-1

2. روی گزینه «ارسال روزانه به وب‌لاگ» (daily blog posting) کلیک کنید:

del.ico.us-2

3. روی گزینه «افزودن یک چیز جدید» (add a new thingy) کلیک کنید:

del.ico.us-3

4. فرم «مشخصات وب‌لاگ» خود را پر کنید:

del.ico.us-4

بهتر است از یک نام کاربری مخصوص ارسال لینکدونی استفاده کنید. این نام کاربری محدودیت دسترسی به وب‌لاگ شما را دارد و فقط می‌تواند مطلب ارسال کند. در مورد بامدادی من از نام کاربری bamdadicont استفاده می‌کنم که سطح دسترسی contributor دارد.

مشخصات فرم برای وب‌لاگ‌های وردپرس به این ترتیب است:

job_name: نامی که می‌خواهید به این افزونه در del.ico.us بدهید.

out_name: نام کاربری وب‌لاگ شما

out_pass: کلمه عبور نام کاربری بالا

out_url: نشانی XML-RPC وب‌لاگ شما. در مورد وردپرس به این صورت است: https://bamdadi.wordpress.com/xmlrpc.php

out_time: زمانی از شبانه‌روز که مایلید لینک‌های روزانه ارسال شود (بر حسب زمان گرینیچ)

out_blog_id: شماره وب‌لاگی که می‌خواهید ارسال کنید (اگر فقط یک وب‌لاگ دارید عدد 1 را وارد کنید)

out_cat_id: (اختیاری) شماره دسته‌بندی که می‌خواهید مطالب لینکدونی تحت آن ارسال شود.

5. اصلاحات نهایی

از این به بعد به صورت خودکار لینک‌هایی که خوشمزه کرده‌اید به وب‌لاگتان به صورت یک پست ارسال می‌شود. ممکن است دوست داشته باشید عنوان آن‌را عوض کنید؛ مثلا من عنوان آن‌را به «لینک‌های روز…» تغییر می‌دهم. همچنین می‌توانید دسته‌بندی (مثلا لینکدونی) یا برچسب‌های متناسب را به این پست بیافزایید. این کارها به صورت دستی انجام می‌شود ولی به زیبایی و خواناتر شدن محصول نهایی بسیار کمک می‌کند.

del.ico.us-5

سعی کردم توضیحات به اندازه کافی واضح باشد. اما به هر حال اگر مشکلی بود حتما بپرسید. امیدوارم شاهد حضور هر چه بیشتر لینکدونی‌ها در خود وب‌لاگ باشیم.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

آدابِ معاشرت در شهری به نام وبلاگستان

به بهانه نوشته‌های اخیر خواب بزرگ و سی‌ و پنج درجه درباره وسوسه‌ها و مصائب لینک‌دادن یا لینک‌ندادن…

آداب ِ معاشرت در دنیای واقعی

handshake_01در دنیای واقعی بسیاری از رفتارها برای «ما» به عنوان «شهروندان جامعه» جا افتاده است. آن‌ها را به عنوان یک «مجموعه رفتاری» پذیرفته‌ایم چرا که پذیرفتن آن‌ها زنده‌گی‌مان را به عنوان عضوی از گروه راحت‌تر یا مطلوب‌تر می‌کند و ضرر چندانی هم ندارد ولی مخالفت کردن با آن‌ها احتمالا دردسر زیادی ایجاد می‌کند و سود چندانی هم ندارد. مثال ساده‌اش هم این است: اگر فردی ناآشنا ولی با رفتاری دوستانه و مودبانه در خیابان به ما «سلام» کند و دست‌اش را به سوی ما دراز کند پاسخ سلام‌اش را می‌دهیم و دستش را خواهیم فشرد، چه برسد به همسایه‌ها و هم‌محله‌ای‌ها که احترام‌شان را همیشه نگاه می‌داریم و چه بسا گاه و بی‌گاه احوال خانواده‌ یا کسب و کارشان را هم بپرسیم.

این‌ افراد لزوما دوستان ما نیستند و کاری هم به زنده‌گی خصوصی ما ندارند. با این وجود ما داشتن رفتار دوستانه و مودبانه با آن‌ها را مطلوب و تا حدی ضروری می‌دانیم؛ چرا که می‌خواهیم در کنار این افراد زنده‌گی کنیم و داشتن امنیت و آسایش روانی‌‌ در محیط زنده‌گی‌مان را دوست داریم. این سلام و احوال‌پرسی‌های چند دقیقه‌ای و بی‌ضرر به زنده‌گی شخصی و خصوصی ما آسیبی وارد نمی‌کند: کماکان افکار و ایده‌های خودمان را داریم و با دوستان یا افرادی که تعلق خاطر داریم یا طرز فکر یا احساس‌شان را می‌پسندیم معاشرت می‌کنیم.

حسن ِ همجواری ِ مجازی 

وب‌لاگ به عنوان بارزترین مصداق‌ «رسانه‌ اجتماعی» در ذات خود محیطی «اجتماعی» و «گروهی» است و این به معنی نداشتن حریم خصوصی یا روابط دوستانه و صمیمانه نیست. چرا که این‌دو در تضاد با هم نیستند. اگر وبلاگستان را به جامعه‌ای بزرگ تشبیه کنیم، زنده‌گی در این جامعه آداب و رسومی می‌طلبد. در چنین جامعه‌ای به اقتباس از دنیای واقعی (شاید) رسم ادب ایجاب کند پاره‌ای ملاحظات «بی‌ضرر» ولی «مفید برای روحیه‌ اجتماعی» را رعایت کنیم.

  • اگر کسی به من ای‌میل زد یا در وب‌لاگ‌ام کامنت گذاشت و پرسش یا موضوعی برای مطرح کردن داشت، پاسخ‌اش را هر چند کوتاه می‌دهم، همان‌گونه که اگر در خیابان شخصی از من نشانی‌ بپرسد، تا حد امکان راهنمایی‌اش می‌کنم…
  • اگر وب‌لاگ نویسی به من در وب‌لاگ‌اش لینک داد و من از این قضیه با خبر شدم، به او در وب‌لاگ خودم لینک می‌دهم، همان‌گونه که اگر یک همسایه یا هم‌محله‌ای به من سلام کند به او سلام می‌کنم و احوال‌اش را می‌پرسم. فراموش نکنیم در دنیای مجازی لینک دادن به نوعی همان همسایه شدن است…

یک پارادوکس و یک راه حل

از یک‌سو می‌خواهیم دوستان و همفکران مجازی خود را دست‌چین کنیم و از سوی دیگر شاید بخواهیم آداب و معاشرت دنیای مجازی را رعایت کنیم و به هر شخصی که به ما لینک داده لینک بدهیم. به ظاهر شبیه یک تناقض‌نما یا پارادوکس می‌رسد!

راه حل شخصی من برای حل این معمای کوچک وب‌لاگی (میان حق شخصی به انتخاب دوستان وب‌لاگی و احترام به ماهیت گروهی یا اجتماعی وب‌لاگ) میانه‌روی است. وب‌لاگ‌هایی را که دوست دارم در «محله‌های نزدیک» قرار می‌دهم، وب‌لاگ‌هایی که بیشتر جنبه تبادل لینک دارند را در «محله‌های دور». به این ترتیب در سطح شبکه‌ای ارتباط خودم را با «همسایه‌هایم» تایید می‌کنم و در سطح مفهومی نیز بر سلایق و دوستانم تاکید می‌کنم. به عبارت دیگر :

با همسایه‌ها «سلام و احوال‌پرسی» می‌کنم و با دوستانم «معاشرت».  

city

خیلی دور،  خیلی نزدیک

به دلایل واضح در دنیای مجازی آدم‌ها از هم «خیلی دور» و به هم «خیلی نزدیک» هستند. از هم «خیلی دور» هستند چون غالبا هویت واقعی یکدیگر را نمی‌دانند و برخوردهایشان محدود به کیبرد و صفحه نمایش است که رنگ و بو یا «جاذبه وحشی غریزی» ندارد. اما آدم‌ها در این دنیای مجازی به شیوه‌ای اعجا‌ب‌آور به هم «نزدیک‌اند» چرا که «فاصله‌های مکانی» به یک «لینک» یا «کلیک ساده ماوس» و «فاصله‌های زمانی» به قابلیت بازخوانی حال و گذشته یکدیگر در لابه‌لای آرشیوهای دیجیتال اینترنت (همیشه قابل دسترس) تقلیل داده شده است.

به احترام این همه آدم‌های «خیلی دور و خیلی نزدیک»  و به خصوص  همسایه‌های مجازی‌مان، در «لینک‌» دادن یا «سلام» کردن سهل‌گیرتر باشیم و به این ترتیب  «شهر مجازی» نوظهورمان را به محیطی «دارای فرهنگ و همبسته‌گی اجتماعی بالا» تبدیل کنیم.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

منظومه وبلاگستان فارسی

محققین دانشگاه حقوق هاروارد تحقیقی در رابطه با وب‌لاگستان فارسی انجام داده‌اند که با توجه به روش‌مندی علمی و نتایج بسیار جالب آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. (متن کامل آن‌را می‌توانید از این‌جا دریافت کنید). با توجه به این‌که بسیاری از خواننده‌گان فارسی‌زبان ممکن است نتوانند متن اصلی را به زبان انگلیسی مطالعه کنند در این‌جا چند برش خلاصه شده و چند نمودار از این تحقیق را می‌آورم و برای سهولت نمودارها را ترجمه و بعضا زیرنویسی کرده‌ام.

گروه‌بندی وب‌لاگ‌ها

وب‌لاگ‌های فارسی و در واقع وب‌لاگ‌نویسان را به چهار دسته بزرگ تقسیم می‌کنیم:

  1. طرفداران‌ جدایی دین از سیاست (سکولار) / اصلاح‌طلبان (secular/reformist)
    «ایرانیان خارج از کشور و سکولار» با علامت اختصاری secPat
    «اصلاح‌طلبان سیاسی» با علامت اختصاری refPol بیشتر روزنامه‌نگاران معترض یا وب‌لاگ‌نویس‌های مشهوری که در سال‌های اخیر از ایران رفته‌اند، همین‌طور منتقدان همیشه‌گی حاکمیت ایران در خارج از کشور
  2. محافظه‌کاران / مذهبی‌ها (conservative/religious)
    «محافظه‌کاران سیاسی» با علامت اختصاری conPol
    «جوانان مذهبی» با علامت اختصاری relYth
    «دوازده‌امامی‌ها» یا وب‌لاگ‌نویسانی که شدیدا طرفدار نظام جمهوری اسلامی، انقلاب، فلسفه سیاسی اسلام و نگرش خاصی به شیعه هستند با علامت اختصاری Twelver یا 12er
  3. ادبیات فارسی و شعر (persian poetry and literature) با علامت اختصاری poet وب‌لاگ‌هایی که درباره شعر و ادبیات فارسی می‌نویسند.
  4. شبکه‌های ترکیبی (mixed networks) با علامت اختصاری mixNet نسبتا متفاوت با سه دسته قبلی از این لحاظ که پراکنده‌گی بالا دارند (غیر متمرکز هستند). دارای ایدئولوژی مشابهی نیستند و متشکل از گروه‌های کوچک‌تری هستند که از لحاظ سلیقه‌ها یا عضویت در شبکه‌های اجتماعی با هم پیوند دارند. مثلا وب‌لاگ‌هایی با محوریت ورزش، فرهنگ اقلیت یا رسانه‌های مردم‌پسند.

منطومه وبلاگستان فارسی

اگر وبلاگستان فارسی را یک منظومه ستاره‌ای تصور کنیم، گروه‌های یاد شده به صورت زیر نمودار می‌شوند:( تصویر اصلی بدون ترجمه‌های من)

Iran_blogosphere_map

وضعیت مکانی

وب‌لاگ نویسان ایرانی بیشتر داخل ایران هستند، اما در گروه «ایرانیان خارج از کشور و سکولار» (secPat) ، اقلیت بزرگتری خارج از ایران هستند:

location

وضعیت جنسیت

در کل تعداد وب‌لاگ‌نویسان مرد (مذکر) بیشتر است ولی در بعضی قسمت‌ها مانند «ایرانیان خارج از کشور و سکولار» (secPat)، «شعر و ادبیات» (poet) و به خصوص «شبکه‌های ترکیبی» (mixNet) زنان وب‌لاگ نویس اقلیت‌های بزرگ‌تری را تشکیل می‌دهند:

gender

وضعیت گمنامی

برخلاف انتظار گروه «طرفداران‌ جدایی دین از سیاست (سکولار) / اصلاح‌طلبان» (secular/reformist) ، حتی آن‌هایی که از داخل ایران می‌نویسند، چندان علاقه‌ای به گمنام نوشتن ندارند و بیشتر از «نام» در وب‌لاگ‌هایشان استفاده می‌کنند. این درحالی‌است که وب‌لاگ‌نویس‌های «محافظه‌کار سیاسی» و «شبکه‌های مختلط» تمایل بیشتری به عدم استفاده از نام دارند. به طور نسبی گروه «شاعرها» بیشتر از سایر گروه‌ها متمایل با استفاده از «نام‌هایی» است که به نظر واقعی می‌رسند.

anonymity

وضعیت سنی

آمارهای توزیع سنی (برای وب‌لاگ‌هایی که سن نویسنده آن‌ها قابل تخمین بوده) نشان می‌دهد طیف جوان در وب‌لاگستان بیشتر است:

توزیع سنی وبلاگنویسان ایرانی

موضوعات مورد بحث

topics-politics-public-affair

topic-islam-religion

topic-personal-life

topic-topical

وضعیت فل…ل…ت…ر شدن وب‌لاگستان

در دو نمودار زیر می‌توانید قسمت‌های قابل دیده شدن و غیرقابل دیده شدن وب‌لاگستان فارسی را مشاهده کنید. همانطور که دیده می‌شود بیشتر از همه وب‌لاگ‌های اصلاح‌طلبان یا افراد سکولار محدود شده است.

visible-blocked

یا به صورت عددی:

visible-blocked-table

وب‌لاگستان فارسی یک‌دست نیست

در مقدمه تحقیق فوق آمده است:

برخلاف نظر عمومی که وبلاگ نویسان ایرانی از گروهی دموکرات منتقد حکومت ایران تشکیل شده است، ما متوجه حضور طیف گسترده‌ای از عقاید از مذهبی‌های محافظه‌کار تا گروه ‌های سکولار و اصلاح‌طلب شدیم با موضوعات مورد بحثی که از سیاست و حقوق بشر گرفته تا شعر و مذهب و فرهنگ عامه را شامل می‌شود. تحقیق ما نشان می‌دهد که در واقع منظومه وبلاگستان فارسی یک فضای بحث و گفتگو با حدود 60000 وب‌لاگ فعال است که در آن وب‌لاگ‌نویسانی با عقاید و سلایق گوناگون حضور دارند.

متن کامل

در صورت علاقه تاکید می‌کنم متن کامل گزارش این تحقیق را از این‌جا دریافت و مطالعه کنید. چون علاوه بر نمودارها، تحلیل‌های روشن‌گری نیز ارائه داده است. ترجمه، جدا کردن نمودارها و زیرنویسی آن‌ها در محیط گرافیکی چند ساعت وقت گرفت، امیدوارم حاصل کار برای آشنایی خواننده فارسی‌زبان با تحقیق انجام شده و ایده‌های حاصل از آن مفید واقع شود.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

چرا خودتان را دوست ندارید؟

یک سئوال همیشه توی ذهنم بوده، اما از پرسیدن‌اش خودداری کرده‌ام. اما امروز با دیدن داشبورد جدید وردپرس احساس می‌کنم باید بپرسم. یک سئوال ساده دارم از همه دوستان عزیزی که از وردپرس یا وردپرس دات کام استفاده نمی‌کنند: «چرا خودتان را دوست ندارید؟»

wordpress.com

خودتان را دوست داشته باشید؛ به خودتان فرصت بدهید

اگر خودتان را دوست دارید فقط 5 دقیقه داخل وردپرس دات کام شوید. یک نام کاربری و یک وب‌لاگ آزمایشی درست کنید و یک پست آزمایشی بنویسید. فقط 5 دقیقه!


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

خبر فوری: بازی‌های المپیک چین تحریم شد

توجه: این نوشته دروغ روز سیزده فروردین 1387 یا اول آوریل 2008 است.

بالاخره فشارهای بین‌المللی برای اعمال فشار بر دولت چین به خاطر برخوردهای خشن و تبعیض‌آمیز با مردم تبت نتیجه داد. به دنبال حمایت اتحادیه اروپا و بسیاری از کشورهای جهان از تحریم بازی‌های المپیک چین، دیشب اجلاس اضطراری کمیته المپیک تشکیل شد و چین رسما از میزبانی بازی‌های المپیک خلع گردید.با توجه به این‌که تنها کشورهای معدودی (ساحل عاج، گینه بیسائو، مراکش و ایران) اعلام آماده‌گی کردند که می‌توانند بازی‌های المپیک را در زمان مقرر برگزار کنند مراسم قرعه‌کشی برای انتخاب میزبان جدید بازی‌های المپیک برگزار شد و با کمال شگفتی ایران به عنوان میزبان بازی‌های المپیک سال 2008 انتخاب گردید.

iran-olympics-2008

بازی‌های المپیک 2008 در ایران برگزار می‌شود.

سیزدهم فروردین و اول آوریل

در روز سیزدهم فروردین در تقویم ایرانی که معادل با اول آوریل تقویم مسیحی است دروغ گفتن آزاد است. این امکان لذت‌بخش را فرهنگ بشری در اختیار ما قرار داده تا اگر در طول سال هوس دروغ گفتن به سرمان زده بود و خودمان را کنترل کرده بودیم، دست‌کم در این روز به صورت قانونی و بی‌دردسر امکان گفتن‌اش را داشته باشیم. البته هستند کسانی که از این امکان بی‌نظیر سوءاستفاده می‌کنند و در روزهای دیگر سال هم دروغ می‌گویند. اما از آن‌ها که بگذریم بیشتر آدم‌ها فقط در روز سیزدهم فروردین یا اول آوریل دروغ‌های شاخدار می‌گویند.

در ایران موضوع دروغ سیزده به شدت غرب نیست. دست‌کم دروغ‌های شاخدار در سطح رسانه‌ها کمتر توی ایران سابقه دارد. ظاهرا اولین دروغ سیزده در مطبوعات در روزنامه نبرد منتشر شد که خبر درگذشت نماینده محبوب شهر را داد که تعداد زیادی از مردم هم به قصد شرکت در مراسم تشییع به سمت خانه‌اش به خیابان‌ها ریختند! از موارد معاصر هم دروغ چند سال پیش مرحوم روزنامه شرق بود که نوشته بود برج تهران کج شده. یادش به خیر…

به همین مناسبت با هم نگاهی به چند دروغ‌ معروف و تاثیرگذار که در روز اول آوریل گفته شده می‌اندازیم.

درخت ماکارونی:

یکی از مشهورترین دروغ‌های آوریل را بی‌بی‌سی گفته است ‌(چه جمله معنی داری شد!). Spaghetti_harvestدر سال 1957 شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی در برنامه‌ پانورامای خود تصاویر شبه مستندی پخش کرد که مردم سوئیس را در حال برداشت محصول ماکارونی از درخت‌ها نشان می‌داد. بیننده‌گان بی‌شماری با بی‌بی‌سی تماس گرفتند که بدانند چطور می‌توانند خودشان درخت ماکارونی بکارند.

تصویر روبه‌رو نمایی از این برنامه را نشان می‌دهد. زن سوییسی در حال برداشت محصول ماکارونی از درخت سحرآمیزش است و ذره‌ای هم به نظر نمی‌رسد در حال «دروغ گفتن» باشد!

تمدنی به نام سان‌سریف در جنوب اقیانوس:

sserriffeدر سال 1977 روزنامه گاردین در مورد کشوری به نام «سان‌سریف» و دو جزیره به نام‌های «کاس بالا» و «کاس پایین» نوشت که در جنوب اقیانوس هند واقع شده بودند. پایتخت این تمدن شهر «بودونی» بود و رهبرش فردی به نام «ژنرال پیکا». در گزارش مفصلی که هفت صفحه روزنامه را اشغال کرده بود، گاردین از دهمین سالروز استقلال این کشور و تاریخ‌چه آن نوشته بود و همین‌طور توضیح داده بود که چگونه جریان‌های خاص اقیانوس باعث می‌شوند موقعیت دقیق جغرافیایی این جزیره ثابت نباشد. گاردین برای این‌که گزارش با باورکردنی کند، حتی چند آگهی مرتبط با این کشور را نیز از شرکت‌های بزرگ کنار مقاله چاپ کرده بود!

خواننده‌گان هیجان‌زده وقتی متوجه شدند «سان‌سریف» (sans serif) فقط نام یک قلم برای چاپ است و چنین تمدنی وجود خارجی ندارد کلی حالشان گرفته شد!

کشور سان‌سریف و دروغ‌بزرگ گاردین از موفق‌ترین نمونه‌های دروغ آوریل (دروغ سیزده) بوده است و به شکل‌های مختلف در ادبیات «طنز» انگلستان و غرب از آن اقتباس شده است. خود گاردین بارها و بارها در سال‌های بعد از تم این جزیره برای سایر دروغ‌هایش استفاده کرده که آخرین آن در اول آوریل سال 2006 بود که نوشته بود «سان‌سریف هم‌اکنون در حوالی جنوب نیوزلند است». البته این‌جا خطای محاسباتی هم رخ داده چون سرعت حرکت جزیره قبلا معادل 1.4 کیلومتر در سال اعلام شده بود و با این سرعت جزیره‌ها تا چند هزاره‌ دیگر در اقیانوس هند باقی خواهند ماند و به این زودی‌ها سر از اقیانوس آرام و نیوزلند در نخواهند آورد!

دروغ‌های پارسال (آوریل 2007)

نگاه کوتاهی هم داشته باشیم به دروغ‌های سال گذشته. البته فقط یک نگاه کوتاه!

  • BMW اعلام کرد سیستم جدیدی طراحی کرده که راننده‌ها می‌توانند موقع راننده‌گی پیام‌های مورد نظر خود را روی شیشه جلوی ماشین بنویسند و از این طریق با ماشین‌های دیگر چت کنند. {عکس همین پایین آورده شده}

bmwinstantmessaging

برو کنار لطفا: دروغ آوریل 2007 بی‌ام‌و در انگلستان در مورد امکان نوشتن پیام روی شیشه اتوموبیل. به نظر من این ایده دیوانه‌کننده است و باید حتما روزی عملی شود. فکرش را بکنید اگر دیدید کسی بد راننده‌گی می‌کند می‌توانید یک حرف آب‌دار تحویلش دهید بدون این‌که گلویتان پاره شود. امکان مخ‌زنی‌ای که برای نسل جوان (به خصوص پسرها) فراهم می‌کند هم که نیازی به توضیح ندارد!

  • گوگل از راه‌اندازی سرویس جی‌میل کاغذی (Paper Gmail) خبرداد. کابران می‌توانند نسخه کاغذی ای‌میل‌هایشان را با پست به خانه‌ها ارسال کنند. {+}
  • نشریه رجیستر خبر داد گوگل و اپل قرار است با همکاری یکدیگر نلفن همراهی به نام ID تولید کنند که امکان دریافت یا ایجاد ارتباط را ندارد. {+}
  • eBay بخش ویژه‌ای به نام «ٰفروش فوق‌العاده و باورنکردنی» در صفحه اول خود گذاشت که در آن اشیایی مانند «قالی پرنده» برای فروش گذاشته شده بودند! {عکس در فیلکر}

برای دیدن هزاران دروغ که در سال‌های مختلف توسط افراد حقیقی یا حقوقی مختلف گفته شده با «موزه دروغ‌ها» و به خصوص «100 تا خفن‌ترین دروغ آوریل» مراجعه کنید.

توجه: من این مطلب را روز 12 فرودین ماه می‌نویسم و 13 توی وب‌لاگ پست می‌کنم. هنوز نمی‌دانم فردا قرار است چه دروغ‌هایی گفته شود. اگر بعدها توی بالاترین دیدید کسی با استفاده از سوژه المپیک چین دروغ 13 گفته لطفا به ریش من نخندید! من گردنی باریک‌تر ز مو دارم‌ها!

ممنون.

بیشتر سیزده بازی کنید:

دروغ‌هارا گردآوری کنیم

دوست دارم این‌جا کلکسیون دروغ امسال درست کنم. هر جا دروغ ببنیم این‌جا لینک می‌دهم. شما هم اگر دروغ گفتید لطفا خبر دهید. هر چه دروغ شاخ‌دارتر بهتر! اما فراموش نکنید فقط تا پایان امروز فرصت دروغ گفتن دارید. بعد باید دست‌کم تا 364 روز دیگر راست‌گو باشید. پس بهتر است فرصت را برای دروغ‌گویی از دست ندهید!


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

شهروند اینترنتی کیست؟

netizen-logoاصطلاح «شهروند اینترنتی» یا «نِت‌وَند» (Netizen یا Cybercitizen) برای توصیف کاربری که در گروه‌ها و اجتماعات دنیای آن‌لاین فعالیت دارد به کار برده می‌شود. «شهروند اینترنتی» با استفاده از اینترنت به ایجاد یا گسترش گروه‌های آن‌لاین کمک می‌کند، با دیگر شهروندان اینترنتی تبادل فکر و ایده می‌کند، اطلاعات و دانش موجود را منظم یا تکمیل می‌کند و از اینترنت به عنوان بستری برای رشد و بالنده‌گی فکری و اجتماعی استفاده می‌کند. اگر اینترنت را یک کشور فرض کنیم، شهروند اینترنتی یکی از شهروندان قانونی این کشور محسوب می‌شود.

واژه‌شناسی

اصطلاح «شهروند اینترنتی» را برای اولین بار آقای مایکل هاوبن (Michael Hauben) به‌کار برد و در واقع اختراع کرد. او با زیرکی واژه‌های شهروند (Citizen) و شبکه (Network) یا اینترنت (Intenret) را به هم پیوند زد و واژه معنادار و زیبای Netizen را ساخت. واژه‌ای که در خود مفهوم شهروندیت یعنی دارای حق و حقوق شهروندی بودن و شبکه به معنای ارتباطات نوین را نهفته دارد.

testacb

همه کاربران اینترنت که از امکانات آن در خانه، محل کار یا مدرسه یا جاهای دیگر استفاده می‌‌کنند «شهروندان اینترنتی» هستند.

اما شهروندان اینترنتی که دانش بیشتری درباره اینترنت، شبکه و «شبکه‌ٔ شبکه‌ها» دارند مسئولیت بیشتری در قبال گسترش و رشد کاربرد اینترنت دارند. این مسئولیت از نوع خودانگیخته است، یعنی شخصی که بینش شبکه‌ای بیشتری دارد خود به خود در قبال توسعه و رشد آن احساس مسئولیت بیشتری می‌کند. همچنین مسئولیت این افراد برای تشویق و گسترش آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات طبعا بیشتر است.

شهروندان اینترنتی و کاربران مولف‌

user-authorsمفهوم شهروند اینترنتی بی‌شباهت به مفهوم «کاربران مولف» که پیش از این دو موردش نوشته بودم نیست. هر دو ساکن دنیای آنلاین هستند، هر دو در حرکت‌های شبکه‌ای و گروهی مشارکت می‌کنند، از آن تاثیر می‌گیرند و بر آن تاثیر می‌گذارند و هر دو از حالت مصرف کننده محض اطلاعات خارج شده و «تولید کننده اطلاعات» هستند.

حقوق شهروندان اینترنتی

Cyberrightهمانگونه که «شهروندان» یک کشور دارای مجموعه‌ای از حقوق شهروندی هستند (مثلا حق تحصیل، حق خروج از کشور، حق خرید و فروش ملک، …)، شهروندان اینترنتی نیز دارای حقوقی هستند که باید به رسمیت شناخته شود. مهم‌ترین این حقوق «حق آزادی بیان» در اینترنت و «حق دسترسی آزاد به اطلاعات» است.

مفهوم و اهمیت «شهروند اینترنتی» در جوامعی که با محدودیت آزادی بیان مواجه هستند (مثل ایران یا چین) پررنگ‌تر است. چرا که در این جوامع هنوز حق و حقوق شهروندان در اینترنت به درستی تضمین نمی‌شود. حق دسترسی آزاد به اطلاعات با محدودیت و فی-ل.تر شدن، و حق آزادی بیان با روش‌های سرکوب یا تهدید از شهروندان اینترنتی گرفته می‌شود.

همانند همه حقوق شهروندی که در طول تاریخ توسط پایداری و مبارزه مردم به دست آمده و نهادینه شده است، حقوق شهروندان اینترنتی نیز فقط با همیاری، پشتکار و دانش همه‌گانی به دست خواهد آمد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

فیس‌بوک دوستان شما را پیدا می‌کند

در مورد «سیستم‌های پیشنهاددهنده» (Recommendation Systems) قبلا نوشته بودم. این سیستم‌ها بر اساس اطلاعات مفصلی که از نحوه فعالیت کاربران (سلیقه آن‌ها) گردآوری می‌کنند به کاربر پیشنهادهایی می‌دهند که به احتمال زیاد مورد توجه او قرار خواهد گرفت.

برای اطلاعات بیشتر نوشته‌های قبلی‌ام با عنوان «آشنایی با سیستم‌ها پیشنهاددهنده و جای‌گاه آن‌ها در وب‌ آینده» یا «فیلم بعدی که می‌بینید چیست؟»  را بخوانید.

facebooklogofresh این‌جا خواندم که «شبکه اجتماعی فیس‌بوک» (FaceBook) در یک حرکت انقلابی ولی بی‌سر و صدا چنین امکانی را فراهم آورده است. در واقع فیس‌بوک «سیستم پیشنهاد دهنده دوست» را راه‌اندازی کرده است و بر اساس تحلیل شبکه دوستان شما افرادی را که احتمال می‌دهد شما هم بشناسید به شما معرفی می‌کند.

 people-you-may-knowاگرچه فیس‌بوک اولین شبکه اجتماعی‌ای نیست که «سیستم پیشنهاد دهنده دوست»‌ ارائه می‌دهد (LinkedIn قبلا این‌کار را می‌کرد) اما چنین حرکتی از سوی روبه‌رشدترین شبکه اجتماعی موجود قابل توجه است و می‌تواند زمینه را برای انواع پیچیده‌تر «سیستم‌های پیشنهاد دهنده افراد» فراهم کند.

پتاسیل بزرگ

فکرش را بکنید «سیستم‌های پیشنهاد دهنده» در «شبکه‌های اجتماعی» چه پتانسیلی عظیمی دارند. ساده‌ترین‌اش همین است که الان می‌بینید، معرفی دوستان احتمالی شما. اما می‌تواند متنوع یا پیچیده‌تر هم باشد.

مثال ساده: فرض کنید قصد سفر به کشوری خاص را دارید و دوست دارید در کشور مقصد کسی را بیابید که شما را راهنمایی کند و در صورت امکان با شما همسفر باشد. یک «سیستم‌ پیشنهاد دهنده مناسب+شبکه‌ اجتماعی» می‌تواند بهترین همسفر یا راهنما را در کشور مقصد برای شما انتخاب کند. هر چه باشد خلق و خو و نوع دوستان شما توسط سیستم شناخته شده است و کافی است نمونه نزدیک آن را در کشور مقصد بیابد. احتمالا کسی که خودش علاقه‌مند به همسفر شدن با کسی مثل شما باشد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

اپل ناجوانمردانه قلب فایرفاکس را نشانه می‌گیرد

حتما خبر دارید که شرکت اپل هفته پیش برای اولین‌بار نسخه نهایی مرورگر سافاری را برای کابران ویندوز ارائه داد. ارائه این مرورگر حق انتخاب کاربران را افزایش می‌دهد و بازار رقابت را نیز داغ‌تر می‌کند و به خودی‌خودی خبر خوبی است. اما مشکل این‌جاست که اپل برای بازاریابی و گسترش محبوبیت محصول جدید خود از قدرت و نفوذ خود در بازار به شیوه‌ای بحث‌برانگیز استفاده می‌کند.

توجه: این نوشته در پی مقایسه فنی امکانات مرورگر سافاری با سایر مرورگرها نیست.

روش بحث‌برانگیز ارائه سافاری

اپل دارای بزرگترین فروشگاه‌‌ فروش موسیقی آن‌لاین در جهان است (70 درصد فروش جهانی موسیقی از طریق اینترنت ، 6 میلیون آهنگ، 4 میلیارد فروش). همین‌طور دستگاه‌های پخش موسیقی آی‌پاد اپل محبوبیت‌ترین در بازار هستند (110 میلیون آی‌پاد تاکنون فروخته شده). فروشگاه‌ موسیقی اپل و دستگاه‌های آی‌پاد این شرکت هر دو از طریق نرم‌افزاری به نام iTunes مدیریت می‌شوند. پس می‌توان گفت دست کم کابرانی که از آی‌پاد استفاده می‌کنند روی کامپیوتر شخصی خود نرم‌افزار iTunes را هم دارند.

همه کاربرانی که iTunes دارند به صورت خودکار سافاری (Safari) را نیز دریافت می‌کنند: به عنوان «هدیه‌ای از طرف اپل». توجه کنید این نرم‌افزار مخصوص به روزرسانی نرم‌افزارهای نصب شده کاربر (Apple Software Update) است و استفاده از آن برای نصب نرم‌افزار جدید، نوعی سو‌ءاستفاده و فرصت‌طلبی به نظر می‌رسد. کاری که متاسفانه اپل انجام می‌دهد.

Safari-iTunes-update

عکس از CNet

سافاری بر ضد فایرفاکس و اپرا

safari-logoابا توجه به تعداد قابل توجه کاربرانی که از iTunes استفاده می‌کنند این خطر وجود دارد که اقدام شرکت اپل به ضرر مرورگرهای فایرفاکس یا اپرا (و حتی اینترنت اکسپلورر) تمام شود. این اقدام اپل بی‌شباهت به اقدام مایکروسافت نیست که اینترنت‌اکسپلورر خود را به صورت نرم‌افزار همراه با سیستم‌عامل ویندوز ارائه داد (می‌دهد)، اقدامی که در نهایت منجر به تضعیف و نابودی عملی مرورگر نت‌اسکیپ شد.

آقای جان لیلی مدیر عامل شرکت موزیلا (تولید کننده فایرفاکس) نسبت به نادرست بودن روش نصب سافاری چنین هشدار می‌دهد و چنین عملی را مشابه توزیع نرم‌افزارهای هرز می‌داند:

کاری که اپل انجام می‌دهد درست نیست. این کار اعتمادی را که معمولا مشتریان به شرکت‌های بزرگ دارند زیر سوال می‌برد، و این خوب نیست. نه فقط برای اپل، بلکه برای امنیت کل وب.

اپل نصب نرم‌افزاری که کاربران درخواست نکرده‌اند (یا شاید اصلا نخواسته باشند) را به صورت «پیش‌فرض» قرار می‌دهد. این کار نادرست است و روی لبه مرز نرم‌افزارهای هرز (MalWare) راه رفتن است.

حرکتی هوشمندانه یا یک اشتباه بزرگ؟

از نظرگاه محدود و کوتاه مدت که نگاه کنیم حرکت اپل اقدامی هوشمندانه به نظر می‌رسد. چرا که حتی اگر موزیلا یا اپرا نسبت به این اقدام اپل رسما اعتراض کنند و کار به دادگاه بکشد و بر فرض دادگاه بر ضد اپل رای دهد، باز هم اپل برنده است. چون در طول چند ماه آینده،‌ تعداد زیادی از کاربران از طریق iTunes‌ سافاری را دریافت خواهند کرد. به این ترتیب دست‌کم در کوتاه مدت اپل برنده به نظر می‌رسد: میلیون‌ها کاربر از طریق iTunes‌ دارای Safari خواهند شد و حضور مقتدرانه سافاری را تضمین خواهند کرد.

Usage_WebBrowsers_Chart

سهم مرورگرهای مختلف در وب زمستان 2008 (منبع ویکی‌پدیا با تغییرات)

اما مواردی چون

  • خرج کردن از اعتمادی که شرکت طی سال‌ها به دست آورده است و به خطر انداختن اعتبار شرکت نزد مشتریان
  • به خطر انداختن بازار رقابت وب و نرم‌افزار و تشویق شرکت‌های رقیب به ارائه روش‌های مشابه
  • خطر اقدامات تنبیهی سنگین از سوی سیستم قضایی و رقبا را به جان خریدن

شاید در دراز مدت اقدام شرکت اپل را تصمیمی نادرست و اشتباه نشان دهد.

آینده نشان خواهد داد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

بازگشت دوباره : ریدبرنر خاموش نشده!

readburner-welcomeآخرین باری که توی سایت ReadBurner رفتم وقتی بود که الکساندر خبر تعطیل شدنش را نوشته بود و بعد هم دیگر چندان سراغش نرفتم جز این‌که با اندوه دراین‌باره نوشتم. الان که همین‌طور تصادفی سر زدم کلی ذوق زده شدم وقتی دیدم ریدبرنر دوباره زنده شده! و انگار یک تیم با امکانات مناسب دارند رویش کار می‌کنند در واقع با الکساندر احتمالا شریک شده‌اند.

فعلا صفحه موقت فارسی نسخه‌ آزمایشی‌اش را ببینید. وب‌لاگ‌اش هم راه‌اندازی شده. منتظر باشیم‌. 🙂


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

دانشگاه برنامه‌نویسی گوگل

قبلا در مورد «موتور جستجوی متن گوگل» (Google Code Search) نوشته بودم. امروز متوجه شدم گوگل یک وب‌گاه جدید به نام «دانشگاه متن گوگل» (Google Code University) راه‌اندازی کرده و در آن دوره‌های آموزشی مختلف کامپیوتر و برنامه‌نویسی را به صورت رایگان ارائه می‌دهد.

Google Code University - Google Code

متاسفانه احتمالا GCU برای کاربران ایران محدود است ولی راه‌اندازی اولین دانشگاه گوگل جالب توجه است. احتمالا در آینده شاهد گسترش کمی و کیفی چنین حرکاتی خواهیم بود.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

در اینترنت چه خبر است

تک کرانچ از وضعیت اینترنت آمارهای جالبی را به صورت نمودار ارائه کرده که این‌جا می‌آورم و ذیل بعضی از آن‌ها هم توضیحات خودم را اضافه کرده‌ام. متن اصلی را این‌جا بخوانید.

نکته: چند نمودار و اطلاعات جالب بیشتر را هم در وب‌لاگ کمانگیر ببینید که به نام «در اینترنت چه خبر است» چند روز پیش منتشر کرده.

در سال 1996 دو سوم کل کاربران اینترنت از آمریکا بودند در حالی‌که در پاییز 2007 این وضعیت کاملا برعکس شد (یک سوم از آمریکا ، دو سوم باقی جهان). هنوز تعداد کاربران آمریکا از همه بیشتر است اما چین به سرعت در حال رسیدن است.

تعداد کاربران اینترنت در کشورهای مختلف (بر حسب میلیون نفر):

comscore-dw-country

چینی‌ها، روس‌ها،‌کره‌ای‌ها و ژاپنی‌ها موتورهای جستجوی جستجوی محلی خودشان را به گوگل و یاهو و مایکروسافت ترجیح می‌دهند:

(برای بزرگ‌تر دیدن روی تصویر کلیک کنید)

comscore-global-leaders

اما شاید جالب‌ترین نمودار این یکی باشد که وضعیت محبوبیت سرویس‌ها یا موضوعات مختلف را در اینترنت در یک‌سال گذشته نشان می‌دهد. محور عمودی نشان دهنده ضریب نفوذ (چند درصد کاربران اینترنت از یک سرویس یا موضوع خاص استفاده می‌کنند) و محور افقی نشان دهنده درصد رشد (منفی نشان دهنده کاهش است) کاربران یک سرویس یا موضوع خاص است.

نمودار نشان می‌دهد سرویس‌هایی مانند «پرتال‌ها»،‌ «موتورهای جستجو»، «سرگرمی» و «ای‌میل» بیشترین تعداد کاربران را در اینترنت دارند، اما سرویس‌هایی نظیر «شبکه‌های اجتماعی» همانطور که انتظارش را هم داشتیم به سرعت در حال محبوب شدن هستند (57٪ افزایش تعداد کاربران ظرف یک‌سال) اگر چه هنوز ضریب نفوذ کاربری آن‌ها بیشتر از 40٪ نیست. سرویس‌هایی مانند «مدیریت عکس آنلاین»، «مراجع» (مانند ویکی‌پدیا) و «بازی‌های آن‌لاین» نیز به سرعت در حال گسترش هستند:

(برای بزرگ‌تر دیدن روی تصویر کلیک کنید)

comscore-quadrant

رشد شبکه‌های اجتماعی فوق‌العاده سرعت گرفته است. خط قرمز FaceBook است، سرعت رشدش خیره کننده است و احتمالا به زودی از لحاظ تعداد کاربران ا MySpace پیشی می‌گیرد:

(برای بزرگ‌تر دیدن روی تصویر کلیک کنید)

comscore-dw-social-networks

گوگل با 62٪ کل سهم جهان سلطان بی‌رقیب عرصه جستجو است:

(برای بزرگ‌تر دیدن روی تصویر کلیک کنید)

comscore-search-share

گوگل توی کشورهای جهان بیشتر از خود آمریکا طرف‌دار دارد (به خصوص اروپا و آمریکای لاتین):

comscore-search-countries

آمار بازدهی آگهی‌های آنلاین که در کنار نتایج جستجو نمایش داده می‌شوند نیز جالب است. گوگل در مقابل حدود نیمی از نتایج جستجوی خود آگهی نشان می‌دهد اما یاهو و مایکروسافت مخاطبین خود را با تبلیغات بیشتری بمباران می‌‌کنند (در 73 تا 75 درصد نتایج جستجو آگهی پخش می‌شود). پس از نرمال کردن تعداد کلیک‌های درآمدزا (Paid Clicks) به نسبت تعداد آگهی‌های نمایش داده شده ASK.com و AOL و Google که هر سه از سرویس گوگل استفاده می‌کنند بازدهی بیشتری نسبت به یاهو و مایکروسافت دارند.

comscore-paid-clicks

و اما از بازار آگهی‌هایی که مستقیم نمایش داده می‌شود یعنی آگهی‌هایی که در صفحات مختلف سایت‌ها نمایش داده می‌شود (نه لزوما در نتایج جستجو) MySpace و یاهو بیشترین سهم را دارند. جالب است که گوگل هیچ سهمی در این‌نوع آگهی‌ها ندارد که البته به فلسفه گوگل بازمی‌گردد که اعتقادی به این نوع آگهی‌ها ندارد.

(برای بزرگ‌تر دیدن روی تصویر کلیک کنید)

comscore-search-share

یاهو و مایکروسافت

در صورتی که مایکروسافت و یاهو با هم ادغام شوند 10 درصد کل صفحات بازدید شده در وب، 32 درصد کل جستجوهای انجام شده و 24 درصد کل آگهی‌های نمایش داده شده را دارا خواهند شد. وضعیت از لحاظ خطر انحصار به خصوص در عرصه ای‌میل بحرانی می‌شود:

comscore-webmail

شرکت ادغام شده مایکروسافت-یاهو حدود 520 میلیون کاربر ای‌میل خواهد داشت در برابر گوگل با حدود 90 میلیون کاربر. چنین تمرکز و انحصار روزافزونی اگر چه شاید خبر خوبی برای مایکروسافت باشد، اما مسلما خبر خوبی برای «مردم» نخواهد بود.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

پیشنهاد: لطفا برای هر لینک در لینکدونی خوش‌مزه‌ها یک خط توضیح بنویسید

به خودم جسارت می‌دهم و یک پیشنهاد می‌دهم که به نظرم اهمیت زیادی دارد.

یکی از جالب‌ترین قسمت‌هایی که در هر وب‌لاگ (یا خوراک) می‌خوانم لینکدونی خوش‌مزه‌های وب‌لاگ است. به خصوص مجموعه لینک‌های خوشمزه روزانه که به صورت خلاصه در خوراک وب‌لاگ ظاهر می‌شود. از نظر روان‌شناختی چون «خوشمزه» کردن یک لینک کمی بیشتر از «به اشتراک گذاشتن آن در گوگل‌ریدر» زحمت می‌طلبد معمولا کیفیت مطالب «خوشمزه» بیشتر از مطالب به اشتراک گذاشته شده در گوگل‌ریدر است.

اما مشکل این‌جاست که بیشتر دوستان وقتی لینکی را خوشمزه می‌کنند (به del.ico.us ارسال می‌کنند) هیچ‌گونه توضیح یا کامنتی پای آن قرار نمی‌دهند و این کار انتخاب و مطالعه لینک‌های ارسالی را برای من خواننده مشکل می‌کند. مثلا من از میان لینک‌های زیر نمی‌توانم درست انتخاب کنم و این خطر وجود دارد که یک‌سره از خواندن آن‌ها منصرف شوم (بر خلاف میل‌ام):

linkdooni-without-comment

اگر هر کدام از لینک‌ها (به خصوص آن‌هایی که عنوان‌شان زیاد واضح نیست) دارای یک خط کوتاه توضیح باشند، آن‌ وقت من خواننده علاقه‌مند به وب‌لاگ خانم یا آقای «الف» یا «ب» می‌توانم «گزینشی‌تر» مطالبی را که به نظر ایشان جالب رسیده دنبال کنم. این کار یک حسن دیگر هم دارد. موضع نویسنده وب‌لاگ هم تا حدودی در مورد محتوای لینک‌ها نشان داده می‌شود. فراموش نکنیم من در درجه اول به «وب‌لاگ نویس» خاص علاقه‌مند هستم و دوست دارم بدانم نظر او در مورد مطالب مختلف چیست.

خودم هم جدیدا این روش را در پیش گرفته‌ام و سعی می‌کنم تا حد امکان لینکدونی خوشمزه‌هایم را همراه با یک خط توضیح ارسال کنم. مثلا نمونه

linkdooni-with-comment

امیدوارم پیشنهاد من حمل بر جسارت نشود. فقط حیفم می‌آید به خاطر این‌که لینکدونی دوستان توضیح همراهش نیست از خواندن آن منصرف شوم.

پی‌نوشت:‌ این قسمت را در پاسخ سوال دوست خویم رضا اضافه می‌کنم. چگونه در سایدبار‌ وردپرس لینک‌های خوشمزه را اضافه کنیم:

اول:

add-delicious-to-sidebar-in-wordpress-step1

و بعد:
add-delicious-to-sidebar-in-wordpress-step2


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

آزادی و مسئولیت در رسانه‌های اجتماعی

کمانگیر می‌نویسد:

گاهی بنظرم می رسه باید روزی چندبار به خودم و به دوستان دیگری یادآوری کنم که این یک وبلاگ ه. “وب لاگ” یعنی حدیث وب گردی. به این معنی، نویسنده این سطور نه ادعای دانش سیاسی/اجتماعی/اقتصادی/فرهنگی/.. داره نه اصولا می تونه داشته باشه. از این وبلاگ هم قرار نیست برای من نونی دربیاد. دانشجوی برق هستم. یک سال و خرده ای دیگه که درستم تموم شه، اگر همه چیز خوب پیش بره، سراغ ادامه تحصیل در مقطع بالاتری خواهم رفت. اینجا پس حرف می زنیم، خودمونی.

در باب خیلی موضوع ها، مثلا اینکه من چرا فکر می کنم کشتن سمورهای آبی ِ جنگل های استوایی لزوما به معنی نفرت از سایه بزرگ مریخ روی عطارد نیست، می تونیم حرف بزنیم. ادعا نمی کنم آدم با سواد/خوش ذهن/باحال/… ی هستم. حرف می زنیم. هرکی دیگری رو قانع کرد اون یکی باید یکبار بستنی مهمونش کنه، اگر موانع جغرافیایی بگذاره.

این موضوع مرا به یاد بحث قدیمی «تعهد نویسنده یا هنرمند» می‌اندازد: آیا نویسنده‌ها باید در قبال چیزهایی که می‌نویسند مسئول باشند؟ مثلا اگر من ِ نوعی توی وب‌لاگم که یک «رسانه‌ شخصی» و در عین حال یک «رسانه اجتماعی» (Social Media یا Social Medium) است و به هر حال مخاطبین یا خواننده‌گانی دارد چیزی می‌نویسم، آیا باید یک سری «دغدغه‌های محدودکننده‌ای» داشته باشم یا این‌که همینطور قلم (و ذهن) را رها کنم که هر کجا عشق‌اش کشید برود و هر چه دلش خواست بنویسد؟ آیا داشتن مخاطب و نوشتن در یک رسانه اجتماعی مرا محدود به چارچوب اخلاقی-منطقی خاصی نمی‌کند؟

oog

البته این به نوعی یک تصمیم و انتخاب شخصی است و رسانه وب‌لاگ هم بنا بر تصمیم نویسنده آن می‌تواند از یک فضای کاملا خصوصی تا کاملا عمومی متغیر باشد. اما در عین حال شخصا فکر می‌کنم با زیاد شدن تعداد مخاطبین وب‌لاگ به عنوان یک «رسانه اجتماعی»، به نوعی «محدودیت تصمیم‌گیری» و «مسئولیت‌» نویسنده آن هم بیشتر می‌شود. یعنی هر چه مخاطبین من بیشتر باشد، مسئولیت من در نوشتن بیشتر می‌شود.

اگر وب‌لاگ من 5 خواننده داشته باشد ممکن است من زیاد دغدغه «خوب» نوشتن یا «درست» نوشتن یا کلی بگوییم «مطابق یک چارچوب فکری-اخلاقی-منطقی معین» نوشتن را نداشته باشم، اما اگر وب‌لاگم 5 هزار خواننده داشته باشد چطور؟ اگر 5 میلیون خواننده داشته باشد چه؟ آیا رابطه‌ای میان افزایش تعداد مخاطبین من و میزان وسواس یا مسئولیتی که در قبال نوشتن‌ام دارم وجود ندارد؟

مسلما هیچ‌کس نمی‌تواند برای وب‌لاگ‌نویس‌ها تعیین تکلیف کند که چه بنویسند و چه ننویسند. اما به نظرم می‌رسد وب‌لاگ‌نویسی که مخاطبین زیادی دارد و با نوشته‌هایش روی آدم‌های بسیاری «ممکن است» تاثیر بگذارد تا حدی نسبت به «کیفیت» آن‌چه می‌نویسد و تاثیری که روی مخاطبین‌اش می‌گذارد مسئول است.

«رسانه‌های اجتماعی» نوید آزادی‌های بیشتر را می‌دهند. «آزادی بیان» بیشتر که با خود «مسئولیت‌» بیشتر را هم به همراه می‌آورد. موافق نیستید افراد آزادتر بیشتر مسئول‌اند، مسئول حمایت از آزادی خود و دیگران؟

Student with Answer or Question

آزادی مسئولیت می‌آورد. من در برابر آزادی‌ خودم و سایر افراد جامعه مسئول هستم و این مسئولیت در جامعه آزادتر اطلاعاتی بیشتر است.

پی‌نوشت:‌ نوشته کمانگیر فقط یک تلنگر فکری به من زد که در این‌باره بنویسم و نباید از این نوشته برداشت انتقادی از یک وب‌لاگ‌نویس خاص شود. خود کمانگیر علی‌رغم بی‌ادعایش از خط مشی نسبتا مشخصی پی‌روی می‌کند.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

زنان ایرانی در «روز جهانی زن» گل دریافت نکردند

روز هشتم مارس (18 اسفند) «روز جهانی زن» (IWD) است. علاوه بر محبوبیت مردمی این روز در سراسر جهان درباره اهمیت رسمی آن همین را بگویم که سازمان ملل از سال 1975 آن را به رسمیت شناخته و در برخی از کشورهای جهان تعطیل رسمی است.iwd_3

ایده روز جهانی زن در اواخر قرن نوزدهم و به دنبال صنعتی شدن جوامع و ظهور ناگهانی زنان در عرصه کار صنعتی مطرح شد. شرایط کار کارگران زن در کارخانه‌های نساجی و پوشاک هولناک بود که به تظاهرات زنان در 8 مارس 1857 در نیویورک انجامید. این زنان اولین اتحادیه صنفی زنان را در ماه مارس 1859 تشکیل دادند و اعتراض‌های مشابهی در همین تاریخ برای بهبود وضعیت زنان شاغل در سال‌های بعد انجام شد…

در 8 مارس 1911 اولین مراسم «روز جهانی زن» در کپنهاک دانمارک توسط «کلارا زتکین» رهبر دفتر زنان حزب سوسیال دموکرات آلمان برگزار شد. وب‌گاه «روز جهانی زن» می‌نویسد: «در سال 1908 بیش از 15000 زن در نیویورک راه‌پیمایی کردند و خواستار کمتر شدن ساعت‌های کاری، حق رای و افزایش دستمزد‌ها شدند.»

در بسیاری از کشورها از جمله روسیه و ایتالیا روز جهانی زن وارد رسم و عادت فرهنگی مردم شده و رسم است که مردان در این روز به زنانی که دوست می‌دارند گل می‌دهند.

8c6524888baf31e048bce044fc759bbdBeijing-PosterL

در خانه جشنی نیست…

تکرار مکررات می‌شود ولی کافی است کلید واژه «روز جهانی زن» را در گوگل-‌بلاگ جستجو کنید تا متوجه شوید به لطف «چماق» و «دست‌بند» و «وثیقه» این روزها خبری از «شادی» و «جشن» در میان جامعه زنان ایرانی نیست. زنان ایرانی در روز جهانی زن «گل» دریافت نکردند.

در همین زمینه بد نیست نگاهی به گزارش «فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی» به مناسبت روز جهانی زن بیاندازید.

250px-8march_landysh

به امید روزی که زنان ایرانی دست کم بتوانند با خیال آسوده «اعتراض» کنند.

پی‌نوشت: نوشته جادی را تحت عنوان «امروز هشتم مارس من نیست» که با کیبورد آزادش تایپ کرده بخوانید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

با وب‌لاگ‌هایی که در مورد شما می‌نویسند خوراک بپزید

به فکرم رسید که توی گوگل‌ریدر و در قسمت خوراک‌هایی که «هر روز باید بخوانم» خوراکی درست کنم که همه وب‌لاگ‌هایی که در مورد «بامدادی» می‌نویسند را شامل شود. به این ترتیب به سرعت می‌توانم بفهم دوستان در مورد من چه می‌نویسند و اگر چه توی پانل وردپرس هم آماری داده می‌شود ولی اولا به صورت خوراک نیست و ثانیا محدودیت‌های خودش را دارد (مثلا نمی‌توانم از همانجا مطلب را بخوانم یا به اشتراک بگذارم).

اولین و آخرین جاهایی که سراغ‌ گرفتم Google Blog Search و Technorati بودند. دروغ چرا، تکنوراتی به نظرم قوی‌تر رسید و چند جا هم خواندم که سرعت به‌روز‌رسانی‌اش از گوگل بیشتر است (که کمی باور کردنش برایم سخت بود). فعلا تکنوراتی را انتخاب کرده‌ام اما اگر مایل هستید محصول‌ نهایی به آن وابسته نشود، خوراک تولیدی را در فیدبرنر بسوزانید (بپزید).

ساده‌ترین راه‌حل

روش آسان و ساده این است که از فید زیر استفاده کنید. فقط به جای bamdadi.com نشانی وب‌لاگ خودتان را قرار دهید:

technorati-search

بدی این روش این است که انعطاف‌پذیری چندانی ندارید و تعداد خوراک‌ها هم محدود به 20 است. اما برای این‌که خوراکش را در سایدبار وب‌لاگتان قرار بدهید کفایت می‌کند.

یاهو پایپ

بعد تصمیم گرفتم یک یاهو پایپ درست کنم که کاربران با کلون کردن آن بتوانند به صورت خودکار خوراک لینک‌های ورودی به وب‌گاه‌شان را درست کنند. این‌کار چندان سخت نبود چون نمونه توی اینترنت زیاد است. اگر علاقه به لوله‌کشی دارید این خوراک را کلون کنید و وب‌لاگ خودتان را در آن معرفی کنید:

incominglinks-yahoo-pipe

استفاده از Technorati Develpers API:

اما اگر می‌خواهید بهتر عمل کنید و همه چیز دست خودتان باشد پیشنهاد می‌کنم اول یک حساب Technorati برای خودتان باز کنید (اگر تا به حال ندارید) و بعد از Technorati Developers کلید یا Technorati API Key دریافت کنید که چیزی مثل 4542c2fw2bac42450760b804e2232668 است. بعد می‌توانید با کمک دستورالعمل ساده زیر برای خود یک دستور جستجو یا Query که مخصوص جستجوهای این‌چنینی در تکنوراتی است درست کنید (اگر عکس خوانا نیست رویش کلیک کنید، یا با مراجعه به صفحه توضیحات تکنوراتی خیال خود و من را راحت کنید).

technorati-reverse-blogs

نتیجه‌ هم چیزی شبیه به این می‌شود:

weblog-reaction-to-bamdadi

اگر خواستید فیدبک بدهید توی وب‌لاگ خودتان بدهید

از این به بعد می‌توانید به صورت مستقیم مطالبی که در مورد شما نوشته می‌شود را بخوانید. اگر باب میل افتاد می‌توانید توی وب‌لاگ خودتان بنویسید تا من سیستم جدیدم را حسابی آزمایش کنم. دوست دارم ببینم سرعت به روزرسانی «تکنوراتی» چقدر است.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

امکان دیدن تعداد مشترکین خوراک‌ها در گوگل‌ریدر

قابل توجه خوراک‌خوان‌های مشتاق و کنجکاو (منظورم همان فضول) مثل خودم. حالا امکانش را دارید که تعداد مشترکین خوراک‌ها در گوگل‌ریدر را ببینید.

google-reader-sub-count

google-reader-sub-count-2

البته این آمار معنای خاص خودش را دارد و فقط شامل مشترکینی است که از امکان Google Feedfetcher استفاده می‌کنند مانند اورکات، گوگل‌ریدر، صفحه شخصی گوگل و …


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

مواظب آینده مجازی خودتان باشید

آیا تا به حال به این موضوع توجه کرده‌اید که هر مطلبی توی فضای عمومی اینترنت می‌نویسید در بانک‌های اطلاعاتی موتورهای جستجو برای مدت طولانی (و شاید برای همیشه) ثبت می‌شود و ممکن است روزی از این‌که چنان چیزی نوشته‌اید و همه می‌توانند آن را ببینند خرسند نباشید؟دقت کنید، من از خطر دزدیده شدن اطلاعات شخصی مثل حساب بانکی یا نشانی منزل حرف نمی‌زنم. موضوع نشر افکار و عقاید شماست. توجه داشته باشید نوشته‌های امروز «آینده مجازی» شما را شکل می‌دهند. آینده‌ای که قابل تغییر دادن یا پاک شدن نیست، چون برای همیشه در حافظه اینترنت ضبط می‌شود.

امروز:

FINGERPRINTجوانی 20 ساله هستید و دنیای‌تان پر از ایده‌ها و آرزوها و هیجانات رنگارنگ است و احتمالا کله‌تان هم کمی بوی قورمه سبزی می‌دهد. دانشجویید و زیاد هم در قید و بند کار و شغل و همسر و فرزند و درآمد و مسئولیت نیستید. برای خودتان وب‌لاگی (وب‌لاگ‌هایی) دارید و در آن هر چه دل تنگتان می‌خواهد می‌گویید. توی تویتتر آمار روزانه‌تان را می‌دهید، توی یوتیوب پای فیلم‌ها کامنت می‌گذارید یا نظرات نغزی در وب‌لاگ‌های دوستان به یادگار می‌‌گذارید.

بدون که زیاد آگاه باشید «اثر انگشت» شما توی اینترنت پخش می‌شود و یادتان نیست یا اهمیتی نمی‌دهید «دست‌‌کش دستتان کنید» و همه جا را پر می‌کنید از اثر انگشت‌های خود. غافل از این‌که ممکن است روزی همین اثر انگشت‌ها کار دستتان بدهد…

10 سال بعد:

اکنون شما 30 ساله هستید. فردی که کم کم در اجتماع جا می‌افتد و از لحاظ اقتصادی هم مستقل است. احتمالا خانواده‌ای تشکیل داده‌اید و همسری و فرزندی. تعهدات شما نسبت به خود و اطرافیانتان چندین برابر شده است. رویاهای دوران نوجوانی اگر چه هنوز توی ذهن‌تان هست، اما مشغله‌های مهم‌تری جای آن همه رنگ و لعاب را گرفته. جدی هستید و می‌خواهید شغل بهتری داشته باشید. سوابق شغلی و تحصیلی‌تان را که فهرست درخشانی از تلاش‌ها و موفقیت‌هاست گردآوری کرده‌اید و برای استخدام در یک شرکت بزرگ و خوب و یک شغل عالی درخواست می‌کنید…

اما سال‌ها توی اینترنت چرخیدن و مطلب نوشتن، از لحظات تلخ و شیرین زندگی‌تان نوشتن، از خاطره‌ها، ایده‌ها، رویاها و افکارتان نوشتن «پرونده قطوری» از شما ساخته است که «همه» می‌توانند آن را بخوانند. «همه» از جمله مدیری شرکتی که قرار است استخدام شما را ارزیابی کند.

google
اینترنت شما را شفاف می‌کند و در معرض دید همه قرار می‌دهد.

آقای مدیر رزومه شما را می‌خواند و قبل از این‌که تحت‌تاثیر فهرست بلند بالای موفقیت‌های شما قرار بگیرد توی «گوگل مفهومی» (Google Semantic Search) که در سال 2012 راه‌اندازی شده است نام شما را تایپ می‌کند: ووووه!!!2008-02-26T085051Z_01_NOOTR_RTRIDSP_2_TECH-GOOGLE-CABLE-DC

فهرست بلند و بالایی از شیرین‌زبانی‌های شما در سال‌های اخیر رو می‌شود. 15 سال پیش جایی نوشته‌اید «همه شرکت‌های بزرگ استثمارگر هستند» و توی یک وب‌لاگ کامنتی گذاشته‌اید «که مدیران شرکت‌های بزرگ موجوداتی سودجو و خطرناک‌اند». در جای دیگر خیلی صادقانه و صمیمانه گفته‌اید «از این‌که ساعت‌های کاری‌تان معین و از پیش تعیین شده باشد متنفرید» و بدتر از همه این‌که کلی هم توی سایت‌های عکس و بازی و سیاست و غیره «اثر انگشت‌» از خودتان به جا گذاشته‌اید.

لحظاتی بعد رزومه شما در سطل آشغال آقای مدیر جا خوش کرده است و شما یک موقعیت خوب شغلی را برای همیشه از دست داده‌اید.

شما را جستجو خواهند کرد، و شما پیدا خواهید شد

مهم نیست کجای جهان باشید. روزی خواهد رسید که هر کجا آفتابی شوید، ابتدا شما را توی اینترنت جستجو می‌کنند. اگر دنبال شغل جدیدی باشید، شک نکنید ابتدا پرونده اینترنتی شما خوب بررسی می‌شود و اگر جایی در روزگار جوانی از سر خشم گفته باشید «زمین صاف است» تا پایان عمر همه شما را به عنوان فردی خواهند شناخت که روزی گفته است «زمین صاف است».

بعید نمی‌دانم روزی برسد (شاید الان هم حتی برخی این‌گونه باشند) که حتی پسرها و دخترها قبل از این‌که با هم دوست شوند، اول زیر و بالای یکدیگر را از توی اینترنت در بیاورند. هر چه باشد شاید مایل باشند بدانند «عشق آینده‌شان» چه‌کار بوده است؟

فراموش نکنید «شما را جستجو خواهند کرد» و شما هم چه بخواهید و چه نخواهید «پیدا خواهید شد».

برای همیشه ثبت می‌شویدprivacy-policy1، شفاف شفاف

متاسفانه دیگر هیچ‌کاری نمی‌توانید انجام دهید. صدها و هزارها لینک و نوشته و مطلب و ارجاع و کامنت و عکس و فیلم از شما توی اینترنت به یادگار مانده که دستتان را برای همیشه برای همه رو می‌کند. شما تا پایان عمر نمی‌توانید مانع از این شوید که «هست و نیست» فکری‌تان توی اینترنت قابل جستحو نباشد.

از الان مواظب باشید!!! هر چیزی که توی اینترنت تحت نام واقعی خودتان می‌نویسید ممکن است روزی، ده‌سال دیگر، بیست‌سال دیگر، کسی چه می‌داند، 50 سال دیگر بر ضد شما به کار گرفته شود. با آگاهی به این واقعیت بنویسید.

تاریخ‌چه حضور شما در اینترنت به نوعی شخصیت شما را در مقابل اطرافیان «شفاف» می‌کند. حریم شخصی شما به همان نازکی می‌شود که در اینترنت در موردش نوشته‌اید. و فراموش نکنید راه بازگشتی وجود ندارد، اگر امروز اطلاعات خصوصی و مهمی از خودتان فاش کنید، این خطر وجود دارد که تا پایان عمر، حتی روزگاری که از افشای این اطلاعات پشیمان شده‌اید، در معرض دید عموم باقی بمانند.

مواظب آینده خودتان باشید

مواظب آینده خودتان باشید. فراموش نکنید شما همیشه آدم امروز نیستید. افکار یا ارزش‌های شما ممکن سال‌ها بعد عوض شوند، تعهدات و وابستگی‌های شما نیز همین‌طور. اما نوشته‌هایی که توی اینترنت باقی می‌گذارید تغییر نخواهند کرد. هر کلمه‌ای که امروز توی اینترنت می‌نویسید در پرونده شما برای همیشه ثبت می‌شود. «با آگاهی به این موضوع بنویسید».

newman_internet

اگر بخواهیم اینترنت را مجسم کنیم احتمالا چیزی شبیه به تصویر فوق می‌شود. جایی در این شبکه مجازی بزرگ، شخصیت دیجیتال شما و آینده مجازی‌تان رقم می‌خورد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

ریدبرنر خاموش شد

ریدبرنر برای همیشه خاموش شد،‌ دست کم ریدبرنری که می‌شناختیم و به فارسی‌زبان‌ها هم التفات ویژه‌ای داشت. به خصوص از خوراک‌های فارسی‌اش که خلاصه‌ای از وضعیت لینک‌های بیشتر به اشتراک گذاشته شده وب‌لاگستان فارسی را به ما می‌داد دیگر خبری نخواهد بود و من تا وقتی جایگزین مناسبی برایش پیدا نشود جای خالی‌اش را در مرورهای روزمره‌ام حس خواهم کرد.

الکساندر بنیان‌گذار ریدبرنر پیشنهاد کرده به جای آن از وب‌گاه RSSmeme.com استفاده کنیم، ولی متاسفانه فعلا امکان فارسی ندارد. همچنین نشانی دومین را هم برای فروش گذاشته. یه آدم خیرخواه پول‌دار پیدا نمی‌شود این وب‌گاه را بخرد و مخصوص فارسی‌زبان‌ها کامل‌اش کند؟ شاید غیر از اجر معنوی فراوان پاداش دنیوی هم نصیبش شود. کسی چه می‌داند آینده چه رقم می‌زند؟

ReadBurner_1204743636953

خاموشی ریدبرنر…

ReadBurner is no longer availiable « ReadBurner_1204744862687


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

خبرگزاری مردم جهان

با اصطلاح «رسانه‌های ارتباط جمعی» (Mass Media) یا «رسانه‌های گروهی» که حتما آشنا هستید. رسانه‌های گروهی در واقع همان رسانه‌های سنتی مانند روزنامه، رادیو، تلویزیون و وب‌گاه‌های خبری هستند که از طریق شبکه خبرگزاری‌های جهان تغذیه می‌شوند و سلطان بی‌رقیب عرصه اطلاع‌رسانی و سرگرمی در سال‌های قرن بیستم بودند (و تا حد زیادی هنوز هم هستند).به تدریج و با ظهور اینترنت و تعمیق فن‌آوری و گسترش ضریب نفوذ کاربرد آن شاهد ظهور گونه جدیدی از رسانه‌ها هستیم که از آن به عنوان رسانه‌های نوین (New Media) یا «رسانه‌های اجتماعی» (Social Media) یاد می‌کنند.

هزار چهره و یک باطن:

مفهوم «رسانه‌ اجتماعی» لزوما محدود به عرصه خبر نمی‌شود و به طور کلی شامل هرگونه استفاده از فن‌آوری‌های شبکه‌ است که با استفاده از «ارتباطات اجتماعی» به «تولید متن، تصویر، فیلم، … » بپردازد.

ْSocialMedia

همچنین شبکه‌های اجتماعی (Social Networking) مانند FaceBook یا Orkut فقط یکی از انواع رسانه‌های اجتماعی هستند. رسانه‌های اجتماعی می‌توانند به صورت وب‌لاگ‌ها، ویکی‌ها، وب‌گاه‌های اشتراک تصویر و فیلم مانند flickr یا YouTube، اشتراک وضعیت لحظه‌ای کاربران مانند twitter، اشتراک خبر مانند بالاترین، اشتراک وقایع و قرارها مانند Upcoming، اشتراک بوک‌مارک‌ها مانند del.ico.us و ده‌ها صورت دیگر جلوه‌گر شوند.

social_media

صورت‌های مختلف رسانه‌های اجتماعی (Social Media)

با وجود اختلاف ظاهری میان انواع مختلف «رسانه‌های اجتماعی، آن‌ها در یک خصوصیت مهم مشترک هستند و آن «به اشتراک گذاشته شدن اطلاعات» و «تولید اطلاعات به صورت گروهی» است.

خصوصیات (برتری‌های) رسانه‌های اجتماعی:

  • قابلیت به‌روز رسانی سریع: یک روزنامه چاپ شده نمی‌تواند محتوای خود را عوض کند یا اخبار جدید را به سرعت منتشر کند. در صورتی‌که یک وب‌لاگ (یکی از سمبل‌های رسانه‌های اجتماعی)‌ می‌تواند به سرعت به روزرسانی شود.
  • قابلیت کامنت‌گذاری و ارتباط متقابل: خواننده‌گان روزنامه یا شنونده‌گان رادیو نمی‌توانند نظرات خود را ذیل مطالب مختلف بیان کنند (دست‌کم در اغلب موارد)، حال‌ آن‌که این امکان در وب‌لاگ‌ها وجود دارد. (قابل بحث…)
  • سنجش محبوبیت مطالب: برخلاف رسانه‌های سنتی، نویسنده یک وب‌لاگ می‌تواند از میزان نسبی محبوبیت نوشته (یا عکس، …) خود آگاه شود. مثلا تعداد خواننده‌گان یک مطلب خاص، تعداد کامنت‌ها، تعداد دیگ‌ها و …
  • دسترسی کامل به بایگانی: فن‌آوری‌های «رسانه‌های اجتماعی» امکان دسترسی کاربران به بایگانی مطالب را فراهم می‌کنند. چنین امکانی در مورد مطالب رسانه‌های سنتی مانند روزنامه‌های چاپی یا رادیو وجود ندارد.

social media

  • مطالب ترکیبی به کمک متن، صوت، تصویر، فیلم، …: در یک روزنامه فقط متن و تصویر قابل ارائه است. در رادیو فقط صوت. اما در یک رسانه اجتماعی مانند وب‌لاگ می‌توان مطالب را به صورت ترکیبی از متن، صوت، تصویر، فیلم و انیمیشن ارائه کرد.
  • آزادی عمل مولف: برخلاف رسانه‌های جمعی کلاسیک که مولفین قبل از انتشار مطالب خود باید از «سردبیر» یا رئیس خود اجازه کسب کنند، مولفین رسانه‌های اجتماعی مختارند هر مطلبی را که تمایل داشتند در زمان دلخواه و با فرم مورد نظرشان منتشر کنند. تصور کنید روزی شما وارد دفتر شبکهCNN شوید و بگویید: «سلام! من یک ویدئوی جالب دارم. لطفا آن‌را پخش کنید!»
  • ارزان بودن، فراگیر بودن: راه‌اندازی یک شبکه تلویزیونی یا روزنامه نیازمند سرمایه و انرژی زیادی است که از عهده بیشتر افراد جامعه حتی کسانی که حرف زیادی برای گفتن دارند بر نمی‌آید. اما «رسانه‌های نوین» ارزان و ساده هستند و هر فردی که دارای «سواد شبکه‌ای» باشد می‌تواند «شبکه نوین» خود را راه‌اندازی کند و «صدایش» را به گوش دیگران برساند.
  • نامحدود بودن از نظر زمان ارائه و حجم مطالب: این یکی از مهم‌ترین خصوصیات رسانه‌های اجتماعی است. «رسانه‌های گروهی» سنتی جمله‌گی دارای محدودیت‌های ویژه‌ای از نظر زمان یا حجم مطالب ارائه شده دارند. مثلا یک شبکه تلویزیونی محدود به 24 ساعت شبانه روز است، اما شما می‌توانید بیشتر از 24 ساعت فیلم در یک شبانه‌روز در YouTube منتشر کنید. به این ترتیب رسانه‌های نوین در حال عوض کردن زیربنایی مفهوم «زمان رسانه‌ای» هستند.
  • قابلیت تکثیر، دسترسی، استفاده مجدد و ارجاع: رسانه‌های نوین قابل لینک‌دهی هستند و به راحتی می‌توان از مطالب آن‌ها استفاده مجدد کرد. به عنوان مثال من می‌توانم به کمک یک لینک ساده شما را به هر مطلبی که مایل باشم ارجاع دهم (چه صوتی باشد چه متنی چه تصویری،‌…). همچنین مطالب را می‌توانم به صورت خوراک منتشر یا تکثیر کنم. امکانی که در رسانه‌های سنتی وجود ندارد. نویسنده‌گان وب‌لاگ‌های دیگر می‌توانند در صورت تمایل به مطالب من ارجاع دهند یا در مورد آن‌ها در وب‌لاگ خود بنویسند. امکانی که در رسانه‌های سنتی وجود ندارد.

social media - world of mouth in the digital age

رسانه‌های اجتماعی‌‌: نوعی خبرگزاری دهان به دهان هستند که به ساده‌گی محدود نمی‌شود!

  • قابلیت شبکه‌سازی و دریافت اطلاعات از سرویس‌های دیگر: این هم یکی از خصوصیت‌های بنیادی و بسیار مهم رسانه‌های نوین یا رسانه‌های اجتماعی است. رسانه‌های نوین می‌توانند مطالب یا اطلاعات را از منابع مختلف و به صورت همزمان ارائه دهند. مثلا مطالب ستون سمت راست وب‌لاگ من از سرویس‌های مختلفی مانند Google، del.ico.us یا AideRSS ارائه می‌شود.
  • غیرمتمرکز بودن منابع خبری نوین: رسانه‌های اجتماعی و نوین امکان ابراز عقیده بخش بزرگ‌تری از مردم جامعه را ایجاد می‌کند. اگر در رسانه‌های سنتی فقط عده محدودی مولف یا خبرنگار اجازه نشر افکار و عقاید خود را دارند، در رسانه‌های نوین این پتانسیل وجود دارد که همه مردم افکار و عقاید خود را منتشر کنند. اگر در دهه‌های قبل مردم برای کسب اخبار و اطلاعات مربوط به جنگ ویتنام مجبور بودند به تعداد انگشت‌شماری رسانه جمعی «اعتماد» کنند (خبررسانی متمرکز)، امروز می‌توانند اخبار مربوط به عراق یا افغانستان را مستقیما از طریق متن یا تصویری که «مردم عادی» این کشورها در وب‌لاگ‌ها یا صفحه‌های شخصی خود منتشر می‌کنند دنبال کنند (خبررسانی غیرمتمرکز).
  • خبرگزاری دهان به دهان، همه چیز را همه‌گان می‌دانند: رسانه‌های اجتماعی می‌توانند به صورت نوعی خبرگزاری عمل کنند که می‌توان به آن عنوان «خبرگزاری دهان به دهان» داد. تصور کنید نویسنده یک وب‌لاگ به موضوع جالب توجهی برخورد می‌کند و آن را در وب‌لاگ خود منتشر می‌کند. خواننده‌گان وب‌لاگ او مطلب را به اشتراک می‌گذارند، یا در مورد آن می‌نویسند، یا به آن در وب‌لاگ خود لینک می‌دهند. خواننده‌گان این وب‌لاگ‌ها به نوبه خود به آن لینک می‌دهند یا در وب‌لاگ‌های خود می‌نویسند. به این ترتیب خبر به صورت دهان به دهان (بخوانید وب‌لاگ به وب‌لاگ!) پخش می‌شود. این شیوه خبرپراکنی به صورت ذاتی با شیوه خبرپراکنی سنتی که اخبار از مراکز رسمی و مشخص منتشر می‌شود فرق دارد.ممکن است گروهی «به درستی» کیفیت یا سندیت این‌گونه خبررسانی را به پرسش گیرند. هرچه باشد ممکن است اخبار یا مطالب دروغ یا چرند نیز به صورت دهن به دهن منتشر شود. اما نباید فراموش کرد وجود این شبکه اطلاع‌رسانی مردمی و غیرمترکز و غیررسمی می‌تواند در بسیاری از موارد «اتفاقات مهمی» را که «مراکز قدرت و رسانه» سعی در پنهان کردن آن از مردم دارند افشا کند و به این ترتیب می‌تواند مانند یک اهرم فشار اجتماعی از سوی مردم برای وادار کردن «حاکمیت» به «پاسخ‌گویی بیشتر» تبدیل شود.

wom

رسانه‌های نوین «خبرگزاری همه مردم جهان» هستند.

خبرگزاری مردم جهان

بدون تردید در حال مشاهده پدیده نوظهوری در عالم ارتباطات هستیم که از چند دهه پیش آغاز شد و احتمالا تا چند دهه دیگر به اوج خود خواهد رسید. پدیده‌ای که قرن‌های بعد به عنوان «دوره‌ای سرنوشت‌ساز و کلیدی» از آن یاد خواهند کرد. برای اولین بار در تاریخ «ممکن» است «مردم» ابزاری را به دست بیاورند که بتواند با ابزارهای «کنترل فکر دستگاه‌های قدرت» رقابت کند. به امید روزی که «خبرگزاری نوظهور مردم جهان» درب دکان دروغ و سودجویی «اقتدارگرایان غیرپاسخگو» را در سراسر جهان تخته کند.


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

انگار که نیورک‌تایمز را با همه شماره‌های آن تعطیل کنند…

نمی‌دانم با وب‌گاه بی‌نظیر wikileaks آشنا هستید یا نه. این وب‌گاه محل مشارکت همگانی برای گردآوری اسناد و مدارک افشاگرانه‌ای است که از دست مقامات در می‌رود و هدف آن افشای «حرکت‌های غیرقانونی یا غیراخلاقی مقامات دولتی یا شرکت‌های بزرگ» است.

images-4

اخیرا و به دنبال شکایت یک بانک سویسی از این وب‌گاه به اتهام انتشار اسناد محرمانه، یک قاضی در ایالت کالیفرنیای آمریکا دستور بسته شدن کامل این وب‌گاه را صادر کرده است و به دنبال این حکم نشانی اصلی آن‌ یعنی http://wikileaks.org هم بسته شده است. این اولین بار در تاریخ است که یک دادگاه آمریکایی دستور «تعطیلی کامل یک وب‌گاه» را به جرم انتشار برخی اسناد یا مدارک می‌دهد.

free_speech_cartoonسازمان خبرنگاران بدون مرز می‌نویسد: «چرا دادگاه به حذف اسناد مربوطه از این وب‌گاه اکتفا نکرده و دستور بستن کامل این وب‌گاه را داده است؟»

به نقل از جولی‌ ترنر (وکیل) این حکم مشابه این است که «تمام شماره‌های نشریه نیویورک تایمز در کل تاریخ انتشار آن توقیف شود، ساختمان آن پلمپ شود و به صاحب آن نیز گفته شود اجازه ورود هیچ‌کس را به ساختمان ندهد».

آزاد‌اندیشان آمریکایی، از مدت‌ها پیش نسبت به خطر روزافزونی که «آزادی بیان» و «دموکراسی» بزرگترین دموکراسی جهان را تهدید می‌کند هشدار داده بودند. اما این به عهده مردم است که بیش از پیش هوشیار باشند: «مردم آمریکا» و «مردم جهان».


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

نیم‌میلیارد بار فایرفاکس – نیم‌میلیارد دانه برنج

ترجمه از صفحه ویژه موزیلا به مناسبت نیم‌میلیارد بار دانلود فایرفاکس توسط کاربران و دعوت موزیلا به مشارکت در بازی «دانه برنج» برای کمک به مردمان گرسنه جهان.

فایرفاکس به 500,000,000 اُمین دانلود خود رسید. بدون شک این یک دست‌آورد مهم برای فایرفاکس است. تصور واقعی این عدد شاید کمی دشوار باشد:

  • 10000 بار بیشتر از تعداد تماشاگرانی که در کولوسیوم رم جا می‌شدند.
  • جرم 8500 هواپیمای بوینگ 747 به کیلوگرم.
  • با این مقدار دلار می‌توانید همراه با 15 نفر از دوستانتان به ایستگاه فضایی بین‌المللی سفر کنید…

شاید هم بتوانید 15 نفر از دوستان خود را به یک بازی دعوت کنید و به 25000 نفر غذا بدهید. با کمک شما ما می‌توانیم امروز یک رکورد دیگر در «برنج رایگان» بشکنیم: نیم‌میلیارد دانه برنج در یک روز. تصور کنید در حال بازی کردن با لغت‌ها به سیر کردن عده‌ای آدم گرسنه کمک کنید!


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

تصاویر پیامبر در ویکی‌پدیا: آزادی یا اهانت؟

در خبرها خواندم که «وب‌گاه ویکی‌پدیا» با حدود 180000 درخواست برای حذف تصویرهای باستانی حضرت محمد از مطالب این وب‌گاه مواجه شده است. با وجودی‌که این تصاویر برای برخی مسلمانان ناراحت کننده و اهانت به مقدسات تلقی می‌شود، ویکی‌پدیا نیز دغدغه دفاع از آزادی اطلاعات و ایده‌ها را دارد و نمی‌خواهد خط قرمز «آزادی اطلاعات» را بشکند.

untitled

تصویر پیامبر اسلام را در حال پادرمیانی در مناقشه سنگ‌سیاه در خانه کعبه نشان می‌دهد.

برخی از مسلمانان اعتقاد دارند «تصویرگری از چهره پیامبر» مجاز نیست و بی‌احترامی به ایشان تلقی می‌شود. از سوی دیگر، مدیران «ویکی‌پدیا» (و بسیاری از کاربران آن) اعتقاد دارند نمی‌توان چنین اطلاعاتی را صرفا به خاطر این‌که عده‌ای آن‌را بی‌احترامی می‌دانند از یک دانش‌نامه عمومی حذف کرد.

Muhammad - Wikipedia, the free encyclopedia_1203340945656

ویکی‌پدیا در حال حاضر صفحه مربوط به حضرت محمد را قفل کرده است و نوشته تا وقتی‌ اختلافات برطرف نشود آن‌را باز نخواهد کرد.

نکته قابل توجه این است که این تصاویر جمله‌گی از میان آثار اسلامی مربوط به ایران و عثمانی انتخاب شده‌اند و تولید کننده‌گان آن‌ها خود مسلمان بوده‌اند. بسیاری از این تصاویر از آثار مهم هنری مذهبی دوران خود محسوب می‌شوند:

Miraj2

یکی از تصاویر بحث‌برانگیز یک مینیاتور ایرانی مربوط به قرن شانزدهم است. در میان این تصویر چهره پیامبر در حال «معراج» تصویر شده است.

در صفحه‌ ویژه‌ای که مخصوص بحث و بررسی درباره این موضوع است اشاره شده:

ویکی‌پدیا تصدیق می‌کند برخی از گروه‌های مسلمان اعتقادات فرهنگی‌ای دارند که آن‌ها را از نمایش تصاویر پیامبر اسلام یا پیامبران دیگر منع می‌کند. اما این اعتقادات در میان همه مسلمانان یک‌سان نیست و به عنوان مثال گروه‌های «شیعه» که اگرچه مخالف چنین تصاویری هستند اما در این زمینه کمتر سخت‌گیری می‌کنند.

مرز میان «آزادی اطلاعات» و «حریم اعتقادات و مقدسات مردمان مختلف» کجاست؟

سئوال اساسی این است: مرز میان «آزادی اطلاعات» و «حریم اعتقادات و مقدسات مردمان مختلف» کجاست؟ آیا باید از «آزادی اطلاعات» تحت هر شرایطی دفاع کرد؟

فکر می‌کنم بشر امروز حتی در مفهوم آزادی نیز دچار نوعی تعصب است. در بسیاری از جوامع در حال توسعه هنوز مفاهیم اولیه آزادی جا نیفتاده و به شدت سرکوب می‌شود. در چنین شرایطی هر گونه حمایت از «نظارت بر اطلاعاتی که ممکن است برای گروه‌هایی از مردمان اهانت‌آمیز تلقی شود» به ساده‌گی برچسب «محدود کردن آزادی» می‌خورد. از سوی دیگر نمی‌توان اطلاعات مرجع و مهمی مانند اسناد تاریخی را حذف کرد و از دسترس محققین دور نگاه داشت. شاید بهتر باشد ویکی‌پدیا برای ارائه چنین مطالبی راه‌کردی بیاندیشد. مثلا این تصاویر در صفحه اصلی نمایش داده نشوند ودر صورتی که کاربری مایل به دیدن آن‌ها باشد به صفحه‌ ویژه‌ای مراجعه کند.

Maome.jpg (JPEG Image, 600x360 pixels)_1203339341187

تصویر مربوط به قرن پانزدهم پیامبر را در حال خواندن قرآن و دعوت به اسلام نشان می‌دهد.

موضع‌گیری شفاف

از همین الان برای این‌که توسط «متعصب‌های راه آزادی» به «جرم مخالفت با آزادی» و یا «متعصبین مذهبی»‌ به جرم «حمایت از ویکی‌پدیای بی‌بند و بار» محاکمه و اعدام نشوم، تاکید می‌کنم به هیچ‌وجه منظور من این نیست که این تصاویر حذف شوند یا بمانند. این خبر بهانه‌ای شد که کمی به این موضوع فکر کنم (کنیم) و منظور این‌جا محکوم کردن یا جانبداری نبوده و نیست. با این وجود ته دلم دوست ندارم تعداد زیادی از آدم‌ها ناراحت باشند. ای کاش در این زمینه روش حذفی در پیش گرفته نمی‌شد و ویکی‌پدیا به جای پافشاری بر موضع خود به دنبال راه حل مناسبی می‌گشت.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

جنون خوراک خوانی و بیماری پرش افکار

یکی از مشکلاتی که مطالعه «خوراک‌ها» ممکن است ایجاد کند، بیماری «پرش افکار» و «ضعیف شدن قدرت تمرکز فکری» است. البته این نظریه از نظرگاه روان‌شناختی ثابت نشده و در این‌جا فقط قصد ایده‌پردازی دارم. تحقیق و ثابت کردنش بماند برای دانشمندان رفتارشناس.

ذهن آدم برای درک و تفسیر واقعیت‌های پیرامون نیازمند میزان معینی «تمرکز» و «مکث» است. اما خواندن سریع تعداد زیادی «خوراک» مربوط به وب‌لاگ‌های مختلف که هر کدام هم «ساز» متفاوتی می‌زنند می‌تواند «مغز» را دچار سردرگمی کند. در چنین شرایطی رفتار طبیعی مغز احتمالا «توجه کمتر» کردن به محتوای‌ مطالب و طوطی‌وار مرور کردن مطلب خواهد بود. به علاوه مغز ممکن است به کل قوای تمرکز خود را از دست دهد.

feeds

تصور کنید شما در حال مطالعه خوراک «دو در دو» هستید:

ist2_1631886_skull_on_fire

جایی که خوراک صدها وب‌لاگ مختلف گردآوری شده و پیش روی چشم‌هایتان قرار می‌گیرد. یکی از خاطرات کودکی‌اش نوشته، دیگری از دستگیری فلان فعال جنبش زنان، یکی در حال دفاع از دکترین‌های بازار آزاد است و بحث اقتصادی می‌کند، یکی از فلان فیلمی که دیده حرف می‌زند و دیگری روزمره‌های دیروزش را نوشته و تاکید کرده به تازه‌گی با خاله‌جانش آشتی نموده است و …

شما در حال خواندن این آش شله‌قلم‌کار هستید و پشت سر هم کلید j را فشار می‌دهید. گاه روی مطلبی 1 ثانیه درنگ می‌کنید و گه چند دقیقه. مغز بیچاره شما مثل هد هارددیسکی که در حال کپی کردن 10 فایل به طور همزمان باشد، مدام باید از یک نقطه به نقطه دیگر جهش کند. الان باید عاطفی بخواند، لحظه‌ بعد باید حس طنز داشته باشد، لحظه بعد باید به سیاست بیاندیشد، لحظه بعد خانواده‌گی و بعد اقتصادی و بعد انتقادی و بعد هنری و … و …

dodardosample

خواندن بدون «خواندن»

mhp01

مسعود بهنود و خاله خانقزی و معلم ابتدایی و توریست ایرانی در میلان و مباحث شوخی و جدی در IT و اسرائیل و ایران و ادبیات و عمه و گرسنگی و مایکروسافت و منطق‌گرا و عصبانی و آشپزی و آموزشی و خونسرد و بی‌تفاوت و یاگوم و ساختارگرایی در سینما با هم مخلوط می‌شوند و مغز را به حالت نیمه‌تعطیل در می‌آورند. بعد از مدتی انگار که خاموش شده یا کاراییش به حداقل رسیده باشد به کلمات و واژه‌ها می‌نگرد بی‌آن‌که درک کند، می‌بیند اما نمی‌خواند، نگاه می‌کند اما نمی‌فهمد…

خوراک‌ها زیاد هستند و شما می‌خواهید حتما همه آن‌ها را بخوانید. حتی شده هر یک 1 ثانیه اما باید بخوانید. چیزی به شما می‌گوید اگر همه خوراک‌ها را نخوانید جا مانده‌اید. اطلاعات خارج از وجود شما تولید شده است و شما از آن بی‌خبرید. اضطراب و هراس از جا ماندن وادارتان می‌کند که خوراک‌ها را نجویده ببلعید غافل از این‌که نجویده خوردن دل‌درد و دل‌پیچه به دنبال دارد.

آیا تا به حال از خوردن تعداد زیادی خوراک ناهمگون دچار «سوءهاضمه فکری» یا «فکرْدرد» نشده‌اید؟

پرش افکار و از دست دادن قدرت تمرکز ذهنی

بله داشتم برایت تعریف می‌کردم. دیروز رفته بودم بازارچه رضا که یه دونه ماوس بخرم. ماوس‌های جدید واقعا عالی کار می‌کنن، از نظر طراحی خیلی ظریف و نرم هستن و از لحاظ فنی هم عالی. به خصوص دست رو اصلا خسته نمی‌کنن. باورت نمی‌شه اگه بهت بگم بیشتر کسایی که توی محل کار من هستند اصلا نمی‌دونن ارگونومی چی هست. خوب اطلاعات عمومی‌شون کمه. واسه همینه که من اعتقاد دارم همه باید میزان معینی از سواد عمومی رو داشته باشن. به خصوص توی کشور ما با اون وضعیت آموزش و پرورش. تا حالا یه نگاهی به کتاب‌های درسی انداختی؟ وحشتناکن! یکی نیس بگه این کتابا برای بچه‌هایی نوشته شده که قراره مطلب جدیدی رو یاد بگیرن، اما از بس توی این کتابا مطالب مختلف قرار داده شده که دانش‌آموز فرصت فهم عمیق مطالب رو نداره. فکر می‌کنی علت این‌که ما توی کشورمون این‌قدر عقب مونده هستیم چیه؟ خوب همینه دیگه! دولت به فکر آموزش و پرورش نیست. مگه همین چند وقت پیش نبود که معلم‌ها اعتصاب کردن و جنبش اونا سرکوب شد. واسه چی؟ چون درخواست حقوق بیشتری کرده بودن. اصولا توی این مملکت هر وقت کسی بخواد به چیزی اعتراض کنه باهاش برخورد می‌شه. این به تاریخ ما برمی‌گرده که همیشه به نوعی استبدادزده بوده ….

شخص فوق به بیماری «پرش افکار» مبتلاست. او نمی‌تواند روی یک موضوع تمرکز کند و یک خط داستانی معین را به پایان برساند. در میان هر داستان، داستان دیگری می‌گشاید و سرنخ داستان اولیه را از دست می‌دهد و اگر به حال خود رهایش کنید ساعت‌ها بی‌هدف «یاوه‌سرایی» می‌کند. ist2_1653995_crazy_monkey_man_vector

آیا ممکن است مطالعه مستمر «خوراک‌ها» در «خوراک‌خوان‌ها» قدرت تمرکز ذهنی ما را به تدریج تضعیف کند؟ هر چه باشد خوراک‌های پشت‌سر هم از وب‌لاگ‌های مختلف نمونه‌‌ای از «پرش افکار وب‌لاگی» هستند و با خواندن هر روزه تعداد بسیار زیادی خوراک، ذهن توانایی «تمرکز و درک عمیق‌تر» را ممکن است از دست بدهد.

بحث بیشتر و …

این مبحث شاخه‌های زیاد دارد و دوست دارم بیشتر در این‌باره بنویسم. اما واقعا دوست دارم دوستان هم در این‌باره نظر بدهند یا در وب‌لاگ‌های خود بنویسند. سئوال‌های مهم این است:

1. آیا مطالعه تعداد زیادی خوراک با سرعت بالا می‌تواند قدرت درک و تمرکز مغز را کاهش دهد؟

2. اگر این‌طور است و خواندن خوراک‌های زیاد ممکن است قوای تمرکز ما را کاهش دهد، راه حل چیست؟

پی‌نوشت: ‌این مطلب را چند روز پیش نوشته بودم اما دیدن نوشته جالب «پانته‌آ» ترغیبم کرد که زودتر ارسالش کنم. «پانته‌آ» البته حسابی پنبه ما را زده ولی نکته مهمی که باید خطاب به او بگویم این است که «ابزارها» در خدمت ما هستند و روزی که ما برده ابزارهای‌مان شویم کارمان ساخته است. من اگر از «خوراک» یا AideRSS نوشتم اشاره به جنبه‌های مفید استفاده از ابزارهای مختلف کرده ام و کاش قبل از این‌که «پانته‌آ» حکم ما را صادر می‌کرد کمی در این‌باره صحبت می‌کرد.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

اکتشاف جهان وب‌لاگ به کمک گوگل

به کمک ابزارهای جدیدی که گوگل در اختیار کاربران قرار داده است و روز به روز هم کامل‌تر می‌شود می‌توانید به صورت هدف‌مندتری وب‌لاگ‌های مورد علاقه خود را اکتشاف و یا «اخبار تولید شده توسط وب‌لاگستان» را دریافت کنید. در این‌جا به معرفی دو ابزار مهم گوگل در این زمینه می‌پردازیم.

اکتشاف توسط موتور جستجوی وب‌لاگ‌ گوگل (Google Blog Search)

g_bsrch_logoشاید به نظرتان بیاید که این سرویس چیز خاصی نیست و با همان موتور جستجوی معمولی گوگل هم می‌شود وب‌لاگ‌ها را جستجو کرد. ولی اگر از این سرویس استفاده کنید از کیفیت و دقت اطلاعاتی که به شما می‌دهد حیرت خواهید کرد. GBS خوراک‌های وب‌لاگ‌ها را ایندکس می‌کند و وب‌لاگ‌هایی که خوراک تولید نمی‌کنند را تحت پوشش قرار نمی‌دهد.

نکته قابل توجه این است که به کمک GBS می‌توانید فقط وب‌لاگ‌های فارسی را جستجو کنید. کافی است در قسمت تنظیمات زبان فارسی را انتخاب کنید:

Preferences_1202936827090

به کمک GBS نه تنها می‌توانید فقط وب‌لاگ‌های فارسی را جستجو کنید، بلکه می‌توانید جستجوی‌تان را به یک «بازه زمانی» خاص محدود کنید. مثلا، نوشته‌های وب‌لاگستان فارسی درباره «انتخابات» در «12 ساعت اخیر». سرعت ایندکس‌سازی وب‌لاگ‌ها توسط گوگل حیرت‌انگیز است:

انتخابات - Google Blog Search_1202937330159

برای آشنایی بیشتر با GBS اینجا را بخوانید.

اکتشاف به کمک گوگل‌ریدر

امکان نسبتا جدیدی که به قسمت اکتشاف (Discover) گوگل‌ریدر اضافه شده، گزینه مرور (Browse) است. به کمک آن می‌توانید «بسته‌های خوراکی آماده‌»‌ای (Feed Bundles) را که گوگل از پیش تهیه کرده است به فهرست اشتراکات خود اضافه کنید، یا با استفاده از «کلیدواژه‌» وب‌لاگ‌های موردنظرتان را بیابید:

google-reader-discover-browse

از قسمت توصیه‌ها (Discover –> Recommendations) هم غافل نشوید. در این‌جا گوگل با توجه به آمار وب‌لاگ‌هایی که مطالعه می‌کنید به شما پیشنهاداتی می‌کند که درخور توجه هستند:

Google Image Result for http---blogs.sun.com-plamere-resource-googl_reader_recommendations_detail.png_1202937839535

با توجه به گسترش روزافزون مطالب وب‌لاگستان فارسی (و انگلیسی) شیوه‌های «جستجو» و «انتخاب» وب‌لاگ روز به روز اهمیت بیشتری می‌یابند.


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.
Balatarin

delicious.med.gif

دنباله

مهندس

مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

کمانگیر و داغ‌ترین وب‌لاگ‌ها

نمی‌دانم با فعالیت‌های جالب کمانگیر تحت عنوان پروژه «کی‌به‌کیه» آشنا هستید یا نه. کمانگیر با استفاده از شیوه‌های نرم‌افزاری در حال گردآوری آمار و تحلیل وب‌لاگستان فارسی است. کار فی‌نفسه جالب و هیجان انگیز است و پیشنهاد می‌کنم اگر تا به حال با این پروژه آشنا نشده‌اید حتما نگاهی به این‌جا و این‌جا بیاندازید. همینطور که کار گردآوری آمار جلو می‌رود کمانگیر آمارها و نتایجی را منتشر می‌کند که درخور توجه هستند.

در میان آمارهای منتشر شده اخیر پروژه «کی‌به‌کیه»، چیزی که مایه دلگرمی و حیرت من شده، حضور وب‌لاگ بامدادی در میان فهرست وب‌لاگ‌هایی است که بیشترین تعداد لینک‌های به اشتراک گذاشته شده توسط کاربران را داشته‌اند:

didish_sourceperdomains

در این‌جا لازم می‌دانم از همه دوستان و عزیزانی که در پررنگ شدن نوشته‌های این وب‌لاگ نقش داشته‌اند صمیمانه تشکر کنم. البته تشکر اصلی از خود کمانگیر است با طرح ابتکاری و هیجان‌انگیزی که شروع کرده است.

چند پیشنهاد به کمانگیر:

تعداد کارهایی که می‌توان با آمارهای گردآوری شده در بانک‌اطلاعاتی «کی‌به‌کیه» انجام داد احتمالا بی‌شمار است. اما چند پیشنهاد جهت نمونه:

1. انتشار آمار به صورت تفکیکی (جدا نمودن منابع خبری مثل بی‌بی‌سی از وب‌لاگ‌ها).

2. انتشار فهرست طولانی‌تری (مثلا 100 وب‌لاگ) از وب‌لاگ‌های داغ وب‌لاگستان. این‌کار باعث آشنایی مخاطبین ایرانی با سایر وب‌لاگ‌های خوب و جالب می‌شود.

3. قرار دادن ابزار جستجو query (هر چند محدود)‌ در وب‌گاه «کی‌به‌کیه» که کاربران بتوانند انواع گزارش‌ها را (دست کم به صورت متنی) تهیه کنند.

4. تهیه فهرست نرمال شده از وب‌لاگ‌های داغ. مثلا وب‌لاگی که با 5 پست در ماه 50 بار به اشتراک گذاشته می‌شود ضریب محبوبیتش 10 است، اما وب‌لاگی با 100 پست که 200 بار در ماه به اشتراک گذاشته می‌شود ضریب محبوبیتش 2 است؛ اگر چه وب‌لاگ فعال‌تری است اما ضریب محبوبیت کمتری دارد. به همین ترتیب می‌توان تعداد لینک‌هایی که به مطالب یک وب‌لاگ داده شده است را بر حسب تعداد پست‌های وب‌لاگ نرمال کرد. البته خود کمانگیر هم انگار اشاره‌ای به این موضوع کرده. به هر حال به نظر من نرمال کردن آمارهای خیلی اهمیت دارد و آمار را معنی‌دارتر می‌کند.

منتظر نتایج جالب این پروژه باشیم که مطمئنا روز به روز دقیق‌تر هم خواهد شد.


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

تکثیر غیرقانونی فیلم و کشتن غیرقانونی آدم‌ها

به نظر شما تولیدکننده‌گان محصولات مختلف در قبال نحوه کاربرد آن‌ها توسط کاربرانشان مسئول هستند؟ آیا تولید کننده‌گان «چاقوهای جیبی» در قبال «قتل‌هایی که توسط چاقو‌های جیبی» تولید شده توسط آن‌ها صورت می‌گیرد مسئول هستند؟پاسخ به این سئوال اگرچه ممکن است ساده به نظر برسد اما در واقع کانون یکی از بزرگترین تناقض‌های فعلی دنیای حقوق و مالکیت معنوی است.

پرونده بتاماکس در سال 1984

در سال 1984 شرکت «یونیورسال استودیوز» از شرکتbetamax «سونی» شکایت کرد چون مدعی بود دستگاه‌های ضبط و پخش ویدئویی شرکت سونی کابران را به تکثیر غیرقانونی فیلم‌هایش و نقض کپی‌رایت (Copyright infringement) تشویق می‌کند. دادگاه حکم داد «مادامی که یک تکنولوژی کاربردهای گوناگونی دارد (قانونی و غیرقانونی)، نمی‌توان تولیدکننده‌گان آن‌را برای استفاده غیرقانونی کاربران از آن مسئول دانست.» این حکم مهم و تاریخی باعث ظهور و رشد سریع محصولات خانگی ضبط و پخش فیلم و موسیقی گردید.

نتیجه پرونده بتاماکس باعث شد نوآوری‌هایی مانند کامپیوترهای شخصی، سی‌دی نویس‌ها، مرورگرهای وب، دستگاه‌های پخش mp3 و صدها محصول دیگر به خانه‌های کاربران راه یابند. محصولاتی که همیشه می‌توانند به صورت غیرقانونی نیز مورد استفاده قرار گیرند.

تناقض آغاز می‌شود…

در سال‌های اخیر با حمله حقوقی «صنعت سرگرمی» (entertainment industry) به شرکت‌های تولید کننده محصولات نرم‌افزاری peer-to-peer مانند Morpheus, Grokster, KaZaA زیر سئوال بردن مصونیت تولیدکننده‌گان که توسط «پرونده بتاماکس» ایجاد شده بود آغاز گردیده است.

در جولای سال 2005 دادگاه از پذیرقتن مجدد نتیجه پرونده بتاماکس سرباز زد و بحث مهمی تحت عنوان «تلقین» (inducement) را در باب مسئولیت‌ (liability) تولیدکننده‌گان کالاهای مربوط به محصولات تحت مالیکت معنوی گشود.

با توجه به این‌که پی‌گیری موارد نقض مالکیت معنوی توسط کاربران آسان نیست، «صنعت سرگرمی» و هالی‌وود مصمم است انگشت اتهام را به سوی تولیدکننده‌گان این محصولات متوجه کند. تصور کنید روزی که شرکت موزیلا در دادگاه محکوم شود، چون تعدادی از کاربران به کمک مرورگر فایرفاکس نرم‌افزارهایی را به صورت غیرقانونی دانلود یا آپلود کرده‌اند.

تکثیر غیرقانونی فیلم نه! کشتن غیرقانونی آدم‌ها آری!

احتمالا منطق و عقل سلیم به ما می‌گوید اگر تولیدکننده‌گان محصولات نرم‌افزاری مانند KaZaA در قبال استفاده غیرقانونی کاربران‌شان مسئول هستند، پس تولیدکننده‌گان اسلحه نیز در قبال استفاده‌های غیرقانونی از اسلحه مسئول هستند.

اشتباه فکر کردید…! تلاش‌های موسسات و سازمان‌های مختلف برای مسئول کردن شرکت‌های تولیدکننده اسلحه در قبال کاربردهای غیرقانونی آن‌ها هنوز نتیجه لازم را نداده است.

به نظر می‌رسد دغدغه‌هایی مهم‌تر از تکثیر غیرقانونی فیلم و موسیقی نیز برای بشر امروز وجود دارد. این‌طور نیست؟

vcr-firearm


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

کسانی که خواب ندارند؛ کسانی که نان ندارند

داستان همیشگی تاریخ بشر: مبارزه مردمانی که «نان» ندارند علیه کسانی که نان آن‌ها را گرفته‌اند ولی از ترس نمی‌توانند راحت «بخوابند».

نقل قول آزاد کرده‌ام از حافظه و از کتاب «جغرافیای گرسنگی» نوشته «خوزه دوکاسترو» که سال‌ها پیش خوانده‌ام. دیشب با دوستی گفتگو می‌کردبم و به این موضوع اشاره شد.

تکلیف «مردم بدون نان» مشخص است: آن‌ها باید برای گرفتن حقوق خود مبارزه کنند. تکلیف «گروه بدون خواب» هم مشخص است: آن‌ها باید مواظب باشند مردم بساط امپراطوری را بر سرشان خراب نکنند.

بلاتکلیف و منگ و مست و ناامید و منفعل و خسته می‌مانند «گروه میانه» که نقش جماعت هُرهُری مذهب «چوخْ‌بختیار» را بازی می‌کنند. «تازه به دوران رسیده‌گان فکری» یا به قول جلال «منوّرالفکران» که ناخواسته خائنین تاریخی به مردم بوده و هستند و خواهند بود.

راه مردم اما راهی جدا از این‌هاست.

_MG_0750-workers

کارگران شهرداری – شهرری (عکس از بامدادی)


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.


مشترک خوراک بامدادی شوید
کامل
فقط مطالب
فقط لینکدونی

این‌جا اوبونتو است، صدا و سیمای لینوکس

این نوشته را دارم از داخل لینوکس و آفیس ِ آزاد (OpenOffice) می‌نویسم. چند ساعتی بود که تقریبا ناامید شده بودم. اینترنتم راه نمی‌افتاد و بدون اینترنت لینوکس بی‌معنی‌ است. اما عاقبت نوشته‌ای یک خطی در یکی از اتاق‌های تبادل‌نظر لینوکس کارم را راه انداخت.

لینوکس کاربردوست نیست، اما حسابی سرحالتان می‌کند

لینوکس اوبونتو انصافا نسبت به همه توزیع‌هایی که قبلا دیده یا شنیده بودم «کاربر دوست»تر است. اما در پاسخ به کامنت دوستی که گفته بود «لینوکس زمخت است و چندان کاربردوست نیست» باید بگویم با ایشان موافق هستم. نصب و راه‌اندازی لینوکس برای کاربری که با کامپیوتر آشنایی کمی دارد و به خصوص مسلط به زبان انگلیسی نیست دشوار است. به عنوان نمونه من الان چندین ساعت است برای نصب و راه‌اندازی کارت گرافیکی‌ام در حال خواندن و دانلود کردن هستم. مجبورم RunLevel سیستم را عوض کنم چون نمی‌توانم در حالی‌که محیط گرافیکی اجرا شده درایور را نصب کنم. بعد هم که موفق شدم این‌کار را انجام دهم متوجه شدم به چندین بسته بزرگ نیاز دارد که الان دارم آن‌ها را دانلود می‌کنم. راحت به شما بگویم در لینوکس اگر شانس آوردید و درایور کارت گرافیکی و مودم و … شناخته شد که هیچ. در غیر این صورت مجبورید چندین ساعت (و بلکه روز) برای نصب آن وقت صرف کنید. به خصوص اگر خط اینترنت شما چندان سریع نباشد.

اما نباید زود ناامید شوید. توی همین مدت کوتاه کلی چیز یاد گرفته‌ام و از میزان کنترلی که روی سیستم دارم هیجان‌زده هستم. احساس می‌کنم خیلی از توانایی‌های کامپیوتری‌ام که در اثر استفاده از ویندوز تحلیل رفته بود کم‌کم باز می‌گردد. مجبورم تندتر تایپ کنم و بهتر جستجو کنم. اینترنت را به نوعی بخشی از دسکتاپم ببینم نه مفهومی جداگانه و دور. انگار دارد «حواس کامپیوتری» مرا بیدار و زنده می‌کند و برای این‌که بیدار و زنده باشم حاضرم چند ساعت وقت بیشتر صرف نصب کردن کارت گرافیکی‌ام کنم. لینوکس شاید «کاربردوست» نباشد اما بدون شک دست شما را برای تسلط بر کامپیوترتان حسابی باز می‌گذارد و البته کمی هم «سلول‌های خاکستری»‌تان را می‌دواند!

همه باید فارس باشند حتی ترک‌ها!

این سوال و جواب غم‌انگیز را هم در یکی از فوروم‌ها دیدم. البته این نمونه اصلا نباید باعث سوءتفاهم شود. چون انصافا بیشتر جاها کاربران متخصص به صورت داوطلبانه خیلی خوب همکاری می‌کنند و از دل و جان سوال‌های شما را -حتی اگر پیش‌پاافتاده باشد- ‍ پاسخ می‌دهند. اما محض نمونه‌ و جهت آشنایی با نوع نگرش بعضی از کاربران ایرانی بخوانید و خودتان قضاوت کنید که اگر این تبعیض قومی و زبانی نیست، پس چیست:

How to add another typing language in Ubuntu Linux

I’m a new Ubuntu user and since I’m living in Iran and also I’m a Turk I need to write in English, Farsi and Turkish and Azeri in Ubuntu in many programs such as OpenOffice.org Firefox and Gimp. so how can add these three languages beside English and use them simultaneously

Answerer 1

moosh bekhoret ! hala dige jolo ina migi I’m a turk , bashe! bashe! namak bekhorid namakdon beshkanid ! kam poole naft dadim khordid ?
ye email bezan be [……] oon rahnamayeet mikoneh

پی‌نوشت: پس از نصب لینوکس و انجام تنظیمات اولیه برای نوشتن به فارسی، برای نصب بسته‌های فارسی و قلم‌ها این صفحه خیلی راهنمای خوبی بود. اینجا نامش را می‌آورم به عنوان تشکر از کسانی که آن‌را تهیه کرده‌اند.


مطالب این وب‌لاگ را از طریق خوراک‌خوان دنبال کنید.

آیا محصولات و خدمات رایگان خطرناکند؟

وب‌گاه ریدرایت‌وب (ReadWriteWeb) از آن منابعی است که من معمولا موقع خواندن مطالبش در گوگل‌ریدر بی‌خیال کلید Shift-S می‌شوم، چون بی‌معنی است اگر همه نوشته‌های یک وب‌گاه را به اشتراک بگذارم. چیزی که این وب‌گاه را متمایز می‌کند نوشته‌های تحلیلی و بینش باز و پختهٔ نویسندگان آن نسبت به فن‌آوری‌های نوین است که در عین حال به صورت ساده و قابل فهم برای کابران غیرمتخصص و علاقه‌مند ارائه می‌شود. 

مقالهٔ «خطر رایگان» یا The Danger of Free نوشته آلکس ایسکولد را خواندم و حیفم آمد خلاصه‌ای از آن را این‌جا ترجمه نکنم. توصیه می‌کنم مقاله کامل را هم بخوانید. (برای سرعت و سهولت ترجمه تقریبا آزاد است، اگر چه فقط اندکی) ‌نه این‌که با موضوعات مطرح شده لزوما موافق باشم، ولی نوشته سرشار از ایده‌هایی است که قبلا کمتر به آن‌ها اندیشده بودم.

 

همه ما دوست داریم محصولات یا خدمات را به صورت رایگان دریافت کنیم. اما در عین حال می‌دانیمnofreelunch «رایگان» بیشتر یک توهم است. شاید به مناسبت یک جشن یک نوشیدنی رایگان دریافت کنیم، اما بدون چشم‌داشت در موقعیت‌های دیگر برای نوشیدن آن پول پرداخت می‌کنیم. 

اما اخیرا و به دنبال تحولات دنیای اینترنت، کم‌کم این تصور در ذهن ما شکل می‌بندد که همه‌چیز باید رایگان باشد و اگر کسی از ما برای خدماتی که ارائه می‌دهد درخواست پول کرد «غیرمنطقی» است. چرا این‌ تصور در ذهن ما ایجاد شده است؟ چون روز به روز شرکت‌های تجاری اینترنتی برای درآمد خود به «تبلیغات» تکیه می‌کنند و حاضرند خدمات و محصولات را به صورت رایگان ارائه دهند، به شرطی که تبلیغات در کنار آن ارائه شود.

چرا رایگان می‌تواند کثیف باشد؟

خدمات رایگان اگرچه به ظاهر پسندیده است، اما بعضا می‌تواند به عنوان ابزاری شیطانی مورد استفاده قرار گیرد.ibm-logo تصور کنید شرکت بزرگ و ثروتمندی را که با ارائه رایگان یا بسیار ارزان محصولات خود، رقبای خوب اما کم‌ثروت‌تر خود را نابود می‌کند. این اتفاق در عمل رخ می‌دهد. مثلا IBM با ارائه رایگان «محیط‌های همبسته تولید و توسعه» (IDE) برای جاوا ، عملا در حال نابود کردن محصولات بسیار خوب شرکت Borland است. نتیجه پیروزی IBM در این نبرد نابرابر، کمتر شدن خلاقیت و نوآوری در این زمینه خواهد بود.

از رایگان تا امپراطوری

پادشاه وب، گوگل نیز قلمرو خود را به کمک همین راهبرد گسترش داده است. در یک حرکت هوشمندانه گوگل فن‌آوری جستجوی خود را به صورت رایگان در اختیار شرکت‌های بزرگ گذاشت، به شرطی که آن‌ها اجازه دهند گوگل در کنار نتایج جستجو تبلیغات کند. بعد گوگل جی‌میل را به صورت رایگان و با امکاناتgoogle-logo فوق‌العاده ارائه داد. باز هم رایگان به شرط تبلیغ. بعد گوگل Google Office را به صورت رایگان (و برای شرکت‌ها بسیار ارزان) ارائه می‌دهد و عملا قصد دارد به روش ناجوانمردانه‌ای مایکروسافت را نابود کند. چون مدل تجاری مایکروسافت به درآمد ناشی از فروض محصولات Office وابسته است.

گوگل (یا نظایر آن) می‌تواند این‌کارها را امروز انجام دهد و رقبایش را ضعیف یا نابود کند، اما در آینده چطور؟ پس از پیروزی و حذف رقبا تکلیف رقابت و نوآوری چه می‌شود؟ آیا این یک قمار خطرناک برای کابران نیست؟ این روش پیروزی در رقابت عادلانه و درست نیست. موضوع این نیست که محصولات گوگل در حال حاضر عالی و سبک هستند، موضوع این است که این‌‌نوع رقابت و این فلسفه به انحصار و حذف رقبا و در نهایت ضرر کابران و مردم می‌انجامد.

نسل رایگانjumping-kids

نسل جوان و جدیدی که با فن‌آوری‌های چندین سال اخیر رشد می‌کند انتظار دارد همه چیز رایگان باشد و این واقعیت سنتی که باید برای برخی از خدمات هزینه پرداخت کرد در ذهنش شکل نمی‌بندد. آیا این خطرناک نیست؟ لباس رایگان نیست، غذا رایگان نیست، چرا همه خدمات در وب باید رایگان باشد؟ نسلی که به همه چیز به صورت رایگان نگاه کند دچار پارادکوس نمی‌شود؟

نتیجه

به جز موارد استثنایی هیچ‌‌چیز رایگان نیست. اگر جایی دیدید که غذای رایگان می‌دهند، به احتمال زیاد «چیز دیگری» هم در کنار آن است. در محیط وب هم همین است. اگر چیزی رایگان است، «چیز دیگری» هم در کنارش است. «کتابخانه‌های عمومی» رایگان هستند، چون ما «مالیات» پرداخت می‌کنیم. نرم‌افزارها و خدمات شرکت‌ها چطور؟‌‌ آیا برای آن‌ها نباید پرداخت کرد؟  آیا ارائه محصولات رایگان به منظور «حذف رقبا» درست است؟

پی‌نوشت: موضوع حذف رقبا به شیوه‌های ناجوانمردانه، فقط دغدغه سال‌های اخیر و ظهور وب نیست. این دغدغه‌ از قرن‌های پیش و از روزهای اول ظهور جهان سرمایه‌داری در ذهن «علاقه‌مندان به بشریت» و نه «پرستش‌کنندگان سود» به صورت یکی از مهمترین «ایرادات نهادینه‌  مدل سرمایه‌داری» بارها و به شیوه‌های مختلف مطرح شده است.

یک کهکشان پر از مردم

همانطور که در این بلاگ قبلا نوشته‌ام و باز هم خواهم نوشت، وب در حال گذر از وب «مولف‌ها» به وب «کاربران ِ مولف‌»ست. یعنی من و شمایی که تا دیروز فقط می‌توانستیم مطالب را بخوانیم و به اصطلاح فقط کاربر بودیم، کم‌کم نقش پررنگ‌تری در «تولید محتوی» در وب بازی می‌کنیم. این یعنی نابودی قابل پیش‌بینی «انحصار رسانه‌ای» که حق مردم جهان برای دسترسی آزاد و درست به اخبار و حقایق را زیر سئوال برده است. این یعنی چشم‌انداز نزدیک‌تری به صلح و آرامش در سطح جهان چرا که مهمترین بسترساز «ماشین‌ اقتصادی-نظامی» اقلیت حاکم بر جهان همین «انحصار رسانه‌ای» است. این یعنی افق روشن‌تر برای مردم جهان که تشنه صلح و آرامش هستند.

media-monoply

همه ما می‌توانیم کاربرمولف باشیم

گمان نکنید برای «تولید محتوی» کردن حتما باید نویسنده بلاگ باشیم، چند نمونه از نحوه «تولید محتوی» در «وب نوین»:

1. خواندن خوراک وب‌گاه‌ها یا بلاگ‌های دیگر
2. به اشتراک گذاشتن خوراک‌ها با دیگران در گوگل‌ریدر یا نظیر آن
3. ارسال لینک‌های جالب به بالاترین، خوشمزه‌ها، دیگ و …
4. ارسال فیلم‌ها یا عکس‌هایی که از موضوعات مختلف می‌گیرید به وب‌گاه‌هایی نظیر YouTube یا Flickr
5. مشارکت در «نظر سنجی‌های تحت وب»
6. نوشتن کامنت پای مطالب جالب
7. ایجاد ارتباطات مجازی و تشکیل شبکه‌های اجتماعی تحت وب در سایت‌هایی مانند فیس‌بوک، مای‌سپیس، ارکات و …
8. اکتفا نکردن به منابع خبری تجاری و استفاده روزافزون از منابع خبری دیگر (alternative media) برای دسترسی «واقع‌بینانه‌تر» و «انسانی‌تر» به رویدادها و اخبار جهان.
9. استفاده از امکانات روزافزون «وب» برای ارتباط با «آدم‌های دیگر»، «فرهنگ‌های دیگر»، «رنگ‌های دیگر»، «زبان‌های دیگر» برای گسترش و تعمیق دیدگاه و جهان‌بینی انسانی‌مان.
10. شما بگویید…
100. شما بگویید…
1000. شما بگویید…

دهکده جهانی یک کهکشان پر از مردم

در کل می‌توان گفت هرگونه ورودی (input) از طرف شما در وب، به نوعی «تولید توسط شما» محسوب می‌شود. با همکاری و مشارکت بیشتر با یکدیگر، حرکت به سوی «وب نوین» و «وب کاربران مولف» را سرعتglobalvillage بخشیم. به این امید که روزی طاعون انحصار رسانه‌ای گریبان جامعه بشری را رها کند.

این یک کار گروهی عظیم است که به اعتقاد من می‌رود که آینده بشریت را عوض کند، همانطور که روزگاری اختراع صنعت چاپ و ظهور «کهکشانِ گوتنبرگ» سرنوشت بشریت را تغییر داد. سال‌ها بعد «اینترنت» به درستی اغلب پیش‌بینی‌های مک‌لوهان درباره «دهکدهٔ جهانی» را محقق ساخت. آیا ظهور «وب نوین» تعمیم این مفهوم به «کهکشانِ کاربرانِ مولف» نیست؟

با تشکر از یک‌فتحی عزیز که مرا هول داد که بنویسم. چون امروز کمی خسته بودم…

مطالب «بامدادی» را از طریق خوراک‌خوان دریافت کنید.

تحقیر مایکروسافت در صفحات راهنمای گوگل

لحن تحقیر‌آمیز گوگل در رابطه با مرورگر وب مایکروسافت، مرا به یاد صحبت معلمی می‌اندازد که در وصف هنر آموزشیش روزی گفت: «ببین من چقدر خوب درس دادم، حتی فلان شاگرد ِ خنگ هم مطلب را گرفت». گوگل هم انگار می‌خواهد بگوید، «گوگل‌ریدر خیلی محصول خوبی است، چون حتی با مرورگر ِ «خنگ» مایکروسافت هم کار می‌کند! ولی ما البته توصیه می‌کنیم از مرورگر دیگری استفاده کنید!».

این مطلب ترجمه بخشی از صفحه راهنمای گوگل‌ریدر است:

نیازهای سیستمی (system requirements) برای استفاده از گوگل ریدر چیست؟

برای داشتن بهترین تجربه کاربری، گوگل‌ریدر به یک مرورگر به روز و جدید نیاز دارد. ما فایرفاکس یا سافاری را توصیه می‌کنیم، اما اینترنت اکسپلورر هم کار می‌کند. […]

نکته:‌ نشانی این صفحه راهنمای گوگل‌ریدر را دوست خوبم آدینا (Adina  dot ir at gmail dot com به من داد که متاسفانه وب‌لاگی از او ندارم که در این‌جا لینک بدهم.

آرزوهای یک کاربر پرتوقع گوگل‌ریدر

همانطور که می‌دانید اخیرا شرکت NewsGator نرم‌افزار خوراک‌خوان پرطرفدار و پرقدرت فیددیمون FeedDemon را رایگان کرده است. طبیعتا من بلافاصله آن‌را نصب کردم و مجذوب سادگی و در عین حال غنای این محصول شدم. به خصوص برای مدیریت تعداد بسیار زیاد خوراک فوق‌العاده است. GoogleReader-FeedDemon

اما مشکل این‌جاست که این محصول با GoogleReader هماهنگ نمی‌شود و امکان Share کردن در GoogleReader چیزی نیست که بشود به این سادگی از آن گذشت. من به عنوان یک کاربر پرتوقع! دلم می‌خواهد بتوانم به طور همزمان از هر دوی این محصولات استفاده کنم ولی در عین حال دلم می‌خواهد اگر پستی را در فیددیمون به اشتراک گذاشتم در ریدبرنر شناخته شود. راه حل چیست؟

راه حل این است که یک آدم یا شرکت مبتکر و زرنگ مثلا همین الکساندر موسس ریدبرنر ReadBurner خودمان پیدا بشود و این‌دو را به هم وصل کند! فکرش را بکنید چه خبر خواهد شد! قدرت و محبوبیت فیددیمون و قابلبت‌های گروهی گوگل ریدر. معماریش چیزی شبیه به نمودار سمت چپ می‌شود.

گام بعدی هم این است که ریدبرنر به یک Shared Feed Aggregator کامل تبدیل شود و علاوه بر نیوزگیتور و گوگل‌ریدر، لینک‌های به اشتراک گذاشته شده را از فیدخوان‌های دیگر هم گردآوری کند! در این صورت ریدبرنر یک دیگ بدون رقیب خواهد شد!

کاربران می‌توانند در نمایه یا پروفایل خود در ریدبرنر حساب گوگل‌ریدر و نیوزگیتور خودشان را معرفی کنند. بعد شروع کنند به کار کردن با فیددیمون. هر پستی را که Share کنند به صورت خودکار از طریق ریدبرنر شناسایی می‌شود و به فهرست اشتراکی‌ها اضافه می‌شود.

برنامه خوراک‌خوان فیددیمون را از این‌جا دریافت کنید.

چرا عاشورا خطرناک است

در ارتباط با تلخ‌نوشته شاتوت و تحلیل کوتاه سارای عزیز

مراسم سوگواری برای «امام حسین» در فرهنگ ایران و ایرانیان بسیار ریشه‌دار است و در گذر زمان به صورت یک آیین فراگیر مردمی درآمده است. علت ریشه‌دار بودنش هم مظلومیت ملت ایران در طول تاریخ پر فراز و نشیب آن است که به صورت سوگواری برای شخصیتی که سمبل «آزادگی» و «مظلومیت» می‌دانندش تجلی کرده است. ahura-down-with-shah

و دقیقا علت این‌که حاکمیت با تمام وجود می‌خواهد این مراسم را تحت کنترل خود داشته باشد همین است. چون به هیچ عنوان مایل نیست این آیین عمیقا ریشه‌دار مردمی رنگ‌بویی فراتر از «سینه‌زنی» و «اطعام» به خود بگیرد و به فریادی برای آزادی‌خواهی تبدیل شود.

در کشور ما که یک سیستم «اقتدارگرا» بر آن حاکم است،‌ «عاشورا» هم مثل آیین‌های فراگیر دیگر نباید «مردمی» باشد. چرا که هیچ چیز به اندازه یک سنت ریشه‌دار و بسیار فراگیر که در بطن خود نیز «آزادی‌خواهی» آن‌هم به شیوه مظلومانه و دفاعی «امام حسین» را نهفته داشته باشد و از«کنترل» نیز خارج شده باشد، «خطرناک» نیست.

حتی «تکیه‌ها»،‌«دسته‌ها» و «مداح‌ها» که سابقا به صورت کاملا «خودجوش» و «مردمی» تشکیل می‌شدند این روزها توسط «گروه برگزیده» هدایت و مدیریت می‌شوند (به ویژه در مناطق شهری و پر جمعیت‌تر که «خطر مردم» بیشتر است.)

عاشورا «خطرناک» است بنابراین باید زیر نظر «اقلیت حاکم» و وابستگان آن‌ها برگزار شود. باید از پایگاه‌ها و مراکز «ویژه» و با «چیدمان» معین و مشخص کنترل و محدود شود، نکند این شور گرم و دامن‌گیر آزادی‌خواهی ناگهان به انفجار خشم یک ملت سرکوب شده تبدیل شود.

«عاشورا» شاید محدود و کنترل شود. «آزادی‌خواهی» و «مظلومیت» مردم ایران اما «فراموش» نخواهد شد. فراموش نکنیم تاریخ فراز و نشیب بسیار دارد و مردم مظلوم این سرزمین نیز «گرگ باران دیده‌‌اند».

ایرانی‌ها گوگل‌ریدر اشتراکی را قبضه کرده‌اند

ReadBurner_1200654787500
اگر فرض را بر این بگیریم که معمولا ایرانی‌ها از بالاترین و دودردو فارسی استفاده می‌کنند و لینک‌‌های ارسال شده در آن‌ها را در گوگل‌ریدر به اشتراک می‌گذارند، آمار وب‌گاه ریدبرنر در زمینه حضور ایرانیان در گوگل‌ریدر اشتراکی خیره کننده است! البته راستش این آمار ظاهرا مربوط به کسانی می‌شود که فید خود را درریدبرنر ثبت کرده‌اند و ظاهرا به لطف حضور دکترهای وبلاگستان فارسی جناب مزیدی و یک پزشک ، ایرانی‌ها از این محصول بیشتر استفاده می‌کنند.

کاربران غیرایرانی که باید پذیرفت تعدادشان به مراتب بیشتر از کاربران ایرانی‌ست، ظاهرا از امکان «به اشتراک گذاشتن» در گوگل‌ریدر و عضویت در ریدبرنر چندان استفاده نمی‌کنند. برخلاف کاربران ایرانی. نه اجازه دهید بگویم «کاربرمولف‌های ایرانی». با توجه به ضریب نفوذ اندک اینترنت در ایران،‌ حضور پر رنگ ایرانیان در «تولید گروهی» جالب توجه است (من به اشتراک گذاشتن لینک‌ها را نوعی همکاری و تولید گروهی می‌دانم).

در همین زمینه:

حتما از وب‌گاه ReadBurner استفاده کنید. در این‌‌ وب‌گاه می‌توانید از آخرین وضعیت پست‌های به اشتراک‌ گذاشته شده توسط گوگل‌ریدر باخبر شوید. قسمت فارسی آن نیز جالب توجه تر است: پست‌های فارسی محبوب روز، پست‌های فارسی محبوب هفته، پست‌های فارسی محبوب همه دوران!

همچنین وب‌گاه SharedReader نیز همین کار را انجام می‌دهد. البته راستش من تا الان که داشتم تستش می‌کردم هنوز مشکل داشت و نتوانستم درست و حسابی واردش بشوم. به هر حال فلسفه‌اش مثل همان ریدبرنر است و لینک‌های اشتراکی در گوگل‌ریدر را تعقیب می‌کند.

داستان معجزه‌ای که معجزه نبود

ماجرای تلخ «سارا» را که با نثر روایی شیرینش تعریف کرده بود خواندم و یاد یک داستانی واقعی افتادم که برای یکی از آشنایان پیش آمده است:

دو تا خواهر بودند که پا سن گذاشته بودند. خواهر بزرگ فرزندی نداشت و از فرط کهولت به سختی چشمانش می‌دید و به خصوص نمی‌توانست درست راه برود. خواهر کوچک‌تر اگر چه مسن بود ولی سرپا بود و حسابی با انرژی! بستگان نزدیک تصمیم می‌گیرند آرزوی دیرینه این دو خواهر را که زیارت امام رضا بود برآورده کنند و دسته‌جمعی به مشهد می‌روند. چون خواهر بزرگه نمی‌توانست راه برود تصمیم گرفتند برایش صندلی چرخ‌دار بگیرند. اما خواهر کوچیکه با این‌که می‌توانست راه برود شروع کرد به بهانه‌گیری که برای من هم صندلی چرخ‌دار باید بگیرید! (گاهی اوقات آدم‌های مسن اینطوری می‌شوند!)miracle_cartoon

دو پیرزن سوار بر صندلی چرخ‌دار وارد حرم امام رضا می‌شوند. اما خواهر کوچیکه ناگهان هیجان امام رضا ورش می‌دارد و از روی صندلی‌چرخ‌دار بلند می‌شود و داد می‌زند‌:‌ «ای امام رضا جان!»

مردم بی‌خبر از ماجرا گمان می‌کنند پیرزن فلج بوده و امام رضا شفایش داده و ناگهان ولوله‌ای در فضای حرم ایجاد می‌شود و همه صلوات می‌فرستند و دعا می‌خوانند و می‌خواهند به این معجزه مسلم نزدیک شوند و به آن دست بزنند.

معجزه واقعی البته بعد اتفاق می‌افتد: بعد از حدود یک ساعت تلاش و تقلا بستگان و اقوام بالاخره موفق می‌شوند پیرزن نیمه‌جان را از زیر هجوم و فشار جمعیت «مسلمان» خارج کنند.

در چنین مواردی اگر هزار نفر شاهد عاقل و بالغ شهادت دهند که این خانم از اول سالم بوده و به خاطر هوس روی صندلی‌چرخ‌دار نشسته بوده، کسی باور نمی‌کند که هیچ، حتی ممکن است به جرم انکار معجزه بلایی هم سرش بیاورند!

نکته: اضافه کنم قصدم از این نوشته کوتاه به هیچ‌وجه تحقیر احساسات مردم ساده‌دل نیست. خواستم تاکید کنم اگر کسی خرده شیشه داشته باشد و اندکی رندی، چقدر ساده می‌تواند از احساسات مذهبی مردم عوام سوءاستفاده کند. فکر کنم همه می‌دانیم از چه چیز صحبت می‌کنم…

انتخاب خودکار بهترین پست‌های وب‌لاگستان

همانطور که قبلا در مطلب «به خودتان رحم کنید و از AideRSS و گوگل‌ریدر استفاده کنید» نوشتم با توجه به گسترش روزافزون کمیت و کیفیت وب‌لاگ‌های فارسی، روز به روز امکان پی‌گیری و مطالعه آن‌ها دشوارتر می‌شود. حتی با استفاده از فید وب‌لاگ‌ها یا سرویس‌های جالبی مانند دودردو، باز هم فیدخوان‌ها از تعدد نوشته‌ سرریز می‌کنند. برای کاربرانی که وقت محدودی در شبانه‌روز را برای مطالعه وب‌لاگستان اختصاص داده‌اند، شاید مناسب‌تر باشد به جای این‌که فهرست بلندبالای پست‌های جدید همه وب‌لاگ‌ها را ورق بزنند، نگاهی به «گزیده»های هر وب‌لاگ داشته باشند. یعنی فقط بهترین پست‌های هر وب‌لاگ را ببینند. (معیار گزینش، مقایسه پست‌های یک‌وبلاگ با سایر پست‌های همان وب‌لاگ می‌باشد. به این ترتیب بهترین پست‌های هر وب‌لاگی شانس نمایش داده شدن را خواهند داشت.)

با استفاده از وب‌گاه جالب AideRSS می‌توان پست‌های یک وب‌گاه را بر اساس معیار PostRank طبقه‌بندی کرد. تصمیم گرفتم گزیده‌ای از پست‌های وب‌لاگ‌های فارسی را از طریق AideRSS انتخاب کرده و فیدش را در این وب‌لاگ قرار دهم.

بهبودسازی روش تعیین فید برگزیده

ابتدا تصور من بر این بود اگر فید وب‌لاگ‌های تجمعی مانند دودردو فارسی یا لینک‌های اشتراکی خودم در گوگل ریدر را در AideRSS قرار دهم، چکیده‌ جالبی از همه پست‌های وب‌لاگستان که در دودردو هستند را خواهم داشت. اما با توجه به این‌که AideRSS پست‌های هر منبع را با سایر پست‌های همان منبع مقایسه می‌کند، نتیجه کار روی فیدهای تجمعی مانند دودردو فارسی خوب از آب در نمی‌آید. بنابراین تصمیم گرفتم فید وب‌لاگ‌ها را به صورت منفرد توسط AideRSS گزینش کنم و محصول نهایی را در فیدبرنر بسوزانم. این‌کار نتیجه بهتری داد که الان هم در دسترس شماست. به این وسیله مشکل پست‌های تکراری هم حل شد، چون کلیه منابع متمایز و یکتا هستند.

تا این‌ لحظه 200 وب‌لاگ

در حال حاضر حدود 200 وب‌لاگ فارسی را که در چند هفته اخیر بیشتر فعال بوده‌اند و به خصوص به صورت نسبی پست‌هایشان در وب‌لاگستان مورد توجه قرار گرفته است را به این مجموعه اضافه کرده‌ام. فهرست این وب‌لاگ‌ها را با فرمت OPML می‌توانید از اینجا دریافت کنید. البته این فهرست در حال اضافه شدن است.

وب‌لاگ شما چطور؟

در صورتی که تمایل دارید وب‌لاگ شما نیز به این فهرست اضافه شود به من اطلاع دهید. البته اضافه شدن وب‌لاگ شما به این معنی نیست که پست‌های شما در «فید برگزیده وب‌لاگستان فارسی» لزوما دیده خواهند شد. چون انتخاب بهترین فیدهای شما به صورت خودکار انجام می‌پذیرد و بستگی به تعداد کامنت‌ها، تعداد دنبالک‌ها، تعداد ارسال‌ها به del.ico.us یا digg و سایت‌های مشابه دارد.

بخش بزرگی از وب‌لاگ‌ها لینک فید ندارند

متاسفانه هنوز بخش بزرگی از وب‌لاگ‌های فارسی و حتی تعداد قابل توجهی از وب‌لاگ‌های مشهور هنوز لینک فید نوشته‌های خود را در وب‌لاگشان قرار نداده‌اند. بسی جای تاسف است و فکر می‌کنم درباره اهمیت «فید» و «فیدخوان»ها اطلاع‌رسانی به مراتب بیشتری لازم است.

نظرات شما

اگر علاقه‌مند هستید فید بالا را آزمایش کنید. یا خودتان در AideRSS فید مشابهی درست کنید و امکانات مختلف آن‌را بررسی کنید. و در صورت امکان لطف کنید و نظرات خود را به من نیز بگویید.